|
1
|
|
2
3 |
|
4 |
|
5
6
12 |
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
حوادث پورتسعيد توطئهاي عليه انقلابهاي منطقه
ضديت فتنهجويان با ظلمستيزي
از 15 بهمن تا 14 بهمن
نگرانی شرکتهای اروپایی از عواقب تحریم نفتی ایران
كارگردان مشغول خواب است
هاشمیرفسنجانی این عکسها را ببیند
سوبله چوبلهها و امپراتورها
فرار با فريدون
شیرهای نفت را به روی اروپا ببندید
اوباما: اسرائیل به ایران حمله نمیکند
5 شرکت اروپایی در فهرست سیاه نفت ایران
جنبش والاستریت درباره ایران چگونه ميانديشد؟
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
حوادث پورتسعيد توطئهاي عليه انقلابهاي منطقه
درگيريها در ورزشگاه پورتسعيد مصر و كشته و زخمي شدن بيش از 2هزار تن در جريان اين درگيريها مسالهاي نيست كه بتوان به سادگي از آن تحت عنوان پيامدهاي طبيعي يك انقلاب ياد كرد، بلكه در بطن اين «كشتار بيسابقه» ردپاي توطئهاي عليه انقلاب مصر و تلاشهاي مردم منطقه براي حركت در مسير مصريها خودنمايي ميكند. آيا ميتوان حوادث ورزشگاه پورتسعيد را توطئهاي عليه حركتهاي آزاديخواه مردم منطقه دانست؟ به گزارش ايسنا، روزنامه اردني الدستور، در تحليلي تحت عنوان «پورتسعيد توطئهاي براي ناكام گذاشتن بهار عربي» نوشت: نميتوان به خوبي فهميد كه چه واقعهاي در مصر در حال جريان است اما به خوبي ميتوان فهميد كه اين اقدامات به معناي واقعي كلمه توطئه به شمار ميآيد كه نه تنها براي از بين بردن انقلاب مصر صورت ميگيرد بلكه ميخواهد تمام انقلابهاي عربي را ناكام بگذارد. مصر بنا به ماهيت اين كشور سرزميني آزاد براي تحركات و حضور گروههاي مختلف است، بنابراين تمام گروههايي كه ميخواهند انقلاب اين كشور را از بين ببرند با آزادي كامل ميتوانند در عرصه داخلي يا خارجي فعاليت كنند. بعيد نيست كه توافقي ميان اين گروهها در داخل و خارج مصر شکل گرفته باشد. آنها ميخواهند به مردم اين كشور و ديگر كشورهاي عربي پيام دهند كه انقلاب مصر و انقلابهاي منطقه ناكام ماندند و نتيجه اين انقلابها تنها ناامني، ركود اقتصادي و ويرانيهاي گسترده بوده است. برگزاري مسابقههاي فوتبال يك روند كاملا عادي به شمار ميآيد كه بارها و بارها تكرار شده و هيچ اتفاقي در آنها به وجود نيامده است. ما در هيچجا به ياد نداريم كه چنين درگيريهاي خونباري در جريان يك مسابقه فوتبال به وقوع پيوسته باشد. نيروهاي امنيتي و ارتش در جريان اين اتفاقات كجا بودند؟ چرا يك بازي فوتبال تبديل به كشتاري بيسابقه شد؟ مصر به كدام سمت حركت ميكند؟ برخي گروهها در مصر ميخواهند بگويند كه نتيجه پيروزي انقلاب به وجود آمدن آشوب، كشتار و ناامني است. پورت سعيد در دوران اشغالگري انگليس در مصر يكي از پايگاههاي مقاومت در اين كشور به شمار ميآمد. تصوير اين منطقه براي مردم مصر به عنوان سمبل مقاومت مردمي عليه دشمن صهيونيستي بوده اما امروز تبديل به مركزي براي به وجود آمدن فتنه و كشتار مردم شده است. پورت سعيد امروز به حلقهاي از نقشههاي شوم براي از بين بردن انقلاب مصر و منحرف كردن آن از مساله اصلي مسلمانان يعني فلسطين تبديل شده است. پيشتر نيز شاهد درگيريهايي در خيابان محمدمحمود و ديگر مناطق بودهايم. روزنامه مصري الاهرام، نيز در تحليلي تحت عنوان «مصريها موش آزمايشگاهي نيستند» نوشت: تنها واكنش به كشتار پورتسعيد محاكمه تمام عاملان اين جنايت بيسابقه در تاريخ مصر است. حوادث اخير مصر بويژه حادثه پورتسعيد نشان ميدهد برخي افراد در اين كشور با مردم مصر مانند موش آزمايشگاهي برخورد ميكنند و آنها را هر از گاهي براي تحقق منافعشان قرباني ميكنند. زمان آن فرا رسيده است كه اين بازيها پايان يابد.
فتنه88 در بعد بينالملل چه اهدافي را دنبال ميكرد
ضديت فتنهجويان با ظلمستيزي
اصل نفي سلطهپذيري و سلطهگيري در جریان فتنه 88 هدف تخریب و خدشه قرار گرفت. حامیان خارجی فتنه که وجود این اصل را مانع استیلای خود بر کشور میدانستند همه تلاش خود را برای نفی آن به کار بستند و از طریق عمال داخلی خود کوشیدند چنین نشان دهند در داخل کشور بر سر این موضوع اتفاقنظر وجود ندارد. صرف حمایت کشورهایی نظیر ایالات متحده و انگلیس و حتی رژیم سعودی از فتنهگران خود نشان میداد که این گروه سلطه قدرتهای خارجی را پذیرفتهاند. افزون بر این تلاش براي به آشوب کشیدن راهپیمایی روز 13 آبان به عنوان نماد مبارزه با استکبار و نفی هرگونه سلطهپذیری خود نشاندهنده تقابل تمامعیار فتنهگران داخلی و خارجی با این اصل مهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود. ظلمستيزي و مبارزه با استكبار هم از ديگر اصول حاكم بر سياست خارجي جمهوري اسلامي تلقي ميشود. مطابق اين اصل براي جمهوري اسلامي وظيفهاي سنگينتر از سد كردن مسير استكبار در نظر گرفته شده است، به اين معني كه جمهوري اسلامي نهتنها بايد راههاي نفوذ استكبار را در كشورهاي مختلف مسدود كند بلكه بايد آشكارا به مبارزه با قدرتهاي ظالم و استكباري هم اقدام کند چرا كه جهانشمولي اسلام و ماهيت فراملي انقلاب اسلامي ايران رعايت اين اصل در چارچوب يك سياست خارجي تهاجمي را ايجاب ميکند بویژه كه در اصول دوم و سوم قانون اساسي هم صراحتا بر نفي هرگونه ستمگري و ستمكشي، قسط و عدل، نفي نظام سلطه و طرد كامل استعمار و استكبار تاکید شده است.(26) به واقع اين اصل لازم و مكمل نفي سلطهگري و سلطهپذيري است طوري كه ارتباط منطقي و كاركردي بين نفي سلطهپذيري و ستيز با آن وجود دارد. به عبارت ديگر 2 گونه ميتوان سلطهزدايي كرد؛ نخست مبارزه با مستكبران و ظالماني كه مهمترين عامل استضعاف ملتها محسوب ميشوند و دوم حمايت از جنبشهاي آزاديبخشي كه در مقابل سياستهاي ظالمانه مستكبران و استعمارگران به وجود آمده و قيام كردهاند. در راستاي همين سياست استكبارستيزي بود كه در بدو انقلاب اسلامي رابطه جمهوري اسلامي با دولت آپارتايد آفريقاي جنوبي و همينطور رژيم صهيونيستي بلافاصله قطع شد چرا كه حتي ليبرالهايي هم كه در آن مقطع زمام سياست خارجي كشور را در دست داشتند، در مستكبر و استعمارگر بودن اين رژيمها ترديدي به خود راه نميدادند. كشورهايي مانند ايالات متحده و انگليس هم مدتي پس از آن هدف خشم انقلابي مردم ايران قرار گرفتند. در شرايطي كه مخالفت با كشورهاي مستكبر هميشه در جمهوري اسلامي، چه در سطح دولت و چه در سطح ملت و افكار عمومي گفتماني غالب محسوب ميشده است، فتنهگران در جريان حوادث پس از انتخابات اين اصل را هم هدف گرفته بودند و در قالب دريافت حمايت از دولتهاي مستكبري نظير آمريكا، انگليس و حتي رژيم صهيونيستي يكي از مهمترين اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي را نقض كردند. حمايت از مسلمانان و جنبشهاي آزاديبخش يكي ديگر از مهمترين اهداف انقلاب اسلامي كه به نوعي در ادامه 2 هدف نفي سلطهگري و سلطهپذيري و همچنين ظلمستيزي و استكبارستيزي است، حمايت از مسلمانان و جنبشهاي آزاديبخش است، لذا جمهوري اسلامي ايران به موازات مبارزه با استكبار و استعمار، خود را موظف به حمايت از مستضعفان جهان و جنبشهاي رهاييبخش ميداند كه با مستكبران و استعمارگران به مبارزه برخاستهاند. امام خميني(ره) هم در اين باره ميفرمايند: «ما طرفدار مظلوم هستيم. هر كسي در هر قطبي كه مظلوم باشد، طرفدار آن هستيم».(27) اصل 154 قانون اساسي جمهوري اسلامي هم بيان ميدارد: «جمهوري اسلامي ايران از مبارزه حقطلبانه مستضعفان در برابر مستكبران در هر نقطه از جهان حمايت ميكند». زيرا انقلاب اسلامي ايران خود جنبش و حركتي براي پيروزي نهايي مستضعفان بر مستكبران بهشمار ميرود. حمايت جمهوري اسلامي از مردم مظلوم فلسطين در همه طول حيات خود را بايد ناشي از وجود همين اصل در سياست خارجي قلمداد كرد. حمايت از حماس در فلسطين، حزبالله در لبنان و دیگر گروههاي رهاييبخش نيز در قالب همين اصل قابل ارزيابي است. در ايام انتخابات فتنهگران با به آشوب كشيدن روز قدس و همچنين سردادن شعارهايي نظير «نه غزه، نه لبنان»، عملا مخالفت خود را با اصل حمايت از مستضعفان و جنبشهاي رهاييبخش اعلام كردند. در شرايطي كه هميشه بر سر حمايت از جنبشهاي مقاومت اسلامي و حركتهاي رهاييبخش در كشور اتفاقنظر وجود داشت، حوادث فتنه 88 و تبليغات خارجي آن بهدنبال القاي جهاني اين مساله بود كه اين اجماع از سوي مردم زير سوال رفته است! بروز اين اختلاف ميتوانست از قدرت و پويايي آن بخش سياست خارجي كه به اين اصل وابسته بود، بكاهد. تقابل با ابزارهاي سياست خارجي ايران بيترديد هر دولتي براي اجرايي كردن دكترين و اصول سياست خارجي خود نيازمند ابزارهايي است كه با كمك آنها بتواند اهداف خود را در نظام بينالملل دنبال كند. اين ابزارها حداقل در جمهوري اسلامي ايران جنبه فرهنگي و هنجاري دارند. ابزارهاي یادشده هم مانند دكترين و اصول سياست خارجي در جريان فتنه 88 هدف گرفته شد و فتنهگران كوشيدند با از كار انداختن اين ابزارها دولت را عملا در عرصه سياست خارجي خلع سلاح كنند. به واقع اين ابزارها، ابزارهايي بودند كه هرچند نه به صورت اختصاصي اما غالبا دردوره رياستجمهوري دكتر احمدينژاد مورد استفاده قرار ميگرفتند. ابزارهاي سياست خارجي كه در دولتهاي نهم و دهم مورد استفاده قرار ميگيرند عبارتند از ديپلماسي عمومي و حمايت از جنبشها و گروههاي مقاومت اسلامي و رهاييبخش. اين 2 مولفه ابزارهايي تلقي ميشوند كه ايران براي تحقق دكترينهاي سياست خارجي خود (بویژه دكترين صدور انقلاب) از آنها سود ميبرد. .............................................................................................................. 26- منوچهر محمدي، پيشين، ص 33 27- صحيفه نور، ج 4، تهران، سامان مدارك فرهنگي و انقلاب اسلامي، 1369، ص3
از 15 بهمن تا 14 بهمن
نكته مشتركی كه در 2 خطبه رهبر معظم انقلاب در 15 بهمنماه سال گذشته و 14بهمنماه امسال وجود دارد، تاكید ایشان بر «اعتماد به نفس تودههای مردم و نخبگان» است. خطبه اخیر كه در سالگرد اعمال قدرت نامتناهی مردم خوانده شد، نشان داد تا وقتی كه مردم در صحنه باشند، میتوانند قویترین ارتشهاو قویترین مستكبران دنیا و ظالمترین حاكمان را از بالا به پایین بكشند. مردم بتشكنی كردند و عملا این قاعده را شكستند كه همیشه استعمار پیروز است و ملتها شكست میخورند و لذا توانستند منطقه را به سوی تحولی بنیادین پیش ببرند. بهار عربی، انقلاب نان و... نكته دیگری كه در هر 2 خطبه فوقالذكر مشترك بود، تحلیل رهبر انقلاب از ماهیت انقلابهای منطقه بود. سال گذشته ایشان گفتند مردم برای دفاع از دین و اسلامخواهی به خیابانها آمدند و آن زمان كمتر كسی این تصور را داشت و باور میكرد. حتی غربیها هم نامهایی انحرافی نظیر بهار عربی، انقلاب سفید و انقلاب نان برای این انقلابها گذاشتند. در صورتی كه امروز با گذشت زمان و فرونشستن غبارها میبینیم مردم این كشورها در صحنه انتخاباتشان چه كسانی را انتخاب كردهاند؛ اسلامگرایان را انتخاب كردهاند و به اسلام رای دادهاند. پس این تحول را كه سال گذشته تنها در سطح تئوری بود امسال همه میتوانند در عمل بهخوبی ببینند. در زمینه برحذر داشتن نخبگان نیز رهبر حكيم انقلاب آن زمان فرمودند: شما نباید اكتفا كنید به سرنگونی شاقول این نظامها و شخص دیكتاتورها، بلكه تا آخر باید از شعارها و اهدافتان مراقبت كنید تا از مرحله انقلاب عبور كنید و به مرحله نظامسازی برسید و یك دولت مترقی و در عین حال بر اساس اسلام اصیل را تشكیل بدهید و بسازید. امروز بهخوبی میبینیم آنهایی كه به این مساله دقت نمیكنند، با مشكلات عدیدهای مواجهند؛ مثل مصر كه هنوز انقلابشان كامل نشده و مخالفان میكوشند از نظامسازی این انقلاب و انتقال آن به مرحله تشكیل حكومت و دولت و تشكیل نظام سیاسی مبتنی بر اسلام و حاكمیت مردم جلوگیری كنند. این باز هم دوراندیشی رهبر انقلاب است كه در مقایسه بین 2 خطبه سال گذشته و امسال ایشان كاملا مشهود و آشكار است. پس از سرنگونی طاغوتها مساله دیگر اینكه رهبر انقلاب اسلامی معیارهایی را برای تشخیص انقلابهای اصیل از الگوهای انحرافی بیان كردند و گفتند معیار ما علاوه بر اسلامی بودن، ضداستعماری و ضدصهیونیستی بودن این حركتها نیز هست. از جمله اینكه مصریها را دعوت كرده بودند علیه كمپدیوید شعار دهند. ما به خوبی میبینیم كه چالش عمده در میدانهای مصر و شمال آفریقا و كل منطقه این است كه بتوانند توافقنامههای همكاری با اجنبیها مثل «كامپل» و شبیه آن را كه نمایانگر تابعیت رژیمهای سرنگونشده در این كشورها از غرب است، از سلسله اصلی ارتباطشان با غرب قطع كنند. الان میبینیم آنچه رهبر معظم انقلاب سال گذشته عنوان كرده بودند، امروز در حال رخ دادن است. هر جا نخبگان و تودههای كشورها بر قطع رابطه با غرب اصرار میورزند، انقلابشان پیش میرود و هرجا از این مساله غفلت میكنند، دچار مشكلات داخلی میشوند و خطر جنگ داخلی بیشتر میشود. پس اگر بخواهیم به نكاتی اشاره كنیم كه آقا سال گذشته مطرح كردند، باید بگوییم كه مردم به خاطر انتخاب اسلام و به خاطر ضداسلامی بودن این رژیمها و بهخاطر تابع بودن و وابسته بودن به اجنبی و به خاطر دفاع از حریت و كرامت و عدالت اجتماعی به پا خاستند. امروز نیز با شعارهایی كه هنوز در میدانها مطرح است و با مطالباتی كه در مرحله نظامسازی مطرح میكنند- حداقل در 2 نمونه مجلس موسسان تونس و پارلمان مصر- ثابت میشود این مردم به دنبال تطبیق شریعت اسلامی با ساختارهای سیاسی و اجتماعی خود و نیز قطع هرگونه ارتباط و وابستگی با اردوگاه غرب و سرمایهداری هستند. درباره خطبههای 14 بهمنماه 90 مهمترین تحولی كه در گفتمان خطبههای اخیر رهبر انقلاب اسلامی شاید برای نخستینبار در تاریخ گفتمان و ادبیات سیاسی منطقه اتفاق افتاد، طرح نقشه راه ایشان برای تودهها و نخبگان با هدف مدیریت بیداری اسلامی توسط آنها بود. انتقال شیوه و گفتمان بسیار بزرگ و باعظمت امام خمینی (رضوانالله علیه) مبنی بر شعار و باور «ما میتوانیم»یعنی به این باور برسیم كه ما میتوانیم، پس قطعا خواهیم توانست، نكته نخست بود. دشمن همیشه تبلیغ میكرد جهان اسلام عاجز و عقبافتاده است و نمیتواند كاری از پیش ببرد. امام اما برای نخستینبار «ما میتوانیم» را به یك برنامه مبارزاتی تبدیل كرد و نشان داد مردم جهان اسلام نه فقط عاجز نیستند؛ بلكه 4 طاغوت مستبد وابسته به غرب را هم میتوانند پایین بیاورند و سرنگون كنند. این یك تحول عظیم است و رهبر انقلاب این مساله را برای ملتهای منطقه بهوضوح تبیین كردند. مساله دیگری كه انعكاس وسیعی هم در جهان عرب داشت، این بود كه جمهوری اسلامی ایران گفتمان مدارا را به گفتمان رودررویی و مواجهه تغییر داده و مرزبندی آن را ترسیم كره است. طبق نظر رهبر انقلاب، اردوگاه اسلام ناب محمدی اصیل و اسلام مقاومت كه همان اسلام صدر اسلام است، با اسلام آمریكایی لاییك و لیبرال كه به جان ملتها و نخبگان افتاده و نیز با اسلام تكفیری كه با گرایشهای متعصبانه و متحجرانه میخواهد همه چیز را به اجنبی بفروشد، مرزبندی دارد. اینگونه قطببندی با توجه به وزنه جمهوریاسلامی ایران و به تبع آن، وزنه انقلابهای كشورهای اسلامی، نوعی تغییر در معادلات منطقه را ایجاد كرده و خواهد كرد؛ تغییری كه رژیمهای باقیمانده كه هنوز سقوط نكردهاند و همچنین آمریكا و ناتو و كشورهایی كه با دلارهای نفتی خود اعمال نفوذ میكنند، بهسختی توان عبور از آن را خواهند داشت. زمان به عقب بازنمیگردد، مردم بیدار شدهاند و این دیگر قابل بازگشت نیست. با نیرنگ و توطئه و اغوای نخبگان و تودهها هم بهسختی میتوانند در این انقلابها انحراف ایجاد كنند. مساله مهم دیگر این است كه جمهوریاسلامی ایران برای نخستینبار اعلام كرد دفاعش از فلسطین و سرنگونی رژیم صهیونیستی تنها معنوی و سیاسی نیست، بلكه هم دخالت مثبت كرده و هم خواهد كرد. به خوبی مشخص شد كه اگر كمك جمهوریاسلامی ایران نبود، پیروزیهای جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه به این خوبی حاصل نمیشد و این یعنی ما انجام وظیفه میكنیم و نه اینكه منت سر كسی میگذاریم. * كارشناس مسائل خاورمیانه
تاگس سایتونگ بررسی کرد
نگرانی شرکتهای اروپایی از عواقب تحریم نفتی ایران
یک روزنامه آلمانی در مطلبی از نگرانی شرکتهای اروپایی درباره عواقب غیرقابل پیشبینی و وخیم تحریم نفتی اروپا علیه ایران خبر داد. به گزارش مهر، روزنامه «تاگس سایتونگ» در مطلبی نوشت: قطعنامه اخیر اتحادیه اروپايي علیه ایران نگرانیهایی را در بین شرکتهای اروپایی ایجاد کرده است. یکی از نمایندگان یک شرکت اروپایی در این باره اظهار داشته: ما تنها اطلاعات اندکی درباره این تحریمها دریافت کردهایم. هنوز مشخص نیست این تحریمها چه تاثیراتی را بر شرکتهای اروپایی خواهد گذاشت. نویسنده در ادامه به نگرانی شدید این نماینده شرکت اروپایی که خواست نام وی فاش نشود اشاره کرده و نوشت: ژانویه گذشته کشورهای عضو اتحادیه اروپايي قطعنامهای را علیه ایران صادر کردند و حالا این قطعنامه در کمیسیون اتحادیه اروپايي در دست بررسی است تا جزئیات دقیق و قوانین مربوط به تحریم نفتی ایران تعیین شود. قرار است در چند روز آینده نتیجه اعلام شود و این تحریمها در اواسط امسال اجرایی شود. نویسنده در ادامه خاطرنشان کرد: این قطعنامهها تنها مربوط به شرکتهای اروپایی نمیشود که تا به حال نفت از ایران وارد میکردند، بلکه همچنین متوجه شرکتهایی میشود که مثلا ماشینهایی را به منظور استفاده از نفت و گاز ایران به این کشور میفروختهاند که بویژه شرکتهای فرانسوی و آلمانی از جمله آنها هستند. نماینده یک شرکت اروپایی اعتقاد دارد: محدودیتهایی که در این تحریمها برای بانکهای ایرانی تعیین شده است برای ما مسالهساز است. این تحریمها معاملات مالی با ایران را فوقالعاده پیچیده و سخت میکند. به این ترتیب هرگونه تجارت با ایران از جمله در زمینه مواد غذایی و دارو غیرممکن میشود. این نماینده تجاری اروپایی گفت: ایجاد محدودیت در زمینه داروهای نجاتبخش برای زندگی انسانها میتواند اعتبار اخلاقی شرکتهای ما را خدشهدار کند. این روزنامه آلمانی در بخش دیگری از این مطلب نوشت: همچنین در پارلمان اروپا شک و تردیدهایی درباره قابل اجرا بودن این تحریمها وجود دارد. از نظر سیاستمداران سبز در پارلمان آلمان این قطعنامه نهتنها میتواند به ناپایداریهای بیشتر در کشورهای منطقه تبدیل شود بلکه عواقب آن برای برخی کشورهای اروپایی غیرقابل پیشبینی خواهد بود. یونان 60 درصد نفت مورد نیاز خود را با شرایط مساعد از ایران وارد میکند. به اعتقاد شرکتهای اروپایی آمارهای رسمی تنها قراردادهای طولانیمدت که شرکتهای اروپایی با ایران میبندند را در نظر میگیرند. به این ترتیب تاثیرات این تحریمها بر اقتصاد یونان هنوز قابل پیشبینی است اما مشخص است که با اجرایی شدن این تحریمها قیمت نفت بالا رفته و اقتصاد ضعیف یونان با چالشهای جدیتري مواجه خواهد شد.
نگاهی به فیلمهای روز چهارم جشنواره فجر
كارگردان مشغول خواب است
دلخوش بودیم سینمای ملی با آن همه وعده و وعید و شعار در این چند سال با سیری صعودی به قله میرسد اما صدافسوس که هر روزی که از جشنواره میگذرد، پیکر بیجان سینمای ملی را باید در درههای ابتذال جستوجو کرد. زندگی خصوصی؛ گلدرشت! «زندگی خصوصی» اروتیکترین فیلم سینمایی بعد از انقلاب است که با حمایت معاونت سینمایی ساخته شده است. حسین فرحبخش با هجو و شمایلنگاری از عطاءالله مهاجرانی، اکبر گنجی و ترکیب فیلمنامهاش با آثاری نظیر «مچ پوینت» (وودی آلن)، «تکیه بر باد» (داریوش فرهنگ) و «شوکران» (بهروز افخمی) و ریختن در يك ظرف فیلم زندگی خصوصی را ساخته است. ابراهیم کیانی(فرهاد اصلانی) در واقع شمایلی از تندروهای خودسر اوایل انقلاب است (اكبر گنجي) که امروز در لانه کرکس سکنی گزیدهاند. حسین فرحبخش با دستمایه قرار دادن چنین شخصیتی در محور فیلم در ابتدا به داستان زندگی یک سیاستمدار سابق و یک روزنامهنگار چپ ورود میکند و تماشاگر با بخش ابتدایی فیلم تقریبا غافلگیر میشود و منتظر ورود داستان به یک فیلم سیاسی پر از التهاب و فارغ از شعار است. از همه جذابتر تیتراژ فیلم و موسیقی فوقالعاده آن است اما کمی که از فیلم میگذرد متوجه میشویم چرا از حسین فرحبخش به عنوان پرچمدار فیلمفارسیها مبتذل یاد میشود. به اعتقاد من فیلمفارسی واژه بدی نیست، هنوز هم اعتقاد دارم «گنج قارون» زیباترین فیلمفارسی است که هزاران بار میشود تماشایش کرد و هزاران پند از آن آموخت اما فیلمفارسی مبتذل مولفههایی دارد که در سینمای فرحبخش کاملا جاری است. 2 مولفه مهم که کلیت فیلمفارسیهای مبتذل را دربر میگیرد، جنبههای شعاری درام و اروتیکنگاری این فیلمهاست. زندگی خصوصی پس از یک سوم شعار و اغراق ابتدایی، با آشنایی ابراهیم و پریسا به دام اروتیکنگاری و شعار میافتد. اصلا شخصیتپردازیهای فیلم آنچنان سرراست و مشخص نیست، حتی اگر در شخصیت محوری ابراهیم کمی کنکاش کنیم متوجه درونیات ابراهیم نمیشویم. آیا او یک مومن به خانواده و آرمانهایش است یا آدم فرصتطلبی که از هر موقعیتی به بهترین شکل بهره میبرد؟ گنگ بودن این شخصیت و پایان ناگهانی، نگارنده را به این نتیجه رساند که فیلم زندگی خصوصی ژانر مخفي اروتیک را در ایران از پرده بيرون انداخته است! شور شیرین؛ شورش را در آورد جواد اردکانی از آن دسته فیلمسازانی است که اگر فیلم نسازد به شأن سینمای ایران بویژه سینمای دفاع مقدس کمکهای شایانی کرده است. ایشان میتواند به هر شکل که تمایل دارد پروژههای میلیاردی را تحت هر عنوانی از آن خود کند اما هرگز درباره شهدای 30 ساله انقلاب فیلم نسازد. پس از آنکه فیلم ضعیف به پذیرایی ساده؛ کارگردان مشغول خواب است آخرین ساخته مانی حقیقی در واقع صورت دیگری از «کارگران مشغول کارند» به شمار میرود. در این فیلم قصهای مجازی و دور از ذهن دستمایه برای قصهگویی غیرمتعارف است، گویی خود سازنده هم در جهانی مجازی زندگی میکند. کاوه و لیلا بنا به وصیت مادر کاوه در بیابانهای مرزی اقدام به تقسیم بخشی از ثروت این زن (به صورت نقدی) میکنند. در برخورد با افراد مختلف حاشیههای داستانی متفاوتی رقم میخورد. «پذیرایی ساده» بر خلاف کارگران... فیلمنامه پر و پیمانی ندارد. فیلمنامه «پذیرایی ساده» تماشاگر را به جهانی مازوخیستی میبرد که مازوخیسم جاری در اثر سبب میشود با بخش عمدهای از فیلم ارتباط برقرار نکنیم. متاسفانه شخصیتها در این فیلم مثل سایه میآیند و میروند و تمام بده و بستان دراماتیک فیلم که به شخصیتهای محوری مربوط میشود پرداخت مناسبی ندارد. در واقع شخصیتهای فرعی سایههایی هستند که تماشاگر نمیتواند ارتباطی منطقی با خردهروایتهای آنان برقرار کنند. شخصیتهای محوری هم آنچنان پرداخت منطقی ندارند و عیب گلدرشت این فیلم این است که منطق روابط 2 شخصیت اصلی با این شبه سایهها هسته مرکزی فیلمنامهای را تشکیل میدهد که کاملا بیمار است و تنها ایده اصلی روایت است که برای تماشاگر جذابیت دارد، ضمن اینکه از مجموعه رفتارها و کنشهای کاوه و لیلا جهانبینی گنگ این دو شخصیت را درک نمیکنیم. در فیلم کارگران... شخصیتهای فرعی داستان که حضور کمرنگی هم دارند کاملا قابل فهم هستند. اکباتان؛ریسمان باز، رها شد اکباتان ورسیون وفادارانهای از فیلم «فرار از تله» جلال مقدم نیست و بیشتر ادای دینی به این فیلم محسوب میشود. مهرشاد کارخانی بعد از بوسیدن روی ماه؛ لنگه كفشي در بيابان «بوسیدن روی ماه» با همه تلخ بودن و پایان تراژیک فیلم، دلچسبترین اثر چهارمین روز برگزاری جشنواره فیلم فجر بود. زمانی که این همه آثار متوسط در بزرگترین جشنواره سینمایی سال نمایش داده میشود از دیدن چنین آثاری به شعف میآییم. تامینکننده بودجه ساخت فیلم موسسه تصویر شهر (زیرمجموعه سازمان فرهنگیـ هنری شهرداری) است که 60 درصد بودجه فیلم را تامین کرده که پیش از این از فیلمی همچون «طلا و مس» با همین ترکیب کارگردانیـ تهیهکنندگی حمایت کرده بود. بوسیدن روی ماه آنچنان فیلم عمیقی مثل طلا و مس نیست اما در بیابان این جشنواره، کفش طلایی سیندرلا غنیمت به شمار میرود. نگاه فیلم به مادرشهید دلچسب و عاشقانه است، اسوههایی که اسطورهپرور بودهاند که به ریسمان صبر چنگ زدهاند، فرصتی نیست که دوباره به تماشایش بنشینیم. تلاش کارگردان طلا و مس صادقانه است و اثر معنوی و رسوخ پیامهای این فیلم هزاران برابر آثاری مثل «شور شیرین» (جواد اردکانی) است. اسعدیان فیلمی ساخته با صحنههای تاثیرگذار.
«زندگی خصوصی»قرار بود فیلمی سیاسی با تم انتقادی باشد نه اینکه به مسؤولان سابق وزارت ارشاد و حسین شریعتمداری هتاکی شود. در دورهای که همه از رجعت به اصول دم میزنند، پرچمداران حوزه سینما با حمایت از چنین فیلمی بیاصولی را ترویج میکنند.
«کبودی یاس» را ساخت و یاد اسوهای- بخوانید اسطورهای- مثل عبدالحسین برونسی را در نظر سینمادوستان تخریب کرد، در فیلم شور شیرین اینبار به سراغ تخریب اسوه دیگری همچون سردار شهید کاوه رفته است چون بازار مکاره داغ است و هر مکری در قالب ساخت فیلم درباره شهدا کارگر میافتد. خدا میداند که اگر بنده سمتی در حوزه فرهنگ داشتم به این دوستان حقوق مشخصی و پر و پیمانی میدادم که دنبال تخریب چهره شهدا و اسوههای انقلاب نروند.
«کوچه ملی»در نوستالوژیهای شخصیاش غوطهور است و این غوطهوری عاملی شده است تا ساخت آثاری مستقلی همچون «ریسمان باز» یا «گناه من» باز کاملا فراموش شود. گرفتار شدن در این نوستالوژی، عقبگردی برای این فیلمساز به شمار میآید که میتوانست کارگردانی مولف و صاحب امضا باشد. به اعتقاد من باسازی آثار گذشته نیاز به شرایط فرهنگی خاصی دارد که در حال حاضر این شرایط فراهم نیست.
تناقضات رفتاری را پاياني نيست
هاشمیرفسنجانی این عکسها را ببیند
روز شنبه اكبر هاشمیرفسنجانی به مراسم نمادین ورود امام خمینی(ره) که در آن ماکت مقوایی حضرت امام خمینی(ره) حمل میشد، شدیدا انتقاد کرد و گفت: برنامههای فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاههای تبلیغی درخور شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامههای کممحتوا و سخیف مانند بیسلیقگی در استفاده از ماکتهای مقوایی که بعضا ...
وطن امروز: تناقضات رفتاری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را گویا پایانی نیست. روز شنبه اكبر هاشمیرفسنجانی به مراسم نمادین ورود امام خمینی(ره) که در آن ماکت مقوایی حضرت امام خمینی(ره) حمل میشد، شدیدا انتقاد کرد و گفت: برنامههای فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاههای تبلیغی درخور شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامههای کممحتوا و سخیف مانند بیسلیقگی در استفاده از ماکتهای مقوایی که بعضا میتواند مورد اعتراض مردم فهیم و سوءاستفاده دشمنان انقلاب نیز قرار گیرد، خودداری شود. وی افزود: دستگاههای تبلیغاتی و رسانههای همگانی بویژه رسانه ملی وظیفه ملی و تاریخی سنگینی در جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب و معرفی درست و واقعی دستاوردهای انقلاب اسلامی دارند و انتظار میرود برنامهریزیهای مناسب و درخور شأن مناسبتری برای این ایام تدارک دیده شود. در حالی رئیس مجمع تشخیص مصلحت اینگونه این مراسم را مورد تاخت و تاز قرار میدهد که وی چند سال پیش در مدرسه رفاه نهتنها به حضور ماکت حضرت امام(ره) انتقاد نکرده، بلکه با آن عکس یادگاری نیز انداخته است. هرچند استفاده از ماکت مقوایی حضرت امام اقدامي درخور شأن بنیانگذار جمهوري اسلامی نیست ولیکن چرا رفسنجانی در حالی که باید 6 سال پیش به این ماکتها میتاخته، سکوت کرده و الان به آنها میتازد؟ آیا این بخشی دیگر از تناقضات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست؟
اغراق در فوتبال ایران
سوبله چوبلهها و امپراتورها
سرودههای شاعران ایرانی بخش مهمی از ادبیات شعری جهان را شامل میشود، برعکس اروپاییها که بیشتر ترجیح دادهاند هنری در فرم نقاشی یا مجسمهسازی تولید کنند ما به جای خلق مصادیقی ملموس دستی بر قلم و قریحهای پرشور داشتهایم تا بگوییم و بسراییم. اغراق بخشی از این داستان است، طوری که حتی به عنوان صنعتی ادبی در شعر ایرانی شناخته میشود، شاهنامه فردوسی که یکی از مهمترین آثار حماسی ادبیات جهان است بر مبنای این صنعت شعری سروده شده است. شاید بیدلیل نیست که امروز فوتبال ایرانی هم از این داستان بینصیب نمانده است. این یادداشت اشارهای کوتاه به چندین اغراق ایرانی- فوتبالی دارد. لقبسازی- سوبله چوبله و جادوگر امپراتور، سلطان، ژنرال، عقاب،غزال، جادوگر، برزیل، اف 14 و ... سیاههای از لقبهایی هستند که چهرههای فوتبال ایران به آنان ملقب شدهاند؛ لقبسازیهای اغراقآمیزی ویژه ایران که در کمتر کشوری میتوان مشابهش را پیدا کرد. چند روز پیش بخشی از جو رسانهای داربی تهران به این موضوع اختصاص پیدا کرد که لقب بعدی پرویز مظلومی پس از پیروزی احتمالی در بازی چه خواهد بود! مربیای که عدهای او را پس از باخت عجیب به دلیل ضعف در بازیخوانی حریف مورد انتقاد قرار دادند، طعنهدار این بود که در این سوی میدان علی کریمی ملقب به جادوگر به روال بیشتر بازیهای بزرگ پیشین که در آنها گرهگشایی نکرده است، کمتاثیر بازی کرد. جواد خیابانی گزارشگر تلویزیون ایران این روزها شدیدا زیر تیغ انتقاد است. اغراق همیشه بخشی از گزارشگری او بوده است، از جو حماسی بازی ایران- استرالیا که سالهاست در گزارشهای او تکرار میشود تا مثلا پدر ورزش نامیدن علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی! ظهور پدیدهای مانند جواد خیابانی در ورزش ایران مسالهای عجیب نیست او چیزی مجزا از افکار عمومی جامعه ایرانی که با دید اغراق به پدیدهها مینگرد، نیست. ایرانیها و اعراب تیمملی ایران در سالهای 96 تا 98 متشکل از استعدادهایی مانند عابدزاده، مهدویکیا، باقری، دایی و عزیزی تیمی درخشان بود که عربستان را رقیب خود میدید. عربستان هم بازیکنان ارزشمندی مانند سامی جابر، جاسم الهویدی، احمد الدعایه و حسین عبدالغنی را در ترکیب خود داشت. در آن زمان ایدهای در ذهن عدهای از هواداران تیمملی ایران وجود داشت که ایران را کشوری غنی از استعدادهای فوتبالی و کمامکانات و اعراب را افرادی کم استعداد معرفی میکرد که به زور دلارهای نفتی بازی میکنند با این همه آن تیم عربستان با پشت سرگذاشتن ایران قهرمان جام ملتهای 96 شد و البته مستقیما به جامجهانی 98 راه یافت. بردهای این تیم برای ما بسیار تلخ بود، با این همه در زمین مسابقه به دست آمدند و البته تیم قدرتمند عربستانسعودی در آن سالها نشانی از ضعف و بیاستعدادی نداشت. امروز قطر میزبان جامجهانی 2022 است و ما همچنان با غروری بیپشتوانه و نگاهی اغراقآمیز از برتری استعداد ایرانیان بر اعراب میگوییم. جهان رشد میکند، فوتبال به صنعتی عظیم تبدیل شده، قراردادهای میلیون دلاری حق پخش تلویزیونی بسته میشوند، ورزشگاههای عظیم در اروپا پر از تماشاگرانی هستند که از فوتبال لذت میبرند، ورزشگاههای مدرن در کشورهای عربی، شرق آسیا و آمریکای جنوبی ساخته شدهاند و ما ایرانیان همچنان مشغول شعر سرودن و خواندن چه روی سکوها و چه در رسانهها هستیم. واضح است که با اغراق، ملیگرایی افراطی و حرف زدن بیپشتوانه پیشرفتی حاصل نمی شود.
تساوي 2 ـ 2 استقلال با 2 گل زندي برابر سايپا
فرار با فريدون
سايپا در صورتي كه 2 بر صفر بازي را از استقلال پيش بود روي 2ضربه ايستگاهي مغلوب فريدون زندي شد
در 2 بازی اول هفته بیست و پنجم 2 تساوی به دست آمد؛ ذوبآهن در سرچشمه با تساوی بدون گل مقابل مس متوقف شد و در تهران استقلال روی خلاقیت فریدون زندی و البته جاگیریهای غلط دروازهبان سایپا بازی 2 بر صفر باخته را به تساوی 2 ـ 2 مبدل ساخت. آبیها که پس از شکست در داربی با روحیهای متزلزل پا به ورزشگاه آزادی گذاشته بودند، روی 2 گل امین منوچهری 2 بر صفر از نارنجیپوشان عقب افتادند و نوع بازی حملهورانش نشان از آن میداد که توان بازگشت را ندارند اما 3 تن بودند که با تصمیماتشان باعث تساوی بازی شدند. نخست مجید صالح بود که با بیرون کشیدن امین منوچهری عملا زهر خط حمله تیمش را کشید، سپس فریدون زندی که روی 2 ضربه ایستگاهی جورکش مهاجمان ضعیف و کم کار استقلال شد و نهایتا وحید مهدیخانی دروازهبان بیتجربه سایپا که روی روز دوم و نمایش پرسپولیس بعد از داربی روز دوم هفته بیست و پنجم لیگ برتر در حالی بعدازظهر امروز با برگزاری 2 دیدار دیگر پیگیری میشود که پرسپولیس با مصطفی دنیزلی بعد از پیروزی بزرگ خود در هفتاد و چهارمین داربی پایتخت باید در آزادی رودرروی محمود یاوری و بازیکنان فجر سپاسی بایستد و شاهین بوشهر نیز با ابراهیم قاسمپور از تیم شانزدهم جدول یعنی شهرداری تبریز پذیرایی میکند. پرسپولیس همچنان در فضاست! این را میتوان از مصاحبههای چند روز اخیر آنها از بعد بازی داربی هفتاد و چهارم پایتخت به خوبی حس کرد. خوشحالی زایدالوصف آنها بعد از هتتریک زاید ایرلندی- لیبیایی در آن شب رویایی و معجزهآسا که نتیجه ۳ بر 2 را در 10 دقیقه پایانی بازی مقابل استقلال برای آنها رقم زد، ممکن است خیلی زود فراموش و جای خود را به شعارهای تند هواداران این تیم بدهد. چه اینکه آنها تجربه این اتفاق تلخ را بعد از برد ۴ بر یک مقابل شاهین و سپس شکست ۴ بر ۲ خود مقابل صنعت نفت دارند. با این حال پرسپولیس امروز جایگاه هفتم جدول را در اختیار دارد که اصلا مورد ایدهآل هواداران آن نیست. آنها به خوبی میدانند که پیروزی و کسب 3 امتیاز از دیدار فجر میتواند آینده روشنی را پیش پایشان قرار داده و حتی به کسب سهمیه لیگ قهرمانان امیدوار کند، هرچند عکس این نتیجه هم میتواند یکبار دیگر دنیایی از حاشیه را پیش پای این تیم سرخپوش قرار دهد اما در سوی دیگر سپاسی و محمود یاوری قرار دارد. تیمی که با قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول خود را در منطقه خطر میبیند و با کولهباری از انگیزه رخ به رخ پرسپولیسیها خواهد ایستاد. فجر نیز که در کنار بسیاری از تیمهای لیگ برتری دیگر این روزها بشدت از جانب مشکلات مالی تهدید میشود و حتی مدیرعامل این باشگاه بارها مسؤولان استانی را تهدید به کنارهگیری از این رقابتها کرده، بسیار امیدوار است با کسب امتیاز از شاگردان دنیزلی در استادیوم آزادی یکبار دیگر احیا شود و بتواند خود را از منطقه خطر جدول فراری دهد. پیش از این یاوری نشان داده استاد متوقف کردن پرسپولیس در آزادی است. او به گونهای تیمش را دفاعی میچیند که تنها گل زودهنگام قادر است قفل بازی را باز کند. در غیر این صورت هواداران قرمز روز سختی را پیش رو خواهند داشت. ياوري: اين بازي مثل چاي داغ است محمود ياوري با اينكه مسنترين مربي ليگ برتر است اما همچنان انگيزههاي زيادي براي مربيگري دارد. وقتي با او حرف ميزنيم صلابت و بلندي صدايش حتي از حرف زدن يك جوان پرانرژي هم بيشتر است البته اين يكي از عادتهاي ياوري است كه اگر در ابتداي مصاحبه سوالي از او پرسيده شود كه اين مربي را عصباني كند، بلافاصله گارد ميگيرد. در ابتداي مصاحبه از او ميپرسيم كه درباره رويارويي خودتان و مصطفي دنيزلي كه مسنترين مربيان ليگ برتر هستيد چه نظري داريد. ياوري در حالي كه از اين سوال عصباني ميشود، ميگويد: «من نميدانم چه مرضي داريد كه اين سوال را از من ميپرسيد. اين بازي بين پرسپوليس و فجر انجام ميشود و چه ربطي به اين دارد كه ما پير هستيم يا جوان. اگر سوال فني داريد بپرسيد، من هم جواب ميدهم». از ياوري درباره بازي حساس با پرسپوليس سوال ميكنيم كه او خيلي زود حالت عصبانياش را از دست داده و با آرامش خاصي صحبت ميكند: «ما مقابل راهآهن بد بازي كرديم و باختيم. ما تاوان بد بازي كردن را داديم ولي حالا بازيكنان ريكاوري كردهاند و شرايط مطلوبي دارند. همه چيز خوب است و ما فقط خالد شفيعي و محمد آفند را به دليل محروميت در اختيار نداريم». خيليها معتقدند پرسپوليس به دليل شرايط خوبي كه دارد فجرسپاسي را شكست خواهد داد. ياوري در اين باره ميگويد: «اين دليل نميشود كه چون پرسپوليس داربي را برده و ما هم بازي قبلي را باختيم، در اين ديدار بازنده باشيم. در فوتبال هيچ چيز دليل هيچ چيز نيست و هر بازي شرايط خاص خودش را دارد. ميخواهيم جبران كنيم و ميتوانيم در ورزشگاه آزادي امتياز بگيريم. پرسپوليس بعد از پيروزي در داربي حالا روي بال فرشتهها در حال پرواز است ولي ما ميخواهيم از پايين به بالا بيايیم و به فكر جبران باخت قبلي هستيم. در شيراز استقلال را شكست داديم و حالا مقابل پرسپوليس به فكر كسب يك نتيجه خوب هستيم. در اين هواي سرد بازي پرسپوليس و فجرسپاسي مثل يك چاي داغ است و اميدوارم تماشاگراني كه به استاديوم ميآيند با ديدن اين بازي سرما را فراموش كنند». از ياوري كه در دقايق پاياني مصاحبه كاملا آرام شده بود درباره دنيزلي سوال كرديم كه او اينگونه جواب داد: «او يك مربي قابل احترام است كه در فوتبال تركيه با 3تيم مطرح اين كشور قهرمان شده است. او با شرايط فوتبال ايران آشناست و تماشاگران پرسپوليس هم او را شاهین بوشهر- شهرداری؛ با ابو جدال 2 تیم شانزدهم و هفدهم لیگ هم اگر چه نه به قدر جدال صدرنشینان اما در نوع خودش میتواند جذاب باشد. شاهین بوشهر و شهرداری تبریز این روزها هیچیک حال و روز خوشی ندارند. آنها به خوبی میدانند که بازنده دیدار روز دوشنبه شرایط بسیار سختی در آینده به خود میبیند و در مقابل برنده هم خواهد توانست امیدوارانه خود را برای بقا در لیگ برتر آماده نگه دارد. شاهین بوشهر که لیگ برتر را با حمید درخشان نسبتا خوب شروع کرد، در ادامه سکان هدایت خود را به دستان فیروز کریمی سپرد تا این مربی هم بعد از هفتهها ناکامی رفتن را به ماندن ترجیح دهد در نهایت این جایگاه به ابراهیم قاسمپور برسد.
هر دو گل دریافتی تیمش نقش پررنگی داشت؛ بویژه روی گل نخست که روی یک ضربه از راه دور با جاگیری اشتباهش مقدمات از بین رفتن اندوختههای تیمش را فراهم كرد. استقلال با همین تک امتیاز با یک بازی بیشتر موقتا به صدر جدول رفت و حالا چشم انتظار بازی سپاهان و تراکتورسازی مقابل رقبایشان است. در بازی روز گذشته مشخص شد که استقلال در غیاب جباری و آندو کار سختی را در میانه میدان دارد. از سوی دیگر برهانی و میداوودی هرگز به یکدیگر پاس ندادند و مصدومیت میلاد سبب شد با ورود شریفات کمی وضع همکاری مهاجمان آبیپوش بهتر شود و اینک آنچه هویداست این است که اگر استقلال قصد قهرمانی دارد باید خیلی کاملتر از آنی باشد که دیروز بود. از سوی دیگر مجید صالح هم نشان داد برای تبدیل شدن به یک سرمربی بزرگ و با تجربه راه زیادی را پیشرو دارد. خارج کردن امین منوچهری از میدان و اصرار روی حضور 90 دقیقهای انصاریفرد از آن دست تصمیماتی بود که بیشترین کمک را به استقلال برای فرار از دومین شکست متوالی کرد.
دوست دارند».
دانشجویان تجمع کننده مقابل مجلس شورایاسلامی:
شیرهای نفت را به روی اروپا ببندید
دانشجویان دانشگاههای تهران با تجمع مقابل مجلس و با سر دادن شعارهایی همچون «ای مجلس ولایی، اقدام انقلابی» و «حاج رستم بسیجی، اقدام انقلابی» خواستار قطع صادرات نفت ایران به اروپا در فصل زمستان شدند
گروه سیاسی: دانشجویان دانشگاههای تهران با تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی از تصمیم مجلس برای قطع صادرات نفت ایران به اروپا حمایت کرده و خواستار اجرای آن پیش از فصل بهار و در زمستان شدند. این تجمع در حالی برگزار شد که 23ژانویه اتحادیه اروپايي در نشست خود به بررسی تحریم نفتی ایران پرداخت و با اجماع اعضای اتحادیه خرید نفت ایران را تحریم کرد، منتها با توجه به نیاز مبرم اروپا به نفت ایران در شرایط فعلی، این اتحادیه فرصت 6 ماههای را برای اجرای تحریم نفتی ایران به کشورهای عضو داد. در مقابل نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز از پیشدستی ایران در قطع نفت به اروپا خبر دادند. پس از انتشار این خبر سفرای چند کشور اروپایی با حضور در مجلس خواستار ادامه صادرات نفت ایران به اروپا شدند اما این درخواست با واکنش ایران مواجه شد. در همین راستا دانشجویان دانشگاههای تهران با تجمع مقابل مجلس و با در دست داشتن نوشتههای «عربستان اگر میتوانست نفت لیبی را جایگزین میکرد»، «با بستن شیر نفت میخ آخر را به تابوت اقتصاد اروپا بکوبید»،«ما شیر نفت را روی شغالهای اروپایی میبندیم» و همچنین با سر دادن شعارهایی همچون «ای مجلس ولایی، اقدام انقلابی» و «حاج رستم بسیجی، اقدام انقلابی» خواستار قطع صادرات نفت ایران به اروپا در فصل زمستان شدند. در این تجمع سیدمصطفی میرحاجی به عنوان نماینده دانشجویان حاضر در تجمع به سخنرانی پرداخت و طی سخنانی گفت: ما به عنوان توده مردم و قشر پیشرو مردم به هیچ عنوان راضی نیستیم نفتمان خرج کفار شود، بنابراین نفت ما را از همین امروز که زمستان است و آنها به آن محتاجند به روی کفار ببندید، نه اینکه 6ماه دیگر که تابستان میشود خودشان اقدام به تحریم کنند. وی بر لزوم انجام این اقدام از سوی دستگاههای مرتبط تاکید کرد و خواستار اجرای هرچه سریعتر آن شد. این فعال دانشجویی تصریح کرد: اگر معتقد به دیپلماسی بسیجی هستید از امروز این عمل انقلابی را انجام دهید. ما در این جایگاه فقط آمدهایم حرفمان را به گوش نمایندگان ملت برسانیم و برویم. میرحاجی با اشاره به تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا از مواضع رستم قاسمی، وزیر نفت در قبال این تحریم قدردانی کرد و خواستار موضعگیری رئیسجمهور در این زمینه شد. در پایان دانشجویان بیانیهای نیز صادر کردند. در این بیانیه آمده است: تصویب قطعنامه اتحادیه اروپا مبنی بر تحریم خرید نفت ایران در کنار به شهادت رساندن دانشمندان مومن در زمینه فناوری هستهای تشکیلدهنده زنجیره عملیاتهای شوم دشمنان اسلام به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم در مقابله با ملت مصمم و مومن ایران است. در بخشی دیگر از این بیانیه آمده است: این اقدامات که به گفته سران منحوسشان به جهت ایجاد رعب و وحشت در ملت شهیدپرور و جوانان غیور و تحت فشار قرار دادن نظام در دور جدید مذاکرات هستهای انجام گرفته، همانند تمام نقشههای قبلیشان نقش برآب شده و حیثیت نداشته آنان را در تمام جهان به باد برده.
در پاسخ به ادعای اخیر جیمز کلاپر
اوباما: اسرائیل به ایران حمله نمیکند
رویترز: اقدام علیه ایران برای جهان دردآور است
یک خبرگزاری غربی در تحلیلی پیرامون ایران و سیاستهای آمریکا و غرب در قبال این کشور، به احتمال بروز جنگ در این ارتباط اشاره کرد و گفت که چنین اقدامی میتواند شوکی دردآور بر اقتصاد جهانی وارد کند. «ویلیام مک لین» تحلیلگر رویترز در مقالهای در اینباره مینویسد: حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران شوک اقتصادی دردآوری را برای جهان درپی خواهد داشت. «ریچارد برت» گفتوگوکننده سابق آمریکا در کاهش تسلیحات راهبردی در اینباره به رویترز میگوید: هر کسی که ب
گروه سیاسی : باراک اوباما تلاش کرد اشتباهات محاسباتی ناشی از لفاظیهای ضدایرانی اسرائیلیها در چند روز اخیر را تصحیح کند.در حالی که اسرائیلیها در روزهای اخیر تلاش فراوانی کردهاند تا وانمود کنند هم برای حمله به ایران آماده هستند و هم در این باره تصمیم گرفتهاند، اوباما به صراحت گفت: «اسرائیل درباره حمله به ایران تصمیمی نگرفته است».وی که شامگاه یکشنبه با شبکه تلویزیونی NBC آمریکا گفتوگو میکرد، گفت: «اسرائیل هنوز تصمیم نگرفته است در واکنش به تنش فزاینده ایران چه واکنشی نشان دهد اما من نگرانیهای اسرائیل را درباره برنامههای تهران صحیح میدانم. اولویت شماره یک من کماکان امنیت آمریکا است و همچنین امنیت اسرائیل. ما تضمین خواهیم کرد که تلاشهایمان با هدف حل این مساله در هماهنگی کامل باشد. امیدوارم بتوانیم این موضوع را به شکل دیپلماتیک حل کنیم».رئیسجمهور آمریکا که در آستانه یک انتخابات دشوار قرار دارد، حتی از این هم فراتر رفت و استدلال کرد که به دلایل مهمی اساسا حمله به ایران خطرناکتر از آن است که به عنوان یک گزینه مورد استفاده قرار گیرد.اوباما با اشاره به محدودیتهای جدی آمریکا در اقدام علیه ایران گفت: «هرگونه فعالیت نظامی بیشتر درون خلیجفارس، اقدامی اخلالآور است و تاثیر زیادی بر ما به جای خواهد گذاشت. اینگونه اقدامات میتواند تاثیر عمیقی بر بهای نفت داشته باشد. ما هنوز در افغانستان که در همسایگی ایران قرار دارد نیرو داریم. بنابراین راهحل دیپلماتیک را در این برهه ترجیح میدهیم».وی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه و در واکنش به جنجال تبلیغاتی اخیر درباره احتمال حمله ایران به خاک آمریکا، اظهار داشت: «به عقیده من تهران از نیت یا توانایی حمله به آمریکا برخوردار نیست».این اظهارنظر اوباما نیز پاسخ به اظهارات اخیر «جیمز کلاپر» رئیس اطلاعات ملی آمریکا است که گفته بود: ایران در تلاش برای انجام حملاتی انتقامجویانه در داخل خاک آمریکا است. البته اختلافات درباره ایران تنها به مقامات آمریکایی محدود نمیشود. روز گذشته روزنامه صهیونیستی«یدیعوت آحارونوت» گزارش داد اختلافات بین «بنیامین نتانیاهو» و «بنی گانتس» بر سر تعیین فردی برای منصب فرماندهی نیروی هوایی ارتش اسرائيل که یکی از مهمترین مناصب ارتش است، تشدید شده است و در نهایت جبهه مخالف جنگ با ایران غالب شد. بر اساس گزارش رسانههای رژیم صهیونیستی، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با تصمیم رئیس ستاد مشترک ارتش این رژیم برای تعیین «عامیر ایشل» رئیس بخش برنامهریزی ارتش به عنوان فرمانده جدید نیروی هوایی موافقت کرد.پیش از این رسانههای خبری از اختلاف شدید بین «بنیامین نتانیاهو»نخستوزیر رژیم صهیونیستی با گانتس بر سر تعیین فردی برای منصب فرماندهی نیروی هوایی ارتش اسرائيل خبر داده بودند.بر اساس این گزارش، نتانیاهو اصرار داشت «یوحنان لوکر» منشی نظامی خود که از حامیان حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران است، برای این منصب تعیین شود در حالی که گانتس بر تعیین ژنرال ایشل که از مخالفان حمله به ایران است، اصرار داشت.در همین راستا گانتس در نشستی که به منظور بررسی گزارش ناظر دولت درباره عزل و نصبهای ارتش در کنست برگزار شد، گفت: انتخاب افسران بدون موافقت رئیس ستاد مشترک ارتش ممنوع است؛ فرمانده نیروی هوایی نیز همانند دیگر فرماندهان است و نباید انتخاب وی بر خلاف نظر رئیس ستاد مشترک ارتش باشد. از سوی دیگر «زیپی لیونی» رئیس حزب معارض«کادیما» نتانیاهو را مورد حمله قرار داده و گفت: نتانیاهو بنا به هر دلیلی نباید در عزل و نصب افسران دخالت کند.هفته گذشته چندین مقام اسرائیلی درباره احتمال حمله نظامی به ایران سخن گفته بودند که این اظهارات آغازی برای مخالفتها درباره حمله به ایران بود.رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ نیز در ادامه واکنشها درباره تهدید مقامات رژیم صهیونیستی گفت: اگرچه اسرائیلیها از احتمال جنگ علیه ایران سخن میگویند ولی حمله به ایران «یک گزینه» نیست. ولفگانگ ایشینگر روز جمعه گفت: «حتی اگر افرادی درباره اقدام نظامی صحبت کنند بازهم من عقیده دارم که اقدام نظامی بر ضد ایران گزینه مطرح نیست».وی ادامه داد: «اگر پس از تحریمها، به سمت جنگ با ایران برویم به معنای آن است که تلاشهای دیپلماتیک شکست خورده است». ایشینگر گفت: «جنگ هرگز نباید تنها گزینه ما باشد. من کاملا مطمئن هستم که میتوانیم راههایی را برای تعامل با ایران پیدا کنیم، بدون آنکه وارد جنگ شویم».وزرای خارجه ترکیه و قطر نیز در این کنفرانس امنیتی به کشورهای غربی تاکید کردند که برای حل اختلافات هستهای با ایران گزینه اقدام نظامی را کنار بگذارند و تلاشهای بیشتری برای مذاکره جهت پایان دادن به اختلافات خود کنند.به گزارش «رویترز»، «احمد داووداوغلو» وزیر خارجه ترکیه در سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ با حضور مقامات و دیپلماتهای امنیتی با اشاره به اینکه اختلافات درباره برنامه هستهای ایران را خیلی سریع میتوان پایان داد، اعلام کرد: اقدام نظامی عليه ایران یک فاجعه خواهد بود. وزیر خارجه ترکیه گفت: اگر یک اراده قوی سیاسی و اعتمادی متقابل به وجود بیاید، این مساله (برنامه هستهای ایران) را میتوان در مدت چند روز حل و فصل کرد.داووداوغلو افزود: اختلافات فنی (پیرامون برنامه هستهای ایران) چندان بزرگ نیستند و مشکل (عدم وجود ) اعتماد متقابل و دوجانبه و اراده قوی سیاسی است.وزیر خارجه ترکیه با اشاره به اینکه گزینه نظامی باعث ایجاد فاجعه در منطقه میشود و بنابراین قبل از به وجود آمدن چنین فاجعهای هر کشوری باید در مذاکرات جدی باشد، گفت: ما امیدواریم که 2 طرف (ایران و 1+5) بزودی با یکدیگر دیدار کنند ولی این بار دیدار آنها نتیجهای کامل داشته باشد.این اظهارات وزیر خارجه ترکیه در شرایطی گزارش میشود که یک سال پيش آنکارا میزبان برگزاری آخرین دور مذاکرات کشورهای غربی با ایران پیرامون برنامه هستهای تهران بوده است؛ مذاکراتی که به دلیل عدم توافق کشورهای شرکتکننده درباره موارد دستور کار به بنبست رسید.«خالد محمد العطیه» وزیر خارجه قطر نیز در این رابطه با اعلام اینکه اقدام نظامی عليه ایران راهحل محسوب نمیشود و تشدید تحریمها علیه ایران نیز این سناریو را بدتر و وخیمتر میکند، گفت: من بر این باورم که ما باید مذاکره کنیم. وزیر خارجه قطر افزود: باور من این است که ما باید با همپیمانان و دوستان خود در غرب مسیر مذاکرات جدی با مقامات ایرانی را باز کنیم تا بتوانیم از این معضل رهایی پیدا کنیم. اظهارات وزرای خارجه ترکیه و قطر درباره رد اقدام نظامی غرب علیه ایران در شرایطی گزارش میشود که غرب و اتحادیه اروپا به بهانه تسلیحاتی بودن برنامه هستهای تهران تحریمهای یکجانبهای را به اقتصاد و صنعت نفت ایران تحمیل کردهاند تا از این طریق ایران را برای صرفنظر کردن از حقوق هستهایاش تحت فشار بگذارند.
تحريم عليه تحريم كنندگان آغاز شد
5 شرکت اروپایی در فهرست سیاه نفت ایران
گروه اقتصادي: با دستورات جدید وزیر نفت باید با بومیسازی دانش فنی تولید محصولات در پالایشگاههای نفت، خرید خارجی لیسانس این پروژهها متوقف شود، ضمن آنکه نام 5شرکت اروپایی صاحب لیسانس در فهرست سیاه صنعت نفت ایران قرار گرفته است. همزمان با افزایش تحریمها و عدم پایبندی شرکتهای خارجی صاحب لیسانس و دانش فنی در طرحهای پالایشگاهی ایران، رستم قاسمی وزیر نفت با صدور دستوری به علیرضا ضیغمی مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران خواستار توقف خرید خارجی لیسانس در طرحهای پالایشگاهی شده است. بر این اساس، شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران برای ساخت 7 پالایشگاه جدید نفت و میعانات گازی و 2 طرح توسعه و تثبیت پالایشگاههای نفت اصفهان و آبادان از لیسانس و دانش فنی بومی استفاده میکند. این در حالی است که برای نخستینبار در طرح توسعه فاز دوم پالایشگاه نفت شازند لیسانس و دانش فنی 3 واحد فرآیندی ایزومریزاسیون، تصفیه گاز مایع و گوگردزدایی فرآوردههای نفتی با مشارکت متخصصان داخلی به طور کامل بومیسازی شده است. این دستور وزیر نفت در حالی صادر شده است که در ماههای اخیر راهاندازی واحدهای صاحب لیسانس پالایشگاههای شازند و تهران در غیاب شرکتهای اروپایی انجام شده است و حتی شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی از این شرکتها به دلیل عدم تعهد به قراردادها به مراجع بینالمللی شکایت کرده است. از سوی دیگر شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی خطاب به این شرکتهای اروپایی تاکید کرده است: این شرکتها در آینده نقشی در بازار صنایع نفت و گاز ایران نخواهند داشت. علیرضا ضیغمی معاون وزیر نفت در گفتوگو با مهر با اشاره به تاکید اخیر وزیر نفت مبنی بر بومیسازی تولید دانش فنی و لیسانس واحدهای پالایشگاهی، گفت: قرار است با بومیسازی این دانش فنی، خرید خارجی لیسانس واحدهای پالایشگاهی از خارج کشور متوقف شود. مدیر عامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران با اعلام اینکه در حال حاضر فراخوانی از مراکز پژوهشی و دانشگاهی داخلی برای تولید دانش فنی بومی به عمل آمده است، تصریح کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای تولید دانش فنی بومی افزایش سهم کالا و تجهیزات ساخت داخل در طرحهای نفتی است. این عضو هیاتمدیره شرکت ملی نفت با یادآوری اینکه افزایش سهم ساخت داخل تا مرز 65 درصد در طرحهای پالایشگاهی هدفگذاری شده است، اعلام کرد: در شرایط فعلی سهم کالا و تجهیزات ساخت داخل در طرحهای پالایشگاهی از مرز 50 درصد عبور کرده است. در همین حال محمدرضا مقدم معاون پژوهش و فناوری وزیر نفت هم پیشتر با اشاره به اینکه در برنامه پنجم طرحهای پژوهشی و تحقیقاتی در عرضه 500 میلیارد تومان در همين حال مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران از آغاز مرحله سوم انتشار اوراق مشارکت نفتی و عرضه 500 میلیارد تومان اوراق جدید خبر داد. مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران تصریح کرد: اجازه انتشار اوراق مشارکت تا روز پنجشنبه (20 بهمن) به وزارت نفت داده شده است که در صورت فروش اوراق مرحله سوم، دوباره مجوز انتشار خواهیم گرفت. احمد قلعهبانی تصریح کرد: با استقبال گسترده مردم، یکهزار و 150 میلیارد تومان اوراق مشارکت میدان گازی پارس جنوبی با سود 20 درصدی در مدت 2 روز (15 و 16 بهمن امسال) به فروش رسید که با درخواست وزارت نفت و موافقت بانک مرکزی 500 میلیارد تومان دیگر از این اوراق در شعب منتخب بانکهای تجارت و ملت منتشر میشود. وی با بیان اینکه بانک مرکزی محدودیتی برای فروش اوراق مشارکت ندارد، افزود: در صورت فروش این اوراق و ادامه استقبال مردم، مبلغ انتشار اوراق مشارکت ریالی پارس جنوبی دوباره افزایش مییابد. معاون وزیر نفت از موافقت بانک مرکزی با محاسبه سود اوراق مشارکت گذشته با نرخ 20 درصد خبر داد و افزود: با پیگیری وزارت نفت و مذاکرههای انجام شده با بانک مرکزی، مقرر شد افرادی که اوراق مشارکت ریالی نفت را در گذشته با سود 16 تا 17 درصد خریداری کردهاند، اوراق آنها نیز از تاریخ 15 بهمن امسال بر اساس نرخ بسته جدید افزایش یابد و به 20 درصد برسد و این افراد نگرانی در این زمینه نداشته باشند. این اوراق 4 ساله، بینام، معاف از مالیات و قابل بازخرید در همه شعب بانک عامل است. نرخ سود علیالحساب این اوراق 20 درصد، نرخ بازخرید آنها پیش از سررسید نهایی در سال اول
3 بخش تولید دانش فنی، بومیسازی لیسانس فرآیند تولید محصولات و تولید کاتالیست متمرکز شده است، گفته بود: برای دستیابی به این اهداف، غربالگری و تمرکز روی طرحهای پژوهشی اولویتدار در صنعت نفت در دستور کار قرار گرفته است. در طرح توسعه فاز سوم پالایشگاه نفت آبادان (واحد کت کراکر) شرکتهای صاحب لیسانس این پروژه همچون اکسنس فرانسه و سایمون کاروس، استارت کمپانی، UOP و SW (همگی از انگلستان) و شرکت انگلیسی و هلندی شل نسبت به قراردادهای خود با شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران پایبند نبودهاند. بر این اساس در شرایط فعلی راهاندازی واحدهای باقیمانده فرآیندی طرح توسعه پالایشگاه نفت آبادان با مشارکت متخصصان داخلی در حال انجام است که پیشبینی میشود آخرین واحد فرآیندی این پروژه با ظرفیت تولید روزانه 3میلیون لیتر بنزین تا پایان سالجاری در مدار بهرهبرداری
قرار بگیرد.
اوراق مشارکت نفتی
18درصد و سال دوم به بعد 5/19 درصد، همچنین نرخ موثر این اوراق 27 درصد در نظرگرفته شده است.
گزارش «وطن امروز» از دلایل جنبش اعتراضی آمریکاییها برای حمايت از ايران
جنبش والاستریت درباره ایران چگونه ميانديشد؟
ثمانه اکوان: شنبه گذشته روز ملی «نه به جنگ با ایران» در ایالات متحده بود. اعضای جنبش والاستریت که 5ماه است برای اعتراض به سیاستهای اقتصادی و سیاسی آمریکا در میادین اصلی شهرها تجمع برگزار کرده و شبها در چادرهای خود رو به روی مهمترین مراکز اقتصادی و سیاسی آمریکا میخوابند، روز شنبه راهپیماییهای دیگری را در حمایت از ایران هستهای و محکوم کردن ترور دانشمندان هستهای کشورمان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی ترتیب دادند. جنبش والاستریت یا قیام محرومان آمریکا جنبشی در برابر نظام سرمایهداری بوده است اما به نظر میرسد بیش از اینکه این جنبش در اعتراض به سیاستهای اقتصادی آمریکا و نظام سرمایهداری باشد، جنبشی برای تفکر درباره این مطلب است که زمان آن فرارسیده تا نحوه اداره جهان به دست قدرتهای بزرگ تغییر پیدا کرده و به جای حاکمیت اقلیت بر اکثریت، این بار اکثریت بر جهان حکمفرمایی کند.
به همین دلیل نیز مساله ایران به عنوان یکی از مسائل مورد توجه جامعه جهانی و مردم آمریکا روز شنبه به روز حمايت آمریکاییها از ايران تبدیل شد. اما هدف اصلی مردم از بیان این اعتراضات چه بود؟ سایتهای خبری رسمی غربی خبرهای کمی از این تظاهرات گسترده در بیش از 65 شهر آمریکا و 79 شهر جهان منتشر کردند اما رسالت تاریخی رساندن پیام معترضان به کل جهانیان را همان اعضای جنبش یعنی اعضای جنبش والاستریت در کل آمریکا انجام داده و با بهروز کردن سایتها و وبلاگهایشان از دلایل مردم آمریکا برای این راهپیمایی اعتراضی گفتند. در این گزارش به نمونهای از این دلایل که در سایتهای مختلف جنبش تسخیر در شهرهای مختلف آمریکا منتشر شده است، پرداخته شده است. سایت سانسورنشده از سایتهای حامی جنبش والاستریت در واشنگتن در فراخوان خود برای شرکت معترضان در راهپیمایی برای حمایت از ایران و محکومیت ترور دانشمندان هستهای کشورمان نوشت: این راهپیمایی در اعتراض به جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران برنامهریزی شده است. راهپیمایان خواستار پایان دادن به ترور دانشمندان هستهای ایران شده و میخواهند تمام تحریمها علیه این کشور برداشته شود. اعضای اين جنبش معتقدند سیاستهای اوباما در قبال ایران سیاستهایی غلط و بر پایه اطلاعات نادرست و گمراهکنندهای است که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و کشورهای اروپایی در اختیار سازمانهای بینالمللی قرار دادهاند. آنها تحریمهای یکجانبه علیه ایران را اقدامی جنگطلبانه علیه این کشور و همچنین مردم ایران میدانند و هشدار میدهند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در نهایت به جنگی بزرگ در منطقه خاورمیانه منتهی میشود که منافع تمام کشورها را به خطر میاندازد. گوانتانامو برای همه ما جا دارد! جو اسکری (Joe Scarry) از فعالان جنبش والاستریت در شیکاگو و تحلیلگر مسائل سیاسی در وبلاگ خود به نام «اندیشههای اسکری» در مطلبی با عنوان «چرا جنبش والاستریت باید به گروه مقاومت علیه جنگ ایران بپیوندد؟» نوشته است: از هفته گذشته فراخوانی گسترده برای حضور معترضان والاستریت در راهپیمایی اعتراضی علیه جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران منتشر شده است. اما چرا جنبش والاستریت باید اعتراضات علیه جنگ ایران را راهبری کند؟ برخی از مردم معتقدند مشکلات داخلی آمریکا ممکن است ارتباطی با مساله حمله احتمالی ایالات متحده به ایران نداشته باشد اما من میخواهم بگویم که هیچ کس در این برهه زمانی به اندازه ما در این باره مسؤول نیست و این وظیفه تاریخی ما است که برای ارتقای موقعیت ایالات متحده در سراسر دنیا و حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم در اقصی نقاط کشور به مبارزه با روش سیاستمداران در تعامل با کشورهای حوزه خاورمیانه بپردازیم. وی همچنین به تصویب شدن اصلاحیه قانون دفاع ملی (NDAA) در شب آغاز سال میلادی جدید اشاره کرد و نوشت: در این قانون تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران به تصویب رسید، آن هم در شرایطی که این قانون پر از بندهای مربوط به محدود کردن آزادیهای فردی موجود در آمریکاست. این همزمانی در اعمال محدودیت علیه ایران و شهروندان آمریکایی نشان میدهد که گوانتانامو میتواند جای همه معترضان به سیاستهای آمریکا چه در داخل و چه در خارج از کشور باشد یا به عبارتی «گوانتانامو برای همه ما جا دارد!» تصویب این قانون و تحریمها علیه ایران آن هم در شب سال نو میلادی پیام زیادی برای مردم دارد. نمیتوان از این همزمانی و این رابطه موجود در ایجاد محدودیتهای جدید علیه مردم ایران و مردم آمریکا به سادگی گذشت. اسکری در ادامه خاطرنشان کرده است: جنبش والاستریت تنها جنبشی نیست که به صورت کاملا آشکار و شجاعانه مقابل سیاستهای کاخسفید و کنگره ایستاده است. با این حال هنوز هم طول میکشد تا مردم همگی این شجاعت را پیدا کنند تا به صورت آشکار به نهادهای دولتی آمریکا اعلام کنند که باید دست از دروغگویی راجع به دیگر کشورها بردارند. مردم آمریکا هم اینک در برابر کسانی قرار دارند که سعی دارند به مردم القا کنند ایران کشوری مملو از مردم شریر و بد است و این وظیفه ایالات متحده است که در برابر این شرارت بایستد و خطر آنها را از بین ببرد. این وضعیت اما ایجاب میکند که آگاهی زیادی به تودههای مردم داده شود تا مانند جنگ عراق و افغانستان به راحتی فریب این نیرنگها و دروغها را نخورند. وی جنبش والاستریت را نه یک جنبش ظاهری بلکه جنبشی برای تفکر جدید پیرامون مسائل جهانی میداند و در ادامه یادآور شده است: جنبش والاستریت جنبش تحلیل و نظریهپردازی و در واقع جنبش تفکر درباره مسائل مهم جهانی است و هیچ مسالهای مانند رابطه ایران و آمریکا و دروغ تهدید بودن ایران برای آمریکا مساله جدی و مهمی برای مردم نیست و باید بیشتر از اینها این مساله اطلاعرسانی شده و آگاهی مردم بالا برود. جو اسکری در ادامه آورده است: من در بسیاری از تجمعات در شیکاگو حضور داشتم و با بسیاری از معترضان درباره مسائل جهانی صحبت کردم. اعضای جنبش والاستریت بهخوبی میدانند که نباید خود را معترضانی بیرون از جامعه جهانی ببینند. گرچه ممکن است اختلافات فرهنگی و عقیدتی زیادی میان تمدنهای موجود در جهان وجود داشته باشد اما همه مردم در سراسر دنیا به دنبال صلح، آرامش و عدالت هستند و این نقطه اشتراک معترضان والاستریت با ایرانیان است. جنیفر هزارد، از فعالان جنبش تسخیر میلواکی نیز در توئیتر عکسی از معترضان در میلواکی منتشر کرده که هر کدام تابلویی با این مضمون در دست دارند: «با آغاز جنگی دیگر، 99 درصد فقیر همچنان فقیر میمانند و یک درصد پولدار، پولدارتر میشوند.» در زیر این عکس نوشته شده است: جنگ آمریکا با هر کشوری از جمله ایران، تنها به نفع سرمایهداران است و هیچ آمریکایی جز همان یک درصد سرمایهدار از این جنگ سود نمیبرد. ایران و حوادث 11 سپتامبر در تالار گفتمانی که سایت تسخیر والاستریت به راه انداخته، بحثی هم درباره ایران مطرح شده و حامیان جنبش از سیاست جدید آمریکا برای حمله به ایران آن هم با استفاده از حادثهای که 10 سال پیش اتفاق افتاده پرده برداشتهاند. حامیان جنبش والاستریت با اشاره به صحبتهای برخی مقامات آمریکایی که ایران را متهم به دست داشتن در حوادث 11 سپتامبر کردهاند، بیان کردهاند مشخص نیست چرا مقامات آمریکایی به دنبال حمله به ایران یا افزایش فشار به این کشور آن هم با توجیهی مسخره مانند پیدا شدن دلایل جدید از دست داشتن ایران در حوادث 11 سپتامبر هستند. یکی از شرکتکنندگان در این بحث هم بیان کرده است اینکه این دلایل چگونه پس از 10 سال به دست آمده، خود نشاندهنده غیرواقعی بودن این ادعاهاست. یکی دیگر از گروههای معترض که در حمایت از ایران راهپیمایی کرده، گروه «Inside Job» است که معتقد است حوادث تروریستی 11 سپتامبر کاری درونی و توسط برخی عوامل موجود در دولت ایالات متحده صورت گرفته است. این افراد با در دست داشتن پلاکاردهای «9/11 کار درونی» در راهپیمایی حمایتی از ایران شرکت کردند. داستانی تکراری از سناریوی 9 سال پیش گروههای برپاکننده تجمع روز چهارم فوریه یا روز شنبه حمایت از ایران، کمپینی را هم در حمایت از ایران و جنبش ضدجنگ به راه انداخته و از اقشار مختلف مردم خواستهاند متن بیانیه آن را امضا کنند. در این کمپین که قرار است امضای افراد مهم و بانفوذ در سراسر آمریکا را نیز داشته باشد و با همراهی آنها برپا شود، بیان شده است که مقامات آمریکا هر روز به تهدید روزافزون ایران برای جامعه آمریکایی اشاره میکنند و رسانهها پر از اخبار و گزارشهایی است که نشان میدهد ایران به دنبال دستیابی به سلاح هستهای برای حمله به آمریکاست. در این بیانیه همچنین اضافه شده است: داستان سلاحهای کشتار جمعی درست 9 سال پیش و در کشاکش خبرهای مربوط به حمله به عراق نیز شنیده شده و داستانی خیالی و تکراری است. در این بیانیه همچنین آمده است: دولت بوش در آن زمان با سرهم کردن داستان سلاحهای کشتار جمعی عراق، عنوان میکرد عراق میتواند در عرض 45 دقیقه با این سلاحهای هستهای و شیمیایی بسیاری از شهرهای آمریکا را مورد هدف قرار دهد. اما هماکنون همه میدانیم که این تبلیغات سیاسی تنها بهانهای برای آغاز یک جنگ جدید با عراق در منطقه خاورمیانه بود. ایران برخلاف بسیاری از کشورها تنها نظامی است که مدتی بعد از آغاز فعالیتهای هستهای به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT پیوست و هیچ کدام از بازرسیهای سازمان بینالمللی انرژی اتمی مدرکی دال بر غیرصلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران ارائه نکردهاند. در این بیانیه آمده است: تنها یک دولت در سرتاسر کره خاکی وجود دارد که هر روز بر تعداد کلاهکهای هستهایاش میافزاید، هر روز سلاحهای کشتار جمعی جدیدی را آزمایش میکند و این سلاحها را به همپیمانان خود میفروشد و در عین حال سابقه استفاده از این سلاحها را نیز دارد و آن کشور، ایالات متحده آمریکاست. اما نکته جالب در این بیانیه اعلام دخالتهای آمریکا در امور ایران و مخالفت با این اقدامات است تا جایی که بیان شده است: ایران تا به حال آغازگر هیچ جنگی نبوده و سابقه تجاوز به همسایگان خود را نیز ندارد اما دخالت آمریکا در امور ایران و از جمله کودتای 28 مرداد سال 1332 علیه دولت مردمی مصدق، هیچگاه از ذهن ملت ایران پاک نخواهد شد چرا که همین حرکت باعث شد نظام استبدادی شاه سابق در ایران برای مدت بیشتری دوام بیاورد. در پایان این بیانیه آمده است: ما امضاکنندگان این بیانیه مخالف جنگ ویرانگرانه در منطقه خاورمیانه بوده و خواستار پایان فوری مسابقه تحریم و خصومت با ایران در مبارزات انتخاباتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده هستیم. از اعضای برجسته این کمپین، میتوان به رمزی کلارک، دادستان کل اسبق ایالات متحده، هاوارد زین مورخ و نویسنده، جورج گالووی نماینده پارلمان انگلیس، دنیسهالیدی معاون دبیرکل سابق سازمان ملل متحد، هارولد پینتر برنده جایزه صلح نوبل سال 2005 در ادبیات، دیوید راهنی استاد و محقق دانشگاه نیویورک و پروفسور یرواند آبراهامیان مورخ و نویسنده کتاب «ایران در بین دو انقلاب» نام برد. حقیقتهای شیرین درباره ایران پیغام والاستریت برای تبدیل کردن چهارم فوریه به روز ملی مبارزه با جنگ علیه ایران، حتی به شهرهای کوچک آمریکا نیز رسیده است. شهر ردلندز در ایالت کالیفرنیا با وجود تعداد کم مردمی که در آن زندگی میکنند، شاهد شکلگیری یک راهپیمایی علیه برنامه نظامی آمریکا بر ضد ایران بود. در سایت مربوط به جنبش تسخیر ردلندز، از چهارم فوریه یا 15 بهمن به عنوان روز ملی حرکت آمریکاییها برای جلوگیری از وقوع جنگ علیه ایران یاد شده و آمده است: این روز به این دلیل روز ملی در آمریکا نام گرفته که نشاندهنده مخالفت حداکثر مردم ایالات متحده یا به واقع 99 درصد مردم با سیاستهای جنگطلبانه دولت علیه ایران است. در این مطلب با اشاره به اینکه دولتمردان آمریکایی تا به حال دروغهای بزرگی علیه ایران گفتهاند، آمده است: جنبش تسخیر ردلندز و والاستریت بهترین زمان برای اطلاعرسانی و آگاهسازی مردم در رابطه با حقایق ایران است. در این سایت آمده است: حقیقتهایی شیرین و بسیار جالب توجه درباره ایران وجود دارد که ما از آنها بیخبریم: ایران هیچگاه آغازگر جنگی نبوده و به خاک هیچکدام از همسایههای خود تجاوز نکرده است. با این حال آمریکا با این کشور صلحطلب و صلحجو چه میکند؟ دولت ایالات متحده تحریمهای گسترده و فلجکنندهای علیه این کشور به تصویب رسانده و بارها و بارها تهدید کرده که به این کشور حمله میکند و برای مردم آمریکا این مساله بسیار زشت و ناپسندی است که بخواهند با سیاستهای دولت در این زمینه همراهی کنند. در عین حال کشتن و ترور دانشمندان یک کشور اقدام بسیار شرمآوری برای مردم آمریکاست و باید به هر ترتیب ممکن جلوی این قبیل اقدامات گرفته شود. اعضای جنبش تسخیر ردلندز آوردهاند: از نظر ما، ایرانیان حق دستیابی به انرژی هستهای و گسترش آن برای مصارف صلحآمیز را همانطور که قوانین جامعه بینالملل مشخص کرده، دارند. شاید بهتر باشد در اینباره به حقایق دیگری نیز اشاره شود. حقیقت اول: ایالات متحده دارای 10 هزار و 600 کلاهک هستهای است که در انبارهای ویژه نگهداری میشوند. 7982 کلاهک در پایگاههای نظامی مستقر شده و آماده شلیکند و 2700 کلاهک نیز در انبارها ذخیره شدهاند. تعداد کل کلاهکهای هستهای که از سال 1951 تاکنون در آمریکا ساخته شده بالغ بر 67 هزار و 500 کلاهک است.
حقیقت دوم: ایالات متحده تنها کشوری است که از سلاح هستهای استفاده کرده و شهرهای ناکازاکی و هیروشیما در ژاپن را در جنگ دوم جهانی با خاک یکسان کرد.
حقیقت سوم: ایالات متحده 7 تریلیون دلار برای تولید سلاح هستهای هزینه کرده است و بودجه نظامی آمریکا در سال 2012 به تنهایی با کل تولید ناخالص داخلی ایران برابری میکند. حالا چه کسی برای دنیا تهدید است؟
نظرسنجی انجام شده در این سایت درباره این سوال که «آیا ایران را تهدیدی برای آمریکا میدانید؟» با این جوابها مواجه شده است: 62 درصد از مردم آمریکا اعتقاد دارند ایران تهدیدی برای جامعه بینالملل نیست، 24 درصد معتقدند ایران تهدید است و 14 درصد هم هنوز به دنبال راههایی برای کسب اطلاعات دقیقتر در اینباره هستند.