printlogo


کد خبر: 197895تاریخ: 1397/6/11 00:00
مدیریت ابهام در دولت پرابهام

ماشاءالله ذراتی: پرده اول: از منظر فردی
گاه در زندگی با وضعیت‌هایی روبه‌رو می‌شوید که برای شما ابهام‌آلود است؛ مقابله درست و مؤثر و عمل کردن در این شرایط نامشخص و نامعلوم در جهت کاهش آسیب‌های احتمالی، فشار روانی و ذهنی آزاردهنده‌ای به شما تحمیل می‌کند بویژه وقتی می‌بینید کاری از شما ساخته نیست. از طرفی ذهن همواره به دنبال پاسخ‌ها و توضیحات درباره این شرایط مبهم و نامشخص می‌گردد. هر روز می‌بینید قیمت‌ها در حال تغییر است که نمونه‌های آن را بخوبی این روزها در کشور شاهد هستیم.
از منظر فردی برخی متخصصان علوم رفتاری و جامعه‌شناسی توصیه می‌کنند در این شرایط که نمی‌توانید پیش‌بینی کنید دقیقاً در آینده چه چیزی پیش می‌آید، باید با تدبیر بیشتری تصمیم گرفته و از منظر فردی با بالا بردن ظرفیت «تحمل ابهام» خود به نوعی به مدیریت ابهام (Managing Ambiguity) بپردازید! امری که در شرایط امروز بازار سکه و ارز به نظر امکان‌پذیر نیست و مدیریت ابهام از کنترل فردی خارج است!
پرده دوم: از منظر جامعه
در شرایط ابهام در مدیریت کلان کشور و آینده اقتصادی جامعه، مردم به تصمیم‌ها و عکس‌العمل‌های دولتمردان نگاه می‌کنند که ببینند چه اقدامی در جهت مدیریت این فضای مبهم انجام می‌دهند. متاسفانه تصویری که از وضعیت کنونی دولت در ذهن مردم شکل گرفته است، تصویر دولتی با مسؤولان ناکارآمد، سست و بی‌خیال است! با رکوردزنی قیمت طلا و ارز، اکنون این سوال جدی در ذهن مردم شکل گرفته است که این بحران سکه و ارز واقعا حاصل تحریم‌هاست؟! یا حتی برخی در اینکه این وضعیت حاصل ضعف مدیریت و غیرعامدانه باشد تردید دارند! در نگاهی مثبت اما مردم زیاد تکرار می‌کنند که مشکلات اقتصادی کشور نه حاصل تحریم‌های نیامده، بلکه ناشی از سوءمدیریت مدیران است. مشخصا تصویر دولت در چشم مردم تصویر یک گروه توانا و کارآمدی که در تلاش و تکاپو هستند، نیست! خاصه آنکه این دولتمردان پیش از سال 92 شعارشان این بود که 20 درصد از مشکلات محصول تحریم‌هاست و 80 درصد به واسطه سوءمدیریت و بی‌تدبیری مدیران وقت حاصل شده است!
پرده سوم: از منظر دولت
به نوعی می‌توان دوران ریاست‌جمهوری آقای روحانی را دوران «حکمرانی ابهام» نامید. بیت ا‌لغزل این حکمرانی ابهام هم، داستان برجام بود. با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و با گره زدن اغراق‌گونه وضعیت اقتصادی کشور به تحریم‌ها قریب به 2 سال ظرفیت‌های کشور معطل برجام و توافق با آمریکا و اروپا شد؛ 2 سالی که فضای اقتصادی کشور در ابهام توافق و جزئیات آن بود. جالب آنکه پس از 2 سال مذاکره هم توافقی شکل گرفت که خود نیز دارای نقاط ابهام‌آمیز بود! نامه مهم رهبر انقلاب درباره اجرای برجام به رئیس‌جمهور و تاکید ایشان بر اینکه برجام دارای نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری است از اسناد مکتوبی است که شاید آیندگان بیشتر و عمیق‌تر بر مفاد و جزئیات آن و دلایل عدم تحقق آن تامل کنند!  بعد از اجرای برجام نیز به دلیل ضعف‌های ساختاری و مبهم آن و همچنین سیاست کاخ سفید در ابهام‌آفرینی درباره برجام، تحریم‌ها باقی ماند و رسید به وضعیتی که امروز شاهد آن هستیم. ابهام و ضعف ساختاری برجام، اجرای سناریوی «التهاب و ابهام برجام» را برای آمریکا ممکن کرد که یک هد‌‌ف مشخص را د‌‌نبال می‌کرد‌‌ و آن بی‌بهره و بی‌نصیب گذاشتن ایران بود از منافع برجام در قبال امتیازهایی که داده بود و امروز این ابهام به بسته اروپایی و اما و اگرهای آن منتقل شده است و همچنان ادامه دارد! هاله خاکستری ابهام پیرامون شفافیت دولت در موضوع ارز و سیاست‌های ارزی نیز نمونه‌ای دیگر از پرونده‌های مبهم این دولت پرابهام است؛ تا جایی که رهبر معظم انقلاب تیرماه گذشته در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور دستور فرمودند ضمن رسیدگی به موضوع، گزارش دقیقی تهیه و به محضر ایشان ارسال شود. این روزها لایحه شفافیت از سوی مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست‌جمهوری منتشر شده و در حال بررسی و ارزیابی کارشناسان است. موضوعی که کورسوی امیدی را برای کاهش ابهامات موجود روشن کرده است و می‌توان آن را گامی در جهت مدیریت ابهام تلقی کرد اما نگاهی به وضعیت قوانین مشابه قبلی این هشدار را به ما می‌دهد که ابهام همچنان پابرجا خواهد بود.
قوانین مشابه دیگری مانند «قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات»، «قانون ارتقای سلامت نظام اداری» یا موادی از «قانون مدیریت خدمات کشوری» و قانونی به نام «قانون رسیدگی به دارایی مقامات، مسؤولان و کارگزاران» نیز قبلا وجود داشته که به اجرا درنیامده و شکست خوردند. حال نویسندگان پیش‌نویس «لایحه شفافیت» باید پاسخ دهند که چرا این قوانین در این زمینه اجرا نشد؟ دوم باید پاسخ دهند ساختار بروکراتیک قوه مجریه چه مولفه‌ها و ویژگی‌هایی دارد که مطلقا تمایلی به انتشار اطلاعات ندارد؟! هرچند در این زمینه سایر قوا نیز وضعیت مناسبی ندارند.
در شرایطی که جنگ اقتصادی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران به راندهای پایانی خود نزدیک می‌شود، اتاق جنگ وزارت خزانه‌داری آمریکا بویژه در طول یک دهه گذشته موفق شده خاکریزهای خود را به درون مرزهای ایران کشیده و نمایندگان و شعباتی را در کشورمان دست و پا کند!  در این فضای مبهم و فتنه‌خیز، اقدامات انقلابی، قاطع و ابهام‌زدای رئیس‌جمهور و تیم اقتصادی دولت در کنترل قیمت‌ها و جلوگیری از افزایش سرسام‌آور قیمت ارز و سکه یک ضرورت انکار‌ناپذیر است.
اتخاذ تصمیمات مهم در شرایط سخت امروز کشور برای مقابله با فشارهای اقتصادی و شفاف کردن آینده پیش رو نیاز به عزم و اراده‌ای انقلابی، قاطعیت در برخورد با کم‌تحرکی و ضعف برخی مدیران و گفت‌وگوی شفاف و صادقانه با مردم دارد. در غیر این صورت ادامه روند امروز و عدم اقدام قاطع در وضعیت مبهم موجود، این پیام را خواهد رساند که شاید از سوی برخی مدیران «سیاست ابهام‌آفرینی تعمدی» (Policy of deliberate ambiguity) در کشور دنبال می‌شود تا جامعه را به سمت آدرس غلطی که از بیرون فریاد زده می‌شود هدایت کنند! آن موقع پشیمانی از کفران نعمتِ فرصت خدمت به مردم سودی نخواهد داشت!
سوال از رئیس‌جمهور با 5 محور اقتصادی در مجلس شورای اسلامی واکنشی بود هر چند دیرهنگام به ابهامات موجود در تصمیمات اقتصادی دولت.
باید منتظر ماند و دید کنش عملی اقتصاد کشور و ابهامات موجود با پاسخ‌ها و اقدامات دولت مرتفع خواهد شد یا داستان مبهم سکه و ارز و به تبع آن اقتصاد کشور در این دولت ادامه خواهد داشت؟!


Page Generated in 0/0035 sec