|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
8 |
|
5
9 |
|
7 |
|
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
همسر شهيد مرتضي پاليزواني در گفت و گو با «وطن امروز » خاطرات تكان دهنده اي از رفتار دبير كل حزب اعتماد ملي در دوران مديريت بنياد شهيد روايت كرد
ديكتاتوري كروبي در بنياد شهيد
خانم صابری! ابتدا خودتان را معرفی کرده و نحوه آشنایی با همسرتان را توضیح دهید.
به نام خدا، فهیمه صابری، همسر شهید مرتضی پالیزوانی. اینجانب بعد از ورود به بنیاد شهید به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرکهای بنیاد شهید رفتم. خانواده شهدای پالیزوانی نیز در این شهرک ساکن بودند و از طریق فعالیتهای فرهنگی شهرک بود که با هم آشنا شدیم.
نحوه همکاری شما با بنیاد از چه زمانی و چگونه بود؟
آغاز کار من در بنیاد شهید به اوایل دیماه سال 59 برمیگردد. از فروردین سال 60 استخدام واحد فرهنگی بنیاد شهید و پس از 20 روز به قسمت انتشارات بنیاد شهید منتقل شدم و پس از مدتی به دلیل فعالیتهای فرهنگی گسترده به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرکهای بنیاد شهید منتقل شدم.
لطفا کمی درباره فعالیتهای فرهنگی ای که در شهرک بنیاد شهید انجام میدادید، بگویید؟
از آنجا که در شهرکها هم خانواده شهدا حضور داشتند و هم خانواده جانبازان، در همه سن نیازمند کار فرهنگی جدی بود. بیشتر کارهای ما هم حول محور برقراری مراسم مذهبی، نمایش فیلم و از این قبیل فعالیتهای فرهنگی میگذشت.
در این مدتی که در بنیاد بودید، فضای مدیریتی را چگونه دیدید؟
اجازه بدهید من فراتر از بحث شما صحبت کنم و برگردیم به ستاد بنیاد شهید، همان جایی که شروع کار من بود. وظیفه ستاد بنیاد شهید آمادگی برای جشنهای 22 بهمن بود، به این صورت که در آستانه 22 بهمن میهمانهای مختلفی را از کشورهای مختلف دعوت و مراسم ویژهای را برگزار میکرد. وظیفه ما در ستاد، دعوت از میهمانان خارجی و خانوادههای شهدا بود.
اما اگر بخواهم درباره سیستم مدیریتی بنیاد صحبت کنم باید بگویم ساختار بسیار ضعیف و خرابی داشت. مسؤولان بنیاد در آن زمان بیشتر از آنکه به کار ویژه خود یعنی جاری کردن فرهنگ شهادت در جامعه و برخورد مناسب با خانواده شهدا توجه کنند به مسائل مادی و شکمی اهمیت نشان میدادند. به گونهای که اصلا بحث اصلی که شهید و شهادت و ایثارگری بود، خیلی وقتها فراموش میشد. در این بین نیز آنچه خیلی به چشم دیده میشد بحث اسراف بود. از آنجایی که بنده در مرکزیت ستاد بنیاد کار میکردم به چشم خودم میدیدم که هیچ مرز و محدودیت و حتی نظارتی بر مسائل نبود.
صرف اینکه جشنی برگزار شود و 22 بهمن بنیاد شهید میزبانی جشنی را داشته باشد، رئیس بنیاد شهید سخنرانی کند و تقدیری نیز از برخی خانوادهها شود مهم بود اما درباره میزان خرجی که در این میهمانیها صورت میگیرد، کسی به آن توجه و نظارت نمیکرد.
جزئیتر درباره صحبت میکنید؟
برای مثال در جشن 22 بهمن سال 59 یک سری از خانوادههای شهدای خارجی از جمله کشورهای بحرین، عراق، لبنان و امارات و برخی کشورهای دیگر که من الان حضور ذهن ندارم و برخی خانوادههای شهدای ایرانی هماهنگ شد تا با یک هواپیمای اختصاصی به مشهد مقدس بروند. من به عنوان میهماندار حضور داشتم. همچنین یک خانم مترجم که بعد از ما به همراه آقای کروبی آمدند، خواهر یکی از مدیران بنیاد و خانوادههای رئیس و مسؤولان بنیاد شهید هم در این سفر حاضر بودند. ما در هتلهای اترک و اطلس مشهد برای 3 روز مستقر شدیم و بنا به دستور رئیس بنیاد همه چیز بهطور کامل در اختیار میهمانان بود تا جایی که با فشار آقای کروبی، حرم حضرت امام رضا(ع) هم یک شب در قرق میهمانان بود و پس از پایان سفر به دستور آقای کروبی به هر یک از میهمانان یک بسته بزرگ زعفران جدای از هدایای مفصل دیگر به عنوان سوغات مشهد اهدا شد.سه روز آخر این سفر هم میهمانان در هتل شرایتون تهران مستقر شدند.
خود کروبی هیچ اعتراضی به این اوضاع نداشت؟
شخص آقای کروبی در این میهمانیها حضور داشت. نماینده و معاونان آقای کروبی هم در این مراسم حضور داشتند، حتی مسؤولان بنیاد هر کدام میز و جایگاه مشخصی در سالن هتل داشتند و در آن زمان که سیگار و [...] اصلا عرف نبود با برنامهریزی مسؤولان بنیاد برای میهمانان حاضر بود. در این بین آقای کروبی دائما دنبال این بود که کارمندان بنیاد اعتراضی نکنند تا جایی که اولویت را در بنیاد شهید به جای رسیدگی به امور و مشکلات خانوادههای شهدا به کارکنان میداد و متاسفانه اعتراضات برخی از کارمندان عضو خانوادههای شهدا نه تنها به جایی نمیرسید بلکه با بدترین وضع با آن اعتراضات برخورد میشد. برای مثال یکی از همکاران خانم بنده روزی درباره موضوعی خاص به آقای کروبی اعتراض کردند که ایشان جوابش را با «سیلی» داد. هرچند آقای کروبی بعدها برای عذرخواهی یک سکه برای این خانم فرستاد ولی نمونه اینگونه برخوردها با کارکنان و خانوادههای معترض زیاد دیده میشد. اصلا نمیشد به آقای کروبی اعتراض کرد حتی معاونان ایشان هم بارها میگفتند که نمیشود به آقای کروبی اعتراض کرد. جالب است بدانید آقای فاضل یکی از معاونان ایشان به دلیل اعتراض برکنار شدند، رفتار آقای کروبی و مسؤولان وی بیشتر به رفتار دیکتاتورها شبیه بود.
یعنی آقای فاضل از طرف آقای کروبی حذف شدند؟
قطعا! ایشان معاون آقای کروبی بود، آن زمان نمیشد مستقیم به آقای کروبی چیزی گفت، حتی معاونان ایشان معتقد بودند نمیشود به آقای کروبی حرف زد و تنها باید بهبه و چهچه گفت. یادم هست میگفتند، اگر اعتراضی بکنید دُمتون را میگیرند و میاندازند بیرون و این برخوردها را بارها به چشم خود دیده بودیم تا جایی که عزل و نصب در آن زمان بیداد میکرد.
شما اشاره کردید به حضور میهمانان در هتل شرایتون، آیا آقای کروبی هم در این هتل بود؟
بله، وی کاملا در جریان بود و در هتل حضور داشت اما خود اسم هتل شرایتون مسالهدار بود چون همه میدانستند که این هتل قبلا متعلق به میهمانان شاه بوده و در چنین مکانی خانواده شهدا با آن طرزی که گفته شد پذیرایی شدند که در حاشیه آن اتفاقات خاصی افتاد. یکی، دو مورد مسائل بود که کسی جرات بازگو کردن آنها را به کروبی نداشت چرا که از برخوردهای بعدی میترسید. حال اینکه کسی اعتراض کرده و یا به کمیته آقای کروبی برده شده باشد، من خبری ندارم.
لطفا درباره کمیته آقای کروبی کمی بیشتر توضیح دهید.
من وقتی با شهید پالیزوانی ازدواج کردم ایشان تعریف میکرد در یک جریانی من و برادرانم را گرفتند و به مکانی به نام کمیته بنیاد در چیذر بردند و یک هفتهای آنجا بودیم.
به چه دلیل همسرتان به کمیته برده شدند؟
ایشان میگفتند مثل اینکه «یک نفر» به خانم برادر ایشان نظر سوئی داشته و برادرهای پالیزوانی برای اعتراض میروند با این فرد برخورد کنند ولی محافظهای آقای کروبی آنها را میگیرند البته بعد از مدتی معلوم میشود که آن فرد از طرف آقای کروبی به صدا و سیما معرفی شده بود.
پس از برخورد محافظ آقای کروبی برادران پالیزوانی را میبرند به کمیتهای در چیذر و برای یک هفته در آنجا محبوس میشوند؟
همسرم تعریف میکرد بعد از یک هفته آقای کروبی برای سرکشی میآیند و وقتی میبینند ما تخت داریم و یک سری امکانات دیگر فورا دستور میدهند که تمام امکانات باید از اینها گرفته شود چرا که میگفت دلیلی ندارد اینها اینجا راحت باشند، اینها زندانی هستند و باید روی زمین بخوابند. بعد از دستور آقای کروبی در اتاق روی ایشان قفل میشود و جلوی در آجر میچینند و از زیر در به آنها غذا میدادند. همسرم میگفت بعد از مدتی ایشان و برادرانشان را انتقال میدهند به زندان اوین.
یعنی آقای کروبی شخصا بازداشتگاه ترتیب داده بود؟
بله. بازداشتگاه داشت. حالا من فکر میکنم و شنیدم که جاهای دیگری هم این بازداشتگاهها بوده، برای مثال یکی از این بازداشتگاهها در ساختمان بنیاد در خیابان طالقانی وجود داشته است.
هیچوقت از همسرتان نپرسیدید که در بازجوییها خود آقای کروبی حضور داشت یا نه؟
نه، آقای کروبی همان یکبار به کمیته آمد و بازجویی توسط عوامل وی انجام میشد اما زمانی که همسر من و برادرانش به اوین منتقل شدند، اعتصاب غذا میکنند و خبر اعتصاب غذا به آقای کروبی میرسد، وی به زندان میرود و میپرسد چرا غذا نمیخورید؟
همسرم و برادرانش جواب میدهند، ما میخواهیم با خبرنگاران مصاحبه کنیم و تا خبرنگاران نیایند ما به اعتصاب ادامه میدهیم. شهید پالیزوانی نقل میکند: در همین زمان بود که از دفتر امام (ره) دستور دادند که به فرزندان من بگویید اعتصاب را بشکنند. با این فرمان به نظر میرسد که قطعا این موضوع به دفتر امام (ره) رسیده است چرا که بعد از این دستور آقای کروبی به اوین میرود و اظهار پشیمانی و ندامت میکند.
چرا درباره رفتارهای آقای کروبی به امام یا مراجع قضایی اعتراض نکردند؟
آن زمان اجازه این کار از طرف آقای کروبی داده نمیشد یعنی اعتراض برابر بود با کتک یا کمیته و آزار و اذیت و یکی از دلایلی که هیچکس این کار را نمیکرد شاید روحیه دیکتاتوری آقای کروبی بود در حالی که پس از آقای کروبی خیلی راحت خانواده شهدا مشکلات را بدون هیچ ترسی مطرح میکنند.
آیا نمونههای دیگری هم بجز ماجرای همسرتان سراغ دارید؟
خود من شخصا نه ولی یکی از همکاران من در بنیاد شهید از وجود حداقل 200 مورد پرونده افراد در بازداشتگاه آقای کروبی صحبت میکرد که همه آنها از خانواده شهدا بوده اند. برخوردهای آقای کروبی با معترضان 2حالت بیشتر نداشت، یا تنبیه به شدیدترین نوع ممکن یا بازداشت در کمیتهای که خودشان ترتیب داده بودند.
بعضیها معتقدند دلیل اینکه شما بعد از این همه سال این مسائل را مطرح میکنید، خصومت شخصی است و هیچ سند و مدرکی در اینباره وجود ندارد، نظر شما چیست؟
اینکه این مدت سکوت کردم شاید نگرانی از گسترش اعتراضات بود. در آن سالها که آقای کروبی مسؤول بنیاد شهید بود من به عنوان همسر شهید قطعا با برخوردهای سخت ایشان روبهرو میشدم، اما سند برای ریختوپاشها و اسرافهای سال 59، خود من هستم. چیزی که با چشم خود دیدم، من در آن سالها در این ستاد فعالیت داشتم و از نزدیک شاهد برخوردها و اسرافها بودم و در هر دادگاهی حاضرم شهادت بدهم. درباره ماجرای بازداشتگاه کمیته آقای کروبی متاسفانه چون بازداشتگاه غیرقانونی و مخفیانه بود، هیچ حکمی وجود ندارد.
دلیل ساخت شهرکهای شهید چه بود و فکر میکنید چرا آقای کروبی و دوستانش به فکر ساخت این شهرکها افتادند؟
والله دلیل ساخت این شهرکها را من دقیقا نمیدانم ولی میدانم همان زمان هم اعتراضهایی به وجود این شهرکها بود و اینکه چرا خانواده شهدا را در این شهرکها زندانی میکنید؟ اینکه چطور خانوادههایی که سرپرستی ندارند، در مکانی با این وضعیت جمع میشوند، متاسفانه اعتراضات به جایی نرسید ولی الان میبینیم که به دلیل ناکارآمدی و مشکلات موجود این شهرکها جمع شدند.
برای مثال خانوادههای شهدا را با هر روش تشویق میکردند به شهرکها بیایند. مثلا پدر همسر بنده را مجبور کردند منزلش را فروخته و در این شهرکها ساکن شوند در حالی که بسیاری از این شهرکها از لحاظ محیطی و اخلاقی اصلا مناسب نبود چون در این شهرکها افرادی بدون نظارت کامل ساکن میشدند و گاهی افرادی بودند که جزو خانواده شهدا و جانبازان نبودند و از نظر رفتاری و اعتقادی بسیار متفاوت بودند.
برخورد بنیاد با این شهرکها چطور بود؟
بسیار بد. برای مثال فردی با لباس نظامی جلوی در شهرک به عنوان حراست بود که مراقبت میکرد از خانواده شهدا و از آنجا که رفت و آمد والدین نیازی به مراقبت نداشت کمکم این به سمت همسران شهید و نظارت بر معاشرت آنها بود. بنیاد در سال 65 مکانی را به نام کمیته ازدواج همسران شهید تشکیل داد که به نظر خیلیها بیشتر شبیه شرکتهای دوستیابی بود. در این کمیته فرمهایی را در اختیار همسران شهید میگذاشتند و فرمهایی را هم در اختیار آقایانی که مایل به ازدواج با همسران شهید بودند که در آن سوالاتی از جمله ظاهر، اعتقادات و تعداد فرزندان وجود داشت. البته این توهینی بود به همسران شهید چرا که در بیشتر موارد آقایی که میخواست خواستگاری کند ابتدا به این فکر میکرد که این خانم خانه که دارد، مستمری هم دارد، بچه هم که دارد و اگر شما آماری از این ازدواجها بگیرید متوجه میشوید که اکثر این ازدواجها پس از مدت کوتاهی به طلاق ختم شده، حتی اگر شما سری به بنیاد بزنید و آنها صادقانه به شما آمار بدهند حتما متوجه آمار بالای طلاق در ازدواج همسران به روش دوستان آقای کروبی میشوید چون در این ازدواجها اصول خاصی رعایت نمیشد و بنیاد اجازه دخالت داشت همانطور که در طلاق هم حتما باید نماینده بنیاد حاضر میبود.
یعنی بنیاد شهید در زمان آقای کروبی نقش قیم همسران شهید را داشت؟
به نوعی بله. بنیاد در بسیاری موارد اعلام کرده بود اگر ازدواج بدون اجازه ما باشد فرزند را از مادر تحویل گرفته و آن را به والدین پدری تحویل میدهیم و اگر با اجازه ما باشد باید فرمهای آماده شده را پر کنید.
چرا بنیاد این اصرار را داشت؟
برای اینکه خود را قیم خانوادهها میدانست. البته طبیعی است که این امر با مشاوره دادن و راهنمایی کردن کاملا متفاوت است. خیلی از همسران شهدا به دلیل ترس از قطع شدن مستمری ماهانه یا از دست دادن فرزندشان ازدواج دوباره خود را پنهان میکردند که این مشکلات فراوانی را به همراه داشت اما الان اینطور نیست. بعد از جنگ همسران شهید حقوقبگیر بنیاد شهید شدند و حتی بعد از ازدواج هم مستمری دریافت میکردند، چیزی که ما به آقای کروبی اصرار کردیم و وی با تحکم آن را رد کرد. در این شهرکها برای کنترل کامل خانواده شهدا تمام امکانات رفاهی و خدماتی وجود داشت تا خروج آنها به حداقل برسد.
برخورد مسؤولان بنیاد با خانواده شهدا چگونه بود؟
خیلی بد. بگذارید در این باره یک خاطرهای را بگویم. یک روز من همراه فرزند کوچکم در دفتر یکی از معاونان آقای کروبی بودیم که یکی از همسران شهید برای دریافت کمک مالی به دفتر وی آمدند. به قدری زننده رفتار کردند که آن خانم با گریه از اتاق رفت. این نوع برخوردها با خانوادههای شهدا از طرف دوستان آقای کروبی زیاد بود. به نوعی در زمان ریاست آقای کروبی در بنیاد شهید تکریم ارباب رجوع (خانواده شهید) معنا نداشت.
مهم نبود که با مادر یک شهید یا همسر او چگونه باید رفتار کرد، اینکه باید با محبت برخورد شود، نه با تحکم و نه با توهین. خیلی دلم میخواهد بهعنوان یک خانواده شهید که خود همسر شهید و نماینده خانوادهای هستم که سه شهید تقدیم کشور و انقلاب کرده به آقای کروبی بگویم که ای کاش آن زمان که مفاسد در دستگاه تحت نظارت شما کاملا واضح بود و خودتان در جریان آن قرار داشتید فریاد میزدي، نه اینکه در برابر اعتراض، سیلی به صورت خانواده شهید بزند یا آنها را به زندان بیندازد. میخواهم بگویم، آقای کروبی ما فرزند شهید نداشتیم که اغتشاش کند و به خیابان بریزد. شیشه بشکند یا بخواهد که انتقامش را از مردم عادی بگیرد.
صحبت دیگری دارید؟
ممنون، امیدوارم هر گامی که برمیدارید برای رضای خدا باشد. والله قسم اینها حرفهایی نیست برای محکومیت کسی که از روی هوای نفس زده شود، روزی که از روی هوای نفس باشد انشاءالله که خدا همه چیز را برملا میکند چرا که دست تقدیر همه چیز را نشان میدهد. این حرفها جز حقانیت نیست و حاضرم در دادگاه عدل الهی نیز اینها را بگویم چون بارها گفتم که حق فرزندانم را خواهم گرفت، بارها گفتهام اگر ظلمی در حق من شده به عنوان همسر شهید گذشت کردهام ولی از حق فرزندانم نمیگذرم. امام بارها فرمودند، خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند، اما آقای کروبی! در زمان شما با این چشم و چراغ چه کردند؟ آقای کروبی! اگر من و امثال من شهید نمیدادیم اینجا بوسنی وهرزگوین بود، اینجا زندان ابوغریب بود و آن بدرفتاری و تجاوزی که الان شما فریاد میزنید، آن روز بود. آقای کروبی این صحبتها از زبان همسر شهیدی است که خیلی سختی کشیده تا به اینجا رسیده است. با این حال اگر ما هر مشکلی داریم باید میان خودمان حل کنیم، نباید بیگانه را وارد حریم خود کنیم، ما یک خانواده هستیم. آقای کروبی! مگر ما زمان جنگ مشکل نداشتیم، آیا این مشکلات را بیان کردیم؟ نه، مراقبت کردیم تا مبادا دشمن سوءاستفاده کند، خون دل خوردیم. تا ولایت فقیه پابرجاست ما گوش به فرمان ولی امر خود هستیم. چطور شده که امروز آقای کروبی داد و فریاد میکند که به داد زندانیها برسید، بدون آنکه هیچ سند و مدرکی ارائه کند؟ آیا خانوادههای شهدا و بسیجیها از شما میگذرند؟ آقای کروبی! خدا را در نظر بگیرید، شهدا زنده هستند و اگر خطا کنیم ما را به پای میز محاکمه میکشند. راه برگشت هنوز هست، شاید مردم و خانواده شهدا شما را ببخشند.
در تأسيسات هستهاي؛
اسرائیل از کارگران به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میکند
یکی از کارگرهای اسرائیلی که در تأسیسات هستهای این رژیم، مشغول کار است، از رازی هولناک پرده برداشت. مطابق افشاگریهای وی، اسرائیل از کارگران به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میکند. بر اساس گفتههای او، کارگرهای اسرائیلی مجبور به نوشیدن اورانیوم به عنوان بخشی از یک آزمایش هستهای شده بودند. این کارگر که سابقا در مرکز تحقیقات اتمی «نگو» مشغول به کار بوده است، 4 ماه قبل با مراجعه به دادگاه ادعا کرد که آزمایشی برخلاف پیمان هلسینکی درباره منع آزمایش روی انسان صورت گرفته است. در دادخواست این شکایت آمده: «رضایت کتبی کارگر برای انجام این آزمایش اتخاذ نشده و من درباره ریسک عوارض جانبی و خطرات این آزمایش نیز توجیه نشده بودم». 5 کارگر اسرائیلی ادعا کردند که در سال 1998 اقدام به نوشیدن اورانیوم برای انجام یکسری آزمایشات کردهاند. بولیوس ملک، کارگری که 4 ماه قبل دست به شکایت در دادگاه بئر السبع زد، گفت: «پس از کشف این مساله و آگاهی درباره تجاوز و زیر پا گذاشته شدن قانون در آزمایشگاهها، در معرض تهدیدهای مختلف قرار گرفتم. از طرف مسؤولان اسرائیلی به من گفته شد که اگر استعفا ندهی از کار برکنار خواهی شد». الکساندر اسپینرد، وکیل مدافع این کارگر گفت: «موکل من و 5 کارگر دیگر به خاطر تقاضای مسؤولان، مقداری اورانیوم نوشیدند و موکل من به سبب ترس از مسؤولی که این تقاضا را مطرح کرده بود، این کار را کرد».
وزیر نفت خبر داد: کشف یک میدان عظیم نفتی در کشور
گروه اقتصادي: وزیر نفت از کشف یک میدان عظیم نفتی در کشور خبر داد. به گزارش شانا، مهندس غلامحسین نوذری دیروز از کشف یک میدان بزرگ نفتی خبر داد و گفت: اطلاعات مربوط به موقعیت دقیق جغرافیایی، حجم ذخایر درجا و قابل استحصال این میدان بزودی اعلام میشود.گفته میشود، این میدان، یکی از بزرگترین میدانهای نفتی كشف شده ظرف سالهای اخیر است که به همت متخصصان ایرانی در مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران کشف شده است.این گزارش میافزاید: با توسعه عملیات اکتشافی در سالهای 84 تا سال جاری 17 میدان جدید نفت و گاز در کشور کشف شده و در مجموع 24 میلیارد و 283 میلیون بشکه هیدروکربور مایع درجا شامل 20 میلیارد و 591 میلیون بشکه نفتخام و 3 میلیارد و 692 میلیون بشکه میعانات گازی و همچنین حدود 111 تریلیون و 372 میلیارد فوت مکعب گاز به ذخایر درجای کشور افزوده شده است.
حسن رحيمپور ازغدي:
بعضي جناحهاي سياسي آلوده به تفكر سكولار هستند
عضو شوراي انقلاب فرهنگي، بعضي جناحهاي سياسي كشور را آلوده به تفكر سكولاريسم عنوان كرد.به گزارش فارس از مشهد، حسن رحيمپورازغدي ظهر دیروز در جمع بسيجيان فرهنگي كشور اظهار داشت: در كشور اتفاقي مبني بر ايجاد متدين سكولار افتاده است كه خود را در صفبنديهاي سياسي نشان ميدهد. وي با اشاره به اعتقاد اين افراد مبني بر ساختن كشور براساس دنيامحوري گفت: اين افراد كه ظاهر ديني دارند، معتقدند افراد ميتوانند شخصا متدين باشند اما نبايد نظام اقتصادي، اجتماعي، سياسي و خانواده و آموزش و پرورش بر اساس مفاهيم و مباني ديني ايجاد شود. عضو شوراي انقلاب فرهنگي ادامه داد: در 150 سال اخير نوعي مسلماني در جهان اسلام با عنوان دين مدرن و تحت تاثير انسانشناسي جديد غرب به وجود آمد كه بايد به آن توجه كرد. وي خاطرنشان كرد: اين نوع تفكر تاثير خود را بر آموزش و پرورش كشور نسبت به اينكه چه كسي سركار آمده گذاشته است. اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه بخشي از دعواهاي سياسي در كشور ناشي از تعصب و دنيامحوري است، گفت: در دهه 60، نظام جريانهاي سكولار را كه دست به عمليات مسلحانه زده بودند تصفيه كرد اما دعواي ميان متدين ديندار و متدينسكولار در 20 سال گذشته ادامه داشته و از اين پس نيز ادامه دارد. وي افزود: بعضي از جناحهاي سياسي كشور آلوده به اين تفكر هستند هر چند ظاهر متدين داشته باشند اما در اين 30 سال هرجا كه دستشان رسيده است شؤون جامعه از جمله اقتصاد، خانواده، آموزش و پرورش و تعليم و تربيت را به اين سمت كشاندهاند. عضو شوراي انقلاب فرهنگي ادامه داد: بعضي از اين افراد حسن نيت داشته و خائن نبوده و معتقد به پيشرفت و توسعه كشور بر اساس سكولاريسم هستند. رحيمپور ازغدي افزود: افرادي در دهه گذشته براساس همين قانون اساسي بر ما حاكم شدند كه من معتقدم جاسوس نبودند اما استحاله فكري شدهاند. وي با اشاره به سابقه اين افراد و فداكاريهاي آنان در انقلاب و دفاع مقدس خاطرنشان كرد: در 30 سال قبل همين افراد با گروههاي منحرف مقابله كرده و عليه آنان بيانيه صادر ميكردند اما هماكنون كه در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي با عنوان دهه عدالت و پيشرفت هستيم اين افراد گفتههايي را بيان ميكنند كه 30 سال قبل با آن مبارزه ميكردند. اين پژوهشگر ديني گفت: كساني از آنان در 20 سال قبل، از ما حزباللهيتر بودند و به حزباللهي بودن ما شك داشتند اما اكنون مقاله عليه قرآن مينويسند؛ هر چند ممكن است روزه و نماز آنان برقرار باشد.
گاردین: نیروهای انگلیسی خونبارترین ماه خود را در افغانستان تجربه کردند
گروه بين الملل: یک روزنامه انگلیسی در گزارشی با اشاره به افزایش خشونتها علیه نظامیان انگلیسی در افغانستان نوشت که سربازان این کشور خونبارترین ماه را در افغانستان تجربه کردند. روزنامه «گاردین» در گزارشی با اشاره به تلفات اخیر نظامیان انگلیسی در افغانستان نوشت: نیروهای انگلیسی در افغانستان خونبارترین ماه را از زمان حمله به این کشور در سال 2001 تاکنون تجربه کردهاند. این امر نگرانیها در دفتر نخستوزیری درباره تلاش دولت برای جلب حمایت عمومی از ماموریت نظامی را افزایش داده است. با وجود اینکه «باب اینسورث»، معاون وزیر دفاع انگلیس اخیرا تاکید کرد، جنگ علیه نیروهای طالبان قابل پیروزی است، مقامات رسمی در انگلیس فاش کردند که 94 انگلیسی در ماه جولای آسیب دیدند که این آمار 2 برابر تعداد تلفات در ماه ژوئن و4برابر ماه مه است. از این تعداد 31 نفر بشدت مجروح شدند. بر اساس این گزارش، شمار تلفات سال جاری تاکنون از میزان نهایی تلفات در سال 2008 فراتر رفته است.
افغانستان این روزها حال و هوای انتخاباتی به خود گرفته ولي باز شاهد ناآرامیها و حملات علیه نیروهای اشغالگر بوده است. فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو نیز در این کشور درصدد تقویت نیروهای رزمی خود در افغانستان است.
انقراض کودتا در ایران
دولت محمد مصدق تنها 3 سال پس از آنکه وی توانست به واسطه بسیج توده مردم توسط آیتالله کاشانی، نفت را از یوغ استکبار رها کند و نام وطن را بر آن ثبت کند، توسط افرادی چون شعبان جعفری که عمق معارف سیاسیاش مضحک بود و دامنه مناسباتش از گاراژها و چالهمیدانهای تهران فراتر نمیرفت، با طراحی و حمایت دولتین آمریکا و بریتانیا ساقط شد. مصدق که حتی نامه هشدارآمیز کاشانی درباره خطر وقوع کودتا در 27 مرداد را کوچکترین وقعی ننهاد، شاید گمان نمیبرد روزگاری بدون مقاومتی قابل شماره از سوی مردم اینگونه کنفیکون شود، اما وقوع کودتای 28 مرداد و سقوط مدیریت ملیگرای مطلق موجب آن شود تا در صفحات تاریخ این اندرز برای آیندگان به یادگار ماند که «فرقت از توده مردم» آفت کشنده رجال است. بررسی روند اختلافات ملیون با طرفداران آیتالله کاشانی و نقش اکسیرگونه مروجان و نمادهای دینی در بسیج عمومی برای یک مطالبه بیشینه، نشان میدهد فراز و فرودهای کلان سیاسی متاثر از میزان رفاقت با مذهبیون است. روحانیت با انقلاب 57 نشان داد زایمان ناقص استعمارستیزی در دوران ملی شدن صنعت نفت ناشی از چه بود. 25 سال پس از نتیجه شکاف مصدق و کاشانی، ایران ثمره خیزشهای کلان مردمی را در انقلاب اسلامی متبلور دید و همگان دیدند که ایران بر پاشنه ایدئولوژی اسلامی میچرخد، البته این به معنای نفی مطالبات ملیگرایانه نیست که در واقع جهتبخشی آرمانی به این مطالبات است. وجه تشابه ملی شدن صنعت نفت و تشکیل دولت مصدق با انقلاب اسلامی، حمایتهای مردمی است و این تاثیرگذاری آرای مردمی است که توطئههای خارجی را پدید میآورد. تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی ایران واضح ساخته است که حرکت روشنگرایانه انقلاب که منجر به ارتقای آگاهیهای عمومی از رویدادها میشود به آسانی قابل ممانعت نیست. این ویژگی انقلاب موجب ایجاد یک جامعه هوشیار میشود و آنگاه که این جامعه توسط یک رهبر هوشمند هدایت شود، همه چیز برای عاملان، کارگزاران و بازیگران فتنهها دشوار میشود. حوادث ناگوار اخیر نشان داد این 2 عنصر یعنی رهبری هوشمند و مقتدر و نیز جامعهای هوشیار و مطلع، اینک به وضوح در جامعه ایران حضور دارند. اگر روزگاری امثال شعبان جعفری از دست علیامینی مدال «وطن پرستی»! میگرفتند اما اینک امثال امینیها و بیمخها یا گرفتار بند بیداریاند و یا در مخمصه درماندگی سخت پریشان. مهمترین ماحصل این رخداد میمون درک این واقعیت برای دولتین آمریکا و انگلیس است که عیار هوشیاری و استقلالخواهی مردمان این زمان ایران، مرتبهای بسیار رفیعتر از گذشته دارد.