|
1 |
|
2
3
9 |
|
4
6 |
|
5 |
|
7 |
|
8
11
|
|
10
15 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
پرش از ارتفاع پست
مسعود حکمآبادی
فقط برای شروع
خیراندیش حدوداً 32ساله بود که به دعوت اصغر هاشمی اولین حضور خود مقابل دوربین را با فیلم سینمایی «روزهای انتظار» رقم زد. او در این فیلم به خاطر اینکه نقش محوری نداشت، نتوانست خودی نشان بدهد اما در عین حال همین حضور جرقهای شد برای ثبت حضوری مداوم در سینما. پس از این و درست یک سال بعد با فیلم سینمایی «با من از فردا بگو» مقابل دوربین فریدون کوچکیان رفت و به عنوان پارتنر اصلی سیروس گرجستانی به ایفای نقش پرداخت.
همزمان با این فیلم، برای نخستینبار حضور در تلویزیون را هم تجربه کرد. او که تاکنون فقط دو بار رنگ پرده سینما را دیده بود، با حضور در سریال «مدرس» جای خود را در میان خانوادههای ایرانی هم باز کرد تا از این پس هرکس او را در خیابان میدید با انگشت نشانش دهد! خیراندیش که ظاهرا تصمیم گرفته بود همچنان پرکار در صحنه حاضر باشد، در سال 67 بازی در فیلم سینمایی «شب حادثه» را (این بار هم برای یکی از نقشهای فرعی) پذیرفت تا هرچه زودتر از این پروژه فارغ شود و به «شاخههای بید» بپیوندد. او هنوز بازی در این فیلم را تمام نکرده بود که کیانوش عیاری درصدد تولید یکی از کمدیهای موفق آن روزها برآمد و تصمیم گرفت از خیراندیش برای بازی در فیلم دعوت کند. به این ترتیب پرونده سومین سال فعالیت هنری گوهر خیراندیش، هم در «روز باشکوه» بسته شد تا او از این به بعد با وسواس بیشتری به کار خود ادامه دهد.
ابتدای ناکامیها
او سال 68 را با هنرنمایی ستودنیاش در فیلم سینمایی «زیر بامهای شهر» آغاز کرد و با همین فیلم هم موفق شد برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در دوره هشتم جشنواره فیلم فجر کاندیدا شود. او اگرچه موفق به دریافت این جایزه نشد اما تصمیم گرفت از این پس با وسواس بیشتری به فعالیتش ادامه دهد. در این سال حضور در سریال «آینه» عمده وقت خیراندیش را صرف خود کرد و به این ترتیب سال 68 در حالی تمام شد که او یک فیلم روی پرده داشت و یکی در قاب جادویی.
«همه یک ملت» و «سایه خیال» 2 فیلم نه چندان مهمی بودند که فقط جنبه محکم نگه داشتن ریسمان فعالیتی خیراندیش را در سال 69 ایفا کردند و درست پس از اینها بود که خیراندیش (که حالا دیگر 37ساله شده بود) در 2 فیلم به یادماندنی سینما یعنی «مدرسه پیرمردها» و «بانو» نقشآفرینی کرد تا یکی از ماندگارترین بازیهایش در مقابل دوربین داریوش مهرجویی رقم بخورد.
بازیهای مداوم با یار دیرین
خیراندیش حالا دیگر وارد پنجمین سال فعالیت هنری خود شده بود و طبیعتا مثل خیلیهای دیگر به دنبال حق ضایع شده خود در فجر سینمای ایران بود. او در این سال در 3 فیلم به طور مداوم با همسر (حالا دیگر مرحومش) جمشید اسماعیلخانی همبازی شد و بدین ترتیب «عیالوار»، «یک مرد، یک خرس» و «لبه تیغ» با فاصلههای چند ماه از هم، روی پرده رفت. در این میان برخلاف انتظارها، «عیالوار» از دو فیلم دیگر بیشتر دیده شد.
او در همین سال با سریال «آینههای وصل» به تلویزیون بازگشت و چند ماه پس از آن نیز «روزی روزگاری» را به عنوان دومین همکاری خود با امرالله احمدجو تجربه کرد که همچون «آینه» به یکی از پرطرفدارترین سریالهای تلویزیون تبدیل شد.
خیراندیش حدود 2 سال را در بیکاری گذراند تا بلکه با یک حضور متفاوت روی پرده سینما، حاضر شود، بر همین اساس در سال 74 با فیلم سینمایی «بوی خوش زندگی» به سینما آمد. حضور او در این فیلم، با توجه به سابقه هنریاش نشان از این داشت که دیگر خیراندیش را کمکم باید به عنوان یک بازیگر کمدی پذیرفت اما به یکباره حضور متفاوت او در «چهره» و تحسین داوران فجر چهاردهم از بازی او در این فیلم حادثهای، این معادلات را بر هم زد. او در این فیلم نقش «ملک تاج» را در نهایت زیبایی به تصویر درآورد اما بازهم موفق نشد سیمرغ بهترین بازیگر فجر را با خود به خانه ببرد.
کمرنگ و کناره
خیراندیش پس از این تا دو سال از سینما دور ماند تا اینکه با فیلم سینمایی «ساغر» سومین همکاری خود با سیروس الوند را در سال 76 رقم زد. این فیلم که روایتی از زندگی دکتر پرتو تابان (با بازی فریماه فرجامی) است، باز هم نتوانست نقطه اوجی در کارنامه خیراندیش محسوب شود و باز 90دقیقه فیلم با حضور کناره و کمرنگ او به اتمام رسید. اما کمال تبریزی که پس از تجربه موفق «لیلی با من است» درصدد ساخت ششمین اثر سینمایی خودش بود، تصمیم گرفت در میان جوان اولهای آن روز سینمای ایران یکی از نقشهای «شیدا» را به خیراندیش بسپارد تا او چندمین بازی مقابل همسر مرحومش را تجربه کند. در همین سال «جنگجوی پیروز» که اثری قابل دفاع در کارنامه مجتبی راعی به حساب نمیآید، دومین حضور خیراندیش را در سینما رقم زد؛ حضوری که سناریوی تکراری جایزه نگرفتنهای او را کامل کرد. او برای بازی در این فیلم باز هم فقط به عنوان کاندیدا شناخته شد و نه برگزیده!
اما خیراندیش کمکم تصمیم گرفت خودش را بیشتر به مردم نزدیک کند و در فیلمهایی حضور یابد که حداقل مخاطبی برای خود پیشبینی کرده باشد. به همین خاطر او بازی در فیلم سینمایی «میکس» را پذیرفت تا خاطره شیرین همکاری با مهرجویی دوباره زنده شود، غافل از اینکه در یکی از کمتردیدهشدههای کارنامه این فیلسوف سینمای ایران حضور مییابد.
در کنار همسایهها
درست یک سال بعد از این بود که محمدحسین لطیفی که با ساخت سریال «کت جادویی» شهرت خاصی پیدا کرده بود، تصمیم گرفت با حضور بازیگران مطرح آن روزهای سینما مجموعه تلویزیونی «همسایهها» را کلید بزند. او گوهر خیراندیش را برای بازی در نقش یکی از این همسایهها برگزید؛ بازیگری که حالا به عنوان یکی از شناخته شدهترین بازیگران سینما به حساب میآمد. این سریال همانطور که انتظار میرفت به یکی از پربینندهترین سریالهای سیما بدل شد و در حالی که خیراندیش در اوج محبوبیت خود در میان مردم بسر میبرد، ابوالحسن داوودی برای دومین بار از او دعوت به همکاری کرد تا کمدی موفق «نان، عشق و موتور 1000» را جلوی دوربین ببرد. او در این کمدی خانوادگی در کنار اکبر عبدی، تقریباً پیشکسوتتر از دیگران به حساب میآمد و اتفاقا یکی از دلایل جذب مردم به فیلم هم همین حضور موفق و متفاوت او بود. «مربای شیرین» و «دنیا» هم درست با همین سیاست و استفاده از محبوبیتی که خیراندیش برای خود دست و پا کرده بود، قصد داشتند گیشهها را تسخیر کنند، اما اولی که چندین سال بعد از ساخت روی پرده رفت و دومی هم با اقبال چندان مناسبی روبهرو نشد. فقط در همین حد بود که بالاخره توانست تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از دوره هفتم جشن خانه سینما برایش به ارمغان بیاورد.
اوج کارنامه
در این سال که خیراندیش حضور در 3 فیلم کمدی موفق را در کارنامه خود رقم زده بود، نمیشد حدس زد کارگردانی با ریسک زیاد یک نقش جدی و البته متفاوت را به او بسپارد، اما ابراهیم حاتمیکیا این کار را کرد و ایفای نقش کاراکتر یک زن جنوبی سیگاری را به او سپرد تا خیراندیش هم با هنرمندی هرچه تمامتر پاسخ این اعتماد را بدهد. او در این فیلم آنقدر خوب نقش یک زن میان زمین و هوا مانده را ایفا کرد که هنوز هم نقش او در «ارتفاع پست» به عنوان یکی از زیباترین نقش آفرینیهای او محسوب میشود.
او در این فیلم در میان جمعی از جوانان و با تجربههای سینما حضوری کاملا قدرتمندانه و حرفهای داشت و حالا با این اوصاف وقتش رسیده بود که نظر داوران فجر را با قاطعیت به سوی خود جلب کند. همین هم شد و گوهر خیراندیش به عنوان برنده دیپلم افتخار بازیگر نقش اول زن، روی سن مراسم اختتامیه جشنواره بیستم فجر رفت، اما در همین حال داوران ششمین دوره جشن خانه سینما او را تنها در بخش بازیگری نامزد کردند و جایزه برگزیده خود را به وی اهدا نکردند، اما این موجب نشد رشته جوایز هنری خیراندیش با «ارتفاع پست» پاره شود؛ او بعد از این به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل زنسال از نگاه نویسندگان و منتقدان سینمایی معرفی شد.
آغاز حضور در گیشه
حالا دیگر چند سالی میشد که خیراندیش را فقط باید در نقش مادر یا مادربزرگ فیلمها قبول کرد یا حداقل کسانی که سنشان در همین حدود است. او در سال 81 حضوری کوتاه اما موثر در «واکنش پنجم» میلانی داشت و به همین خاطر تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را نیز از هفتمین دوره جشن خانه سینما به خانه برد. این در حالی بود که او پیش از این به عنوان نامزد دریافت این جایزه از فجر بیست و یکم تقدیر شده بود. اما حضور مقابل دوربین میلانی تنها فعالیت هنری او در سال 81 نبود، بلکه او در دو نقش کاملا متمایز در فیلمهای «توکیو بدون توقف» و «رسم عاشقکشی» ظاهر و موفق شد برای دومینبار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را در بیستودومین جشنواره فیلم فجر از آن خود کند.
قدم در جاده خاکی
«سیزده گربه روی شیروانی»، «نقاب»، «مکس» و «گل یخ» را میتوان به واقع نزول هنری گوهر خیراندیش دانست. او درست از همین فیلمها بود که سیر نزولی خودش را آغاز کرد، ولی خوشبختانه این به معنای غروب همیشگیاش نبود، بلکه خیراندیش با حضور در مجموعههای تلویزیونی موفق توانست به یکی از محبوبترین و موفقترین چهرههای رسانه ملی بدل شود. او بعد از اینکه «محاکمه»، «قاعده بازی»، «خواستگار محترم»، «بیوفا» و «دایره زنگی» را بازی کرد با حضور در سریال «میوه ممنوعه» یکی از بهترین هنرنماییهای تلویزیونی خود را رقم زد. او در این سریال که یکی از پربینندهترین مجموعههای ماه رمضان بود در مقابل علی نصیریان به زیبایی نقش همسرش را بازی کرد تا اینکه مدتها تصاویر متعدد او و دیگر بازیگران مجموعه روی جلد بیشتر نشریات کشور باشد.
چند اشتباه کوچولو
اما بعد از این و در سال 87 او دوباره به پرده نقرهای بازگشت و 3فیلم «یک اشتباه کوچولو»، «کلانتری غیرانتفاعی» و «صندلی خالی» را بازی کرد که هنوز هیچکدامشان رنگ پرده را ندیدهاند. اما در همین اثنا بود که حاتمیکیا تصمیم گرفت متفاوتترین فیلمش را کارگردانی کند و باز برای ایفای نقش اصلی اپیزود سوم، کسی را بهتر از خیراندیش پیدا نکرد. این بار هم گوهر خیراندیش یکی از متفاوتترین بازیهایش را تقدیم حاتمیکیا کرد تا همگان برگ برنده «دعوت» را حضور تاثیرگذار او بدانند. خیراندیش برای همین فیلم تندیس زرین بهترین بازیگر جشن خانه سینما را از آن خود کرد و باز ثابت کرد که در 53سالگی هم همچنان پرکار و پرانرژی است. پس از این، خیراندیش به یک دعوت متفاوت هم پاسخ گفت و در فیلم سینمایی «تهران 1500» در حالی که حضوری کارتونی داشت، به جای شخصیت خودش صحبت کرد!
و اما... اشکها و لبخندها
پس از این و در حالی که به دلیل آسیبدیدگی هنگام فیلمبرداری سریال بهزاد فراهانی، مدتها از خیراندیش خبری نبود، اخبار سریال جدید حسن فتحی منتشر شد. این در حالی بود که اخبار حکایت از ساخت یک سریال نوروزی داشت، اما «اشکها و لبخندها» به پخش بعد از نوروز رسید و به یکباره حضور خیراندیش روی شیشه قاب جادویی تلویزیون، آن هم در سکانس اول سریال همه را شگفتزده کرد. خیراندیش در این سریال، نقش «عمه شمسی» یا همان «شمسی پلنگ» را بازی کرد؛ نقشی که کمترین شباهتی به خودش ندارد. او در این فیلم ثابت کرد همچنان میشود به عنوان یک بازیگر غیرقابل پیشبینی از او یاد کرد. یک بار دیگر تصور کنید، سکانسهای مجادله دیدنی او با مهدی هاشمی را؛ یک زن خلافکار دوستداشتنی!
سفیران صلح و دوستی ایران در جهان
گروه فرهنگ و هنر: نخستین جشنواره فیلمهای انساندوستانه «آسا» روز دوشنبه درحالی آغاز به کار کرد که 10 هنرمند سینمای ایران را بهعنوان پیامآوران صلح و دوستی ایران در جهان، معرفی کرد. برپایه این گزارش، در مراسم افتتاحیه این جشنواره، کیانوش عیاری، خسرو سینایی، فاطمه معتمدآریا، رضا کیانیان، حمید جبلی، محمدعلی طالبی، اصغر فرهادی، مهرداد اسکویی، رخشان بنیاعتماد و ابوالفضل جلیلی به عنوان سفیران «آسا» معرفی شدند. خسرو سینایی، کارگردان سینما بعد از دریافت نشان خود از فعالیت در این زمینه، ابراز خوشحالی کرد و فاطمه معتمدآریا هم این حرکت را مقدمهای برای شروع آشتی جهانی عنوان کرد و گفت: موجب افتخار من است که به عنوان یک هنرمند سینمایی میتوانم سفیر صلح باشم. آنچه باعث میشود برای این کار محکمتر قدم بردارم، جهان آشفتهای است که به دنبال محبت میگردد و چون در کشور ما هیچکس با مهر و محبت بیگانه نیست شاید این راهی باشد که رو در رو با هم صحبت کنیم بهجای اینکه بجنگیم.
حمید جبلی، بازیگر سینمای ایران هم در بخش دیگری، سینما را ابزاری برای آشنایی جهانیان با مفاهیم بشردوستانه دانست و عنوان کرد: امیدوارم اگر ما سینماییها، شهرت و محبوبیتی داریم، بتوانیم در این جهات انسانی از آن استفاده کنیم. مهرداد اسکویی، کارگردان هم درپی انتخاب بهعنوان سفیر «آسا» گفت: من به نمایندگی از تمام فیلمسازان مستند اینجا هستم. امیدوارم توجه دوستانمان را به این مضامین جلب کنم. در اشعار قدما همیشه مهر، دوستی و خلق دنیایی بهتر وجود دارد. امروز سینمای ایران جای شعر را گرفته و در تلاش است تا این مفاهیم را گسترش دهد.
در ابتدای مراسم افتتاحیه جشنواره فیلمهای انساندوستانه «آسا»، ناصر باکیده، مدیرعامل انجمن سینمای جوان گفت: مفهوم بشردوستانه و روابط انسانی بسیار گسترده و پیچیده است و این پیچیدگیها را باید با ظرفیتهای هنرمندان آمیخت. موجب مباهات است که سینمای ایران به عنوان سینمای اخلاقگرایانه در مضامین انساندوستانه شاخص است. مایه افتخار همه ایرانیان است که از گذشتههای دور به یکتاپرستی دیرینه خود افتخار کنند؛ چون سبب میشود اندیشههای زیبا در جامعه ما بروز پیدا کند. وی سپس به ارزیابی 30سال سینمای ایران پرداخت و گفت: نگاه دوربین فیلمسازان ما در این 30 سال به ثبت بیمارستانها، خیابانها، فداکاریهای مردم و... بوده است. فیلمسازان دفاع مقدس ما در قالب فیلمهای سینمایی، مستند و کوتاه از منظر انساندوستانه به جنگ افروزان در دنیا نگاه کردند و بعد از این دوران بسیاری از هنرمندان سینمای ایران به بم و مسائلی از این دست نگریستند تا نگاه انساندوستانه را ثبت کنند. علیاشرف مجتهد شبستری، رئیس دفتر امور فعالیتهای انساندوستانه سازمان ملل متحد در ایران نیز در این مراسم گفت: در دنیای کنونی، فجایع انسانی زیادی مانند فقر و جنگ رخ میدهد. در دو دهه گذشته تعداد بلایای طبیعی از 200 به 400 فقره رسیده است. در چهار سال قبل نیز این حوادث بر زندگی بیش از 200 میلیون نفر تأثیر گذاشته است. گزارشها حاکی از آن است که تغییرات طبیعی روی کشاورزی اثر گذاشته و موجب فقر شده است. بیم آن میرود که با این مشکل حدود 100 میلیون نفر دیگر با فقر روبهرو شوند. وی افزود: متأسفانه در این بلایا تعداد تلفات زنان بیش از مردان بوده است. بعد از جنگها، زنان قربانیان خشونت میشوند و کرامت انسانها در جنگها پایمال میشود. زمانی که چنین فجایعی رخ میدهد، چشم انسانها به سازمان ملل است و ما نمونه یاری رساندن و ابراز همدردی بینالمللی را در زلزله بم شاهد بودیم. شبستری با بیان این آمار، به سابقه مهر و انساندوستی در میان ایرانیان اشاره کرد و این ویژگی را دلیلی برای برگزاری جشنواره فیلمهای انساندوستانه آسا دانست. وی افزود: با این خصوصیات حدود یک سال قبل با مدیر انجمن سینماگران آینده در این رابطه صحبت کردیم. در ابتدای امر بودجه کمی داشتیم ولی نیکاندیشان در سازمانهای بینالمللی ما را یاری کردند. خوشحالیم با یاری هنرمندان سینمایی و تجسمی، انسانیت را اشاعه میدهیم. با عنایت به قدرت سینما در روند گسترش مفاهیم بشردوستانه امیدواریم شاهد رواج بیشتر این مفاهیم باشیم. مجید مصاحبی، دبیر جشنواره هم در ادامه به تشریح گزارشی از روند این برنامه پرداخت: جشنواره از مرداد سال قبل فعالیت خود را به همت معاونت سینمایی و با کسب مجوز شروع کرد. با توجه به اینکه ما در سه بخش مستند، داستانی و انیمیشن و با سه موضوع دایرههای دوستی، سایههای سفید و معنویت و تمدن متمرکز بودیم، قرار شد از مراکزی که در این زمینه فعالیت میکنند، برای همکاری دعوت کنیم. وی با ذکر اینکه از میان 700 اثر رسیده به دبیرخانه 140 کار وارد بخش مسابقه شده و آثاری هم به عنوان کارهای برجسته از سینماگران داخلی و خارجی به صورت فیلمهای بلند نشان داده میشود، گفت: «هدف ما این نبود که از لحاظ کمی بر مجموعه جشنوارههای کشور نیفزاییم ولی مضمون این جشنواره میتواند در قالب یک اندیشه متبلور شود. به همین دلیل تلاش میکنیم بعد از برگزاری اولین دوره در فرصتی که تا برپایی دومین دوره آن داریم به پیگیری مفاهیم بپردازیم تا سهم کوچکی در انتقال آنها داشته باشیم. نخستین جشنواره فیلمهای انساندوستانه آسا تا 11 اردیبهشت در سینما فلسطین برگزار میشود.
از موج تا توفان
در کنار فرانسوا تروفو
از موج تا توفان
در اواخر دهه 1950 و 1960 گروهی از فیلمسازان فرانسوی دست به نوعی دگرگونی در سینمای فرانسه زدند که به «موج نو فرانسه» شهرت یافت. این دگرگونی تحت نفوذ فیلمهای سینمای «نئورئالیسم» ایتالیا صورت گرفت که در آنها از هنرپیشههای غیرحرفهای استفاده میشد و داستانهای طبقات کارگر را به تصویر میکشیدند.گرچه موج نو هرگز بهطور رسمی به عنوان یک حرکت سازمان یافته مطرح نبوده است اما فیلمسازان پیرو آن از طریق نوعی مخالفت خودآگاهانه با ساختار سنتی سینمای فرانسه به آن پیوند میخوردند. از میان فیلمسازان پیشگام در موج نو میتوان به اسامی بزرگی چون ژان لوک گودار، اریک رومر، کلود شابرول و ژاک ریوت اشاره کرد که به عنوان منتقد در مجله معروف سینمایی «کایه دو سینما» مشغول به کار بودند اما در این میان فرانسوا تروفو به عنوان یک کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و هنرپیشه، نقش کاملا برجستهای در «موج نو سینمای فرانسه» دارد.فرانسوا تروفو، ششم فوریه 1932 در شهر پاریس متولد شد. سالهای ابتدایی زندگی خود را زیر نظر پرستاران کودک سپری کرد اما شوق او به کتاب و موسیقی زمانی پدیدار میشود که مادربزرگش نگهداری از او را برعهده میگیرد و میان پسر جوان و این دو عالم بیانتها نوعی دوستی ایجاد میکند. زندگی او با مادربزرگ تا 10 سالگی ادامه مییابد اما مرگ پیرزن باعث میشود تا فرانسوا راه خانه مادر و پدرخواندهاش را در پیش گیرد و برای اولینبار زندگی با آنها را تجربه کند. از آنجا که فرانسوا کودکی ناخواسته بود، در خانه مورد بیمهری مادر قرار میگرفت در حالی که پدرخواندهاش با او رفتار بهتری داشت. هر بار که این زوج به مسافرت میرفتند پسرک مدتها در خانه تنهایی را تجربه میکرد بنابراین فرانسوا تا آنجا که میتوانست وقت خود را با دوستانش سپری میکرد تا از خانه دور بماند و سینما بهترین راه گریز او از این محیط نهچندان دلچسب بود. اولین فیلمی که تروفو دید «بهشت گمشده» به کارگردانی ابل گانس بود. او این تجربه را در 8 سالگی کسب کرد و از آن به بعد اشیاق او نسبت به سینما آغاز شد. فرانسوا غالبا از مدرسه فرار میکرد و از آنجا که پول کافی برای خرید بلیت نداشت بهصورت مخفیانه و بدون اجازه وارد سالنهای تئاتر میشد و نمایشها را میدید. پس از اخراج از چندین مدرسه، فرانسوا تصمیم میگیرد تا خودش آموزش و تعلیم خود را به عهده بگیرد. از اهداف او این بود که هر روز سه فیلم تماشا کند و هر هفته سه کتاب بخواند.آشنایی او با کارگردان فرانسوی، آنری لانگلوا باعث شد که تروفو در مقابل حجم وسیعی از فیلمهای خارجی سراسر جهان قرار گیرد و به این ترتیب به سینمای ایالات متحده و کارگردانهایی نظیر جان فورد، هوارد هاوکس و آلفرد هیچکاک علاقهمند شود.
در سال 1948 و پس از برپایی یک کلوپ فیلم، تروفو با «آندره بزن» منتقد معروف سینما آشنا میشود تا زندگی او وارد عصر تازهای شود. «بزن» که خود مدیر یک انجمن فیلم و سینما بود از نظر شخصیتی و حرفهای تاثیر بسیاری روی تروفو گذاشت چرا که به عنوان یک دوست او را در برابر بسیاری از مشکلات مالی و خطرهایی مانند بزهکاری حمایت میکرد.در سال 1950 فرانسوا تروفو به ارتش فرانسه میپیوندد اما دو سال بعدی را با فرار از ارتش سپری میکند تا به جرم ترک ارتش دستگیر شود. در این زمان آندره بزن با استفاده از روابط سیاسیاش موجب آزادی تروفو شده و او را در مجله سینمایی تازه تاسیس خود با نام «کایه دو سینما» مشغول به کار میکند.اما فرانسوا تروفو یکی از مهمترین نظریههای سینمایی را با نام «تئوری مولف» بنیان نهاد که بر اساس آن فیلم یک کارگردان بازتاب دید شخصی خلاقانه اوست؛ گویی خود کارگردان مولف اولیه آن است. در سال 1954 و با نگارش مقالهای با عنوان «یک گرایش خاص از سینمای فرانسه» تروفو اظهار میکند که یک فیلم برای یک کارگردان مانند کتابی است که مینگارد و کارگردانهای بزرگی چون رونوار و هیچکاک دارای سبک خاصی هستند که وارد همه آثار آنها شده و در آنها نشر مییابد. گرچه این نظریه در آن زمان مورد استقبال چندانی قرار نگرفت اما در سال 1960 و بهوسیله منتقد معروف آمریکایی اندرو ساریس مورد توجه واقع شد. در ادامه تروفو تصمیم میگیرد دست به کارگردانی بزند و در سال 1955 با ساخت فیلم «یک ملاقات» خود را به عنوان یک کارگردان مطرح میسازد. پس از دیدن فیلم «نشانی از شر» به کارگردانی اورسن ولز، تروفو تصمیم میگیرد فیلم «400 ضربه» را بسازد؛ فیلمی که جایزه بهترین کارگردانی جشنواره «کن» را برای او به همراه آورد در حالی که تنها یک سال پیش او را از حضور در آن محروم کرده بودند.«400 ضربه» داستان نوجوانی به نام آنتوان دوانل را دنبال میکند که میان پدر و مادری که مشکلات احساسی شدیدی بینشان حاکم است و دوران نوجوانی پرانزوا اسیر شده. شباهتهای زیادی میان دونوال و تروفو وجود دارد که میتوان به عدم وجود عشق میان والدین آنها، بزهکاری و فرار از ارتش اشاره کرد. این فیلم شروع موج نو را رقم زد.فیلم «فارنهایت 451» اولین فیلم انگلیسیزبان و رنگی تروفو بوده که در آن علاقه او به کتاب کاملا مشهود است. برای تروفو که فیلمهایش چندان پرهزینه نبودند، بودجه زیاد این فیلم و عدم تسلط او به زبان انگلیسی چالشبرانگیز بود اما در سال 1973 وی موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را برای «روز در ازای شب» دریافت کند.
هدف این کارگردان بزرگ ساختن 30 فیلم و اعلام بازنشستگی و به دنبال آن شروع نگارش کتاب بود اما پس از ساختن فیلم بیست و پنجم و در سال 1984 فرانسوا تروفو در اثر تومور مغزی در شهر
«ات دو سین» درگذشت. وی در زمان مرگ 52 سال بیشتر نداشت.
تازه ها
جایزه شهید آوینی فرصتی برای دیگرشناسی و خویشتنیابی
وطن امروز: محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی، برگزاری «جایزه بزرگ شهید آوینی» را فرصتی یگانه برای دیگرشناسی و مهمتر از آن، خویشتنیابی و خودشناسی عنوان کرد. وی در این پیام تاکید کرد: شکلگیری ایده اعطای جایزه بزرگ شهیدآوینی به برترین مستندهای سال و تلاش مستمر برای اجرایی کردن این تصمیم در دوره نخست و برپایی دومین دوره این مراسم، باید همسو با چنین نگرشی محقق شود. از این رو شایسته است که سینمای مستند از این فرصت به دست آمده در راه اعتلای حق در همه ابعاد بهره گیرد.
همه مجموعههاي مهدي اخوان ثالث در قطع جيبي
ایسنا: مجموعههاي شعر مهدي اخوان ثالث در قطع جيبي منتشر شد. زرتشت اخوان ثالث، فرزند اين شاعر گفت: اين مجموعه همه شعرهاي اخوان ثالث را شامل مجموعههاي چاپشده دربرميگيرد.
رمانی از سرشار
به انگلیسی ترجمه شد
وطن امروز: نسخه انگلیسی رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» نوشته محمدرضا سرشار با ترجمه جیمز کلارک منتشر شد. این رمان درباره زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) است.
برپايي دومين نمايشگاه « هنر معنوي»
فارس: دومين نمايشگاه «هنر معنوي» تابستان سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران برپا خواهد شد.اولين دوره نمايشگاه «هنر معنوي» 5 سال پيش در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد كه به آثار نقاشي و هنر جديد اختصاص داشت. در دومين دوره اين نمايشگاه نيز شاهد آثاري از هنرمندان مطرح كشورمان با نگاهي معنوي خواهيم بود.
نمايشگاهي از 4دهه بازيگري
« رابرت دنيرو»
ایسنا: كلكسيوني از فيلمنامهها، فيلمهـــا و لباسهاي بازيگري متعلق به «رابرت دنيرو» از روز گذشته در نمايشگاهي در تگزاس در معرض نمايش قرار گرفت. موزه علوم انساني دانشگاه تگزاس از ديروز كلكسيوني از فيلمنامهها، فيلمها، عكسها و لباسهاي بازيگري «رابرت دنيرو» را به نمايش گذاشته است.
« كلاه پهلوي» در تدارك سفر به فرانسه
فارس: گروه سازنده «كلاه پهلوي» در تدارك هستند تا پس از اتمام فيلمبرداري در شهرك غزالي براي بخشهاي باقيمانده به فرانسه سفر كنند. سريال «كلاه پهلوي» به تهيهكنندگي «محمدرضا تختكشيان» در30 قسمت 50 دقيقهاي براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه ميشود و در صورت فراهم شدن شرايط، در سال 88 روي آنتن خواهد رفت.
انتشار قرآن كريم با رسمالخط ايراني براي نخستين بار
فارس: قرآن كريم با خط غلامرضا صفا مهدوي و ترجمه آيتالله مكارم شيرازي تا 10روز ديگر انتشار مييابد. محمد خواجوي، رئيس سازمان دارالقرآن كريم اظهار داشت: در نگارش اين قرآن قرار بود خط عثمان طه را به خط رسمالاملا برگردانيم اما به دليل جذابيت بيشتر خط ايراني براي ايرانيان و همچنين آموزشي بودن خط غلامرضا صفا مهدوي تصميم به استفاده از اين خط گرفتيم.
« داركوب» با صداي مديري و بهداد منتشر ميشود
فارس: نصيري سرپرست گروه داركوب، با اشاره به انتشار آلبوم « داركوب» بيان داشت: اين آلبوم شامل 11 قطعه از اجراهاي گروه است كه در ابتداي اين آلبوم يك كليپ با عنوان حيران با صداي مهران مديري به چشم ميخورد. مابقي قطعات همان قطعاتي است كه در كنسرتهاي قبلي روي صحنه بردهايم كه در بين اين قطعات، آهنگهايي با صداي حامد بهداد هم وجود دارد.
خمسه، مجری اختتامیه تئاتر دانشگاهي شد
ایسنا: عليرضا خمسه، مجري مراسم اختتاميه دوازدهمين جشنواره بينالمللي تئاتر دانشگاهي شد. محمد عاقبتي، كارگردان مراسم اختتاميه گفت: همزمان با برگزاري اين مراسم در روز معلم ـ 12 ارديبهشت ماه ـ از 10 تن از بزرگان هنرمند نسل اول تئاتر تجليل خواهيم كرد كه اين بخش اصليترين بخش مراسم ما در كنار اهداي جوايز است.
جايزه « چاپلين» به « تام هنكس» رسید
ایسنا: «تام هنكس»، بازيگر سرشناس و برنده اسكار، جايزه بزرگداشت مركز فيلم «لينكولن» آمريكا را دريافت كرد. مركز فيلم «لينكولن» روز گذشته در مراسمي، جايزه ويژه «چارلي چاپلين» را براي تقدير از يك عمر دستاورد سينمايي به هنکس اعطا كرد. در اين مراسم چهرههاي سرشناسي چون «استيون اسپيلبرگ»، «چارليز ترون» و «جوليا روبرتز»
حاضر بودند.