|
1 |
|
2
3 |
|
4 |
|
5
12 |
|
6
|
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
و از كار افتاده خواهد شد؟!
عصر بیداری و عدالت و آغاز دوران نکبت غربی
ضرورت گفتمانسازي
«اختلاس» نه!
محمدعلی قاسمآبادیان: خاطرم هست 2 ماه پيش كه روز ميمون خبرنگار بود! يكي از مسؤولان ارشد يكي از شهرستانها در مصاحبهاي كه با يكي از سايتهای خبري داشت، گفته بود «خبرنگار نبايد نقصها و عيبها را ببيند!» و ما خبرنگارها آن موقع چقدر به اين جمله خنديديم! اما جالب آنكه چند روز پيش هم خبري در صدر اخبار رسانههای البته به قول برخيها سياهنما! قرار گرفت كه شمسالواعظين اقتصاد كشور، وزير محترم و مكرم اقتصاد و دارايي! دكتر شمسالدین حسینی در حاشیه نشست شورای گفتوگوی دولت و بخشخصوصی در جمع خبرنگاران گف
بحرین و بحران مشروعیت
سند تأملات راهبردی و سعید حجاریان
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
و از كار افتاده خواهد شد؟!
آیا نظام، روزی پیر و از كار افتاده خواهد شد؟! مقام معظم رهبري در سخنراني اخير خود براي اساتيد و دانشجويان پرشور كرمانشاه ضمن بيان مطالب مختلف در قسمتي از بيانات خود چند سوال اساسي را مطرح کردند: مساله پیری و جوانی نظام اسلامی چگونه قابل تحلیل است؟ آیا نظام، روزی پیر و از كار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از این فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟ ايشان به اصحاب فكر و فضیلت بویژه در دانشگاه و حوزه و مراكز تصمیمگیری و تصمیمسازی توصيه كردند درباره سوالات مطرح شده تامل و تفكر کنند. در اين نوشتار اجمالا به برخي از موارد خواهيم پرداخت: آيا نظام، پير و از كارافتاده خواهد شد؟ در پاسخ به اين سوال، خود معظمله در قسمتي از بياناتشان ويژگيها و آرمانهايي را براي جامعه اسلامي تبيين کردند و سپس با طرح اين سوال كه «آيا اساسا جامعه برخوردار از آرمانهاي الهي هرگز پيرو كهنه خواهد شد؟»، به نوعي اشاره كردند قطعا چنين چيزي درباره جامعه اسلامي رخ نخواهد داد. اما اين آرمانها و ويژگيها چه هستند؟ ايشان فرمودند: «برخورداری از عدالت و آزادی، نقشآفرینی موثر مردم در اداره كشور و تعیین سرنوشت خویش، برخورداری از عزت و استغنای ملی، رفاه عمومی و از بین رفتن فقر و گرسنگی، بهرهمندی از پیشرفتهای همهجانبه علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دوری از سكون و توقف و پیشروی دائم از خصوصیات بارز جامعه اسلامی است كه ملت ایران و نظام اسلامی به سمت تحقق آن حركت میكنند.» و در ادامه افزودند: «البته هدف نهایی جامعه اسلامی، رسیدن انسانها به كمال معنوی و عبودیت و معرفت پروردگار است كه چنین جامعهای خود زمینه تشكیل امت اسلامی خواهد شد». البته به فرموده ايشان «آرمانهایی نظیر عدالتطلبی، آزادیخواهی و كمالجویی فطري هستند.» ولي در جوامع غيراسلامي كه حكومتها و قوانين آن بر مبناي انسانمحوري و اصالت لذت و سود باشد، پايبندي افراد آن جامعه به اين ارزشها موقتي و سطحي خواهد بود و در نتيجه آن جوامع را در نهايت به فرسودگي، كهنگي و انحطاط خواهد كشاند؛ به عنوان مثال عدالتطلبي بدون داشتن انگيزه و عقيده توحيدي تنها تا مرز برآورده شدن منافع شخصي قابل پيگيري است و ممكن است حتي در نهايت به ضد عدالت منجر شود يا آزاديخواهي منهاي پايبندي به حد و حدود الهي تا آن سوي مرزهاي هوي و هوس و بيبند و باري گام مينهد و جامعه به ظاهر آزاديخواه را به سمت فرسودگي، كهنگي و مردهدلي سوق ميدهد. اما در مقابل تمام اين ويژگيها و آرمانهاي مادي و معنوي مثل عدالتخواهي، آزاديخواهي و كمالجويي وقتي برخاسته از روح متعالي مباني اسلامي و توحيدي باشد، قيامي را همچون انقلاب اسلامي در ايران رقم ميزند تا علم حكومتي نوين را در جهان معاصر برافراشته کند كه در آن مفاهيم اين ارزشها و ويژگيها بر اساس حق و حقيقت است، نه مفاهيمي برخاسته از روح ماديگرا و انسانمحور غربي كه تابع هوي و هوس و بيبند و باري مطلق است، بنابراين چنين جامعهاي مادامي كه پايبند به آرمانها و ارزشهاي انقلابي باشد، هرگز به فرسودگي و كهنگي نخواهد رسيد. اما يكي از نكات بسيار مهمي كه رهبر گرانقدر انقلاب اسلامي در آن ديدار فرمودند اين است كه هدف نهايي جامعه اسلامي را رسيدن انسانها به كمال معنوي و عبوديت و معرفت پروردگار بيان كردند كه در نهايت امت اسلامي را رقم خواهد زد. در واقع تمام آرمانخواهيها اگرچه در واژه بين تمام جوامع مشترك هستند اما مفهوم آنها در جامعه اسلامي ايران برگرفته از تعابير بلند معرفتي و توحيدي است كه الگوي آن را ميتوان در زندگي حضرات معصومين(ع) مشاهده كرد. پيگيري اهداف بلندي همچون كمال عبوديت و معرفت پروردگار و در نهايت تشكيل امت اسلامي كه مقام معظم رهبري فرمودند، زماني به وقوع خواهد پيوست كه تكتك آحاد جامعه مسلمين بر تحقق آرمانها و ارزشهاي والاي معنوي پافشاري كنند و اين تنها با استقامت در دين محقق خواهد شد؛ وقتي آيه «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَكَ»؛ پس همانگونه كه دستور يافتهاى ايستادگى كن و هر كه با تو توبه كرده نيز چنين كند. (هود، آیه112) بر پيامبر گرامي اسلام(ص) نازل شد، ايشان فرمودند: اين آيه سوره هود مرا پير كرد! و دليل آن هم اين بود كه آن وجود مقدس درباره استقامت در دين كه كار بسيار حساس و متضمن سختي است از سوي امت خويش نگران بودند. امروز انحرافات بسياري كه گريبانگير جامعه اسلامي است و بخشي از جامعه بویژه جوانان را گرفتار خود كرده، نشان ميدهد نگراني آن وجود مبارك بيدليل نبوده است. اگرچه امروز مردم متدين و انقلابي ايران اسلامي زير پرچم ولايت خاص حضرت وليعصر(عج) و ولايت عام رهبر فرزانه انقلاب تا پاي جان ايستاده و از نظام و انقلاب و آرمانها دفاع ميكنند اما لازم است براي رسيدن به آرمانها و ارتقای معنويت جامعه و حركت در مسير كسب معرفت الهي عزم جديتري در جامعه به وجود آيد، لذا بر اين اساس تكتك افراد جامعه باید با مراقبت بيشتر از لحظات زندگي خود، آلودگيها و ظلمتهايي را كه در نتيجه غفلتها و گناهان روزمره بر قلبها نشسته و حجابهاي روزافزوني بين بنده و معبود ايجاد ميكنند را با توبه و انابه و ترك گناهان و رعايت حدود الهي شستوشو داده و مسير حركت به سمت تقرب و معرفت ذات اقدس الهي را هموار كنند كه برآيند آن انشاءالله تهذيب جامعه و متخلق شدن به اخلاق نبوي و علوي و در نهايت رسيدن به مدينه فاضله مدنظر مقام معظم رهبري خواهد بود، انشاءالله.
عصر بیداری و عدالت و آغاز دوران نکبت غربی
علی سلیمانیان: یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی و از مشهورترین نظریهپردازان اجتماعی زنده غرب درباره آینده نظام سرمایهداری و بحرانهای پیش روی آن معتقد است مرحله پیشرفت سرمایهداری که در آن دولتهای رفاه ظهور کردهاند با وضعیت بیثباتی تشدیدشوندهای روبهرو است. در اینجا ما اگرچه با نظر او موسوم به «دولت رفاه» چندان موافق نیستیم و رفاه مقطعی و نسبی دولتهای غربی را به گونه دیگری تحلیل میکنیم اما از آنجا که در نتیجهگیری درباره آینده کاپیتالیسم با وی اتفاق نظر داریم و منظور ما نیز از آوردن نظر او بحث بر سر آینده سرمایهداری است، از توقف بر این مساله امتناع میکنیم و به ادامه دیدگاه وی میپردازیم. هابرماس معتقد است، دولت رفاه که زاییده پریشانی اقتصادی است از «اتحاد رهبران سیاسی با نخبگان اقتصادی» به وجود آمده است. این دولت «اقتصاد و حکومت را به هم پیوند داده» و به این ترتیب «حوزه عمومی را محدود کرده است». وی برای توصیف این وضعیت اصطلاح باز فئودالی شدن را به کار میبرد که به طور نمادین معرف تهدید آشکار حوزه عمومی از طریق تقویت بیحساب اقتدار دولت و تبدیل آن به یک نهاد سلطهگر نقدناپذیر و شبهفئودالی است. از دید او این وضع موجب بروز «بحران مشروعیت» میشود که تجلی آن بیثباتی است که به نوبه خود به «بروز جنبشهای جدید اجتماعی» منجر میشود که با ارزشهای نظام حاکم به مقابله و رویارویی میپردازد. و این همه آن چیزی است که در خیابانهای آمریکا و اروپا در حال وقوع است: بروز جنبشهای جدید اجتماعی در اعتراض به انحصار قدرت سیاسی و اقتصادی و مقابله با ارزشهای نظام کاپیتالیسم و در نهایت، بحران مشروعیت نظام سرمایهداری. مردم آمریکا و اروپا اکنون از انحصار قدرت سیاسی در دستان کلان سرمایهداران و از انحصار ثروت در حلقه سیاستمداران و از این تسلسلی که کاپیتالیسم بر آنان تحمیل کرده است به تنگ آمدهاند و از پایان تحمیل زورمندان و زرسالاران یک درصدی بر اکثریت مطلق 99 درصدی مردم سخن میگویند؛ خواستهای که تا به حال در غرب سابقه نداشته و سخنی به این صراحت در رد نظام سرمایهداری، سخنی بدیع است. «والاستریت را تسخیر کن» شعاری است که آرمان جنبش مردمی ضدسرمایهداری را به روشنی بیان میکند و شیوع این قیام تا وال استریت، یعنی تا درون دیوارهای نظام سرمایهداری و قطب سرمایهداری جهانی، نمیتواند نتیجهای جز سقوط کاپیتالیسم و فروریختن نظام مبتنی بر آن داشته باشد. پایگاه خبری آلترنت
(alternet.org) چند هفته پیش، قبل از آغاز جنبش گسترده مردمی در آمریکا در تحلیل آنچه در اروپا در حال شکلگیری است در تحلیلی جالب، بر بیداری ملتهای غربی از خواب غفلت و حتمی بودن سقوط کاپیتالیسم تاکید کرده است: «آنچه جنبشهای مردمی در اروپا میخواهند دموکراسی اقتصادی، عدالت سیاسی، رفاه و افزایش استانداردهای معیشتی متناسب است. در اروپا گویی جوامع از خواب غفلت بیدار شدهاند و خود را اکنون آگاه میدانند. اکنون جنبشهای مردمی در اروپا نهتنها تفاوتی با یکدیگر ندارند بلکه وجه مشترک بسیاری دارند. اکنون بنیانهای متزلزل نظام سرمایهداری در حال لرزه است و در نهایت سقوط خواهد کرد چون انقلاب بزرگ مدتهاست که آغاز شده است. باید پذیرفت حتی اصلاحات بنیادین نیز نمیتواند موجب نجات نظام سرمایهداری شود. اصلاحات به معنای تغییرات چشمگیر و تحول در شرایط فعلی است، بنابراین دولتهای اروپایی باید بدانند ادامه حرکت در مسیر نظام سرمایهداری به معنای سقوط و ورشکستگی است. سیاسیون طرفدار نظام سرمایهداری در اروپا به خوبی میدانند که با تبعیت از اصول سرمایهداری از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اوضاع وخیمتر شده و این اوضاع عامل بیثباتیها و خشونتهای فعلی در اروپاست. نسل جوان اروپا دیگر به دولتها اعتمادی ندارد و خود به دنبال بازپسگیری مطالباتش است. باید اذعان کرد جهانیسازی و نظام سرمایهداری عامل تشدید بحرانها بودهاند». اکنون میتوان آنچه در غرب بویژه در امالقرای تمدن غرب، آمریکا در حال وقوع است را جنبش بزرگ بیداری و عدالتخواهی ملتها نامید و عصر حاضر را عصر پایان دوران سرمایهداری و خزان غرب دانست که بهار ملتهای غربی را به همراه خواهد داشت. افول امپریالیسم با بیداری اسلامی در ممالک اسلامی تحت تسلط غرب و آغاز سقوط کاپیتالیسم در جهان، آینده نکبتباری برای غرب به ارمغان خواهد آورد. فرانسیس فوکویاما چند سال پیش در آستانه انتخاباتی که در آن اوباما به ریاستجمهوری آمریکا رسید در مقالهای با اذعان به فروپاشی تفکر سرمایهداری در آیندهای نزدیک میگوید: «ایدهها یکی از مهمترین صادرات ما هستند و در این میان 2 ایده اصولی آمریکایی از اوایل دهه 80 بر افکار جهانی تسلط یافته است». او از نوع خاص آمریکایی نظام سرمایهداری و ترویج نظام لیبرال- دموکراسی به عنوان بهترین مسیر برای رسیدن به نظام بینالمللی آزاد، به عنوان این 2 ایده اصولی آمریکا که بر افکار جهانی تسلط یافته است، یاد میکند. اکنون بیداری ملتهای غربی و بیداری اسلامی در شرق، این 2 ایده اصلی آمریکا را با بیاعتباری مواجه کرده و نهتنها صدور تمدن غرب به خارج از مرزها متوقف شده و استیلای غرب رو به پایان گذارده که حتی غرب درون حصار تمدن خود نیز با بحران مشروعیت مواجه است. دوران بیداری و عدالتخواهی فرارسیده و این آیا آغاز دوران نکبتباری برای غرب بویژه آمریکا نیست؟
ضرورت گفتمانسازي
مهدي سعيدي: ديدار اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي با جمعي از نخبگان و برگزيدگان علمي حاوي نکات مهم فراواني بود که يکي از آن موارد اهميت «گفتمانسازي» است. معظمله در پاسخ به سوالکنندهاي که از عدم عملياتي شدن ايدهها و نظرات نخبگان علمي گلايه کرده بود، به مساله «گفتمانسازي» اشاره کرده و فرمودند: «يكي از مهمترين تاثيرات همين فكر كردنها اين است كه شما فضاسازي ميكنيد، گفتمانسازي ميكنيد. در نتيجه در يك فضاي معتقد به يك مبناي فكري يا عملي، رئيسجمهور هم همانجور فكر ميكند، وزير هم همانجور فكر ميكند، مديركل هم همانجور فكر ميكند، كاركنان هم همه همانجور فكر ميكنند؛ اين خوب است و شما اين كار را انجام ميدهيد. فكر كنيد، بگویيد، بنويسيد، در مجامع خودتان منعكس كنيد... وقتي يك فضاي گفتماني به وجود آمد، همه در آن فضا فكر ميكنند، همه در آن فضا جهتگيري پيدا ميكنند، همه در آن فضا كار ميكنند؛ اين همان چيزي است كه شما ميخواهيد». اين اظهارات يکي از ضروريات جامعه براي طي طريق دهه چهارم انقلاب اسلامي در مسير توسعه و عدالت را آشکار ميکند. «گفتمانسازي» در اين نگاه؛ تلاش براي تبديل شعارها و آرمانهاي انقلاب به مطالبه عمومي است. نگاههاي تيزبين با شناخت ضروريات جامعه و اولويتبندي اين ضرورتها آن را مورد توجه قرار داده و با پيگيري مستمر، تبليغ، ترويج و پافشاري بر اهميت و ضرورت مساله، آن نياز را از انزوا خارج کرده و در صدر خواستههاي جامعه قرار ميدهند. با اين نگاه گفتمانسازي، تلاشي است براي مهندسي مطالبات جامعه و تبديل آن به يک ضرورت اجتماعي مورد تاکيد اکثريت که توسط خواص و نخبگان جامعه صورت ميگيرد. با گفتمانسازي است که اهداف و آرمانها رنگ و بويي تازه ميگيرد و از دلزدگي و روزمرگي نجات مييابد. با گفتمانسازي است که انگيزههاي جامعه براي تلاش و کوشش تقويت ميشود و شور و نشاط اجتماعي و اميد به آينده در فضاي عمومي کشور گسترش مييابد. براي آغاز فرآيند گفتمانسازي به مقدماتي نيازمنديم که يکي از آنها تاسيس اتاق فکر است؛ آغاز به کار اتاقهاي فکري که بتوانند با نگاهي جامع مسائل و ضروريات جامعه را شناخته و متناسب با افقهاي آينده برنامهريزي کنند. قطعا اعضاي اين اتاق فکر بايد از صلاحيتهايي چون سلامت فکر و شخصيت، آرمانخواهي و اصولگرايي، دغدغهمندي، خوشفکري و نخبگي، تخصص و... برخوردار باشند.
امروز به برکت تلاش بخشي از خواص جامعه، مفاهيمي چون عدالتخواهي، مبارزه با فقر، فساد، تبعيض و... در مسيري قرار گرفته که بتواند به گفتمان عمومي کشور تبديل شود اما متاسفانه اين روند نيز گاه در نيمه کار رها شده و استقامت و ايستادگي لازم در رسيدن به آن مشاهده نميشود. به واقع پروژه گفتمانسازي براي اين مفاهيم، نيمهکاره رها شده است. اين مساله به خوبي آشکار ميکند که فرآيند گفتمانسازي پروژهاي است زمانبر که نيازمند استقامت، پشتکار و خستگيناپذيري است و با اقدامات احساسي و فصلي به ثمر نخواهد رسيد. در مسير گفتمانسازي، رسانههاي عمومي نقش کليدي و حياتي دارند و بدون هماهنگي و همراهي آنان، مسير گفتمانسازي با موانع جدي روبهرو خواهد بود، لذا بخشي از تلاش گفتمانسازان بايد صرف همراهسازي ارباب رسانه شود. مسير گفتمانسازي، جادهاي صاف و هموار و بدون تهديد و مانع نيست بلکه با ممانعتها و مخالفتهايي روبهرو است که براي عبور از آنها هم نيازمند تدبيريم و هم نيازمند شجاعت و ايستادگي. به هر حال تبديل بخشي از آرمانها و ضروريات جامعه به مطالبه عمومي، منافع شيادان و سودجويان را تهديد کرده و دگرگونيهايي را در سلسله مراتب اجتماعي، سياسي و اقتصادي به وجود خواهد آورد. همينجاست که اين صاحبان احتمالي قدرت و ثروت براي حفظ موقعيت به مقاومت و کارشکني در برابر گفتمان جديد رو خواهند آورد. ملت ايران به خوبي به ياد دارند که بعد از شکلگيري حماسه سوم تيرماه 1384 و تبديل «عدالتخواهي» به گفتمان عمومي ملت ايران، چگونه جريانهاي سياسي- اقتصادي که حيات خود را به تداوم ساختارهاي پيشين ميديدند، در برابر ملت ايستادند و همقسم شدند تا نگذارند جريان عدالتخواهي بار ديگر در انتخابات 22 خرداد به قدرت تکيه زند. به واقع از يک منظر ميتوان گفت حوادث تلخ پس از انتخابات دهم رياستجمهوري و فتنه سال 88 حاصل مقاومت باند مافيايي قدرت- ثروت در برابر گفتمان عدالتخواهي بود. سخن آخر آنکه درون جامعه، خواسته يا ناخواسته فرآيند گفتمانسازي در حال شکل گيري است و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، مطالباتي در قالب گفتمانهاي جديد توليد ميشود و همواره کساني هستند که تلاش دارند آنچه خود ضرورت ميپندارند را تبديل به گفتمان کنند اما آنچه مهم است آنکه آيا اين افراد، گروهها و جريانها، صلاحيت نشستن در جايگاه گفتمانسازي را دارند يا خير؟ به واقع اگر صالحان و نخبگان در جايگاه گفتمانسازي ننشينند، فاسدان، جاهلان و فرصتطلبان بر اين جايگاه چنگ خواهند انداخت! بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامي نيز بيکار ننشسته و ايادي داخلي و خارجي خود را براي تاثيرگذاري بر جامعه از اين طريق فعال کردهاند. تلاش تمامعيار ماهوارهها و رسانههاي بيگانه براي تاثيرگذاري بر فرهنگ عمومي، تنها بخشي از فعاليت اين جريان است که اگر نخبگان، دلسوزان و انقلابيون نسبت به آن بيتوجه باشند، تبعات سوء جبرانناپذير آن دامنگير جامعه خواهد شد.
«اختلاس» نه!
محمدعلی قاسمآبادیان: خاطرم هست 2 ماه پيش كه روز ميمون خبرنگار بود! يكي از مسؤولان ارشد يكي از شهرستانها در مصاحبهاي كه با يكي از سايتهای خبري داشت، گفته بود «خبرنگار نبايد نقصها و عيبها را ببيند!» و ما خبرنگارها آن موقع چقدر به اين جمله خنديديم! اما جالب آنكه چند روز پيش هم خبري در صدر اخبار رسانههای البته به قول برخيها سياهنما! قرار گرفت كه شمسالواعظين اقتصاد كشور، وزير محترم و مكرم اقتصاد و دارايي! دكتر شمسالدین حسینی در حاشیه نشست شورای گفتوگوی دولت و بخشخصوصی در جمع خبرنگاران گفته است: «رسانهها نباید از عنوان اختلاس برای تخلف بزرگ استفاده کنند» و ما اينبار نفهمیديم كه چرا اون بار فقط خنديديم! جالب اين بود كه اين حرف مقتصدله در حالي مطرح ميشود كه در قاموس قانون مجازات همه كشورهاي جهان و البته در كف ترازوي وزين قوه محترم قضائیه! اختلاس به عنوان يك عمل مجرمانه خطرناك و جرمي درجه اول بهشمار ميآيد. حال بماند كه در عدد و ارقام اين اختلاس چه كسي ميتواند صفرهايش را بشمارد! گفته بودند اگر كورش از 2500 سال پيش تا به امروز هر ماه 100 ميليون تومان پسانداز كرده بود تازه ميشد اين! القصه، پيرو سخنان گهربار ايشان ما نفهمیدیم کلمه اختلاس برای این تخلف بزرگ كوچك است یا این تخلف بزرگ كوچك است برای این واژه بزرگ! از همين رو در پی این افاضات بسیار زیبای آقای حسینی در عصر علم و ارتباطات، نگارنده اين سطور در منوي خبري خود موارد زیر را پیشنهاد میکند تا در قدم اول ایشان خود از واژه منحوس و ددمنشانه اختلاس استفاده نکنند:
۱- آفتابه دزدی ۲- مرغدزدی (در وضعیت فعلی تخممرغ دزدی رو پیشنهاد نمیکنم چون خود جرمی است در حد همان اختلاس البته اگر بیشتر نباشد!) ۳- امانتگیری آشنایانه از جیب نفوسالله (بهجای واژه قبیح رانت از واژه خودمانی آشنایانه استفاده کردم جهت پاس داشت پارسی) ۴- شلغمدزدی ۵- به کاهدان زنی ۶- دم خروس نمایی ۷- روزیخوری کلهگنجشکی آقای حسینی! اگه مشکل این 3 هزار میلیارد با تغییر واژه منحوس اختلاس حل نشد، پیشنهاد ميشود 4 تا صفر از پول ملی حذف شود تا خود به خود این 3 هزار میلیارد تومان بشود 300 میلیون. واحدش را هم بذارید پاپسی که در تاریخ بعدها بگویند دولت کریمهای بود که 300 میلیون پاپسی در زمان حکومتش به فنا رفت از بس طهارت اقتصادی وجود داشت. مردم به خاطر این عدد کم هم شگفتزده شده بودند فقط به خاطر ۳۰۰ میلیون پاپسی که اگه بندازی جلوی بچه قهر میکنه ها به خدا! فکر میکنم مشکلتون حل شد نه؟ لازم به یادآوری است كه از قديم و نديم گفتهاند : ۱- پیراهن روز بعد از عروسی برای کله منار خوبه! ۲- تلافی غوره را سر کوزه درنیار! 3- چیزی که شده پاره وصله برنمیداره!
محمدعلی قاسمآبادیان: خاطرم هست 2 ماه پيش كه روز ميمون خبرنگار بود! يكي از مسؤولان ارشد يكي از شهرستانها در مصاحبهاي كه با يكي از سايتهای خبري داشت، گفته بود «خبرنگار نبايد نقصها و عيبها را ببيند!» و ما خبرنگارها آن موقع چقدر به اين جمله خنديديم! اما جالب آنكه چند روز پيش هم خبري در صدر اخبار رسانههای البته به قول برخيها سياهنما! قرار گرفت كه شمسالواعظين اقتصاد كشور، وزير محترم و مكرم اقتصاد و دارايي! دكتر شمسالدین حسینی در حاشیه نشست شورای گفتوگوی دولت و بخشخصوصی در جمع خبرنگاران گف
شهریار هریسی: بعد از جنگ دوم جهانی و افول قدرتهای مطرحی مثل انگلستان به علت ضربات ناشی از جنگ و شوروی به دلیل انقلاب داخلی و صدمات ناشی از جنگ، آمریکا که تشنه قدرتنمایی در خارج از مرزهای خود بود و آنچنان که باید و شاید نتوانسته بود در جنگ به این خواسته خود برسد، سلطه اقتصادی و استعماری خود را در جای جای دنیا بویژه منطقه طلایی خاورمیانه گسترد تا کمکم خود را به عنوان تنها ابرقدرت جهان مطرح کند. نخستین کشور هدف نیز ایران بود که با توجه به فعل و انفعالات صورت گرفته در آن از قبیل تبعید رضاخان به جزیره موریس، ترس و ناپختگی محمدرضای جوان، آشفتگی سیاسی داخلی، قحطی و بیکاری و هرج و مرج و دهها دلیل دیگر، به بهانه سرمایهگذاریهای اقتصادی در حوزه نفت به طور اخص و صنایع دیگر مثل راهآهن و... جای پای خود را در ایران محکمتر کرده و بهتدریج شاه و نظام سیاسی آن را به خود وابسته کرد که اوج آن کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد 32 بود. این آغاز دیکتاتوری مطلق محمدرضا و خفقان شدید تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی است؛ سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی سفاک و سرسپرده مثل ساواک و عناصر خودفروخته و چاپلوس که در پستهای حساس مسؤول چپاول و غارت ذخایر این مملکت اعم از روزمینی و زیرزمینی هستند با انواع قوانین ذلتآور مثل کاپیتولاسیون، رویای آمریکا را برای به دست آوردن غلامی حلقه به گوش و مطیع تحقق بخشید و ایران به عنوان پایگاهی کاملا آمریکایی در خدمت منافع این کشور قرار گرفت. دیدگاههای روسایجمهور آمریکا اعم از دموکرات یا جمهوریخواه درباره میل جهانخواری آمریکا هیچ فرقی با هم نداشت و فقط نمای ظاهری آنها اندکی متفاوت بود؛ یکی با محافظهکاری و حرفهای دهن پرکن مثل حقوق بشر و دموکراسی و یکی با خوی کابویی و یانکیگری اهداف ایالات متحده را در منطقه خاورمیانه پیش میبردند ولی انقلاب استثنایی مردم ایران در سال 1357 که بستر و مقدمه آن از 15 سال قبل یعنی سال 1342 و حوادث تاثیرگذار آن فراهم شده بود، همه رویاهای آمریکا را به کابوس بدل کرد و محکمترین پایگاه نظامی و اقتصادی این کشور در منطقه تبدیل به دشمن شماره یک آن شد. اگر از 32 سال خباثت و کینهورزی این کشور بیاصل و نسب بگذریم و درد تحریمهای سیاسی و اقتصادی، جنگ 8 ساله، ترورهای اوایل و در طول انقلاب و... را بیان نکنیم، اکنون به فصلی میرسیم که میتوان به جرات گفت کره زمین دستخوش تغییراتی اساسی است؛ از آفریقا، آسیا گرفته تا اروپا و آمریکا و استرالیا صحنه اعتراضات گسترده مردمی به سیاستهای امپریالیستی غرب و سلطه اقتصادی یا به عبارت بهتر حصر اقتصادی آمریکاست. اکنون در قلب خود آمریکا پس از آنکه در حدود 9ماه اخیر دیکتاتورهای رام و حلقه به گوش آمریکایی یک به یک از تخت پادشاهی به زیر کشیده شدند، صدای فریاد تظلم و دادگری مردمی را میشنویم که از این همه ظلم و بیداد به ستوه آمده و خواستار پایان بخشیدن به آن هستند. آنها از دموکراسی آمریکایی که در آن 99درصد مردم زیر سلطه یک درصد باشد، بیزاری میجویند و با نشانه رفتن قلب اقتصاد آمریکا یا به عبارت بهتر کل دنیا میخواهند بگویند که ای آمریکای جهانخوار! ما مردم آمریکا از سیاستهای سلطهطلبانه و جنگافروزانه تو که چیزی جز تحمیل هزینههای گزاف جنگ با ویتنام، عراق و افغانستان و مرگ عزیزانمان نداشت، خسته شدهایم. تا کی مالیاتهای ما باید تامینکننده عطش قدرت تو بر جهان باشد؛ ما دیگر نمیخواهیم به واسطه خیانتهای شما منفورترین مردم دنیا باشیم. ما را رها کنید تا آزادی واقعی را جشن بگیریم.
بحرین و بحران مشروعیت
عماد آبشناس: با وجود آنکه دولت حمد بن عیسی آلخلیفه بعد از مرگ پدرش همواره ادعای انجام اصلاحات را دارد اما شیعیان در کشور 750 هزار نفری بحرین به وضوح از تبعیضهای اداری، مذهبی و نابرابریهای سیاسی و تلاشهای واضح گروه حاکم برای جلوگیری از رسیدن آنها به مراکز حاکمیتی راس هرم سیاست و ثروتهای ملی بحرین رنج برده و میبرند. میتوان گفت 2 ویژگی خاص بحرین را از دیگر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس متمایز میکند: نخستین ویژگی ترکیب مذهبی- طایفهای است که برخلاف دیگر کشورها شیعیان در بحرین از اکثریت قابل توجهی برخوردار هستند در حالی که در بقیه کشورهاي عرب حوزه خليج فارس شیعیان اقلیت بزرگ آن را به خود اختصاص دادهاند. ویژگی دوم فعالیتهای سیاسی و حضور مخالفان در بحرین است که یکی از قدیمیترین تاریخچه مبارزاتی را در میان همه کشورهای این منطقه به خود اختصاص داده است. از دیدگاه رهبران گروههای شیعه، تبعیض حقیقتی است که در تار و پود ساختار سیاسی آلخلیفه تنیده شده به نحوی که تقریبا این مساله به شکل سازمانیافتهای در ساختار سیاسی بحرین در حال اجراست.
یکی از استراتژیهای دولت بحرین برای دور نگه داشتن اکثریت شیعه از مراکز قدرت حوزههای انتخاباتی است. به اعتقاد جریانهای مخالف آلخلیفه توزیع هدفمند و تبعیضآمیز کرسیهای پارلمان در میان حوزههای انتخاباتی یکی از نمادهای اصلاحات هدفمند «خلیفهای» محسوب میشود به نحوی که به هر شکل و با وجود اکثریت شیعه شمار نمایندگان اهل تسنن در پارلمان بیشتر از شیعیان میشود. در چارچوب همین رویکرد به طور مثال استان سنینشین «جنوبی» که از کمجمعیتترین مناطق بحرین است، 6 نماینده دارد، در حالی که سهم استان شیعهنشین «شمالی» با داشتن بالاترین جمعیت در کشور صرفا 9 نماینده است. انتخابات میاندورهای مجلس مشورتی در بحرین برای جایگزین کردن نمایندگان حزب الوفاق که در اعتراض به سرکوب معترضان استعفا داده بودند، هفته گذشته در این کشور در جوی کاملا امنیتی برگزار شد. حزب الوفاق، بزرگترین حزب شیعه بحرینی به دلیل ادامه سرکوب تظاهرکنندگان ضدحکومتی، شرکت در این انتخابات را تحریم کرد. در هر حال این انتخابات برگزار شد و مسؤولان برگزاری انتخابات نتایج این انتخابات را اعلام کردند؛ نتایجی که اعلام آن به جای اینکه موجب سرافرازی حکومت آلخلیفه در بحرین شود، موجب سرافکندگی آنان شد. شیخ خالد بن علی آلخلیفه، رئیس کمیته انتخابات پارلمانی بحرین از مشارکت 4/51 درصدی واجدان شرایط در ۱۴ شعبه اخذ رای برای تکمیل ۱۸ کرسی نمایندگان مستعفی جمعیت الوفاق خبر داد. به فرض صحت این خبر که رئیس کمیته انتخابات پارلمانی بحرین اعلام کرده است، آنها حتی در رأیسازیهایشان به زور برای خودشان یک درصد بیش از نیم جمعیت را متصور هستند. البته این خبر صحیح نبوده و درباره تعداد شرکتکنندگان این انتخابات نظرهای دیگری نیز وجود دارد. شیخ علی سلمان، رئیس جمعیت الوفاق بحرین اعلام کرد میزان مشارکت در انتخابات پارلمانی میاندورهای 4/13 درصد است. از سوی دیگر منابع مستقل در بحرین خبر دادند از ۱۴۴۵۱۳ نفر واجد شرایط رای دادن در این کشور، تنها ۲۵۱۲۶ نفر در انتخابات پارلمانی شرکت کردهاند. در هر حال مسجل است برای آلخلیفه رای مردم مهم نیست و برگزاری این انتخابات صرفا با هدف کنار زدن حزب الوفاق از صحنه سیاسی بحرین و نمایش مشتاق بودن آلخلیفه به دموکراسی بود؛ انتخاباتی که مهمترین دستاورد آن برای آلخلیفه تضمین بحران مشروعیت برای مجلس مشورتی و اصل حکومت آلخلیفه بود. ادامه روند آلخليفه و اعتراضات چندماهه مردم كه به صورت مداوم و حتی در سختترین شرایط سرکوب ادامه داشته است، برای حكام بحرين مسجل میکند که هیچ جایگاهی در آینده سیاسی اين كشور نخواهد داشت و بزودی باید به جمع شرکای سیاسیشان یعنی بنعلی، مبارک، قذافی، عبدالله صالح، ملک عبدالله و در نهایت به مقتدای همه این دیکتاتورها یعنی صدام حسین بپیوندند.
سند تأملات راهبردی و سعید حجاریان
بازشناسي متهمان فتنه 88 سند تأملات راهبردی و سعید حجاریان سعید حجاریان در بخش ارائه راهکار عملی برای پایدارسازی احزاب سیاسی در ایران در بخش 5 بند «پ» سند تاملات راهبردی حزب منحله مشارکت مدعی میشود برای رسیدن به پایدارسازی احزاب سیاسی در ایران باید احزاب با بخشهای اقتصادی تعامل فعالی داشته باشند و در چارچوب برنامههای کاملا مدونی از توان اقتصادی صاحبان ثروت برای رسیدن به اهداف حزبی بهره گرفته شود و مشخصا تلاش برای به دست آوردن حمایت واقعی صاحبان قدرت اقتصادی در اولویت کاری احزاب سیاسی وابسته به جریان دوم خرداد قرار بگیرد. اگرچه برقراری ارتباط سالم احزاب با صاحبان ثروت امری مذموم به شمار نمیرود اما باید گفت در جامعه دینی به طور واضح یکی از رسالتهای حقیقی هر گروه دینمداری مبارزه با انباشت نامشروع ثروت توسط نوکسیههاست و تجربه اثبات کرده هیچ گروه اقتصادی بدون نیت خاص به حمایت مالی از احزاب نمیپردازد. از سوی دیگر بازخوانی ارتباطات ناسالم سازمانی لایههای افراطی اصلاحطلبان با صاحبان ثروت و قدرت اقتصادی ایران در سنوات گذشته موید این حقیقت تلخ است که در دوران سازندگی و اصلاحات سیاستبازان تکنوکراتی و دوم خردادی با فراهم کردن زمینه تاراج اموال عمومی توسط اشخاص خاص در قالب واگذاری صنایع مادر و خصوصیسازی اموال دولتی برای فعالیتهای آتی شبهسیاسی خویش (شما بخوانید براندازی نرم) سرمایهگذاریهای کلان و البته پنهانی را به عمل آوردند. تامین منابع مالی و هزینههای سهمگین چندصد میلیاردی تبلیغات انتخابات دور دهم ریاستجمهوری توسط سران فتنه سبز تنها گوشهای از دلایل اصرار استراتژیک حجاریان را برای برخورداری از حمایت صاحبان ثروت رونمایی میکند، اگرچه حجاریان کوشش میکند با دادن وجاهت علمی به راهکار خویش به نوعی پشت عنوان پرطمطراق «متفکران و کارآفرینان بخش اقتصادی» نیات شوم خویش را پنهانسازی کند. به هر صورت سعید حجاریان همراه 250 تن از اعضای حزب منحله مشارکت در متن سند تاملات راهبردی مدعی میشود: «پ-5- تعامل فعال احزاب با بخش خصوصي و تلاش براي به دست آوردن حمايت واقعي صاحبان قدرت اقتصادي و تعامل با فعالان بخش اقتصادي (اعم از متفكران، كارآفرينان و توليدكنندگان) به صورت فعال و كسب حمايت مادي آنان با شفافسازي برنامههاي اقتصادي احزاب در پایدارسازی احزاب در ایران بسیار موثر است». در ادامه متن سند تاملات راهبردی سعید حجاریان لزوم برگزاری همایشها یا محافل اقتصادی– سیاسی را با هدف تعامل با حوزه اقتصادی و نقد و بررسی عملکردهای گذشته مورد تاکید قرار میدهد. اما در این میان کاملا مشخص است که افزودن پسوند سیاسی به دنباله واژه «اقتصادی» این جمله را بسیار معنادار میکند. حجاریان در این باره مینویسد: «برگزاري همايشها يا محافل اقتصادي- سياسي به منظور تعامل با اين حوزه و نقد و بررسي عملكردهاي گذشته و ايجاد درك متقابل در زمينههاي مورد توجه حوزه اقتصاد و يافتن زمينههاي همكاري مشترك از دیگر ضروریات این بخش است». در ادامه راهکارهای ابداعی، سعید حجاریان ناچار میشود بخشی از نیات خود را عیانتر بیان کند و ایجاد باشگاهها و نهادهای دومنظوره با هدف فراهم کردن زمینه برقراری ارتباط یکسویه با نیروهای اقتصادی را در دستور کار قرار میدهد. حجاریان مینویسد: «ايجاد باشگاهها يا نهادهاي دومنظوره به منظور ارتباط با نيروهاي اقتصادي الزامی است». به هر حال تشویق علنی احزاب دوم خردادی به حضور حرفهای و سازمانیافته در نهادهای اقتصادی غیردولتی مانند اتاقهای بازرگانی و انجمنهای صنفی و تشویق احزاب یادشده به نهادسازی و ایجاد نهادهای اقتصادی به صورت هدفمند در جامعه مهمترین بخش از نظریههای اختصاصی سعید حجاریان در این بخش به حساب میآید. به هر حال اینان که دانستن را حق مردم میدانستند باید در حال حاضر پاسخگوی افکار عمومی باشند که چگونه احزاب سیاسی دوم خردادی مبتنی بر مدل دموکراسی غربی اجازه آشکار مییابند که با نهادسازیهای جعلی و برنامهریزیهای هدفمند در نهادهای اقتصادی غیردولتی نفوذ کرده و عملا آنان را از مسیر اصلی خویش بازدارند. به هر صورت سعید حجاریان در کلامی بسیار قابل تامل در بخش 5 بند «پ» سند تاملات راهبردی حزب منحله مشارکت مینویسد: «حضور حرفهاي، هدفدار و با برنامه در نهادهاي اقتصادي غيردولتي مانند اتاقهاي بازرگاني، انجمنهاي صنفي،... و تشويق به ايجاد نهادهاي اقتصادي به صورت هدفمند در جامعه و حمايت سالم از آنان و نشان دادن حساسيت مداوم نسبت به تحولات اقتصادي تاثيرگذار و حضور فعال در عرصه اين تحولات از عوامل اصلی پایدارسازی احزاب سیاسی در ایران است».