printlogo


کد خبر: 196317تاریخ: 1397/5/10 00:00
خودباوری تا خودشکوفایی

دانش پورشفیعی: از خود می‌پرسید برای چه، کار می‌کنید؟ و برای آن پاسخ‌های متفاوتی می‌یابید که با پاسخ‌‌های دیگران گاهی مشابه و گاهی متفاوت است. تفاوت پاسخ شما با دیگران به نوع نگاه‌تان به زندگی بازمی‌گردد. اینکه چگونه زندگی می‌کنید برگرفته از این است که برای چه کار می‌کنید. برخی کار را تفریح می‌دانند و برخی آن را جوهر آدمی، راهی برای کسب درآمد، بهره گرفتن از توانمندی‌ها و عرصه ظهور و بروز خلاقیت‌ها، کمک به دیگران، بهانه‌ای برای در خانه نماندن و... .
در اینجا نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی هر یک از دیدگاه‌های بالا را مورد بررسی قرار دهیم بلکه می‌خواهیم از زاویه دیگری به این پرسش پاسخ دهیم. انسان‌ها در سیر زمان، آنگاه که به توانایی‌هایی خویش پی می‌برند، تلاش می‌کنند از این توانمندی‌ها به بهترین گونه بهره گیرند. قدم آغازین آنها در این راه، خودشناسی است، چراکه تا خویش را نشناسی، نمی‌توانی در هر کاری به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنی.
خودشناسی فقط شناخت توانایی‌ها و استعدادها نیست بلکه باید ضعف‌ها را هم شناخت تا برای برطرف کردن آنها کوشید. تا ندانی در چه زمینه و کاری،‌ ناتوان هستی هرگز نخواهی توانست برای برطرف کردن آن تلاش کنی. این سیر البته بسته به باور انسان دارد؛ اینکه بپذیرید چه توانایی‌ها و چه کاستی‌هایی دارید به باور شما بستگی دارد. خودباوری این توانایی و جرأت را به انسان‌ها می‌دهد تا خود را بیش از پیش کشف کنند و بر سر خودشناسی خویش بمانند. با این اندیشه پاسخ‌ به پرسش ابتدایی، متفاوت‌تر و آغاز ورود به هر کاری، راحت‌تر و ریسک‌پذیری آن آسان‌تر خواهد بود.
کار در فضاهای گوناگون با توانمندی‌های ویژه آن، ساختار کاری و زندگی هر شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ البته در اینجا تفاوتی میان آن که درباره‌اش سخن گفته‌ایم با دیگران هست و آن اینکه او در اینجا با تکیه بر خودشناسی و خودباوری خویش، این فرصت را دارد تا به بروز استعدادها و خلاقیتش بپردازد. به او زمان داده می‌شود تا بهتر و بیشتر بیندیشد و عمیق‌تر بیاموزد. به او یاد داده می‌شود با دیگران به گفت‌وگو بنشیند، دیدگاه‌هایش را بیان کند و دیدگاه‌های دیگران را بشنود. با او مخالفت کنند و او هم دیگران را نقد کند تا درنهایت دستاوردی که نتیجه کار جمعی است به دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آید. اما این فرصت برای دیگران فراهم نیست.
در اینجا تعلق خاطر داشتن به محیط کار، مهم‌ترین موضوعی است که از یک‌سو نیروی کار را وفادار می‌کند و به او اطمینان خاطر می‌دهد و از سوی دیگر بنگاه‌ اقتصادی با داشتن چنین نیروهایی، افق روشنی پیش روی خود می‌بیند. اینکه می‌پذیرید از بنگاه و شرکت خویش جدا نیستید به‌طور قطع همه تلاش خود را برای پویایی و ماندگاری آن می‌کنید. آن، پیکره‌ای است که نیروهایش، عضوی از آن هستند. آن انسانی است که نیروهایش عضوی از اعضای بدنش هستند؛ او را می‌شنوند، می‌‌بینند، لمس می‌‌کنند، با او می‌خندند، غصه می‌خورند. برای دردهایش مرهم می‌شوند، در برابر فشارها و خستگی‌ها شکیبایی می‌کنند و هرگز اجازه نمی‌دهند نفس‌هایش به شماره بیفتد. پس دائم اکسیژن تازه را نفس می‌کشند.
حال این همه دارایی باید از خود بیرون‌‌‌‌‌‌‌‌ آید و در دیگری بروز کند. همان‌گونه که از دیگری در خویش بروز می‌کند. پس باید تأثیر گذاشت و تأثیر گرفت. انسان‌ها زمانی که بتوانند تأثیرگذار باشند، احساس رضایت می‌کنند. این زمان است که درمی‌یابند آنچه را به دست آورده‌اند، نه‌تنها برای خودشان که برای دیگران نیز ارزشمند است.
تأثیرگذاری نوعی خودشکوفایی است؛ خودشکوفایی، برون‌ریز آن چیزی است که برایش از خودشناسی آغاز کرده‌ و با خودباوری، آموخته‌اید. اشتباهات را ویرایش کرده و با بهره گرفتن از توانایی‌ها به دانش و تجربه رسیده‌اید و اکنون آن را به دیگران هدیه می‌دهید. شما از خودباوری به خودشکوفایی رسیده‌اید.
شناخت این مهم از سوی بنگاه‌های اقتصادی در همه حوزه‌های تولید صنعتی و کشاورزی و بخش خدمات به مدیران کمک می‌کند تا علاوه بر انگیزه‌بخشی بیشتر به نیروی انسانی خود و افزایش میزان رضایتمندی آنها، بهره‌وری را بالا برده و میزان تولید و خدمات‌دهی را افزایش دهند. مجموع این عملکرد، مصرف‌کننده را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد، چراکه تولید و عرضه کالای مرغوب و باکیفیت، اعتماد خریدار به کالا و برند را بیش از پیش جلب می‌کند و این همه نشانه تاثیرگذاری فرد فرد انسان‌هاست.


Page Generated in 0/0036 sec