printlogo


کد خبر: 146599تاریخ: 1394/7/14 00:00
باید نظر آمریکایی‌ها را تمکین کنیم!

امیرعلی جهاندار: شنبه‌شب مرد اول جنگ روانی دولت به برنامه «متن، حاشیه» آمده بود تا توضیحاتی درباره سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و دستاوردهای آن بدهد. آشنا طبق معمول گزاره‌هایی را برای برچسب زدن به رسانه ملی کنار گذاشته بود اما در متن صحبت‌هایش چند نکته ظریف و قابل تأمل وجود داشت.
1- دو هفته اخیر را می‌توان اوج فشار افکار عمومی بر دولت به واسطه نمایان شدن نتیجه دیپلماسی منفعلانه 2 سال گذشته دانست که به موجب آن بیشترین توهین‌ها و تحقیر‌ها از سوی آل‌سعود به کشور وارد آمد اما در چنین شرایطی حسام‌الدین آشنا تلاش داشت با همان تخصص
خود - جنگ‌روانی- به روتوش و ترمیم چهره دولت بپردازد. آشنا درباره برخورد روحانی با فاجعه منا گفت: «پس از آنکه هواپیما در نیویورک فرود آمد و بعد از مدتی که معطل ماندیم، وزیر امور خارجه و نماینده ایران در سازمان ملل متحد و دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اجرایی وارد هواپیما شدند. آقای ظریف با چهره‌ای نگران  از رئیس‌جمهور سوال کرد  که آیا از عربستان خبر دارید و بعد به شرح واقعه پرداخت».
وی درباره عکس‌العمل آقای روحانی گفت: «آقای روحانی مرد جنگ‌دیده و مرد حادثه‌ها و بحران‌‌هاست. بعد از شنیدن خبر، چهره او درهم رفت و پرسیدند چند نفر فوت شده‌اند که دکتر ظریف، عددی را گفت. رئیس‌جمهور در ادامه گفت: شما برای این عدد، اینقدر نگران نشده‌اید و آقای ظریف عدد بیشتری را بیان کرد. رئیس‌جمهور این آمادگی را داشت تا به کشور بازگردد، او با معاون اول‌‌ در تهران صحبت کرد که در پی این تماس تلفنی از آخرین وضعیت مطلع شد و نظرش این بود که اگر در تهران این تصمیم وجود داشته باشد که او به کشور بازگردد، آمادگی بازگشت را دارد. بررسی‌های لازم انجام شد و جمع‌بندی این بود که حضور ریاست جمهور در سازمان ملل کمک می‌کند ابعاد بین‌المللی فاجعه منا مورد بررسی بیشتری قرار گیرد».
این تصویرسازی از روحانی و تلاش برای روتوش چهره روحانی در اذهان عمومی را بسیاری فرافکنی از بی‌تدبیری دولت نسبت به وقایع منا و نتایج حاصل از آن می‌دانند؛ چنانکه مساله از نگاه ناظر عمومی تنها محدود به آمدن یا نیامدن روحانی از این سفر نمی‌شود- اگرچه آن نیز بسیار مهم بود- اما بیش از این افکار عمومی مشکل را در روند 2 ساله‌ای می‌بیند که کار را به اینجا ختم می‌کند که حتی دیگر پاسپورت ایرانی برای وزیر مملکت نیز کارآیی ندارد و برای سفر مسؤولان کشور باید 4 بار تقاضای ویزای‌مان رد شود و در نهایت در مقابل امیر کویت زانو بزنیم.
جناب مشاور با ارائه یک درام فوق‌العاده و انتقال احساسات رئیس‌جمهور و ظریف با تمام حس خود و بغض در گلو درباره حادثه منا، تصویر رئیس‌جمهور را به‌گونه‌ای بازنمایی کرد که انگار فعال‌ترین فرد و در عین حال محزون‌ترین ایرانی و البته تاثیرگذارترین آدم در تغییر معادله ایران و آل‌سعود و بازگردانده شدن جان‌باختگان فاجعه منا، روحانی بوده است! حال آنکه همه می‌دانیم چه چیز این معادله را تغییر داد و کدام سخنرانی در ظرف چند ساعت همه چیز را عوض کرد.
2- اما نکته مهم‌تر و ظریفی که کمتر رسانه‌ای به آن توجه کرد پاسخ آشنا به ماندن یک ساله نماینده ایران پشت درهای سازمان ملل به‌خاطر ندادن ویزا توسط آمریکایی‌ها بود. پاسخی که از آن چند نتیجه مهم گرفته می‌شود. آشنا در پاسخ می‌گوید: «بین سازمان ملل و ایالات متحده توافقنامه‌ای درباره سفرا وجود دارد ولی متأسفانه آمریکا در کنگره، قانونی را راجع به ابوطالبی تصویب و در مقابل نیز سازمان ملل هم درباره این موضوع ایستادگی کرد. در مواجهه با این مساله ما نماینده‌ای دیگر را به سازمان ملل متحد معرفی کردیم تا از این طریق کارهای ما در این سازمان پیش رود». وی همچنین در ادامه می‌گوید: «ما این مساله را نپذیرفته‌ایم بلکه با آن مواجه شدیم و اگر ایران نماینده‌ای را معرفی نمی‌کرد، آمریکا خوشحال می‌شد که توانسته سدی ایجاد کند که در سازمان ملل کارهای‌مان به درستی انجام نشود». ترجمه صحیح صحبت‌های حسام‌الدین آشنا را می‌توان در 3 بند خلاصه کرد:
الف- مشاور رئیس‌جمهور در لفافه می‌گوید ما می‌توانستیم سفیر نداشته باشیم یا کس دیگری را معرفی کنیم و گزینه سومی نداریم! یعنی برای خودمان در مقابل حقی که از ما ضایع شده گزینه سومی که دفاع از حقوق‌مان است قائل نیستیم و نمی‌توانیم حرف حق‌مان را به کرسی بنشانیم و مقابل زورگویی آمریکایی‌ها (حداقل در مرحله اول) عقب‌نشینی می‌کنیم. این نوع برخورد نشان از آن دارد که برای دولت این منطق تثبیت شده است که قدرت در دستان آمریکاست و ما باید مطیع باشیم و نظرش را تمکین کنیم.
ب- نتیجه دیگر از این صحبت آن است که مذاکره با آمریکا راه‌حل مشکلات ما نیست و جواب نخواهد داد، چرا که اگر قرار بود این مسیر جواب دهد، مذاکره و جواب گرفتن از آن درباره پذیرفتن نماینده ما در سازمان ملل به مراتب راحت‌تر از خیلی مذاکرات دیگر بود، اما آمریکایی‌ها در همین مقدار هم برای حقوق ما احترام قائل نیستند.
ج- نتیجه سوم یک نتیجه‌گیری کلان از کل رویکرد دولت در اداره کشور است که مبتنی بر سیاست برون‌زا چیده شده است. این رفتار آمریکایی‌ها درباره آقای ابوطالبی و تمکین دولت به نظر آنها مبنی بر عدم صدور مجوز برای ابوطالبی و تغییر نماینده یعنی توسعه برون‌زا در بهترین حالت نتیجه‌ای جز یک پیشرفت «حق‌السکوت بگیر» و «تو سری خور» و «مطیع» را به همراه ندارد، البته اگر معادله کلی نابودی جمهوری اسلامی که دستور کار اصلی آمریکاست را کنار بگذاریم! این توسعه‌ای است که از راه «حق‌السکوت» در برابر ظلم آمریکا و کشورهای مشابهش به دیگران قرار است به دست آید و در نتیجه آن استقلال و عزت ملی کشورها ذبح شود که البته در عمل هم کشوری مثل مصر نشان داد اتفاقا پیشرفت هم به‌دست نخواهد آمد.


Page Generated in 0/0048 sec