printlogo


کد خبر: 206422تاریخ: 1397/11/27 00:00
عملیات‌های منافقین پیش از فروغ جاویدان در خاک ایران
تبلیغات ارتش آزادی‌بخش!

عملیات منافقین در منطقه فکه، ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۸ فروردین ۱۳6۷، با پشتیبانی همه‌جانبه ارتش عراق به قصد ضربه زدن به یگان‌های ارتش، انهدام تجهیزات، گرفتن اسیر، کسب اطلاعات بیشتر از منطقه و سپس عقب‌نشینی سریع، طراحی شد. طبق اطلاعیه سازمان، هدف از انجام عملیات، «درهم شکستن ماشین جنگی جمهوری اسلامی» بود. «با لو رفتن عملیات قبل از آرایش خط آتش نیروها، درگیری زودتر از زمان مقرر شروع شد. این درگیری‌ها تا سپیده صبح ادامه داشت و نیروها طبق طرح عملیات، مواضع مورد نظر را تسخیر کردند». (ردپای اهریمن، خیانت و جاسوسی فرقه تروریستی مجاهدین)
 نفرات ارتش سازمان پس از تصرف خط پدافندی ارتش جمهوری اسلامی ایران توسط نظامیان عراقی، تمام سنگرها و استحکامات موجود را به آتش کشیده، اقدام به برافراشتن پرچم‌های سازمان روی خاکریزها و پخش اعلامیه کردند. بنا به ادعای سازمان، 2 تیپ (هر تیپ سازمان متشکل از ۲۵۰ نفر بود) شرکت‌کننده در عملیات را زنان تشکیل می‌دادند. یکی از جداشدگان سازمان با استناد به منابع تشکیلاتی، خسارت‌های وارده به نیروی نظامی ایران را که بسیار اغراق‌آمیز و غیرواقعی است، اینگونه ذکر می‌کند: «تلفات وارده به لشکر ۷۷ خراسان، ۳۵۰۰ تن کشته و مجروح و ۵۰۸ اسیر... در ضمن، جنگ‌افزار، مهمات و امکانات رژیم به ارزش حدود ۱۰۰ میلیون دلار نیز توسط همین نیروها نابود شد». (علی اکبر راستگو)
نیروهای رژیم بعث و گروهک رجوی تا حوالی ظهر روز تهاجم، همه امکانات و تجهیزات به غنیمت گرفته شده و اسرا را به پشت خط و داخل خاک عراق انتقال دادند. یکی از نفرات اطلاعاتی سازمان، شرکت‌کننده در عملیات آفتاب(فکه) می‌گوید: «من به همراه یک تیم صامت و یک دسته دیده‌بانی و چند افسر و یک سرگرد استخبارات در محل دیده‌بانی استخبارات بودم. سرگرد استخبارات وظیفه داشت اخبار پیشروی نیروهای متهاجم را از دسته ما بگیرد و تلفنی به فرماندهی ستاد لشکر عراق گزارش دهد. او تا صبح نگران بود تا اینکه با روشن شدن هوا و مشاهده نخستین دسته اسرای ایرانی و تانک به غنیمت گرفته شده، خوشحال شد و بی‌اختیار با بچه‌های ما روبوسی کرد و تبریک گفت. او که از سر شب ناامیدانه نغمه یأس و عدم موفقیت می‌خواند، با مشاهده باز شدن خاکریز ایران، تلفنی به ستاد گزارش کرد و بچه‌های ما را قهرمان خطاب کرد و تبریک گفت. خوشحالی و حرکات ناشی از ذوق‌زدگی او هرگز از یادم نمی‌رود... بعد از عملیات آفتاب در فکه، افسران و سربازان عراقی روحیه بالایی گرفته بودند. یکی از فرماندهان لشکر عراقی مستقر در فکه بعد از عملیات می‌گفت دیگر ما و قائدمان (صدام) باور کردیم می‌شود «حرس‌های ایران» (پاسداران ایران) را شکست داد». (ردپای اهریمن، صمد نظری)
پس از عملیات آفتاب، دولت عراق طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد طرح و برنامه و اجرای عملیات توسط «مجاهدین خلق در خاک ایران» انجام شده است و وزیر تبلیغات رژیم صدام در مصاحبه‌ای از سازمان تمجید و تقدیر به عمل می‌آورد.
تبلیغات گسترده‌ای که سازمان درباره عملیات آفتاب به راه انداخت، «ارتش آزادیبخش» را برای انجام عملیات وسیع‌تر گستاخ‌تر کرد. ۸۲ روز پس از عملیات آفتاب در فکه و در آستانه یکمین سال پیدایی «ارتش آزادیبخش ملی» جنگ افروزان صدام و رجوی، دست به کار طرح‌ریزی عملیات مشترک دیگری شدند. نفرات ارتش سازمان که از زمستان سال ۱۳۶6 مجهز به تانک
تی 55، نفربرهای پی‌‌ام‌پی، زرهپوش، کاتیوشا و... شده بودند و البته طرز استفاده از جنگ‌افزارهای جدید را زیر نظر افسران عراقی فراگرفته بودند، با یادگیری تاکتیک‌های جنگ‌های کلاسیک، خود را بنا به آنچه سازمان با غرور و اطمینان فزون‌تری اظهار می‌کرد آماده «درهم شکستن ماشین جنگی و سرنگونی عن‌قریب رژیم و یکسره کردن کار آن» کردند. این مرتبه هدف آنها یورش به شهرهای مهران و دهلران بود که در کنترل پدافندی ارتش قرار داشت. رهبران سازمان آماده بودند هر طرح و برنامه عملیاتی را که از سوی فرماندهان ارتش عراق ارائه می‌شد بی‌درنگ اجرا کنند. بعثیان تصمیم خود را مبنی بر درگیر کردن هر چه بیشتر افراد سازمان در جنگ گرفته بودند.
پس از شناسایی منطقه عملیاتی (مهران) رجوی نشستی را در زیرزمین پایگاه جلال‌زاده در بغداد با اعضای شورای مرکزی برگزار کرد. در این نشست که تعدادی از اعضای شورای ملی به اصطلاح مقاومت مانند دکتر هدایت‌الله متین‌دفتری و همسرش، ابراهیم مازندرانی، کاظم باقرزاده و دکتر صالح رجوی حضور داشتند، رجوی پس از ارائه توضیحاتی درباره  منطقه و عملیات بزرگ مهران، اظهار داشت: «اگر سازمان پیروز شود که بقیه راه مشخص است ولی اگر شکست بخورد برای همیشه از بین رفته است و بدین‌گونه حیات و ممات سازمان را به سرنوشت این عملیات پیوند زد. عملیات مهران که نامش «چلچراغ» نهاده شد، ساعت11:30 دقیقه شب ۲۸ خرداد ۱36۷ با آتشبار سنگین ارتش عراق و بازگشایی میدان مین و معابر آغاز شد. کار انتقال نیروهای پیاده سازمان به قرارگاه‌ها و مراکز یگان‌های عراق در شهر زرباطیه، ساعت‌ها قبل انجام شده بود.
عملیات باز کردن معبرها و نفوذ به خاکریز تا ساعت ۷ صبح طول کشید. توپخانه و کاتیوشای عراق بشدت روی نیروهای ایرانی در خط، آتش ریختند که بالاخره معبرها باز شد و نیروها به مواضع از پیش تعیین شده هجوم بردند. بعد از آن توپخانه و کاتیوشای عراق در هماهنگی ستادی، پیشاپیش مواضع ایران را کوبیدند تا نیروهای رجوی به محل برسند و آن را تسخیر کنند. تا ساعت ۱۲ ظهر تمام مواضع مشخص شده تصرف شد و شهر جنگ‌زده و مخروبه مهران به تصرف سازمان درآمد».
شهر مهران به دلیل نزدیکی به مرز عراق در آن برهه خالی بود و حتی یک ساختمان سالم هم در آن وجود نداشت. اعضای گروهک رجوی پس از ورود به مهران در یک برنامه از قبل طراحی شده، از خبرگزاری‌های خارجی به منظور انعکاس این پیروزی و پوشش خبری آن، برای بازدید از منطقه و حضور در شهر تصرف شده مهران دعوت به عمل آوردند. همان‌طوری که رجوی در نشست‌های توجیه عملیات گفته بود، عملیات بیشتر جنبه تبلیغاتی و روانی داشت و هدفش به رخ کشیدن قدرت «ارتش آزادیبخش» و جذب نیرو از داخل ایران و خارج (اروپا) بود. خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران و برخی کشورهای اروپایی، عربی و چند رسانه آمریکایی در اجابت دعوت دستگاه تبلیغات عراق، خیلی سریع به مهران آورده شدند. «مجاهدین خلق» در شهر مبادرت به اجرای برنامه تبلیغاتی گسترده کردند و شادی و پایکوبی به راه انداختند.
اعضای اصلی سازمان و شورای مقاومت به مهران برده شدند تا خط‌دهی تبلیغی را عهده‌دار شوند. تمام سنگرها، سوله‌ها، مقرهای خطوط مقدماتی و پایگاه‌های ارتش و سپاه توسط واحدهای «ارتش آزادیبخش» به آتش کشیده شد. حضور زنان ستیزه‌جو در این عملیات چشمگیر بود و از لحاظ تبلیغاتی برای سازمان بسی حائز اهمیت به شمار می‌آمد. رجویان شعار «امروز مهران، فردا تهران» سر می‌دادند. رهبری سازمان پس از عملیات مهران، متوهمانه گمان کرد وقتی ارتش آزادیبخش قادر است طی عملیاتی، شهری را تصرف کند، پس امکان پیشروی بیشتر و برنامه‌ریزی برای تصرف تهران چندان دشوار نخواهد بود. ارتش سازمان روز دوم تهاجم، مابقی قوای خود را که از شب قبل عقب‌نشینی کرده بودند، به پشت خطوط عملیاتی منتقل کرد و روز سوم، شهر را کاملا تخلیه کرد و آن را به نظامیان عراقی سپرد. سازمان در تمام مراحل عملیات چلچراغ در مهران، مشارکت ارتش عملیات را تکذیب و افتخار آغاز و انجام آن را دربست به خود نسبت داد. به گفته سازمان در عملیات «چلچراغ»، «لشکر 16 زرهی قزوین، لشکر ۱۱ سپاه پاسداران و گردان‌های مختلف توپخانه و کاتیوشای حکومت اسلامی به طور کامل درهم کوبیده شد و ۸۰۰۰ تن از نیروهای حکومت اسلامی کشته و زخمی شدند. ۱۵۰۰ نفر نیز در این عملیات اسیر شدند. از نیروهای سازمان نیز ۹۷ تن کشته شدند». (ادعای سازمان طبق گفته علی‌اکبر راستگو)
حدود 2 هفته بعد، در ۱۲ تیر ۱۳۸۷، ناو آمریکایی وینسنس، هواپیمای مسافری ایران را با شلیک 2 موشک بر فراز خلیج‌فارس سرنگون کرد که تمام ۲۹۰ سرنشین آن در این رخداد جان باختند. در میان قربانیان 66 کودک زیر 13 سال، ۵۳ زن و 46 تبعه خارجی بودند. پیام این اقدام جنایتکارانه نیز در امتداد لزوم پایان بخشیدن به جنگ و پذیرش قطعنامه تلقی شد.
15 روز بعد، ۲۷ تیر ۱۳6۷، ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد را پذیرفت. 4 روز بعد، ۳۱ تیر، واحدهای ارتش عراق با سازماندهی گسترده قوای خود به خاک ایران حمله و از منطقه جنوب به طرف خرمشهر و آبادان پیشروی کردند. آنان همزمان در غرب کشور نیز دست به عملیات نظامی زدند که در هر دو محور با بسیج نیرو جلو پیشروی متجاوزان گرفته شد و به عقب رانده شدند. (حاکمیت بعثی در دور جدید حملات خود به ایران چند هدف را دنبال می‌کرد و آن عبارت بود از: بهره‌مندی از برگ برنده و دست پیش در مذاکرات صلح، سرگرم‌سازی و درگیر کردن نیروهای ایرانی به منظور کسب آمادگی سازمان برای حمله به ایران و یکسره کردن کار رژیمی که دیگر قوایی برای جنگیدن ندارد و گرفتن اسیران بیشتر تا در تبادل اسرا این اندازه دست عراق خالی نباشد).
*خوابگردها، ارتباط سازمان مجاهدین با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق/ صفاءالدین تبرائیان/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی


Page Generated in 0/0030 sec