|
1
|
|
2
3
9 |
|
4
6
8 |
|
5
16 |
|
7 |
|
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
مجرمان بزرگ ، دلسوز مبارزه با مفاسد اقتصادی شدهاند!
لو رفتن پروژه تابستاني فتنه در خيابان حجاب
بازتاب جهاني بیانیه تهران
آغاز اجرای هدفمند کردن یارانهها در 3 استان
کمینگاه تهران
افزایش انتقاد از اوباما به دلیل ناتوانی در مهار نشت نفت درخلیج مکزیک
کلوتید ریس جاسوس بود
كشته شدن 8آمريكايي در انفجار کابل
حمله حاميان فتنه به ارغوان رضايي
عدم آموزش جوانان عامل بسياري از طلاقهاست
بازتاب گزارش «وطن امروز» درباره روغن موتورهاي تقلبي
جزئیات تبهکاریهای 3 حرفهای
کاهش تعرفه GPRS همراهاول
نيمكت روي چاه نفت
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
||
|
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
آیتالله آملی لاریجانی:
مجرمان بزرگ ، دلسوز مبارزه با مفاسد اقتصادی شدهاند!
گروه سیاسی:
رئیس دستگاه قضا روز گذشته به گردهمایی معاونین و مدیران کل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور رفت تا یکی از صریحترین موضعگیریهای خود را از زمان حضور در راس قوه قضائیه اتخاذ کند. آيتالله صادق آملی لاریجانی که از آغاز سال جدید و بویژه طی هفتههای اخیر درباره عدم برخورد قاطع با فتنهگران مورد انتقاد برخی چهرههای سیاسی، نمایندگان مجلس، رسانهها و دانشجویان قرار گرفته بود، در اظهارات خود، از آخرین این انتقادات یعنی نامه 175 نماینده مجلس بشدت گلایه کرد.
البته این گلایه آیتالله آملی لاریجانی با اعلام موضع صریح وی درباره فتنهگران همراه شد به گونهای که وی گفت:«اگر فتنهگران میخواهند با اعمال خود ما را علیه مجلس و دولت تحریک کنند در اشتباه محض به سر میبرند و در صورت لزوم تمام قد از دولت و مجلس حمایت کامل میکنیم». این اظهار نظر صادق آملی لاریجانی که تداعیکننده مواضع قاطعانه وی درباره برخورد با فتنهگران در ابتدای حضورش در قوهقضائیه است، به نظر میرسد علاوه بر اقناع افکار عمومی درباره توجه دستگاه قضا به مطالبه برخورد با فتنهگران، نوعی پیام آشکار به«حامیان» فتنهگران است. کسانی که طی ماههای اخیر تلاشهای گستردهای در جهت ایجاد منفذی برای فرار فتنهگران از محاکمه قانونی انجام دادهاند. با این حال اما آيتالله آملی لاریجانی در اظهارات خود به صورت شفاف به این موضوعات پاسخ داده است. پاسخی که مواضع قوه قضائیه در قبال فتنهگران را مشخص میکند.به گزارش فارس، آیتالله آملیلاریجانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به برخی مسائل روز کشور با بیان اینکه متاسفانه علاوه بر دشمنان خارجی، برخی دوستان نیز نسبت به قوه قضائیه ظلم میکنند، به نامه 175 نماینده مجلس شورای اسلامی خطاب به رئیس قوه قضائیه اشاره کرد و افزود: این مایه تاسف است که نمایندگان مجلس نامهای به رئیس قوه قضائیه نوشته و در آن گفتهاند که چرا دستگاه قضا نسبت به برخورد با سران فتنه امروز و فردا میکند و عدهای نیز در مجلس راه بیفتند و برای این نامه امضا جمع کنند. آیتالله لاریجانی با تاکید بر اینکه قوه قضائیه در برخورد با فتنهگران به هیچ وجه امروز و فردا نکرده است، تصریح کرد: ما هم در شناخت فتنه و هم سران آن و هم جرم آنها با صراحت اعلام نظر کرده و هیچ تردیدی هم به خود راه ندادیم اما باید بدانند که قوه قضائیه همواره در راستای سیاستهای کلان نظام جمهوری اسلامی قدم برمیدارد. وی با بیان اینکه طبق اصل 157 قانون اساسی، قوای سهگانه کشور زیر نظر رهبری عمل میکنند، گفت: البته نمیخواهم هر آنچه را که در دستگاهها صورت میگیرد به رهبر انقلاب منتسب کنم اما من خودم به برخی از این نمایندگان با صراحت تذکر و توضیح دادم اما متاسفانه دوباره برخی از این حرفها میزنند. رئیس دستگاه قضا در ادامه به رفتار فتنهگران اشاره و تصریح کرد: از طرف دیگر فتنهگران که بزرگترین مجرم کشور هستند و با ادعای بزرگ تقلب در انتخابات میخواستند جریان انتخابات را عوض کنند امروز دلسوز مبارزه با مفاسد اقتصادی شدهاند و در سایتهای خود حرفهایی میزنند که دروغبودن آن مثل روز روشن است. رئیس قوه قضائیه در ادامه به دروغگوییهای فتنهگران- که به رویه ثابت و همیشگی سران و رسانههای فتنه تبدیل شده است- هم اشاره و کنایههایی را نیز مطرح کرد:«برخی از این افراد در سایتهای خود گفتهاند قوه قضائیه در اینباره سکوت کرده که من به آنها میگویم چه سکوتی؟ مگر قرار است ما هم مثل سایتهای شما به مردم دروغ بگوییم؟» لاریجانی سپس به یکی از این دروغها اشاره کرد و افزود: یکی از این دروغها آن بود که گفتند رهبر انقلاب در حکمی به بنده فرمودهاند که پیگیر مفاسد اقتصادی باشم و من در اینباره سکوت کردهام، چه دروغی بزرگتر از آن؟ وی گفت: این افراد با این دروغهایی که میگویند توقع دارند مردم نیز به سمت آنها اقبال نشان دهند».
لو رفتن پروژه تابستاني فتنه در خيابان حجاب
حسين قدياني:
هنوز 3ـ2سالی از شهادت بابا اکبر نگذشته بود که در دفاع از انقلاب دوآتشه شده بودم. میایستادم جلوی مغازه پدربزرگ و هر بدحجابی که رد میشد به او میگفتم «مرگ بر ضد ولایت فقیه». روزی پدربزرگم به من گفت: بدحجابی گناه بزرگی است ولی لزوما هر بدحجابی ضد ولایت فقیه نیست. چند سال بعد خواستم کار فرهنگی کنم و یک تنه معضل بدحجابی را حل کنم. مثل آن آزاده معروف به هر بدحجابی که میرسیدم، شاخه گلی تقدیمش میکردم و این جمله را نثارش؛ «ای زن! به تو از فاطمه اینگونه خطاب است/ ارزندهترین زینت زن حفظ حجاب است».
طرفه حکایتی است؛ کار فرهنگی هم جواب نداد و من دیگر کاری با این مقوله نداشتم تا اینکه روز 9 دی دیدم بدحجابها هم آمده بودند، چون آزاده بودند. من نه آنقدر روشنفکرم که بدحجابی را هنجاری اجتماعی بدانم و نه آنقدر مرتجعم که بدحجابی را نابهنجاری سیاسی بنامم. بدحجابی از نظر من یک نابهنجاری اجتماعی است که این روزها داد بسیاری را درآورده است اما من اگر بخواهم داد بزنم فریادم سکهای است که 2 رو دارد. 2 جمله دارد؛ جمله اول اینکه: «من یک تار موی بیرون از روسری بدحجابهای وطنم را به کل دنیای سران فتنه نمیدهم» و جمله دوم اینکه: «پدرم گفت ای دخت نکو بنیادم، زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم». با این حساب، حرف حساب من چیست؟ من دقیقا چه چیزی میخواهم بگویم؟ 1- گذشته از معدود مردان باحجاب فرقه سبز، این روزها همه از نظر من بیحجاب شدهاند. بیحجابی اتفاقا چیز خوبی است و مورد تایید لسانالغیب هم بوده است؛ «تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز». آدمی وقتی بیحجاب یا به تعبیر بهتر بینقاب میشود، چهره اصلی خود را برای همگان عیان میکند. مثلا مهندس وقتی بعد از 20 سال سکوت، بیحجاب شد و پرده عفت را در خیابان انقلاب درید و از آشوبگران عاشورا به عنوان مردان خداجو یاد کرد، همه فهمیدند این فتنهگر نه نخستوزیر امام که سرباز دشمن است در شطرنج براندازی؛ نه مهندس که ما هم از وقتی بیحجاب شدیم تکلیفمان با خودمان و با سران فتنه روشن شد. ما در «نه ده» حجاب را کنار زدیم و در دفاع از ولایت، تن رها کردیم تا محتاج پیراهن نباشیم. اصلا حالا که همه جا سخن از بیحجابی عده معدودی از زنان ایرانی است، من میخواهم بگویم: «چه خوش بی، بیحجابی مرد و زن بی»! و از این مهمتر مقابله با بیحجابی بدون شناخت کامل مساله، دردسر بی. 2- چه شد که چنین شد؟ من برای شما میگویم؛ پوشیدن کفش پاشنهبلند قرمز برای خانمها شاید از نظر شرع هیچ اشکالی نداشته باشد اما خیلی چیزهاست که از نظر شرع بلامانع است ولی انجام دادن آن توسط سردمداران عواقب بدی دارد و به نتایج شومی منجر میشود. این حقیر اول بار کفشی با چنین مشخصاتی را میدانید پای چه کسی دیدم؟ پای همین فائزه هاشمی. کجا؟ در پوسترهای انتخاباتی این آقازاده از نظر ما مجرم و از نظر دستگاه قضا متهم. کی؟ ایام تبلیغات انتخابات مجلس پنجم. یادتان آمد؟ آن ایام امثال ما درست یا غلط مخالف هاشمی را دشمن پیغمبر میدانستیم و نمیدانستیم نامههای سرگشاده در راه است. همان ایام روزی یکی از دوستانم که دست بر قضا فرزند شهید هم بود از باب درد دل به من گفت: فلانی! خواهرم چادری بود اما مانتویی شدنش و بدحجاب شدنش میدانی از کجا شروع شد؛ از پوشیدن کفش قرمز پاشنه بلند به تقلید از فائزه هاشمی. همان ایام نامهای خطاب به مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی نوشتم و ماجرا را به ایشان شرح دادم. این نامه هرگز در روزنامه مسیح مهاجری کار نشد و تبدیل به «نامههای وارده» شد اما امروز یکی از معترضان به وضع حجاب عدهای از خانمهای جامعه، همین روزنامه است. جناب مسیح مهاجری! حاضرم قسم بخورم که شما در این اعتراضتان نه لیاقت دارید و نه صداقت. بدترین بدحجابی و حتی بیحجابی در این کشور زیر پوستر «
HASHEMI 2005 » اتفاق افتاد. آن زمان چرا صدایی از شما درنیامد؟ چرا شما برخلاف امر حضرت ابوتراب(ع) به جای سنجیدن خاندان هاشمی به حق، حق را با خانواده ایشان میسنجید؟ باور کنید شما و عدهای دیگر از معترضان به بد یا بیحجابی اصلا دغدغهتان حجاب و عفاف نیست که اگر بود آن روزی که اول بار در این مملکت پرده حیا را دختر عفت درید، زبان اعتراضتان باز میشد. هدف شما از نقد وضع این روزهای حجاب نه دغدغه سلامت محیط جامعه که بازی در پروژه جدید عالیجناب راس فتنه است. لطفا خودتان را به کوچه علی چپ نزنید. «علی» راست بود و روراست بود و صداقت داشت. من با اجازه شما میخواهم به مردم بگویم که قصه چیست.
هدف نهایی پروژه جدید عالیجناب راس فتنه که به امثال شما با کمال معذرت به چشم مهرههای این پروژه نگاه میکند، این است که اینطور در افکار عمومی جا بیندازد که هر زن بدحجابی، بیحجاب که جای خود دارد و هر مرد مثلا آستین کوتاهی که لباسی غیرمتعارف پوشیده باشد، مخالف اصل نظام است. سران فتنه میخواهند از نظام به خاطر جذب این هموطنان به حقانیت انقلاب اسلامی که مهمترین تجلیاش قیام 9 دی بود انتقام بگیرند. در این روز چه بسیار بدحجابانی که به یکی از مسلمات دین سهلانگار بودند اما به فرموده سیدالشهدا آنقدر آزاده بودند که ندای ولایت را شنیدند و آمدند و همراه با خواهران بسیجیام حماسه «نه ده» را آفریدند. این مهم برای سران فتنه سوزش شدیدی داشت و این جذب حداکثری بدجوری روی مخشان بود. حالا هدف سران فتنه چیست؟ 1/2- برجسته کردن موضوع بد یا بیحجابی به عنوان مشکل یا دغدغه اول کشور. 2/2- همین را هم بهانه کردن برای کوبیدن بیشتر دولت و شخص احمدینژاد. 3/2- سوءاستفاده از غیرت مقدس و ارزشمداری ستودني قشر مومن و متدین جامعه در دو قطبی کردن فضای آحاد ملت به یک قطب باحجاب و اهل ریش و یک قطب بدحجاب و اهل تیغ. یعنی دوگانه کردن حاکمیت، نه در حکومت که به شکست انجامید، بلکه در میان توده ملت و به جان هم انداختن مردم تنها بهخاطر اختلاف در نوع پوشش. 4/2- متاثر از این فضای دو قطبی و نیز برخوردهای قانونی و غیر قانونی با افراد بدحجاب، جا انداختن این موضوع در افکار عمومی که هر مونثی که چادری نیست، حتما بر ضد نظام است و احیانا هر مذکری که ریشش را میتراشد، مخالف جمهوری اسلامی است. 5/2- و از همه بالاتر؛ احیا کردن مجدد بدنه اجتماعی برای فرقه سبز و متعاقب آن آغاز دور جدید فتنهگری.
3- راه مقابله با این نقشه شوم چیست؟ آیا ما باید برای نقش بر آب کردن نقشه عالیجناب راس فتنه و در نطفه خفه کردن پروژه تابستانی سران فتنه، صورت مساله را پاک کنیم و از کنار معضل بد حجابی و در برخی مواقع بیحجابی براحتی عبور کنیم؟ یک راه این است اما لزوما راه درستی نیست. پس چه باید کرد؟ 4- نگارنده با این نظریه عدهای از صاحبنظران مسائل سیاسی و کارشناسان مصائب فرهنگی بشدت مخالف است که «ما باید جوانان را آنقدر سرگرم لذایذ دنیوی کنیم که دیگر دنبال حقایق سیاسی و وقایع روز جامعه نباشند. اینگونه انقلاب اسلامی هم از شر منتقد و معترض و متعرض در امان میماند و همه دنبال عشق و حال خود میرود». باورم هست که روز اجرایی شدن این نظریه روز سست شدن پایههای انقلاب و روز لرزان شدن تخت حاکمیت مقدس جمهوری اسلامی است. 5- پس اگر با معضلات اجتماعی و در بحث اینجا با معضل بدحجابی باید برخورد قاطع شود، این برخورد چگونه باید انجام شود که آب به آسیاب سران فتنه نریزد و به عالیجناب راس فتنه اجازه ماهی گرفتن از آب گل آلود ندهد؟ کار سختی است اما به قول احمدینژاد «شدنی است». 1/5- باید واقع نگر بود. من بشدت با اینکه جوانان را کلا بیدین و بد حجاب و لاابالی معرفی کنیم و در این باره سیاه نمایی کنیم مخالفم. با مظاهر بیدینی در هر شکلی، باید برخورد شود اما یادمان نرود همین نسل جوانی که گاه راه به غلط میرود، اعتکاف در مساجد، حماسه لیالی قدر و حتی یومالله سیاسی – حماسی نهم دیماه را میآفریند. والله قسم من در شبهای قدر حاج منصور عزیز در مسجد ارک نمایندگانی از هر 2 طیف نسل جوان میبینم. حرفم این است: بدی و خوبی دوستانی که ظاهر درستی ندارند را با هم بگوییم و مثلاً اگر از حجاب بدش انتقاد میکنیم، از حضورش در روز 9 دی تشکر کنیم. 2/5- در این باره کسانی باید وارد عمل شوند که کاملا نسبت به پروژه تابستانی سران فتنه توجیه باشند و خدای نکرده از بدحجاب، بیحجاب و از یک نابهنجاری اجتماعی، یک فتنه سیاسی دیگر درست نشود. 3/5- همپای برخورد با بدحجابی با کسانی که صلاحیت انتقاد از این وضع را ندارند هم برخورد شود. کسانی که در عصر اصلاحات و در عهد دوم خرداد سر در لاک غفلت فرو برده بودند و نیز کسانی که نخستین جرقههای بدحجابی توسط آقازادهها را در روزگار آزگار سازندگی دیدند و خودشان را به ندیدن زدند، اصلا حق این را ندارند که درباره اوضاع حجاب در جامعه کنونی نظر بدهند، چه رسد که به بلندگوی این فریاد حق تبدیل شوند. 4/5- در این برخورد تفاوت باید قائل شد میان کسی که مثل خواهر آن دوستم به این نابهنجاری دچار شده، با کسی که آلت دست سران فتنه است و دقیقا مامور حقوق بگیر است تا مثلا در ماشین مدل بالای خود در فلان خیابان شهر کشف حجاب کند و صد بار این خیابان را برود و برگردد. اینجا هم باید اول دنبال دانه درشتها بود نه اینکه برای مهره 5/5- بشدت با هزینه کردن بچه بسیجیها در این قبیل امور مخالفم. شأن بچههای بسیج بسیار بالاتر از این است که دشمنی جز آمریکا و اسرائیل و دنبالههای داخلی آن داشته باشند. با بد حجابی که متاثر از زندگی اشرافی و بیقید و بند خاندان هزار فامیل به این شکل ظاهری رسیده است، نیروی انتظامی باید برخورد کند. این نیرو حقوق میگیرد از بیتالمال برای همین قبیل امور. بچه بسیجیها نه فقط اشکالی ندارد که با آشوبگران عاشورا مقابله کنند بلکه جور کم کاری دیگران را هم خالصانه و البته قاطعانه و حیدری میکشند. این درخت اما جای یادگاری نوشتن بچه بسیجیها نیست. لطفا با من از وجوب فریضه « امر به معروف و نهی از منکر» سخن نگویید. من خود بسیجیام و به این مهم واقفم و اگر بخواهم این امر و نهی را انجام دهم، این کار را در جای مهمتری انجام خواهم داد و مثلا خطاب به دستگاه قضا عرض میکنم:چه شد برخورد با مفسدین اقتصادی؟ یا حرفهای احمدینژاد در مناظره درست بود یا نادرست. اگر نادرست بود پس چرا جناب عالیجناب از دکتر شکایت نمیکند و اگر درست بود پس آقای آملی! معطل چه هستید؟ باور کنید بخشی از این بد حجابیها اعتراضی است با زبان بیزبانی به مسؤولانی که درست به وظیفهشان عمل نمیکنند، البته ناکارآمدی احتمالی دستگاه قضا و ناکارآیی 60 درصدی هیچ دستگاه دیگری دلیلی برای بدحجابی هیچ کس نمیشود اما عدل که نباشد گرسنگی میآورد و شکم گرسنه، دین و ایمان سرش نمیشود. بگذریم از آقازادههایی که از فرط پرخوری، بیحیا شدهاند. 6/5- اتفاقا بنده بشدت معتقدم سر جوانان را از باحجاب گرفته تا بدحجاب و از بسیجی گرفته تا رپیجی باید گرم کرد به مسائل سیاسی و روز جامعه. جوانان مثلا باید بفهمند راز مساله ساده و در عین حال پیچیده و بسیار مهم دزدیدن مجسمههای شهر تهران چیست؟ 32 سال از انقلاب میگذرد ما تا به حال چنین چیزهایی نداشتیم. چه دستی و با کدام نیت پستی در کاخ خود مشغول سرمستی است و دستور ربودن این مجسمهها را صادر میکند تا در اذهان اینگونه جا بیندازد که نظام قادر به حفظ و نگهداری از چند تا مجسمه هم نیست؟ کاش تجسم عینی فتنه در این کشور برای همیشه به یغما برود که همه خوب میدانند کیست و نام قلابیاش چیست یا مثلا ربوده شدن کابل تلفن در یکی، دو منطقه شهر تهران. حرفهایترین سارقان این مرز و بوم هم آنقدر شرف دارند که اگر شیر دستشوییهای شهرداری را میدزدند لااقل کابل تلفن ملت را ندزدند. چرا همه این اتفاقات همین چند وقت میافتد؟ سران فتنه متاسفانه غافلند که ارتباط تودههای مردم با نظام با سیم و کابل تلفن نیست. ارتباط ما با بیت رهبری با سیم تلفن قطع و وصل نمیشود. ارتباط ما با حضرت ماه به سیم تلفن بستگی ندارد، به بیسیم بابا اکبر بستگی دارد. اصلا مثل امام میخواهم بگویم: سرقت کنید این کابل تلفن را، ملت ما هوشیارتر میشود. ما ندای «اَینَ عمار» خامنهای را از سیم تلفن نمیشنویم، از بیسیم شهید بیسیمچی کربلای 5 میشنویم. سیم ما وصل به ولایت است، کابل تلفن کیلویی چند است؟ کابل را جور دیگری بخوانیم میشود کابُل که پایتخت افغانستان است که از آن بالا کفتر نمیآید، شهید میآید و من مادر شهیدی را میشناسم که از افاغنه است و پسرش گرچه سنی بود اما به عشق ولایت فقیه رفت و با دشمن اسلام جنگید و در والفجر مقدماتی به شهادت رسید. کابل تلفن خانه این مادر شهید را برداشتید تا او دنائت و زبونی شما غارتگران بیتالمال را به پای کارآمدی نظام بنویسد اما کور خواندهاید. کور خواندهاید ای کابل دزدها که این مادر پیر سنی است اما تصویر حضرت ماه را بالاتر از عکس پسرش در اتاق گذاشته و اتفاقا پسرش بیسیمچی بود. *** آقایان سران فتنه! شما خود حجاب خود هستید. خدا «حافظ» را بیامرزد اما شما نه در زیر پل حافظ که در زیر عبایتان به آشوبگران دستور شورش دادید در عاشورا، تا بسوزانند خیمه عباس را. هیهات که سیم ما وصل علم علمدار است. در این کشور، زنان سرزمین من حتی اگر نامشان عفت نباشد، پاکدامنی مرامشان است. بد حجابی هم اگر هست، عیبش بد حجابیاش است اما هنرش این است که با مادر شهیدان محمدی در 9 دی همنوا میشود و علیه شما بانگ برمیدارد که: «فلانی، فلانی! خیال نکن ما زنیم، تو دهنت میزنیم». شرف دارد چنین بدحجابی به مردان باحجاب. شرف دارد چنین بدحجابی به صد تا مثل آن آقازاده که با کفش قرمز پاشنه بلند روی خون سرخ شهدا راه رفت و با همان اسب شمر که نعل تجمل داشت تاخت؛ تاخت و قطعه - قطعه کرد ارزشهای جنگ را. ما به بدحجابان مان تذکر میدهیم که زن در حجاب مثل گوهر است در صدف و به شما سران فتنه هشدار میدهیم که خواب دیدید خیر باشد. فرضا در این کشور بیدینی هم باشد، او نیز آنقدر آزاده هست که نفروشد ندای حبیب را به ندای فریب. مثل دوست کاهل الصلاهًْ خودم که دیشب آوردمش بیت رهبری. نبودی ببینی چه گریهای میکرد وقت امن یجیب. اتفاقا بعد از خوردن غذای بیت رهبری به من گفت: داداش حسین! من امشب نمک ولایت را خوردم، دین ندارم اما در مرامم نیست نمکدان شکنی. *** خلاصه کنم این نوشته را در خطابی آشنا به سران فتنه؛ غلط کردید بیشمارید!
اصل کاری فقط به حکم جلب بسنده کرد اما پسر اقدس خانم را به زندان منتقل کرد.
حمایت 234 نماینده مجلس از بیانیه تهران
بازتاب جهاني بیانیه تهران
گروه سياسي:
«اقتدار در عمل، ابتکار در اقدام و منطق در رویکرد»، 3 شاخصه بارزی است که در تدوین بیانیه تهران به چشم میخورد. در حالی که طرف غربی میکوشید موضوع تبادل سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران را به اهرمی برای تهدید و فشار بر ایران و در نهایت ایجاد اجماع علیه کشورمان تبدیل کند، تهران توانست با منطق روشن در چارچوب حقوق مصرح کشورها در معاهده «انپیتی» کشورهایی چون ترکیه و برزیل را در موضع همکاری فعال با خود همراه کند؛ موضوعی که با استقبال اغلب سران کشورها روبهرو شد و در عین حال بازتاب گستردهای در رسانههای جهان به همراه داشت که هر یک به نوعی این بیانیه را عامل در تنگنا قرار گرفتن باراک اوباما و يك پیروزی برای ایران قلمداد کردند. اما در این میان بودند برخی گروهها و رسانههای مخالف دولت که بدون توجه به 2 مقوله امنیت ملی و منافع ملی صرفا به منظور بهانهجویی اقدام به تخریب دستاوردهای دولت کردند که این اقدام یا از غرضورزی آنها نشأت گرفته یا عدم درک صحیح آنها از وقایع هستهای. این در حالی است که یکی از مهمترین پیامهای این نشست سهجانبه شکست انحصار مذاکره با گروه 1+5 بود؛ موضوعی که نشریه آمریکایی تایم نیز با اشاره به آن نوشت: «برای بیش از یک دهه ایران و غرب تلاش کردند تا پلی را میان نقطهنظرهای خود درباره برنامه هستهای تهران ایجاد کنند اما اکنون برزیل و ترکیه، 2 کشوری که میخواهند به مراتب نقش بزرگتری را در عرصه بینالملل داشته باشند، از یافتن فرمولی برای ایجاد این پل خبر میدهند».
نکته بسیار مهمی که قضاوتهای عجولانه و غرضورزانه برخی، مانع از درک اهمیت آن شد بحث به رسمیت شناختن فعالیتهای هستهای ایران در این بیانیه بود. سعید جلیلی، دبیر شورایعالی امنیت ملی نیز در تشریح ابعاد مختلف بیانیه مشترك ایران، برزیل و تركیه، ابتكار بیانیه تهران را ویژگیهایی چون اذعان به حقوق هستهای ایران از جمله داشتن چرخه سوخت و غنیسازی عنوان کرد که به گفته وی، این محورها مبنایی برای تدوین چگونگی شكلدهی به توافقنامه تبادل سوخت هستهای خواهد بود. در واقع به گفته علی باقری، معاون دبیر شورایعالی امنیت ملی شرط انجام مبادله سوخت 5/3 درصد با سوخت 20 درصد موافقت و پذیرش بیانیه 10 مادهای تهران است؛ بیانیهای که در بند یک آن آمده است: «حقوق تمام اعضا شامل جمهوری اسلامی ایران در استفاده صلحآمیز و بدون تبعیض در تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از انرژی هستهای همچنین چرخه سوخت هستهای شامل فعالیتهای غنیسازی را یادآوری میكنیم». غرب در صورت پذیرش این بیانیه، غنیسازی و دستیابی ایران به چرخه سوخت را به رسمیت میشناسد که در این صورت تصویب قطعنامه جدید تحریم ماهیت خود را از دست میدهد؛ موضوعي كه سعيد جليلي نيز در جلسه غيرعلني با نمايندگان مجلس از آن سخن گفته است. به گفته حجتالاسلام حسين ابراهيمي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، سعيد جليلي تاكيد كرده است بحث پيگيري صدور قطعنامه يا بيانيه عليه تهران منتفي شده است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا با درک این نکته بود که دوشنبه اعلام کرد بیانیه امضا شده میان ایران، برزیل و تركیه وی را قانع نكرده است، چراکه به باور باراک اوباما، برزیل و تركیه موفق به متقاعد كردن ایران به تعلیق غنیسازی اورانیوم نشدهاند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا حتی از این نیز فراتر رفت و متذکر شد که این بیانیه گامهای برداشته شده در جهت اعمال تحریمهای جدید علیه ایران را تغییر نمیدهد. با توجه به موضعگیری محتاطانه اروپا از یک سو و استقبال چین و روسیه از سوی دیگر به نظر میرسد تاکید و پافشاری مقامهای آمریکایی درباره تداوم رویکرد تحریم بیشتر تلاشی است برای ممانعت از، از بین رفتن اجماعی که ماههاست برای آن تدارک دیدهاند. ادامه از صفحه اول
چنانكه شاهد بودیم ساعتی پس از انتشار اخباری مبنی بر اعلام آمادگی ایران برای تبادل سوخت، کاترین اشتون، رئیس کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپايي در کنفرانس مطبوعاتی در مادرید امضای این بیانیه را گامی در مسیر صحیح خواند و گفت: «در صورتی که گزارش رسمی بیانیه سهجانبه میان ایران، برزیل و ترکیه به طور رسمی تحویل آژانس بینالمللی انرژی اتمی شود، اتحادیه اروپايي از آن حمایت میکند». انگلیس و فرانسه نیز هر چند موضع دوپهلویی در قبال بیانیه تهران اتخاذ کردند و خواستار پایبندی ایران به آنچه آن را تعهدات بینالمللی خواندند، شدند، اما در نهایت استقبال خود را از نتیجه نشست میان ایران، برزیل و ترکیه اعلام کردند. ولی در این میان، علاوه بر استقبال دیمیتری مدودف، رئیسجمهور روسیه از توافق تهران برای مبادله اورانیوم در ترکیه و بیان اینکه «همه طرفها از جمله ایران باید رایزنی داشته باشند و سپس تصمیمگیری کنیم که چه اقداماتی باید انجام شود»، وزیر خارجه چین نيز از بیانیه تهران استقبال کرد و خواستار مذاکرات برای حل برنامه هستهای ایران شد. یانگ جیچی افزود: «چین گزارشهای مربوط [درباره تبادل سوخت] را ملاحظه کرده است و استقبال خود از این طرح و قدردانی از تلاشهای دیپلماتیکی که برای یافتن راهحلی درباره برنامه هستهای ایران بوده را ابراز میدارد». دبیرکل اتحادیه عرب هم از دیگر افرادی بود که حمایت خود را از این بیانیه اعلام کرد. عمرو موسی در گفتوگو با خبرنگاران در قاهره، بیانیه مشترک ایران، ترکیه و برزیل را اقدامی مثبت خواند که به گفته وی میتواند گامی برای حل مسائل موجود میان ایران و غرب باشد. جیمز استاوریدیس، فرمانده ارشد نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) نیز با استقبال از این توافق، بیانیه روز گذشته ایران برای تبادل بخش اعظمی از اورانیوم غنیشده ایران با سوخت هستهای در ترکیه را پیشرفتی مثبت و بالقوه خوب توصیف کرد. بیشک موضعگیریهایی از این نوع، کوششهای بسیار آمریکا برای کسب اجماع بینالمللی برای تحریم ایران را بر باد میدهد زیرا همانطور که روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل خود نوشت «بیانیه تهران مىتواند فرصتهاى باراک اوباما براى تصویب قطعنامه مد نظر عليه ایران را زیر سوال ببرد، چراکه روسیه و چین که تاکنون بر مخالفت خود با تشدید تحریمها علیه ایران تاکید کرده بودند، اکنون نیازى به بحث و جدال بیشتر با غربىها نمىبینند». سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد نیز در گفتوگو با فاکسنیوز درباره بیانیه تهران گفت: «اگر این روند ادامه پیدا کند تلاشهای دولت آمریکا برای اعمال دور جدید تحریمها به جایی نخواهد رسید و به نظر من این ابتکار عمل ایران یک حرکت «جودو» بود که سیاستهای اوباما را نقش بر زمین کرد». جان بولتون در ادامه اضافه کرد: «اقدام اخیر ایران بهانههای کافی به 2 کشور روسیه و چین 2 عضو قدرتمند شورای امنیت و ترکیه و برزیل اعضای غیردائم این شورا را میدهد تا از اعمال تحریمهای جدید علیه ایران حمایت نکنند». خبرگزاری رویترز نیز توافق ایران در ارتباط با مبادله سوخت هستهای که با میانجیگری برزیل و ترکیه صورت گرفت را عامل بروز شکاف میان قدرتهای جهان دانست که با توجه به این موضوع تلاش باراک اوباما برای اعمال تحریمهای جدید سازمان ملل علیه ایران را با مانع روبه رو میکند. علاوه بر روزنامه هاآرتص که در گزارشی بیانیه روز دوشنبه ایران، ترکیه و برزیل درباره تبادل سوخت هستهای را عامل درهم شکسته شدن تلاش آمریکا برای تشدید تحریمها علیه ایران عنوان کرد، پایگاه خبری دبکا وابسته به موساد ابتکارعمل ایران را موجب خلع سلاح آمریکا و غرب قلمداد کرد که به نوشته آن، از این به بعد ایران میتواند به آرامی و با خیال راحت و بدون واهمه از فشارهای بینالمللی برنامههای هستهای خود را دنبال کند چراکه این توافق حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را محفوظ شمرده است. روزنامه «لسآنجلس تایمز» نیز نوشت: تهران تنها بخشی از مواد هستهای خود را به منظور دریافت سوخت هستهای به عنوان بخشی از قراردادی که میتواند تنشهای بینالمللی را از بین ببرد، به ترکیه خواهد فرستاد. روزنامه «واشنگتنپست» هم بر کاهش چالش هستهای تمرکز کرد و نوشت: اقدام ایران برای ارسال اورانیوم با درصد غنای پایین به ترکیه میتواند مناقشات بینالمللی را درباره برنامه هستهای این کشور از بین ببرد. اما روزنامه آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور» در گزارشی با بررسی بیانیه ایران، ترکیه و برزیل نوشت که تمایل ایران برای امضای توافقنامهای که براساس آن فقط نیمی از ذخایر اورانیوم با درصد غنیسازی شده پایین را به ترکیه انتقال دهد، نشان دهنده ادامه عدم اعتماد ایران به غرب و قدرتهای جهانی است. شبکه تلویزیونی «بیبیسی» به پیشبینی غلط هیلاری کلینتون از نشست تهران اشاره کرد و نوشت: هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا پیشبینی کرده بود مذاکرات ایران با برزیل و ترکیه شکست خواهد خورد اما اخبار منتشر شده از توافقات اخیر نشان دهنده پیشبینی غلط وزیر خارجه آمریکا درباره این مذاکرات بوده است. روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» در گزارشی درباره بیانیه تهران در نشست 3جانبه روز گذشته نوشت: توافقنامه ایران، ترکیه و برزیل درباره تبادل سوخت هستهای، شکستی برای دولت «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا است. این نشریه آمریکایی ادامه داد: مقامات ایران با امضای توافقنامه روز گذشته درباره تبادل سوخت هستهای نشان دادند که در حال شکست ما هستند. روزنامه جروزالم پست هم اعلام کرد، توافق هستهای صورت گرفته میان ایران، برزیل و ترکیه، «باراک اوباما» رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا را در شرایط بسیار سخت و پیچیدهای در مقابل ادامه توانمندیهای ایران قرار داده است. این روزنامه گزارش داد: توافق صورت گرفته در ایران در روز گذشته مانعی جدی مقابل تلاشهای مقامات آمریکایی برای تصویب بسته پیشنهادی تحریم ایران است. بنابراین گزارش، 2 کشور روسیه و چین که در شورای امنیت سازمان ملل متحد دارای حق وتو هستند، خواستار توقف تلاشهای دولت آمریکا برای اعمال تحریم علیه ایران هستند.از سوی دیگر برزیل که ریاست دورهای شورای امنیت را برعهده دارد نقشی بسیار کلیدی در این مساله ایفا میکند. یک روز پس از صدور بیانیه تهران 234 نماینده مجلس در بیانیهای که حسن غفوریفرد، عضو هیاترئیسه مجلس پیش از پایان جلسه علنی سهشنبه آن را در صحن علنی مجلس قرائت کرد، از بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای میان ایران، برزیل و ترکیه حمایت کردند. رئیس کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس نیز بیانیه تهران را ضامن تامین منافع ملی و مصالح ایران عنوان کرد که به گفته وی، غرب را در موضع انفعال قرار داده است. حجتالاسلام روحالله حسینیان، نماینده تهران در مجلس هشتم با مثبت ارزیابی کردن بیانیه هستهای تهران، استراتژی دولت احمدینژاد را استراتژی پیشبرنده توصیف کرد که تاکنون ثابت کرده فعالیتهای هستهای را از حالت توقف و تعلیق به حالت پویایی و رشد رسانده و از این به بعد نیز چنین خواهد بود. وی سپس افزود: «گاهی اوقات لازم است تاکتیکها و انعطافها و احیانا ابتکاراتی را نشان دهیم که به نظر من بیانیه تهران به دلیل آنکه 2کشور دیگر را با ایران همصدا و برزیل و ترکیه را شریک خود کرده، یک عمل بسیار موفقیتآمیزی انجام داده است». حسن غفوریفرد، نماینده تهران و عضو هیاترئیسه مجلس نیز بر این باور است که با توافق میان ایران، برزیل و ترکیه بلوک جدیدی مقابل گروه 1+5 در حال شکلگیری است که سلطه یکجانبه غربیها را در هم میشکند. غفوریفرد در واکنش به دیدگاه کسانی که میگویند بهتر بود ایران به جای تفاهم با کشورهای واسطه با گروه وین مذاکره میکرد، گفت: «مذاکره بازی برد - برد است اما در مذاکره با گروه وین این مساله مدنظر قرار نگرفته بود که در بیانیه تهران این موضوع رعایت شده است». وی خاطر نشان کرد: «تلقی ما از بیانیه تهران برای مبادله سوخت این است که بازی برد - برد مدنظر قرار گرفته و ایران بدون عقبنشینی از مواضع خود اقدام اصولی انجام داده است». الیاس نادران، عضو فراکسیون اصولگرایان نیز درباره بیانیه تهران به خبرنگاران گفت که مجلس از دولت خواسته در مذاکرات با طرفین خارجی تضمینهای لازم را گرفته و آنها را نسبت به لغو قطعنامههای قبلی و تحریمها و جلوگیری از قطعنامه جدید متعهد کند. به نظر میرسد این موضوع در جلسه غیرعلنی مجلس با دبیر شورایعالی امنیت ملی که صبح سهشنبه برگزار شد، مطرح شده است.
روز گذشته صورت گرفت
آغاز اجرای هدفمند کردن یارانهها در 3 استان
گروه سیاسی:
هدفمند کردن یارانهها پس از اعلام قبلی دولت در 3 استان خراسانشمالی، گیلان و ایلام آغاز شد. پس از آنکه برخی وزرای دولت دهم هفته گذشته خبر از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در 3 استان بهصورت آزمایشی دادند، دیروز این طرح آغاز شد. مصطفی محمدنجار، وزیرکشور با اعلام این خبر در همایش فرمانداران کشور ضمن بیان اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در استانهای سه گانه، از فرمانداران شهرستانهاي این استانها خواست برای اجرایی شدن بهتر این طرح تدابیر لازم را بیندیشند. وی هدف از برگزاری این همایش را تبادل تجربه میان فرمانداران و برطرف کردن موانع و مشکلات در راه اجرایی کردن قوانین در استانها عنوان کرد. محمدنجار با تاکید بر اینکه فرمانداران، نمایندگان دولت در شهرستانها هستند، با اشاره به دستور رئیسجمهوری مبنی بر ایجاد یک میلیون و 500 هزار شغل در سال جدید، تصریح کرد: این مساله باید توسط استانداریها و فرمانداریها دنبال شود که در این راستا از وزیر اقتصاد در این نشست دعوت به عمل آمده و همچنین در راستای جامه عمل پوشاندن به اهداف ساخت مسکن مهر، وزیر مسکن را نیز به این نشست دعوت کردهایم. دکتر محمود احمدینژاد نیز که در همایش فرمانداران سراسر کشور حضور داشت، درباره هدفمند کردن یارانهها به فرمانداران تذکر داد که باید به دقت افراد را شناسایی کنند، چرا که این کار میتواند دولت را در اجرای هر چه بهتر این طرح کمک کند. رئیسجمهوري به موضوع سهام عدالت اشاره کرد و گفت: در بسیاری از شهرستانها 80 درصد مردم باید سهام عدالت بگیرند، شما باید این کار را به سرعت انجام دهید تا آنان بتوانند سهام خود را دریافت کنند، البته در این زمینه کارهای خوبی تاکنون صورت گرفته است، طوری که برخی مردم علاوه بر سهام، سود آن را نیز در سالهای گذشته دریافت کردهاند. احمدینژاد با اشاره به تثبیت جمعیت، ساماندهی مهاجرت معکوس را از دیگر کارهای فرمانداران عنوان کرد و افزود: امروز بزرگترین خدمت به کشور اصلاح روند جابهجایی است. کسانی که به تهران یا مراکز استانها مهاجرت میکنند با مشکل مواجه میشوند، شما باید تثبیت جمعیت، مسکن و اشتغال را در شهرستانهای خود به طور جدي پیگیری کنید تا شاهد مهاجرت مردم به مراکز استان و تهران نباشیم. رئیسجمهور با بیان اینکه دولت برای اشتغال، یارانه خوبی را در نظر گرفته، گفت: شما باید اشتغال را در روستاها برپا کنید، چرا که پیگیری شما میتواند مشکلات موجود در این زمینه را حل کند. وی با بیان اینکه امروز لایه اصلی ارتباط مردم با نظام اسلامی را فرمانداران تشکیل میدهند، گفت: فرمانداران در اصل نمایندگان دولت هستند آن هم دولت جمهوری اسلامی ایران، دولتی که با دیگر دولتهای جهان تفاوتهای بسیاری دارد. احمدینژاد با اشاره به این نکته که بنده افتخارم این است که فرماندار بودم، چرا که فرماندار یک مدیر همه جانبه و جامع است، به فرمانداران توصیه کرد هر قدر با نشاط، مصمم، پرتحرک و هدفمند حرکت کنند شهرستانهای تابع خود را نیز میتوانند به همان نسبت حرکت دهند. رئیسجمهور با اشاره به اجلاس گروه 15 افزود: چند سال گذشته برخی سران کشورها در دیدار و تماسهای تلفنی به بنده میگفتند که در برابر ابرقدرتها کوتاه بیایید اما امروز در ملاقاتها علاقهمندیشان را برای پیوستن به ملت ایران و جمهوری اسلامی اعلام میکنند. در آغاز این مراسم همچنین رئیسجمهور با اهدای لوح سپاس از زحمات تعدادی از فرمانداران نمونه کشور تقدیر کرد.
کمینگاه تهران
سید عابدین نورالدینی ایرانیان ذهنیت مساعدی از توافقات مهم با بیگانه ندارند. کیست در این واقعیت تلخ و شیرین جامعه امروز ایران تردید وارد کند؟ این بیاعتمادی ریشه در تاریخ دارد و تاریخ جانب این بیاعتمادی را میگیرد. دل ایرانیان خون است از ابوالحسنخان شیرازی که در مقابل سرگور اوزلی، سفیر انگلیس و نیکولا، نماینده تزارها «قدخمیده» به نمایش گذاشت تا روستای «گلستان» در قرهباغ را برای همیشه و فریب فتحعلیشاه از انگلیس و جدایی قفقاز و ترکستان غربی از خاک وطن را به بایگانی ایرانیان بسپارد. گلستان، تنها خیانت بزرگ فتحعلیشاه به ایران نبود. 15 سال بعد یعنی 21 فوریه 1828، آصفالدوله نیز مقابل ایوان پاسکویج تزار کرنش کرد تا مابقی قلمروي ایران از معاهده گلستان در قفقاز نیز به خاک روسیه اضافه شود. اینگونه بود که «ترکمنچای» نیز بر پیشانی ایران ثبت شد. «تالبوت» نیز خیانت دیگری از فرانسه به ایران بود و قبل از آنکه روبه صفتی امثال فرانسه را به نمایش بگذارد، بیلیاقتی حکام ایرانی را در معرض نمایش دنیا قرار داد. فرانسه اما سیاق کار خنجر را نیک آموخته است. «اوردیف» کمتر از «تالبوت» نیست. 10 درصد سهام کنسرسیوم اوردیف در «تریکاستن» فرانسه متعلق به ایرانیان است. بهای این 10درصد، یک میلیارد دلاری است که سال 1974 به کمیساریای انرژی فرانسه داده شد اما دولت فرانسه از بدو انقلاب تاکنون آن یک میلیارد دلار را نادیده انگاشته است. افکار عمومی ایران به خاطر بیاعتمادی به «بیگانه» قابل شماتت نیست. آنان این موضوع را خوب لمس کردهاند. *** موضوع هستهای به عنوان مهمترین پرونده محل مناقشه با غرب طی 7 سال اخیر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. 29 مهرماه 1382، جک استراو پس از انعقاد معاهده تهران، راهی ساختمان شماره 10 «Downing street» شد تا ظفرمندانه تعلیق فعالیتهای غنیسازی ایران را جشن بگیرد. استراو رفت اما ایرانیان خاطره تلخ آن خندههای شیرین را به یاد دارند و از یاد نخواهند برد غرورشان را که زیر پاهای جک استراو روی میز سعدآباد جریحهدار شد. سعدآباد هموزن گلستان و ترکمنچای نبود اما نزدیکترین «ناکامی بزرگ» ایران در آمد و شد با بیگانه از حیث زمان است. موضوع هستهای را میتوان یک آزمون بزرگ ایران در «زورآزمایی» با بیگانگان فرض کرد. گویی تمام ملت در انتظار «انتقام» از گذشتگان است. هر سخنی که از «ایستادگی» و «مقاومت» به میان میآید، پشتیبانی ملت را به همراه دارد. ایرانیان سالهاست «کمین از گوشهای کردند و تیری در کمان دارند». به جرات ـ و براساس شواهدی که در ادامه میآیدـ میتوان گفت بیانیه تهران یک کمینگاه حساب شده برای حمله به دشمن مهاجم بود. ماجرا به صورت مختصر توضیح داده میشود. تا قبل از صدور بیانیه تهران، همه شواهد از اجماع 1+5 برای توافق بر سر تصویب تحریمهای بسیار شدید علیه ایران حکایت داشت، تحریمهایی که به جز امکانات و تجهیزات هستهای، این بار شامل بانکها بهعنوان مجاری انتقال ارز، تجهیزات دارویی، مواد غذایی، پوشاک، تجهیزات تکنولوژیک و ... میشد. 1- بیانیه تهران چه تاثیری بر موضوع تحریم ایران میگذارد؟ 2- حقوق هستهای ملت در بیانیه تهران چگونه لحاظ شده است؟ پاسخ مختصر این 2 پرسش اینگونه است: پاسخ 1: بیانیه تهران عملا «بهانه» اعمال تحریمها علیه ایران را منتفی کرد. جمهوری اسلامی ایران با توسعه میز مذاکره از یک میز دوطرفه (ایران و 1+5) و ورود بلوکهای مهم قدرت در دنیا به موضوع هستهای، در واقع قدرت آمریکا و متحدانش در چانهزنی با دنیا بر سر برنامه هستهای ایران را تحلیل برد. برزیل و ترکیه به عنوان نمایندگان بلوکهای در حال توسعه، اینک خواهان توافق گروه وین (آمریکا، روسیه، فرانسه و آژانس) با بیانیه تهران هستند. تهران پذیرفت در صورتی که گروه وین بیانیه تهران- بیانیهای که برزیل و ترکیه نيز آن را امضا کردهاند- را بپذیرد، موضوع مبادله سوخت 5/3 درصد ایران و
منابع محرمانه نیز از برنامهریزی پنهان ایالاتمتحده برای ایجاد آشوبهای داخلی پس از آغاز اعمال تحریمهای جدید خبر میدادند. اینک و با صدور بیانیه تهران 2 پرسش مطرح میشود:
20 درصد گروه وین در خاک ترکیه انجام خواهد شد. این اقدام ایران انسجام 1+5 را «نابود» کرد. روسیه چند ساعت و چین یک روز پس از صدور، از بیانیه تهران استقبال کردند و این به معنای موافقت آنان با مفاد بیانیه تهران است. به عبارت بهتر، چین و روسیه اینک دارای موضع یکسان با ایران هستند. آلمان از یکسو خواستار «فرصت» برای اعلام موضع شد. رفتار انگلیس و فرانسه نیز تابع تصمیمات کاخ سفید است. تاثیر بسیار مهم دیگر بیانیه تهران در حوزه تحریم، میل افکار عمومی دنیا به موضع ایران است. به عبارت مصطلح، «توپ در زمین غرب است». اگر ایالات متحده یا همان گروه وین با بیانیه تهران موافقت کند، پس دیگر تحریم خود به خود منتفی میشود. سرنوشت تحریم در صورت مخالفت آمریکا با بیانیه تهران هم تغییر نمیکند. مخالفت ایالات متحده با بیانیه تهران سبب انشقاق در 1+5 و عدم همراهی دنیا با تحریمهای ایران میشود. هشدار روز گذشته داود اوغلو به کاخ سفید نیز در همین راستا صورت گرفته است. بنابراین و با در نظر گرفتن تبعات هر 2 واکنش گروه وین به بیانیه تهران، باید با صراحت تمام گفت: «تحریم ایران منتفی است.»پاسخ 2: برای شرح جایگاه حقوق ملت در بیانیه تهران باید مدعیان به این سوال پاسخ دهند که «کدام حق یا حقوق ملت با اجرای بیانیه تهران ضایع خواهد شد؟» هیچکس تاکنون در اینباره اظهار نظر نکرده یا اگر «چیز»ی گفته، خود نیز متوجه نشده است. همانگونه که گفته شد مخالفت گروه وین با بیانیه تهران در کنار منتفی شدن تحریمهای شدید علیه ایران، افکار عمومی دنیا را در مقابل ایالات متحده و غرب قرار میدهد. نارضایتی ترکیه و برزیل نیز سبب میشود ایالات متحده سالها زمان صرف کند تا بتواند بار دیگر در این بلوک نفوذ و بهانهای برای فشار به ایران مهیا کند. اما در صورت پذیرش بیانیه تهران، چه اتفاقی رخ میدهد؟آنچه در بیانیه تهران آمده تضمینکننده همه حقوق هستهای ملت ایران است.در بیانیه تهران حق «چرخه سوخت هستهای در ایران» لحاظ شده است. به عبارت دیگر در صورت پذیرش بیانیه تهران، همه مراحل تولید سوخت هستهای با فراغ بال در ایران انجام میشود و ایران علاوه بر تولیدات کنونی، میتواند سطح کاربرد فناوری هستهای خود را بسیار ارتقا دهد. علاوه بر این مهم، جمهوری اسلامی ایران تضمین میگیرد شاهد هیچگونه تقابل اعم از فشار دیپلماتیک، تحریم یا اقدام نظامی علیه خود نباشد.حال باید پرسید کدام حق هستهای ملت نادیده گرفته شده است؟ مراکز غنیسازی ایران فعالیت میکنند، توسعه مییابند، غنای اورانیوم تولیدی با نظارت آژانس ارتقا مییابد و فشاری برای تحدید این فعالیتها هم در کار نیست. در صورت پذیرش بیانیه تهران، جمهوری اسلامی فقط برای «یک سال» 1200 کیلوگرم اورانیوم 5/3 درصد خود را با 120 کیلوگرم اورانیوم 20 درصد، در خاک ترکیه معاوضه میکند. باز هم تاکید میشود این معاوضه فقط برای یک سال است.اما برای درک بهتر از میزان تولید اورانیوم 5/3 درصد در ایران و اهمیت اورانیوم 20درصد، چند نکته ضروری است.جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر 2010 کیلوگرم اورانیوم 5/3 درصد در اختیار دارد و اگر سایت غنیسازی نطنز تنها یک ماه با ظرفیت کامل فعالیت کند، میزان اورانیوم 5/3 درصد ایران به 3 هزار کیلوگرم خواهد رسید یعنی رشد 50درصدی خواهد داشت و جمهوری اسلامی ایران میتواند در صورت فعالیت 40 روزه سایت نطنز با ظرفیت کامل، بیش از 1200 کیلوگرم اورانیوم 5/3 درصد تولید کند.اما اورانیوم 20درصد؛ در صورت معاوضه سوخت و تحویل 120 کیلوگرم اورانیوم 20 درصد، جمهوری اسلامی ایران میتواند تا 10 سال برای رآکتور تهران، هیچ سوختی خریداری یا تولید نکند یا به عبارت دیگر اگر رآکتور تهران بهمدت 5 سال به صورت 24 ساعته فعالیت کند، 120 کیلوگرم اورانیوم 20درصد میتواند سوخت 5 سال این رآکتور را فراهم کند.به عبارت سادهتر، 40 روز فعالیت نطنز، 5 سال فعالیت رآکتور تهران را تضمین میکند. این البته در شرایطی است که جمهوری اسلامی ایران خود در حال تولید اورانیوم 20 درصد است و تاکنون 5/8 کیلوگرم اورانیوم 20 درصد تولید کرده است.واکنشها به بیانیه تهران هم قابل انتظار بود و هم دور از تصور.آنان که زیان دیدند «ناله» کردند و آنها که رقیبشان سود کرد، فریادی از سر خشم برآوردند. در این میان برخی نیز «نفهمیدند» و نیکوست در همان عالم جهل بمانند، هرچند زبانشان هزینهساز باشد. البته این را نیز باید گفت «جهالت» شرافتمندانهترین تعبیر برای واکنش آنان به بیانیه تهران است؛ خواه رنجور شوند.برخی دیگر نیز درست سر بزنگاه، گارد مخالف گرفتند و اصرار میورزند و البته امید آن است این دوستان هر چه زودتر پی به اشتباه محاسباتی خود ببرند و گرنه ملت در حال حرکت است و آنان جا میمانند ضمن اینکه هزینه بزرگ این اشتباه در بلندمدت است؛ آنجا که مردم دیگر انتقادات این دوستان به مجموعه دولت را با سنجه بیانیه تهران ارزیابی میکنند و مختصات هزینه این موضوع نیز از هماکنون قابل محاسبه است.
افزایش انتقاد از اوباما به دلیل ناتوانی در مهار نشت نفت درخلیج مکزیک
انتقادات و موج فشارهای کارشناسان و تحلیلگران محیطزیست و انرژی بر دولت اوباما در زمینه ناتوانی در کنترل و مهار نشت نفت در خلیج مکزیک بشدت افزایش داشته است. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، کن سالازار، وزیر امور داخلی آمریکا و دیگر مقامهای فدرال دولت آمریکا زیرفشارهای زیادی قرار دارند. قرار است سالازار با حضور در سنا به سوالات متعدد سناتورهای آمریکایی درباره بحران نشت نفت در خلیج مکزیک پاسخ دهد. لیسا جکسون، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست و تاد آلن، رئیس گارد ساحلی آمریکا نیز برای ادای توضیحاتی به سنا خواهند رفت. دولت باراک اوباما نیز با تشکیل کمیته تحقیق ویژهای قصد دارد ابعاد مختلف بحران نشت نفت در خلیج مکزیک را بررسی کند. کارشناسان و تحلیلگران، بحران نشت نفت در خلیج مکزیک را کاترینای دولت اوباما نامگذاری کردهاند. باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا چند روز پیش طی اظهارات تندی مقامهای بریتیش پترولیوم را به باد انتقاد گرفته و آنها را به انداختن تقصیر به گردن همدیگر و بی مسؤولیتی متهم کرده بود. انفجار سکوی نفتی بریتیش پترولیوم در 20 آوریل موجب نشت وسیع نفت در خلیج مکزیک شده است. گرچه مقامهای بریتیش پترولیوم میزان نشت نفت را 5 هزار بشکه در روز اعلام کردهاند ولی تازهترین برآوردها نشان میدهد میزان نشت نفت بسیار بیشتر از برآوردهای اولیه است. تلاش مردم مصر برای به زیر کشیدن مبارک مردم مصر براي پايان بخشيدن به حاكميت 30ساله حسني مبارك در اين كشور به فضاي مجازي آمدهاند تا با وجود حاكم بودن قانون حالت فوق العاده در مصر مخالفت خود را نشان دهند. به گزارش رويترز، بيش از 200 هزار نفر از مردم مصر براي پايان بخشيدن به 30 سال حاكميت مبارك در اين كشور در سايت هاي اجتماعي در اينترنت ثبتنام كردند. تحليلگران سياسي مصر معتقدند، افزايش مخالفت هاي صورت گرفته در روزهاي اخير در مصر نشان دهنده تمايل گسترده مردم براي تغيير در اين كشور است. با وجود افزايش مخالفت هاي اينترنتي، مردم مصر نمي توانند بدون حضور درخيابان ها تاثير چنداني در ايجاد تغيير در اين كشور داشته باشند. عمر همزاوي، يكي از تحليلگران سياسي مصر مي گويد: در مصر احزاب مخالف ضعيف هستند و پليس كوچكترين مخالفت ها را سركوب ميكند. از فعاليت اخوان المسلمين بزرگترين گروه مخالف دولت جلوگيري شده است و از هرگونه مخالفت در خيابان ها منع شده ايم. ما به چيزي بيشتر از فعاليت هاي اينترنتي احتياج داريم و مردم بايد براي تغيير به خيابانها بيايند تا به حاكميت 30 ساله مبارك پايان دهند.
يك مقام امنیتی فرانسه:
کلوتید ریس جاسوس بود
گروه سیاسی :
در حالی که روز یکشنبه رسانههای خبری جهان تصاویر استقبال وزیر خارجه فرانسه از کلوتید ریس در کاخ الیزه را روی خروجی خود قرار دادند، دیشب علی وکیلیراد تنها پس از 48 ساعت از ورود ریس به فرانسه، وارد تهران شد. علی وکیلیراد که 19 سال در یکی از زندانهای شهر پاریس زندانی بود، روز دوشنبه با حکم آزادیاش مواجه شد. وی به اتهام واهی قتل شاپور بختیار در دادگاه فرانسه محکوم به حبس ابد شده بود. ششم اوت 1991 اعلام شد که شاپور بختیار آخرین نخستوزیر محمدرضا شاه معدوم در محل سکونتش در پاریس به طرز مشکوکی کشته شده است. معاینه جسد نشان داد که قتل ساعتها پیش از کشف جسد صورت گرفته بود. «سروش کتیبه» منشی بختیار نیز با او کشته شده بود. طبق گزارش پلیس نگهبان خانه، قبلا کسانی به دیدار بختیار رفته بودند که کارت شناسایی (مجعول) نشان داده بودند. این در حالی بود که بهرغم محافظت شبانهروزی از خانه بختیار و با وجود ۱۳ محافظ مسلح، قاتلان از خانه وی خارج و متواری شدند. عدهای همان زمان اظهار داشتند که دولت وقت فرانسه از طرح قتل بیاطلاع نبوده است. پس از مدتی و با پررنگ شدن موضوع قتل بختیار در رسانههای فرانسوی و نقش دولت فرانسه در این ماجرا، ادعا شد این اقدام توسط گروهی سهنفره به نامهای فریدون بویراحمدی، محمد آزادی و علی وکیلیراد صورت گرفته است. تنها چند روز پس از این ادعا علی وکیلیراد در سوییس توسط نیروهای امنیتی این کشور دستگیر و به فرانسه تحویل داده شد. وکیلیراد و وکلای وی دست داشتن در قتل بختیار را اتهام «واهی» دانستند و آن را رد کردند. البته پیش از این و در سال 1980 نیز به خانه بختیار در پاریس تیراندازی شده بود که در این اقدام پلیس نگهبان خانه و یکی از همسایگان بختیار کشته شده بودند. بختیار که پس از فرارش از ایران به فرانسه پناهنده شده بود، در این کشور «جنبش مقاومت ملی» را برای ساماندهی اقدامات ضدمیهنیاش تشکیل داد. طراحی کودتای نوژه و همکاری با صدام از جمله اقدامات شاپور بختیار علیه جمهوری اسلامی بود. با این حال تلاقی ورود کلوتید ریس به فرانسه و ورود علی وکیلیراد به ایران این گمانه را در میان کارشناسان تقویت کرد که یک مبادله دیپلماتیک میان فرانسه و ایران روی داده است. البته نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه چنین «شایعه»ای را تکذیب کرد. البته کارشناسان پیش از آزاد شدن وکیلیراد، خروج ریس از ایران را در پی اقدام فرانسه در اعلام برائت مجید کاکاوند از اتهامات مطرح شده علیه وی عنوان کرده بودند. کاکاوند در نوروز 1388 در یک سفر شخصی خانوادگی به فرانسه به درخواست آمریکا به اتهام خرید تجهیزات دارای کاربرد دوگانه برای ایران بازداشت شده بود. به گزارش منابع قضایی فرانسه، شعبه کیفری دادگاه پاریس بعد از تقاضای دادستانی برای تبرئه این شهروند ایرانی، درخواست آمریکا برای استرداد وی به آن کشور را رد و اعلام کرد از نظر این دادگاه دلایلی برای استرداد مجید کاکاوند به آمریکا وجود ندارد. کاکاوند نیز آن زمان هر گونه توافق را برای آزادی ریس رد کرد و گفت این دو پرونده 2 موضوع جداگانه است.
ریس؛ جاسوسی در پوشش معلم کلوتید ریس در ناآرامیهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و به شرکت در تظاهرات غیرقانونی، فرستادن اطلاعات به شبکههای مخالف نظام و جاسوسی علیه برنامه اتمی ایران متهم شد. قوه قضائیه، پس از محاکمه ریس سرانجام اعلام کرد که «وی میتواند با پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی به کشورش بازگردد». با این حال هنوز روشن نیست که حدود ۳۰۰ هزار دلار جریمه نقدی را چه کسی برای آزادی ریس پرداخته است. در این میان، دولت فرانسه از موریس دوفرس، نایب رئیس پیشین سازمان ضدجاسوسی این کشور شکایت کرد. او متهم است که در کتاب خاطرات خود اطلاعات سری را فاش کرده است. البته رسانههای فرانسوی چنین اتهامی را علیه دوفرس بیپایه خواندند و دلیل اصلی شکایت از او را مصاحبهاش با شبکه تلویزیونی ال سیآی (LCI) عنوان کردند. دوفرس 26 اردیبهشت در این مصاحبه اعتراف کردکه کلوتید ریس در پوشش معلم رابط سازمان ضدجاسوسی فرانسه بوده است. به گفته او، ریس برای این سازمان اطلاعات لازم درباره سیاست داخلی و برنامه اتمی جمهوری اسلامی را جمعآوری میکرده است، هر چند سازمان ضدجاسوسی فرانسه ادعای دوفرس را تکذیب کرد.
مرگبارترين حادثه كابل نصيب اشغالگران شد
كشته شدن 8آمريكايي در انفجار کابل
اتو روز گذشته اعلام کرد تعدادي از اعضای اين پيمان در انفجار ماشین بمبگذاری شدهای که در مسیر عبور کاروان نیروهای خارجی قرار گرفته بود، کشته شدند. ناتو درباره ملیت این سربازان کشته شده هیچ جزئیاتی را فاش نکرد اما شاهدان عینی اعلام کردند: 8 تن از 20 کشته این حادثه از نظامیان آمریکایی بودهاند و در میان 50 زخمی این انفجار نیز 5 نظامی خارجی حضور داشتند. بنا به گفته مقامات بیمارستانی ...
گروه بینالملل: ناتو روز گذشته اعلام کرد تعدادي از اعضای اين پيمان در انفجار ماشین بمبگذاری شدهای که در مسیر عبور کاروان نیروهای خارجی قرار گرفته بود، کشته شدند. ناتو درباره ملیت این سربازان کشته شده هیچ جزئیاتی را فاش نکرد اما شاهدان عینی اعلام کردند 8 تن از 20 کشته این حادثه از نظامیان آمریکایی بودهاند و در میان 50 زخمی این انفجار نیز 5 نظامی خارجی حضور داشتند. بنا به گفته مقامات بیمارستانی، حال 20 نفر از مجروحان این حادثه بسیار وخیم است. این انفجار که مرگبارترین انفجار طی بیش از یکسال اخیر در کابل بوده است در نزدیکی پارلمان این کشور رخداد. گروه شبهنظامی طالبان مسؤولیت این حمله را برعهده گرفت. این بمبگذار انتحاری که فضایی از رعب و وحشت را در پایتخت بهوجود آورد، در اوج ساعات کاری و شلوغی پایتخت از منطقهای که به سختی حفاظت میشود، عبور کرده و خود را در محلی که در نزدیکی پارلمان، وزارت آب و انرژی، بیمارستانی که توسط نیروهای خارجی اداره میشود و مرکز تجدید قوای ارتش افغانستان محسوب میشود منفجر کرد. گفتنی است دانشگاه آمریکایی افغانستان و همچنین موزه کابل حدود یکصد متر با محل انفجار فاصله داشت. مقامات بیمارستانی تعداد کشتهها را بیش از 20 نفر اعلام کرده اما تعداد زخمیها هنوز مشخص نیست. همه قربانیان از غیرنظامیان و تعدادی از آنها را زنان و کودکان تشکیل میدهند. برخی دیگر از منابع خبری تعداد کشتهشدگان را 12 تا 17 نفر و زخمیها را 47 نفر اعلام کردهاند. بیشتر این کشته و زخمیها در یک اتوبوس در حال مسافرت بودهاند. هنگامی که اتوبوس از کنار ماشین بمبگذاری شده در حال گذر بوده، این عضو طالبان خود را منفجر میکند. از سوی دیگر تحقیقات برای پیدا کردن هواپیمای خطوط هوایی خصوصی پامیر با 44 مسافر همچنان ادامه دارد. این هواپیما در نزدیکی کابل ناگهان از صفحه رادار محو شد.
پس از قهرمانی تنیسباز ایرانیالاصل رخ داد
حمله حاميان فتنه به ارغوان رضايي
انتشار خبر قهرمانی «ارغوان رضایی»، تنیسباز ایرانیالاصل در تورنمنت معتبر مادرید با واکنش منفی حامیان فتنه روبهرو شده است. پس از پیروزی خانم ارغوان رضایی در مقابل حریف صاحبنام آمریکایی خود در مسابقات جهانی اسپانیا، تعدادی از کاربران سایت ضدانقلاب «بالاترین»، یکدیگر را به مراجعه به سایت شخصی خانم رضایی و درج مطالب توهینآمیز تشویق کردند. این افراد، حمایت ارغوان رضایی از دکتر احمدینژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را دلیل خود برای فحاشی به وی اعلام کردهاند. ارغوان رضایی در جریان انتخابات ریاستجمهوری دهم، با اهدای راکت تنیس خود به دکتر احمدینژاد، ضمن اعلام حمایت از وی، از تلاشهای رئیسجمهور برای ارتقای سطح ایران در محافل بینالمللی تشکر کرد.
رئیس سازمان ملی جوانان:
عدم آموزش جوانان عامل بسياري از طلاقهاست
رئیس سازمان ملی جوانان با بیان اینکه اخذ گواهینامه برای امر ازدواج در سامانه الکترونیکی ازدواج ضروری نیست، گفت: دوره آموزش 16 ساعته ازدواج جوانان پس از مصوبه مجلس اجباری خواهد شد. مهرداد بذرپاش در گفتوگو با فارس با اشاره به افتتاح سامانه الکترونیک ازدواج «ساج» افزود: آموزش درباره هر امری اعم از کارهای کوچک و کارهای بسیار بزرگ در سطح کلان مملکتی ضروری است و میتواند به صورت فردی و اجتماعی
فرا گرفته شود. وی با بیان اینکه موضوع آموزش برای همه افراد شناخته شده، افزود: اگر بخواهیم در انجام هر کاری نتیجه مطلوبتری داشته باشیم، سعی میکنیم آموزش مناسب و تعریفشده آن را فرا بگیریم مانند رانندگی، خلبانی یا هر کار و حرفهای که مورد علاقه بوده و ممکن است غیرضروری باشد؛ بنابراین عقل حکم میکند برای دوام یک زندگی مشترک که به طور قطع دارای ارزش بسیاری است، مهارتهای لازم را کسب کنیم. معاون رئیسجمهور تصریح کرد: با ارائه این دورهها به دنبال افزایش سطح اطلاعات جوانان در زمینه ازدواج هستیم چرا که جوانان با اطلاعات بسیار اندک ازدواج میکنند و آموزشهای لازم را نمیبینند؛ البته آموزشها باید با توجه به جنسیت افراد و سلیقههای مختلف ترتیب داده شود. وی بیان داشت: آموزشها باید دارای مکانیزم استفاده از حداکثر ظرفیتها باشد و در عین برقراری حداقل موانع، خود مانعی بر سر راه ایجاد نکند بلکه باید فرصتی برای ترغیب جوانان به ازدواج فراهم آورد. معاون رئیسجمهور اخذ گواهینامه برای امر ازدواج را ضروری ندانست و گفت: این یک مساله انحرافی بود که مطرح کردیم و منظور از آن، این است که جوانان دورهای را طی کنند و با داشتن اعتبارنامه از سوی این سازمان معلوم شود که مهارتهای زندگی را گذراندهاند. بذرپاش ابراز امیدواری کرد که تعداد زیادی از جوانان برای ثبتنام در مجموعه ساماندهی الکترونیکی اقدام کنند و افزود: آمار دقیق مراجعهکنندگان به سامانه الکترونیک اعلام خواهد شد ولی این مسائل جذابیت فوقالعادهای برای جوانان دارد؛ تنها باید بستر لازم را در چارچوب عقل، شرع و منطق فراهم آوریم. رئیس سازمان ملی جوانان اظهار داشت: بخش زیادی از آمار طلاق در کشور به دلیل نداشتن آموزشهای لازم جوانان برای تشکیل زندگی مشترک است که طبیعتاً با فراگیری مهارتهای زندگی، آمار طلاق در کشور با کاهش همراه خواهد بود. وی در ادامه افزود: بسیاری از زن و شوهرها به ظاهر با یکدیگر زندگی میکنند ولی زندگی آنها دست کمی از طلاق ندارد یعنی یک طلاق غیررسمی بین زن و شوهرها اتفاق افتاده است این هم ناشی از نداشتن مهارتهای لازم زندگی برای درک متقابل زن و شوهرهاست. بذرپاش یکی از ضعفهای مهارتهای زندگی را متوجه نظام آموزشی کشور دانست و گفت: آموزشهای لازم در امر ازدواج را باید از مقاطع پایینتر تحصیلی و از مدارس آغاز میکردیم. متأسفانه ما همیشه به موضوع ازدواج به عنوان یک حریم خصوصی نگاه کردیم که به آن وارد نشویم و هنگامی که نگاهمان اینطور باشد شرم و حیا مانع از آن شده که بخواهیم به این فضاها وارد شویم. رئیس سازمان ملی جوانان با اشاره به یک دوره 16 ساعته حضوری تصریح کرد: یک دوره آموزش 16 ساعته پیرامون موضوع ازدواج به تصویب دولت رسیده که نهایتاً پس از مصوبه مجلس، همانند آزمایش خون که شرط ثبت ازدواج در دفترخانه است برای افراد اجباری خواهد شد.
بازتاب گزارش «وطن امروز» درباره روغن موتورهاي تقلبي
یک هفته پیش گزارشی را با تیتر «تولید روغن موتور آلمانی در اشتهارد!» در همین صفحه به چاپ رسيد و در آن به معرفی روغن موتورهایی پرداختیم که به نام وارداتی و با برند خارجی تولید و در بازار عرضه میشود. روغنهایی که اگر به زعم صاحبان آنها (چنانچه صاحبی داشته باشند) خارجیاند چرا نمایندگی رسمی ندارند و اگر تولید داخل هستند چرا به نام خارجی و با برندهای معروف جهانی به متقاضیان ایرانی عرضه میشوند؟ آیا این رویه جز برای سودجویی، تقلب، فریب دادن شهروندان و از بین بردن سرمایههای ملی است؟ به طور قطع واحدهای نهان شده در پشت برندهای تقلبی اروپایی و آمریکایی به تنها چیزی که اهمیت میدهند سرازیر کردن ریالهای بیشتر به دخلهای خویش است و برای هموار کردن این مسیر نیز از هیچ کوششی دریغ نمیکنند؛ تا آنجا که به واحدهای صنفی تعویض روغن اشانتیونهای پرو پیمان میدهند و از آنجا که هیچکدام از این نوع روغنها قیمت درج شده روی قوطی و بطری ندارند لذا واحدهای تولیدی و عرضه کننده روغن به تعویض روغنیها اجازه میدهند تا این گونه محصولات را گاه با صد درصد سود بفروشند که این هم به نفع واحد قلابی عرضه کننده روغن است و هم به نفع واحد صنفی تعویض روغن. بدیهی است از چنین سود سرشاری هیچ تعویض روغنی براحتی نمیگذرد و تلاش میکند تا مراجعهکنندگان به مغازه خود را مجاب کند از روغن موتوری که او پیشنهاد میکند، استفاده کنند. علاوه بر این در و دیوار مغازه خود را نیز پر از بنرهای تبلیغاتی روغن موتورهای بینام و نشانی میکند که خود هم از بیصاحب بودن و بیکیفیت بودن آنها باخبر است ولی برای کسب سود بیشتر... شاید هر کاری لازم باشد. واکنش سازمان حمایت درست یک هفته پس از چاپ همان گزارش، سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان اسامی 8 واحد تولیدی روغن موتور با برندهای بیتوجه به حقوق مصرفکنندگان را اعلام کرد. بنا به گزارش روابط عمومی سازمان حمایت برخلاف تأکید سازمان حمایت مبنی بر الزام واحدهای تولیدی روغن موتور به درج نشان استاندارد، قیمت مصرفکننده، ثبت نمایندگی شرکتهای خارجی و عنوان دیگر مشخصات از جمله درجه گرانروی، سطح کیفیت کالا، کاربرد روغن موتور طبق طبقهبندی API، حجم خالص روغن موتور محتوی بر حسب لیتر و نام شرکت، علامت تجاری و نشانی شرکت تولیدکننده و عبارت تصفیه اول یا دوم روی همه محصولات تولیدی خود به زبان فارسی اما نتایج بررسیهای به عمل آمده توسط کارشناسان این سازمان از مراکز فروش، حاکی از آن است که متاسفانه برخی از واحدهای مذکور همچنان در اجرای این قانون همراهی و اهتمام لازم را نداشته و از درج برخی مشخصات روی بستهبندی کالاهای مذکور به منظور مشابهسازی ظاهری با کالای خارجی امتناع میورزند. بر این اساس و به منظور معرفی برخی واحدهای تولیدی روغن موتور از طریق رسانههای عمومی به منظور آگاهی دادن به مصرفکنندگان، اسامی واحدهای مربوطه به شرح زير اعلام میشود: 1- روغن موتورهای فاقد درج قیمت: روغن موتورهای ایرانول 6000 با بچ نامبر10 (B.NO
10). و ایرانول با بچ نامبر5 (B.NO5).
2- روغن موتورهای فاقد درج قیمت و ثبت نمایندگی رسمی: انواع روغن موتور با برند تجاری کاسترول، انواع روغن موتور با برند لیکومولی، روغن موتور سوپرآجیپ، روغن موتور با برند توتال، روغن موتور با برند شل(Shell) 3- روغن موتور فاقد نشان استاندارد و درج قیمت و ثبت نمایندگی: روغن موتور ا.ل.ف(ELF)، روغن موتور با برند لاویچ این سازمان در ادامه ضمن تاکید دوباره بر لزوم رعایت ضوابط قیمتگذاری از سوی همه واحدهای اقتصادی گزارشهای استانی در راه است در همین باره مدیرکل دفتر نظارت بر کالاهای غیرفلزی سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان وزارت بازرگانی با بیان اینکه به تمام سازمانهای بازرگانی استانها ابلاغ شده تا با مراجعه به واحدهای تعویض روغن موتور درباره انواع روغن موتورهای موجود گزارش تهیه کنند به «وطن امروز» گفت: برخی استانها از جمله تهران، خراسانرضوی، گیلان، مازندران و آذربایجان شرقی گزارشهای جامعی درباره انواع برندهای روغن موتور ارسال کردهاند که در حال دستهبندی آنها هستیم و در دیگر استانها نیز این کار در دست پیگیری است. منوچهر رشید افزود: سازمانهای بازرگانی استانها علاوه بر اطلاعرسانی در این باره باید به تخلفات واحدها نیز رسیدگی کنند، به عنوان نمونه برند موتوسل در استان اصفهان و لیکومولی در استان تهران تولید و عرضه میشود و سازمان بازرگانی استان مربوطه موظف است در برابر اینگونه برندها پاسخگو باشد. رشید با اشاره به شیوه قیمتگذاری انواع روغن موتور در بازار، مسؤولیت درج قیمت روی محصول را متوجه واحدهای تولیدکننده روغن موتور دانست و در ادامه اضافه کرد: واحدهای تولیدی روغن موتور باید محصولات خود را با 20 درصد سود قیمتگذاری کنند و در این میان چنانچه شهروندی از میزان قیمت محصول گلهمند است باید شکایت خود را به سازمان بازرگانی استان ارائه کند یا با سامانه 124 تماس بگیرد. وی خاطرنشان کرد: هماکنون برخی محصولات با قیمتهای کاذب در بازار عرضه میشود یعنی واحدهای فروش، آن محصول را با قیمتی پایینتر از قیمت درج شده روی کالا میفروشند. در این میان چنانچه شکایتی صورت گیرد سازمان حمایت از واحدهای تولیدی روغن، آنالیز قیمت میگیرد و گرانفروشان را برای تشکیل پرونده به محاکم قضایی معرفی میکند. لیکومولی در اشتهارد مدیرکل دفتر نظارت بر کالاهای غیرفلزی سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان که چندی پیش از واحد تولیدکننده روغن موتور «لیکو مولی» بازدید کرده است در گفتوگو با «وطنامروز» شرح بازدید خود را اینگونه بیان میکند: «برحسب وظیفه تصمیم بر آن شد تا از واحدهای عرضهکننده روغن موتور با برند خارجی بازدید شود. برای این منظور روغن موتور لیکومولی که عرضهکنندگان آن مدعی هستند نمایندگی لیکومولی آلمان را در ایران دارند، انتخاب و راهی شهرستان اشتهارد شدیم». منوچهر رشید اینگونه ادامه میدهد: در ابتدا تصور من این بود که با مجموعه بزرگی از دستگاههای تهیه و تولید روغن، آزمایشگاه و... روبهرو خواهم شد اما اینگونه نشد چرا که در آنجا خبری از تولید و آزمایشگاه روغن نبود بلکه روغنهای تصفیه شده در بطریهایی با نام لیکو مولی پر شده و در بازار به فروش میرسد. مدیران آن مجموعه هم در برابر سوالات ما تنها یک جواب داشتند و آن اینکه نماینده لیکو مولی آلمان در ایران هستند. رشید با اشاره به مشخصات درج شده روی بطریهای این نوع روغنموتور خاطرنشان میکند: «طراحی و چاپ کاغذهای نصب شده روی بطریهای این نوع روغن که بخشی از اطلاعات آن هم به زبان آلمانی است در داخل کشور صورت میگیرد و مصرفکننده هیچیک از الزامات مورد نیاز که تولیدکننده موظف به رعایت آن است را روی محصول نمیبیند چون هدف عرضه محصول باکیفیت نیست». او خطاب به عرضهکنندگان روغنموتور میگوید: «همه عرضهکنندگان کالای تولیدی روغنموتور مکلف به درج نشان استاندارد، قیمت مصرفکننده، عبارت روغنموتور تصفیه اول یا دوم، درجه گرانروی، سطح کیفیت بالا، کاربرد روغنموتور بر اساس طبقهبندی API، حجم خالص روغن موتور برحسب لیتر، نام شرکت، علامت تجاری و آدرس شرکت تولیدکننده روی تمام محصولات تولیدی خود به زبان فارسی هستند». مدیرکل دفتر نظارت بر کالاهای غیرفلزی سازمان حمایت این نکته را هم اضافه میکند که طبق دستورالعمل ساماندهی فعالیت نمایندگیهای رسمی شرکتهای خارجی عرضهکننده کالا و خدمات خارجی در کشور تمام اشخاص حقیقی و حقوقی، عرضهکنندگان کالا و خدمات خارجی و دفاتر و شعب شرکتهای خارجی تولیدکننده کالا و خدمات مستقر در ایران وظیفه دارند به منظور دریافت گواهی فعالیت با ارائه قرارداد دو طرفه با شرکت خارجی و دیگر مدارک به مرکز امور اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی مراجعه و پس از گذراندن مراحل لازم، کالاهای خود را در بستهبندیهای مشخص، شماره ثبت شرکت، برچسب مشخصات کالا، شمارهگذاری کالا و هولوگرام (برچسب لیزری) به همراه فاکتور فروش رسمی و رعایت سود مجاز به بازار عرضه کنند.
خاطرنشان میکند، مسؤولیت قیمتگذاری محصولات تولیدی برعهده واحدهای مذکور بوده و درج قیمتهای غیر واقعی و بالاتر از عرف بازار، گرانفروشی تلقی شده و با متخلفان برابر قانون برخورد میشود.
سردسته این باند فراری است
جزئیات تبهکاریهای 3 حرفهای
گروه حوادث: راز فعالیت گسترده یک شبکه سازمان یافته که با جعلهای ماهرانه به تبهکاریهای یک میلیارد
تومانی دست زدهاند در تجسسهای اطلاعاتی پلیس پایتخت فاش شد. 3 مرد با روشهای ویژه و چند شاخهای خودروهای مدل بالا را شکار میکردند و با جعل ماهرانه مدارک به قیمت روز میفروختند.
ترخیص از پارکینگ روز 17 مردادماه سال 88، صاحب خودروی مزدا با مراجعه به شعبه دوم دادسرای ناحیه 32 تهران از بازپرس خواست دزدان خودرویش را که به طرز عجیبی آن را از پارکینگ ترخیص کردهاند، ردیابی کنند. این مرد گفت: «چندی پیش خودرویم بهخاطر تخلفات رانندگی توقیف شد و آن را به پارکینگ بردند، وقتی اقدامات قانونی را انجام دادم تا خودروام را ترخیص کنم متوجه شدم پیش از من مردی با در دست داشتن برگه ترخیص و مدارک خودرویم، آن را از پارکینگ خارج کرده است. پس از این ادعاهای عجیب، ماموران پایگاه 4 پلیس آگاهی تهران دست به تجسسهای ویژهای زده و پی بردند مردی حدود 35 ساله با برگههایی که بسیار ماهرانه جعل شده بودند براحتی خودروی مزدا را تحویل گرفته و آن را ترخیص کرده است. دزدان خودروی مزدا را پس از ترخیص از پارکینگ به ارزش 11 میلیون تومان به مردی فروخته بودند و مدارک نشان میداد آنان جاعلی حرفهای دارند که میتواند برگه ترخیص و مدارک خودرو را براحتی جعل کرده و پس از سرقت، خودروها را به قیمت روز بفروشند طوریکه خریدار باور نمیکرد خودروی مزدا سرقتی است. کارآگاهان مشخصات 2 تن از دزدان را به دست آوردند و پس از بررسیهای شبانهروزی پی بردند این 2 مرد جوان که «سعید» و «مجید» نام دارند در خیابان دردشت – شرق تهران – زندگی میکنند. بدین ترتیب، 2 عملیات همزمان در دستور کار تیمهای پلیسی قرار گرفت و این 2 مرد با غافلگیری کامل در حالی به دام افتادند که از مخفیگاههایشان بیش از 40 مهر جعلی از انواع مراکز دولتی، قوه قضائیه، ادارات بیمه و راهنمایی و رانندگی به دست آمد. تبهکاریهای سازمان یافته
سعید در بازجوییها وقتی چارهای جز بیان حقیقت ندید، گفت: «ابتدا خودروها را در پارکینگها شناسایی میکردیم سپس با مهر و برگههای جعلی، مدارک خودروها را تهیه کرده و اگر آنها بهخاطر تخلفات رانندگی در پارکینگ بودند پس از پرداخت جریمهها با مدارک جعلی خودرو و برگه ترخیص که خودمان ماهرانه تهیه کرده بودیم، براحتی آنها را از پارکینگ خارج میکردیم و 300 هزار تومان زیرقیمت بازار به فروش میرساندیم، بهخاطر همین خیلی زود به پول میلیونی میرسیدیم.»این تبهکار با اشاره به سرقت خودروهای ماکسیما، مزدا، پژو، تویوتا و گاهی پراید پرده از اقدام عجیب دیگری برداشت که در آن کلید یدک خودروی بنزی را از شرکت سازنده خریداری کرده بودند. سعید گفت: «قرار بود خودروی بنزی را به سرقت ببریم چون کلید آن را نداشتیم نتوانستیم در ورودی را باز کنیم بهخاطر همین مدارک خودروی بنز را جعل کردیم و به دفتر نمایندگی خودرو فرستادیم و پس از پرداخت 8 میلیون تومان هزینه ارسال کلید یدک از کارخانه براحتی اقدام به سرقت و فروش آن به ارزش 150 میلیون تومان کردیم».مجید دیگر عضو این باند حرفهای نیز گفت: «یکی دیگر از اقدامات جاعلانه ما صدور برگههای ترخیص خودرو به کسانی بود که خودروهایشان به هر دلیلی داخل پارکینگ توقیف بود.» وی افزود: «در این شیوه صاحبان خودروها نزدمان میآمدند و ما نسبت به مدل خودرو با دریافت پول 200 تا 500 هزار تومانی برگههای ترخیص جعل شده را صادر میکردیم و آنها با وجود اطلاع از جعلی بودن برگهها با همین مدارک اقدام به خارج کردن خودروهایشان از پارکینگ میکردند و ما پول خوبی به جیب میزدیم».
کارآگاهان در تحقیقات خود پی بردند جاعل اصلی این باند جوانی به نام امیر معروف به امیر محضری است که همزمان با دستگیری 2 دوستش مخفیگاه خود را در خیابان جشنواره واقع در تهرانپارس ترک کرده و فراری است. این تجسسها نشان داد امیر محضری در سال 87 نیز بهخاطر جعل و استفاده تبهکارانه از این اسناد نیز پشت میلههای زندان گرفتار شده که با آزادی باز به سازماندهی شبکه مجرمانه دست زده است. بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن امروز»، با توجه به تبهکاریهای یک میلیارد تومانی این باند و فرار جاعل اصلی، بازپرس پرونده با تقاضای انتشار عکس امیر محضری از کسانیکه اطلاعاتی در زمینه مخفیگاه و زندگی زیرزمینی وی دارند خواست تا با شماره تلفن 21866349 تماس بگیرند.
مدیر عامل شرکت ارتباطات سیار خبر داد
کاهش تعرفه GPRS همراهاول
وطن امروز:
مدیر عامل شرکت ارتباطات سیار از کاهش تعرفه GPRS برای مشترکان همراه اول خبر داد. وحید صدوقی اظهار کرد: قرار است قیمت GPRS برای مشترکان کاهش یابد به طوری که نرخ استفاده از سرویس در روز به 8 ریال و نرخ استفاده در شب به 2 ریال کاهش داده شود. مدیر عامل شرکت ارتباطات سیار ادامه داد: بهطور کلی حدود 48 درصد کاهش هزینه قیمت GPRS برای مشترکان همراه اول را شاهد خواهیم بود. وی تاکید کرد: امیدواریم بتوانیم این موضوع را از اول خردادماه اعمال کنیم و اطلاعرسانی درباره آن را انجام و پکیج جدید را ارائه کنیم. وي با اشاره به واگذاري سهام شركت ارتباطات به بورس گفت: 5 درصد از سهام شرکت بهعنوان کشف قیمت وارد بورس خواهد شد و حداکثر ظرف 2 یا 3 هفته آینده در این باره تصمیمگیری خواهد شد.
پروندهای درباره تفاوت دستمزد مربیان اروپایی و ایرانی
نيمكت روي چاه نفت
حسین جوادی
ژوزه مورینیو میگوید:«من باید بالاترین دستمزد را در میان مربیان دنیا دریافت کنم، چون من خاص هستم!»
البته آقای مورینیو حق دارد بهخاطر عناوین مختلفی که در سطح فوتبال حرفهای کسب کرده دستمزد کلانی نیز دریافت کند و ما در اینجا میخواهیم به این مساله اشاره کنیم که آیا مربیان فوتبال در جهان باید بر اساس تواناییهایشان حقوقهای نجومی دریافت کنند؟ آیا آنها بر اساس تعرفههایی که در لیگهای مختلف مشخص شده دستمزد دریافت میکنند یا روش دیگری بر این جریان حاکم است؟ بهطور مثال بد نیست جریان این پرسشهای گوناگون به سمت مربیان وطنی که در فوتبال ما رد پایی به جای گذاشتند، توجه كند. البته خدای ناکرده قصد این را نداریم که مقایسهای غیرحرفهای انجام دهیم چون مانند روز برایمان روشن است که سطح درآمد باشگاههای اروپایی و دارایی خزانهشان و اسپانسرهای حمایتکننده آنها به هیچعنوان با عوامل دخیل در فوتبال ما قابل قیاس نیست اما تنها چیزی که سبب میشود این موضوع را کالبدشکافی کنیم این است که در فوتبال ایران نظام قانونمندی برای پرداخت دستمزدها وجود ندارد و مدیران باشگاهها هرگز نمیخواهند شفافیت قراردادها مشخص شود و توافق در رقمهای اصلی پشت پرده صورت میگیرد! برای اثبات این استدلال میتوانیم به تفاوت دستمزد فرگوسن و مورینیو اشاره کنیم، به نظر شما فرگی پیر در فوتبال موفقتر بوده یا مورینیوی جوان؟ جواب سوال کاملا مشخص است ولی با مشاهده این پرونده میبینید که رقم قراردادها چیز دیگری را نشان میدهد. ولی در فوتبال ما بحث رقم قراردادها برخلاف جریان استاندارد است! در اینجا باز هم به یکی از افاضات آقای خاص اشاره کنیم، ژوزه درباره سطح کاری مربی خوب میگوید:«مربی خوب خیلی مهم است ولی موضوع تخممرغ و املت هم در میان است، وقتی تخممرغی نباشد، املتی هم در کار نیست. هر چه تخممرغ بهتری خریداری بشود املت بهتری هم درست میشود. بعضی تخممرغها درجه یک هستند، برخی درجه 2 و برخی درجه 3. بعضیها گرانتر از بقیه هستند و املتشان هم خوشمزهتر است ولی وقتی تخممرغ درجه یک در فروشگاهی باشد که نتوانی بروی و بخری آن وقت است که مشکل ایجاد میشود». او منظورش دقیقا تفاوت میات مربیان درجه یک و درجه 2 و... است. حالا با مرور این پرونده خودتان قضاوت کنید!
عدد 13 برای مورینیو؛ نحس نیست!
ژوزه مورینیو؛ سالی 13 میلیون یورو
آقای خاص پرتغالیها 5 سال پس از زمان شروع به کار ناتمام مانده و پر سر و صدایش در چلسی و در حالی که دومین فصل حضور خود را در سنسیرو به پایان میرساند، کارنامه درخشانی را پشتوانه خود دارد که پرداخت این رقم کلان را به وی منطقی جلوه میدهد.
او همراه با جووانی تراپاتونی ایتالیایی که 24 سال از مورینیو مسنتر است، تنها مربی تاریخ است که توانسته در 3 لیگ از 8 لیگ A (درجه اول) اروپا با تیمهای تحت هدایتش (پورتو، چلسی و اینتر) قهرمان شود و در حالی که بیشتر از 5/8 سال سرمربی نبوده و ابتدای کارش در این ورزش صرفا یک مترجم و سپس 5/2 سال کمک مربی بود، صاحب 13 جام عمده قهرمانی شده است؛ رکوردی که حتی الکس فرگوسن، سرمربی دیرپای منچستریونایتد نداشته است. اینتر اعلام کرده در دومین فصل حضور مربی بشدت جاهطلب پرتغالی در این تیم 13 میلیون یورو به او میدهد که یکمیلیون بیشتر از دریافتی او در فصل قبل از آن است. با این اوصاف عدد 13 برای آقای خاص نه فقط نحس نیست که نشانه خوشبختی است. با وجود این، رقم فوق پولی است که مورینیو بهعنوان حقوقش از ماسیمو موراتی، مالک ثروتمند نرآتزوری میگیرد و منابع درآمد جنبی وی در آن لحاظ نشده است.
مورینیو بهخاطر کاریزما و شخصیت متفاوتی که دارد مورد توجه ویژه شرکتهای تبلیغاتی و برخی تاجران است، هر چند او از استفاده نام و نشانش بر اجناسی مثل شامپو و شکلات ابا دارد اما چند شرکت بزرگ ارتباطاتی و رسانهای و تولیدکنندگان کالا از نام وی بهعنوان چاشنی شناسایی متاع خود سود میجویند.
با اینکه هیچکس نمیداند مرد بشدت مغرور پرتغالی بابت این فعالیتها چقدر میگیرد اما رقم مربوط نباید کمتر از سالی 6 تا 7 میلیون یورو باشد.
لوئیس فیلیپه اسکولاری؛ سالی 11 میلیون یورو
او که لقب فیل بزرگ را یدک میکشد چه موقعی که در چلسی یعنی باشگاه سابق مورینیو مستقر شد چه حالا که سرمربی بنیادکار ازبکستان است، درآمد کلانی داشته و فقط مورینیو از او فراتر میرود. دریافتی اسکولاری در استمفورد بریج سالی 11 میلیون یورو اعلام شده بود اما حکومت او در آنجا به 8 ماه هم نکشید و به سبب ناکامی در اداره آبیهای لندن جایش را به گاس هیدینک هلندی داد. درآمد سالانه او در تاشکند هم 11 میلیون یورو قید شده است. مرد 61 سالهای که آخرین قهرمانی برزیل در جامهای جهانی فوتبال (2002) محصول طراحیهای او بود و پیشینه فتح جام قهرمانی باشگاههای آمریکای جنوبی را نیز توسط تیم باشگاهی پالمیراس دارد، برخلاف مورینیو و کریستیانو رونالدو، ستارههای خوشاقبال پرتغالی قوه و کشش لازم برای عقد قراردادهای تبلیغاتی را ندارد، بنابراین فقط درآمد خالصش از فوتبال او را در اینجا نشانده است.
کارلو آنچلوتی؛ سالی 9 میلیون یورو
این هم از خوشاقبالی این مربی نامدار ایتالیایی است که به رغم 2 فصل بدون جام و مقام ماندن در سنسیرو و فتح فقط یک اسکودتو برای میلان طی 8سال سرمربیگری در آن تیم، نه فقط به تیم پایینتری ارجاع نشده بلکه به لندن رفته و چلسی را تحویل گرفته و تضمین حقوقی 9میلیون یورویی به او داده شده است.
کارلتو 49 ساله با این پشتوانه در چلسی مربیگری میکند که مربیان ایتالیایی سابق این تیم (جان لوکا ویالی و کلودیو رانیهری) آنقدرها بد عمل نکردهاند و به واقع اولی چند جام شامل جام حذفی انگلیس و جام برندگان جام باشگاههای اروپا را برای یاران جان تری کسب کرد.
آنچلوتی بهرغم نتایج بدی که پیوسته در کالچو میگرفت، در میلان مورد اعتماد و احترام بود اما درآمد قابل توجه او در لندن فقط در صورتی محفوظ میماند که عطش سیریناپذیر رومن آبراموویچ، مالک میلیاردر و روس چلسی در فتح جامها بویژه جام قهرمانان باشگاههای اروپا را پاسخگو باشد که البته این اتفاق هم رخ نداد تا مالک روس باشگاه چلسی دل به فتح لیگ برتر خوش کند. مربی سابق یوونتوس و پارما در دوران میلانیاش جام باشگاههای جهان را هم صید کرد و فقط تکرار فتوحاتی از آن دست است که او را در لندن ماندنی میکند.آبراموویچ مردی است که حتی طاقت ژوزه مورینیو، مربی فوقالعاده موفق چلسی را نیز نیاورد و در حالی با وی قطع رابطه کاری کرد که او در 3 فصل 5 جام عمده برای چلسی به ارمغان آورده بود و خیلیها تکرار آن دوران را برای چلسی و به تبع آن کارلتو غیرممکن میدانند.
الکس فرگوسن؛ سالی 8 میلیون یورو
این هم از کملطفیهایی است که به سرمربی بسیار دیرپای منچستریونایتد شده است. نهتنها قرارداد این اسکاتلندی با شیاطین سرخ چرخشی و صرفا یکساله است و هر ساله بر اساس وقایع فصل پیش تمدید میشود و پول آن نیز از قبل توسط مالکان آمریکایی یونایتد (خاندان گلیزر) تنظیم شده است، بلکه به این نکته توجهی نشده که او بهعنوان فردی که جامهای بسیار بیشتری از آنچلوتی و اسکولاری فتح کرده است نباید از آنها کمتر بگیرد. او در 68 سالگی نیز ساعت 30/7 صبح هر روز در اولدترافورد حاضر و مشغول رتق و فتق کارهاست. او شور و شوقی را دارد که مربیان 20سال جوانتر از وی نیز ندارند. کارنامه او که مشتمل بر 11 بار قهرمانی در لیگ انگلیس و 2مرتبه فاتح جام قهرمانان باشگاههای اروپاست، چیزی است که میتواند سند بیرحمی و خساست سران منچستر در قبال مربی سرسختشان به حساب آید و نشانگر قلت دستمزد وی باشد و اسباب تعجب شود.
فابیو کاپلو؛ سالی 5/7 میلیون یورو
از وقتی این ایتالیایی 63 ساله به اردوی ملی انگلیس آمد، تیم ملی این کشور از این رو به آن رو شده و این تیم توانست براحتی به آفریقای جنوبی سفر کند.
مربی سابق میلان، رم و یوونتوس (که رئال مادرید به رغم قهرمان شدن در لالیگا در 2 نوبت با هدایت وی، او را کنار گذاشت) اصول کاری منحصربهفردی دارد و یکی از آنها نزدیک نشدن به بازیکنان تیم و قرار دادن یک حائل همیشگی احترام بین خودش و شاگردانش است. او از این طریق توانسته تیمی در انگلیس بسازد که شاید حرفهایترین ترکیب در دوران فعالیتهای طولانیمدت انگلیس در سطح فوتبال ملی ظرف دهه اخیر باشد. اگر دنفابیو بتواند از مخمصه دور نهایی جامجهانی هم سرفراز بیرون بیاید، سران فوتبال انگلیس حقوقی بیسابقه به وی خواهند داد و او را به فهرست بسیار کمشمار مربیان بالای 10میلیون یورو در سطح جهان پیوند خواهند زد.
شاید این مسالهای باشد که در اصل و اصول هیچکس با آن مخالفت نداشته باشد، زیرا حتی مخالفان دنفابیو، استادی چشمگیر او را در دنیای فوتبال پنهان نگه نمیدارند و انکارکننده چنان چیزی نیستند.