|
1 |
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
10
15 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
حسن بهشتیپور در گفتوگو با «وطن امروز»:
رؤیاي پوچ كاهش تسليحات اتمي
روسيه قرار است دكترين امنيتي خود را براي سومين بار تغيير دهد. اين دكترين براساس تحولات بعد از 11 سپتامبر و نقشآفريني بيشتر مسكو در عرصه بينالمللي طرحريزي شده است. با توجه به دستور رئيسجمهور روسيه قرار است دكترين جديد تا پايان آذرماه سال جاري به اعلام عمومي برسد. مسكو اعلام كرده است تحويل سامانه موشكي S300 و نيروگاه بوشهر به تهران با تعويق همراه خواهد شد. براساس اين تحولات بار ديگر با حسن بهشتيپور، كارشناس ارشد مسائل روسيه به گفتوگو نشستهايم.
سيدبهزاد اخلاقي
دکترین امنیت روسیه با توجه به دستور آقای مدودف، رئیس جمهور این کشور قرار است برای سومینبار پس از فروپاشی شوروی تغییر کند، این تغییرات از چه ضرورتهایی نشأت گرفته و چه تاثیری در عرصه بینالمللی خواهد داشت؟
اطلاعاتی که از این دکترین امنیتی جدید منتشر شده است بر اساس سخنان آقای نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت ملی فدراسیون روسیه است. دکترین امنيت ملی روسیه دارای 8 بند است که باید به صورت جداگانهای هر کدام این بخشها را مورد بررسی قرار داد.
نیکلای پاتروشف دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه در مصاحبهای پیشنویس دکترین نظامی جدید روسیه که در آن وضعیت واردسازی ضربه هستهای به متجاوز و از جمله ضربه بازدارنده تبیین شده است را اعلام کرد. آنطور که انتظار میرود، دکترین جدید تا پایان سال جاری به رئیس جمهور روسیه ارائه خواهد شد. در تاریخ معاصر روسیه این سومین ویرایش دکترین نظامی است و اسناد پیشین در سالهای 1993 و 2000 را به طور قابل توجهای تکمیل خواهد کرد.
روسها در سال 1993 بر این عقیده بودند امکان مناقشه نظامی منتفی است، اکنون شرایط جهانی نشان میدهد مناقشات، حتی در مقیاس گسترده ممکن هستند. این یک نقطه نظر روسی است که مسکو با توجه به آن تلاش میکند دکترین امنیتی جدیدی را تصویب کند.
در سند جدید، خطرات جدید نظامی از جمله مبارزه بر سر سوخت و انرژی و دیگر منابع با جذب نیروهای مسلح، گسترش ناتو، گسترش سلاح کشتار جمعی و از جمله سلاح هستهای و تروریسم بینالمللی در نظر گرفته شدهاند. روسیه کماکان به ناتو به عنوان یک تهدید نگاه میکند و گسترش ناتو به شرق بویژه اوکراین و گرجستان در جهت تضعیف امنیت ملی روسيه در نظر گرفته شده است.
در این دکترین نظامی قید شده است روسیه مهمترین وظیفه خود را جلوگیری و بازداری از راهاندازی هرگونه مناقشه نظامی میداند. از نکات قابل توجه این دکترین نظامی بر اساس آنچه آقای پاتروشف اظهار داشته است اجازه استفاده از نیروهای نظامی بهمنظور پاسخگویی به اقدامات متجاوزانه علیه خود یا علیه متفقین روسیه، حفظ یا احیای صلح بنا به تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد و دیگر ساختارهای امنیت مشارکتی است. بر این اساس روسیه میتواند در خارج از مرزهای خود به منظور دفاع از منافع ملیاش وارد جنگ شود. از دیگر نکات جالب توجه این بند آن است که روسها از متحدان سخن به میان آوردهاند و نشان میدهد که آنها تلاش میکنند بلوکبندی جدیدی را مانند بلوک ورشو ایجاد کنند. روسیه در دکترینهای سابق امنیتی خود همواره اعلام کرده بود، نگاهش به امنیت جهانی از زوایه دفاعی است، اما اکنون ما شاهد یک تغییر جهت مهم در نگاه روسیه نسبت به تحولات جهانی هستیم.
به گفته پاتروشف، مفاد مندرج در پیشنویس این سند در رابطه با مشکلات سلاح هستهای به گونهای تنظیم شدهاند که جایگاه روسیه را بهعنوان قدرتی هستهای که میتواند در رابطه با دشمنان بالقوه متوسل به بازداری هستهای شده و نیز از راهاندازی اقدامات متجاوزانه علیه خود و متفقینش به روش هستهای بازداری کند، محفوظ میدارند.
این گفته امکان استفاده از سلاح هستهای با توجه به شرایط و اوضاع و مقاصد دشمن احتمالی را توسط روسیه امکانپذیر میکند که به نظر من قابل تامل است. در دکترین امنیت ملی روسیه اینگونه عنوان شده است که در شرایطی که برای امنیت ملی بحرانی باشد، واردسازی ضربه هستهای به متجاوز و از جمله ضربه بازدارنده غیرممکن نیست. روسها تایید کردهاند آماده حرکت به پیش و متمایل به ایده جهان بدون سلاح هستهای هستند، اما بدین منظور لازم است که نه تنها روسیه و آمریکا از سلاح هستهای امتناع کنند، بلکه دیگر کشورهای عضو «باشگاه هستهای» که فعلاً موضع سکوت را اتخاذ کردهاند نیز از این الگو پیروی کنند.
در عین حال، دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه خاطر نشان کرد همانند تصحیحات تصویب شده در ماه اکتبر سال جاری در قانون دفاعی کشور که استفاده سریع از نیروهای مسلح روسیه در خارج از کشور را در نظر دارد، ویرایش جدید دکترین نظامی نیز بهطور کامل مطابق با مقررات حقوق بینالملل بوده و بر منشور سازمان ملل متحد اتکا دارد.
روسیه به دنبال ارتشی کوچکتر اما کارآمدتر و صنایع نظامی پیشرفته است که این مساله با توجه به تهدیدات جدید قابل تفسیر است. ارتش روسیه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی با شوکی قابل توجه رو به رو شد اما روی کار آمدن آقای پوتین موجب رونق نسبی این صنایع شد.
آقای بهشتی پور! با توجه به پایان زمان قرارداد استارت یک آیا روسیه و آمریکا میتوانند تا پایان آذرماه به توافقی نهایی درباره کاهش تسلیحات هستهای دست یابند؟
در پاسخ به این سوال شما میدانید که روسیه و آمریکا در حال ساخت تسلیحات جدید هستند که بسیاری از این سلاحهای هستهای آزمایشهای نهایی خود را پشت سر گذاشتهاند. تسلیحات جدید 2 کشور از قدرت تخریب بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است. این تصور که قدرتهای هستهای به سمت خلع سلاح کامل گام برمیدارند نگاه کاملا اشتباهی است، زیرا این قدرتهای هستهای مشروعیت خود را با توسعه اینگونه تسلیحات حفظ کردهاند. اختلافاتی میان واشنگتن و مسکو وجود دارد و به همین خاطر 2 کشور احتمالا پیمان استارت را برای مدت محدودی تمدید خواهند کرد. در دیدار آقای اوباما از روسیه، 2 کشور به توافقاتی دست یافتند، اما کماکان اختلافاتی وجود دارد که از نهایی شدن این قرارداد و امضای توافقنامه استارت 2 جلوگیری میکند. احتلافات میان 2 کشور چند محور دارد که در مرحله اول مساله تعداد و نوع 2 مورد اختلاف اصلی میان روسیه و آمریکاست. 2 کشور کماکان سر موضوع مرجعیت رسیدگی به اختلافات و همچنین تخلفات احتمالي درگير هستند.
خرید نظامی روسیه از خارج همواره از سوی صنعتگران روس با تردید نگریسته شده است. ناو «میسترال» ساخت کشور فرانسه اخیراً وارد بندر سنتپترزبورگ شد. نظر شما درباره خریدهای نظامی روسیه از خارج چیست؟
مخالفتها در روسیه بیش از هر چیز یک بازار گرمی است. اصل سیاست روسیه آن است که مجموعهای از تسلیحات را خریداری و از روی آن کپیسازی کنند. این مساله پیشتر به صورت جاسوسی انجام میشد؛ به صورتی که جاسوسان روس در کشورهای صاحب صنعت به فعالیت میپرداختند و نقشههای مربوطه را به روسیه انتقال میدادند، اما امروز روسها خریدهای تسلیحاتی خود را به صورت محدود انجام میدهند و از این طریق نمونههای روسی آن را میسازند. این بدین معنی نیست که روسیه از نظر نظامی ضعیف شده است. نگاه روسیه امروز براساس واقعیتهای موجود در جهان است. براساس محاسبات، ساخت ناو آبی- خاکی در روسیه هزینهای بسیار را بر این کشور تحمیل میکرد که این مساله نشان میدهد نگاه مسکو بر مبنای واقعیتهای موجود در جهان است. روسیه امروز در تعامل با جهان بسیار متفاوت از دوران شوروی عمل میکند. شوروی بر اساس ایدئولوژی با پدیدهها برخورد میکرد در حالی که روسیه امروز تلاش میکند تا بر مبنای منافع، اقدامات خود را طرحریزی کند.
سفر وزیر خارجه آلمان به روسیه را باتوجه به آنکه ایشان هفته آینده عازم اسرائیل هستند چگونه ارزیابی میکنید؟
این سفر را در چند جنبه میتوان مورد بررسی قرارداد؛ دولت جدید خانم مرکل تلاش میکند بر اساس سیاستهای اروپایی آتلانتیکی خود توازنی میان روسیه و آمریکا برقرار کند. توسعه مناسبات روسیه و آلمان همواره در دستور کار برلین و مسکو قرار داشته و برلین بزرگترین شریک تجاری روسیه است، اما بر اساس گفتههای وزیر خارجه آلمان این کشور بهدنبال برقراری روابط استراتژیک با روسیه است. این مساله را میتوان از چند منظر مورد بررسی قرار داد:
1- انرژی: آلمان یکی از اصلیترین مصرفکنندگان انرژی روسیه است و این کشور از اختلافات میان اوکراین و مسکو همواره متضرر شده است. بر این اساس در این گفتوگوها آلمانیها توانستند تضمینهای لازم را از طرف روسی برای امنیت انتقال انرژی به بخشهای شرقی خود کسب کنند.
2- ایران: وزرای خارجه روسیه و آلمان درباره برنامه اتمی ایران به بحث و تبادلنظر پرداختند. بر اساس آنچه رئیسجمهور آمریکا پیشتر آن را عنوان کرده بود، گروه مذاکرهکننده با ایران بزودی به توافقی نهایی دست خواهد یافت. بر این اساس مذاکرات میان برلین و مسکو بر آینده نحوه برخورد با ایران موثر خواهد بود.
3- سیاست خارجی جدید آلمان: وزیر خارجه جدید آلمان از حزب دموکرات آزاد نقطه نظرات متفاوتی در عرصه جهانی بویژه نحوه تعامل با روسیه دارد که در این سفر ایشان سعی کرد روسها را با نگاه جدید دستگاه دیپلماسی آلمان آشنا کند.
این رایزنیها در راستای سفر باراک اوباما به چین بوده و آیا غرب در حال رایزنی برای اتفاق نظر ضد سیاستهای صلحآمیز ایران برآمده است؟
بله، این رایزنی مشخصا از سفر باراک اوباما به شرق آسیا و خانم کلینتون به این منطقه آغاز شده است. در این راستا آمریکاییها قصد دارند با مشارکت شرکای شرقی خود، روسیه و چین فشارها بر ضد ایران را افزایش دهند اما به نظر من غرب در فضای کنونی باید به دنبال ارائه راهکارهای جدیدی باشد. اینکه آنها میگویند ايران باید یکهزار و200 کیلو از اورانیوم غنی شده را تحویل دهد با هیچ منطقی قابل توضیح نیست، زیرا کشوری مانند ایران باید نیاز خود را خود تعیین کند.
تهران به صورت غیررسمی اعلام کرده است برای بیماران سرطانی و ایزوتوپهای دارویی نیازمند 160 کیلو اورانیوم 75/19 درصد است. اینکه غرب اصرار میکند ایران باید تمام اورانیوم غنی شده خود را تحویل دهد، غیرقابل توصیف است. کشورمان اعلام کرده در 2 مرحله 400 کیلویی اورانیوم غنی شده را تحویل خواهد داد که در نهایت 800 کیلو خواهد بود. این اصرار غرب از نظر من بیمعنی است.
آقای بهشتیپور! دیمیتری مدودف در مصاحبهای که با شبکه سیانان آمریکا انجام داده بود بر تحویل سامانه ضدموشکی S300 به ایران تاکید کرد اما اکنون بار دیگر شاهد آن هستیم که روسیه در 2 موضوع مهم نیروگاه هستهای بوشهر و سامانههای ضدموشکی به ایران، حرفهای تازهای میزند و بهانه گیریهای سابق خود را تکرار کرده است.
باید تاکید کنم که این 2 موضوع جدا از هم هستند. در ظاهر این سوژهها با یکدیگر مرتبط هستند اما باید بدانیم که تفاوتهای قابل توجهی میان تحویل سامانه ضدموشکی S300 و نیروگاه بوشهر وجود دارد. این 2 موضوع درباره ایران با یکدیگر در ارتباط هستند. درباره مساله اول یعنی نیروگاهها باید بگویم که روسها درباره نیروگاههایی که برای خودشان در خاک روسیه میسازند نیز با مشکلات فنی روبهرو شدهاند. روسها در حال ساخت چندین نیروگاه جدید هستند که همه آنها با تاخیر مواجه شدهاند. این تاخیرات در حالت خوشبینانهاش به ناکارآمدی صنایع روسیه بازمیگردد. اگر بخواهیم با حالت بدبینانه به موضوع نگاه کنیم این قطعا تحت تاثیر توافقاتی است که آمریکا و روسیه در نشست مسکو و حاشیه نشست اقتصادی پترزبورگ انجام دادهاند. البته نباید فراموش کنیم که مساله کنار گذاشتن موقتی طرح سامانه ضدموشکی آمریکا در شرق اروپا نیز بیتاثیر نبوده است.
تاخیر در نیروگاه بوشهر همسوی با سیاستهای آمریکاست و این برای سیاست خارجی روسیه که اکنون نیازمند یافتن همپیمان است، بسیار مضر است، زیرا اعتماد عمومی به روسیه در سطح جهان کاهش مییابد و طی آن مسکو بسیاری از مشتریان خارجی خود را از دست خواهد داد. همانطور که قبلا هم اشاره کردم نباید فراموش کنیم که سیاستهای روسیه با دوران شوروی بسیار متفاوت است و در این راستا نباید انتظار داشته باشیم روسیه با غرب به توافق دست نيابد.
البته روسیه اعلام میکند که مشکل بوشهر یک مساله فنی است و شرکت اتم استروی روسیه اعلام کرده ما طبق توافقات خود با ایران نیروگاه را تحویل میدهیم.
اما درباره موشکهای S300 باید به نوع دیگری به موضوع نگاه کنیم. اولا این موشکها جنبه کاملا دفاعی دارد. اگر روسیه این موشکهای دفاعی را به ایران تحویل ندهد نشان میدهد که تحت تاثیر غرب است. عدم تحویل این موشکها نشان از ضعف روسیه است. موشکهای پدافندی S300 قادر است هواپیماها و موشکهای متخاصم را منهدم کند و چون این مساله موقعیت ایران را در مقابل حملات احتمالی اسرائیل و آمریکا تقویت میکند مسکو تحت فشار واشنگتن و تلآویو از انتقال این سامانههای دفاعی به ایران خودداری کرده است. به نظر من با این شرایط ایران باید به سمت فناوریهای بومی حرکت کند و بر این اساس ما باید سرمایهگذاری بیشتری را روی صنایع دفاعی خود انجام دهیم تا خودمان سامانههای ضدموشکی جدید را تولید کنیم. اگر روسیه به همین روند تاثیرپذیری از آمریکا ادامه دهد این کشور به عنوان یک قدرت درجه دوم در عرصههای جهانی مطرح میشود.
نظر شما درباره فروش سامانههای ضدموشکی S400 به عربستانسعودی چیست؟
اینها جوسازی خبری است. هنوز قراردادی اینچنین میان ریاض و مسکو امضا نشده و تنها در این باره گفتوگوهایی را انجام دادهاند اما این یک واقعیت است که اسرائیل و آمریکا مخالف فروش این سلاحها به سوریه و عربستان نیستند اما درباره ایران با حساسیت بیشتری موضوع فروش تسلیحات را دنبال میکنند.
آقای بهشتیپور! ایران جایگزینی برای خرید تسلیحات در جهان ندارد، این مساله دلیل فشار روسها بر تهران نیست؟
موشکهای S300 سامانههای پیشرفتهای هستند که چند هدف را به صورت همزمان میتوانند رهگیری و نابود کنند. نباید از نظر دور داشته باشیم که روسیه در صورتی که روابطش با ایران دستخوش تغییر شود دیگر نمیتواند روی حمایتهای تهران در قفقاز و آسیای میانه حساب کند که این مساله برای مسکو مشکلات بسیاری را به همراه خواهد داشت.
نگاهی به مخاطرات پیشروی دولت کرزای
بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد
عبدالله امیدی
مراسم تحلیف حامد کرزای رئیسجمهور افغانستان بالاخره برگزار شد تا وی برای یک دوره 5 ساله دیگر سکان هدایت کشور بحرانخیز افغانستان را به دست گیرد. با این حال کمتر تحلیلگری چشمانداز مناسبی برای دور دوم ریاستجمهوری وی قائل است و همه متفقا بر این باورند که وی 5 سال بسیار دشوار را در پیش خواهد داشت. بیتردید یکی از مشکلات و مخاطرات مهم حامد کرزای، بحران مشروعیتی است که وی در خارج و داخل کشور با آن دست و پنجه نرم میکند. حامد کرزای در انتخاباتی پرحاشیه که حرف و حدیثهای بسیاری را به دنبال داشت و تقلب در آن اثبات شد به پیروزی دست یافت و در حال حاضر رقیب وی دکتر عبدالله عبدالله و همچنین حامیانش وی را مشروع و رئیسجمهور قانونی افغانستان نمیدانند. هرچند حامد کرزای در مراسم تحلیف خود از آنها درخواست کرد که با دولت همکاری داشته باشند اما بعید به نظر میرسد که این طیف حاضر به همکاری با دولت حامد کرزای باشد و احتمالا ترجیح خواهد داد به عنوان اپوزیسیونی قدرتمند، دولت کرزای را به چالش بکشد.
فساد فراگیر در سیستمهای اداری و دولتی افغانستان نیز از دیگر مشکلات و موانعی است که بر سر راه حامد کرزای وجود دارد. در حال حاضر افغانستان پس از سومالی حائز رتبه دوم فاسدترین کشورهای دنیاست و فساد دولتی و پرداخت رشوه در همه ادارات دولتی و غیردولتی این کشور اپیدمی شده است. هرچند حامد کرزای قول داده با فساد موجود مقابله کند اما به نظر نمیرسد عمل به این وعده کار آسانی باشد. به باور تحلیلگران، حامد کرزای باید مبارزه با فساد را از سطوح بالا آغاز کند و با شناسایی و برخورد قاطع با مفسدان دانهدرشت در سطوح بالای مملکتی این اقدام را به قسمتهای پایینتر نیز تسری دهد. به نظر میرسد در صورتی که مبارزه با فساد از طبقههای پایین آغاز شود فایده چندانی بر آن مترتب نبوده و عملا این کار ابتر خواهد ماند. با این حال با توجه به اینکه جایگاه کرزای بسیار شکننده است، بسیاری معتقدند که او حاضر نخواهد شد به مبارزه با مفسدانی بپردازد که در دستگاه خود وی پرورش یافته و به سمتهای بالای دولتی دست یافتهاند. این در حالی است که حامد کرزای با فشارهای بینالمللی نیز برای مبارزه با فساد حاکم بر افغانستان مواجه است.
ناکامی دولت کرزای در مقابله جدی با فساد مالی- اداری طی 5 سال اول دوران ریاستجمهوریاش موجب تیره شدن وجهه دولت وی شد و انتقادهای گستردهای را به همراه داشت. با وجود این فشارها کاستن از میزان فساد در کشوری که 30 سال متوالی شاهد جنگ و فاقد نهادهای بروکراتیک بوده بسیار سخت است.
اما مشکل دیگر کرزای نیز مقابله با شبهنظامیان است، هرچند حامد کرزای در جریان مراسم تحلیف خود نیز با طالبان از در دوستی درآمد و از آنها درخواست کرد در دولت حضور یابند و با وی همکاری کنند اما هیچ پاسخ امیدوار کنندهای از رهبران این گروه نشنید. طالبان حتی تهدید کردهاند که حملات خود را در افغانستان تشدید خواهند کرد و اعلام کردهاند تا خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان حاضر به مذاکره با دولت مرکزی نیستند. این در حالی است که نهتنها خبری از خروج 160هزار نیروی خارجی مستقر در افغانستان نیست، بلکه به نظر میرسد که ظرف ماههای آینده و با دستور باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده، تعداد این افراد به نحو قابل ملاحظهای افزایش یابد. بیشک وجود ناامنی گسترده، تشدید نارضایتیها را از عملکرد حامد کرزای به دنبال خواهد داشت و وی باید در این مدت بکوشد تا حد امکان امنیت را به افغانستان بازگرداند. با این وجود ایجاد امنیت در کشوری که دوسوم خاک آن را شبهنظامیان در اختیار دارند چندان در دسترس به نظر نمیرسد بویژه که گرایش مردم به سمت طالبان کماکان روندی رو به رشد دارد. به باور تحلیلگران برای نابودی طالبان باید بسترهای فرهنگی در افغانستان ترمیم و بیش از آنکه در عرصه نظامی هزینه شود باید در حوزههای فرهنگی هزینه شود تا با تبیین نگاههای درست مردم از طالبان فاصله گیرند. افزون بر این، بیکاری و فقر 2 عامل مهم دیگر است که همواره به عنوان عومل مهم رشد طالبان مطرح بوده است چرا که جوانان بیکار برای امرار معاش چارهای جز خدمت زیر پرچم طالبان ندارند.
افزون بر این، مبارزه با مواد مخدر نیز از دیگر مخاطرات پیشروی رئیسجمهور افغانستان است. پس از اشغال افغانستان توسط ایالات متحده و همپیمانان غربیاش تولید مواد مخدر روند صعودی قابل ملاحظهای داشته و نارضایتی جامعه بینالملل بویژه همسایگان افغانستان را سبب شده است بویژه که تولید و قاچاق مواد مخدر نیز منبع اصلی درآمد طالبان است که با از بین رفتن آنها شریان حیاتی طالبان قطع میشود. از این رو کرزای چارهای جز مبارزه با کشت خشخاش ندارد و برای رسیدن به این هدف نیز باید با برنامهریزی دقیق برای کشاورزانی که به کشت خشخاش اشتغال دارند منبع درآمد جایگزینی ایجاد کند.
تأملی در سفر پرز به برزیل و آرژانتین
صهیونیستها از آمریکای لاتین چه میخواهند؟
علی اسدی
مدتی است منطقه آمریکای لاتین تبدیل به مقصد بسیاری از دیپلماتها از نقاط مختلف جهان شده است و مقامات کشورهای مختلف به صورت مکرر به کشورهای مختلف این منطقه سفر میکنند. این در حالی است که به نظر میرسد ایالات متحده نیز با دقت بیشتری تحولات مربوط به این منطقه را دنبال میکند. بویژه که مدتهاست نگاه دولتها و ملتهای آمریکای لاتین درباره ایالات متحده تغییر یافته و از تعاملی کامل به تقابلی کامل رسیده است. اخیرا بحث تأسیس پایگاههای نظامی ایالات متحده در کلمبیا نیز بشدت خبرساز شده و کلمبیا و ونزوئلا را تا آستانه یک تقابل نظامی تمام عیار پیش بردهاست به نحوی که نیروهای نظامی 2 طرف در مرزهای مشترک کلمبیا و ونزوئلا به حالت آماده باش درآمدهاند. به واقع به نظر میرسد جایگاه آمریکایلاتین در عرصه سیاست خارجی ایالاتمتحده و حامیانش ارتقای محسوسی یافته است و آنها در تلاشند از تبدیل شدن این منطقه به جولانگاه کشورهای مخالف کاخ سفید نظیر ایران، روسیه و حتی چین ممانعت به عمل آورند.
در حال حاضر سران رژیم صهیونیستی به شکلی متوالی به کشورهای منطقه آمریکای لاتین سفر میکنند و میکوشند سطح مناسبات خود را با کشورهای این منطقه ارتقا دهند؛ هدفی که تاکنون محقق نشده است. چندی پیش آویگدورلیبرمن، وزیر خارجه افراطی رژیم صهیونیستی به این منطقه سفر و از برخی کشورهای آمریکای لاتین دیدار کرده و با سران این کشورها به مذاکره پرداخت. اندکی بعد از سفر لیبرمن، رهبر حزب افراطی اسرائیل خانه ما، شیمون پرز، رئیس رژیمصهیونیستی نیز به این منطقه سفر کرد. در این میان به نظر میرسد نخستین و در عین حال مهمترین هدف سران رژیم صهیونیستی از این سفرها تلاش برای کاستن از انزوای بینالمللی کابینه بنیامیننتانیاهو، نخست وزیر راستگرای این رژیم باشد. از این رو پرز و لیبرمن در سفرهای دورهای خود به آمریکای لاتین کوشیدند جایگاه رژیمصهیونیستی را در میان دولتهای آمریکایلاتین احیا کرده و آن را ارتقا دهند. در این میان با توجه به اینکه میزان جمعیت یهودیان در برخی از کشورهای آمریکایلاتین نظیر آرژانتین نسبتا زیاد است، سران رژیمصهیونیستی به این جمعبندی رسیدهاند که در آمریکای لاتین پتانسیل مطلوبی برای آنها وجود دارد. حال آنکه سفر پرز به این کشورها و بویژه آرژانتین نشان داد این تحلیل از اساس اشتباه بوده است. به هنگام سفر رئیس رژیم صهیونیستی به بوئنوسآیرس، تظاهرات بزرگ ضدصهیونیستی برگزار شد و تظاهرکنندگان در شعارهای خود با اشاره به دریافت جایزه نوبل صلح توسط شیمونپرز، وی را تنها لایق نوبل قتلعام و کشتار دانستند و این استقبالی بود که بدترین تحلیلگران صهیونیست نیز تصور آن را نمیکردند. افزون بر این به نظر میرسد مقامات رژیم صهیونیستی با سفرهای مکرر به کشورهای آمریکای لاتین تلاش دارند زمینه را برای کوچ یهودیان به سرزمینهای اشغالی فراهم کنند، چرا که در سالهای اخیر رشد مهاجرت معکوس از اسرائیل و فرار یهودیان سبب نگرانی مقامات رژیمصهیونیستی شده است. این در حالی است که همزمان با سفر پرز، آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه این رژیم نیز از هلند و دانمارک و نتانیاهو هم از فرانسه و آمریکا دیدار کردند تا بتوانند با تشدید رایزنیهای خود از انزوای بینالمللی اسرائیل در سطح جهان بکاهند؛ انزوایی که با توجه به پافشاری کابینه افراطی رژیمصهیونیستی بر مسأله شهرکسازی، بیش از هر زمان دیگری محسوس است و حتی در مقاطعی ایالات متحده را نیز در مقابل اسرائیل قرار داده است. نکته قابل توجه دیگر آنکه، صهیونیستها با بحرانهای اقتصادی مواجه هستند از این رو تلاش دارند با تمرکز بر مناطق ثروتمندی مانند آفریقا و آمریکای لاتین و آسیای مرکزی و قفقاز با استعمار کشورهای این مناطق برای مقابله با بحران اقتصادی خود چارهاندیشی کنند. از سوی دیگر به نظر میرسد صهیونیستها با علم به مناسبات نزدیک ایران و آمریکای لاتین از طریق سفرهای مکرر به این منطقه تلاش دارند این تعامل نزدیک را با چالش مواجه کنند. صهیونیستها بدرستی دریافتهاند که ایران از متحدانی استراتژیک در این منطقه برخوردار است و تعامل نزدیک با این کشورها قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی را در مناسبات بینالمللی ارتقا داده است. از این رو در آستانه سفر دکتر احمدینژاد به آمریکای لاتین به منظور جوسازی علیه ایران به دیدار مقامات و سران این منطقه شتافتند تا عملا تلاشهای دوجانبه برای ارتقای سطح مناسبات ایران با این منطقه را با شکست مواجه سازند؛ حربهای که کارساز نیفتاد و تأکید لولا داسیلوا، رئیس جمهور برزیل بر مناسبات نزدیک با جمهوری اسلامی، ناکامی سران رژیمصهیونیستی را کاملا عیان کرد. این نخستین سفر رئیس رژیم صهیونیستی به این کشور آمریکای لاتین از سال 1966 تا کنون محسوب میشد که به هیچوجه خاطره خوشی را برای سران تلآویو بر جای نگذاشت. این در حالی است که آمریکای لاتین از سالهای دور به عنوان حیاط خلوت آمریکا محسوب میشد و هماکنون نفوذ ایران در این منطقه به هیچوجه با منافع آمریکا و اسرائیل همخوانی ندارد بویژه آنکه تهران و کاراکاس در سالهای اخیر روابط خود را به طور چشمگیری گسترش دادهاند.