printlogo


کد خبر: 9892تاریخ: 1393/5/29 00:00
بررسی چرایی پیدایش داعش و پیوند با گروهک تروریست منافقین

کسری رمضانی: دولت اسلامی عراق و شام که به اختصار داعش خوانده می‌شود، یک گروه تروریستی مسلح است که اندیشه و شیوه سلفی را انتخاب کرده است که شباهت کاملی به اندیشه‌های وهابیت دارد. و اعضای آن تشکیل خلافت اسلامی (اسلام تندرو وهابی) و اجرای شریعت در عراق و سوریه را به عنوان هدف نهایی‌شان انتخاب کرده‌اند. مناطق تحت نفوذ داعش در عراق شامل 6 استان سنی‌نشین یا آنچه به مثلث سنی معروف است را شامل می‌شود که مراکز حضور تروریست‌های دولت اسلامی عراق نیز هست. در سوریه نیز این گروه در مناطقی از استان‌های رقه، حلب، حومه لاذقیه، دمشق، دیرالزور، حمص، حماه، حسکه و ادلب فعالیت دارد و میزان نفوذ آن از استانی به استان دیگر متفاوت است؛ به عنوان مثال نفوذ این گروه تروریستی در استان رقه و برخی مناطق حلب بیشتر است و در حمص و لاذقیه نفوذ کمتری دارد. با توجه به اینکه این گروه دشمن نخست وحدت اسلامی به شمار می‌رود و مشکلاتی که در جهان اسلام به وجود آورده‌اند به گونه‌ای است که سعی دارد خطر صهیونیسم، به عنوان نخستین اولویت جهان اسلام به حاشیه برود، «وطن امروز» با یعقوب توکلی، مورخ و استاد دانشگاه به گفت‌وگو پرداخت.
***
 گروه داعش با توجه به کدام پیشینه تاریخی متولد شده است؟
گروه داعش محصول جریان آموزش مذهبی و الگوی به اصطلاح جهادی عربستان‌سعودی است. ‌سعودی به عنوان نماد حکومت وهابی بعد از انقلاب اسلامی ایران پی به این نکته برد که انقلاب اسلامی جانشین الگوی وهابی‌ای است که عربستان قصد داشت به عنوان حکومت اسلامی مطلوب به جهان اسلام معرفی کند. نظریه دفاع و ایستادگی در برابر حکومت ظالم و نظام جور که حضرت امام خمینی در ایران مطرح کردند، با پیروزی انقلاب اسلامی، هم جواب داد و هم راهی جدید برای اهل سنت در مقابله با  نظام سلطه باز کرد. نظریه دفاع حضرت امام و الگوی حکومت اسلامی که توسط ایشان مطرح شد با استقبال ایرانیان و مسلمانان جهان روبه‌رو شد. به گونه‌ای که علاقه‌مندان به امام و راهی که ایشان معرفی کردند، حاضر بودند برای تحقق آن جان در کف اخلاص بگذارند. این در حالی بود که عربستان‌سعودی در برابر ایدئولوژی و گسترش منویات خودش در برابر اسلام سنی و تشیع و حتی مسائل دفاعی خودش قدرت فداکاری نداشت و برای اینکه نیروهای فداکاری تربیت کند که بتوانند در برابر الگوی رقیب و اسلام سنی و تشیع قرار بگیرند، به دنبال فرصت بود. پیروزی انقلاب اسلامی و عدم همکاری ارتش شاهنشاهی با شاه سابق ایران، حاکمان وهابی عربستان را به این نتیجه رساند که ارتش و نیرو‌های سازمانی در برابر نیروهای فداکار قابلیت ندارند چنانکه ارتش نظام شاهنشاهی نه تنها در برابر ارزش‌های انقلاب به مقابله برنخاست بلکه خود به انقلاب پیوست. از سوی دیگر در سال‌های 2000 و 2006 ،  ارتش رژیم صهیونیستی در برابر نیرو‌های فداکار حزب‌الله لبنان که از انقلاب ایران تاثیرپذیرفته بودند، شکست‌های سختی خورد. با توجه به این تجربه موفق انقلاب اسلامی یعنی حزب‌الله، عربستان تلاش کرد از این تجربه استفاده کند و نیروهای ارزشی مبتنی بر ارزش‌های وهابی‌ تربیت کند. به طور طبیعی جامعه عربستان و ثروتمندان عرب تقدسی برای وهابیت قائل نبودند تا برای تحقق ارزش وهابی همه کار کنند به همین دلیل حکومت عربستان برای تحقق اهداف خود  گام در راه عجیب و غریبی نهاد که نیروهای جاسوسی و امنیتی انگلستان و آمریکا  جلوی پایش قرار دادند و آن ایجاد ساختار آموزشی معطوف به نظام دینی در سرزمین‌هایی بود که مردم در فقر و گرسنگی به سر می‌بردند. کسانی که نسبت به حکومت‌های خود معترض نیز باشند. حمله شوروی به افغانستان چنین فرصتی را برای عربستان فراهم آورد، چون در این کشور، هم مردم فقیر بودند، هم نظریه جهاد پذیرفته شده بود و هم نمایندگان اسلام سنی عمدتا در افغانستان حضور داشتند. عربستان‌سعودی با وجود اینکه در افغانستان از طرف یک گروه کوچک مانند عبدالرسول سیاف حمایت می‌شد، یک جریان بی‌سر و صدا را تحت عنوان آموزش طلاب علوم دینی برپا کرد که ظرف 2 تا 3 سال طلاب بسیاری جذب کردند و با آموزه‌های مبتنی بر این هشدار که اسلام در خطر است نیرو‌هایی را تربیت کردند و از دل این مدرسه گروهی رزمنده بیرون آوردند.
 آمریکا و عربستان در ایجاد پدیده طالبان چه نقشی داشتند؟
آمریکا و عربستان در ایجاد پدیده طالبان نقش نخست را داشتند و جریان اسلام سیاسی سنی با پدیده طالبان تلفیق شد. از سوی دیگر در سایر نقاط جهان مثل مصر برخی گروه‌های اسلامی مانند جماعت اسلامی مصر، به جای اینکه با حکومت ظالم  درگیر شوند به سمت مردم حمله کردند و درگیری داخلی ایجاد کردند و این حمله‌ها باعث شد  فضایی به وجود بیاید که دولت‌ها از این گروه‌ها حمایت نکنند. به همین دلیل این گروه‌های سیاسی وهابی به سمت حکومت طالبان متمایل شدند. بعد از اینکه  دولت طالبان در افغانستان شکل گرفت، تنها دولت‌های عربستان‌سعودی و امارات از طالبان حمایت کردند و حکومت این گروه بر افغانستان را به رسمیت شناختند. آمریکایی‌ها نیز آن روزها اعلام کردند از امروز اسلام حقیقی در افغانستان شروع شده است. حال این پرسش ایجاد می‌شد که آمریکاییان از کجا می‌دانند اسلام حقیقی در افغانستان اجرا می‌شود. علاوه بر آن یک اتفاق دیگر افتاد و آن اتفاق این بود که بخشی از جریان‌های عربستان احساس کردند توسط غرب به بازی گرفته شدند. به همین دلیل و با توجه به سابقه مبارزاتی که با غرب داشتند به سمت حمله با غرب رفتند. بنابراین آمریکاییان با رویکرد جدید گروه‌های افراطی در مبارزه با غرب به فکر مقابله با این جریان‌ها افتادند. البته چون آمریکا قادر است از چالش‌ها فرصت بسازد با حمله  آمریکایی‌ها به عراق برای ایجاد یک منطقه نفوذ جدید، اتفاق خاصی افتاد و آن اتفاق این بود که براساس تعیین حکومت در عراق بر اساس رای و دموکراسی، شیعیان که در اکثریت بودند، حکومت را بعد از قرن‌ها به دست گرفتند. این تغییر حکومت در جامعه اقلیت سنی که در طول قرن‌های متمادی از دوره عباسیان تا زمان حمله آمریکاییان حکومت را در دست داشتند، پذیرفتنی نبود. حکومت شیعی عراق را هم عربستان‌سعودی و هم  گروه‌های سنی استان‌های سنی‌نشین که در حاکمیت رژیم بعث حضور داشتند، نمی‌توانستند بپذیرند پس به مخالفت برخاستند و نظریه تاریخی هم  به کمک آنها آمد که در ذهن سنی‌ها سنگینی می‌کرد و این واقعیت را در نظر داشتند که وقتی مغول‌ها ایران را فتح کردند و متوجه بغداد شدند، بعد از فتح بغداد و آزاد شدن فضای عمومی جامعه، جریان‌های مذهبی در درون حاکمیت و جامعه رها شدند. بعد از این واقعه، تمایلات شیعی درون جامعه سر از حکومت درآورد و بعد از گذشت یک قرن از حمله مغول‌ها نخستین حکومت شیعی در ایران تشکیل شد. هر چند قبل‌تر شیعیان ایران به خصوص در مناطقی از مازندران حکومت شیعی زیدی و اسماعیلی را تشکیل داده بودند ولی برای نخستین بار بود حکومت شیعی اثنی‌اشعری در کل ایران شکل می‌گرفت. با تشکیل حکومت صفوی، دولت عثمانی با انگیزه جنگ مذهبی و با استفاده از فتوای علمای عثمانی جنگ چالدران را راه انداخت. سلطان سلیم با انبانی پر از فتوای ضد شیعی به ایران حمله کرد و حتی قبل از حمله به ایران 40 هزار شیعه را در مناطق عثمانی گردن زد. با توجه به این سابقه تاریخی می‌توان فهمید که چرا نیرو‌های مبارزی که علیه غرب می‌جنگیدند تغییر هدف دادند و دست به عملیات مذهبی زدند و با شیعیان به جنگ پرداختند. آنها می‌خواهند حکومت از دست رفته را باز پس گیرند. کارخانه طلبه‌سازی عربستان در منطقه نیرو تربیت می‌کرد و به صراحت می‌توان گفت هر مدرسه‌ای که عربستان تاسیس کرد و پول آل‌سعود در آن ترزیق ‌شد، آن مدرسه تبدیل به پادگانی برای تربیت جنگجویان وهابی ‌شد. به همین دلیل ادبیات همه گروه‌های تروریستی با رویکرد وهابی مانند بوکوحرام، القاعده، داعش و ریگی ادبیاتی مشترک است. همه این گروه‌ها به شکل‌های مختلف مورد حمایت غرب هستند.  تا زمانی که نیروهای داعش علیه دولت و مردم سوریه می‌جنگیدند،  مورد حمایت غرب بودند اما وقتی که از سوریه خارج شدند و به جنگ با دولت عراق پرداختند، آمریکایی‌ها اعلام  کردند موضعی نداریم.اگر علیه حزب‌الله لبنان بجنگند مورد حمایت قرار می‌گیرند یا همین نیرو‌ها مانند ریگی که تحت آموزه وهابی  علیه جمهوری اسلامی دست به حملات تروریستی می‌زنند، مورد حمایت آمریکا قرار می‌گیرند اما در عراق، آمریکا اعلام  بی‌طرفی می‌کند. داعش توسط حکومت‌های عربستان، قطر و ترکیه خلق شده است.
 آیا همه گروه‌های مبارز سنی رویکردی مانند داعش دارند، به طور مثال اخوان‌المسلمین چه تفاوت‌هایی با داعش دارد؟
اخوان‌المسلمین با گروه داعش از نظر رویکرد  فاصله دارد و علت اینجاست که در بین بزرگان اهل سنت که قائل به همکاری با حاکمیت بودند، تنها کسی که در رابطه با حاکمیت نظر دارد «ابن تیمیه» است. ابن تیمیه برای جریان‌های اهل سنت مانند اخوان‌المسلمین و جماعت اسلامی، پدر معنوی محسوب می‌شود. ابن تیمیه برای این گروه‌ها مظهر اسلام سیاسی است. از رهبران گروه‌های سنی تنها کسی که  جواز مقابله با مغولان را صادر کرد، ابن تیمیه بود که در زندان نیز کشته شد. مساله اینجاست که ابن تیمیه از جمود و تصلب نیز برخوردار بود و اجتهاد را محکوم کرده بود. محکوم و تکفیر کردن مخالفان بعد از او توسط  «محمدبن عبدالوهاب» گسترش پیدا کرد.
  چرا گروه داعش مساله‌ای با یهود و رژیم صهیونیستی ندارد که مساله نخست جهان اسلام است؟
اینکه چرا جریان سلفی مخالفتی با یهود و صهیونیسم ندارد را با نگاهی به تاریخ می‌توان فهمید. در دوره خلیفه اول و دوم اگر پرسشی ایجاد می‌شد امام  علی(ع) پاسخگو بودند و برای اصحاب حکومت این پرسش پیش می‌آمد که تا کی جواب سؤال را نزد علی بن ابی طالب ببریم. از یک دوره تاریخی به بعد پای علمای یهود به پاسخگویی باز می‌شود. کعب‌الاحبار مفتی حکومت می‌شود و مورد اعتراض ابوذر قرار می‌گیرد. ابوذر با استخوان شتر بر سر کعب‌الاحبار می‌زند که خون از سر وی جاری می‌شود و از او می‌پرسد مساله دینی اسلامی چه ربطی به تو دارد که عالم دین یهود هستی. استفاده از علمای یهود در دوره خلافت اموی‌ها ادامه پیدا کرد.  تفسیر اموی تفسیر یهودی بود و با قیام امام حسین(ع) جریان تفسیر اموی برچیده شد. یعنی در دوره تابعین و در دوره عباسیان، دوره تاریخی امویان نقد شد.
  پس در حقیقت امروز هم، سیاست آل سعود،  اموی‌سازی منطقه است.
بله، همین طور است. در دوره تاریخی مورد نظر علمای ائمه چهارگانه بزرگ اهل تسنن اجتهاد کردند و بسیاری از سنت‌های دوره‌های تاریخی را پیراستند بنابراین می‌بینید اسلام سنی معطوف به آرای بزرگان هیچ شباهتی به اسلام اموی ندارد. جریانی که سلف صالح را مطرح کرد متاسفانه دربازخوانی تاریخی به طرز عجیبی به ادبیات اموی‌ها نزدیک شد و بین ادبیات ابن تیمیه و امویان قرابت  بسیاری وجود دارد بنابراین نباید انتظار داشته باشید گروه‌های وهابی مانند داعش علیه یهود اقدامی انجام بدهند. نباید این نکته مهم را از نظر دور داشت که  سیاست عربستان سعودی سیاست اموی‌سازی منطقه است که به نظر من مشکلاتی که از جانب وهابی‌ها برای جامعه اسلامی ایجاد می‌شود از مشکلاتی که از ناحیه صهیونیست‌ها ایجاد می‌شود بیشتر احساس می‌شود و من قبل از اینکه مشکلات داعش برای جامعه اسلامی پیش بیاید این خطر را گوشزد کردم که در سایت‌های خبری موجود است. از طرف دیگر صهیونیست‌ها نیز مانند حاکمان وهابی نیروهای فداکار ندارند از این رو برای اینکه به اهداف خود دست یابند دست به هر اقدامی می‌زنند؛ حتی اغوای جنسی مذاکره‌کنندگان عرب.
اعترافات خانم «زیپی لیونی»، وزیر سابق خارجه رژیم صهیونیستی و وزیر فعلی دادگستری این رژیم، بسیار تکان‌دهنده است که با رهبران عرب به بستر می‌رود. دلیل این اتفاقات این است که رژیم صهیونیستی نیروی فداکار ندارد. آبروی بین‌المللی خود را از دست داده‌اند و علمای یهود فتوا می‌دهند که اقدام وزیر خارجه کار زشتی نبوده است(!)
بنابراین خطر تکفیری‌ها بیشتر از صهیونیست‌هاست. هر مدرسه‌ای که پول عربستان در آن ترزیق می‌شود به پادگانی برای جنگاور‌های وهابی تبدیل شده است. بنابراین خطر جریان تکفیری‌ بسیار جدی است. جهان اسلام و بویژه اهل تسنن باید تلاش کنند از سیطره تکفیری‌ها نجات یابند. هر عالم سنی که در مدارس تشکیل‌شده با پول سعودی‌ها تدریس می‌کند باید بداند خواسته یا ناخواسته  سربازی را تربیت می‌کند که حاضر است خودش را به بمب ببندد و ملت بیگناه را به قتل برساند.
  جریان داعش، نتیجه نظام تعلیم و تربیت عربستان‌سعودی است؟
بله! در مدارس علمیه مورد حمایت عربستان علمای  درجه دوم هم تربیت نشدند و فقط نیروی جنگاور تربیت کردند. جریان داعش محصول نظام تعلیم و تربیت عربستان‌سعودی است که کینه را در سراسر جهان و جهان اسلام گسترش می‌دهد. موضوعی که غرب تولید کرد و عربستان‌سعودی بسط داد. علمای مسلمان جهان باید هوشمندی به خرج دهند که جوانان مسلمان هزینه حداکثری استفاده از دین را نپردازند تا ضحاکان وهابی  مغز جوانان منطقه را نخورند.
 چرا یک گروه تندرو سنی ـ وهابی با گروهک تروریست منافقین پیوند می‌خورد؟
نباید این نکته را فراموش کرد که داعش سنی نیستند و منافقین هم شیعه نیستند و این دو جریان، قدرت‌طلب هستند که برای به حجله رفتن با عروس قدرت دست به هر اقدامی می‌زنند. همانگونه که منافقین بحث ناموس را ابزار قرار دادند، داعشی‌ها هم جهاد نکاح را به راه انداختند و پیش‌بینی هم می‌شد این دو جریان با هم ارتباط برقرار کنند البته  پیش‌بینی می‌شد این اتحاد در سوریه اتفاق بیفتد. بعد از پایان جنگ  تحمیلی، عملیات فروغ جاویدان توسط منافقین در حال شکل‌گیری بود که نیرو‌های مردمی سراسر کشور برای مقابله با آن بسیج شدند. حضرت امام سال 67 در آن وضعیت تاریخی کار شجاعانه‌ای انجام دادند و کسانی را که در وضعیت جنگی مجددا اعلام بیعت با منافقین کردند، مجازات کردند. اگر پروژه  منافقین اتفاق می‌افتاد و اعضای آن در درون زندان مسلح می‌شدند اتفاقی ناگوار رخ می‌داد؛ همانگونه که در موصل اتفاق افتاد. اگر 3 هزار نفری که در زندان بودند آزاد می‌شدند و علیه امنیت کشور دست به اقدامی می‌زدند برای اینکه دوباره وضعیت  به همان نقطه اول بازگردد باید 30 هزار نفر کشته می‌شدند. معتقدم در دفاع از کشور باید تصمیم درست بگیرید و اگر کشور شما در معرض حمله نظامی قرار می‌گیرد باید تصمیم درست بگیرید. استراتژی نظامی می‌گوید هدفی را که می‌توانید با یک دسته نظامی تصرف کنید اگر در زمان خودش تصرف نکنید بعدا ممکن است با یک لشکر نتوانید تصرف کنید. امام با هوشمندی اجازه ندادند جریانی مانند داعش در ایران سرزمینی پیدا کند و قدرت بگیرد.  از طرف دیگر منافقین 19 هزار نفر از مردم بی‌گناه کشور را به شهادت رساندند. درباره تروریست‌های وحشی داعش هم باید گفت زمان می‌برد جریانی که عربستان‌سعودی ایجاد کرده، از بین برود.


Page Generated in 0/0039 sec