printlogo


کد خبر: 197891تاریخ: 1397/6/11 00:00
گزارش «وطن امروز» از رابطه کدهای هلسینکی تا افشاگری کوهن
ماراتن سرد

فرشاد گلزاری: «قرار نیست اقدامات وزارت دادگستری آمریکا تحت تاثیرهای نادرست ناشی از ملاحظات سیاسی قرار بگیرد». این عبارت، بخشی از انتقاد «جف سشنز» دادستان کل (وزیر دادگستری) آمریکا در واکنش به توئیت‌های دونالد ترامپ علیه دستگاه قضایی ایالات‌متحده است. اصل ماجرا از این قرار است که «مایکل کوهن» وکیل پیشین ترامپ به همراه «پل مانافورت» مدیر سابق کمپین انتخاباتی‌ او در سال 2016، در وزارت دادگستری محکوم شده‌اند و اظهارات هر دوی آنها فعلاً بحث فساد اخلاقی ترامپ را تایید کرده اما درباره دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا همچنان نکات مغفولی وجود دارد، چرا که ترامپ هر کاری می‌کند تا خود را از ارتباط مستقیم با روسیه تبرئه کند. برای روشن شدن این موضوع باید کمی به عقب برگردیم.
مدتی از اولین دیدار روسای‌جمهور آمریکا و روسیه در هلسینکی گذشته و تمام رسانه‌ها (اعم از مکتوب و دیجیتال) در فضای داخل و خارج از کشور به دنبال نگارش و انتشار گزارش‌های خبری و تحلیلی برای کالبدشکافی این دیدار و حتی آینده‌پژوهی روابط واشنگتن و مسکو بوده‌اند اما بیشتر متون منتشر شده صرفاً به تشریح و تحلیل ابعاد سیاسی و اختلافات میان 2 طرف پرداخته است. حتی دیده می‌شود محوریت برخی تولیدات رسانه‌ای، زبان بدن و کمرنگ بودن نقش میدانی ترامپ نسبت به پوتین در کنفرانس خبری مشترک را پوشش داد و برتری حاکم کرملین را به تصویر ‌کشید. البته این مدل از جمع‌بندی که به صورت عام در مطبوعات و رسانه‌ها به چشم می‌خورد در گذشته نیز سابقه داشته است.
به عنوان مثال قبل و بعد از مذاکره میان دونالد ترامپ و کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی رسانه‌ها بر اساس ذات و ماهیت خود اقدام به اطلاع‌رسانی و انتشار گمانه‌زنی‌های متعددی کردند که بخش اعظمی از آنها پس از دیدار 2 طرف عملاً غلط از آب درآمد. حتی پس از امضای سند توافقات میان واشنگتن و پیونگ‌یانگ، تا امروز هم بیشتر تحلیل‌ها نامفهوم و کنگ هستند، دلیل آن هم سرعت وقوع تحولات است که بر آمده از اظهارنظرها و مواضع طرفین بوده است. به گونه‌ای که اظهارنظر یک مقام (ولو جایگاه آن درجه دوم یا سوم باشد) براحتی خط سیر تحولات را تغییر می‌دهد. این مدل نه تنها درباره دیدار هلسینکی صدق می‌کند، بلکه باید آن را منشأ درگیری‌های داخلی آمریکا میان ترامپ و دستگاه قضایی دانست.
چه مؤلفه‌ای دیده نشد؟
قبل از آنکه دیدار پوتین و ترامپ آغاز شود (با فاکتور گرفتن تاخیر رئیس‌جمهوری روسیه) اعتراضات از سوی دموکرات‌ها همانند گذشته ادامه داشت و حتی درخواست لغو آن از سوی لیبرال‌های کنگره به سرعت توسط کاخ‌سفید پاسخ داده شد. اما پاسخ مثبت نبود، بلکه رسماً دیدار فی‌مابین تایید شد و خبری از لغو آن به گوش نرسید. کمی آن‌طرف‌تر، در منطقه لنگلی واقع در ایالت ویرجینیا اما اوضاع به صورت دیگری در حال رقم خوردن بود. تحلیلگران و افسران میز روسیه در سازمان سیا خشم خود را با نوشیدن قهوه‌های غلیظ فرو می‌بردند و تمام نگاه‌شان به ساعت‌ بود تا ببینند ترامپ در کنفرانس خبری خود با «افسر اطلاعاتی شوروی سابق» چگونه سخن می‌گوید.
نقطه مغفولی که هیچکس بدان توجه نمی‌کند، این است که «سرویس‌های اطلاعاتی، جهان را جهت می‌دهند!» این عبارت همان مولفه‌ای است که در طول کنفرانس خبری پوتین و ترامپ نمایان بود و تا لحظه آخر هم ادامه داشت و در طول دهه‌های آینده هم ادامه خواهد داشت. واقعیت این است که کدهای جاری حین و پس از دیدار روسای جمهور آمریکا و روسیه به صورت واضح نشان داد این دیدار جنگ 2 سرویس اطلاعاتی با یکدیگر بود تا مذاکره 2 ابرقدرت شرقی و غربی. باید باور کرد که جنگ سرد همچنان پابرجاست و خبری از ریزش دیوارهای این تقابل پنهان وجود ندارد. باید پذیرفت سرویس‌های اطلاعاتی بویژه در روسیه و آمریکا حکم خط‌دهنده اصلی در کشور را دارند که البته منافع و دستاوردهای آن میان سطوح قدرت تقسیم می‌شود. اگر بخواهیم این معادله را در دیدار اخیر 2 طرف واکاوی کنیم باید برخی مولفه‌ها را همانند پازل در کنار یکدیگر قرار دهیم.
1- بازداشت 12 مامور امنیتی روسیه: 3 روز قبل از دیدار پوتین و ترامپ «رود روزنستاین» معاون دادستان کل آمریکا از شناسایی 12 مامور اف‌اس‌بی (سازمان امنیت فدرال روسیه) با اتهام دخالت در انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 آمریکا خبر داد. بزه انتسابی به آنها، ارتکاب جرائم رایانه‌ای در ارتباط با هک رایانه‌های دموکرات‌ها و هیلاری کلینتون، نامزد آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری بود. این موضوع دقیقاً شلیک تیر اخطار سیا به ترامپ و شخص پوتین به علاوه سرشبکه‌های سرویس اطلاعاتی روسیه بود.
2- دستگیری ماریا بوتینا: یک روز قبل از دیدار 2 طرف، خبری مبنی بر دستگیری خانم 29 ساله‌ روس‌تبار به نام «ماریا بوتینا» به اتهام تبانی با گروه‌های سیاسی بویژه انجمن ملی سلاح آمریکا با هدف تاثیر گذاشتن بر سیاست‌های این کشور منتشر شد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد بوتینا به دلیل اینکه به مقام‌های آمریکایی اعلام نکرده که از جانب دولت روسیه فعالیت می‌کند، قوانین ایالات‌متحده را نقض کرده و روابطی نزدیک با یکی از مقام‌های روس داشته است. جالب اینجاست که دستگیری وی روز یکشنبه (یک روز قبل از دیدار در هلسینکی) انجام شده و او را روز دوشنبه (موعد دیدار و چند ساعت قبل از دیدار ترامپ و پوتین) به دادگاه احضار کرده‌اند. این پرونده دقیقاً نشان می‌دهد بدنه ضد روس حاضر در سازمان سیا (شامل مدیران ارشد، میانی و افسران تماس) که گرایش اکثر آنها به سمت دموکرات‌هاست، نه تنها از دیدار ترامپ با پوتین بشدت ناراضی هستند، بلکه به دنبال ضربه زدن و کانالیزه کردن این مناسبات هستند.
این دو مولفه، از حیث ساختارشناسی امنیتی در زمره کدهای اضطراری و فوری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد که هدف آن تخریب حداکثری در حداقل زمان موجود است. سیا به صورت کاملاً مشهود به دنبال آن بود تا بتواند قبل از دیدار حاکمان کرملین و کاخ‌سفید از این کدها استفاده کند که البته این موضوع مقطعی نبود و حتی حین کنفرانس خبری و پس از آن هم ادامه داشت، چرا که اخیراً «رابرت دریسکول» وکیل بوتینا اعلام کرده تاریخ دادگاه موکلش مشخص نیست اما قرار بر این است در مورد حبس خانگی وی توسط قضات پرونده (بخوانید افسران سیا) تصمیم‌گیری شود.
رمزگشایی شکلی و ماهوی از کنفرانس خبری  
در کنفرانس خبری رؤسای جمهور آمریکا و روسیه اتفاقات جالبی رخ داد اما محوریت آن سوریه، اوکراین، ناتو، شرق اروپا و حتی برجام و اعمال تحریم علیه مسکو نبود. ماهیت کنفرانس خبری پوتین و ترامپ را باید در راستای همان جنگ سردی دانست که از زمان انتخابات ریاست‌جمهوری و اعلام نتیجه آن مبنی بر پیروزی محافظه‌کاران شروع شد و با اخراج دیپلمات‌های 2 طرف قوت گرفت و در نهایت به این سطح از جدال رسید. یکی از خبرنگاران آمریکایی در سوالی که از پوتین پرسید، رسماً مسکو را بر اساس اسناد ارائه شده از سوی سیا و وزارت دادگستری آمریکا به دخالت در انتخابات متهم کرد اما جواب پوتین بسیار مهم و البته تامل‌برانگیز بود. او این‌بار در موضعی کاملاً متفاوت ظاهر شد و خطاب به این خبرنگار گفت: من سال‌ها به عنوان افسر اطلاعاتی در دوران شوروی (در آلمان شرقی) مشغول به خدمت بوده‌ام و ساز و کارهای امنیتی برای پرونده‌سازی را بخوبی می‌شناسم اما شما باید بتوانید این موضوع را اثبات کنید! این اظهارات باز هم نشان می‌دهد چگونه دیواره‌‎های جنگ سرد تا به این سطح بالا آمده و افسران سرویس‌های 2 طرف در پشت آن دست به ماشه ایستاده‌اند.
در جایی دیگر شاهد اهدای توپ جام جهانی از سوی پوتین به ترامپ بودیم که در نگاه اول بسیار عادی به نظر می‌رسد. آنجا که پوتین به ترامپ می‌گوید «حالا توپ در زمین شماست»، این تنها به این معنا نیست که اختیار انتخاب برای ادامه روابط به ترامپ داده شود، بلکه به این معناست که پوتین به دنبال یارکشی از درون خاک آمریکا به نفع خود است. به عبارت دیگر او در حال تفکیک دولت آمریکا از سازمان‌های اطلاعاتی این کشور است. این اظهارات به حدی درون‌مایه امنیتی داشت که «لیندزی گراهام» سناتور کارولینای جنوبی درباره هدیه پوتین به ترامپ با حالت شوخی و تمسخر می‌گوید: «اگر من بودم، توپ فوتبال (هدیه پوتین) را چک می‌کردم که وسایل شنود در آن وجود نداشته باشد». جالب آنجاست که بعدها اظهارات او به واقعیت پیوست و بلومبرگ خبری را مبنی بر قرار گرفتن تراشه امنیتی در این توپ منتشر کرد که «سازمان خدمات سری آمریکا» (مسؤول بازبینی هدایای اهدایی به رئیس‌جمهوری آمریکا) این موضوع را به صورت کامل تایید نکرد.
این مجادله پنهان به همین جا ختم نشد. اندکی پس از کنفرانس خبری، «کریس والاس» خبرنگار شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز در پایتخت فنلاند با رئیس‌جمهوری روسیه مصاحبه‌ 35 دقیقه‌ای ترتیب داد. اوضاع بر وفق مراد پوتین بود تا اینکه والاس سوالات خود را به سوی دخالت روسیه در انتخابات 2016 آمریکا جهت داد و پوتین دوباره این موضوع را رد کرد. خبرنگار بلافاصله چند برگ از گزارش وزارت دادگستری آمریکا را که به اتهامات 12 مامور روسیه در آمریکا در خصوص دخالت در انتخابات اخیر اشاره کرده بود به پوتین ارائه داد اما او از تحویل گرفتن برگه‌ها امتناع کرد! نکته مهم این حرکت، تنها غافلگیری پوتین نبود، بلکه باید دانست چرا خبرنگار منتسب به شبکه‌ای که ترامپ مدام از آن تعریف و تمجید می‌کند دقیقاً در سناریوی سیا و علیه ترامپ بازی می‌کند؟ ترامپ 3 روز پس از دیدار خود با پوتین (پنجشنبه) طی چند پیام توئیتری، حملات گسترده‌ای را به رسانه‌های آمریکا صورت داد که البته مسبوق به سابقه است اما در نهایت در توئیتی دیگر از خبرنگاران و کارکنان شبکه خبری «فاکس نیوز» تشکر کرد!
باید سوال شود که چرا شبکه مورد علاقه و مورد تایید وی دقیقاً بر ضد او کار می‌کند؟ درست است که رسانه‌ها در غرب و اروپا از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند اما در مورد این پرونده نمی‌توان براحتی باور کرد که هیچ پشت پرده‌ای با محوریت آژانس اطلاعات مرکزی وجود ندارد. نکته مهم‌تر پیشنهاد ترامپ مبنی بر حضور بازرسان آمریکایی (بخوانید افسران اطلاعاتی) در مسکو برای تحقیقات از متهمان پرونده انتخابات 2016 است که پوتین این امر را مشروط به حضور بازرسان روسیه در خاک آمریکا دانست! پوتین به صورت خیلی واضح این پیام را مخابره کرد که می‌داند در پس این پرونده برخی دموکرات‌ها و جامعه اطلاعاتی آمریکا حضور دارند.
«سشنز و برنان» مؤلفه‌های گروکشی در استیضاح
تا به اینجا کاملاً مشخص است که چالش ترامپ و پوتین در خاک ایالات متحده، دموکرات‌ها هستند، پس قدم بعدی مسدود کردن کانال‌های نشت اطلاعات است. شروع این سناریو با دستور ترامپ علیه «جان برنان» رئیس سازمان سیا در دولت دوم اوباما بود. دستور مذکور تمام دسترسی‌های برنان به اطلاعات محرمانه را به صورت موقت لغو کرد و در مقابل برنان، ترامپ را تهدید به شکایت کرد. این بدان معنی است که ترامپ و تیم او به دنبال آن هستند تا تمام منافذ خروج اطلاعات را مسدود کنند که مهم‌ترین آن بحث هرگونه ارائه اطلاعات از دخالت احتمالی روسیه در انتخابات 2016 است. اما این آخر کار نبود و اخیرا همان‌طور که در ابتدا  گفته شد قطب‌نمای حذف مخالفان کاخ‌سفید به سمت وزیر دادگستری چرخیده است.
دلیل این موضوع هم کاملاً مشخص است؛ به طور کلی ترامپ به دنبال آن است تا با شخصی که دست به افشاگری علیه او بزند برخورد سخت کند. حال این برخورد می‌تواند مسدود کردن دسترسی و محدود کردن اختیاراتش باشد یا اینکه به برکناری او منجر شود. اینکه اخیراً او می‌گوید اگر استیضاح شود و مورد بازخواست قوه مقننه آمریکا قرار گیرد اقتصاد ایالات‌متحده به سمت سراشیبی می‌رود موضوع قابل توجهی است که در آن چند نکته وجود دارد؛ اول اینکه او در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره از خیزش احتمالی دموکرات‌ها بشدت هراس دارد و می‌داند که در درون سازمان سیا بسیاری مشتاق هستند تا او و نئوکان‌های همراهش را حداقل در کنگره آمریکا به زمین بزنند که طبیعتا می‌تواند چالشی پیچیده و چند ضلعی برای او درست کند.
دوم اینکه ترامپ سعی دارد با پیش کشیدن مباحث اقتصادی، دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش را بسیار پربار جلوه دهد. او به دنبال «تیتر»هایی است که جمهوری‌خواهان و عملکرد خودش را تحسین کنند؛ حال این تیتر در توئیتر باشد یا روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها. ترامپ بر این عقیده است که پروژه‌های اقتصادی که با عربستان (سرمایه‌گذاری 400 میلیاردی سعودی در آمریکا به علاوه خرید تسلیحات 110 میلیاردی) به امضا رسانده یا تحمیل هزینه‌های جاری ناتو به اروپا به همراه جنگ تعرفه‌ای با چین و آلمان موجب می‌شود سرمایه‌ها از خارج به داخل سرازیر شده یا حداقل آمریکا بر اساس تئوری مونروئه نگاه اقتصادی و سیاسی خود را از خارج به داخل معطوف کند، لذا او این هشدار را می‌دهد که اگر استیضاح او کلید بخورد و قرار باشد همانند نیکسون در قضیه واتر گیت با چشمان گریان استعفا بدهد، بدون تردید اقتصاد آمریکا به بن‌بست خواهد رسید، چرا که پروژه‌های او را ناتمام گذاشته‌اند.
مردم چه می‌گویند؟
به‌رغم اعتراضات خیابانی که در ایالات‌متحده با موضوعات مختلف شکل می‌گیرد، مردم آمریکا اساساً خود را درگیر اخبار یا زد و خوردهای سیاسی در داخل آمریکا نمی‌کنند. به عنوان مثال زمانی که شما به ایالتی مانند آیووا که ایالت بیست‌ونهم در ساختار ایالات‌متحده شناخته می‌شود و در انتخابات ریاست‌جمهوری جایگاه ویژه‌ای دارد قدم می‌گذارید، هیچ خبری از صحبت‌های درگوشی یا نزاع‌های حزبی نمی‌بینید و حتی بسیاری از آنها نمی‌دانند وزیر خارجه کشورشان کیست یا رئیس جمهوری 2 روز قبل در نطق خود چه گفته است، چرا‌که آنها همانند مردم ایران یا کشورهای اروپایی و خاورمیانه‌ای درگیر اینگونه مسائل نیستند و اصالتاً تا حد زیادی از حاکمان خود حرف‌شنوی دارند یا کلاً اهمیتی برای این موضوع‌ها قائل نمی‌شوند. از این منظر ترامپ برای تحریک کردن مردم بویژه طرفداران خود به دنبال آن است تا مسائل اقتصادی را پیش بکشد و قدری برای خود جای تنفس باقی بگذارد تا بتواند بر محاصره دموکرات‌ها و راه‌های مقابله با آن معطوف شود.  
فرجام سخن
دیدار پوتین و ترامپ در هلسینکی به صورت واضح نشان می‌دهد که جنگ سرد همچنان ادامه دارد و اظهارات پوتین 3 روز پس از دیدارش با رئیس جمهوری آمریکا گویای این ادعاست. او در سخنرانی خود در نشست سفرا و نمایندگان دائم روسیه در مسکو رسماً اعلام می‌کند: «اگرچه واشنگتن و مسکو روند تغییرات مثبت در روابط دوجانبه را آغاز کرده‌اند اما روابط میان این دو کشور از بسیاری جهات نسبت به زمان جنگ سرد بدتر است». این اظهارات ما را به یاد دیدار «جرالد فورد» رئیس‌جمهور اسبق آمریکا و «لئونید برژنف» از رهبران اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1975 در هلسینکی می‌اندازد. در آن دیدار 2 طرف به همراه ۳۳ کشور دیگر، توافق هلسینکی در زمینه کاهش تنش دوران جنگ سرد را امضا کردند. پس از آن در اوایل دهه 90 میلادی «بوش پدر» با «میخائیل گورباچف»‌ آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی در هلسینکی دیدار داشت و درباره حمله عراق به کویت گفت‌‌وگو کرد که پس از آن آمریکا به بغداد حمله کرد. کمی بعد در سال 1997، «بیل کلینتون» دیداری با «بوریس یلتسین» در هلسینکی داشت و درباره توسعه ناتو به کشورهای حوزه بالتیک گفت‌وگو کرد. نکته قابل توجه این است که پس از پایان 3 دیدار قبلی، رهبران شوروی و روسیه فعلی به حاشیه رانده شدند و این وضعیت در مورد پوتین هم تا حدودی صدق می‌کند، چرا که او در انتخابات بعدی نمی‌تواند نامزد شود و از این جهت باید دید آیا مناقشات 2 قدرت در طول مدت حیات سیاسی پوتین کاهش پیدا می‌کند یا خیر. اما آنچه واضح است، ادامه جنگ سردی است که سیا علیه ترامپ با محوریت دخالت روسیه در انتخابات 2016 به راه انداخته و حتی ممکن است دامنه آن به افشاگری‌های دیگر درباره دامادش (جراد کوشنر) و عمیق شدن اطلاعات فساد اخلاقی و مالی وی گسترش یابد. 
 


Page Generated in 0/0035 sec