printlogo


کد خبر: 197755تاریخ: 1397/6/7 00:00
اپیزود سوم از فصل تازه مورینیو

شهبد پورصفر: ۳ بازی و ثبت 2 باخت. پیش‌بینی روزهای سخت منچستر آسان بود، همین‌طور حدس زدن این موضوع که کدام بازیکن به بن‌بست احساسی رسیده. برای مورینیو اینگونه نبود، او بعد از تعریف از عملکرد پوگبا نشان داد هنوز قوانین جنگ روانی را فراموش نکرده. برعکس تمام آشوب‌‌های پیرامون منچستر، تاتنهام با آرامش و به دور از هر درگیری پا به اولدترافورد گذاشت. اگر مورینیو در خرید چند بازیکن ناکام بود، این تاتنهام پوچتینو بود که بدون خرید حتی یک بازیکن از 3 بازی در لیگ، 9 امتیاز به دست آورده. پس مشکل یونایتد از کجاست؟
نبود ذهنیت درست
بازی برایتون اوج نشان دادن همین نکته بود. مثالی بارز از ذهنیت شاگردان مورینیو. آلن شیرر با گفتن این جمله که «یونایتد احتمالا معنی جنگیدن را در این فصل فراموش کرده»، عمق فاجعه را نشان داد. برایتون با بازیکنان گمنام طوری برای هر توپ جنگید که انگار در یک فینال قرار گرفته است. اینکه وظیفه یک مربی است تا ذهنیت و آرامش روانی را به تیم بازگرداند حرفی کاملا منطقی است اما اگر آن مربی مورینیو باشد این قضیه صدق نمی‌کند. صحبت‌‌های او نشان از این دارد که هیچ کس حرف او را گوش نداده.
واژه «من» عملا از سوی وودوارد نقض شده و حتی حرف‌‌های بعد از این شکست نیز بازتاب همین رفتار خاص مورینیو است. حال بزرگ‌ترین دشمن یونایتد نه در بیرون بلکه در داخل تیم شکل گرفته؛ با جبهه گرفتن علیه پوگبا و مارسیال، با صحبت‌‌های کنایه‌دار علیه وودوارد.
پیش‌فصل فاجعه‌بار
مورینیو همیشه پیش‌فصل را به منظم‌‌‌‌‌ترین حالت ممکن طراحی و آن را پیاده‌‌سازی می‌کند. پیش‌فصل به‌قدری برای مورینیو اهمیت دارد که حتی از رفتن به جشن فارغ‌التحصیلی دخترش منصرف شد. او پلن‌‌های آماده‌‌سازی را موبه‌مو به دستیارانش شرح می‌دهد تا جایی کار لنگ نزند. اما این فصل اوضاع کمی متفاوت بود. بعد از جام‌جهانی و درست در حیاتی‌‌‌‌‌ترین فصل مورینیو، نفرات اصلی تیم غایب بودند. سانچز با مشکل عجیب ویزا مواجه شد و دیرتر به تمرینات اضافه شد، مارسیال که حتی در جام‌جهانی هم حضور نداشت به‌خاطر به دنیا آمدن فرزندش دیرتر از همه بازیکنان تمریناتش را آغاز کرد. نبود بیش از 9 بازیکن فیکس، تمام برنامه‌‌های مورینیو را به هم ریخت. در چنین موقعیتی شاگردان پپ، پوچو و امری منظم‌‌‌‌‌ترین برنامه آماده‌‌سازی را دنبال کردند.
نبود دستیار 17 ساله
جدایی روی فاریا اتفاق تلخی بود. او بعد از 17 سال عنوان دستیاری را به کریک واگذار کرد. روی فاریا غیر از مسائل فنی، با صحبت‌‌های خود و کنترل کردن اوضاع، بار منفی را از روی دوش مورینیو برمی‌داشت. فاریا استاد پیدا کردن راه‌حل حین بازی بود. اینکه آیا کریک، نه به سطح و دانش فنی روی فاریا اما در جایگاه یک دستیار مناسب است؟ پرسشی است که جوابی واضح دارد. نه!
بازی از دید فنی
مورینیو برای این بازی از چیدمان 1-1-5-3 استفاده کرد؛ اجازه دادن به لوک شاو و والنسیا برای اضافه شدن به حملات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این نوع از سازماندهی در آرسنال اونای امری هم استفاده می‌شود اما نکته بارز اینجاست که در حین جلو رفتن 2 بال، فضای خالی ایجاد شده پشت آنها توسط پوگبا و فرد پوشش داده می‌شود تا از طراحی ضدحملات حریف جلوگیری کند. نکته دیگر این تاکتیک هم پرس بالای شاگردان مورینیو بود. با اشتباهات مدافعان تاتنهام در دور کردن توپ و از دست دادن فرم و نظم، شاگردان ژوزه غیر از یکی دو موقعیت عملا از این شکاف نتوانستند بهره ببرند. در سوی مقابل پوچتینو تاتنهام را با انجام یکی دو تغییر روانه این میدان کرد. او از تک‌مهاجم بودن و شیوه
1-3-2-4 مرسوم خود دست کشید و حالت 2-1-2-1-4 با قرار گرفتن لوکاس مورا کنار هری کین را پیاده‌‌سازی کرد. تاکتیک هوشمندی بود. لوکاس مورا در زمان صاحب توپ بودن از سرعت بالایی برخوردار است و قرار گرفتن در بین فضایی که فیل جونز درآن حضور دارد، مسلم است که برتری از آن لوکاس مورا خواهد بود. (تعویض جونز و آمدن لیندلوف) روی فرم نبودن ماتیچ و ناشناخته بودن زوجش با فرد، باعث شد تا یونایتد از فضای عرض استفاده نکند. در واقع یکی از تاکتیک‌‌های مورینیو برای ضربه زدن به پوچتینو، جمع کردن میانه میدان و استفاده از فضای عرض و کانال‌‌های کناری بود. زدن 2 گل از لوکاس مورا و درخشش او در نیم فضاها و از جریان بازی خارج شدن لیندلوف و ناکامی در کنترل هری کین، نشان داد اصرار مورینیو برای خرید دفاع مرکزی سطح بالا اصلا بیهوده نبوده. بعد از اشتباهات 2 مدافع، نمای کلوزآپ از چهره وودوارد هم دیدنی بود. ناکامی زوج اریک بیلی و لیندلوف در بازی با برایتون و اسمالینگ و جونز در این بازی تداعی‌کننده پایه‌‌های لرزان منچستریونایتد  مورینیو  است.
 


Page Generated in 0/0033 sec