|
1 |
|
2
3 |
|
4
6
7
10 |
|
5 |
|
8
9 |
|
11
|
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
گزارش «وطن امروز» از دیدگاه اهالی ادب درباره زندهیاد قیصر امینپور
آن مرد در آینههای ناگهان آفتابگردان را هجی کرد
به احمدرضا احمدی تلفن میزنم و سوژه گزارش را با او در میان میگذارم؛ میگویم درباره قیصر. حرف توی حرف میآورد. حال پدرم را میپرسد که تازه چشمش را مثل او عمل کرده. میگویم درباره قیصر، میگوید این روزها عمل چشم ریسک است. به پدرت بگو هر وقت چشمش جرقه زد، معطل نکند، سریع به دکتر مراجعه کند. میگویم درباره قیصر. دیگر راه و بیراه نمیرود؛ سکوت میکند. میگوید:«جای او در شعر معاصر ما خالی است.» دیگر چه بگویم و خودم ناخودآگاه به یاد یک خاطره مبهم و دور از قیصر میافتم. در سالهای اول ورود به مطبوعات چند بار به او تلفن کردم تا وقتی برای یک گفتوگو تعیین کنیم یا از کتابش خبری بگیرم که او به نرمی و طوری که مرا نرنجاند، آن را به زمان دیگری موکول میکرد و با صدای خسته و گرمی میگفت: «کمی خستهام، کسالت هم دارم، باشد برای بعد».
آیا او هم میدانست که زود دیر میشود؟! وقتی قیصر درگذشت، کنار نام او در دفترچه تلفن، ستاره زدم؛ همان کاری که مدتها پیش درباره منوچهر آتشی و دیگر رفتگان کرده بودم. خواستم یادم بماند که زود دیر میشود و در این قضیه دوطرف مقصر هستند و حالا یک روز، نه 2 روز بعد از تاریخ 8/8/88 با خیلیها راجع به رد پای تصویر و سهم زیباییشناسی اشعار او حرف میزنم، باز هم بیاختیار به یاد آن خاطره دور و دیر و مبهم میافتم. گزارش زیر، پرسههای نگارنده در بین استادان، نویسندگان و شاعران ادبی است. برای نگارش این خطخطیها، پای صحبت خیلیها نشستم؛ خاطرههای تازهای از قیصر شنیدم، خندیدم، گریه کردم، خط زدم، دوباره نوشتم، پاکنویس کردم و در انعکاس آینههای ناگهان به یاد مردی افتادم که شعرش بیش از هر چیز با درد پیوند داشت.
ستارهای بدرخشید و...
دکتر ابراهیم خدایار، استادیار دانشگاه تربیت مدرس نخستین کسی است که پای صحبت ما مینشیند. او عقیده دارد زندهیاد قیصر امینپور در ردیف 5 شاعر بزرگ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار میرود و سرودن اشعار ماندگار در تمام حوزههای مختلف شعر معاصر را دلیل این ادعا میداند. او میگوید: هم در حوزه ادبیات دفاع مقدس و هم ادبیات کودک و نوجوان، قیصر توانست خوش بدرخشد و آثار خوبی از خود به جای بگذارد. به بیان سادهتر، او در قالبهای مختلف شعرهای خوبی میگفت بویژه اینکه علاوه بر احاطه بر شعر کلاسیک به سرودن شعر نو نیز میپرداخت و موفق هم بود.
مصداق روشن این ادعا نیز کسانی بودند که اوایل پیروزی انقلاب عقیده داشتند مفاهیم آیینی و دفاعمقدس در قالب نو نمیگنجد و قیصر ثابت کرد که اینطور نیست. او توانست به تمام کسانی که این عقیده را داشتند، بگوید قالب مهم نیست، حرفی که در آن گفته میشود مهم است. او حتی این رویه را در شعر کودک و نوجوان نیز ادامه داد و موفقیتهای زیادی کسب کرد. خدایار میافزاید: بویژه در کتاب آخر او یعنی«دستور زبان عشق» میتوان رد پای این ماندگاری را بیشتر مشاهده کرد. او به تجارب تازهای دست یافت؛ تجاربی که اگر اجل به او مهلت میداد، انصافا میتوانست سهراب برجسته دیگری در زمانه خود شود. یکی دیگر از ویژگیهای او علاوه بر تسلط به شعر، شخصیت آکادمیک و دانشگاهیاش بوده است. او دقیقا نمونه چهرهای شناخته شده در دانشکده ادبیات بود که مانند دکتر شفیعیکدکنی برحوزه ادبیات کلاسیک و نو اشراف داشت و اساسا در حوزههای خلاقه فعالیت میکرد. نهتنها شعر او که نثر قیصر نیز دارای محتوای طنزآمیزی بود، همانطور که در اثر معروف او یعنی «نینامه» به چشم میخورد. او ادامه میدهد: در شعرهای او تماما تمثیل به چشم میخورد. به عنوان مثال«نگاه میکنی وقت رفتن است / باز هم همان حکایت همیشگی / ناگهان چه زود دیر میشود».
یا در شعر دیگر او که میگفت: «گل ز غنچه چند پیراهن بیشتر پاره کرده است». به هرحال، بنیان شعر فضاسازی است و او خیلی خوب این ویژگی را در شعر خود رعایت میکرد.
او نقبی به خاطرات میزند: من نخستینبار در سال 1365 با شعر او آشنا شدم یعنی 23 سال پیش. در واقع در زمان جنگ بود که با شعر او آشنا شدم. آن زمان هنوز به جبهه نرفته بودم. او در شعر از رزمندهای سخن میگوید که سر شهیدی را ترک موتور خود نشانده و میبرد! تشبیهات و همانطور که گفتم فضاسازی او واقعا عجیب و تکاندهنده بود.
خاطرهای از دیدار قیصر و شفیعیکدکنی
خدایار خود را یکی از نزدیکترین دوستان قیصر معرفی و اشاره میکند قیصر داوری رساله دکترای او را نیز برعهده داشته است. خدایار میگوید: او شاعری بود که همواره با درد زندگی میکرد. سختی کشید و مقاومت کرد بویژه بعد از آن تصادف سخت، نشانههای مقاومت در او به خوبی نمایان بود. در واقع بخشی از زیباییشناسی شعر او با درد پیوند خورده بود. وقتی تصادف کرد، دیگر نمیتوانست به کلاس خود در دانشگاه که طبقه چهارم بود، بیاید بنابراین برای او کلاسی در طبقه اول در نظر گرفتند. همین شد که دکتر کدکنی یک روز به ملاقات او در همین کلاس آمد و قیصر که از برخورد خوب کدکنی تحت تاثیر قرار گرفته بود، شعر «سهشنبه» را برای او سرود. یادم هست، یک بار دیگر نیز که از تاجیکستان به مناسبت هفتادمین سال تاسیس دوشنبه به عنوان پایتخت این کشور او را دعوت کرده بودند، او گفته بود اگر دکتر کدکنی بیاید من هم میآیم. همان جا بود که قیصر به شوخی گفته بود: رئیس دوشنبه، رئیس سهشنبه را (که شفیعیکدکنی باشد) دعوت کرده است. به هر حال رازهایی میان او و دکتر کدکنی بود. کدکنی خیلی به شعر قیصر امیدوار بود و به او اعتقاد داشت. یادم هست در سفری که به دوشنبه تاجیکستان داشتم، خانمی به نام فرزانه خجندی نزد من آمد و گفت: دکتر امینپور زحمت کشیده و گزیده اشعار مرا از سوی نشر سروش برایم چاپ کرده است. البته ناگفته نماند قیصر این کار را به سفارش دکتر کدکنی انجام داده بود.
تصاویر ملموس
سعید بیابانکی هم درباره قیصر معتقد است: شعرهای قیصر اساسا به چند دوره تقسیم میشوند؛ نخست دهه 60 که نخستین مجموعه شعر او یعنی«تنفس صبح» و بعد «در کوچه آفتاب» منتشر شد. مخاطب با چند مورد جدید مواجه است که به نظرم مهمترین این اتفاقات در این 2کتاب، احیای قالب رباعی بوده است؛ کاری که پس از پیروزی انقلاب به دست قیصر انجام گرفت. دیگر اینکه در اشعار او ما تماما با تصویرسازی جدید مواجهیم. برای درک این مساله نگاه کنید به این شعر:«من همسفر شراب از زرد به سرخ/ یا همره اضطراب از زرد به سرخ / یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد / چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ».
در این شعر ما کاملا با تصویر مواجهیم، ضمن اینکه این شعر ما به ازای بیرونی نیز پیدا کرده است یعنی هجرت در این شعر کنایه از شهادت نیز هست. این شاعر کلام خود را چنین پی میگیرد: البته در قالب غزل نیز قیصر توانست به تصویرسازیهای فراوانی برسد که بخش زیادی از آن بر زبان مبتنی است؛ زبانی ساده و صمیمی که از مغلقگوییها فاصله داشت. همچنین در حیطه غزل که زبان او به زبان معیار و امروزی نزدیکتر است: «بیا به خانه آلالهها سری بزنیم/ ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم/ به بنفشه صمیمانه تسلیتی گوییم/ سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم». تمام این اشعار دارای تصویر هستند.
به تدریج در قالبهای بعدی او مثل قالبهای نیمایی نیز این تصویر رواج یافت. به هر حال، آنچه درباره قیصر میتوان گفت این است که تصاویر در شعر او برگرفته از خیال صرف نیستند؛ این تصاویر ملموسند و از بطن اتفاقات روزمره نشأت میگیرند و شعر او را به شعر تجربه تبدیل میکنند. روی این اصل است، کسی که شعرش به شکل تجربی درآمد و از متن جامعه استخراج شد، کمکم به زبان معیار نزدیک میشود. بیابانکی همچنین به برخی آثار قیصر اشاره میکند و از«دستور زبان عشق» به عنوان اثری ضعیف بین دیگر آثار منسجم او نام میبرد و میگوید: به نظرم«دستور زبان عشق» او در قیاس با«آینههای ناگهان»،«گلها همه آفتابگردانند» و...اثری ضعیف بوده است، زیرا او به اندازه کافی خود را در آینههای ناگهان تثبیت کرده بود بویژه در حوزه زبان.
مردی با صفای دل و خلوص نیت
دکتر یوسف عالی عباس آباد، استاد یار دانشگاه پیامنور نیز با نقل خاطرهای صحبت از قیصر را شروع میکند. او میگوید: هرگز مردی را به اندازه او ملاحظهکار در زمینه مواجهه با روحیات دیگران ندیدم. بهعنوان مثال، اگر کسی در حضور او شعری میخواند او به صراحت درباره آن شعر نظر نمیداد و از عباراتی چون«بهتر نیست شعر با این جمله...» یا «نظرتان درباره...» استفاده میکرد، طوری که به روحیه طرف مقابل آسیبی وارد نشود. قیصر شاعر بزرگی بود و از همه مهمتر اینکه مردی با صفای دل و خلوص نیت بود. او این اقبال را داشت تا در قالب و محتوا به موارد نوتری دست یابد، چنانچه در دیوان او نیز میتوان شاهد این مساله بود.
من چندین بار با او ملاقات کردم و شیفته شخصیت و وجهه خوب او در میان جامعه دانشگاهی و ادبی شدم. هیچ وقت ندیدم از چیزی گله کند. با اینکه روزگار حوادث زیادی را برای او رقم زد، اما خود من به شخصه همیشه از او روحیه میگرفتم؛ او سرشار از عشق و امید بود. هرچند از نظر ظاهر شکسته شده بود اما در باطن همیشه سعی میکرد به اطرافیان روحیه دهد.
درست مثل«سهراب»...
«رسیدن به جایی که او در شعر رسید، آسان نیست». این جمله را احمد بیگدلی میگوید. این نویسنده جمله زیباتری نیز درباره قیصر به کار میبرد:« او پیش از اینکه شعر بگوید، زندگی کرد. او معنی زندگی واقعی را چشید و بعد به سراغ سرودن شعر رفت». بیگدلی میگوید: او نوعی بیان را در غزل خود به کار گرفت که تا پیش از این مهجور مانده بود. او درخانوادهای بزرگ شده بود که اصالتا ایلی زندگی کرده بودند؛ در گتوند شوشتر. پس با طبیعت مانوس و دمخور بود و طبیعت توانست تاثیر زیادی بر شعرش بگذارد. تصور غنیای که در دوران کودکی همراه او بود، هرگز از او جدا نشد؛ درست مثل«سهراب» که همیشه کودکیاش در او زنده بود. به شکل اجمالی میتوان گفت شعر او سرشار از تصویر است. انگار کلماتی که او در شعرهایش توضیح میدهد یا میآورد، ردپایی از تصاویر عاشقانه دارد و گاه به تصاویر سینمایی پهلو میزند.
من و قیصر وآتشی
پرویز خائفی نیز درباره قیصر به نقل خاطرهای میپردازد و میگوید: یادم هست چند سال پیش با منوچهر آتشی و قیصر در یک جشنواره ادبی در شهرستان شرکت کردیم. در همان مراسم بود که قیصر به من و زندهیاد آتشی گفت: از کاربرد حرف اضافه در شعر بیزارم. این جمله برای ما خیلی جالب آمد. من و آتشی بعد از رفتن او ساعتها با هم سر این حرف بحث کردیم. برایمان عجیب بود که او حرفی به این تاملبرانگیزی زده است، با وجود سن و تجربه کمتری که از ما داشت. این شاعر شیرازی ادامه میدهد: بیتردید او شاعر بسیار خوبی بود، شاید به این خاطر که چشم اندازهای نویی را ترسیم و درک کرد و به نظرم با همان مجموعه شعر نخست یعنی«تنفس صبح» به اوج رسید. قطعا اگر بیش از این زندگی میکرد، میتوانست آثار زیباتری ارائه دهد. نکته دیگر اینکه تصادفا زیباییشناسی در شعر او سهم بسزایی داشت و او این مساله را مدیون دقت نظر خود بود، زیرا سعی میکرد بهترین واژه را برای شعرش بیابد. به نظر من شعر قیصر دارای 2 دوره بود؛ نخست دوره رویش و دیگری دوره پختگی و تکامل که اجل به این بخش مهلت زیادی برای شکوفا شدن نداد.
آنِِِِِ شاعر
مصطفی رحماندوست از دیگر دوستان قدیمی قیصر با اشاره به اینکه ما سالها در 2 اتاق رو به روی هم در سروش کار میکردیم، با هم بودیم و اتفاقا با هم نیز ما را از سروش بیرون کردند، میگوید: وقتی شعر او را میخوانید هم در آن به زوایای ادبیات کهن برمیخورید و هم زبان و خیال امروزی را مشاهده میکنید. به هرحال پیدا کردن رمز موفقیت شاعرانی چون او هیچگاه ساده نبوده است؛ درست مثل اینکه هیچکس نمیتواند راز زیبایی شعر حافظ را دریابد و فقط میتواند به این جمله بسنده کند که شعر او زیباست. حتی اگر بگوییم قیصر در شعر خود از آرایههای مختلفی نیز استفاده میکرده است، درست نیست، زیرا خیلی از شاعران دیگر از این آرایهها استفاده میکنند و موفق نمیشوند. پس راز موفقیت او نمیتواند این باشد. به نظر میرسد او کوشیده در تمام دوران شعری خود، تفکری را به همراه تصویر و ابداعات هنری جمعآوری کند و کاری مطلوب ارائه دهد. او آنی دارد که حافظ در شعر«بنده طلعت آن باش که آنی دارد» به آن اشاره میکند. او میگوید: قیصر در دوران کسالت و سلامت خود هرگز لب به شکوه و شکایت نگشود، هیچ وقت ندیدم بد باشد و وقتی از دختر و خانمش صحبت میکرد، نوعی آرامش در چشمانش موج میزد. من یک بار درباره او حرفی زدم که دوست دارم اینجا نیز آن را تکرار کنم:«اگر تیراژ کتابهای قیصر را ضرب در اشعارش کنیم و آن اشعار ضرب در 10 شود، عددی که به دست میآید به مراتب پایینتر از کسانی است که در مرگ او اندوهگین شدهاند». نظر من این است، خیلیها قیصر را دوست داشتند اما دلیلش را نمیدانستند، چون او را خوب نمیشناختند.
از زبان استاد
دکتر جلیل تجلیل، استاد قیصر امینپور در دانشگاه تهران نیز درباره او حرفهای بسیاری میزند؛ حرفهایی که شاید تا کنون کسی به آنها برنخورده باشد. او تاکید میکند: تصویر و صورتگری که در کشورهای غربی از آن به عنوان ایماژ یاد میکنند از عناصر سازنده یک اثر ادبی است. اگر بخواهیم ساختههای ادب فارسی را جمعبندی کنیم و آن را درنمایهها نشان دهیم، در واقع تخیل یکی از عناصر اصلی شعر معرفی میشود، زیرا شعر میتواند از کاه کوه بسازد و با نردبان تخیل، دیدگاه مخاطب را وسعت دهد. من قیصر را از همان دوران دانشجوییاش در دانشگاه ادبیات دیده بودم و دلبستگی او به شعر و ادبیات را تحسین میکردم. بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه تهران او همانجا مشغول به کار شد. حالا دیگر همکار شده بودیم و کلاسهای او به معنای واقعی پرشور و هیجان بود و همیشه جزو شلوغترین کلاسها به شمار میرفت.
تجلیل از الهام ربانیای که همواره در شعر قیصر وجود داشت سخن میگوید و ادامه میدهد: او کتاب«گزیده اشعار» خود را با خط و امضایی خوش به من هدیه کرد. چیزی که برای من جالب بود این است که انگار او بعد از آن تصادف و به دست آوردن بهبود نسبی میدانست که در آبان ماه در میگذرد. او علاوه بر کتابهای شعر خود کتاب مهم دیگری مشتمل بر مجموعه مقالات با نام«سنت و نوآوری در شعر معاصر» دارد و در این کتاب استادانه به نقد و تجزیه و تحلیل پرداخته است. به نظر من تمام اشعار او زیبا هستند و از همه زیباتر، شعر«آیین دل» است. نگاه کنید به چند بیت از این شعر:
به هر کس که دل باختم داغ دیدم
و هرجا که گل کاشتم، خار چیدم
دهانم شد از بوی نام تو لبریز
به هر کس که گل گفتم گل شنیدم
این «تو» در اشعار او در واقع کنایه از مهندس عالم یعنی خداوند است بویژه در شعر«روز ناگزیر» او حرکت خود را به سمت پایانه عمر آغاز کرده است و چه زیبا توصیف میکند:
این روزها که میگذرد هر روز
احساس میکنم که کسی در باد فریاد میزند
احساس میکنم که مرا از عمق جادههای مه آلود
یک آشنای دور صدا میزند
مثل آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
آن روز، ناگزیرکه میآید
بویژه در این بخش از شعر که میگوید: «آن روز که نامهها همه باز است» اشاره به این آیه دارد که در روز قیامت نامه اعمال هر کسی را به دستش میدهند.
پروانههای خشک شده آن روز
از لای برگهای کتاب شعر پرواز میکنند
و خواب در دهان مسلسلها خمیازه میکشد
روز طلوع خورشید از جیب کودکان دبستانی و....
ایستگاه کتاب
شعرهای قیصر
همچنان پرفروش است
قیصر امینپور بهزعم اغلب منتقدان، پرمخاطبترین شاعر دوران پس از انقلاب اسلامی است طوری که پس از 2 سال از درگذشتش، آثار این شاعر هنوز هم به فروش بالای خود ادامه میدهد. کتاب «آینههای ناگهان» چاپ نشر افق با 15بار تجدیدچاپ پرفروشترین کتاب قیصر امینپور است که به گفته ناشرش تاکنون 27 هزار نسخه از آن وارد بازار کتاب شده است. همچنین گزینههای اشعار امینپور توسط انتشارات مروارید 15 بار تجدیدچاپ شده است. کتاب «گلها همه آفتابگردانند» (انتشارات مروارید) با 11 بار تجدید چاپ، «بیبال پریدن» (نشر افق) با 9 بار تجدیدچاپ و «دستور زبان عشق: از شعرهای 85 - 80» (انتشارات مروارید) با 8 بار تجدید چاپ در سکوهای سوم تا پنجم کتابهای پرمخاطب امینپور ایستادهاند. منوچهر حسنزاده، مدیر مسؤول انتشارات مروارید ناشر اغلب کتابهای قیصر امینپور معتقد است از کارهای او استقبال شایان توجهی شده و کتابهایش از پرفروشترین آثار کشور است. به گزارش فارس، مدیر انتشارات مروارید به ارائه اطلاعاتی درباره فروش کتابهای قیصر پرداخت و گفت: مجموعه کامل اشعار قیصر امینپور در تاریخ 10 شهریور 1388 در شمارگان 3 هزار نسخه به چاپ دوم رسیده است. به گفته حسنزاده، همچنین مجموعه «گلها همه آفتابگردانند» در تاریخ 25 اردیبهشت 88 به چاپ یازدهم رسید که این چاپ در شمارگان 5 هزار نسخه منتشر شده است. گزینه اشعار قیصر امینپور در قطع جیبی نیز برای پانزدهمین بار در 3 هزار نسخه و در روز 30 اردیبهشت 88 چاپ شد. مجموعه «دستور زبان عشق» که آخرین مجموعه شعر منتشره قبل از مرگ قیصر بود و در سال 1386 برای نخستینبار منتشر شد، اکنون به چاپ هشتم رسیده است. چاپ هشتم این مجموعه در 8 هزار نسخه و در تاریخ 10 اسفند 1387 انتشار یافت. همچنین مدیر انتشارات مروارید از چاپ سوم «شعر و کودکی» در 2 هزار نسخه در روز نخست شهریور سال 1387 خبر داد. توفان در پرانتز (نثر ادبی، 1365)، منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، 1365)، مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، انتشارات سروش 1368)، به قول پرستو (شعر نوجوان، نشر افق 1375) تنفس صبح؛ گزیده 2 دفتر شعر تنفس صبح، در کوچه آفتاب (انتشارات سروش)، سنت و نوآوری در شعر معاصر (شرکت انتشارات علمی و فرهنگی) و عشق هم شاید... (کتاب پارسه) از دیگر آثار قیصر امینپور هستند. کتاب «سنت و نوآوری در شعر معاصر» در واقع پایاننامه دکترای قیصر امینپور است که با راهنمایی محمدرضا شفیعیکدکنی نوشته شده است.
حال ما و اشعار بیتو خراب است!
اگر آسمان دور باطل نمیزد
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد میایستاد
اگر حرفهای دلم بیاگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور
از دور یک بار دیگر ببینم!
وقتی رفتی رفتنت جای تمام بودنت را گرفت. تو راست میگفتی قیصر«سهشنبه خدا کوه را آفرید» تو هم درست در سهشنبه بود که ما را وداع گفتی و به حرف اول اسمت رسیدی؛ به قاف، به قاف آسمان. بالاتر از همه ما بوی خدا را حس کردی. حال ما و اشعار بیتو خراب است، بال تو چطور است؟ یادش بخیر که میگفتی«اینجا همه، هر لحظه میپرسند حالت چطور است؟ اما کسی یک بار نپرسید بالت...». نشنیده میدانم که بال پرواز تو آنقدر خوب است که اینقدر زود این خاک را ترک و به افلاک رسیدی. جای تو خالی است کنار سفرههای تغزلمان، کنار نان عشق و آب قافیه، کنار تمام دقایقی که گلها همه آفتابگردانند و مثل چشمه مثل رودت را مرور میکنیم. جای تو خالی است در شب شعرهای بیفروغمان که راست میگفتی:
غم میخورند شاعرکان مثل آب و نان
اما دریغ جز غم خوردن، نمیخورند
تو رفتی میان تمام بایدها و ما را کنار شایدهایمان تنها گذاشتی! جای تو خالی است استاد، همیشه و همه جا میان تازههای نشر، میان تازههای فکر، میان تازههای زندگی، نام تو در فهرست استادان قلبمان حک شده است:
قیصر امینپور استاد دستور زبان عشق
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند
آسمانیتر از آن بود که در خاک بماند
نمایشگاهی به یاد «قیصر امینپور»
نمایشگاهی از پوسترهای هنرمندان معاصر با هدف بزرگداشت «قیصر امینپور؛ شاعر» در نگارخانه «چلیپا» برپاست.
این نمایشگاه با هدف بزرگداشت تفکر «قیصر امینپور» و با نگاهی به اندیشههای این شاعر و مضامین بلندی که او با زبان ساده میسرود، همزمان با دومین سالروز خاموشی او برگزار شده است. این آثار گزیدهای از پوسترهایی است که طی 5/2سال گذشته و اخیرا طراحی و اجرا شده و هنرمندانی همچون مصطفی گودرزی، سیدحمید شریفی و... در این نمایشگاه حضور دارند. این نمایشگاه تا روز 29 آبان هر روز از ساعت 9 تا 12 و 14 تا 19 میزبان علاقهمندان و بازدیدکنندگان است.
تازه های فرهنگ
عوامل حرفهای سینما
با فیلمهای زیرزمینی همکاری نکنند
ایلنا: مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی با اشاره به فیلمهای بدون پروانه ساخت گفت: عوامل حرفهای سینما که در فیلمهای زیرزمینی بدون پروانه ساخت حضور پیدا میکنند برای فعالیتهای بعدی با مشکل مواجه خواهند شد. علیرضا سجادپور افزود: اگر فیلمی خارج از روال و بدون پروانه ساخت، ساخته شود هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند در جشنوارههای داخلی و خارجی شرکت کند و حتی اجازه اکران در داخل را نیز نخواهد داشت.
نمایش زنده فیلم برای دانش آموزان
وطن امروز: برای نخستین بار در ایران و جهان و همزمان با برگزاری سی و نهمین جشنواره بینالمللی فیلم رشد، هر روز از ساعت 10 تا 12 یک سئانس نمایش فیلم جشنواره از طریق شبکه 2 سیما برای دانشآموزان سراسر کشور به نمایش در میآید. سیدامیر هاشمی، مدیر اجرایی سیو نهمین جشنواره بینالمللی فیلم رشد با بیان این مطلب به آغاز به کار رسمی سایت جشنواره به آدرس اینترنتی ww.festivalroshd.ir اشاره کرد و گفت : این سایت در حال حاضر قابل دسترسی برای همه علاقهمندان بوده و حاوی اخبار و اطلاعات جامع پیرامون سیو نهمین جشنواره بینالمللی فیلم رشد و برنامههای روزانه جشنواره، مقالات و دیگر مطالب متنوع است.
رمان ساراماگو در صدر فروش آنلاین کتاب در برزیل
مهر: آخرین رمان ژوزه ساراماگو، نویسنده مشهور پرتغالی و برنده جایزه نوبل ادبیات در صدر فروش آنلاین کتاب در برزیل قرار گرفت. در هفته گذشته رمان «قابیل» از این نویسنده توانسته بیشترین فروش اینترنتی کتاب را از آن خود کند. در رمان «قابیل» ساراماگو با به چالش کشیدن حکایت مندرج در کتاب مقدس، روایت دیگری را که به ادعای خود نویسنده واقعیت پنهان در این داستان است حکایت میکند و همین امر موجب اعتراض مقامات رسمی کلیساهای کاتولیک شد.
«قیصر، 40 سال بعد»
در جشنواره فیلم کوتاه تهران
فارس: «قیصر، 40 سال بعد» در بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درمیآید. این مستند به کارگردانی مسعود نجفی که در سومین جشنواره سینما حقیقت به عنوان پرمخاطبترین فیلم جشنواره شناخته شد به عنوان آخرین اثر به 53 فیلم مستند این جشنواره که 20 تا 25 آبان ماه در تهران برگزار میشود، اضافه شده است.
3 کتاب از اکبرلو منتشر میشود
مهر: 3 عنوان کتاب در زمینه تئاتر کودک و نوجوان و همچنین کتاب «یک دهه خانه تئاتر» ترجمه و گردآوری منوچهر اکبرلو بزودی به بازار کتاب عرضه میشود. «تئاتر برای کودکان»، «آسمان خاکستری» و«10 گفتوگو درباره تئاتر کودک و نوجوان» عناوین این آثار هستند.
هادی «وجدان آشفته» را کلید زد
وطن امروز: فیلم تلویزیونی «وجدان آشفته» به کارگردانی «منوچهر هادی» سهشنبه هفته گذشته در لوکیشنی حوالی خیابان سعادتآباد تهران مقابل دوربین رفت. این تله فیلم را فاطمه ثمرقندی برای گروه فیلم و سریال شبکه 2 تهیه میکند. مصطفی عبداللهی، رویا میرعلمی، دیبا شیرمحمدی، مهناز رضازاده، علیرضا اسدی، محمود عزیزی و محسن افشانی بازیگران اصلی این فیلم هستند.
پدر نیکولاس کیج و برادر کاپولا درگذشت
فارس: «آگوست کاپولا» استاد کرسی زبان و ادبیات انگلیسی و پدر «نیکولاس کیج» بازیگر آمریکایی و برادر «فرانسیس فورد کاپولا» در سن 75 سالگی درگذشت. «آگوست کاپولا» برادر «فرانسیس فورد کاپولا» کارگردان و «تالیا شر» بازیگر سینماست.
هیأت انتخاب فیلمهای 135ثانیهای جشنواره کوثر معرفی شدند
وطن امروز: حسین برزیده، خسرو معصومی، ابوالفضل جلیلی، سیدناصر هاشمزاده و فرخنده کیهانی به عنوان اعضای هیات انتخاب فیلمهای 135 ثانیهای چهارمین جشنواره فیلم کوثر معرفی شدند. این هیات بزودی کار انتخاب بیش از 200 عنوان فیلم رسیده در بخش 135 ثانیهای را آغاز خواهد کرد.
اعلام ثبت «هزاره شاهنامه»
از سوی یونسکو
ایسنا: «هزارمین سال پایان سرایش شاهنامه» در یکصدوهشتادویکمین اجلاس اجرایی یونسکو با اکثریت آرا ثبت و این موضوع به صورت رسمی اعلام شد. یاسر موحدفرد گفت: برنامههای ثبت «هزارمین سال سرایش شاهنامه» از اردیبهشتماه سال گذشته آغاز شده بود و با همراهی و پذیرش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان 2 نهاد متولی فرهنگ، مجوزهای رسمی برای ثبت در یونسکو را دریافت کردیم.