printlogo


کد خبر: 137358تاریخ: 1394/2/9 00:00
دولت «راستگویان»؟!

سیده‌آزاده امامی: می‎گویند فردی در شهری می‎دوید و فریاد می‎زد: امامزاده یعقوب را بر بالای مناره شغال درید!
جماعتی او را آرام کردند و گفتند: بنده خدا اولاً امامزاده نبود و پیغمبرزاده بود، ثانیاً یعقوب نبود و یوسف بود، ثالثاً بالای مناره نبود و ته چاه بود، رابعاً شغال نبود و گرگ بود، خامساً ماجرا از بیخ و بن دروغ است و اصلاً دریدنی در کار نبود!
حکایت همین یکی‌ ـ دو سالی است که از عمر دولت راستگویان می‎گذرد؛ برای ملت عادت شده است شنیدن ادعاهایی که چند صباحی موجی می‎شود برای موج‎سواری جماعتی که انگار در فضای آرام و بی‎هیاهو حرفی برای گفتن ندارند، از این‎رو ناگزیر باید هرازگاهی از میان زمین و هوا سوژه‎ای دست و پا شود تا خوراک این جریان غوغاسالار را برای تداوم حیاتش مهیا کند. ادعاهایی که البته آخرالامر هم چیزی جز شرمساری برای مدعیان خویش همراه ندارد!
نظیر همین غائله پول‎های کثیف که در نهایت با «عذرخواهی» وزیر کشور به پایان رسید؛ طرفه این بود که کسانی مدعی این ماجرا شدند که اغلب باواسطه یا بی‎واسطه به منابعی از قدرت متصلند. چنان قیافه حق به جانب گرفته بودند و در این فضای غبارآلود ترکتازی می‎کردند که اگر کسی نمی‎دانست می‎پنداشت ایشان جماعتی مَلَک منزهند که از آسمان نزول کرده و اتفاقاً سر بزنگاه مچ رقیبی را گرفته‎اند که خورده‎اند و برده‎اند و بر نردبانی آلوده پا نهاده و بالا آمده‎اند، حالا این آقایان در کسوت ناجیان ملت سر رسیده‎اند و فریاد برآورده‎اند تا حق به ناحق خورده شده ملت را باز پس گیرند و ملت را هشدار دهند تا زین پس در گزینش خویش دقتی مضاعف مبذول دارد! (بماند که این فیلم بازی کردن‎ها از سوی افرادی که هنوز هم که هنوز است از ماجراهایی شبیه کرسنت و استات‌ اویل و... حتی اعلام برائت هم نکرده‎اند و هنوز شائبه تغذیه آنها از این پول‎ها به قوت مطرح است، به معلق بازی نزد غازی می‎ماند!)
اما از آنجا که این هیاهو ریشه در «تزویر» داشت، برافکندن پرده‎ها و نشاندن غبار موجود در فضا حسابی دست تهی این قبیله غوغاسالار را در محضر ملت باز و آنان را در پیشگاه حقیقت و صداقت شرمسار و سرافکنده کرد!
این اما نخستین و تنها ماجرایی از این دست نیست که دستاویز این جماعت هوچی‎گر واقع شده و فضای کشور را برای مدتی در تنش و التهاب فرو برده است؛ عیناً همین سناریو چندی پیش در جریان بحث بر سر انبوه(!) «بورسیه‎ها»ی غیرقانونی به اجرا درآمد! لیکن وقتی همه چیز در فضایی منطقی و به دور از جنجال‎های رایج رسانه‎ای عیارسنجی شد، کاشف به عمل آمد از حدود 3000 مورد غیرقانونی ادعایی، چیزی حدود یک درصد این رقم حقیقتاً مساله‎دار بوده و دولت مدعی راستگویی تنها 2 عدد «صفر» ناقابل مقابل آن نهاده است!
البته مسلم است همین اندازه هم ابداً شایسته نظام اسلامی نیست، منتها اگر قرار باشد این مورد وسیله‎ای شود برای
تسویه‌حساب‎های سیاسی با دولتی که دل این آقایان از ابتدا هم با آن صاف نبوده است، کار سختی نیست بررسی همین موضوع در دولت‎های قبل‎تر از دولت قبل و در آن صورت چندان معلوم نیست دولت‎های محبوب این آقایان در گذر از این آتش سر به سلامت ببرند!
حال با جریانات پیش آمده و بررسی‎های صورت‌گرفته، دولت محترم یک «عذرخواهی» جانانه هم بدهکار خیل افرادی است که به ناروا آنان را متهم به استفاده از بورس‎های غیرقانونی کرده و با انتشار نامشان در فضای رسانه‎ای حیثیت و اعتبار آنها را زیر سوال برده‎ است، نیز عذرخواهی از مسؤولانی که چنین تهمتی به ایشان نسبت داده ‎است.
متأسفانه سریال این بازی‎های ناسالم به اینجا ختم نمی‎شود و حتی آقایان با ادعای «و ما ادراک ماالبورسیه» درصدد خدشه‎دار کردن اراده نمایندگان ملت در عدم واگذاری سکان مهم‌ترین نهاد علمی و فرهنگی کشور به عناصر نشان‎دار فتنه نیز برآمدند اما فقط وقتی به یاد بیاوریم اساساً نخستین جرقه‎های طرح بحث بورسیه‎ها هم به مدت‎ها «پس» از طرح استیضاح وزیر بازمی‎گردد، بی‎صداقتی و ناجوانمردانگی این بازی کثیف بیشتر به چشم می‎آید!
لیکن این رفتارهای ناسالم توجیه‎پذیر می‎شود آنگاه که عنایت داشته باشیم این هیاهوهای بی‎‎سرانجام از جانب جماعتی صورت می‎گیرد که حدود 2 سال است امور مملکت را در شرایطی به دست گرفته‌اند که برای رسیدن به چنین جایگاهی کلی وعده و وعید به ملت داده‌اند، اما در تحقق این وعده‎ها حسابی مانده‌اند!
دولتی که قرار بود «کلید» به دست بیاید و قفل بسته بر معیشت ملت را بگشاید و تحول «صد روزه» ایجاد کند، حالا که قفلی از معضل اشتغال و مسکن و ازدواج نگشوده و تحولی در اقتصاد رقم نزده باید هم موضوعی شبیه بورسیه‎ها علَم ‎کند تا ملت خیلی درباره این قفل و آن «کلید» سوالی نپرسد!
افرادی که برای سوال از عقب‎نشینی در برابر دیپورت شدن سفیر دولت مدعی بلد بودن راه تعامل با «همه» دنیا پاسخی ندارند البته که به دیوار کوتاه منتقدان بند می‎کنند و هر از گاهی مرحمتی نثار ایشان می‎کنند!
دولتی که قرار بود به طرفه..‎العینی و تنها به بهای «یک لبخند» سایه شوم تحریم‎ها را از سر مملکت براندازد و در عین حال هیچ از دستاورد دانشمندان شهید ملت را نبازد و حالا چیزی درست برعکس در کف دارد- «تحریم‎هایی که رفع نشده‎اند» و با این روند ظاهرا قرار هم نیست رفع شوند و در عوض تعهدات سنگینی که داده شده و «دستاوردهایی که تعلیق شده‎اند»!- حق دارد چند وقت یک‎بار بحث‎هایی درباره «وظیفه پلیس که اجرای قانون است و نه اجرای اسلام» یا وظیفه نظام اسلامی که می‎تواند مردم را به «بهشت» ببرد یا نه و امثالهم را پیش بکشد که ملت خیلی حواسش به اصل قضیه نباشد!
دولتی که بنا بود بدون «اتوبوس» بیاید و پست‎ها را میان بستگان و نزدیکان بذل و بخشش نکند، وقتی در برابر شائبه‎های باندبازی و خاندانگرایی در تقسیم پست‎های حال و «آینده» و برنامه‎ها و دخالت‎های انتخاباتی‎اش پاسخی ندارد، باید هم ناشیانه روی مساله «پول‎های کثیف» مانور بدهد و البته وقتی سخن از سند و مدرک می‎شود و پای بررسی دقیق و قانونی پیش می‎آید باید هم ادعای خود را پس بگیرد و مجبور به عذرخواهی ‎شود!
در شرایطی که آقایان نشسته‎اند تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و 2 سال است ملت و مملکت را معطل یک توافق کذایی کرده‎اند که یک سوی آن شیطان است و با شیطنت‎های خبیثانه‎اش همین الان حتی صدای همین جماعت خوش‎خیال را هم درآورده است، معلوم است هر از گاهی باید سوژه‎ای درست کند تا توجهات از موضوعات اساسی دخیل در سرنوشت جامعه منحرف و معطوف آن موضوع خاص شده و ملت منصرف شود از پرسیدن سوال‎های اساسی خویش درباره مسؤولیت حقیقی آقایان و چند و چون تحقق وعده‎های داده شده؛ سوژه‎ای که البته یک کارکرد دیگر هم باید داشته باشد و آن «حذر دادن ملت از رقیب»! به هر حال فرصت باقیمانده تا انتخابات باید به گونه‎ای سپری شود...!
حال آنکه «خوش بود گر محک تجربه آید به میان...»!
 


Page Generated in 0/0039 sec