|
1 |
|
2
3
6 |
|
4 |
|
5
12 |
|
7 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
بازشناسي متهمان فتنه سعید حجاریان و دفاع از انجمن حجتيه
جمعه آخر
فاصله نقد و مخالفت با توهین و اهانت
شکست هژمونی استکبار با رشد اسلامگرایی
نوروز در روایات اسلامی
انقلاب در سرزمین طلای سیاه (2)
سال نو، گذر عمر و فرصتی برای تکامل روحی
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
بازشناسي متهمان فتنه سعید حجاریان و دفاع از انجمن حجتيه
سیروس محمودیان
سعید حجاریان درگیر خواب غفلتآلودی شده که حتی یـادآوری مجـاهدتهای خالصانه نوابصفوی در سال 1333 در کنگره اسلامی با هدف نجات فلسطین در بیتالمقدس و ایراد سخنان جهادی و سپس دیدار با رهبران مذهبی لبنان، سوریه، عراق، مصر و تشجیع رهبران اخوانالمسلمین در دفاع از مظلومان مسلمان فلسطین و تلاش مجدانه او برای ایجاد وحدت جهانی اسلامی نیز نمیتواند او را از این غفلت سنگین بیدار کند و لابد از منظر آقایان مفهوم «ارادهگرا» بودن در سکوت و سکون منفعلانه حجتیهایها در برابر ددمنشیهای ساواک و مشغول کردن خود با بازیچه مسخرهای به نام فرقه ضاله بهائیت خلاصه میشود که خود دست ساخته استعمار انگلیس و مورد حمایت مستقیم صهیونیسم جهانی هستند. اگر نگاهی به اسامی دستگیرشدگان پیش از انقلاب اسلامی انداخته شود به راحتی ملاحظه میشود که هیچیک از اعضا و حتی سران انجمن منحله حجتیه توسط رژیم شاه دستگیر نشدهاند و در صورت دستگیری اتفاقی یکی از اعضا توسط عمال رژیم ستمشاهی، به محض روشن شدن وابستگی آنها به انجمن حجتیه با تکریم خاصی آزاد میشدند و اتفاقا در مواردی کسانی که از انجمن میبریدند مرتبا مورد مواخذه ساواک قرار گرفته و مجبور به فعالیت در انجمن حجتیه میشدند. حال از سوی سعید حجاریان این جریان منحط وابسته به دستگاه امنیتی شاه «ارادهگرا، انقلابی و معتقد به مهدویت» معرفی و متقابلا جریان انقلابی وابسته به شهید نوابصفوی که جان خود را خالصانه تقدیم راه دفاع از اسلام انقلابی کرده است را جریانی «غیرارادهگرا، منفعل و بنیادگرا» معرفی میکند.
جمعه آخر
حمیده صفایی
این روزها همه از عید و تازگی میگویند؛ از سفرهای نوروزی و از خریدهای شب عید اما هیچکس از جمعه آخر سال حرفی نمیزند، هیچکس نمیگوید که این آخرین جمعه دهه 80 شمسی است و آن که همیشه حاضر است ظاهر نشد! رسانهها اعم از رادیو، تلویزیون و... همه از خطر چهارشنبهسوری میگویند و از جوانان میخواهند احتیاط کنند تا نوروز را با شادی آغاز کنند اما هیچکس نمیگوید جوانان این جمعه آخر سال این همه خطا، گناه و اشتباه را چگونه در آخرین جمعه دهه 80 پیش چشم مهدی فاطمه(س) میبرید و دل ایشان را میرنجانید و خود از شرم آب نمیشوید و نوروزتان را با شادی آغاز میکنید؟ هیچکس نمیاندیشد که یک دهه دیگر برنامه عصر ظهور بدون ظهور مولا پخش شد. جوانان نسل چهارم آرام آرام جای نسل سومیها را میگیرند و نسل سومیها با خود زمزمه میکنند: دارد زمان آمدنت دیر میشود/ دارد جوان سینهزنت پیر میشود. مولا جان! این روزها که همه برای عزل و نصب کردن، عقد و عروسی و حتی استعفا دادن مناسبت و تاریخ تعیین میکنند و از نحسی 13 و سال 13 و روز 13 حرف میزنند کجایند 313 یار شما که یاریتان کنند؟ نسل اول در انقلاب 57 منتظر شما بودند، نسل دوم در فتنه 78 و نسل سوم در فتنه 88، مولا جان! ما میدانیم که شما در میان جوانانی ظهور میکنید که لایق باشند اما مولا ما بیلیاقتان خستهایم از این انتظار جانکاه. ای غایب حاضر! این روزها امیدمان به آمدنتان همچون سبزههای سفره هفتسین دوباره جوانه زده و سبز شده. مولا جان! بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه و کشورهای عربی ما را امیدوارتر از گذشته کرده که چشممان به جمال زیبای شما منور شود. مولا جان! ما که دعا میکنیم اما لایق نیستیم شما برای ظهور خود دعا بفرمایید. حجتالاسلام مهدی طائب در جلسهای به درگاه خداوند دعا کرد که خداوند پاداش مردمی را که در فتنه 88 پایداری از خود نشان دادند و با همه وجود به میدان آمدند ظهور مولایمان در این عصر و زمانه و در زمان رهبر معظم انقلاب قرار دهد. حال ما نسل سومیها از خدا میخواهیم که باریتعالی در اولین سال آغاز دهه 90 عیدیمان را ظهور مولایمان حضرت صاحب الزمان(ع) قرار دهد. انشاءالله
فاصله نقد و مخالفت با توهین و اهانت
مهدی امامقلی:
پرواضح است که واکاوی، تبیین و نقد رفتار و کردار و عملکرد مسؤولان، جناحها و جریانات سیاسی کار ویژه اصلی احزاب، رسانهها و جنبشهای اجتماعی و بویژه جریان دانشجویی است که باید در نهايت صداقت، خلوص، پاکنهادی و به دور از غرضورزی و تهمت به منصه ظهور و بروز برسد تا همگان شاهد شکوفایی و بالندگی ارکان و اجزای نظام انقلاب اسلامی ایران در حوزههای داخلی و خارجی باشند. در این بین تضارب آرا، تعامل در حل مشکلات و اصولا نگاه نقادانه و کارشناسی شده نسبت به مسائل از اهمیت بسزایی برخوردار است چه آنکه از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمودند: «همه احکام محصول تضارب آراست» از اینروست که شاخصها، ملاکها و معیارها برای تشخیص خوب و بد از رهگذر نقد، بحث و فحص و تضارب دیدگاهها شکل میگیرد و در جامعه به عنوان یک هنجار عمومی یا ارزش نهادینه میشود. به عبارتی به لحاظ جامعهشناختی و روانشناسی اجتماعی هرگاه یک رفتار نامتعارف مانند تحقیر کردن و تهمت زدن در فضای جامعه بهطور «مستمر» تکرار شود و پس از آن در سطح جامعه «تعمیق» شود آن مساله به عنوان یک «ارزش» اجتماعی باب میشود و حتی به عنوان یک ملاک یا معیار مطرح و معرفی میشود. اهمیت این مساله آنجایی بیشتر میشود که رفتارهای نامتعارف و ناپسندیده در حوزه سیاست و در ابعاد نقد «دیدگاه سیاسی»؛ نقد «فعل سیاسی» و نقد «شخص سیاسی» به عنوان یک الگو مورد نظر شهروندان اجتماعی قرار گیرد و هر کسی بتواند در یک سیستم لیبرالی و اصولا نیچهای (سوپرمن) هر زمانی، به هرکسی و به هر شکلی که دلش خواست در قالب آزادی بیان و نگاه نقادانه! بد و بیراه بگوید. از اینروست در نظامی که با روح خدایی حضرت امام خمینی(ره) و قیام معنوی ملت ایران بنیان نهاده شده و به رهبری فقیهی چون حضرت آیتالله العظمي خامنهای(مدظله) و نام انقلاب اسلامی و قانون اساسی بر پیشانی آن زینت بخش است نمیتوان به رادیکالیسم، بیقانونی و تحرکات فاشیستی اعتماد و اتکا کرد که آن زیبنده گفتمانهای غربی و پیاده نظامگان آنان است که نقد، کوچک جلوه دادن یا بزرگ نشان دادن فلان و بهمان شخص یا جریان سیاسی تنها به دلیل منفعتهای کلان شخصی، جناحی و ژورنالیستی صورت میگیرد. دشمنان قسمخورده نظام اسلامیاند که با توسل به سیاستهای ماکیاولیستی (هدف وسیله را توجیه میکند) دست به هر کاری حتی فحاشی، اغتشاش و توهین میزنند و در این بین با جذب اپوزیسیون و شستوشوی مغزی اذهان پاک جوانان، اهداف خود را محقق میکنند و با تز انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» جامعه را رو به عصبانیت و آلودگیهای سیاسی سوق میدهند که نمونه آن را میتوان در دهه اول انقلاب اسلامی و در جریان انحراف منافقین و گروهکهای رادیکال جست و جو کرد و حتی رد پای آن را میتوان در حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری جستوجو کرد که در آن چگونه عدهای فرصتطلب با «سازمانی و تشکیلاتی کردن جوانان» و «هویت کاذب دادن به آنان»، همان تز انگلیسی را دنبال کردند و در بازه زمانی هرچند کوتاهی با طرح شعارهایی علیه مسؤولان جمهوری اسلامی، وحدت اسلامی را به تفرقه ایرانی تبدیل کردند! از منظر کارشناسان جامعهشناسی سیاسی و بنابر آنچه در کتاب جامعهشناسی 22خرداد آمده است، شکلگیری دوگانه ایشان در این دیدار عنوان کردند: «رفتارهای غیراخلاقی و توهینآمیز، مخالف مصلحت انقلاب و کشور است، موجب اختلاف و دودستگی میشود و به شکوه و عظمت نظام اسلامی ضربه میزند و به جوانان نصیحت میکنم کاملا از آن خودداری کنند». از اینرو بهطور خلاصه میتوان گفت: 1- تنها در نظام اسلامی است که در همه ابعاد خود اصولی چون قانون اساسی و رهبری دینی فصلالخطاب است و مفاهیمی چون نقد محکم و شجاعانه، مخالفت علمی و کارشناسی شده و بیان صریح مواضع و عقاید جزو اصول اساسی آزادی بیان است. 2- ایجاد تفرقه و شکافهای اجتماعی و سیاسی بین ملت - ملت و بین مسؤولان ـ مسؤولان و بین ملت - مسؤولان یک خط استراتژیک و برنامهریزی شده دشمنان خارجی و فریبخوردگان داخلی است. 3- انتقاد یا مخالفت، بیان صریح و شجاعانه عقاید، مطالبهگری و... با فحاشی، توهین و اهانت سازگار نیست.
تنفر - تقدس از همین منظر (ایجاد شکافهای اجتماعی و سیاسی و تمهید تفرقه) بود که زمینهها، تکنیکها و ابزارهای آن توسط جریانات مخالف داخلی و خارجی کلید خورد و نهایتا هر دو طرف در مقطعی کوتاه به اقدام علیه یکدیگر پرداختند. به عبارتی شکلگیری «فناتیسم» و «رادیکالیسم»، «تعصبیگری و برخوردهای اکسپرسیونیستی، هیجانی و احساساتی» مسائلی بود که در دعواهای جریانات سیاسی در وقایع پس از انتخابات اخیر به نوعی نهادینه شد و تنها در گروهی به نحو بسیار پررنگ و در گروهی به نحو بسیار کمرنگ به منصه ظهور و بروز رسید و رهاوردهای آن چیزی جز ایجاد عصبانیتها، هرزهگویی، تهمتها و دروغها بویژه در میان جوانان و... نبود. ناگفته نماند که این آسیبهای مقطعی تنها در دوران فتنه شکل گرفت و اتفاقهای ناگواری را برای چندین ماه صورت داد ولی به یمن برکت رهبری انقلاب اسلامی و مدیریت مدبرانه ایشان، پس از گذشت 7 ماه از انتخابات اخیر ریاستجمهوری، شدت
و حدت فضای فتنه و تفرقه رو به کاهش نهاد و نهایتا در 9 دی و 22 بهمن، تفرقههای درگیر اجتماع به کلی از میان رفت. گرچه پایگاه اجتماعی فرقه فتنه رو به افول نهاده، دستهای فتنهگران رو شده و وحدت در میان شهروندان اجتماعی موج میزند اما شایسته نیست که از تحرکات دشمن و ادامه خط تفرقه بینداز و حکومت کن غافل شویم چه آنکه متاسفانه در اماکن عمومی و فضاهای رسانهای بهطور محدودی شاهد برخی تحرکات غیراخلاقی بودهایم که این نیز بايد جای خود را به قانونگرایی و انتقاد محکم و مستند بدهد. رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان فرمودند: «همانگونه که امام نیز میفرمود: گاهی نفوذیها وارد اجتماعات اشخاص مؤمن و مخلص میشوند و آنها را به حرکتی انحرافی میکشانند که از این هم، نباید غفلت کرد» بدین جهت بوده که مقام معظم رهبری ؛ «انتقاد»، «مخالفت» و «بیان صریح و شجاعانه عقاید» را بدون اشکال برشمردند اما فرمودند: «همه این مسائل باید به دور از «هتک حرمت و اهانت و فحاشی» بیان شود تا اعصاب جامعه و آرامش مردم را بر هم نزند و همه در این زمینه مسؤولند».
شکست هژمونی استکبار با رشد اسلامگرایی
سیدمحمدمهدی توسلی:
نگاهی به سیر تحولات اجتماعی در جوامع بشری نشان میدهد وجود دین در اجتماع دغدغه باطنی و معنوی شهروندان بوده و هست چه آنکه قبل از بیدینی، «دین» بوده و بعد از بیدینی هم «دین» هست. سابقه ورود دین در عرصه اجتماع را میتوان قبل از رنسانس با ورود مسیحیان کاتولیک در اداره جامعه یافت. رویکرد مسیحیان کاتولیک با توجه به عدم ثبات کافی و تئوری قدرتمند سبب شد فضای جامعه دینی در اختیار افکار پروتستانیسم قرار گیرد. افکار مارتین لوتر که پایهگذار مسحیت پروتستان است در حوزههای فرهنگی، اقتصادی و حتی صنعتی گسترش پیدا کرد تا در دورهای تحت عنوان رنسانس که به عبارتی پیامآور قطع رابطه آسمان و زمین است به تدریج زمینه جدایی دین از سیاست و در نهایت پیدایش مکتب سکولاریسم فراهم شود. در اواخر قرن 20 برخلاف نظریات همه تئوریسینهای غربی، جامعه جهانی با یک تئوری دینی برآمده از قرائتهای اسلامی مواجه شد که با تجویز دین در همه ابعاد زیست بشری، انگارههایی چون استکبارستیزی، عدالتخواهی، ظلمستیزی و رسیدن به سعادت اخروی طرح جهانی یافت. از این رو بود که مثلث اصلی امپریالیسم جهانی (آمریکا- انگلیس– اسرائیل) در پی حرکتهای اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه و ممانعت از گسترش تحرکات اسلامخواهانه، با صفآرایی در مقابل این نهضت دینی سعی کردند از خیزشی که از اعتقادات مردمی سرچشمه میگرفت جلوگیری کنند. اما همه تلاشهای جریان استکبار در جهت مقابله با این خیزش مردمی نقش بر آب شد و انقلاب اسلامی ایران در زمان نوپایی خود ضربه مهلکی به مستکبران زد. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سال 58 که امام خمینی(ره) بزرگترین و مهمترین پیامد این رویداد را شکستن هیمنه آمریکا دانست و نیز فروپاشی گروهکهای سلطنتطلب و جریان منافقین که پیادهنظام جریان استکبار بودند، مصادیقی بر این ادعاست. از این رو بود که سایروس ونس، وزیر خارجه دولت کارتر عنوان کرد: «رفتن ایران از صف کشورهای متحد آمریکا و افتادن این کشور به دست رژیمی که دوست ما نیست، ضربهای اساسی به منافع سیاسی- امنیتی ما در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه به شمار میرود».
اکنون در پی مبارزات انقلاب اسلامی ایران علیه مستکبران در طول 3 دهه گذشته و موفقیت و شکوفایی روزافزون آن، کشورهای منطقه نیز با الگوگیری از این روحیه ضداستکباری پا به عرصه مبارزه نهادند و خواستار قطع دست استکبار از کشور خود شدند طوری که نوام چامسکی، اندیشمند آمریکایی میگوید: «مردم خاورمیانه تنها چیزی که از کشورهای غربی میخواهند این است که از آنها دور بمانند». بنابراین غربستیزی، استقلالطلبی و بیداری اسلامی مردم خاورمیانه به الگوگیری از گفتمان انقلاب اسلامی ایران، نشانههایی از شکست هژمونی استکبار و در هم شکستن تئوری جهانی شدن را در معرض عموم جهانیان به نمایش گذاشته و پایههای استکبار جهانی را به لرزه انداخته است.
نوروز در روایات اسلامی
سرهنگ محمد مولایی*:
امام صادق(ع) به معلی بنخنیس که در نوروز خدمت آن حضرت رسیده بود، میفرماید: آیا میدانی امروز چه روزی است؟ معلی میگوید عرض کردم: فدایت شوم، این روزی است که ایرانیان آن را گرامی میدارند و در آن به یکدیگر هدیه و عیدی میدهند. امام صادق(ع) فرمود: سوگند به آن خانه کهن که در مکه است، این روز یک ریشه کهن دارد که من برایت توضیح میدهم تا آن را بدانی. ای معلی! روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت که او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و به فرستادگان و حجتهای او و به امامان علیهمالسلام ایمان بیاورند. نوروز نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد. هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن روز منتظر فرج هستیم زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید. نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است. (منتخب میزانالحکمه ص 753 )
اعمال روز نوروز 1- امام صادق(ع) میفرمایند: چون روز نوروز فرارسید؛ بدن خود را بشوی، پاکیزهترین جامههایت را بپوش، با خوشبوترین عطرها خودت را معطر کن و در آن روز روزهدار باش. (منتخب میزان الحکمه ص 753 ) 2- امام صادق(ع) میفرماید: دید و بازدید کنید که دیدار شما از یکدیگر موجب زنده شدن دلهای شما و یاد کرد احادیث ما میشود و احادیث ما شما را با هم مهربان میکند. اگر به آنها عمل کنید کمال و نجات مییابید و اگر رهایشان کنید، گمراه و هلاک میشوید. پس به احادیث ما عمل کنید که در این صورت من ضامن نجات شما هستم. (منتخب میزان الحکمه ص 465) 3- امام باقر(ع) میفرماید: صله رحم اعمال و داراییها را فزونی میبخشد، بلا را دور میگرداند، حسابرسی در قیامت را آسان میکند و مرگ را به تاخیر میاندازد. 4- امام صادق(ع) میفرماید: از جمله گناهانی که مرگ و نابودی را شتاب میبخشد، قطع رحم است. (منتخب میزان الحکمه ص 421) آن حضرت میفرمایند: صله رحم کنید گرچه با سلامی. رخدادهای مهم در نوروز 1- آغاز وحی (بعثت) 2- بتشکنی امام علی(ع)
3- بیعت مسلمانان با امام علی (ع) 4- بیعت جنیان با امام علی(ع) 5- پیروزی امام علی(ع) با نهروانیان
6- ظهور امام زمان(عج) 7- پیروزی بر دجّال.
به تعبیر زیبای امام علی(ع):
هر روزی که در آن معصیت پروردگار عالم انجام نشود، آن روز عید است و امام زمان از پیروان خود انتظار دارند که گناه نکنند.امید است امسال برای ملتهای مسلمان منطقه با ظهور منجی عالم حضرت مهدی(عج) عید واقعی باشد و از خداوند متعال خواستاریم با ظهور آن قطب عالم امکان، مردم مظلوم منطقه را از دست طاغوتهای خود رهایی بخشند. الّلهمَ اکشف هذه الغمَّه عن هذه الامَّه بحضورِهِ وَ عجِّل لنا ظُهُورَهُ، انهم یرونه بعیداًًوَ نَرایهُ قریباً
*جانشین اداره عقیدتی- سیاسی ناجا
انقلاب در سرزمین طلای سیاه (2)
مصیب فتحی:
اکنون با سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری مصر و تونس، خاورمیانه عربی شاهد تحولات کمنظیری است که چشم جهان را به خود خیره کرده است. شعلهور شدن آتش نارضایتی عمومی و درونی ملتهای عرب منطقه که دامنگیر دولتهایی مانند اردن، یمن، بحرین، لیبی، الجزایر و... شده، برخی از حاکمان خودکامه کشورهای منطقه را به وحشت انداخته است. در این میان با توجه به جایگاه عربستان در میان دولتهای عربی، تحولات این کشور زیر ذرهبین و گمانهزنیهای بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران مسائل سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. برگزاری روز خشم در عربستانسعودی را میتوان نقطهعطفی در تحولات این کشور دانست. سیستم حکومتی عربستان که در سال ۱۹۳۲ پایهگذاری شد، همچنان کشور را بر اساس سنتهای قومی- قبیلهای اداره میکند و از آغاز پیدایش فاقد یک نظام سیاسی کارآمد بوده و برای دهههای متوالی نتوانسته است فرمولی اقناعکننده برای جانشینی در قدرت سیاسی ارائه کند که اگر نه مردم، لااقل شاهزادگان را بدان قانع کرده و هزینههای جنگ قدرت را کمتر کند. شیوه حکومت در عربستان بسیار متمرکز است. حکومت، پادشاهی مطلقه است. خاندان سلطنتی دارای سلطه کامل سیاسیاند و هیچ حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات در این کشور وجود ندارد. پادشاه در راس کشور؛ رئیس دولت، رئیس خزانه کشور و خادم حرمینالشریفین است و انتخاب امیران مناطق چهارگانه کشور و تنفیذ احکام استانداران، شهرداران و فرمانداران از اختیارات اوست. دین قدرتمندترین نهاد جامعه است و قدرت در دست شاه و بالاترین مقام دینی متمرکز است. منشور «عبدالعزیز»، اولین پادشاه سعودی به عنوان سنت سلطنتی مبنی بر تداوم سلطنت بین برادران لازمالاجراست؛ پادشاه از بین مسنترین آنها انتخاب میشود. در بند «ب» از ماده 5 قانون اساسی این کشور که در مارس 1992 صادر شد، صراحتا اعلام شده که حکومت و زمامداری انحصارا در اختیار فرزندان و نوادگان ملک عبدالعزیز است که در سال 1932 دولت عربستان را بنیانگذاری کرد. برخلاف دیگر نظامهای سلطنتی که قدرت از پدر به پسر میرسد، در این کشور قدرت به برادران شاه انتقال مییابد. از این رو بین شاهزادگان و پادشاهان اختلاف سنی زیادی وجود ندارد. به گزارش شیعهنیوز، بروس ریدل، کارشناس سابق امور خاورمیانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سخنانی درباره وضع عربستانسعودی در پی تظاهرات علیه رژیم حاکم در این کشور گفت: با وجود این تئوری سنتی که عربستان در معرض بروز ناآرامیها قرار ندارد اما به نظر میرسد که خود دستگاه حاکمه این کشور اکنون در نگرانی بسر میبرد. توبی جونز، استاد تاریخ دانشگاه راتجرز نیز گفت: ابزاری وجود ندارد که بتوان بر اساس آن پیشبینی کرد آیا ناآرامیهای بزرگی در عربستان روی خواهد داد یا نه اما اگر از من سوال کنید که آیا احتمالی هرچند اندک در این زمینه وجود دارد، پاسخ من به این سوال مثبت خواهد بود. وی افزود: وضع ناامیدی در عربستان از سالیان سال وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده یا کماهمیت دانست و مردم عربستان از فساد موجود در سایه ریخت و پاشهای خاندان حاکم خشمگین هستند و در نتیجه، علل قوی برای خشم مردمی وجود دارد لذا این علل میتواند موجب بسیج مردم شود. کارشناسان آمریکایی میگویند منطقه نفتخیز شیعهنشین الشرقیه در معرض بروز بیشترین میزان ناآرامی سیاسی قرار دارد. مردم این منطقه از سیاستهای تبعیضآمیز رژیم سعودی و به حاشیه راندن آنها به تنگ آمدهاند و خواهان اصلاحات واقعی، گسترده و ریشهای در کشورشان، آزادی زندانیان سیاسی و رعایت حقوق بشر هستند. میتوان گفت شاهکلید تحولات عربستان در دستان شیعیان این کشور است. در حال حاضر شیعیان عربستان حدود 15درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. آنها عمدتا در استان شرقی ظهران در شهرهای قطیف و احساء سکونت دارند، هرچند در مناطق دیگر نیز گروههای شیعی به صورت اقلیت زندگی میکنند. گرچه فقط 15 درصد از جمعیت25میلیونی عربستانسعودی پیرو مذهب شیعه هستند اما بر اساس گزارش گروه بینالمللی بحران، شیعیان، غالب جمعیت شهرهای نفتخیز و مهمی چون قطیف، دمام و حساء (محل بزرگترین میادین نفتی و پالایشگاههای عربستان) را تشکیل میدهند. بسیاری از شیعیان عربستان خود را به پیروان این مذهب در عراق، ایران و لبنان نزدیکتر میبینند تا به سعودیها که بیشتر وهابی هستند. وهابیها معمولا شیعیان را رافضی و حتی گاهی مرتد لقب میدهند. زمانی که بسیاری از مقامهای کشورهای عرب، ایران را که بیشترین جمعیت شیعه را در جهان دارد تهدیدی برای امنیت منطقه خواندند، این نظریه در رسانههای عربزبان به وجود آمد که ایران در راستای برنامههایش از شیعیان عربستان حمایت میکند اما شیعیان عربستان این نظر را رد میکنند و معتقدند مورد تبعیض واقع شدهاند. اتهام تبعیض در قبال شیعیان عربستان از سوی بسیاری از کشورهای غربی به رهبری آمریکا مطرح شده که بارها نگرانی خود را درباره نبودن آزادی مذهب در عربستانسعودی ابراز کردهاند. ملک عبدالعزیز بنسعود، بنیانگذار پادشاهی عربستانسعودی در سال 1913 در قبال به رسمیت شناخت شدن حکومتش از سوی رهبران شیعیان عربستان، وعده داد بود که امنیت و آزادی برای عبادت شیعیان را تامین خواهد کرد اما توفیق السیف، فعال سیاسی در عربستان به BBC گفت به نظرش هیچکدام از این وعدهها عملی نشده است. او گفت: مشکلات زیادی وجود دارد که میتواند موجب ناآرامی شود. بسیاری از رهبران سنی و شیعه در تلاشند به این آشفتگی پایان دهند. اما به اعتقاد آقای سیف فقط با معرفی اصلاحات سیاسی و اجتماعی از سوی دولت دستیابی به ثباتی بلندمدت امکانپذیر است. شیعیان عربستان خواهان برخورداری از امکان حضور مساوی در دولت و ارتش و همچنین داشتن آزادی برای برگزاری مراسم مذهبیشان هستند. آنها میخواهند مساجد خود را داشته باشند و اجازه داشته باشند کتابهای مذهبیشان را چاپ کنند. در سال 1979 با وقوع انقلاب در ایران، رهبران انقلاب اسلامی خواهان تغییر در تمام منطقه شدند که اعتراضهای شیعیان و کشته شدن دهها نفر را در شهر قطیف در پی داشت. رهبران جنبش مخالفان دولت موسوم به «خلاص» میگویند در 15 سال گذشته دولت فرصتهای زیادی برای اصلاح سیاستهایش در قبال شیعیان داشته که از هیچکدام استفاده نکرده است. وجه مشترک همه کشورهای خلیج فارس وابستگی شدید به غرب، حاکمیت دیکتاتوری، فساد حکومت، ناکارآمدی سیستم و سنتی بودن آن و ضدیت با مذهب و نیروهای مذهبی است. هر کشوری که این مشترکات را دارا باشد در معرض تحولات و جنبشهای اعتراضی مردم قرار خواهد گرفت و هرچه از میزان این مشترکات کاسته شود به همان نسبت ناآرامی در این کشورها کمتر رخ خواهد داد. عربستانسعودی نیز به عنوان کشوری که تحولات اخیر آن را نیز تحتتاثیر قرار داده باید در رفتار خود با شیعیان تغییرات وسیعی ایجاد کند. هرچند با توجه به تیراندازی نیروهای امنیتی در روز خشم خواسته و درخواستهای شیعیان و دیگر تظاهرکنندگان عربستان عوض شده است. مردم عربستان در قیام خود باید مراقب و مواظب اختلافافکنی و تفرقه طایفهای و قبیلهای توسط آلسعود باشند (ایجاد تفرقه در بین شیعه و سنی). گروههای شیعه و مخالف دولت عربستان میتوانند از زنان در اعتراضات خود کمک بگیرند تا زنان هم در این انقلاب نقشی داشته باشند و بتوانند برای رسیدن به آزادیهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تلاش کنند زیرا زنان در عربستان از زمان تولد تا مرگ زیر سایه مردان زندگى میکنند. تربیت طورى است که نه فقط خود را زیردست مردان مىدانند بلکه این باور در ذهن و روح آنها کاشته مىشود که زن عامل گناه و منشأ بدبختى است! قوانین این کشور درباره حق مالکیت و ازدواج به گونهاى است که آنها پس از مردان در درجه دوم اهمیت قرار دارند و از شرکت در انتخابات و داشتن حق رای محروم بودند. آنها حق داشتن تلفن همراه و رانندگى ندارند و بدون اجازه یکى از اقوام مذکر نزدیک خود، امکان رفتن به مسافرت یا انجام هرگونه فعالیتى را نخواهند داشت. هنوز زنان این کشور مجبورند برای رفت و آمد از تاکسى استفاده کنند یا با خرید خودروی شخصى و استخدام راننده به رفت و آمد بپردازند که در این صورت باید مقدار زیادى از حقوق ماهانه خود را صرف این کار کنند. علاوه بر این مسائل، تعدد زوجات یکى از بدترین مشکلات زنان است. خیلى از مردان سعودى شریک زندگى خود را عوض مىکنند اما زنى که طلاق داده مىشود بدون حامى و بىسرپناه میشود. بسیارى از زنان این کشور حاضرند زن سوم یا چهارم مردى بشوند اما در اجتماع تنها و بىسرپناه نمانند و گرفتار فقر نشوند. نتیجهگیری: انقلاب به عربستان سرایت کرده و خواب از چشمان سران آلسعود ربوده، در این انقلاب 2 مهره شیعیان و زنان نقش کلیدی برعهده دارند.
سال نو، گذر عمر و فرصتی برای تکامل روحی
مصطفی بخشی
جنبش و جوش مردم در ماه پایانی هر سال نشان از نزدیکی نوروز دارد. همه اقشار اعم از غنی و فقیر، دارا و ندار در پی خرید لباس و کفش نو و خانه تکانی و در آستانه سال نو منتظر تحویل سال و شروع مراسم دید، بازدید، تفریح، مسافرت و خوشگذرانی هستند. سال نو که میشود تازه متوجه میشویم که چقدر زود یک سال گذشت، لحظهای تامل، گفتن جملهای و شاید کشیدن آهی و بعد فراموشی دوباره گذر عمر! گویا عمر ما دائمی است و فرصت برای فکر کردن به خود بسیار است، لذا خوشی چندروزه اول سال را به تامل و تفکر در وضع خود ترجیح میدهیم و آن را به زمان دیگری موکول میکنیم.اما هیچ فکر کردهایم که این «زمان دیگر» کی خواهد آمد و چه موقع واقعا به احوال خود خواهیم پرداخت؟! آیا سال نو نمیتواند تلنگری برای تفکر و تعقل درباره اعمال و رفتارمان در طول عمر و آغازی برای ارتباط عمیق و ناگسستنی با پروردگار عالم باشد؟ خداوند در قرآن میفرماید: «یاایها الذین آمنو اتقوالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوالله، ان الله خبیر بما تعملون، ای کسانی که ایمان آوردهاید! تقوا پیشه کنید و نگاه کنید که برای فردای خود چه پیش فرستادهاید؟» و دوباره بر تقواپیشگی تاکید کرده و میفرماید: «به درستی که خداوند بر اعمال شما آگاه است» (حشر: 18) سال که نو میشود و ذهنها و روحها متوجه تغییر و تحول است، فرصت مناسبی برای عزم در تغییر و تحول روحی و معنوی فراهم است و اولین قدم آن میتواند نگاه کردن به اعمال و رفتار یک سال گذشته و بلکه سالهای گذشته عمر باشد و اینکه برای آخرت خود چه پیش فرستادهایم؟! به این فکر کنیم که اگر این بهار، آخرین بهار زندگی ما باشد، چقدر برای سفر ابدی خود آمادهایم؟ شاید برای برخی از ما فکر کردن به مرگ آن هم در آستانه سال نو ناگوار و ناخوشایند باشد اما اگر به عمق آن پی ببریم، خواهیم دید که اتفاقا میتواند سرآغاز یک زندگی تمامعیار باشد که در آن نیازهای معنوی و مادی توامان تامین خواهد شد. ما میتوانیم 2 نوع با سال نو برخورد کنیم؛ یکی اینکه خود را به بیخیالی همیشگی بزنیم و تنها چند روزی از نو شدن طبیعت و نسیم بهاری و تعطیلات و مسافرت احتمالی آن دلخوش کنیم و مثل سالهای قبل شاهد گذر عمر باشیم و دیگر اینکه میتوانیم علاوه بر استفاده از مواهب طبیعی این ایام، برنامه و عزمی جدی برای تغییر و تحول عمیق فکری و معنوی در زندگی بهوجود آوریم. خداوند در قرآن هدف از خلقت آدمی را عبادت ذات اقدس حضرتش برشمرده و فرموده: «و ما خلقت الجن و الانس، الا لیعبدون؛ جن و انس را نیافریدم، مگر براى اینکه عبادتم کنند». (ذاریات:56) و عبادت راهی است که انسان از این راه تکامل مییابد و به خداوند نزدیک میشود. همچنان که در سال نو طبیعت زنده میشود و از نسیم روحافزای بهار، روح را تازه میکنیم، لازم است دل و جان را با یاد و ذکر خداوند طراوتی تازه بخشیم و نشاط و سرزندگی را نه برای چند روز اول نوروز، بلکه برای تمام عمر بخواهیم. بسیاری بودند که سال گذشته در هیاهو و جنب و جوش عید و سال نو غرق بودند اما امروز در آستانه سال نوی دیگر، در این دنیای فانی نیستند و حسرت برگشتن لحظهای و گفتن یک «لاالهالاالله» یا یک نماز باحضور یا یک عمل خیر بیریا و مخلص برای خدا دارند، آنها به خداوند میگویند: «ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون؛ خداوندا! (آنچه وعده کرده بودى) دیدیم و شنیدیم. ما را بازگردان تا کار شایستهاى انجام دهیم، همانا ما به یقین رسیدیم». (سجده:12) اما خطاب میرسد: « کلّا...؛ چنین نیست!... پشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند. (مومنون:100) با این وصف باید گفت انسان تا زنده است فرصت دارد برای خود کاری کند و هیچ کاری بالاتر از تقرب و معرفت به ذات اقدس الهی نیست. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «من عرف نفسه، فقد عرف ربه؛ هرکه خود را شناخت، به تحقیق خدا را شناخته است»، لذا شایسته است در آستانه سال نو، برای سرزندگی دل و جان و روح خود قیام کنیم و تصمیم بگیریم سال جدید را سال شروع معرفت نفس و سیر و سلوک الیالله برای کسب معرفت و محبت ذات اقدس احدیت قرار دهیم تا انشاءالله رستگار شویم. خداوند میفرماید: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها؛ به تحقیق کسی که نفس را پاک کند رستگار شود و کسی که آن را تباه کند، بیبهره شود». در پایان 3 دستورالعمل عرفانی از حضرت آیتالله علامه طباطبایی (صاحب تفسیر گرانقدر المیزان) رحمتالله علیه در آستانه سال نو به همه دوستداران راه حق پیشکش میشود، ایشان فرمودند: «براى موفق شدن لازم است همتى برآورده و توبه کرده، سپس به مراقبه و محاسبه بپردازید. به این نحو که ۱- هر روز صبح که از خواب بیدار مىشوید، قصد جدى کنید که هر عملى که پیش آید، رضاى خدا، عزّ اسمه را مراعات خواهم کرد. آنوقت در هر کارى که مىخواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت و همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد. (مشارطه و مراقبه) ۲- وقت خواب، 5-4 دقیقهاى در کارهایى که در روز انجام دادهاید، فکر کرده و یکى یکى از نظر بگذرانيد، هرکدام مطابق رضاى خدا انجام یافته، شکر بکنید و هرکدام تخلف شده استغفار بکنید، این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه سخت و در ذائقه نفس تلخ است ولى کلید نجات و رستگارى است. (محاسبه) ۳- هر شب، پیش از خواب، اگر توانستید سور مُسبحات یعنى سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر (بویژه 3 آیه پایانی آن) را بخوانید.
(شمس: 9و10)