گزارش «وطنامروز» از جدیدترین اظهارات سعید حجاریان در زندان
چرا حجاريان به خانه نميرود؟
گروه سیاسی: سعید حجاریان تئوریسین جریان دوم خرداد و خالق تئوریهای «فتح سنگر به سنگر» و «فشار از پایین، چانهزنی در بالا» را این روزها برخی شبکههای مخالف نظام از جمله BBC فارسی و VOA و همچنین تعدادی جریده و پایگاه خبری داخلی با یک تقسیم کار هدفمند مورد توجه قرار داده و درباره شرایط جسمی وی اخبار و شایعات متفاوتی منتشر میکنند. آنچه این روزها این رسانهها درصدد القای آن هستند، وضعیت نامساعد حجاریان و فشار به دستگاههای امنیتی و انتظامی برای «آزادی» وی است. در اینباره این رسانهها به ترفندهای گوناگونی روی آوردهاند که به نظر میرسد محوریت آن القای «مظلومنمایی» برای مطالبه آزادی وی است. با وجود اینکه دكتر وجیهه مرصوصی، همسر حجاریان اخیرا در مصاحبهای تاکید کرده که وضعیت جسمانی حجاریان مناسب است و یک تیم و امکانات پزشکی كامل برای وی تدارک دیده شده، اما رفتار این رسانهها در قبال این موضوع، پیگیری رویه مطلوب خود بوده است. اما ماجرا حکایت از واقعیت دیگری دارد.
ملاقات در روز پدر
15 تير ماه تعداد زیادی از اعضای خانواده و نزدیکان سعید حجاریان به ملاقات وی رفتند. آنچه شاهدان از فضای این ملاقات خبر دادهاند، عدم نگرانی حاضران در این ملاقات بودهاست.
حجاریان: به خانه نمیروم!
یک مقام قضایی به خبرنگار «وطنامروز» گفت: بهرغم شرایط خوب جسمی و روحی حجاریان در زندان و رفتار مناسب با وی و تدارک هرگونه امکانات پزشکی و رفاهی برای وی، به حجاریان پیشنهاد شد که از زندان مرخص شده و به منزل برود و در صورت لزوم، پارهای از بازجوییها در منزل وی انجام شود اما در کمال تعجب حجاریان این پیشنهاد را نپذیرفت و دلایل بسیار جالبی برای عدم پذیرش این پیشنهاد بیان کرد.
به گفته این مقام قضایی، حجاریان در توضیح دلایل عدم پذیرش این پیشنهاد گفته است، اگر به خانه بروم خانوادهام باید همه امور خود را تعطیل کنند و به من برسند اما اینجا چند نفر مراقب من هستند و
به کارهایم میرسند.
اما دلیل دوم حجاریان برای مسؤولان پرونده، بسیار جالب، مهم و حائز اهمیتتر است. حجاریان در توضیح دلیل دوم خود گفته است که «اگر به خانه بروم، تامین جانی ندارم اما اینجا خیالم راحت است».
چرا؟
این اظهار نظر حجاریان ناگفتههای مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی میداند که در شرایط فعلی که سرویسهای غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعلهور ساختن مجدد آشوبها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند. پیش از انتخابات نیز «وطنامروز» در گزارشهاي متعدد از طرح سرویسهای امنیتی و جاسوسی غربی برای خرابکاری و ترور در داخل کشور خبر داده بود. در پی این دریافتها بود که با تصمیم نظام تعداد محافظان برخی چهرههای اصلاحطلب و پوشش حفاظتی برای حفظ امنیت این افراد افزایش یافت. یکی از موارد خرابکاری که توسط مأموران امنیتی کشف شد، دستگیری عاملان نفوذی در ستاد کروبی بود که درصدد بمبگذاری در برنامه انتخاباتی موسوی در تبریز بودند. با این شرایط، تلاش BBC فارسی و VOA برای آزادی حجاریان و در کنار آن تمایل حجاریان برای باقی ماندن در زندان، دریافتهای عمیقی را درباره توطئههای پیچیده بیگانگان برای هدف قرار دادن نظم، آرامش و امنیت عمومی به دست میدهد.
مدل پاکستان و لبنان برای ایران
مدل موج سواری آمریکایی بر ترورهای خودساخته پیش از این در لبنان و پاکستان آزمایش شده بود، به گونهای که در پي ترور رفیق حریری در لبنان جریان
14مارس – مورد حمايت آمریکا- توانست با کمک رسانههای غربی، این ترور را به مخالفان داخلی خود یعنی حزبالله و دیگر اعضای 8 مارس نسبت دهد و با القای چنین دروغی، اقدام به خارج کردن نظامیان سوری از لبنان و تحت فشار قرار دادن حزبالله و مقاومت کرد و نهایتا توانست با همین حربه، قدرت را در اختیار گیرد. در سویي دیگر و در پاكستان، با ترور بینظیر بوتو، رئیس حزب مردم پاکستان که شانس پیروزی او در انتخابات پارلماني پاکستان بسیار پایین بود، توانستند با موج سواری بر ترور بوتو و انتساب آن به رقبا، آصفعلی زرداری
- همسر بوتو- را به قدرت برسانند.
سابقه امنیتی حجاریان
رد پذیرش ترخیص از زندان از سوی حجاریان و تحلیل وی از ریسک خطر آزادی، با توجه به سابقه حضور وی در نهادها و جایگاههای امنیتی، بسیار مهم و قابل توجه است. شاید اشارهای کوتاه به سوابق امنیتی حجاریان اهمیت این موضوع را شفافتر کند.
نخستین سابقه اطلاعاتی – نظامی حجاریان مربوط به اوایل انقلاب و همکاری با مسعود کشمیری – عامل انفجار ساختمان نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر– در عملیات «نقاب» بود. البته آنگونه که در کتاب «آسیبشناسی حزب مشارکت» آمده، حجاریان از دوستان نزدیک «تقی محمدی» بوده است. تقی محمدی از عوامل بمبگذاری ساختمان نخستوزیری بود که پس از دستگیری و قبل از اعتراف، «روز بعد جنازه او را کف سلول دیدند».
حجاریان در آن هنگام در دفتر اطلاعات و تحقیقات نخستوزیری، معاون «خسرو تهرانی» در امور ضدجاسوسی بوده است. حجاریان همچنین پس از تأسيس وزارت اطلاعات به اين وزارتخانه نقل مكان ميكند.روحالله حسینیان در تاریخ 4/8/79 در گفتوگو با هفتهنامه یالثارات الحسین درباره حجاریان میگوید: «من و آقای محسنی اژهای به خاطر عملکردهای خشونتآمیز آقایان سعید حجاریان و علي ربیعی نتوانستیم آنجا بمانیم. چطور شده که یک مرتبه در جامعه همه چیز برعکس شده و ما مبدل به چهرههای خشن شدهایم و آنها چهرههای ملایم و ضدخشونت شدهاند؟!» بیشتر فعالیت اطلاعاتی حجاریان البته در دولت میرحسین موسوی صورت گرفت چرا که حجاریان پس از دولت موسوی، به تدریج خود را از وزارت اطلاعات جدا کرده و به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری پیوست که محمد موسویخوئینیها ریاست آن را برعهده داشت. حجاریان در آنجا به سمت معاون سیاسی موسویخوئینیها منصوب شد. حجاریان و تیم او در این مقطع پروژه توسعه سیاسی را در مرکز تحقيقات دنبال میکردند. پروژهای که خود وی اذعان دارد هاشمی رفسنجانی با آن اختلاف داشت: «آن زمان آقای هاشمی ذهنیت ما را نمیپسندید. پروژه ما پروژه بزرگی بود که آقای هاشمی نمیخواست و رها کرد».
تحلیل ترور کور
حجاریان به واسطه آشنایی با شیوههای بحرانسازی سرویسهای اطلاعاتی غربی میداند که این احتمال با هر درصدی که محتمل باشد، میتواند جان وی را در خطر قرار دهد و یا شاید با آگاهی از برخی واقعیتهای ناآرامیهای اخیر به این گزینه رسیده باشد. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که حجاریان پیش از این گفته بود: «اصلاحات مرده است و برای اینکه زنده شود، به خون نیاز دارد».
کسري بودجه آمريکا برای نخستینبار از مرز يک تريليون دلار گذشت
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد: برای اولین بار کسری بودجه آمریکا در سال مالی جاری از مرز یک تریلیون دلار گذشت. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری روسی «ریانووستی»، وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای از کسری بودجه بیسابقه آمریکا تا بیش از یک تریلیون دلار در سال جاری میلادی خبر داد. این کسری بودجه آمریکا در ماه ژوئن سال جاری میلادی (ماه گذشته میلادی) 316/94 میلیارد دلار افزایش یافت و به یک تریلیارد و 86 میلیارد دلار رسید. افزایش فاصله بیندرآمدها و مخارج آمریکا باعث شده است تا درآمدهای مالیاتی این کشور کاهش پیدا کرده و شرکتهای ایالات متحده روز به روز با بحرانهای جدید مالی روبهرو شوند که مخارج جنگ آمریکا در عراق و افغانستان نیز بر این بحران افزوده و آن را تشدید کرده است. تا پایان سپتامبر سال 2008 میلادی که پایان سال مالی در آمریکا محسوب میشود، کسری بودجه این کشور 8/454 میلیارد دلار بود که در سال جاری دو برابر شده است. تحلیلگران اقتصادی معتقدند این امر باعث افزایش بدهیهای شرکتهای آمریکایی که خود تهدیدی برای ثبات مالی آمریکا به حساب میآید، میشود.
یکی از رهبران ساف: عرفات را محمود عباس به قتل رسانده است
گروه بین الملل : فاروق قدومی رئیس بخش دایره سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین( ساف)، محمود عباس رئیس حکومت خودگردان و محمد دحلان مسؤول امنیتی اسبق را مسؤول ترور یاسر عرفات رئیس سابق حکومت خودگردان و عبد العزیز رنتیسی از رهبران حماس دانست. وی درباره صورتجلسه نشست فلسطینی، اسرائیلی و آمریکایی برای طرح مسمومیت عرفات و ترور رهبران حماس گفت: «صورتجلسه بر دست داشتن محمود عباس و محمد دحلان در این کار اشاره دارد». مسؤول بخش سیاسی ساف افزود: « در این نشست که مارس سال 2004 ( اسفند 1384 ) با حضور آریل شارون نخست وزیر اسبق و شاوول موفاز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی و یک هیات آمریکایی به ریاست ویلیام برنز برگزار شد به طور قاطع برای مسمومیت عرفات و ترور رنتیسی و بقیه تصمیم گرفته شد». قدومی افزود: «این نشست آنچنان که از صورتجلسه آن آشکار است برنامه ریزی کرد که اسماعیل هنیه و محمود الزهار از رهبران حماس و عبدالله شامی و محمد الهندی و نافذ عزام از رهبران جنبش جهاد اسلامی را با هدف سرکوب مقاومت ترور کند». وی ادامه داد: «عرفات صورتجلسه آن نشست را برای من ارسال کرد و من به وی نصیحت کردم که مناطق فلسطینی را هر چه سریعتر ترک کند و به او گفتم که شارون درباره اجرای طرح ترور شما شوخی ندارد اما عرفات ترجیح داد که بماند و با این جریان مبارزه کند».
پالایشگاه تهران به بخش خصوصي واگذار مي شود
گروه اقتصادي: مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران بر آمادگی براي اجرای اصل 44 قانون اساسی در پالایشگاه تهران تاکید کرد. نورالدین شهنازیزاده ضمن تشریح اهمیت این پالایشگاه به عنوان یکی از بزرگترین مجموعههای صنعتی پایتخت یادآور شد: پالایشگاه تهران با سهم بسزایی که در تولید بنزین و نفت گاز دارد نقش انکارناپذیری را در تولید فرآوردههای نفتی ایفا میکند. به گزارش شانا، وی تولید روزانه هفت میلیون لیتر بنزین و 15 میلیون لیتر نفتگاز در پالایشگاه تهران را بیانگر حساسیت این مجموعه عظیم نفتی خواند و تصریح کرد: علاوه بر تولید فرآوردهها، موقعیت جغرافیایی این پالایشگاه و توجه ویژهای که کمیسیون انرژی مجلس بر آن دارد موجب شده تا فعالیت و عملکرد این شرکت بیش از دیگر پالایشگاهها مشهود باشد. معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش فرآوردههای نفتی با اشاره به تحقق اصل 44 قانون اساسی در سایه اجرای فرمایشات مقام معظم رهبری، اجرای این اصل را در پالایشگاهها که در گروه دوم قرار دارند امری ضروری خواند و افزود: طبق برنامه زمانبندی شده، پالایشگاه تهران نیز در آستانه پیوستن به این اصل است و امیدواریم این شرکت همچون پالایشگاه اصفهان که 65 درصد سهام آن واگذار شده با روند رو به رشدی وارد بورس شود و در راستای توسعه کشور تاثیر بسزايي داشته و با رویکرد جدید، ماموریت و رسالت خود را بهتر از گذشته به انجام رساند.
شکایت موسوی از رسانهها؛ یک فرصت طلایی
سیدمهدی هدایتینسب
شکایت میرحسین موسوی و جمعی از اصلاحطلبان از رسانههای منتقد را باید از وجوه مختلف مورد بررسی قرار داد. محوریت میرحسین موسوی در این ماجرا البته نکته مهمی است که نمیتوان بسادگی از آن گذشت. موسوی پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری اینک در افکار عمومی به عنوان نماد قانونگریزی مطرح شده است.
شاید به جرأت بتوان گفت در کنار «عدم تمکین به قانون»، ناتوانی موسوی در ارائه استدلالهای مردمپسند برای القای شایعه تقلب و همچنین فراهم ساختن زمینه برای آشوبهای خیابانی در تهران که منجر به کشته و زخمی شدن برخی از هموطنان شد از عوامل مهم کاهش هواداران موسوی باشد، واقعیتی که روز به روز آشکارتر از گذشته میشود.
میرحسین موسوی که تاکنون با استفاده از ایجاد بستر برای آشوب و هزینهسازی برای نظام، درصدد جبران ناکامی خود در انتخابات و جلب توجهات به خود بوده، اینک نظارهگر فروکش کردن «جمعیت» طرفداران خود است. شاید ناکامی موسوی در به وجود آوردن یک تجمع قابل ملاحظه در 18 خرداد، اوج نمایان شدن رویگردانی هواداران از موسوی باشد. البته انتظار این اتفاق نیز دور از ذهن نبود. عدم تمکین به ارکان قانون، آشوبسازی و فراهم ساختن بستر ناآرامی و از همه مهمتر نداشتن استدلالی برای ادعاها، مجموعه عواملی شد تا اکنون موسوی در مرحلهای قرار گیرد که خود را در مقابل مطالبه عمومی برای پاسخگویی به این اقدامات ببیند.
بدون شک در این راستا نقش رسانهها در آگاهی بخشی به افکار عمومی بسیار قابل توجه بوده است. همین موضوع میتواند عامل اصلی عصبانیت موسوی و اقدام وی در شکایت از رسانههای منتقد باشد.
البته شکایت موسوی از رسانهها را میتوان از زاویهای دیگر هم مورد بررسی قرار داد. نماد قانونگریزی که از قضا، وی و همفکرانش همیشه و بویژه در انتخابات مدعی آزادیبیان و ایجاد بستر امن برای فعالیت رسانهها بودهاند، از رسانههای منتقد شکایت به «قانون» بردهاند. شاید در ابتدا این موضوع «بازگشت به قانون» تفسیر شود که اگر اینگونه باشد باید آن را به فال نیک گرفت، اما به نظر میرسد این تحلیل بسیار خوشبینانه باشد. بررسی رفتار قانونگریزانه موسوی نشان از آن دارد که وی از پروژه شکایت فلهای از رسانههای منتقد، به دنبال نتیجهگیری مطلوب خود است و اگر به مقصود نرسید، رویهای مشابه رفتار پس از انتخابات پیشه خواهد کرد. ضمن اینکه موسوی در این راستا میتواند تخریب وجهه دستگاه قضایی را نیز دنبال کند تا از این طریق فشار بر دستگاه قضا را برای نیل به برخی اهداف غیرقانونی دنبال کند. به هر حال به نظر نمیرسد دلیل شکایت موسوی از رسانههای منتقد وی، احقاق حق باشد اما میتوان این اقدام موسوی را بهمثابه یک فرصت طلایی پنداشت. اینک موسوی در مقابل رسانهها قرار گرفته و جلسات رسیدگی به شکایات وی، قطعا به صورت کامل از سوی رسانهها منعکس میشود. به تبع این اقدام، افکار عمومی قطعا از واقعیات بیشتری با خبر خواهد شد و چهبسا ناگفتههای فراوانی نیز در این بین مطرح شود. بدون شک بیان واقعیات و ناگفتهها میتواند یک جهش بزرگ در شناسایی اقدامات منفعتطلبانه و نیز دروغهای بزرگ برای جامعه باشد و باید رسانههای منتقد از این اقدام موسوی و اطرافیانش استقبال کنند. دادگاه میتواند جایگاهی برای شکایات و گلایههای واقعی و به دنبال آن احقاق حقوق ملت باشد. مطمئنا موسوی از این اقدام نهتنها طرفی نمیبندد که خسرانی بزرگ حاصل خواهد کرد.