printlogo


کد خبر: 196126تاریخ: 1397/5/7 00:00
یادداشتی بر شعرهای عاشورایی«ماه ارغوان» عبدالرضا رضایی‌نیا
در اجتماع شعر و شور و شعور

وارش گیلانی: 1- از شعرهای عاشورایی گفتن، دقایقی محققانه می‌خواهد و تاملی عاشقانه می‌طلبد؛ خاصه اگر این گفتار در ارتباط با اشعار سروده‌شده بعد از انقلاب اسلامی ایران باشد، چرا که شعر عاشورایی چند دهه اخیر، تنها حول محور مرثیه نمی‌چرخد، بلکه با حماسه و بیداری نیز گره خورده است؛ شعری که رسالت زینب‌گونه پیدا کرده و این رسالت روز به روز هم پررنگ‌تر و کامل‌تر از قبل شده است؛ رسالتی که اینک حتی یکی از ارکان اصلی اشعار عاشورایی است.  علاوه بر تاثیرات بازگوشده، تاثیرات جریان‌های شعر معاصر را نیز در ایجاد زمینه‌های متنوع و قدرت‌های بالقوه و بالفعل بر جریان شعر عاشورایی اخیر نمی‌توان نادیده گرفت؛ جریان‌هایی که توانسته شعر معاصر را تازه و سرزنده و شاداب نگه دارد؛ از تاثیرات شعر مشروطه گرفته تا جنبش و جریان شعر نو و نیمایی. اگر چه تفکر و محتوای شعر عاشورایی بعد از انقلاب اسلامی ایران، در کل تنها برآمده و برخاسته از تاثیرات اسلام، تشیع و انقلاب اسلامی ایران بوده است.
2- انقلاب اسلامی ایران نه‌تنها بر تاریخ و همه شؤون اجتماعی مردم ایران تاثیر گذاشته و در ترمیم و حتی به نوعی در بازیافتن هویت شیعی آن موثر بوده، بلکه در جریان کلی شعر بعد از انقلاب و بر شاعرانش نیز تاثیرگذار بوده است. از این رو، بین این جریانات، جریان عظیمی سر برآورد و جاری شد که می‌توان آن را «شعر انقلاب» دانست؛ شعری که می‌توان آن را به شاخه‌های دیگر نیز تقسیم کرد؛ شاخه‌هایی مثل شعر دفاع‌مقدس، شعر مقاومت و شعر بیداری و... شعری که با شعر عاشورایی زمانه و دوره خود سخت گره خورده است، آنگونه که گاه تفکیک آنها از هم سخت و حتی ناممکن می‌شود.  ناگفته نماند بخشی از اشعار عاشورایی شاعران انقلاب، غیرمستقیم متاثر از نوع اندیشه و نگاه انقلاب اسلامی است؛ یعنی ‌آیینی/ ‌عاشورایی هستند. شعرهای عاشورایی «ماه ارغوان» عبدالرضا رضایی‌نیا نیز مثل شعرهای‌ آیینی چند دهه اخیر،‌ آیینی/ عاشورایی است، اگر چه بالطبع ریشه در نوع نگاه و افکار اسلام و تشیع انقلابی و انقلاب اسلامی ایران دارد و نه در نوع نگاه تشیع صرفا سوگوار و مرثیه‌سرا.
 3- دفتر شعرهای عاشورایی «ماه ارغوان» به چند دسته و گونه و بالطبع به چند بخش تقسیم می‌شود: شعرهای سنتی یا کلاسیک، شعرهای نیمایی و شعرهای سپید یا به اصطلاح بعضی‌ها، شعرهای منثور یا بی‌وزن! علاوه بر این، ما در این دفتر با اشعاری روبه‌رو هستیم که شباهت بسیاری به مراثی یا نوحه دارند اما شاعر در شکل و صورت آنها دخالت کرده و دخل و تصرف کرده است؛ یعنی هم از ظرافت‌ها و ظرفیت‌های شعر نیمایی در هرچه بهتر ارائه‌‌شدن آنها بهره برده و هم از ظرفیت‌های خود مراثی.
4- دفتر «ماه ارغوان» با شعرهای نیمایی شروع می‌شود؛ شعرهایی که به شکل طبیعی و بی‌هیچ عمد و تصنعی، به زینت و زیور قافیه آراسته شده‌اند؛ قافیه‌پردازی‌هایی که شعرهای نیمایی شاعر را بهتر و زیباتر و خواندنی‌تر می‌کند:
«آی نینواییان!/ باز ماه ارغوان دمید/ باز ماه سوز و ساز/ در هوای داغ‌های دلنواز/ باز ماه ماه.../ ‌ای نینواییان!/ بر شما مبارک است/ جامه‌های عاشقی به بر کنید!...»
یعنی همان رسالت زینب‌گونه‌ای که از آن یاد کردیم، در همین شعرهای آغازین دفتر به چشم می‌خورد.
شعرهای نیمایی این دفتر به مصداق و روال شکل و قوت و قدرت چند خط از شعری که نمونه‌ آورده شد، ساده و روان و بی‌پیرایه‌اند؛ شعرهایی که اگرچه موزونند اما گاه با زبان و ماهیت نثر به وزن درآمده و موزون شده‌اند و البته گاه نیز شاعرانه و نابند؛ شعرهایی نیمایی که اغلب در وزن‌هایی خوش و خوشاهنگ نشسته و دفتر را به پیش می‌برند؛ هرچند در این دفتر از «آن» شاعرانه و شعر چندان خبری نیست و بیشتر شعرها دچار یک نوع شاعرانگی‌های خوب از این دستند:
«بگو راز این نام حیرت‌فزا چیست؟/ و مادر چه در خط پیشانی‌ات خوانده بود؛/ که در روز میلاد/ تو را «حر» صدا کرد...»
بعد به بخش «همیشه کربلا»ی کتاب که شامل شعرهای سنتی است می‌رسیم؛ به غزل‌مانندی 11 بیتی:
«پشت کابوس گران، چشمه صد رویا بود/ ظهر بود، اما انگار شب اسرا بود
بعد از آن واقعه، هرجا که یزیدی رویید/ دست عباس به خونخواهی عشق آنجا بود
گرچه صدمنزل خونین به اسیری طی شد/ به خدا! در همه راه، خدا با ما بود...»
غزلی که در آن، جاری‌بودن رسالت کربلا را می‌توان دید؛ همان رسالتی که حسین(ع) و کربلا و تشیع برای هر انسانی قائل است؛ همان رسالتی که «اگر حسینی نباشی، یزیدی خواهی بود...» یا «در منازل اسیری، همه راه را خدا خواه‌ناخواه همراه ما خواهد بود...»
و باز همان گفته زیبا:
«نینوا پرده‌ای از طرح تماشایی دوست/ هرچه دیدیم و ندیدیم ـ همه ـ زیبا بود»
و باز برمی‌خوریم به اشعار  سنتی و کلاسیکی که نه‌تنها به رسالت عاشورایی خود متعهد و آشنا هستند، بلکه به حفظ شکل و صورت آنها نیز خود را ملزم و متعهد می‌دانند:
«عشق تو عشق عجیب است، عجیبی چه شگفت!
شور چشم تو  غریب است، غریبی چه شگفت!
آدم و آه و دم و مار و پری، گندم و سیب
همه دستان فریبند، فریبی چه شگفت!»
5- «اشک آوا» نیز بخش تصنیف‌ها و مراثی دفتر شعرهای عاشورایی «ماه ارغوان» است؛ دفتری که به واسطه تصنیف و مرثیه‌ بودن، تا حدی اجازه شعاری‌ شدن و نظم‌ شدن را دارد؛ یعنی اشعاری که با دارا بودن خیلی از ویژگی‌های شعری، گاه لازم است کمی شعاری و کمی منظوم هم باشند؛ چون با عموم مردم سر و کار دارند و قرار است بازگوکننده و یادآور  وقایعی باشند که زبان واقعیت و فهم مردم را می‌طلبد و نه زبان ابهام و ایهام و چه و چه و چه:
«عباس؛ نور چشمان حسین/ اباالفضل؛ پاره جان حسین
عالم شد حیران در روی تو/ عباس ماه تابان حسین
تا می‌رسد به آنجا که حقیقت ناب عباس است:
«عباس؛ محو عرفان حسین است».  
6- بخش «آینه‌های شکسته» هم بخش رباعیات دفتر عاشورایی شاعر است؛ بخشی که گاه رباعیاتش فوق‌العاده و زیباست:
«شب بود و نسیم بود و باران، گل سرخ/ در وسعت باغ‌ها پریشان گل سرخ
تابوت تو را فرشته‌ها می‌بردند/ بانو، ‌ای مادر هزاران گل سرخ»
گفتن شعر سپید در تخصص عبدالرضا رضایی‌نیاست، اگرچه این دفتر تنها به 9 شعر کوتاه از آنها مزین بود. البته رضایی‌نیا به گفتن شعر نیمایی و غزل نیز مشهور است؛ شاعری که در کل و به هر حال، او را به عنوان شاعری نوگرا می‌شناسند.
 


Page Generated in 0/0033 sec