درباره گفتوگوی«وطنامروز» با استاد شجریان
انتشار گفتوگویی با استاد شجریان در روزنامه «وطنامروز» واکنشهای گوناگونی را در میان رسانهها به همراه داشت.
ساعتی پس از توزیع روزنامه روی کیوسکهای فروش مطبوعات، سایت دلآواز منبع نزدیک به شجریان، انجام چنین گفتوگویی را از پایه و اساس تکذیب کرد و استناد این موضوع را حضور استاد در سفر اروپایی دانست. از سوی دیگر ساعتی پس از انتشار تکذیبیه سایت «دلآواز» یکی از خبرگزاریها با انتشار خبری ضمن تایید انجام گفتوگو توضیح داد که مصاحبه شجریان با «وطنامروز» انجام نشده است! البته این منبع اضافه کرد که برای انتشار این گفتوگو با شجریان هماهنگی نشده و ایشان اطلاعی از درج این مصاحبه نداشته است. این اظهارنظرها پیامدهایی هم در سایر رسانهها در پی داشت. برخی سایتها در اقدامی عجیب و غیراخلاقی که بیشتر انگیزههای سیاسی در آن به چشم میخورد به گفتوگوی «وطنامروز» لقب «مصاحبه تخیلی» دادند.
اما فارغ از این هیاهوها «وطنامروز» برای انتشار این گفتوگو، هماهنگیهای لازم را با مدیر برنامههای استاد شجریان انجام داده و سپس نسبت به درج مطلب اقدام کرده بود.«وطنامروز» در پایان ضمن توصیه به همه علاقهمندان عرصه هنر جهت تلاش برای زدودن سیاست و سیاستبازی از عرصه فرهنگ و هنر، فایل صوتی گفتوگوی استاد شجریان را روی سایت روزنامه به نشانی www.vatanEmrooz.ir در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
پس از «در چشم باد» و در آمریکا
جوزانی روایت سینمایی انقلاب مشروطه را میسازد
مسعودجعفریجوزانی کارگردان توانای سینما و تلویزیون که این روزها مجموعه «در چشم باد» را در حال پخش از تلویزیون ایران دارد، پس از 15 سال دوری از دنیای سینما قصد دارد با کارگردانی فیلمی با عنوان «باسکرویل» در آمریکا، روایت خود از انقلاب مشروطه را تصویری کند. جوزانی پس از پایان مراحل فیلمبرداری بخشهای باقیمانده مجموعه تاریخی «در چشم باد» ساخت یک فیلم سینمایی با موضوع انقلاب مشروطه را در آمریکا شروع میکند. به گزارش مهر، کانتکت میوزیک اعلام کرد مسعود جعفری جوزانی امیدوار است بتواند فیلم سینمایی «باسکرویل» را در آمریکا مقابل دوربین ببرد. این فیلم که به نوعی دنبالهای بر «در چشم باد» است داستان سفر یک دانشآموخته دانشگاه پرینستن در سال 1905 و در جریان انقلاب مشروطه به ایران است. جعفری جوزانی که این روزها در حال فیلمبرداری بخشهای باقیمانده مجموعه «در چشمباد» در لسآنجلس است اولین کارگردان ایرانی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانسته اجازه فیلمبرداری در آمریکا را به دست بیاورد. کارگردان فیلمهای «شیر سنگی» و «بلوغ» گفته این اتفاق به لطف سیاستهای باراک اوباما رخ داده و او توانسته 12 ویزای کاری برای بازیگران و عوامل فیلمش بگیرد. یکسال پیش و در زمان ریاست جمهوری جورج بوش حتی حرف زدن درباره این موضوع غیرممکن بود. جوزانی امیدوار است پس از پایان ساخت «در چشم باد» به یکی دیگر از بخشهای تاریخ معاصر ایران بپردازد و در یک فیلم سینمایی که در آمریکا ساخته میشود مسائل دوران مشروطه را بازگو کند. کارگردان «جادههای سرد» از سال 2000 قصد داشته این فیلم را بسازد اما شرایط برای کارگردانی این پروژه برایش مهیا نشده است و نتوانسته اجازه فیلمبرداری در آمریکا را به دست بیاورد. مجموعه تاریخی
«در چشم باد» که با بودجه 12 میلیون دلاری ساخته شده، پرهزینهترین مجموعه تاریخ تلویزیون ایران است و داستان آن از سال 1920 تا 1981 روایت میشود و در آن تاریخ معاصر ایران در قالب داستان زندگی 3 نسل از ایرانیان به تصویر کشیده میشود. پخش این مجموعه مدتی است از شبکه یک شروع شده است. پارسا پیروزفر، کامبیز دیرباز و لاله اسکندری درسکانسهای آمریکا مقابل دوربین میروند. جوزانی پیش از این کارگردانی فیلمهای جاده هاي سرد (۱۳۶۴)، شير سنگي (۱۳۶۵)، در مسير تندباد (۱۳۶۷)، يك مرد يك خرس (۱۳۷۱)، دل و دشنه (۱۳۷۳) و بلوغ (۱۳۷۷) را در کارنامه سینمایی خود دارد.
شفيعيكدكني:
يكساله و براي فرصت مطالعاتي به خارج رفتهام
نامهاي از محمدرضا شفيعي كدكني موجود است كه نشان ميدهد او فقط به قصد يك سال ايران را به مقصد آمريكا ترك كرده است. به گزارش فارس، در متن نامه محمدرضا شفيعي كدكني خطاب به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران آمده است: «همكاران عزيزم؛ بدين وسيله به اطلاع ميرساند كه چون عازم سفر علمي و پژوهش به مركز مطالعات عالي دانشگاه پرينستون هستم و اگر خواست الهي باشد به مدت يك سال تحصيلي از فيض ديدار همكاران و دانشجويان بيبهره خواهم بود خواهشمندم مقرر شود كه مدت غيب اين جانب از اول مهر 88 به يكي از صورتهاي ذيل -آنچه قانون دانشگاه و لطف همكاران اجازه ميدهد - سامانپذير شود. 1) در صورت امكان فرصت مطالعاتي با حقوق 2) اگر مقدور نيست، يا من شايستگي آن را ندارم، فرصت مطالعاتي بدون حقوق، با احترام محمدرضا شفيعي كدكني». اين در حالي است كه چندي پيش برخي از رسانهها رفتن شفيعي كدكني به آمريكا را هميشگي دانستند.
هنرنمایی با آینههای یک میلیمتری
در بخش فروش محصولات فرهنگی و هنری نمایشگاه، غرفه مؤسس «هگمتانه» آثاری عرضه میشود که با استفاده از آینههای یک میلیمتری تولید شده است. هنرمندان این مؤسسه به خلق آثاری شامل تابلو خط، تصویر، تذهیب، آیات، روایات و مفاهیم قرآنی با استفاده از آینههای یک میلیمتری پرداختهاند. همچنین در این غرفه آثار جمعی، مقرنس و قطاربندی نیز ارائه میشود.
اشعار عرفانی و آشنایی مولوی با شمس تبریزی در نرمافزار «مولانا» گردآوری شده است. این نرمافزار با امکان جستوجوی موضوعی اشعار، سرعت عمل بیشتری برای انتخاب موضوعات مورد نیاز به مخاطب میدهد. از دیگر ویژگیهای این نرمافزار میتوان به پخش تصنیفهای سنتی با اشعار مولانا، شاعر و عارف بلندآوازه پارسی زبان اشاره کرد.
* مرکز تحقیقات رایانهای قائمه اصفهان، با هدف نشر فرهنگ و معارف اهل بیت (ع) نرمافزاری با عنوان «کتابخانه دیجیتال» برای تلفنهای همراه طراحی کرده است. در این کتابخانه دیجیتالی خطبه شعبانیه، احکام روزه، رمضان در مفاتیح، توصیههای بهداشتی در ماه رمضان، 40 داستان و حدیث از امام حسن(ع) تفسیر سوره قدر، وداع با ماه مبارک رمضان، احکام فطریه و... موجود است.
گلستان سعدی در قالب یک نرمافزار طراحی و گردآوری شده و علاقهمندان به آثار این شاعر بلندآوازه و غزلسرای پارسی زبان، با استفاده از این نرمافزار با زندگی و آثار سعدی شیرازی بیشتر آشنا میشوند. از ویژگیهای این نرمافزار میتوان به امکان جستوجوی موضوعی و کلمهای اشاره کرد. در این اثر گرانمایه، حکمتها و اندرزهای بسیاری به سبک نثر مسجع آورده شده است. نرمافزار گلستان سعدی، در بخش رسانههای دیجیتال نمایشگاه عرضه میشود.
کوچکترین قرآن کامل جهان در هفدهمین نمایشگاه قرآن هدیه میشود. این قرآن منتشر شده در کشور مصر در بخش نشر مکتوب هدیه میشود. این مصحف شریف در ابعاد 5/1 در2 سانتیمتر با قطر 2 سانتیمتر و با خط «عثمان طه» منتشر شده است. جلد این مصحف از چرم طبیعی، حاشیه صفحات آن طلاکوب و با ذرهبین قابل خواندن است.
نرمافزار «طنین وحی» با موضوعات جامع درباره موضوعات مختلف قرآن در نمایشگاه قرآن عرضه میشود. نرمافزار «طنین وحی» شامل متن کامل قرآن کریم با ترجمه انگلیسی و فارسی، امکان مقایسه ترجمهها، جستوجوی واژهای در متن قرآن کریم، تلاوت کل قرآن به روش تحقیق با صدای استاد عبدالباسط، املای لاتین آیات قرآن برای نخستینبار و با امکانات متنوع دیگر عرضه شده است.
تقویم تاریخ
نخستين كنفرانس كشورهاي غيرمتعهد- 1335
این کنفرانس با حضور 25 كشورعضو در بلگراد، پايتخت يوگسلاوي تشكيل شد. جنبش غيرمتعهدها در ابتدا شامل 2 جناج بود. جناح اقليت انقلابي به رهبري احمد سوكارنو، رهبر اندونزي و قَوام نِكرومه، رئيس جمهورغنا که به مبارزهاي سرسختانه با استعمار اعتقاد داشتند. رهبري جناح اكثريت را نيز تيتور، رئيسجمهور يوگسلاوي و نهرو، نخست وزير هند به عهده داشتند كه راه حل مشكلات را مذاكره با قدرتهاي شرق و غرب ميدانستند. مهمترين شرط عضويت در جنبش غيرمتعهدها نداشتن عضويت رسمي در بلوك نظامي غرب و شرق بود.
روز استقلال ويتنام - 1945
دوم سپتامبر 1945 «هو شي مين» رهبر مردم ويتنام استقلال اين كشور را اعلام داشت. از آن پس ويتناميها اين روز را به عنوان روز ملي خود برگزیدند. «هو» 24 سال بعد در چنين شبي (دوم سپتامبر 1969) در 79 سالگي درگذشت. به اين صورت سالروز درگذشت هو مصادف با سالروز اعلام استقلال ويتنام است كه خود او آن را اعلام کرده بود.
عقد اخوت پيامبر (ص) و حضرت علی (ع) - اول هجری
وقتى آيه «انما المؤمِنونَ إخوَهًْ» نازل شد پيامبر (ص) 2 به 2 بين ياران خود از مهاجر و انصار عقد اخوت بست و فقط حضرت على (ع) مانده بود كه با چشمانى اشكبار خدمت پيامبر (ص) رسيد و عرض كرد: ياران خود را با يكديگر برادر كرديد ولى مرا با كسى برادر نساختيد؟ پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) رو به علىبنابىطالب (عليه السلام) كرد و فرمود: تو در دنيا و آخرت برادر من هستى.
گزارش «وطنامروز» درباره استفاده غیرمجاز از آثار ادبی
حقوقي كه ناديده گرفته ميشود
بحث استفاده از آثار ادبی بدون اجازه یا آوردن نام مؤلف و مترجم دیگر موضوعی نخنما و متأسفانه لاینحل شده. این بحث در سالهای گذشته بیشتر در محدوده آثار ترجمه بود اما اخیرا دامنه این اتفاق از وادی ترجمه به حیطه تألیف نیز کشیده شده است. نمونه آن هم اعتراض کامیار عابدی – پژوهشگر – نسبت به استفاده بدون اجازه از یکی از مقالههایش در مجموعه «در ترازوی نقد» است.
عابدی اعلام کرده بود: افرادی که این مجموعه را تدوین کردهاند، تألیفی در زمینه شعر معاصر فارسی نداشتهاند و بدون پیشینه و مطالعه و تحقیق کافی به این کار پرداختهاند. در این کتابها تعدادی مقاله درباره شاعر مورد بحث آوردهاند و از مقالات بنده بدون اجازه استفاده کردهاند. از چند نفر دیگری هم که از آنها در این مجموعه مقاله آورده شده اجازه گرفته نشده است.
دلیلی برای مجوز وجود ندارد
اما حبیبالله عباسی که نگارش یک از جلدهای «در ترازوی نقد» را برعهده دارد، در پاسخ به گفتههای عابدی تنها به بیان یک جمله اکتفا کرده و به «وطنامروز»میگوید: «به نظر میرسد وقتی در پایان مقاله، نام مؤلف آورده میشود دیگر دلیلی برای گرفتن مجوز از خود او وجود ندارد». اما فارغ از نتیجهگیری درباره این اتفاق و اینکه آیا عابدی محق است یا نشر سخن، بر آن شدیم تا به این بهانه موضوع تکراری رعایت حق مؤلف یا همان کپیرایت را با 2 تن از صاحبنظران به بحث بگذاریم.
کدام کوشش؟ کدام اهتمام؟
دکتر محمد بقایی ماکان، پژوهشگر و اقبالشناس در اینباره میگوید: درباره چنین مسائلی وزارت ارشاد باید فکری اساسی انجام دهد. بحث استفاده مقالههای ادبی بدون ذکر نام مؤلف مسأله تازهای نیست و شاید بارها برای هر نویسنده و محققی در ایران اتفاق افتاده است. او ادامه میدهد: به عنوان مثال از خود من تاکنون 3 یا 4 مقاله بدون اجازه استفاده شده است. معمولا روی جلد این کتابها که از مجموعه مقالات دیگران به نام خود استفاده میکنند نوشته میشود به کوشش فلانی. بقایی در ادامه میگوید: متأسفانه در کشور ما سالیانی است که حرفهای به نام کتابسازی رواج یافته که برخی به طنز آن را به مثابه بسازبفروش میخوانند. به این معنا که مقالات و آثار درخور توجه متفکران و نویسندگان در گذشته یا در قید حیات را بدون اجازه وارثان یا حتی خود آنها به یکدیگر میچسبانند تا حجم یک کتاب تشکیل شود و بعد همانطور که اشاره کردم روی آن مینویسند به کوشش... در حالی که جا دارد روی چنین کتابهایی نوشته شود سرقت شده از طرف...! این اقبالشناس ادامه میدهد: به هر حال پیدا نیست که از چه روی کسی که دعوی کار فرهنگ دارد، اساس فرهنگ را که بر صداقت، امانت و درستکاری میداند، نادیده بگیرد. او باز هم با اشاره به اینکه آثار خودش از این بلا مصون نبوده، میگوید: به عنوان مثال تاکنون درباره نوشتههای خود من که به طور اتفاقی به آنها برخورد کردهام چنین حکایتی رخ داده است. از جمله اینکه یکی از این افراد، مقالهای که نگاشته بودم را با پس و پیش کردن جملات به نام خود، یک سال بعد در نشریهای به چاپ رساند. بقایی تصریح میکند: همچنین 3ناشر، مقالاتی از میان کتابهای من برداشته و آن را به عنوان فصلی از کتاب خود قرار دادند و به چاپ رساندند. در این میان میتوانم از نشر کاروان نام ببرم که مقالهای که من درباره شاملو نگاشته بودم را بدون اجازه چاپ کردهاند و همچنین موارد متعدد دیگر.بقایی ماکان در پایان با اشاره به اینکه نام این سرقتها، کوشش گذاشته میشود، میگوید: پیدا نیست با تغییر کلمات مقالههای دیگران آیا میتوان محتوای این عمل را نیز تغییر داد؟
ادامه این روند به سرخوردگی محققان واقعیمیانجامد
دکتر یوسف عالیعباسآباد، محقق ادبی و مدرس دانشگاه نیز در این ارتباط میگوید: گردآوری مجموعه مقالات از منظر حقوقی حتما باید بر اساس رضایت صاحبان مقالهها باشد، مگر در صورتی که نگارنده فوت شده باشد یا از درگذشت او سالها گذشته باشد. او ادامه میدهد: در حال حاضر کتابی با عنوان «درستنویسی» در دست دارم که در آن 500 مقاله مختلف را گنجاندهام. ناشران بسیاری در این زمینه تمایل دارند این کتاب را به شکل مجموعه مقالات چاپ کنند ولی من به تمام آنها گفتهام در این زمینه محذوریت قانونی وجود دارد زیرا سعی کردهام رضایتنامه کتبی از صاحبان این مقالهها کسب کنم.عباسآباد که خود را پایبند به اصولی از این دست میداند ادامه میدهد: به نظرم کسانی که از مقالههای دیگران در کتابهایشان استفاده میکنند آن هم بدون ذکر نام مؤلف، اصلا به حقوق مؤلف احترام نمیگذارند، حتی من در مواقعی شنیدهام بسیاری از اینها میگویند: چرا باید اجازه بگیریم؟ این کار به نفع مؤلف است و کارش هم بیشتر میگیرد. اما من اعتقاد دارم که ضرورت دارد در این باره حتما از مؤلف اجازه گرفته شود. او درباره مجموعه
«در ترازوی نقد» هم میگوید: تعدادی جوان به تدوین این مجموعه مشغولند و به زعم منتقدان، این مجموعه جامع نیست. او با اشاره به اینکه این اتفاق ناگوار برای خودش نیز به وقوع پیوسته، میگوید: یکی، دو سال پیش کتاب «ختمالغرائب» به تصحیح من در مؤسسه میراث مکتوب چاپ شد اما مدتی طول نکشید که در همان مؤسسه شخص دیگری این کتاب را با پس و پیش کردن چند جمله تصحیح و در همانجا چاپ کرد. این کتاب پایاننامه دکترای من بود ولی شخص دیگری آن را به نام خود به چاپ رساند درحالی که من این کتاب را از روی نسخه متأخری تصحیح کرده بودم، اما متأسفانه نمیتوانم به شأن خود لطمه زده، وکیل بگیرم و از او شکایت کنم. او در پایان چنین میگوید: تصور میکنم اگر هم در نهایت سره از ناسره مشخص و تقلب این افراد برملا شود، رعایت نکردن این امر به سرخوردگی و انزوای محققان واقعی میانجامد.
و اما...
و اما هرچند کش و قوس میان مؤلفان و افرادی که مقالات پژوهشگران را به نام خود ثبت میکنند همچنان ادامه دارد. در رسانه ملی نیز اتفاقاتی از این دست رخ داده است. نمونه آن هم پخش سخنرانی دکتر فرزان سجودی در برنامه دو قدم مانده به صبح بود که اعتراض این زبان شناس را در مطبوعات به دنبال داشت. امیدواریم مسؤولان فرهنگی هر چه زودتر راهكاري جامع در اینباره بیابند. راهکاری که البته سالهاست در قانون اساسی ما ذکر شده است.
در پروژه مشترك سيمافيلم و شبكه RTL
مؤتمن «ديوار» را با كيانيان درآلمان جلوي دوربين ميبرد
رضا كيانيان به همراه محمد بهزادنيا و تانيا فورنارو در آلمان مقابل دوربين فيلم سينمايي «ديوار» بهكارگرداني فرزاد مؤتمن خواهند رفت. اين فيلم كه بيش از 80 درصد آن در آلمان و شهرهاي برلين و كلن تصويربرداري ميشود قرار است اواسط آبان ماه كليد بخورد. پيش از اين قرار بود اين پروژه را عباس رافعي كارگرداني كند كه با تغييراتي كه در پروژه شکل گرفته، مؤتمن آن را مقابل دوربين خواهد برد. البته اين امر منوط به تغيير فصل و فراغت مؤتمن از كارگرداني فيلم تلويزيوني «ساعت گيج زمان» است. اميررضا مكين، دستيار اول كارگردان این پروژه در اينباره گفت: علت اينكه تصويربرداري را آبان در نظر گرفتيم اين است كه با مسأله پوشش مردم آنجا مشكل پيدا نكنيم. در فصل سرد نوع پوشش در آنجا بهگونهاي است كه براي گرفتن بخشهاي خياباني مشكلي نخواهيم داشت. تا اين لحظه گريمور آلماني كار تست گريم را روي رضا كيانيان انجام داده است. علاوه بر اين هنرمند آلماني، يكي از بازيگران و طراح صحنه اين فيلم نيز آلماني هستند. علت اين همكاري، هم به دليل پايين آوردن هزينهها بوده است و هم علاقهمندي خود آلمانيها براي همكاري با ايرانيها. فيلمنامه «ديوار» را فرهاد توحيدي نوشته است و تا آخر هفته روتوش نهايي آن را در اختيار سيمافيلم قرار خواهد داد. «ديوار»، داستان پدر و پسري را روايت ميكند كه سالها يكديگر را نديدهاند، چرا كه پسر در نوجواني به اصرار پدر عازم آلمان شده و هماكنون در آنجا صاحب خانواده است. در نهايت پدر به دعوت پسر به آلمان سفر ميكند و در آنجا متوجه سوءتفاهمهايي ميشود كه راهحلي براي آنها نمييابد. از طرفي حضور او موجب ايجاد تغيير و تحولاتي در زندگي پسرش نيز ميشود. «ديوار» را سيمافيلم بهطور مشترك با شبكه RTL بهتهيهكنندگي سيامك پورشريف، تهيهكننده ايراني مقيم آلمان خواهد ساخت.
چهره ها و خبرها
با «آغوشهای شکسته» در سنسباستین
فيلم جديد «پدرو آلمادوار» به بخش فيلمهاي اسپانيايي جشنواره سنسباستين دعوت شد. برگزاركنندگان پنجاهوهفتمين جشنواره فيلم سنسباستين روز گذشته 15 فيلم را براي نمايش در بخش فيلمهاي توليد اسپانيا انتخاب كردند. سرشناسترين فيلم اين بخش، «آغوشهاي شكسته» ساخته «پدرو آلمادوار» است كه در جشنواره امسال كن نامزد نخل طلا بود. به گزارش اسكرينديلي كمدي «فرار مغزها» ساخته «فرناندو گونزالز مولينا» كه از پرفروشترين فيلمهاي سينماهاي اسپانيا است، ديگر فيلم معروف اين بخش از جشنواره سنسباستين است. پنجاهوهفتمين جشنواره سنسباستين طي روزهاي 18 تا 26 سپتامبر برگزار خواهد شد و برنده جايزه صدف طلايي جايزه نقدي 35 هزار يورويي دريافت خواهد كرد.
«بازگشت سيمرغ» در ايران، فرانسه و يونان
مجموعه تلويزيوني «بازگشت سيمرغ» پس از وقفهاي 23 ساله به كارگرداني «محمد اسداللهي» و بازي «جمشيد مشايخي» در كشورهاي ايران، فرانسه و يونان به تصوير كشيده ميشود. به گزارش فارس، سريال تاريخي «بازگشت سيمرغ» بر مبناي فيلمنامهاي از اسداللهي و به تهيهكنندگي و كارگرداني اين نويسنده در حال حاضر در پيش توليد به سر ميبرد و اواخر مردادماه كليد ميخورد. این مجموعه تلويزيوني در 52 قسمت 45دقيقهاي ساخته خواهد شد. اين سريال تلويزيوني داستان دختري را روايت ميكند كه بعد از 30 سال دوري از وطن به عنوان توريست وارد كشور ميشود و از طريق پسري به نام اميد كه سرپرست اين مجموعه است، خانواده مادرش را در ايل قشقايي پيدا ميكند.
صاحب بدترين لحن صدا در سينماي جهان
«شون كانري»، بازيگر سرشناس بريتانيايي داراي بدترين «لحنصدا» در تاريخ سينماي جهان شناخته شد. به گزارش ايسنا، نتايج يك نظرسنجي جديد نشان ميدهد، «شون كانري» براي بازي در فيلم «تسخيرناپذيران» (1987) در نقش يك پليس آمريكايي- ايرلندي، داراي بدترين لحن صدا در سينماي جهان شناخته شد؛ هرچند وي براي بازي در اين فيلم موفق به كسب جايزه اسكار شد.
رتبه دوم بدترين لحن صدا در سينماي جهان به «كوين كاستنر» براي بازي در فيلم «رابينهود؛ شاهزاده دزدها» تعلق گرفت. به گزارش روزنامه ديليميل، «تام كروز» نيز براي فيلم «دور و دورتر» (1992) در رتبه سوم قرار
گرفته است.
نجوا
دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان
اللهم زینی فیه بالستر و العفاف واسترنی فیه بلباس القنوع والکفاف واحملنی فیه علی العدل والانصاف و آمنی فیه من کل ما اخاف بعصمتک یا عصمه الخائفین.
خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش و پاکدامنی و بپوشانم در آن جمله قناعت و خودداری وادارم نما در آن بر عدل و انصاف و آسودهام دار در آن از هر چیز که میترسم به نگاهداری خودت ای نگهدار ترسندگان.
چیزی که در وجدان هر مرد و زنی هست، مسأله عفت است ولی چیزهایی هست که مقدمه و وسیله آن است [مثل حجاب که باید در هر زمان حفظ شود]مثالی عنوان میکنم: اگر گفته شود: زمانی بود که مردم توصیه میکردند با قناعت و در آن زمان قناعت خیلی خوب بود اما حالا مردم میگویند قناعت بد است، قدیم قناعت خوب بود حالا بد است! جواب این است که (شما باید توجه داشته باشید که) مقصود از قناعت چیست؟ قناعت یعنی چه؟ قناعت نقطه مقابل طمع است، قانعباش به آنچه که خودداری و دست طمع و ذلت پیش دیگری دراز مکن. این کار دیروز خوب بود، امروز هم خوب است. اینها خیال میکنند قدیم که میگفتند قناعت، یعنی به کم بساز، کمی از مال حلال را بگیر و بقیه را به دریا بریز! نه، قناعت نقطه مقابل طمع است. میگوید به مال خودت بساز و به مال دیگری چشم نداشته باش. وجدان انسانی در تمام زمانها اینطور حکم میکرده که شخص خودش را خوار و ذیل نکند. تمام چیزهایی که میگویند قضاوت مردم درباره آنها در زمانهای مختلف فرق میکند، مربوط به خوب و بدهای واقعی نیست، مربوط به وسائل خوب و بد است. قضاوت مردم درباره وسائل خوب و بد عوض میشود ولی درباره خوب و بعد عوض نمیشود.
اسلام و نیازهای زمان ج 1 ص 402
قيمت واقعي
جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بیتربیت دریغ است و تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شکر نه از نی است که آن خود خاصیت وی است.
چو کنعان را طبیعت بیهنر بود
پیمبرزادگی قدرش نیفزود
هنر بنمای اگر داری نه گوهر
گل از خار است و ابراهیم از آذر
سعدي
خونابه میجوشد از دلم
تاریخ ما هستیم، آنها را که دوست داریم جزو تاریخ شخصی زندگی خود و در نتیجه تاریخ جهان میکنیم و آنهایی را که دوست نداریم از تاریخ بیرون میرانیم. هر آدم خوب، تاریخ را زیباتر میکند، تاریخ را عاشقتر میکند، گویی که جمعی از آدمهای خوب میتوانند یک موزه تاریخی نورانی را پدید آورند. به قول روانپزشک معاصر «یونگ» تاریخ چیزی به جز تکتک ما نیست و هر کاری که میکنیم گویی حکمی برای تاریخ صادر کردهایم. یاد اکبر رادی عزیز میافتم که گویا یکی از مسؤولان آزارش داده بود و رادی در پاسخ فقط به او گفته بود: «کاری نکن که یقهات را بگیرم و در پیچ تاریخ جاودانت کنم و در یکی از نمایشنامههایم برای ابدباقی بمانی.» آن نمایشنامه نوشته شد و من هر بار «شب روی سنگفرش خیس» را میخوانم، در پیچ تاریخ آن مسؤول را میبینم که رادی برای ابد با 4میخ قلم آنجا آویزانش کرده است و نه راه پس دارد و نه پیش... . آقای نویسنده از دنیا رفته است اما آن مسؤول زنده است و تا ابد هر کس آن نمایش را میخواند گویی که چراغی از زندگی او خاموش میشود. يکی مثل او است، حقیر و جاهطلب و خود گمکرده... و رادی با تاریخ شخصی زندگیاش، او را جاودانه و جهانی میکند. یکی دیگر هم شیرین است و گرم... و گرمای ظهر تابستان، سنش از تاریخ کوچکتر است اما مهربان است و به تاریخ کمک میکند که زیباتر شود، حتی با یک سلام، یک پیامک، یک زنگ یا حتی سکوتی احترامآمیز... او چراغهایی را در تاریخ روشن میکند، این یعنی نشانهای که انگار دنیا روشنتر میشود. بیهوده نیست که رسول ما (ص) فرمود: «هر کس یک نفر را نجات دهد، گویی که همه جهان را نجات داده و هر کس که یک نفر را از بین ببرد، گویی که جهان را نابود کرده است». پس ما یعنی زمان ما، «ما» یعنی «تاریخ ما». برای فرزندانمان چه تاریخی را به ارث میگذاریم؟ ما چگونه هستیم؟ از آنها که چراغ روشن میکنند یا چراغهای زندگی دیگران را خاموش؟ چند روز پیش صبح زود، پیامکی به دستم رسید با این مضمون: «خانم یثربی شما را به این ماه سوگند که لطفا مرا برای ابد فراموش کنید.» هنوز طرف را فراموش نکرده بودم که پیام دیگری به دستم رسید: «خانم از شعر زیبایی که برایم فرستاده بودید ممنونم، خوشحالم کرد.» من نه آن فرد اولی را فراموش میکنم چون خودش هرگز نخواسته بود که فراموش شود و مدام پیامکهایی میفرستاد و مثلا یک کلمه میگفت و میگفت با آن «جمله بساز» ! و نفر دوم را چون شعری که فقط برای خودم گفته بودم، او را خوشحال کرد. اما در نمایشنامههای من مثل زندهیاد رادی، اولی در پیچ تاریخ، مفلوک میماند، جاهطلبی که از آدمها به عنوان سکو استفاده میکند و دومی کسی منبع شعر، خوبی، الهام ... این است فرق ما آدمها. تاریخ را چگونه میسازیم؟ انتخاب با ما است.