printlogo


کد خبر: 144205تاریخ: 1394/6/3 00:00
نیم‌نگاهی به رباعی‌های میلاد عرفان‌پور
از آخر مجلس شهدا را چیدند

حسین قرایی: 1- در یکی از شماره‌های نشریه سوره سال 85 -که به سردبیری وحید جلیلی منتشر می‌شد- چند رباعی از شاعر جوان 17 ساله‌ای را خواندم که تا آن زمان اسمش به گوشم نخورده بود؛ میلاد عرفان‌پور از شیراز. یکی از رباعی‌ها این بود؛
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بی خود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرم برادرم که در خون رقصید!
رباعی گوشنواز بود و من مسحور بیت دومش شده بودم. تصویری که شاعر 17 ساله از غروب به دست داده بود و آرایه «حسن تعلیل» که شعر از آن بهره‌مند شده بود باعث شد تا کارهای دیگر شاعر را دنبال کنم.
پس از چند ماه در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری شاعری نوجوان با صدای رسای یک نسل سومی این رباعی را خواند؛
«انشام دوباره بیست، بابای گلم!
موضوع: «کسی که نیست» - بابای گلم –
دیشب زن همسایه به من گفت: یتیم
معنای یتیم چیست؟ بابای گلم»
و پشت سر هم از امین شعر انقلاب، آفرین آفرین هدیه گرفت. از همین جلسه بود که نام «میلاد عرفان‌پور» به‌عنوان یکی از شاعران انقلاب در ذهنم جا خوش کرد.
2- سال 85 بود که به همراه میلاد عرفان‌پور به شهرستان‌های مختلف تهران رفتیم و عرفان‌پور در جمع دبیران ادبیات فارسی شعرخوانی می‌کرد. دقیقا هر نشستی که برگزار می‌شد، پس از برنامه تعداد قابل توجهی معلم دور میلاد حلقه می‌زدند و می‌پرسیدند کتاب‌هایش را از کجا می‌توانند خریداری کنند؟ ولی او هنوز کتابش چاپ نشده بود.
جالب است که میلاد همان سال 85 در جشنواره جوان خوارزمی مقام اول را کسب می‌کند و بدون کنکور وارد دانشگاه می‌شود. ذوق سرشار و اندیشه پویای این جوان شیرازی باعث شده از آن سال تا امروز رباعی‌هایش بر سر زبان‌ها بیفتد و همگان به نوعی با اشعار دلنشین او ارتباط برقرار کنند. از راننده تاکسی گرفته تا بزرگان رباعی‌های میلاد را زمزمه می‌کنند. 2 سال پیش در حال رانندگی به سمت اصفهان بودم، نزدیکی‌های این شهر، پشت شیشه یک ماشین این رباعی با محوریت انتظار، از میلاد نقش بسته بود؛
«صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
در راه عزیزی است که با آمدنش
هر قطب‌نما، قبله‌نما خواهد شد»
وقتی این صحنه را دیدم از شعف در پوستم نمی‌گنجیدم که رباعی یکی از شاعران انقلاب روی شیشه ماشینی دلربایی می‌کند و خدا می‌داند که پشت خاورها، کامیون‌ها و... چقدر شعرهای شاعران توانمند این روزگار نگاشته شده است و ما ندیدیم و نخواهیم دید!
3- رباعی از قالب‌های خوش‌تراش و خوش‌آهنگ شعر فارسی است که از سپیده‌دم شعر فارسی تاکنون رواج داشته است. تقریبا کمتر شاعری یافت می‌شود که به این قالب روی خوش نشان نداده باشد. پس از انقلاب، رباعی جان تازه‌ای گرفت و شاعرانی نظیر قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی علمداران این حادثه قرار گرفتند. در اواخر دهه 60 باز رباعی از رونق افتاد و در سال‌های بعد تا امروز دچار فراز و فرود شده است. یکی از جوانان موفق که با هوشمندی تمام به این قالب توجه داشته، «میلاد عرفان‌پور» است.
4- توجه به ساحت اندیشه در رباعی‌های گوناگون «عرفان‌پور» باعث شده تا تفکر یکی از پایه‌های رباعی‌هایش قلمداد شود؛ ستایش شهید و شهادت و جانبازی و فداکاری یکی از سرفصل‌های رباعی‌های این شاعر شیرازی است؛
«در رقص گلوله دلنشین می‌میرند
روی هیجان سرخ مین می‌میرند
خاکستر پیکر تو هم گم شده است
مردان بزرگ این چنین می‌میرند!»
(از شرم برادرم ص 42)
و اینگونه تفکر در قاب ماندگار شیعگی توسط عرفان‌پور، دیدنی‌تر جلوه می‌کند؛
«امروز که انتهای دنیای من است
آغاز تمام آرزوهای من است
بی سر...پهلو شکسته... لب تشنه... غریب...
اینگونه شهادتی تمنای من است»
(همان ص 21)
این تفکر در اشعار شاعر ریشه دوانده است. عرفان‌پور شعر را ابزاری جهت هنرمندانه جلوه دادن اعتقادات زلالش به خدمت گرفته است. اگر از همین دریچه نورانی به شعر او نظر کنیم خواهیم دید شعرش را بدون توجه به اندیشه نمی‌سراید؛
«برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش صدای «ارجعی» پیچیده است
یا ایتّها النّفس! بیا برگردیم»
(پادشهر ص10)
شاعر شیعی ما با عرفان و نماز و دعا همراه است و چه وسیله‌ای بهتر از واژه که با معماری حساب‌شده‌ای کنار هم جا خوش می‌کند. سرودن که با خلاقیت گره بخورد دلیل غروب کردن خورشید هم نماز شب خواندنش قلمداد می‌شود؛
«خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید
گفتیم غروب کرده اما انگار
رفته‌ست نماز شب بخواند خورشید»
(همان ص12)
5- خوداتهامی یکی دیگر از ویژگی‌های رباعی‌های عرفان‌پور است که قابل مشاهده است.
در سال‌های پس از انقلاب این مهم در شعر «علی معلم‌دامغانی» جلوه‌گر بود؛
«از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
دست علمدار خدا را قطع کردند
چون بیوگان ننگ سلامت ماند بر ما
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما»
اما شاعر رباعی‌سرای ما عظمت‌ها و پاکبازی‌ها را مشاهده کرده و به سنجش خویش با این ارزش‌های متعالی می‌پردازد؛

«در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ
بی‌رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ
ما نسل سپید بخت سوم بودیم!
 از راه شمال هم نرفتیم به جنگ»
(از شرم برادرم ص26)
تکاپوی عرفان‌پور برای آفریدن تصاویر بکر و بدیع در رباعی تکاپویی ستودنی است.  رباعی زیر را بنگرید؛
«خورشید شب فرشتگانی، ‌ای ماه!
با دشمن و دوست مهربانی، ‌ای ماه!
این زیبایی دلیل دارد، شاید
تو مُهر نماز آسمانی، ‌ای ماه!»
(پادشهر ص24)
و از این تصاویر زیبا در رباعی‌های شاعر سرشار است. تصاویری که با واژه‌های امروزی آذین بسته می‌شود؛
«آه است خیابان به خیابان به لبم
از این همه بی‌تفاوتی در عجبم
تو مثل مسافری که دیرش شده است
من مثل چراغ قرمز نیمه شبم»
(همان ص 56)
6- با توجه به تمام‌کنندگی مصراع چهارم در رباعی، عرفان‌پور در برخی اشعارش تلاش کرده مصراع آخر رسا و شیوا باشد و نقش اساسی در انتقال پیام و مفهوم ایجاد کند. شاید یکی از زیباترین  رباعی‌های 4 دهه اخیر رباعی زیر باشد که مصراع چهارمش این روزها پر بسامد شده و بر سر زبان‌هاست؛
«تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است»
(چاره‌ها ص56)
توجه به صنایع لفظی و معنوی یکی دیگر از ویژگی‌های رباعی‌های عرفان‌پور تلقی می‌شود؛ حسن تعلیل، تضاد، جناس و... به آراستگی رباعی‌هایش کمک شایانی کرده‌اند.
عرفان‌پور در بیت اول رباعی زیر، بین کلمات رود و پاک و زلال و روان و همچنین بین کوه و استوار و گران «مراعات‌النظیر» برقرار کرده است و در مصراع‌های سوم و چهارم به دلیل جان دادن به رود و کوه، شعر را از آرایه «تشخیص» بهره‌مند کرده است؛
«رود است علی، پاک و زلال است و روان
کوه است علی که استوار است و گران
من رود ندیده‌ام چنین پا برجا
من کوه ندیده‌ام چنین در جریان»
(پادشهر 25)
و همچنین در رباعی زیر که در آن آرایه «حسن تعلیل» به چشم می‌خورد، شاعر خلاق ما دلیل ترک‌خوردگی لب‌های کویر را دیدن لب‌های تشنه امام حسین (ع) می‌داند؛
«حق دارد اگر زخلق، دامن چیده‌ست
از داغ عزیزی است اگر خشکیده‌ست
بیهوده ترک نخورده لب‌های کویر
لب‌های حسین بن علی را دیده ست»
(همان ص29)
درست است که شاعر، قافیه و قیافه و زلف سخنش را با آرایه‌های ادبی شانه می‌زند اما آفریدن مضامین بکر در رباعی‌هایی از این دست کار شاعرانی است که مطالعات عمیق و گسترده‌ای در حوزه شعر و ادبیات و مسائل روز داشته باشند که حقا و انصافا عرفان‌پور از این دانایی برخوردار است.
7- آخرین نکته‌ای که در این مجال کوتاه درباره رباعی‌های شاعر جوان این روزگار باید یادآور شد؛ «اعتراض» است. اعتراضی که در واقع نقد درون‌گفتمانی است. شاعر جوان ما برخی رفتارها را از افراد جامعه می‌بیند و به آنها تشر می‌زند و با همین تشر، آگاهی و بیداری را به آنها هدیه می‌دهد. اگر با تشر آگاه نشوند ارتفاع صدای خود را بالاتر می‌برد و «فریاد» را در لابه‌لای واژه‌های شعرش نمایان می‌کند؛
«آری به خطا همیشه کوچک دیده
از آن بالا همیشه کوچک دیده
پیداست چرا برج‌نشین مغرور است
آدم‌ها را همیشه کوچک دیده»
(همان ص 47)

«اینجا دل سفره‌ها پر از نان و زر است
آنجا جگر گرسنه‌ها شعله‌ور است
ای وای بر این شهر که در غربت من
همسایه ز همسایه خود بی‌خبر است»
(همان ص 51)

«این سفره رنگ رنگ مال خودتان
آرامش بعد جنگ مال خودتان
شیرینی مرگ، سهم من از دنیاست
این زندگی قشنگ مال خودتان»
(از شرم برادرم ص16)
8- به هر روی میلاد عرفان‌پور، از رباعی‌سرایان موفق هم‌ روزگار ماست که شعرهایش رسانه خوبی برای معرفی اندیشه او شده‌اند. برای حسن ختام رباعی‌ای که با دکلمه «امین شعر انقلاب» ماندگار شد، تقدیم شما می‌شود و حتما در فرصت دیگر به اشعار دیگر این شاعر خواهیم پرداخت؛
«ما سینه زدیم و بی‌صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس، شهدا را چیدند».


 


Page Generated in 0/0037 sec