|
1
2
3 |
|
4 |
|
5
12 |
|
6
|
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
برخورد با فساد مالي و حفاظت از آبروي نظام
ندارها؛ رابین هود ایرانی
فرقههای یهود
چادر؛ نماد مقاومت
اختلاس و انتظارات از صدا و سیما
خبري بزرگ و برخي ملاحظات
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
برخورد با فساد مالي و حفاظت از آبروي نظام
مصطفي بخشي: موضوع اختلاس آنچه امروز در وراي اين اختلاسها و مفساد اقتصادي- بویژه اين اختلاس اخير كه انصافا بايد آن را زلزلهاي در نظام اقتصادي و حتي سياسي تلقي كرد- قابل تامل و واكاوي است، جزئيات پيچيده و زنجيرواري است كه بين اجزای پشت پرده آن وجود دارد. رسيدن به اين جزئيات و عناصر به هم پيوسته كه فراتر از سيستم اقتصادي است و به طور قطع در دیگر حوزهها نظير سياسي نيز وجود دارد، مستلزم تعمق در مسائل مهم و موارد كليدي است كه در مواد مختلف فرمان مقام معظم رهبري درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي بيان شده است. نهراسيدن از مخالفتها معظمله در بندي از آن نامه ميفرمايند: «با آغاز مبارزه جدى با فساد اقتصادى و مالى، یقینا زمزمهها و به تدریج فریادها و نعرههاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتا از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر میشوند». ظاهرا يكي از مواردي كه تا به حال در مقام مبارزه جدي با مفاسد اقتصادي مانع و سد ايجاد كرده، همين زمزمهها و بعضا نعرههاي مخالفت از ناحيه برخي صاحبنفوذاني است! كه گاهي موجب تاثيرگذاري در روند مبارزه و كندي و حتي توقف برخورد با برخي مفاسد شده است. نگاهي به پرونده مفاسد اقتصادي بعضي از مفسدان كه حتي نام آنها در سالهاي اخير به عنوان مفسدان اقتصادي از سوي مقامات اجرايي اعلام شد و امروز در امنيت كامل در حال گذران فعاليتهاي خود هستند از اين جمله است. انتخاب مبارزان صالح رهبر انقلاب در بند ديگر از آن نامه ميفرمايند: «کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه قضائیه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستى که میخواهد با ناپاکى دربیفتد باید خود پاک باشد و کسانى که میخواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند». در حال حاضر بسياري از افراد صالح، متعهد و انقلابي و دلسوز نظام و مردم در قواي كشور هستند كه اگر چنانچه مسؤوليت مبارزه جدي با مفسدان به آنها سپرده شود، انقلابي در پاكسازي فضاي اقتصادي ايجاد خواهند كرد؛ البته اين بدان معنا نيست كه در حال حاضر افرادي كه مسؤوليت مقابله با انحرافات را دارند، فاقد اين ارزشها هستند اما با توجه به كندي روند مبارزه با مفاسد اقتصادي و عدم نتيجه مثبت قابل توجه در اين باره و همچنين تكرار فسادهاي اقتصادي بويژه اختلاس بزرگ اخير، فقدان عزم جدي و كمبود نيروهاي مبارز پيش گفته به وضوح قابل مشاهده است. ضربه قاطع و عملكرد غيرشعاري رهبر فرزانه در قسمتهاي ديگر اين فرمان تاكيد ميكنند: «ضربه عدالت باید قاطع ولى در عین حال دقیق و ظریف باشد... با این امر مهم و حیاتى نباید به گونه شعارى و تبلیغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. به جاى تبلیغات باید آثار و برکات عمل، مشهود گردد. به دستاندرکاران این مهم تاکید کنید که به جاى پرداختن به ریشهها و امالفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى کوچک نروند و نقاط اصلى را رها نکنند». عدم توجه جدي به اين نكات حساس و مهم در امر مبارزه با مفاسد اقتصادي موجب شد امروز افكار عمومي بهرغم تلاشهاي ارزنده و قابل توجه دستگاه قضايي و اطلاعاتي كشور در امر برخورد با مجرمان اقتصادي، به اين باور برسد كه اولا وعدههايي كه از سوي مسؤولان قوا در مبارزه با مفاسد اقتصادي داده ميشود شعارگونه، تظاهرگونه و تبليغاتي است؛ ثانيا اگر ضربهاي هم وارد ميشود، قاطع و دقيق نيست. نكته طلايي در برخورد با مجرمان اما يكي از كليديترين فرمان مقام معظم رهبري در اين بند است كه فرمودند: «در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسؤولان کشور، خود را از حسابکشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد». وقتي معظمله اينچنين خواهان برخورد عادلانه و دور از تبعيض با اتهام مفروض و محتمل منتسبان به خود هستند، ديگر تكليف نزديكان و منتسبان به دیگر مسؤولان ارشد قوا مشخص است. بنابراين در حال حاضر كه آبروي نظام و مسؤولان پاك، خدوم و متعهد اين كشور با موضوع چگونگي برخورد با متهمان واقعي اختلاس بزرگ 3 هزار ميليارد توماني گره خورده، شايسته است مسؤولان ارشد قوا بویژه رئيسجمهور و رئيس قوه قضائيه با دستور موشكافي عميق اين پرونده، ضمن كمك همهجانبه به روشن شدن زواياي پشت پرده و تاريك پرونده و عدم دخالت مواضع سياسي، با همه وجود و در عمل نسبت به برخورد جدي، قاطع، ظريف و دقيق با متهمان و مجرمان اين افتضاح بزرگ در هر پست و مقام و منصبي كه هستند، همكاري كرده و موضوع را در حد حمايت از آبرو و ناموس نظام مقدس جمهوري اسلامي پيگيري و مديريت كنند. به طور قطع نتيجه اين پرونده بزرگ اقتصادي كه رگههاي سياسي آن غيرقابل انكار است و چگونگي برخورد با آن بهطور مستقيم در اعتماد و اعتقاد مردم و افكار عمومي به مسؤولان نظام و دلگرمي آنها به آرمانها و ارزشهاي انقلابي و ارتقای امنيت اقتصادي كشور تاثيرگذار خواهد بود.
3 هزار ميليارد توماني اين روزها صدر اخبار را به خود اختصاص داده و مسؤولان 3 قوه هر كدام متناسب با جايگاه و سمت خود، نسبت به آن واكنش نشان ميدهند. برخي چون مسؤولان نظام بانكي در قوه مجريه خود را عامل كشف اين اختلاس و مستحق تشويق شدن ميدانند و برخي چون نمايندگان مجلس صحبت از لزوم استعفاي مسؤولان دولتي كرده و برخي ديگر در قوه قضائيه خود را پيگير ماجرا و مصمم در برخورد با متهمان نشان ميدهند. اما آنچه نبايد مثل گذشته مغفول بماند و پس از اين هياهوها دوباره در پستوهاي غفلت بايگاني نشود، فرمان هوشمندانه، مدبرانه و 8 مادهاي رهبر فرزانه انقلاب درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي است كه 10 سال و نيم پيش صادر فرمودند و قواي سهگانه را مامور برخورد جدي و قاطع با متخلفان و مفسدان اقتصادي کردند.
ندارها؛ رابین هود ایرانی
حمید خانیپور: دومین کار محمدرضا عرب برخلاف اثر قبلی وی (آخرین ملکه زمین) به مخاطب عمومی گرایش بیشتری دارد. برای این منظور با فیلمنامهای از علیرضا طالبزاده داستان 3 همسایه فقیر و عاشق مثلثی را نشان میدهد که از فشار نداری مجاب به دزدیدن از جماعت مال مردمخور و نزولخوار میشوند تا بتوانند با پولهای دزدیده شده مشکلات خود و دیگران را حل کنند . با دیدن این فیلم در همان ابتدای امر ذهنمان به سمت رابینهود و دوستان و جنگل شروود میرود که کارتونش را قبلا دیدهایم؛ داستانی انگلیسی که ریشه در سدههای میانه دارد و به دلیل پرداخته شدن فراوان نماد حقطلبی و ظلمستیزی شمرده میشود.
در کهن الگوهای کشور خودمان هم عیاران و یعقوب لیث صفار را داریم که با این روش در برابر ظلم میایستادند و در فیلم هم اشارهای به این مقوله میشود و در روزنامه کار این دوستان را به «عیاران در تهران» تعبیر میکنند . به طور کلی این عدالتطلبی و ظلمستیزی ملکه ذهن قهرمانان فیلم قرار میگیرد که در تقابل با اسلام علوی است. دزدیدن از طبقه برژوا و تقسیم مقادیر دزدی بین فقرا مسلما راهکار عدالتطلبی نیست. مسلما عدالتطلبی اسلامی نیست که چنین قهرمانی را انگلیس استعمارگر ساخته و پرداخته کرده است. اصولا سعی میکنند عدالتطلبی را به این سمت منتهی کنند تا بتوانند اهداف استعمارگرانه خود را در دنیا دنبال کنند. در همین حد بدانیم که دین اسلام را در قالب طالبان به دنیا معرفی میکنند و سپس این دین را تروریستپرور نشان میدهند که برای برقراری عدالت به ترور و کشتار و... متوسل میشود. در نهایت کشورهای ثروتمند و اصطلاحا جهان اول را از وجود دشمنهای عقدهای و فقیر میترسانند. به نوعی تنها راه ممکنه مبارزه را در دزدی و تروریسم میدانند در حالی که اینطور نیست. آنچه از آموزههای اسلام میدانیم راهکاری انسانی برای رسیدن به عدالت است. امام خمینی(ره) در بیاناتی ارزشمند فرمودند که بالاترین تکنولوژی موجود در دست بشر را به دست آورید تا از وابستگیهای نظام شیطانی خارج شوید. امروزه روز فتح فناوریهای نوین همچون انرژی هستهای نشان از تحقق یکی از آرمانهای انقلاب است که جهان مستبد و انحصارطلب را دچار تشویش کرده است. قویتر شدن توام با استقلال جهان سوم مساوی است با ضعیفتر شدن دنیای استکبار و این همان عدالتطلبی اسلامی است. در داخل کشور هم تحریک طبقه فقیر به کار و تلاش و فرصتسازی برای بروز استعدادهای نهفته کشور و شفافسازی سیاستهای اقتصادی و معرفی کردن آن به مردم و طلب کمک از عموم ملت و اهمیت دادن به همه ظرفیتهای موجود کشور عدالت را برقرار میکند. در فیلم «ندارها» قهرمان فیلم دزدی خود را مقدس میداند چون برای کمک به فقراست. القای فاصله طبقاتی وحشتناک در کشور و منفعل نشان دادن طبقه فقیر که به راحتی پول دزدی را قبول میکنند و مشکلاتشان را رفع میکنند از عناصر اغوایی فیلم محسوب میشود. تصوری غلط بین برخی عدالتطلبان هست که همه داراها را موجوداتی کریه و ظالم و همه ندارها را موجوداتی مظلوم میداند. این نگاه یک نگاه غیراسلامی است که شکاف بین طبقههای جامعه ایجاد کرده و تنش در روابط اجتماعی را تشدید میکند. عدالتطلب واقعی فقط باید خطشکنی پیشه کند و عامل تحریک قشر ضعیف شده شود و با بینشی عمیق همه انسانها را توانمند و مستحق رسیدن به خوشبختی بداند تا رسیدن به سعادت به صورت خودجوش میسر شود. در فضای ایدهآل و قانونمند، رقابت و تلاش مثبت جامعه را فرامیگیرد و آگاه و بیدار کردن مردم و مبارزه با سیستم سرمایهداری، جامعه را از برده شدن و وابستگی غیرانسانی دور میکند . اینها را گفتیم تا بگوییم فیلم «ندارها» را باید صرفا فیلمی داستانی و سرگرمکننده ببینیم وگرنه مضمونش غیرمنطبق با آموزههای اسلامی و شیعه علوی است و به عنوان پیام پذیرفتنی نیست. «ندارها» از نمای اول خود قصد میکند وضع موجود کشور را اولا ناعادلانه و در بدترین حالت نشان دهد و بعد راهکار خود را تنها راه باقیمانده اثبات کند. مثلا علی (پژمان بازغی) در ابتدا با موتور مسافرکشی میکند و یکی از مسافرهایش روحانی است و علی طبق معمول مثل دیگر مسافرها در راستای عقاید روحانی صحبت میکند و حدیث معروف امام علی(ع) که میفرماید چه گفتن مهمتر از چی کسی گفتن است را میگوید و در جواب این سوال که حرفهای شما را بیشتر از ما میپذیرند. روحانی میگوید که عجله کنید میخواهم به جلسه برسم، یعنی اینکه روحانیت هم به جای تبلیغ دین به روزمرگی رسیده است و همه عدالت را فراموش کردهاند. بعد که مشکلات همسایه را میبیند (یک فقر نمایشی و یک حاجیبازاری کلیشهای که به خاطر کرایهخانه ناچیز لوازم خانواده فقیر را بیرون انداخته است) دزدی و طغیان را آغاز میکند. «ندارها» از دیدگاه فنی بازی و فیلمبرداری خوبی دارد. تعدد لوکیشن و تدوین استادانه واروژ کریم مسیحی آن را نجات داده و روند خوشریتمی را خلق کرده که بیننده را خسته نمیکند. فیلم از لحاظ مضمونی چون در راستای فطرت نیست و عقبتر از مخاطب است، نمیتواند تماشاگر آنچنانی را جذب خود کند. مردم بین 2 فیلم «مرد دوزنه» که مملو از سکس پنهان و جذابیتهای بصری جنسی است و فیلمی که راهحل رابینهودی برای عدالتطلبی ارائه میدهد اولی را ترجیح میدهند. همچنان منتظریم آموزههای اسلام ناب در دنیای درام جاری و ساری شود.
فرقههای یهود
فرقههای یهود شاید بد نباشد جهت شناخت بیشتر یهود و آگاهی از عقاید این قوم خاص کمی هم از فرقههای آنان بدانیم. جالب است بدانید خود یهودیان اختلافات زیادی بر سر فرقههای مختلف داشتند که حتی موجب درگیری بین اقوام مختلف شده بود. البته این را هم باید گفت که برخی از این فرقهها صادقانه به احکام الهی معتقد بودند و به بندگی خدا التزام میورزیدند. آگاهی از قومیت و نژاد یهود و دانستن عقاید و اصول آنها برای فهمیدن تفکرات و نگاه صهیونیسم منحوس بسیار مهم است. از این رو بعد از پرداختن به فرقههای یهود، عهد عتیق و جدید را (کتابهای یهودیان) بررسی خواهیم کرد و اما فرقههای یهود... . ۱- فرقه فريسيان به معناى جداشوندگان، در عصر مكابيان پيدا شدند. اين فرقه كه بخش بزرگى از كاهنان يهود آن را پديد آوردند، در برابر يونانىزدگى ايستادگى كردند و نسبت به اجراى بىچون و چراى شريعت موسى اصرار ورزيدند. اين فرقه به معاد و روز قيامت اعتقاد داشتند و راه نجات مردم جهان را عمل به تورات و همه دستورات دين يهود میدانستند. آنان گروه يا فرقه سنتگراى يهود بودند كه به اصول و فروع مكتوب و منقول موسى و پيامبران بنىاسرائيل سخت اعتقاد داشتند. نفوذ اين فرقه مذهبى يهود تا سال ۱۳۵ ميلادى ادامه داشت. روحانيون اين فرقه سخت تلاش داشتند تا يهوديان را از گرايش به عقايد فلسفى بيگانه برحذر دارند. آنان هرگونه تفسير و تغيير در احكام مذهبى را نمىپذيرفتند. ۲- فرقه صدوقيان منسوب به يكى از روحانيون يهود به نام صدوق است. اين فرقه را روشنفكران و يونانىگرايان تشكيل دادند. آنان منكر معاد و مخالف احكام و اصول و فروع غيرعلمى- عقلى دين يهود بودند. اين فرقه تنها به نبوت موسی باور داشت و انبيا و كتب ديگر غير از تورات را قبول نداشت. از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. اين فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت و همين جهان را دار ثواب و عقاب میدانستند. آنان به خداوند اعتقاد داشتند و به معبد نيز میرفتند. اين گروه در سال 70 ميلادى و پس از ويرانى اورشليم به كلى از ميان رفت. عوام يهودى اين فرقه روشنفكر را مرتد و خارج از دين میشمردند. در عهد جديد يعنى اناجيل و رسالات رسولان از اين فرقه ياد شده است. بنا به مندرجات انجيل، مقارن ميلاد مسيح(ع)، ميان 2 فرقه فريسى و صدوقى اختلاف شديد رخ داد. صدوقيان در اقليت بودند لذا مورد تهمت و آزار فريسيان قرار داشتند. در آن هنگام فريسيان با مسيح و پيروان او در جنگ و جدال بودند. «قيافا» كاهن بزرگ يهوديان فريسى به قتل عيسى فرمان و فتوا داد و آن حضرت را مرتد ناميد. پس از آن يهودا (يكى از ياران عيسى(ع) كه مكان اختفاى او را میدانست چون كه عيسى(ع) در آنجا با شاگردان خود بارها جلسات وعظ برپا كرده بود) لشكريان، خادمان و روساى كاهنان فريسيان را خبر کرد و آنان به آنجا آمدند و نيز آمده است: «كاهنان فريسى هميشه با حضرت عيسى(ع) مشاجره میكردند، به او تهمت زنا میزدند و به او اهانت و آزار میرساندند». تعصب و اختلافات فريسى و صدوقى موجب از ميان رفتن وحدت سياسى و مذهبى قوم يهود شد. تعاليم صدوقيان به تعاليم عيسى شباهت دارد. ۳- فرقه اينسيان فرقه يهودى با گرايش عرفانى كه محصول دوران فقر و فلاكت و اسارت يهود است. اين فرقه عليه مالكيت خصوصى شوريدند و اندوختن زر و سيم را حرام كردند. افراد اين فرقه هيچگونه مالكيت خصوصى نداشتند و به صورت جمعى زندگى میكردند. براى آنان دوست و بيگانه يكى بود و با همه برادر و برابر بودند. آنان در اغذيه و اطعمه شريك بودند. آنان هرگونه سيستم اقتصادى- تجارى را كه منجر به تكاثر و اشرافيت و زراندوزى میشد، ممنوع کرده بودند. آنان به نظام بردهدارى عاصى بودند و خود برده نداشتند و بردهفروشى را حرام كرده بودند. آنان همچنين ساختن اسلحه و آلات جنگى را حرام كرده بودند. در حقيقت اين فرقه در تحقق عدالت اهتمام فراوان داشتهاند. مورخان يهودى از اين فرقه با اعجاب و تحسين ياد كردهاند. «فليسين شاله» فرانسوى اين فرقه را از مذاهب مشترک میداند كه در قرن دوم قبل از میلاد حضور داشته و بنيانگذار آن را يوسف و قيلون يهودى معرفى میكند. اين فرقه در عين حال عابد و زاهد و اهل رياضت و انزوا بوده و نسبت به اجراى مراسم و احكام دين موسى سخت پابرجا بودهاند. آنها ترك دنيا كرده بودند و غالبا در كوهها و غارها بسر میبردند و كارى جز عبادت و زهدورزى نداشتند. در زندگى اجتماعى به يك معاش جمعى قائل بودند و اموال خود را متعلق به عموم میدانستند. غسل تعميد نزد ايشان نشانه پاكى و توبه از گناه شمرده میشد و در ميان آنان معمول بود. «جان ناس» میگويد: اینسیان در اغلب نقاط فلسطين وجود داشتهاند. اين فرقه كه از مردم جامعه دورى گزيده و تارك دنيا بودند، اوقات خود را به عبادت، انزوا، روزه و نماز گذرانده و به انتظار ظهور حضرت مسيح نشسته بودند. آداب شريعت موسى را بجا آورده، از جنگ و جدال خوددارى میكردند. مردم را به شكيبايى دعوت میكردند. اين فرقه در قرن دوم قبل از میلاد به دلیل فقر و گرسنگی تغییر رویه داده و به زراعت پرداخته و امرار معاش میكردهاند. در زندگى اجتماعى نوعى روش اشتراكى داشتند و اموال خود را متعلق به عموم مردم میدانستند. اين فرقه خود را فرزندان نور نام نهاده بودند و ديگران را فرزند ظلمت میدانستند كه فرشته تاريكى بر آنان حكومت میكند. گويا عقايد اين فرقه از عقايد زرتشتيان اقتباس شده بود. اين فرقه در سال ۶۸ ميلادى در قتلعام يهوديان از بين رفتند.
چادر؛ نماد مقاومت
چادر؛ نماد مقاومت از نماد در فرهنگ فارسی به عنوان نماینده، نما، نمود، علامت و نشانه یاد شده و در واقع به هر چیزی اطلاق میشود که در محل استفاده خود، بیانگر ظاهر آن محل یا جمع است. همچنین در هر نوع کار گروهی برای شناخت افراد متعلق به آن، نماد یا علامتی معرفی میشود که در بعد تبلیغی و بیرونی با مشاهده آن نماد متوجه وابستگی آن فرد یا افراد به گروه یا جمعیت خاص میشوند. خطوط فکری مختلف؛ خواه اخلاقی، خواه منحط نیز برای خود نمادهای مختلف دارند که معرفیکننده افراد متعلق به خود است، مثلا گروههای رذل شیطانپرستی، انواع و اقسام نمادهای عددی، نموداری و شکلی را برای خود معرفی کردهاند که به محض دیدن آنها میتوان به تفکر افراد استفادهکننده پی برد. در فرهنگ اسلامی نیز نمادهای مختلفی برای شناسایی افراد و محلهای متعلق به مسلمین وجود دارد که از جمله میتوان به مساجد و شکل آنها، حسینیهها، نوع و رنگ پوشش مردان و زنان مسلمان در فواصل و اماکن مختلف و حتی نحوه گفتوگو و آداب معاشرت آنها اشاره کرد. یکی از مهمترین و برجستهترین نماد یک زن مسلمان، نحوه پوشش و حجاب کامل و به طور ویژه استفاده از چادر است. از چادر علاوه بر روایات و سیره عملی بانوان بیوت اهلبیت(ع)، بالاخص حضرت فاطمه زهرا(س)، در قرآن کریم نیز به صراحت یاد شده است: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و همسران کسانی که مومن هستند بگو چادرهایشان را بر خود بپوشانند، این پوشش به اینکه به عفت و پاکدامنی شناخته شوند نزدیکتر است. (سوره احزاب، آیه 59) این توصیف به نحوه پوشش الهی یک زن مسلمان بازمیگردد اما نباید آن را صرفا در بعدی اخلاقی محدود کرد. امروزه این نماد زن محجبه مسلمان، مفاهیم تازهتری نیز به خود گرفته است. حضور یک زن مسلمان با پوشش چادر در جامعه امروز، صرفا به عنوان یک پوشش معمولی خلاصه نمیشود بلکه در لوای خود معنای دیگری را نیز همراه خواهد داشت. بیداری اسلامی، به نماد چادر جلوهای دیگر داده است. اگر به تصاویر انقلابهای بیسابقه اخیر در کشورهای عربی منطقه نگاه کنیم، خواهیم دید نحوه استفاده از چادر میان زنان مبارز و انقلابی، تبدیل به یک نماد مقاومت و پایداری شده است. در واقع یکی از مهمترین علل اسلامی نامیدن این بیداریها، چگونگی حضور بانوان کشورهای مختلف در صف انقلابیون است. انقلابیون تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین و دیگر کشورهای در حال بیداری، این روزها تصاویری را به اقصی نقاط عالم ارسال داشتهاند که در آنها اولا حضور زنان مسلمان با پوشش چادر را دوشادوش مردانشان به تصویر کشیده و ثانیا چگونگی حضور در عرصه اجتماعی یک زن چادری مسلمان را به فرهنگ منحط غربی معرفی کرده است. وقتی یک زن غربی به این تصاویر مینگرد به این نتیجه مهم میرسد که اسلام چگونه به زن با رعایت پوشش کامل اسلامی فرصت بیان عقاید و حضور در جامعه را هدیه کرده و در واقع به آن ارزش مضاعف بخشیده اما در فرهنگ منحط غرب، چگونه از یک زن به واسطه داشتن اندکی زیبایی ظاهری، انواع سوءاستفادههای تبلیغی- جنسی صورت میپذیرد و در واقع شخصیت زن دچار اضمحلال شده است. اینک در هرجای عالم، وقتی زنی مسلمان با پوشش چادر در جامعه ظاهر میشود، همه میدانند که او بیدار و هوشیار است و روحیهای انقلابی و حماسی دارد. بیداری اسلامی با معرفی چادر به عنوان نماد مقاومت و پایداری به این پوشش الهی خدمتی شایسته روا داشته است. بدین ترتیب دیگر به هرکسی که بخواهد نسبت به چادر به صرف پوشش بدن یک زن مسلمان بپردازد و نسبت به چگونگی استفاده یا عدم استفاده از آن وقت صرف کند و کارشناسی کند باید با دیده سادهلوحی یا خدای ناکرده خیانت نگریست. چادر دیگر نوعی وسیله پوششی برای زنان مسلمان نیست؛ چادر به نماد مقاومت تبدیل شده و نشانهای است برای اعتراض به روند موجود وضع جهانی و امیدی است برای بیداری اسلامی در عالم. زنان مسلمان ایران و جهان اسلامی با برافراشتن نماد چادر در پوشش خود، فریاد بیداری نهایی و انتظار را سرمیدهند و بدین ترتیب اثرگذاری سیاسی، فرهنگی، حماسی، اخلاقی و اسلامی خود را به رخ همگان کشیده و خواهند کشید. * مداح اهلبیت(ع)
اختلاس و انتظارات از صدا و سیما
ارسلان ظاهریبیرگانی:
1 - آفتی جذامگونه؛ بیرحمانه برخورد کنید!
مفاسد اقتصادي، آفتي جذامگونه بر جان اقتصاد كشورهاست. در دنياي امروز هيچ كشوري را نميتوان يافت كه با اين پديده شوم كمابيش دست به گريبان نباشد. به جرات و بدون ترديد ميتوان اذعان كرد اين چالش در اغلب كشورها وجود دارد. اگرچه اشكال و مظاهر مفاسد اقتصادي در هر كشوري ممكن است متفاوت باشد اما از نظر اجتماعي و سياسي مردم حساسيت ويژهاي به مفاسد اقتصادي دارند. نگاه رهبر فرزانه انقلاب به نحوه برخورد با مفاسد اقتصادي بدينگونه است كه ميفرمايند: «باید نسبت به بروز و نفوذ كوچكترین فساد اقتصادی در دستگاههای دولتی بشدت حساس باشید و با آن بيرحمانه و بدون هیچ ملاحظهای برخورد كنید چرا كه در غیر این صورت مفاسد اقتصادی همچون بیماری واگیر سریعا گسترش خواهد یافت».(1) 2- بزرگترین اختلاس تاریخ ایران! اختلاس 3هزار میلیارد توماني! در بانك صادرات بيشك بزرگترين اختلاس در تاريخ اقتصادي كشور به شمار ميرود و ركورد اختلاس دهه 70 را هم زده است. سوءاستفادهاي كه اثر آن بر افكار عمومي و ايجاد بياعتمادي آنقدر وسيع است كه اگر دولت و دستگاه قضايي نتوانند تبعات آن را زودتر جمع كنند، به اين زوديها آب رفته بياعتمادي را به جوي بازنميگرداند. 3- بیاعتمادی مردم، مهمترین آفتها!
بياعتمادي مردم يكي از مهمترين آفتها براي امنيت ملي كشور است كه رهبر معظم انقلاب نيز حساسيت ويژهاي روي آن دارند، ايشان در 23/05/1370در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام، پیرامون اعتماد مردم به نظام فرمودند: «آقايان! ما در قبال مردم 2 كار داريم: يك كار اين است كه به آنها خدمت برسانيم، كار ديگر اين است كه محبت و اعتماد آنها را جلب كنيم. خدمت به آنها برسانيم، يعنى چه؟ يعنى هرجا كه هستيد، برنامه شما آنوقتى درست است كه نفعش به همين مردمى كه عرضكردم، برسد... . آن برنامه صحيح و آن راه درست كه به خير عامه مردم منتهى خواهد شد، ملاك است. در دستگاه قضايى، ملاك اين است؛ در دستگاه قانونگذارى، ملاك اين است؛ در دستگاه اجرايى هم ملاك اين است. هر كسى در كشور بايد براى خدمت به مردم تلاش كند. براى اين كار بايد وقت بگذاريد». 4- اعتماد مردم سرمایه اصلی نظام ! «...محبت و اعتماد مردم از راه بيان صادقانه و صحيح واقعيتها حاصل مىشود... اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت... اين اعتماد به توفيق الهى، به فضل الهى همچنان هست و ما انتظار داريم از مسؤولان كشور، از دستاندركاران بخشهاى مختلف كه با رفتار خود همچنان اين اعتماد را افزايش بدهند. اين سرمايه اصلى نظام اسلامى است».(2) 5- نقش رسانه ملی! اگرچه اين خبر شوكآور افكار عمومي را جريحهدار كرده اما خبري از جزئيات اين سوءاستفاده بيسابقه، مشخصات عوامل آن، كارهايي كه با اين منابع كردهاند و تسريع در رسيدگي به جرم، به جامعه داده نميشود. رئیس محترم سازمان صدا و سیما که امروز سکاندار «رسانه ملی» کشور است باید بداند که دوران پوشانیدن، ندیدهگرفتن و نشنیدهگرفتنها گذشته است. آقای مهندس ضرغامی حتما خوب میداند که اعتماد مردم به صدا و سيما سرمايه اصلي اين رسانه است و به همين دليل نيز اين سازمان ملقب به رسانه ملي شده است. پس به جای آنکه BBC و صدای آمریکا آنطور که دلشان میخواهد! به این موضوع که اين روزها نقل محافل عمومي و شهروندان شده، بپردازند، در یک برنامه زنده تلویزیونی به بررسی دقیق زوایا و ابعاد این بحران به وجود آمده بپردازد! 6- همه باید پاسخگو باشند!
مسؤولانی که در این موضوع کوتاهی داشتهاند، موظفاند در یک برنامه تلویزیونی بیایند و بگویند که علت بروز چنین فاجعهای چه بوده است و تاکنون براي جبران تبعات عميق اين جنايت اقتصادي چه كردهاند؟ به اين سوال پاسخ دهند كه مگر چه خلأ وحشتناكي در سيستم بانكي كشور وجود دارد كه منتج به بروز اين اختلاس تاريخي ميشود؟ بگویند وقتی كه بيتالمال مسلمين و محروماني كه بعضا به نان شب محتاج هستند اينگونه به يغما ميرود، چرا يك نفر حتي يك خط استعفا نميدهد! پرواضح است که اگر صدا و سیما به خوبی این موضوع را مورد بررسی قرار ندهد و برای مردم روشنگری صادقانه صورت نگیرد، دشمن به راحتی از این آب گلآلود ماهی خواهد گرفت! (همچنانی که هماکنون مشغول چنین کاری است، کافی است به شبکههای BBC فارسی و صدای آمریکا سری بزنید!) اين نوشتار پيش از آنكه تحليلي بر اين اتفاق ناگوار باشد، حرف دل مردم كوچه و بازاري است كه قلبشان براي انقلاب و رهبري بيش از هر كسی ديگر! ميتپد؛ همان مردمي كه وقتي ناقوس جنگ به صدا درميآيد جلوتر از همه در خط مقدم جبهه حق عليه باطلاند! همان مردمي كه براي آرمان وطن شهيد دادهاند! پينوشت:
1- بيانات رهبر انقلاب در دیدار با فعالان و برگزیدگان بخشهای اقتصادی، 26/05/1390 2- بيانات رهبر انقلاب در مراسم تنفيذ حكم دهمین دوره رياستجمهورى، 12/05/1388
خبري بزرگ و برخي ملاحظات
مهدي سعيدي: انتشار خبر اختلاس بيسابقه 3 هزار ميليارد توماني از سيستم بانکي کشور را ميتوان مهمترين خبري دانست که افکار عمومي را در سطحي وسيع به خود مشغول کرد. اين ميزان از اختلاس و شيوه دستيابي اختلاسکنندگان به اين همه منابع مالي، موضوعي است که بشدت وجدان عمومي جامعه را جريحهدار کرده و برخورد شديد و قاطع با مجرمان را به مطالبه عمومي جامعه مبدل کرده است.
اما متاسفانه طرح برخي مسائل و حاشيهسازيهاي مختلف، نگرانيهايي را در به حاشيه راندن اصل مساله ايجاد كرده كه در اينباره توجه به برخي ملاحظات ضروري است: 1- موضع برخورد با مفاسد اقتصادي و از متاسفانه با توجه به قرار گرفتن در آستانه انتخابات از اين به بعد مواجهه با بسياري از مسائل و معضلات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با سوگيريهاي انتخاباتي آميخته خواهد شد كه اين خود معضل و انحرافي است كه بايد با آن مقابله و مبارزه کرد. به واقع نبايد فراموش كنيم مسائل و مشكلاتي از اين دست، فرصتي براي تسويهحسابهاي سياسي و بهرهبرداري در عرصه رقابت انتخاباتي نيست و ما بايد امتيازات و پيروزهاي سياسي را در ميدان ديگري كسب کنیم. 2- بهنظر ميرسد تصميم رياست محترم قوه قضائيه شيوه شايستهاي براي حل اين مساله باشد. صدور حکمي ويژه براي دادستان کل کشور جهت نظارت بر رسيدگي به پرونده اين اختلاس، اقدامي است که در راستاي مقابله قاطع با فساد اقتصادي بوده و ميتواند تا حد زيادي انتظارات اجتماعي را برآورده کند. در اين حکم از دادستان کل کشور خواسته شده تا ضمن رسيدگي سريع، قاطع و همهجانبه به پرونده و شناسايي و تحقيق از همه متهمان در هر رده و مقام و کساني که به هر شکل در تخلفات صورت گرفته دخيل بودهاند، با اشد مجازات با متخلفان برخورد شود. اين اقدام قوه قضائيه بايد به عنوان برنامه محوري نظام اسلامي براي برخورد با اختلاس بزرگ مورد توجه و حمايت ديگر ارکان قدرت قرار گيرد و حمايت و همكاري آنها را نيز به همراه داشته باشد. 3- پخش گزارشي خبري از رسانه ملي که در آن مسؤولان دستگاههاي مختلف خود را کاشف اين اختلاس بزرگ معرفي ميکردند، نمونه ديگري از نگاه فرعمحور و حاشيهسازانهاي است که بايد از ورود به آن پرهيز شود. واقعيت امر آن است که آنچه براي ملت مهم است برخورد قاطع و جلوگيري از تکرار اين تخلفات است تا اموال عمومي و سرمايههاي ملي در اختيار مفسدان و زيادهخواهان قرار نگيرد! اينکه چه کسي نخستينبار توانسته اين مفسده را کشف کند و افتخار آن بايد برای كدام دستگاه اجرايي، قضايي يا امنيتي ثبت شود، مسالهاي حاشيهاي است که اهميت چنداني در اصل مساله ندارد. 4- مساله اطلاعرساني و پاسخگويي دستگاهها و مسؤولان ذيربط از مراحل انجام كار، بخش مهمي از مراحل برخورد با اين پرونده است كه ميتواند موجب آسودهخاطري افكار عمومي شود. اطلاعرساني بموقع و شايسته، آبي خواهد بود بر آتش شايعهپراكني و دروغپردازيهايي كه فتنهگران داخلي و رسانههاي بيگانه براي هجمه و تخريب چهره نظام اسلامي به بهانه كشف اين اختلاس بزرگ آغاز كردهاند. 5- موضوع ديگر که افکار عمومي با آن مواجه است، آنکه چه موانع و کاستيهايي در ساختار اقتصادي کشور وجود دارد که امکان چنين اختلاس بزرگي را براي مفسدان اقتصادي فراهم ميآورد؟ به واقع بيش از آنكه اين سوال مطرح باشد كه اختلاسگر كيست؟ بايد به اين سوال پاسخ داد كه بهرغم وجود قانون و نهادهاي نظارتي، چگونه اين اختلاس 3 هزار ميلياردي صورت گرفته است؟! در نگاه اول توجهات به سمت دستگاههاي نظارتي جلب شده و بار ديگر آشكار ميشود كه يكي از معضلات مهم كشور اين مساله است كه بايد براي تكميل و رفع نواقص آن بهطور جد چارهاي انديشيد. در نگاه دوم بايد برخي مشكلات را در نقص قوانين كشور دنبال کرد كه بررسي و رفع آن بر عهده نمايندگان محترم مجلس است و اين خواست براي مقابله با مفاسد اقتصادي ميتواند به يكي از معيارهاي مهم انتخابات آتي مجلس تبديل شود.
جمله رانتخواريها و اختلاسهاي اينچنيني، موضوعي سياسي نيست که در چارچوب و قواعد مسائل سياسي با آن برخورد شود، بلکه مسالهاي حقوقي و قضايي است که بايد طبق روالي منطقي و با دقت، قاطعيت و سرعت مورد رسيدگي قرار بگيرد. هرگونه اظهارنظر در جهت سياسيكردن اين مساله و بهرهبرداري جناحي براي تخريب رقيب، نهتنها كمكي به حل مساله نميكند بلكه انتظار مردم را نيز برآورده نخواهد كرد.