printlogo


کد خبر: 145219تاریخ: 1394/6/19 00:00
تبارشناسی افسران پروژه نفوذ

سیدمهدی حاجی‌آبادی: رهبر معظم انقلاب پس از آنکه نسبت به استراتژی نفوذ جبهه استکبار به داخل کشور هشدار دادند در دیدار‌هایی برخی مصادیق نفوذ را نیز معرفی کردند. اصولا استراتژی بلندمدت نظام سلطه براساس استعمار فرانو به گونه‌ای است که عناصری از ملت تحت استعمار را تحت قبضه و تصرف درآورد و بدون آنکه مردمان آن کشور از آن مساله آگاه باشند، از افرادی داخل آن کشور برای استحاله استفاده می‌کند. 3 هشدار رهبر معظم انقلاب در دیدارهای پس از رو کردن دست دشمن در پروژه نفوذ بدین قرار است:
الف- مشکلات فرهنگی موجب شده به قول خود ایشان خواب از چشمان‌شان ربوده شود. 2 کار اساسی و اصلی است که باید انجام بگیرد؛ یکی تولیدات فرهنگی سالم در زمینه‌های مختلف و یکی جلوگیری از تولیدهای مضر و به‌اصطلاح متاع و کالای مضرّ فرهنگی
ب- ایشان همچنین فرمودند مجلس خبرگان باید استقلال فکری داشته باشد، زیرا استکبار درصدد آن است که کلیشه‌های مورد نظر خودش را به همه مردم دنیا تحمیل کند، هم به آحاد ملت‌ها، هم بویژه به مسؤولان و موثران کشورها یعنی دولت‌ها، نمایندگان مجالس، تصمیم‌گیران، تصمیم‌سازان و به قول خودشان اتاق‌های فکر. متاسفانه دیده شده برخی از کسانی که در اصطلاح فرهنگ سیاست تکنوکرات خوانده شده و عموما نزدیکان آقای هاشمی و دولت‌های سازندگی و یازدهم هستند با ادبیاتی سخن می‌گویند که درست برخلاف مبانی اسلامی است؛ با استفاده از تعابیری چون حقوق بشر،  دموکراسی و.. که عموما لانه کرده در معاونت زنان نهاد ریاست‌جمهوری و سازمان محیط زیست و وزارت علوم و کار و... هستند.
ج- سوم اشاره فرمودند نباید به‌واسطه‌ لبخند دشمن یا مساعدت کوتاه‌مدت او در موضوعی خاص فریب خورد. مسؤولان آمریکایی خیلی بد حرف می‌زنند و باید تکلیف اینگونه حرف‌ها روشن شود. دعوای داخلی آمریکا واقعی است اما آنچه رسماً می‌گویند نیاز به پاسخ دارد و اگر پاسخ داده نشود، صحبت طرف مقابل تثبیت خواهد شد.
به هر ترتیب اسلام و نظام اسلامی هر دو یک پدیده‌اند و مثل همه پدیده‌ها خطراتی آنها را تهدید می‌کند و وسیله‌ای برای مقابله نیاز است که البته در خود اسلام قرار دارد. هدف دشمن بیرونی به مخاطره انداختن موجودیت نظام همراه فکر و دستگاه زیربنایی عقیده نظام اسلامی است. دشمن درونی نیز خودی‌هایی هستند که متاسفانه بر اثر خستگی یا اشتباه در فهم راه درست و احساسات نفسانی و بزرگ انگاشتن جلوه‌های مادی غرب دچار آفت‌زدگی می‌شوند که طبیعتا خطرش بیش از خطر اولی است.
در کوران حوادث دوران جنگ به علت داغ بودن فضای کشور چنین جریاناتی اجازه ظهور و بروز نداشتند اما پس از دفاع مقدس و فروکش کردن احساسات ناشی از دشمن بیرونی، برخی دچار چنین تغییراتی شدند و نظام سلطه نیز تمام هم و غم خود را مبنی بر یارگیری در داخل کشور از میان این افراد به کار بست.
سربازان جبهه دشمن در داخل نظام را در 3  دسته می‌توان به اختصار نام برد:
1- آخوندهای درباری: امروز ابزار آمریکا و نظام سلطه به پشتوانه کارتل‌های سرمایه‌داری عمدتا صهیونیست، عمدتا همان آخوندهای درباری مزدور، قلم‌فروش و دین‌فروش هستند که می‌توان اثر انگشت پلیدشان را در بسیاری از نفاق‌افکنی‌ها و توطئه‌پراکنی‌ها مشاهده کرد. از اختلاف‌اندازی میان مذاهب اسلامی به نام دین گرفته تا پررنگ کردن قومیت‌ها در مقابل عنصر اسلامیت و متاسفانه عده‌ای نیز در این میان نقش پیاده‌نظام دشمن را بازی کرده و چون عروسک خیمه‌شب‌بازی به رقص و پایکوبی با ساز آخوندهای درباری پرداختند. حوادث جاری و خونریزی‌های داعش و تروریست‌های مولود همین مدرنیته فعال آخوندهای وابسته به سرویس‌های جاسوسی بیگانه‌اند. جرگه دیگر این آخوند‌های درباری آنهایی هستند که مدام به بهانه اسلام رحمانی به تساهل و سستی در دینداری کمک می‌کنند.
2- براساس استعمار فرانو چنانکه عنوان شد استکبار کاری می‌کند که عناصری از داخل ملت بدون اینکه بدانند به او کمک کنند. اصولا هدف دشمن زدن عقبه فکری نظام اسلامی است و چه کسی بهتر از عمامه به سرهای خسته از جهاد و مقاومت که دچار چرب و شیرین دنیا شده‌اند برای ایجاد انحراف در مسیر امام و مبانی فکری جمهوری اسلامی که همان ایمان مردم است. اینها اگرچه خودی هستند اما سرباز دشمنند و آنان نیز روی‌شان سرمایه‌گذاری می‌کنند. چنانکه علنا در فتنه 88  از آنها حمایت رسانه‌ای و مالی کردند و پس از انتخابات 92 نیز تمام قد به حمایت از آنان پرداختند. در سال‌های گذشته حزب مشارکت و در حال حاضر، حزب اتحاد ملت را که تنها نقاب و نامی عوض کرده است می‌توان مصداق چنین جریانی دانست.
3- دسته سوم طیف روشنفکری است که مسلح به ابزار هنر و قلم و ادبیاتند و هیچ سازگاری با عناصر اسلامیت نظام چون تقوا، دین، ایمان و امثالهم ندارند. طبیعت‌شان این است که اهل خطر و وارد شدن به صحنه‌های سخت و دشوار نیستند و سازماندهی‌شان نیز توسط دست‌های بیگانه است که عموما در داخل کشور از طرف سفارت فرانسه و انگلیس و آلمان تغذیه شده و می‌شوند. احساس می‌شود در سینما، مطبوعات، رادیو و تلویزیون جا خوش کرده‌اند و ابتدا با حرکات فرهنگی آغاز کرده و پس از مدتی سیاست را نیز چاشنی‌اش کرده‌اند. طبیعتاً چون اصول‌شان براساس ایمان و اعتقاد نیست و منافع مادی و سرسپردگی سفارتخانه‌های غربی در میان است، حرفشان از روی ایمان و اعتقاد نیست و تنها ظاهری زیبا دارد. طبیعت اهل قلم و روشنفکرجماعت مادی‌مسلک چنین است که در میان سخن چنان زمین و آسمان را به هم می‌دوزند که مخاطب خیال کند سوخته‌جانی است عارف‌مسلک! در حالی که با بررسی بیشتر جز بندگی پول و بوی عَفِن پست و منصب و شهرت چیز دیگری نیست.
 


Page Generated in 0/0074 sec