|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
البرادعی در گزارش خود جوسازیهای اخیر علیه تأسیسات فردو را بیاساس خواند
آخرين اعتراف
گروه سياسي: با توجه به جنجال سیاسی که کشورهای غربی بر سر اعلام خبر ساخت تاسیسات غنیسازی فردو به راه انداختند و به دنبال آن بازدید بازرسان آژانس از این مرکز، همه طرفها چشم انتظار تحلیل و ارزیابی نهایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره دومین مرکز غنیسازی اورانیوم در ایران بودند که در بیست و یکمین و البته آخرین گزارش محمد البرادعی در سمت مدیر کلی این نهاد نظارتی، انعکاس یافت. در واقع بخش اعظم این گزارش 7 صفحهای که شامل 37 بند بود، به بیان همه موضوعات پیرامون تاسیسات فردو، از زمان ارسال نامه ایران و اعلام خبر ساخت این مرکز گرفته تا نتیجه بازرسیهای آژانس، اختصاص یافته است، هرچند که آخرین ارزیابیهای این نهاد درباره تاسیسات نطنز، رآکتور آب سنگین اراک، رآکتور تحقیقاتی تهران و نیروگاه دارخوین نیز همچون گذشته در آن گنجانده شده است. در این گزارش با اشاره به اینکه ایران با ارسال نامهای به مدیرکل از تصمیم خود برای ساخت تاسیسات غنی سازی آزمایشی سوخت تا غنای 5درصد خبر داد، از درخواست آژانس برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه وضع کنونی ساخت این مرکز، اطلاعات طراحی آن و نیز امکان دسترسی به این تاسیسات سخن به میان آورده و سپس با اشاره به اینکه «ایران دسترسی به همه نواحی تاسیسات را مهیا کرده»، تایید کرده است که با توجه به بازرسیهای انجام شده «این تاسیسات مطابق با اطلاعات طراحی ارائه شده توسط ایران بود» و همچنین طبق گفته ایران «هیچ ماده هستهای به تاسیسات غنیسازی سوخت فردو وارد نشده است»؛ موضوعی که نماینده کشورمان در آژانس از آن به عنوان «اعتراف دلگرمکننده» یاد کرده است. علیاصغر سلطانیه با اشاره به اینکه مدیرکل آژانس در آخرین گزارش خود بر انطباق «فعالیتهای هستهای ایران در تاسیسات جدید بر اساس موازین آژانس» تاکید کرده است، گفت: «برخی کشورها به دنبال اعمال فشارهای سیاسی بیمورد علیه ایران بودند اما گزارش مدیرکل آژانس همه مسائل را روشن کرد چراکه در این گزارش تاکید شده ایران به بازرسان اجازه بازرسی داده، امکانات لازم را در اختیار آنان قرار داده و همچنین هیچ مواد هستهای در تاسیسات جدید فردو یافت نشده است». با وجود اینکه البرادعی خود در بند 12 این گزارش به نقل بخشی از نامه ایران در اکتبر 2009 پرداخته و آورده است: «در نتیجه افزایش تهدیدات حملات نظامی علیه ایران، جمهوریاسلامی ایران تصمیم گرفت مراکز اضطراری برای سازمانها و فعالیتهای مختلف ایجاد کند...»، در بند 14 سوالاتی را درباره هدف از ساخت این تاسیسات مطرح کرده است. به نظر میرسد با توجه به همین پرسش بود که سلطانیه در گفتوگو با شبکه «العالم» ابتدا گفت: «طبق معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای هیچکس نمیتواند از کشوری که عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی است درباره اهدافش از ساخت تاسیسات جدید پرسش کند چراکه این حق همه کشورهای عضو آژانس است که در چارچوب موازین آن فعالیت کنند». اما در گزارش بار دیگر موضوع مورد اختلاف ایران و آژانس یعنی کد 1/3 آییننامه اجرایی مطرح شده که 2 برداشت متفاوت از آن وجود دارد. در واقع آژانس با استناد به کد 1/3 بازبینی شده بخش عمومی ترتیبات اجرایی مصوب 2003 بر این باور است که «اطلاعات طراحی مقدماتی درباره یک تاسیسات هستهای جدید به محض اینکه تصمیم برای ساخت یا تصویب ساخت آن تاسیسات گرفته شود، باید در اختیار آژانس قرار داده شود».
در حالی ایران خود را ملزم به کد 1/3 آییننامه اجرایی و مفاد جامع پادمان مصوب 1976 میداند که بر اساس آن باید 6 ماه یا 180 روز قبل از تزریق گاز به تاسیسات هستهای آژانس را درباره آن مطلع کند. از این رو، آژانس با استناد به همین مورد مدعی شده است که «اعلام تاسیسات جدید ایران سطح اعتماد در نبود دیگر تاسیسات هستهای تحت ساخت را کاهش میدهد و سوالاتی درباره اینکه آیا تاسیسات هستهای دیگري در ایران وجود دارد که هنوز به آژانس اعلام نشده است، مطرح میکند». هرچند مقامات بلندپایه کشورمان در مقاطع مختلف به توضیح و تشریح این موضوع پرداختهاند اما گنجانده شدن این موضوع در گزارش آژانس، نماینده کشورمان در این نهاد بینالمللی را بر آن داشت که بار دیگر با تکرار موضع ایران پاسخگوی این شبههافکنی باشد. در نتیجه،
علی اصغر سلطانیه در این باره گفت: «پس از اینکه موضوع فنی و تخصصی ایران به شورای امنیت منعکس شد، مجلس شورای اسلامی، دولت را موظف کرد که اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و کد 1/3 را (که در دولت اصلاحات پذیرفته شده بود) متوقف کند». البته البرادعی در این گزارش تاکید کرده است که فعالیتهای هستهای ایران در بخشهای مختلف از جمله اصفهان، اراک و دارخوین تحت پادمان آژانس صورت گرفته و ایران در این موارد همکاریهای لازم را با آژانس به عمل آورده است. این گزارش همچنین با اشاره به اینکه ایران نسبت به بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تاسیسات هستهای نطنز محدودیتی قائل نشده، از 31 بازرسی سرزده از تاسیسات نطنز سخن به میان آورده و همچنین تاکید کرده است که هیچ نشانهای از فعالیتهای مرتبط با بازفرآوری در دست اقدام در رآکتور تحقیقاتی تهران وجود نداشته است. البته آخرین گزارش البرادعی همچون گزارشهای پیشین شامل 2 بخش است که در بخش نخست به ارائه ارزیابی از بازرسیهای عادی انجام شده در ایران پرداخته و در بخش دوم به انعکاس خواستههای شورای امنیت و شورای حکام از ایران پرداخته است که در واقع فراتر از تعهدات ایران در چارچوب پیمان منع اشاعه هستهای بوده از این رو هیچ الزامی برای ایران ایجاد نمیکند که درخواست برای «امضای پروتکل الحاقی» در این قالب میگنجد. در حالی که با توجه به توافقنامه میان ایران و آژانس موسوم به مدالیته تهران به سؤالات مربوط به مطالعات ادعایی پاسخ داده است، آژانس بار دیگر خواستار پاسخ ایران به درخواستهای مکرر آژانس برای دسترسی به افراد، اطلاعات و مکانهای اعلام شده در اسناد مطالعات ادعایی است تا صحت اظهارات ایران مبنی بر اینکه این اسناد ساختگی و جعلی هستند را بیازماید و همچنین از کشورهای عضو آژانس که اسناد را به آژانس ارائه کردهاند، درخواست کرده با تبادل این اطلاعات با ایران موافقت کنند.
البرادعی چارهای جز
گفتن واقعیتهای فردو نداشت
یک کارشناس مسائل هستهای درباره گزارش البرادعی گفت: با وجود فشارهای غربیها و بویژه آمریکا بر محمد البرادعی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، وی چارهای جز گفتن واقعیتها درباره تاسیسات فردو نداشت. مهدی محمدی سهشنبه در گفتوگو با ایرنا گفت: مطالب مطرح شده در گزارش آژانس مطالبی مثبت مبنی بر واقعیتهای تجربی است و آژانس چارهای جز گزارش آن نداشت. وی با بیان اینکه گزارش البرادعی فاقد هرگونه مطالب قابل توجه علیه ایران است، تصریح کرد: نکات منفی این گزارش نیز پیشاپیش بر مبنای گزارشهای خود آژانس مخدوش است. محمدی افزود: این گزارش آژانس، به کشورهای غربی برای پیشبرد اهدافشان کمکی نخواهد کرد و شامل واقعیتهای پرونده هستهای ایران است. وی با بیان اینکه طی 5 سال گذشته تاثیرپذیری البرادعی از فشارهای سیاسی گاهی زیاد و گاهی قابل توجه نبوده، تصریح کرد: در شرایط کنونی البرادعی به دلیل بازدید بازرسان آژانس و مشاهده واقعیتها چارهای جز بیان حقیقت درباره فردو را نداشت. به گفته وی، گزارش مدیر کل آژانس باید مستند به دادههای بازرسان باشد بنابراین نمیتوان گفت بیان اینکه اطلاعات ارائه شده توسط ایران واقعیت دارد از سوی آژانس، لطف است زیرا چارهای جز انطباق گزارش مدیرکل با گزارش بازرسان نیست و البرادعی مجبور به این کار بوده است. این کارشناس مسائل هستهای همچنین تصریح کرد: گزارش البرادعی مجموعه تبلیغات منفی مبنی بر اینکه فردو، اهداف نظامی و تولید سلاح اتمی را دنبال میکند، باطل کرد. وی یادآور شد: بازرسی بازرسان آژانس از تاسیسات فردو نشان داد که حتی ماده هستهای در فردو وجود ندارد چه رسد به اینکه در این مرکز فعالیت هستهای نظامی انجام شود. محمدی با بیان اینکه گزارش البرادعی نشان دهنده این است که ایران حجم مواد غنی شده خود را افزایش میدهد، تصریح کرد: به علاوه، این گزارش بیانگر این است که ایران نه تنها به دنبال تثبیت فناوری هستهای خود است بلکه مهارتهای غنیسازی خود را نیز
افزایش میدهد.
سازمانهای جاسوسی دنیا فضای مجازی را مدیریت میکنند
جاسوسهایی از جنس صفر و یک
به نظر شما یک جاسوس چقدر حقوق میگیرد؟ به دلار، ریال یا یورو؟ شاید اگر ابتدای معامله میزان دستمزدها را مشخص کنیم در مراحل بعدی کار، راحتتر پیش برویم. چندی پیش اشپیگل آنلاین آلمان، گزارشی از کشف « بزرگترین ماجرای جاسوسی اخیر» منتشر کرد. بازرگانی ایرانی که سالها بهعنوان یک منبع موثق برای سازمان اطلاعات آلمان (بی ان دی) در تهران جاسوسی میکرد، توسط اداره جنایی گمرک شهر کلن دستگیر شد؛ این تمام خبر بود. این مرد 61 ساله که بهعنوان مدیر یک شرکت متوسط در ایالت هسن فعالیت میکرد به جرم تهیه تکنولوژی نظامی برای ایران دستگیر شد. این بازرگان با نام مستعار«سندباد» شناخته میشد و از اواسط دهه 90 میلادی، بیش از 10سال در خدمت سازمان جاسوسی آلمان بود. اطلاعات او بارها مستقیم به دفتر تجزیه و تحلیل وزیر خارجه آلمان، فرانک والتراشتاین مایر داده میشد. اشتاینمایر کسی است که در مذاکرات اتمی ایران نقش تعیینکنندهای داشت. میدانید دستمزد سندباد در این مدت چقدر بوده است؟ او از اواسط دهه 90 تقریبا یک میلیون یورو دستمزد دریافت کرده است؛ مبلغی که تا اندازهای غیرعادی به نظر میرسد و تنها در موارد استثنایی پرداخت میشود. چرا که سند باد به گفته یک کارمند سازمان اطلاعات « تا کنون یکی از با ارزشترین منابع ما در بخش معاملات اتمی بوده است».
دستمزد کلان
سال 2003 بولتن رسمی پلیس آمریکا جاسوس دوجانبهای را دستگیر کرد. میدانید اتهام این زن 49 ساله چه بود؟ او همزمان با خبرچینی برای سازمان امنیت داخلی آمریکا، برای چین هم جاسوسی میکرده است. کاترینا لئونگ که در آمریکا به فعالیت بازرگانی مشغول بود، برای جاسوسی یک میلیون و 700هزار دلار دستمزد دریافت کرده است. دستمزد جاسوسان این روزها رقمهای میلیونی را به دلار و یورو شامل میشود و ازهمین رو است که هزینههای سازمانهای جاسوسی دنیا را ارقام میلیاردی تشکیل میدهد و گروههای چند هزار نفره در خدمت آنها هستند. از دیگر سو، این سازمانها در دنیا به شکل عریض و طویلی اداره میشوند. درباره گستردگی این سازمانها به یک مورد کوچک اشاره میکنیم: جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا از 3 سازمان جاسوسی جداگانه تشکیل شده است؛ مرکز تحقیقات فدرال یا همان FBI، سازمان امنیت ملی که به اختصار NSA گفته میشود و سازمان اطلاعات مرکزی که به سازمان سیا یا CIA معروف است. ستاد FBI که مقابله با فعالیتهای جاسوسی از وظایف آن است در سال 2001 میلادی حدود 111هزار و 400 عامل ویژه و 16 هزار پرسنل پشتیبانی داشته و 3/57 میلیارد دلار بودجه صرف کرده است. اما رویه اسرائیل در جاسوسی اندکی با آمریکا متفاوت است؛ آنها با هزینههای کمتری جاسوسی میکنند. امسال یعنی در سال 2009، نهادهای جاسوسی آمریکا برای کسب اطلاعات از دیگر کشورها، 50 میلیارد دلار هزینه کردهاند ولی در نقطه مقابل اسرائیل فوق محرمانهترین اسرار و اطلاعات نظامی آمریکا را با 11 هزار دلار خریده است! به نظر شما این اتفاق چگونه رخ میدهد و چگونه اسرائیل با این خست در عرصه اطلاعات و جاسوسی پیش میرود؟ پیش از اینکه به دلایل این امر بپردازیم لازم است به یک پرونده جالب اشاره کنیم.
شاهد عینی
شاید آمار و نشانههایی که از ماجراهای جاسوسی تعریف میکنند دور از دسترس بنماید، اما این نمونه یکی از صدها اتفاقی است که در همین شهر و برای یکی از دانشجویان همین کشور اتفاق افتاده است. برای او ماجرا هنوز به یک شوخی میماند، به یک آشنایی دور؛ اما با تکمیل دیگر قطعههای این پازل شکل دیگری را ترسیم میکند. «لاله.ج» ماجرا را این طور شرح میدهد:« یک بار از کسی یک پیام برای چت دریافت کردم. از او پرسیدم که ID مرا کجا دیدید، پاسخ داد در محیط چتروم. این درحالی است که من خیلی کم در محیط چت روم میروم. شاید تا حالا یک یا 2 بار برای اینکه از فضای چت مطلع شوم، وارد این فضا شدهام». این دانشجوی کارشناسی ارشد از رشته و محل تحصیل فردی که از او تقاضای چت کرده بود، میپرسد، اما در کمال تعجب او به جای معرفی خود میگوید تو نام دوستانت را در دانشگاه به ما بگو و لاله با تصور اینکه با دانشجویی دیگر در رشته مشابهی به صحبت نشسته است، نام دوستانش را میگوید. او خود را شیوا معرفی میکند؛ دختر فعال و پر سر و صدایی که تقریبا همه بچههای دانشگاه او را میشناسند و لاله از طریق یک دوست مشترک با او آشنا شده بود. «شیوا» وقتی از این موضوع مطلع میشود، بسیار خوشحال میشود و یک سال چت کردن لاله و شیوا اینچنین رقم میخورد. پایان نامه لاله در مقطع کارشناسی ارشد، موضوع حساسی داشت و به توصیه استادانش مجاز نبود حتی با استادان زیادی در این باره صحبت کند، اما با توجه به شکل گیری یک رفاقت دانشجویی، حتی درباره پایان نامهاش نیز با شیوا سخن میگوید. در مدت این رابطه، شیوا از لاله میخواهد عکسش را برای او ارسال کند و او میپذیرد اما به یک شرط؛ عکس ذخیره نشود و او نیز میپذیرد. لاله گاهی تا ساعت 3 نیمه شب در چت روم با شیوا صحبت میکرد. نکته مهم این است که او حتی بدرستی به یاد ندارد که به شیوا چه گفته است. به مرور زمان شیوا که در دانشگاه وجهه مذهبی چندان خوبی نداشته با طرح مسائل اعتقادی میگوید که از روابط راحتی که با مردان داشته پشیمان است و میخواهد عوض شود. حتی یک بار نیمههای شب به لاله میگوید، میخواهم برای اولین بار در عمرم نماز بخوانم. نقطه طلایی علاقهمندی به مسائل مذهبی، یک هم دانشکدهای به نام یاسر است. شیوا از دوست چت روم خود میخواهد که به وبلاگ «یاسر» سربزند. لاله درباره این بخش از رابطه دوستانهاش میگوید:«شیوا بعد از مدتی به من اعلام کرد میخواهد به استرالیا سفر کند. من هم به او گفته بودم که قصد دارم برای ادامه تحصیل در یکی از دانشگاههای خارجی پذیرش بگیرم. او از من خواست همه مدارک تحصیلیام را به او بدهم و از هر دانشگاهی که خواستم برای من پذیرش بگیرد. این را که گفت من خندیدم وگفتم که اگر کار به این راحتی بود که کار بقیه هم درست میشد». در همین مقطع زمانی لاله به وبلاگ یاسر سری میزند و برای یکی از مطالب او نظر میگذارد و به او ایمیل میزند و درباره آشنایی او با شیوا سوال میکند تا در تغییر مسیر اعتقادی به دوستش کمکی کند. لاله و یاسر در نخستین تماس به یاد میآورند که با هم در یکی از برنامههای دانشجویی همکاری داشتهاند. یاسر که به دلیل ظاهر و وجهه نامناسب شیوا ترجیح میداده منکر هر گونه ارتباطی با او شود، ابتدا میگوید اصلا او را نمیشناسد. لاله این مطلب را همان شب با شیوا مطرح میکند، در تماسهای بعدی با یاسر آنچه که از این دوست اینترنتی درباره یاسر شنیده بوده را به او میگوید. یاسر با بررسی گفتههای شیوا به این نتیجه میرسد که این اطلاعات حتما از طریق یک مرد و از چند کانال مختلف تهیه شده است و تنها کسی میتوانست از آنها با خبر باشد که در خوابگاه پسران حضور داشته. شيوا در این مرحله همه مدارک تحصیلی لاله را برای دریافت پذیرش از او میگیرد و دیگر هیچ پیامی به او نمیدهد.آخرین مطلبی که از شیوا دریافت میکند پیامی با محتوای بیادبانه است که شیوا میگوید از اینکه توانستم یک سال تو را سر کار بگذارم خیلی خوشحال شدم، هدف من تنها یاسر بود. لاله همه مدارک تحصیلیاش را از دست داده است اما این همه ماجرا نیست. یاسر درباره شیوا و گروهی از دوستانش اطلاعات جالبی دارد؛ آنها گروه گلدکوئستی به راه انداخته بودند و بعضی از سرشاخههایشان سفرهای مشکوکی به خارج از کشور داشتند. بعد از آغاز برخورد نیروی انتظامی با گروههای گلدکوئستی، سرشاخههای این گروه دانشجویی هم دستگیر میشوند. بعضی از اطرافیان آنها هم که در دانشگاه بودند، ناگهان مفقود میشوند. آنها از طریق اینترنت با دیگران ارتباط برقرار کرده و اطلاعاتی را از آنها دریافت میکنند. بررسیهای رایانهای نشان میدهد آنها از اسرائیل وارد فضای اینترنت میشدند. شیوا هم از این قاعده مستثنا نبود. شاید تصور کنید اینها توهم توطئه است، اما سال 2001 یکی از مجلات فرانسه مطالبی منتشر کرد که از آن روی سکه جاسوسی اینترنتی اسرائیل
پرده برداشت.
طرحی برای اینترنت
در سال 1998 میلادی«موشه آهارون»، افسر سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی با همتای آمریکایی خود در مقر سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) دیدار کرد. این دیدار عادی نبود چرا که طرف آمریکایی در آن کوشید به اطلاعات لجستیکی از کشورهای محور شرارت و کشورهای مشابه که معمولاً موساد آن را به آمریکاییها ارائه میدهد، دست یابد. اما طرف اسرائیلی در جستوجوی حمایت لجستیکی غیراطلاعاتی بود و برای تأسیس یک دفتر در امور امنیتی عربی نیاز به حمایت مادی داشت. آهارون که در ترور شخصیتهای فلسطینی در ترکیه، نایروبی، ساحل عاج، تونس، یوگسلاوی سابق، اسپانیا و ایتالیا دست داشته است، این بار به دنبال ایجاد یک مرکز جاسوسی ثابت و متحرک از طریق اینترنت بود. رژیم صهیونیستی برای موفقیت این طرح نیازمند کمک ماهوارهها و پست الکترونیکی آمریکا بود که در تمام زمینهها از چت استفاده میکند یعنی شیوهای که بسیار مورد توجه کشورهای جهان سوم قرار دارد». اینها را نخستینبار روزنامه تایمز در اول مه 2002 میلادی منتشر کرد. انتشار اطلاعات شبکه جاسوسی اسرائیل برای استخدام مزدور که با استفاده از روانشناسان زبده، اطلاعات مختلف را جمعآوری و ارائه میکند. طرح سال 2001 میلادی زیر نظر افسران سازمان جاسوسی و شخص موشه آهارون به صورت جدی وارد عرصه عمل شد، با این شعار مهم: استخدام جاسوسان جوان برای خدمت به اسرائیل بزرگ! آنچه تایمز منتشر کرد با جزئیات بیشتر در«لومگزین دیسرائیل» در فرانسه منتشر شد. ارائه اطلاعات ریز و جزئیات پروندههای سری که از منابع موثق در اسرائیل جمعآوری شده بود به اندازهای شگفتآور و عجیب بود که سفیر رژیم صهیونیستی در فرانسه را به خشم آورد.
تحلیل خارجی
اطلاعاتی که توسط تایمز و پیش از آن
«لومگزین دیسرائیل» منتشر شده بود توسط کارشناسان امر در مجله «نداءالقدس» مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. به عمد در اینجا نظر کارشناسانی غیرایرانی را ارائه میدهیم که موضوع فارغ از حساسیتهای نظرات کارشناسان داخلی و جهتگیریهای سیاسی مورد توجه قرار گیرد. جرالد نیرو، متخصص در رفتارهای بشری در دانشگاه«لوروا» بلژیک و استاد روانشناسی دانشگاه«بروونس» فرانسه و مؤلف کتاب «مخاطر اینترنت» درباره جاسوسیهای موساد از طریق اینترنت چنین میگوید: «این شبکه در مه 2002 میلادی کشف شد و عبارت است از مجموعه شبکههایی که توسط روانشناسان اسرائیلی اداره میشود و مأموریت آنها جذب جوانان کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای درگیر در جنگ اعراب و اسرائیل و کشورهای آمریکای جنوبی مانند ونزوئلا و نیکاراگواست. در این شیوه سعی بر آن است که از افراد مخالف با حکومت خود یا افراد عادی استفاده شود که گرایشهای سیاسی ندارند اما قادرند اطلاعات خوبی درباره اماکن و اوضاع ارائه دهند. در حقیقت هر فردی که برای گذراندن اوقات فراغت و رفع نیازهای روحی خود قدرت استفاده از اینترنت را دارد جاسوسی ممتاز به شمار میآید زیرا سایتهایی که مورد توجه جوانان است گستره زیادی برای گفتوگو در اختیار آنها قرار میدهد». این متخصص رفتارشناس درباره ویژگیهای اینترنت در چنین بهرهبرداریهایی معتقد است:«نکته بسیار مهم در زمینه استفاده از اینترنت آن است که متکلم میتواند سخنان خود را در خفای کامل بگوید و از اسم مستعار یا کد استفاده کند که این امر آزادی بیشتری به وی میبخشد. از سوی دیگر سخن گفتن با جنس مخالف برای بسیاری از جوانان امری دلپذیر است که جاسوسی را برای افسران اطلاعات بویژه در مناطق حساس دنیا آسان میکند. بزرگترین ویژگی کاربران اینترنتی نیاز آنها به گفتوگو است. افرادی که چت میکنند عمدتاً با مشکل بیکاری، مشکلات فکری و عقدههای روحی و روانی مواجهند و برای گذران وقت در جست و جوی افراد همفکر یا کسانی هستند که با آنها درد دل کنند». شاید شما هم بگویید که 2 جنس مخالف که با یکدیگر درباره مسائل سیاسی سخن نمیگویند، پس چه جای جاسوسی! اما جرالد چنین اعتقادی ندارد:«برخی از این کاربران بر این گمانند که سخن گفتن از مسائل جنسی، شبهه سیاسی بودن را از آنها میزداید و به اصطلاح موجب میشود تا کاری به سیاست نداشته باشند در حالی که نمیدانند گفتوگوی جنسی یکی از خطرناکترین ابزارهای کشف درون انسان و نقاط ضعف او است که یافتن آن در گفتوگوهای عادی دشوار است». ما هم مانند شما معتقدیم شناخت یک جوان در این گوشه دنیا چه خاصیتی در برنامههای جاسوسی اسرائیل دارد؟ اما دکتر «ماری سیگال» در این باره مثال جالبی میزند:«آمریکاییها پیش از حمله به عراق کوشیدند تا از طریق اینترنت به درون شخصیت مردم عراق پی برده و به اصطلاح شمار بیشتری از آنها را جذب کنند. از نظر علمی جمعآوری اطلاعات کار پیچیدهای به شمار نمیرود و بسیار آسانتر از گذشته است. در 20 سال گذشته جذب مزدور به صورت مستقیم صورت میگرفت اما در حال حاضر چنین اشخاصی آمادهاند و میتوان به طور غیرمستقیم با افراد به تبادل نظر پرداخت و اسرار و اطلاعاتش را تخلیه کرد». بدین سبب«دان شاتسکی» روزنامهنگار و افسر سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی بر استفاده از جوانان تأکید دارد زیرا جوان پیوسته میخواهد حرف بزند و جنس مخالف بویژه جنس لطیف را بشناسد. به همین دلیل در جاسوسی اینترنتی از افسران زن استفاده میشود. روزنامه «لوموند» چاپ فرانسه در 27 مه 2002 میلادی مقالهای درباره جنگ اینترنتی منتشر کرد که از 20 سال قبل آغاز شد و از زمان حوادث 11 سپتامبر 2001 گسترش یافت به گونهای که جنگ اطلاعاتی به جنگ ویرانگری تبدیل شد که هدف اصلی آن قبضه کردن بازار اینترنت است، بدین سبب 58 درصد از سایتهای اینترنتی از سوی سازمانهای جاسوسی کشورهای دنیا بویژه ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس، آلمان، فرانسه و ایتالیا مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این سایتها آن نیست که جوانان دنیا را کشف کرده یا فاصله میان کشورهای جهان را کوتاه کنند، بلکه هدف، جنگی تازه علیه کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای عربی و اسلامی است که جنگ علیه تروریسم نامیده میشود. رژیم صهیونیستی در دهههای 60 و 70 قرن گذشته میلیونها دلار برای آموزش مزدور هزینه کرد؛ امری که اینک به شکل جاسوسی اینترنتی درآمده است. افرادی که وارد چنین شبکههایی میشوند، نمیدانند اسرار کشورشان را فروخته و خیانت میکنند و قربانی گفتوگویی ناپاک شده و میشوند. متأسفانه در حال حاضر جلوگیری از بلای چت بسیار دشوار و غیرممکن است آن هم در جهانی که میلیونها جوان در جستوجوی جنس مخالف و گفتوگوی عاشقانه با آن هستند و میخواهند عقدههای روحی و روانی خود را تخلیه کنند. اما باید توجه داشت که فقط جوانان در معرض خطر نیستند بلکه تمام اقشار دیگر مانند پزشک، مهندس، کارمندان و نظامیان نیز هر لحظه ممکن است در چنین دامی بیفتند. اما در کشور ما خطر جدی تلقی نمیشود و پروندههایی از این دست، مطرح نمیشوند و تنها در میان مطالب طبقهبندی شده باقی میمانند. شاید به همین دلیل است که رئیس سازمان پدافند غیرعامل معتقد است ما در حوزه IT استقلال خود را از دست دادهایم. غلامرضا جلالی معتقد است:«امنیتبخشی به دیتاسنتر به لحاظ طراحی، سختافزاری، مکان و محتوا بسیار مهم است. کشور ما باید بتواند چنین امنیتی را در بعد فناوری اطلاعات ایجاد کند و برای تحقق این امر نیاز به سیستمعامل ایرانی داریم زیرا ویندوز 10 هزار جاسوس دارد که اطلاعات ما را میگیرد و امکان جستوجو میدهد. در حوزه IT به طور کامل استقلال خود را از دست دادهایم. با این وضعیت هر قدر بدون توجه و رعایت مسائل امنیتی کشور را توسعه دهیم بیشتر وابسته میشویم، بنابراین باید با کمک پدافند غیرعامل شاخصها را بازتعریف کنیم».
پاشنه آشیلی به نام اینترنت
این نکته مورد پذیرش اساتید ارتباطات نیز هست و آنها هم بر پاشنه آشیل ما در زمینه اینترنت تاکید دارند. حمید ضیاییپرور، استاد علوم ارتباطات دانشکده صداو سیما میگوید: «جاسوسی اینترنتی، تشکیل اجتماعات مجازی، نافرمانی مدنی، دموکراسی دیجیتالی، افکارسازی از طریق اینترنت و تکنولوژیهای پایه مانند ایمیل، وبسایت، وبلاگ، فروم، چتروم و یوزنت هر کدام کارکردهای ویژهای برای جنگهای اینترنتی، براندازی نرم و چالشهای سیاسی دارند. محیط چتروم با توان کاربرد، انتقال صوت، تصویر و متن، امکانات لازم را برای یک جاسوس اینترنتی دارد که کنترل و ردیابی آن نیز مشکل است. همچنین یک متخصص جنگ روانی میتواند در تالار گفتوگو یا وبسایتهای شبکه، موضوعی را طرح کرده و درباره آن بازخورد بگیرد. تکنولوژیهای بنیانگذاری شده از طریق اینترنت بیشترین اطلاعات را از ایران و کشورهای مختلف در اختیار آمریکا قرار میدهد، به عنوان نمونه روزانه 70 هزار قطعه فیلم توسط مردم دنیا به صورت رایگان در اختیار «یوتیوب» گذاشته میشود. آنها بر بیفایده بودن جنگ سخت تاکید کرده و خواستار اتحاد یک نوع دیپلماسی رسانهای یا پیگیری پروژه نرمافزاری «براندازی از درون» با 3 محور دکترین مهار، نبرد رسانهای و نافرمانی مدنی برای تغییر حکومت در ایران شدهاند». او درباره کارکردهای مختلف استراق سمع، تحلیل اطلاعات و... از سوی شبکه جاسوسی«اشلون» که کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند عضو این شبکه عظیم جاسوسی الکترونیکی هستند، چنین میگوید:« تمام فرآیندهای اینترنتی، تماسهای تلفنی، بیسیمها و برنامههای رادیویی و تلویزیونی در این شبکه بایگانی میشود. ابرکامپیوترهایی هستند که کوهی از اطلاعات را بهصورت روزانه دریافت و با موتورهای مربوطه جستوجو و تحلیل میکنند». او راهحل پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی را راهاندازی هرچه سریعتر دیتاسنترهای داخلی به منظور کاهش آسیبپذیری در برابر اقدامات خرابکارانه یا مسدودسازی سایتها را یکی از راهکارهای مقابله با مشکلات میداند:«آسیبشناسی رسانههای اینترنتی، شناسایی نقاط قوت ایرانیان و فارسیزبانها در تکنولوژی اینترنتی، بهرهمندی از توانمندی هکرهای ایرانی و ساماندهی آنها به منظور استفاده از آنها در جنگهای اینترنتی، استفاده از توانمندی کاربران ایرانی درباره اینترنت، حمایت از تولید محتوای سالم، تشکیل تیمهای تخصصی جنگهای اینترنتی، ارائه آموزشهای همگانی با شیوههای جذاب و جدید و... از دیگر راهکارها برای حل مشکلات حوزه اینترنت است». اینترنت ابزار خوبی است اگر مانند «لاله» خوشباورانه با آن روبهرو نشویم و حداقل احتمال استفادههای جاسوسی از آن را نیز بدهیم.
سران کشورهای ثروتمند به تعهدات خود عمل نمیکنند
یک میلیارد گرسنه در جهان
روزنامه دویچهوله آلمان نوشت: بیش از 60 کشور ثروتمند جهان در حالی در همایش امنیت غذایی سازمان ملل شرکت کردهاند که تاکنون هیچ توجهی به گرسنگان جهان نداشتهاند. این روزنامه نوشت: در حالی که یکپنجم مردم جهان غذای کافی برای سیر شدن ندارند، رهبران کشورهای صنعتی برای سیرکردن گرسنگان هیچ کوششی نمیکنند. این در حالی است که رهبران کشورهای توسعهیافته ماه گذشته متعهد به سرمایهگذاری 20 میلیارد دلاری شده بودند. تنها مقام بلندپایهای که در روزهای آتی در همایش امنیت غذایی سازمان ملل در رم شرکت میکند، نخستوزیر ایتالیا ست. دانیل برمن از دستاندرکاران این همایش گفت: بیتوجهی سران کشورهای جهان به گرسنگی تعداد زیادی از انسانها فاجعه است.
خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپا نیز روز گذشته خواستار تلاش بیشتر برای ریشهکن کردن فقر در جهان شد. وی افزود: ما در مبارزه با گرسنگی در جهان شکست خوردهایم. هماکنون در جهان بیش از یکمیلیارد گرسنه وجود دارد که برای سیر کردن شکم خود، چیزی برای خوردن ندارند. رئیس کمیسیون اروپا گفت: اگر بخواهم صریح سخن بگویم باید گفت که جهان به اندازه کافی برای ریشهکنی فقر تلاش نکرده است. باروسو خاطرنشان کرد: در میان اقدامات موثری که میتوان در مبارزه با گرسنگی در جهان انجام داد، میتوان به بالا بردن تنوع کاشت و اهمیت دادن به نقش کارشناسان در امر کشاورزی اشاره کرد.
شاخص سهام در بازارهای اروپا کاهش یافت
شاخص سهام در اغلب بازارهای سهام کشورهای اروپایی در معاملات روز سهشنبه، برخلاف روز دوشنبه، با کاهش روبهرو شده است. به گزارش رویترز، شاخص فوتسی در بازار سهام لندن در انگلیس با 4/32 واحد کاهش به مجموع 3/5350 واحد رسید. همچنین، شاخص دکس در بازار سهام فرانکفورت در آلمان با 3/25 واحد کاهش به 6/5779 واحد رسید. شاخص کک چهل در بازار سهام پاریس در فرانسه نیز با 8/15 واحد کاهش به 4/3847 واحد رسید. بر اساس این گزارش، شاخص بیبیسی گلوبال سی، با 2/4 واحد کاهش به مجموع 7/5268 واحد رسید. نگرانی سرمایهگذاران از وضع اقتصادی جهان تاثیر زیادی در کاهش شاخص سهام در بازارهای اروپا داشته است.
مدیرکل پژوهشی وزارت علوم:
تقصیر اساتید راهنما در تخلفات پایاننامهای بیش از دانشجویان است
مدیرکل پژوهشی وزارت علوم گفت: اساتید راهنما بیشتر از دانشجویان در تخلفات پایاننامهای مقصر هستند و برخورد اصلی باید با اساتید راهنما باشد.فیروز بختیارینژاد درباره مؤسسات فروش پایاننامه گفت: شناسایی اینگونه مؤسسات و اثبات تخلفات این مؤسسهها خیلی سخت و در بسیاری از موارد غیرممکن است. وی ادامه داد: اما اگر تخلف آنها اثبات شود یا شاکی داشته باشند، وزارت علوم با آنها بشدت برخورد میکند. مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم افزود: وزارت علوم برای جلوگیری از این مشکلات راهکارهایی را در نظر گرفته که اگر استاد راهنما و داوران بخواهند و کمی زحمت بکشند، میتوانند جلوی این تخلفات را بگیرند. وی تصریح کرد: همه پایاننامههای دانشگاهها در مقاطع کارشناسیارشد و دکترا حداکثر 15 روز بعد از ارائه روی پایگاه ساماندهی پایاننامه در پژوهشگاه اطلاعات علمی کشور ثبت میشود و ما به عنوان مسؤولان وزارت علوم، داوران و اساتید دانشگاه را موظف کردهایم که این پایگاه را رصد کنند و اگر پروژهای بخواهد دفاع شود باید بررسی شود که این پروژه قبلا ارائه نشده باشد. وی تأکید کرد: ما سامانه پایاننامهها را برای جلوگیری از تخلفات و ارتقای علمی پایاننامههای دانشجویی راهاندازی کردهایم. وقتی تخلفی انجام شود مجموعه خلافکار است، یعنی بخشی از تقصیر برعهده دانشجو و بخش اصلی برعهده استاد راهنما و بخش دیگر مربوط به داور است. مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم افزود: اساتید دانشگاه حداکثر میتوانند 4 پایاننامه را در طول یک ترم هدایت و راهنمایی کنند اما اساتیدی داریم که بیش از 30 پایاننامه را در طول ترم هدایت میکنند و این نشان میدهد که این استادان برای انجام پروژههای تحقیقاتی وقت کافی و لازم را نمیگذارند. به همین دلیل باید در تخلفات پایاننامهای با اساتید راهنما برخورد جدی صورت گیرد. بختیارینژاد با اشاره به اینکه برخی از موسسات اقدام به فروش پایاننامهها میکنند، افزود: فروش پایاننامه صرفا جرم نیست، کپی کردن پایاننامه و ارائه مجدد آن جرم است.
تصویب كليات نخستين سند ملي آموزش و پرورش كشور
گروه اجتماعي: دبيركل شورايعالي آموزش و پرورش از تصويب كليات نخستين سند ملي آموزش و پرورش در شورايعالي انقلاب فرهنگي خبر داد. مهدي نويد ادهم با اشاره به تصويب كليات سند ملي آموزش و پرورش در شورايعالي انقلاب فرهنگي اظهار داشت: سند ملي آموزش و پرورش در كميسيون تحول نظام آموزشي شورايعالي انقلاب فرهنگي ارائه شد كه در نهايت كليات آن در اين شورا به تصويب رسيد و مباني نظري اين سند شامل 3 عنوان «فلسفه تربيت رسمي و عمومي»، «فلسفه تربيت» و «دكترين آموزش و پرورش» است كه فلسفه تعليم و تربيت براي نخستينبار در قالب سند ملي آموزش و پرورش در اين شورا تدوين شده است. نويد ادهم در ادامه يادآور شد: سند ملي آموزش و پرورش شامل همه مولفههای نظام تربيتي، خردهنظامهاي آموزش و پرورش و موارد ديگري چون شيوهنامه ارزشيابي مديريت است. وی همچنين از تهيه يك نسخه از سند ملي آموزش و پرورش براي هريك از 30 استان كشور خبر داد و با اشاره به آغاز بررسيهاي اوليه سند ملي آموزش و پرورش از سال 1383 گفت: بيش از 500 صاحبنظر حوزوي، دانشگاهي و آموزش و پرورشي كه دغدغه تربيت نسل جوان را داشتند در تدوين اين سند شركت كردند. وي در ادامه سند ملي آموزش و پرورش را سندي تحولآفرين در فرآيند تعليم و تربيت كشور مبتني بر ارزشها، پژوهش و خلاقيت توصيف كرد و با تاكيد بر لزوم بسترسازي فرهنگي و اجتماعي براي طرحهاي تحولآفرين در آموزش و پرورش تصريح كرد: اگر همكاري و پذيرش مردمي در اين زمينه وجود نداشته باشد، توفيق لازم به دست نميآيد، لذا اين موضوع تهديدي جدي براي تحقق سند ملي آموزش و پرورش محسوب ميشود، زيرا درصدد تغيير وضع موجود آموزش و پرورش هستيم و قطعا در اين زمينه مقاومتهاي بيروني و دروني وجود خواهد داشت.
همکاری بورس ايران با بزرگترین بازار سرمایه آمریکای جنوبی
گروه اقتصادي: رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار برای امضای تفاهمنامه همکاری با بزرگترین بازار سرمایه آمریکای جنوبی عازم ریودوژانیروی برزیل شد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بازار سرمایه (سنا)، «علی صالحآبادی» در مدت اقامت خود در برزیل علاوه بر امضای تفاهمنامه همکاری با کمیسیون اوراق بهادار این کشور(CVM) از بورس سائوپائولو بازدید کرده و با مدیران این شرکت به گفت وگو خواهد پرداخت. تبادل اطلاعات، ارتقای سطح همکاری نهادهای ناظر بازار سرمایه، انتشار اوراق بهادار و دیگر ابزارهای مالی، برگزاری دورههای آموزشی مشترک، توسعه منابع انسانی، پذیرش متقابل، رفع موانع سرمایهگذاری در
2 کشور و حمایت متقابل در جهت عضویت در نهادها و سازمانهای بینالمللی از مهمترین مفاد این تفاهمنامه همکاری است. براساس آخرین آمار فدراسیون جهانی بورسها، ارزش جاری بورس سائوپائولوی برزیل در پایان ماه سپتامبر سال 2009 به 1153 میلیارد دلار رسید و در صدر بورسهای منطقه آمریکای جنوبی قرار گرفت. گفتنی است، سازمان بورس و اوراق بهادار در طول
2 سال گذشته 5 تفاهمنامه همکاری را با مقامهای ناظر بازارهای سرمایه مالزی، اندونزی، قرقیزستان، عمان و پاکستان منعقد کرده است.
پدافند غیرعامل و ضرورتهاي نو
محمدصادق امیری
پدافند غیرعامل قطعا نشان از آگاهی و تدبير حاکمیت در راستای تقویت ارکان و بنیانهای نظام دارد. بدون شک عملکرد موفقیتآمیز در اين حوزه منجر به استحکام حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میشود و البته ورود به حوزههای ایدئولوژیک نیز میتواند منشا آثاری مثبت شود.در این میان به واسطه قدرت تاثیرگذاری و اطمینانبخشی بدون شک حوزههای امنیتی و سیاسی میتواند از مرتبه مهمی در توجه مسؤولان برخوردار باشد. به همین واسطه انتظار از حاكميت پرداخت دقیق حوادث پس از انتخابات و اتخاذ و تدوین ساز و کارهای منطقی و درست در اینباره است. به دیگر عبارت، آشوب پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری در تهران اگر چه بسیار فروکش کرده و تقریبا رو به زوال است اما به نظر میرسد بر پدافند غیرعامل فرض است درباره حوزهها و زوایایی که معارضان میتوانند با سوءاستفاده و بعضا اخلال در آنها دیگر بار تلاش خود را برای مقاومت در برابر خاموشی آتش انجام دهند، چارهاندیشی را فراموش نکند به عنوان مثال داستان کهریزک موجب آن شد تا سران جریان مورد اشاره فرصت را غنیمت شمرده و اذهان اطرافیان خود را از مبدا غائله که همان ادعای تقلب است منحرف کرده و معطوف به این بازداشتگاه کنند. البته ادعاهای عجیب کروبی که پس از اندک مدتی کذب بودن آن موجب اعتراف خود وی نیز شد، تا حدودی اخبار دروغ و شایعات درباره این بازداشتگاه را به محاق برد؛ هرچند بدون شک جرمهای صورت گرفته در این بازداشتگاه مستوجب برخورد شدید قضایی است.با این وجود اما متاسفانه عدم مراقبت از حوزههایی که احتمال میرفت مورد سوءاستفاده معارضان قرار گیرد، موجب آن شد تا دیگربار موضوعی بسیار مشکوک مستمسک مخالفان جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج شود.مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک در روزهای گذشته باعث آن شد تا دیگربار از سوی رسانههای مخالف جوسازیهایی علیه نظام صورت گرفته و ادعاهایی عجیب در اینباره مطرح شود. بدون شک تدبیرهای لازم در اینباره اگر صورت میگرفت، چنین بهانهها یا «توطئهها»یی هرگز رخ نمیداد. اینک مرگ پزشک بازداشتگاه موجب سوءاستفاده مخالفان نظام شده است و همین موضوع بدون شک شبهات فراوانی را به دنبال دارد. با این وجود اما شایسته است سازمانها و نهادهای مسؤول تمهیدات لازم در اینباره را تدبیر کنند. به عنوان مثال تدبیر اقدامات امنیتی و حفاظتی و البته رسانهای درباره برخی اشخاص و سازمانها که احتمال سوءاستفاده از آنان میرود، میتواند ضرورت آن را ملموستر کند. از سوی دیگر بدون شک تردیدهای فراوان درباره مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک وجود دارد، اینکه نخستینبار این خبر از کدام رسانه منتشر شد و اینک چه کسانی از آن بهرهبرداری میکنند و در نهایت مرگ این پزشک به سود چه افراد و جریانی تمام شد، همه این موارد ابهامات فراوانی را به وجود آورد که شفافسازی و اطلاعرسانی درباره آن بایستهای بسیار ضروری است.
نیکو خردمند درگذشت
همسفر «مسافران»
گروه فرهنگ و هنر: از آن روزهایی که مادر خوب و دوستداشتنی سریالها و فیلمهایمان بود خیلی نگذشته است. هربار او را میدیدیم سرحال بود، درحالی که از صدایش میتوانستیم به آسانی درک کنیم که چقدر حالش بد است؛ همان صدایی که بارها و بارها در دوبلههای متفاوت آن را شنیده بودیم. او این اواخر با مرگ دست و پنجه نرم میکرد و سرانجام در بیمارستان ابنسینا دار فانی را وداع گفت. نیکو خردمند متولد 1311 در تهران بود و فعالیت حرفهای خود را از سال 1337 با گویندگی در تئاتر شروع کرد. این بازیگر در طول عمر هنری خود موفق به دریافت 2 سیمرغ بلورین بهترین نقش مکمل زن برای بازی در فیلم «بازیچه» و «پرده آخر» شده بود. پرده آخر (واروژ کریم مسیحی)،
خانه خلوت (مهدی صباغزاده)، مسافران (بهرام بیضایی)، بازیچه (تورج منصوری)، غزال (مجتبی راعی)، کاغذ بیخط (ناصر تقوایی) و کافه ستاره (سامان مقدم) از جمله فیلمهای مهم او به شمار میآیند. البته فیلم «پرونده هاوانا» به کارگردانی علیرضا رئیسیان نیز از او هنوز اکران عمومی نشده است.
خاطرات بسیار
عزتالله انتظامی، هنرمند پیشکسوت تئاتر و سینما همکاریهای مشترک با مرحوم خردمند را دریادماندنی و خاطرهانگیز دانست. انتظامی گفت: من در فیلمهای «خانه خلوت» به کارگردانی مهدی صباغزاده و «بازیچه» به کارگردانی تورج منصوری با ایشان همکاری داشتم و خاطرات بسیاری از این بانوی هنرمند دارم. این هنرمند باسابقه افزود: از درگذشت اين بازیگر و صداپیشه پیشکسوت بسیار متاسف هستم و به خانواده خانم خردمند و جامعه هنری درگذشت ایشان را تسلیت میگویم. از رفتن این بانوی هنرمند بسیار غمگینم و قادر نیستم درباره ایشان آن طور که شایسته است صحبت کنم.
صدای ماندگار
داریوش ارجمند هم که در «پرده آخر» با خردمند همبازی بود، بازی این بازیگر را به یادماندنی و درخشان توصیف کرد. او در این ارتباط گفت: ایشان در اولین حضور سینمایی خود در فیلم «پرده آخر» با من همبازی بودند. البته من مرحوم خردمند را به واسطه صدا و چهره پیش از این همکاری میشناختم. جامعه هنری یکی از صداهای ماندگار خود را از دست داد. وی ادامه داد: مرحوم خردمند هنرمندی مهربان و دوستداشتنی بود و من واقعا از درگذشت وی متاسف شدم. وی در این سالها به دلیل بیماریاش، بسیار اذیت شد. وي در زمانی که با یکدیگر همکار بودیم نیز به دلیل ضایعه قلبی که داشت عمدتا زود خسته میشد. سالها بود که از بیماری رنج میبرد، اما بیماری مانع از ادامه بازیگریاش نمیشد.
سرافراز در همه عرصهها
بهزاد فراهانی هم با یادآوری خاطرات زندهیاد نیکو خردمند در دهه 40، او را بانوی بزرگ صدا توصیف کرد. فراهانی در اینباره گفت: او بانوی بزرگ صدا بود و صدایش مشابهی ندارد. شاید تن صدای برخی همچون او باشد، اما آنها دانش نیکو خردمند را ندارند. وی در تمام زمینهها ازجمله روانشناسی، تاریخ، شعر و. . . اشراف زیادی داشت و همیشه کارهایش ماندگار بود. فکر میکنم تفاوت فقدان این هنرمند عزیز با دیگر هنرمندان در این باشد که این بانوی بزرگ در هر عرصهای که تجربه کرد سرافراز
بیرون آمد.
بانوی تمامعیار سینما
افسانه بایگان، بازیگر سینما و تلویزیون ایران با یادآوری خاطره همکاری با این بازیگر گفت که بسیار از بزرگواری وی آموخته است. بایگان در این ارتباط گفت: بسیار از درگذشت ایشان متاسف شدم. مرحوم خردمند بازیگر و صداپیشه توانایی در سینما بود. من در فیلم «کافه ستاره» با وی همبازی بودم، در همان دوران کوتاه متوجه شدم که وی بانویی تمامعیار در سینماست و بسیار از بزرگواری وی آموختم. وی افزود: حدود 20 روز پیش برای ملاقات وی به بیمارستان رفتم که بسیار نحیف و ضعیف شده بود. نمیدانم سرانجام این تلخیها که همیشه برای همکاران و استادان ما رخ میدهد کی به پایان میرسد و این تنهاییها در این شرایط چه زمانی به پایان میرسد. تا کی قرار است این در روی یک پاشنه بچرخد. یادش گرامی باد.
عاشق کار
حسین محجوب، همبازی وی در فیلم «پرده آخر» گفت: من خردمند را از نزدیک میشناختم و با او آشنا بودم، از مرگ وی بسیار ناراحت هستم. این اندوه مانع میشود که درباره خصوصیات ایشان آن طور که شایسته است صحبت کنم، بسیار غمگینم که ایشان دیگر در میان ما نیستند. مرحوم خردمند یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران بود که اخلاق حرفهای داشت و با عشق و علاقه کار میکرد، من مدت کوتاهی با او در فیلم «پرده آخر» همبازی بودم ولی از ایشان بسیار خاطره دارم.
متین و باسواد
چنگیز جلیلوند هم گفت: من وقتی خبر درگذشت ایشان را شنیدم خیلی ناراحت شدم. زندهیاد نیکو خردمند هنرمند بسیار باسواد، متین و فرهیختهای بود و در دنیای دوبله دیگر مثل او صدایی با این همه آرامش و دلنشینی متولد نمیشود.
وی در ادامه افزود: مرحوم خردمند یکی از همکاران خوب، قدیمی و صمیمی من بود و از آمریکا که برگشتم، چند فیلم عالی با او دوبله کردیم اما او دیگر توانایی سالهای جوانی را نداشت گرچه هنوز صدایش دلنشین بود. جلیلوند در پایان گفت: درگذشت این هنرمند باوقار و بامتانت، فاجعهای برای صنف دوبلورها به شمار میرود.
تشییع؛ 28 آبان از مقابل خانه سینما
مراسم تشییع پیکر مرحوم نیکو خردمند، بازیگر و صداپیشه سینمای ایران صبح روز پنجشنبه 28 آبانماه از مقابل خانه سینما برگزار میشود. این مراسم ساعت 9 صبح
روز پنجشنبه 28 آبان با حضور هنرمندان از مقابل خانه سینما آغاز و پیکر آن مرحوم برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) منتقل میشود.
همزمان با تشدید درگیریهای صعده، سارکوزی وارد عربستان شد
حمايت غرب از کشتار شیعیان يمن
گروه بینالملل: همزمان با تشدید درگیریها میان مجاهدین شیعی یمن و مزدوران سعودی، سارکوزی رئیسجمهور فرانسه وارد عربستان شد. این در حالی است که در چنین شرایطی دیدار سارکوزی از عربستان به منزله حمایت آشکار از قتلعام شیعیان یمنی محسوب میشود. نیکلا سارکوزی رئیسجمهور فرانسه دیروز (سهشنبه) برای دیداری 2 روزه وارد ریاض، پایتخت عربستان شد تا با ملک عبدالله پادشاه این کشور بر سر میز گفتوگو بنشیند. دیدارها و گفتوگوهای دوجانبه رئیسجمهور فرانسه با مسؤولان سعودی از امروز (چهارشنبه) آغاز خواهد شد. منابع رسمی میگویند که این سفر با هدف تقویت روابط میان 2 رهبر صورت میگیرد. همچنین قرار است دو طرف بحثهایی درباره تلاش فرانسه به منظور عقد قراردادهای فروش سلاح به عربستان را مورد بررسی قرار دهند. قرار است که در این سفر، فروش بالگردهای نظامی فرانسوی، ناوهای جنگی و قطارهای تندرو مورد بحث قرار گیرد. گفته میشود بالگردهایی که درباره آنها مذاکره میشود از قدرت مانور بالایی برخوردارند و در درگیریهایی نظیر جنگ صعده، کارآیی بالایی دارند. در همین حال پادشاه عربستان ضمن تقدیر از کشورهایی که با ریاض به دلیل درگیری با شبهنظامیان حوثی اعلام همبستگی کرده بودند، تاکید کرد: خاک عربستان از حضور شبهنظامیان حوثی پاکسازی شده است. ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان اظهار داشت: جهانیان مطمئن باشند که حمله حوثیها تحت کنترل درآمده و خاک عربستان از حضور آنها پاکسازی شده است. وی از افزایش خدمترسانی به سعودیهایی خبر داد که به دلیل این جنگ مجبور به ترک خانههایشان شدند. عبدالعزیز خوجه، وزیر فرهنگ و اطلاعرسانی عربستان در بیانیهای اعلام کرد که پادشاه این کشور اعلام همبستگی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس با عربستان و حمایت آنها از حق این کشور در حفظ حاکمیت ارضی و ملیاش را ارج نهاد. بر اساس گزارش خبرگزاری عربستان، ملک عبدالله بن عبدالعزیز همچنین از اعلام همبستگی کمیته وزارتی پیگیری طرح صلح کشورهای عربی که پنجشنبه گذشته نشستی را در قاهره برگزار کرده بود، تقدیر کرد. این در حالی است که یک منبع نظامی سعودی در گفتوگو با روزنامه فرامنطقهای الشرقالاوسط اظهار داشت: شبهنظامیان حوثی در حملات مداوم خود علیه نیروهای سعودی مستقر در نوار مرزی این کشور با یمن از روشی مشخص پیروی میکنند. وی افزود: آنها معمولا چند روز پیش از انجام حملات گسترده علیه مواضع نظامی به آرامش و متوقف كردن حملات طی چند روز روی میآورند. این منبع نظامی سعودی تاکید کرد: به همین دلیل نیروهای سعودی مستقر در مرزها در هوشیاری کامل تلاش میکنند تا جلوي این حملات را بگیرند. وی همچنین تاکید کرد: نیروهای سعودی برای بمباران مواضع وابسته به حوثیها از هواپیماهای15 F و هلیکوپترهای آپاچی و توپخانه سنگین استفاده کردند. در همین حال جنبش حوثی در بیانیهای از ادامه حملات هوایی عربستان به اراضی یمن خبر داد. در بیانیه این جنبش آمده است: حملات هوایی عربستان علیه خاک یمن در مناطق «رازح»، «ملاحیط» و «شدا» همچنان ادامه دارد. این جنبش از محدود شدن درگیریهای مبارزان حوثی با ارتش یمن به حملات توپخانهای در منطقههای «المقاش» و «آلعقاب» در حومه شهر صعده و منطقه «سفیان» خبر داد. همچنين جنبش حوثي با انتشار نوارهايي ابعاد ديگري از جنايات سعوديها بر ضد شيعيان صعده را افشا كرد. در یکی از این نوارها کشته شدن کودکان بر اثر حملات هوایی عربستان و نواری دیگر سوختن کامل یک روستا بر اثر بمبهای فسفری را نشان میدهد.
ذبیحی با اشاره به بدهی 2 هزار و 500 میلیاردتومانی بخش خصوصی به تأمین اجتماعی:
بدهی بیمارستانها تا خرداد 88 تسویه شد
كتايون ضيايي: مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد: تمام بدهیهای این سازمان به بیمارستانهای تحت پوشش تا پایان خرداد ماه سال 88 به طور کامل تسویه شده است. علی ذبیحی روز گذشته در اولین نشست خبری خود بعد از 8 ماه حضور در این سازمان گفت: تا اواخر مهرماه سال جاری مبلغ 170 میلیارد تومان به حساب بیمارستانهای تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی واریز شده است. به گفته ذبیحی، اگر بیمارستانی تا کنون موفق به دریافت طلبهای خود نشده به این دلیل است که صورت حسابهای اسناد مرکز درمانی خود را بموقع به سازمان تامین اجتماعی تحویل نداده است، این در حالی است که برخی مسؤولان معتقدند، سازمان تامین اجتماعی در تاخیر پرداخت بدهیها مقصر است. مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در ادامه گفت: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در طول یک ماه گذشته درخواست کرده بود تا سازمان تامین اجتماعی بدهیهای خود را تا اردیبهشتماه امسال پرداخت کند و ما با توجه به اسناد موجود تمام بدهیها را به بیمارستانها پرداخت کردهایم. این در حالی است که چند روز پیش وزیر بهداشت با ابراز نارضایتی از تاخیر سازمانهای بیمهگر در پرداخت طلب بیمارستانهای دولتی گفته بود؛ سازمان تامین اجتماعی تا پایان شهریورماه حدود 300 میلیارد تومان به دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانهای دولتی بدهکار است و این در حالی است که بیمهشدگان حق بیمه خود را به سازمان تامین اجتماعی میپردازند اما این سازمان پول را به وزارت بهداشت نمیپردازد. به گفته دستجردی این سازمان بیمهگر نباید در پرداخت به وزارت بهداشت مشکل داشته باشد. ذبیحی در ادامه سخنان خود از بیمارستانهایی که تا کنون طلب خود را دریافت نکردهاند تقاضا کرد، اسناد مربوط را به سازمانهای تامین اجتماعی و مجموعههای ذیربط ارسال کنند تا به تمام این حرف و حدیثها خاتمه داده شود. وی افزود: وزارت بهداشت نیز باید در نظر داشته باشد که مبلغ 320 میلیارد تومان به شرکتهای دارویی تحت پوشش تامین اجتماعی بدهکار است و باید این بدهی را به سرعت پرداخت کند. ذبیحی همچنین بدهی بخش خصوصی به تامین اجتماعی را 2 هزار و 500 میلیارد تومان خواند. وی با اشاره به ارائه درخواست تامین اجتماعی نسبت به افزایش بودجه صندوق بیمه بیکاری، میزان کسری این صندوق را 7/51 میلیارد تومان اعلام کرد. مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی با تاکیدی چند باره درباره گذر از شرایط بحران مالی این سازمان در سال جاری گفت: برخی از افراد با مصاحبههای مطبوعاتی درصددند تا القا کنند که سازمان با بحران مالی مواجه است اما امروز نهتنها در سازمان خبری از بحران مالی نیست، بلکه وضع آن عادی و طبیعی است. وی گفت: در گذشته تامین اجتماعی، سازمانی درآمدزا بود چرا که تعهدات آن نسبت به هزینههایش کمتر بود، اما نقطه
سر به سری درآمدها و هزینهها از سال 86 آغاز و روند افزایش هزینه نسبت به درآمد پیشی گرفت که همین امر موجب مطرح شدن بحران مالی سازمان به شمار میرود. ذبیحی با اعلام کسری بودجه در صندوق بیمه بیکاری، یادآور شد: در این رابطه گزارشهایی را به رئیسجمهوری و مجلس ارسال کردهایم تا امنیت در حوزههای اقتصادی برقرار شده و تامین اجتماعی نیز بتواند به تعهدات خود عمل کند. مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی در توجیه فقدان اطلاعرسانی این سازمان از طریق رسانهها و پاسخ نگرفتن خبرنگاران از سوالات خود در سال جاری، افزود: معمولا مدیران دستگاههای اجرایی از طریق رسانهها با مردم ارتباط برقرار میکنند که در این زمینه ممکن است مدلهای مختلفی را برای این منظور انتخاب کنند. وی یادآور شد: اما روال من این است که تا زمانی که کاری صورت نگرفته، روی آن مانور ندهم، به همین دلیل در برابر سوالات خبرنگاران یا از آنها عذرخواهی کرده یا آنکه وقت پاسخگویی نداشتم. ذبیحی آمادگی خود را برای استقبال از تمام رسانهها و پاسخگویی به صورت اختصاصی به آنها اعلام کرد. وی با اشاره به اینکه تامین اجتماعی برای اجرای بیمه مشاغل سخت خبرنگاران نیازمند تایید وزارت ارشاد است، افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک مرجع صالح و قانونی باید اسامی خبرنگاران مورد تایید خود را به تامین اجتماعی ارسال کند تا این سازمان بتواند دستورات لازم را برای بهرهمندی این قشر از جامعه از بیمه مشاغل سخت، اجرایی كند. وی در عین حال از تشکیل کمیته مشترک میان وزارت ارشاد و سازمان تامین اجتماعی در تمام استانهای کشور به منظور بهرهمندی خبرنگاران از قانون بازنشستگی مشاغل سخت خبر داد و گفت: نخستین اقدام باید توسط وزارت ارشاد در این زمینه انجام شود.
اعتراف حمیدرضا جلاییپور، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت
هاشمیرفسنجانی جریان سبز را رهبری میکند
گروه سیاسی: محمدمهدی عبدخدایی، عضو جمعیت فدائیان اسلام و حمیدرضا جلاییپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه سلسله نشستهای «تبیین دیدگاهها و مواضع شخصیتها، احزاب و تشکلهای سیاسی ـ دینی» که از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار میشد، به مناظره پرداختند. جلاییپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در همان ابتدای مناظره با بیان اینکه یکی از رخدادهای پیش و پس از انتخابات پیدایش یک جریان اجتماعی در کشور بود، اظهار داشت: این جریان تمام ویژگیهای یک جریان اجتماعی را دارد و به همین دلیل میتوان گفت که یک جریان اجتماعی در ایران شکل گرفته است. البته جلاییپور پس از این اظهارنظر تجربه جنبشها و جریانهای شکل گرفته در دوران معاصر را یادآوری کرد و با بیان اینکه جنبش تنباکو یکی از جنبشهای موفق در ایران است، گفت: این جنبش هدف مشخصی داشت و آن را مطرح کرد و به دلایل مختلف دولت قاجار مجبور به پذیرش خواسته این جنبش شد. در ادامه این مناظره محمدمهدی عبدخدایی سخنان جلاییپور را خوب و مفید دانست، اما گفت: جلایی پور از جنبش تنباکو صحبت کرد برای اینکه ما بدانیم این جنبش چگونه جنبشی بود و باید یک ریشهیابی از آن انجام دهیم. عضو جمعیت فدائیان اسلام در ادامه به تشریح جنبش تنباکو و نحوه شکلگیری آن پرداخت و گفت: این جنبش به رهبری میرزایشیرازی به چه دلایلی پیروز شد؟ در واقع دلیل اصلی پیروزی جنبش تنباکو حرکت رهبر آن با عقلانیت بود اما امروز کدام عقلگرایی (بر جنبش موسوم به جریان سبز) حاکم است؟! عبدخدایی افزود: رهبران جنبش تنباکو عقل و هدف داشتند و مسائل را متوجه میشدند. عبدخدایی همچنین تصریح کرد: جنبشی میتواند پیروز باشد که با نظر تودهها مطابقت داشته باشد و زمانی که اسمش به شورش تغییر پیدا کند، آنگاه است که دولتها میتوانند آن جنبش را سرکوب کنند. هر چند سخنان جلاییپور و عبدخدایی بیشتر حول مفهوم جنبش و نگاه تاریخی به آن بود ولی پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه از کجا میدانید خواسته همه افراد حاضر در جنبش با خواسته موسوی یکی است، فضای مناظره را تا حدی به دوران پس از انتخابات بازگرداند. با این حال عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در پاسخ به این سوال بحث «جریان اصلی جنبشها و جریانها» را به میان آورد و در ابتدا گفت: جنبش اجتماعی دارای گرایشات مختلفی است همانطور که در طول انقلاب نیز گروههای مختلفی حضور داشتند اما تمام جنبشها، جریان اصلی دارند که در انقلاب، امام خمینی جریان اصلی را رهبری میکرد.جلاییپور در ادامه به موضوع تاملبرانگیزی اشاره کرد و در بیان اینکه رهبری جریان اصلی جنبش فعلی کشور برعهده چه کسانی است، از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از رهبران جریان موسوم به جنبش سبز نام برد: «جریان اصلی جنبش سبز توسط موسوی، خاتمی، کروبی، هاشمی و حتی ناطقنوری رهبری میشود».وی اضافه کرد: بعد از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی عدهای به دنبال جمهوریاسلامی نیستند و قصد دارند که حکومت اسلامی تشکیل دهند. البته موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی کسانی هستند که میتوانند جریان اصلی جنبش را تحت تاثیر قرار دهند. این در حالی است که چندی است برخی اصلاحطلبان میکوشند همگرایی هاشمیرفسنجانی با جریان موسوم به جنبش سبز را کمرنگ نشان دهند تا در نهایت بتوانند با کم شدن فشارهای سیاسی روی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، از وی شخصیتی فراجناحی تصویر کنند. در این مقطع حسین کاشفی، همحزبی حمیدرضا حلاییپور درباره رابطه هاشمی و جریان موسوم به جنبش سبز اظهار داشت: «یک نوع دلسردی بر هاشمیرفسنجانی چیره شده و معتقدم حمایت وی از جریان سبز کاهش پیدا کرده است».از سوی دیگر در حالی جلایی پور به صراحت به نقش تاثیرگذار هاشمیرفسنجانی در جهتدهی جریان سبز اشاره میکند که پیش از او محمود احمدینژاد در مناظره انتخاباتی با میرحسین موسوی به صراحت بر این نکته تاکید کرده بود: «باور من این است که امروز آقای موسوی در برابر من نیست، تنها آقای موسوی نیست بلکه 3 دولت پیدرپی در برابر بنده قرار گرفتهاند، هم آقای موسوی، هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی که این 3 در گذشته باهم بودند، در دور گذشته هم آقای موسوی از آقای خاتمی حمایت کرد و هم از آقای هاشمی حمایت کرد و هم آقای خاتمی از آقای هاشمی حمایت کرد، در واقع اینها همه باهم بودند. از روز اولی که این دولت تشکیل شد، هجومها بود برای ضربه زدن البته مردم اینها را میدانند اما باید جوانها هم بدانند که بنده دربرابر یک کاندیدا نیستم، دربرابر یک مجموعهای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند». البته در آن زمان میرحسین موسوی و نزدیکان وی جهتدهی هاشمی رفسنجانی به جبهه مخالف احمدینژاد را انکار کردند اما رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اظهارنظر خاص خود در نماز جمعه 26 تیر آشکارا بر رهبری خود بر جریان موسوم به جنبش سبز صحه گذاشت. تاکید دوباره بر نقش تاثیرگذار هاشمیرفسنجانی در جهتدهی جریان آشوب در حالی صورت میگیرد که این جریان با «تعدد سر»روبهرو است. از یک سو برخی تحلیلگران موسوی و کروبی را رهبران اصلی این جریان میخوانند، عدهای دیگر معتقدند این جریان گوش به فرمان هاشمیرفسنجانی است، برخی تحلیلگران فعالان ضدانقلاب خارج نشین همانند سازگارا و نوریزاده را به عنوان لیدر اصلی جریان آشوب معرفی میکنند و عدهای «ترکیبی» از گزینههای فوق را تحلیل درست درباره این موضوع میدانند.
بسیج خار چشم دشمنان انقلاب، اسلام و نظام است
آیتالله العظمي مکارمشیرازی در دیدار سردار نقدی:
وطن امروز: رئیس سازمان بسیج مستضعفان کشور صبح روز گذشته با حضور در دفتر آیتالله عظمی مکارمشیرازی از مراجع عظام تقلید قم با ایشان دیدار و گفتوگو کرد. آیتالله ناصر مکارمشیرازی در ابتدای این دیدار گفت: بسیج از سرمایههای بسیار بزرگ فرهنگ اسلام است که انقلاب اسلامی در سایه همین تفکر بهوجود آمد. وی با تجلیل از فعالیتهای ارزنده جوانان بسیجی در عرصههای علمی و فرهنگی کشور تصریح کرد: براساس تفکر اسلامی تمام مسلمانان، بسیجی به شمار میآیند و امروز بسیج توانسته به خوبی جوانان را در زمینههای علمی و فرهنگی به خود جذب و فعال کند. این مرجع تقلید تاکید کرد: انقلاب اسلامی براساس تفکر بسیجی به پیروزی رسید و امروز نیز باید از همین تفکر در عرصههای مختلف کشور بهره گرفت. اگر سرمایه عظیم بسیج نبود امروز انقلاب اسلامی به پیروزی نمیرسید. وی فرهنگ بسیج را ضامن بقای انقلاب اسلامی دانست و اظهار داشت: امروز بسیج باید همچون زمان 8 سال دفاع مقدس همگام با زمان خود پیش برود و همچنان که در این دوران وارد میدان شد، امروز نیز باید در عرصههای فرهنگی، علمی و سازندگی پیشقدم باشد. به گزارش خبرگزاری رسا، آیتالله مکارمشیرازی، فعالیتهای بسیج در کشور را مفید ارزیابی و بر ادامه آن تاکید کرده و افزود: امروز بسیج از نیرويی بسیار قوی
برخوردار است که باید از آن بهره لازم را گرفت. وی نسبت به برخی بیتفاوتیها به فعالیتهای بسیج انتقاد کرد و اظهار داشت: پس از پایان یافتن دوران 8 سال دفاع مقدس برخی معتقد بودند که دیگر بسیج نیاز به فعالیت ندارد و باید تعطیل شود و گاهی این نوع برخوردها، دانسته بود و آنها میخواستند با این رفتار خود شجره طیبه را بخشکانند. این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز جوانان ما در بسیج بدون توقع به فعالیت میپردازند و در عرصههای گوناگون حضور جدی دارند که باید قدردان این نعمت الهی بود. وی تاکید کرد: برخی تلاش دارند این نظام را متزلزل کنند؛ اما تا زمانی که فرهنگ اسلام، باورهای دینی و تفکر بسیجی هست، هرگز آنها به این خیال باطل خود دست نخواهند یافت. حضرت آیتالله مکارمشیرازی همچنین برگزاری دورههای آموزشی و عقیدتی را برای بسیجیان ضروری خواند و در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: بسیج خار چشم دشمنان انقلاب، نظام و اسلام است و بر همین اساس دشمنان در تلاش هستند تا به این تفکر آسیب برسانند.
با حمایت دولت در عرصه ساخت و ساز صورت میگیرد
مهار جهش قیمت مسکن
اسدالله حسنزادهکاکاوند: به دنبال اظهارنظر اخیر وزیر مسکن و شهرسازی مبنی بر افزایش تقاضا برای خرید خانه در 4 سال آینده، نگرانی متقاضیان مسکن دوچندان شد چرا که با خروج مسکن از رکود کنونی و احتمال جهش قیمتها در آینده آرزوی خانه دار شدن بار دیگر برای آنها به رویا تبدیل خواهد شد.
آشفتگی بازار مسکن در 3 ، 4 سال اخیر و به دنبال آن رکود بازار خرید و فروش از سال گذشته موجب شد تا فعالان عرصه ساخت و ساز با توجه به کاهش میزان تقاضای خرید، نسبت به تولید واحدهای مسکونی کمانگیزه شوند و رغبت چندانی از خود نشان ندهند.
از سوی دیگر اکنون کاهش عرضه به همراه افزایش میزان تقاضا منجر به نیاز انباشته سالانه مسکن در کشور شده است تا آنجا که همه دستاندرکاران و مسؤولان و متولیان ساخت و ساز بر رونق دوباره این بخش تاکید دارند. در این میان دولت و در رأس آن وزارت مسکن و شهرسازی در تلاش است با روشهای مختلف چون توسعه مسکن مهر، ارائه وام و تسهیلات ارزانقیمت و رفع موانع سد راه توسعه بخش تولید و نیز حمایت از انبوهسازان و پیمانکاران، زمینه فعال شدن ساخت و ساز در کشور فراهم و جو روانی افزایش قیمت مسکن در آینده خنثی شود. در این باره رئیس انجمن انبوهسازان مسکن کشور به رکود کنونی مسکن اشاره کرد و به «وطنامروز» گفت: چنین رکودی به مانند فنر بسیار فشردهای است که چنانچه دولت راهکارهای مناسب را برای مهار یا مانع شدن چنین جهشی به کار نگیرد افزایش قیمت مسکن در آینده را نمیتوان انکار کرد.
مجتبی بیگدلی تصریح کرد: تلنبار 2 ، 3 ساله میزان تقاضای مسکن در آینده نزدیک جز با تولید انبوه از سوی پیمانکاران و انبوهسازان و عرضه فراوان واحدهای مسکونی در راستای کنترل قیمت مسکن امکانپذیر نیست.
کاهش عوارض، صدور رایگان مجوز پروانههای ساختمانی، تخفیفهای ویژه و زدودن قوانین منقبضانه سد راه تولید مسکن همچنین رفع بروکراسی اداری مشوقهایی است که از سوی رئیس انجمن انبوهسازان مسکن کشور در جلوگیری از افزایش قیمت مسکن تاثیر بسزایی بر جای میگذارد.
به گفته بیگدلی ضروری است دولت دوران رکود سرمایهگذاری در بخش مسکن را افزایش دهد تا مشکل قیمت برطرف شود. وی معتقد است: اعطای تسهیلات بانکی برای تامین مسکن کافی نیست و این تشکل پیشنهاد ارائه 500 میلیون ریال را داده است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فناوریهای صنعتی ساختمان نیز توسعه ساخت و ساز و عرضه مناسب مسکن را در گرو تزریق نقدینگی مناسب به این بخش عنوان کرده و گفت: ارائه وام و تسهیلات لازم به سازندگان واحدهای مسکونی از سوی دولت و انتقال آن توسط سازندگان در موقع اتمام کار به خریداران کمک شایانی به روند توسعه ساخت و ساز و عرضه مناسب مسکن بدون افزایش قیمت میکند. بهروز سرابندی در گفتوگو با «وطنامروز» بدترین حالت ارائه تسهیلات به بخش مسکن را در اختیار گذاشتن وام مستقیم (پول نقد) به خریداران عنوان کرد و افزود: چنین رویکردی موجب میشود خریداران بدون آگاهی از کمیت و کیفیت ساخت و سازها شروع به خرید کنند و تورم در خرید مسکن را به جای تولید مسکن به وجود آورند. وی افزود: تعامل سازنده وزارت مسکن و شهرسازی با انبوهسازان و بهرهگیری از تجارب و نظریات آنها در چگونگی تولید و عرضه و نیز تامین برخی نیازهای دوسویه در کنار حمایت وزارت مسکن از بخش تولید امکان خنثی شدن نقش افزایش قیمت مسکن در سالهای آینده را به وجود میآورد.بدین ترتیب می توان گفت: با عدم تزریق نقدینگی در بازار مسکن و حمایتهای دولت رکورد قیمت مسکن ادامه خواهد داشت و
در عین حال ساخت و ساز رونق می گیرد.
پرداخت سود سهام مخابرات از هفته آینده
شرکت مخابرات ایران اعلام کرد: متعاقب تصویب مجمع عمومی مخابرات، سود سهام مخابرات از شنبه هفته آینده پرداخت میشود. به گزارش مهر به نقل از شرکت مخابرات ایران، همه سهامداران حقوقی میتوانند از روز شنبه هفته آینده با در دست داشتن اصل برگ سهام و کارت ملی، به شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه و نسبت به دریافت سود سهام خود اقدام کنند. بر اساس مصوبه اخیر مجمع عمومی مخابرات به ازای هر سهم، مبلغ 140 ریال سود سهام برای دوره مالی سال 87 پرداخت خواهد شد. شرکت مخابرات در اطلاعیه دیگری تصریح کرد: مجمع عمومی عادی فوق العاده شرکت مخابرات ایران با دستور جلسه انتخاب مدیران و سایر موارد نهم آذرماه سالجاری
برگزار میشود.
15 هزارتومان جريمه پرتاب زباله از خودرو
ایرنا: جانشین رئیس پلیس راهور تهران با بیان اینکه پرتاب زباله و آب دهان از خودرو ممنوع است و با متخلفان برخورد قانونی میشود، تصریح کرد: برابر قانون رانندگان خاطی دراین زمینه 150هزار ریال جریمه میشوند. سرهنگ مجید پریزاد افزود: برابر ماده 206 قانون آییننامه راهنمایی و رانندگی، ریختن هرگونه آشغال، زباله، مایعات، نخاله، مصالح ساختمانی، شی و آب دهان از درون خودرو به سطح معابر، تخلف و ممنوع است زیرا باعث انحراف وسایل نقلیه درحال حرکت از مسیر اصلی میشود. وی ادامه داد: افرادی هم که اقدام به ریختن مصالح ساختمانی و نخاله در سطح معبر کنند به مراجع قانونی جهت برخورد قضایی معرفی میشوند.
ایران در سومین مصاف با مقدونیه
شیرهای آریایی برابر شیرهای قرمز بالکان
این برای بار سوم است که مقدونیه به تهران میآید، تیمی که در رتبه 66 فیفا قرار دارد در آستانه مصاف برگشت ما با اردن به عنوان یک حریف تدارکاتی انتخاب شده است تا شاگردان قطبی با هماهنگی بیشتری روانه امان شوند. پیش از این، ایران و مقدونیه در خرداد 1379 و در جام الجی تهران باهم روبهرو شدند که تیم ما با نتیجه3 بر یک و با گلهای کریم باقری، علی دایی و حامد کاویانپور به پیروزی رسید. 2 تیم یک بار دیگر در جام ال جی 84 در تهران بازی کردند که مقدونیه با نتیجه 2 بر یک این بازی را به سود خود به پایان رساند اما این پیکار به خاطر اینکه مقدونیه با تیم دوم خود در بازی حاضر شده بود، بازی ملی رسمی محسوب نمیشود. درباره آخرین نتایج آنها میتوان گفت که در 4 بازی دوستانه اخیر خود 2 برد، یک تساوی و یک باخت بهدست آوردهاند. تساوی یک-یک با مولداوی، باخت 3بر2 به اسپانیا و پیروزی 2بر یک مقابل قطر و
3 برصفر مقابل کانادا نتایج اخیر این تیم در بازیهای دوستانه بوده است. گوران پاندف سرشناسترین بازیکن مقدونیه است که در باشگاه لاتزیو توپ میزند. این مهاجم 26ساله با زدن 21 گل بهترین گلزن ملی مقدونیه محسوب میشود. پاندف در 4 بازی اخیر مقدونیه 7 گل به ثمر رسانده است، اما گوچه سدلوسکی 35 ساله کاپیتان و رکورددار بازی ملی در تیم مقدونیه به حساب میآید. مدافع تیم ماترزبورگ اتریش 95بازی ملی در کارنامه دارد. وی در آخرین بازی تیمش مقابل کانادا یکی از گلهای مقدونیه را به ثمر رساند. آخرین نکته درباره این حریف قرمزپوش این است که بیشتر بازیکنان آنها در باشگاههای اروپایی بازی میکنند و فقط 5 بازیکن این تیم در باشگاههای مقدونیه عضویت دارند. یک بازیکن این تیم نیز عضو باشگاه اولسان هیوندای کره جنوبی است.
کرکس خانه سیاه اعدام میشود
سرنوشت تلخ
مهرماه سال 87 پسر نوجوانی همراه خانوادهاش به شعبه دهم دادسرای ناحیه 6 تهران مراجعه کرد و پرده از جزئیات سرنوشت تلخ خود برداشت. دانشآموز 14ساله به بازپرس گفت: چند روز پیش با دوستانم به پارکی در مرکز تهران رفتیم. در آنجا مشغول جوک گفتن بودیم که مردی نزدیک ما آمد و خود را مامور اطلاعات معرفی کرد. این مرد به ما گفت، «چهره شما را شناسایی کردهام و برایتان پروندهسازی میکنم، مرد جوان شماره تلفن ما را گرفت و بعد رهایمان کرد». وی افزود: او چند روز بعد با من تماس گرفت و نام یکی از مسؤولان اطلاعاتی را آورد و بعد گفت، اگر با او همکاری نکنم مرا داخل گونی گذشته و به زندان میفرستد. خیلی ترسیده بودم، نمیدانستم باید چه کار کنم، مرا تهدید کرد که سر قرار با او حاضر شوم. من نیز از ترس با او قرار گذاشتم. مرد جوان که خود را محمد معرفی کرده بود مرا به داخل خانهاش برد و با تهدید مرا مورد تعرض و شکنجه قرار داد. پسر نوجوان در ادامه گفت: روی در و دیوار خانه سیاه این مرد، عکسهای این شیطان که با ظاهری زنانه بود، دیده میشد، خیلی ترسیدم احساس کردم یک دیوانه و بیمار است که خود را به شکل زنان درآورده و عکس انداخته است. وی افزود: پس از این اتفاق تلخ، از ترسم جرات نمیکردم از خانه بیرون بروم. حتی به بهانههای مختلف نیز به مدرسه نمیرفتم، چون در راه مدرسه، این مرد باز سراغم میآمد و مرا با تهدید به خانهاش میبرد. تا اینکه با رفتارهای عجیب و خانهنشین شدنم ناچار شدم رازم را نزد خانوادهام فاش کنم که آنها پس از شنیدن این موضوع از من خواستند برای شکایت به دادسرا بیایم. پس از شکایت این پسر نوجوان، تیمی از مأموران اداره آگاهی مأموریت یافتند تا حقایق این پرونده را فاش کنند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، پسر نوجوانی نزد پلیس رفت و گفت: مرد جوانی در پارک نزد من آمد و خودش را مأمور اطلاعات معرفی کرد، پس از صحبت با من به بهانه نشان دادن لوازم ورزشی مرا به خانهاش در خیابان یوسفآباد کشاند و در آنجا مرا مورد تعرض قرار داد. با افزایش تعداد قربانیان خانه سیاه که 4 پسر نوجوان هستند و حساسیت موضوع، کارآگاهان در 16آبانماه سال 87 مخفیگاه مأمور قلابی را در یوسفآباد شناسایی کرده و وی را به دام انداختند. کارآگاهان در بازرسی از خانه این شیطان عکسهایی به دست آوردند که این مرد با ظاهری زنانه از خودش عکس گرفته و به در و دیوار اتاقش چسبانده بود. این مرد 38ساله به نام رضا که به «رضا کرکس» شهرت دارد در بازجوییها به شکار طعمههای خود در نقش مأمور اطلاعات اعتراف کرد. وی مدعی شد که 4 پسر نوجوان را با مأموربازی به خانهاش کشانده و در آنجا آنها را مورد آزار و شکنجه قرار داده و هر کدام از آنها را بارها به خانه سیاه خود کشانده و از ترس طعمههایش برای اجرای نقشههایش استفاده کرده است.
فیلم سیاه مربی قلابی
در تحقیقات گسترده روشن شد که رضا کرکس از همه این 4 دانشآموز در خلوتگاه شیطانی به تهیه فیلم و عکس سیاه پرداخته تا آنها از ترس آبرویشان به طرح شکایت نپردازند. یکی از دانشآموزان در شکایت مشابه گفت: چند ماه پیش در پارک شفق با «رضا کرکس» آشنا شدم. او گفت که مربی بدنسازی است و به این بهانه مرا به خانهاش کشاند. وی افزود: خانه وی پر از لوازم ورزشی بود. عکسهای این مربی که با ظاهری زنانه بود بر در و دیوار دیده میشد. این مربی قلابی همان روز مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و به فیلمبرداری و تهیه عکس از صحنههای سیاه پرداخت. بعد از آن مرا تهدید کرد که چنانچه تن به خواستههای شیطانی او ندهم، عکس و فیلمهایم را در بین خانواده و محلهام پخش میکند. من هم از ترس آبرویم ناچارم شدم تن به نیت شیطانی او بدهم. این دانشآموز ادامه داد: بعد از مدتی خانهنشین شدم. حتی به مدرسه هم نمیرفتم. دچار افسردگی شده بودم تا اینکه ناچار شدم ماجرا را برای خانوادهام تعریف کنم. بعد از آن همراه خانوادهام برای شکایت به کلانتری 125 یوسفآباد رفتیم. در ادامه تحقیقات روشن شد که رضا کرکس بدون دریافت مجوزهای لازم خانهاش را به باشگاه بدنسازی تبدیل کرده و از اشرار سابقهدار منطقه یوسفآباد است. پس از اعترافات هولناک رضا کرکس در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به تهیه فیلم و عکس های سیاه و تعرض به پسران دانش آموز قاضی ساعی، رئیس شعبه و 4 قاضی مستشار، این شیطان را به اعدام محکوم کردند. حکم صادره به دیوانعالی کشور فرستاده شد و قضات شعبه 27 دیوانعالی کشور این رای را قطعی و قابل اجرا دانستند. بدینترتیب رضا کرکس بزودی به دار مجازات آویخته خواهد شد.
پرونده مرگ بازیکنان جوان بر اثر سکته قلبی
وقتی قلبم از تپش ایستاد
اگر سنگ قبری داشتم، میخواستم روی آن بنویسند:
«او زمانی مرد که هنوز زنده بود».
تراژدیترین نوع مرگ زمانی برای یک بازیکن اتفاق میافتد که در میان بهت و حیرت دیگران با چشمانی آماسیده و چهره رنگپریده روی زمین میافتد. کافی است تا آن لحظه به حرکات و رفتار بازیکنان حریف نیز نگاه کنید، همه آنها سراسیمه بالای سر او قرار میگیرند، ورزشگاه در سکوتی ژرف فرو میرود و خیلی راحت میتوانید ذهن تکتک بازیکنان را بخوانید: «آیا این اتفاق میتوانست برای من نیز بیفتد؟» مرگ در زمین فوتبال یا چیزی شبیه آن آنقدر غمانگیز است که تا سالهای سال حضور روح همتیمیشان را در جریان بازیهای تیم احساس میکنند؛ شوک عظیمی که میتواند مجموعهای را به انزوای روحی بکشاند و در کمال تاسف باید عنوان کنیم این مساله در دهه اخیر بارها و بارها اتفاق افتاده و حالا مرگ آنتونیو دنیگریس بازیکن تیم ملی مکزیک که درست دوشنبه اتفاق افتاد ما را به یاد و خاطره بازیکنان جوانی مانند «فوئه، خارکه و پوئرتا» میاندازد و حالا با گذاشتن دستهگلی روی آرامگاهشان میخواهیم پرونده تراژیک مرگ بازیکنان فوتبال بر اثر حملات قلبی را بررسی کنیم.
اندوه مرگ خارکه قبل از فصل
همه چیز به آن اردوی لعنتی در فلورانس ایتالیا بازمیگردد. «دنی خارکه»، کاپیتان 26 ساله اسپانیول در جریان اردوی آمادگی پیشفصل لالیگا در هتل اقامت تیم، قبل از تمرین صبحگاهی بر اثر سکته قلبی جان باخت. این موضوع درست زمانی اتفاق افتاد که اسپانیا هنوز از غم از دست دادن «آنتونیو پوئرتا» عزادار بود، ولی این موضوع ناگوار قبل از شروع فصل 2009-2008 رخ داد تا لالیگا کامش در نخستین روزهای فصل جدید تلخ شود.
درست در همان زمان بود که چند هزار مایل
آن طرفتر، سسک فابرگاس کاپیتان آرسنال در پی به ثمر رساندن شادی گلش برابر اورتون در نخستین بازی تیمش در فصل جدید لیگ برتر پیراهن شماره 21 را به افتخار او و یاد و خاطره همبازی سابقش در تیم ملی
زیر 21 سالههای اسپانیا به نمایش درآورد.
به هر صورت این موضوع برای جامعه فوتبال ماتادورها آنقدر غمانگیز بود که واکنشهای متفاوتی را دربر داشت. در همان موقع تیم پزشکی باشگاه اسپانیول نتوانست کاری برای او انجام دهد، حمله قبلی کار خودش را کرده بود و مرد جوان 26 ساله اسپانیول خیلی راحت به زیر خاک رفت و نکته اصلی اینجاست که در آزمایشهایی که کمی قبلتر از بازیکنان گرفته شده بود هیچ نشانی از مشکلات قلبی در آنها دیده نمیشد.
ایست قلبی دنی خارکه یکی از مرگهای تراژیکی بود که پیش از شروع فصل جدید لالیگا اتفاق افتاد.
خاموشی پوئرتا در بیمارستان
28 آگوست 2007، هیچکس فکرش را هم نمیکرد که 3 روز پس از آن حادثه نگرانکننده که برای آنتونیو پوئرتا در جریان بازی سویا برابر ختافه رخ داد، او جان سپارد؛ جوان
25 سالهای که 14 سال پیراهن سویا را به تن کرد و سرانجام در بهت و حیرت همگان
بر اثر حمله قلبی در بیمارستان از دنیا رفت.
بدون شک ورزشگاه سانچز پیسخوان هرگز نمیتواند این اتفاق تلخ را فراموش کند، درست همان زمانی که او درد شدیدی در ناحیه قفسه سینهاش احساس کرد و روی زمین افتاد، تیم پزشکی و بازیکنان 2 تیم با نگرانی تمام بالای سر او حضور پیدا کردند و ظواهر امر این موضوع را نشان میداد که خطر برطرف شده و او در همان موقع توانست با پای خودش به رختکن تیم برود، اما گویی همه چیز به پایان رسید و آنتونیو بار دیگر شرایط جسمانیاش به خطر افتاد.
تیم پزشکی او را به بیمارستان «Virgn del Rocio»
رساندند تا تحت نظر کامل متخصصان قلب درمان شود، اما درست در 28 آگوست 2008 در ساعت 14:30 براساس گزارش دکتر فرانچسکو موریلو، بازیکن جوان سویا بر اثر سکته قلبی جان باخت تا سرنوشتی مشابه ویوین فوئه، مت گرسبای، رناتو کوری و... پیدا کند.
23 رئال به یاد فوئه
زمانی که دیوید بکام در تابستان سال 2003 از منچستریونایتد جدا شد و به رئال مادرید پیوست برخی این سوال را از خود میپرسیدند که چرا هافبک انگلیسی پیراهن شماره 23 را برای خود انتخاب کرده است؛ اما بکام این کار را به احترام بازیکنی انجام داد که یک هفته پیش از امضای قراردادش با کهکشانیها جان خود را از دست داده بود؛ اتفاقی که ممکن بود برای هر بازیکن دیگری حتی خود دیوید بکام رخ دهد.
در واقع مرگ ویوین فوئه نهتنها جامعه فوتبال بلکه جهان ورزش را تکان داد و یادآور این نکته شد که در نهایت بازیکنان فوتبال هم با آن همه درآمد و زندگیهای به ظاهر پر زرق و برق خود، انسان هستند و هر لحظه ممکن است با مرگ دست و پنجه نرم کنند. فوئه با 28 سال سن در چارچوب مرحله نیمهنهایی رقابتهای جام کنفدراسیونها و دیدار تیم ملی کشورش مقابل کلمبیا در دقیقه 72 بازی بدون اینکه هیچ بازیکنی در نزدیکیاش باشد در میانه میدان نقش بر زمین شد. پزشکان تیم، او را به بیرون از زمین منتقل کرده و از اکسیژن و تنفس مصنوعی برای بازگرداندن فوئه به زندگی استفاده کردند. آنها 45 دقیقه به تلاشهای خود جهت بازگرداندن ضربان قلب فوئه به حالت طبیعیاش ادامه دادند و اگرچه او هنوز زنده بود اما درست هنگامی که تیم پزشکی ورزشگاه از راه رسید فوئه جان خود را از دست داد. پس از کالبدشکافی نخستی که روی جسد فوئه صورت گرفت دلیل مرگ وی مشخص نشد اما کالبدشکافی دوم نشان داد که او بر اثر ناراحتی قلبی از دنیا رفته است. مرگ فوئه شوک بزرگی به دنیای فوتبال وارد کرد. اشکهای ویلیام گالاس پیش از دیدار فرانسه مقابل ترکیه یکی از تکاندهندهترین لحظههای رقابتهای جام کنفدراسیونها به شمار آمد. تیری آنری و دیگر بازیکنان فرانسه پس از گلزنی مقابل ترکیه در نیمهنهایی جام کنفدراسیونها با دست خود به آسمان اشاره کردند و آنری گل خود را به فوئه تقدیم کرد. ریسینگ سانتاندر؛ نخستین باشگاهی که فوئه در آن توپ زده بود یک خیابان در نزدیکی ورزشگاه فلیکس بویائرت را به نام وی کرد. کوین کیگان سرمربی آن زمان منچسترسیتی اعلام کرد که این باشگاه به احترام ویوین فوئه پیراهن شماره 17 خود را بایگانی کرده است.
مرگ مشکوک دیگر
آنتونیو د نیگریس بازیکن تیم ملی فوتبال مکزیک در ٣١ سالگی درگذشت.
رسانههای مکزیک به نقل از یکی از نزدیکان خانوادگی این بازیکن گزارش دادهاند مهاجم باشگاه دست اولی لاریسای یونان در خانهاش در یونان دچار حمله قلبی شده است.
خورخه اوردیالس، رئیس باشگاه مونتری که سالها پیش د نیگریس در آنجا توپ میزد، خبر مرگ این بازیکن را تایید کرد. اوردیالس این خبر را به نقل از برادر
د نیگریس که هماکنون در مونتری توپ میزند، تایید کرد. لوییس میگل سالوادور، نایب رئیس باشگاه گفت: همه ما شوکه شدهایم و بشدت وحشت کردهایم. از اطلاعات اولیه خانواده تنها این موضوع مشخص شده است که د نیگریس دوشنبه، حوالی ساعت ٤ نیمه شب در رختخوابش درگذشته است.
رادیوی دولتی یونان گزارش داد، این بازیکن شب به علت درد از خواب بیدار شده است. همسرش تقاضای آمبولانس کرده اما او در مسیر بیمارستان درگذشته است. معاینههای اولیه نشان از حمله قلبی دارد. قرار است او مورد کالبد شکافی قرار بگیرد. روزنامه ورزشی استو چاپ مکزیک در نسخه اینترنتی خود نوشت، تمام فوتبال مکزیک عزادار است.
آلفونسو برادر د نیگریس که در مکزیک یک مدل شناخته شده است، گفت: همگان میخواهند هرچه سریعتر پیکر او به مکزیک منتقل شود.
د نیگریس در ١٧ بازی ملی ٤ گل برای آزتکها به ثمر رساند. او در تیم ملی آخرین بار در بازی دوستانه برابر آمریکا و غنا در سال گذشته به میدان رفته بود. او با ٨٦/١ متر قد، در توپهای بلند عملکرد قابل قبولی داشت و در فوتبال کلمبیا، برزیل، اسپانیا و ترکیه مشغول به بازی بود. از او یک دختر ٥ ساله به جا مانده است.