نگاهی به کارنامه هنری فرامرز قریبیان
سرد دوستداشتنی!
مسعود حکمآبادی: کمتر کسی در سینمای ایران پیدا میشود که پیشنهادهای وسوسهانگیز تئاتری و تلویزیونی او را تحریک به حضور در قاب جادویی یا روی صحنه نکند اما واقعیت اینجاست که فرامرز قریبیان بعد از گذشت 34سال از حضورش در سینما، پذیرفت تا در تلویزیون ظاهر شود. شخصیت هنری قریبیان «از این شاخه به آن شاخه پریدن» را تداعی میکند، همانطور که او همه کارهای سینمایی اعم از بازیگری، کارگردانی، طراحی لباس، سرمایهگذاری و تهیهکنندگی را تجربه کرده و موفق و ناموفق در کارنامهاش دیده میشود، اما خود قریبیان از این انتخابها ناراضی نیست، همانطور که گفته است: «معتقدم کارهای زیر متوسط هم بازی کردهام، اما همه اینها آگاهانه بوده و مربوط به حرفه بازیگری میشود، من فیلمهایی که خوب نبودند را آگاهانه بازی کردم، به دلیل اینکه فکر میکردم فروش خوبی خواهند داشت».
کیمیایی، پیردوست و...
فرامرز قریبیان یکی از انشعابات گروه سه نفره کیمیایی، پیردوست و خودش است که منهای یکی که به سمت کارگردانی رفت و دیگری بازیگر شد، او هر دو عرصه را تجربه کرد. او بعد از «بیگانه بیا» به آمریکا رفت و بهرغم اینکه دستیاری کیمیایی در «قیصر» به او پیشنهاد شد، در آنجا ماند تا اینکه به پیشنهاد بازی در «زخمیها» جواب مثبت داد اما بعد از بازگشتش به ایران ساخت این فیلم منتفی شد، اما سال 52 دست به دست رفیق گرمابه و گلستانش در «خاک» ظاهر شد و بعد از آن، موفقیت چشمگیر او در «گوزنها» او را به اوج شهرت رساند.
قریبیان با این سه فیلم نشان داد که چهره و میمیک او خوراک فیلمفارسیهای دهه 50 است. او اما در همین دهه جز «خاک» و «گوزنها» 10 فیلم دیگر به همین سبک بازی کرد که جز «غزل» و بازی درخشانش در کنار محمدعلی فردین ثمره دیگری برایش نداشت.
بعد از این دهه، قریبیان نشان داد که تمایلی به بازی در نقشهای فرعی ندارد و برای همین هم در 16فیلمی که در دهه 60سینمای ایران بازی کرد، اکثرا در نقشهای اصلی ظاهر شد و توانست برای نقشآفرینی دلچسبش در «ترن» سیمرغ بلورین جشنواره فجر را از آن خود کند. این فیلم و «سناتور» اوج کارنامه بازیگری قریبیان در این دهه به حساب میآیند که اتفاقا خودش هم از آنها به نیکی یاد میکند.
تلخترین تجربه
اما بارزترین سال هنری او در این مدت سال 65 بود. او نخستين و تلخترین تجربه کارگردانیاش را رقم زد. قریبیان با حضور عبدالرضا اکبری و کاظم افرندنیا، «جدال در تاسوکی» را ساخت. این تجربه آنقدر برای او تلخ بود که تا 9سال به پشت دوربین بازنگشت. خود او هم ظاهرا زیاد این فیلمش را جدی نگرفته است که در یکی از گفتوگوهایش اذعان میکند «جدال در تاسوکی» را فقط برای این ساخته که به نوعی وارد حیطه کارگردانی شود! قریبیان 50ساله اما بیستوچهارمین سال بازیگریاش را خاطرهانگیز شروع کرد و در یکی از آثار درخشان کیمیایی ظاهر شد. بازی بینظیر او در «رد پای گرگ» فارغ از اینکه ثابت کرد قریبیان در این سن به دوران بلوغ هنری خود رسیده نشان داد که جنس سینمای کیمیایی را هم خوب میشناسد. سکانس فوقالعاده اسبدوانی قریبیان در خیابانهای تهران که الحق با بازی او جلا گرفته بود، هنوز هم به عنوان یکی از برترین صحنههای کارگردانی حداقل در سینمای دهه 70شناخته میشود.
قریبیان بعد از اوجی که با «رد پای گرگ» برای خود رقم زد یک نقطه عطف دیگر را در کارنامهاش به جای گذاشت و آن بازی در اولین و تنها نقش کمدیاش در «دو نفر و نصفی» ساخته یدالله صمدی بود. او بعد از این فیلم هیچگاه در نقش کمدی ظاهر نشد و سال 70را با چهار فیلم به پایان رساند.
ساخته برجسته امیر قویدل که از بارزترین آثار کارگردان هم به حساب میآید، سیمرغ بلورین فجر یازدهم را برای قریبیان به ارمغان آورد. او در یازدهمین جشنواره فیلم فجر با دو کار «بندر مهآلود» و «ردپای گرگ» حضور داشت اما داوران، هنرنمایی او در فیلم قویدل را بر بازی زیبایش در فیلم کیمیایی ارجح دانستند و قریبیان بعد از 5 سال مجددا بر قله بازیگری ایران نشست و در اوایل پنجاه و یکمین سال زندگیش سیمرغ بلورین بهترین بازیگری فجر را
از آن خود کرد.
میخواهم زنده بمانم
نه «ترانزیت» و نه «آخرین خون» نتوانستند سرنوشت خوبی را در سال 72 برای قریبیان رقم بزنند و او آرام و بی سر و صدا این سال را به پایان رساند تا باز با موجهترین اثر ایرج قادری به هنر بازگردد. «میخواهم زنده بمانم» بهعلاوه «تجارت» بهرغم اینکه نتوانستند خاطره بازی خوبش در «رد پای گرگ» را زنده کنند، اما باعث شدند تا دوباره او دوران اوج خود را حتی از پله اول شروع کند.
اما سال 74 برای قریبیان سال دیگری بود. او بعد از 9سال دوباره تصمیم گرفت تا کارگردانی را تجربه کند و در همین سال، دومین فیلم خود را کارگردانی کرد. «قانون» یک فیلم پلیسی معمولی بود که برای قریبیان امتیازی به حساب نمیآمد، فقط همین که او دوباره روی صندلی کارگردانی نشست و البته برای نخستین و آخرین بار طراحی صحنه فیلم را نیز تجربه کرد. البته در «قانون» هوای بازیگری او را رها نکرد و خودش نقش اول فلیمش را ایفا کرد که البته همگان معتقدند، عمدهترین دلیل عدم موفقیت فیلم هم همین بود. خود قریبیان در این باره گفته است که از اول قرار بوده فقط بازیگر فیلم باشد، ولی چون تهیهکنندگان با کارگردان به توافق نرسیدند او کارگردانی «قانون» را هم
عهدهدار شده است.
خداحافظ تختی، خداحافظ قریبیان
وقتی همکاری او با زندهیاد علی حاتمی در «جهان پهلوان تختی» میسر نشد، قریبیان هم دیگر آن بازیگر سابق نشد و سه سال را با 10 فیلم در لفافه عبور کرد تا دوباره با «مرد بارانی» ساخته ابوالحسن داوودی خودش را نشان داد. در جمع بازیگران این فیلم، قریبیان پیشکسوت به حساب میآمد و نقش اصلی را هم داشت تا اینکه موفق شد برای ایفای نقش در این ملودرام خوش ساخت، سیمرغ بلورین هجدهمین فجر سینمایی را از آن خود کند. اما قریبیان در سومین و آخرین تجربه کارگردانیاش تواناییهایش در این امر را در سال 1378 با فیلم «چشمهایش» به همگان ثابت کرد؛ فیلمی شسته رفته با فصلهایی ماندگار با نگاهی به داستان «داش آکل» صادق هدایت. او بارها تاکید کرده که اگر باز هم قرار باشد فیلمی بسازد حتما در سبک و سیاق «چشمهایش» خواهد بود.
قریبیان در سال 80 نخستین حضورش در تلویزیون را نا موفق شروع کرد. سریال نه چندان پرمخاطب «نیستان» آغاز حضور او در رسانه ملی بود، جایی که قریبیان بعد از یک ریسک ناموفق، دوباره شانسش را برای بازگشت به پرده نقرهای امتحان کرد، اما ظاهرا کمی دیر شده بود و بعد از بازی زیبایش در دو فیلم پیاپی از اصغر فرهادی دیگر نتوانست به دوران اوج خود بازگردد. او در همین دوره بود که بازی در «رویای خیس» را پذیرفت اما با استدلال جالب خودش: «با توجه به اینکه سال گذشته کاری نداشتم، دیدم اگر این کار را هم نکنم امسال هم بیکار بمانم!» او از بیکار ماندن ابراز نگرانی کرده و گفته ممکن است از خاطرهها محو شود و «چه دردناک است که کسی در سینما سراغت نیاید...».
رئیس شکست خورده
او بعد از «رویای خیس» دوباره دستش را به کیمیایی داد تا در یکی از نازلترین آثار او به زعم منتقدان و یکی از بهترین آثار کیمیایی در نظر قریبیان ایفای نقش کند. «رئیس» نتوانست در گیشه توفیقی به دست بیاورد و این به عقیده قریبیان یک پوئن منفی برای یک اثر سینمایی محسوب میشود. بعد از این اتفاق و حضورش در چند اثر دیگر، خودش متوجه شد که حالا بد نیست دوباره رویش را به سمت رسانه ملی بگرداند. او برای دومینبار تجربه شیرین بازی در تلویزیون را برای خود در سریالی از سیروس مقدم رقم زد و نقش اصلی «حسرت» را پذیرفت تا مردم فرامرز قریبیان را در نقش یک پدر مصمم و جدی بپذیرند. او سپس مشابه چنین نقشی را در «آخرین دعوت» ایفا کرد؛ نقشی که بدون تعارف باید گفت یک درجا زدن به تمام معنا بود، طوری که بازی قریبیان در این مجموعه تحت تاثیر هنرنمایی حامد بهداد جوان قرار گرفته است. باید گفت که قریبیان نتوانست از پس سکانسهای دو نفره و بازیهای حسی «آخرین دعوت» برآید و در واقع او با حضورش در این سریال ثابت کرد که مخاطبان سینما و تلویزیون دیگر نباید منتظر نقش متفاوتی از او باشند. فرامرز قریبیان یک آدم جدی و گهگاه خشن است که شاید هیچگاه عوض نشود. علاقه او به چنین نقشهایی باعث شده او پیشنهادات تئاتریاش را هم رد کند: «هیچ وقت علاقه نداشتم کار تئاتر انجام بدهم و خودم را بازیگر سینما میدانم و از بازیگر سینما بودن هم لذت میبرم و عشق من به این حرفه است. تئاتر از حوصله من خارج است و هیچ وقت هم وسوسه نشدم آن را تجربه کنم».
پس از سالها...
فرامرز قریبیان یک بار دیگر در سریال «پس از سالها» همان بازی همیشگی را از خودش به نمایش گذاشت؛ بازیای که کمتر در آن شاهد عکسالعملهای مختلف بودیم. البته گفتنی است که این بازی تنها متعلق به قریبیان است و پس از این همه سال حالا دیگر مخاطب هم عادت کرده که او را در اینگونه نقشها ببیند.
فرامرز قریبیان در سریال «پس از سالها»، ایفاگر نقش «علیاکبر» بود؛ فردی که پس از 30 سال دوباره و در یک اتفاق خاص به دختر مورد علاقهاش در جوانی برميخورد که نقش مقابل او را فاطمه گودرزی
ایفا میکند.
قریبیان در این مجموعه یک شاخصه دیگر هم داشت و آن این بود که بشدت حس دلسوزی مخاطب را با خود همراه میکرد چرا که او بشدت در عشقش شکست خورده بود و به خاطر مهری که با «ثمن» (دختر مورد علاقهاش) بسته بود دیگر ازدواج نکرده بود. به هر حال این مساله خود جای تعمق زیادی دارد.
قریبیان در سریال پس از سالها اگرچه بازی قویای از خود نشان نداد اما نسبت به کارهای دیگر او که در این اواخر از شبکههای مختلف پخش شده است دیدنیتر و جذابتر بود که در این مورد حضور اکبر خواجویی بهعنوان کارگردان را نیز نمیتوان
نادیده گرفت.
تکرار دوباره
پس دوباره بخوانید؛ فرامرز قریبیان نه تئاتر بازی کرده و نه نقشی غیر نقشهای کلیشهای که از او میبینیم. تنالیته صدای او برای همه این نقشها یکی است، حتی حس درون چهرهاش هم زیاد توفیری نمیکند، خودش میگوید، تمام حس بازیاش را از طریق چشمهایش بروز میدهد و البته معتقد است که نوع و سبک بازیاش آمریکایی است اما با همه این تکرارها، او کاراکترهای سرد و یخزدهاش را در دل مردم جا میکند. میگویید نه؟ یک بار دیگر از اول این مطلب را بخوانید.
درباره مجموعه تلهتوبیز انیمیشنی
تپلوهای افسانهای
صفا مهري: «تلهتوبیز» نام مجموعه تلویزیونی شادی است که در فاصله سالهای 1997 تا 2001 در شبکه بیبیسی تولید شده است. این برنامه که مدتی است از شبکه 5 تلویزیون پخش میشود برای کودکان یک تا چهار ساله در 365 اپیزود ساخته شده است. این کارتون که در انگلستان موفقیتهای گستردهای به دست آورده و جایزههای متعددی را نیز به خود اختصاص داده دارای چهار شخصیت اصلی به نامهای تینکی وینکی، دیپسی، لالا و پوکه است که زیر یک سقف گنبدی در جنگلی که آسمان آن همیشه آفتابی است زندگی میکنند. محل زندگی تپلوها سرزمینی با تپههای تو در تو است که گلها در آن حرف میزنند. شخصیتهای اصلی به زبانی نامفهوم شبیه زبان کودکانی که هنوز صحبت کردن را به درستی نیاموختهاند تکلم میکنند. هدف اصلی این برنامه پرورش مهارتهای فکری و تصویری کودکان، تقویت توانایی خوب گوش کردن، اعتماد به نفس و برانگیختن حس کنجکاوی کودکان عنوان شده است. آندره داونپورت، روانشناس شناختی که این برنامه را با پشتوانه مطالعات گسترده خود تولید کرده است در مدت پیشتولید این برنامه زمان زیادی را صرف زیر نظر گرفتن و گوش کردن به بچهها کرده است. داونپورت میگوید: در خلال این اوقات شیرین و دلپذیر دریافتیم کودکان آزمایش کردن را بسیار دوست دارند، به همین دلیل بارها و بارها سبدهای اسباببازیشان را خالی و پر میکنند. ما از این ویژگی کودکان برای یکی از شخصیتهای تپلوها استفاده کردیم و برای او یک کیف طراحی شده که همه چیز را درون آن میگذارد. وی معتقد است، کودکان در همان جهانی که ما بزرگترها زندگی میکنیم با دریافتی متفاوت زندگی میکنند، بنابراین مهمترین کاری که بزرگسالان میتوانند انجام دهند خوب گوش کردن به بچهها و کوشش برای فهمیدن آنهاست. این برنامه یک پایگاه اینترنتی هم دارد که شامل بازیها، سرگرمیها و آهنگهای کودکانه است.
در این وبسایت به والدین بازیهایی پیشنهاد شده که میتواند در شکوفایی تواناییهای ذهنی کودکان موثر باشد. تولیدکنندگان این برنامه به والدین توصیه میکنند بهعنوان نخستین گام در پرورش خلاقیت کودکان از تحمیل دریافتهای خود به آنها خودداری کنند و با کودکانشان به تماشای این برنامه بنشینند و برای درک فرزندانشان عکسالعملهای آنها را زیر نظر بگیرند.
آیتمهای جدید به برنامه «عصر بخیر بچهها» افزوده میشود
مهر: مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه 2 از افزوده شدن آیتمهای جدید به برنامه «عصر بخیر بچهها» و تولید سری جدید برنامه«آستانه» با موضوع مسائل معنوی نوجوانان خبر داد. محمد میرکیانی درباره برنامه «عصر بخیر بچهها» گفت: بزودی آیتمهای جدیدی به این برنامه اضافه میشود که شامل آموزش فوتبال و لطیفه است. بچهها در آیتم«بچههای اینجا» باید یک لطیفه تعریف کنند. یک آیتم پنج دقیقهای هم به برنامه «عصر بخیر بچهها» افزوده میشود که به نوعی فرهنگنامه است و خبرهای کوتاه درباره مسائل مختلف نوجوانان در این آیتم ارائه میشود. وی در ادامه افزود: تاکنون چند سری از برنامه «آستانه» در شبکه یک تولید و پخش شده که با استقبال نوجوانان رو به رو شد، اما تولید سری جدید آن بزودی برای شبکه 2شروع و اوایل پاییز از همین شبکه پخش میشود. این برنامه بیشتر به مسائل معنوی، فرهنگی و اجتماعی نوجوانان میپردازد.
صداي ديار مهر از تاجيكستان شنيده ميشود
ایسنا: برنامه «ديار مهر» از توليدات صداي جمهوري اسلامي ايران روزهاي شنبه و يكشنبه از راديو سراسري و شبكه راديويي فرهنگ تاجيكستان به مدت يكساعت پخش ميشود؛ موضوع اين برنامه معرفي سرودها و موسيقيهاي ايراني است.
اداره كل امور بينالملل صدا و سيما اعلام كرد: اين برنامه به گفته مديركل راديو تاجيكستان مورد استقبال فراوان مردم تاجيكستان قرار گرفته است. همچنين برنامههاي راديويي «موسيقي ايراني» و «معرفي فرهنگ ايران» از راديوهاي مذكور پخش شده و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
علاوه بر آن برنامههاي مستند تلويزيوني «گياهان دارويي» و «مشق ليلي» از شبكه اول سراسري تاجيكستان درحال پخش است. موضوع مستند «مشق ليلي» سفرهاي علمي گروه زمينشناسي دانشگاه همدان به مراكز مهم زمينشناسي كشورمان است.
تماشاخانه
گزارش فیلمهای آخر هفته
دلون با «آیا پاریس میسوزد؟»
میهمان شبکه 4 میشود
فیلمهای راهآهن، پایگاه جهنمی، تهدید، پاندای کنگفوکار، خانه پدرم کجاست، زندگی مککوی، پسران بد، آیا پاریس میسوزد؟ و... در تعطیلات آخر هفته از شبکههای مختلف تلویزیونی روی آنتن میرود. فیلم سینمایی «راهآهن» پنجشنبه 25 تیرماه ساعت 22 از شبکه یک پخش میشود. این فیلم محصول مشترک سال 2008 کانادا و چین به کارگردانی دیوید ون است و در خلاصه داستان آن آمده: جیمز نیکل قصد دارد در سرتاسر کانادا خط آهن بکشد. او تصمیم میگیرد تعدادی کارگر ارزانقیمت چینی استخدام کند... .
فیلم سینمایی«پایگاه جهنمی» جمعه 26 تیرماه ساعت 16 روی آنتن شبکه یک میرود. این فیلم جنگی سال 1363 به کارگردانی اکبر صادقی تهیه شده و فرامرز قریبیان، جشمید هاشمپور، کاظم افرندنیا، حسین ملاقاسمی، علی محزون، زکریا هاشمی و بهزاد رحیمخانی در آن بازی کردهاند. فیلم تلویزیونی «آیا دخترم زنده میماند؟» به کارگردانی دیتارد کلانته پنجشنبه 25 تیرماه ساعت 14:30 از شبکه دو پخش میشود. این فیلم 89 دقیقهای محصول سال 1998 آلمان است و هاینتس هونیگ، مارگاریتا برویچ، یورگن هنچ، اشتفان کورت و یوهانا کلانته در آن به ایفای نقش پرداختند.«آیا دخترم زنده میماند؟» نامزد بهترین بازیگر مرد مکمل از جوایز تلویزیون آلمان برای هنچ شده و داستان آن درباره دخترکی به نام اوی است که در یک سانحه رانندگی حافظه خود را از دست میدهد. بیشتر پزشکان از بهبود او ناامید میشوند، اما پدرش با تلاش، کادری مجرب از پزشکان را برای درمان دخترش فراهم میکند. فیلم تلویزیونی«تهدید» به کارگردانی ایو سیمونیو پنجشنبه 25 تیرماه ساعت 23:50 از شبکه2 پخش میشود. این فیلم با نام اصلی«36 ساعت تا مرگ» سال 1999 بر مبنای فیلمنامه رابرت رودات ساخته شد و تریت ویلیامز، کیم کاترال و کارول اکانر در آن بازی کردند.«تهدید» درباره صاحب یک کارخانه است که به دلیل حمله قلبی برای مدتی از رفتن به محل کار منع میشود. انیمیشن سینمایی«پاندای کنگفوکار» جمعه 26 تیرماه ساعت 14:30 روی آنتن شبکه 2 میرود. در این فیلم جک بلک، آنجلینا جولی، لوسی لیو، جکی چان و داستین هافمن حرف زدهاند و داستان درباره یک خرس پاندا به نام «پو» است که با گروهی از استادان کنگفو رو به رو میشود و برای حفاظت دره صلح در برابر یک پلنگ سفید اهریمنی مورد آموزش قرار میگیرد. فیلم تلویزیونی
«خانه پدرم کجاست؟» جمعه 26 تیرماه ساعت 17:30 از شبکه2 پخش میشود. این فیلم به تهیهکنندگی شراره رخام و کارگردانی احمد معظمی تهیه شده و در آن رخام در کنار سعید داخ و گیتی ساعتچی بازی کرده است.«خانه پدرم کجاست؟»روایتگر پیرمردی است که خانه خود را میفروشد و زمین را برای ساخت به یک
پیمانکار میدهد...
فیلم سینمایی«زندگی مککوی» با نام اصلی«مککوی واقعی» به کارگردانی راسل مولکای پنجشنبه 25 تیرماه ساعت 20 از شبکه 3 پخش میشود. کیم بسینگر، ول کیلمر، گایلار سارتن، ترنساستمپ و اندس استال بازیگران این فیلم 105دقیقهای هستند که سال 1993 شش میلیون دلار در اکران آمریکا فروخت. داستان«زندگی مککوی» درباره زنی به نام کارن است که به خاطر دزدی از بانک به 10 سال زندان محکوم و پس از شش سال آزاد میشود. او باید خود را به مامور گریباکنر معرفی کند، اما پی میبرد او برای جک اشمیت کار میکند که باعث به زندان افتادن کارن شده است... . فیلم سینمایی«پسران بد» جمعه 26 تیرماه ساعت 22:30 از شبکه 3 پخش میشود. این فیلم را مایکل بی سال 2003 ساخت و مارتین لارنس و ویل اسمیت در آن به ایفای نقش پرداختند. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پلیس به دنبال یک قاچاقچی بینالمللی است که پس از شناسایی با شگردی خاص فرار میکند و یک پلیس زن را گروگان میگیرد. فیلم سینمایی«آیا پاریس میسوزد؟» به کارگردانی رنه کلمان جمعه 26تیرماه ساعت 20:30 در قالب برنامه سینما 4 از شبکه 4 پخش میشود. این فیلم محصول مشترک فرانسه و آمریکا در سال 1966 است و فیلمنامه آن را فرانسیس فورد کوپولا و گور ویدال بر اساس کتاب لری کالینز و دومینیک لاپیر نوشتند. در«آیا پاریس میسوزد؟» ژان پل بلموندو، شارل بویر، آلن دلون، کرک داگلاس، گلن فورد، ژان پیر کاسال، لسلی کارون و... بازی کردهاند و داستان آن در اواخر جنگ جهانی دوم رخ میدهد. مردم پاریس تلاش میکنند اشغالگران را از شهر خارج کنند تا کنترل شهر را به دست بگیرند... . این فیلم سال 1967 نامزد دو اسکار طراحی و فیلمبرداری شد. فیلم تلویزیونی «خونبها» جمعه 26 تیرماه ساعت 14:20 روی آنتن شبکه تهران میرود. این فیلم به تهیهکنندگی داریوش بابائیان و کارگردانی مهرداد پوراحمد تهیه شده و علیرضا اوسیوند، امیرمحمد زند، معصومه میرحسینی و کریم اکبری مبارکه بازیگران آن هستند. «خونبها» داستان جوانی است که پس از جدایی از همسر آلمانی خود میخواهد با زنی ایرانی ازدواج کند.
تازه های فرهنگ
احمد عزیزی به تهران منتقل نشد
ایسنا: احمد عزیزی به تهران منتقل نشد و همچنان در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه بستری است. جهانگیر عزیزی، برادر این شاعر که پیشتر از انتقال او به بیمارستان مسیح دانشوری تهران خبر داده بود، درباره وضعیت احمد عزیزی گفت: قرار بود این انتقال صورت بگیرد، اما پزشک مربوطه اجازه انتقال را نداد و گفت چون او هنوز با کمک دستگاه تنفس میکند، نمیتوانیم ریسک انتقال را انجام دهیم. با این وضع، فعلا بحث انتقال منتفی است.
تقدیر از استادان
در جشنواره تئاتر آیینی- سنتی
وطنامروز: در آیین پایانی چهاردهمین جشنواره بینالمللی نمایشهای آیینی- سنتی از 4 هنرمند پیشکسوت و برجسته نمایشهای آیینی- سنتی تجلیل و قدردانی میشود. در آیین پایانی جشنواره چهاردهم نمایشهای آیینی- سنتی از محموداستادمحمد نمایشنامهنویس و کارگردان، حمیدرضا اردلان مدرس و پژوهشگر تئاتر، احمد علامه دهر بازیگر و رجبعلی معینیان تعزیهخوان تقدیر و تجلیل میشود. چهاردهمین جشنواره بینالمللی نمایشهای آیینی - سنتی در بخشهای مختلف اعم از صحنهای، خیابانی و بینالملل از 8 تا 16 مردادماه در تهران برگزار میشود.
حراج ساحل الهامبخش
«ویرجینیا وولف»
فارس: ساحلی که ویرجینیا وولف در آنجا زندگی میکرد و الهامبخش بسیاری از آثارش بود تنها با قیمت 80 هزار دلار فروخته شد. این ساحل که 30هکتار مساحت دارد در حراجی «آکشن هاوس» در لندن به فروش رسید. کارشناسان معتقدند، ویرجینیا وولف از این ساحل برای نوشتن رمان «به سوی فانوس دریایی» الهام گرفته بوده است. 50 هزار دلار برای قیمت اولیه این ساحل در نظر گرفته شده بود. خریدار این ساحل یک زن است که نام او اعلام نشده است. این خریدار اجازه گسترش این ساحل یا آسیب رساندن به آن را ندارد. او همچنین اجازه جلوگیری از ورود مردم عادی برای بازدید این ساحل را ندارد. این خریدار میتواند با فروش بستنی یا اجازه اسب سواری به مردم، از این مکان کسب درآمد کند. ویرجینیا وولف سال 1941 درگذشت.
وضع جسمی همسر زرینکوب مساعد است
مهر: قمر آریان، نویسنده و پژوهشگر ادبیات و همسر زندهیاد عبدالحسین زرینکوب که چندروزی است در بیمارستان بستری شده است، وضع جسمی مناسب خود را بازیافت. عظیم زرینکوب برادر زندهیاد زرینکوب با اشاره به وضع جسمانی وی گفت: او حدود یکسالی است که به دلیل کهولت سن و کاهش مقاومت بدن بیمار است. آریان اخیراً هم مبتلا به سرماخوردگی شده و ناچار در بیمارستان بستری شد و الان پنج روز است که بستری است.
یادنامه «حسین منزوی» در راه است
ایسنا: یادنامهای برای حسین منزوی به کوشش مرتضی امیری اسفندقه در حال تدوین است. به گفته امیری اسفندقه، این یادنامه با مطالبی درباره زندگی، شعر و شخصیت منزوی و آنچه شعر او به ادبیات معاصر افزوده، همراه است.
داوری جایزه ادبی «طهران»
ویژه تیرماه پایان یافت
وطن امروز: عباس محمدی، دبیر جایزه ادبی طهران گفت: داوری جایزه ادبی طهران همزمان با دریافت آثار از اول تیرماه آغاز شد و در دو بخش شعر و داستان به ترتیب علی اسداللهی از تهران و امیرحسین فضل آذرشربیانی با داستان «آتشبازی» مورد تقدیر هیأت داوران قرار گرفتند. شاعران جوان سراسر کشور میتوانند برای شرکت در جایزه ادبی طهران ویژه مردادماه، آثار خود را حداکثر تا تاریخ 28 تیر به آدرس تهران، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، خیابان دوازدهم ارسال کنند.
ترجمه «ارمیا» به اردو
مهر: «ارمیا» نخستین رمان رضا امیرخانی به زبان اردو ترجمه شد. ارمیا داستان جوان رزمندهای است که بعد از پایان جنگ تحمیلی به زندگی شهری برگشته و به نوعی زندگی دوران بعد از جنگ را روایت میکند. همزمان با ترجمه این کتاب اثر دیگری از انتشارات سوره مهر با عنوان «ای کاش گل سرخ نبود» نوشته منیژه آرمین به زبان اردو ترجمه شد.
کنسرت ارکیده
در تالار وحدت برگزار میشود
مهر: گروه موسیقی ارکیده به سرپرستی ارکیده حاجیوندی، کنسرتی ویژه بانوان از 21 تا 23 مرداد در تالار وحدت برگزار میکند. ارکیده حاجیوندی ضمن اعلام این خبر گفت: این کنسرت که همزمان با نهمین سالگرد تاسیس گروه ارکیده برگزار میشود با اجرای قطعات ویژهای همراه خواهد بود. سرپرست گروه ارکیده در ادامه افزود: در این برنامه شش قطعه جدید اجرا خواهیم کرد که از این قطعات میتوان به یک اثر کردی و همچنین یک قطعه انگلیسی باعنوان «ایویل سورویو» اشاره کرد.