|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
10 |
|
9 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
رهبر انقلاب با اشاره به حوادث پس از انتخابات 22 خرداد:
موفق نشدن نخبگان در امتحان امروز موجب سقوط آنها خواهدشد
گروه سیاسی: حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ديروزدر دیدار مسؤولان نظام اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم، بعثت پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) را مقطعی مهم در تاریخ بشریت دانستند و تاکید کردند: امروز اصلیترین نیاز جامعه اسلامی عمل به پیام بعثت و ملاک قرار گرفتن عقل و خرد، حاکم شدن فضیلتهای اخلاقی و مبنا قرار گرفتن انضباط قانونی در جامعه است که در این زمینه وظیفه نخبگان و بزرگان بسیار
با اهمیت است.
حضرت آیتالله خامنهای با تبریک عید بزرگ مبعث پیامبر اعظم (ص) به امت اسلامی و ملت ایران، تربیت عقلانی و تاکید بر خرد گرایی و تدبّر را مهمترین بخش پیام بعثت برشمردند و افزودند: اولین کار پیامبر مکرم اسلام (ص) حاکم کردن عقلانیت در جامعه اسلامی بود زیرا تربیت قدرت تفکر و نیروی خرد در جامعه، حَلاّل همه مشکلات، مهار کننده نفس و زمینهساز عبودیت انسان است. ایشان با اشاره به تربیت اخلاقی به عنوان دومین بخش پیام بعثت خاطر نشان کردند: رواج فضیلتهای اخلاقی در جامعه همچون هوای لطیفی است که زمینه زندگی سالم را فراهم میآورد و انسان را از حرصها، جهالتها، دنیاطلبیها، بغضهای شخصی و سوءظن به یکدیگر باز میدارد و به همین دلیل است که در اسلام تزکیه و رشد اخلاقی بر تعلیم مقدم است.
رهبر انقلاب اسلامی، تربیت و انضباط قانونی را سومین بخش پیام بعثت خواندند و با اشاره به پیشقدم بودن پیامبر اسلام(ص) در عمل به احکام و دستورات اسلام افزودند: همه این موارد برای جامعه اسلامی شاخص و معیار است و میدان زندگی نیز صحنه آزمایش انسانها ست.
حضرت آیتالله خامنهای عزت کنونی ملت ایران را نتیجه موفقیت و سربلندی در آزمایشهای دشوار 30 سال گذشته دانستند و تاکید کردند: خداوند متعال پاداش این موفقیتها را دستاوردهای بسیار بزرگی برای ملت ایران قرار داده است و امروز نیز آحاد مردم در جهت اهداف بلند اسلام در حال حرکت و مجاهدت هستند که نتیجه آن هم احساس عزت و هویت ملت ایران است. ایشان افزودند: اینکه قدرتهای استکباری دنیا شعار خود را مقابله با جمهوری اسلامی ایران قرار دادهاند و نظام اسلامی را مانع تحقق اهداف شوم خود بویژه در منطقه خاورمیانه میدانند، نشاندهنده عظمت ملت، نظام و دولت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی این دستاوردها را نتیجه حرکت ملت ایران در عرصه دستورات دین دانستند و با یادآوری نقش عامل بودن نخبگان، بزرگان جامعه و مسوولان به عنوان الگوی مردم، خاطر نشان کردند: ملت ایران در 30 سال گذشته نشان داده است که ملت وفادار و با گذشتی است و در قضایا و حوادث اخیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری نیز این ویژگی ملت ایران بار دیگر آشکار شد. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: در میان ملت ایران سلایق مختلفی در عرصه زندگی اجتماعی وجود دارند که هر کدام نظر خود را بیان میکنند اما آنجایی که ملت احساس میکنند، مساله دشمنی با نظام در میان است و دستی، حرکتی را برای ضربه زدن به نظام مدیریت میکند، از او فاصله میگیرند، حتی اگر همان شعاری را بدهد که ملت به آن معتقد است.
ایشان حوادث اخیر را تجربه و درس مهم دیگری برای ملت ایران در کنار تجربههای سالهای گذشته ارزیابی و تأکید کردند: این حوادث، این تجربه و درس را بههمراه خود داشت که حتی در زمانی که حرکتی بزرگ در کمال آرامش و ثبات انجام میگیرد، نباید از نقشه و کید دشمن غافل ماند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در حالیکه همه اذعان داشتند انتخابات اخیر با حضور40 میلیونی مردم، یک عظمت بینظیر از ابتدای انقلاب و نشان دهنده قدرت نظام برای به صحنه آوردن مردم بعد از گذشت 30 سال است، در عین حال همه متوجه شدند در چنین شرایطی نیز نباید از کمین و برنامه ریزی دشمن بهمنظور ضربه زدن به ملت غفلت کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ادعای دشمنان ملت ایران مبنی بر دخالت نکردن در مسائل داخلی کشور افزودند: در حالیکه دخالت دشمنان بویژه نقش رسانههای آنها کاملاً آشکار است، این ادعا نشاندهنده بیحیایی است.
ایشان با یادآوری هشدار چند سال قبل درباره نقش برجسته دستگاههای تبلیغاتی و اطلاعاتی استکباری برای مقابله با استقلال ملتها و منصرف کردن آنان از حرکت در مسیر عزت و استقلال، خاطر نشان کردند: دشمنان ملت ایران از رسانههای خود، علناً برای گروههای غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگی ایجاد نا امنی، تخریب و درگیری پخش میکنند و از طرف دیگر مدعی میشوند که در امور داخلی ایران دخالت نمیکنند در حالیکه آشکارترین دخالتها را انجام میدهند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم تفاوت قائل شدن میان اغتشاشگران و مردم افزودند: البته رسانههای استکباری بهمنظور حمایت از اغتشاشگران آنها را مردم مینامند در حالیکه مردم، آن جمعیت میلیونی است که بهمحض دیدن این اغتشاشگران و مفسدان، خود را کنار میکشد و آنها را با دیده نفرت و انزجار نظاره میکند. حضرت آیتالله خامنهای تاکید کردند: هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
ایشان با تأکید بر اینکه اهداف بلند ملت ایران و سعادت دنیا و آخرت جامعه در سایه آرامش و امنیت محقق خواهد شد، برهم زدن امنیت را بزرگترین گناه دانستند و خطاب به نخبگان خاطر نشان کردند: نخبگان هوشیار باشند، زیرا هرگونه حرف، تحلیل و اقدام آنان که موجب بر هم خوردن امنیت جامعه شود، حرکت در خلاف مسیر ملت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتنهای خود باشند، زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفتهاند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد. ایشان تنها راه رهایی از چنین سرنوشتی را ملاک قرار دادن خرد و عقلانیت دانستند و خاطر نشان کردند: البته عقلانیت، این سیاسیکاریهای متعارف نیست، زیرا سیاسیبازیها خلاف عقل است و کسانی که سیاسیکاری را اقدام عقلايی میدانند، اشتباه میکنند. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: راه صحیح عقلانیت، همان راهی است که عبادت خدا را هموار کند و شاخص آن نیز این است که خود قضاوت کنیم، آیا سخنان و موضع گیریهای ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد، بنابراین نباید خود را فریب دهیم. حضرت آیتالله خامنهای لزوم تعمق در پیامهای مهم مبعث و نگاه فراتر از یک جشن به این واقعه را یادآور شدند و خاطرنشان کردند: مبعث یک مقطع بسیار مهم برای بشریت است، زیرا حرکتی که پیامبر اسلام (ص) در مدت 10 سال حکومت خود انجام دادند و تحولی که در تاریخ بشریت ایجاد کردند، با هیچ حرکت و اقدامی قابل مقایسه نیست.
در ابتدای این دیدار دکتر احمدینژاد، رئیسجمهور در سخنانی ضمن تبریک بعثت پیامبر اکرم(ص) با اشاره به نقش این واقعه بزرگ تاریخی در نجات انسانها از تاریکی جهل و ظلم و رهنمون کردن آنان بسوی نور هدایت، گفت: پیامبر اسلام(ص) در عمل به دستورات اسلام همواره پیشقدم بودند و مشکلات کنونی بشریت ناشی از دوری از مسیر نبوی است.
رئیسجمهور با اشاره به صبر و استقامت و مجاهدت ملت ایران در 30 سال گذشته، افزود: جامعه اسلامی ایران مفتخر به پیروی از راه نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) است و این ملت با تأسی به سیره نبوی اجازه نخواهد داد دشمنان بشریت، حقوق انسانها را پایمال کنند.
آقای احمدینژاد همچنین با اشاره به برگزاری انتخابات ریاستجمهوری تأکید کرد: برگزاری آزادترین، پرشورترین و بی نظیرترین انتخابات و برگزیدن راه پر افتخار انقلاب اسلامی نویدبخش آیندهای روشن برای ملت ایران و بشریت است.
خبر
گزارش افزايش توليد و سهم بازار
در مجمع ساليانه سایپا
گروه اقتصادي: در جلسه مجمع عادي عمومي سالانه سايپا سود هر سهم 500 ريال اعلام شد. با حضور نماينده سهامداران حقوقي و سهامداران حقيقي مجمع عادي سالانه سايپا برگزار شد. در ابتدا هياترئيسه در حضور بازرسان سازمان بورس به ارائه گزارش عملكرد يكساله خود پرداختند و پس از تبادل نظر به اتفاق آرا به هر سهم مبلغ 500 ريال سود تعلق گرفت. به گزارش خبرگزاري موج،گروه خودروسازي سايپا با تصاحب 1/52 درصد سهم بازار خودروهاي سواري كارنامه خوبي در سال 87 از خود برجاي گذاشت. در بخش توليد خودرو گروه سايپا توانست با 3/14درصد رشد نسبت به سال گذشته و 1/18درصد افزايش درآمد فروش نسبت به سال پيش گام مهمي در افزايش سود عملياتي بردارد به نحوي كه 8/4 درصد افزايش سود عملياتي و 2/4 درصد افزايش سود خالص نسبت به سال 86 داشته است. در حوزه صادرات نيز شركت سايپا با 7/41 درصد رشد نسبت به سال 86 توانسته موفقيت قابل توجهي در كسب بازارهاي خارجي بهدست آورد. برهمين اساس سهام سايپا نيز در سال 1387 روند باثباتي را طي كرد كه در مقايسه با افت شاخص كل صنعت، مطلوب به نظر ميرسد.
تداوم واکنشها به قتل شهیده شربینی
گروه بینالملل: اتحادیه وکلای عرب متعهد شد به پیگیری پرونده قتل مروه شربینی، شهیده حجاب ادامه دهد. حمدی خلیفه، رئیس اتحادیه وکلای عرب و رئیس اتحادیه وکلای مصر در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: ما تحقیقات درباره قتل دکتر مروه شربینی را تا زمانی که قاتل وی به جزایی که مستحق آن است برسد، پیگیری میکنیم. وی قصاص آلکس دبلیو، قاتل مروه شربینی را خواستار شد و عنوان داشت: اعضای کمیته دفاع هرگز از هیچ تلاشی تا زمان صدور حکم نهایی مبنی بر محکوم کردن قاتل و قصاص او چشم پوشی نخواهند کرد. از سوی دیگر اتحادیه سازمانهای اسلامی فرانسه در بیانيهای شهادت مروه شربینى را بشدت محکوم کرد.
قصه ما و هاشمي
حسینقدیانی: جیرجیرکها حشرات عجیبی هستند؛ چند روز بیشتر عمر نمیکنند اما به اندازه یک موجود صدساله سروصدا دارند. در یک مزرعه برنج، رنج را برنجکاران میبرند ولی جیرجیرکها چنان با جیرجیر خود هیاهو میکنند که انگار، گنج دانه برنج با رنج ایشان حاصل شده است!
آدمی را هم قصه همین است؛ آنکه در مزرعه انقلاب کار میکند و فريب علف هرز را نمیخورد، فروتن است اما برخي همواره خود را طلبکار انقلاب میدانند. یکیشان را من با همین چشمان خود دیدم كه دم از موسوی، خاتمی، کروبی و یک چندتایی نقطهچین ناقابل(!) میزد و شعار میداد: «هاشمی، هاشمی! سکوت کنی، خائنی» ... نه، راه دوری نرو. پسر یکی از همین حضرات بود. آقازاده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما چه کرده، از آن حرفهاست. حرفها با هم زدیم: از این همه پیامبر، گشته بود جرجیس را انتخاب کرده بود. پدرش مدعی خط امام است و مرجع تقلید خودش شیخ سادهلوح! من حالا اصلا کاری به اثرات لقمه شبههناک ندارم؛ هرچند از هیچ و پوچ، سر از ویلای فرمانیه دربیاوری بیتاثیر نیست! البته این را منکر شد. میگفت: پدر من هم مثل «هاشمی» از قبل انقلاب وضعش خوب بوده است. این ادعا را من دستکم از زبان 10، 20 آقازاده شنیدهام. اغلب دروغ میگویند. دیوار حاشا بلند است اما دیگر نه اینقدر! در ثانی «حضرت روحالله» به چه کسانی با خطاب و عتاب می فرمودند: «یادتان نرود که شما را همین مردم از حجرههای تنگ و از نداریها و از فقر و زندان به این مقام رساندهاند». امام راحل ما مظهر صداقت بود. دروغ نگویید. از کوخ وارد کاخ شدهاید و حالا دروغهای شاخدار میگویید. جرم این است که تا خرخره خورده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما هیچ کاری نکرده است. گفتم که؛ جر زدن فقط خصلت جیرجیرکها نیست. البته آقازاده قصه ما با کفش نماز نخواند، قبله را هم درست بلد بود. تازه «و لا الضالین» را هم از من و شما بهتر میکشید، اما... اما با «ولایت» که نباشی، خواه به نماز ایستاده باشی، خواه به شراب نشسته باشی. «شریعتی» راست میگفت. کوفیانی که «علی(ع)» را تنها رها کردند، چه فرقی میکرد در کعبه باشند یا در بتخانه... . اینجا ولی کوفه نیست، کوفه یک شهر بود ولی اینجا «مدینه عشق» است. ایران ما مجموعهای است از مدائن ولایتمدار. شعار نمیدهم؛ در دیار ما هر جا که لازم بود، گل لاله شکوفه زد. اینجا کوفه نیست که آه ولیالله را با سینه چاه بتوان گره زد. ما حسرت این آه را بر دل مخالفان حزبالله خواهیم گذاشت. نشنیدید که وقتی هاشمی با حرفهای خود، قند در دل غربيها آب کرد، ملت غیرتی شد و ندا داد: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند»... و آقای رفسنجانی این بار خطاب به مردم و نه جرزنها گفت: انشاءالله موفق باشید! ماجراها داریم ما با این آقای هاشمی. بسیار دوستش داشتیم ولی اینک! اینک فاصلهها بین ما افتاده. مطلب «جناب موسوی! بسمالله» را یادتان هست؛ قرارمان این نبود ولی تو قرارمان را بههم زدی... وانگهی! اصلا بحث عشق و نفرت نیست. سینه ما پر از کینه دشمن است. در این سینه پر سکینه، زخمی هم از جانب دوست اگر رسد عیبی نیست. شیعه از این زخمها زیاد خورده و از این زخمزبانها زیاد شنیده اما آقای هاشمی! ماجرایمان را از همین شعار «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» شروع کنیم؛ شما از این شعار هیچ خوشتان نمیآید. آن «موفق باشید»ی هم که نثار ما کردید، لطف شما بود. عزت زیاد! خوب یادم هست سالها پیش، از همین جایگاه، به بهانه یک بحث تاریخی، گریزی هم به این شعار زدید و ضمن تجلیل از نقش کوفیان، فرمودید که این شعار، ایشان را خوش نمیآید. من نمیدانم کدام ساکن کوفه امروز هست که از شعار ما ناراحت شده باشد؟ و مگر مراد ما از «کوفه» در شعار «ما اهل کوفه نیستیم» کوفه امروز است؟ باورم هست کوفیان امروز هم وقتی بعد از خروج موقت نظامیان غربی از عراق، دست به جشن و پایکوبی زدند، ترجمان دیگر هلهلهشان همین شعار بود اما دلمان برای کوفیان نسوزد، آنکه از این شعار، غمی به دل گرفت، شما بودید نه کوفیان. چرا؟ براستی چرا؟ ما آن زمان هنوز به شما اقتدا میکردیم و نمازمان فراديَْ نبود، ولی شما که ضمیر مرجع شعار ما نبودید، چرا؟ شما چرا؟ ما این شعار را میگفتیم که لرزه بر اندام دشمن بیفتد. ما این شعار را میگفتیم که بگوییم« خامنهای، خمینی دیگر است». ما این شعار را سرمیدادیم که بگوییم دوران بعد از «محمد(ص)» دیگر تکرار نمیشود. ما این شعار را سر میدادیم که بگوییم دیگر «علی (ع)» خانهنشین نمیشود. کجای شعار ما تعرض به شما بود که شعارمان ناراحتتان کرد. میگویید بحث تاریخی، اصلا در این شعار، کوفه، نماد هیچ شهر و دیاری نیست که حالا بخواهد درگیر تفاسیر مورخان شود. ما مرادمان نه تاریخ بود، نه جغرافیا. کوفه در شعار ما نماد خوارج است. نماد ناجوانمردان. نماد آنان که نان نظام را خوردهاند و مثل آن آقازاده محترم، سنگ دشمن را به سینه میزنند. حالا من از آيت الله مصباح یزدی و آیتالله یزدی حرفی نمیزنم که شما بگویید اینها با من زاویه دارند.
من از کسی حرف میزنم که عکسش را در دست گرفته بودند؛ از شریعتی. خدا رحمت کند شریعتی را. میگفت، خوارج کسانی هستند که کلمات دشمن را تکرار میکنند به زیان دوست. جناب هاشمی! یادتان هست روزهایی را که بچههای حزبالله میگفتند: «خطبه هاشمی،نماز خامنهای»؟! باورمان نمیشد خطبه هاشمی بیشتر از دوست، به دل دشمن بنشیند. تو نیز قرارمان را بههمزدی! ما البته شما را برای انقلاب میخواستیم، نه برای خودمان و نه برای خودتان. اما شما در دولت سازندگی به کارگزارانی میدان دادید که شما را فقط برای خودشان میخواستند و همین جماعت به اسم توسعه و به بهانه سازندگی، چرخ زندگی اغلب مردم این مرز و بوم را فلج کرد. حوادث حاشیه شهرها که یادتان نرفته است. حادثه همین اسلامشهر تهران را در یاد دارید؟ جناب هاشمی! ما علاقهمند به شما بودیم، اما چه کسانی در دل ما بذر تردید نسبت به حضرتعالی را کاشتند؟ نگویید احمدینژاد. ما بسی قبلتر از افشاگریهای او نسبت به پارهای از رفتارهای دوستان، بستگان و وابستگان شما مردد شده بودیم. قصه مال سالها قبل بود. قبلتر از آنکه به پادشاه یکی از این کشورهای همسایه، وعده داده شود دولت احمدینژاد 6ماه بیشتر دوام نمیآورد! داستان ما دست بر قضا از لابهلای خاطرات خود شما تیره و تار شد. آنجا که مردان شهید من در «بیتالمقدس» و «کربلای پنج» و «خیبر» و «بدر»، آسمانی شدند و این را به شما «محسن رضایی» خبر داد و شما چند خط بعد، فرزندان خود را روانه «جواهر ده»، این منطقه خوش آب و هوای نزدیک رامسر کردید. اینکه دیگر تهمت احمدینژاد به شما نیست. بخشی از خاطرات خود شماست... و قصه ما و شما سر دراز و پر رمز و رازی دارد. جناب هاشمی! گفته بودید عاشق رهبر انقلاب هستید. گفته بودید «هیچ دو نفری را آن اندازهای که من و آقای خامنهای به همدیگر نزدیک هستیم، نمیشناسید». رسم عاشقی، دلتنگی است نه نامه سرگشاده! ما اما عاشق شما نیستیم. پس بر ما حرجی نیست که به شما نامه سرگشاده بنویسیم. اما رسم عاشقی، نامهای بدون سلام و بیوالسلام نیست. رهبری مگر فتنه را تمام شده نخواندند، پس دیگر راهکار شما برای خروج از بحران چیست؟! کدام بحران؟ کدام 18 تیری در این مملکت، ختم به 23 تیر نشده است؟ میگویید مردم در سلامت انتخابات تردید دارند؟ کدام مردم؟ از فرزندان سرمایهدارانی حرف میزنید که در دولت سازندگی همهكاره كشور شدند؟ از فرزندان کسانی حرف میزنید که پدرانشان به جرم جاسوسی در زندانند. از کسانی حرف میزنید که با اتومبیلهای دانشگاه آزاد، پای مبارکشان توسط جناب جاسبی به نماز جمعه باز شد و با کفش به نماز ایستادند؟ و اما اگر بنا به تردید مردم باشد، مردم نسبت به مسائل دیگری هم مردد هستند؛ مردم تردید دارند که مسؤولان، مثل آنها زندگی معمولی دارند یا خیر؟ مردم در شک و دودلی هستند که آیا آقازادهها، اهل سوءاستفاده از جایگاه پدرانشان هستند یا خیر؟ مردم مرددند که چگونه برخیها در پستهای کلیدی مسؤولیت دارند اما از حرفشان، دشمنان نظام شاد میشوند؟ مردم پر از ابهام شدهاند که چرا معترضان به نتیجه انتخابات به جای سند و دلیل رطب و یابس میبافند.
مردم در بهت فرو رفتهاند که چرا مدعیان امام راحل به جای پشتیبانی از ولایت فقیه، حرف دشمن را تکرار میکنند. مردم در حیرتند که چرا بستگان شخصیتهای برجسته نظام، اوباش را تحریک به آشوب میکنند؟ مردم متاسفند که چرا آقازادههای برخی حضرات در نماز جمعه از آنها میخواهند که نماز را به اغتشاش بکشانند؟! مردم متحیرند که چرا یک آقازاده، با نفوذ خاص خود باعث آزادی یک تبهکار خائن میشود؟! مردم متعجبند که چرا به بیگانه وعده سقوط دولتشان داده میشود؟! و... و مردم نگرانند که چرا باید در نماز جمعه به جای آنکه به امام جمعه اقتدا کنند، باید نماز را به صورت فرادی به جای آورند؟! جناب هاشمی! میدانم، نماز جمعه را نمیشود فرادی خواند. اما گاه هست که حج را با تمام عظمتش باید نیمه تمام رها کرد و راهی کربلا شد، اینکه نمازجمعه است! آنکه حسین(ع) مولای اوست در بند عادت عبادت نیست و هیچ سعادتی برای او لذتبخشتر از شهادت نیست. پس بگذار در قنوت خود نیز خرق عادت کند و «اللهمرزقنا شهادهًْ فی سبیلک» بخواند. جناب هاشمی! اما این بذرهای تردید را میتوان تدبیر کرد و مردم را از شک و دودلی درآورد. ما نیز راهکارهایی ارائه میکنیم؛ نخست اینکه فرمایش خودتان، آری، همه باید پایبند قانون باشند. اگر آقازادهای خلاف قانون و با زدوبند موجب آزادی یک مفسد اقتصادی شد، با او باید همانطور برخورد شود که با دیگران میشود. دیگر راهکار اینکه با مردم و نظام و رهبری روراست باشیم؛ این نمیشود که عاشق یار باشیم و با حرف خود، استقبال اغیار را باعث شویم. راهکار دیگر اینکه به همان اندازه که بعضی به دروغ فکر سلامت انتخابات هستند، فکر سلامت زندگی خود نیز باشند و اجازه ندهند احیانا امورات عدهای خاص با دودرهبازی و دور زدن قانون بگذرد و مشکلات مابقی ملت را بیندازند روی دوش احمدینژاد. دیگر راهکار ما این است؛ افرادی که رئیسجمهور درباره آنها سخن گفت در دادگاهی علنی از خود دفاع کرده و حق دفاع احمدینژاد را نیز برایشان محترم بدانیم. این دادگاه حتما باید علنی باشد تا بذر تردید از دل مردم زدوده شود.
راهکار دیگر ما مجازات آشوبطلبان اصلکاری است. راهکار دیگر ما این است که آقای کروبی بگوید به چه دلیل مسؤولان ستادش قصد بمبگذاری در مراسم سخنرانی آقای موسوی را داشتهاند. دیگر راهکار ما این است که ایشان بگوید چرا از شهرام جزایری پول گرفته و چرا برای این عمل زشت از امام عزیز، مایه میگذارد. راهکار بعدی ما این است که آقای موسوی به دلیل مشارکت در قتل شهروندان و زمینهسازی برای هرج و مرج محاکمه شود. در این صورت مطمئن باشید که بذرهای تردید از دل ملت برداشته خواهد شد. آری، ملت یعنی توده مردم؛ یعنی آحاد ملت. ملت که فقط همان دو، سه هزار نفری که خواستند مراسم نماز را برهم بزنند، نیست. اگر آنها به سلامت انتخابات تردید دارند، اگر آنها متاثر از چانهزنی در بالا، مشغول فشار از پایین هستند، آحاد ملت به سلامت همه این نقزنها، همه این جرزنها و همه این کسانی که قصد دارند سمن را جای یاسمن قالب کنند و خود را به جای ملت جا بزنند، تردید اساسی و جدی دارند. خیابانهای منتهی به نماز، یادگار بسیاری از شهدای ما است. من نمازم را درست در جلوی محوطه معروف به زمین فوتبال میخوانم که پدر شهیدم همیشه آنجا نماز جمعه میخواند؛ «جلوی کلیسا»، «خیابان طالقانی»، «میدان فلسطین»، «زیر سقف»، «جوی مسجد دانشگاه»: همه اینها روزگاری محل صلاهًْ پرستوهای مهاجری بود که به «فکه» رفتند تا «نماز سرخ» بخوانند. دین اگر خون بخواهد، سیدالشهدا نیز مکه را، این خانه خدا را رها میکند تا اینبار بر گرد «خدای خانه» طواف کند. آن زمان هم البته بودند کسانی که از حلقوم دوست، فریاد دشمن سر میدادند و فرزند ابوتراب و یاران وفادارش را خطاب میکردند که: حسین(ع) از دین خدا خارج شده است! ... و درست به همین دلیل است که ما امروز از دشمن زخم میخوریم و از دوست زخم زبان. اگر رهبرمان امر بر صبر میکند، پس ای ناسزاها، ما را دریابید و اگر امر بر جهاد میکند، ما اهل توفانیم نه باد.
القصه، امام خوبیها گفت، کاری نکنید که من با ملت، صریح سخن بگویم. زنهار! اگر امر مولا صریح شد، واکنش ما هم در این جمل واپسین، برقآسا و سریع خواهد بود.
***
و اما نوشتهام با جیرجیر جیرکها شروع شد. ژورنالیسم حکم میکند این وجیزه را با نوشتن درباره این موجودات، پایان دهم. ژورنالیسم را بیخیال؛ خواننده فهیم ما درگیر این عادات سخیف نیست. او الان به این میاندیشد که راستی، آن آقازاده، آقازادهای که چشم در چشم نویسنده مقاله انداخت و بیهیچ شرم و حیایی گفت: «پدرم از انقلاب طلبکار است»، فرزند کدامیک از این مدعیان خط امام بود؟!
بگذریم که ژورنالیسم هم رعایت شد. به جیرجیرکها(آقازادههاي فوق) رو بدهی، خود را صاحب مزرعه انقلاب هم میدانند.