|
1
|
|
2
3 |
|
4 |
|
5
12 |
|
6 |
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
چشم در چشم مردم
امام كانديداي بيبيسي نبود
پاسخ حقوقی به یک شبهه غیرحقوقی
آيت الله آملي لاريجاني: نظر شوراي نگهبان فصلالخطاب است
دوباره نگاه کنید
هنوز هم ميگوييم «وحدت»
افزایش دزدی
در جشنواره کن
تقدیر نمایندگان از شورای نگهبان
فیلمبرداری در اشرف، پخش در ایران
نامهنویسی جواب نمیدهد !
فضاحت و فساد در بیبیسی فارسی حدی ندارد
عصبانيت كاخ سفيد
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
مراسم قرعهكشي جدول پخش برنامههاي نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري فردا در صدا و سيما برگزار ميشود
چشم در چشم مردم
وطن امروز: از روز گذشته و پس از اعلام رسمي اسامي افراد تاييد صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان، تبليغات اين كانديداها رسما آغاز شد. روز گذشته دبیر هیات اجرایی مرکزی انتخابات از آغاز فعالیت تبلیغات انتخابات کاندیداهای ریاستجمهوری تا صبح روز ۲۳ خرداد، خبر داد و گفت: مردم هشیار ایران اسلامی با حضور گسترده پای صندوقهای رأی جهانیان را مبهوت خواهند کرد. سید صولت مرتضوی، دبیر هیات اجرایی مرکزی انتخابات و رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در گفتوگو با تسنیم، گفت: بر اساس قانون انتخابات ریاست جمهوری فعالیت تبلیغاتی کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری رسما از تاریخ اعلام اسامی آنها توسط وزارت کشور آغاز میشود، لذا با توجه به انتشار اسامی کاندیداهای احراز صلاحیتشده در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، کاندیداها از هماکنون میتوانند تبلیغات رسمی خود را آغاز کنند. وی افزود: با استناد به ماده 66 قانون انتخابات ریاستجمهوری، کاندیداها فرصت دارند تبلیغات خود را تا 8 صبح روز پنجشنبه 23 خرداد ادامه دهند. مرتضوی با تاکید بر اینکه، «امیدواریم کاندیداها با التزام به قانون و اخلاقمداری سهم خود را در برگزاری جشن ملی در 24 خرداد ایفا کنند»، اظهار داشت: مردم هوشیار ایران اسلامی با حضور گسترده پای صندوقهای رأی جهانیان را مبهوت خواهند کرد.
قرعهكشي برنامههاي تلويزيوني كانديداها
در جلسهای با حضور رئیس ستاد انتخابات رسانه ملی، زمان ضبط نخستین برنامههای تبلیغاتی کاندیداهای ریاستجمهوری تعیین شد. به گزارش فارس، با حضور مجید آخوندی، رئیس ستاد انتخابات رسانه ملی و نمایندگان نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاستجمهوری، زمان ضبط نخستین برنامه انتخاباتی نامزدها مشخص شد. بنا بر این گزارش، مقرر شد از روز جمعه سوم خرداد نامزدهای انتخابات در یک برنامه نیم ساعته تلویزیونی و یک برنامه نیم ساعته رادیویی به معرفی خود و برنامههای انتخاباتیشان بپردازند. همچنین مراسم قرعهکشی جدول پخش برنامههای نامزدها روز جمعه سوم خرداد ساعت 16 با حضور نامزدها در محل صدا و سیما برگزار میشود. مقرر شد نخستین مستند نیم ساعته نیز که تولیدی خود نامزدهاست تا ساعت 10 روز سهشنبه هفتم خرداد به دبیرخانه ستاد انتخابات رسانه ملی تحویل داده شود.
امام كانديداي بيبيسي نبود
حسين قدياني
باز هم پیشبینی ما درست از آب درآمد. ما از قبل گفته بودیم و پیشبینی کرده بودیم شورای محترم، دقیق و دشمنشکن نگهبان، عمل به مر قانون میکند... و کرد! انصافا خوب و قانونی و تاریخی! فرق دارد پیشبینیهای ما با پیشبینیهای آقای رفسنجانی. عالیجناب، اغلب مواقع، فتن ناساز خود را به شکل سرگشاده پیشبینی میکند و حقا که باید شک کرد در قوه عاقله آن که کارهای دانسته خود را از قبل، پیشبینی میکند! ما اما بر اساس شواهد و قرائن، بارها و بارها پیشبینی کرده بودیم که این بار شورای نگهبان، بیش از همیشه، عمل به مر قانون میکند و مچ قانون را به نفع مصلحت، یعنی اتفاقا به نفع دانهدرشتهای پرادعا و همواره نق زن، نمیخواباند. شکر باید گفت خدا را به خاطر این شورای نگهبان. جای سپاس است و تمجید. شورای نگهبان کار خود را به خوبی انجام داد، اینک اما باید دید نگهبان خود شورای نگهبان کیست؟! در وهله اول، خداوند منان، بعد هم ولایت و ملت. آرامش و امنیت و لطف و صفای این روزهای میهن سرافراز ما، یعنی مردم نیز مثل شورای نگهبان، مدافع حریم قانونند و از عمل شورا به مر قانون، دفاع میکنند. ما البته این را نیز از قبل پیشبینی کرده بودیم که مصلحت عمومی همگان، اتفاقا از راه عمل به مر قانون میگذرد و بس. سود در قانونگرایی است. رفاه و آرامش و امنیت در قانونگرایی است. کسانی که خود را برتر از قانون میدانند، همان افرادیاند که خیال میکنند «بابای انقلاب»اند! در منظومه انقلاب اسلامی، آنقدری که ما فهمیدهایم هم خمینی و هم خامنهای، اول از همه، خود عزیزشان، تابع و مطیع قانون بودهاند. وقتی مشی ولی فقیه «قانونگرایی» است، حساب کار باید دست دیگران آمده باشد. صرفنظر از آحاد مردم و اغلب گروههای سیاسی، بعضیها کانه طلبکارند از شورای نگهبان! چرا؟ گناه شورا چیست؟! حداقلیترین، دمدستترین و نازلترین خواهش قانون از شورای نگهبان، این است که صلاحیت نامزد بیبیسی احراز نشود. این، کف قانونگرایی است، نه منتهای آن. به چه چیزی معترضند عدهای؟! چه میخواهند از جان قانوني که پایش 300 هزار خون ریخته شده؟! چرا قانون را میزنند؟! نکند خود را «بابای قانون» هم میدانند؟! دیروز یکی از همین جمع بیقانون، گفته بود؛ «اگر امام هم با نام مستعار در انتخابات نامزد میشد، شورای نگهبان، صلاحیتش را احراز نمیکرد!» دیگری از ولیفقیه خواسته بود، «آقای رفسنجانی را به جمع نامزدها برگرداند تا ولایتفقیه را یک بار دیگر عینیت بخشد!» ما جواب داریم به این حرفها و اگر شورای نگهبان، نگهبان قانون است، ما جلو میآییم و سینه خود را سپر میکنیم و از یکایک اعضای شورا دفاع قانونی میکنیم. اولا؛ امام، «روح الله» بود و هرگز نیازی به اسم مستعار نداشت! ثانیا؛ این فقط «اسم» نیست که میتواند گاهی «مستعار» باشد! ما «رسم مستعار» هم داریم! رسم مستعار، یعنی همین رسم آقای رفسنجانی! این رسمش نیست که بعضیها نان امام را بخورند اما سود به جبهه بیبیسی برسانند. ثالثا؛ امام، این همه مثل بعضیها چشم به انواع پست و اقسام صندلی نداشت که حتی در اوج پیری هم، نامزد پستهایی شدهاند که از عهدهشان خارج است! امام، خود آخر عقل بود و در پیری به سرش نمیزد که رئیس قوه مجریه شود! رابعا؛ آیا نستجیربالله، روحالله هم با آمدنش، قند در دل بیبیسی آب میکرد یا سیلیهای خمینیوار در گوش شیاطین میخواباند؟! امام هم آیا «نامزد بیبیسی» بود؟! خامسا؛ امام، کی و کجا به شورای نگهبان گفته که، «اگر من آمدم و نامزد شدم، صلاحیت مرا باید تایید کنید؟!» امامی که ما میشناسیم، علیالدوام به شورای نگهبان، نشانی قانون را میداد، نه آدرس جماران را. امام به شورای نگهبان، با عمل قانونگرایانه خود میگفت؛ اگر میخواهید دم مرا هم ببینید، بروید دم قانون را ببینید. رهبر هم امروز، نشانی بیت رهبری به شورا نمیدهد، میفرمایند؛ قانون. حال، سوال اساسی اینجاست؛ چرا بعضیها به شورای نگهبان، به جای آدرس قانون، نشانی نیاوران -بخوانید نشانی بیبیسی!- را میدهند؟! مگر آقای رفسنجانی، از امام و «آقا»، از قانون، بزرگترند؟! سادسا؛ عینیت ولایتفقیه، در این است که ولی فقیه، حتی خود را نیز زیرمجموعه قوانین کشور تعریف میکند. عینیت ولایتفقیه، «عینیت قانون» است، نه «عینیت دیکتاتوری». راستی، چرا باید به ولیفقیه فشار بیاوریم که از عمل به مر قانون شورای نگهبان کوتاه بیاید؟! اصل چنین فشاری، قانونگرایی و امامگرایی است یا منش دیکتاتوری؟! این همه دارید دم از امام میزنید، اما غافلید که خمینی میگفت، «هر جا دشمن دارد از شما تعریف میکند، در درستی راهتان شک کنید». آقای رفسنجانی باید در درستی راهش شک کند، نه جناب جنتی. این هر دو، سن و سالی پشت سرشان هست اما یکی مغضوب بیبیسی، یکی محبوب بیبیسی. یکی دارد عمل به مر قانون میکند، یکی با 80 سال سن، هنوز هم نامزد انتخابات ریاستجمهوری میشود! به قانون هم کاری نداشته باشیم، این سن، شاید هنوز برای خنده نشاندن بر لب بیبیسی جواب دهد اما برای گرهگشایی از کارهای بر زمین مانده مردم، سن مناسبی نیست! و لابد سن مناسبی نیست که «م ـ ه» خود را رئیسجمهور «دولت رفسنجانی» میداند! دیروز، یکی از جراید نوشته بود، «این گره با دست رهبر باز میشود!» نخیر عزیزان! اصولا گرهای وجود ندارد که بخواهد با دست رهبر باز شود. قانون، گره را باز کرد! تمام شد! من البته دریغم میآید که نام این روزنامه زنجیرهای را ببرم اما این همان روزنامهای بود که عصر اصلاحات مینوشت، «ولیفقیه ذیل قانون تعریف میشود».
سلمنا! لطف کنید و خود را نیز ذیل قانون، تعریف کنید. چرا فشار میآورید به علمدار؟! چرا؟! این همه اگر نظر و رای و راه رهبر برای شما گرهگشاست، پس چرا در سال 88 به سخنانش گوش فرا ندادید و از قانون، خروج کردید؟! حالا خامنهای شد خوب؟! حالا خامنهای شد مرجع حل مشکل؟! اصلا و اصولا مشکلی مگر هست؟! مشکلی هم اگر بود، قانون حلش کرد! تمام!
و اگر فکر میکنید ما از قانون، بت ساختهایم، سخت در اشتباهید. قانون، بت نیست؛ بت شکن است. و بت منیت را میشکند! بت بیبیسی را میشکند! برنخورد به شما این حرفها اما ما 300 هزار شهید ندادهایم که بیبیسی، مثل زمان شاه، کاندیدا داشته باشد در انتخابات!! ما اساسا به خاطر همین چیزها انقلاب کردهایم! و ما نیز مثل شما بر این باوریم که قانون انتخابات، وحی منزل نیست. فیالحال، مهمترین ایراد قانون انتخابات این است؛ «آن نامزدی که علیه نتیجه انتخابات، شورش سرگشاده میکند و بر خرمن 40 میلیون رای حماسی، آتش میزند، چرا باید حق ثبت نام برای نامزدی در انتخابات دیگر داشته باشد؟!»
***
ما اگر یک «اخلاق باخت» داریم و یک «اخلاق برد»، اخلاق دیگرمان باید «اخلاق تایید یا رد، یا اخلاق احراز یا عدم احراز صلاحیت» باشد. این همه را گفتم اما بیم ندارم که از قاطبه نامزدهای رد صلاحیت شده، که سخن بر مدار قانون راندند و کلاس بالای خود را نشان دادند، تشکر کنم. ما نه حب شخصی داریم، نه بغض شخصی. فیالحال، جناب رفسنجانی برای ما طبق قانون، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است. کاش آقای هاشمی قدر خود میدانست و وارد این فضا نمیشد. ما مسرور نمیشویم از اینکه مردان انقلاب، گاهی با دست خود علیه خود کار میکنند. چند روز پیش مادربزرگم میگفت: «ما یکسری 15 خرداد 42 شهید دادیم، یکسری قبل انقلاب، یکسری بعد انقلاب، یکسری زمان جنگ، و یک سری همین هستهایها... ما چند نسل مادر شهید و فرزند شهید و خود شهید عوض کردهایم... ما بچه شهید داریم با 50 سال، بچه شهید هم داریم در سن «علیرضا» و «آرمیتا»... هنوز اما آقای هاشمی نامزد انتخابات ریاستجمهوری است!! واقعا چه کسانی به ایشان مشورت میدهند؟! یعنی ایشان حواسشان نیست که با این حکم رهبر، با این همه سابقه، شأنی بالاتر از این دارند که نامزد انتخابات ریاستجمهوری شوند؟! والا ما از آن وقتی که یادمان میآید، ایشان نامزد انتخابات بوده تا الان...».
***
آهان! یادم رفت بنویسم؛ آقای جنتی! یادت میآید سالهای دور، در روزگار غربت «آقا روحالله»، رفتی و حکم مرجعیت ایشان را امضا کردی؟! آیتالله مبارز! اگر این روزها چشمت به آسمان افتاد، لبخند رضایت خمینی، نوش جانت... تبسم شهدا، نوش جانت... تویی که ما میشناسیم، نخستینبار نیست دق دادهای بیبیسی را.
پاسخ حقوقی به یک شبهه غیرحقوقی
سیروس محمودیان
یکی از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری کهصلاحیت وی به همراه حدود 650 نفر دیگر برای شورای نگهبان احراز نشده است، در يك بیانیه شبههآلود تبلیغاتی از رئیسجمهور بهعنوان «مجری قانون اساسی» درخواست مداخله مستقیم برای احراز صلاحیت ایشان کرده است. متقابلا رئیسجمهور نیز در دفاع زودهنگام از این کاندیدا که از بستگان ایشان است، اظهار داشته: «بنده ایشان را به عنوان فردی صالح، مفید و مومن برای کشور معرفی کردم و با شناخت کاملی که از ایشان داشتم این کار را انجام دادم. آقای... مظلوم واقع شد و معتقدم حق مظلوم در کشوری که ولایت فقیه دارد، در این سطح پایمال نخواهد شد و با وجود مقام معظم رهبری مشکلی پیش نخواهد آمد... من از طریق رهبری، کار را تا لحظه آخر تعقیب میکنم تا انشاءالله مشکل حل شود».
از اینرو چند نکته اساسی فراروی مخاطبان بویژه آقای رئیسجمهور قرار میگیرد:
1- سوال اساسی آنکه آیا رئیسجمهور از منظر قانونی و تحت عنوان «اجرای قانون اساسی» میتواند مستقیما در موضوع احراز یا عدم احراز صلاحیتها از سوی شورای نگهبان قانون اساسی، مستقیما و با وظایف مشخص قانونی ورود پیدا کند؟ در پاسخ باید گفت ملاحظه اصول 113 تا 151 قانون اساسی که وظایف رئیس قوهمجریه را بیان کرده، نشان میدهد در هیچ اصلی به شکل صریح یا ضمنی کمترین اشارهای به تکالیف یا مسؤولیتهای قانونی رئیسجمهور در مقابل تصمیمات شورای نگهبان نشده است، لذا تصور چنینی امکانی برای رئیسجمهور – آنهم با استناد به اصولی از قانون اساسی- محال ذاتی است.
2- طبیعی است که از منظر اغلب حقوقدانان و اندیشمندان حقوق اساسی استناد به اصل 113 درباره مسؤولیت مستقیم رئیسجمهور در اجرای قانون اساسی بدون مبنای قانونی – علمی بوده و اساسا یک شبههافکنی صرف انتخاباتی است. در بحث مسؤولیت رئیسجمهور در امر اجرای قانون اساسی باید گفت در ادامه همین اصل یک قید مهم عنوان شده است که نافی مسؤولیت رئیسجمهور در اين موضوع است: «رئیسجمهور... مسؤولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط میشود، بر عهده دارد.» لذا روشن است که قانونگذار مسؤولیت اجرای همه اصول قانون اساسی را به شکل تام و مطلق بر عهده رئیسجمهور نگذاشته، بلکه با عنوان قید «جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط میشود» بر این وظیفه رئیسجمهور تخصیص زده است.
3- شورای نگهبان طبق اصول متعدد قانون اساسی و به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی و تشخیص عدممغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با شرع و قانون تشکیل شده است که امر نظارت استصوابی بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاستجمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی را نیز بر عهده دارد. درباره وظایف و عملکرد شورای نگهبان باید گفت علاوه بر اصول 91 تا 99 قانون اساسی که وظایف این شورا بیان کرده است در 11 اصل دیگر از جمله اصول (4، 68، 69، 73، 108، 110، 111، 112، 118، 121، 177) نیز نام این شورا مورد اشاره قرار گرفته است. بدیهی است در هیچیک از این اصول حتی بهطور ضمنی کمترین اشارهای به مسؤولیت مستقیم و غیرمستقیم رئیسجمهور در امر نظارت بر عملکرد شورای نگهبان عنوان نشده است.
4- متقابلا در بند 6 اصل 110 قانون اساسی بهطور مشخص مسؤولیت نصب، عزل یا قبول استعفای فقهای شورای نگهبان بر عهده رهبری گذاشته شده است. طبیعی است که مطابق این تکلیف قانونی، بحث حق نظارت بر عملکرد و تصمیمات شورای نگهبان و عزل و نصب آنها بر عهده رهبری قرار میگیرد. بنابراین مبرهن است که رئیسجمهور نمیتواند در بحث اجرا یا عدم اجرای قانون اساسی توسط نهاد شورای نگهبان مداخله یا اظهار نظر نافذ قانونی کند چرا که وظیفه اجرای قانون اساسی بر عهده رئیسجمهور است، جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط میشود.
5- فارغ از بحث حقوقی اشارهشده باید متذکر شد این جانبداری یکسویه رئیسجمهور آنهم فقط از یکی از کاندیداها ضمن نقض بیطرفی رئیسجمهور، شائبه قوم و خویشبازی را بشدت درباره ایشان دامن زده است. آقای احمدینژاد رئیسجمهور همه ملت ایران محسوب میشود و داشتن نسبت فامیلی با یکی از بستگان یا حسننظر ایشان درباره آن فرد، اصلا نمیتواند مبنای یکسری اقدامات حمایتی خارج از چارچوب وظایف رئیسجمهور باشد.
6- در حالت عمومی و از نظر قانون اصل بر برائت است. همه افراد احراز صلاحیت نشده افراد امین، صالح، مفید و مومن برای کشور محسوب میشوند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود اما در عین حال باید گفت در بحث انتخابات ریاستجمهوری و طبق اصول متعددی از قانون اساسی امر احراز صلاحیت اختصاصی کاندیداها برای پست ریاستجمهوری یک امر تحصیلی و فقط بر عهده شورای نگهبان است. از منظر قانون اساسی و قوانین موضوعه نظر مثبت یا منفی رئیسجمهور در احراز صلاحیتها نمیتواند ملاک اخذ تصمیمات آن شورا باشد.
7- داشتن نسبت فامیلی با رئیسجمهور یا دیگر مقامات کشوری اصالتا نمیتواند مبنای احراز صلاحیت یک فرد یا دفاع خارج از اختیارات قانونی رئیسجمهور آنهم فقط از یک کاندیدا باشد.
در هیچ جای قانون اساسی ذکر نشده است که نظر مثبت رئیسجمهور نسبت به افراد میتواند یک حجت شرعی- عقلی برای احراز صلاحیتها توسط اعضای شورای نگهبان باشد. رئیسجمهور میتواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور، نظر کلی خویش را درباره انتخابات و مکانیسمهای نظارتی آن اعلام کند اما میتوان مدعی شد اقدام رئیسجمهور در دفاع خارج از ضوابط قانونی از یکی از بستگانش، مطلقا در شأن و جایگاه ریاستجمهوری نیست.
8- در خاتمه لازم به ذکر است، از منظر تحلیلی به نظر میرسد جریان سیاسی خاصی تلاش دارد با پشت پا زدن به سازوکارهای قانونی- اداری و با رفتارهای خارج از عرف و روند قانونی اعتراض به امر عدم احراز صلاحیتها، مستقیما مقام معظم رهبری را در مواجهه عینی با جریانات سیاسی قرار دهد. ایجاد یک موج کاذب نامهنویسی خطاب به مقام رهبری، مطالبه احراز صلاحیت از ایشان، دخیل نشان دادن بیت رهبری در امر عدم احراز صلاحیتها و تخریب وجاهت و جایگاه حقوقی – قانونی اصل ولایت فقیه و بهطور مستقیم پاسخگو نشان دادن معظم له، یکی از سناریوهای در دستور کار دشمنان نظام است.
آيت الله آملي لاريجاني: نظر شوراي نگهبان فصلالخطاب است
رئيس قوه قضائيه گفت: توقع اين است كه تمام نامزدهاي تاييد صلاحيت شده و حتي عزيزاني كه صلاحيت آنها احراز نشده است، رفتار انتخاباتي را در چارچوب مردمسالاري اسلامي و اخلاقمدارانه رعايت كنند.به گزارش مهر، آيتالله آمليلاريجاني در جلسه دیروز مسؤولان عالي قضايي با تبريك ميلاد مسعود حضرت مولي الموحدين اميرالمومنين عليبن ابيطالب(ع) و با قدرداني از زحمات شوراي محترم نگهبان در فرآيند احراز صلاحيت كانديداهاي رياستجمهوري؛ اعلام اسامي كانديداهاي احراز صلاحيتشده را گام مهم ديگري در نزديك شدن به تحقق حماسه سياسي توصيف كرد و گفت: همانگونه كه بارها اعلام و در قانون نيز پيشبيني شده است، شوراي محترم نگهبان در اين زمينه فصلالخطاب است و تمام كانديداها بايد با تأسي به قانون نسبت به اعلام نتيجه بررسي صلاحيتها از سوي مرجع قانوني آن، يعني شوراي نگهبان تمكين كنند. رئيس قوه قضائيه با اشاره به اينكه در تمام نظامهاي سياسي دنيا مكانيزمهايي براي احراز صلاحيتها و توانايي كانديداهاي رياستجمهوري وجود دارد، افزود: وظيفه و مسؤوليت مراجع احراز صلاحيت كانديداهاي رياستجمهوري، شبيه كار قضات است و حتي اگر طرفين نسبت به راي قاضي نارضايتي داشته باشند، طبق قانون بايد قواعد رفتاري حكومت و نظام قضايي را رعايت كنند و تسليم راي باشند. آيتالله آمليلاريجاني با ابراز اطمينان نسبت به اينكه شوراي نگهبان با رعايت تمام جوانب، تلاش و سعي خود را در حد كمال و در چارچوب مصالح عالي نظام براي تشخيص و احراز صلاحيت نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري انجام داده است، اظهار كرد: توقع اين است كه تمام نامزدهاي تاييد صلاحيت شده و حتي عزيزاني كه صلاحيت آنها احراز نشده است، رفتار انتخاباتي را در چارچوب مردمسالاري اسلامي و اخلاقمدارانه رعايت كنند.
دوباره نگاه کنید
مهدي محمدي
اعلام اسامی احراز صلاحیت شدگان در انتخابات رياست جمهوري آرایش انتخابات 24خرداد را تا حدود زیادی روشن کرده است. تا پیش از این تصور میشد حماسه سیاسیای که رهبر معظم انقلاب اسلامی ابتدای امسال از آن سخن گفتهاند صرفا پدیدهای است که مربوط به میزان مشارکت مردم در انتخابات یا نتیجه انتخابات است اما رفتار شورای نگهبان در بررسی صلاحیت کاندیداها نشان داد این مفهوم بسیار عمیقتر است و شامل بسیاری پدیدههای غیرمنتظره از جمله مسائل مربوط به رفتار نهادها و دستگاهها در انتخابات هم میشود. به عبارت دیگر رفتار شورای نگهبان بهوضوح نشان دهنده آن است که این بار نه فقط مردم بلکه حتی نهادهای نظام نیز حماسه خواهند آفرید.
تصمیم شورای نگهبان در ردصلاحیت همزمان هاشمی و مشایی و نوع واکنشی که جامعه سیاسی و محیط اجتماعی کشور به آن نشان داد، حاوی پیامها و معانی بسیار مهمی است که تامل در آنها برای فهم آرایشی که فضای سیاسی کشور به سمت آن میل میکند، ضروری است.
نخستین نکته بسیار مهم این است که شورای نگهبان در این تصمیمگیری نشان داد مکانیسم تصمیمسازی راهبردی در نظام یک مکانیسم سالم، بدون زد و بند و تا حدود زیادی مصون از معاملهگری و بدهبستانهای پشت پرده است. این درست درنقطه مقابل ایدهای است که فرقه انحراف در ماههای گذشته تلاش برای تزریق آن به جامعه داشت و آن هم این بود که پس پرده تصمیمات، مجموعههایی از مافیاها نشستهاند که توان گرفتن هیچ تصمیم بزرگی به نفع مردم را ندارند چرا که چنین تصمیمهایی لاجرم با منافع برخی باندهای خاص در تضاد قرار میگیرد و لذا در نهایت وتو خواهد شد.
به عبارت روشنتر، این فرقه تاکنون تلاش وسیعی برای کاشتن این تز در ذهن مردم کرده بود که در این ملک کسی را یارای رد صلاحیت کسی چون هاشمیرفسنجانی نیست و تنها گروهی که در کشور میتواند با هاشمی درگیر شود دار و دسته احمدینژاد است و بس. ردصلاحیت آقای هاشمی – اگر چه صرفا به این معناست که او اکنون نمیتواند رئیسجمهور باشد و دلالتی بر هیچ مفهوم دیگری ندارد - نشان داد محاسبات این فرقه درباره الگوی رفتار نظام عمیقا اشتباه بوده است یا شاید بتوان بالاتر از این گفت خبرهای متافیزیکی که به آقایان میرسید چندان پایه و اساس نداشته است ضمن اینکه کنار هم گذاشته شدن این 2 جریان و جاری شدن یک حکم واحد بر هر دوی آنها علامتی از تصمیم نظام برای یک سالمسازی فرجامین در ساختار سیستم است که هر چقدر برای این 2 جریان تلخ است، به کام مردم شیرین آمده است.
دومین نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که واکنش جامعه به این اقدام شورای نگهبان هم به خوبی نشان داد که بسیار متفاوت از آن چیزی بود که 2 جریان فتنه و انحراف انتظار داشتند، وعده داده بودند و پیشبینی کرده بودند. هر دوی این جریانها تصور میکردند نظام از بیم ورود به فضای امنیتی هم که شده ریسک برخورد همزمان با این جریان و عمل به موازین قانونی درباره آنها را نخواهد پذیرفت. فرقه انحراف تصور میکرد خواهد توانست با نمایش قدرت و وارد کردن فشار تودهای به نظام از وقوع چنین امری پیشگیری کند و جریان فتنه هم تصور میکرد عملیات روانی درباره اقبال روزافزون به این جریان نظام را منفعل و هراسان خواهد کرد و در نهایت چارهای جز مصلحتاندیشی برای آن باقی نخواهد گذاشت.
آنچه روز سهشنبه اتفاق افتاد اتفاقا نشاندهنده این است که نظام به هیچ وجه چنین درکی از مناسبات خود با جامعه ندارد. اتکای عمیق به اعتقاد عمومی و مشروعیتی که عمل به مر قانون برای نظام ایجاد میکند، متغیری است که در معادلات آقایان دیده نشده بود. اکنون نظام نشان داده است درست در زمانی که کسانی وضع آن را عمیقا بحرانی تصور میکنند، با آرامشی غافلگیرکننده وارد عمل شده و تصمیمهایی غیرمنتظره اتخاذ میکند به گونهای که درک آن جز از طریق بازتعریف درک متقابل مردم و نظام از یکدیگر و نگاهی دوباره به مردم از منظری که نظام جمهوری اسلامی به آنها مینگرد، ممکن نیست.
هنوز هم ميگوييم «وحدت»
وطنامروز: روزهای گذشته در فضای اینترنت، شایعهای دست به دست چرخید: «حسین قدیانی به یکی از بزرگان اهانت کرده!». رد این شایعه و دروغ آشکار را گرفتیم و آخر سر فهمیدیم گویا متن «خیانت در جبهه خودی» که مورخ 29 اردیبهشت 92 در «وطنامروز» چاپ شده، برای عدهای سنگین آمده و اسباب این شایعه را فراهم آورده است. ما از همان ابتدا تذکر داده بودیم که این خانه یعنی خانه تفرقه، سست و بیفرجام است؛ صدر تا ذیل متن «خیانت در جبهه خودی» اگر حرفش این است که «تفرقه، خیانت در جبهه خودی است»، ما پای این یادداشت ایستادهایم و البته همچنان هم معتقدیم تفرقه، خیانت در جبهه خودی است. اینکه حالا عدهای از عزیزان، آن متن را به خود گرفتهاند و به جای پذیرش حرف حساب، حسین قدیانی را ناجوانمردانه متهم به اهانت میکنند، لابد بیانگر این است که خود نیز بر رفتار و کردار تفرقهآمیزشان «اعتراف ناخواسته» دارند! عجیب اینکه عزیزان شایعهپراکن، نقد تفرقه، آن هم از موضع دلسوزی برای وحدت در جبهه خودی را «مخرب وحدت» شمردهاند! و وقتی دیدند چقدر این بیانشان بیاساس است، این طرف و آن طرف شایعه کردند که حسین قدیانی مرتکب اهانت شده است. نویسنده ما اما کارنامه روشنی دارد و اگر نقدی یا تعریفی کرده، هر دوی این موارد از دریچه انقلاب اسلامی و پنجره اصول و ارزشها بوده. حسین قدیانی مادامی که نویسنده حزب و جبهه خاصی نباشد و قلم را وارسته از این وابستگیها بچرخاند، باید هم هر از چندی مورد هجمه قرار گیرد. ما ضمن اعلام ارادت نسبت به این دوستان بزرگوار، هنوز هم بر سر موضعمان هستیم و همچنان ایشان را به حفظ وحدت و عدم تخریب نامزدهای محترم اصولگرا توصیه میکنیم و عرضه میداریم پایه این استدلال که رقابت در جبهه اصولگرایی را با توجیه غلط نبود دشمن مجاز میشمارد از اساس اشتباه است. در یک نگاه حداقلی اگر دوستان عزیز قائل به وحدت در جبهه اصولگرایی نیستند لااقل فقط کاندیدای مورد نظر خود را تبلیغ کنند و از تخریب سایر کاندیداهای اصولگرا بپرهیزند.
پلیس فرانسه مسؤوليت نميپذيرد
افزایش دزدی در جشنواره کن
با اکران جدیدترین فیلم استیون سودربرگ، منتقدان در ستودن بازی مایکل داگلاس که برای نخستینبار پس از ابتلا به سرطان برابر دوربین ظاهر شده بود، یکصدا شدند. به گزارش مهر به نقل از ایندیپندنت، در فیلم «پشت شمعدان» استیون سودربرگ که برای نخستینبار در کن اکران شد، مایکل داگلاس و مت دیمون با هم همبازی هستند. هالیوود ریپورتر این فیلم را تصویری شگفتانگیز از دهه آخر زندگی «لیبراچی» پیانیست مشهور دانسته و بازی مایکل داگلاس را تحسین کرده و او را یکی از مدعیان اصلی دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نامیده است. ورایتی نیز این فیلم را بزرگترین پروژه سودربرگ پس از «چه» خواند. مایکل داگلاس در نشست مطبوعاتی فیلم وقتی درباره بیماری سرطانش صحبت میکرد، نتوانست جلوی گریهاش را بگیرد. او با حضور در این فیلم نشان داد سلامتیاش را بازیافته اما از نظر احساسی نشان داد هنوز آسیبپذیر است. او در این نشست مطبوعاتی گفت خیلی خوششانس بوده که پس از اینکه با بیماری سرطان گلو تا نزدیک مرگ رفت، موفق شد بازگردد و دوباره به حرفهاش بپردازد. داگلاس با موهایی که کاملا نقرهای شدهاند، گفت این بازگشت یک موهبت الهی بود و از مت دیمون و سودربرگ و همه کسانی که منتظر او بودند، تشکر کرد. در حالی که مایکل داگلاس با مت دیمون و استیون سودربرگ روی فرش قرمز کن رفت، همسرش کاترین زتاجونز او را همراهی نمیکرد. او که ماه پیش به صورت داوطلبانه در کلینکی برای درمان مشکلات روحی بستری شد، قرار بود دیروز از بیمارستان مرخص شود. این بازیگر 43 ساله اولینبار در سال 2011 به دلیل درمان اختلال دوقطبی راهی بیمارستان شد. داگلاس در اینباره به مردم گفت: او واقعا تصمیم درستی گرفت تا بتواند به توازن برسد و من به این دلیل به او افتخار میکنم. داگلاس و دیمون نقشی جنجالی در این فیلم برعهده گرفتهاند و از سالهای آخر زندگی لیبراچی، پیانیست مشهور آمریکایی پرده برمیدارند. لیبراچی که در سالهای آخر زندگیاش با اسکات تورسون رابطه نزدیکی داشت، چهرهای مطرح بود و این فیلم بر مبنای خاطرات 1988 اسکات تورسون که مت دیمون نقش او را بازی میکند ساخته شده است. این دو بعدا رابطهشان به هم خورد و کارشان به دادگاه کشید.
افزایش دزدی در جشنواره کن
اقدامات جرمآمیز در جشنواره فیلم کن با سرقت جواهرات و حملههای فیزیکی همچنان ادامه دارد و پلیس فرانسه هم به داد اهالی سینما نمیرسد. به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، سرقت از ویلای گروه هندی جدیدترین جرم صورت گرفته در جشنواره فیلم کن 2013 است. به دنبال سرقت جواهرات ژانگ کیانگ به ارزش بیش از یک میلیون دلار از آپارتمان اجارهایاش، گزارشهای جدیدی از سرقتهای دیگر به گوش میرسد. به گفته گروه همراه کوین خانا، کارگردان هندی و استیو ریچاردز نایت، رئیس کمپانی «سیلور پیکچرز»، آنها در بازگشت به ویلای خود در کن در هتل مجستیک متوجه شدند اشیای باارزششان به سرقت رفته است. به گفته این گروه، سارقان از غیبت آنها استفاده کرده و پول نقد، لپتاپ، آیپدها و جواهرات را برداشتهاند. این گروه خوشحالند از اینکه سارقان پاسپورتها و کارتهای اعتباری شان را دست نزدهاند. پلیس نیز در پاسخ به شکایت آنها گفته است دزدی همیشه صورت میگیرد و نمیتوان کاری کرد. به گفته خانا، پلیس به آنها گفت خیلی خوششانس بودهاند که در خانه نبودند و صدمهای ندیدند. در عین حال حملههای فیزیکی نیز همچنان گزارش میشود و چارلز هیفی (بانکدار) 2 روز پیش با حمله سارقان در کنار ایستگاه قطار روبهرو شد و پلیس او را نیز خوششانس خواند که آسیبی ندیده است. 3 تن از دستاندرکاران کمپانی «واتر استون اینترتیمنت» نیز در ساعتهای اولیه صبح با حمله سارقان روبهرو شدند. سارقان سعی کردند کیف و ساعت آنها را بدزدند اما این 3 نفر مقاومت کردند و سرانجام آنها را فراری دادند. آنها میگویند هیچیک از سارقان درشتهیکل نبودند. گراهام بیگ و
اد شارپ از شرکت فیلمسازی «فیلم تری» هم گزارش کردند از آپارتمانشان در کن سرقت شده و لپتاپها، آیپدها، پول، کارتهای اعتباری و لباسهایشان به سرقت رفته اما پاسپورتهای آنها نیز سرجای خود باقی مانده است. خانا میگوید همیشه چنین اتفاقهایی میافتد اما امسال به نظر میرسد آمار چنین جرائمی خیلی بیشتر از قبل است. او گفت فکر میکند همه این مسائل به وضع بد اقتصادی مردم ارتباط دارد.
تقدیر نمایندگان از شورای نگهبان
روز گذشته همچنین بیش از 150 نفر از نمایندگان مجلس با صدور بیانیهای از عملکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها تقدیر کردند. در این نامه ضمن تاکید بر تمکین همه افراد بویژه کاندیداهایی که صلاحیتشان احراز نشده عملکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری به دور از غوغاسالاری و فضاسازی تشخیص داده شده است. مهمترین هدف نمایندگان از تهیه این نامه اینگونه اعلام شده است: در این شرایط باید آرامش سیاسی در کشور حاکم شده و از شورای نگهبان نیز حمایت شود.
در همین راستا یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس عملکرد شورای نگهبان را قاطعانه و شجاعانه توصیف کرد. حجتالاسلام احمد سالک همچنین درباره رسالت افرادی که صلاحیت آنها احراز نشده است، بیان کرد: رسالت این افراد این است که پس از عدم احراز صلاحیت به تشویق طرفداران خود و همین طور دیگران برای حضور در پای صندوقهای رای همت گمارند. نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس درباره نحوه عملکرد شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری گفت: عملکردی که از سوی شورای نگهبان در طول ۳۵ سال شاهد بودیم این است که تلاش کرده براساس قانون و توصیههای مقام معظم رهبری عمل کند. شاید در برخی مواقع مصالحی در بین بوده که امام راحل و مقام معظم رهبری به آن ورود پیدا کرده و آن را حل کردند.
فیلم اغتشاشات سال 88 در مشهد از کجا آمده بود ؟
فیلمبرداری در اشرف، پخش در ایران
گروه سیاسی: «ایرج مصداقی» یکی از اعضای گروهک منافقین، با نگارش مقالهای به نام «مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی» از اعضای اصلی گروهک منافقین در سال 88، فیلمهایی را یادآوری میکند که در اشرف با حضور اعضای گروهک منافقین ضبط شده و به نام تصاویر اغتشاشات عاشورای 88 شهر مشهد منتشر شده است. در جریان دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، گروهک تروريستي منافقين به موازات تلاشهای داخلی برخی فتنهگران صحنههایی از آشوب و اغتشاش خلق کردند. گروهکهای ضدانقلاب که ابتدا در ستادهای انتخاباتی کاندیداهای اصلاحطلبان نفوذ کرده بودند، به آرامی جهتدهیهای خود را برای آشوب کلید زده و در ناآرامیها نقشآفرینی داشتند. اين گزارش كه سهشنبهشب از شبكه اول سيما پخش شد، به گوشهای از افشاگريهاي يكي از اعضاي ارشد منافقین میپردازد. با گذشت 4 سال از فتنه 88، به نظر میرسد هماکنون این فتنه دارد پوستههای زیرین خود را از پروژههای دروغین کشتهسازی تا جعل حقیقت به طرق مختلف، بیش از پیش به تاریخ نشان میدهد.یکی از اعضای ارشد پادگان متروکه اشرف که حالا با گروهک تروریستی منافقین زاویه پیدا کرده است راز بزرگی را فاش میکند. این فرد که ایرج مصداقی نام دارد با نگارش مقالهای به نام «مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی» از اعضای اصلی گروهک منافقین در سال 88، فیلمهایی را یادآوری میکند که در اشرف با حضور اعضای گروهک منافقین ضبط شده و به نام تصاویر اغتشاشات عاشورای 88 شهر مشهد منتشر شده است. این تصاویر آنقدر با تجهیزات حرفهای تصویربرداری شده که نیازی به آنالیز علمی برای اثبات این جعل باقی نمیگذارد. ايرج مصداقی مختصات انتشار این فیلمها را به یکی از سایتهای مرجع اعضای اصلی فتنه 88 میدهد. این تصاویر ساخته شده توسط اعضای گروهک تروریستی منافقین سپس در چندین سایت ضدانقلاب بازتاب مییابد.افشاگری مصداقی که برای ستاد فتنه در لندن و پاریس سنگین تمام شد، راهی را جز پاک کردن صورت مساله یا به عبارتی دیگر حذف تصاویر سفارشی این سایت به منافقین باقی نمیگذارد و کمتر از 24 ساعت این پیغام در سایت ظاهر میشود: «فیلم مورد نظر موجود نیست.» این سایت که هیات امنای آن متشکل از فرید منعمی، جمیله کدیور، محسن کدیور، رجبعلی مزروعی، عبدالعلی بازرگان، عبدالرضا تاجیک، حسن یوسفیاشکوری و محمود صدری است حالا با این بحران جدید هم مواجه شده است؛ بحران گمانهزنی درباره اینکه کدامیک از این افراد تصاویر را به فرقه رجویها سفارش داده و به سایتها آورده است. مصداقی در این مطلب خود نوشته است: «سازمان مجاهدین خلق در دیماه ۱۳۸۸ و در بحبوحه اعتراضات مردمی به صورت نمایشی تظاهراتی را در اشرف در ارتباط با «عاشورا» به راه انداخت و به گونهای جلوه داد که گویا تظاهرات مزبور در ایران انجام گرفته و مردم شعارهای کوبندهای را علیه رژیم و [حضرت آيتالله] خامنهای و... دادهاند! همان موقع به خاطر احساس مسؤولیتی که در ارتباط با جنبش مردم در داخل کشور داشتم مقاله زیر را نوشته و جهت نشان دادن حسننیتم، برای مجاهدین ارسال و در آن تاکید کردم که چنانچه در عرض ۲۴ ساعت کلیپهای جعلی مربوطه را از روی یوتیوب برندارید اقدام به انتشار مقالهام خواهم کرد.به گزارش باشگاه خبرنگاران، ابوالقاسم رضایی، عضو سازمان مجاهدین و دبیر شورای ملی مقاومت به شکلی سراسیمه پاسخ نامهام را داد و من دوباره نامهای خطاب به او نوشتم. سازمان مجاهدین و ستاد اجتماعی مجاهدین بلافاصله ویدئوکلیپهای مزبور را از روی یوتیوب برداشتند و اولتیماتوم من تاحدودی کارساز شد اما کلیپهای مربوطه در سایت جرس که من اطلاعی به آنها ندادم همچنان باقی ماند». مصداقی همچنین در این نامه خطاب به رضایی آورده است: «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور با یک شبیهسازی کودکانه و برای عقب نماندن از قافله با به کارگیری تعدادی بازیگر که بعضی از آنها چهرههایشان را پوشاندهاند تا فیلم حقیقی جلوه کند مبادرت به تهیه فیلمهای کوتاهی کرده و روی اینترنت انتشار داده است! در این فیلمهای ساختگی که آرم این ستاد را بر خود دارند بازیگران ادای تظاهراتهای داخل کشور را درآورده و به گونهای جلوه میدهند که گویا در ایران در حال شعار دادن و نوحه خواندن هستند! این فیلمها بعدا برای سایت «جنبش راه سبز» جرس ارسال شده است. ظاهرا به این سایت باورانده شده که فیلمها مربوط به تظاهرات عزاداران حسینی در مشهد است و بازیگران مزبور جوانان مشهدی(!)با تحقیقاتی که کردم اسامی چند نفر از بازیگران در این فیلمها برای من مشخص شده است. متاسفانه بایستی بگویم که این فیلمها در گوشهای از کمپ اشرف تهیه شده است. ای کاش ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور به کارهای مهمتر از این میپرداخت یا حداقل به سیاست چند ماه اخیر خود بسنده میکرد که فیلم، عکس و اخبار منتشر شده در سایتهای خبری و یوتیوب و ... را با تاخیری گاه چند روزه با زدن آرم خود رویشان بازپخش میکرد. ای کاش فقط به زیرپا گذاشتن کپیرایت بسنده میکرد و به چنین شیوههای نازلی دست نمییازید». وی همچنین در ادامه بیان کرده است: «آیا این است معنای رهبری جنبش مردم که در خارج از کشور فیلم و تئاتر سینمایی درست کرده و به خلایق بیخبر از همه جا به عنوان تظاهرات مردمی در داخل کشور قالب کنیم؟» اما در پاسخ به نامه ایرج مصداقی، ابوالقاسم رضایی نیز مصداقی را خائن نامیده و عنوان کرده است: «همچنان كه مجاهدين پيوسته خطاب به آناني كه مستقيم يا غيرمستقيم تحت هر بهانهاي و در هر پوششي كارد جلاد را بر پيكر قرباني تيز ميكنند گفتهاند، به تاكيد ميگويم كه هر غلطي ميخواهيد بكنيد و بلادرنگ هر چه را ميخواهيد منتشر كنيد!»
نامهنویسی جواب نمیدهد !
مهدی امامقلی: از نظر تحلیلگران و کارشناسان سیاسی عدم احراز صلاحیت هاشمیرفسنجانی برای انتخابات ریاستجمهوری دور از انتظار نبود، آن هم نه به دلیل همراهی مخالفان و معاندان نظام با هاشمیرفسنجانی و نه به خاطر دیدگاههای انتقادی ایشان نسبت به وضع کنونی دولت، بلکه به دلیل ضعف، کهولت سنی و ناتوانی جسمی آقایهاشمی در امر مدیریت دستگاه اجرایی کشور. اظهارات سخنگوی شورای نگهبان در گفتوگوی ویژه خبری و تاکید وی بر مساله توانمندی افراد به عنوان یکی از معیارهای لازم برای ریاستجمهوری، نشاندهنده این است که ناتوانی جسمی هاشمی، مهمترین دلیلی بوده که موجب شده صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان احراز نشود. هرچند بعضی منتقدان افراطی نظام جمهوری اسلامی که طی یک ماه گذشته لحاف خود را در اطراف منزل رفسنجانی پهن کرده بودند، پس از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان درباره صلاحیتها لب به اعتراض گشوده و نوک پیکان اعتراضات خود را به سمت رهبری نشانه گرفتهاند اما باید گفت تجربه فتنه 88 نشان داده که برای امتیازگیری از نظام و آسیب زدن به جایگاه ولایت فقیه، تاکتیک نخنمای «نامهنویسی به رهبری» ـ که در وقایع فتنه 88 از سوی عناصر ضدانقلابی چون نوریزاد دنبال میشد ـ دیگر فایدهای ندارد و معنایی جز آب در هاون کوبیدن معاندان نظام را نمیدهد! علاوه بر آنکه کدخدایی با بیان اینکه اعتراض به شورای نگهبان ممکن نیست و معنا ندارد، گفته است: «شورای نگهبان تابع مصلحتاندیشی سلیقهای نیست و... در چارچوب مصالح عالی نظام حرکت میکند».
از این رو جریان افراطی اکنون باید بداند تحت فشار قرار دادن نظامی که مردم آگاه آن هستند و دل در گرو رهبری خویش دارند، جز سرخوردگی و تکرار و تداعی شکست 88، نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت. از طرفی شاید هنوز بخش هوادار عناصر رادیکال اصلاحطلب مانند علی مطهری و... نمیتوانند یا نمیخواهند باور کنند هاشمیرفسنجانی که 20 سال پیش در جمهوری اسلامی رئیسجمهور شد اکنون برای مدیریت دستگاه اجرایی کشور ناتوان است.
بنابراین ملاحظه چند نکته که طی یک هفته گذشته در فضای خبری قابل تامل است،
در پی میآید.
- صبح آخرین روز ثبتنام، غلام رجایی در وبلاگ خود در مقالهای تحت عنوان «در آخرین روز «آمدنهاشمی» چه گذشت؟» نوشت: «ساعت 5/10 دکتر علی مطهری با چند تن از نمایندگان مجلس به دیدار آیتالله آمد. دکتر مطهری در آغاز گفت: ما چند بار تا به حال خدمت شما رسیدهایم و اصرار کردهایم بیایید ولی این بار در حقیقت آمدهایم شما را برای ثبتنام به وزارت کشور ببریم! وی با بیان نمونههایی از وضعیت کشور گفت: خون شهید مطهری دارد پایمال میشود. دکتر مطهری میگفت: اواخر هفته قبل خدمت بعضی از مراجع از جمله آیتالله العظمی وحید رسیده و ایشان و آیتالله العظمی موسوی اردبیلی صریحا نسبت به آمدن شما اظهار رضایت و حمایت کردهاند. وقتی آقای مطهری به آیتالله گفت: شما در دفعات قبل مشکل سنتان را مطرح میکردید و ما امروز میبینیم که وضع جسمی شما از ما بهتر است! آقای هاشمی که در تکهپرانی ید طولایی دارد با خنده به او گفت: من نمیدانم وضع جسمی شما چطور است که وضع من از آن بهتر است!»
- فرزند یکی از نامزدهای ریاستجمهوری از برگزاری مناظره میان کاندیداها اظهار نگرانی کرده بود و گفته بود مشکلات جسمانی «آقاجون» در مناظره باعث میشود مردم از وی ناامید شوند و به فردی پرنشاط، جوان و کارآمد رای دهند.
- سایت شخصی هاشمیرفسنجانی هفته گذشته در بخش «فرهنگ قرآن» خود آیه جالبی از قرآن درباره سستی در پیری را منتشر کرد و بهطور تلویحی بر پیری و کهولت سن آقای هاشمی صحه نهاد. در این سایت، این دعا که با شرح اثر آیتالله هاشمی و به نقل از کتاب فرهنگ قرآنی آمده با این تیتر منتشر شده است: آیا دعای قوت در پیری قابل اجابت است؟ ترجمه دعا چنین است: «زکریا عرض کرد پروردگار استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعای به درگاه کرم تو، خود را محروم ندانستهام».
بیتردید وقایع یکماه گذشته نشان داد اطرافیان هاشمیرفسنجانی و جریان رادیکال که سودای بازگشت به قدرت را در سر میپروراندند، دچار فراموشی و اساسا نوعی «آلزایمر سیاسی» توام با «توهم» و «فوبیا» شده و فراموش کردهاند 1 – در طول 3 دهه گذشته نظام جمهوری اسلامی بویژه در وقایع 88 چه بر سر فتنهگران آمد و 2 – هاشمیرفسنجانی تا به حال سعی کرده است علیه جمهوری اسلامی شمشیری از رو نکشد! فراموش نکنیم که خود آقای هاشمی که بعد از وقایع فتنه 88 عنوان کرده بود «بازنشسته شدهام» در انتخابات پیش رو تمایلی به ثبتنام و کاندیداتوری نداشت و به گفته خودش به اصرار دوستان و... ثبتنام کرده بود. دوستانی که دوستیشان، دوستی خالهخرسه است و مگسانند
مدیران بیبیسی چه هدفی از طرح مانیا اکبری فیلمساز بیسواد و منحرف دارند؟
فضاحت و فساد در بیبیسی فارسی حدی ندارد
در برنامه آپارات مورخ 25 اردیبهشت 92 چند تن افراد فاسد و بدکاره به بهانه نمایش فیلمی که توسط زنی فاسد که بهدلیل هرزگی لجام گسیخته و همجنسبازی دچار بیماری لاعلاج ایدز شده است اقدام به دیالوگهای مستهجن و سخیف نمودند... . در حالیکه فساد و فحشا و سوءاستفاده جنسی توسط مدیران، کارکنان و مجریان این شبکه بدنام انگلیسی، با واکنش مردمی بسیاری در انگلیس مواجه شده اخیرا مسؤولان و مجریان بنام این شبکه در بخش فارسی نیز افتضاح دیگری را بهبار آوردهاند که مورد توجه محیط داخلی انگلیس نیز قرار گرفته است. به گزارش بولتن نیوز، این بدکاران که به جایگاه فارسی زبانها و ایرانیان لطمه وارد کردهاند، در برخی برنامهها علنا بیبندوباری خود را به مخاطبان شبکه بیبیسی فارسی نشان میدهند. به عنوان مثال، در برنامه آپارات مورخ 25 اردیبهشت 92چند تن افراد فاسد و بدکاره به بهانه نمایش فیلمی که توسط زنی فاسد که بهدلیل هرزگی لجام گسیخته و همجنسبازی دچار بیماری لاعلاج ایدز شده است اقدام به دیالوگهای مستهجن و سخیف نمودند. مانیا اکبری که از وی به عنوان فیلمساز نام برده میشود، در حالیکه به دلیل غیر حرفهای بودن و ضعف ساختار فیلمها، چند فیلم ساخته شده توسط وی مورد بیاعتنایی و تمسخر منتقدان قرار گرفته، در این نشست به اصطلاح نقد فیلم یادشده در بیبیسی عنوان میکند که فیلم تهیه شده مربوط به واقعیتها و مطالب زندگی اوست و بهقولی خاطره نگاری است. در این فیلم بیشرمانه که پر از دیالوگهای خستهکننده و جر و بحثهای به اصطلاح زناشویی و ساختارشکن اخلاقی است و فساد آشکار و پنهان را ترویج میکند، تلاش کرده هرزگیهای خویش را در ژانر کلامی به نمایش بگذارد و بیبیسی فارسی نیز شادمان از این فساد نگاری، آنرا با آبوتاب نمایش میدهد و حتی هیچ اعتراض یا توضیحی نمیدهد تا مخاطبان احساس نکنند که نباید بیاخلاقی ترویج شود... . بهکار بردن کلمات رکیک بین زن و مرد بازیگر به عنوان نمونه دیالوگ از مدتها قبل دوست داشته روی رنگین کمان...؟ که توسط بازیگر زن به مرد گفته میشود، ترویج بیحیایی و ارتباط نامشروع داشتن زن شوهردار با مردان دیگر و ترویج و حق داشتن همجنسگرایی زنان با یکدیگر است... . گفتن این کلمات و موضوع همجنسگرایی و بیبند و باری که توسط زن بازیگر به شوهرش گفته میشود و عکسالعمل شوهرش به این مطلب، بهقدری منزجرکننده و بد بود که حاکی از اوج فساد و هرزگی در افکار این به اصطلاح فیلمساز و آن شبکه فساد انگلیسی یعنی بیبیسی فارسی است. سوال این است که آیا فیلمساز حق دارد یک موضوع استثنا یا مربوط به بخش کوچکی از جامعه را در فضای عمومی منتشر کند؟ آیا مردان ایرانی چنین هستند و در مقابل بیبند و باری و رفتار زشت یک زن اینگونه واکنش نشان میدهند؟ آیا زن ایرانی به خود اجازه میدهد که پا را از حد بیرون بگذارد؟ آیا زنی که دلبسته به زندگی و شوهر خود نیست، ابتدا راه طلاق را در پی میگیرد یا خود را به بیبندوباری میکشد و آن را نزد شوهر خود اعتراف میکند و برایش توضیح میدهد و...؟! حتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی، چنین بیبندوباری را شاهد نیستیم و افراد اگر تمایلی به همسرخود ندارند جدا میشوند و به صورت شفاف عمل میکنند نه اینکه در محدوده خانواده چنین خیانتها و رفتارهای زشتی را دنبال و اعلام کنند! این فیلم و بیاخلاقی چه ربطی به جامعه ایران دارد. و سوال این است که هدف یک رسانه عمومی و پرمخاطب چیست و چگونه به خود اجازه میدهد به نام حقوق بشر و دموکراسی، دستاوردهای بشر در حوزه اخلاق و قانونمداری و حفظ حریم افراد را به باد بدهد؟ و از افرادی مانند مجری برنامه آپارات بعید است که به این افراد اجازه دهند یکهتازی و خودنمایی کنند و هرچیزی را به نام آزادی و حقوق بشر و... به خورد ملت بدهند. مجری آپارات چرا مانند عنایت فانی به چاه این فرد فاسد افتاد؟ آیا دستور از مدیران بالایی بیبیسی صادر شده که این فرد فاسد در برنامههای متعدد حاضر شود؟ از مجری این برنامه که به شاخصهای حرفهای فیلمسازی و اخلاقیات و ادبیات مرسوم جامعه ایران آشناست بعید است که چنین گافی بدهد و لازم است برای مخاطبان خود توضیح دهد که چرا از مانیا اکبری دعوت به حضور در این برنامه کرده است. آیا مسائلی پشتپرده اینگونه حرکات برای ترویج فساد و بیاخلاقی وجود دارد؟ آیا در جامعه انگلیس چنین رفتاری توجیهپذیر است؟ بهنظر میرسد مانیا اکبری قصد انتقامگیری از مردم و جامعه سالم بهخاطر آلوده شدن خودش به انحرافات اخلاقی و بیماری ایدز را دارد و میخواهد با همراهی و همکاری بیبیسی این انتقامجویی را گسترش دهد ولی قبلا نیز در این شبکه فاسد ظاهر و مصاحبهای با عنایتالله فانی، بهایی معروف انجام داده بود که موجبات استهزاء و مضحکه همه را فراهم نمود و معلوم نیست بیبیسی برای چه منظوری این همه به این شخص بیسواد و بیاطلاع سرویس میدهد و در هر برنامهای به دنبالش میرود... . مانیا اکبری در جملهای گفته بود، کاشت جو در لندن و اروپا برنج میشود و در ایران گندم! چون در ایران آزادی ساخت فیلم نیست!! و من میخواهم برنج باشم! از نظر سواد عمومی نامبرده هنوز نمیداند که بذر گندم با بذر برنج فرق میکند و بذر گندم در هیچ جای دنیا برنج نمیشود حتی در کاخ ملکه منفور انگلیس!
عصبانيت كاخ سفيد
از شوراي نگهبان
نیویورک تایمز:
هاشمی بنیانگذار انقلاب است!
همانگونه که انتظار میرفت؛ مقامات آمریکایی به ردصلاحیت برخی داوطلبان ریاستجمهوری واکنش نشان داده و ابراز نگرانی کردند. دولت آمریکا در ساعات اولیه پس از اعلام نتیجه بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری 1392 در واکنشی تلویحی به ردصلاحیت هاشمیرفسنجانی اعلام کرد که انتخابات ایران را غیرآزاد میداند. پاتریک ونترل سخنگوی رسمی وزارت خارجه آمریکا در اینباره گفت: 8 نامزد انتخابات ریاستجمهوری ایران که ژوئن آینده برگزار میشود احتمالا از هیچگونه مشروعیت مردمی برخوردار نیستند. این دیپلمات از ردصلاحیت هاشمی و مشایی، 2 نامزدی که آنها را «برجسته» خوانده، انتقاد کرد. پاتریک ونترل در پیامی الکترونیکی به فرانس پرس گفت: «به نظر میرسد شورای نگهبان قانون اساسی غیرمنتخب و غیرمسؤول از طرف مردم ایران بر اساس انبوهی از شاخصها صدها نامزد را ردصلاحیت کرده است». ونترل افزود: «این شورا شمار نامزدها را از حدود 700 نامزد به 8 مسؤول رسمی که نظام آنها را نماینده خود میداند و بالطبع نماینده ایرانیها نیستند کاهش داده است». وی که البته در جایگاه سخنگویی وزارت خارجه آمریکا قرار دارد و نه سخنگوی ملت ایران (!) اضافه کرد: «این فهرست غیرنهایی نامزدها احتمالا اراده ملت ایران که حق دارد رئیسجمهوری را انتخاب کند که خواستههای آنها را برآورده کند به شمار نمیآید». سایت بیبیسی فارسی نیز درباره این موضوع از نگرانی مقامات کاخ سفید نسبت به ردصلاحیت برخی کاندیداهای ریاستجمهوری خبر داد. به نوشته بیبیسی: «یکی از مقامهای وزارت خارجه ایالات متحده در واکنش به انتشار فهرست نامزدهای تایید صلاحیت شده انتخابات ریاستجمهوری گفته است که داوطلبانی احراز صلاحیت شدهاند که تامینکننده منافع حکومت هستند، نه مردم ایران.» بیبیسی افزود: «مقام وزارت خارجه آمریکا بدون نام بردن از هیچکدام از نامزدهای ردصلاحیت شده، به بیبیسی فارسی گفت: «فقدان شفافیت احتمال اینکه نامزدها نماینده اراده مردم ایران باشند را ناممکن میکند.» اما همزمان روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» با انعکاس خبر عدم احراز صلاحیت آقای هاشمیرفسنجانی با معرفی وی به عنوان «بنیانگذار نظامجمهوری اسلامی ایران» تیتر «ردصلاحیت بنیانگذارجمهوری اسلامی[!]، ایرانیان را شوکه کرد» را برای خبر خود انتخاب کرد. «نیویورک تایمز» افزود: «تصمیمی که روز سهشنبه درباره ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی، پدر و بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران و رئیسجمهور سابق این کشور گرفته شد، ایرانیان را شوکه کرد.70 درصد جمعیت ایران زیر 35 سال سن دارند و در طول این مدت از حیات خود هاشمی را در موقعیتهای گوناگون با مسؤولیتهای مختلف مشاهده کردهاند.» البته نیویورک تایمز برای جانشینی هاشمی، تدبیر هم کرد و از حسن روحانی نام برد. این روزنامه آمریکایی به بررسی اجمالی افراد تایید شده از سوی شورای نگهبان پرداخت و نوشت: «در بین 8 کاندیدای تایید شده تنها حسن روحانی است که با اندیشههای سنتی و محافظهکارانه فاصله دارد. 3 نفر از کاندیداها «قالیباف، ولایتی و سعید جلیلی»هم از لحاظ فکری به حاکمیت نزدیک هستند.» به گزارش جام، بیبیسی فارسی نیز در برنامههای سهشنبه خود، پروژهای جدید را برای انتخابات کلید زد. برنامههای بیبیسی فارسی معمولا نیمهشب به پایان میرسید؛ اما برنامههای سهشنبه شب با پخش چند ویژهبرنامه ادامه داشت و مجریان و کارشناسان این شبکه بارها از 2 کاندیدایی که صلاحیتشان احراز نشده است، خواستند فورا واکنش نشان دهند! بیبیسی فارسی در برنامه «60 دقیقه» شامگاه سهشنبهاش به بهانه عدم احراز صلاحیت آقایان هاشمی رفسنجانی و رحیم مشایی، تمام مدت این برنامه را به حمله به شورای نگهبان و زیر سوال بردن سلامت انتخابات اختصاص داد و از این 2 کاندیدا خواست فورا واکنش نشان دهند و موجب «بحران ناامیدی پس از امید» در میان هوادارانشان نشوند! برنامههای سهشنبه شب بیبیسی با حضور کارشناسان مختلفی از جبهه نیروهای اپوزیسیونجمهوری اسلامی پخش شد؛ حسین باستانی، فرخ نگهدار، آرش غفوری، مجید محمدی، مجتبی واحدی، محمد نوریزاد، ابوالحسن بنی صدر و... میهمانان حضوری یا ویدئوکنفرانسی سهشنبه شب بیبیسی بودند. برنامه 60 دقیقه، دو مستند از آقایان هاشمیرفسنجانی و رحیم مشایی پخش کرد و با پخش این مستندها و سخنان کارشناسان تلاش کرد آنها را به اعتراض و نشان دادن واکنش ترغیب کند. گوینده این شبکه بارها به کاندیداها گفت: «همه منتظر واکنشها هستند.» در برنامه بیبیسی فارسی در شامگاه سهشنبه که تنها برای تأثیرگذاری بر آقای هاشمی و مشایی و دعوت آنها به نشان دادن واکنش، پخش میشد؛ بارها عباراتی به کار گرفته شد که از آنها بوی «دعوت به موضعگیری شدید» به مشام میرسید. در همین راستا حسین باستانی گفت: «آقای احمدینژاد در این مدت توقعاتی ایجاد کرده است که الان برای آنکه انگیزه هوادارانش را حفظ کند، باید همین الآن کاری انجام دهد.» باستانی به همین اکتفا نکرد و در ادامه از رئیسجمهور کشورمان خواست «کار بزرگ» را انجام دهد: «آقای احمدینژاد این توقع را ایجاد کرده است که با ردصلاحیت مشایی، کار بزرگی خواهد کرد؛ اگر آقای احمدینژاد الان کاری نکند و اقدامش را برای روز انتخابات نگه دارد، شکست خیلی جدی در هواداران دولت ایجاد میشود. به این در روانشناسی اجتماعی میگویند «بحران ناامیدی پس از امید» یعنی باید متناسب باامیدی که برای هواداران ایجاد شده، اقدام شود».