|
1 |
|
2
3 |
|
4 |
|
5
12 |
|
6
|
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
تأملات راهبردی و سعید حجاریان
اين، هنر مردم است ...
استدلالهای سیاه !
حماسه خرداد و پاسخ يك سوال
22 خرداد، نقشه راه
حماسهآفرينان22 خرداد
روز عبرت براي همه
ایران و سازمان کنفرانس اسلامی
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
بازشناسي متهمان فتنه88
تأملات راهبردی و سعید حجاریان
سیروس محمودیان
سعید حجاریان و مشارکتیهای خودباخته در متن سند تاملات راهبردی تلاش فراوانی میکنند تا با استعانت از نظرات غربیها بویژه ماکس وبر درباره مفهوم «رهبری کاریزما یا رهبری فرهمند» دوران حاکمیت اندیشههای ناب امام خمینی(ره) را در عصر حاضر تمام شده اعلام کنند. در واقع این سیاهاندیشان مرعوب میکوشند در ادامه مطالب سند با تفسیر این بخش از نظرات وبر که به محض فوت رهبر کاریزما یا گذر جامعه از بحران سیاسی پیشین یا با از بین رفتن فضای سیاسی استبدادی و گذر دورههاي فشار و اضطرار فيزيكي، اقتصادي، اخلاقي، مذهبي و سياسي، نخبگان فرهیخته سیاسی با رویکردی عقلگرایانه به دنبال رهبری جدید میگردند تا از یکسو به سرمقصود شوم خود یعنی «اتمام تاریخمصرف اندیشههای رهبر کاریزمای انقلاب اسلامی» رسیده و از سوی دیگر در تشریح بخش بعدی نظرات وبر جایگاه رهبری مقام معظم رهبری را مورد هجمه بیامانی قرار دهند چرا که وبر معتقد است با رفع بحران قبلی و در پی به وجود آمدن هوشیاری اجتماعی و در بطن این پروسه گریزناپذیر اجتماعی- سیاسی، رهبر کاریزما جایگاه باطنی خود را به تدریج از دست داده و آرمانهای دستنیافتنی او به شکلی تشریفاتی و نمادین در جامعه رسوب بیحاصل پیدا میکنند که در نهایت هسته تصمیمساز اطراف رهبر کاریزما در تقابل با این روگردانی عمومی از اندیشههای رهبر کاریزما به سیستم سیاسی اندکسالارانه یا همان حکومت استبدادی پناه میبرند اما بالاخره در پایان کار مردم که در سایه فضای سیاسی پیش آمده به بلوغ سیاسی- اجتماعی نوینی دست یافتهاند، برای حذف حاکمیت تازه به دوران رسیده اندکسالارانه و رسیدن به دموکراسی غربی مبارزه دامنهدار و فزایندهای را دنبال میکنند. به هر حال«رهبری كاريزما» که در سند تاملات راهبردی اشاره جدی به آن شده است چه در مفهوم کلامی و چه در معنای کارکردی نقطه مقابل عقلاني شدن است و كاريزما امري غيرعقلاني است كه با هرگونه كردار ضابطهمند اجتماعی بيگانه و ناآشناست و مردم به تدریج برای پایان دادن به این مناسبات غیرعقلانی وارد کارزار سخت سیاسی شده و به مبارزه مدنی میپردازند. به هر حال در این باره باید گفت تاکید بیش از حد «مركز مطالعات دموكراسي لندن» و جاسوسان شناسنامهدار و آکادمیک غربی و گروههای ضدانقلاب خودباخته و افراطی دوم خردادی از قبیل سعید حجاریان روی «دوران گذر» و مدل «توسعه سیاسی جامعه مدنی» و پروژه «جامعه مدني ايران» از این نگاه وبری سرچشمه میگیرد. در ادامه نگارش سند تاملات راهبردی اعضای جریان آمریکایی مشارکتی که دچار استحاله کامل فرهنگی- سیاسی شده و تخم نفاق و امامزدایی در گوشهگوشه دلشان ریشه سیاه دوانیده است و از استکبارستیزی انقلاب اسلامی و حذف نفوذیهای منافق و نهضت آزادیچیهای مصدقی و دیگر کوتولههای سیاسی ابتدای انقلاب به دست باتدبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی دلآزرده و مغموم هستند، مبناي مشروعيت نگرش فرهمند را«اقتدار فرهمندانه» یا «استبداد موجه» که به علل شرایط سیاسی موقتا مورد پذیرش آحاد جامعه قرار گرفته است نام مینهند که بهکارگیری این مفهوم وبری برای تبیین دوران رهبری حضرت امام(ره) جز نمکنشناسی ناجوانمردانه و بستن اتهام دروغ دیکتاتوری به حضرت امام(ره) معنای دیگری در بطن شوم خود ندارد. سعید حجاریان به همراه مشارکتیهای نامشروع در این باره در متن سند تاملات راهبردی هتاکانه مدعی میشود: «به طور مثال مبناي مشروعيت نگرش فرهمند، «اقتدار فرهمندانه» است و شيوه مشاركت سياسي مورد نظر آن «مشاركت تودهوار و بسيج شده از بالا» و گفتمان غالب سياسي آن «تقدس بخشيدن به سياست، تاكيد بر رسالت ديني و جهاني حكومت، تقدس بخشيدن به عامه مردم در مقابل نهادهاي مدني و ...» است و بازخوانی مجدد همین چند سطر گواه روشنی بر دینستیزی مشارکتیهای وابسته به آمریکاست که حتی تکیه جمهوری اسلامی بر فلسفه مهدویت و اتصال انقلاب اسلامی به مبانی تفکری فقه پویا و تشیع علوی آنان را همچون غربیهای دینگریز نولیبرال معذب میکند و آنها ناچارا برای رهایی از چنین رنج تاریخی هجمه به اندیشههای امام خمینی(ره) را در قالب تبیین گفتمان غالب سیاسی نگرش فرهمند در دستور کار قرار میدهند و تاکید اصولی حضرت امام(ره) را بر رسالت دینی و حکومت جهانی کوتهبینانه در این راستا تفسیر و تحلیل سیاسی میکنند. به هر صورت سعید حجاریان که بر اساس آموختههای خاص خویش از مثلث بشیریه، سروش و جان کین بشدت به دنبال جدایی دین از سیاست، حاکمیت فرهنگ سکولار اومانیستی و حذف اصل ولایتفقیه در همه مناسبات ایران اسلامی و اسلام بیخاصیت سکولاری بوده است، در سند تاملات راهبردی نیز همین خطمشی لیبرالی را دنبال کرده، مقبولیت الهی حضرت امام(ره) را معادل اقتدار فرهمندانه تفسیر میکند. اتفاقا پس از رحلت جانسوز حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری در بخش تبیین علل دشمنیهای پایانناپذیر استکبار جهانی با نام و یاد امام خمینی(ره) میفرمایند: «امروز استكبار جهانى و قلدرهاى سياسى عالم و امپراتوريهاى زر و زور در سراسر جهان كه در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامى دشمن هستند زيرا افشاگر و تهديدكننده آنها، اسلام و بيدارى مسلمين است. طبيعى است هر كارى كه عليه اسلام و نظام اسلامى و جمهورى اسلامى از عهده آنها برآيد، مىكنند. در يك صورت، نظام جمهورى اسلامى مىتواند خود را بهطور كامل از خطر و آسيب دشمن مصون نگه دارد و آن، وقتى است كه با اقتدار خويش آنها را مايوس كند. روزى كه جمهورى اسلامى با اثبات اقتدار سياسى و اقتصادى خود و با اثبات قدرت ادامه زندگى، دشمن را مايوس كرد، مىتوان اطمينان داشت كه دشمن از توطئه دست خواهد كشيد چون احساس مىكند تلاش او بىفايده است».
اين، هنر مردم است ...
طاهره ناطقي: خروش جمهوریت در 22 خرداد 88 و فروریختن کاخی که الیگارشی قدرت و اشرافیت بنا کرده بود به همه کسانی که صحنه انتخابات را با چارچوبهای ذهنی حزبی و گروهی رصد میکردند چند درس بزرگ آموخت و مجهولات دیگری را به معادلات ذهنی آنها اضافه کرد:
- پیروزی پابرهنگان، کوخنشینان و رهروان اصيل خط امام خميني(ره) نشان داد که ملت ايران، خود را وامدار اشخاص و احزاب نمیداند و آنجا كه عرصه انتخاب صواب و ناصواب است، درگیر بازیهای سیاسی قدرتمدارانه و جاهطلبانه نمیشود. - ملت انقلابي ايران همواره به اجرای شعارهای آرمانگرایانهای که انقلاب را بر پایه آنها به پا داشته بودند پايدار و مشتاقند و نمیخواهند فرصتهایی را که نظام در یک روند کاملا دموکراتیک در اختیار آنها قرار داده، با اعتماد محافظهکارانه به کسانی که امتحان خود را پیش از این در عرصه سیاسی کشور پس داده بودند از دست بدهند . - و مهمتر اینکه ملت ايران همچنان به نظام مبتني بر ولایتفقیه که بیش از30 سال در برابر همه نقایص داخلی و فشارهای خارجی با تکیه بر 2 رکن اسلامیت و جمهوریت ایستاده و مقاومت کرده است، اعتماد دارند . آنها که در زمان حیات امام(ره)، به اعتراف خود، جرات مخالفت با خواست امام مبنی بر مدیریت کشور با شاکله ولایتفقیه را نداشتند، پس از رحلت آن عزیز، همه توان خود را در مقابله با ولایت به میدان آوردند و در برنامههایی مدون و حساب شده بر آن شدند تا با تخریب اعتماد مردم، ارتباط ولایتفقیه را با امت گسسته و برحسب تراوشات ذهن بیمار خود، براندازی نظام را که سناریوهای 10ساله و 20ساله آن امروز در حال آشکار شدن هستند، رقم بزنند. همین شد که ماهها پیش از فرارسیدن زمان انتخابات ریاستجمهوری دهم، زمزمههایی که به سست کردن اعتماد مردم و در نتیجه گسستن پیوند امت و امام منجر میشد به جریان افتاد و شبهه تقلب در آرا جان گرفت. بیاعتمادی مردم نسبت به ولایت، تخریب یکی از ارکان نظام را به دنبال داشت که از مسیر آن، در مراحل بعدی، دستیابی به جایگاه ولایت و تخریب آن با توجه به فقدان پشتوانه مقبولیت مردمی امکانپذیر میشد. شکست پروژه تقلب و تئوری بیاعتمادسازی مردم به نظام، زمانی کامل شد که کف مطالبات طراحان و حامیان تقلب– برخلاف شعارهای عوامفریبانه اولیه- عبور از خطوط قرمزی بود که انقلاب و اسلام آنها را ترسیم کرده بود و طبیعی است که ملت مسلمان و انقلابی وطن، بر آنچه خون و جان خود را برای به دست آوردنش هزینه کرده است خط بطلان نمیکشد و ارزشهایش را به حراج نمیگذارد. «بعد از آنكه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم ديدند كه اينها حرف دلشان چيست، در روز عاشورا فهميدند كه اينها عمق خواستههاشان تا كجاست، مردم عزيز ما به ميدان آمدند و حماسه 9 دى را به راه انداختند. نه فقط در تهران بلكه در سراسر كشور، ميليونها نفر در روز نهم دى، بعد هم بلافاصله در 22 بهمن آمدند توى ميدان، غائله را ختم كردند. اين، هنر مردم است.» بیانات حضرت آیتالله العظمي خامنهای،14خرداد90، حرم مطهر امام (ره) حماسه 9 دی مشت آهنینی بود که بر دهان پروپاگاندای دروغ تقلب کوفته شد و آنگونه که همگان دیدند محملی برای ظهور و بروز اتحاد و اعتماد مردم به نظام شد، اگرچه هنوز دهانهای از حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده به بهانههای مختلف، هنوز هم این ندای شیطانی را نجوا میکنند... .
استدلالهای سیاه !
سیدروحالله علویراد : 22خرداد 88 بهرغم آنكه نشاندهنده عمق حضور و ظهور حداكثري مردم در مهمترين مشاركتهاي اجتماعي و سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران بود، آغازگر روندی از استدلالها در جبهه «مخالفان و مغلوبان و منتقدان راديكال» بود که از آنها میتوان به استدلالهای «سیاه» تعبیر کرد.
فتنه 88 توسط کسانی کلید خورد که زمانی خود 1- سوابق انقلابی: سران داخلی فتنه همواره به سوابق انقلابی خود اشاره کرده و مدعی بودند از بنیانگذاران انقلاب بوده و انقلاب فرزندان خود را خورده است و...، مردم در جریان حوادث بعد از انتخابات اثبات کردند «با علی در بدر بودن شرط نیست/ ای برادر نهروان در پیش روست».
2- من آقازادهام!: اگرچه مردم همواره از این شعر در محاورههای خود استفاده میکنند که «گیرم که پدر ادیب و فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل» ولی فتنهگران در فتنه 88 همواره از فرزندان و خانواده شهدا، علما و انقلابیون مشهور برای هجمه به آرمانهای انقلاب و رهبری سوءاستفاده کردند. مردم اثبات کردند در راه شهید بودن مهمتر از فرزند شهید بودن است.
این استدلال در یک سطح فراتر درباره خانواده امام نیز مطرح شد تا جایی که عدهای با استناد به اینکه فلان عضو خانواده امام چه نظری دارد انقلاب را محاکمه میکردند! مهمترین درس فتنه 88 در این بخش این بود که مهمترین عضو خانواده امام خود امام خمینی بوده و هست؛ نکتهای که فتنهگران از آن غافل بوده و هستند . 3- مگر ما نگفتیم!: فتنهگران بعد از حوادث و جریانات اخیر همواره استدلال میکنند و میگویند مگر ما نگفتیم؟! قرآن کریم به خوبی این موضوع را تبیین میکند .
در جنگ احد منافقان با این استدلال که وارد شدن در این جنگ موجب ریخته شدن خون مسلمانان خواهد شد از حضور در عرصه جهاد خودداری کردند و زمانی که مسلمانان غمگین و ناراحت از جنگ بازگشتند این منافقین با طعنه و کنایه گفتند: مگر ما نگفتیم؟! در آیه 168سوره آلعمران آمده است: «الذين قالوا لاخوانهم و قعدوا لو اطاعونا ما قتلوا قل فادروا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين؛ آن كسانى كه در جنگ با سپاه اسلام همراهى نكرده و گفتند اگر خويشان و برادران ما نيز سخن مارا شنيده و به جنگ احد نرفته بودند كشته نمىشدند، اى پيغمبر! به چنين مردم (منافق) بگو پس شما كه براى حفظ حيات ديگران چاره توانيد كرد مرگ را از جان خود دور كنيد اگر راست مىگویيد».
جریان فتنه نیز باید به این سوال پاسخ گوید که اگر آنان انحراف را از پیش میدانستند چرا خود منحرف شده و دیگران را نیز منحرف کردند؟ - زمانی که دانشجوی فلسفه و عرفان بودم استاد منطق از ما خواست پرینت خبرهای روز که در سایتها و روزنامهها منتشر شده به کلاس ببریم تا مغالطات به کار رفته در این خبرها را با هم مرور کنیم. کاش استاد منطقم را دوباره ببینم و سخنان فتنهگران در سال 88 را به ایشان نشان دهم تا زیر مغالطات خط بکشد، شاید صفحه بیزبان کاغذ جای سالم نداشته باشد!
یار غار انقلاب بودند و کسی را گمان بر این نبود که روزی تیغ بر انقلاب کشند و آن کنند که دشمنان قسمخورده این مرز و بوم را به رقص و طرب بیندازند! مراد نگارنده در این نوشتار کوتاه اشارهاي به چند نوع از اين استدلالهاي سیاه است که فتنهگران به دفعات از آن برای محکوم کردن نظام اسلامی استفاده کردهاند بیآنکه بدانند آب در هاون میکوبند و با مغالطه نمیتوان به جنگ برهان رفت.
حماسه خرداد و پاسخ يك سوال
شهریار هریسی: 22 خرداد منحصرا روز رای به كانديداي مشخص يا جريان و حزب خاصي نیست بلکه روز بيعت دوباره ملت با حاكميت ايران اسلامي و روز نمايش «آری» مجدد به مردمسالارترین حکومت دنیا، قانون اساسي و مدل حكمراني آن است كه از مولفههاي مهم و بنياديني چون «اسلاميت» و «جمهوريت» برخوردار است و با گفتمان مديريتي ولايتفقيه و نقشآفريني مردم، چهارمين دوره از حيات مقدس خويش را سپري ميكند.22 خرداد، روزی به اهمیت 40 میلیون رای و مشارکتی قریب 85 درصد است که در طول تاريخ دنیا بیسابقه است. اكنون كه انقلاب اسلامی ایران سی و سومین خرداد خود را سپري ميكند و شايد به همین تعداد انتخابات و حضور مردم در پای صندوقهاي رای را گذرانده است (یعنی هر سال یک انتخابات) كه خود نشاندهنده ميزان اهميت دموكراسي و مردمسالاري در سيستم جمهوري اسلامي است، 22 خرداد بهانه خوبی برای طرح اين سوال است كه چرا در هر دوره كه انتخابات و رایگیریها در جمهوري اسلامي برگزار میشود مردم با شور، شوق و شعفي مثالزدني صفهاي طويل راي دادن را تحمل ميكنند و به راي دادن خود افتخار ميكنند كه «من راي دادم»، در حالی که هیچگونه اجبار اجتماعي و سياسي در راي دادن وجود ندارد و مانند برخی کشورها عدم حضور در انتخابات مساوی با محرومیتهای اجتماعی و جریمههای نقدی نیست؟ اصولا در محافل آكادميك سياسي و علوم اجتماعي اين سوال مطرح است كه قاطبه مردم به دنبال چه چیزی هستند که بیتوجه به جناحها، احزاب و شعارهای تبليغاتي مختلف و پروپاگاندا، حضور و مشارکت حداکثری در پاي صندوقهاي راي و به فرموده حضرت آقا در این رویداد مهم را یک حق حیاتی برای خود قلمداد میکنند؟ طبیعی است که برخی فشارهای اقتصادی یا سیاسی و مسائل معیشتی یا فرهنگی در عقیده و نظر افراد برای حضور یا عدم حضور در انتخابات، پارامترهايي تاثیرگذار است ولی با وجود همه این جهات سياسي و اجتماعي، هنوز اين پرسش مهم فراروي كارشناسان و تحليلگران سياسي داخل و خارج است كه چرا و چگونه ملت ایران همیشه در صحنههای مختلف از جمله انتخابات حضور حداکثری خود را حفظ کرده و حتي هر دوره بر شکوه این حماسه افزوده است؟ شايد پاسخ اين سوال را بتوان در ظرف ديگري و در برهه ديگري بعد از انتخابات اخير رياستجمهوري (وقايع خردادماه 88 تا 9 دي 88 ) جستوجو كرد، چه آنكه در فصل انتخابات اخیر ریاستجمهوری که صحنه رقابت تمامعیار و همهجانبه 4 کاندیدا از 4 طیف کم و بیش متفاوت بود، كانديداها با حداکثر امکانات تبلیغاتی و رسانهای و میتینگهای خیابانی که تا به حال در کشور بیسابقه بود (بويژه مناظرههای رودرروی تلویزیونی) در ميدان مبارزه شركت كردند و پس از آن در بازه زماني چندين ماهه پس از انتخابات، تمام ظرفيت كمي و كيفي دشمن وارد ميدان شد تا پروژه تقلب كليد بخورد و كودتاي نرم عليه جمهوري اسلامي محقق شود! ولي در نهايت مردم حماسه 9 دي را رقم زدند! چرا كه دليل و مطالبه اصلی مردم و رهبری نظام حفظ ارزش حضور 40 میلیونی مردم و رای به جمهوریت نظام بود فارغ از انتخاب هر شخص یا گروه. از اين رو پاسخ روشن است؛ چیزی که مردم و ملت ایران از هر نژاد، قوم و زبان به آن ایمان راسخ دارند حفظ دستاوردهای انقلابی است که برای به ثمر نشستن آن خونهای بسیاری داده شده و حاصل آن درخت تناوری شده است که امروز یکتنه در برابر ابرقدرتهای شرق و غرب ایستاده و
ابراز وجود میکند.
22 خرداد، نقشه راه
محمدحاشر یزدانی: ماه پایانی بهار برای انقلاب ما سرشار از حماسه و غرور است؛ خرداد، قمر برجهای شمسی است در کهکشان ایران اسلامی، آوردگاه حادثههای بزرگ و به یادماندنی، خاستگاه و نقطه شروع انقلاب که از نیمه خرداد بود و امام راحل نیز انتظار فرج از نیمه خرداد میکشید. ابتدای این ماه یادواره سرداران فاتح غیرت و مردانگی را در دروازه خرمشهر آویخته و انتهای آن عروج سرو قد کشیده تربیت اسلامی را به تصویر کشیده است در حافظه پاوه، چمران بزرگ و آزاده. خرداد، ماه انقلاب ماست. ماه حماسههایی که همه با هم آفریدیم. ماه اشکهایی که همه با هم ریختیم. ماه غصههایی که همه با هم خوردیم. انگار خرداد، هر سال منتظر است تا ایرانزمین حماسهای بیافریند و بهار با بارقههای این حماسه شرقی پایان یابد. هر حماسه از جنسی متفاوت و صبغهای دیگر اما برآیند همه اعتلای نام بلند کشور.
22خرداد 88 چشم جهانیان به ایران دوخته شده است. سکوت همه رسانههای دنیا را در خود فروبرده. انگار همه میدانند که حماسهای در راه است؛ دوست و دشمن، مومن و منافق. فضای تبلیغاتی روزهای گذشته ملت قهرمان ایران را انگار لشکریان خدا بر بال فرشتگان نشانده و به سوی صندوقهای رای فوج فوج راهی میکند تا سکوت مذبوحانه بوقهای تبلیغاتی غربی ادامه یابد. و سکوت میشکند: 85درصد! 85 درصد عدد بزرگی است. عدد خیلی بزرگی است این جمله را آن روز خیلیها متحیرانه تکرار کردند. 63 درصد و 33 درصد و حتی آن یک کمی درصد! هم توجهشان را جلب نکرد چونعدد 85 درصد خیلی بزرگ بود. آنها قرنهاست که از جمع درصدها میترسند و تفریق خوشحالشان میکند، لذا همه زورشان را زدند تا 85 درصد را تقسیم کنند 63 را روبهروی 33 قرار داده و از ابهت 85 بکاهند. در باب این تقسیم غمناک سخنها و تحلیلهای فراوان رفته است اما آنچه مانده و برای همیشه خواهد ماند سپیده روشن بصیرت انقلابی در 22خرداد است. ملت اوج هجمهها، دروغها، نیرنگها، فریبها، مظلومنماییهای شیطانی، هیاهو، موجسواری و جنگ روانی را تجربه کرد اما محکم و استوار ایستاد. ولایتمداری خویش را با قدرت و صلابت به دشمن ثابت کرد. آنگاه که نایب امام عصر(عج) در خطبههای نماز با قطب عالم امکان درددل کرد بغض سنگین امت، فتنه را همانجا کشت و آنگاه که فتنهگران، وحشیانه خیمه عزای اباعبدالله را سوزاندند تا 7 نسلشان سوخت. 22 خرداد سپیده روشنیها و مقدمه یومالله 9 دی بود. بصیرت انقلابی هدیه بزرگ دهه سوم خرداد 88 بود؛ بصیرتی که نبودنش قویترین انقلابها و انقلابیترین انقلابیون را به چشم برهمزدنی به موزههای تاریخ میسپارد. امت متوجه شد که دشمن دست از سر انقلاب برنداشته است، توطئهها و نقشههایش نتیجه 10سال برنامهریزی و فکر است و بهرغم همه نیشخندهای برخی کوتهفکران داخلی باید دوباره بگوییم منشأ همه توطئهها، شیطان بزرگ آمریکاست. ملت فهمید که در بحبوحهها و گردنههای سخت و طاقتفرسا تنها امام امت است که باید گوش به کلامش داد و دل به او سپرد که صراط مستقیم انقلاب را خوب میشناسد و راه از بیراهه تمایز میدهد. در اوج صداهای گوناگون و نظرات رنگارنگ که هرکدام بر غبار آلودگی فتنه میافزاید تنها این نظر امام امت است که چون نسیم، غبار فتنه میزداید و دلهای مومنان را آرامش بخشیده، منافقان را رسوا میکند. بصیرتی که 22 خرداد به ما ارزانی داد تبعیت محض از اوامر امام امت حضرت امام خامنهای است و تا زمانی که به این سلاح مجهزیم به فتنهها برگو تا بیایند و بروند که ما ایستادهایم.
حماسهآفرينان22 خرداد
شريف حيدربيگي: مشارکت 85درصدی در انتخابات ریاستجمهوری دهم و رای 40میلیونی مردم به اصل جمهوری اسلامی، در حقیقت بیانگر مطالبات اجتماعی آنها مبتنی بر عدالتی بود که پیامی جز نفی صریح «دیکتاتوری فساد» و محقق شدن بیش از پیش «گفتمان اصیل انقلاب اسلامی» نداشت. اما متاسفانه «تمامیتخواهان رجعتطلب» که در یک فرآیند دموکراتیک خود را شکستخورده میدیدند، نتواستند رای و نتایج انتخابات برآمده از متن مردم را بپذیرند، بنابراین با ارتکاب «جرمی بزرگ» یعنی با طرح ادعای دروغین تقلب 11 میلیونی در انتخابات ریاستجمهوری، بدون آنکه مدرک و دلیل قابل اعتمادی ارائه شود، سعی کردند با ظاهرسازی و لشکرکشیهای خیابانی در تهران و بزرگنمایی حواشی، خواسته انحصارطلبانه خود را به کل ایران تحمیل کنند. رفتار خشونتآمیز این گروهک که عمدتا از آنسوی مرزها به همراه رسانههاي مجازي و اپوزيسيون برانداز خارجنشين هدایت و حمایت میشدند علاوه بر اغتشاشات و بروز ناامنی و ضربهزدن به کسب و کار مردم و غارت و تخریب و انهدام اموال عمومی و خصوصی، در قالب صحنههای تلخ و انزجارآوری نظیر روز قدس، 16 آذر (روز دانشجو)، هتکحرمت عاشورا و... نیز نمودار شد. اكنون که به مدد مديريت ولايي و روشنگریهای رهبر انقلاب (دامهظله)، «ماهیت و نیت اصلی چهره دروغین مدعیان قانونمداری» برای مردم آشکار شده و غبار فتنه فرونشسته، توجه و مداقه در این فراز از بیانات پیر و مراد شهدا، حضرت امام خمینی(ره) کافی است تا ریشه و علت دشمنی این طیف متناقض و ناهمگن را بیشتر نمایان کند که به حق فرمودند: «نکته مهمی که همه باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان و جهانخواران تا کی و تا کجا ما را تحمل میکنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمیشناسند. به فرموده قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمیدارند، مگر شما را از دینتان برگردانند.» معالاسف هر چند فتنهگران توانستند با دروغ و تحلیلهای نادرست و پمپاژ حجم گسترده و انبوهی از اطلاعات و داده در فضای دیجیتالی و فضای اطلاعرسانی داخل و خارج کشور موجهای زودگذری را در برخی شهرهای کشور بویژه تهران به وجود آوردند اما در نهایت این مردم بودند که با خلق حماسههاي 9 دی و 22 بهمن 88 ضمن ترسيم 8 ماه نبرد مقدس، بار دیگر وفاداری خود را به رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی به اثبات رساندند و اینکه همگان به خوبی فهمیدند منظور فتنهگران از واژه مردم که در خطابهها و بیانیههای خود از آن استفاده میکردند جمعی خودفروخته و خارجنشین، مرکب از مارکسیستها، تروریستها، سلطنتطلبها، بهاییها و ... بیش نیست؛ این در حالی است که مردم واقعی ما کسانی هستند که حماسههای کمنظیری چون 22 خرداد، 9 دی و 22 بهمن را خلق کردند.
روز عبرت براي همه
مهدی جوادی: بیشک22 خرداد روز گرفتن پندها و عبرتهایی است که در کتاب تاریخ این مرز و بوم ثبت و ضبط شد؛ روزی که در آن مردم ایران اسلامی گفتمان عدالت را برگزیدند و مطالبات و خواستههای سیاسی و اجتماعیشان را با شرکت در پای صندوقهای رای اعلام کردند و پس از آن به نظاره عملکرد جریانات سیاسی، مسؤولان و خواص نشستند. پیام 22 خرداد، حضور همیشه در صحنه ملت غیور ایران بود؛ پيامي كه براي مسؤولان جز عدالت، صداقت و عشق به خط امام و ايستادگي بر آرمانهاي مقدس نظام جمهوري اسلامي كه سالها به نام سازندگي و اصلاحات مورد بيمهري قرار گرفته بود، مفهومي نداشت. 22 خرداد روزي بود كه مردم فهيم و باشعور ايران با انتخاب درست و پافشاري بر حفظ ارزشها تمام نقشهها و برنامهريزيهاي بلندمدت دشمنان داخلي و خارجي عليه كشورمان را خنثي و نقش بر آب كردند. اتفاقي كه عظمت آن براي بيبصيرتان كوتهبين قابل درك و باور نبود. اين موفقيت و پيروزي ملت ايران يعني ايستادگي در برابر كساني كه عدالت را زير پاي شعارهاي توخالي غربگرايانه له كرده بودند و به نام آقازادگي خون ملت را ميآشاميدند و كاخهايشان را برپايه بيعدالتيها و گذر از خط امام و ارزشها استوار كرده بودند، به آساني رقم نخورد. ويران كردن كاخهاي بيعدالتي هزينههايي داشت؛ هزينههايي كه ناشي از انحراف خواص و گرفتار شدنشان در دام فتنه بود؛ آن هنگام که فریب دشمن را از دلسوزی دوست تشخیص ندادند و گرفتار دامی شدند که مدتها پیش از انتخابات طراحی و روی آن کار شده بود؛ فتنهای که هدف اصلی آن رو در رو کردن مردم با یکدیگر و ایجاد تفرقه و در نهایت مقابله با اصل ولایت مطلقه فقیه بهعنوان رکن اصلی نظام اسلامی بود. ادعای دروغین تقلب به مثابه شروع این بازی بود.
این ادعا بیش از هر كسی دیگر از سوی کسانی مطرح شد که خود را از رای مردم بالاتر میدانستند و پیشتر نیز نظام را به اغتشاش و آشوبآفرینی به منظور تحمیل خواست خود به ملت تهدید کرده بودند لیکن همه این هزینهها در مقابل برکات فراوان آن برای نظام اسلامی از جمله افزایش بصیرت و آگاهی مردم انقلابی این سرزمین بسیار ناچیز به نظر میرسد. البته برخی خواص و عده قلیلی که فریب این فتنه را خورده و در انتخاب راه دچار لغزش شده بودند نیز خیلی زود از اشتباه خود به آغوش ملت مومن بازگشته و به تصحیح مسیر انتخابی خود پرداختند. اقتدار نظام و باج ندادن به اقلیت خودخواه و آشکار شدن این نکته که در پس این بازی دشمن خارجی پنهان شده، موجب صفبندی روزافزون خواص و این عده فریبخورده با فتنهگران شده است. قطعا عبور کشتی انقلاب از این توفان بلا و روشن شدن ماهیت خبیث فتنهگران جز در سایه رهنمودهای روشنگرانه ناخدای الهی آن امکانپذیر نبود. این حقیقتی است که حتی برخی عناصر فراری ضدانقلاب به آن
اذعان داشتهاند.
ایران و سازمان کنفرانس اسلامی
نادر جوهرنادری*
ارکان سازماني سازمان كنفرانس اسلامي عبارتند از: 1- کنفرانس سران
این کنفرانس هر 3 سال یکبار و در پایتخت یکی از کشورهای اسلامی عضو برگزار میشود. کشورهایی که این کنفرانس را برگزار میکنند به مدت 3 سال ریاست آن را برعهده میگیرند. تاکنون 10 کنفرانس از این دست برگزار شده است. کنفرانس سران، عالیترین رکن سازمان است که وظیفه انتخاب دبیرکل را برعهده دارد. نکته جالب درباره این کنفرانس، منظم برگزار شدن آن در موعد مقرر است. 2- کنفرانس وزرای خارجه این نشست هر سال یکبار برپا میشود. البته میتوان در مواقع لزوم نیز آن را دایر کرد. هر ساله نیز یک اجلاس هماهنگی در نیویورک برگزار میشود. این جلسه برای هماهنگی اعضا در نشست مجمع عمومی سازمان ملل است. در این کنفرانس اکثرا وزرای خارجه یا معاونان آنها شرکت میکنند. اگرچه نشست سران که هر 3 سال یکبار تشکیل میشود عالیترین رکن سازمان است ولی بیشتر تصمیمهای اجرایی و مهم در کنفرانس وزرای خارجه اتخاذ میشود. این کنفرانس علاوه بر این، مسؤول وظایف کنفرانس سران در مدتی است که نشست آن برگزار نمیشود. 3- دبیرخانه وظایف اداری سازمان برعهده دبیرخانه است. هرچند موقتا شهر جده به عنوان مقر دبیرخانه و حتی کل سازمان انتخاب شده ولی این انتخاب دائمی نبوده و شهر بیتالمقدس به عنوان مقر اصلی کنفرانس اسلامی انتخاب شده است. ریاست دبیرخانه همچون دیگر سازمانهای بینالمللی با دبیرکل است. وی که با انتخاب اکثریت کشورهای عضو تعیین میشود، برای 4 سال تصدی دبیرخانه را برعهده میگیرد. مسؤولیت پیگیری و اجرای تصمیمهای متخذه در 2 کنفرانس سران و وزرا برعهده دبیرخانه است. ايران يكي از مهمترين كشورهاي جهان به لحاظ استراتژيكي و ژئوپلتيكي است. از نقاط قوت اين كشور ميتوان به همسايگي با 15 كشور در مرزهاي خاكي و آبي خود اشاره داشت. اين كشور دومين دارنده ذخایر نفت خام در جهان پس از عربستانسعودي و دومين دارنده ذخایر گاز جهان پس از فدراسيون روسيه است. طبيعت عمومي ساختار قدرت در نظام جمهوري اسلامي ايران روشن و مانند اكثر كشورهاست اما داراي ظرافتها و علماي روابط بينالملل بر اين عقيدهاند كه سياست خارجي هر كشور مستقيما با عناصر قدرت ملي آن كشور در ارتباط است. ميتوان براي تعيين قدرت ملي يك كشور ميان 2 دسته از عوامل تفكيك قائل شد: عوامل نسبتا باثبات و عواملي كه همواره دستخوش دگرگوني هستند. جغرافيا به وضوح باثباتترين عاملي است كه شالوده قدرت ملي را تشكيل ميدهد. همچنان رودها، درياها، اقيانوسها، درهها، دشتها و كوهها مهمترين صحنههاي ترجمه سياستها و استراتژيهاي طراحي شده هستند. تفاوت كشورها در ارتباط با قدرت آنان مانند تفاوت آنان در شكل و اندازه كشورشان است. منابع طبيعي نيز يكي ديگر از عوامل باثبات در ميزان قدرت يك ملت نسبت به ملل ديگر است. مواد غذايي، مواد خام و از جمله منابع مدني بویژه نفت و گاز از جمله مظاهر توان يك كشور به شمار ميروند. قدرت صنعتي يا تكنولوژيك در زمينههايي مانند صنعت، حمل و نقل، ارتباطات يا كشاورزي خود ميتواند گوياي قدرت يك كشور باشد. آمادگي نظامي مستقيما با قدرت يك كشور در رابطه است و در ذيل آمادگي نظامي ميتوان به عواملي همچون تكنولوژي نظامي، رهبري، كميت و كيفيت نيروهاي مسلح پرداخت. جمعيت يك كشور نيز نمادي از قدرت ملي آن كشور ميتواند باشد و البته اين موضوع الزامي نيست. شايد از خود جمعيت، توزيع جمعيت و روند رشد جمعيت مهمتر باشد. در ميان عوامل كيفي مربوط به قدرت ملي ميتوان از منش ملي، روحيه ملي، كيفيت حكومت و جامعه و كيفيت ديپلماسي نام برد. شايد بتوان گفت ديپلماسي مغز متفكر قدرت ملي است. همانگونه كه روحيه ملي روح آن است. اگر قدرت ديد آن كاهش پيدا كند، قدرت داوري آن دچار اشكال شده و اراده آن تضعيف شود، همه امتيازات ناشي از موقعيت جغرافيايي، خودكفايي در مواد غذايي، مواد خام، توليد صنعتي، آمادگي نظامي، تعداد و ويژگيهاي جمعيتي در درازمدت چندان به كار ملت نخواهد آمد. ملتي كه بتواند به داشتن همه اين امتيازات ببالد اما ديپلماسي مناسب با آنها را نداشته باشد، ممكن است از طريق وزنه خالص سرمايه طبيعياش به موفقيتهاي موقت نایل شود اما در درازمدت با به كار اندختن ناقص، ناپيوسته و مسرفانه اين سرمايه طبيعي در راه اهداف بينالمللي ملت، آن را بر باد خواهد داد. موقعيت ايران در ارتباط با عوامل زیر همگي نشان از قدرت و موقعيت خاص اين كشور ميدهد: ايدئولوژي: اسلام بهعنوان عقيده كامل و جامع حاكم و كاركرد نظام جمهوري اسلامي، شبكه ارزشي نظام را شكل ميدهد. مشروعيت نظام از دين اسلام سرچشمه گرفته و اقتدار حكومت كه خميرمايه ارتباط قدرت و سيستم ارزشي است از اسلام نشأت ميگيرد. توسعه و گسترش مشاركت واقعي مردم، تقويت روحيه ملي، يكپارچگي مابين ملت ايران با وجود تفاوتهاي فرهنگي، نژادي و قومي از پيامدهاي وجود يك مكتب فكري جامع در حكومت است.
عوامل جغرافيايي: ايران به لحاظ وسعت، شكل، مرزها و وضع اقليمي كشوري منحصر به فرد است. اين كشور با 15 همسايه مرز آبي و خاكي داشته و پل ارتباطي بين 4 منطقه شرق مديــــترانه، خليجفارس، آسياي مركزي و قفقاز و شبهقاره هند است.
* كارشناس علوم سياسي