|
1 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
2
3
10 |
|
11
|
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
گفتوگو با شهرام شاهحسینی، کارگردان جوان «آقای هفترنگ»
دیگر عاشق سینما نیستم...
به عنوان نخستین سوال و با توجه به اینکه شاهد اکران سومین فیلم بلند سینمایی کارنامهات هستیم، میخواهم بدانم چرا شهرام شاهحسینی تغییر مسیر داده و از آن جنس فیلمهایی که در دوران کارگردانی فیلمهای کوتاهش ارائه میکرد دیگر خبری نیست و به سمت سینمای گیشه رفته است؟
من از آن زمانی که آقای آفریده فیلم کوتاهم را ساعت 8 صبح در جشنواره فیلم کوتاه (سالن مرکز آفرینشهای هنری) اکران کرد و با زور 3-2 نفر را از تختخواب بیرون کشیدم تا فیلمم را تماشا کنند تا به امروز، دلیل و برهان زیادی برای تغییر مسیر در روال کاریام دارم! البته درباره دورانی صحبت میکنم که آقای عیاری و خانم بنیاعتماد داوران آن جشنواره بودند و فیلم «چراغهای خاموش» را مورد تحسین قرار دادند و آن را یک فیلم حرفهای برشمردند. این اتفاق چندی بعد نیز تکرار شد، باز هم هیات ژوری به فیلم بیشترین امتیاز را دادند و باز هم فیلم من در جشنواره فیلم کوتاه تهران توسط برخی دوستان بایکوت شد. عادت کردهام به این وضعیت «نادیده گرفته شدن» و اینکه حرفی هم نزنم. از آن زمان فهمیدم چرا ماجرا چنین است، یعنی هر کاری که در عرصه سینما دوست داری، نمیتوانی انجام دهی و هر کاری دیکته میشود را باید انجام دهی! و من آن سالها از این سینمای تنبل دوری میجستم؛ سینمایی که بسیاری دوستان از آن پیروی میکردند. نمیتوان اسم آورد. آنقدر سینمای بخیل و تنگنظری داریم که نمیتوانم اسم بیاورم. آن سالها که این فیلمها ساخته میشد و فیلمهای سینمایی کند بود و پر از ادا و اصول استادان، من مسیر دیگری را انتخاب کردم.
فیلم کوتاه «چراغهای خاموش» تم ترسناکی داشت. این فیلم نوید این را میداد که اگر شهرام شاهحسینی فیلم بلند بسازد، تبدیل به اعجوبه خواهد شد...
همین شهرام شاهحسینی که صحه روی کار فیلمسازیاش میگذارید، میخواست فیلم اولش را بسازد؛ فیلمنامهای به نام «هیچکجا هیچکس» را به آقایان سیدضیاء هاشمی، منوچهر محمدی، علیرضا شجاعنوری، مرتضی شایسته، علیرضا واجدسمیعی و خانم مژگان حکمت داد، همه این نفرات این سناریو را خواندند؛ سناریویی که هم میتوانست مرا با آن شناسنامهای که درباره فیلمهای کوتاه خود ارائه کرده بودم ثابت کند، هم اینکه فیلم متفاوتی میشد. به نظر میآمد سر و شکلی داشت و میتوانستم بگویم فیلم من است و همه این افرادی که نام بردم، نخواستند این فیلم ساخته شود؛ نه که نخواستند، نکردند، شاید هم نمیخواستند این کار را با من انجام دهند و در نهایت به من گفتند «نه». من که دوست داشتم فیلم اول من «هیچکجا هیچکس» باشد، بعدها به خودم گفتم خدا را شکر، شاید آن را به عنوان فیلم اول نباید میساختم. فیلم سختی بود و شاید از پس ساختنش برنمیآمدم و به فیلم نامناسبی تبدیل و کارنامه کاریام خراب میشد، یعنی بدتر از این چیزی که هست! حتی آقای عسگرپور که آن زمان معاون هنری شهرداری بود هم چنین رویکردی داشت و با او هم این اتفاق نیفتاد، حتی با آقای رضاداد هم همینطور، همه چیز دست بر دست هم نهاد که هرقدر تلاش کنم، نشود. اینجا در مسیری ناخواسته میافتی و باید آن مسیر را طی کنی، مسیری که من کارگردان در سینما تعیین نمیکنم!
یعنی کاملاً تسلیم شرایط حاکم بر سینمای ایران شدی؟
زمانی که دیدم کاری را که در سینما دوست دارم، نمیتوانم انجام دهم خانهنشین شدم، 3-2 سالی هم بود که دستیاری و برنامهریزی نمیکردم؛ دستیار و برنامهریز پرادعایی به نام شهرام شاهحسینی با آن فیلمهای کوتاه پرادعایی که ساخته بود و فکر میکرد خبری است، خانهنشین شده بود. یک روز فریدون جیرانی زنگ زد و به من گفت تو نمیخواهی فیلم اولت را بسازی؟ گفتم چرا خوشحال میشوم اگر این اتفاق رخ دهد. گفت بیا بریم با فرحبخش بساز. کمی تعجب کردم... گفت شرایط فراهم شده و فیلمنامهای است که قصه بدی هم ندارد. خدا را شکر میکنم از آن ذهنیتی که از فرحبخش داشتم با این 3 فیلمی که ساختم بیرون آمدم. اینکه از دفتر فرحبخش چه محصولی بیرون میآید مهم نیست، مهم این است که بسیاری فرحبخش را نمیشناسند و دربارهاش قضاوت میکنند، بهتر است ابتدا او را بشناسند بعد راجع به او قضاوت کنند... .
من که آقای فرحبخش را میشناسم!
من این را برای خوانندگان شما و برای دادن اطلاعات بیشتر گفتم و احیانا برای منتقدان بیسوادی که قضاوتهای عجولانهای در این باره میکنند... .
فرحبخش سینمای متفاوت را دوست دارد اما در سینما گیشه را دنبال میکند.
دقیقا. فرحبخش سینما را «صنعت» میداند، بنابراین با او نباید وارد بحث اضافه شد، توصیه در پویافیلم جایی ندارد. از نخستین تجربهام میگفتم؛ فیلمنامه اولیه آن نام دیگری داشت و بعد به «کلاغپر» تغییر کرد. قصه اولیه داستان مناسبی نداشت، من از آقای فرحبخش اجازه خواستم دستی در داستان ببرم و این کار را نیز انجام دادم و این فیلم «کلاغپر»ی که دیدید نجات یافته همان فیلمنامه است که توسط من، محمدرضا گلزار و مهناز افشار تغییر کرد و سر و شکلی گرفت.
گلزار چه میزان در نسخه نهایی تاثیرگذار بود؟
نظر میداد و گفتوگو میکردیم، در واقع همراه خوبی بود. ما در پیشتولید بسیار تبادل نظر داشتیم و روی دیالوگها کار کردیم، چرا این سکانس به سکانس بعدی پیوند میخورد و هدفگذاریهای مشخصی در هر سکانس پیاده شد. سناریوی اولیه فاجعه بود و من هم باید فیلم اولم را خوب میساختم.
بازیگران را خودتان انتخاب کردید یا انتخاب آقای فرحبخش بود؟
در این زمینه بسیار تبادل نظر کردیم و سلایق مشترک فراوانی هم داشتیم...
«زنها فرشتهاند» هم همین سرگذشت را داشت؟
فیلمنامهای از قربان محمدپور به نام «سپیدهدم» بهدستم رسید. من آن را خواندم و دوست داشتم با او کار کنم. ایده جذابی بود، در حد خود فیلمنامه و توسط احمد رفیعزاده سر و شکلی پیدا کرد و حاصل شد همان چیزی که اکنون میبینید.
با توجه به همان بافت قصه در فیلم «کلاغپر» کارگردانی متفاوتی از شما دیدیم.
اتفاقا «کلاغپر» کارگردانی بسیار خوبی دارد، به قدری قصه ضعیف بود که این مورد در آن دیده نمیشود. حتی کارگردانی این فیلم از «زنها فرشتهاند» و آقای «هفترنگ» بهتر است. جای دوربین در «کلاغپر» 2بار تکرار نمیشود در حالیکه در «زنها فرشتهاند» و «آقای هفترنگ» قابهای تکراری بسیار وجود دارد. در این 3 فیلمی که تاکنون از من دیدهاید مجالی برای کارگردانی آنچنانی نبوده است. انشاءالله در فیلمهای دیگرم زمانی که فضا ایجاد شد و ژانر به من اجازه داد کارگردانی بهتری از من خواهید دید. مثلاً فیلم «زنها فرشتهاند» به نظر من از نیمه فیلم زمین میخورد. به نظر میآید از بعد نیمه دوم فیلم «فرهاد» (امین حیایی) گنگ رفتار میکند، در حالیکه به نظر من پردازش این شخصیت طوری بود که باید نیرنگ میزد، تدبیر و حیلهای به کار میبست و دست زنها را میخواند، شاید کاراکتر نیکی کریمی به معنی واقعی عاشق او میشد و تبدیل به یک «فتال» میشد و اتفاق دیگری میافتاد، غیر از این اتفاقی که در این فیلم افتاده، شاید اینطوری بهتر میشد.
فیلم «آقای هفترنگ» برداشتی دقیق از «سازش» محمد متوسلانی است. با ایشان هماهنگی کرده بودید؟
آقای فرحبخش زمانیکه کاری را انجام میدهد حتما اجازه آن را هم گرفته است. در انتهای این فیلم هم از محمد متوسلانی تشکر شده و این به معنی آن است که خود آقای فرحبخش این اجازه را از این ایشان گرفتهاند. در «کما» هم همین اتفاق افتاد و بابت استفاده ار موزیک «یار دبستانی» این اجازه از خوانندهاش گرفته شده بود.
لازمی: انتهای فیلم لحنت کمی سیاسی میشود هرچند تاکید میکنی با دنیای واقعی همخوانی ندارد. تاکنون دست به کارهای سیاسی نزده بودی و این یک تغییر لحن اساسی در کارنامهات بود...
این تغییر لحن را دوست دارید یا خیر؟
لازمی: خب فضای فیلم بسیار تغییر میکند.
شاید دوست داشتم از یک جایی از فیلم کاراکتر شیاد فیلم (رضا عطاران) بیاید 20 میلیون خود را بگیرد و برود اما به تدریج شیفته میز و تشکیلات اطراف میشود. به همین خاطر فیلم باید تغییر لحن پیدا میکرد، شاید این تغییر لحن به فیلم لطمه زده و فیلم را بیشتر از حد معمول جدی کرده، اما اسمش را سیاسی نمیگذارم چون کمی فراتر از چارچوب فیلم میرود؛ شاید کمی اجتماعی باشد، وصله سیاسی به این فیلم نمیچسبد!
لازمی: در فیلم «سازش» (محمد متوسلانی-1353) این تغییر لحن در فضای فیلم، همسان با روال داستانی است اما در «آقای هفت رنگ» خیر؟
اتفاقا من از پایان «سازش» بسیار ناراحت هستم، به نظر میآید بسیار پایان الکنی دارد، یک نفر رفته پشت میز نشسته و کار مردم را راه میاندازد و دختری میگوید با فلانی کار دارم و بلافاصله زومبک و فیلم تمام میشود. من از پایان سازش بسیار دلخورم و به دنبال پایانی دیگر برای «آقای هفترنگ» بودم، حتی زمانی که هوشنگ سامان (دکترسامان قلابی) ما اعتراف میکند من خاک پای شما بچه پاچنار هستم و آدمی که شما فکر میکنید نیستم، بازهم رای میآورد.
لازمی: اما به نظر من بازهم هیچ خلاقیتی در فیلم لحاظ نشده و کپیبرداری از سازش بود.
درباره قیاس آقای لازمی بد نیست اشاره کنم، یک نمونه فرنگی هم با داستانی مشابه «سازش» ساخته شده با نام «DERAILED»؛ فیلمی که بعد از فیلم محمد متوسلانی ساخته شد. اما سوال اینجاست حالا که ایده اولیه وجود دارد، «آقای هفت رنگ» میتوانست داستان بسیار متفاوتی مربوط به فرهنگ امروز باشد و انتخابات برای انجمن محل، فانتزی فیلم را افزایش داده است و در دنیای واقعی چنین نیست که برای ریاست شورای محله، این مبارزات انتخاباتی چنین صورت بگیرد.
چرا به این موضوع کمی به صورت نمادین نگاه نمیکنید. خواستم موضوعات را به صورت نمادین نشان دهم، اگر از کار درآمده باشد...
خمامی: چرا از فیلمهایتان دفاع نمیکنید!؟ مظلوم واقع شدید و به عنوان یک کارگردان دلایل محکمی برای حمایت از خودتان ارائه نمیدهید؟
در بسیاری از موارد دفاع میکنم، اما 3،2 نکته وجود دارد، وقتی آقای لازمی میگوید خلاقیت در فیلم کم است، من نمیتوانم بگویم فیلم من سراسرخلاقیت است. همین مقدار در فیلم وجود دارد. آنچه در فیلم دیده میشود را به زبان می آورم. من که نمیتوانم بگویم آدم خلاقی هستم، بعدا این خلاقیت را نشان خواهم داد. البته چند نکته وجود دارد که درفیلم در نیامده و متاسفانه از دید منتقدان پوشیده مانده است، اما با فیلم برخوردی میکنند که مستحق فیلم نیست و نباید بدین صورت به آن نگاه کرد، مواردی در فیلم وجود دارد که الکن است و احساس میکنم درنیامده است. بهعنوان مثال اگر سامان قلابی روی پسر خانواده تاثیر میگذاشت که اعتیاد را کنار بگذارد و بعد به تدریج تغییر میکرد، این مناسبات جذاب بود اما او یاد میگیرد عشق در زندگی معنی ندارد، همچنان که یاد گرفته عشق را فراموش کند، حتی 2 میلیون تومانی هم که گیرش میآید به نامزدش نمیدهد. مناسبات اجتماعی و میز ریاست، ذهنیت این فرد را عوض میکند و بعد دوست دارد در انتخابات شرکت کند، برنده شدن یا نشدن او اصلا مهم نیست، مهم این است که رفتار اجتماعی او تغییر میکند در واقع کاری که همگان در این اجتماع میکنند و همه دوست دارند جای دیگری باشند.
خمامی: به تعبیری شما هم هرگونه خلاقیتی را در فیلم رد میکنید.
میخواهم بگویم این موارد در فیلم شکل نگرفته است. اگر این موارد در فیلم لحاظ میشد آنوقت خلاقیت را نیز مشاهده میکردید، چون میتوانست با خودش خلاقیت بیاورد. شما در فیلمهایی که در ژانرهای اروپایی و آمریکایی دوست دارید، هیچ کارگردانی عجیب و غریبی نمیبینید، لحن فیلم است که معمولا شکل میگیرد یعنی کارگردان فرصت این را پیدا کرده که با فیلم عجین شود.
خمامی: در فیلمهای شما عنصر خیانت به زنان وجود دارد، چرا؟
در 3 فیلم کوتاه من هم این عنصر وجود دارد، از ابتدا این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی و کنکاش قرار دادم. البته در فیلمهای کوتاه من فضا صورت دیگری داشت. اولی کمی هیچکاکی، دومی ندرسی و سومی فضای غیرمتعارفی داشت. اما حالا که کمدی شده تبدیل به سوال میشود؟
خمامی: اینکه کمی عدم تعهد به فیلمهایتان است...
من خواستم یک فیلم خوش ساخت بسازم. اینکه چه اتفاقی در گیشه برایش میافتد اصلا به من مربوط نیست.
من به شخصه با دستهبندیهای آنچنانی مشکل دارم. اصولا فیلمفارسی ریشه ما در سینماست، بدنه و ریشه سینمای ما با فیلمفارسی شکل گرفته و برای من نیز قابل احترام است، چرا از فرمولهای بهتر فارسی استفاده نکنیم؟
از این بحث عبور کنیم چون با نظرات شما مخالفم. برای اینکه بحث خوبی نیست، سینمای ما در حد اینکه بخواهیم روی آن اسم بگذاریم و خطکشیهای فارسی یا فرهنگی دربارهاش عنوان کنیم، نیست. سینمای ما یک صنعت وارداتی الکن و ناقص است گویی ما مونتاژ کار هستیم و از آن طرف 2 قطعه را فرستادهاند و یک قطعه را نفرستادهاند. چرخش آمده، رینگش نیامده و اشکال دارد، بنابراین با یک سینمای الکن و ناقص به لحاظ صنعتی طرف هستیم، زمانیکه صنعت برایش اتفاقی میافتد محتوا نیز درگیر بخش صنعتی آن میشود. یک جریانی در سینمای ایرانی وجود دارد که در حد و اندازه بررسی نیست. پس اطلاق فیلمفارسی به سینمای ایران چه غرض باشد چه نباشد کار صحیحی نیست.
لازمی: بالاخره باید برای ساختن و تئوریزه کردن سینمای ایران تلاش کرد، نه اینکه 30 سال دیگر هم کماکان بگوییم سینما محصول وارداتی است و نمیتوان کاری انجام داد.
میتوان کاری کرد، اگر قرار است کاری کنیم به خیلی موارد بستگی دارد. بستگیها یعنی سیستم نظارت و ارزشیابی، بستگیها یعنی تهیهکنندگان محترم، یعنی... ما یکسری فیلم میبینیم که به نظر میرسد فیلمهای قابل قبولی هستند اما اصلا نگران گیشه نیستند، چون دولت این فیلمها را تهیه کرده، سازمان فرهنگیـ هنری شهرداری تهیه کرده و سود خود را در تولید بردهاند و اصلا نگران گیشه نیستند، اما فرحبخش چرا باید ریسک کند و فیلمی تولید کند که نفروشد، چرا؟ من اصلا جاهطلبی و بلندپروازی 4،3سال گذشته را ندارم و اصلا عاشق گذشته نیستم چون عاشق سینما نیستم. بلندپروازیهای من مربوط به زمانی میشد که فیلم کوتاه میساختم.
نبود این دغدغهها به همان اتفاقات گذشته بازنمیگردد که مثلا فیلم شمارا 8 صبح اکران کردند؟
تقریبا این کار مرا بیچاره کرد. آقای باکیده بسیار روی من تاثیر منفی گذاشت، آن زمان ایشان ریاست انجمن فیلم کوتاه را برعهده داشتند.
حرف آخر.
این استیصال صنعتی که سینمای امروز گرفتار آن است، سبب میشود تعاریفی مثل فیلم فرهنگی بهوجود آید و قصههای یک خطی ساخته شود که یک گام از ریتم زندگی مردم عقبتر است. من با ساخت چنین فیلمهایی مخالفم. من همیشه سعی میکنم با توجه به همان قصهای که به من میدهند فیلم خوش ساخت بسازم، اینکه در گیشه موفق میشود یا خیر برعهده من نیست. در برخی از همین فیلمهای فرهنگی جان کلام آنقدر کشدار تحویل تماشاگر میشود که خسته شده و سبب دلزدگی او از سینما میشود، این اصلاً خوب نیست.
نگاه
بزرگداشت محمد آفریده برگزار شد
مدیری که از گذشته خود
پشیمان نیست
مراسم تجلیل از «محمد آفریده» مدیرعامل سابق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی چهارشنبه شب در خانه سینما برگزار شد و طی آن مدیرعامل خانه سینما گفت: افرادی مثل آقای آفریده توانستند تعامل خوبی با جوانان برقرار کنند و با نگاه به گذشته تأسف نمیخورند و من احساس میکنم ایشان از گذشتهشان پشیمان نیستند. در این مراسم که به همت انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و خانه سینما برگزار شد، محمدمهدی عسگرپور، مرتضی رزاقکریمی، مجتبی میرتهماسب، حسین ترابی، محمدرضا اصلانی، خسرو سینایی، فرهاد ورهرام، شفیع آقامحمدیان، پدرام اکبری، محمدرضا شرفالدین، پژمان لشگریپور، سعید رشتیان، احمد محیططباطبایی و جمعی از مستندسازان و تهیهکنندگان سینمای مستند حضور داشتند. به گزارش فارس پس از سخنرانی تعدادی از حضار، تندیس و لوح تقدیر جداگانهای از طرف انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و خانه سینما به پاس تلاشهای محمد آفریده در اعتلا بخشیدن به سینمای مستند به وی اهدا شد.
محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل خانه سینما در مراسم تجلیل از محمد آفریده گفت: این بزرگداشت اقدام موثر و بجایی بود و پیام هم داشت. نسبت آشنایی بنده و آقای آفریده به سال 63 بازمیگردد، در آن زمان سعی میشد از فیلمسازان جوان استفاده و ارتباط با آنها برقرار شود که البته این ارتباط برقرار کردن کار سختی است. وی افزود: افرادی مثل آقای آفریده توانستند تعامل خوبی با جوانان برقرار کنند و با نگاه به گذشته تاسف نمیخورند. من احساس میکنم ایشان از گذشتهشان پشیمان نیستند. وی بیان داشت: یک مدیر باید بتواند پتانسیلها را شکوفا کند و خداوند هم با انجام این کار به او برکت میدهد، همانطور که این اتفاق درباره آقای آفریده افتاد و همه بر این نکته اذعان دارند. در ادامه مراسم، خسرو سینایی مستندساز گفت: وقتی دیروز باخبر شدم از آقای آفریده تجلیل میشود، به خودم گفتم، وظیفه من این است که در این مراسم حضور پیدا کنم چرا که در کشور معمولا از افرادی که بدون حاشیه زحمت میکشند، تقدیر نمیشود. وی در ادامه اظهار داشت: به شخصه از صداقت آقای آفریده لذت میبرم. وقتی ایشان به من میگفتند پول نداریم، من باور میکردم. قدمهایم خیلی راحت به سمت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی حرکت میکرد و از دقایقی پشت در نشستن احساس خوبی داشتم همچنین من اینجا آمدم که به آقای آفریده بگویم ممنونم. در ادامه مراسم، محمد آفریده هم گفت: اگر کاری انجام دادیم به دلیل صفا و صمیمیت دوستان بوده است و از این امر انرژی گرفتهایم. امشب خدا را شکر میکنم که شب خوبی است و خدا نعمتش را بر من تمام کرد. وی ادامه داد: باید قدر این خانه سینما را بدانیم. به عقیده من خانه سینما هدیه انقلاب اسلامی است و باید پذیرای همه افراد باشد. آفریده اضافه کرد: یکی از دلایل عدم حضورم در مدیریت این است که فکر میکنم شرایط حضورم در بخش خصوصی فراهم است و باید در این حوزه هم کارهایی انجام شود، همچنین امیدوارم بتوانم در کانون فیلمنامهنویسان سینمای ایران فعالتر باشم.
معاون سینمایی وزارت ارشاد:
اکران «کتاب قانون»
بسیار طبیعی و بدیهی بود
جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در تهران سالنهای کوچکی داریم که میتوان روی آنها سرمایهگذاری کرد و آنها را به نمایش فیلم کوتاه اختصاص داد، اما این مساله به برنامهریزی و حمایت بخش دولتی نیاز دارد. او در عین حال مطرح کرد: نکته بسیار مهمی که در این راستا وجود دارد آن است که ما در طول این سالها تجربه اکران فیلمهای کوتاه در سینما را نداشتهایم و اکنون باید ببینیم آیا پس از اکران این فیلمها در سینما مخاطبان به سینماها میروند و این جلسات به شکل یک پاتوق فرهنگی درمیآید یا خیر؟! معاون سینمایی وزارت ارشاد پیشبینی کرد: برآورد ما این است که این استقبال صورت میگیرد، علاوه بر این خود بنده فکر میکنم سالنهایی مانند سالن «سینماتوگراف» باغ فردوس برای اکران این فیلمها مناسب باشد. حال باید با مدیران سینماهای مختلف صحبت کنیم تا ببینیم آیا آنها هم آمادگی همکاری با این طرح را دارند؟ تاکنون بسیاری از سینماداران در این زمینه اعلام آمادگی کردهاند و ما امیدواریم در ادامه رایزنیهایی صورت بگیرد و چند سالن سینما به اکران فیلمهای کوتاه بپردازند. معاون سینما وزارت ارشاد همچنین در پاسخ به سوالی درباره نامه اخیر دانشجویان حزبالله دانشگاه علم و صنعت در ارتباط با اکران فیلم «کتاب قانون» عنوان کرد: اینکه اقشار مختلف جامعه بویژه قشر نخبه و دانشجو وارد نقد و بررسی سینما شوند امری بسیار مثبت است و ما از آن استقبال میکنیم. ما بر این باوریم که این مساله ظرفیت ما و سینماگران را افزایش میدهد و یکی از راههای ارتقای سینمای ایران را در آن میدانیم که قشر نخبه و دیگر اقشار جامعه مطالبات خود را از سینما بیان کنند. شمقدری ادامه داد: البته من فکر میکنم مخاطب آن نقد بنده نبودهام و بیشتر آن نقد مربوط به فیلمساز بوده است. او همچنین اظهار کرد: به هر حال ما در حوزه کاری خود یکسری مقررات و چارچوبهای خاص داریم که طبق آنها فکر میکردیم این فیلم باید اکران شود. اکران «کتاب قانون» امری بسیار طبیعی و بدیهی بوده و فکر میکنم عدم اکران و توقیف آن بود که جای بحث داشت.
تازه های فرهنگ
محمود شاهرخی شاعر انقلاب
به کما رفت
فارس: محمود شاهرخی، شاعر پیشکسوت انقلاب که 82 سال سن دارد، صبح دیروز پس از انجام 2 عمل جراحی در بیمارستان عرفان تهران به کما رفت. محمود شاهرخی متولد 1306 بم است. وی یکی از مشهورترین چهرههای شعر آیینی پس از انقلاب است که سالها، هم در شعر انقلاب و هم در شعر جنگ فعال بوده است. از جمله آثار او میتوان به درسی که از قرآن آموختهام، در غبار کاروان، نسیم وصل، ز اشک پرس حکایت، امام علی (ع) روح بینهایت، شمیمی از گلزار معرفت، امام حسین(ع) تجلی جلال و جمال، بر آستان جانان، کیمیای احسان و ترجیعات توحیدی اشاره کرد.
نابودی جهان، برنامه تازه هالیوود
فارس: جدول گیشه نمایش این هفته سینماهای آمریکایشمالی با اکران عمومی «2012»، کره زمین را با خاک یکسان میکند تا برای تهیه کنندگانش در شرکت سونی سود سرشاری را فراهم کند. این محصول سینمای فاجعه که یک فیلم آخر الزمانی محسوب میشود، برای کسب عنوان صدرنشینی جدول گیشه نمایش رقابت میکند. بیش از 3هزار سالن نمایش ساخته جدید «رونالد آمریخ» فیلمساز آلمانی تبار سینما را به نمایش میگذارند. تحلیلگران اقتصادی سینما پیشبینی میکنند فیلم با افتتاحیهای 35 تا 50 میلیون دلاری نمایش عمومی خود را آغاز کند.
کتاب دیگری از فقیری
درباره مردم فارس
ایسنا: ابوالقاسم فقیری بخش دیگری از فرهنگ مردم فارس را در کتابی درباره عروسی در استان فارس مکتوب میکند. فقیری که از سال 39 تا کنون در کار پژوهش و مطالعه و تدوین آثار فرهنگ مردم است، اینبار به «عروسی» مردم فارس میپردازد تا ویژگیهای خاص مردم این منطقه ایران را در این زمینه تبیین کند.
«ملک سلیمان»
به جشنواره فجر میآید
مهر: فیلم سینمایی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمیآید. مجتبی فرآورده، تهیهکننده این فیلم گفت: نسخه 115 دقیقهای «ملک سلیمان» برای نمایش در جشنواره فیلم فجر امسال آماده شده و هنوز برنامهای برای تولید قسمت دوم این فیلم نداریم. در اینباره همه چیز بعد از حضور فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال مشخص میشود.
«گاوصندوق» میری هم
روی آنتن میرود
مهر: سریال «گاوصندوق»به کارگردانی مازیار میری از چهارشنبه 27 آبان هر شب ساعت 20:45 به جای «دلنوازان» روی آنتن شبکه 3 میرود. این مجموعه به تهیهکنندگی مصطفی عزیزی بر مبنای فیلمنامه عزیزی و امیر عربی در 30 قسمت 45 دقیقهای تهیه شده و افشین هاشمی، رضا بابک، فرهاد اصلانی، خاطره حاتمی، آزاده صمدی، سیروس گرجستانی، پیام دهکردی، سروش صحت، الهام پاوهنژاد، بهاره رهنما، سیامک صفری و... در آن بازی میکنند.
هفتمین نمایشگاه «یاد یار مهربان»
در هفته کتاب
وطنامروز: هفتمین نمایشگاه «یاد یار مهربان» در هفته کتاب به همت سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران و با مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط مؤسسه نشر شهر از 23 تا 30 آبان ماه در محل دائمی نمایشگاههای شهرداری تهران برگزار میشود. دبیرخانه نمایشگاه در خیابان پاسداران، خیابان شهید ناطقنوری (زمرد)، شماره 52، بوستان کتاب، واحد 7 واقع است.
انتشار بیوگرافی مصور ویلیام شکسپیر
فارس: بیوگرافی مصور «ویلیام شکسپیر» یکی از مشهورترین شاعران و نمایشنامهنویسان انگلیس به قلم «بیل برایسون» و با همکاری انتشارات «هارپرکالینز» منتشر و روانه بازار ادبی شد.این کتاب که پیشتر به قلم «بیل برایسون» منتشر شده، امسال با ویرایش جدید و افزوده شدن دهها عکس از «شکسپیر» در زمان و مکانهای مختلف در 256 صفحه و با همکاری نشر «هارپرکالینز» منتشر شده است.
شبهای شلوغ تالار وحدت
مهر: برگزاری 2 کنسرت گروههای «گوشه» و «چکاوک» در تالار وحدت شلوغترین شب 8 ماه گذشته را در این تالار رقم زد. گروه گوشه از ساعت 18:30 پنجشنبه در تالار وحدت روی صحنه رفت و قرار بود گروه چکاوک از ساعت 21 برنامه خود را در این تالار آغاز کند اما به دلیل طولانیتر شدن برنامه اول تا ساعت 21:15، درهای سالن برای برنامه بعدی (گروه چکاوک) با نیم ساعت تاخیر گشوده شد.
نمایشنامههای قادری در یک کتاب
ایسنا: 14 نمایشنامه نصرالله قادری در کتاب «غم عشق» منتشر شد. «غم عشق» دربرگیرنده همه نمایشنامههای نوشتهشده قادری است که در یک مجلد به چاپ رسیده است. کتاب یاد شده بتازگی از سوی نشر کتاب نیستان منتشر شده است.