|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
8 |
|
5 |
|
7 |
|
9 |
|
10
15 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
ايرانيان، فردا در جشن آغاز 32 سالگي انقلاب دوباره با امام ورهبري تجديد بيعت ميكنند
تا آخر ايستاده ايم
گروه سیاسی: در حالی که تنها یک روز به برگزاری یومالله 22 بهمن باقی است، گروهها، چهرهها و شخصیتهای سیاسی و دینی در گفتوگوها و بیانیههایی مردم را برای حضور هرچه پرشکوهتر در این راهپیمایی دعوت کردند.این در حالی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره مراسم 22 بهمن با حساسیت ویژهای روبهرو بوده به گونهای که به اعتقاد بسیاری این مراسم به عنوان یک «رفراندوم سالانه» برای نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید. حضور پرشکوه مردم در 30 سال گذشته در این مراسم در حالی است که 22 بهمن امسال رنگ و بویی متفاوتتر از آنچه که پیش از این رخ داده، به خود گرفته است. شکلگیری جریان فتنه در 8 ماه اخیر با ادعای پیروی از خط امام و مصادره شعارها و آرمانهای انقلاب، یکی از انحرافاتی بود که در غبارآلود کردن فضای سیاسی و اجتماعی کشور نقش اصلی را برعهده داشت. هر چند این جریان به نظر میرسید ظاهر انقلابی دارد اما رفتار سران و حامیان آن بخوبی درون مایه این خط را مشخص کرد. حضور در راهپیمایی روز قدس که میراث امام راحل برای مبارزه با رژیم اشغالگر قدس است از سوی همین جریان به محلی برای سر دادن شعارهای ساختارشکنانه از جمله «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» تبدیل شد. از سوی دیگر شعار «جمهوری ایرانی» نیز که بر خلاف آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی است از سوی حامیان این فرقه سر داده شد تا عدم پایبندی این گروه از حامیان موسوی به موازین جمهوری اسلامی برای افراطیترین گروههای اصلاحطلب نیز مشخص شود. شعار دادن در حمایت از آمریکا در روز ملی مبارزه با استکبار جهانی از دیگر رفتارهای قابل تامل فتنهگران بود که خیلی آشکار چهره واقعی سردمداران و حامیان این فرقه را به نمایش گذاشت. و در کنار آن هتک حرمت در روز عاشورا و جریحه دار کردن احساسات میلیونها نفر از مسلمانان و حتی غیرمسلمانان نشان داد حرکت بر خلاف مسیر مردم و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه برای خدشه وارد کردن به روزهای ملی و مذهبی، یک رفتار «ثابت» جریان فتنه برای مقابله با جمهوری اسلامی است. هر چند آخرین تجربه آنان در روز عاشورا با قیام دهها میلیونی مردم ایران اسلامی روبهرو شد ولی میتوان با نگاهی به مواضع اخیر سران فتنه و رسانههای وابسته به آنان دریافت که این جریان در تلاش است سالروز پيروزي انقلاب اسلامی ایران را نیز در پس رفتار ساختار شکنانه خود بیاهمیت جلوه دهد و با سر دادن شعارهایی مانند «جمهوری ايرانی» بنمایاند که این گروه از ابتدا مخالف انقلاب اسلامی بوده است. جالب توجه آنکه پس از صدور اطلاعیه از سوی «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» که در آن از هواداران میرحسین موسوی خواسته شده با نمادهای سبز رنگ در راهپیمایی 22 بهمن حضور یابند و در حمایت از سران اصلاحات شعار بدهند، ابوالحسن بنی صدر هم از حامیان فرقه سبز خواست در این روز به خیابانها آمده و شعارهایی نظیر «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سردهند. بنی صدر که پس از انتخابات چندین بار از فرقه موسوم به سبز و رهبران آن حمایت کرده است، به بهانه راهپیمایی 22 بهمن، شعار «حاکمیت مردم آری، ولایت فقیه نه» را به اخلالگران روز 22 بهمن پیشنهاد کرد. با این حال شخصیتهای دینی و سیاسی با اشاره به هوشیاری مردم برای خنثی کردن اقدامات دشمنان در این روز، هرگونه اقدامی که موجب تضعیف نظام جمهوری اسلامی شود را جایز نمیدانند به گونهای که روز دوشنبه آیتالله جوادی آملی، جمهوری اسلامی را به مثابه یک امانت الهی دانست و با تأکید بر اینکه حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن بیعت مجدد با رهبر انقلاب است، اظهار کرد: حفظ نظام بر همگان واجب عینی است. وی همچنین هر فعالیتی را که باعث تضعیف نظام و طمع بیگانه به کشور شود، حرام عینی عنوان کرد و گفت: اینچنین نیست که اگر کسی دارای رهبر خوب بود، بگوید کشور حفظ میشود. رهبر اگر علیبنابیطالب علیه السلام هم باشد مادامی که مردم عاقل نباشند کشور به مشکل برمیخورد. داشتن رهبر خوب نیمی از قضیه است، پس مبادا بگوییم ما یک رهبر خوب داریم و همین کفایت میکند. آیتالله جوادی آملی ادامه داد: نباید هر حرفی را بزنیم و به هر کسی اهانت کنیم و هر چیزی که مطابق نظر ما نیست، فتوا به بطلانش بدهیم. مبادا خدایی ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگیها و ننگ «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوری ایرانی» را به خودشان راه دهند. این ننگ برای همیشه ننگ است. دیگر شخصیتها وگروههای سیاسی نیز در آستانه راهپیمایی 22 بهمن با تاکید بر اینکه این روز نماد وحدت و انسجام ملی است از فتنهگران خواستند از بیمهری به مردم و انقلاب پرهیز کنند. رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، جبهه پیروان خط امام و رهبری، وزارت دادگستری، جامعه اسلامی مهندسین، عقیدتی ـ سیاسی وزارت دفاع و... از جمله شخصیتها و تشکلهای سیاسی بودند كه با صدور بیانیهای از مردم برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن دعوت کردند.
آیتالله العظمي مکارم شیرازی:
مردم در 22 بهمن نقشههاي دشمن را نقش برآب ميكنند
وطن امروز: آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی با صدور بیانیهای به مناسبت 22 بهمن، اظهار کرد: به خواست خدا و با عنایات حضرت ولى عصر (ارواحنا فداه) 22 بهمن امسال پرشورتر و باشکوهتر و منسجمتر از هر سال برگزار خواهد شد. در این بیانیه آمده است: به خواست خدا و با عنایات حضرت ولى عصر (ارواحنا فداه) 22 بهمن امسال پرشورتر و باشکوهتر و منسجمتر از هر سال برگزار خواهد شد. ملت عزیز ما، با هوش جمعى فوقالعادهاى که دارند بخوبى درک مىکنند که هر قدر فشار دشمنان خارجى بیشتر شود حضور در صحنه لازمتر و ضرورىتر و مایه برطرف شدن خطرهاى احتمالى است. بنابراین با توجه به شدتگرفتن تهدیدهاى خارجى، همه اقشار و همه جناحها با همدلى براى حفظ کشورشان و براى عظمت نظام اسلامى خود با شور و هیجان بیشتر و با صفوف متحدتر به خیابانها خواهند آمد و نقشههاى دشمنان را نقش بر آب
خواهند کرد.
مسيرهاي راهپيمايي 22 بهمن اعلام شد
وطنامروز: مسیرهای هفتگانه راهپیمایی مردمی یومالله بیست و دوم بهمن توسط ستاد دهه فجر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی این مسیرها به شرح زیر است:
مسیر شماره یک: مسجد امام حسین (ع)، میدان امام حسین (ع)، خیابان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 2: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید آیتالله سعیدی (جاده ساوه)، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 3: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان شهید معیری، خیابان کارگر، میدان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 4: مسجد حضرت ابوالفضل(ع)، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 5: مسجد امام سجاد (ع)، خیابان آیتالله اشرفیاصفهانی، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 6: مسجد امام جعفر صادق(ع)، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره 7: مسجد حاج عبدالله، خیابان قزوین، میدان شمشمیری، خیابان شهید آیتالله سعیدی، میدان بزرگ آزادی
سایمون گس به علاءالدین بروجردی نامه نوشت
التماس انگليسيها به ادامه روابط با تهران
گروه سیاسی: پس از آنکه اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که پیش از این و در زمان اغتشاشات بعد از انتخابات ریاستجمهوری به دلیل دخالت انگلستان در امور داخلی ایران، طرح تعدادی از نمایندگان برای التزام دولت به قطع رابطه با این کشور را در دستورکار خود قرار دادند، سفیر انگلیس در تهران با ارسال نامهای برای علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از وی خواسته است تا تهران سطح روابط 2 کشور را کاهش ندهد. سایمون گس مداخله کشورش در امور داخلی ایران را رد و اعلام کرده، اقدام تهران به کاستن سطح روابط خود با لندن تاسفانگیز خواهد بود. وی در این نامه سرگشاده آورده است: این مساله که انگلیس یا سفارت این کشور در تهران در امور داخلی ایران مداخله میکنند، به هیچوجه صحیح نیست. سفیر انگلیس در تهران در حالی منکر هر گونه نقش لندن در توطئه برای تضعیف جمهوری اسلامی بعد از انتخابات میشود که به اذعان و اعتراف حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در تهران، برخی از دیپلماتهای این سفارتخانه در اغتشاشات پس از انتخابات ریاستجمهوری در خیابانهای تهران حضور داشتهاند. گس پیش از این در مصاحبه کتبی با ایرنا درباره حضور تعدادی از دیپلماتهای سفارت این کشور در جریان اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات ریاستجمهوری و صحبت آنها با برخی سیاستمداران و دانشگاهیان صرفا به بیان این موضوع اکتفا کرد که «تماس و صحبت اعضا و کارمندان سفارت با سیاستمداران، دانشگاهیان و دانشجویان جرم نیست». علاوه بر طرح 35 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در آن خواستار قطع کامل روابط ایران و انگلیس به دلیل دخالتهای این کشور در مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران شده بودند، منوچهر متکی، رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان نیز از بازبینی روابط 2 کشور در 12 حوزه مختلف خبر داده بود.
توسط فرقه سبز صورت گرفت
توهين به تمثال شهید همت
برخی افراد با پاشیدن رنگ سبز به تصویر دیواری شهید محمدابراهیم همت در تهران به عکس این شهید دفاع مقدس توهین کردند. این اقدام درحالی است که جریان فتنه طی ماههای گذشته با سر دادن شعارهای انحرافی، بسیجی واقعی را همت و باکری معرفی میکرد! گفتنی است سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز طی ماههای گذشته اقدام به پخش سخنانی از این شهید عزیز در دفاع از ولایت فقیه کرد که این امر نیز با انتقاد برخی افراد در این جریان روبهرو شد. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که مردم ولایتمدار کشور در راهپیمایی عظیم خود در روز 9 دیماه ضمن اعلام انزجار از سران فتنه پس از انتخابات، بار دیگر وفاداری خود به نظام اسلامی و ولایت فقیه را به نمایش گذاشتند.
مخمليهاي اوكراين هم شکست را نپذيرفتند
سیدبهزاد اخلاقی: هواداران یولیا تیموشنکو شکست در مقابل یاناکوویچ را نپذیرفتهاند. این در حالی است که 99درصد آرا توسط کمیته مرکزی انتخابات اوکراین شمارش شده و بر اساس گزارش این کمیته، ویکتور یاناکوویچ بر نخستوزیر کنونی اوکراین پیروز شده است.یاناکوویچ در مصاحبهای که روزنامه کییفپست آن را منتشر کرد از تیموشنکو خواسته از پست نخستوزیری کنارهگیری کرده و بپذیرد که شکست خورده است. تیموشنکو از هوادارانش خواسته تا اعلام رسمی نتایج که امروز چهارشنبه خواهد بود صبر کنند. تحولات در اوکراین در شرایطی پیش میرود که یاناکوویچ48 درصد آرا و در مقابل تیموشنکو 45 درصد آرا را کسب کرده است.بوریس کویزورف، رئیس دومای روسیه به خبرگزاری نووستی درباره پیام تبریک پیروزی به یاناکوویچ اعلام کرد: لزومی ندارد تا ما به یاناکوویچ قبل از اعلام رسمی نتایج تبریک بگوییم. او پیروز شده است. او در انتخابات سال 2004 میلادی نتایج بهتری را کسب کرده بود اما تغییرات جالبی در صحنه سیاسی اوکراین رخ داد.این در حالی است که مقامات سیاسی لهستان نیز بدون آنکه به یاناکوویچ تبریک بگویند اعلام کردهاند، روابط ورشو- کییف بر اساس نزدیکی و همکاریهای استراتژیک بنا شده است و مهم نیست چه کسی در ساختمان ریاستجمهوری حضور دارد، لهستان با رئیسجمهوری که مردم اوکراین انتخاب کردهاند روابط خود را ادامه خواهد داد. هنوز هیچ رهبر سیاسی به یاناکوویچ تبریک نگفته است اما او شب گذشته بار دیگر تاکید کرد رئیسجمهور است.مقامات اتحادیه اروپا و ناظران خارجی در اوکراین، انتخابات اوکراین را سالم و خالی از تخلف نام نهادند. به گفته کمیسیون اروپا، انتخابات اوکراین انتخاباتی دموکراتیک بود.در بیانیه سازمان امنیت و همکاری اروپا آمده است: «انتخابات اوکراین نمایشی از یک حرکت دموکراتیک است». ویکتور یاناکوویچ، رهبر حزب مناطق اوکراین اکنون در انتظار اعلام رسمی نتایج انتخابات است، اما به نظر میرسد در صورتی که اختلاف بر سر نتایج از سر گرفته شود ممکن است بار دیگر کییف صحنه درگیریهای خیابانی باشد. یاناکوویچ سیاستمداری هوادار روسیه است که حضور او در قدرت میتواند نگرانی از عضویت اوکراین در ناتو را از بین ببرد.
حمایت 260 نماینده مجلس از مستند«شاخص»
وطنامروز: 2 روز پس از انتشار بیانیه 180 تن از نمایندگان مجلس در حمایت از برنامههای ویژه دهه فجر صدا و سیما و بویژه برنامه شاخص که با محوریت اندیشههای امام و سخنان ایشان درباره مسائل اصلی انقلاب اسلامی است، با افزایش تعداد امضاها، بیش از 260 تن از نمایندگان مجلس از عملکرد صدا و سیما و تولید برنامههایی پیرامون امامخمینی(ره) بویژه برنامه «شاخص» حمایت و از آن تشکر کردند. نمایندگان مجلس با بیان این فرمايش رهبر معظم انقلاب که «امروز مهمترین وظیفه، انتقال سالم مکتب سیاسی امام به نسلهای آینده است؛ اظهار ارادت بدون اعتماد به این مکتب سیاسی بیمفهوم است»، در بیانیه خود آوردهاند: از ابتدای انقلاب اسلامی قدرتهایی که منافع آنها به خطر افتاد، با عناصر ضد انقلاب داخلی و نفوذیهایی که از لحاظ اندیشه به بیگانگان غرب یا شرق وابسته بودند یک لحظه از کارشکنی، توطئه و معارضه علیه انقلاب خمینی دست برنداشتند اما رهبریهای مدبرانه و بینظیر امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی را با سرافرازی تمام و با حمایت مردم و الطاف خداوند از همه پیچ و خمها و فراز و نشیبها عبور داد. 260 نماینده مجلس همچنین اضافه کردهاند: امروز نیز فتنهگران با همان ماهیت، شیوهها و وابستگیها به مقابله با ارکان نظام جمهوری اسلامی برخاستهاند. امروز نیز بیش از هر زمان جامعه انقلابی ما به رهنمودهای حضرت امامخمینی(ره) و تعیین ملاک حق و باطل نیازمند است. این نمایندگان با تشکر ویژه از صدا و سیما برای تهیه برنامه شاخص، آوردهاند: «مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید به راه خویش مطمئن باشند که امامخمینی (ره) نه وابسته به بیت خاصی است و نه در حصار زمان و مکان خاصی قرار میگیرد و نه در انحصار حزب و گروهی خاص است. امامخمینی (ره) روح بیدار و زنده تاریخ در کالبد همه نسلها و امتهاست و کلام و راهش گشاینده همه بنبستها و افشاگر همه فتنههایی است که اصل نظام آرمانی و الهی امامخمینی(ره) را هدف قرار داده است».
بازشناسی انديشههاي امام خميني(ره) در آغاز دهه چهارم حيات جمهوری اسلامی ایران
جوهره انقلاب چیست؟
شاید این روزها فرصت نگاه دوباره به انقلاب بیشتر از هر زمان دیگری لازم باشد؛ انقلابی که در آستانه جشن 31 سالگیاش شاهد تهدیدهایی از جنس انقلاب مخملین و جنگ نرم است. این یعنی هنوز انقلاب زنده است و برای دشمنانش خطراتی در پی دارد که به آن چنگ و دندان نشان میدهند. اما انقلاب در این سالها از آسیب و صدمه هم بینصیب نمانده است. برای شرکت در جشن 31 سالگی انقلاب لازم است که دوباره نگاهی به جوهره، اصل و ریشههای آن بیندازیم، بدانیم که ارزشهای انقلاب کدام اصل و جوهر است و کدام ساقه و برگ. به عنوان سربا
تكتم نجفيمنش
«حقیقتاً باید اعتراف کنیم که امروز تحلیل و تفسیر انقلاب، کارى است که دشمنان انقلاب بیشتر از ما به آن پرداختهاند. قصد آنها از این تحلیل و تفسیر این است که پیام انقلاب را عوض کنند و حقیقتى را که به دست خود ملت اتفاق افتاده و در مرئا و منظر او است، غلط جلوه دهند». جای نگاه تحلیلگرانه به انقلاب خالی است این را رهبر انقلاب میگویند و این یعنی باید انقلاب را بازشناسی کنیم. شاید در بازشناسی انقلاب این نخستین گامی باشد که باید برداریم؛ شناسایی جوهره و اصل انقلاب. فاطمه رجبی، فعال و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که همه انقلابها و قیامهای مردمی جوهرهای از قیامهای انبیا تا قیامهای مادی دارند. او در ادامه میگوید: «هر انقلابی از انقلاب انبیا تا انقلابهای مادی مانند انقلاب اکتبر روسیه، انقلاب فرانسه -که به ناحق کبیر خوانده شد - و بعد انقلاب اسلامی ایران همه الزاما و اجبارا جوهرهای داشته است که خارج از آن پوسیدگی و انحلال آن انقلاب ایجاد میشود. انقلاب اسلامی هم دارای جوهره است و بدون آن نمیتواند متصور شود. انقلاب روسیه و فرانسه و قیام الجزایر -که نمیتوان آن را انقلاب نامید و قیام استقلالطلبانه مردم بود- همه بُعد مادی داشتند که ممکن است مورد قبول هم باشند، اما انقلاب اسلامی مبنا و جوهره معنوی داشت و آن اسلام خواهی بود». اما جوهره انقلاب اسلامی کدام است؟ سادهزیستی، عدالت طلبی، استکبارستیزی یا... کدام یک از این ویژگیهاست که انقلاب را از دیگران متمایز میکند؟ مهدی کوچکزاده، نماینده مجلس در این باره میگوید: «جوهره انقلاب، اسلام ناب محمدی(ص) است که حضرت امام خمینی (ره) در موارد متعددی به ویژگیهای آن اشاره کردهاند. یکی از آن ویژگیها این است که همیشه طرفداران اسلام از قدرت و مال بیبهره بودهاند و پابرهنگان روی زمین محسوب میشدند و نقطه مقابل آن دشمنان، مستکبران، قدرتمداران، زورمداران و مقدس مأبان بیهنرند. اسلام ناب جوهره انقلاب اسلامی است و تحقق آن جز در عرصه حاکمیت در جامعه اسلامی موثر نخواهد بود». شاید این پاسخ قدری کلی به نظر برسد و نیاز به تشریح و توضیح بیشتری داشته باشد. فاطمه رجبی در تبیین جوهره اسلامی انقلاب چنین میگوید:«در درون اسلام مسائل مبنایی وجود دارد که به عنوان اساس یا جوهره انقلاب اسلامی مطرح میشود. انقلاب اسلامی یعنی حکومت اسلامی که به نام جمهوری اسلامی پس از سرنگونی رژیم سلطنت استقرار یافت و توسط اين نظام حاکمیت اسلام استقرار مییابد. نخستین ویژگی این انقلاب که به ظهور میرسد، برداشته شدن اشرافیت از حاکمان است. کسانی که در انقلاب فعالیت داشتند، نمیتوانستند تصوری غیر از این داشته باشند که در انقلاب اسلامی حاکمان بايد مردمی، سادهزیست و مردمگرا باشند. این ویژگی منحصر بهفرد اسلام است». او در ادامه به یکی دیگر از ویژگیهای جوهری انقلاب اشاره میکند و میافزاید: «نخستین تصور مردم از انقلاب که پیوسته امام راحل بر آن تاکید میکردند، الگوگیری از رهبری امیرالمومنین در 4 سال حکومت شان بود. هرچند برای مردم ما متصور نیست و امام خمینی هم بارها متذکر میشدند که ما هرگز نمیتوانیم مدعی رهبری همانند امیرالمومنین باشیم، اما برداشتن یک گام به سوی حرکت و ساختاری که امیرالمومنین به عنوان الگوی اسلامی حکومت به جا گذاشتند متصور بود». رجبی دیگر ویژگی متمایز کننده انقلاب را مفهوم متفاوت قدرت در انقلاب میداند و میگوید: «نگاه حاکمان به قدرت به عنوان نگاه مسؤولیتپذیری، وظیفهگرایی و تکلیفگرایی است؛ این برخلاف رویه همه قدرتها و انقلابهای جهانی است. امام خودشان را خدمتگزار مردم میدانند و میگویند: «به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر». این شعار نیست معنا و مفهوم مهمی از جوهره انقلاب است و مسؤولان هم باید خدمتگزار مردم باشند و پاسخگوی خداوند و بعد از آن خلق. فاطمه رجبي استقلالطلبی و آزادیخواهی را از ویژگیهای جوهری انقلاب میداند، البته با تعریف اسلامی از این واژهها نه تعاریف غربی آن: «حتي انقلابهایی که در کشورهای استعماری هم رخ میدهد، مهمترین مسالهاش استقلالطلبی است بویژه که در اسلام بر این مساله تاکید شده است ؛ «لن یجعلالله للکافرین علی المسلمین سبیلا» فریضه و امر قرآنی است که بر استقلال ما تاکید میکند. آنچه به عنوان آزادی در انقلاب بر آن تاکید میشود، امام تاکید دائمی دارند که معنای آن آزادی غربی نیست، آزادی حقوق بشری نیست بلکه به معنای آزادی از همه بندهای غیرخدایی است و بندگی در درگاه خدا یعنی آزادی از استبداد حکومتی که خود نامشروع است؛ حکومتی که خود نامشروع است و گرنه حکومت اسلامی که مشروعیت دارد، بندها و قیوداتی که میگذارد عین آزادی و مشروعیت است. در جوهره انقلاب، رکن ماندگار ولایت فقیه است همان طور که امام میگویند، حاکمیت اسلام در ولایت فقیه متجلی میشود و همه مسائلی که مطرح شد در آن هست و فروع پیدا میکند. موارد دیگر زیرمجموعه این موارد است». اما کدام یک از این موارد بر دیگری مقدم است. کوچکزاده در این باره میگوید:«سادهزیستی، ظلمستیزی، استقلال و آزادیخواهی، دفاع از مظلوم و... همگی جزو اجزای تفکیکناپذیر اسلام ناب محمدی (ص) است که اگر یکی از آنها حذف شود مانند پازلی که یکی از قطعاتش گم شده است، ناقص میشود و مفهوم خود را در عمل از دست میدهد. طبیعتا این اجزا را نمیتوان از هم تفکیک کرد و گفت کدام یک از دیگری مهمتر است. شاید بتوان گفت در بخشهایی از جامعه سادهزیستی مهمتر است و در بخشهایی دیگر ظلمستیزی و... اما به عنوان نمونه یکی از اصلیترین عواملی که میتواند مسیر انقلاب را دچار خدشه و خلأ کند عدم سادهزیستی مسؤولان نظام است. این عدم در بین علما و امرا مانند یک سم مهلک عمل میکند اما در بین کسانی که عوام هستند و در جامعه مسؤولیتی ندارند به این شدت تاثیرگذار نخواهد بود».
با عینک امام
وحید جلیلی، روزنامهنگار و فعال فرهنگی جوهره انقلاب را با توجه به پیام امام(ره) در ماههای پایانی عمرشریفشان اینگونه تشریح میکند:«لازم نیست دیگران در این زمینه نظریهپردازی کنند، بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب اسلامی با صریحترین تعابیر این جوهره انقلاب را بیان کردهاند؛ امام در پيام 27دیماه 1367 خطاب به رئیس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی را از نگاه خودشان تبیین کردهاند. در نگاه ایشان ذات انقلاب اسلامی، اسلام ناب است و ایشان مهمترین اتفاقی که در انقلاب افتاده را نبرد اسلام ناب و اسلام آمریکایی میدانند. از منظر حضرت امام اسلام آمریکایی شقوق مختلفی دارد؛ اسلام سلطنتی، اسلام التقاطی، اسلام سرمایهداری که تکتک اینها را نام میبرند و میگوید من همه اینها را اسلام آمریکایی میدانم. در همان پیام، امام ویژگیهای اسلام ناب را تشریح میکنند؛ حرکت و آرمانجویی دینی و عدالتخواهی. عدالتخواهی در نفی تحجر و ظلم بروز و ظهور میکند و تحجر به معنای فروکاستن از دین در احکام عبادی و اخلاقی و فردی و نفی ابعاد اجتماعی و جهانی دین و نفی جهاد و حرکتهای اجتماعی براساس دین است. امام راحل میفرمایند: «انقلاب در ذات خود با تحجر چالش میکند و چالش انقلاب با تحجر آغاز میشود که به نوعی ظلم به دین است. مردم ما در انقلاب علیه تحجر و واپسگرایی و ظلم و بیداد قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی (ص) را جایگزین اسلام سرمایهداری، اسلام التقاطی، اسلام سلطنتی و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند. این دو جمله یعنی نفی تحجر و نفی ظلم جوهره انقلاب را از نظر امام نشان میدهد».
گویی ولی شناسان...
امام خمینی در جایجای فرمایشاتشان به تشریح جوهره و ماهیت اصیل انقلاب پرداختهاند اما جایگاه ولایت فقیه در جوهره انقلاب چیست؟ آنچه در سالهای اخیر دیدهایم، نشان داده است که انقلاب به برکت حضور ولی فقیه است که به قول امام دچار دیکتاتوری نمیشود. دیدهایم که انقلاب، دیدهبانی به نام ولایت فقیه دارد اما جایگاه این دیدهبان در جوهره انقلاب اسلامی کجاست؟ کوچکزاده در پاسخ به این سوال که جایگاه ولایت فقیه در حفظ جوهره انقلاب چیست، میگوید:« اسلام دژ کشور ایران است. در حقیقت قلعهای است که کشور و انقلاب ما را از گزندها محفوظ میدارد. طبیعتا این دژ به یک دژبان نیاز دارد. ولایت فقیه دژبان کشور ماست. ولایت فقیه به مصداق جمله معروف امام رضا(ع) است که فرمودند: «و انا من شروطها» است، یعنی ولایت از شروط محفوظ ماندن از همه آفات و تبعات دشمنان است. روح قانون اساسی و روح انقلاب ما ولایت فقیه است. میتوان گفت، اساسیترین تفاوت نظام و قانون اساسی ما با نظامهای دیگر در همین گنجانده شدن حق الهی در قانون اساسی ماست». برای تشریح بیشتر جایگاه ولایت در انقلاب، این پرسش را از یکی از فعالان فرهنگی نیز میپرسیم.جلیلی در پاسخ به ما چنین میگوید: ولایت در مفهوم قرآنی حافظ جامعیت دین است. در آیه ولایت قرآن کریم میفرماید همانا ولی شما خدا و رسولش و کسانی که ایمان آوردند همان کسانی که نماز را اقامه میدارند و زکات میدهند، در حالی که در حال رکوع هستند. این آیه اشاره به صحنهای دارد که امیرالمومنین(ع) در رکوع نماز انگشتریشان را به فرد محتاجی دادند. آنجا آیه ولایت نازل شد. خداوند این قرائت از دین را لایق حکومت در جامعه میداند، چرا که او معنویت، دین و عبادت را بهانهای برای گریز از مسؤولیت اجتماعی نمیکند. این قرائت از دین باید بر جامعه حاکم باشد وگرنه دینی که تنها به مناسک بپردازد و تنها در احکام فردی و اخلاقی محصور شود و به ابعاد اجتماعی و مسائل اجتماعی دین توجهی نکند، دین سکولار است و نمیتواند حکومت را به دست بگیرد. او با تبیین ویژگی ولی در قرآن ادامه میدهد: «مهمترین وظیفه ولایت حفظ جایگاه دین است، یعنی معنویت را در کنار عدالت حفظ کند و عدالت را در کنار معنویت. اگر دین در نرم افزار خود و در مقام تبیین و نظر از هم گسیخته شود و بعضی از اعضایش از برخی دیگر بزرگتر جلوه داده شوند، جامعه از دین واقعی محروم شده است. کار امامان معصوم و جانشینان آنها که ولی فقیه هستند این است که جامعیت دین را حفظ کنند؛ هم معنویت را حفظ کنند هم عدالت را، هم حماسه را هم عرفان را، اینها را کنار هم ببینند و براساس دین اینها را تبیین کنند».
تصادف در جاده انقلاب ممکن یا محال؟
گروهی معتقدند که انقلاب در جاده جامعه مهدوی از همه آسیبها مصون بوده و اساس آن که همان جوهره اسلامی است توسط خداوند از همه گزندها مصون و محفوظ ميماند و به همین دلیل در برخی عرصههای دفاع از انقلاب یا به بهانه بیمه بودن انقلاب حاضر نمیشوند اما گروهی دیگر 180 درجه متفاوت فکر میکنند و معتقدند که زنده و پویا بودن انقلاب تنها یک تصور است و این انقلاب دیگر آن انقلاب نیست. کوچکزاده در ادامه به مهمترین موردی که میتواند جوهره انقلاب را تهدید کند اشاره میکند: «دنیاگرایی و دوری از سادهزیستی علما و امرا یعنی همان مسؤولان حکومتی و متولیان امر معنوی مردم یکی از آفتهای تهدید کننده است. اگر آنها به خود مشغول شوند و از ساده زیستی دوری بجویند و مشکلات مردم و جامعه را به دست فراموشی بسپارند، تهدید بزرگی برای دستیابی انقلاب و اهداف تعریف شده محسوب میشود. این نکته و صدمهای است که از درون میتواند متوجه انقلاب شود. در حقیقت غفلت کسانی که شانههایشان زیر علم انقلاب بوده اما امروز چرب و شیرین دنیا آنها را از وظیفه خود غافل کرده است که همین امر موجب آسیب واردن کردن از درون به اهداف انقلاب میشود. مردم پیرو رهبرانشان هستند. علما و امرا بیشترین و حیاتیترین نقش را هم در حفظ و هم در آسیب رساندن به انقلاب میتوانند با تاثیری که روی عوام دارند ایفا کنند». مهدی کوچکزاده معتقد است:« به جوهره انقلاب تا امروز هیچ آسیبی وارد نشده است چراکه ذات انقلاب اسلامی آسیب ناپذیر است اما عوامل و پارامترهایی موجب کندی حرکت انقلاب در رسیدن به اهدافش میشود، از جمله آنها میتوان به تبلیغات سوء و عملکردی به نام جنگ نرم و تهاجم فرهنگی اشاره کرد. برجستهترین نکته در عرصه جنگ نرم تلاشی است که در جهت جدایی دین از سیاست صورت میگیرد. یادمان باشد کنار زدن حاکمیت اصول دینی از عرصه حکومت بزرگترین خطری است که انقلاب را در رسیدن به اهدافش با کندی مواجه میکند». فاطمه رجبی به نکته کوتاه و جالبی اشاره میکند: «انقلاب آسیب دید اما نه آنچنانکه خطرآفرینان برای او نقشه کشیده بودند. مردم به صاحبان قدرت بدبین شدند و هویت شان را از مردم و نظام گرفتند و به آنها خیانت کردند». اما وحید جلیلی، نظری متفاوت دارد: «همه انقلابها و حقها در معرض آسیب هستند. انقلاب ما هم حتما در معرض آسیب بوده است و مطمئنا آسیبهایی از درون بر آن وارد شده است اما این آسیبها غیرقابل جبران بوده است؟ نه. وقتی بعد از 31 سال به انقلاب اسلامی نگاه دوبارهای میکنید، میبینید جوهره اسلام ناب انقلاب حفظ شده است که به وضوح دیده میشود، چنانچه در این چند ماهه اخیر دوباره جنگ میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی درمیگیرد. به میدان آمدن اسلام آمریکایی در وجوه مختلف سلطنتی و سرمایهداری در مقابل اسلام ناب نشان دهنده این است که اسلام ناب هنوز زنده و جریانساز بوده و از ذات خود جدا نشده است. او چالشهای موجود را نشانی از زنده بودن انقلاب اسلامی میداند و میافزاید: «اگر جوهره انقلاب اسلامی آسیبهای اساسی دیده بود، نیازی نبود که سردمداران اسلام آمریکایی با این شدت و حدت در میدان حضور پیدا کنند و تلاش کنند، پس اینها با موجودیت پرجوشش و زنده و فعال و پویایی مواجه هستند که از جانب آن خود را در تهدید میبینند. 31 سال بعد از انقلاب هنوز این موجودیت چنان قوی است که آنها را تهدید میکند، به شکلی که تمامقد به میدان میآیند». این فعال فرهنگی تصریح میکند: «آسیبهایی که انقلاب درمعرض آن است بیشتر آسیبهای درونی است. سابقه نهضت و انقلاب نشان میدهد که تهدیدهای خارجی چندان اثری بر جوهره انقلاب ندارند. مهمترین آسیبی که ممکن است حرکت نظام را کُند کند، استحاله درونی از سوی کسانی است که دورهای با انقلاب بودهاند».
آسیب یا پوسیدگی از درون
آیا مواجهه با این آسیبها دلیلی بر این است که انقلاب از درون پوسیده است یا این ریزش آسیبی را متوجه انقلاب نکرده است؟
فاطمه رجبی در اینباره میگوید: «ما به پوسیدگی دچار نشدهایم. برخی صاحبان قدرت هستند که از قدرت به عنوان مسؤولیت سوءاستفاده کردند که الان هم به دلیل کنار گذاشته شدن ناراحتند و تهدیدآفرین شدهاند. نمیشود گفت، انقلاب و نظام از حرکت اینها آسیب ندیده است. مردم مدافع انقلاب مقابل تهدیدات خارجی مقاومت خوبی میکنند و بیدارند و آگاه اما تصور اینکه از درون هم آسیب ببینند، از پشت خنجر خوردن است».
جلیلی در اینباره میگوید: «بالاخره در هر انقلابی گروهی از درون میپوسند اما انقلاب نپوسیده، عدهای از انقلابیهای سابق پوسیدهاند. انقلاب نشان داده که قدرت پوستاندازی هم دارد. زمانی که به ریزشها و رویشهای انقلاب نگاه میکنید، میبینید که رویشها به مراتب بیشتر از ریزشهاست و این شوق را ایجاد میکند که انقلاب در مسیر خود با شتاب بیشتری پیش میرود».
خواص همیشگی یا پاره وقت؟
برخی ریزشهای انقلاب شامل خواص میشود، این عوام و خواص و ریزشهایشان بر جوهره انقلاب چه تاثیری داشتهاند؟
رجبی، مردم را استوارتر از خواص صاحب قدرت در صحنههای دشوار انقلاب میداند و میگوید: «در عمر 30 ساله تودههای مردم همیشه همراه انقلاب بودهاند. در مشکلات و دشواریهای سیاسی و نظامی آنها هیچگاه کوتاه نیامدند. به عنوان یک فعال سیاسی نمیتوانم بگویم که مردم به عنوان تودههای نظام و عوام ضربه زننده باشند بلکه آنها همیشه حمایتکننده و تقویتکننده نظام بودهاند. اما خواص به تناوب ضربه زدند و آفتزا بودند. اردوکشی خواص صاحب قدرت در انتخابات دهم اردوکشی علنی برای کودتای براندازانه بود».
جلیلی، خاص یا عام بودن را امری پایدار نمیداند و میگوید: «عوام و خواص تعبیر مطلق و ثابت نیست که بگوییم گروهی عوام به دنیا میآیند و تا پایان عمر عوامند و گروهی خواص هستند و تا پایان عمر خواص هستند. خواص منزل به منزل مشخص میشوند. کسانی که به دلیل فضیلتشان در جامعه منزلتی پیدا میکنند این فضیلت ممکن است علم، فداکاری یا تجربه باشد. باید توجه کنیم که خواص اهل حق فضیلتهایی داشتند که به علت آن فضیلتها در مقاطعی در چشم جامعه به منزلتهایی دست پیدا کردند. اما تاریخ که متوقف نشده است، در منازل بعدی، در امتحانهای بعدی مشخص میشود اینها کماکان باقی ماندهاند و آن منزلت در اختیار آنها باقی میماند یا نه. در همان دورهای که این خواص جایگاهی پیدا کردهاند عدهای ریزش پیدا کردند. به تاریخ انقلاب نگاه کنید. مهندس موسوی را که کسی در کشور نمیشناخته است. ایشان هر چه دارد از انقلاب دارد. او یک توگوشی هم برای انقلاب نخورده است. در مقطعی به دلیل برخی قابلیتها، ظرفیتها و تلاشهایی جزو خواص شده است و در همان دوره کسانی ریزش کردهاند. مثل مهندس بازرگان که صدها برابر آقای موسوی سابقه مبارزات فکری و مبارزات سیاسی داشته است. در فتنه بعدی آقای منتظری ریزش کرد. فتنهها غربال سنتهای الهی هستند. خواص وارد فتنهها که میشوند مشخص میشود که خواص باقی میمانند یا از آن منزلت فرومیافتند».
درخت انقلاب در هر بهار رویشهایی دارد و در هر خزان فتنه ریزشهایی اما اصل همان است که امام بنا کرد. همان درخت چهارفصلی که ریشهاش درکشور ما و شاخههایش در همه جهان میوه میدهد و همین است که آن مرد سوری میگوید میخواهم شیعه خمینی باشم.
سرگیجه دشمن از 22 بهمن
بهمن کاظمی
همه چیز از یک حضور حماسی خبر میدهد. در واقع همه چیز برای یک راهپیمایی خیرهکننده فراهم است و از همه مهمتر انگیزهای است که «ملت» را به حضوری متفاوتتر از همیشه ترغیب میکند. فتنه پس از انتخابات پس از اهانت فتنهگران به اباعبدالله الحسین(ع)، در سراشیبی سقوط افتاده و 9 دی نشان داد که ادامه فتنهگریها دیگر برای مردم تحملپذیر نیست و تنها این نظام است که مانع بر خوردملت با عوامل فتنه شده است. لجاجت حماقتآمیز با مردم اما باعث شد، آشوبگران بیدین لقب «مردان خداجو» بگیرند تا «دروغگوی بزرگ» نسبت خود با عاشورا را نیز مشخص کرده باشد. در این شرایط ملت درصدد فیصله بخشیدن به فتنه است، آن هم با حضوری بیسابقه در تمام تاریخ انقلاب. بنابراین «ملت» امسال 22 بهمن را به دیده فرصتی مناسب برای ریشهکن کردن «فتنه» مینگرد و این مهم را با حضور خود محقق میسازد. و اما فتنهگران؛ بهترین عبارت برای توصیف شرایط کنونی سران فتنه «سرگیجه» است. آنان در وهله نخست با 2 گزینه مواجهند:
1- تدارک جمعیتی ولو اندک برای ابراز تمایز با سایر تظاهرکنندگان 22 بهمن، نخستین گزینه است. در واقع آنان به دنبال این موضوع هستند تا از این طریق از اعلام رسمی مرگ فتنه پس از انتخابات جلوگیری کنند و همچنان چشم امید به لابیستهای خود در درون حاکمیت داشته باشند! این گزینه بدون شک پایان دلخراشی برای فتنهگران خواهد داشت. از یک سو، آنان شاهد ریزش شدید هواداران خود هستند و اندک آشوبگران باقیمانده نیز رفتاری همانند آشوبآفرینیهای گذشته انجام میدهند. بنابراین مدیریتی بر این طیف آشوبگر وجود ندارد. و اما از سوی دیگر بدون تردید این اقدام یعنی آشوبگری دیگر -هرچند در مقیاسی کوچک- خشم ویرانکننده «ملت» حاضر در راهپیمايي را به دنبال دارد.
این مردم همان مردمی هستند که شعارهایشان در 9 دی مشخص بود. شعارهایی که حتی صدا و سیما نیز از انعکاس آن معذور بود. آنان که در اجتماع 9 دی حضور داشتند به خوبی از غلظت این شعارها آگاهند. تنها عاملی که مانع از اعمال خشم مردمی شد، تمکین آنان به نظام و بازوهای قانونی نظام است. در واقع نظام با اطمینانبخشی به مردم حاضر در بزرگترین راهپیمایی تاریخ جمهوری اسلامی، توانست خشم آنان را کنترل کند. سران فتنه آیا این موضوع را درک کردهاند؟ قطعاً؛ به همین واسطه میتوان گفت آنان بهخوبی از هزینه ویرانکننده یک «آشوب دیگر» باخبرند. میتوان متصور بود، اگر راهپیمایان 22 بهمن امسال شاهد آشوبگری هتاکان عاشورا باشند، چه واکنشی نشان ميدهند. از سوی دیگر این بار نظام در برابر خشم مردمی، سیاست 9 دی را آیا میتواند تداوم بخشد؟ در چنین شرایطی یا مردم تومار فتنه را درهم میپیچند یا اینکه نظام بهخاطر فشار اکثریت قریب به اتفاق مردم، برخورد قاطع با سران فتنه را آغاز خواهد کرد. بنابراین مشاهده یک آشوب دیگر، به معنای برخورد بسیار سریع با پشتوانه حمایت حداکثری مردمی است. به نظر میرسد فتنهگران با پیگیری این گزینه مشکل دارند. به گونهای که شنیده شد، در جلسات اخیر سران جریان دوم خرداد، مخالفتهای جدی با این گزینه به مدعیان تقلب اعلام شده است. اگرچه در مقابل این مخالفتها، رفتار نفاقگونه هفتههای اخیر جواب داده و گفته شد، سران فتنه، هزینه این اقدامات را تقبل نمیکنند ولی دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که عدم اعلام برائت سران فتنه از آشوبگریهای پس از انتخابات بویژه روز عاشورا و فحاشیهای آنها به آموزههای دینی و مصادیق انقلابی، نشاندهنده رضایت آنها از این اقدام و بلکه بهرهبرداریهای سیاسی و مطالبه چانهزنیها از سوی سران فتنه است. بنابر این در این شرایط نیز طبیعی است که مردم به محض مشاهده یک آشوب دیگر- البته در صورت وقوع- نیازی به تحلیل دوباره این نفاق و دروغ نمیبینند و آن کاری را میکنند که 9 دی خواستار آن بودند. تصور کنید اگر در 9 دی جماعتی به حمایت از فتنهگران اعلام موجودیت میکرد، چه سرنوشتی در انتظار آنها بود و مردم آیا اساسا دیگر با آنها «دیالوگ» میکردند؟
2- گزینه دیگری که پیشروی فتنهگران است، تلاش برای القای دروغ مشارکت آنها در راهپیمایی 22 بهمن است. بهگونهای که اگر رخدادی در
22 بهمن در حمایت از آنها شکل نگرفت، آنها مدعی مشارکت شوند و فریاد «انا شریک» سر دهند. در این حالت نیز آنها محکوم به «باخت» از مردم هستند چرا که ملت اینک به 22 بهمن به عنوان «ثبت» ریشهکن کردن فتنه مینگرد یعنی در واقع ملت با حضور در راهپیمایی 22 بهمن دیگر بار با انقلاب و جمهوری اسلامی بیعت کرده تا مخالفان جمهوری اسلامی به کنج خود خزیده و روشی دیگر بپیمایند. در 22 بهمن دیگر نمیشود و نمیتوان شعاری در تقابل با جمهوری اسلامی و آرمانهایش سر داد. 22 بهمن امسال، شعار قاطع مرگ بر آمریکا و استکبار است و این شعار «وحدت»آفرین که مورد پذیرش قاطبه ملت ایران است، قطعا هر فرد یا گروهی را که نیت تقابل داشته باشد، نابود خواهد کرد.
آیت الله العظمي صافی گلپایگانی:
22 بهمن روز اعلام وفاداری به آرمانهای انقلاب است
رسا: حضرت آیت الله العظمي صافی گلپایگانی با انتشار پیامی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، این روز تاریخی را زمان اعلام وفاداری به اسلام و آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی دانست. این مرجع تقلید با انتشار پیامی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیان داشت: روز 22 بهمن به ملت بزرگ ایران تعلق دارد. همه باید در این روز اعلام وجود، اعلام وفاداری به اسلام و به آرمانهای مقدس انقلاب بنمایند و با وحدت و یکپارچگی، دشمنان را نا امید کنند. در این روز همه باید چون سیل خروشان به هم بپیوندند و این روز را گرامی بدارند. همگان از هر آنچه موجب اختلاف و تفرقه و تشتت است، اجتناب کنند و در کمال وقار و صمیمت و مهربانی همه مردم و احزاب و گروههای سیاسی در این اعلام حضور شرکت فعال داشته باشند؛ بر خود مسلط باشند، از کلمات و شعارهایی که تفرقهانگیز و وهن و بیاحترامی به یکدیگر است جداً خودداری کنند و در این روز تاریخی عزت و اقتدار و همبستگی مردمی را به جهانیان نشان دهند.
انقلاب ارث هزار فاميل نيست!
حسين قدياني:«چهارشنبه اتوبوسی که ما را در 9 دی، آورد راهپیمایی»، رانندهاش، آب و روغن ماشین را چک کرده.باد لاستیکش یک مقدار کم بود که درست شد.چرخها درست حول محور ولایت تنظیم شدهاند. از 9 دی تا امروز بیشتر از 40 روز میگذرد. من دلم برای ساندیس نظام تنگ شده.آخ جون! بازهم تظاهرات حکومتی. باز هم ساندیس نظام جمهوری اسلامی. من باز میخواهم 22 بهمن، روزه بگیرم و نی ساندیسم را فروکنم در چشم اوباما. عجبا که من نیام را در چشم سران کفر و نفاق فرومیکنم و خواص دوپهلو، «سینه پهلو» میکنند.تیر قلم من قلب متقلبان عالم را نشانه گرفته، شما چرا دردتان گرفته؟! من خطاب به محاربین نوشتم: «غلط کردید بیشمارید؛ شما فقط زبانتان دراز است.روی سخنم با آشوبگران عاشوراست.غلط کردهاید شهید دادهاید... ما روزه خوردن شما را در روز قدس دیدیم ولی نماز خواندنتان را در روز عاشورا ندیدیم...» و به این حضرات برخورده است! من به سران فتنه تاختم؛ متحیرم که چرا «آفتاب» آقای جسمانی، از حرارت قلم من سوخته است؟ من مگر روی سخنم با «آتی» آقای نقرهای، «شفاف» و «فردا»ی آقای ولایت مترو، «آینده» آقای دوپهلو و «تابناک» آقای فرمانده بود که به همه شما گران آمده است؟ من خطاب به فتنهگران تاختم، شما چرا خودتان را باختهاید؟غلط کردید که نوشتهاید من به امام، توهین کردهام. توهین را شما به امام کردهاید با سکوتتان.
کجا بودی شیخ دیپلمات، وقتی تصویر امام را پاره کردند؟ آقایان! رگ گردن سایتهایتان فقط برای من و بسیجیان نسل من، کلفت است؟ اگر زورتان زیادی کرده، آن را در راه انقلاب اسلامی خرج کنید. من بازهم میگویم که: «خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را كه نگه نداشتی، از نهضت خمینی محافظت بفرما». این توهین من است از نظر این حضرات به امام. جام زهر دادن به امام توهین نیست؟ آتش زدن تمثال امام توهین نیست؟ بیبصیرتی خواص توهین نیست؟ مالهکشی روی فتنه سران فتنه توهین نیست؟ تنها گذاشتن ولایت فقیه توهین نیست؟ نه! به مردم نشانی غلط ندهید. مردم، دیگر از شما، نشانی کوچههای شهیدداده را نمیپرسند. با نشانی شما، ما بازهم سر از بنبست قطعنامه درمیآوریم. «خمینی» ناموس من است. پای هزینهای که برایش دادهام ایستادهام. نمیگذشتم از پدرم، اگر جانش را جز در راه ولایتفقیه هزینه میکرد و پدرم نیز از من نخواهد گذشت، اگر وصیتنامهاش را نکته به نکته و مو به مو عمل نکنم.
بابای شهیدم!
برخیز و ببین که «حرکت در خط حزبالله» را جرم تلقی کردهاند. ای شهدا! 22 بهمن، ما میآییم تا شما را ببینیم. سران فتنه، خواص بیبصیرت، شکمگندههای بیتفاوت، اگر مردند بگویند از کدام مسیر به راهپیمایی میآیند. ای کسانی که ادعا میکنید ما از انقلاب، بد دفاع میکنیم، خوب دفاع کردن از امام را به ما یاد بدهید. خوب دفاع کردن از ولایت، تعارف جام زهر نیست. رفتن در لاک سکوت نیست. تکرار حکمیت نیست. وحدت، حول محور نامههای سرگشاده نیست. یک دست، زلف یار و یک دست باده اغیار نیست. من بازهم میگویم که 22 بهمن، ناموس ماست؛ این بهترین دفاع از انقلاب است. 22 بهمن، عاشورای انقلاب ماست. همه روزها در تقویم ما 22 بهمن است. ما جز خیابان آزادی، زمینی نمیشناسیم. ما بنایمان بر وحدت است، نه حکمیت.ما بیشماریم؛ یاران خامنهای بیشمارند که در آخرین رفراندم 40 میلیون رای به پایش ریختند. آری، همچنانکه قبلا نیز نوشته بودم یک تار موی آن 13 میلیون هموطنم را که به تکلیف خود عمل کردند، با کل مملکت آمریکا، با آشوبگران عاشورا، با سران فتنه و صد البته با این خواص بیبصیرت عوض نمیکنم.
***
«چهارشنبه اتوبوسی که ما را در 9 دی، آورد راهپیمایی» 22 بهمن هم آماده خدمترسانی است و برای همه ملت با هر سلیقه و عقیدهای جا دارد. این اتوبوس مقدس، «BRT» نیست که هر ایستگاهی که شهرداری دلش خواست نگه دارد. این اتوبوس اصلا توقف ندارد و مقصدش ایستگاه «بینالحرمین» است. تا کربلا، نگو چند کیلومتر مانده، بگو چقدر باید خون داد و چقدر باید خون دل خورد. این اتوبوس مقدس، تندرو نیست. کندرو هم نیست اما شاعر اشتباه کرده. رهرو آن نیست که آهسته و پیوسته رود، رهرو آنست که اگر انتقاد مرا از شهرداری برنمیتابد، شبیخون به انقلاب خمینی را هم بیجواب نگذارد. 22 بهمن روز پیروزی ماست. ما به شکست دشمن در این روز عادت کردهایم. ما ملت، راهپیماییمان حکومتی است؛ دولتی نیست و به شهرداری و مجلس و دستگاه قضا هم ارتباطی ندارد. ما راهپیماییمان حکومتی است اما حتی به امر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی هم به خیابانها نمیآییم. ما هنوز گوش به فرمان پیر جمارانیم. ما در 22 بهمن با آرمانهای امام و رهبری تجدید بیعت میکنیم نه با بدعتگذاران در صحیفه نور. «چنانکه از منابع موثق شنیدهام»، شما غلط کردید که انقلاب ارث پدریتان است. غلط کردید که انقلاب را در خاندان هزار فامیل خلاصه کردهاید. انقلاب ارث پدری خانواده هزار شهید است. انقلاب ارث خانواده «شهیدان افراسیابی» است. امام،ارث پدری «سمیه فرزند شهید» است که مردان خداجوی شما خاندان هزار فامیل در روز عاشورا چادر از سر مادرش کشیدند. انقلاب ارث این ملت است که شما در برابر رأیش تمکین نکردید. انقلاب ارث مولای ماست که پای رای مردم ایستاد و به شکرانه همین «ایستادگی»، «ای کارگر، برزگر، رنجبر/ ما با هم متحد میشویم تا برکنیم ریشه استبداد/ درود، درود، درود؛ درود بر خمینی». منبع موثق من وصیتنامه شهداست. منبع موثق من جماران است نه نیاوران. منبع موثق من گلوی خشکیده شهید رمضانی است که در «کانال کمیل» با لب تشنه به شهادت رسید و آخرین پیامش این بود: «به امام بگویید مردانه ایستادیم». شما غلط کردید که همت و باکری را بسیجی واقعی میدانید؛ شما رنگ پاشیدید به تصویر سردارخیبر. ننگ بر شما که مثل آفتابپرست، رنگ به رنگ میشوید اما پدرم همیشه میگفت: «خنجر آب دیده را زنگ عوض نمیکند/ چهره انقلاب را جنگ عوض نمیکند/ بگوی با منافقین، به کوری دو چشم تان/ پیرو خط رهبری رنگ عوض نمیکند».
***
«چهارشنبه اتوبوسی که ما را در 9 دی آورد راهپیمایی» در خط «تهران – کربلا» کار میکند، نه در خط و خطوط سیاسی. در خط مقدم جنگ نرم است نه در کار خیرمقدم به مسافران کوفه. وعده ما 22 بهمن در خیابان آزادی است؛ «الوعده وفا»، ما که از شما جز بیوفایی چیزی ندیدیم. ما تعصب شما را روی سایتهای برفروبی و سایتهای مجازی و خدمات شهری دیدیم؛ قبول! حالا غیرتتان را به رخ ضدانقلاب بکشید. ناسزایتان را نثار ما کردید؛ قبول! حالا وقت روشن کردن تکلیفتان با دشمن است. ثابت کنید انقلاب اسلامی را از تونل توحید بیشتر دوست دارید؛ «الوعده وفا». ثابت کنید اقلیم ولایت را از گلیم سولانا بیشتر دوست دارید. میخواهم ببینم آیا شما برای دفاع از مدیریت شهری و پاسداری
از اَدا و اَطوار دیپلماتيك هم دوپهلو موضع میگیرید؟ انقلاب اسلامی را اگر اندازه تونل توحید دوست داشته باشید، هیچ وقت دست نااهلان و نامحرمان نمیافتد. همان اندازه که «مترو» را دودستی چسبیدید، هوای انقلاب را هم داشته باشید از سر ما زیاد است. فرق ما با شما این است؛ شما میخواهید مترو دست دولت نیفتد، ما میخواهیم انقلاب دست نااهلان و نامحرمان نیفتد. شما روی شهرداری حساسید، ما روی ولایتمداری. نه! ما با بادکنک به خیابان آزادی نمیآییم. ما در 22 بهمن با پیکنیک نمیآییم. نمیآییم آفتاب بگیریم یا اگر برف آمد، آدمبرفی درست کنیم. 22 بهمن، عاشورای انقلاب اسلامی است و با سیزده به در فرق دارد. من حرف هایم را زدم. من آنچه شرط بلاغ است به شما گفتم؛ تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال.آی آقایانی که مدعی هستید من از ولایت بد دفاع میکنم، کدامتان بیبصیرتی کرد که رهبری گفت: «اَینَ عمار»؟! ای آقایانی که مدعی هستید من از ولایت بد دفاع میکنم اما من اعتراف میکنم که شما از شهرداری، خوب دفاع میکنید. فقط یک توصیه؛ آنقدر در راه دفاع از مدیریت شهری غرق نشوید که دیگر برای دفاع از انقلاب، نایی نداشته باشید.
***
«چهارشنبه اتوبوسی که ما را در 9 دی آورد راهپیمایی»، فردا هم خواهد آمد.آمریکا و اسرائیل بازهم حریف راهپیمایی حکومتی ما نخواهند شد. استکبار بازهم از ساندیس مقدس نظام ما رودست خواهد خورد. من انتقام حلقوم علیاصغر را خواهم گرفت؛ روزه میگیرم و نی این ساندیس را فرومیکنم در چشم دشمن. نوشتم؛ «چشم دشمن»، دوباره پس فردا شما چشم درد نگیرید!!
عدالتخواهی و انقلاب اسلامی
مسعود ده نمکی
جوهره انقلاب عدالتخواهی است و عدالتخواهی اصلی است که سایر امور ذیل آن مطرح میشود. جامعهای که عدالتمند باشد، در آن آزادی، توسعه، امنیت و آزادی بیان خواهد بود چرا که همه چیز در پرتوي عدالت ایجاد میشود.برنامه شنبه شب «دیروز امروز، فردا» برخلاف واکنش سردی که برخی رسانهها نسبت به بازتابهای این بحث نشان دادند و اتفاقات آن برنامه با بایکوت خبری مواجه شد، بزنگاه اختلافنظر بر سر بازتعریف مبانی انقلاب بود. همه جنگو جدلهای سیاسی و مشاجراتی که در سالهای اخیر و بویژه امسال به وجود آمده، ریشه در تناقضها و برداشتهای متفاوت از این تعاریف دارد و مرزبندیها هم همینجا مشخص میشود.گاهی این بازتعریف توسط کسانی صورت میگیرد که بر مسند تصمیمگیریها نشستهاند و به نوعی واژهها را سلب معنا میکنند و با یک اشتراک لفظی به اسم فرهنگ انقلاب، توسعه و... آنها را به خورد جامعه میدهند و حتی آن را قانونمند میکنند.هرچند بعد از دفاع مقدس این تناقضها بیشتر نشان داده شد ولی بحث شنبه شب مسبوق به سابقه است؛ تا آنجا که برخی پیش از این حتی حضرت امام را به گونهای متهم به تفکرات سوسیالیستی در اقتصاد میکردند. بحث فقر و غنا، اسلام آمریکایی، اسلام مرفهین بیدرد و نوع تعاریفی که حضرت امام درباره شرافت طبقه فقیر و هممسلک بودن مسؤولان حکومت اسلامی با فقرا داشتند، همه نکاتی بود که به نوعی به مرزبندی جریان سرمایهسالاری کاپیتالیستی از نوع مذهبی در برابر اسلام ناب محمدی(ص)، منجر شد. البته چون این تقسیمبندی در بین خواص مبنای تئوریک نداشت در سالهای گذشته برداشتهای جریان چپ و راست با جابهجایی مهرهها تغییر میکرد و میبینید افرادی در منتها الیه چپ و
منتها الیه راست، در مقاطع مختلف زمانی، تغییر پوزیشن دادند. فکر میکنم بحث رهبر معظم انقلاب در زمینه اتاق فکر و تولید اندیشه به همین مسائل بازمیگردد. به عنوان مثال اگر همین تعارض میان جمهوریت و اسلامیت و تشریح اینکه جمهوری اسلامی نه لیبرالیسم و دموکراسی غربی است و نه نوع اسلام طالبانی، نیاز دارد در حوزه اندیشه تئوریزه شود، بسیاری پرسشها پاسخ مییابد. فکر میکنم همین رویکرد در زمینه عدالت و انقلاب اسلامی هم رقم میخورد. بعضی به علت کمبود سواد، نوع نگرش جریان مکتب سوسیالیسم و طبقه فرودست و بورژوا را معادل عدالت اسلامی میدانند که نوع نگاه اسلام با آنها متفاوت است و متاسفانه اینها با خلط مبحث و شانه خالی کردن از بار مسؤولیت رفتارشان در این سالها، اینگونه نگرش اسلام که عدالت را پایه و محور حکومت میداند، زیر سوال میبرند.حضرت امیر(ع) در تعریفی که اسلام از وظیفه حکومت نسبت به مردم دارد، میفرمایند: حکومت وظیفه عمران بلاد، اصلاح نفوس که همان تربیت و حفظ ثغور که امنیت و آزادی است را برعهده دارد که هر 3 این موارد توسعه متوازن را به دنبال دارد. اما متاسفانه جناحهای سیاسی ما هر کدام در دوره حاکمیت اولویتشان؛ یا توسعه سیاسی است یا بحث فرهنگ یا بحث آزادی.
آنچه اسلام از آن به عنوان وظیفه همهجانبه حکومت یاد میکند و شاید در دنیا از آن با عنوان توسعه متوازن یاد شود، این است که هر 3 ضلع این مثلث متوازن پیش برود. پایه این تابلوی حکومت فرمايش حضرت امیر مؤمنان(ع) است که فرمودند: «حکومت برای من از لنگه کفش پارهای بیارزشتر است؛ مگر اینکه حق مظلومی را از ظالم بگیرم» و این یعنی عدالت.
اما سادهزیستی ویژه رهبران است یا مدیران؟
برای یافتن پاسخ این پرسش لازم است دوستان یکبار دیگر نهجالبلاغه را بخوانند. سیاستزدگی موجب شده بیشتر از اینکه نهجالبلاغه بخوانند، ترجمه کتابهای غربی و روزنامهها را دوره کنند. نمیگویم صحیفه نور یا تعابیر رهبری را مطالعه کنند؛ فقط اگر در نهجالبلاغه، نامه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر را بخوانند که وظیفه حاکم اسلامی تبیین میشود، پاسخ این پرسش را خواهند یافت. چطور میشود که امام(ع) استاندار بصره را به دلیل همنشینی با اشراف مواخذه میکنند؟ وقتی استانداران باید چنین باشند، وای به حال مسؤولان بالادست! در سیره امیرالمومنین(ع) آمده است که نسبت به خانواده خود سختگیرتر از همه بودند و اینها نشان میدهد، اتفاقا اجرای عدالت باید از اقربا و نزدیکان آغاز شود. تعابیر امام خمینی(ره) درباره مسؤولان نیز مشهود است. اگر آقایان وصیتنامه حضرت امام(ره) را در همه حوزهها به صورت قانون در بیاورند، راه توجیه رفتارها محدود خواهد شد. دوستان با استخراج برخی روایات و مصادره
به مطلوب آن برای توجیه رفتار خود اقدام میکنند؛ اگرنه غالب روایات در بحث سیره عملی مسؤولان در سیره سیاسی اسلام مشخص و مبرهن است و نیازی به تعریف جدید از آن نیست.
*نویسنده و کارگردان