printlogo


کد خبر: 144802تاریخ: 1394/6/12 00:00
مردم، شما را می‌شناسند

علی علیزاده: 1- ماجرای اتحاد هاشمی و اصلاح‌طلبان اخیرا محل اختلاف طرفین شد و طرفین مدعی شده‌اند رغبت برای این ائتلاف، از سوی آن دیگری بوده است. اصلاح‌طلبان معتقدند هاشمی رفسنجانی نسبت به دیدگاه‌های خود تجدیدنظر کرده و به سوی اصلاحات میل کرده است، در عوض آقای هاشمی نیز واکنش نشان داد و گفت او تغییر نکرده است و این اصلاح‌طلبان هستند که زیر عبای عالیجناب سرخپوش جمع شده‌اند!
به هر حال موضوعات محل اختلافی مانند اینکه چشمک را کدام طرف زده و بله را کدام یکی گفته یا اینکه آیا مهریه این وصلت عندالمطالبه است یا خیر، موضوع ما نیست.
موضوعات مختلفی وجود دارد که تغییر دیدگاه‌های هاشمی درباره آنها مورد بررسی قرار گیرد. از دیدگاه‌های انقلابی او درباره صدور انقلاب و عدالت اجتماعی تا مواضع او درباره آزادی‌های مدنی، عرصه‌های گسترده‌ای برای نشان دادن تغییر دیدگاه‌های آقای هاشمی وجود دارد. اما اتفاق بزرگ درباره آقای هاشمی جای دیگری است و آن اشتباهات پیاپی در برآوردهای آقای هاشمی نسبت به جامعه است.  نبض جامعه در دست آقای هاشمی نیست. عامل این نقیصه چه تجدیدنظرهای سیاسی و چه تغییرهای عقیدتی باشد، ضربه سنگینی به آقای هاشمی وارد کرده است. به گونه‌ای که به‌رغم هوش این روحانی 81 ساله، بعضا برخی اظهارنظرها یا تاکتیک‌های سیاسی او یا جدی گرفته نمی‌شود یا اینکه با بی‌اعتنایی مواجه می‌شود. برآوردهای آقای هاشمی رفسنجانی اگرچه در حوزه کنش‌های سیاسی همچنان معتبر است اما به‌رغم اینکه وی تلاش می‌کند دیدگاه‌های متجدد از خود بروز و خود را به روز نشان دهد اما برآوردهای وی وقتی به پهنای جامعه می‌رسد، به بن‌بست می‌خورد. شکست‌های پیاپی آقای هاشمی در انتخابات مختلف نشان می‌دهد وی  هنوز نتوانسته است نبض جامعه را احساس کند و شاید به همین خاطر است که تن به ائتلاف با آنهایی داده که روزگاری با اشاره به نتیجه انتخابات مجلس ششم، او را «آقاسی» خطاب می‌کردند! هاشمی چه قرض خود را به جریان اصلاح‌طلبی بدهد چه بر سر آنها کلاه بگذارد، سوار بر اسبی اجاره‌ای است! و به نظر نمی‌رسد بتواند به این زودی‌ها از این وضعیت خارج شود.
2- آنچه آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در جریان زندانی شدن مهدی هاشمی انجام داده‌اند، حقیقتا مایه تاسف است. آنها در مقابل ماجرایی مقاومت کرده‌اند که سال‌هاست نزد مردم پذیرفته شده است! مردم ذهنیت مشخص و غیر قابل تغییری نسبت به فرزندان آقای هاشمی دارند. این موضوع پنهانی نیست. سال‌هاست اینها باورهای عمومی است و سال‌هاست مردم با همین باورها نسبت به خانواده آقای هاشمی قضاوت می‌کنند! مردم شواهدی قانع‌کننده برای پذیرش این موضوعات دارند. دادگاه مهدی هاشمی سال‌هاست در افکار عمومی برگزار شده است! زندانی شدن مهدی هاشمی تنها از این حیث برای مردم قابل تامل بوده که دستگاه قضایی توانسته است سرانجام وی را محاکمه کند، اگرنه مردم اساسا نسبت به محتوای دادگاه اختلاف‌ نظری ندارند! آنها بسیار فراتر از استات اویل از مهدی هاشمی پرونده دارند! این واقعیتی است که در ظاهر، گویا خانواده آقای هاشمی یا از آن بی‌خبر یا نسبت به آن بی‌اعتنا هستند(!) که در هر حالت باز نشان‌دهنده فاصله این خانواده با جامعه است! و تخیلاتی نظیر انقلاب اوین(!) ناشی از همین بی‌خبری‌هاست! آنها نمی‌دانند مردم نسبت به آنها چه فکر می‌کنند!
درحالی که ملت مبهوت صرافی کوچک رفسنجانی در اوین هستند؛ آنها درباره ماجرای موبایل کشف شده داستان‌سرایی می‌کنند!
و گویا نمی‌دانند آنچه مهدی در زندان دارد، مردم در بیرون از زندان ندارند! مردمی که به امید توافق هسته‌ای مورد حمایت آقای هاشمی، همواره در حال رصد قیمت سکه و ارز هستند، چه واکنشی نشان می‌دهند وقتی می‌شنوند فرزند آقای هاشمی در زندان 30 سکه طلا در اختیار داشته است!

 


Page Generated in 0/0038 sec