printlogo


کد خبر: 196122تاریخ: 1397/5/7 00:00
گفتاری از حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان در نشست تخصصی بررسی نقش مطبوعات در بسترسازی کودتای 28 مرداد
همدستی مطبوعات طرفدار مصدق علیه مصدق!

موضوع نقش مطبوعات در بسترسازی کودتا را از 2 جنبه و در 2 بخش مورد بررسی قرار داده‌ام؛ یکی نقش مطبوعات مخالف مصدق که مستقیماً در بسترسازی کودتای 28 مرداد نقش داشتند و دوم مطبوعات وفادار به مصدق. ولی امروز موضوع اصلی صحبت من راجع به مطبوعات طرفدار مصدق است که زمینه‌هایی برای ایجاد تنفر شدید نیروهای مذهبی نسبت به دولت مصدق ایجاد کردند. متأسفانه این موضوع کمتر مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است. سازمان سیا در آستانه کودتا، طرحی فرهنگی را به نام «بدامن» تهیه کرد تا بستر کودتا را از لحاظ فرهنگی فراهم کند. این طرح شامل تهیه مقالات، کاریکاتور، شایعه‌سازی و پخش اطلاعات و اخبار جهت‌دار برای تضعیف دولت مصدق است. در این طرح پیش‌بینی شده بود نمایندگان مجلس، مطبوعات، روزنامه‌نگاران، مطبوعات خارجی، بازار و روحانیت را علیه مصدق به کار گیرند. سازمان سیا مقالات و کاریکاتورهایی را علیه مصدق تهیه و از آمریکا ارسال کرد تا در مطبوعات مخالف مصدق در ایران به چاپ برسد. در اجرای این بخش از طرح، تنها توانستند نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران موفقیت به دست آورند و نسبت به سایر اجزای پیش‌بینی شده بویژه روحانیت ناکام ماندند.  مهم‌ترین نقش مطبوعات در سرنگونی دولت مصدق در روزهای 27 و 28 مرداد بود. سفارت آمریکا صبح 25 مرداد 2 خبرنگار نیویورک‌تایمز را به ملاقات سرهنگ «فضل‌الله زاهدی» برد. در این جلسه «اردشیر زاهدی» اصل فرمان نخست‌وزیری پدرش را به آنها نشان داد و سپس نمونه‌های عکسبرداری شده را در اختیار آنان قرار داد. مأموران سیا با کمک برادران رشیدیان و سرهنگ زاهدی بیانیه‌ای تهیه کردند و به امضای وی رساندند. همچنین یک مصاحبه مطبوعاتی به نام زاهدی جعل و تکثیر کردند. همه این موارد، یعنی تصویر حکم نخست‌وزیری زاهدی، مصاحبه جعلی و بیانیه زاهدی را در اختیار مطبوعات داخلی گذاشتند. در روزهای 27 و 28 مرداد حکم نخست‌وزیری، بیانیه و مصاحبه جعلی وی در روزنامه‌ها درج شد. انتشار این سه خبر موجب شد مشروعیت مصدق را نزد بسیاری از مردم خدشه‌دار و مشروعیت زاهدی را تثبیت کنند. علاوه بر این، انتشار این مطالب موجب جرأت یافتن و امیدواری مخالفان مصدق و ناامید شدن طرفداران وی شد.  از این قسمت می‌گذرم و به بخش دوم می‌رسم. بسیاری از مطبوعات حمایتگر مصدق با حمله به مذهب و روحانیت، نفرت نیروهای مذهبی را نسبت به مصدق برانگیختند. پس از آشکار شدن اختلافات مصدق و کاشانی، روزنامه‌های طرفدار مصدق؛ باختر امروز، توفیق، حکیم‌باشی، نیروی سوم، شورش، جبهه آزادی، حریق، پرخاش و خروش؛ حملات سختی را علیه کاشانی آغاز کردند. آیت‌الله کاشانی را عامل اجنبی قلمداد کردند و حتی سیادت او را انکار کردند. با زشت‌ترین کاریکاتورها، پرچم انگلیس را روی عمامه این شخصیت روحانی و ضدانگلیسی کشیدند. حتی نوشتند «کاشانی ختنه نشده است».  طرفداران دولت به روزنامه‌های موجود اکتفا نکرده و شروع به گرفتن جواز برای درهم کوبیدن نیروهای مذهبی کردند. روزنامه شورش به مدیریت «کریم پورشیرازی» رذالت را به سر حد امکان رساند. این روزنامه در تاریخ 6/4/32 نوشت: «کاشانی جاسوس و دزد دیگر از جان مردم محروم ایران چه می‌خواهد». در 13/4/32 هم نوشت: «کاشانی قصد فرار دارد. نگذارید کاشانی جاسوس به فلسطین فرار کند». آیت‌الله کاشانی شخصاً با مصدق تماس تلفنی برقرار کرد و گفت: جناب آقای نخست‌وزیر! گذشته از سوابق دوستی طولانی، چگونه اجازه می‌دهید در روزنامه شورش اینچنین مرا مورد اهانت قرار دهند. مصدق در جواب گفت: آقا! روزنامه مال ملت است. کاشانی جواب داد: «آقا! کریم پورشیرازی در دربند یک ویلای دولتی دارد و ماهانه از بیمه حقوق یک وزیر دریافت می‌کند، به کمر اسلحه می‌بندد، حال، او شده ملت و ما ضدملت؟!» روزنامه‌های وابسته به حزب توده نیز در حمایت از مصدق، بارها و بارها از آیت‌الله کاشانی به عنوان رهبر ارتجاع نام بردند و شدیداً وی را مورد حمله قرار دادند. حملات روزنامه‌های طرفدار مصدق علیه کاشانی موجی از نفرت علیه مصدق در حوزه‌های علمیه ایجاد کرد. عده‌ای از علمای نجف ضمن صدور نامه‌ای خطاب به آیت‌الله بهبهانی نوشتند: «اخیراً مسموع شده است بعضی از اشخاص مختلف نسبت به مقام شامخ روحانیت و مخصوصاً حضرت مستطاب آیت‌الله آقای حاج سیدابوالقاسم کاشانی دامت برکاته العالی مطالب توهین‌آمیز و جسارت‌آمیزی منتشر نموده و مسؤولان امر در صدد رفع و منع برنیامده‌اند». علمای نجف اخطار کردند جامعه روحانیت ادامه این امر را غیر قابل اغماض می‌داند. فضلای قم هم به رهبری آیت‌الله «سیدمحمود قمی» پدر آیت‌الله «سیدصادق» که نقش بسیاری در بسیج توده‌های برای ملی شدن نفت از خود نشان داد، ضمن بیانیه‌ای اعلام کردند ورق‌پاره‌های ضددین و ضدوطن به منظور حمایت از دولت منتشر می‌شود. در این بیانیه آمده است: «تلقین روزنامه‌ها برای تخریب اساس روحانیت و ملیت است و به مقام مقدس حضرت آیت‌الله کاشانی که موجب افتخار و مباهات کلیه مسلمین جهان خاصه ملت ایران است، اهانت نموده‌اند. فضلای قم در این بیانیه از مجلس و دولت خواستند از چاپ این نشریه‌های ضددین و ضد وطن جلوگیری نمایند».  روزنامه «شورش» به مدیریت «کریم‌پور» که در افراط به اوج رسیده بود، بی‌طرفی «فلسفی» را نسبت به مصدق برنمی‌تافت. 25 مرداد 31 در مقاله‌ای به دفاع از مصدق نوشت: «فلسفی واعظ‌نما کسوت روحانیت را وسیله جاسوسی و خدمت به انگلیس قرار داده است.» کریم‌پور در این مقاله خواستار محاکمه وی شد و پیشاپیش حکم وی را چنین صادر کرد: «کسوت روحانیت از تن کثیف او منتزع و ریش و سبیل او نیز تراشیده و در ملأ‌عام سنگسار و لجن‌بار شود و اموالش نیز مصادره گردد». اگر می‌خواهید تأثیر توهین به شخصیتی روحانی چون آقای فلسفی را بین مراجع و علما درک کنید اجازه دهید به واقعه‌ای که پیش از آن در چهارم خرداد، مطابق با اول رمضان در مسجد سلطانیه (امام خمینی فعلی) اتفاق افتاد، اشاره کنم. طرفداران مصدق در آن روز با فرستادن صلوات‌های مکرر مانع ادامه سخنرانی آقای فلسفی شدند. این خبر چنان عکس‌العملی در حوزه‌ها ایجاد کرد که آیت‌الله کاشف‌الغطاء از نجف، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری و امام خمینی از قم، آیت‌الله کمالوند از خرم‌آباد و بسیاری از روحانیون تهران با صدور اعلامیه‌هایی ضمن محکوم کردن این واقعه، نهایت تأسف خود را ابراز داشتند و آن را توطئه‌ای علیه اسلام اعلام کردند. امام خمینی در نامه خود ضمن اظهار تأسف شدید افزود: «انسان متحیر می‌شود که با این وضعیت چه کند. با این ترتیب چه امیدی می‌توان از اصلاح کشور داشت و به چه اشخاصی می‌توان اطمینان کرد.» این جملات نشان می‌دهد امام هم در آن زمان می‌گویند با این کارها دیگر اطمینان ما از دولت مصدق در حال سلب شدن است. امام از آقای فلسفی خواستند سنگر منبر را ترک نکند، زیرا مفسدین همیشه می‌خواهند امثال جنابعالی را از میدان بیرون کنند. اجازه بدهید خاطره‌ای از آیت‌الله شهید «قدوسی» نقل کنم: «سال‌های 57-56 که جوان بودیم و پرشور، از همه گروه‌هایی که علیه رژیم مبارزه می‌کردند حمایت می‌کردیم و اعلامیه‌های آنها را در مدرسه حقانی توزیع و نصب می‌کردیم. یک روز که داشتم یکی از اعلامیه‌های جبهه ملی را قرائت می‌کردم، آقای قدوسی مرا توبیخ کرد و گفت اشتباه می‌کنید. شما بدانید اگر مصدق حکومتش ادامه پیدا می‌کرد، از رضاشاه نسبت به روحانیت سختگیرتر و دیکتاتورتر بود. ایشان به اعلامیه‌ای که دولت مصدق صادر کرده و روحانیت را از دخالت در سیاست منع کرده استناد می‌کرد و نتیجه می‌گرفت در طول تاریخ شیعه و دولت‌های ایران تنها رضاشاه بود که در اطلاعیه‌ای‌ در زمان دولت مخبرالسلطنه، اعلام کرد روحانیت حق دخالت در سیاست ندارند. ایشان فرمود اطلاعیه دوم مربوط به دولت مصدق بود. ظاهراً منظور ایشان از اعلامیه دولت، اطلاعیه فرماندار نظامی دولت مصدق بود که رمضان 1331 منتشر شد. در این اطلاعیه فرمانداری نظامی رسماً اعلام کرد: «آقایان وعاظ محترم در منابر و سخنرانی‌های مذهبی خود تحت هیچ عنوان صریحاً یا تلویحاً در امور سیاسی مداخله نکنند. متخلف، هر کس و در هر کجا باشد، بلافاصله جلب و تحویل محکمه نظامی خواهد شد». به همین دلیل هم یکی از روحانیون به نام شیخ «محمد تهرانی» رئیس هیات قائمیه که روحانی متدین، با فضیلت و انقلابی بود- مرحوم شهید نواب او را مراد خودش خطاب می‌کرد- چون روی منبر از دولت مصدق انتقاد کرد، به موجب حکم فرمانداری نظامی در ماه رمضان دستگیر شد و تا پایان حکومت مصدق در زندان ماند. هر چه هم شخصیت‌های روحانی تلاش کردند ایشان را از زندان نجات دهند، نتوانستند و مصدق اعتنایی نکرد. مجموعه اینها موجب شد نسبت به دولت مصدق ذهنیت بسیار منفی در ذهن آنها ایجاد شود.  در پایان اجازه دهید به بخش دیگری از افراط‌گری‌های مطبوعات طرفدار مصدق بپردازم. سال 1332 هنوز بخشی از مردم و نخبگان معتقد بودند شاه مظهر وحدت ملی است و در غیابش کشور تجزیه خواهد شد. این سخن بحق یا ناحق اعتقاد بخش عظیمی از مردم بود. دکتر فاطمی بعد از شکست کودتای روز 25 مرداد نطق تندی علیه نظام شاهنشاهی ایراد کرد. این نطق به عنوان سرمقاله باختر به چاپ رسید و بعدازظهر نیز از رادیو پخش شد. طبق اسناد محرمانه سیا دکتر «دونالد ویلبر» یکی از اعضای سازمان سیا که نقش فعالی در کودتا داشت، در گزارش تحلیلی خود راجع به این سرمقاله آورده که این سرمقاله نقش زیادی در برانگیختن نارضایتی عمومی علیه دولت مصدق داشت. ممکن است نظر آقای ویلبر اغراق‌آمیز باشد ولی شعارهای تظاهرات خودجوش مردم جنوب تهران به نفع شاه تا حدی این نظریه را ثابت می‌کند.


Page Generated in 0/0041 sec