|
1
|
|
2
3 |
|
4
6 |
|
5 |
|
7
8
9 |
|
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
مردم سراسر كشور با حضور پرشور در تظاهرات بيعت با امام و رهبري، خواستار برخورد با سران فتنه شدند
پيام آخر ملت
گروه سیاسی: میلیونها ایرانی، روز گذشته بعد از مراسم سیاسی- عبادی نماز جمعه در سراسر کشور با برگزاری راهپیماییهایی، اهانت به ساحت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده و خواستار مجازات عاملان آن شدند. مردم تهران نیز با حضور در راهپیمایی عظیمی بعد از نماز جمعه، در شعارها و بیانیهای خواستار اشد مجازات برای سران فتنه شده و اعلام کردند که این آخرین پیام به موسوی، کروبی و دیگر سران فتنه است تا دست از فتنهگری بردارند. نكته قابل تأمل اينكه روز گذشته حاميان موسوي در اين مراسم حضور نداشتهاند، این در حالی است که پس از انتخابات ریاستجمهوری سران جریان موسوم به جنبش سبز استراتژی خود را بر مبنای «برگزاری تجمع در برنامههای موازی» تعریف کرده بودند، به این معنا که در مناسبتهایی که عموم مردم ایران در آن حضور پیدا میکنند، اغتشاشگران نیز در این برنامهها حاضر شوند تا موجودیت خود را نشان دهند.
حضور حامیان موسوی در مراسم روز قدس، 13 آبان و... که با بیانیههای تحریکآمیز موسوی و حضور کروبی همراه بود، اهمیت همین اعلام «موجودیت» نزد سران اغتشاش را به ذهن متبادر ميكرد.
با این حال پس از ریزش شدید حامیان موسوی در تجمعات اخیر بویژه در آخرین تجمع سراسری این فرقه در روز دانشجو، اتخاذ استراتژی «سکوت» از سوی آنان در دعوت یا عدم دعوت حامیانشان به این تجمع بیانگر آن است که اهمیت اعلام موجودیت در قالب تجمعات خیابانی برای آنان رنگ و بوی گذشته را ندارد و چانهزنی سیاسی در حد برخی مسؤولان نظام، نمایندگان مجلس، رسانههای خبری و... به غایت اهداف آنان تبدیل شده است.
در کنار آن سران فتنه بر این نکته واقفند كه راهپیمایی روز جمعه-ديروز- که به منظور تجدید میثاق با بنیانگذار جمهوریاسلامی ایران برگزار شد هیچ جذابیتی برای حامیانشان ندارد و بالطبع در کنار حضور معدود آنان و
سر دادن دوباره شعارهای خاص، نفاق شکل گرفته در پس ادعای خط امامی بودنشان را به عریانترین شکل خود به نمایش میگذارد و اینگونه میشود که همان چانهزنی محدود سیاسی نیز به حداقل میزانش ميرسد.
نمازگزاران پیش از برگزاری این راهپیمایی در حالی که تمثال مبارك رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و پرچم 3 رنگ جمهوری اسلامی را در دست داشتند، وارد جایگاههای نماز جمعه شدند. پس از اقامه نماز جمعه تهران به امامت آیتالله امامی کاشانی، راهپیمایی مردم تهران در محکومیت اهانت به ساحت مقدس امام خمینی(ره) با تجمع در مقابل دانشگاه تهران آغاز شد. راهپیمایان با سردادن شعارهایی چون «ای رهبر آزاده، آمادهایم آماده»، «هیهات مناالذله»، «حسین، حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»، «خامنهای، خمینی دیگر است، ولایتش ولایت حیدر است» و «ولایت فقیه اصل دین است، رهبر اتحاد مسلمین است» اعتراض خود را به عمل وقیحانه مدعیان دروغین خط امام و رهبری در اهانت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند. راهپیمایان پلاکاردهایی همراه با عکس امام و رهبری در محکومیت هتک حرمت ساحت امام راحل در دست داشتند که در آن نوشته شده بود؛ «قسم به جان مادرت فاطمه/ فدای امرت شویم ما همه»، «رهبرا از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن»، «در این عصر غیبت و غربت، ما فقط فرمان مولا میبریم».
منافقین و فتنهگران باید با اشد مجازات مواجه شوند
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان، نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران سخنران مراسم روز گذشته بود که در سخنان خود «توهین به امام را همصدایی با فرعونها، ابولهبها، یزیدها و علیه انبیا و اولیای الهی» توصیف و خاطرنشان کرد: دوستان و دشمنان بدانند اگر در سال 56 یک توهین به امام موجب تسریع در سقوط نظام ستمشاهی و شکست همه پشتیبانان آن رژیم و باعث پیروزی انقلاب شد، امروز نیز توهین به امام، اولا نام امام را احیا کرد و ثانیا چشم فتنه و فتنهگران را کور کرده و خواهد کرد». وی افزود: باید یادمان باشد در زمان امام و در زمان حاضر یک عده انسانهای شرور وجود داشته و دارند، از آن افراد شرور که جسارت به امام كردهاند، انتظاری نیست اما عواملی که زمینه آن را فراهم کرده و به فتنه دامن زدند و آتش فتنه را روشن کرده و به آنجا رساندند تا آن عده معدود و شرور در ماه رمضان تظاهر به روزهخواری کردند، باید بدانند این کارها گناهش از پارهکردن عکس امام بالاتر است. نماینده مقام معظم رهبری در بنیاد شهید و امور ایثارگران با بیان اینکه شعار دادن علیه جمهوری اسلامی ایران و علیه فلسطین در روز قدس زیر پرچم سبزی که منافقان برداشتند گناهش بسیار است، اظهار داشت: از مواضع مقتدرانه و ارزشمند دستگاه قضا تشکر میکنم. رحیمیان با اشاره به اینکه باید در این جریانات از آیات قرآن الهام بگیریم، تصریح کرد: آنهایی که واقعا خط امامی هستند باید هر چه زودتر از جریان فتنه خود را جدا کنند.
وی به آیاتی از سوره نساء اشاره و بیان داشت: اگر این فتنهگرها آمدند و به دست خودشان آتشی برافروختند اگر بیایند و قسم جلاله بخورند و حساب خود را از آمریکا جدا کنند همانطور که قرآن میفرماید این مصداق جذب حداکثری است و باید به انقلاب و نظام برگردند.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران ادامه داد: دستگاه قضا در ارتباط با کسانی که میخواهند به فتنه ادامه دهند باید طبق دستور خداوند که میفرماید، اگر منافقها از کار خود دست برندارند و به شایعهپراکنیها و شاد کردن دل دشمنان ادامه دهند-آنهایی که همچنان به دنبال تضعیف نظام و ولایت فقیهی که ستون نظام است باشند- دست پیغمبر را باز میگذاریم تا جایی که جمع دشمنان را متشتت کند و از آنان کسی باقی نماند و به بدترین وضع ممکن باید اعدام شوند. در این میان راهپیمایان شعار دادند «موسوی موسوی این آخرین پیام است» و «سران فتنه سبز اعدام باید گردند». رحیمیان مقابله با براندازان را سنتی خدایی توصیف و خاطرنشان کرد: این سنت خداوند چه قبل از پیغمبر(ص) و چه بعد از پیغمبر و تا ابد بوده و خواهد بود.
سران فتنه قاطعانه محاکمه شوند
تظاهرات اعتراضآمیز نسبت به اهانت به ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با صدور قطعنامهای پایان یافت. در بخشی از این قطعنامه آمده است: نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر پایه ولایت فقیه، یادگاری ارزشمند و میراثی گرانسنگ است که بنای آن به دست معمار کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) پایهریزی شده و با ارائه الگویی نوین و جامع در اداره جوامع بشری، جهان را در آستانه تحولی عظیم و بیبدیل قرار داده و روح بیداری اسلامی را در جهان اسلام ساری و جاری کرد. این قطعنامه ادامه میدهد: متاسفانه در وقایع چند ماه اخیر و اغتشاشات پس از انتخابات برخی برادران سابق ما و کسانی که اسم و رسمشان را به برکت انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) به دست آوردند، از استکبار جهانی و دشمنان قسمخورده انقلاب، گوی سبقت را ربودند و زمینهساز و مشوق ظهور و بروز دشمنی و کینهتوزی استکبار جهانی نسبت به آرمانها و اندیشههای رهبر کبیر انقلاب اسلامی شدند و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، «کاری کردند که دشمن مایوس و نومید، جان تازه بگیرد و تشویق شود». در بخش دیگری از این قطعنامه آمده است: اهانت اخیر به ساحت مقدس حضرت امام(ره) و تفکرات و اندیشههای پاک و زلال ایشان ادامه جسارتهای دیروز است، همان جریانی که تظاهرات علیه خدا، انتقاد علیه معصومین و استیضاح کابینه ائمه هدی را تجویز میکردند، قیام کربلایی حسین بن علی (ع) را خشونت مینامیدند و افکار و اندیشه حضرت امام (ره) را عامل عقب ماندگی ایران میدانستند و خواستار به موزه سپردن افکار ایشان بودند. پارهشدن عکس امام نتیجه زمینهچینی جریانی است که سالهاست تلاش خود را مصروف پاره کردن، سوزاندن، تحریف و محو اندیشههای تابناک امام خمینی(ره) کردهاند. این قطعنامه یادآور شده است: ما شرکتکنندگان در این تظاهرات همراه با سایر آحاد و اقشار ملت موحد، انقلابی و همیشه در صحنه ایران از مسؤولان قضایی کشور مصرانه میخواهیم مجرمان و عاملان اهانت به ساحت قدسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و کسانی را که با اعمال و رفتار ضدانقلابی زمینه بروز این اقدام وقیحانه را پدید آوردهاند بدون هیچگونه اغماض و مماشاتی به مردم معرفی کرده و برخورد قانونی و قاطع را با آنان انجام دهند.
ضدانقلاب به هیچ نتیجهای نخواهد رسید
پیش از برگزاری این مراسم نیز آیتالله «محمد امامی کاشانی» در خطبههای نماز جمعه تهران گفت: من به آنها چیزی نمیگویم و نصیحتشان نیز نمیکنم زیرا نصیحت آنها فایدهای ندارد، 30 سال انقلاب پاسخ آنها را داده و در تمام توطئهها، شکست خوردهاند.
امام جمعه موقت تهران تأکید کرد: اهانت به امام و شهدا و شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی» به امامحسین(ع) قسم که صاحب امروز است، باطل است و به همین دلیل باید از این حرکتها و شعارها کنارهگیری کرده و فاصله بگیریم. آیتالله امامی کاشانی با اشاره به اهانت به ساحت امام راحل و بیان اینکه در عصر غیبت که ما به امام معصوم دسترسی نداریم، باید به ولیامر که مجتهد جامعالشرایط است مراجعه کنیم، ادامه داد: امام خمینی(ره) علم، پرچم، تابلو، شناسنامه، اصل، اساس و سند انقلاب است، اهانت به ایشان چه معنایی دارد؟
6 ماه گذشت
با گذشت 6 ماه از انتخابات و در حالی که اصلاحطلبان پس از انتخابات و طرح ادعای تقلب، اعلام کرده بودند از این پس در همه راهپیماییها و مراسمات عمومی که از سوی نظام جمهوری اسلامی فراخوان داده میشود، معترضانه به طور موازی و متفاوت حضور خواهند داشت، دیروز برای نخستین بار، اصلاحطلبان برای حضور موازی در راهپیماییای که به مناسبت ابراز انزجار از هتک حرمت ساحت امام(ره) برگزار شد،هیچ فراخوانی ندادند و همسو با رسانههای غربی حتی توصیه کردند که مردم در این راهپیمایی شرکت نکنند! این عدم فراخوان اصلاحطلبان پس از آن صورت میگیرد که دعوت آنها از مردم برای حضور موازی و ساختارشکنانه در مراسم روز قدس، 13آبان، 16 آذر و روزهای پس از آن (17 و 18 آذر) ناکام ماند و عملاً به صحنه مضحک مانور تاسفبار چندصد نفر از هوادارانشان منجر شد. اصلاح طلبان در جلسات اضطراری، فشرده و پی در پی خود بویژه پس از افتضاح
16 آذر، عملاً به این نتیجه رسیدند که نه تنها دیگر فراخوان برای حضور خیابانی و اغتشاش نتیجه بخش نیست بلکه صحنهای مستند خواهد شد برای مشخص کردن وزن اجتماعی جریان قانونشکن؛از این رو اولین تصمیم آنها و حامیان خارجیشان این بود که برای مراسم روز گذشته فراخوان ندهند و با بهانه کردن درخواست مجوز جداگانه برای راهپیمايی، که در 6 ماه اخیر اصلاً به فکر آن نبودهاند (چون دولت 25 میلیونی را مشروع نمیدانند که بخواهند درخواست مجوز هم بدهند!) ناگهان قانونمدار شده و ایده «تجمع و راهپیمایی موازی» که پس از انتخابات، توسط موسوی و کروبی و دیگر سران اصلاحطلب مطرح شد را فراموش کردند.
بیراه نیست اگر بگوییم پس از گذشت 6 ماه از ادعای تقلب در انتخابات توسط موسوی، کروبی و دیگر سران اصلاحطلبان و عدم ارائه هیچ مدرک و سند عقل پسندی برای این ادعا، رایدهندگانی که با شعار «موسوی، رای مرا پس بگیر» در تهران به خیابان میآمدند با نظاره بر دستهای خالی از سند موسوی و کروبی، از مدتها پیش دریافتهاند که باید از قدرتطلبانی که برای رسیدن به کرسی ریاست، ملت و نظام را فدای خود میکنند، فاصله بگیرند. مردم ما به هیچ کس «چک سفید امضا» نداده و نمیدهند؛ روزی به شعارهایی رای دادند و روزی که صاحب آن شعار، از حرف خود عدول کرد، رای خود راپس خواهند گرفت.
«جمهوری ایرانی» چیست؟
سیدعابدین نورالدینی
برخی رفتارهای گروههای سیاسی، سالها در اذهان باقی میماند و مردم در تحلیلهایشان از سیاستهای این گروهها این رفتارها را لحاظ میکنند. در حوادث پس از انتخابات شاهد بودیم، آنان که تا دیروز منویات سیاسی خود را در خفا مطرح میکردند، آشکارا و با شتابی عجیب به طرح این سیاستها در «روز روشن» پرداختند. تفسیر برآمده از تدقیق در این رفتارها مطمئنا تا سالها میتواند موضوع و عنوان بسیاری از تحقیقات و پژوهشها باشد اما بیشک طرح آنها در بازه زمانی کنونی، موجب آگاهی از عمق اهداف عاملان آن است و این موضوع برای عقیم ماندن این اهداف بسیار کارساز است. در این مقال کوتاه به اجمال شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» بررسی میشود. البته واکاوی دقیق این شعار که نشانگر گوشهای از گرایشات فکری طراحان آن است نیازمند مجال و مقالی گستردهتر است. توصیف مختصات «جمهوری ایرانی» نیازمند شرح نقطه مقابل آن- البته از نگاه مخالفان- یعنی «جمهوری اسلامی» است. برای شرح مختصر مختصات «جمهوری اسلامی»، اين پرسش ضروری است که «ویژگیهای نظام سیاسی و ساختار حکومتی مطلوب اسلام چیست؟» اسلام به واسطه برخورداری از کلام وحی و وصلت با متون الهی مکلف به ارائه رهنمود است. به دیگر عبارت، تکلیف اسلام، ترسیم خطوط و جهتدهی حرکت زندگی است. اهرم اثربخش این تکلیف، ساختار نظامبخش جامعه هدف است که از آن تعبیر به «حکومت» میشود. در واقع اسلام در راستای ادای دین به بشریت، شیوه حکومتداری مطلوب را ارائه میدهد تا ذیل آن، کنشهای همهجانبه جامعه را متأثر از خود کند. طبعا در این مسیر، نظام برآمده از آموزههای اسلامي- اسلام شیعی- موردنظر اسلام است. لذا «نظام اسلامی»، مورد نظر اسلام است. البته ذیل نظام اسلامی میتوان شیوههای مختلف اجرا را تصویر کرد اما فصل مشترک همه این شیوههای حکومتداری نظام اسلامی، پذیرش اسلامیت است. این فصل مشترک اما نفیکننده تغییرات فرعی و ایجاد ذائقههای جدید نیست ولی همانگونه که گفته شد محور و رکن اساسی، حفظ و تثبیت مجاری اسلامی نظام حکومتی مطلوب اسلام است. «جمهوری اسلامی» که نظام اسلامی موردنظر امام خمینی(ره) است نیز واجد چنین شرایطی است. امام خمینی(ره) در توصیف این شیوه حکومت اسلامی میفرمایند: «حکومت جمهوری اسلامی موردنظر ما از رویه پیامبر(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت است و نیز شکل حکومت، با مراجعه به آرای ملت تعیین میگردد».
این بیان امام(ره) تعریف کلان جمهوریت و اسلامیت نظام مطلوب ایشان است. الهامبخشی از رویه حکومتداری نبوت و ولایت که ضرورت مشروعیت الهی حاکم و ضرورت اسلامی بودن قوانین را در چارچوب «اسلامیت» نظام تامین میکند و «اراده مردم» که بنیان اساسی تشکیل ساختار و ملاک کارآمدی حکومت است، در «جمهوریت» این نظام متبلور میشود. از سوی دیگر دامنه فراخ اجتهاد شیعی موجب میشود فرآیند «به روزرسانی» شکل حکومت – و نه پایه و اساس آن- با توجه به مقتضیات زمانی صورت بگیرد.
بر این اساس، نظام جمهوری اسلامی که امام خمینی(ره) مبتکر آن بوده و در 12 فروردینماه 1358 با رای مثبت 2/98 درصد مردم ایران تثبیت شد، یک نظام اسلامی مدرن است که در آن هر 2 رکن اساسی حکومت یعنی «مشروعیت الهی» و «مقبولیت جمهور» ملحوظ است. در 30 سال گذشته آنچه به وضوح نمایان گشت، ارتباط بنیادین این ارکان اساسی است که توانست همه نظریههای حکومتداری غرب را به چالش بكشاند و به واسطه همین چالشهاست که گفتمانهای دچار خطر، «اسلامیت» جمهوری اسلامی را مورد هجمه قرار دادهاند، اگرچه ره به جایی نبردهاند.
اما «جمهوری ایرانی» !
آن دسته از حامیان میرحسین موسوی که شعار «جمهوری ایرانی» را سردادند و بویژه طراحان اصلی آن، تاکنون تعریف درستی از این شعار ندادهاند اما آنچه نیازی به توضیح ندارد اینکه این شعار در مقابل رکن «اسلامیت» جمهوریاسلامی مطرح شده است. با این وجود به نظر میرسد همه کسانی که این شعار را مطرح کردهاند، درک درستی از آن نداشتهاند. در واقع جمهوریت را میتوان فصل مشترک بیشتر نظامهای فعلی دنیا دانست که قسمهای مختلف آن در قالب حکومتها در حال اجراست. اما مراد از این «ایرانیت»در جمهوری ایرانی چیست؟ ایرانیت دارای چه مختصات و واجد چه ویژگیهایی است که در کنار جمهوریت، یک نظام حکومتی جدید پدید میآورد؟ به نظر میرسد آنان پاسخی منطقی و درست در اینباره ندارند، چرا که اساساً جمهوریت و ایرانیت در کاربرد سیاسی و حکومتی خود، واژگانی قابل تفکیک و دارای مفاهیم جداگانه نیست. در نظامات سیاسی، تمایلات و ذائقههای مختلف مردم در «جمهوریت» نمودار میشود و در واقع جمهوریت بیانگر نقش اراده مردمی ایرانیان در تصمیمات حکومتی است. در چنین شرایطی پس مراد حامیان موسوی از «ایرانیت» این جمهوری چیست؟ قطعا آنان پاسخ قابل قبولی به این پرسش ندارند، چراکه اساسا این روزها رفتار و منش آنان جز در مسیر تقابل با «جمهوریاسلامی» و آرا و اندیشههای امام خمینی(ره)، قابل تعریف نیست. در واقع مراد آنها از «جمهوری ایرانی»، «جمهوری نهاسلامی» است.
بیپشتوانگی عقلی را میتوان در اکثریت قریب به اتفاق تحرکات حامیان موسوی مشاهده کرد. آنان اساساً جز مخالفت با «جمهوری اسلامی» و «ولایت فقیه» تفکر و اندیشه جدیدی ندارند.
اتفاقات ناخوشایند روزهای قدس،13 آبان
و 16آذر نشانگر همین واقعیت است.
آنان در چارچوب «جمهوری اسلامی» سخن جدیدی ندارند. این جماعت اندک، اینک هر آنچه میخواهند به سهولت در مسیر اهداف مخالفان خارجی جمهوری اسلامی قرار میگیرد.
میرحسین موسوی که این روزها بیانیههایش به مثابه «تقلا برای عدم پراکندگی» همین جماعت اندک است نیز آیا تاکنون سخن جدیدی که نشان از یک پشتوانه فکری عمیق باشد، بر زبان رانده است؟
همه چیز مشخص است و ماجرا چندان پیچیده نیست. بهتر آن است كه دوستداران «انقلاب و ولایت» به دنبال بنیانهای فکری این مخالفان جمهوری اسلامی نباشند، چرا که اساساً اختلاف بر سر چیز دیگری است؛ دین اسلام برای ما ایرانیان «فصلالخطاب» است یا خیر؟
حبیبالله عسگراولادی در گفتوگو با «وطن امروز»:
نمی توانیم جلوی حذف های خود خواسته را بگیریم
با توجه به اتفاقات بعد از انتخابات، آیا میشود اینگونه تصور کرد چهره جریان نفاق جدید که بارها رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار داده بودند، آشکار شده است؟
آمریکاییها و انگلیسیها از رویدادهای پس از انتخابات که خودشان دستی در طراحی آن داشتند، سعی کردند یک فرقه پدید آورند نظیر فرقه رجوی! مردم ما با این فرقهسازیها طی یکصد سال اخیر خوب آشنا هستند.
طرفداران آقای موسوی در هر مناسبت یک رونمایی از ماهیت خود میکنند. اهانت به ساحت مقدس امام(ره) توسط گروهی از آنها در دانشگاه، خشم مردم و اهل علم و دانشگاهیان را برانگیخته است و مردم هر روز که میگذرد به ماهیت آنها بیشتر پی میبرند.
حاجآقا! به نظر شما ریشه ناآرامیهای اخیر در فضای کشور کجاست؟
شرایط ما بعد از انتخابات سبب شد 2 مورد از اهداف مقام معظم رهبری تحقق پیدا کند و 2 هدف هم با فتنه زیر بمباران قرار داده شد. یکی از اهدافی که تحقق یافت این بود که انتخابات پرشرکت کنندهترین انتخابات بود، دیگر اینکه رئیسجمهور بالاترین رأی را آورد. اما 2 هدف دیگری که ایشان داشتند این بود که بعد از اتمام انتخابات، رقابت تمام و رفاقت شروع شود و انسجام ملی در حد اعلای ممکن شکل بگیرد. دیگر اینکه با این انسجام، رأی و انتخابات دولت دهم مقتدرتر از دولت نهم باشد. دشمن با فتنه و البته توسط نامزدها و طرفداران آنها، این دو هدف را مورد حمله قرار داد. نخستین شعاری را که دشمنان ما شاید 20 روز قبل از انتخابات دادند، تقلب در انتخابات بود. نامزدها و طرفدارانشان تقلب را مطرح و 2 هدف اول، پرشرکتکنندهترین انتخابات و بالاترین رأی رئیسجمهور را در تاریخ جمهوری اسلامی مورد تخطئه قرار دادند. در نتیجه با این شعار که مردم باید به خیابان بیایند و حقشان را بگیرند، نظم و آرامش را بر هم زدند و سعی کردند به جای انسجام، ازدحام خیابانی و تفرّق و تفرقه را به دنیا نشان دهند. ممکن است اینها بگویند ما چنین غرضی نداشتیم اما در عمل غیر از این غرض، تحقق پیدا نکرد. ازدحام خیابانی بیهدف و بیبرنامه اسباب این است که انسجام مورد پیشبینی رهبر معظم انقلاب مورد حمله قرار گیرد و در نتیجه این کشمکشها شائبهای روی دولت تازه و رئیسجمهور انتخاب شده با رأی بالا ایجاد شود، لذا دولت نتواند مقتدرتر از دولت پیش باشد.
مقام معظم رهبری فرمودند انتخابات تمام شده است و کسانی هم که دولت را قبول ندارند نباید در تقابل و تعارض با آن عمل کنند. تمام شدن انتخابات در نظر شما به چه معناست؟
از نظر رسمی و قانونی مردم رأی دادند، مجری، یعنی وزارت کشور گزارش کرد، نظارت، صحت انتخابات را تأیید کرد. رهبر عزیز انقلاب اسلامی هم رأی مردم را تنفیذ فرمودند. رئیس قوه قضائیه در محضر قرآن و حضور نمایندگان، شاهد سوگند و تحلیف رئیسجمهور بود؛ از نظر قانون اساسی و قوانین و مقررات، انتخابات تمام شده است بویژه که رئیسجمهور دولتش را به مجلس معرفی و مجلس از اکثریت آنها با رأی خوب و شایستهای استقبال کرد و به آنها رأی اعتماد داد. اما آنچه تمام نشده این است که 2 نفر از نامزدها هنوز درصدد این هستند که آرامش به کشور بازنگردد.
حضرتعالی شخصا رفتار نامزدهای شکست خورده در انتخابات و بیشتر آقای میرحسین موسوی را با توجه به سابقه کاریای که با او دارید چگونه تحلیل میکنید؟ آیا میشد این رفتارها را قبل از انتخابات پیشبینی کرد؟ اگر میشد چرا اجازه داده شد کشور رو به ناآرامی برود و ایران در سطوح مختلف بینالمللی دچار ضعف شود؟
طبیعی است حب جاه انسان را کر و کور کرده و او را از حق منحرف میکند و نمیگذارد حقایق را دریابد. بیشک شیطان کسی را که در این وادی اسیر کرده باشد همراه خود میبرد و در ناکجاآباد رها میکند و عقل او را زائل میکند که چیزی را تشخیص ندهد؛ یکدفعه چشم باز میکند و میبیند دنیا و آخرت خود را خیلی ارزان فروخته است. خداوند در سوره زخرف، آیه 36، فرموده است:
«و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین؛ هر کس از ذکر رحمان روی گرداند ما شیطانی را بر او مسلط میکنیم که همیشه همراه او باشد».
چرا سیاسیون اجازه دادند اختلافات داخلی آنان اینقدر شدت یابد که بعد از نمودار شدن این شکاف عظیم، مردم دچار نگرانی شوند و به فرموده رهبري جامعه در فضایی قرار بگیرد که به صلاح نظام نیست؟ آیا این اختلافات به دلیل دوری از محور ولایت و ولی فقیه نیست؟
بحمدالله وحدت مردم با هم و وحدت مردم با مسؤولان روز به روز عمیقتر میشود. این رویدادهای تلخ فقط در چند خیابان در تهران است که هر دفعه هم رو به افول بیشتری میرود. ولایت فقیه همچنان محور وحدت و همگرایی جامعه ما است؛ آنها که از این محور دور میشوند، فقط به خود زیان میرسانند و دشمن را شاد میکنند. با مدد خداوند رویشهای جدید در انقلاب اسلامی ما به حدی است که اینگونه ریزشها اصلا محسوس نیست.
برخورد با هدایتگران آشوبها و سران ناآرامیهای کشور چگونه باید باشد؟ چرا سیستم قضایی کشور در محاکمه آنان تعلل میکند؟ این سوال بدین جهت است که شاید حضرتعالی معتقد باشید این کار از لحاظ امنیت ملی به صلاح نیست.
نهادهای امنیتی و قضایی هوشمندانه با این پدیده برخورد کرده و انشاءالله میکنند و توانستهاند آن را مهار و کنترل کنند. هر چه جلوتر میرویم، دقت آنها را بیشتر ملاحظه میکنیم.
آینده جریانهای اصولگرایی و اصلاحات را چگونه پیشبینی میکنید؟ آیا معتقدید اصلاحات بعد از انتخابات و قانونشکنیهای پس از آن نابود شد؟
آینده اصولگرایی مثل روز روشن است. ما به آرمانهای حضرت امام و انقلاب و مردم وفادار هستیم. همین باعث وحدت و همگرایی در جامعه ما بوده و هست. ما الان مقتدرترین نظام منطقه هستیم و با عنایت ربانی از یک انتخابات، با مشارکت 85 درصدی و گزینش یک رئیسجمهور با دوسوم آرا، خیلی پیروز و موفق بیرون آمدیم. این سر و صداهای ایجاد شده توسط دشمنان خارجی برای سرپوش گذاشتن روی اقتدار نظام را زیر صدایی که فقط در کاخ سفید شنیده میشود نمیتوان پنهان کرد.
حیات دوم خردادیها هم کاملا بستگی به رفتار سیاسی آنها دارد. برخی از آنها با قانونشکنی و ایجاد هرج و مرج شانس خود را برای بازگشت به قدرت از دست دادهاند. باید بازگردند به عقلانیت و پاسداشت قانون؛ آغوش ملت همیشه برای قانونمداران باز است.
برخی اصلاحطلبان با نوعی مظلومنمایی سران جریان اصولگرایی را متهم به فعالیت برای نابودی جریان خود میکنند؟
هیچکس قادر نیست یک جریان سیاسی ولو ضعیف را حذف کند. حیات و ممات جریانهای سیاسی دست خودشان است، اما اگر یک جریان سیاسی دست به انتحار زد دیگر کسی قادر به نجات آن نیست.
در برهه فعلی تمام گروهها و جریانهای سیاسی مدعی «حق» هستند، یعنی خودشان را نه تنها طرفدار حق میدانند بلکه حق میدانند و نمونه آن را هم بعد از فرمایشات رهبر معظم انقلاب شاهدیم؛ اینکه رسانههای وابسته به این جریانها و گروهها هر کدام تفسیر خاصی از این فرمایشات داشتند. به نظر حضرتعالی اشکال کار کجاست؟
ما در شرایطی قرار گرفتهایم که دشمن، ما را با فتنههایی در بحرانهای مرئی و نامرئی قرار داده است. خداوند به اهل ایمان؛ به کسانی که ایمان را انتخاب کردهاند، میفرماید: «یا أیها الّذین آمنوا إتّقوا الله» اما نه صرف شروع و سنتی تقوا بلکه «حق تُقاته». در حال حاضر اشکال ما این است که مؤمنان متقی در کشور در رستهها و دستگاههای مختلفی هستند، هر کدام تقوا را از زاویه مجموعه خودشان میبینند و متّقی هم هستند اما در مجموع این تقوای «حق تُقاته» در دوره بلوا نیست. راجع به حق تقاته روایتی هست که نشان میدهد حق تقوای کدام است. میفرماید: «اطاعت بدون معصیت، ذکر او بدون نسیان و شکر او بدون کفران.» معصوم (ع) این 3 مورد را در معنای حق تقوا به ما عنایت فرموده است و بعد از آن میفرماید: «و لاتموتنّ الّا و أنتم مسلمون» کاری کنید که عاقبت زندگیتان با تسلیم تمام شود. آنچه در این باره میفرمایند، پاسداری دائم از ایمان و تسلیم است. حضرت علی(ع) به ما میآموزد و میفرماید، «إنّما هی نفسی أروضها بالتّقوی» تمام همت ایشان مراقبت از نفس و خویشتن خویش است. باید مراقبت کنیم. اگر منمان را مراقبت نکنیم، ما را به جاهایی میکشاند که بعضی وقتها راه برگشت نیست. یکی از دوستان نزدیک آقای مهندس موسوی از آقای مهندس موسوی و آقای کروبی به این صورت تعبیر میکرد که در جایی قرار گرفتهاند که نمیتوانند برگردند. هُشدار تا نیفکندت پیروی نفس/ در ورطهای که سود ندارد شناوری.
شما چه راهحل مناسبی را پیشنهاد میکنید؟
در ادامه همان آیه در سوره آل عمران، بعد از این 3قیدی که در آیه قبل به آنها اشاره میکند، فرموده است که منهایتان را کنترل کنید و آهنگ ولایت را بگیرید، میفرماید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا»، عزیزانی که به ادبیات عرب آشنا هستند، بزرگان مفسران با توجه به احادیث فرمودهاند، به 3 تأکید در اینجا توجه داشته باشید؛ یکی اینکه نمیفرماید:
«و اعتصم»، بلکه میفرماید: «و اعتصموا». اعتصام جمعی میتواند مؤثر باشد. اعتصام فردی نمیتواند. اول به «واعتصموا» اشاره و بعد تأکید میکند: «جمیعاً» و در نهایت تصریح میکند: «و لاتفرّقوا». اگر توجه کنیم، بزرگان هدایتمان کردهاند که ما از این سیاق میفهمیم که پیمان انسان در مراقبت از خویشتن وقتی مؤثر است که جمعی و بدون تفرقه باشد. ما در جمع اصلاح میشویم، در جمع مراقبت از نفسمان میسر میشود. در زاویه، کنج و اتاق
در بسته انسان خود را نزدیک به خدا میبیند و از همه پیغمبران هم جلو میزند. چند روز پیش مصاحبهای کردم؛ یکی از دوستان نزدیکمان آقای حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان انتقاد کرد که این انتقاد مرا اصلاح میکند و چون در جمع بود عدهای از این انتقاد سوءاستفاده کردند و گفتند: «اصولگرا در مقابل اصولگرا». من پیش از این راجع به آقای دکتر محمود احمدینژاد گفتم، ما ایشان را نامزد کرده و برایشان فعالیت میکنیم، ولی هیچگاه از انتقاد به ایشان صرفنظر نمیکنیم. ما اصولاً انتقاد درونگفتمانی را پذیرفتهایم. حسین شریعتمداری با کاری که انجام داد خیلی به من کمک کرد. با اینکه بسیار مؤدبانه بود و خیلی مستقیم هم نبود. اما «الکنایه ابلغ من التصریح» شاید در تعبیرهایی که ایشان کرد اگر اسم میبرد، اینگونه به جایی بر نمیخورد. بنده هم با سفارش دوستان نامهای نوشتم و تلفنی هم با ایشان صحبت کردم و از ایشان تشکر کردم، ولی گفتم: «این توضیحات را بنویس». گفت: «به دست من رسیده است و فردا مینویسم». میخواهم بگویم ما در جمع اصلاح میشویم، چون خداوند در سوره مبارکه عصر میفرماید: «و العصر * إنّ الانسان لفی خسر» خدای عصر، به عصر قسم میخورد- حال عصر به معانیای است که بزرگان از احادیث استفاده کردهاند- و میفرماید، انسان به طبع و طبیعتش در سراشیبی ورشکستی است. مگر انسانهایی که این چند ویژگی را داشته باشند، نه انسان به تنهایی و نمیفرماید، «الّا الّذی آمن»، بلکه میفرماید «الّا الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات...» که در ادامه 2 قید دیگر دارد: «... و تواصوا بالحق و تواصوا بالصّبر»؛ اینها همدیگر را توصیه به حق کنند. اینکه مثلاً آقای بادامچیان به گردن من و مؤتلفه حق دارد هیچ مانعی نیست که بنده انتقادی از ایشان داشته باشم و ایشان را توصیه به حق کنم. اینکه کسی برود و گوشه خانهاش بخزد و به تعبیر مقام معظم رهبری از روایت فتنه این آهنگ را پیدا کند که خود را از جامعه کنار بکشد، مستوجب خسران است. امیرالمؤمنین(ع) بنا به نقل از ائمه دیگر فرمودهاند: «کن فی الفتنه کابن اللبون لاظهر فیرکب ولاضرع فیحلب؛ در فتنه مثل بچه شتر باش، نه پشت و پهلویی دارد که بتوانند از او بار بکشند، نه پستانی دارد که بتوانند از او شیر بدوشند.» مقام معظم رهبری استنباط تازهای را به فرهنگ شیعه مرحمت فرمودند. کسانی که خیال میکنند با این روایت باید بروند و گوشه خانهشان بنشینند و خود را محدود کنند، خیر، اینطور نیست. این روایت میگوید، هوشیار باش که از تو بار نکشند. اینکه بروی و کنار بنشینی، از تو بار میکشند. هوشیار باش که شیره جانتان را هم میگیرند.
طرح شما برای مقابله با چنین فضایی چیست؟ ممکن است درباره آن طرح بیشتر توضیح دهید؟
من از اینکه بخواهم جزئیات مطالب مورد نظر خود را نقل کنم، معذورم؛ چراکه ممکن است قبل از اینکه دوستان این مطالب را بشنوند، دشمنان بشنوند و از آنجا که دشمن شنواییاش بیشتر است، نباید جزئیات طرح وحدت را بیشتر منعکس کنیم. اما وظیفه ما این بوده و هست که دور از افراط و تفریط به این نامزدها بگوییم که آغوش رهبری و مردم برای شما هنوز باز است. ما آغوش را بسته اعلام نکنیم. بگوییم که اگر شما خواسته باشید به رهبری، مردم و قانون اساسی برگردید، هیچ مشکلی برای شما نیست. البته در این باره افراط و تفریط وجود دارد. افراط این است که میگویند با اینها برنامه آشتی بگذارید. اصولاً کسی که خود را از نظام بیرون نگه داشته است، تا زمانی که داخل نظام نیاید، اگر بگوییم آشتیکنان، معنایش این است که موضع آنها به حق است و موضع طرف مقابل هم به حق است. نه، موضع آنها به حق نیست. آشتی ملی، وحدت ملی، ائتلاف ملی و تفاهم ملی، وقتی براساس ولایت و قانون اساسی قابل اجراست که اینها درون انقلاب و نظام باشند. در روز قدس، این افتخار امام امت، حاضر نشدند به نماز جمعه بیایند و به گوشهای رفتند که طرفدارانشان در آنجا شعار «جمهوری ایرانی» سر دادند. امام ما به ما فرموده است، «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد». این افراط است که بگوییم با اینها آشتیکنان راه بیندازیم یا با اینها وحدت را برنامهریزی کنیم. تفریط نیز این است که بگوییم، اینها را به عنوان محارب، محاکمه و مجازات کنید. به نظر کسانی که در آهنگ ولایت کار میکنند باید این افراط و تفریط را کنترل کنند و اینها را بیاورند و از آنها بخواهند که به دامن انقلاب و امام انقلاب و صاحبان انقلاب که مردم هستند، برگردند.
طرح «وحدت ملی»؛ 2 واژهای که قبل از انتخابات در مراسم 30 سال قانونگذاری مطرح شد و امروز محوریترین سوالی است که از حضرتعالی پرسیده میشود، نشان از نوعی انشقاق در میان مسؤولان کشور دارد و خارجنشینان با استفاده از این طرح علیه ایران خیمهشببازیهای فراوانی به راه انداختهاند. سوالی که داریم، این است که چرا این طرح با گذشت بیش از یک سال از مطرح شدن آن بدون مبانی مانده و بسیاری از سیاسیون حتی از طرفینی که قرار است با هم به وحدت برسند، بیاطلاعند؟
ملت ما با هم وحدت دارند. اگر نداشتند که نمیتوانستند 3 دهه انقلاب را حفظ کنند. ما الان در دهه چهارم حیات انقلاب زندگی میکنیم. ملت، نخبگان و مسؤولان زیر پرچم ولایت در راه رشد و تعالی گفتمان پیشرفت، عدالت و خدمت، خشم دشمن را برانگیختهاند. آنها هم دارند دست و پای مذبوحانه میزنند. وحدت ملی و انسجام اسلامی ما در سایه پیروی از رهبر معظم انقلاب در اوج است؛ منتها نکتهای که هست، این است که ملت و رهبری میخواهند کسانی که دشمن آنها را فریب داده است به آغوش انقلاب برگردند و از بیمهری به نظام دست بردارند. دشمن برخی توهماتی در ذهن عدهای بهوجود آورده که روز به روز از واقعیت فاصله میگیرند. اینها به بیماری خودشیفتگی دچار شدهاند و ویروس حب جاه دارد آنها را از پای درمیآورد؛ اما هر چه جلوتر میرویم، کانون فتنه ضعیفتر میشود. ما معتقدیم، قادریم آتش این فتنه را با کمترین هزینه خاموش کنیم.
امروز بعد از اتفاقاتی که برای کشورمان حاشیهسازی کرد باوجود نقاط و جنبههای منفی آن اتفاقات به نظر نکات مثبتی هم بتوان پیدا کرد که از جمله آنها دشمنشناسی بود، یعنی تمییز دوست و دشمن. شما تصور میکنید از حالا به بعد چگونه میتوان دوست و دشمن را شناخت؟
ما باید دوستشناس و دشمنشناس باشیم؛ درباره دوست قضاوت سطحی نکنیم، درباره دشمن هم همینطور. دشمن میآید قاطی دوستان میشود یعنی همین کارهایی که اتفاق افتاد. چون دشمن بعد از انتخابات توانست تحریکاتی بکند و بحرانی پدید بیاورد؛ بحران در خیابان ریختن. این بحران سبب این شد که در مقابل هم کسانی به خیابان بریزند. بازسازی دوستشناسی و دشمنشناسی، اخلاق اسلامی است. رهبری غیر از اینکه در تریبون نماز جمعه خط اصلی نفاق را مطرح فرمودند، در روز 13 رجب نیز ریلهای آن را نشان دادند که دشمن ما را روی ریلهای دیگر سوزنبانی نکند. مقام معظم رهبری در نقدهایشان در خطبه نماز جمعه و در توصیهشان در روز 13 رجب جاذبه و دافعه را با هم مطرح کردند. این جمله از آیتالله شهید دکتر بهشتی است که در شرایطی که ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم، جاذبه در حد تمام و دافعه در حد ضرورت باشد. نمیشود انسان فقط جاذبه داشته باشد و دافعه نداشته باشد. به همین جهت آیتالله مطهری (ره) که یکی از یادگارهایشان کتاب جاذبه و دافعه علی(ع) است، میگویند این نیست که علی فقط جاذبه یا دافعه داشته باشد بلکه هر دو را دارد. ببینید، رهبری جاذبه را در 13 رجب و دافعه را در 2خطبه فرمودند. این قضاوتها را درک کنید. در این قضاوت سخنان همراه با سیاه نمایی از خدمات انقلاب، در مسیر بیگانگان است. اما جاذبه را نیز در فرمایش ایشان مشاهده کنید. همه را جذب کردند. میفرمایند با یک اشتباه، دو اشتباه کسی را دشمن ندانید. بروید دوستشناس و دشمنشناس بشوید. حتی در سخنرانی اخیر در جمع نخبگان هم، خط دشمن را از خط کسانی که به تعبیر ایشان با ناشیگری سیاسی با دشمن همراه شدند، جدا تحلیل فرمود.
به نظر شما باید کسانی را که در این بحرانآفرینیها نقش داشتند، محاکمه کرد؟
باید میان میزان نقش افراد تفاوت گذاشت. در جریان وقایع اخیر تعدادی گرفتار شدند که نمیتوانند هیچ چیز را انکار کنند. وقتی این افراد را دستگیر کردند با توجه به فیلمهایی که از این افراد موجود بود، این افراد را در مقابل تصاویر خودشان قرار دادند و در کل مدارک موجود اثباتکننده بوده و راهی هم برای فرار وجود نداشته است. البته قانون هم برای هر جرم مجازات متناسب پیشبینی کرده است. در سالهای اخیر من خودم با آقای بهزاد نبوی چند بار ملاقات داشتم، یک بار همدیگر را در مکه دیدیم و یک بار هنگامی که ایشان از مجلس ششم استعفا دادند من با ایشان دیدار کردم و تذکراتی دادم، همچنین وقتی آقای نبوی قبل از انتخابات سخنرانی براندازانهای را ایراد کرد، برای ایشان پیغام دادم که این راهی که تو میروی، راه مناسبی نیست اما او چنین راهی را طی کرد.
ما با مهندس بازرگان هم همکار بودیم و با خیلی از افرادی که بعداً به عنوان منافق اسمشان برده شد نیز همکاری داشتیم ولی وقتی که این افراد در مقابل نظام و امت قرار گرفتند، دیگر نمیتوانیم به مسیر برگردانیمشان. آقای خاتمی و موسوی با هم ملاقاتی داشته و مطالبی را مطرح کرده بودند، در اینجا سؤال من این است که چه کسی شما را در انزوا قرار داده است؟ شما نمیخواهید با ولایت ارتباطی داشته باشید؟ «انسجام ملی» با آن وحدتی که طی آن آشتیکنان راه بیندازیم و به کسانی که بعد از انتخابات باعث بروز آسیبهایی شدهاند، بگوییم که با شما آشتی میکنیم، فرق دارد. این افراد با اراده خودشان، خودشان را منزوی کردند. برخی در این میدان جرمی به بزرگی زیر سؤال بردن اصل انتخابات را مرتکب شدند، هماهنگ با دشمن عمل کردند و از اعمال براندازانه دشمنان نظام پس از انتخابات اعلام برائت نکردند. ما علاقه به بازگشت این گروه به آغوش نظام و اصلاح اشتباهاتشان را داریم. اگر به آغوش ملت بازگردند، از انزوا خارج خواهند شد، من اصلاً معتقد به این مسأله نیستم که اصلاحطلبان حذفشدنی هستند اما اگر کسی بخواهد خودش را حذف کند، ما نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم.
برای خروج از فضای بیش از حد سیاسی کشور چه راهحلی را پیشنهاد میدهید؟
ما باید به آینده فکر کنیم چون از فتنه به سلامت عبور کردیم؛ ما باید به فکر پیشرفت کشور و جبران عقبماندگیها باشیم، ما باید هر روز سطح خدمات خودمان را به مردم افزایش دهیم و رفاه و خوشبختی برای آنان به ارمغان بیاوریم، ما باید در برقراری عدالت در جامعه تئوری داشته باشیم و به بیعدالتیها پایان بدهیم. دغدغه اصلی ما باید این باشد. دشمن میخواهد ما از این دغدغه غفلت کنیم و به مسائلی فکر کنیم که او برای ما ایجاد کرده و بهوجود میآورد.
عدهای دم از طرحی با عنوان «برونرفت از بحران» میزنند، آیا کشور ما در بحران است که با اینگونه الفاظ موجبات تبلیغ بیگانگان علیه نظام را فراهم میآوریم؟
در کشور بحرانی وجود ندارد، آنها که به موضوع بحران در کشور میپردازند، خودشان در بحران زندگی میکنند. اعمال و رفتار آنها دنیا و آخرتشان را بحرانی کرده است. آنها بر اثر برخورد احساسی کارهایی کردهاند که دشمن در آنها طمع کرده است. 6 ماه است برای رادیوها و تلویزیونهای آمریکا و اروپا خوراک تهیه میکنند. دلشان خوش است که اتفاق جدیدی بیفتد. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. ما اکنون یک دولت نیرومند و مقتدر داریم که با رای بیش از دوسوم شرکتکنندگان، در اوج مشروعیت قانونی است. رئیس دولت طی 6ماه گذشته در برابر شرارت معارضان سکوت کرده و این سکوت مبنای عقلانی دارد. دولت مشغول خدمت است و این مشغولیت را رها نمیکند که با معارضان دهان به دهان شود. کار درستی هم نیست. دولت دهم ماموریتهای بزرگی را از باب پیشرفت کشور و خدمت به مردم در پیش رو دارد و باید به آنها فکر کند. احمدینژاد ثابت کرده است آدم باهوشی است. خدمت به مردم و طراحی درباره پیشرفت کشور را با هیچ چیز عوض نمیکند. زیبنده است که نامزدها و طرفدارانشان که به نظام، امت و ولایت در خط مبارک امام اعتقاد دارند در طلیعه ماه محرم، ماه حسین(ع) خود را در زیر خیمه نظام قرار داده و در کنار همه مردم در زیر چتر ولایت فقیه و در کنار سفره امام حسین(ع) برای رشد و توسعه کشور و نظام توسل جمعی داشته باشند؛ انشاءالله همگی مورد عنایت ربانی قرار گیریم.
پس از پیروزی برابر پاس و لغو دیدار سپاهان و مقاومت
صعود پرسپولیس به رده سوم
باربد بهراد:سردتر از سکوهای خالی آزادی و فضای یخ این ورزشگاه، جریانی بود که در زمین مسابقه جاری بود و همه فکر میکردند در حال تماشای فوتبالند اما تنها چیزی که از بازی پرسپولیس و پاس میتوان نوشت یک چیز است؛ اشتباه عجیب سوشا مکانی و تک گل میثم بائو. البته به واسطه این پیروزی بیکیفیت که نصیب سرخپوشان شد آنها توانستند تا رده سوم جدول ردهبندی صعود کنند؛مکانی که سفت و سخت آن را وامدار مکانی، دروازهبان پاس همدان هستند.البته پرسپولیس تا قبل از تنها گل بازی نمایش قابل قبولی را ارائه میداد. اشپیتیم آرفی و محسن خلیلی برای نخستین بار این فرصت را داشتند تا از ابتدا کنار هم زوج خطرناکی را تشکیل دهند اما به مثابه دیگر بازیهای پرسپولیس، خط هافبک این تیم قادر به توپرسانی صحیح به مهاجمان این تیم نبود. علیرضا محمد و محمد منصوری این وظیفه را داشتند تا از کنارهها توپ را به حملهوران قرمز برسانند اما در آماری باور نکردنی اکثر توپهای این دو نصیب توپ جمعکنهای ورزشگاه میشد تا بازیکنان خودی. اشتباه سوشا مکانی در خروج از دروازه موجب شد توپ او به بدن میثم بائو بخورد و این بازیکن در سادهترین کار ممکن،دروازه بدون دروازهبان پاس را باز کرد. شروع نیمه دوم با برتری میهمان همراه بود اما مهاجمان پاس هم دست کمی از همتایان قرمز خود نداشتند تا در نهایت با همان تک گل بائو نتیجه این مصاف به سود قرمزپوشان میزبان خاتمه پیدا کند. در صورتی که تصاویر تلویزیونی بخوبی صحیح بودن گل پرسپولیس را به تصویر میکشید مدیرروستا در پایان این مصاف، باخت تیمش را به گردن داور انداخت و گفت: «نیمه دوم بازیکنان پاس به خودشان آمدند و بهتر از 45 دقیقه اول بازی کردند اگر چه البرز حاجیپور، داور مسابقه رفتار خوبی با ما نداشت. روی تک گل مسابقه که میثم بائو به ثمر رساند، داور از صحنه عقب افتاده بود و به نظرم آن گل آفساید بود. در نیمه دوم نیز به نظرم خطای بازیکن پرسپولیس روی صابر میرقربانی پنالتی بود و داور ما را از یک ضربه پنالتی محروم کرد». البته او گلهای هم از بازیکنانش داشت: «متاسفانه در این دیدار حساس و در نیمه اول 7 بازیکن ما عملکرد خوبی نداشتند و خواستههایم را در زمین پیاده نکردند.ای کاش میتوانستیم 7 تعویض داشته باشیم، آنگاه آنها را از زمین خارج میکردم». در سوی دیگر زلاتکو کرانچار بر خلاف خبرنگاران حاضر در سالن کنفرانس خبری، مدعی بود که بازیکنانش نمایش خوبی را ارائه دادهاند: «آنهایی که میگویند ما بد بازی کردیم، یک بار دیگر بازی را ببینند که ما چند موقعیت داشتیم. ما گام به گام پیش میرویم و امیدوارم بتوانم سالهای زیادی در این تیم مربیگری کنم». مربی پرسپولیس سپس به جزئیات درباره موقعیتهای تیمش اشاره کرد و گفت: «روند بازی به نفع ما بود و مستحق این پیروزی بودیم. 2 ضربهای که بائو با سر زد باید گل میشد». وی در پاسخ به این سؤال که بازی نیکو کرانچار (پسرت)را در لیگ انگلیس چگونه ارزیابی میکنی، به خبرنگاران گفت: «درباره فوتبال انگلیس صحبت نمیکنم.» و با قهر اتاق کنفرانس را ترک کرد. سوای این مصاف در تبریز 2 تیم تراکتورسازی و شاهین بوشهر برابر هم صفآرایی کردند که در پایان و در حضور بیش از 60 هزار هوادار، دو تیم به تساوی یک بر یک رضایت دادند.نصرتی برای میزبان و پتروویچ تک گل شاهین را به ثمر رساندند.
سپاهان و مقاومت، قربانی برف
در دیگر دیدار روز گذشته سپاهان پذیرای مقاومت بود که این دیدار به دلیل بارش بیش از اندازه برف و محدود شدن دید بازیکنان نیمهکاره رها شد. البته در نیمه نخست که بازی در جریان بود 2 تیم به تساوی یک بر یک رسیدند که هر 2گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید. عقیلی برای زردپوشان سپاهان و کریمیان برای مقاومت، زننده گلهای 2 تیم بودند. مهمترین اتفاق این مصاف به مصدومیت مهدی رحمتی مربوط میشد که در برخورد با هادی عقیلی از ناحیه چشم دچار خونریزی شد. مجید بصریت، سرپرست سپاهان در این باره گفت: «رحمتی از ناحیه سر دچارمصدومیت نشده و فقط از ناحیه چشم خونریزی دارد که امیدوارم با انجام معاینات پزشکی مشکلی برای دروازهبان تیم ملی رخ ندهد». او درباره قطع بازی هم چنین توضیح داد: «هوا از بازی با پرسپولیس هم بدتر بود. بارش برف و باران به حدی زیاد بود که توپ براحتی در زمین حرکت نمیکرد و امکان ادامه بازی برای بازیکنان و داور مسابقه عملی نبود».
ثانیههای پایانی منجی آبیها
فرمول به گل رسیدن استقلال 2 هفتهای میشود که دست هواداران این تیم آبی پوش افتاده است؛ آنها به محض اینکه شروع به انتقاد از مرفاوی میکنند ناگهان این تیم به گل میرسد! دیدار استقلال و فولاد انتهایی داشت مشابه پایان مصاف این تیم با مقاومت؛ همه در انتظار سوت پایان بودند که ناگهان ضعیفترین بازیکن میدان در شلوغی محوطه جریمه فولاد، ضربه سری را نواخت که او را مبدل به منجی صمد و استقلال کرد. از نوع دویدن مهدی سیدصالحی مشخص بود که برای در آغوش کشیدن مرفاوی چه ولعی دارد. زننده گل تساوی استقلال برابر فولاد دستکم یک هفته دیگر به کادر فنی آبیها مهلت داد تا بدون فشار به کار خود ادامه دهند. شاگردان مجید جلالی در این پیکار که در نهایت با تساوی یک بر یک به پایان رسید نمایشی به مراتب دیدنیتر از استقلالیها ارائه دادند و پیرو همین برتری توانستند با تکگل ملادن بارتولویچ پیش بیفتند اما همان گل پایانی بود بر برتری فولاد و استقلال با توجه به رو آوردن به فوتبال مستقیم توانست سرانجام در ثانیههای پایانی از ششمین شکست فصلش بگریزد. البته مجید جلالی در پایان این مسابقه اعتقاد داشت شاگردانش با 2 رقیب جنگیدند نه یک تیم: «متاسفانه باید بگویم امروز هم مجبور بودیم علیه استقلال بازی کنیم و هم علیه داور. من در رختکن تیمم با بازیکنانی مواجه شدم که به من میگویند آقای جلالی چرا اجازه نمیدهید ما با داور صحبت کنیم. از کمیته داوران انتظار دارم و منتظر تصمیمات آنها هستم». اما حرفهای مرفاوی با یک علامت سوال بزرگ برای مخاطبان آغاز شد. در صورتی که گزارشگر مسابقه مدام از کیفیت خوب آب و هوا و چمن ورزشگاه اهواز صحبت میکرد سر مربی آبیها با گله از وضعیت جوی گفت: «بازی پایاپایی در شرایط جوی نامناسب برگزار شد. در نیمه اول کیفیت فوتبال هر 2 تیم پایین بود و فولادیها قصد داشتند میانه زمین را در اختیار بگیرند. ما نیمه اول خوب نبودیم اما بعد از به ثمر رسیدن گل تیم فولاد شرایط بهتری پیدا کردیم و روند بازی استقلال بهتر شد». سرمربی استقلال درباره اینکه چرا از بازیکنان خط دفاعیاش در نوک حمله استفاده میکند و آیا این مساله برای استقلال بنبست تاکتیکی محسوب میشود، جواب داد: «نه این مساله به دلیل به بنبست رسیدن تاکتیک تیم ما نیست. وقتی از تیمی در خانه خود عقب هستیم برای استفاده از توپهای بلند مدافعان بلند قامت را به نوک حمله میفرستیم تا از ضربات سر استفاده کنند. فولاد تمام راههای نفوذ تیم ما را بسته بود. طبیعی بود که در لحظاتی که از حریف خود عقب هستیم رو به بازی هوایی بیاوریم».
سایر نتایج
ملوان انزلی صفر پیکان قزوین یک
استیلآذین تهران 2 ذوبآهن اصفهان 2
ابومسلم مشهد 1 صبای قم 3
سایپای کرج 2 راهآهن شهرری یک
مس کرمان 2 استقلال اهواز صفر
افشارزاده استعفا داد تا رکورددار جهان بیاید
رضازاده امروز سرپرست فدراسیون وزنهبرداری میشود
امیر مسعودی: طوری تیتر زده بودند «محرومیت مادامالعمر رضازاده از ورزش» که این مساله به ذهن آدم خطور میکرد که گویی دیگر رضازاده حق ورزش کردن در خانهاش را هم ندارد! و بی توجه به تکذیب شدن این خبر با ذوقزدگی هر چه تمامتر این خبر را تیتر اصلی روزنامهشان کردند. حال آنکه شعارهای اخلاقیشان گوش عالم و آدم را کر کرده است. در شرایطی که چهارشنبه تنها یک خبرگزاری خبر محرومیت رضازاده از مربیگری را در تیم ملی روی خروجی خود فرستاده بود و در دیگر خبرگزاریها اثری از این خبر نبود، تعدادی روزنامه آن خبر کذب را تیتر اصلیشان کردند اما حسین رضازاده بیتوجه به این خبرسازی گفت که به این حاشیهسازیها کاری ندارد. چهارشنبه عصر - همان روزی که این خبر اعلام شد- جلسه ویژهای با حضور علی سعیدلو، بهرام افشارزاده، حسین رضازاده و دیگر مسؤولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون وزنهبرداری تشکیل شد و توضیحات و مستندات مدیر فنی تیمهای ملی نشان میداد داروی غیرمجاز موجود در خون 2 ورزشکار محروم ملی در میان مکملهایی که کادر فنی به بازیکنان تجویز کرده وجود نداشته است. قهرمان 2 دوره المپیک در این نشست گفت که عدهای از قدیمیهای این رشته ورزشی که در کمیته فنی تیمهای ملی هستند به این بهانه میخواهند از او انتقام بگیرند. رضازاده در پایان نشست گفت که اسنادش به وضوح نشان میداده که او نقشی در دوپینگهای محرز شده نداشته است. اگر صحبتهای رضازاده را کنار خبرپراکنیهای 2 نفر از اعضای کمیته فنی فدراسیون وزنهبرداری بگذاریم که میخواستند به دوستان خود در خبرگزاریها خط بدهند که «تا دو، سه روز دیگر محرومیت سعید علی حسینی» هم از سوی فدراسیون جهانی اعلام میشود، متوجه میشویم که رضازاده حق داشته بگوید که قصد برخیها «انتقامجویی» بوده است چه اینکه در استعلام ایسنا از بخش حقوقی IWF هم این گمانهزنی تایید شده است: «فدراسیون بینالمللی وزنهبرداری مواردی را که پرونده آنها بسته شده، به صورت مشخص اعلام کرده و روی وب سایت قرار داده است. هماکنون تنها 2 وزنهبردار ایرانی دوپینگشان مثبت اعلام شده و هر کدام 4 سال محروم شدهاند، البته ما نمیتوانیم درباره پروندههایی که هنوز به خاتمه نرسیده صحبت کنیم. اما باید توجه کنیم که ما هماکنون تنها در انتظار بررسی نمونههای گرفته شده در رقابتهای جهانی وزنهبرداری در کره و رقابتهای قهرمانی نوجوانان و جوانان آسیا در امارات هستیم.» بر این اساس تنها نمونه اصغر ابراهیمی در رقابتهای قهرمانی جهان باقی مانده تا نتیجه آن مشخص شود.
افشارزاده رفت تا رضازاده بیاید
علی سعیدلو پس از جلسه ویژه سازمان تربیت بدنی درباره وزنهبرداری قول داد که کمتر از یک هفته مشکلات این رشته «محبوب» و «موفق» حل شود. اتکای سعیدلو برای سر و سامان دادن به وضعیت وزنهبرداری به تجربیات بهرام افشارزاده است: «به هر حال فدراسیون وزنهبرداری در حال حاضر سرپرست (بهرام افشارزاده) دارد. باید با همکاری او به یک جمعبندی کلی از شرایط فعلی این فدراسیون دست یابیم تا بتوانیم زودتر به این اوضاع سروسامان دهیم.» البته در شرایطی رئیس سازمان روی کمک افشارزاده حساب میکند که او دل و دماغ چندانی برای کار در وزنهبرداری ندارد.
افشارزاده میگوید: «من از زمانی که رئیس فدراسیون وزنهبرداری شدم، وظیفهام را به درستی انجام دادم. هدف اصلی من نیز در یک سال اخیر هماهنگی و حمایتهای لازم از کادر فنی و نیروهای فدراسیون بوده است که این کار را انجام دادهام اما خودم پس از اینکه به کمیته ملی المپیک آمدم خوب میدانستم که نمیتوانم هر 2 حوزه را با هم اداره کنم، برای همین من نهم آبانماه سال گذشته استعفایم را به صورت کتبی به علیآبادی ارائه کردم. در مدت اخیر نیز بارها این مورد را به سعیدلو تاکید کردهام و اکنون هم تاکید میکنم که دیگر قادر به ادامه فعالیت در فدراسیون وزنهبرداری نیستم.» اگر بخواهیم بر اساس حرفهای افشارزاده درباره مدیریت آتی فدراسیون وزنهبرداری پیشبینی کنیم به این واقعیت میرسیم که رضازاده رئیس بعدی فدراسیون است: «هماکنون ما افرادی را در وزنهبرداری داریم که همگی مدعی مدیریت هستند. باید شرایط را به آنها سپرد تا ببینیم که از پس مدیریت برمیآیند یا خیر؟ بزودی سرپرست فدراسیون و کادرش مشخص میشوند. به نظر من رضازاده نزدیکترین فرد به صندلی ریاست فدراسیون وزنهبرداری است و افرادی همچون داراب ریاحی و جلایر و دیگر پیشکسوتان نیز میتوانند در کنار او فعالیت کنند. رضازاده زحمات زیادی برای ورزش ایران کشیده و نمیتوانیم براحتی با او هر کاری را که میخواهیم انجام دهیم. او به طور حتم در فدراسیون وزنهبرداری خواهد ماند و احتمالا هم رئیس خواهد بود، اما به احتمال فراوان مربیان دیگری که نظریهپردازهای برخی فعالیتهای خلاف قانون و اخلاق ورزشی بودهاند از تیم ملی کنار میروند.» به احتمال فراوان امروز سازمان تربیت بدنی بهطور رسمی رضازاده را به عنوان سرپرست جدید فدراسیون وزنهبرداری معرفی خواهد کرد.
استفاده آمریکا از سلاحهای کشتار جمعی علیه شیعیان یمن
گروه بین الملل: مذاکره و رایزنی سران ایالات متحده، یمن و عربستان برای مقابله با شیعیان صعده به صورت مداوم ادامه دارد و این مثلث میکوشد که به هر نحو با قتلعام شیعیان، پیروزی را در جنگی نابرابر به دست آورد. در همین حال سخنگوي جنبش حوثی يمن فاش کرد که نيروي هوايي ارتش آمريكا با مشاركت مستقيم در جنگ شمال يمن، بسياري از سلاحهاي كشتار جمعي و سلاحهاي ممنوعه را عليه مردم اين منطقه بهكار ميبرد.محمد عبدالسلام در گفتوگو با شبكه تلويزيوني «العالم» اظهار داشت: آمريكا از پيشرفتهترين فناوريها و امكانات از جمله به كارگيري ماهوارهها براي نظارت و شناسايي و بمباران منطقه بهره ميگيرد. وي اقدام جنگندههاي آمريكايي در استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي، بمباران مناطق شمال يمن، جنايت و تجاوزگري وحشيانه عليه ملت يمن را محكوم كرد. عبدالسلام تصريح كرد: پس از آنكه ديويد پترائوس، فرمانده نيروهاي مركزي آمريكا در خاورميانه و آسياي مركزي اعلام كرد كه در جنگ عليه شمال يمن شركت خواهد كرد؛ به نوعي فاش كرد كه حضور نيروهاي آمريكايي در منطقه به منظور مبارزه با دزدي دريايي نيست بلكه براي حفظ منافع آمريكا و كمك به عربستان سعودي در جنگ عليه يمن است. سخنگوي جنبش حوثی گفت: هدف آمريكا از ورود به جنگ عليه مبارزان حوثی تامين منافع خود در منطقه و كمك به عربستان سعودي در سركوب شهروندان يمني است. وي افزود: اقدام آمريكا در بمباران شمال يمن، تجاوزي وحشيانه و ظالمانه است كه به هيچوجه توجيهپذير نيست و هدف از آن واداشتن ملتها به سكوت، ذلتپذيري و پيروي از دستورات واشنگتن و همدستانش در منطقه است. در همین حال باراک اوباما، رئيس جمهور آمریکا روز پنجشنبه در تماسي تلفني با علي عبدالله صالح، رئيسجمهور يمن بر حمايت واشنگتن از وحدت، امنيت و ثبات يمن تاکيد کرد. خبرگزاري يمن با اعلام اين خبر افزود: 2طرف در اين ارتباط تلفني درباره روابط دوجانبه و زمينههاي همکاري مشترک بين 2 کشور در زمينه هاي مختلف گفتوگو کردند. اوباما سال جديد هجري قمري را به رئيسجمهور و مردم يمن تبريک گفت و از تلاشهاي يمن در باره آنچه که وی مبارزه با تروريسم نامید، تشکر و قدرداني کرد!اوباما بر تمايل آمریکا در همکاري و حمايت از يمن در زمينههاي امنيتي و پشتيباني در زمينههاي توسعهاي، اقتصادي و دموکراتيک تاکيد کرد. رئيسجمهور آمریکا با تاکيد بر حمايت آمریکا از وحدت، امنيت و ثبات يمن افزود: «آمریکا نگرانيهاي دولت يمن را درباره حوثيها درک ميکند و آن را براي منطقه مهم ميداند».در همین حال جنگندههاي آمريكايي 2 خانواده را در يمن كشتند و بسياري از منازل مسكوني را از بين بردند. جنبش حوثی با صدور بيانيهاي از حملات هوايي آمريكا به مناطق مسكوني به بهانه حمايت از منافع آمريكا در منطقه خبر داد.در اين بيانيه آمده است: در يكي از آخرين جنايتهاي آمريكا در حمله به مردم يمن، جنگندههاي آمريكايي به طور گسترده بر فراز مناطق شمالي به پرواز درآمده و منطقه الحاربه را بشدت بمباران كردند. همچنين در اين حملات كه به خانههاي مسكوني در منطقه الحاربه انجام شد 7 نفر از يك خانواده كشته شدند. در منطقه ساقين نيز اعضاي يك خانواده همگي كشته شدند و تا لحظه ارسال خبر در زير آوار قرار داشتند. جنگندههاي آمريكايي منطقه مران را نيز هدف حمله خود قرار دادند. تعداد زيادي از منازل در روستاي الجميمه، الخبربان و الحصمه نيز كاملا از بين رفتند. همچنين در پايگاه الجابري نيروهاي عربستان سعودي به منطقه شمالي اين پايگاه پيشروي كردند اما در نهايت نيروهاي سعودي از منطقه فرار كردند و 2 تانك آنها نيز از بين رفت. در تحولی دیگر علي سالم البيض، معاون سابق رئيس جمهور يمن که در تبعيد زندگي ميکند، روز جمعه اعلام کرد بر اثر حملات هوايي روز پنجشنبه ارتش يمن در استان ابين دستکم 62 غيرنظامي کشته شدند. البيض که از رهبران ارشد جنبشهاي جداييطلب مناطق جنوب يمن از شمال اين کشور است، تاکيد کرد: هواپيماهاي نظامي ارتش يمن روز پنجشنبه به جاي بمباران مواضع عناصر القاعده در استان جنوبي ابين، غيرنظاميان را هدف قرار دادند و بر اثر آن دستکم 62 شهروند يمني کشته شدند.معاون سابق رئيس جمهور يمن تصريح کرد: اظهارات مقامات دولتي يمن درباره حضور عناصر افراطي اعضاي القاعده در مناطق جنوب يمن، بياساس و نادرست است.البيض افزود: بر اثر حمله هوايي ارتش يمن به منطقه المعجنه در استان ابين شمار زيادي از غيرنظاميان از جمله کودکان، زنان و افراد سالخورده کشته يا زخمي شدند.
سرهنگ هاشمی: پلیس هم از دست موتوسیکلتسواران در تهران خسته شده است
آغاز طرح تشدید برخورد با موتوسیکلتسواران متخلف
از امروز بار دیگر طرح تشدید برخورد با موتوسیکلتسواران متخلف در منطقه 12 تهران آغاز میشود، تا ارابههای مرگی که در تهران خارج از همه چارچوبهای قانونی میرانند، بار دیگر با جنبه بازدارندگی قانون مواجه شوند. این در حالی است که یک سوم کشتههای تصادفات را موتوسیکلتسواران تشکیل میدهند که معادل 5 هزار نفر است. در این طرح تخلفات موتوسیکلتها، حرکت بر خلاف جهت، عبور از چراغ قرمز، عبور از پیادهرو، حرکات آکروباتیک و نمایشی، خالیکردن اگزوز، نداشتن کلاه ایمنی و... با برخورد جدی پلیس مواجه خواهد شد. به گفته فرمانده انتظامی تهران بزرگ تعداد تخلفات موتوسیکلتسواران بالاست و باید چارهای اساسی برای آن اندیشید. باید در زمینه تخلفات موتورسوارها اطلاعرسانی و فرهنگسازی انجام شود، از طرفی مردم هم باید پلیس را در این زمینه یاری کنند. سردار عزیزالله رجبزاده در اینباره گفت: «اینکه پلیس با متخلفی برخورد میکند اما مردم از روی ترحم از این متخلفان حمایت میکنند، مناسب نیست و انتظار داریم تا اگر تخلفات موتوسیکلتسواران مشکل مردم است به پلیس کمک کنند». 98 درصد از کیفقاپی و زورگیریها توسط موتورسواران انجام میشود. فرمانده انتظامی تهران بزرگ دراينباره گفته است: «خواهشمندیم کسی هم طرفداری و دلسوزی نکند و اجازه دهند این طرح اجرایی شود. این را نیز در نظر بگیرید که 98 درصد از کیفقاپی و زورگیری توسط موتورسواران انجام میشود. پلیس با افرادی که بهوسیله موتوسیکلت اقدام به سرقت میکنند، برخورد خواهد کرد و موتورسواران هم اگر قرار است در شهر فعالیتی انجام دهند، باید ضابطهمند باشد». یکی از دلایلی که موجب میشود موتورسواران خود را فراتر از قانون بدانند، رهایی آنان از پلاک به عنوان عامل شناسایی است، چراکه 40 درصد موتوسیکلت سواران گواهینامه ندارند. سرهنگ محمدرضا غلامی میگوید: «بیش از 7 میلیون و 500 هزار دستگاه موتوسیکلت در کشور وجود دارد که 2میلیون موتوسیکلت فاقد پلاک هستند»، رئیس مرکز شمارهگذاری پلیس راهور، معتقد است: «35درصد تخلفات در شهرها و جادههای کشور را موتوسیکلت سواران مرتکب میشوند اما با اجرای طرح ملی پلاک موتوسیکلتها، بانک اطلاعات شمارهگذاری تکمیل خواهد شد و تأثیر بسزایی در کاهش تخلفات و جرائم خواهد داشت». 49 درصد آلودگی صوتی در کلانشهر تهران از موتوسیکلتهاست. این گفته مدیر عامل ستاد معاینه فنی خودروست. این آسیب جدی دیگری است که موتوسیکلتسواران به شهر وارد میکنند. وحید نوروزی، میگوید: «به دلیل استاندارد نبودن موتوسیکلتهای موجود، روزانه
21 میلیون لیتر سوخت هدر میرود. این میزان تقریبا
33 درصد مصرف میانگین روزانه کشور است.». اجرای مقطعی این قوانین یکی از آسیبهای جدی چنین طرحهایی است. البته سردار رجبزاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، تأکید کرد كه هیچ طرحی را پلیس تهران به صورت مقطعی انجام نمیدهد و تا زمانی که در این سمت باشد طرح تشدید برخورد با موتوسیکلتسواران را دنبال خواهد کرد. شاید جدیترین برخورد پلیس با موتورسواران متخلف توقف و انتقال به پارکینگ باشد اما 12هزار موتوسیکلت توقیفی که در پارکینگها بلاتکلیف باقیماندهاند، از کم اثر بودن این روش حکایت میکند. سرهنگ هاشمی علت تخلفات موتوسیکلتسواران را ضعف قوانین دانسته و میافزاید: «تا این قوانین وجود دارد، این مشکلات هم وجود خواهد داشت؛ همیشه متخلفان معترض به ما هستند. باید قوانین به حدی بازدارنده باشد که متخلف نتواند تخلف انجام دهد چرا که پلیس هیچ علاقهای ندارد قوانین را بر سر متخلف بکوبد بلکه هدف از سختگیرانهشدن قوانین بازدارندگی آن است. به دلیل ضعف قوانین، برخورد با موتوسیکلت سواران به هیچ نتیجهای نمیرسد. ما هم از دست موتوسیکلت سواران در تهران خسته شدهایم».
پافشاري فرقه موسوي بر يك اهانت
تشكيل كمپين ضد امام!
گروه سیاسی: نامزدهای شکستخورده اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری دهم بعد از اینکه حامیانشان در دانشگاه تهران به تمثال امام خمینی(ره) اهانت کردند، تنها به محکوم کردن اقدام صدا و سیما در پخش تصویر گرفته شده از این کار پرداختند و بدون اینکه اصل این اقدام را که توسط حامیان آنها صورت گرفت، محکوم سازند اعلام کردند، خواستار برگزاری تجمع و راهپیمایی برای محکوم کردن این کار هستند! البته در همان زمان نیز حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در وبسایتها و وبلاگهای مختلف خود مخالفت خود با برگزاری چنین راهپیماییاي را بیان کرده و برخی موافقان این اقدام نیز بر این باور بودند که اخذ مجوز برای محکوم کردن اهانت به امام راحل میتواند فرصت مناسبی برای این افراد باشد تا ضمن حضور در خیابانها به بیان همان شعارهای پیشین خود در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی بپردازند.
تردیدهای جدی حامیان موسوی برای اعلام برائت از اهانت به امام خمینی(ره) که در سایتها و وبلاگهای مختلف نمود پیدا کرده بود تا جایی پیش رفت که این افراد برای حضور در راهپیمایی روز گذشته که تجمع خودجوش مردمی برای اعتراض به هتکحرمت بنیانگذار کبیر انقلاب بود، دچار سردرگمی شده و در حالی که برخی از افراد موسوم به گروه سبز خواهان حضور حامیان موسوی در این راهپیمایی بودند، بسیاری از این افراد در سایتهای کلمه و صفحات فیسبوک مهدی کروبی و میرحسین موسوی به دنبال خبری از این افراد بودند که ببینند آیا میتوانند در این راهپیمایی شرکت کنند یا خیر! با این حال این بار نیز گروه سبز راه خود را از باقی مردم جدا کرد و در حالی که مهدی کروبی و میرحسین موسوی نتوانستند علنا حامیانشان را از حضور در این راهپیمایی منع کنند، اعلام این خبر که «منتظر ارائه مجوز از وزارت کشور برای به راه انداختن راهپیمایی میمانند» باعث شد حامیان این جریان نهتنها به خیل مردم شرکتکننده در راهپیمایی روز جمعه نپیوندند که در اقدام توهینآمیز دیگری که نشانگر عمق کینه این جماعت از امام خمینی(ره) است، کمپین «من عکس خميني را آتش زدهام» را تشکیل داده تا از حامیان موسوی بخواهند هر کدام با نوشتن مطلبی درباره دلایل آتش زدن عکس امام به این کمپین بپیوندند! با این حال، حامیان نامزدهای اصلاحطلب شکستخورده در انتخابات ریاست جمهوری دلایل دیگری نیز برای عدم همراهی با مردم در محکوم کردن اهانت به امام خمینی(ره) داشتند.
چنانچه محسن سازگارا، در برنامه هفتگی خود در تلویزیون صدای آمریکا (VOA) به سبزها پیشنهاد کرد به علت اینکه موسوی و کروبی در سایتهای اصلی خود از حامیانشان نخواستهاند که در راهپیمایی 27 آذر شرکت کنند، حامیان جریان سبز در این راهپیمایی شرکت نکنند تا نشان دهند حامیان نظام جمهوری اسلامی که در این راهپیمایی شرکت میکنند، بیشتر از یکصد نفر(!) نخواهند بود!
در وبلاگهای دیگر حامی موسوی نیز به صحبتهای اخیر مجید انصاری، دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز اشاره شده که گفته بود، ما منتظر اخذ مجوز برای برگزاری راهپیمایی مستقل همراهان موسوی خواهیم ماند و تاکید شده كه همین صحبتها نشان میدهد سران جریان سبز نمیخواهند حرکتی را پایهگذاری کنند که در آن از آرمانهای امام حمایت شده است اما نمیتوانند علنی این مطلب را
بیان کنند.
نویسنده وبلاگ جوجهتیغی که از حامیان گروه موسوم به سبز است در دلایل عدم همراهی با مردم در راهپیمایی روز گذشته آورده است: این راهپیمایی را نظام جمهوری اسلامی تدارک دیده و حضور سبزها در این راهپیمایی به معنای تایید نظام است، چرا باید در چنین تجمعی سبزها نیز حضور داشته باشند؟
این وبلاگنویس همچنين بیان کرده است: کروبی و موسوی نمیتوانند مستقیما اعلام کنند که در راهپیمایی علیه توهینکنندگان به امام شرکت نکنید، بنابراین مجید انصاری اعلام میکند که منتظر مجوز بمانید و این بدین معنی است که ما نباید در این راهپیمایی شرکت کنیم.
وبلاگهای دیگر حامی این جریان نیز از راهپیمایی خودجوش مردمی در حمایت از آرمانهای امام به نام راهپیمایی ننگین اول محرم یاد کرده و برخی از این وبلاگنویسان در وبلاگهایشان آوردهاند مرگ جریان سبز با حمایت از اندیشههای امام شکل خواهد گرفت. نویسنده وبلاگ «تلخ نوشتهها» به صراحت در نوشته خود تاکید میکند که نمیخواهد به آرمانهای امام راحل بازگردد و در ادامه بیان میکند: «اگر از این راه میشود به آزادی رسید، به دموکراسی رسید، من این آزادی در مدینه فاضله را نمیخواهم. چرا حالا که امام را قبول ندارم باید به خیابان بیایم و بگویم «روح منی خمینی»؛ روح من شبیه خمینی نیست.
نویسنده وبلاگ «بیخانمان» نیز که از حامیان گروه موسوم به سبز است در نوشته اخیر خود آورده: بسیاری از سبزها اعتقادی به امام ندارند و کاری با آرمانهای او هم ندارند که بخواهند از او حمایت کنند و هر قدر از سبزها هم بخواهند در این مراسم شرکت کنند، حضورشان به نفع نظام خواهد بود و نباید این اتفاق صورت گیرد.
وبلاگ «رنگین» نیز حضور سبزها در راهپیمایی روز جمعه را نادیده گرفتن خون کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات دانست و حامی دیگر میرحسین موسوی در وبلاگ خود به نام «راه ایران» نوشت: «من در راهپیماییای که برای حمایت از خمینی باشد شرکت نمیکنم، زیرا میدانم نظام جمهوری اسلامی قصد القای این مطلب را دارد که مردم ایران همچنان دنبالهرو آیتالله خمینی هستند، مگر هدف جنبش سبز القای فصلالخطاب بودن راه و سخنان آیتالله خمینی است؟» نویسنده وبلاگ «گنگ خواب دیده» هم در نوشته خود به این اشاره میکند که تعداد حامیان موسوی که حاضر به شرکت در مراسم حمایت از امام خمینی هستند بسیار کم است و حضور کم حامیان موسوی در مراسمی اینچنینی اثرات منفیاش بسیار بیشتر از اثرات مثبت آن است و همین تعداد کم باعث خواهد شد که اگر در راهپیمایی روز جمعه شرکت کنند، با واکنش مردم روبهرو شوند و با کشیده شدن کار به خشونت، راه برای گرفتن مجوز راهپیمایی از وزارت کشور سختتر شود.
اما میرحسین موسوی و مهدی کروبی که حاضر نشدند در راهپیمایی مردمی روز گذشته حاضر شده و همچنان خود و گروه حامیانشان را تافته جدابافتهای از مردم میدانند،در حالی همچنان منتظر مجوز وزارت کشور برای راهانداختن تجمع هستند که حامیان آنها همزمان با راهپیمایی عظیم مردمی در محکوم کردن اهانت به امام خمینی(ره) صفحه جدیدی در سایت فیسبوک راه انداخته و از همه کسانی که مخالف این اعتراضها هستند، خواستند با نوشتن مطالب جدیدی در وبلاگهای خود دلایل مخالفت خود با امام خمینی و آرمانهاي او را نوشته و به کمپین «من عکس خمینی را آتش زدم» بپیوندند.
ارتباط قتل آقاسلطان با افشاگری رهبری از نامه اوباما
تازهترین تحلیل از قتل ندا
6 ماه از قتل پیچیده و پرحاشیه ندا آقاسلطان میگذرد و هنوز ابعاد مختلف این قتل آشکار نشده است ضمن اینکه تحلیلهای گوناگونی در اینباره طرح شده که در تازهترین آنها، داریوش سجادی، نویسنده سایتهای اپوزیسیون این قتل را با افشاگری رهبر معظم انقلاب در خطبههای نمازجمعه تهران از نامه اوباما مرتبط دانسته است. در این تحلیل، داریوش سجادی، نویسنده مطرح سایتهای خارج کشور که گفته میشود با برخی سرویسهای اطلاعاتی غربی روابطی دارد، در مصاحبه اخیر خود ضمن حملات شدید به جنبش سبز و تمام شده خواندن آن، این قتل را به مخالفان رابطه ایران و آمریکا نسبت داده است. وی گفته: «من تقریباً مطمئنم قتل ندا آقا سلطان دسیسهای حساب شده توسط کشورهایی بود که یکی از نگرانیهایشان تلطیف مناسبات بین ایران و آمریکا بوده و هست؛ گذشته از آنکه تجربه تاریخی موید شیطنت انگلستان در چنین مواردی است. مگر در فردای بازشدن پای کمپانی استاندارد اویل آمریکا در بازار انحصاری نفت ایران که تا قبل از این در قبضه انگلستان بود ناگهان مواجه با آشوب سقاخانه آشیخ هادی نشدیم که نتیجه آن بعد از قتل مشکوک سفیر وقت آمریکا در سقاخانه آشیخ هادی منجر به انصراف کمپانی استاندارد اویل از سرمایهگذاری در ایران شد. پس تاریخ را برای چه میخوانیم؟ آیا تصادفی بود که کنسول وقت انگلستان ناگهان علاقهمند میشود سفیر آمریکا را که نماینده نشریه نشنال ژئوگرافی نیز بود، تشویق به حضور در سقاخانه و گرفتن عکس برای نشریه مزبور کند و سفیر بیچاره نیز بی خبر از همه جا وقتی دوربینش را در محل مستقر کرد خود را مواجه با چند نفر مشکوک میبیند و از حاشیه تجمع مردم فریاد «بکشید این اجنبی نجس را» میشنود و نهایتاً توسط مردم مذهبی به خشم آمده کشته میشود. همین مساله در کشته شدن ندا آقاسلطان جای تامل دارد که درست فردای آنکه آیتالله خامنهای، رهبر عالی ایران در نماز جمعه خبر از آن داد که اوباما در پیامی محرمانه خواستار بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا شده ناگهان ندا آقاسلطان در تهران به آن شکل و با حضور فیلمبرداری حرفهای، کشته میشود و تصادفاً!!! ۴ شبکه بیبیسی و سیانان و العربیه و فاکسنیوز به نمایندگی از دول انگلستان و عربستان و اسرائیل که جملگی از مخالفان جدی بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا هستند، افکار بینالملل را به مدت یک هفته در معرض بمباران تصویری کشته شدن ندا آقاسلطان قرار میدهند تا نهایتاً توانستند اوباما را بعد از یک هفته بمباران خبری مجبور به ایراد سخنرانی انتقادی از موضع نقض حقوق بشر علیه ایران کنند که متقابلاً آیتالله خامنهای نیز مجبور به دادن پاسخ مناسب به وی شود و داستان تیرگی و فریز ماندن مناسبات 2 کشور بر همان پاشنه همیشگی بچرخد». اشاره سجادی به اظهارات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه 29 خرداد است که با اشاره به نامه اوباما فرمودند: «از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقه به روابط کنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟!» سجادی در ادامه افزود: «یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی، شاهد قتل ندا آقاسلطان میپرسم. یا ایشان یا هر کس دیگری میخواهد جواب بدهد. ایشان گفتند، ما قاتل ندا را گرفتیم، کارتش را در آوردیم، بسیجی بود و... بنده سوالم این است، آقای آرش و همه کسانی که خبر را شنیدید! شما میگویید جنبش سبز یک جنبش نایس ملاطفتطلب است بعد هم توانستید یک بسیجی را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلعسلاح کنید و کارت شناساییاش را هم در آوردهاید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست ایستاده و شما را نگاه کرده!؟ از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلع سلاح کند، بعد هم ولش کند؟!! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده؛ ابله!!!».
سايت ناسا و 500 سایت اسرائیلی آمریکایی و انگلیسی هک شد
وطنامروز: در پاسخ به حمایت رسانهها و برخی دولتمردان کشورهای آمریکا و انگلیس و رژیم اشغالگر قدس از توهین دستنشاندگان بیگانه به حضرت امام خمینی(ره)، گروه امنیتی آشیانه، 500 سایت دولتی مربوط به این کشورها از جمله سایت ناسا را هک کرد. به گزارش فارس، گروه امنیتی آشیانه ضمن هک این سایتها تصویری از حضرت امام خمینی(ره) و کشور عزیزمان را قرار داده است. روی صفحه اصلی این سایتها همچنین متنی دوزبانه (به زبان فارسی و انگلیسی) که شامل بخشی از بیانات حضرت امام خمینی (ره) و اخطاری به دولتمردان کشورهای مذکور است قرار گرفته که در بخشی از این متن آمده است: «جنگ ما جنگ عقیده است و جفرافیا و مرز نمیشناسد. پس تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما میدانیم که جسارت توهین به امام خمینی جز از شما برنمیآید. این فقط یک اخطار است به سایتهای دولتی شما!» تمام سایتهای هک شده توسط این گروه از جوانان کشورمان، در پایگاه بینالمللی
www.zone-h.org که برای ثبت سایتهای هک شده توسط هکرهای جهان به کار میرود، به ثبت رسیده است. بهروز کمالیان، رئیس گروه امنیتی آشیانه درباره هدف از هک زنجیرهای سایتهای مهم و دولتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی اظهار داشت: این سایتها به دلیل حمایت رسانهها و دولتمردانشان از اهانت به رهبر کبیر انقلاب و پاره شدن عکس امام خمینی(ره) هک شدند. وی در اینباره افزود: تا پایان این پروژه پیشبینی میشود بیش از 2هزار سایت انگلیسی، آمریکایی و صهیونیستی توسط گروه امنیتی آشیانه هک شود. در میان سایتهای هک شده، سایت ایالت وینچستروای آمریکا، شرکت پست رژیم صهیونیستی، ناسا و برخی کمپانیهای معروف انگلیس دیده میشود. کاربران برای دیدن نمونه سایتهای هک شده، ميتوانند به سایت pbma.nasa.gov که متعلق به سازمان ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحده آمریکا(ناسا) است مراجعه کنند.
رئیس سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی:
اسرائیل روی اغتشاشات ایران بشدت حساب کرده بود
رئیس سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی اذعان کرد، اسرائیل روی اغتشاشات پس از انتخابات ریاستجمهوری در ایران بشدت حساب کرده بود. «عاموس یادلین» به گمان خود، یکی از نتایج اغتشاشات پس از انتخابات ریاستجمهوری را از بین رفتن پاکی انقلاب و الگو بودن نظام دانست. پایگاه اینترنتی «نهریننت» با اعلام این خبر افزود: یادلین که از مقامات با نفوذ اسرائیلی است، در سخنانی با اشاره به اینکه خبرهای بد نشان میدهد، نظام ایران تا این لحظه موفق شده است، ناآرامیها را متوقف کند، گفت: اسرائیل دیگر مانند گذشته روی اعتراضات، زیاد حساب نمیکند. وی ادامه داد: اعتراضات فاقد یک رهبری سنتی است که بتواند نظام را نابود کند. نهریننت نوشت: اظهارات یادلین تاییدکننده صحت گزارشهای این پایگاه اینترنتی است که قبلا گزارش داده بود، اسرائیل از قدرت موسوم به قدرت اینترنتی برای تشویق به اعتراضات و تظاهرات در تهران و شهرهای ایران استفاده میکند. این پایگاه خبری اضافه کرد: یک هفته پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری در ایران، بیش از 13 هزار و 500 پیام از پایگاههای اینترنتی اسرائیلی که برای این منظور تاسیس شده است، صادر شد.
در این پیامها از ایرانیها خواسته میشد در تظاهرات شرکت کنند و اخبار ساختگی از کشتهها و زخمیهای اعتراضات بدهند. این پیامها به شکل پیامهایی از پایگاههای ایرانی به اصطلاح دوست به پست الکترونیکی ایرانیها میرسید. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی نیز به صراحت از کشورهای غربی خواست به شیوه تلآویو عمل کنند و از قدرت اینترنت برای متزلزل کردن ثبات داخلی ایران و لطمه زدن به وجهه نظام اسلامی این کشور استفاده کنند. نهرین نت همچنین نوشت: یادلین عملا یکی از عوامل اصلی فروکش کردن اعتراضات یعنی قدرت گسترده مردمی نظام اسلامی ایران را که میتواند جنبش اعتراضات را مختل کند، نادیده گرفت. یادلین گفت: ایران امسال یکهزار و 700 کیلوگرم اورانیوم غنیسازی شده جمع کرده که برای ساخت یک بمب اتمی کافی است. وی تأکید کرد: آنچه ایران از اورانیوم غنی شده جمع کرده، در سطح غنای 5/4 درصد است، در صورتی که ساخت بمب هستهای به اورانیوم دست کم 93 درصد غنی شده نیاز دارد. در حالی رئیس اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی از برنامهریزی این رژیم روی اغتشاشات ایران تاکید میکند که از بر هم زدن انسجام ملی در ایران به عنوان یکی از
مقدمه چینیهای حمله نظامی به کشورمان یاد میشود. حضور قایقهای بدون سرنشین رژیم صهیونیستی در خلیجفارس و آرایش حمله نظامی در ماههای اخیر نشان دهنده آن است که سران این رژیم در پی تحقق کامل چنین مقدمهای بودهاند که با درایت مقام معظم رهبری و هوشیاری مردم، بینتیجه ماند.
تحویل مینیاتور در دیماه
وطنامروز: در حالی که پیشتر مدیرعامل سایپا زمان تحویل مینیاتور به خریداران این خودرو را پایان آذرماه اعلام کرده بود، مدیر فروش سایپا در اظهارنظر جدیدی این زمان را به اواخر دی یا اوایل بهمنماه موکول کرد.فرزاد نشان درباره تأخیر موجود در تحویل مینیاتور به خریداران این خودرو اظهار داشت: تولید آزمایشی مینیاتور در سایت کاشان انجام شده ولی هنوز به تولید مستمر نرسیده است. وی با بیان اینکه هماکنون تولید مستمر پراید در سایت کاشان در حال انجام است، افزود: مینیاتور نخستین محصول ملی سایپا و نخستین خودروی کاملاً ایرانی است، به همین دلیل تولید آن با حساسیت بیشتری همراه است و نمیتوان براحتی از برخی اشکالات احتمالی چشمپوشی کرد. وی ادامه داد: تعهد سایپا برای تحویل مینیاتور در 6 ماه دوم امسال 4 هزار دستگاه و برای 3 ماهه آخر سال نیز 4 هزار دستگاه است که در صورت شروع تولید امکان تأمین این 8 هزار دستگاه خودرو طی سالجاری وجود خواهد داشت. نشان با اشاره به هدفگذاری انجام شده برای تولید سالانه 100 تا 150هزار دستگاه مینیاتور در شرکت سایپا گفت: هر چقدر به زمان عرضه مینیاتور نزدیکتر میشویم حساسیتها نسبت به این خودرو بیشتر میشود و به همین دلیل تولید آن باید با دقت بیشتری صورت گیرد.
رئیسجمهور درباره تغییرات آب و هوا مطرح کرد
7 پیشنهاد در بزرگترین نشست سران جهان
گروه سیاسی: دکتر «محمود احمدینژاد» در اجلاس تغییرات آب و هوا که در کشور دانمارک برگزار شد، پیشنهاد داد، سال 2011 به عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف و کاهش آلودگی در جهان» اعلام شود.رئیسجمهور کشورمان که به منظور شرکت در اجلاس تغییرات آب و هوا وارد دانمارک شده بود، در این اجلاس به سخنرانی پرداخت و با اعلام حمایت جمهوری اسلامی ایران از پروتکل «کیوتو» و تقویت آن گفت: ایران آمادگی خود را برای ادامه همکاریها بويژه در زمینه استفاده مطلوب از منابع انرژی، بومیسازی فناوریهای زیستمحیطی متناسب با حمایت مالی و تکنولوژی توسعه پاک؛ به طور فراگیر یا به صورت دوجانبه اعلام میکند. وی همچنین در این نشست 7 پیشنهاد و راهکار برای کاهش و کنترل آلودگی و جلوگیری از تخریب محیط زیست در جهان ارائه کرد. احمدینژاد پیشنهاد داد، سال 2011 به عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف و کاهش آلودگی در جهان» اعلام و برای توسعه فرهنگ قناعت انسانی برنامهریزی شود. رئیسجمهور همچنین در پایان این نشست از تلاشهای دوستداران طبیعت و حیات انسانی و گروههای مردمی که با سخنرانیها، تجمعات و روشنگریهای خود موجب تحریک حساسیت مثبت نسبت به ضرورت صیانت از محیط زیست شدهاند، قدردانی کرد.
سخنان احمدینژاد در این اجلاس جهانی که بزرگترین همایش سران کشورها در قرن اخیر نیز لقب گرفته بود، با استقبال مقامات و خبرنگاران حاضر در این اجلاس بینالمللی روبهرو شد تا جایی که نمایندگان رسانههای مختلف خبری خواهان دریافت متن ترجمه شده سخنان وی شدند. اجلاس تغییرات آب و هوا در پی ناکارآمدی پیمان «کیوتو» در حفظ محیط زیست برگزار شد تا در آن که بزرگترین نشست سران جهان قلمداد میشود، معاهده جدیدی به جای پیمان کیوتو تشکیل شود. رئیسجمهوری ایران پس از اینکه در اجلاس تغییرات آب و هوا، پیشنهاد داد «سال 2011 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف و کاهش آلودگی در جهان» اعلام شود، با تعدادی از سران دیگر کشورهای حاضر در اجلاس دیدار کرد. وی در دیدار نخستوزیر یونان، مشکلات و چالشهای امروز جهان را ناشی از زیادهخواهیهای قدرتهای زورگو و استکباری دانست و تاکید کرد: «امنیت و پیشرفت ملتها در گرو همکاری کشورهاست». «يورگس پاپاندري»، نخستوزیر یونان نیز در این دیدار با اشاره به مشکلات و چالشهای امروز جهان تصریح کرد: غرب باید نگاه خود به مسائل جهان از جمله اوضاع خاورمیانه را تغییر دهد و آتن خواستار برقراری روابط حداکثری با تهران در عرصههای گوناگون است. احمدینژاد همچنین در دیدار عبدالله سالمبدری، دبیرکل اوپک «واقعی شدن قیمت نفت» را راهکار حفاظت محیطزیست جهانی اعلام کرد. وی افزود: نظام سلطه با خرید ارزان نفت از کشورهای دارنده این ذخایر استراتژیک و افزایش مصرف، موجب گسترش آلودگی هوا و تخریب محیط زیست میشود. دبیرکل سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) نیز در این دیدار با قدردانی از تلاشهای ایران در راستای احقاق حقوق ملتها ابراز امیدواری کرد، در اجلاس آینده اوپک روی قیمتهای قابل قبولی برای نفت توافق شود. رئیسجمهوری ایران دیدارهای متوالی خود را با گفتوگو با نخست وزیر سنگاپور پی گرفت و به او گفت، «تلاش همه کشورها برای رفع مشکلات و چالشهای جهان ضروری است». «ليهسين لونگ» نخست وزیر سنگاپور نیز در این دیدار مشکلات امروز جهان را ناشی از اقدامات و سیاستهای کشورهای توسعه یافته دانست که باید در مدت زمان معین و با تدوین راهکارهای مناسب در راستای حل این مشکلات گام برداشت. احمدینژاد در ادامه دیدارهای خود به اتفاق عبدالله گل، رئیسجمهور ترکیه بر «نقش موثر ایران و ترکیه در رفع مشکلات جهان» تاکید کرد. وی خاطرنشان کرد: ایران و ترکیه میتوانند نقشی مؤثر در جلوگیری از ادامه تخریب محیط زیست در جهان ایفا کنند. عبدالله گل رئیسجمهور ترکیه نیز در این دیدار با تاکید بر ضرورت گسترش روابط 2ملت دوست و برادر، ایران و ترکیه تا حداکثر ممکن تصریح کرد: همکاریها و روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه در عرصههای گوناگون به نفع ملتهای 2کشور، منطقه و جهان است. رئیسجمهور کشورمان که برای شرکت در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوایی به کپنهاگ، پایتخت دانمارک سفر کرده بود، همچنین در ضیافت شام ایرانیان مقیم دانمارک شرکت کرده، با آنان به گفتوگو پرداخت و در یک فضای صمیمی در جریان دیدگاهها، پیشنهادات و مشکلات آنان قرار گرفت.