|
1
|
|
2
3 |
|
4
6 |
|
5 |
|
7 |
|
8
9
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
توضیحات رئیسجمهور به مردم درباره جراحي بزرگ اقتصاد
يارانه ها حذف نمي شود
گروه سیاسی: نخستین سفر از دور سوم سفرهای استانی، روز پنجشنبه با ورود هیات دولت به استان خراسان رضوی و در میان استقبال گسترده مردم شهر مشهد که تداعیکننده حضور احمدینژاد در این شهر پیش از برگزاری انتخابات بود ، آغاز شد. هر چند احمدینژاد در بدو ورود به مشهدالرضا (ع) و در فرودگاه شهید هاشمینژاد «روح حاكم بر فعاليتهاي دور سوم سفرهاي استاني را فرهنگي دانست» ولی بخش عمدهای از سخنان خود در جمع زائران حرم رضوي را به موضوع هدفمند کردن یارانهها اختصاص داد. البته سخنان رئیسجمهور با توجه به آغاز بررسی این لایحه در مجلس شورای اسلامی و «مخالفتهای خاص» عدهای درباره اجرایی شدن آن، دور از ذهن نبود، با این حال برخی توضیحات وی درباره «جراحی بزرگ اقتصاد کشور» را میتوان پاسخ احمدینژاد به «لایحه هراسی» همان «عده» عنوان کرد. احمدينژاد سخنان خود درباره هدفمند کردن یارانهها را با اشاره به تلاش عدهای برای به حاشیه بردن عدالت در دولت دهم آغاز کرد و گفت: پيگيري عدالت ميثاق دولت و مردم با امام و آرمانهاي انقلاب است، بعضي خيال ميكنند با سر و صدا و طرح برخي مسائل حاشيهاي موضوع عدالت از دستور كار دولت و ملت خارج شده است. رئيسجمهور آييننامههاي مربوط به عدالت، حسابرسي و حسابكشي دقيق و پيگيري همه موارد در طول سالها را در دستور كار دولت عنوان كرد و گفت: به فضل الهي و بزودي اين آييننامهها به تصويب نهايي دولت خواهد رسيد و به لطف خدا با قوت اجرا خواهد شد.
يارانهها حذف نميشود
احمدينژاد هدفمند كردن يارانهها را اقدامي بزرگ براي اصلاحات اقتصادي و اجراي عدالت برشمرد و تصريح كرد: برخي بين 2 موضوع خلط ميكنند؛ در يك دوره به دنبال حذف يارانهها بودند و در برنامه سوم و چهارم آن را به تصويب رساندند و اين يعني قيمتها واقعي شود و هيچ چيزي هم به مردم داده نشود كه اين كار خطا و اشتباه بود كه البته دولتهاي قبلي با اينكه آن را تصويب كردند به آن نزديك نشدند.وي با اشاره به مطالعه 3 ساله دولت روي اين طرح و بررسي و سنجيدن جوانب آن يادآور شد: به اين نتيجه رسيديم كه حذف يارانهها بخش وسيعي از زندگي مردم را متلاشي ميكند و جيب عدهاي قليل را پر ميكند، به همين دليل به سمت هدفمند كردند يارانهها رفتيم كه در اين طرح يارانهها حذف نميشود بلكه درست و عادلانه توزيع ميشود.رئيسجمهور اضافه كرد: امروز توزيع يارانهها بهگونهاي است كه كساني كه بيشتر مصرف ميكنند، بيشتر از يارانهها برخوردارند و اين يارانهها در جهت پركردن چالهها، فاصلهها، خلأها و در حمايت از توليد، خدمت به كارگر، كشاورز و كاسب جزء نيست بلكه در جهتي است كه اكثر آن به نقاط خاصي سرازير ميشود و اكثر ملت از آن محروم هستند. احمدينژاد افزود: ميخواهيم يارانهها را به جمعيتي كه بايد آن را دريافت كنند بدهيم؛ آنهايي كه درآمد جزء دارند و حقوق بگير جزء هستند، از جمله كارگر روزمزد، كارمند ساختماني و غيرساختماني، كسبه جزء و كساني كه وقتي تحولات اقتصادي اتفاق ميافتد آسيب ميبينند و ضرر ميكنند.
يارانه آرد، نان، آب و سوخت قطع نميشود
وي با رد قطع شدن يارانههاي آرد، نان، آب و سوخت تاكيد كرد كه اين يارانهها بايد درست و عادلانه توزيع شود. رئيسجمهور با بيان اينكه بنا نيست به مردم فشار بيايد، تاكيد كرد: تمام تلاش اين بود كه 60 ، 70 و 80 درصد كه ثبت نام كردند و شناسايي و ارزيابي شدند آسيب نبينند بلكه قدرت خريد آنها بالاتر برود و خودشان يارانهها را مديريت كنند نه اينكه به نام آنها يارانهها را به كام ديگران بدهيم...
البته برخي ميخواهند اينچنين باشد تا عدهاي قليل اكثريت يارانهها را در اختيار داشته باشند و سود آن به عده كمي برسد. احمدينژاد با تاكيد بر اينكه همه بايد تحت پوشش و حمايت دولت باشند و يارانهها عادلانه توزيع شود، خاطرنشان كرد: در حال حاضر خانوادههاي روستايي و پايين، يكسيام خانوادههاي بالاتر از يارانهها بهره ميبرند، يعني كسي كه دهك دهم است، بين 30 تا 50 برابر كسي كه در دهک اول قرار دارد از يارانهها استفاده ميكند. وي بار دیگر تاکید کرد: بنا نيست يارانهاي قطع شود بلكه بايد در اختيار اقشار و دهكهاي درست قرار بگيرد. رئيس شورايعالي اقتصاد در ادامه سخنان خود با اشاره به پرداخت 100 ميليارد تومان يارانه كود شيميايي در سال، گفت: كشاورزان بايد براي 2 كيسه كود شيميايي به اين در و آن در بزنند و بعد آن را به قيمت آزاد بخرند. احمدينژاد ادامه داد: سالهاي گذشته دولت دهها ميليارد يارانه سم پرداخت ميكرد اما به دست كشاورزان نميرسيد، به همين دليل ميخواهيم يارانهها را به خود كشاورزان بدهيم تا آنها تصميم بگيرند كه چه نوع سم و كودي را بخرند.وي با اشاره به همكاري مجلس با دولت در بحث هدفمند كردن يارانهها ابراز اميدواري كرد كه يكي، دو نقطه باقيمانده اصلاح و كامل شود. رئيسجمهور با اشاره به برخي جوسازيها براي ترساندن مردم از اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها، اين طرح را يك كار بزرگ و در راستاي كمك به مردم در جهت حمايت و پشتيباني از آنها دانست، نه نقطه مقابل مردم. احمدينژاد همچنين تصريح كرد: چرا يك كارمند، كشاورز و كارگري كه ماهانه 200 يا 300 هزار تومان حقوق ميگيرد، در ماه از 50 هزار تومان یارانه استفاده كند اما كسي كه ماهي 10 تا 15 ميليون درآمد دارد ماهانه از 3 ميليون يارانه استفاده كند كه اين يك منطق غلط است.
واگذاری هزينه بيمارستان به مردم و درمان رايگان برای همه
وي با اشاره به يارانههای بخش بيمه اظهار داشت: عدهاي كه درآمد زياد دارند در بيمارستانها هزينههاي سنگيني پرداخت ميكنند و بخش مهمي از آن را ما بايد بپردازيم اما كسي كه كاسب جزء است و بيمه ندارد و يا بيمه آن قوي نيست وقتي به بيمارستان ميرود بايد تمام زندگياش را خرج كند تا يك عمل انجام دهد، به همين دليل ما ميخواهيم هزينه بيمارستان را به خود مردم بدهيم و براي همه ملت درمان رايگان و درست تنظيم كنيم.
با حذف يارانهها از اساس مخالفيم
رئيسجمهور با بيان اينكه در گذشته بحث حذف يارانهها مطرح بود، گفت: با حذف يارانهها از اساس مخالفيم و به همين دليل آن را اجرا نكرديم و مطالعه كرديم و به اقتصاددانها فراخوان داديم و همه راهها را مطالعه كرديم و در سال گذشته نيز از همه ثبت نام به عمل آمد و مردم شناسايي شدند و بزودي اعلام خواهد شد تا مردمي كه ثبتنام كردهاند و واجد شرايط هستند، حسابهاي عدالت را پر كنند. احمدينژاد با تاكيد بر اينكه سرمايه عظيم مردم بايد در اختيار خود مردم قرار گيرد، تصريح كرد: پيشبيني شده است كه 2 يا 3 ماه قبل از شروع طرح هدفمند كردن يارانهها پولها را در حساب مردم واريز كنيم و تلاش كنيم كه كارها دقيق باشد. وي افزود: هدفمند كردن يارانهها بايد در حمل و نقل، صنعت، كشاورزي و تجارت به يك عامل محرك و ابتكار و پيشرفت و شكوفايي اقتصاد و ايجاد اشتغال و توليد ثروت ملي و توزيع مناسب آن تبديل شود. رئيسجمهور ضمن درخواست از اقتصاددانها براي همكاري با دولت ابراز اميدواري كرد كه از اين اقدام بزرگ براي اصلاح صنعت و كشاورزي، فناوري و تجارت حداكثر بهرهبرداري صورت بگيرد. احمدينژاد هدفمند كردن يارانهها را متعلق به مردم دانست و تاكيد كرد: همه بررسيها و راهها را دنبال كرديم كه قدرت خريد 7 دهك بيشتر شود، البته 3 دهك ديگر نيز پساندازشان كمتر خواهد شد. وي خطاب به مردم گفت: قرار است انرژي و منابع و ثروت كشور را خودتان مديريت كنيد.
هدفمند كردن يارانهها، اقدامي براي ريشهكن كردن تورم
رئيسجمهور هدفمند كردن يارانهها را اقدامي براي ريشهكن كردن تورم عنوان كرد و با بيان اينكه هيچ جاي نگراني وجود ندارد، يادآور شد: 20 سال بهطور متوسط 15درصد تورم داشتيم و اين 15درصد تورم يعني اينكه 15درصد از جيب مردم و حقوقبگيرهاي با درآمد پايين خارج شده و به جيب افراد با درآمد بالا ريخته ميشود. احمدينژاد با تاكيد بر لزوم خشك كردن ريشههاي تورم، يكي از اين ريشهها را نحوه توزيع يارانهها دانست و افزود: طرحهاي بعدي از جمله بانك و ماليات و گمرك به سرعت آماده ميشوند و انشاءالله اجرا خواهند شد. البته محمود احمدينژاد پیش از ارائه سخنان خود درباره طرح هدفمند کردن یارانهها، آخرین تحولات دیپلماتیک کشورمان را با مردم در میان گذاشت تا نشان دهد همچنان بر اصول «دیپلماسی عمومی» معتقد است.
آمريكا از بين حفظ آبرو و حمايت از رژيم صهیونیستی يكي را انتخاب كند
رئيسجمهور ادامه داد: شما بايد بين حفظ آبرو و منافع خود با حمايت از رژيم منحوس اسرائيل يكي را انتخاب كنيد؛ چراكه اين دو با هم قابل جمع نخواهد بود. احمدينژاد يادآور شد: ملت ايران و دیگر ملتها شعار تغيير در فلسطين، عراق، افغانستان و لبنان را ارزيابي خواهند كرد. علاقهمند هستيم كه شما روشتان را تغيير دهيد و اين به نفع شما و جهان است. وي در عين حال خطاب به دولتمردان آمريكا تاكيد كرد: بايد بدانيد امكان ادامه سياستهاي گذشته و حفظ آبرو و منافع با هم وجود ندارد كه بايد يكي را انتخاب كنيد.
تأمين سوخت رآكتور تهران فرصتي برای آزمایش صداقت غرب و آژانس
رئيس جمهور با بيان اينكه خوشبختانه شرايط براي همكاريهاي هستهاي در سطح بينالمللي فراهم شده است، گفت: تامين سوخت رآكتور تهران يك فرصت است كه صداقت بعضي افراد و دولتها و آژانس موردارزيابي قرار گيرد. وي بيان داشت: ما از تبادل سوخت، از همكاريهاي فني، از ساخت نيروگاه و رآكتور استقبال ميكنيم و آماده همكاري هستيم و انتظار داريم كه دولتهاي طرف مذاكره ما به تعهدات قبلي خود عمل كنند. رئيسجمهور به قراردادهاي هستهاي ايران با برخي كشورهاي غربي كه 30 سال از عقد آن قراردادها ميگذرد، اشاره و خاطرنشان كرد: از ابتداي انقلاب قراردادهاي ما را نگه داشتهاند. اگر كه بنا است همكاري شود، اينها بايد تحويل ملت ايران شود. قراردادهايي داريم براي كارهاي فني، رآكتورها و نيروگاهها، بنابراين اگر بنا به همكاري است بايد اين تعهدات قبلي اجرا شود.
احمدینژاد افزود: آژانس در تلاش است که نقش واقعی و قانونی خود را که همکاری هستهای، کمک به فناوریها و پیشرفت هستهای ملتهای مستقل است بر عهده بگیرد و رابطه هستهای سالم بین دولتها را برقرار کند.
از همکاریاي که همه حقوق ملت ایران در آن حفظ شود نگرانی نداریم
احمدینژاد خطاب به مردم گفت: ما در مسیر درستی در حال حرکت هستیم و به فضل الهی گام به گام به سمت قلههای عزت حرکت میکنیم. مطلقا از همکاری درست، قانونی و همکاریاي که همه حقوق ملت ایران در آن حفظ شود، نگرانی نداریم و کار را دنبال خواهیم کرد.
احمدینژاد در ادامه سخنان خود خطاب به برخی از افراد داخلی اظهار داشت: خاطرتان هست وقتی فشارهای دشمن به نقطه اوج رسیده بود بعضی از مدعیان در داخل کشور به جای مقابله با دشمن تحت شعارهایی مثل تدبیر و تعقل فرزندان ملت و ملت را به سازش دعوت میکردند و به مثابه ستون پنجم دشمن تلاش میکردند پشت جبهه ملت را خالی کنند.
وی اضافه کرد: چقدر سخنرانی میکردند و به دولت تهمت زدند و چقدر حرفهای بیربط زدند که شما با ایستادگیتان کشور را به خطر میاندازید. حالا که به فضل الهی با ایستادگی ملت و رهبری عزیز با عنایت ویژه امام عصر (عج) حقوق هستهای ایران، غنیسازی، فناوری و توانمندی ملت ایران تثبیت شده است و به رسمیت شناخته شده است و دوران بهرهبرداری از آن استقامتها و فناوریها فرا رسیده است عدهای بشدت انقلابی شدهاند. رئیسجمهور در همینباره عنوان داشت: ما از انقلابی شدن آنها استقبال میکنیم. از اینکه آنها هم متوجه شدهاند مقاومت در برابر زیادهخواهیهای دشمنان بهترین راه است ما خدا را شکر میکنیم اما انتظار نداریم پیروزیهای ملت و دستاوردهای عظیم ملت را به بهانههای گوناگون زیر سوال ببرند.
احمدینژاد افزود: ملتی که با وحدت و انسجام و با حرکت در مسیر نورانی امامت و ولایت و با عشق به امام رضا (ع) و امام عصر (عج) ایستاده است در مقابل همه قدرتهای بزرگ مقاومت کرده است در برابر جوسازیهای شما مطلقا اثری نخواهد پذیرفت.
احمدینژاد در ادامه سخنان خود ضمن تقدیر مجدد از مردم به جهت حضور گسترده در انتخابات و انتخاب وی به عنوان خدمتگزار مردم، اظهار داشت: مردم با رای قاطع خود در انتخابات اخیر مسیر انقلاب اسلامی را تثبیت کردند. وی ضمن تشکر مجدد از حضور حماسی مردم در پای صندوقهای رای بویژه مردم استان خراسان رضوی، افزود: امروز که شب میلاد امام رضا(ع) است، مردم از همه جای ایران برای زیارت این امام بزرگوار آمدهاند، پس میتوان گفت که حاضران در این مکان مقدس، خلاصهای از ملت ایران هستند و ایران اسلامی یکدست و یکپارچه عاشق امام رضا(ع)، ولایت و امامت است.
گفت و گوی «وطن امروز» با رئیس کمیسیون فرهنگی - اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران مرتضی طلایی: سرباز ولایت و خدمتگزار مردم هستم
سردار طلایی شورا
بدون شک هنگامی که برای ریاست کمیسیون فرهنگی و اجتماعی پا پیش گذاشتید، برنامهها و طرحهایی را در ذهن داشتید، شهروندان میخواهند از این برنامهها باخبر شوند .
با ورود ما به شورای سوم و عضویت در کمیسیون فرهنگی- اجتماعی یکی از اقداماتی که انجام دادیم بررسی تمام مصوبات و فعالیتهایی بود که در دوره اول و دوم شورای شهر تهران در حوزه فرهنگیـ اجتماعی انجام شده و ارزیابی پیشرفت، موفقیت، معایب و محاسن، نقاط قوت و ضعف این مصوبات؛ در هر صورت یک بررسی تقریبا کامل انجام دادیم. به این ترتیب توانستیم شناختی را نسبت به آنچه در 2 دوره گذشته صورت گرفته به دست آوریم که براساس آن نخستین برنامه کاری خود را در کمیسیون بر این قرار دادیم که مصوبات و فعالیتهای گذشته را به سمت کامل شدن پیش ببریم تا بتوانیم آنها را به سرانجام برسانیم. بخش قابل توجهی از اقدامات و تقسیمات ما در کمیسیون بیشتر ناظر بر همین معناست. در بخش دوم هم با فعال شدن دوستان و همکارانمان در کمیسیونهای کاری که در قالب کمیتههای مختلف انجام دادیم(کمیته فرهنگیـاجتماعی، سلامت، ورزش، محیط زیست و... ) سعی کردیم از ظرفیتهای موجود اعضایی که در دوره سوم به شورا و کمیسیون آمدهاند حداکثر استفاده را داشته باشیم تا بتوانیم گامهای بلندتری برداریم.
با ریاست شما در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی باید منتظر چه تغییراتی باشیم؟
با جابهجایی که در کمیسیون صورت گرفته باید بگویم آن چیزی که اولویت من است و برایم اهمیت دارد این است که بتوانیم موضوعات فرهنگی و اجتماعی بویژه مسائل فرهنگی را در جامعه عملیاتی کنیم. شاخصهایی را هم برای خودمان تعیین کردیم از جمله این شاخصها فرمایشات رهبر انقلاب در رابطه با شهر تهران است که فرمودند شهر تهران باید دارای چه ویژگیهایی باشد. اسلامی بودن و ایرانی بودن جزو ویژگیهایی است که رهبر انقلاب در ملاقاتهای گذشته با اعضای شورا به آن اشاره فرمودند که این ویژگیها بخشی در 2 حوزه کار در یک شهر باید ظهور و نمود پیدا کند که میتوان گفت بخش سختافزاری آن است. بخش قابل توجه و اعظم آن نیز باید در بخش نرمافزاری شهر جاری شود که به هنجارها، رفتارها، ارزشها و باورهای جامعه برمیگردد. نمیتوان این 2 بخش را از هم جدا دید. به هر صورت ما باید یک فضای ارزشی درست کنیم و در این فضا نسبت تاثیرگذاری یک فضای ارزشی به افرادی که داخل آن هستند، قابل توجه است. یکی از ویژگیهای دوران دفاع مقدس برای ما این بود که فضای جبهه به گونهای بود که اگر فردی وارد آن میشد، متحول میشد. این تجربه دوران دفاع مقدس است که وقتی به جنوب کشور یا غرب کشور به محیط یا فضایی که به نام جبهه بود، میرفتیم انگار به یک عالم جدیدی وارد شدهایم که آن فضا متاثر از فرهنگ حاکم بر آن بود. رفتارها و هنجارها حاکم بر آدمهایی بود که در آن فضا زندگی میکردند و نوع و سبک زندگی و الگوهای زندگی در آن فضا به مسائلی بود که کنار هم آدم را متحول میکرد.
این اتفاق تنها تابع مکان نیست بلکه در زمانهای مختلف هم قابل مشاهده است. یادم میآید زمانی که فرماندهی پلیس تهران را بر عهده داشتید از کاهش جرائم در ماه رمضان صحبت میکردید .
بله، درکشور ما چنین تجربههایی را داریم مثل ماه مبارک رمضان و شبهای قدر که تهران همان تهران است اما میبینید که فضای زمانی غالب بر فضای مکانی میشود و در نتیجه فضای زمانی و مکانی آدمهایی که در آن محیطند را چنان به خود جذب میکند که همه را به سمت مسجد و مراکز معنوی میبرد یا فضای مناسبتی مثل ایام دههاول محرم آنچنان بر فضای زمانی و مکانی غلبه پیدا میکند که مهم نیست عید یا غیر عید است و برای انسان مهم نیست در کجاست.فضای مناسبتی ماه محرم زمان و مکان را آنچنان تحت تأثیر خود قرار میدهد که مخاطبان را به سمت و سوی خودش میکشاند. اینها تجارب عینی و کاربردی مردم است که در جامعه داریم و هیچ مکتب و آیین دیگری آن را در خود تجربه نکرده و دقیقاً همین فضای مناسبتی و زمانی و امثال این در جبهه وجود داشت. به عنوان مثال رمزهای عملیاتی، نام و ذکر ائمه ما بود که جبهه را متحول میکرد. سبک زندگی، سادهزیستی و الگوها و هنجارهای رفتاری، دوستی، محبت، احترام، از خود گذشتگی، ایثار، فرهنگ و ارزشها بود که آدمها را در کنار هم نگه میداشت. اگر کسی از شرق کشور و دیگری از جنوب یا شمال یا غرب کشور در یک نقطه، یگان، گروهان و دسته در کنار هم قرار میگرفتند، افرادی که هیچ سنخیت قبلی با هم نداشتند، با هم جفت و یکی میشدند به عنوان یک جوان مسلمان ایرانی.
یعنی میخواهید از این فضا در امور فرهنگی و اجتماعی استفاده کنید؟
اعتقاد من این است که ما میتوانیم با الهام از آن فضاها، مناسبتها و زمانها به طور مستمر و جاری جامعه را مدیریت کنیم و بتوانیم فضای جامعه را به سمت و سویی ببریم که ارزشهای دینی، ملی، انقلابی، انسانی در آن آنچنان برجسته شود و در رفتارها آنچنان ظهور کند که زیبنده ملت ما و نمادی از باورهای دینی و انقلابی باشد. این رویکرد و نگاهی است که این نگاه ما را بیشتر متوجه ورود به حوزه برنامهریزیهای فرهنگی میکند.
در واقع این نگاه و رویکرد ما را میکشاند به سمت اینکه ذهنمان را متوجه برنامهریزی فرهنگی و مدیریت فرهنگی کنیم. برنامهریزی فرهنگی فرآیند خاص خود را دارد و مولفهها و لایههای متعددی دارد که باید همه آن مورد توجه قرار گیرد. من نمیخواهم به حوزه زیر بنا و حوزه فرهنگی و مدیریت فرهنگی راه پیدا کنم، فقط میخواهم بگویم که ذهن و رویکرد ما را به سمتی برده که باید در برنامهریزی حوزه برنامهریزی و حوزه فرهنگی بیشتر بیندیشیم و ببینیم چه کار باید انجام دهیم.
بسیاری از کارشناسان معتقدند حوزه فرهنگ و هنر شهرداری بیشتر در توسعه فضاهای فرهنگی متمرکز شده و تا حدودی از فرهنگسازی فاصله گرفته است. نظر شما چیست؟
ضروری است درکنار توجه به توسعه فضاهای فرهنگی و ورزشی به حوزه فعالیتهای فرهنگی- اجتماعی که از آن غفلت کردیم هم توجه شود. در دورهای که ریاست این کمیسیون را بر عهده دارم به دنبال این هستم که بتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم.
شما عضو کمیسیون فرهنگی بودید و بتازگی به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی ادامه فعالیت میدهید. ضعفی را در کمیسیون دیدید که تصمیم گرفتید کاندیدای ریاست کمیسیون شوید که این نقایص و ضعفها را جبران کنید؟
بحث اینکه من در خودم چه میدیدم و اینکه چه وضعیتی بود که من این تصمیم را گرفتم و این کار را انجام دادم، مطرح نیست. ما 5 نفر هستیم از مجموعه دوستان شورا که در کمیسیون فرهنگی از دوره سوم شروع به فعالیت کردهایم و با هم دوست و صمیمی هستیم. در این دوره هم آقای مسجدجامعی اظهار خستگی کردند و به نوعی تمایل ایشان به اینکه این جا به جایی صورت بگیرد، احساس میشد. نتیجه این شد که دوستان به من توصیه کردند و خواستند این کار را ادامه دهم. به نظر من آقای مسجدجامعی به جهت تجربه و دانشي كه دارند در حوزه مسائل فرهنگی صاحبنظر هستند، بالاخره زمانی ایشان وزیر ارشاد کشور بودند و فعالیتهای ایشان درفعالیتهای فرهنگی- اجتماعی نسبت به همه اعضای شورا بیشتر است و این طبیعی بود.
پس چه شد که احساس کردید میتوانید مسؤولیت او را عهدهدار شوید.آیا رای اعضای کمیسیون این موضوع را اثبات کرد؟
ما فارغ از نگاه رای که چه کسی بیشتر یا چه کسی کمتر رای میآورد، باید ببینیم چه کسی بیشتر میتواند در این حوزه تاثیرگذار باشد و چه کسی صاحبنظرتر است و چه کسی شایستگی بیشتری برای اداره کردن این حوزه دارد. از این منظر است که در همان آغاز کار هم به دنبال این نبودیم که چه کسی بیشتر رای میآورد. همان گونه که در تقسیم کار بین خودمان هم همین نگاه بود و من به لحاظ اجتماعی سابقه کار بیشتری داشتم، آقایان ساعی و دبیر به لحاظ ورزشی تجربه بیشتری داشتند. سرکار خانم آباد از نظر موضوعات حوزه سلامت پیشینه بیشتری داشتند. تقسیم کار هم بر همین اساس صورت گرفت در همین مقطع خواست خود آقای مسجدجامعی بر این بود که یک جابه جایی صورت بگیرد.
بعضی از روزنامهها تحلیل کرده بودند که اینجا، یک جای سیاسی بوده و تنها عضو اصلاحطلب شورای شهر که ریاست یک کمیسیون را بر عهده داشت به علت فشارهای سیاسی کنار کشید .
خوب هرکسی از ظن خود شد یار من. متاسفانه این فضای سیاستزده حاکم بر رسانههای ما به گونهای است که بدون توجه به حقایق و واقعیتها حرفهای خودشان را تجزیه و تحلیل و اظهار نظر میکنند. شما میتوانید آقای مسجد جامعی را ببینید و از او بپرسید. میان ما و دوستان دیگر و آقای مسجد جامعی هیچ اختلافی نیست. بله ممکن است به جهت سلیقه سیاسی تفاوت وجود داشته باشد و همین طور میان همه اعضا میتواند این اختلاف سلیقه دیده شود ولی خوشبختانه از جمله افتخارات شورای سوم این بود که باوجود تکثر سلیقههای سیاسی حول محور کار و فعالیت یک جمع واحد بودند و این چیزی بود که به لطف خدا تا به امروز درشورای سوم شاهد آن بودهایم.
البته در شورای سوم اختلاف نظرات سیاسی بیشتر به چشم میخورد و به نظر میرسد بسیاری از مسائل تحت تاثیر این موضوعات شکل میگیرد.
شاید این تکثر سلیقههای سیاسی در شورای سوم نسبت به شورای اول یا دوم که یک مجموعه یکدست بودند، بیشتر باشد. شورای سوم از سلیقههای متنوع و گوناگون سیاسی برخوردار است و تکثر آنها از یک گروه یا 2 گروه بیشتر است، اما میبینیم خوشبختانه حول محور کار همه دست به دست هم میدهند. به همین دلیل اگر تا الان هم موفقیتي برای شورای سوم داشتیم ناشی از همدلی، همکاری، تعامل و هماهنگی میان اعضا بوده که حول محور کار و وظایفی که برعهده آنهاست نگاه آنها نگاه کاری و نگاه پاسداری از حقوق مردم و خدمت به مردم است. این نگاه و این رویکرد در همه اعضا جاری است و نتیجه این رویکرد شورا را بهرغم تکثر حول محور کار جمع میکند.
ما در شهرداری یک سازمان فرهنگی و هنری و یک معاونت فرهنگی و اجتماعی داریم و شما در راس یک نهاد فرهنگی به نام کمیسیون فرهنگی شورای شهر قرار دارید. در این جایگاه موازیکاری میان سازمان فرهنگی و معاونت فرهنگی و اجتماعی نمیبینید ؟ عملکرد این 2 مجموعه را چطور ارزیابی میکنید؟
متاسفانه موازیکاری یکی از مشکلات ما در این حوزه بوده است که کماکان هم ادامه دارد.
چرا؟
علتش نوع وابستگی سازمان فرهنگی و هنری به شهرداری به جهت ساختار متفاوت معاونت
فرهنگی- اجتماعی شهرداری است. شهرداری فقط در سازمان فرهنگی و هنری مسؤولیت پشتیبانی دارد و در این مجموعه یک هیات امنا هستند که کار برنامهریزی انجام میدهند و شورای شهر تقریبا در جریان همه برنامههایشان قرار میگیرد، اما معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری صددرصد وابسته به ساختار مدیریت شهرداری است و شاید یکی از علتهای موازیکاری همین است، اما در عین حال میبینیم که مدیران وقت شهرداری به جهت اختیاراتی که دارند برای پیشگیری از موازیکاریها تنها کاری که توانستهاند بکنند این است که این 2 حوزه را به یک مدیریت بسپارند. مثل آقای نوریان و پیش از آن هم آقای مشایی بودند. و قبل از آن هم یک دوره آقای زم بودند. میبینید که در ادوار گذشته همیشه به یک نوع بوده است.
به نظرتان این کار موثر بوده است و اگر موثر بود چرا آقای قالیباف این رویه را تغییر داد؟
این کار معایب و محاسن خود را دارد. من اعتقاد دارم که در همان دورهها مدیران بیشتر درحوزه سیاستگذاریها توانستند یک رویه واحد را اجرا کنند ولی در اصلاح ساختار اقدامی نکردند. به همین دلیل ما میپذیریم که این اشکال موازیکاری در بخش ساختاری و در حوزه فعالیتها وجود دارد، اما احساس من این است که خوشبختانه با تجربهای که از ادوارگذشته به دست آمده مدیریت شهری به سمت اصلاح ساختار حرکت کرده و با اصلاحاتی که در ساختار مدیریت فرهنگی و اجتماعی به وجود آوردند و با کوچک سازی، آن را تبدیل کردند به یک مجموعه چالاکتر و کارآمدتر تحت عنوان سازمان رفاهی شهرداری. قرار هم بر این شد که ما کمی این موازیکاریها را محدودتر کنیم.
آیا تعدیل یکهزار نیرو در سازمان فرهنگی و هنری هم در این راستا صورت گرفته است؟
اجازه دهید اول درباره ارزیابی از حوزه فرهنگی شهرداری صحبت کنم تا به پاسخ این سوال شما هم برسم. ما همیشه یک وضع مطلوب و یک وضع موجود داریم. انصاف این است که آدم وقتی میخواهد در بررسی وضع موجود، اظهار نظرکند نقاط قوت و ضعف، معایب ومحاسن آن را ببیند و همین است که میتواند به آدم کمک کند که مهندسی وضع مطلوب هم داشته باشد. اگر اینها را باهم نبینیم و عملا مهندسی کنیم برای وضع مطلوب مابین وضع موجود و وضع مطلوب درکل فاصله زیادی را شاهد هستیم. در سطح جامعه و سطح تهران به جهت مسائل فرهنگی و اجتماعی وضع مطلوب ما این نیست که امروز در جامعه است. تا وضع مطلوبی که مدنظر انقلاب اسلامی و مدنظر مکتب ما و جهانبینی ما است خیلی فاصله داریم بویژه درحوزه هنجارهای اجتماعی. اما وضع موجود نشانگر این است علتهایی که نمیگذارد به وضع مطلوب برسیم به مسائل زیادی از جمله عوامل انسانی، مدیریتی، ساختارها، برنامهریزیها، تعاملات و همکاریهای بین بخشی بازمیگردد، به بیتوجهی به موضوعات فرهنگی و خیلی عوامل بازمیگردد. ارزیابی من این است که مجموعه فعالیتهای این دوره یک حرکت رو به جلویی را طی میکند اما شیب این حرکت چقدر و سرعت آن چقدر است، بررسی دقیقی را میطلبد.
پس شما این حرکت رو به جلو را احساس میکنید؟
بله. من یک حرکت رو به جلو را میبینم که انصافاً رویکرد شهرداری تهران یک رویکرد فرهنگی و اجتماعی است. رویکردها و نگاهی که شهرداری به شهر و شهروندان دارد یک نگاه اجتماعی و فرهنگی است، یک نگاه انسانمحور است و این میتواند خیلی کمک کند به برنامهریزیهایی که ما نهتنها در حوزه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بلکه در حوزههای عمرانی، خدماتی و... انجام میدهیم. آن هم میتواند نهایتاً فرهنگی باشد. یک رفتگر یا راننده اتوبوس یا تاکسی وقتی انجام وظیفه میکند رفتار او میتواند فرهنگساز باشد. وقتی ما در شهر پل و خیابان میسازیم و کارهای عمرانی انجام میدهیم، میتوانیم به گونهای برسیم که آثار فرهنگی و اجتماعی را نیز به جامعه منتقل کنیم و مردم فقط نبینند که شن، سیمان و آهن روی هم انباشته میشود، بلکه اهداف و آثار آن را محاسبه کنیم و ببینیم این پل چه تأثیری روی اصلاح رفتار ترافیکی شهروندان ما دارد؛ در واقع ساختن پل، خیابان یا بزرگراه چقدر میتواند به ایجاد آسایش،آرامش و اصلاح رفتارهای جامعه کمک کند. این موضوعاتی است که امروز در نظام برنامهریزی خوشبختانه مورد توجه قرار گرفته، به گونهای که امروز شهرداری دنبال این است که برای هر فعالیتی که انجام میدهد یک پیوست اجتماعی داشته باشد.
الان در BRT که واقعاً با زندگی مردم گره خورده یا مترو که جزئی از زندگی شهروندان به شمار میرود، این موضوعات فرهنگی در نظر گرفته نشده است. با وجود این رویکرد چرا باز هم چنین جاهای خالیای باید احساس شود؟
خطوط اتوبوس تندرو وقتی فعال شد که مقاومتهایی در برابر آن بود و اگر مصاحبه آن زمان را مرور کنید مسؤولان کشور موضعگیری منفی داشتند که این کار جواب نمیدهد. درحالی که امروز فعال شدن اتوبوس تندرو در شهر تهران واقعا یکی از اقدامات میانبری بوده که توانسته بخش قابل توجهی از مشکلات حمل و نقل عمومی را برای مردم حل کند. الان شما از ساکنان منطقه شرق تهران یا جنوب شرق تهران یا بزرگراه بسیج سوال کنید و ببینید از سهراه افسریه در عرض 20 تا 30 دقیقه میآیند میدان آزادی، به همین راحتی، در حالی که این راه باید در عرض 3 تا 4 ساعت طی شود. این در ذات خود رویکرد اجتماعی و انسانمدارانه است. هماکنون مشکلی که در این حوزه داریم این است که تعادل میان تقاضای سفر و ناوگان حمل و نقل وجود ندارد و تا زمانی که این تعادل را برقرار نکنیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که بعضی از رفتارها و هنجارهای غیر قابل قبول را شاهد نباشیم. ظرفیت مترو بهعنوان مثال 5 نفر ولی تقاضای آن 20 نفر است. 15نفر مازاد داریم که میخواهند به زور وارد مترو شوند لذا رفتارهای آنها هم به این دلیل به ناچار تغییر میکند، اما اگر روزی به اندازه 20 نفر در مترو جا باشد خواهید دید که با آرامش از این وسیله استفاده میشود.
انجام کار فرهنگی با حرف و شعار محقق نمیشود. کار فرهنگی کاری است که باید ابتدا سیستمها فراهم شود و فضا را درست کنیم. در یک خیابان که مملو از دستانداز است یا یک پیادهرو که براثر مرور زمان سنگفرش آن خراب شده نباید از مردم انتظار داشته باشید که سرشان را بالا بگیرند و راه بروند. متاسفانه احساس من این است که غفلت ما در گذشته نسبت به موضوعات فرهنگی به حدی بوده که ما اکنون باید هزینه آن را پرداخت کنیم. هنوز هم متاسفانه ما از این موضوع غافل هستیم... .
تعدیل هزار نیروی سازمان فرهنگی- هنری را توضیح ندادید.
متاسفانه یکی از ایرادهای وارد به سازمان فرهنگی- هنری شهرداری این است که چیزی بالغ بر60 درصد از اعتبارات خرج هزینههای جاری سازمان میشود، مثل حقوق و دیگر انشعابات و چیزی کمتر از 40 درصد خرج فعالیتهای سازمان فرهنگی- اجتماعی شهرداری میشود و این یکی از مشکلات ماست. ما با زحمت پول از مردم دریافت میکنیم تا شهرشان را اداره کنیم و شهر را متناسب با انتظاراتی که دارند،کنیم. ما به گونهای گرفتار شدهایم که نهتنها در سازمان فرهنگی - هنری بلکه در بسیاری از بخشهای شهرداری نیروی مازاد بر سطع مجاز در دوران گذشته جذب کردهاند که به یکی از مشکلات جدی تبدیل شده است. از یک طرف شرایط اجتماعی و اقتصادی به ما اجازه نمیدهد آنها را رها کنیم و از طرف دیگر وجود اینها نهتنها کارآیی ندارد بلکه با سطح سواد آنها متناسب نیست.
میانگین تحصیلات نیروهای این سازمان چقدر است؟
چیزی بالغ بر 80 درصد کارکنان سازمان بین دیپلم تا فوقدیپلم هستند، خب این سازمان هیچ وقت نمیتواند بالندگی و کارآمدی لازم را داشته باشد. کسانی که میخواهند فعالیت فرهنگی و هنری بکنند دستکم سطح تحصیلات آنها باید لیسانس باشد. ما باید این مشکلات را در سازمان حل کنیم.
چطور؟
با مصوباتی که در شورای اسلامی شهر تهران داشتهایم ادغام بعضی از شرکتها و سازمانها و کوچکسازی ساختار و سازمان شهرداری که جزو سیاستهای شوراست این کار انجام میشود که به خودی خود تعدیل نیرو هم در آن صورت میگیرد. اما در کنار این رویکرد که کوچکسازی ساختار و سازمان شهرداری را دنبال میکند رویکرد توجه به حقوق و منافع کارکنانی که در مجموعههای شهرداری هستند مورد توجه شوراست مبادا در این مسیر حق و حقوقی از کسی ضایع شود یا کسی را ما از کار بيكار کنیم بدون اینکه توجهی به آیندهاش داشته باشیم.
چه اقدامی در این راستا انجام دادهاید؟
وقتی میخواهیم در سازمان فرهنگی و هنری یکی از شرکتها را ادغام کنیم دنبال این مساله هستیم که مجموعه نیروی این شرکت وابسته به خودمان را به آن بخش خصوصی که میخواهیم واگذار کنیم، بدهیم. این نگاه نشان میدهد ما نمیگوییم مزدت را بگیر و برو! حتی ما این امتیاز را قائل شدهایم که تا 4 ماه به آنهایی که میخواهند از مجموعه جدا شوند حقوق و مزایا بدهیم که اگر کسی از مجموعه جدا شد حداقل سرمایهای داشته باشد تا شغلی را برای خودش دست و پا کند. بنابراین، این نکته قابل توجه است که رویکرد شورای اسلامی شهر تهران این نیست که مجموعه نیروهایی را به هر دلیل بدون توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی جامعه و بدون توجه به حق و حقوق آنها بخواهد تعدیل کند.
خبری شنیدیم که شما از مدیریت سایت «فردا نیوز» استعفا دادهاید. علت استعفا چه بود؟ عملکرد سایت را خوب ارزیابی نکردید؟
تقریباً 2سال پیش بود که من مدیریت سایت فردا را برعهده گرفتم و خوشحالم و افتخار میکنم که در طول این 2 سال توانستم بر اساس موازینی فعالیت داشته باشم و سیاستگذاری کنم برای این سایت از نگاه خودم و کارشناسانی که با آنها کار میکردهام یک سایتی باشد كه به اصول و موازین تعیین شده خودش پایبند باشد،نه به رسالت خودش به عنوان یک رسانه پایبند باشد و از هیاهو و جار و جنجال و شتابزدگی در اظهار نظر و برچسب زدن، شایعهپراکنی و تخریب مسؤولان، خودمان را دور کنیم و یک نقد مشفقانه و منصفانه را به عنوان یک مسؤولیت رسانهای قائل بودیم و هستیم.
پس چرا استعفا دادید؟
احساس کردم پس از عهدهدار شدن ریاست کمیسیون فرهنگی شاید نتوانم وقت لازم را برای این سایت بگذارم به همین دلیل آمدم کنار که دوستان دیگر بتوانند با وقت کافیای که صرف میکنند سایت را موثرتر کنند.
حالا که صحبت از رسانهها پیش آمد درباره روزنامه همشهری صحبت کنیم. به نظر من و خیلی از روزنامهنگاران و کارشناسان، روزنامه همشهری بیشترین انرژی و پتانسیل خود را صرف تبلیغات شهرداری میکند و حتی اعضای شورای شهر بارها به این موضوع انتقاد کردند ولی کماکان این روش را روزنامه همشهری ادامه میدهد. میخواهم نظر شمارا بهعنوان یک فرد رسانهای و عضو شورای شهر و رئیس کمیسیون فرهنگی و فردی که در واقع از مسائل شهرداری مطلع هستید، بپرسم.
روزنامه همشهری همچون دیگر روزنامهها و رسانهها دارای معایب و محاسنی است که این را کسی نمیتواند نادیده بگیرد. به هرحال روزنامه همشهری از منظر صاحبنظران سیاسی و خوانندگان مورد نقد و بررسی و ارزیابی است و طبیعی است که فرآیند اینها را باید ببینیم و هیچ رسانهای نیست که توانسته باشد صددرصد رضایت همه بخشها را تامین کند و این را نمیتوانیم بهعنوان اشکال یا ایراد رسانه بدانیم. رسانهها در واقع یک کارکرد خاص و هرکدام جایگاهی دارند و توانستهاند قشری از جامعه را به خود جلب کنند. ما در شورا مدعی این هستیم که روزنامه همشهری رسانه شورا و مدیریت شهری است و به همین دلیل سیاستگذاریهای کلانش باید در شورای شهر مورد توجه باشد و باید بهعنوان ارگان شورا و مدیریت شهری فعالیت داشته باشد. این نگاه دوستان ما در شوراست. بعضی اوقات این مساله مورد غفلت قرار میگیرد که نمیتوان منکر آن شد.
یعنی این خواسته شهرداری نیست که روزنامه همشهری به تریبون تبلیغاتی شهرداری تهران تبدیل شده است طوری که حتی افتتاح پروژههای نهچندان بزرگ هم تیتر یک روزنامه میشود؟
من چنین چیزی را قبول ندارم، در هر صورت شهرداری رسانهای در اختیار دارد و میتواند فعالیتهایش را منتشر و منعکس کند و این رسانه همشهری است و چیز دیگری ندارد. بالاخره وقتی پروژهای با صدها میلیارد پول بهنام تونل توحید یا برج میلاد ساخته میشود خب طبیعی است که روزنامه همشهری موظف است فعالیتهای این مجموعه را مورد توجه و اولویت قرار دهد و اگر انجام ندهد ما باید به آن ایراد بگیریم و این را نباید بهعنوان نقطه ضعف بدانیم بلکه نقطه قوت است که به انعکاس فعالیتهای مدیریت شهری و خود شهر میپردازد، اما میشود فضای بیشتری را برای انعکاس بیشتر خواسته شهروندان از مدیریت شهری در این روزنامه ایجاد کرد.
گفتید شهرداری رسانه دیگری در اختیار ندارد اما اگر نگاهی بیندازیم، میبینیم که شهرداری تریبونهای زیادی در اختیار دارد مثل خبرگزاری مهر و شهر، خبرگزاری و سایت تهران سما، روزنامه تهران امروز یا خیلی رسانههایی که غیرمستقیم شهرداری آنها را اداره میکند.
من خبرگزاری مهر را خبر ندارم که شهرداری اداره میکند یا نه، اما سما متعلق به شهرداری است. خبرگزاری شهر هم همینطور ولی خبرگزاری مهر را تا آنجا که من میدانم متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی است. ممکن است در تعاملات و توافقات میان شهرداری و بخشهای مختلف این نوع توافقات وجود داشته باشد ولی چون شما اسم آوردید ما باید تفکیک کنیم و مهر در ردیف رسانههای شهرداری قرار ندارد.
واقعا چه ضرورتی دارد وقتی شهرداری یک تریبون قدرتمند مثل همشهری در اختیار دارد و همشهری آنلاین هم به عنوان یک تریبون دیجیتال وجود دارد، تهران سما نیز اضافه شود. باز هم در کنار آن خبرگزاری شهر نیز اضافه شود. اینها واقعا با چابک شدن شهرداری همسو است؟ با اینکه شما دارید تلاش میکنید شهرداری را جمع و جور کنید این گسترش ساختار نیست؟ موازیکاری و اسراف صورت نمیگیرد؟
به نظرم شهر تهران برای خودش نیازمند یک خبرگزاری است؛ خبرگزاری شهر که مسائل شهر تهران را به عنوان اولویت اول قرار دهد برای اینکه به شهروندان منعکس کند. مگر روزنامه همشهری چند درصد از جمعیت کلانشهر تهران را میتواند مخاطب قرار دهد؟ ضمن اینکه ما داریم به سمت دنیای مجازی میرویم و در این دنیای جدید این رسانههای اینترنتی هستند که به بیشترین حجم نیاز جامعه پاسخ میدهند. حالا آیا اینکه واقعا نیاز هست یا نیست باید بررسی کارشناسی کرد چون من تا به حال از این منظر با موضوع برخورد نکردهام که بگویم آیا شهرداری تهران با داشتن خبرگزاری و یک روزنامه میتواند پاسخگوی همه مخاطبان باشد یا نه. این را من بررسی نکردهام اگر نیاز شما باشد میتوانم بررسی کنم و نظر خود را ارائه دهم تا اینکه ما با پول مردم خدای نکرده خلاف منافع مردم کار نکنیم. این پول مردم حقالناس است و ریال ـ ریال آن را باید پاسخگو باشیم و این خیلی حساسیت دارد که کاری که انجام میدهیم خلاف منافع مردم نباشد.
شما خودتان را اول عضو شورای اسلامی شهر تهران میدانید یا مشاور شهردار تهران؟
من از روزی که آغاز به کار کردم در شورا مسؤولیت مشاور شهردار تهران را ندارم. همان دوره و حد فاصل انتخابم به عنوان عضو شورای شهر تهران تا آغاز فعالیت شورای شهر که آزاد بودم و فعالیت نداشتم به عنوان مشاور شهردار تهران انتخاب شدم و به جهت سابقه کارم و آشنایی که با دکتر قالیباف داشتم در جایگاه مشاور به ایشان کمک میکردم اما در همان دوره هم هیچ حکمی برای من صادر نشد. اگر شما حکمی سراغ دارید که برای من به عنوان مشاور صادر شده باشد حتما ارائه دهید. بعد از آن هم فعالیت خود را رسما در شورای شهر تهران شروع کردم. مطلقا در این حوزه نقشی نداشتم هرچند از همان زمان متاسفانه باز دوستان رسانهای ما به هر دلیلی به این موضوع پرداختند و نوشتند آقای طلایی كه مشاور شهردار است چگونه میتواند عضو شورای شهر هم باشد؟
یعنی هیچوقت در جایگاه عضو شورای شهر، مشاور شهردار نبودهاید؟
اصلا. جالب است که از اعضای شورای سوم افرادی هستند که در شهرداری مسؤولیت دارند مثل آقای کاشانی که مشاور ایثارگران شهرداری است و دوستان دیگری هم بودند و هستند اما هیچ وقت کسی اینها را مورد بررسی قرار نداد ولی ما را فقط تابلو کردند. من معتقدم ما یک تیم 16نفره هستیم و این نگاهم است. 15نفر شورا و یک نفر شهردار است و باهم کار میکنیم ضمن اینکه وظایف خودمان تفکیک شده و مشخص است. چه اشکال دارد اگر عضوی از شورا نکاتی را بداند که میتواند با ارائه آن به شهردار از مشکلاتی جلوگیری کند چرا این کار را نکند. اگر این کار را انجام دهد نباید به او بگوییم شما عضو شورا هستید و نمیتوانید به شهردار مشاوره دهید.
یعنی معتقدید این موضوع بر انجام وظیفه ذاتی اعضای شورای شهر سایه نمیاندازد؟
شما به من بگویید آقای طلایی 2 سال گذشته کجا از وظایفت عدول کردی و کجا به وظایفت به عنوان نماینده مردم نپرداختی؟ کجا حق مردم را گرفتی و...کجا از رانت ارتباط با شهرداری استفاده کردی؟ بنده نه نیرویی در شهرداری دارم، نه تا به حال پروانهای از شهرداری گرفتهام و نه با کسی مشارکت کردهام. هیچ چیزی را به فضل الهی ندارم و وامدار احدی جز مردم شهر تهران نیستم و به فضل الهی امیدوارم تا آخر هم بتوانم همینگونه باشم. از مردم خواهش میکنم فریب افراد فرصت طلب و سود جو را که با نسبت دادن خودشان به افراد یا وانمود کردن رابطه داشتن با افراد سعی در سودجویی دارند، نخورند. بنده اینجا به صراحت عرض میکنم تا ثبت، منتشر و منعکس شود که اگر کسی مورد این را داشت، من خواهش میکنم به دستگاههای قضایی، امنیتی، انتظامی و به همه جا گزارش کند که اگر ما جایی رانتی، نیرویی، شرکتی، پروانهای، سهمی، شراکتی، دیناری اگر وامدار کسی هستم بیایند برای همه منتشر کنند. این را به این جهت عرض میکنم که افکار عمومی شهروندان عزیزمان در تهران بدانند که ما فقط وامدار مردم هستیم و لاغیر.
شاید علتی که رسانهها بیشتر درباره شما حساسیت به خرج دادند این است که دفتر کارتان به جای شورا در شهرداری قرار دارد.
درست است. من قبلاً این را جواب دادم، اگر شما روزها مراجعه کنید، میبینید که حجم مراجعات من چه میزان است. متأسفانه شورا فضای کمی دارد. حداقل در دوره سوم بارها ما از شهرداری از طریق رئیس شورا خواستیم که شما بروید و از طریق شهرداری فضای مناسب را برای استقرار و فعالیت اعضای شورا تعیین کنید. رئیس شورا هم پیگیری کردند. من نمیگویم پیگیری نکردند، ولی تا الان که من خدمت شما هستم نتیجهای حاصل نشده است. بنابراین من با توجه به حجم مراجعات و فعالیتهایی که دارم در شورا یک اتاق 3 × 5/2 متر در اختیار بنده قرار گرفت که کاری نمیتوانستم بکنم به همین دلیل من در واقع اینجا مستقر شدم و همین الان هم اگر به همین اندازه که اینجا اتاق دارم در آن ساختمان اتاق در اختیارم بگذارند، نه اینجا بلکه هر کجا که به من اتاق دهند حاضر هستم بروم و فرقی هم نمیکند.
با توجه به اینکه شما زمانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را برعهده داشتید این موضوع چقدر به شما کمک کرد؟ چون من از برخی روسای بازنشسته کلانتریها شنیدم که هنوز با شما دیدار و نشستهایی دارند و ظاهرا شما سعی میکنید از نظرات آنها برای اداره بهتر شهر به عنوان مشاوران استفاده کنید. چقدراین ابزارها و بازوها کمکتان میکند و الان که سکان ریاست کمیسیون فرهنگی را برعهده گرفتهاید چقدر سعی دارید از این ابزارها استفاده کنید؟
اولا من به صراحت عرض کنم که من به گذشته خودم به عنوان خدمت در لباس مقدس پلیس، سپاه و بسیج افتخار میکنم. از اینکه خودم را سرباز ولایت و خدمتگزار مردم بدانم افتخار میکنم و حاضر نیستم روی اینها با احدی معامله کنم و از این آرمانهای خودم عدول کنم، برای من سربازی ولایت و خدمتگزاری مردم افتخار است و اینها با تار و پود من و لحظه لحظههای زندگیام عجین است. در عین حال استفاده از خرد جمعی و تجربه دیگران در انجام کار را به عنوان یک اقدام ارزشمند از سوی مدیریت به آن نگاه میکنم و اعتقادم این است که مدیران موفق مدیرانی هستند که بتوانند از تجارب مدیران گذشته خودشان و از خرد جمعی برای انجام کارشان به نحو احسن استفاده کنند. لذا بنده برهمین اساس نه تنها از همکاران بازنشسته خودم در مجموعه پلیس استفاده میکنم بلکه از بسیاری دیگر از صاحبنظران درحوزههای اجتماعی، علمی، فرهنگی و رسانهای استفاده میکنم و با افتخار با آنها تماس میگیرم و از آنها دعوت میکنم یا به خدمتشان میرسم و پیرامون آنچه نیاز به داشتن اطلاعات دارم از آنها راهنمایی میگیرم و اینها از نگاه خودم در مدیریتم موثراست.
عملکرد پلیس در شهر تهران طوری است که نمیتوانیم به عنوان عملکرد پلیسی صرف آن را در نظر بگیریم چون میتواند بر فرهنگ شهر تهران هم سایه بیندازد. وضعیت پلیس تهران چقدر با مسائل فرهنگی همسو است؟ اگر بخواهید پلیس تهران را نقد کنید چه میگویید؟
من همیشه سعی میکنم قسمت پر لیوان را ببینم. وجه تمایز پلیس این است که با تمام زندگی جامعه سروکار دارد. به همین دلیل این دستگاه با دیگر دستگاهها تفاوتهای زیادی دارد و همه کسانی که میخواهند این دستگاه را نقد کنند باید توجه داشته باشند که برخورد با این دستگاه و رفتار و عملکرد این دستگاه یک آثار وضعی بر جامعه دارد و یک آثار روانی که ممکن است احساس امنیت در جامعه را مخدوش کند. به همین دلیل باید خیلی در این زمینه احتیاط کنیم.
اگر این خط قرمز را خودمان قرار دهیم و بپذیریم که اگر ما میخواهیم نقدی از پلیس مطرح کنیم، این نقد پیامدش این است که احساس امنیت را در جامعه مخدوش میکند باید روش انتقادمان را اصلاح کنیم. من نمیگویم نقد نکنیم، پلیس حتما باید نقد شود اما طوری باشد که احساس امنیت مردم صدمه نخورد. احساس امنیت از خود امنیت به مراتب در جامعه پراهمیتتر است بر این اساس باید مراقب باشیم به آن آسیب نرسانیم.
بیش از 2 سال است که شما از مجموعه پلیس جدا شدهاید و در این مدت هرگز از پلیس انتقاد نکردهاید. اگر معتقدید پلیس باید نقد شود چرا خودتان با توجه به سوابق و شناختی که از پایتخت دارید این کار را انجام ندادهاید؟
این کار را انجام دادهام اما نه از طریق رسانهها. من همیشه در طول 2 سال و اندی که از پلیس جدا شدم و در شورا فعالیت میکنم سعیام بر این بوده که این را اصل برای خودم قرار دهم و تا جایی که احساس کنم باید به دوستان پلیسم نکتهای را یادآوری، تجربهای را منتقل و اگر ایرادی میبینیم گوشزد کنم، این کار را انجام میدهم. به همین دلیل روزی نیست که با همکاران پلیس در ارتباط نباشم. بنابراین معتقدم برخی نقدها به پلیس، قبل از اینکه منجر به اصلاح مساله احساس امنیت در جامعه شود به آن آسیب میرساند یعنی نباید اعتماد مردم نسبت به پلیس مخدوش شود. البته خود پلیس باید پاسدار این اعتماد مردم به خودش باشد.
اگر بخواهید با رعایت مسائلی که به آنها اشاره کردید پلیس را نقد کنید، چه میگویید؟
با دوستانم در تماس هستم و حرفهایم را به آنها میزنم ولی هرگز معتقد به رسانهای کردن آن نبوده و نیستم چون ممکن است ایرادی که در تهران هست در هیچ جای کشور وجود نداشته باشد، روزنامه هم در کشور توزیع میشود ولی توصیهام همیشه به دوستان پلیسم این است که به هر حال پشتوانه مردم را برای خدمت به آنها از دست ندهید و برای تقویت و جلب پشتوانه مردم از هیچ تلاشی فروگذار نکنید. در برابر مسائل و حوادث اجتماعی که پیش میآید و متاسفانه بر اثر سوءمدیریت و منازعات و مسائل گوناگون اجتماعی به پلیس تحمیل میشود به دوستان توصیه کردم که همیشه با سعهصدر و مدارا با مسائل برخورد کنید. یعنی باید بدانیم که نمیتوانیم فضای اجتماعی را با نگاه سختافزاری حل کنیم، عموما به دوستان پلیس توصیه کردهام که اصل بر این بوده همه مبرای از هرگونه جرم و اتهامی هستند نه اینکه خلافش. اینها توصیههای عمومی من بوده که به همکاران و دوستان گذشته خودم داشته و دارم، ولی اگر منظور شما این است که بگویم مثلا در این مسائل که گذشت بر فرض ضعفی بوده، بالاخره اینها را همه میگویند، بگذارید ما نگوییم. عرض من این است که بیایید انتظاراتمان را از پلیس بگوییم. من به عنوان یک شهروند میگویم وقتی پلیس را میبینم باید احساس آرامش و امنیت کنم، لذا دلم میخواهد پلیس را همیشه بشاش، با نشاط و شاداب ببینم. انتظارم این است که پلیس با من حرف بزند و با من قهر نباشد. انتظار دارم اگر پلیس با من به عنوان مجرم یا متخلف برخورد کرد، این برخورد با خوشرویی و اخلاق اسلامی صورت گیرد. این انتظارات من است که در دل همینها، انتقاداتی هم نهفته است. زمانی که من در پلیس بودم به دوستان در صفحه حوادث رسانهها توصیه میکردم تحلیل محتوا کنند و به حوادث به صرف تیتر کردن نپردازند و تحلیل محتوا داشته باشند. این اخبار در جامعه احساس نا امنی ایجاد میکند. من آنچه در دوره مسؤولیتم در پلیس با دوستان رسانهای مطرح کردم، کماکان همان باورها را دارم و معتقدم باید به آن توجه کرد. اینها هیچکدام به مفهوم نقد پلیس نیست. نقد مشفقانه، منصفانه و خیرخواهانه میتواند به روشهای مختلف صورت گیرد که آثار مثبت خود را هم داشته باشد، اما اگر نقد تخریبی کردیم، هم جامعه و هم آن نهاد را خراب کردهایم.
پرواز بزرگترین کشتی هوایی خاورمیانه در مشهد
گروه اجتماعی: همزمان با میلاد مسعود ثامنالحجج (ع) بزرگترین کشتی هوایی خاورمیانه با عنوان «السلامعلیک یا علی ابنموسی الرضا(ع)» روز جمعه در آسمان پایتخت معنوی ایران به پرواز درآمد. این کشتی هوایی با همکاری استانداری خراسانرضوی در محل نمایشگاه بینالمللی مشهد آماده شده بود که در آسمان مشهد قرار گرفت. مدیرعامل نمایشگاه بینالمللی مشهد در جریان بلند شدن این بالن گفت: این نسل جدید کشتیهای هوایی با هوای داغ و ایرشیپ با هماهنگی استاندار خراسان رضوی و سازمان هواپیمایی کشور و تیم عملیات پروازی جمهوری اسلامی ایران در مشهد به پرواز درآمد. سیدمحمد سیدی با اشاره به کاربرد خانوادگی و گردشگری این کشتی هوایی افزود: گنجایش این ایرشیپ 3 هزار و 500 مترمکعب هواست و قابلیت پرواز در همه فرودگاههای کشور را دارد و میتواند به مدت طولانی در آسمان پرواز کند. وی با اشاره به ظرفیت 4 نفره آن در پروازهای خانوادگی گفت: سیستم این کشتی هوایی به گونهای آماده شده است که میتواند با حرارت تولید شده تعیین جهت کرده و با استفاده از موتور و پیشبینی باد ارتفاع خود را نسبت به زمین مشخص میکند. وی این کشتی را در جهت گردشگری و جذب گردشگر مؤثر خواند.
افتتاح 200 دهکده مهارت تا 5 ماه آینده
رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور از راهاندازی 200 مرکز فنی و حرفهای روستایی (دهکده مهارت) تا پایان سال خبر داد. مرتضی شریفالنسبی گفت: در حال حاضر مربیان توسط یک مرکز بسیار مناسب تربیتی در کشور که در خاورمیانه منحصر به فرد است، تحت آموزشهای روز قرار میگیرند. وی با اعلام بالا بودن وسعت و تکنولوژی این مرکز تربیت مربی اظهار داشت: هر دو هفته یکبار 500 تا 700 نفر از مربیان سراسر کشور فراخوانده میشوند و آموزشهای روز را فرا میگیرند. مربیانی که انتخاب و در دورهها حضور مییابند از بهترین افراد حاضر در صنعت
محسوب میشوند.
آغاز دوباره اجرای طرح بنگاههای زودبازده
اجرای طرح ایجاد بنگاههای زودبازده و کارآفرین بعد از توقف موقت با بازنگری و نظارت دوباره آغاز شد. به گزارش ايرنا،مجید ملکی تبار، معاون وزیر کار و اموراجتماعی گفت: با برنامهریزیهای صورت گرفته در وزارت کار و امور اجتماعی این طرح بزرگ و ملی میتواند نقش عمدهای در کاهش نرخ بیکاری داشته باشد. این مقام مسؤول در ادامه با بیان اینکه دولت نهم و دهم به توسعه فضاهای ورزشی کارگران نگاه ویژه داشته، گفت: فضاهای ورزشی هم اکنون به 10 برابر
رسیده است. ملکی تبار، متوسط سرانه ورزشی کارگران کشور را 85/0 مترمربع عنوان و خاطرنشان کرد: این رقم در برنامه پنجم به یک متر افزایش مییابد.
رئیس کل بانک مرکزی:
طلای وارداتی از پرداخت مالیات معاف شد
گروه اقتصادي: بانک مرکزی از مدتها قبل در پی حذف مالیات و عوارض از طلا و نقره وارداتی بود که این امر اکنون با تصویب مجلس شورای اسلامی محقق شده است.
به گزارش ايرنا،محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه این بانک، بازار ارز، طلا و منابع ریالی را مدیریت میکند و چنین امری از وظایف آن است، اظهار داشت: برهمین اساس بانک مرکزی از افزایش قیمت طلا جلوگیری میکند تا طلاهایی که بهصورت غیرقانونی وارد کشور میشود بازار را از کنترل خارج نکند. به گفته وی با معافیت مالیاتی قیمت تمام شده طلا کاهش مییابد، بنابراین براحتی میتوانیم بازار آن را کنترل کنیم. رئیس کل بانک مرکزی اظهار داشت: این بانک برای جلوگیری از کاهش یا افزایش قیمت طلا از دستکاری قیمت آن جلوگیری و در عین حال بازار طلا را کنترل میکند. وی افزود: با توجه به این امر، اگر قیمت طلا در بازارهای داخلی بدون توجه به قیمتهای جهانی و بهطور کاذب افزایش یابد، بلافاصله سکههای تولیدی توسط بانک مرکزی به بازار تزریق خواهد شد. وی خاطرنشان کرد: برعکس اگر قیمت طلا و سکه کاهش یابد، دخالتی در بازار نمیکنیم.
بازگشایی مرز خسروی به روی زائران عتبات عالیات
گروه اجتماعي: همزمان با میلاد خجسته امام رضا (ع) روز گذشته مرز بینالمللی خسروی در شهرستان قصرشیرین به روی زائران عتبات عالیات بازگشایی شد. فرماندار قصرشیرین گفت: نخستین گروه از زائران عتبات عالیات در قالب چند کاروان از استان کرمان تحت پوشش سازمان حج و زیارت روز جمعه از مرز بینالمللی خسروی طی مراسمی عازم عتبات عالیات شدند. بهرام تیموی افزود: به دلیل مسائل امنیتی کاروانها در طول مسیر خسروی به بغداد هیچ گونه توقفی نخواهند داشت و تا قبل از اذان ظهر از مرز خسروی خارج میشوند و طوری برنامهریزی شده که عزیمت آنها به تاریکی هوا و شب برخورد نکند. وی بدون اعلام آمار، از افزایش ظرفیت کاروانهای عبوری زائران عتبات عالیات به تدریج در ماههای آینده از مرز خسروی خبر داد. به گزارش ایرنا، مرز خسروی از اول مردادماه سال جاری به دنبال حادثه تروریستی در عراق که منجر به شهادت و مجروح شدن شمار زیادی از هموطنانمان شد از سوی مقامات کشورمان فقط روی زائران ایرانی بسته شد و در طول این مدت اتباع غیرایرانی از این مرز به عتبات عالیات تردد داشتند. مرز خسروی در ۲۰کیلومتری شهر قصرشیرین دارای بزرگترین پایانه بینالمللی خاورمیانه با گنجایش روزانه ۱۰هزار مسافر و زائر است. قصرشیرین در غرب کرمانشاه با بیش از ۱۹۲کیلومتر مرز مشترک با عراق دارای ۲۵هزار نفر جمعیت است.
نظام تأمین اجتماعی با هدفمندی یارانهها
روبرت بیگلریان*
اجرای طرح تحول اقتصادی با محوریت هدفمند کردن یارانهها در سایه عدالت اجتماعی و نیز جلوگيری از هدررفت منابع ضرورتی اجتنابناپذیر است که دولت، مجلس، مردم و کارشناسان اقتصادی و اجتماعی به جد بر عملیاتی شدن آن تاکید دارند. اگرچه دولت برای هموار کردن مسیر پر فراز و نشیب این طرح مهم خود را با سازوکارهای لازم و ابزارهای خاص علمی مجهز کرده است اما بيان اين نکته ضروری است كه در شرایط کنونی احتمال میرود واقعی شدن تدریجی قیمتها در ابتدا و به صورت گذرا شوک اقتصادی را دامنگیر جامعه بویژه اقشار کمدرآمد کند. با این وجود تقویت نظام تامین اجتماعی از طریق توانمند کردن دهکهای پایین درآمدی جامعه بهعنوان راهکاری مطلوب میتواند رویکردی شایسته باشد تا مشکلی در اجرا طرح را تهدید نکند. البته باید گفت دولت مجدانه در تلاش است تا عملیاتی شدن هدفمند کردن یارانهها به تقویت بنیه اقشار کمدرآمد جامعه و اقتصاد کشور منجر شود و در این سمت و سو جامعه نیز با محدودیتهایی مواجه نشود. طبیعی است با واقعی شدن تدریجی قیمتها آنچنان که در فرم اطلاعات اقتصادی خانوارها دهکهای درآمدی مشخص است دولت در نظر دارد با واریز کردن پول نقد به حساب آنها رشد قیمتهای ناشی از اجرای این طرح را خنثی کند. هرچند برخی معتقدند تامین پول نقد برای برونرفت خانوارها از فشار رشد قیمتها به دلیل اینکه وجه نقد شاید بهطور دائم فراهم نشود یا اینکه نظام اطلاعاتی موجود در شناسایی دهکهای جامعه با آزمون و خطا همراه باشد و نتیجه قابل قبولی ندهد، دارای ابهام است. اینکه دولت قرار است جزئیات و ریز برنامههای اجرایی لایحه هدفمند کردن یارانهها را با چه سبک و سیاقی عملیاتی کند هنوز بهطور قطع در مجلس شورای اسلامی بحث نشده است اما باید پذیرفت با توجه به اهمیت طرح و تجربه دولت در اجرای برنامهها و اینکه لایحه هدفمندی یارانهها از چارچوب خاصی برخوردار است اهداف محقق خواهد شد؛ هرچند شاید در ابتدا افزایش نرخ تورم و قیمتها جو روانی را در جامعه ایجاد کند اما بتدریج با اجرای برنامههای اصولی، نواقص، محدودیتها و مشکلات سد راه مرتفع میشود. در واقع بررسی زوایای پنهان و پیدای طرح تحول اقتصادی با محوریت هدفمند شدن یارانهها و چگونگی اجرای این طرح آنچنان که شیرازه اقتصاد جامعه دچار مشکل نشود یکی از دغدغههای مجلس به شمار ميرود؛ چرا که آزادسازی تدریجی قیمت حاملهای انرژی و اصلاح آن برای دستیابی به عدالت اجتماعی امری ضروری است که باید نسبت به آن بیتفاوت نماند. از آنجایی که 70درصد منابع کشور توسط 30درصد (ثروتمندان) مصرف میشود در این صورت و در سایه عدالتمحوری اجرای دقیق هدفمندی یارانهها میطلبد تا مجلس و دولت در اجرای این مهم تلاش کنند، زیرا آثار مثبت این طرح بسیار بیشتر از آثار احتمالی منفی آن بوده، اما اینکه در عملیاتی شدن طرح مذکور چگونه برنامهریزی شود تا جامعه دچار مشکل نشود، این موضوع به خود دولت بازمیگردد.
*عضو کمیسیون اقتصادی مجلس
همزمان با دومین سالگرد کوچ شاعر آفتابگردانها
یادداشتهای شخصی قیصر امینپور به چاپ میرسد
یادداشتهای شخصی قیصر امینپور در قالب کتابی به چاپ میرسد. این کتاب با عنوان «گفتوگوهای بیگفتوگو» دربردارنده یادداشتها و نوشتههای شخصی این شاعر و استاد فقید دانشگاه است. کتاب یاد شده با گردآوری زیبا اشراقی ـ همسر شاعر ـ و از سوی انتشارات مروارید منتشر خواهد شد. همچنین یادنامه قیصر امینپور از سوی نشر یادشده در حال انتشار است و به گفته مسؤول این مرکز نشر، مجموعه شعر «دستور زبان عشق» و «مجموعه کامل اشعار» او مرتبا تجدید چاپ میشوند. «تنفس صبح» و «در کوچه آفتاب»، «آینههای ناگهان»، «گلها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» از مجموعههای شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینه اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد. همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومه ظهر روز دهم» ، «مثل چشمه، مثل رود»، «بیبال پریدن» (نثر ادبی، برای نوجوانان)، «بهقول پرستو» ، «سنت و نوآوری در شعر معاصر» و «شعر و کودکی» از دیگر آثار این شاعرند.
۲۱۵ دلار حقوق ماهانه برای تبلیغکنندگان جمال مبارک در فیسبوک
گروه بینالملل:روزنامه «المصریالیوم» از قول منابعی در حزب ملی دموکراتیک حاکم در مصر نقل کرد: «این حزب مبارزه تبلیغاتی خود را با مسؤولیت محمد کمال، رئیس کمیته جوانان برای ریاست جمهوری جمال مبارک فرزند حسنیمبارک آغاز کرده است». این مبارزه در اینترنت و بویژه در سایت فیسبوک به منظور آماده سازی برای انتخابات ریاستجمهوری سال 2011 در مصر انجام خواهد گرفت.این منابع اعلام داشتند که جمال مبارک با در اختیار گرفتن جوانان کم سن و سال برای کار، مبلغی حدود یکهزار و 500 گینه در ماه معادل 215 دلار را به آنها میپردازد. یکی از فعالان در این زمینه هدف از این کار را برجسته کردن وجهه سیاسی جمال مبارک و رسیدن وی به ذهن جوانان کشور مصر دانست. گروه حاکم و طرفداران جمال مبارک گفتهاند که تخریب چهره رهبرشان در برابر ملت مصر را نمیپذیرند و با برقراری کنفرانس در برابر احزاب مخالف قرار خواهند گرفت.
افتتاح نخستین شعبه فروشگاه زنجیرهای خردهفروشی ایرانیان
گروه اقتصادی: نخستین شعبه فروشگاه زنجیرهای خردهفروشی ایرانیان در کالاهای سوپرمارکتی با حضور مدیر مرکز اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی افتتاح شد.
کامران اعظمی، مدیرعامل فروشگاههای زنجیرهای خردهفروشی ایرانیان در مراسم افتتاحیه نخستین شعبه فروشگاه زنجیرهای خردهفروشی ایرانیان اظهار داشت: امروز نخستین سوپرمارکت ایران به عنوان نخستین فروشگاه زنجیرهای خردهفروشی با برند ایرانیان افتتاح شد و روز
22 بهمنماه هم افتتاح پنجاهمین فروشگاه زنجیرهای ایرانیان را همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی جشن میگیریم. وی افزود: هر تغییری با مقاومت همراه است لذا هدف ما از ایجاد فروشگاههای زنجیرهای خردهفروشی در کالاهای سوپرمارکتی ایجاد بحران در این صنف نیست بلکه ما به دنبال ساماندهی فروشگاههای منتخب در راستای اصلاح نظام توزیع و طرح تحول اقتصادی هستیم. او اضافه کرد: در فاز اول راهاندازی این فروشگاهها ایجاد ارتباط با مشتریان، نصب صندوقهای فروش مکانیزه، نصب دستگاههای POS، آموزش متصدیان فروش، برندسازی و نصب نرمافزارهای پیشرفته فروش در دستور کار قرار دارد. اعظمی با بیان اینکه مکانیزم فروش طوری طراحی شده که بهطور اتوماتیک قیمت تمام شده را 10 درصد کاهش میدهد، اظهار داشت: فاز دوم راهاندازی فروشگاهها پس از 22 بهمن ماه آغاز شده و تا 29 اسفندماه به تکامل میرسد که در این فاز قیمتشکنی و توزیع کالا در شبکه فروشگاههای زنجیرهای ایرانیان و کاهش قیمت کالاهای سوپرمارکتی تا 30 درصد برای شب عید هدفگذاری شده است.
آغاز ثبتنام زائران در کاروان ها برای اعزام به عتبات عالیات
رئیس امور عتبات عالیات سازمان حج و زیارت گفت: از امروز ثبتنام زائران در کاروان ها برای اعزام به عتبات عالیات آغاز شد. حسین اکبری افزود: قرعهکشی برای اعزام زائران به عتبات عالیات انجام شده است. به گزارش فارس وی با اشاره به اینکه از طریق پیامک به زائران اطلاعرسانی میکنیم، گفت: 6 اولویت برای این دوره در نظر گرفتهایم. وی با بیان اینکه اولویت یک و 2 ازامروزمیتوانند برای ثبتنام مراجعه کنند، گفت: همچنین اولویتهای 3 و 4 از روز سهشنبه میتوانند براي ثبتنام اقدام كنند. رئیس امور عتبات عالیات سازمان حج و زیارت بیان کرد: ثبتنام از اولویتهای بعدی نیز براساس برنامهریزیهاي انجام شده صورت ميگيرد.
آشتیانی ضمن تکذیب شایعه اخراج مرفاوی:
ناقوس پایان لمپنیسم به صدا درآمده
باز هم یک موضعگیری سرسختانه دیگر و باز هم هجوم امیررضا واعظیآشتیانی به سوی جریانی که به زعم او کمر همت برای زمین زدن آبیها سفت کردهاند. در شماره پنجشنبه پر تیراژترین روزنامه ورزشی اشاره واضحی به خروج صمد مرفاوی و سرمربیگری اریش روته مولر و دستیاری علیرضا منصوریان شده بود، اگر چه نویسنده تمام این تغییرات را به اخبار شنیده شده از درون باشگاه ربط داد اما کاملا هویدا بود آنها منابع خبری چندان مطلعی ندارند چرا که مدیر عامل استقلال به گونهای برابر این خبر موضع گرفت که بوی باروت دوبارهای به مشام میرسد: «مرفاوی و کادرفنی فعلی تا پایان لیگ نهم در استقلال خواهند بود و با نتیجهای که خواهند گرفت به انتقادها پاسخ خواهند داد، ضمن اینکه شب دراز است و قلندر بیدار». البته پیش از این یک بار علی فتحاللهزاده از این ضربالمثل استفاده کرد که متاسفانه پایان کار آن قلندر با اخراج او از این سمت گره خورد. مدیر عامل استقلال بعد از این مقدمه سپس شمشیرش را از رو کشید و با ادبیات تندتری پاسخ این شایعات را داد: «نه من و نه مرفاوی بلد نیستیم که چگونه پول خرج کنیم و به بازیکنان حریف زنگ بزنیم و آنها را تطمیع کنیم. ما به دنبال فوتبال پاک هستیم و داریم این فوتبال پاک را در استقلال تجربه میکنیم و چون برای بعضیها بویژه برخی قلم به مزدها سخت است که در این فضا کار کنند چنین کارهایی را انجام میدهند. اینها افرادی هستند که همیشه به دنبال ریاکاری هستند اما باید بگویم در فوتبال پاک پول حرام و رفتارهای لمپنیسم جایی ندارد». آشتیانی سپس از واژه لمپن استفاده کرد اما این بار با چاشنیای بسیار تندتر از گذشته: «من برای ایجاد فوتبال پاک و از بین بردن ناپاکیها و لمپنیسم از آبرویم سرمایه گذاشتهام و تا پایان در این راه مبارزه میکنم. چیزی که برای ما مهم است، اینکه افراد فرهیخته چه در رسانهها و چه در دیگر حوزهها روش مبارزه ما با ناپاکیهای فوتبال را قابل توجه میدانند و برای آن ارزش قائلند. واقعیت امر این است ناقوس پایان لمپنیسم به صدا درآمده و بزودی این افراد یا باید رفتار خود را اصلاح کنند یا مجبور میشوند از گردونه ورزش و فوتبال خارج شوند. ما تا آخر با لمپنیسم و کثیفیهای فوتبال مبارزه میکنیم و در این راه هیچ چیز نمیتواند ما را ناامید کند و فشار و هوچیگریها و آنچه که برخی راه انداختهاند نمیتواند خللی در سرعت ما ایجاد کند. میدانیم که عدهای پول بهدست از این دفتر به آن دفتر میروند تا استقلال را تخریب کنند اما ما به آنها توجهی نداریم». مدیرعامل آبیها علاوه بر محکوم کردن لمپنها سپس اشارهای به شاخه اقتصادی این شایعات کرد:« برخی روزنامهها که در فصل جدید نتوانستند بازیکن یا مربی را به استقلال تحمیل کنند، با ضرر مالی مواجه شدند و میخواهند این ضرر را به گونه دیگر جبران کنند. برخی قلم به مزدان هم فکر میکنند که فقط آنها هستند که فوتبال را میفهمند». بعد از لمپنها و قلم فروشها، افراد سیاسی هم به دایره مردان مورد اتهام آشتیانی اضافه شدند. البته او در این باره چندان پر بیراه نگفت: «ما نسبت به صحنهگردانی برخی افراد در آن روزنامهای که این روزها هجمه ایجاد کرده آگاهیم و اهدافشان را میدانیم. اهداف آنها ورزشی نیست بلکه هدفشان سیاسی است و برخی قلم بدستان این روزنامه بدون اینکه بدانند در چه بازیای قرار گرفتهاند، در این جهت حرکت میکنند». حرفهای واعظی با اعلام رسمی این موضوع که هرگز منصوریان به استقلال نمیآید پایان گرفت اما قطعا این حرفها در شرایط فعلی نمیتواند آرامش را به استقلال برگرداند. شاید مهمترین خروجی این مصاحبه اطمینان خاطر بخشیدن به کادر فعلی آبیها باشد اما ادامه این جنگ رسانهای نمیتواند شفا بخش مرض این روزهای استقلال لقب بگیرد. واعظی حرفهای تقریبا راستی را زد اما آیا جای این حرفهای راست امروز بود؟
رؤیای صعود
نوجوانان با کسب یک امتیاز مقابل هلند
به مرحله حذفی میرسند
سرنوشت دست خودمان است؛ منتها همه چیز بستگی به تلاش نوجوانان در بازی با هلند دارد.پیروزی مقابل این تیم قدرتمند اروپایی میتواند جواز صعود به مرحله حذفی را امضا کند، پیروزیای که به این راحتیها به دست نخواهد آمد. با این حال علی دوستی امید زیادی دارد و میگوید: «سخت است اما در حال حاضر سرنوشت تیم ایران در چگونگی صعود به مرحله بعدی، دست خودمان است که هر طور تلاش کنیم، نتیجه گرفته و میتوانیم به عنوان تیم نخست، دوم یا حتی سوم راهی دور بعد شویم». این آخرین بازي ایران در مرحله مقدماتی جامجهانی است. آخرین ديداري که میتواند زمینه نخستین حضور نوجوانان در مرحله دوم را فراهم کند. اهمیت این بازی تا بدانجاست که سایت فیفا هم گزارشی از سایت خود را به بازی ایران اختصاص داده و آورده است: «این مسابقه رقابتی دشوار خواهد بود، زیرا پیروزی برای هر کدام از این تیمها باعث خواهد شد این تیم مستقیما به مرحله حذفی رقابتها راه یابد». ملیپوشان ایران در حال حاضر با یک پیروزی و یک تساوی 4 امتیاز درکارنامه دارند اما رقیب آنها هلند با یک پیروزی و یک شکست موفق به کسب
3 امتیاز شده و در جایگاه پایینتری نسبت به تیم ملی ایران قرار دارد، این یعنی اینکه شاگردان علی دوستی با گرفتن یک تساوی از این تیم اروپایی میتوانند در دومین حضور، نخستین صعود به مرحله حذفی را تجربه کنند. این در حالی است که سایت فیفا نظرش درباره تیم ایران این است: «ایران مسابقات خود را با پیروزی
2 بر صفر برابر گامبیا آغاز کرد اما در ادامه به تساوی صفر - صفر برابر کلمبیا دست یافت. پیام صادقیان و افشین اسماعیلی 2 مرد خطرناک ایران نیازمند این هستند تا اگر دوباره قصد دارند در همه نیمههای حساس دوم مسابقات جایگاه خود را از قبل رزرو کرده باشند، به همان بازیکنان آزاد بدل شوند».
آلبرت استوی ونبرگ، سرمربی تیم ملی هلند: «ایرانیها تیم قدرتمندی هستند و ما کاملا با هدف ارائه بهترین نمایش ممکن برابر آنها خود را آماده کردیم. پس از آنکه نخستین مسابقه را برابر کلمبیا واگذار کردیم، در بازی دوم بهتر شدیم و از شانس بیشتری برخوردار بودیم. ما میتوانیم بهتر باشیم و تلاش خواهیم کرد در مسابقه فینال این گروه بهترین نمایش خود را ارائه کنیم».
علی دوستیمهر، سرمربی تیم ملی ایران: «اینک ما 4 امتیازی هستیم و کسب یک پیروزی در آخرین مسابقه ما کافی خواهد بود تا ما را در مرحله دوم ببینید. این هدف مقدماتی ما است، از زمانی که وارد نیجریه شدیم. بنابراین ما امیدوار هستیم تا بتوانیم با یک نمایش خوب در آخرین مسابقه به این هدف دست یابیم. ما میخواهیم حداقل یکی از بهترین 3تیم پایانی مسابقات باشیم، بنابراین این نخستین گام ما برای آمدن به اینجاست».
برای نخستینبار در تاریخ ورزش ایران
ووشوکاران نایبقهرمان جهان شدند
تبریک علی سعیدلو به مناسبت نایبقهرمانی ووشوکاران در مسابقات جهانی. این برای نخستینبار است که چنین اتفاقی میافتد و ایرانیها به این عنوان میرسند. نتایج در آخرین روز این مسابقات یعنی پنجشنبه شب رقم خورد؛ جایی که ووشوکاران ایران موفق شدند 5 مدال طلا، 6 نقره و یک برنز کسب کنند. در این مسابقات که در شهر تورنتوی کانادا برگزار میشد، در سانشوی بانوان خدیجه آزادپور و ملیحه فضلی توانستند نام خود را به عنوان نخستین بانوان ایرانی که موفق به کسب مدال طلا در رشته سانشو شدند ثبت کنند. الهه منصوریان و راضیه طهماسبی نیز در همین رشته دوم شدند و به مدال نقره رسیدند، اما در سانشوی مردان علی دهقان،حسین اوجاقی و محسن احمدی،ابراهیم فتحی و احسان پیغمبری در تالو و در اجرای فرم 3 نفره طلاییهای ایران بودند. این در حالی است که محسن محمدسیفی، حمیدرضا قلیپور، فرشاد عربی (2 مدال) به مدال نقره رسیدند. تک برنز تیم ایران را هم سجاد عباسی به دست آورد. بدینترتیب در پایان دهمین دوره رقابتهای ووشوی قهرمانی جهان، در ردهبندی تیمی و در مجموع تالو و سانشو تیم ملی چین با کسب 14 مدال طلا و یک برنز در جایگاه نخست ایستاد، تیم ملی ایران با کسب 5 مدال طلا، 6 نقره و یک برنز در ردیف دوم و تیم هنگکنگ نیز با 3 مدال طلا، 6 نقره و 3 برنز در جایگاه سوم ایستادند. در بخش سانشو نیز تیم ملی کشورمان به مقام نایبقهرمانی جهان دست یافت. این در حالی است که در دوره قبل (نهمین دوره) یعنی مسابقات جهانی 2007 چین، تیم ملی ووشوی ایران با کسب یک مدال طلا، 5 نقره و 3 برنز در سانشو چهارم و در مجموع تالو و سانشو در جایگاه هفتم قرار گرفته بود، اما پس از کسب مقام نایبقهرمانی در جهان، علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی در پیامی این افتخار را به سانشوکاران تبریک گفت.دراین پیام تبریک آمده است: «کسب نایب قهرمانی جهان و همچنین کسب مدال طلا در بخش بانوان که برای نخستینبار است در این رشته ورزشی توسط بانوان کشورمان به دست آمده است، بار دیگر مهر تاییدی زد بر سرمایههای ارزشمند ایران اسلامی که همانا جوانان عزیز کشورمان در جای جای این مرز و بوم هستند. نایبقهرمانی تیم ملی ووشوی ایران در دهمین دوره رقابتهای قهرمانی جهان با کسب 5 مدال طلا، 6 نقره و یک برنز به دست آمده که برای ورزش ایران بسیار ارزشمند است. اینجانب ضمن تقدیر از تلاش و همت خستگیناپذیر کادر فنی و اعضای تیم ملی ووشوی ایران، کسب مقام نایبقهرمانی جهان را به جامعه ورزش و بویژه خانواده این رشته که علاقهمندان زیادی را در کشورمان پیدا کرده است تبریک عرض کرده و سرافرازی هر چه بیشتر قهرمانان ایران اسلامی را از خداوند منان خواستارم».
3 سال طول کشید تا دزدان آشنا ردیابی شوند
اعضای مصنوعی بدن انسان در مخفیگاه روستایی دزدان
گروه حوادث: 3 کارمند کلینیکی، دزدان اعضای مصنوعی بدن انسان بودند که میخواستند میلیونها تومان پول به جیب بزنند. اعضای بدن سرقتی 3 سال در یک خانه روستایی در شمال کشور به صورت پنهان انبار شده بود.
راز باند فروش اعضای بدن
مردادماه سال 85، رئیس یک کلینیک ارتوپدی تنساز که در زمینه تامین اعضای مصنوعی بدن انسان برای معلولان فعالیت دارد با اداره حراست هلالاحمر تهران تماس گرفت و خبر از سرقت محمولهای از اعضای بدن انسان از انبار کلینیک را داد. با اعلام این گزارش اداره حراست هلال احمر ماجرای سرقت میلیونی را به ماموران کلانتری 103 گاندی مخابره کرد. لحظاتی بعد ماموران در محل حادثه (شرکت ارتوپدی تنساز) حاضر شدند و بررسیهای میدانی خود را آغاز کردند. در تحقیقات نخست روشن شد دزدان نیمه شب با داشتن کلید وارد انبار کلینیک شدهاند و پس از دزدیدن اعضای مصنوعی بدن انسان که حدود 3 میلیارد ریال ارزش داشته، انبار را قفل کرده و هیچ ردی از خود برجای نگذاشتهاند.
باتوجه به اینکه قفل ورودی انبار سالم بود، این فرضیه قوت یافت که عاملان سرقت از کارمندان شرکت هستند که به کلید انبار دسترسی داشتهاند. با این سرنخ، پرونده به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 3 ونک در اختیار کارآگاهان اداره 17 پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت. بدین ترتیب تیمی از کارآگاهان ماموریت یافتند راز این دزدی میلیونی را فاش کنند. در نخستین اقدام پلیسی، ماموران با هماهنگی اداره حراست هلال احمر مشخصات اعضای بدن به سرقت رفته را به همه شرکتها و کلینیکهای ارتوپدی تنساز سراسر کشور مخابره کردند که چنانچه هرکس برای فروش این اجناس تخصصی مراجعه کرد بلافاصله پلیس را در جریان قرار دهند.
پلیس در گام بعدی تحقیقات خود را روي کارمندان شرکت متمرکز کرد و همه کسانی که به انبار کلینیک تردد داشتند را تحت بازجویی قرار داد.
تیم تحقیق در این بازجوییها به رفتارهای غیرعادی مردی به نام «پرویز» برخورد. وی رفتارهای غیرعادی داشت و از مدتها پیش در دام اعتیاد گرفتار شده بود. پرویز و دوستان وی که حدود 10 سال است در شرکت کار میکنند تحت نظر گرفته شدند اما هیچ اقدام عجیبی از آنها سر نزد تا نشان بدهد دزدان محموله اعضای مصنوعی بدن انسان هستند. حدود 3 سال از این ماجرا گذشت و هرگونه خرید و فروش اعضای مصنوعی بدن انسان با نظارت حراست هلال احمر و پلیس آگاهی صورت میگرفت و راز این دزدی میلیونی در هالهای از ابهام ماند تا اینکه مهرماه سال جاری پس از 3 سال مدیر یکی از کلینیکهای ارتوپدی تنساز در تهران با اداره 17 پلیس آگاهی تماس گرفت و گفت: ساعتی پیش مردی به شرکت آمد و مدعی شد قصد فروش تعدادی اعضای بدن مصنوعی دارد که مشخصات آنها با اجناسی که 3 سال پیش توسط پلیس در اختیارمان قرار گرفته، مطابقت دارد. پس از این تماس کارآگاهان در شرکت حاضر شدند و مدیر کلینیک با دیدن عکس پرویز(مظنون پرونده که 3 سال تحت تعقیب بود) وی را شناسایی کرد.
با این سرنخ ماموران در 18 مهرماه سالجاری، پرویز را در خانهاش در خیابان جمهوری تهران دستگیر کردند.
این مرد که در ابتدا خود را بیگناه میخواند وقتی با مدیر شرکتی که قصد فروش اعضای بدن سرقتی را به وی داشت، روبهرو شد، چارهای جز اعتراف ندید.
وی گفت: سناریوی سرقت از انبار شرکت را با دوستانم «فرهاد» و «خسرو» طراحی کردیم که آنها نیز کارمندان کلینیک هستند و بیش از 10 سال است که با یکدیگر همکار هستیم. پرویز ادامه داد: برای انجام نقشه باید کلید انبار را به دست میآوردیم، به همین خاطر خسرو که به انبار رفت و آمد داشت از روی کلید انبار یدکی ساخت.
پس از آن، یک شب هر 3 به انبار شرکت رفتیم و جنسها را برداشتیم و با خودروی شخصی فرهاد، اموال دزدی را به یک خانه روستایی در شمال کشور انتقال دادیم. معمولا آخر هفته هر سه برای تفریح به آن خانه روستایی میرفتیم و در آنجا مواد مصرف میکردیم. وی افزود: پس از سرقت چون میدانستیم ماموران به ما شک کردهاند، تصمیم گرفتیم جنسها را در خانه نگهداریم و بعد از اینکه ماجرای دزدی فراموش شد، اجناس را بفروشیم، غافل از اینکه پلیس همچنان در تعقیب ما بود تا راز این دزدی را فاش کند. پس از اعترافات پرویز، 2همدست وی نیز در کمتر از 24 ساعت بازداشت شدند و به جرم خود اعتراف کردند.
بنا به گزارش خبرنگار«وطنامروز»، کارآگاهان با نیابت قضایی به خانه روستایی رفتند و همه اجناس به سرقت رفته را در آنجا کشف کردند که ارزش این اموال بیش از 300 میلیون تومان است.
سرانجام پرسپولیس و استیلآذین به هم رسیدند
مصاف دسته و چاقو
امروز یک روز ویژه برای لیگ برتر خواهد بود؛ پرسپولیس برابر استیلآذین قرار میگیرد و چندصد کیلومتر به سوی جنوب، سپاهان با قلعهنویی پذیرای تیمی خواهد بود که اینک فرهاد کاظمی را به عنوان سرمربی بالای سر خود دارد. چه چیزی از این جذابتر؟ ابتدا از پیکار قرمزهای پایتخت شروع میکنیم. پرسپولیس بعد از عبور از سایپا و تراکتورسازی به همان منطقهای رسید که مورد نظر کرانچار و کاشانی بود اما توقف برابر استیل آذین میتواند به بهای خراب شدن همه آن رویاهایی تمام شود که در 2 هفته اخیر کاخ آرزوی قرمزها روی آن بنا شده است. حسین هدایتی، حمید استیلی، حسین کعبی، حامد کاویانپور و صد البته علی کریمی مهرههای سابقا پرسپولیسیای به شمار میروند که اینک سرخی پیراهنشان وام گرفته از سرخی
استیلآذین است، نه قرمز پرسپولیس. استیلی به عنوان نخستین فرد این مجموعه عنوان کرد، هرگز برابر محبوب ابدیاش (پرسپولیس) روی نیمکت نمینشیند اما این ژست رسانهای خیلی زود رنگ باخت تا با حرفهای حشمت مهاجرانی او حاضر به رویارویی با پرسپولیس شود. این وضع بهگونهای دیگر هم برای علی کریمی وجود داشت اما او هیچ حرفی دال بر پا پس کشیدن نزد و جالبتر اینکه در مصاحبه با سایت اختصاصیاش وعده داد بعد از گلزنی کاری میکند که هواداران پرسپولیس هم خوشحال شوند! شاید او قصد گل به خودی را دارد چرا که اگر دروازه میثاق را فتح کند حتی خود سوزیاش هم دیگر قادر به شادمان کردن پرسپولیسیها نخواهد بود.
برخلاف این دغدغهها که بیشتر شامل حال استیل آذینیها هست از اردوی پرسپولیس خبر خاصی به بیرون درز پیدا نمیکند. آنها فقط به سومین برد پیاپی فکر میکنند و میدانند که با انجام چنین مهمی شاید در عین ناباوری در پایان
نیمفصل، قهرمان این 17 هفته لقب بگیرند. سوای این نبرد، در فولادشهر اصفهان، سپاهان صدرنشین به دیدار ابومسلم میرود. تا چند روز قبل نمیتوانستید هیچ اهمیت ویژهای از دل این پیکار بیابید اما با انتخاب فرهاد کاظمی به عنوان سرمربی مشکیپوشان، حالا قضیه کاملا متفاوت میشود؛ فصل قبل او در نخستین مصاف که جانشین چرخابی شده بود توانست در همین زمین از سد استقلال و قلعهنویی بگذرد، آیا این بار تاریخ به نفع او تکرار میشود؟
گفتوگو با طناز طباطبایی به بهانه حضور در «صداها»
اساس سینما فرهنگ است، فیلم فرهنگی یعنی چه؟
بهعنوان نخستین سوال دوست دارم بدانم چطور بازیگر شدید، هرچند سوالی کلیشهای است اما پرسیدنش خالی از لطف نیست شاید هنوز خیلی از افراد باشند که ندانند طناز طباطبایی از کجا شروع کرده و وارد دنیای بازیگری شده است؟
من بارها در مصاحبههای گوناگون به این سوال پاسخ دادهام اما به قول شما شاید هنوز افرادی باشند که پاسخ این سوال را ندانند. به همین خاطر مختصر میگویم من مدرک کارشناسی کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری آزاد دارم.
آيا نخستین کارتان با آقای صدرعاملی در «دیشب باباتو دیدم آیدا» بود؟
بله، با ایشان برای نخستینبار کار کردم اما این فیلم برای من شکل حرفهای نداشت. نخستین کارم که شکل حرفهای داشت سریال «در چشم باد» بود که در کنار بازیگران حرفهای قرار گرفتم و بعد از آن هم که با آقای موتمن در «جعبه موسیقی» همکاری کردم.
تا رسیدید به «میوه ممنوعه»؟
بله، بعد از «جعبه موسیقی» که هنوز هم اکران نشده در سریال «میوه ممنوعه» در خدمت آقای فتحی بودم.
فکر میکنم سریال «میوه ممنوعه» برای شما در حکم مهر خوردن و معرفی به تماشاگر بود، درست میگویم؟
فکر میکنم همینطور است که شما میگویید، «میوه ممنوعه» مرا به مخاطبان معرفی کرد.
آقای فتحی شما را از کجا میشناخت، کسی معرفیتان کرده بود؟
آقای فتحی یکی از اساتید من در دانشگاه بود که چند جلسه با او کلاس داشتم و آشنایی دورادور با هم داشتیم اما در اصل کیومرث مرادی دستیار حسن فتحی در سریال مرا به ایشان معرفی کرده بود.
روبهروی علی نصیریان ایستادن در این سریال چقدر در موقعیت امروزتان تاثیر داشته است؟
در زمان ساخت «میوه ممنوعه» من هیچ آشنایی با مقوله حرفهای بازیگری نداشتم. همه چیز برای من خیلی متفاوت بود. فقط سعی میکردم خوب کار کنم تا دیده شوم ولی حضور آقای نصیریان و گوهر خیراندیش به دور از همه حرفهای کلیشهای واقعا به من کمک کرد. نخستین سکانس بلندی که من بازی کردم همان سکانسی بود که باید روبهروی حاجی (علی نصیریان) قرار میگرفتم و هیچکسی جز من و ایشان در قاب نبود. ایشان با تواضع همیشگیشان و سواد و دانش بالایی که دارند، خیلی سعی کردند به من کمک کنند و من ترس زیادی برای این روبهرو شدن حس نکردم.
بعد از «میوه ممنوعه» حالا دیگر طناز طباطبایی تقریبا شناخته شده و باید انتخابهایی کند که موجب تثبیتش در دنیای سینما و تلویزیون شود، این جاافتادن در ذهن مخاطب 2 راه را پیش روی شما میگذاشت؛ یا در فیلم گیشه بازی کنید یا فیلم خاص و معناگرا. در آن مقطع برای آینده کاریتان به چه نتیجهای رسیدید؟
اصولاً مقوله بازیگری برای من صرفاً در حکم وسیلهای برای دیده شدن و شناخته شدن نبوده. من قبل از «میوه ممنوعه»، «جعبه موسیقی» و «در چشم باد» را کار کرده بودم که یکی هنوز اکران نشده و دیگری تازه روی آنتن رفته است. پس دیده شدن زیاد برای من مهم نیست و مهمتر از آن خوب کار کردن است. در سریال «در چشم باد» هرچند حضور من خیلی کمرنگ بود اما من این افتخار را داشتم مقابل کسانی باشم که حرفهای زیادی در سینما برای گفتن دارند، مثل پارسا پیروزفر، کامبیز دیرباز، سعید نیکپور و... پس همه اینها نشان میدهد مسیر من مسیر گیشه نیست.
پس «پسر تهرونی» در کارنامه شما چه کار میکند؟
یک جاهایی گریز زدن بازیگر به سینمای گیشه مهم است. به دلیل وضعیت افتضاح اکرانی که در حال حاضر برای نمایش فیلمهای ما وجود دارد، فکر میکنم زیاد هم بد نباشد یک بازیگر زمانی به این نوع از سینما هم روی بیاورد، چون به هر صورت این سینما هم طرفداران زیاد خودش را دارد. وقتی من 5-4 تا کار خوب انجام میدهم و به دلایل مختلف اکران نمیشود، تماشاچی تصویر مرا از ذهن میبرد. پس من برای اینکه دوباره حضور خودم را تثبیت کنم مجبور میشوم حداقل یک کار در سینمای گیشه انجام بدهم تا مردم مرا فراموش نکنند. بخش خیلی مهمی که در کار ما وجود دارد این است که تو مخاطب را نگهداری، حالا به هر شکلی که هست! در این میان باید به متن خوب، کارگردان خوب و بازیگران مقابل خوب هم توجه کرد. در گذشته پیشنهاداتی که به من میشد به این شکل بود که پروژهها مرا انتخاب میکردند اما از «صداها» به بعد من انتخاب میکنم و این به خاطر این است که چون انتخابهایم بیشتر شده، حق انتخابم هم بیشتر شده است. قبلاً از میان 2 کار مجبور بودم یکی را قبول کنم اما حالا ممکن است از 4 تا انتخاب هر 4 تا را هم رد کنم. من با آقای موتمن چند تلهفیلم کار کردم و خوب ایشان را میشناختم. من در تلویزیون هم سعی میکنم با کارگردانانی کار کنم که حرفی برای گفتن داشته باشند. مسعود جعفریجوزانی، فرزاد موتمن، کیومرث پوراحمد و حسن فتحی نامهای کوچکی نیستند؛ اینها کارگردانان سینمایی هستند که موفقیتشان در تلویزیون تضمین شده است. من اصولاً کاری به سینمای تجاری ندارم و دوست هم ندارم وارد این مسیر شوم.
«پسر تهرونی» صرفاً یک تجربه بود؟
دقیقاً، من «صداها» را بازی کرده بودم اما سرنوشت «صداها» مشخص نبود. چون فارابی یک قران هم به ما کمک نکرد و فیلم با مشقت بسیاری ساخته شد و نمیدانستم چه بلایی قرار است سر «صداها» بیاید. در نتیجه در آن زمان احساس کردم «پسر تهرونی» میتواند گزینه خوبی باشد برای اینکه مخاطب مرا در سینما ببیند. در عین اینکه اساساً فیلمهای تجاری از وضعیت اکران مناسبتری بهرهمند هستند تا فیلمهای فرهنگی. به همین خاطر بود که من وارد پروژه «پسر تهرونی» شدم و در همین راستا هم اتفاقاً با بازیگرانی همبازی شدم که در حوزه سینمای تجاری از موقعیت حرفهای برخوردار هستند. محمدرضا شریفینیا و امین حیایی از جایگاه بالایی نزد مخاطبان بهرهمند هستند و کسی نمیگوید اگر این کار را نبینم هیچ اتفاقی نمیافتد و فکر میکنم یک کار مفرح در حد و اندازههای خودش بود و به من خیلی کمک کرد تا تماشاگر حضور مرا پیگیری کند.
تنوع نقش برای شما خیلی خوب است اما تثبیتی برای شما به همراه نمیآورد، مثلاً ما از مهناز افشار یک تصور ذهنی ثابت داریم و از مریلا زارعی تصوری دیگر؛ شما برای رسیدن به این تثبیت چه کردهاید؟
من فعلاً فقط دارم تجربه میکنم. هنوز در اندازهای نیستم که بخواهم خودم را در مسیری جا بیندازم، من فقط دارم راههای گوناگون را میروم و اتفاقاً نقشهایی را هم بازی میکنم که خیلی از منِ واقعیام، دور است. کارهایی را انجام میدهم که در تقابل با موقعیت قبلیام خیلی پرت است. اصولاً سعی میکنم با تجربیات کارگردانانی که کارشان را بلد هستند همراه شوم و از تجربه آنها استفاده کنم.
بپردازیم به «صداها» که یکی از فیلمهای مورد علاقه من است و اکنون در طرح «اکران فرهنگی» روی پرده رفته است. اصولاً قضیه اکران فرهنگی چیست؛ مگر باقی فیلمهایمان غیرفرهنگی هستند؟
بحث دقیقاً همینجاست! 29 مهرماه قرار بود فیلم صداها بدون هیچ مشکلی اکران شود اما من یکباره به صورت اتفاقی در روزنامه «بانیفیلم» دیدم خانم حکمت گفته است، میخواهم حلقههای فیلم را جلوی سینماها آتش بزنم و باقی ماجرا. من که شوکه شده بودم به آقای موتمن زنگ زدم، ایشان گفتند «صداها» در طبقهبندی فیلمهای فرهنگی قرار گرفته و من خیلی ناراحت شدم چون کلاً با این طبقهبندیها مخالفم. مگر اساس سینما، فرهنگ نیست؟ پس فیلم فرهنگی یعنی چه؟ حالا با همین اوصاف بیاییم و به فیلم غیرفرهنگی اکران بهتری را اختصاص دهیم، آخر چرا؟ این اصلاً منصفانه نیست. به «صداها» سالن محدود دادند، حالا در همین سالنهای محدود هم یک ساعتهای پرت را برای نمایش فیلم در نظر گرفتهاند. عملاً «صداها» نابود شد. من در روند ساختش بودم. فارابی اصلاً کمک نکرد، موتمن و حکمت یکتنه این فیلم را ساختند و چه آبرومندانه هم ساختند. «صداها» یک تجربه نوین است که به جای اینکه به این شکل زیر پای فیلم را خالی کنند به نظرم باید هنگام اکران تحسینش میکردند. من نمیتوانم این موضوع را هضم کنم.
برایتان سوال پیش نیامد که چرا به «صداها» گفتند فیلم فرهنگی؟
اصولاً در این سینما فیلم فرهنگی یعنی فیلم نفروش!
این فیلم که پر از ستاره است.
دقیقاً! تعجب من از همین است که این فیلم پر از ستاره است. این فیلم لحن تمام فیلمهای موتمن را شکسته و یک شکل جدیدی از کارگردانیاش ارائه کرده است و اگر قبلاً تماشاچیان خاصی فیلمهای موتمن را دوست داشتند، الان من فکر میکنم دقیقاً عکس است و همه «صداها» را دوست دارند. هم تماشاچی عام و هم تماشاچی خاص از دیدن آن لذت خواهند برد چون یک تجربه نوی کارگردانی و فیلمسازی را میبینند. البته باید این را بگویم که من فکر میکنم اینها همه از یک غرضورزی نشأت گرفته و این یعنی اینکه مغرضان تیشه به ریشه سینمای (به قول خودشان) فرهنگی میزنند. من با آقای داوودنژاد صحبت میکردم، ایشان میگفتند، قبل از انقلاب فرهنگی همه فیلمهایی که روی پرده بود فیلمهای دوبله شده خارجی بود ولی سینماگران ما تلاش کردند که فیلم بسازند تا بگویند ما سینمای ملی داریم و اتفاقا سینمای اصیلی هم داریم اما حالا با این وضعیت و گران شدن بلیتها دارد همان اتفاق تکرار میشود؛ مردم به سمت سینمای اروپا و آمریکا میروند.
بویژه در قالب DVD که الان به وفور یافت میشود.
دقیقا. مگر الان «کتاب قانون» در اکران فرهنگی است؟ پس اینها چه فرقی با هم دارند؟ چه متر و مقیاسی این فرهنگی بودن یا نبودن یک فیلم را مشخص میکند. مگر نه این است که سیاست جدید فارابی بها دادن به فیلمهایی است که با بودجه کم ساخته میشوند؟ اینقدر به فیلمهایی که با 7 میلیارد پول تولید میشوند بهای بیجا داده نشود. به خاطر همین است که میگویم باید «صداها» را دید و تحسینش کرد. اگر فرزاد موتمن خانهنشین شود چه کسی پاسخگو است؟
بگذریم، در جشنواره فجر از کاندیدا شدن خودتان تعجب نکردید؟
نه، من به این نقش و فیلم اعتماد داشتم.
وقتی فرزاد موتمن به شما پیشنهاد «صداها» را داد، تعجب نکردید؟ چون این نقش قالب تمام نقشهای شما را شکسته و اتفاق جدیدی در کارنامهتان بود.
فکر میکنم روز چهارم فیلمبرداری فیلم «شبزده» بود، ما یک سکانس در دفتر آقای شاهسواری کار میکردیم که آقای موتمن سر صحنه بازی مرا دیدند و بعد از فیلمبرداری به من گفتند خیلی خوب بود، آفرین. بعد هم که پیشنهاد «صداها» را دادند و من قبول کردم.
آقای موتمن راجع به گریم و طراحی لباس با شما صحبت کرده بودند؟
بله، ما خیلی با هم حرف زده بودیم، ضمن اینکه من دیدگاههای خانم مهری شیرازی را خیلی قبول دارم و فکر میکنم یکی از مهمترین عواملی که این نقش خیلی خوب از آب درآمد این بود که نگار شکل آن معتادهای همیشگی نبود. لباس من خیلی راحت بود و من خیلی در آن آزاد بودم و احساس میکردم در خانه خودمان نشستهام.
نگار را چگونه تعریف میکنید؟
نگار نمونه یک جوان بلاتکلیف مدرن است؛ یک جاهایی میخندد، جایی دیگر گریه میکند، جایی بدجنس و جایی دیگر عاقل میشود. سعید عقیقی اینقدر درست و بجا همه چیز را نوشته بود که سوالهای همه ما برطرف شده بود. لحن نگار لحن یک جوان معتاد است اما کش و قوس کلیشه همیشگی فیلمها را ندارد. شاید الان خیلی معتاد دور و برمان باشد اما ما آنها را نمیشناسیم. دقیقا عین حرفی که بهرام رادان در «شمعی در باد» زد و گفت، لزوما ما همه معتادهای دور و برمان را نمیشناسیم.
چرا نشان ندادید نگار به چه چیزی معتاد است؟
آقای موتمن به من گفت من نمیخواهم نشان دهم که او معتاد به چیست، چون این معتاد به چی بودن با خودش یک اکتی میآورد که من دوست ندارم. هرچند ایشان در این کار دست مرا خیلی باز گذاشتند اما در حالت کلی فرزاد موتمن از بازیگرش بازی مورد نظرش را میخواهد. من دوست داشتم نگار را یک الکلی نشان دهم اما آقای موتمن گفتند این اتفاق موجب مصنوعی شدن نقش میشود که من دوست ندارم.
با نوع روایت صداها مشکل نداشتید؟ چون چیزی که در نگاه اول به چشم میآید این است که دست موتمن باز شده و قاتل پیداست که کیست پس بحثی نمیماند.
من با ذهنیت فیلم «اریورسیبل» فیلمنامه را خواندم چون آن فیلم یکی از فیلمهای مورد علاقه من است، به خاطر همین خیلی خوب با آن ارتباط برقرار کردم اما میخواهم بگویم بحث ما این نیست که قاتل را پیدا کنیم. ما میخواستیم به ارتباطاتی پی ببریم که بین آدمهای این ساختمان وجود ندارد و اینکه اگر آدمی هم در این ساختمان کشته شود کسی نمیپرسد چه اتفاقی افتاده است، اینکه همسایگی از بین رفته است؛ زندگی در محیط بستهای که آقای موتمن خیلی روی آن تاکید دارد.
چرا بین شیرین و نگار رابطه عميق وجود ندارد؟
ببینید، موضوع اینجاست که «صداها» به همین سستی ارتباطات پرداخته است؛ اینکه هیچ عمقی در ارتباطات این آدمها وجود ندارد. نگار دختری بسیار ساده است در عین اینکه صورتی بسیار بدجنس دارد.
فکر میکردید خانم کرامتی سیمرغ را ببرند؟
نه، من هم بازی خانم زارعی و هم خانم کرامتی را دوست داشتم ضمن اینکه خانم زارعی در «درباره الی...» فوقالعاده ظاهر شدند، اما برای من در این وهله همین کاندیدا شدن کافی بود ولي این اتفاق از یک جایی به بعد فرسایشی میشود، میشود حامد بهداد.
قضیه برایش لوث میشود.
دقیقاً حس اولین بار کاندیدا شدن خیلی خوب است حتی اگر جایزه هم نگیری.
من از بخشی از حرفهایتان احساس کردم در مقابل تلویزیون یک موضع منفی دارید و زیاد هم دوست ندارید در تلویزیون بازی کنید.
من ترجیح میدهم در تلویزیون با کارگردانان مطرح مثل کسانی که اسمشان در کارنامه تلویزیونیام هست کار کنم تا بیایم در یک فیلم درجه سوم تجاری کار کنم.
در میان بازیگران ایرانی کسی هست که بخواهید از او پنهانی الگو بگیرید یا ناخواسته در بازیتان معلوم شود که پیرو او هستید؟
من اهل پیروی از کسی نیستم و از کسانی هم که ادای دیگران را دربیاورند، متنفرم! من ممکن است بازیگرانی را در سینمایمان دوست داشته باشم اما محال است از آنها پیروی کنم، چون نمیتوانم. مثلا من خیلی فاطمه معتمدآریا را دوست دارم اما ایشان به طور کلی مقولهای است در دنیاي بازیگری ایران، من چطور میتوانم ادای ایشان را دربیاورم؟ من به دنبال جایگاه خودم در سینما هستم نه کس دیگری. گلشیفته فراهانی و هدیه تهرانی را هم خیلی دوست دارم، من وقتی هدیه تهرانی را از نزدیک دیدم از این همه تفاوت لذت بردم.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
مشغول همکاری با آقای داوودنژاد.
همکارانتان در این پروژه چه کسانی هستند؟
اغلب نابازیگرند، ولی ایشان ترجیح دادند بیشتر از آشنایان خود استفاده کنند. یک چیز را هم اضافه کنم، من وقتی به آقای موتمن گفتم که آقای داوودنژاد به من پیشنهاد کار
داده اند، ایشان بسیار خوشحال شدند و به من گفتند حتما قبول کن! به نظر آقای موتمن تمام بازیگران باید یک بار هم که شده با داوودنژاد همکاری کنند. ایشان در سینمای ما گونهای جداگانه و خاص خود را دنبال میکنند.
به بهانه فشار رسانههای انگلیسی برای دعوت مایکل اوون به تیم ملی
کابوس نیمه اکتبر فابیو
کولیها مثلی قدیمی دارند که میگوید: «کسی که زودتر اعتراف کند بازنده است». اینجا در داستان پسران و پدرخواندهها (فابیو کاپلو و مایکل اوون – مارچلو لیپی و کاسانو) یا همان بازیکنان طردشده از سوی مربیان سختپذیر، مشخص میشود زمانی که ستاره سالهای دور که هنوز امیدی به پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورش را دارد از مرد همهکاره تیم تقاضا میکند به وی شانسی دوباره عطا کند و اجازه دهد رویاهایش را با حضور در کمپ تیم ملی کامل کند، یک بازنده تمامعیار است زیرا اینجا مربیای است که روابط را به کنترل خود درمیآورد و دیگر خبر از کنش و واکنشهای دوطرفه نیست. فابیو کاپلو، مارچلو لیپی و همه آن دست مربیانی که کاریزمای خاصی در رفتارشان موج میزند با قاطعیت تصمیماتشان را میگیرند و هرگز نمیتوانید رگهای از احساسات را در نوع انتخابشان استخراج کنید. اگر قرار باشد از کشمکشهای عدم دعوت کاسانو به دارودسته آتزوری از سوی لیپی فاکتور بگیریم، درست چند هزار مایل آن طرفتر در اواخر ماه اکتبر فابیو کاپلو نیز از فشاری که رسانهها به خاطر دعوت از مایکل اوون به او میآورند و ذهن پیچیده مرد ایتالیایی را مخدوش میکنند، به ستوه آمده است. دن فابیو این جریان را به شکنجه روحی و کابوسهای نیمهشب تعبیر میکند! اما سوال اینجاست که آیا این داستان 2 قهرمان دارد؟ و در آخر فکر میکنید در تقابل پسران و پدرخواندهها چه کسی پیروز میشود؟ اینجا خبری از عصیان، آن هم از جنس کریس رونالدو و رودرروییاش با فرگی نیست، همه چیز کاملا فرق میکند. شاید تصور کنید که این موضوع 2 شخصیت اصلی داشته باشد نظیر نمایشنامه زیبای تلما و لوئیز اما این بار قضیه کمی فرق میکند چون شخصیتی در اینجا قهرمان است که این خصوصیات را داشته باشد؛ صاحب اراده، انعطافناپذیر و خودرأی که همه اینها به نوعی در وجود کاپلو دیده میشود نه مایکل اوون! و از دریچه دیگر هم میتوان آن را بررسی کرد؛ قهرمان حداقل باید از یک فرصت و شانس برای رسیدن به هدف برخوردار باشد. شما فکر میکنید مایکل اوون با آن نمایش ضعیفش در منیو میتواند خالق شانس جدیدی باشد؛ به نظر نمیرسد و از سوی دیگر فابیو کاپلو به خاطر تصمیمش مبنی بر عدم دعوت از ناآمادهها میتواند همدلی دیگران به جز رسانهها را برانگیزد. در هر صورت در این جنگ قهرمان اصلی فابیو کاپلو است و او میتواند تعیین کند آخر داستان چه سرنوشتی برای مایکل اوون رقم خواهد خورد.
اوون، شکنجه ذهن کاپلو
همواره این اصطلاح را شنیدهایم که میگویند
Zero to hero (از صفر تا قهرمان) اما عکس این مساله هم در بسیاری از مواقع صدق میکند. نقطه آغاز داستان ما جام جهانی 1998 فرانسه است؛ جایی که انگلیس در مرحله یکهشتم باید رودرروی آرژانتین قرار میگرفت. در کنار همه اتفاقات تلخ و شیرینی که در آن دیدار برای انگلیسیها رخ داد و آن درگیری به یادماندنی دیوید بکام و دیهگو سیمئونه، یک نفر بود که بیش از همه نظرها را به خودش جلب کرد؛ پسر 19سالهای که درست وقتی انگلیسیها نیاز به آرام کردن شرایط داشتند توپ را در میانه میدان دریافت کرده و پس از پشت سر گذاشتن چند مدافع آرژانتینی دروازه این تیم را به طرز زیبایی باز کرد و یکی از بهترین گلهای تاریخ جام جهانی را به ثمر رساند. او کسی نبود جز مایکل اوون؛ بازیکنی که در آن زمان به پسر طلایی فوتبال انگلیس شهرت یافته بود؛ اما اوون امروز با بازیکن آن زمان زمین تا آسمان تفاوت دارد. «هیچ چیزی برای اثبات کردن ندارم، اما اگر به من نیاز پیدا کنی شاید بتوانم همه چیز را سر و سامان بخشم». اینها میتواند حرفها و به نوعی خواهش و تمناهای مایکل اوون از فابیو کاپلو، سرمربی منضبط و مقرراتی تیم ملی فوتبال انگلیس و طرف دیگر این داستان باشد؛ مردی که بهترین راه برای توصیف شخصیت او کمک گرفتن از کتاب «کاپلو؛ تصویری از یک برنده» به قلم گابریله مارکوتی است اما پیش از این کار میخواهم به چند روز قبل بازگردم؛ هنگامی که کاپلو درباره مایکل اوون گفت: «اوون بازیکنی است که مساله دعوت کردن از او به تیم ملی به شکنجهای در ذهن من تبدیل شده است. فکر و خیال اوون مرا راحت نمیگذارد». کاپلو حتی برای اثبات حرف خود به مثال مشابه (از دیدگاه خودش) از فوتبال ایتالیا متوسل شده و میگوید: «فکر میکنم هر مربی با چنین بازیکنی دست و پنجه نرم میکند، برای من مایکل اوون و برای مارچلو لیپی، سرمربی تیم ملی ایتالیا آنتونیو کاسانو موجب شکنجه ذهن است». مایکل اوون تابستان امسال به دنبال سقوط تیم نیوکاسل به دسته اول باشگاههای انگلیس به پیشنهاد سرالکس فرگوسن، سرمربی منچستریونایتد راهی این تیم شد؛ نقل و انتقالی که حتی خود فرگوسن آن را «کاملاً ناگهانی» توصیف کرد. فرگوسن حتی پیراهن شماره 7 باشگاه را به اوون داد؛ پیراهنی که همواره بر تن بازیکنان بزرگ بوده و آخرین آنها کریستیانو رونالدو است. اوون 29 ساله نخستین گل خود برای یونایتدها را در دیدارهای پیش فصل برابر تیم منتخب مالزی و طی یک دیدار دوستانه به ثمر رساند. اوون از آغاز فصل جاری تاکنون 13 بار برای شیاطین سرخ به میدان رفته و تنها 3 بار موفق به گلزنی شده است که یکی از گلهایش را در داربی سیتی به ثمر رسانده و تیمش را مقابل منچسترسیتی به پیروزی رساند.
در اینکه فرگوسن استاد بازی گرفتن از هر بازیکنی است هیچ شکی نیست، اما به نظر میرسد مایکل اوون نمیتواند در میان تاکتیکهای این روزهای فرگوسن جایی برای خود پیدا کند و البته مساله دیگر اینجاست که اوون از آن قاطعیت و روحیه پیروزیطلبانهای که شیاطین سرخ همواره باید از آن بهرهمند باشند برخوردار نیست و از همه مهمتر اگر آمادگی جسمانی او را هم به این مسائل اضافه کنیم، آن زمان است که میفهمیم اوون آنقدرها هم به کار فرگوسن نمیآید. اوون شخصاً در گفتوگوی چندی پیش خود با مجله Four Four Two اعتراف کرد که دیگر سرعت و چابکی سالهای نه چندان دور را ندارد. با این حال، سرالکس که 2 فصل پیش از هنریک لارسن سوئدی هم به طرز قابل ملاحظهای استفاده لازم را برد حتی معتقد است که اوون میتواند باز هم به تیم ملی فوتبال انگلیس دعوت شود، اما مهم این است که فابیو کاپلوی سرسخت هیچ اعتقادی به اوون ندارد. در واقع، شخصیت کاپلو طوری است که به هیچوجه تا زمانی که بازیکنی را در حد و اندازههای استاندارد مورد نظر خود نبیند حتی به او فرصت اول و آخری نمیدهد و این مساله درباره مایکل اوون کاملاً صدق میکند. در قسمتی از کتاب «کاپلو؛ تصویری از یک برنده» که گابریله مارکوتی، نویسنده ایتالیایی در آن بخوبی شخصیت کاپلو را شرح داده است، میخوانیم: «کاپلو از همان دوران نوجوانی کسی بود که همواره باید حرف خودش را پیش میبرد و اگر کسی هم با او مخالفت میکرد با شدت بیشتری سعی میکرد به طرف بفهماند که حرفش درست است». در واقع، کاپلو از آن دسته انسانهایی است که هیچکس قادر به تاثیرگذاری روی عقایدشان نیست.
شهردار تهران خبرداد
طراحی 2 تونل جدید در پایتخت
گروه اجتماعی: شهردار تهران با تاکید بر توجه به مسائل عمرانی شهر با نگاه به سند طرح جامع گفت: مهمترین دغدغه ما این است که هیچ پروژه نیمهتمامی نداشته باشیم چرا که بیشتر شهرهای ما ازاین موضوع رنج میبرند و حتی گرفتار پروژههایی هستند که قبل از انقلاب آغاز شده است. محمد باقر قالیباف با بیان اینکه 2 سال قبل نیز به خبرنگاران اعلام کردم اگر پروژهای در تهران متعلق به هر تاریخی سراغ دارید که امروز به اتمام نرساندهایم یا آن را فعال نکردهایم نام ببرید، افزود: گام بعدی ما طراحی و اجرای پروژههای جدید است و در این راه باید 2 اصل را مورد توجه قراردهیم؛ اینکه پروژهها را هم در مقیاس شهری و ملی پیش ببریم و هم در مقیاس کوچک و محلی . قالیباف به فاصله ایجاد شده میان شمال و جنوب تهران اشاره و تاکید کرد: با قاطعیت میگویم ما اولویتمان را به جنوب تهران داده و در آن محدوده به پروژههای مهمی پرداختهایم؛ حال آنکه شمال تهران را نیز فراموش نکردهایم. شهردار تهران یکی از مهمترین پروژههای شهر را تونل توحید دانست و ادامه داد: این تونل که در دوره مدیریت من و همکارانم و با همت و دانش مهندسان ایرانی طراحی و اجرا شد، انشاءالله بزودی به بهرهبرداری میرسد. شهردار تهران همچنین از آغاز احداث تونلی جدید در تهران خبر داد و گفت: تونل امیرکبیر از سهراه امینحضور به بزرگراه امام علی (ع) درحال احداث است متراژ این تونل 800 متر بوده و در مرکز شهر قرار دارد، همچنین 2 تونل دیگر نیز در دست طراحی است که در آینده نزدیک اجرای آنها نیز آغاز میشود. وی همچنین به نصب تابلوی روزشمار برای پروژههای عمرانی اشاره کرد و بیان داشت: یکی از مهمترین حقوق شهروندی آگاهی است و این حق مردم است که بدانند پولشان چگونه هزینه میشود.