printlogo


کد خبر: 193624تاریخ: 1397/3/20 00:00
لزوم ارائه تحلیل درست از وضعیت برجام

از ابتدای فرآیند مذاکرات جبهه‌بندی‌ها عمدتا به 2 قسمت تفکیک می‌شد. قسمتی را موافقان تشکیل می‌دادند که عمدتا با عدم ورود در جزئیات مذاکرات و فرار از متن قائل به کاربلدی تیم مذاکرات بودند و در حوزه تخصصی حرفی برای گفتن نداشتند و عده‌ای نیز نقدهای فراوانی متکی به متن مذاکرات و واقعیات پیش ‌رو داشتند که عمدتا تمام توان دولت برای گرفتن صدای‌شان به کار گرفته می‌شد. در حالی که واقعیت جریان را این دو گروه تشکیل می‌دادند، دولت تلاش وافری برای معرفی دوقطبی دیگری داشت که عبارت بود از کاسبان تحریم و منجیان اقتصاد کشور. در این مناقشه سرانجام دولت با در اختیار داشتن ابزارهای قدرتمندش موفق به پیشبرد اهداف خود شد و توافقی با کیفیت برجام را به امضا رساند. چیزی که متکی به واقعیت نباشد سرانجام برای همه روشن می‌شود اما گویا دولت بنایی بر درک چنین واقعیتی ندارد و هنوز به شیوه نخ‌نمای خود تمسک می‌جوید. دولت در قبال خروج آمریکا از برجام معتقد است: در صورت نتیجه ندادن مذاکرات ایران با کشورهای اروپایی و «خروج ایران از برجام، همه چیز به حالت اول خود برمی‌گردد و تحریم‌های شورای امنیت بازمی‌گردد». در همین راستا رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام در پاسخ به این سوال که «اگر ایران به این نتیجه رسید که منافعش با برجام اروپایی تامین نشده و بخواهد از برجام خارج شود چه وضعیتی پیش خواهد آمد و آیا اروپا می‌تواند از مکانیزم حل اختلاف برجام استفاده کند» می‌گوید: «بله! اگر از برجام خارج شویم همه چیز به حالت قبل بازمی‌گردد؛ این‌ روشن است و چیز عجیب و غریبی نیست. اگر ما از برجام خارج شویم... تحریم‌های شورای امنیت هم بازمی‌گردد».
این اظهارات در حالی بیان می‌شود که گویا هنوز برجامی وجود دارد تا با سازوکار آن بخواهیم به ادامه مسیر بپردازیم! اما باید دانست با خروج آمریکا از برجام، دیگر این سند حقوقی موجودیتی نخواهد داشت تا از طریق بند 37 برجام اقدامی انجام شود و تحریم‌‌های 6 قطعنامه قبلی بازگردد. ساده‌تر آنکه دیگر برجامی نیست که رجوع به مواد 36 و 37 آن منجر به نتیجه‌ مورد اشاره (بازگشت تحریم‌ها) شود، چرا که آمریکا از آن خارج شده است. حضور اروپایی‌ها و سایر کشورها در برجام نیز اساسا تاثیری بر ماهیت برجام نمی‌گذارد، چرا که به گفته رئیس بانک مرکزی، برجام، تاکنون هیچ دستاوردی نداشته، ثانیا حدود 80 درصد تعهدات بدون فایده کشورهای 1+5 متوجه آمریکا بوده که با خروج آمریکا از برجام همین تعهدات نیم‌بند و عملی‌نشده نیز پوچ می‌شود و عملا چیزی از برجام باقی نمی‌ماند. بازگشت 6 قطعنامه قبلی شورای امنیت به لحاظ حقوقی فاقد اعتبار است زیرا مبنای صدور آنها حل مسائل باقیمانده یا پی‌ام‌دی(احتمال ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران) بود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی گزارشی به شورای حکام اعلام کرد با همکاری ایران موضوع PMD حل شد و دیگر موضوع باقیمانده نیست و آن را خاتمه یافته دانست. بنابراین از آنجایی که علت پیدایش و ماهیت وجودی 6 قطعنامه گذشته شورای امنیت از بین رفته است، امکان بازگشت نخواهد داشت.
رجوع به برجام به معنای به رسمیت شناختن قطعنامه‌‌های قبلی است. اگر اروپا در چنین شرایطی با آمریکا همراه شود و قصدشان تحریم مجدد ایران باشد، باید به شکل جداگانه، قطعنامه‌ای جــدیــد را پیش‌نویس کرده و برای تصویب به جلسه شورای امنیت ببرند. اما این اقدام نیز نیاز به حمایت روسیه و چین دارد که در شرایط فعلی احتمال وتــوی قطعنامه توسط این کشورها بسیار بالا است، چنانکه پوتین، رئیس‌جمهور روسیه پس از دیدار با مکرون  اعلام کرد «کشوری که به تعهدات خود عمل کرده را نباید مجـازات کرد». 
با این دلایل به نظر می‌رسد امکان جلوگیری از راه پرضرر برجام برای ایران وجود دارد و دولت نباید با ایجاد دوقطبی‌‌های کاذب و دور از واقعیت، به ادامه این مسیر غلط بپردازد. هر نوع اهمال و سستی در این قضیه به معنای بازی کردن با منافع مردم است و با وجود راه حلی برای رها شدن از آن، جز آسیب زدن به منافع ملی معنای دیگری نخواهد داشت.


Page Generated in 0/0030 sec