|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
هادی ساعی در گفتوگو با «وطنامروز»:
نه چپ هستم نه راست
هادی ساعی دقیقاً همان قهرمان دوستداشتنی است که هرگز پوست عوض نمیکند، حتی اگر جزو رجل سیاسی باشد باز هم میتوانید کنارش براحتی بنشینید، عکس یادگاری بگیرید و با او درباره دوران خوش افتخارآفرینیهایش گپ بزنید و نکته جالب اینجاست که شاید بارها با هادی ساعی برخورد کردهایم و هر بار که دیداری دوباره به بهانههای مختلف روی میدهد، برای مان تازگی دارد. هیچگاه از مرور خاطرات خوش گذشته یا بحث و جدل درباره مسائل روز خسته نمیشود. آنقدر تخصصی و شیرین بحث میکند که گویی مردی است که نیم قرن از عمرش را در این راه صرف کرده است. هادی جوان است ولی باتجربه و یکی دیگر از خصوصیات منحصر به فردش که سبب میشود بیش از پیش به قلبمان نفوذ کند این است که درباره موضوعاتی که خیلیها درباره آنها دوپهلو حرف میزنند، صریح و واضح نظرش را میگوید. پرافتخارترین قهرمان المپیکی ما از اینکه حالا ردای اعضای شورای شهر تهران را به تن کرده، راضی است و در جواب سوال ما که میپرسیم «آیا علاقه دارید پا را فراتر قرار داده و به مجلس راه پیدا کنید؟» میگوید: «اگر ضرورت پیدا کند و احساس کنم میتوانم باری از دوش مردم بردارم، مطمئن باشید این اتفاق خواهد افتاد». بدون شک او از معدود ورزشکارانی است که با حضور در محافل اجتماعی – سیاسی [که البته خودش اعتقاد دارد شورای شهر، مکانی سیاسی نیست و یک پایگاه مردمی است] هنوز در رفتارهای اجتماعیاش با مردم همان هادی ساعی گذشته است. ولی اگر قرار باشد درباره نقش فعالیتهایش در شورا یا مسؤولیتی که به تازگی در فدراسیون جهانی تکواندو کسب کرده، دفاع کند، هیچگاه از مواضعی که دارد کوتاه نمیآید. کاریزمای خاصی در رفتارش دیده میشود و آنقدر فنی و تخصصی با مسائل کنار میآید که حرفهای غیرمنطقی نمیتواند او را توجیه کند. نمونه بارزش همین مسابقات جهانی تکواندوی دانمارک بود که هادی با تجربه و دانشی که سالها در این رشته ورزشی کسب کرده، خیلی راحت روسای پرمدعای فدراسیون جهانی را مجاب میکند تا به نظراتش احترام بگذارند. همینطور که با او گرم صحبت هستیم یاد آخرین قهرمانیاش، یعنی مدال طلایی که کاروان المپیک ما را زنده کرد، میافتیم؛ آن مبارزه زیبا با تکواندوکار ایتالیایی با آن قدوقامت بلند حریف و ... واقعاً مبارزه نفسگیری بود، هادی ساعی یک تکنیک منحصر به فرد دارد؛ ضربه پایش را طوری روی بدن حریف میکشد که دیگر توان مقابله با آن ضربه برای هیچکس نمیماند... واقعاً مبارزه نفسگیری بود. هادی از اینکه ما هم مثل مردم کوچه وخیابان با آن اشتیاق خاص از قهرمانیای صحبت میکنیم که یک سال و اندی از آن میگذرد، لذت میبرد... بله هادی ساعی را اگر در خیابان ببینید خیلی راحت میتوانید در کنارش عکس یادگاری بگیرید، بغلش کنید و... او خودش هم از این موضوع کاملاً راضی است و هرگز دوست ندارد او را جور دیگری بشناسند، البته این موضوع بدان معنی نیست که هادی به دنبال تبلیغات یا محبوبیت کاذب باشد، ولی باید به آخرین نکته با دقت بپردازیم که بارزترین نکته مثبت هادی ساعی از دیروز تا امروز صداقتی است که در وجودش موج میزند. این اصطلاح او که میگوید: «در سیاست باید صداقت داشت، من نه چپ هستم نه راست»گویای واقعی نظریه قهرمان است. ما امیدواریم هادی ساعی را هم در شورای شهر یا همان پایگاه مردمی و هم در کنفدراسیون جهانی تکواندو در بالاترین مکان ممکن ببینیم. او امروز وظیفه دیگری دارد که آن را میتوان به
2 بخش تقسیم کرد؛ خدمت به مردم از جایگاه نماینده مردم در شورای شهر و بالا بردن پرچم تکواندوی ایران با حضورش در یکی از صندلیهای
فدراسیون جهانی تکواندو.
چرا هادی ساعی از رسانههای ورزشینویس فراری است؟
فراری نیستم اما علاقه زیادی به مصاحبه کردن ندارم. من اگر کار مفیدی نکرده باشم چه لزومی دارد مصاحبه کنم؟ حرفهای تکراری زدن را دوست ندارم چون در آن صورت مردم از من دلزده میشوند اما در طرف دیگر یکسری از روزنامههای ورزشی، روزنامه نیستند روزینامه هستند! گاهی پیش آمده که حرفهای مرا عوض میکنند و به قول خودشان به جای حرفهای من تحلیل خودشان را مینویسند. این کار اصلا درست نیست.
خیلیها به این تیم تکواندو اعتقادی نداشتند و میگفتند تیم خیلی جوانی است حالا شما در این زمینه چه فکری میکردید؛ با توجه به اینکه در مسابقات جهانی دانمارک حضور داشتید؟
تیم، تیمی جوان بود اما بیتجربه نبود بهخاطر اینکه همه بچهها سابقه حضور در مسابقات بینالمللی در آسیا را داشتند اما قبول دارم که برای مسابقات جهانی جوان بودند ولی الان شرایط برای اینکه ما به آنچه که لایقش هستیم، برسیم خیلی مهیاست. 80 درصد اشتباهات داوری دیگر صورت نمیگیرد بهخاطر اینکه الان سیستم الکترونیکی آمده و داوران فقط روی امتیازات سر نظر میدهند آن 20 درصد هم که بهخاطر وجود ویدئو پلی، مربی حق اعتراض دارد. به واسطه آن کارتهایی که دارد اگر اعتراضش قبول شود کوچ تکرار میشود اگر هم درست نباشد یکی از کارتهایش میسوزد. در زمان ما خیلی شرایط سخت بود چون این سیستم نبود و ما به حقمان در بسیاری از موارد نمیرسیدیم اما حالا با این سیستم ما حتی میتوانستیم قهرمان جهان شویم.
برخوردی که رسانهها با این نایبقهرمانی داشتند جالب بود چون هیچکس فکر نمیکرد ما قهرمان شویم اما حتی به این نایبقهرمانی بها داده نشد. چرا؟
الان بازیکنانی که خوب هستند در جدول به ترتیب تواناییشان چیده میشوند و بازیکنان در فینال و نیمهنهایی با رقیبان اصلیشان برخورد میکنند. اما در حالت کلی این نایبقهرمانی ارزش مانور بیشتر رسانهها را داشت بهخاطر اینکه تیم ما بهطور کل عوض شده بود و فقط یوسف کرمی مانده بود و چهرههای جدیدی جایگزین بازیکنان قبلی شده بودند. در المپیک همه سعی میکنند بازیکنان باتجربهشان را حفظ کنند اما بعد از المپیک همه سعی میکنند تیمشان را با چهره جدیدتری به جهان بفرستند و تیمی که بعد از المپیک جوان نشود ضرر کرده است چراکه بازیکنان مسنش به جهانی میروند و افت میکنند.
بعد از آتن این اتفاق برای ما افتاد؟
از آتن تا پکن آن انتظارها برآورده نشد. در زمینه تکواندو ما در آتن 2 مدال گرفتیم اما در پکن یک مدال. بین آتن تا پکن بازیکنانمان جوان بودند. پس آن اتفاقی که گفتم شامل ما شد. اگر من نمیرفتم معتمد (باقری) میتوانست به پکن برود. حتی یوسف فقط 26 سالش بود. در المپیکها ورزشکارانی که نتیجه میگیرند بالای 27 سال هستند البته این حرف من میتواند درباره تکواندو مصداق داشته باشد اما مثلا در بعضی از ورزشها مثل ژیمناستیک هرچه جوانتر باشند بهتر است. اما در تکواندو تجربه حرف اول را میزند. در کشتی و کاراته یا حتی فوتبال بازیکنان باتجربه در نتیجه تاثیرگذار هستند. من در کاروان ورزشکاران ایران سنم بالا بود اما از لحاظ آمادگی جسمانی وضعیتم از همه بهتر بود.
آقای افلاکی که یکی از همدورههای شما بود از شما مشورت میگیرد؟ رابطهتان چطور است؟
خوب است، اما من در بحثهای فنی تیم ملی دخالت نمیکنم چون مربیان آنها به نظرم تجربه کافی دارند اما بالاخره گاهی شده که مشورتهای کوچکی با من بکنند مثلا در زمینه دعوت نادریان که من گفتم چرا او را دعوت نمیکنید، آنها پذیرفتند و دعوتش کردند. اما به هر صورت من دخالتی نمیکنم چون هر مربی سلیقه و فنون خاص خودش را در تیم پیاده میکند که من در این زمینه نمیتوانم نظری بدهم البته اگر ایراد یا مشکلی در کار وجود داشته باشد دخالت میکنم مثلا درباره نادریان من اصرار داشتم که دعوت شود. اصرارم به این خاطر بود که او در المپیک با این همه هزینهای که روی او شد، نتوانست مدالی به دست بیاورد اما در جهانی دیگر وقتش بود که خودش را نشان دهد و این کار را هم کرد و به نظرم حقش بود که طلا بگیرد.
شما بهعنوان ناظر دفاع کردید؟
چون بازیهای ایران بود نباید دخالت میکردم اما من اینقدر دخالت و اعتراض کردم که آنها بر من خرده گرفتند و من در جواب آنها گفتم من از این موضوع بیشتر ناراحتم که با این همه امکانات نباید این اتفاقات و اشتباهات داوری پیش بیاید چون ضربه بازیکن مقابل به صورت نادریان نخورد و من خیلی ناراحت شدم که چرا ناظر بازی نتوانست این موضوع را تشخیص دهد.
ما در آسیا کره را مغلوب کردیم اما در جهانی باز هم کره اول است. فکر میکنید چرا این اتفاقات پیش میآید؟
همه این اتفاقات و مشکلات تکواندو کمرنگتر شده و این به خاطر وجود همان امکاناتی که در ابتدای صحبتهایمان گفتم است. اگر وضع همان وضع قبلی بود ما نمیتوانستیم روی سکو برویم اما این سیستم جدید دست داوران را میبندد.
ما کی باید صاحب کرسی در جهان شویم مگر 7 سال کم است؟ به نظرم تمام بازیکنانمان قهرمان هستند اما چرا این اتفاق خوب هنوز شامل حال ما نشده است؟
بعد از این همه سال کمکم داریم به آن چیزهایی که حقمان است میرسیم. هیچکس باورش نمیشد که هادی ساعی با یک چنین سمتی به مسابقات بیاید، همه فکر میکردند من برای بازی آمدهام. چون همه فکر میکردند کرهایها این فرصت را به ایرانیها نمیدهند اما حالا آنها مرا پذیرفتهاند چون میدانند که من بیخ ریششان هستم. این اتفاق ممکن است شامل حال دیگر ورزشکاران ما هم شود چون میگویند من جزو خانواده تکواندوی ایران هستم. رئیس فدراسیون جهانی به من میگوید هیرو(قهرمان).
طرحی نیست که شما ارائه بدهید برای بهبود مسائل ورزشی؟ مثلا شما با یک حرکت که پا را به بدن بازیکن نزدیک میکنید موجب زمین خوردن او میشوید و امتیاز از آن ما است این طرحها را نمیتوانید ثبت کنید؟
وقتی من ورزش را کنار گذاشتم همه منتظر بودند یک جایگاهی به من بدهند. اینکه دلیل نمیشود. آن تیم مدیریتی در آن زمان خوب نتیجه میگرفت چرا من بیجهت خودم را وارد میکردم؟ میشد جریانی که بر سر علی دایی آمد. ما دومی جهان را همیشه داریم اگر من مربی بشوم و دوباره نایب قهرمان بشویم همه میگویند این هم نتوانست کاری بکند. البته الان وضع خیلی خوب شده. ما با تیم سوممان به آسیا رفتیم و اول شدیم. اگر این اتفاق داوری که در جهانی (برای نادریان) پیش آمد به وجود نمیآمد ما اول بودیم مثلا من حرکتی را در این مسابقات دیدم و از رئیس مسائل فنی جهانی پرسیدم این حرکت اسمش چی بود و او هم ناخواسته گفت: تکنیک است. من گفتم این چه تکنیکی است که من نمیدانم که او عصبانی شد و گفت از من نپرس و من گفتم از کی بپرسم؟ و او در نهایت به من توضیح داد و در آخر هم به من گفت تو خیلی خوب کارت را بلدی و من در پاسخش گفتم چون من در این 27 سال 25 سال روی تشک بودم. شما درست است که رئیس هستی اما فقط یاد گرفتی و مسائل فنی را حس نکردی. به هر صورت به نظرم همه این اتفاقات خیلی برای ایران خوب بود. باور کنید در آن چند موردی که ما با هم دور یک میز نشستیم حرف من در نهایت درست درآمد و تصمیمی که من گرفتم عملی شد. وقتی یک بازیکنی خم میشود من میفهمم برای چه خم شده؟ واقعا موضوع ساقبند است یا تلف کردن وقت یا یک جور نقشه برای مغلوب کردن حریف، یا حتی اینکه بخواهد تماشاچیها را ساکت کند یا در حالت زیرکانهاش این است که داور به او اخطار ندهد. این موارد را وقتی میشود فهمید که بازیکن باشی و خاک تشک را بخوری.
چرا تکواندوی بانوان مان، در سطح مردان نیست؟
از لحاظ پوشیدگی لباسشان که هیچ مشکلی وجود ندارد و بانوان تیم ما خیلی خوب بازی میکنند.در مسابقات آسیایی همه به ما گفتند شما دخترانتان خیلی خوب کار میکنند، اما شاید یکی از مشکلها این باشد که ما مربی خوب برای بانوان نداریم. در کل جهان شاید ما یک مربی خوب داشته باشیم که وقتی با او صحبت کردند، گویا قبول نکرده که بیاید و کار کند. میخواهم بدانید که مربی زن خوب در دنیا هم کم است چون مربیان تیمها اغلب مرد هستند حتی برای بانوان هم مربی مرد میگذارند.
شما جزو آن دسته از افراد نیستید که اعتقاد دارند بانوان با مربیان خانم هم میتوانند خوب کار کنند؟
اگر این اتفاق بیفتد که خیلی خوب است.
شمایک عکس 2نفره که خواهرتان لگدزده بود، هم دارید.
بله، خیلی زیبا بود، خواهرم با لباس شخصی لگدزده بود. من وقت نمیکردم که با خواهرم تمرین کنم،به خانه که می آمدیم، یا او خسته بود یا من!
درباره سطح قراردادهای بازیکنان جوان و نوجوان چه نظری دارید؟
به نظر من نباید مبالغ هنگفتی به آنها پرداخت کرد. به طور مثال نوجوانی که 5 میلیون قرارداد امضا میکند دیگر فکر تمرین کردن از سرش میافتد. من خودم اگر با بازیکنم یک میلیون قرارداد ببندم، یک میلیون هم امکانات در اختیارش میگذارم، ولی زمانی که کل مبلغ را به نوجوان ورزشکار میدهند آنقدر گرفتار حاشیه میشود که سطح کیفیاش پایین میآید.
شما نسبت به آنها خیلی سختگیری میکنید؟
یادم میآید یک بار سر تمرین نوجوانان به همه بچهها گفتم اگر با سر و وضع ناجور بیایید همه را کچل میکنم!(همه میخندند). به آنها میگویم درست لباس بپوشید. تمیز باشید، ولی شؤونات را رعایت کنید. مشکل من با اصل قضیه است. وقتی نوجوانی با اتوبوس شرکت واحد سر تمرین میآید ولی تیشرت 100هزار تومانی میپوشد، این ایراد دارد، چون او به اندازه کافی نمیتواند تعادل را در زندگی رعایت کند.
این درست است که شما هنوز همان جایگاه قبلیتان را میان مردم حفظ کردهاید؟ یعنی با اینکه در حال حاضر در کارهای اجتماعی و شهری فعالیت میکنید ولی در جامعه هنوز شما را با همان شمایل ورزشیتان دوست دارند.
درست است، ما میرویم بازدید و مردم خیلی راحت با ما روبوسی میکنند و رفتار صمیمانهای دارند و آن دسته از دوستانی که در شهرداری با ما هستند کلی تعجب میکنند. بعضی وقتها میخواهند ممانعت کنند ولی مردم مرا هنوز همان هادی ساعی ورزشی میدانند.
حالا این شرایط را دوست دارید یا نه؟
دوست دارم، خیلی خوب است، من هنوز یک آدم ورزشیام، وقتی برای بازدید با دیگر اعضای شورا میرویم تا مشکلشان را حل کنیم یک نفر میآید و میگوید آقای ساعی میشود یک عکس با شما بگیرم! مثلا این کار را با دیگر اعضا نمیکنند، البته نه اینکه آنها را دوست نداشته باشند، بلکه منظور من این است که با من احساس صمیمیت بیشتری میکنند.
مردم، ورزشکاران را از خودشان میدانند، با این مساله موافقید؟
صددرصد، مردم ما را از خودشان جدا نمیکنند، به خاطر اینکه طرف در تلویزیون بازیهای ما را دیده با ما گریه کرده، خوشحالی کرده یا مثل همین موارد. انگار جزو خانوادهشان هستیم.
شما از سیاست دور هستید و مصاحبههای سیاسی را پس میزنید و بارها گفتهاید شورای شهر مکاني سیاسی نیست،آیا شما میخواهید وارد مجامعی شوید که فضای سیاسیتری دارد، مثل مجلس شورای اسلامی؟
به نظر من الان نمیشود درباره این موضوع بحث کرد، چون ممکن است زمانی احساس کنید یک ضرورتی به وجود آمده است، به طور مثال وقتی به همین شورا آمدم آنقدر مراجعهکننده داشتم که فکر کردم اگر به شورا بیایم، میتوانم کمک کنم. فکر میکردم بتوانیم یک قسمتی از کار را پیش ببریم. من خودم زیاد علاقهای به این موضوع ندارم و اگر بخواهم وارد فضای سیاسی بشوم به طور مستقل عمل خواهم کرد و آن چیزی که به نفع مردم است را انتخاب میکنم. سیاست این است که آدم صداقت داشته باشد. همه میگویند سیاست پدر و مادر ندارد، ولی به نظر من در همین سیاست اگر صداقت داشته باشید تمام موضوعات حل خواهد شد. حالا فکر میکنید معنی سیاست چیست؟ بهطور مثال در تبلیغات شورا یک عکس تکی از من دیده نشد و اگر هم معدود تبلیغاتی هم بود، با خرج دوستان انجام شد. آنها به سلیقه خودشان حدود 50 تا 60 بنر تبلیغاتی درست کرده بودند. البته آن زمان هم من ایران نبودم، بازیهای آسیایی دوحه قطر بود.
البته یادمان هست همان روزها میگفتند شما ممنوعالتصویر و مصاحبه هستید.
البته حرف من اینها نیست، منظورم این است که هرگز خودم را درگیر بازیهای تبلیغاتی نکردهام و هرگز به مردم قول بیجا ندادهام، مثلا یکی از مسؤولان به مردم قول آسفالت کردن جاده را میدهد. خب، این مسائل مربوط به وزیر راه میشود ولی...! من چون در واقع به این داستانها آشنا نبودم در بحثهای انتخاباتی شرکت نکردم. بعد از اینکه در انتخابات رای آوردم به کسی قول ندادم و وامدار کسی نبودم و نیستم.
جناب آقای ساعی! بازگردیم به ورزش، دورنمای ورزش ایران را با حضور آقای سعیدلو چطور میبینید؟
من انتقادی ندارم، آقای سعیدلو تازه وارد شدهاند. امیدوارم همه چیز بخوبی پیش برود. به هرحال تغییراتی که انجام شد به نظرم مثبت بود مخصوصا معاونینی که انتخاب شد.
من شنیدم میخواهند در مدارس رشتههای اختصاصی به وجود بیاورند مثلا مدرسهای فقط به رشته بسکتبال اختصاص پیدا کند مثل مدارس آمریکایی.
بعضی از مدارس غیرانتفاعی این کار را میکنند اما مگر چند نفر از بچههای ما در مدارس غیرانتفاعی درس میخوانند؟ مثلا خواهر من در یکی از مدارس فقط تکواندو درس میدهد.
چه کار کنیم تا ورزش ما به بهترین سطح پیشرفت خود برسد ؟ در حال حاضر تفاوت جایگاه ورزش ما با کشوری مثل ژاپن چگونه است؟
پیشرفت ژاپن به این خاطر است که آنها حرفهای کار میکنند. مگر ژاپن همان کشوری نبود که همیشه مغلوب ما میشد اما آنها به مرور زمان حرفهای شدند اما ما هنوز درجا میزنیم. با اینکه این همه خرج میکنیم اما هنوز حرفهای نشدهایم. ورزش همگانی هم که در سطح بسیار نازلی دنبال میشود. در تهران امسال 12 میلیارد برای ورزش همگانی بودجه گذاشتیم اما بازهم هیچ پیشرفتی در این زمینه نکردیم.
در ابتدا 4 میلیارد بودجه بود اما حالا تبدیل شده به 12 میلیارد که از این مقدار 4 میلیارد به ورزش بانوان اختصاص دارد. با این حمایتی که سازمان میکند انتظار میرود که خیلی بهتر نتیجه بگیریم، ما هنوز نمیدانیم چه کسی باید در چه جایگاهی مدیریت کند. همه قهرمانهای جهان در المپیک حرفی برای گفتن دارند که اتفاقا همه آنها دانشجو هستند. اینها ورزش را از مدارس بیرون میآورند و استعدادیابی میکنند. اما ما دقیقا این زمان استعدادیابی را از دست میدهیم. به نظر من اصلا در مدرسههای ما چیزی به نام ورزش وجود ندارد. یک توپ را به بچهها میدهند، میگویند برو بازی کن!
در قامت یک قهرمان
اسطوره تکواندوی ایران و جهان در سال 1355 در «چشمهعلی» شهرری متولد شد. تحصیلات خود را از مدرسه امام سجاد(ع) در محله صفائیه شهرری آغاز کرد و خیلی زود در کنار تحصیل با تشویق خانواده به ورزش تکواندو زیر نظر سعید مهیمن پرداخت. ساعی در 10 سالگی برای مسابقههای قهرمانی کشور در اهواز برگزیده شد و از آن زمان تا کنون در کمتر از 20 سال به تمام افتخارات ممکن در این ورزش دست یافته است.
نخستین موفقیت بزرگ ساعی قهرمانی در جام جهانی 1998 در آلمان بود و در واقع آغازی بود برای قهرمانیهای پیاپی او در این رقابتها و دیگر مسابقات مهم قارهای و جهانی. سال بعد در رقابتهای قهرمانی جهان در کانادا موفق شد به نخستین مدال طلای تکواندوی ایران در این مسابقهها دست یابد تا به همراه مدال طلایی که مجید افلاکی به دست آورد، ایران به مقام دوم جهان برسد. بازیهای المپیک 2000 سیدنی نخستین حضور المپیکی ورزش تکواندو بود و هادی ساعی به عنوان یکی از نمایندگان ایران در این بازیها به مدال برنز دست پیدا کرد (البته اگر ناداوریها نبود بی شک بر سکوی نخست المپیک قرار میگرفت). پس از بازیهای المپیک، هادی ساعی در مسابقات جام جهانی به 2 مدال طلای دیگر دست یافت و ضمن کسب مدال طلای رقابتهای تکواندوی بازیهای آسیایی 2002، بر سکوی دوم وزن پنجم مسابقههای قهرمانی جهان در سال 2003 قرار گرفت. هادی ساعی که به چهره جهانی ورزش ایران بدل شده بود با عمل خیرخواهانهای که در جریان زلزله بم بانیاش شد و طی آن 48 مدال جهانی، المپیک و آسیاییاش را برای کمک به زلزلهزدگان به حراج گذاشت، به قهرمانی ملی بدل شد. کارنامه درخشان تکواندوکار با اخلاق ایران با مدال طلای المپیک آتن و جهانی 2005 اسپانیا کامل شد. ساعی در سال 2004 بهعنوان برترین تکواندو کار آسیا و جهان انتخاب شد تا پر افتخارترین تکواندوکار جهان در قرن حاضر باشد.
مهمترین افتخارات هادی ساعی
بازیهای المپیک:
- 2000 (سیدنی)، مدال برنز
- 2004 (آتن)، مدال طلا
- 2008 (پکن) مدال طلا
مسابقههای قهرمانی جهان:
- 1999 (ادمونتون)، مدال طلا
- 2003 (پارتن کرشن)، مدال نقره
- 2005 (مادرید)، مدال طلا
- 2007 (چین)، مدال برنز
مسابقههای جام جهانی تکواندو:
- 1998 (آلمان)، مدال طلا
- 2000 (فرانسه)، مدال طلا
- 2001 (ویتنام)، مدال طلا
- 2002 (ژاپن)، مدال طلا
بازیهای آسیایی:
- 2002 (بوسان)، مدال طلا
- 2006 (دوحه)، مدال برنز
مسابقههای قهرمانی آسیا:
- 2002 (اردن)، مدال نقره
- 2006 (تایلند)، مدال طلا
برترین تکواندوکار جهان و آسیا در سال 2004.
انتصاب دوباره ضرغامي به رياست صداوسيما
رهبر انقلاب: نشانههای تحول رسانه ملي
در سال نخست دوره جديد مديريت مشاهده شود
گروه سياسي: حضرت آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در حکمی ضمن تمدید دوره ریاست سیدعزتالله ضرغامی در سازمان صداوسیما تأکید کردند: باید با استفاده از برجستگیها و نقاط قوت کنونی صدا و سیما و همت برای نقصزدایی، این رسانه فرهنگساز به طراز رسانهای برسد که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد.
متن حکم رهبر انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس سیدعزت الله ضرغامی
با پایان گرفتن دوره ریاست پنجساله جنابعالی بر سازمان صداوسیما، با قدردانی از تلاشهای طاقتفرسايی که در مدیریت این رسانه گسترده و فراگیر به کار برده و خدماتی که شما و همکارانتان در زمینههای گوناگون به انجام رسانیدهاید، برای دورهای دیگر شما را به ادامه این کار سنگین و حساس میگمارم. برجستگیها و نقاط قوت کنونی صداوسیما در کنار کمبودها و نقاط ضعف آن باید پیوسته در برابر چشم جنابعالی و دیگر مدیران آن سازمان و در معرض ملاحظه و مقایسه قرار گیرد و همت بر روند نقصزدايی، به هیچ رو کاهش و سستی نیابد. سفارش اساسی اینجانب، نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانهای است که دین و اخلاق و امید و آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوههای گوناگون حرفهای و آزموده شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخصها درآید. از تجربههای موفق یا ناموفقِ دوره پنجساله باید برای رساندن این رسانه به این کیفیت برتر سود ببرید و با زمانبندی برنامهها و تعیین شاخصهای قابلاندازه گیری، حرکت مجموعه را تکمیل یا تصحیح نمايید. انتظار دارد نشانههای این تحول در اولین سال مسؤولیت جنابعالی مشاهده شود. توفیق شما را از خداوند متعال خواستارم.
سیدعلی خامنه ای
16آبان1388
گلدستون قربانی میگیرد
دکتر اسماعيل رضوي
گزارش قاضی گلدستون تبدیل به کابوسی باورنکردنی برای اسرائیل شده است. محتوای حقوقی گزارش گلدستون نقشه راه اجرایی مفاد خود را هم دربر میگیرد. این گزارش در واقع یک تنگنای« سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی» را برای رژیم صهیونیستی پس ازگذشت 61 سال ازتاسیس این رژیم به وجود آورده است. این تنگنا نیز به علت گستردگی فجایعی است که در جریان جنگ 22 روزه در غزه به وقوع پیوسته بود. هرگز اینگونه نبوده که رژیم صهیونیستی در سالها و دهههای قبل مرتکب چنین جنایاتی نشده باشد اما گستردگی این فجایع موجب شده که حتی یک قاضی یهودی به نام ریچارد گلدستون هم ناچار شود که بر رسیدگی به این جنایتها تاکید کند و به نحوی برای جلوگیری از افراطی شدن رفتار رژیم صهیونیستی ناچار شود که چنین گزارشی را به سازمان ملل عرضه و شورای حقوق بشر آن را مصوب کند.بعد از مصوب شدن این گزارش در کمیته یا شورای حقوق بشر سازمان ملل که یک نهاد موازی با نهادهای شوراي امنیت، دادگاه جنایی لاهه و بقیه ارکان اصلی سازمان ملل است، تلاشهای زیادی از سوی رژیم صهیونیستی و حامیان آن به اجرا گذاشته شده تا به نحوی محتوای این گزارش را تغيير داده یا از کارآمدی آن جلوگیری کنند. برای جلوگیری از تبعات وسیعی که این گزارش و اجرای مفاد آن میتواند برای رژیم صهیونیستی داشته باشد توصیههایی به این رژیم شده است، بنابر این آنها دست به اقداماتی در درون خود زده و تصمیم گرفتهاند برخی از افراد را قربانی کنند تا از تبعات منفی چنین گزارشی در امان بمانند. به همین جهت بهرغم اینکه مقامات اسرائیلی تلاش میکنند خود را نسبت به این مصوبه شورای حقوق بشر بیتفاوت نشان دهند اما هم دستگاه دیپلماسی و هم دستگاه امنیتی و ارتش بشدت نگران این گزارش هستند و حتی کمیتههایی را در همین راستا تشکیل دادهاند.از یک طرف این کمیتهها موظف هستند که برای چگونگی مقابله با تبعات این مساله راهجویی کنند و از سوی دیگر اگر امکانپذیر باشد بتوانند با اقدامات نمایشی در داخل، بعضی افراد را به عنوان کسانی که دستورات را بخوبی اجرا نکرده یا خودسری کردهاند شناسایی کرده و قربانی کنند تا به نوعی توانسته باشند جلوی بخشی از ابعاد موثر در این قضیه را بگیرند.این گزارش پس از مصوب شدن در شورای حقوق بشر با این سؤال مواجه شد که باید برای اجرای مفادش به کدام مرجع احاله شود؟ آیا باید به دادگاه لاهه برود یا در شورای امنیت سازمان ملل یا در مجمع عمومی بررسی شود. با توجه به خط و نشانهایی که دولت آمریکا کشیده و حمایتی که کنگره از صهیونیستها به عمل آورده تا در شورای امنیت این مصوبه را با وتو مواجه کند، این گزارش به مجمع عمومی رفته است و در چند روز گذشته در این مجمع مورد بحث قرار گرفت؛ اما به علت اینکه سخنرانان مختلفی درباره این گزارش و مفاد آن سخنرانی کردند، کار نهایی رایگیری درباره این گزارش به روز جمعه موکول شد.به هر حال اگرچه مصوبات مجمع عمومی مزیت الزامآوری را ندارد اما چیزی از اهمیت مفاد این گزارش نخواهد کاست.
مجمع عمومی میتواند در مصوبه خودش این گزارش را به دادگاه احاله کند و دادستان موظف خواهد بود که درباره چگونگی اجرای مفاد این گزارش تصمیمگیری کند.این یک چالش بزرگ برای صهیونیستهاست که برای نخستینبار در نظام بینالملل و در بخش حقوقی با چنین مخاطراتی روبهرو شدند و همه تلاشهای آنها بر این است که امکانات خود را بسیج کنند تا بلکه به نتیجهای برسند. از جمله تلاشهایی که صهیونیستها انجام دادند، واداشتن ابومازن به این امر بود که مصوب کردن این گزارش را در شورای حقوق بشر سازمان ملل به تعویق بیندازد.اقدام جدید دیگری که خیلی برای اسرائیل رسوایی به بار آورد توقیف یک کشتی باری است که از سوریه به سمت ایران در حرکت بود. این کشتی در مسیر قبرس مورد کنترل صهیونیستها قرار گرفته توقیف و به سواحل این رژیم برده شد و جنجال بسیاری به پا کرد تا همزمان با مطرح شدن گزارش در مجمع عمومی بتواند مباحث این نشستها را تحتالشعاع قرار دهد. بعدها معلوم شد که باوجود موضعگیریهایی که صورت گرفته، محتوا و محموله این کشتی اسلحه نبوده و روز پنجشنبه صهیونیستها پس از 24 ساعت توقیف، این کشتی را آزاد کردند. نکته جالب اینکه مسؤولان صهیونیستی از اینکه رسانههای غربی با صهیونیستها همراهی نکرده و این خبر را پوشش ندادند، ابراز تعجب کردند. تقریبا روشن شده که این اقدام صهیونیستها یک جنجال تبلیغاتی بوده برای اینکه بتوانند بر محتوای مذاکرات در مجمع تاثیر بگذارند. باید منتظر ماند و دید که مجمع عمومی در مصوبات خودش چه اقدامی را تصویب میکند.آیا آن را به دادگاه یا دادستان جنایی برای تحت پیگرد قرار دادن مسؤولان نظامی و سیاسی اسرائیل میفرستد یا نتیجه دیگری از آن حاصل میشود؟ نکته قابل توجه در پیگیری این گزارش اینکه کشورهای عربی در ماجرای گلدستون از یک لحن فریبکارانه استفاده میکنند و باوجود اینکه عنوان میدارند برای اجرایی کردن مفاد این گزارش تلاش خواهند کرد ولی در واقع با هماهنگیای که با آمریکاییها دارند و به شکل مستقیم و غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی در حال تعامل هستند، تلاش میکنند تا اجرای مفاد این گزارش را با موانعی مواجه کنند.در بطن گزارش گلدستون مشخص شده که صهیونیستها باید خودشان جنایتکاران جنگی را گرفته و مجازات کنند یا در اختیار دادگاه قرار دهند که این مساله پرونده را مشمول مرور زمان خواهد کرد. یعنی در واقع ارجاع این مساله به جاهای مختلف حربهای است تا آن را مشمول مرور زمان کرده و از کارکرد و تاثیر ابعاد آن بر رژیم صهیونیستی بکاهد.
رئیس انجمن بازیگران سینما سرانجام واکنش نشان داد
تکذیب خبر دستمزد بازیگران سینما
امید صبوری: هرچند بعید است داستان دستمزد بازیگران سینمای ایران، به این زودیها به سرانجامی معین برسد اما میتوان اظهارات روز گذشته رئیس انجمن بازیگران سینما را فصلالخطابی (هرچند موقت) برای موج تازه پیرامون این مقوله مغفول در سیاستگذاریهای سینمایی دانست. چرا که پس از چند روز حرفوحدیث این نخستین اظهارنظر رسمی از سوی یکی از اعضای صنفی خانواده سینماست که اصل صحت جدول منتشره از سوی تلویزیون را تکذیب میکند.
این ارقام کذب محض است
داوود رشیدی که در چند روز گذشته ترجیح داده بود به میدان موضعگیری در برابر رسانهها
(با پیشگامی رسانه ملی) درباره دستمزد بالای برخی بازیگران نامآشنای سینمای ایران سکوت کند، بالاخره در گفتوگویی صراحتاً دستمزدهای «بین 50 تا 100 میلیون تومانی» را کذب محض دانست و اظهار داشت: رسانهها بویژه برخی از روزنامههای زرد با انعکاس خبرهای غیرواقع تلاش در جذب مخاطب دارند در حالی که واقعیتها در رسانهها منعکس نمیشود. رئیس انجمن بازیگران سینماي ایران البته به این کلیگویی مرسوم علیه روزنامههای «زرد» بسنده نکرد و اینبار مستقیماً به برنامه پخش شده از رسانه ملی اشاره کرد و گفت: گزارشی که درباره دستمزدهای کلان از برنامه چهارسوی «صبح عالی به خیر» شبکه اول سیما پخش شد واقعیت ندارد، البته اگر هم دستمزدهای زیادی نیز باشد، باید فکری کرد تا به صنعت سینمای کشور آسیبی وارد نشود. رشیدی اضافه کرد: پیشنهادهایی درباره تعیین دستمزدها ارائه شد که به دلیل احتمال بروز برخی ساختوپاختها و رواج یافتن دستمزدهای زیرمیزی این قضیه منتفی شد.
افزایش مالیات؛ راهحل آخر
اما انتشار این فهرست که از همان آغاز هم واکنشهای بسیار تندی از سوی بازیگران به همراه داشت، باردیگر مساله نبود سقف و قانون معین در زمینه عقد قرارداد میان بازیگران و تهیهکنندگان سینما را هم احیا کرد. در این راستا هم راهکارهای متفاوتی طرح شد که یکی از اصلیترین آنها به نقل از «مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» رسانهای شد؛ «اخذ مالیات بالا از بازیگران گران». این راهکار که چندان به مزاق خانواده سینما خوش نیامد، روزگذشته واکنش توضیحی مرجع خبر را هم برانگیخت تا تصریح کند:«نقل قول درستی از صحبتهای وی درباره اخذ مالیات از بازیگران نشده است». علیرضا سجادپور در گفتوگو با فارس ضمن تأکید بر این مساله گفت: حل مسائل مربوط به بازیگران سینما، درون صنفی است و اگر هم ما با توجه به شرایط وارد عمل شویم، آخرین راهکار را دریافت مالیات متناسب با رقم قراردادهای بازیگران میدانیم. مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی در واکنش خبر منتشر شده به نقل از خود، اظهار داشت: درباره مطلبی که از قول من درباره دستمزد بازیگران و اختصاص مالیات به دستمزدها اشاره شده است، باید بگویم که متأسفانه برخی از رسانهها نقلقول درستی را از صحبتهای من منتشر نکردهاند و به هیچ عنوان بحث اختصاص دستمزد به عنوان راه حل قطعی مورد نظر نبوده است. وی افزود: یکی از رسانهها پس از صحبت با بنده، تیتر خود را به گونهای تنظیم کرد که انگار نخستین و آخرین راهحل از سوی معاونت سینمایی اختصاص مالیات به دستمزد بازیگران است، در حالی که من عنوان کرده بودم که اولا این موضوع درون صنفی است و اگر صحت داشته باشد باید بین خود تهیهکنندگان و بازیگران، حلوفصل شود اما ما در اداره کل این آمادگی را داریم که جلساتی را فیمابین دو طرف با محوریت برطرف شدن چنین مسائلی برگزار کنیم. سجادپور خاطرنشان کرد: به اعتقاد بنده راههای زیادی برای حل چنین مشکلی وجود دارد که سینماگران ما خودشان بخوبی میتوانند آن را مدیریت کنند ولی اگر نتوانستند چنین مشکلی را حل کنند با توجه به شرایط سینمای ایران، وارد عمل خواهیم شد و آنگاه آخرین مکانیزم برای سروسامان دادن به چنین وضعی دریافت مالیات متناسب با رقم قراردادها است. وی در خاتمه تاکید کرد: همانطور که اشاره کردم، دریافت مالیات آخرین مکانیزم و گزینه موجود میتواند باشد و همه تلاش ما برای رفع این مشکل از طریق صنوف و خانهسینماست.
در آرزوی حساسیتزدایی
در کنار این خبرها و اظهارات اما نکته جالب توجه، مبدا شکلگیری موج تازه خبری پیرامون «دستمزد بازیگران سینما»ست. موجی که نخستین بار و با انتشار خبر «دستمزد 90 میلیون تومانی محمدرضاگلزار برای 3 روز ایفای نقش در یک فیلم سینمایی» در يك روزنامه متولد شد و چندی بعد با اعلام فهرستی بلندبالا از ریز دستمزد بازیگران، در یک برنامه زنده تلویزیونی شدت گرفت. خبر اولیه که به تفصیل در آن ذکر شده بود: «این بازیگر(گلزار) که این روزها فیلمی ملودرام با بازی وی در 2 نقش روی پرده است، در فیلم جدید خود که ساخته کارگردانی جوان است در نقش یکی از فرشتگان ظاهر شده است. وی طبق توافق با تهیهکننده فیلم برای هر روز بازی در این فیلم 30 میلیون تومان دستمزد خواسته که تهیهکننده نیز این مبلغ را به وی پرداخت کرده است.» بهسرعت توسط همان کارگردان جوان(علی عطشانی) تکذیب شد و دومین مورد نیز واکنش شدید بازیگران نامبرده در فهرست را به همراه داشت. اینکه تلویزیون در جایگاه یکی از اصلیترین رسانهها معتمد مخاطبان ملی، در آفرینش و شکلدهی موج خبری پیرامون سوژهای چنین مبهم پیشگام شدهاست (اگرچه از سوی برخی رسانهها و در تحلیلی غریب به نگاه مغرضانه سیما در رقابت با سینما تحلیل شد!) را میتوان امری مبارک دانست اما متأسفانه مدیریت سرانجام این موج خبری به طور کامل از نگاه تلویزیون مغفول مانده است. تکذیب فهرستی که صراحتاً باعنوان «دستمزد بازیگران سینمای ایران» در یک برنامه زنده منتشر شده است، بیتردید نباید با سکوت رسانه ملی همراه باشد و چه خوب اگر فرصتی فراهم میآمد تا در فضایی شفاف و البته چالشی، یک بار برای همیشه از این مساله حساسیتزدایی شود. شاید کمکم زمان آن رسیدهاست که از «فریدون جیرانی» سراغ سرانجام طرح «90 سینمایی» را بگیریم!؟
معاون سیما وعده داد
راهاندازي شبكه تفريح و سرگرمي
معاون سیما گفت: اگر امکانات پخش دیجیتال فراهم شود، امکان دارد 3 شبکه جدیدی که قول راه اندازی آنها را داده بودیم، به 5 شبکه برسد که شبکه تفریح و سرگرمی یکی از آنهاست. مرتضی میرباقری درباره برنامههای آتی صدا و سیما در توسعه شبکههای تلویزیونی گفت: ما در ساختارهای مختلف برنامههای بسیاری داریم و در سالهای آینده علاوه بر تقویت ساختارهایمان چند شبکه ویژهای که قول داده بودیم را راهاندازی میکنیم. معاون سیما در ادامه اظهار داشت: ما پیش از این قول راهاندازی شبکههای ورزش، مستند و فیلم و سریال را داده بودیم که مواد تولیدیشان به طور کامل آماده شده و فکر میکنم باید در سالهای آینده، با فراهم شدن امکانات فنی بتوانیم این شبکهها را راهاندازی کنیم. وی تصریح کرد: اگر امکانات پخش دیجیتال برای صداوسیما فراهم شود، امکان دارد این 3 شبکه به 5 شبکه نیز توسعه یابد. ما میخواهیم شبکه کودک و نوجوان را با ساختارهای ویژه فعال کنیم و همچنین در بحثهای ساختاری شبکه تفریح و سرگرمی هم داشته باشیم که میتواند ساختارهای مختلفی را در بر بگیرد و یک شبکه مستقل خواهد شد. وی گفت: پیشنهاد ساخت شهرک تلویزیونی نیز از سوی ما به رئیس صدا و سیما ارائه شده که در صورت موافقت کار ساخت آن آغاز خواهد شد.
پیشنهاد جدید وزیر علوم درباره حذف کنکور
برگزاری آزمون سراسری به شکل فصلی
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه بسترهای لازم برای حذف کنکور تا سالهای 92 و 93 فراهم نمیشود، پیشنهاد داد که با هدف کاهش استرس و تنش در داوطلبان، کنکور به جای سالی یکبار بهصورت فصلی و 4 بار در سال برگزار شود.
کامران دانشجو، وزیر علوم با اشاره به الزامی بودن اجرای قانون حذف کنکور اظهار داشت: برای اجرای کامل این قانون زمان بیشتری نیاز است و در جلساتی که در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و همچنین کارگروه کنکور برگزار شد، مشخص شد که به دلیل فراهم نبودن بستر لازم و عدم امکان برگزاری امتحانات نهایی و کشوری در برخی مقاطع، تا سال 90 تنها یکسری از اقدامات جهت حذف کنکور انجام میشود.
وزیر علوم ادامه داد: با توجه به اینکه قابلیت حذف کنکور تا سال90 وجود ندارد از مجلس خواستاریم که زمان اجرای این قانون را حداقل تا سال 92 و93 تمدید کند و پیشبینی ما این است که فعالیت آموزشوپرورش جهت حذف کنکور تا سال 93 به طول بینجامد.
وی با بیان اینکه برنامههای مرتبط با این قانون به صورت سال به سال تا سال 93 به کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ارائه میشود، گفت: برای برداشتن فشار کنکور راههای مختلفی وجود دارد، این در حالی است که حذف کنکور منوط به این است که نمرات و سوابق تحصیلی مقاطع مختلف دبیرستان استاندارد شده و امتحانات مذکور به شکل نهایی برگزار شود. در واقع این موضوع منجر میشود که استرس افراد از کنکور وارد دبیرستان شود و این استرس از 18 سالگی به 16-17 سالگی منتقل میشود. دانشجو همچنین در گفتوگو با فارس بر لغو مجوز مراکز آموزش عالی که استانداردهای آموزشی را رعایت نکنند، تاکید کرد
و افزود: معاونت آموزشی وزارت علوم در سفرهای استانی دانشگاههای غیرانتفاعی را مورد بازدید و بررسی قرار میدهد و در صورت هر نوع مشکلی به آنها اخطار میدهد. وی گفت: مراکز و مؤسسات آموزش عالی که استانداردهای لازم را نداشته باشند با اخطار وزارت علوم موظفند طی مدت زمان مشخصی مشکلات خود را برطرف کنند در غیر این صورت وزارت علوم با آنها برخورد میکند.
فرهاد مجیدی: شگفتی کارشناسان را برطرف میکنم
آبان 90 جام ملتها در دستان من است
باربد بهراد: شناسنامهاش را مقابل چشمان گرفتهاند و میگویند چرا باید او به تیم ملی دعوت شود اما گویی یادشان رفته گل تساوی داربی را او زد، بهترین عملکرد را تا هفته شانزدهم برای استقلال داشت و مهمتر از همه فرهاد مجیدی برخلاف دیگر مهاجمان استقلال هیچگاه
حاشیه ساز نشد. آیا باید قطبی را مورد شماتت قرار داد که چنین مهرهای را به تیم ملی دعوت کرده؟ البته حرفهای فرهاد را با « وطن امروز» بخوانید تا متوجه شوید او
بی توجه به این انتقادات دورنمای خود را تنها یک چیز عنوان میکند؛ قهرمانی در جام ملتهای آسیا.
برخی از کارشناسان از دعوت مجدد شما به تیم ملی شگفتزده شدهاند. این تعجب به نظر شما چه دلیلی دارد؟
من وقتی که 18 سالم بود و توسط آقای مایلیکهن به تیم ملی دعوت شدم همه کارشناسان شگفتزده شدند که چطور یک جوان از تیم امید بهمن به تیم ملی راه یافته. به نظر من باید تلاش کرد تا شگفتی کارشناسان برطرف شود، کاری که در گذشته هم بخوبی انجام دادم. البته به نظر من تنها چیزی که در زندگی فوتبالی من شگفت انگیز بوده، نرسیدن من به آرزوها و اهدافم در تیم ملی بود و البته بدشانسیهایم که دیگر نمیخواهم به آنها فکر کنم.
انتقادی که بعضی از کارشناسان مطرح میکنند درباره سن شما و عملکرد گذشتهتان در تیم ملی است.
خدا را شکر که برای این انتقادها پاسخهای منطقی هم وجود دارد. سن در فوتبال ملاک نیست و ما بازیکنان فراوانی را در گذشته در تیم ملی داشتیم که با سن بالای 30 سال جزو بهترینها بودند. درباره تیم ملی هم باید بگویم که من بیش از 40 بازی ملی انجام دادهام و هیچوقت هم حاشیهای در تیم ملی نداشتم. فکر میکنم خیلیها با من هم عقیده هستند که از شانس و اقبال خوبی در تیم ملی برخوردار نبودم. من بازی در 2 جام جهانی را از دست دادم اما این بار برای من همه چیز متفاوت است.
در 33 سالگی با چه هدفی در تیم ملی حضور خواهید داشت؟
بیشتر مردم علاقهای ندارند که آرزوهایشان را به زبان بیاورند اما من میخواهم آرزوی بزرگ زندگیام را با همه در میان بگذارم. الان آبان 88 است. آبان 90 جام قهرمانی ملتهای آسیا در دستان من است و این تنها آرزو و هدف فعلی زندگی ورزشی من خواهد بود.در کنار آن موفقیت استقلال در لیگ قهرمانان آسیا را از خداوند بزرگ خواستارم. من تجربه قهرمانی در جام باشگاههای آسیا را با تیم العین امارات داشتهام و همیشه حسرت خوردهام که چرا با تیم محبوب خودم یعنی استقلال به این جام دست نیافتهام. برای رسیدن به این آرزوها و اهداف، متفاوتتر از گذشته زندگی میکنم.من هر روز صبح خیلی زود به صورت مستمر تمرین بدنسازی انجام میدهم. با برنامهریزی جلو میروم و حتی مطالعهام را بیشتر کردم و این را هم تا به حال جایی نگفتم اما مشغول ادامه تحصیل هستم.
بنابراین شما تصور میکنید تا جام ملتهای آسیا در قطر در تیم ملی حضور خواهید داشت؟
من تلاش میکنم تا این اتفاق رخ دهد. من نیامدهام که در این چند بازی دوستانه و رسمی فقط در تیم ملی حضور داشته باشم. به تیم ملی بازگشتم و با نهایت تلاشم امیدوارم بتوانم با تمرینات و بازیهای خوب در تیم ملی باقی بمانم.
گمان میکنید به ترکیب اصلی تیم ملی راه یابید؟
تمام تلاشم را میکنم تا جزو مهرههای کلیدی
تیم ملی باشم. من فقط امیدوارم بتوانم پاسخ اعتماد کادر فنی تیم ملی را نسبت به خودم بخوبی بدهم. جا دارد در همین جا از آقای قطبی تشکر کنم که این فرصت مجدد را در اختیار من گذاشتند تا بتوانم با تلاش و تمرین بیشتر مهره مؤثری برای تیم ملی کشورم باشم.همچنین از هواداران دوست داشتنی استقلال هم که همیشه یار و یاور من بودهاند، سپاسگزارم.
راز 15ساله قتل زن ثروتمند
مرگ مرموز
27 اسفندماه سال 73 اهالی یک ساختمان در شهرک غرب متوجه بوی تعفن از آپارتمان یک زن تنها شدند و ماجرا را به پلیس مخابره کردند. دقایقی بعد تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران پای در قتلگاه زنی گذاشتند که قربانی جنایتی پنهان شده بود.
کارآگاهان داخل اتاق خواب کنار تخت، پیکر بیجان زن 58 سالهای به نام امینه را دیدند که به صورت طاقباز روی زمین افتاده و دستمالی دور گردنش پیچیده شده بود. پزشک جنایی پس از معاینه جسد علت مرگ وی را خفگی اعلام کرد. در بررسیهای بعدی روشن شد که مقتول، امینه اصلانی نام داشته و به تنهایی زندگی میکرده است. از سوی دیگر سالم بودن قفل در فرضیه قتل از سوی یک آشنا را قوت بخشید اما وقتی پلیس به جستوجوی خانه پرداخت متوجه بهم ریختگی اثاثیه خانه و سرقت پول، جواهرات و خودروی رنوی قربانی شد. با این سرنخ، کارآگاهان تحقیقات خود را برای بازداشت قاتل آشنا که با انگیزه سرقت دست به قتل زن تنها زده بود، آغاز کردند. در نخستین قدم به بازجوییاز همسایههای امینه پرداختند. زن جوان که در همسایگی وی زندگی میکرد، گفت: امینه به تنهایی در خانهاش زندگی میکرد و با کسی از همسایهها صمیمی نبود اما میهمانان زیادی به خانهاش رفت و آمد داشتند. به هیچکس اجازه نمیداد در زندگیاش سرک بکشد اما من دختر کوچک وی را میشناختم که گاهی به وی سر میزد. پس از اظهارات این زن، به دستور قاضی گودرزی از شعبه 35 دادگاه عمومی، دختر کوچک مقتول به اداره آگاهی احضار شد. این دختر جوان در بازجوییها گفت: سالها پیش پدرم را از دست دادم و من و مادرم به تنهایی با هم زندگی میکردیم. بعد از مدتی مادرم نیز با مرد دیگری ازدواج کرد اما مرتب با همسر دومش درگیر بودند تا اینکه از هم جدا شدند. پس از مدتی من ازدواج کردم و مادرم به تنهایی زندگی میکرد. مشکل مالی نداشت، چون خانههای پدرم را اجاره میداد و خرج زندگیاش را تامین میکرد. وی افزود: مدتی گذشت تا اینکه برای سومین بار به عقد موقت مردی درآمد که خانهاش را به وی اجاره داده بود. بعد از آن کمتر از زندگی مادرم خبر داشتم اما پیش از حادثه، وی به من گفت با کارگر خانهاش که یک جوان افغانی است بر سر پول درگیر شده و او وی را به قتل تهدید کرده است. من از وی به اتهام قتل مادرم شکایت دارم.
کشف خودروی رنو
در حالی که قاضی دادگاه عمومی و کارآگاهان تحقیقات خود را برای شناسایی عامل جنایت متمرکز کرده و شماره پلاک خودروی رنوی قربانی را در اختیار پلیس سراسر کشور قرار داده بودند، مردی با پلیس تماس گرفت و گفت یک خودروی رنو چند روز است که در خیابانشان پارک شده و مرموز به نظر میرسد. پس از این تماس، کارآگاهان در خیابانی حوالی شهرک غرب حاضر شدند و خودروی رنوی مقتول را شناسایی کردند که چند روزی در خیابان رها شده بود. با کشف خودروی امینه ماجرای این جنایت پیچیدهتر شد و قاضی گودرزی از شعبه 35 دادگاه عمومی تهران برای رازگشایی این معما در نخستین قدم دستور جلب کارگر افغانی که کارهای نظافت خانه مقتول را انجام میداد، صادر کرد. کارگر جوان مدتی در بازداشت بسر برد اما وی هیچ سرنخی از قتل امینه در اختیار پلیس قرار نداد. وی در بازجوییها منکر جنایت شد و گفت، یک هفته پیش از جنایت مقتول را دیده و هیچ خبری از سرنوشت وی نداشته است. با توجه به نبودن مدارک کافی علیه این کارگر، وی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
2 چهره فرضی
تیم تحقیق در شاخه بعدی به چهرهنگاری 2 مرد که به خانه امینه رفت و آمد داشتند پرداخت که همسایهها چهره فرضی 2 مرد را ترسیم کردند. اما هیچکدام از اعضای خانواده و بستگان مقتول آنها را نمیشناختند. تنها یکی از چهرهها با کارگر خانه مقتول شباهت داشت که وی نیز در بازجوییها اظهار داشت که از قتل بیخبر است.
بازداشت همسر موقت
مظنون بعدی همسر موقت امینه بود که بازداشت شد. این مرد در بازجوییها گفت: من زن و بچه دارم. مدتی پیش یکی از خانههای امینه را برای دفتر کار اجاره کردم. یک روز امینه نزد من آمد و به من ابراز علاقه کرد!
وی ادامه داد: امینه میگفت که مرا دوست دارد و به من پیشنهاد ازدواج داد! من هم که به او علاقهمند شده بودم وی را به عقد موقت خود درآوردم. گاهی به او سرمیزدم. با هم مسافرت میرفتیم اما پس از مدتی با یکدیگر اختلاف پیدا کردیم و از هم جدا شدیم. من 5،6 ماهی بود که از امینه خبر نداشتم و نمیدانم چه کسی و به چه علت او را کشته است. با انکار این مرد، وی نیز با دستور قاضی کوهکمرهای از شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران با قرار وثیقه آزاد شد و راز سرنوشت امینه همچنان در هالهای از ابهام ماند.
خاتمه پرراز
به گزارش خبرنگار «وطنامروز»، دختر مقتول نیز از چندین مظنون که به خانه مادرش رفت و آمد داشتند به اتهام قتل شکایت کرد اما هیچکدام از مظنونان راز جنایت خاموش را فاش نکردند. پرونده این جنایت خاموش چندی پیش در اختیار قاضی گیوکی از شعبه 1156 دادگاه بعثت قرار گرفت و دختران مقتول خواستار دیه از بیتالمال شدند. با توجه به اینکه گره کور معمای قتل زن تنها باز نشده باقی ماند و قاتل پرونده شناسایی نشد، قاضی گیوکی دستور داد تا دیه این زن از بیتالمال به خانوادهاش پرداخت شود و پرونده این مرگ مرموز با پرداخت دیه برای همیشه بسته خواهد شد.
با تثبیت فرمول 5-10-15 برای ترکیب دولت انجام شد
توافق گروههای لبناني براي تشكيل كابينه
گروههای مخالف در لبنان، با پیشنهاد نخست وزیر جدید این کشور مبنی بر پیوستن به دولت وحدت ملی موافقت کرد. این در حالی است که گفته میشود، فرمول 5-10-15 مجددا برای تشکیل کابینه پذیرفته شده است. با توجه به این فرمول 15 کرسی به اکثریت، 10 کرسی به اپوزیسیون و 5 کرسی نیز به رئیسجمهور تعلق خواهد گرفت. به نظر میرسد که این فرمول برای گروه 8 مارس که از حزب الله و متحدانش تشکیل میشود کاملا ایدهآل باشد، چرا که با توجه به این موضع که یکی از وزرای رئیسجمهور به 8 مارس نزدیک خواهد بود، این گروه عملا ثلث ضامن را در اختیار داشته و میتواند مصوبات دولت را علیه مقاومت وتو کند. با توجه به تثبیت این فرمول بود که روز گذشته یک مقام بلندپایه اپوزیسیون اعلام کرد که اپوزیسیون لبنان پیشنهاد دولت وحدت ملی را تایید کرد. وی افزود: اپوزیسیون موافقت خود را به طور رسمی به سعد حریری، نخستوزیر جدید این کشور اعلام خواهد کرد و انتظار میرود دولت جدید در روزهای آتی تشکیل شود. پیش از این حریری که مورد حمایت آمریکا و عربستان است، توانسته بود در انتخابات پارلمانی ماه ژوئن به پیروزی برسد. در همین حال روزنامه لبنانی السفیر نیز نوشت: رهبران اپوزیسیون لبنان پس از برگزاری یک نشست گسترده موافقت خود را برای پیوستن به دولت وحدت ملی لبنان بر اساس اصول توافق شده با سعدحریری اعلام کردند. این نشست با حضور نبیه بری رئیس پارلمان، سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله، میشل عون رهبر جریان آزاد ملی و سلیمان فرنجیه رئیس جریان المرده و با حضور جبران باسیل وزیر ارتباطات، علی حسن خلیل و الحاج حسین از نمایندگان حزبالله لبنان برگزار شد. شرکت کنندگان در این نشست به بررسی آخرین تحولات سیاسی لبنان بویژه تحولات مربوط به تشکیل دولت وحدت ملی و پیشنهادات مربوط به آن پرداختند. این در حالی است که نبیه بری پیش از این اعلام کرده بود در صورت عدم تشکیل دولت وحدت ملی از سوی سعد حریری که بیش از 4 ماه است مسؤول تشکیل کابینه شده، وی در مقر پارلمان لبنان تحصن خواهد کرد. بنا بر این گزارش، نمایندگان پارلمان لبنان پس از دیدار هفتگی خود با نبیهبری اعلام کردند که بحران تشکیل دولت لبنان به مرحلهای رسیده که مستلزم یک اقدام فوری است تا دولت وحدت ملی هرچه سریعتر تشکیل شود. به گفته نمایندگان پارلمان، در این راستا 3 پیشنهاد برای خاتمه دادن به بحران بهوجود آمده، مطرح است و نبیهبری در حال بررسی آنهاست. در پیشنهاد نخست از میشل سلیمان رئیسجمهور لبنان خواسته میشود که بحران تشکیل دولت را با دعوت به تداوم گفتوگوهای ملی حلوفصل کند. در پیشنهاد دوم از پارلمان خواسته میشود تا برای بررسی بحران تشکیل دولت یک نشست عمومی برگزار کند و در پیشنهاد سوم موضوع تحصن شخص بری در پارلمان تا حل و فصل مشکل تشکیل دولت لبنان است. سعد حریری اکنون بیش از 4 ماه است که نتوانسته کابینه خود را تشکیل دهد. سعدحریری پیش از این، سهمیه اپوزیسیون از کابینه را اینچنین عنوان کرده بود:
ـ وزارتخانههای ارتباطات، انرژی، صنایع، جهانگردی و یک وزیر مشاور متعلق به جریان آزاد ملی به رهبری میشل عون.
ـ وزارتخانههای امور خارجه، بهداشت، ورزش و جوانان متعلق به نبیهبری.
ـ وزارتخانههای کشاورزی و توسعه امور اداری متعلق به حزبالله. بدین ترتیب اپوزیسیون 10 وزیر را از آن خود خواهد کرد و کابینه بر اساس فرمول 15 وزیر برای اکثریت، 10 وزیر اپوزیسیون و 5 وزیر متعلق به رئیسجمهور تشکیل خواهد شد.
سربازان سعودی در اسارت شیعیان یمن
گروه بینالملل: جنبش الحوثي يمن در بيانيهاي از ورود سربازان عربستان سعودي به خاك يمن خبر داد و اعلام كرد كه عدهاي از اين سربازان را به اسارت درآورده است. در اين بيانيه آمده است: عربستان در پيشروي وحشيانه خود در اراضي يمن شكست خورد. بيانيه فوق افزود: بعد از اسارت عدهاي از سربازان اين كشور و گرفتن غنائمي از جمله ماشينها و ادوات جنگي، بقيه سربازان سعودي به داخل اراضي اين كشور فرار كردند. اين جنبش همچنين آورده است: عربستان در 2 روز اخير حملات هوايي و موشكي در مناطق «تهامه»، «ملاحيط» و «حصامه» انجام داده است. در اين بيانيه با هشدار دوباره به عربستان سعودي آمده است: در صورت ادامه تجاوز به خاك يمن، عربستان در برابر شرايط خاص و زيانباري قرار خواهد گرفت. همچنين جنبش الحوثي 2 نوار ويدئويي را از بمباران هوايي عربستان عليه مواضع اين جنبش روي اينترنت قرار داده است. ارتش يمن هفته پيش در پايگاه عربستاني «جبل الدخان» مستقر شد و چندي بعد جنبش الحوثي درباره آن به عربستان هشدار داد. اين اولين بار است كه شيعيان يمن موفق شدهاند سربازان سعودي را در خاك خود دستگير كنند. بارها بحث دخالت عربستان در مناقشه يمن مطرح شده بود اما هربار عربستان اين ادعا را رد ميكرد.
خودزني به سبك آمريكايي!
7سرباز آمريكايي در حمله جنگندههای خودی كشته شدند
حمله اشتباه نیروهای آمریکایی به پایگاه نظامي آمريكايي - افغاني جان 7 سرباز افغان و دهها تن را که مشغول آموزش بودند، گرفت. جنگندههای ناتو با حمله به منطقه «بادغیس» در غرب افغانستان فاجعهای دیگر را در 8 سال حضور در این کشور رقم زدند. ژنرال محمدظاهر عظیمی، سخنگوی ارتش افغانستان بعد از این حادثه در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سوالات آنان پاسخ داد. این در حالی است که نیروهای ناتو به همراه نیروهای افغان در این پادگان به شکل مشترک روی امنیت منطقه فعالیت میکردهاند و جنگندههای ناتو به اشتباه این پادگان را بمباران کردند. به گفته ژنرال عظیمی این حمله در منطقه بالامرغاب انجام شده است و در آن نزدیک به 15 نیروی افغان به علاوه دهها پلیس نیز زخمی شدهاند. براساس اطلاعات منتشر شده در میان کشتهشدگان این حمله یک پلیس افغان نیز حضور دارد.
این در حالی است که نیروهای خارجی اکنون با مشکلات تازهای در افغانستان روبهرو هستند. در تحولی دیگر 25 نیروی خارجی که در پی یافتن 2 چترباز آمریکایی بودند، زخمی شدند. این 2چترباز روز چهارشنبه مفقود شدهاند و کماکان هیچ خبری از آنها در دست نیست. تحولات در افغانستان در حالی بدینگونه پیگیری میشود که بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل شنبه بار دیگر تاکید کرد این سازمان به تعهداتش در قبال افغانستان وفادار خواهد بود. جمعه دفاتر وابسته به سازمان ملل اعلام کرده بودند نیروهای خود در افغانستان را کاهش خواهند داد. رایزنیها درباره مساله افغانستان و ادامه حضور نیروهای خارجی در این کشور در دیدار برنار کوشنر، وزیر خارجه فرانسه و همتای ترک او پیگیری شد. ترکیه به عنوان بزرگترین ارتش ناتو رتبه چهارم در جدول نظامیان حاضر در افغانستان را در اختیار دارد و فرانسه نیز قول داده است تعهدات بیشتری را در قبال افغانستان بپذیرد. برنار کوشنر در مذاکراتش با داوود اغلو از دولت افغانستان و شخص حامد کرزای خواست با فساد در کشور مبارزه کند. یکی از اصلیترین مشکلاتی که افغانستان امروز با آن روبهرو است فساد شدید اداری و مساله مواد مخدر است که مسائلی جدانشدنی به نظر میرسند. وزیر خارجه فرانسه اظهار داشت: ناتو از دولت قانونی در افغانستان حمایت میکند اما این در شرایطی است که دولت کرزای با فساد اداری و مالی مبارزه کند. کوشنر همچنین تاکید کرد: فرانسه خواستار یک استراتژی عملی برای خروج از بحران در افغانستان است و از آن حمایت میکند.
وزیر بهداشت حرفهای معاونش را تکذیب کرد
5 تا 8درصد حجاج ایرانی به آنفلوآنزای A مبتلا میشوند
كتايون ضيايي: صبح روز گذشته وزیر بهداشت در حاشیه بازدید از سومین جشنواره فناوری نانو در مصلای امام خمینی (ره)تهران اعلام کرد: حداکثر 5 تا 8 درصد حجاج حج تمتع به آنفلوآنزای نوع A مبتلا خواهند شد. این در حالی است که چند روز پیش بسیاری از رسانهها به نقل از امامی رضوی، معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هشدار داه بودند 80 درصد حجاج ایرانی در سال جاری در عربستان به آنفلوآنزای A مبتلا خواهند شد. معاون سلامت وزارت بهداشت با اعلام این خبر از مردم خواست امسال به استقبال حجاج نروند. به گفته امامیرضوی، دوره این بیماری و درمان آن حداقل 5 روز است و اگر این میزان شیوع بیماری را بر دوره 30 روزه سفر حجاج تقسیم کنیم حداقل 10 هزار نفر از حجاج هنگام بازگشت به کشور در دوره بیماری هستند و ناقل بیماری محسوب میشوند. اما باوجود همه توضیحات و هشدارهای معاون سلامت، روز گذشته وزیر بهداشت در این رابطه گفت: ممکن است در 2 سال حدود یک سوم مردم دنیا به این نوع آنفلوآنزا مبتلا شوند، اما در ایام حج حداکثر 5 تا 8 درصد حجاج ایرانی به این بیماری مبتلا میشوند. همچنین در رابطه با آمار اعلام شده مبنی بر ابتلای 80 درصد حجاج باید گفت که ممکن است 80 درصد حجاج به آنفلوآنزای معمولی مبتلا شوند، اما قطعا آمار آنفلوآنزای نوع Aکمتر از این میزان است. به گفته دستجردی، مرکز پزشکی حج هلال احمر در زمینه مقابله با این بیماری آمادگی کامل داشته و مراقبت و پرستاری لازم از حجاج به عمل میآید. این در حالی است که نماینده مردم جهرم در خانه ملت نیز با گلایه از دقیق نبودن آمارهای وزارت بهداشت و درمان، گفت: چرا آمار 50 درصدی وزیر بهداشت در حالی اعلام میشود که معاون وی این آمار را 80 درصد اعلام کرده است.محمدرضا رضاییکوچی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی معتقد است، با توجه به اینکه وزیر بهداشت در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اعلام کرد 50 درصد این افراد به آنفلوآنزای نوع A مبتلا میشوند، در شرایط فعلی نباید حج انجام شود. با این اظهارنظر ما با 3رقم مواجه هستیم 80 درصد،50 درصد و 5 تا 8 درصد که اگرچه ما روی رقم آخر که روز گذشته وزیر بهداشت در جمع خبرنگاران اعلام کرد تکیه میکنیم اما به راستی چه کسی پاسخگوی این ناهماهنگیها و به تبع آن تشویش اذهان عمومی است. ناهماهنگی در اظهارنظرهای مسؤولان بهداشت در زمینه آنفلوآنزایA باعث شد نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت نیز معترض شود. آیتالله محمد محمدیریشهری، سرپرست حجاج ایرانی روز گذشته در دیدار هیات پزشکی حج در مدینه با اشاره به انتشار اخباری از سوی محافل نزدیک به وزارت بهداشت در کشور مبنی بر ابتلای 80 درصد زائران به آنفلوآنزا، گفت: نباید با قضاوت مردم را نگران کرد، باید صبر کنیم تا اعمال حج پایان یابد و در انتها نتیجه را ارزیابی کنیم. وی اعلام کرد: بر اساس گزارشهای هیات پزشکی حج، شرایط نگرانکننده نیست و امیدواریم این وضع تداوم یابد. سرپرست حجاج ایرانی با تاکید بر آمادگی کامل هیات پزشکی در ارائه خدمات به زائران، حج امسال را آزمونی بزرگ برای هیات پزشکی دانست و گفت: بحمدالله بر خلاف پیشبینیها و بر اساس گزارش هیات پزشکی مساله آنفلوآنزا تاکنون نگرانکننده نبوده و امیدواریم این وضع تداوم داشته باشد.
انتقادات صریح سيدحمید روحانی به رفتار سیاسیرفسنجانی از ابتدای نهضت تا حوادث اخیر
آتشنفاق واختلاف از نامه هاشمی شروع شد
انسانی که دچار خودخواهی و خودبینی است نمیتواند یک منتظر واقعی باشد و ممکن نیست انتظار او انتظار حقیقی باشد. یکی از ویژگیهای کسانی که انتظارشان واقعی نیست و ظاهری و زبانی است این است که گاهی با دشمن همصدا میشوند. سخنانشان، موضعگیریهایشان و حرفهایشان، حرفهای دشمن است. وقتی شما رادیوهای بیگانه را گوش میدهید، وقتی که سخنان استکبار جهانی و دشمنان اسلام و این ملت و این کشور را گوش میدهید، میبینید این همان حرفهایی است که در ایران عدهای آنها را تکرار میکنند یا همان چیزی را که اینها میگویند خارجیها تکرار میکنند؛ با هم همصدا هستند، همراه هستند و یکجور سخن میگویند. در جریان انتخابات امسال چیزی که بسیار برای ملت ما دردناک بود، این بود که میدیدیم موضع بسیاری از کسانی که در این کشور نان انقلاب را خوردند، اعتبارشان، حیثیتشان، شخصیتشان و آبرویشان به برکت امام و انقلاب بوده، با موضع شیطان بزرگ و با موضع رژیم صهیونیستی همسان بود، همصدا بودند، همراه بودند. این فاجعه است، اینها راهشان از راه خدا جداست، از راه امام زمان جداست، اینها نمیتوانند منتظران واقعی باشند، اینها کسانی هستند که اسیر قدرتند، اسیر نفسند. وقتی انسان اسیر نفس شد طبیعی است که در مقابل قدرتمندان و زورمداران اینگونه خواهد بود.
وقتی که امام به قدرت رسید، بر قلبها حکومت میکرد، یک ایران بود و یک امام؛ هرچه امام میگفت مردم با دل و جان میپذیرفتند ولی هرگز حاضر نشد نظر خودش را بر مردم تحمیل کند؛ وقتی که بنیصدر برای کاندیدای ریاست جمهوری شدن خدمت امام رفت، امام به او گفت: «صلاحیت نداری!» الان در فرانسه خاطرات بنیصدر منتشر شده خوشبختانه خودش در خاطراتش نوشته: «وقتی من رفتم به امام عرض کردم که میخواهم برای ریاست جمهوری کاندیدا بشوم، امام فرمود: شما صلاحیت نداری برای اینکه اولا به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداری، ثانیا نسبت به روحانیت ذهنیت منفی داری و سوم اینکه به طور کلی روحیه انقلابی نداری» (ظاهرا سومین نکته این بود). در عین حال بنیصدر آمد کاندیدا شد، مردم هم از او استقبال کردند و به او روی آوردند. امام حتی اگر به صورت غیرمستقیم به گوش مردم میرساند که نسبت به بنیصدر ذهنیت منفی دارد محال بود مردم به بنیصدر رأی بدهند ولی امام اجازه داد مردم بیایند نظر خودشان را بگویند، خودشان انتخاب کنند، روی پای خودشان بایستند، متکی به شخص دیگری نباشند، درعین حال هم اگر اشتباه کردند بالاخره تجربه میآموزند. امام نظر مردم را تنفیذ کرد؛ در روز تنفیذ رأی، امام جملهای گفت که اهل نظر دریافتند که امام نسبت به بنیصدر ذهنیت دارد. فرمودند: «آقای بنیصدر بداند که حب الدنیا راس کل خطیه». امام تا این حد نسبت به نظر مردم احترام گذاشت؛ درست است که با ریاستجمهوری بنیصدر ضرر زیادی دیدیم، فاجعه بزرگی برای کشور بهوجود آمد اما در عین حال امام احساس میکرد اگر مردم متکی به فرد باشند و حکومت فردی در جامعه حاکم بشود، با رفتن فرد همهچیز میرود. مردم باید روی پای خودشان بایستند و با اندیشه و تجربه خویش کشور را پیش ببرند، از اینرو هیچگاه نظر خود را بر مردم و مسؤولان تحمیل نمیکرد بلکه در برابر نظر اکثریت کوتاه میآمد وقتی میخواستند آقای شیخ حسینعلی منتظری را به عنوان قائممقام تعیین کنند، امام فرمودند: «این کار را نکنید!» شاید علتش را نفرمودند فقط گفتند: «این کار را نکنید! صلاح نیست». مجلس خبرگان برخلاف نظر امام، آقای منتظری را به عنوان قائممقام تعیین کرد، میبینیم امام بعد از آن نه کوچکترین اعتراضی کردند و نه انتقادی کردند، به نظر خبرگان احترام گذاشتند و تا روزی که آقای منتظری به طور کلی در مقابل نظام، امام و انقلاب نایستاده بود، او را تحمل کردند.
اما ما در جریان این انتخابات کسانی را دیدیم که اگر از دستشان برمیآمد و اگر قدرت داشتند، حاضر بودند ایران به یک ویرانه جغدنشین بدل شود ولی خودشان به قدرت برسند، حاضر بودند این کشور را به خاک و خون بکشند تا به قدرت برسند. دیدیم چگونه رأی و نظر مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند، دیدیم که به اسم قانون چگونه قانون را زیر پا گذاشتند، دیدیم چگونه به نام مبارزه با دروغگویی به این ملت دروغ گفتند، این افراد خودشان اسیر نفس هستند، چگونه میتوانند به این کشور خدمت بکنند؟ به اسم اینکه میخواهند با قانونشکنی و قانونگریزی مبارزه کنند، کاندیدا شدند اما خودشان قانونشکنی کردند. هنوز رأیگیری تمام نشده بود، هنوز مردم پای صندوقهای رأی بودند که اینها آمدند اعلام کردند: «خبرنگارها! بیایید! من رئیس جمهور شدم». این دهنکجی به مردم بود، این پشت کردن به قانون بود، این زیر پا گذاشتن قانون بود. در کشوری که مردم پای صندوقهای رأی آمدند و 40 میلیون رأی دادند، با اینکه نمایندگان آنها پای اکثر صندوقها حضور داشتند نتوانستند کوچکترین سندی ارائه بدهند که در این انتخابات تقلب شده است ولی آمدند با حیثیت این نظام، با حیثیت انقلاب، با حیثیت امام و با حیثیت اسلام بازی کردند و در بوق و کرنا دمیدند که در این انتخابات تقلب شده است! و آب به آسیاب دشمن ریختند. وزارت کشور به اینها اجازه تظاهرات نداد، برخلاف قانون مردم را به خیابانها کشاندند و به تظاهرات دست زدند؛ این کار کسانی بود که به اصطلاح ادعای قانونمداری داشتند! ای کاش اینها از تاریخ عبرت میگرفتند!ای کاش اینها میآمدند، میدیدند که آن کسانی که به خاطر قوم و خویشپرستی، خودپرستی و غرور راهشان را از امام و انقلاب جدا کردند، به چه سرنوشتی دچار شدند و سرنوشت شیخ حسینعلی منتظری را مطالعه میکردند، سرنوشت کسی را که روزی مرد شماره 2 خوانده میشد مورد مطالعه قرار میدادند و میدیدند که این شخص وقتی که راهش را از مردم جدا کرد، خودخواهی و غرور او را به آن جایی کشاند که خواب امپراتوری میدید. وقتی دید که مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمیشود و نمیخواهد تسلیم شود، دیدید که راه خودش را جدا کرد، شیوه دیگری در پیش گرفت، ساز دیگری زد اما چوبش را خورد. دیدید همان کسی که در کشور مرد شماره 2 خوانده میشد در انتخابات مجلس ششم نفر سی و دوم، سی و سوم قرار گرفت، دیدید که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم با سر و مغز زمین خورد.ای کاش اینهایی که امروز دارند دچار غرور میشوند و به خودپرستی و قوم و خویشپرستی روی میآورند و به نظر رهبری توجه نمیکنند، بدانند که سرنوشت شومی در انتظار آنهاست! این ملت بیدار است. این ملت آگاه است؛ میدان را برای همه کسانی که ادعا دارند باز میکند و میگوید، «بفرمایید!» ولی وقتی آمدند ماهیت خودشان را بروز دادند آن وقت است که میبینیم مردم به آنها پشت میکنند و دست رد به سینه آنها میزنند. خیلیها فکر میکنند دوم خرداد جریان دیگری بود؛ نه! دوم خرداد با سوم خرداد و 15خرداد و 22خرداد هیچ فرقی نمیکرد، آنهایی که در جریان دوم خرداد رأی آوردند با شعار «فرزند فاضل امام» با شعار «درود بر 3 سید فاطمی؛ خمینی، خامنهای، خاتمی» با اینگونه شعارها جلو آمدند، مردم فکر کردند اینها کسانی هستند که پیرو خط امام هستند، دارند راه امام را دنبال میکنند، بنابراین به آنها رأی دادند اما وقتی که معلوم شد راه اینها راه دیگری است، شعار اینها شعار امام نیست، شعار انقلاب نیست و اینها آرمانهای انقلاب را زیر پا میگذارند؛ سخن از «تشنجزدایی» میزنند! میزنند، «مرگ بر آمریکا نگویید»، مردم به اینها پشت کردند و به دنبال آن دیدیم که آنها نه در انتخابات شهرداری رأی آوردند، نه در انتخابات مجلس رأی آوردند و نه در جریان ریاست جمهوری نظام اسلامی رأی آوردند. همین 13 میلیون رأیی که ایندفعه یکی از کاندیداها آورد برای این بود که مردم فکر میکردند این شخصی که 8 سال نخستوزیر دوران امام بوده لابد به خط امام و خط رهبری وفادار است. اگر یک روز دیگری او به صحنه بیاید مسلما یکصدم آن رأی را هم نخواهد داشت و آنهایی که امروز دچار غرور شدهاند و حرکاتی از آنها سر میزند که نشان میدهد غرور آنها را بهگونهای فراگرفته که فکر میکنند میتوانند نظر رهبری را نادیده بگیرند باید بدانند که به سرنوشت شوم کسانی مبتلا میشوند که قبل از آنها بودند.
عزیزان من! استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ از آن روزی که انقلاب به پیروزی رسید تا به امروز توطئههای مختلفی را در جهت در هم شکستن انقلاب درپیش گرفت؛ تحریم اقتصادی، جنگ تحمیلی، ترورهای داخلی، جوسازیها، باندبازیها و جناحبندیها این مسائل را به صورت مبسوط و مفصل دنبال کرد اما نتیجهای نگرفت. آمدند ارزیابی کردند که ببینند مشکل اساسی چیست؛ به این نتیجه رسیدند که بزرگترین سدی که در مقابل توطئه اینها ایستاده مقام معظم رهبری است. امروز تمام قدرتشان را بهکار گرفتند، بودجه اختصاص دادند، نیروهای ضدانقلاب را در داخل و خارج بسیج کردند و هدفشان در هم شکستن اصل ولایت فقیه و مساله رهبری است. من فقط به عنوان اشاره چند نمونه از سخنان و برنامههایشان را برای در هم شکستن اصل ولایت فقیه و دور نگهداشتن مردم از رهبری و تضعیف رهبری خدمتتان عرض کنم: «ادوارد واشرلی» مسؤول سابق شبکه جاسوسی سیا، در میزگردی اعلام کرد، «اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد آنگاه میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران تغییر ماهیت داده است». رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد: «یک اصل در قانون اساسی ایران هست که در این سالها بسیار دردسرساز بوده و آن اصل ولایت فقیه است». «هنری پرگت» از مسؤولان سابق سازمان سیا در امور ایران، که در وزارت خارجه آمریکا کار میکند، در اینباره گفت:«اگر تجدیدنظرطلبان در ایران بتوانند از حریم ولایت و رهبری عبور کنند و از آن طریق ولایت فقیه را در کشتی تردید سوار کنند، در آن روز بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد». اینها تمام قدرتشان را بهکار گرفتهاند که مساله رهبری را زیر سوال ببرند؛ هدفشان مقام معظم رهبری است. امروز تکیهگاه مقام معظم رهبری در این دنیای وانفسا بعد از خدا فقط به شما ملت است، میبینیم که دستهای مرموز، عناصر خودخواه، انحصارطلب و قدرتطلب با تمام قوا سعی میکنند که به این ندای شیطان بزرگ لبیک بگویند و مقام معظم رهبری را تضعیف کنند. امروز بزرگترین وظیفه ملت این است که در مقابل این توطئهها بایستند و با همه قدرت پشتیبان ولیفقیه باشند تا این استقلالی که امروز ایران دارد و این آزادیای که ایران دارد، این قدرتی که ایران دارد، حفظ شود.
[پس از پایان سخنان سیدحمید روحانی، مجری این مراسم سوالات حاضران را برای وي قرائت کرد.] روحانی در پاسخ به این سؤال که «دیدگاه شما نسبت به آقای هاشمیرفسنجانی به چه صورتی است؟» گفت: این آیه شریفه همیشه جلوی چشم من قرار دارد، «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون» آیا مردم فکر میکنند همین که گفتند ما ایمان آوردیم رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟ همه انسانها در معرض آزمایش خدا هستند، من در نجف که در خدمت امام بودم میدیدم امام در پایان غالب نامههایی که برای اشخاص و افراد مختلف مینوشتند توجه داشتند که این جمله را بنویسند، «از جنابعالی برای حسن عاقبت خودم التماس دعای خیر دارم» عاقبت به خیری مساله بسیار مهمی است همه ما در معرض خطر هستیم. به تعبیر حضرت علی علیهالسلام، «والله لتغربلن غربله» همه ما را در این دیگ جوشان طبیعت انداختهاند و دارند زیر و رو میکنند تا جهنمیها به درستی شناخته شوند؛ آقای هاشمیرفسنجانی سابقه ممتدی در مبارزه داشتند، از آن روزی که امام نهضت را آغاز کردند ایشان سر در راه امام گذاشتند مبارزه کردند، زندان رفتند، شکنجه دیدند، زجر کشیدند اما چیزی که باعث لغزش ایشان شد غروری است که ایشان را گرفت؛ شما اگر کتاب خاطرات ایشان را مطالعه کنید میبینید که ایشان مطالب را به گونهای بيان میکند که انگار ایشان به نحوی امام را هدایت میکرده! راهنمایی میکرده! رهنمود میداده! و امام در خیلی موارد مجری نظرات ایشان بوده است!! و در مواردی که امام به نظریات ایشان توجه نمیکرده اشتباه پیش میآمده است! من اگر بخواهم وارد نکات نادرستی که در خاطرات ایشان مطرح شده بشوم بحث خیلی طولانی میشود اما برای شناخت ایشان خوب است که افراد خاطرات ایشان را مطالعه کنند، در جایجای خاطرات، ایشان مطالب را به گونهای بيان میکند که انگار ایشان بوده که داشته نهضت اسلامی و این انقلاب را پیش میبرده و راهنمایی میکرده است! در صورتی که وقتی ما نگاه میکنیم میبینیم بزرگترین اشتباهی که ایشان کرد، که جبرانناپذیر بود، در جریان سازمان منافقین بود؛ ایشان با همه قدرت به حمایت از سازمان منافقین برخاست، از آنها حمایت و آنها را تقویت کرد، بهترین جوانان مسلمان را تشویق کرد که به سازمان بپیوندند و در مقابل نظر امام ایستاد. من یادم است که در سال 1354 آقای هاشمیرفسنجانی را در لبنان دیدم، ایشان با لباس شخصی بود و من با لباس عربی؛ با چفیه و دشداشه و عینک دودی بودم؛ لبنان محیطی جاسوسی بود، جاسوسهای شاه در آنجا قوی بودند و اگر با لباس روحانی میرفتم در خطر بودم، هر وقت به لبنان میرفتم تا کتابی چاپ کنم یا در آنجا کاری داشتم با لباس مبدل میرفتم. ایشان من را نشناخت، من ایشان را شناختم و بعد از 10 سال که همدیگر را ندیده بودیم با هم خوش و بش و حال و احوال کردیم، بعد ایشان گفتند: «من [به] نجف رفته بودم خدمت امام رسیدم به امام عرض کردم: من پارسال هم به قصد آمدن به نجف از ایران بیرون آمدم ولی نتوانستم ویزای عراق بگیرم و امسال موفق شدم ویزا گرفتم و برای ملاقات شما آمدم، پارسال به یک قصد آمدم امسال به قصد دیگری آمدم، پارسال...».
یعنی در سال 1353 «آمدم که از شما در حمایت از سازمان مجاهدین خلق اعلامیه بگیرم و امسال آمدم بگویم ما اشتباه کرده بودیم شما درست میفرمودید» حالا سال 53 سالی بود که سازمان منافقین تغییر ایدئولوژی داده، ماهیتش برملا شده، بسیاری از آنان کمونیست شدهاند، بچهمسلمانها را کشتهاند، آن جنایات را کردهاند؛ خب، این زندگی سیاسی ایشان بوده است با این اشتباهات آشکار و فاحش خود را در حد امام مینمایاند و داعیه رهبری دارد، لیکن میبینیم امام در نجف غریب بود، تنها بود، راه ارتباط با ایران قطع بود، شاه و صدام بر سر اروندرود با هم اختلاف داشتند و به کلی مرزها را بسته بودند، سالها حتی یک ایرانی نتوانست به عراق بیاید، در چنین شرایطی وقتی که نمایندگان سازمان منافقین آمدند با امام ملاقات کردند باوجود اینکه از آقای هاشمی رفسنجانی، آقای منتظری، آقای طالقانی و از علمای دیگر نامههایی جهت تأیید خود آورده بودند، امام گفت: «من به این نامهها کار ندارم خودم باید شما را بشناسم». چند جلسه که با اینها حرف زد فهمید اینها منحرف هستند و اینها را تأیید نکرد ولی میبینیم که آقای هاشمی با تأیید اینها بزرگترین ظلم را به نسل جوان کرد که بهترین جوانهای ما با تشویق او به سازمان پیوستند و نفله شدند؛ خب، ایشان با این وضع میآید در خاطراتش به گونهای خاطرهبافی میکند که انگار او بوده که امام را هدایت و راهنمایی میکرده است! این روحیه خودخواهی کار دستش داد. بعد از امام ایشان فکر میکرد که یک امپراتوری اسلامی در ایران به رهبری او تشکیل میشود، به ظاهر مقام معظم رهبری، رهبر است ولی مقام معظم رهبری هم حتما باید نظریات او را اعمال کند و دنبالهرو نظریات او باشد، الان ببینید وقتی صحبت میکند چه میگوید؛ میگوید: «50 سال است من با مقام معظم رهبری رفیقم» یعنی چه؟ امروز او رهبر است شما باید بگویید «من پیروام. بر من واجب است که مطیع ایشان باشم و امر ایشان را اطاعت بکنم» ما 50 سال است با هم رفیق هستیم یعنی چه؟ خود این جمله نشان میدهد که طرف به اصل ولایت فقیه پایبند نیست، غرور او را به حدی گرفته که دارد به گونهای دیگر حرکت میکند. تمام این مصیبتهایی که در جریان انتخابات بر سر این کشور آمد از آن نامه سرگشادهای بود که ایشان نوشت؛ جرقه را از آنجا زد، آتش نفاق و اختلاف را از آنجا روشن کرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت، بعد حالا میآید دلسوزی میکند؟ میآید میگوید جنگ قدرت نیست؟ میآید میگوید چرا باید اختلاف باشد؟ دعوت به وحدت میکند؟ اگر میخواهد دعوت به وحدت بکند اول باید از آن نامه توبه کند، [باید] بگوید «آن نامه خیانت بود، من از آن نامه پشیمان هستم بعد هم بگوید پیرو رهبر هستم، اطاعت از رهبری بر من و همه ملت واجب است»؛ «50 سال [است] با هم رفیقیم» یعنی چه؟ این نشان میدهد طرف دارد چه راهی میرود و چه کار میکند. تمام این مشکلات از همان قدرتطلبی و خودخواهی منشأ میگیرد، [از] قوم و خویشپرستی منشأ میگیرد، این آقازادهها او را به روز سیاه نشاندند و نفهمید.ای کاش او از سرنوشت آقای منتظری عبرت میگرفت! دید آقای منتظری خودش را قربانی مهدی هاشمی کرد؛ امام، انقلاب، ایمان [و] خدا را به خاطر مهدی هاشمی قربانی کرد، متأسفانه ایشان هم همین راه را رفت، انگار ایشان هم دارد قربانی مهدی هاشمی خودش میشود. در هر صورت مشکل ایشان گستردهتر از این است که من بتوانم در چند دقیقهای که در خدمت شما هستم واقعیتها را بیان کنم، بگذریم.
وزير مسكن خبر داد
خرید تضمینی آپارتمان از انبوهسازان
گروه اقتصادی: همه نگران از رکود حاکم بر بازار ساختوساز کشور، دنبال راهی میگردند تا از آن خارج شوند. در این میان کاهش نسبی قیمتها اگر چه تا حدودی آرامش به بازار بخشیده است اما این سکون موقتی است، با این توضیح که میزان خرید و فروش نیز حداقلی است. سازندگان اما از هر 2 موضوع نگران هستند؛ هم کاهش ساخت و هم کاهش خرید و فروش. بنا به اظهار متولیان ساختوساز در کشور که بیش از 95درصد آنها را بخش خصوصی تشکیل میدهد این 2 موضوع در ارتباط مستقیم با یکدیگر است علاوه بر اینکه رکود حاکم بر بازار بیشتر نگرانکننده است، چرا که با توقف ساخت وساز از یک طرف و عدم پاسخگویی به تقاضای سالانه مسکن، به طور قطع چنانچه کمترین نقدینگی به بازار صورت گیرد به نظر میرسد دیگر نتوان جلوی رشد قیمتها را گرفت.
اگرچه سیر کاهش صدور پروانههای ساختمانی در سال 88 نشان از استقبال کمرنگ سازندگان برای ورود به بازار مسکن دارد اما جدیدترین اظهارنظر وزیر مسکن و شهرسازی حکایت از آن دارد که دولت تصمیم گرفته با حمایت از انبوه سازان مسکن علاوه بر رونق بخشیدن به عرصه ساختوساز شرایط خانهدار شدن شهروندان را نیز تسهیل کند. علی نیکزاد با بیان اینکه این آییننامه هم در قالب مسکن مهر و هم مشمول افرادی که خود دارای زمین هستند، خواهد بود، بر این نکته تصریح کرد: ما به انبوهسازانی که اقدام به ساختوساز کنند تضمین خرید میدهیم بدین گونه که آپارتمان را از آنها دریافت کرده و در اختیار متقاضیان مسکن مهر قرار میدهیم.
نیکزاد درباره طرح مسکن مهر هم با بیان اینکه50هزار واحد مسکونی در کشور تا دهه فجر امسال به بهرهبرداری میرسد، افزود: برای یک میلیون و 51هزار نفر در سراسر کشور زمین مشخص شده و 423 هزار نفر پروانه ساخت دریافت کردهاند و حدود 256هزار نفر مراحل پیسازی یا کارهای دیگر را انجام دادهاند.
معاوضه زمین انبوهسازان
در همین حال رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران با خطاب قرار دادن انبوه سازان،گفت: مالکانی که ساخت مسکن آنها تا 30 درصد پیشرفت فیزیکی داشته باشد، میتوانند به صورت توافقی در قبال زمین خود از وزارت مسکن و شهرسازی زمین دریافت کنند. ابوالفضل مشکینی با بیان اینکه بر اساس آییننامه مالکانی که خود دارای زمین هستند، چنانچه پروژه ساخت آنها 30 درصد پیشرفت فیزیکی داشته و مایل به ادامه کار نباشند، میتوانند با مراجعه به سازمان مسکن و شهرسازی استان خود (به غیر از 7 کلانشهر کشور) به صورت توافقی زمین خود را واگذار و زمین جدید دریافت کنند.به عنوان نمونه چنانچه مالکی یکهزار متر زمین نامرغوب داشته باشد، میتواند به صورت توافقی
500 متر زمین مرغوب دریافت کند. اگرچه در شرایط کنونی کمی زمان میبرد تاریخ معاملات زمین و مسکن آب شود اما با توجه به امتیازات تازهای که از سوی مسؤولان وزارت مسکن و شهر سازی وعده آن به انبوهسازان داده شده امید است تا بار دیگر رونق به این بخش از اقتصاد کشور که در مجموع نزدیک به 3هزار شغل را با خود همراه دارد، برگردد.