|
1
|
|
2
3
8
9 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
با حضور فرمانده معظم کل قوا نخستين ناوشكن ايراني به ناوگان دفاعي كشور پيوست
جماران در خليج فارس
گروه سياسي، سیدفرید موسوی:
رهبر انقلاب اسلامی با تبیین سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال خلیج فارس، فرمودند: کشورهای منطقه، برادران و همسایگان ما هستند و ما معتقدیم مجموعه خلیج فارس میتواند با سیاست خردمندانه جمعی، به سود همه ملتها و کشورهای منطقه اداره شود. حضرت آیتالله خامنهای در جمع فرماندهان نیروهای مسلح و جمعی از دستاندرکاران طراحی و ساخت ناوشکن جماران، این روز را روزی شیرین، مبارک و نویدبخش خواندند و افزودند: این دستاورد مهم که نتیجه امید، اعتماد و توکل به پروردگار است، نسل جوان ما را مصممتر از پیش خواهد کرد و این عزم و امید و اراده حتی از تولید ناوشکن نیز مهمتر و شیرینتر است.ایشان شناخت تواناییها و استعدادهای خودی، قدرشناسی علمی از این نعمت بزرگ و شجاعت ورود به کارهای عظیم را «اساس و مبنای پیشرفت و اقتدار کشور» دانستند که «برخی خواستها در ابتدا، بلندپروازانه به نظر میرسد اما همتهای بزرگ در پرتو ایمان و اعتماد، هر کار به ظاهر ناشدنی را ممکن میسازد و به همین علت یقیناً کارهای آینده در عرصه ساخت رزمناوها بهمراتب عظیمتر و با ارزشتر خواهد بود». فرمانده معزز کل قوا با یادآوری صدها سال قدمت ایران در صنعت دریانوردی، تسلط حکمرانان فاسد و خودکامه در طول قرنهای اخیر را باعث ضعف ایران در این عرصه برشمرده و تاکید کردند: اسلام و جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد توانایی، حیثیت و آبروی ایران و ایرانی در جهان از بین برود و بازگشت روح عزت و هویت به ملت و کشور در 30 سال اخیر، مدیون همین نگاه و تفکر است. رهبر انقلاب اسلامی برچیده شدن سفره چپاول منافع و منابع ایران را علت اصلی خشم مستکبران عالم برشمردند و تصريح كردند: «قبل از انقلاب، زورگویان جهانی، ایران را سفرهای بیصاحب میدانستند و هر چه میخواستند آن را چپاول میکردند اما ملت بیدار شده ایران، اکنون بساط این غارت و چپاول را برچیده است و سلطهگران جهانی نیز این ملت را به جرم استقامت و استقلالطلبی مورد خشم و توطئه قرار دادهاند». ایشان ایستادگی ملت ایران را آزمایشی تاریخی و درسی بزرگ برای نسلهای آینده خواندند و افزودند: «ناکامی زورگویان جهانی در مقابل استقامت و پایداری ملت ایران، ثابت کرده است که اگر ملتی با احساس هویت، تکیه بر قدرت ذاتی خود و اتکا بر ایمان الهی به صحنه بیاید هیچ قدرتی نمیتواند بر عزم و اراده او غلبه کند». فرمانده معظم کل قوا با اشاره به خشم و درماندگی دشمنان ملت ایران پس از حماسه عظیم مردم در 22بهمن، خاطرنشان کردند: در آن روز بهیادماندنی، دهها میلیون دل مومن و حنجره پراستقامت، یکصدا نفرت از استکبار را فریاد زدند و بر ایمان و عزت اسلامی پافشاری کردند و این حقیقت زیبا و ماندگار، سلطهگران بویژه آمریکا را درمانده، مایوس و خشمگین کرده است. رهبر انقلاب اسلامی حرفهای روزهای اخیر رئیسجمهور و دیگر مقامات آمریکایی را نشانه عصبانیت و ناامیدی از ملت ایران خواندند و فرمودند: «حرفهای کهنه و مهمل درباره ساخت سلاح اتمی در ایران، نشان میدهد دشمنان ملت حتی در زمینه تبلیغاتی نیز در نهایت ناتوانی، به تکرار افتادهاند». ایشان تاکید کردند: جمهوری اسلامی در پاسخ به اینگونه مهملات، احساساتی نخواهد شد چرا که ما بارها گفتهایم مبانی و اعتقادات دینی ما اینگونه سلاحها را به عنوان سمبل نابودی حرث و نسل، ممنوع و حرام میداند و به همین علت ما هیچ اعتقادی به سلاح و بمب اتم نداریم و دنبال آن نمیرویم.رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان كردند: ما برخلاف تبلیغات زورگویان مستبد جهانی، دنبال بیدارکردن روح حماسه و عزت در همه امت اسلامی هستیم همچنان که تاکنون نیز تلاشهای ملت و نظام اسلامی موجب بیداری اسلامی و نفرت روزافزون از مستکبران بویژه آمریکا شده است. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ادعای دروغ آمریکاییها و برخی دیگر از کشورهای غربی درباره اقدامات ایران برضد همسایگانش، خاطرنشان کردند: همسایگان ما نیز میدانند که این ادعاها دروغ است و آمریکا و رژیم صهیونیستی با این اختلافافکنیها، تلاش میکنند نگاه امت اسلامی را از دشمنان اصلی جهان اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل منحرف کنند.ایشان در تبیین سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال خلیج فارس، افزودند: کشورهای منطقه، برادران و همسایگان ما هستند و ما معتقدیم مجموعه خلیج فارس میتواند با سیاست خردمندانه جمعی، به سود همه ملتها و کشورهای منطقه اداره شود.فرمانده معظم کل قوا، بیگانگان را مخدوشکننده امنیت منطقه دانستند و فرمودند: «اختلافانگیزی و حیلهورزی، سیاست مستمر بیگانگان است اما ما امیدواریم که مانند بسیاری از مواقع که توطئهها و حیلههای تفرقهافکنانه آنها ناکام مانده، بعد از این هم با هوشیاری همه کشورها، این طرحها خنثی شود».حضرت آیتالله خامنهای، جمهوری اسلامی را کشوری متکی بر دلهای مردم خواندند و تصريح كردند:«براساس قوانین تخلفناپذیر طبیعت، هنگامی که صدایی واحد و مقتدرانه از حنجره یک ملت بیان میشود، این امواج در تاریخ و هستی ماندگار خواهد شد». ایشان در بخش دیگری از بياناتشان، استحکام و اتقان در کارها را مورد تاکید قرار دادند و با اشاره به نشاط و تحرکی که کارهای بزرگ مانند ساخت ناوشکن جماران، در ذهنها و دلها ایجاد میکند،خاطرنشان كردند: تلاش کنید این حرکت علمی – صنعتی از شتاب نیفتد و پی در پی منشأ کار و ابتکار و پیشرفت شود. رهبر انقلاب اسلامی تکیه بر نیروی انسانی پرانگیزه و متعهد را جبرانکننده بسیاری از کمبودها خواندند و با اشاره به تجربیات 30 ساله مدیریت کشور تاکید کردند: باید برخی ضعفها و نقایص را با کشف منابع بالقوه انسانی و عینی ترمیم و جبران کرد. فرمانده کل قوا با تبیین ضروریات و اولویتهای نیروی دریایی، افزودند: با تلاش مستمر و عزم و اراده و جدیت، نیروی دریایی را به مرتبهای در شأن ملت بزرگ ایران برسانید و مطمئن باشید که این کار با ایمان و توکل به خدا، امکانپذیر است. حضرت آیتالله خامنهای در این بازدید با قدردانی از نیروهای جوان و پرنشاط نیروی دریایی، تاکید کردند: کلید اقتدار و پیشرفت کشور، سپردن کارها به جوانان مومن و دلهای پرامید و انگیزههای پرشور آنان است. در طول بازدید، فرماندهان و مسؤولان نیروی دریایی توضیحات لازم را بیان میکردند. «ناوشکن جماران»، نخستین ناوشکن طراحی و ساخته شده به دست متخصصان افتخارآفرین نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و نخبگان و دانشمندان توانمند ایرانی در مراسم ویژهای با فرمان حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای فرمانده معظم کل قوا، رسماً به ناوگان دریایی ارتش ملحق شد و جمهوری اسلامی ایران به جمع معدود کشورهای جهان پیوست که از قابلیت طراحی، ساخت و تجهیز رزمناوها و ناوشکنهای پیچیده و مجهز برخوردارند. در این مراسم، فرمانده کل قوا در بازدید از بخشهای مختلف ناوشکن جماران از نزدیک با ویژگیهای این دستاورد عظیم ملی آشنا شدند. ناوشکن جماران ازجمله رزمناوهای با ماموریت سهمنظوره است که در عرصههای ضدهوایی – ضدسطحی و ضدزیرسطحی از تجهیزات کاملاً پیشرفته برخوردار است. علاوه بر متخصصان و دانشآموختگان مراکز آموزشی نیروی دریایی، نخبگان و دانشمندان دهها دانشگاه و مرکز علمی، تحقیقاتی و صنعتی و متخصصان بخش خصوصی نیز در طراحی و تولید ناوشکن جماران همکاری داشتهاند. ناوشکن جماران در کلاس خود در شمار ناوهای پیشرفته محسوب میشود و از قابلیت حمل و سوختگیری بالگرد نیز برخوردار است. بخشی از سامانههای اصلی این ناوشکن تنها در انحصار چند کشور است اما متخصصان ایرانی موفق شدند این انحصار بینالمللی را بشکنند و کشور را به دانش طراحی و ساخت این سامانههای مهم مجهز کنند. ناوشکن جماران، حاصل تلاش بیوقفه و سنگین علمی، تحقیقاتی و تخصصی است و بیش از یکمیلیون و 400 هزار انواع قطعه، دستگاه و سامانههای پیچیده داخلی در ساخت آن مورد استفاده قرار گرفته است. در ابتدای این مراسم، هنگام ورود فرمانده کل قوا به محوطه کارخانجات نیروی دریایی ارتش در منطقه یکم دریایی بندرعباس، سرود جمهوری اسلامی نواخته شد و ایشان در مقابل یادمان شهدای نیروی دریایی، علو درجات شهیدان اسلام و انقلاب اسلامی را مسالت کردند. حضرت آیتالله خامنهای سپس از یگانها و نیروهای فنی – تخصصی مستقر در میدان، سان دیدند. در این مراسم ویژه همچنین سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش ضمن خیرمقدم به فرمانده کل قوا، گفت: کارکنان نیروی دریایی ارتش با تأسی به افتخارآفرینیهای ملت بزرگ ایران و با بهرهگیری از توان علمی و تحقیقاتی خود، زنجیره تولید رزمناوهای موشکانداز را آغاز کردهاند. ناخدا مهندس علی غلامزاده، مسؤول پروژه موج هم در گزارشی از روند طراحی و ساخت ناوشکن جماران، تصریح کرد: دانش طراحی و ساخت انواع ناوشکن در کشور نهادینه شده است و اکنون آمادگی داریم ساخت ناوهای پیشرفته با کلاس بالاتر را در دستور کار قرار دهیم.همچنین امیر دریادار رستگاری، رئیس کارخانجات نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با فارس، درباره ویژگیهای ناوشکن جماران، این ناوشکن را حاصل کار و تلاش یکمیلیون و 200 هزار نفرساعت کار و تلاش یکهزار نفر از نخبگان علمی در رشتههای مختلف عنوان و تصریح کرد: ناوشکن جماران نسبت به بسیاری از ناوشکنهای جهان از جمله ناوشکنهای کلاس «واستر» پیشرفتهتر است. وی افزود: ناوشکن جماران دارای سامانههای پردازش راداری، رادارهای تاکتیکی سطحی، زیرسطحی و هوایی، قدرت بالای کنترل آتش و مجهز به انواع سامانههای اژدرافکن و توپهای دریایی پیشرفته است و میتواند علاوه بر حمل بالگرد و کمک به سوخترسانی بالگردها، در مقابل تهاجمهای هستهای و میکروبی نیز مقاومت کند.
عظیمترین پروژه دفاعی کشور عملیاتی شد
ناوشکن جماران به عنوان عظیمترین دستاورد دفاعی کشور که با حضور فرمانده معزز کل قوا، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در خلیج فارس به آب انداخته شد، توسط متخصصان نیروی دریایی ارتش و صنایع دفاعی کشورمان ساخته شده است. در این مراسم که فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح نیز حضور داشتند، مقام معظم رهبری به گفتوگو و بازدید از بخشهای مختلف این پروژه مهم دفاعی پرداختند. ناوشکن جماران قرار است در آبهای جنوب کشور، پاسدار مرزها و منافع جمهوری اسلامی باشد.
با ساخت ناوشکن ایرانی جماران توسط متخصصان داخلی، دانش ساخت ناوشکنها در ایران بومی شد و کشورمان به جمع تولیدکنندگان ناوشکن در دنیا پیوست. گفتنی است هم اکنون دومین ناوشکن نیز به عنوان نسل بعدی ناوشکنهای ایرانی، توسط متخصصان دفاعی کشور درحال ساخت است.
آقا فرمودند ناوشکنی با قابلیت حمل بالگرد و موشک بسازید
در همین رابطه، فرمانده نیروی دریایی ارتش گفت: زمانی عزمها برای ساخت «جماران» جزم شد که فرمانده معظم کل قوا دستور دادند بروید ناوشکنی با طراحی بالگرد و موشک بسازید. امیر دریادار حبیبالله سیاری در تشریح ویژگیهای این پروژه عظیم اضافه کرد: «این ناوشکن علاوه بر اینکه شعاع عملیاتی بسیار خوبی دارد از قدرت مانور بسیار بالایی نیز برخوردار است. سلاحهای مختلف آن چه سطحی، چه هوایی و چه زیرسطحی، سلاحهای بهروز و مناسبی است. قابلیت حمل بالگرد آن نیز به شعاع عملیاتیاش اضافه کرده است. از جهت امکانات ارتباطی نیز از وضع بسیار مناسبی برخوردار بوده و از سرعت بسیار خوبی بهرهمند است. دارای قدرت ماندگاری بالا در شرایط نامناسب جوی در اقیانوسها نیز هست».
وی در بیان 2 ویژگی برجسته ناوشکن جماران اظهار داشت: «اولاً ساخت آن به طور کامل به دست توانمند متخصصان نیروی دریایی صورت گرفته و بعضی از قسمتهایش نیز با هماهنگی صنایع دفاع و نخبگان و متخصصان دانشگاهی انجام شده است و صددرصد بومی و وطنی است. ثانیاً در جریان ساخت و به نتیجه رساندن این پروژه، هیچ کدام از کشورهای خارج نه کمک فکری به ما کردند و نه کمک ابزاری. هر چیز که نیاز داشتیم تماماً در داخل مملکت و کارخانجات نیروی دریایی ساخته شد».
فرمانده نیروی دریایی ارتش تاکید کرد: «بعد از سالها در این کشور موفق به ساختن ناوشکن شدیم. ناوشکن به عنوان گل سرسبد یگانهای شناور سطحی در دریا شناخته میشود. چه از نظر ظاهر و چه از جهت تجهیزات و قدرت مانور و فعالیت». امیر سیاری در بیان جایگاه ناوشکن در نیروی دریایی تصریح کرد: ناوشکن در نیروی دریایی جزو عناصر تجهیزات محور محسوب میشود؛ یعنی باید تجهیزات مناسب در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم برای ساخت آن اقدام کرده و در دریاها حضور داشته باشیم.
در طول سالیان قبل از انقلاب ما نیروی دریایی قدرتمندی نداشتیم؛ علت آن هم این بود که توان تولید در داخل مملکت را نداشتیم که بتوانیم تجهیزات را خودمان بسازیم و استفاده کنیم. در آن سالها اگر تجهیزات دریایی هم در اختیار داشتیم، همهاش ساخته دست دیگران بوده است. نکته مهم اینجاست که تعمیر و نگهداری آن را هم خودشان انجام میدادند و نرمافزارش هم در اختیار خودشان بوده است.
مشخصات عظیمترین پروژه دفاعی کشور
عظیمترین پروژه دفاعی کشور از یکمیلیون و 400 هزار قطعه و سامانه تشکیل شده است. ناوشکن جماران که صبح دیروز با حضور فرمانده معظم کل قوا، حضرت آیتالله العظمی خامنهای به ناوگان دریایی ارتش ملحق شد، مجهز به موشکهای ضدکشتی، سطح به هوا و نیز انواع اژدر و توپهای دریایی از جمله فجر27 به عنوان مدرنترین توپ دریایی جهان است. ناوشکن جماران 94متر طول و قریب 1500تن وزن دارد و یک رادار پیشرفته نیز برای انجام هر چه بهتر ماموریتها روی آن نصب شده است. این ناوشکن میتواند با سرعت 30گره دریایی حرکت کرده و 120 تا 140 پرسنل و خدمه نیز در آن فعالیت خواهند کرد. ناوشکن جماران با توجه به تجهیزاتی که در آن بهکار رفته است، توانایی مبارزه با هرگونه هدف سطحی، زیرسطحی و هوایی را به طور همزمان دارد. علاوه بر قدرت حمل بالگرد توسط ناوشکن جماران، این شناور توانایی بهکارگیری در جنگهای الکترونیکی را نیز خواهد داشت. به گفته مسؤولان این پروژه مهم دریایی، جماران از حدود یکمیلیون و 400 هزار قطعه، سامانه و مجموعه تشکیل شده است. مقام معظم رهبری پس از بازدید کامل از ناوشکن جماران، در دفتر یادبود این شناور جملاتی را مرقوم کرده و سپس به درخواست کارکنان این ناوشکن، چفیه ایشان در «جماران» به یادگار گذاشته شد.
سردار سلیمانی:
عماد برای مقاومت همچون مالک اشتر بود
وطن امروز: دومین سالگرد شهادت عماد مغنیه پنجشنبه هفته گذشته به همت ستاد مردمی بزرگداشت عماد مغنیه و با حضور اقشار مختلف مردم و مسؤولان کشوری از جمله سعید جلیلی دبیر شورایعالي امنیت ملی، حداد عادل نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، تمدن استاندار تهران، صفیالدین نماینده حزبالله در تهران، سردار سلیمانی از فرماندهان دفاع مقدس و تنی چند از نمایندگان مجلس در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین برگزار شد. سردار قاسم سلیمانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس که یکی از سخنرانان این مراسم بود با بیان اینکه شهدای ما تجربهها و الگوهای موفقی هستند که نسل جوان ما به آنها اقتدا میکند و از تاثیرات و انفاس قدسی آنها بهرهمند میشود، اظهار داشت: عماد مغنیه از اسوههای به تمام معنی مجاهدین زمان ماست و او شخصیتی نیست که تاریخ لبنان به سادگی شخص دیگری مانند او را متولد کند. سلیمانی ادامه داد: انسانهایی مثل شهید بهشتی، مطهری، خرازی، باکری و مغنیه انسانهایی نیستند که تاریخ بزودی نمونه آنها را ببیند. وی افزود: ظاهر عماد مغنیه حاصل تلاش او بود که در 4 جنگ ارتش صهیونیستی را شکست داده و لبنان را پس از 50 سال از دست این رژیم خارج کرده بود. به گزارش فارس، این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: ارتش صهیونیستی در سال 1967 با ارتش 2006 قابل مقایسه نبوده و قدرت آن دهها برابر ارتش سال 67 بود اما با این حال مقاومت با ذکاوت مغنیه این ارتش را شکست داد که این عظمت کار مغنیه را نشان میدهد. سلیمانی رژیم صهیونیستی را ناوگان خشکی آمریکا خواند و گفت: بنیان رژیم صهیونیستی پس از جنگ 33روزه به هم ریخت و هیچ حادثه دیگری از سال 1982 تاکنون هیبت رژیم صهیونیستی را اینچنین فرونریخته بود. وی با بیان اینکه عماد در جنگ 33روزه آتشی در کاخ رژیم صهیونیستی انداخت، اظهار داشت: ارتش رژیم صهیونیستی 20 سال در پی عماد بود تا به تعبیر خودشان این مرد سایه را به دام اندازند. این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در تمام طول جنگ هیچ عملیاتی را حزبالله انجام نداد مگر اینکه عماد آنجا بود. سلیمانی با اشاره به هدف قرار دادن 20هزار نقطه از سوی رژیم صهیونیستی در طول جنگ 33روزه در لبنان گفت: در این بمبارانها حتی 20 نفر هم از نیروهای مقاومت کشته نشدند که این حاصل ذکاوت عماد بود. وی جمله «همه چیز و همه کس در مقابل ولایت هیچند» را شعار عماد خواند و اظهار داشت: عماد برای مقاومت و برای شیعیان همچون مالک اشتر بود و شهادت حق این انسان بود.
یک معلم کشته و 3 نفر مجروح شدند
حمله مسلحانه به یک مدرسه در آلمان
مقامات پلیس آلمان از کشته شدن یک نفر در پی حمله مسلحانه یک پسر 23 ساله به مدرسهای در این کشور خبر داده و اعلام کردند: در این حادثه تیراندازی 3 نفر نیز مجروح شدند.
مقامات پلیس و کارشناسان امنیتی آلمان در مصاحبهای با رسانههای دولتی این کشور اعلام کردند: بر اثر حمله یک مرد جوان 23 ساله به مدرسهای در غرب کشور، یک معلم جان باخت و 3 نفر نیز دچار جراحت ناشی از شلیک گلوله شدند.در گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس آمده است که این حادثه تیراندازی در ساعت 10 به وقت محلی و در شهر «لودویگ شافن» رخ داده است.شاهدان عینی این ماجرا نیز به ماموران پلیس گفتند که این مرد جوان که با اسلحه و چاقو به سمت مدرسه حمله کرده، با تیراندازی روی حاضران در مدرسه باعث کشته شدن یک معلم 58 ساله شد.شاهدان عینی همچنین اعلام کردند که این پسر جوان پس از کشتن این معلم به سمت دیگران نیز شلیک کرده که 3 نفر از جمله یکی از محصلان این مدرسه مجروح شدند.همچنین وضع 2 نفر از مجروحان این حادثه تیراندازی وخیم گزارش شده است.بر اساس اعلام پلیس منطقه «لودویگ شافن» این موضوع مشخص شد که این پسر جوان، دانشآموز سابق این مدرسه بوده و به احتمال زیاد بنا به دلایل شخصی دست به این اقدام زده است.این در حالی است که این پسر جوان پس از دستگیری به ماموران گفته بود که به دلیل آنکه خاطره خوشی از معلمان و مدرسه نداشته، اقدام به تیراندازی کرده است.این حادثه تیراندازی درست یک سال پس از وقوع تیراندازی مرگبار در مدرسهای در جنوب غرب آلمان رخ داد. در آن حادثه که در مارس سال 2009 میلادی رخ داد، یک پسر 17 ساله با حمله مسلحانه به مدرسه و محل تحصیلش در شهر «وینن دن» در نزدیکی «اشتوتگارت» باعث کشته شدن 15 نفر شد و در نهایت با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرد.پس از حمله ماه مارس سال گذشته میلادی، دولت آلمان طی یک طرح فوری از هموطنان درخواست کرد تا در صورت داشتن اسلحه گرم آن را از دسترس فرزندان خود دور نگه دارند چرا که این کشور در زمینه حملات مسلحانه دانش آموزان و دانشجویان تاریخچهای طولانی دارد به طوری که در سال 2002 میلادی نیز بر اثر تیراندازی در یک مدرسه در شهر «ارفورت» در شرق آلمان دهها نفر جان باخته و مجروح شدند.بر اساس اعلام نظر کارشناسان و روانشناسان، نبود میل به صحبت دوجانبه میان فرزندان و والدین و وجود حس پرخاشگری از عوامل مهم در بروز اینگونه موارد محسوب میشود.
پرسپولیس 2 بر یک از سد شاگردان مهابادی گذشت
قرمزها به سكوي سوم بازگشتند
همه چیز همانطور پیش رفت که علیدایی وعده داده بود؛ پرسپولیس یک پیروزی دیگر را دشت کرد و این بار مردان مقاومت قربانی قرمزپوشان پایتخت شدند. ارزش این 3 امتیاز زمانی هویدا میشد که پرسپولیس میتوانست با کسب آن علاوه بر باز پسگیری مکان سوم از استقلال، همچنان کورسوی امیدی برای صید عنوان قهرمانی نگه دارد و اینچنین بود که قرمزهای میهمان با عطش بیشتری نسبت به زردهای ميزبان بازی را شروع کردند و تنها 22 دقیقه از سوت آغاز گذشته بود که محسن خلیلی پیامآور شادی برای سرخها شد. همان مهاجمی که زلاتکو کرانچار معتقد بود برای فیکس شدن احتیاج به نیمکتنشینی بیشتری دارد حالا برای علیدایی بهتر از هر زمان دیگری بازی میکند و گل میزند. خلیلی از فاصله دور و از روی یک ضربه ایستگاهی گل اول این مصاف را به نام خود ثبت کرد. همان گل نشاندهنده این بود که پرسپولیس آمده است که 3 امتیاز حافظیه را بعد از سالها از آن خود کند. اگرچه شاگردان مهابادی در ادامه توانستند خطرات متعددی را روی دروازه میثاق معمارزاده خلق کنند اما دومین گل این پیکار باز هم سهم قرمزها بود. دقیقه 44 نوبت تیاگوی برزیلی بود که با شوتی از راه دور دروازه امین صنایعی را برای بار دوم فتح کند. آغاز نیمه دوم با حملات پر تعداد مقاومتیها توام شد اما درخشش میثاق که روز درخشانی را پشتسر میگذاشت مانع از گلزنی حملهوران مقاومت بود. امین متوسلزاده در چند موقعیت، ضربات خوبی را روانه دروازه پرسپولیس کرد اما معمارزاده هم آمده بود تا با به رخ کشیدن آمادگیاش مانع از بازگشت علیرضا حقیقی به درون دروازه پرسپولیس شود. دقایق 65 و 75 اوج کار میثاق بود که 2 ضربه متوالی را از کنج دروازه بیرون کشید. البته این مقاومت تا دقیقه 3+90 ادامه داشت که سرانجام ایمان موسوی توانست از معدود اشتباهات دروازهبان پرسپولیس بهره ببرد و با ضربه سر تنها گل مقاومت را به ثمر برساند. پرسپولیس با کسب این 3 امتیاز حالا به فاصله 9 امتیازی سپاهان رسیده است و شاگردان دایی امیدوارند با متوقف شدن شاگردان قلعهنویی در چند بازی پیش رو این فاصله کمتر از 3 امتیاز شود تا دیدار پایانی لیگ به مثابه 2 فصل قبل، فینالی باشد بین سپاهان و پرسپولیس. در آن سو تماشاگران شیرازی که از باختهای متوالی مقاومت به ستوه آمده بودند با انتقاد از مهابادی و سر دادن نام غلام پیروانی، خواهان بازگشت شاغلام به پیکره فنی تیمشان شدند.
دایی: شوت زدیم میدانستیم مشکل دارند
علیدایی پس از پیروزی 2 بر یک مقابل مقاومتسپاسی اظهار داشت: بازی2نیمه متفاوت داشت؛ در نیمه اول ما بهتر بودیم ولی در 45 دقیقه دوم مقاومت بهتر بازی کرد. این تیم به بازی مستقیم رو آورد و به همین خاطر ما مجبور به عقبنشینی شدیم. آنها توپهای بلند ارسال میکردند اما پرسپولیس موفق شد از موقعیتهای خود بخوبی استفاده کند. وی افزود:
2 هفته روی این مساله کار کردیم که تیم مقاومت در شوتهای از راه دور با مشکل روبهرواست. در حال حاضر پرسپولیس به خوبی شکل گرفته و مشکلی نداریم البته برای بهتر شدن باید بیشتر کار کنیم. سرمربی پرسپولیس در پاسخ به این سوال که به قهرمانی در لیگ برتر امیدوار است یا خیر، عنوان کرد: 7 هفته دیگر بازی باقی مانده و تلاش میکنیم در این مدت همه امتیازات را بگیریم. کاری به تیمهای دیگر نداریم. سعی دارم پرسپولیس را با این همه هوادار به جایگاه واقعیاش برسانم. ممکن است در این 7 هفته اتفاقاتی رخ دهد که ما به این مساله امیدوار هستیم. در ادامه کنفرانس خبری، علیدایی درباره سؤال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه معمارزاده روز خوبی را سپری کرد و آیا در بازیهای آینده قصد دارد از علیرضا حقیقی استفاده کند یا خیر، گفت: ظاهرا شما مطلع نیستید چه اتفاقاتی میافتد. میگویی معمارزاده امروز خوب بود و از بازی حقیقی سؤال میپرسی. معمارزاده امروز در سطح استانداردهای بینالمللی یک گلر کار کرد. وی همچنین در جواب به پرسش یکی دیگر از خبرنگاران که پرسیده بود فکر نمیکنید تعویض سوم پرسپولیس زود انجام شد، گفت: شما میخواهید از بازیهای آینده جای من مربیگری کن.
نتایج:
پیکان قزوین 3 استقلال اهواز یک
راه آهن شهرری صفر پاس همدان صفر
ملوان انزلی یک استیل آذین تهران 3
سایپاي کرج یک تراکتورسازی تبریز صفر
شاهین پارس جنوبی صفر صباي قم یک
مقاومت سپاسی شیراز یک پرسپولیس تهران 2
فولاد خوزستان یک ابومسلم مشهد صفر
همه ميتوانند وامهاي جديد را دريافت كنند
اعلام جزئیات پرداخت تسهیلات جدید ساخت مسکن
گروه اقتصادی: انتشار خبر افزایش وام مسکن مهر تا سقف 25 میلیون تومان از ابتدای سال 1389، موجب شد بسیاری از متقاضیان به فکر تاخیر در عقد قراردادها بیفتند تا از این افزایش حداکثر 5 میلیونی بهرهمند شوند. این دغدغه متقاضیان مسکن مهر باعث شد که وزیر مسکن و شهرسازی خبر خوشی به همه متقاضیان بدهد. علی نیکزاد به واحد مرکزی خبر گفت: علاوه بر متقاضیان جدید، همه کسانی که از قبل تسهیلات ساخت و ساز دریافت کردهاند و در حال ساخت هستند نیز مشمول این افزایش تسهیلات خواهند بود حتی کسانی هم که در حال عقد قرارداد برای دریافت تسهیلات هستند، مشمول این تسهیلات خواهند شد و نیازی نیست منتظر بمانند. به گفته وزیر مسکن و شهرسازی کسانی که در گذشته تسهیلات 7 میلیون و 500 هزار تومانی ساختوساز در روستاها و تسهیلات 15 میلیون تومانی ساختوساز در شهرها (مسکن مهر) را دریافت کردهاند، تفاوت افزایش سقف تسهیلات را دریافت میکنند. وی خطاب به این دسته از افراد، از آنها خواست از فرصت یک ماهه تا پایان سال برای پیشرفت کار استفاده کنند و ابتدای سال آینده برای بهرهمندی از بقیه تسهیلات اقدام کنند. نیکزاد با اشاره به چگونگی دریافت تسهیلات مسکن مهر گفت: متقاضیان نیازی نیست صبر کنند تا سقف جدید تسهیلات را دریافت کنند بلکه کار را ادامه دهند و برای عقد قرارداد اقدام کنند.گفتنی است؛ تسهیلات جدید ساخت و ساز مسکن بر اساس کار کارشناسی در روستاها از 7 و نیم میلیون تومان به 10 میلیون تومان و در شهرها از 15 میلیون تومان به 20میلیون تومان (غیرصنعتیسازی) افزایش یافته است که در شهرها در صورت صنعتیسازی 25 میلیون تومان است و بانک مسکن پرداخت آن را از اول سال 1389 آغاز میکند. وزیر مسکن و شهرسازی دوران مشارکت در این طرح را
2 سال و دوران فروش اقساطی آن را 15 سال اعلام کرد. وی با بیان اینکه سالانه ساخت 200 هزار واحد مسکونی روستایی در برنامه بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است، گفت: تسهیلات جدید محدودیت ندارد و به تعداد متقاضیان پرداخت خواهد شد. نیکزاد درباره تسهیلات 10 میلیون تومانی ساخت مسکن روستایی گفت: اقساط این تسهیلات پلکانی خواهد بود و قسط آن در سال اول ماهانه 46 هزار و 300 تومان است. وزیر مسکن و شهرسازی همچنین اقساط تسهیلات 20 میلیون تومانی ساخت مسکن شهری (غیرصنعتیسازی) را ماهانه 124هزار تومان و برای تسهیلات 25 میلیون تومانی (صنعتیسازی) را ماهانه 155 هزار تومان اعلام کرد که به صورت پلکانی در سالهای بعد افزایش مییابد. وزیر مسکن و شهرسازی افزود: در شهرها پس از پیریزی 25 درصد تسهیلات، پس از اسکلت و سقف ساختمان 30 درصد، سفت کاری و تیغهچینی 30 درصد و بعد از نصب در و پنجره، کاشیکاری، سرامیک و دیگر کارهای داخلی 15 درصد بقیه تسهیلات پرداخت خواهد شد. نیکزاد تصریح کرد: با اختصاص این تسهیلات، دولت عملا 80 درصد اعتبار ساخت یک واحد آپارتمانی را به متقاضیان پرداخت میکند که رونق جدی در تکمیل طرحهای نیمهتمام و ساخت مسکن جدید خواهد بود. وی به الزامی بودن رعایت مبحث 19 مقررات ملی ساختمان در پرداخت تسهیلات مسکن مهر اشاره کرد و گفت: رعایت این مبحث که صرفهجویی 30 درصدی انرژی را در پی دارد و با توجه به موضوع هدفمند کردن یارانهها که با محور صرفهجویی در انرژی است؛ استفاده از شیشه و پنجره دو جداره در مسکن مهر الزامی است و باید رعایت شود.
کاهش 50 درصدی قیمت مسكن
در همین حال مدیرعامل شرکت عمران شهرهای جدید گفت: قیمت مسکن در شهرهای جدید در 2 سال گذشته 50 درصد کاهش یافته است. جمشید نورصالحی با بیان اینکه احداث مسکن مهر در شهرهای جدید موجب شده که تاثیرپذیری قیمت مسکن در این شهرها از دیگر نقاط و کلانشهرها بیشتر باشد، افزود: پس از آن افزایش شدید قیمت مسکن در سال 85 و 86 قیمت مسکن از سال 87 به بعد در شهرهای جدید روند نزولی بیشتری به خود گرفت و قیمت مسکن تا 50 درصد کاهش یافت. نورصالحی ادامه داد: متوسط قیمت مسکن و زمین در شهرهای جدید یکسان نیست و در استانهای مختلف متفاوت است، اما موضوعی که میتوان با قاطعیت درباره آن صحبت کرد این است که قیمت مسکن در شهرهای جدید کنترل شده است و احتمالا این روند تثبیت قیمت در سال آینده نیز ادامه خواهد داشت. وی با بیان اینکه حدود 2 دهه از عمر شهرهای جدید میگذرد و 17 شهر جدید دارای شرکت عمران در سطح کشور وجود دارد، گفت: با تصویب 4 شهر جدید امیرکبیر در استان مرکزی، شهر جدید چهارم در اصفهان، ایوانکی در سمنان و شهر جدید تیس در اصفهان تعداد شهرهای جدید به 21 شهر خواهد رسید. وی اضافه کرد: 30 هزار واحد مسکونی از واحدهای طرح مسکن مهر در شهرهای جدید در مرحله فوندانسیون هستند.
عصبانیت فتنهگران از افشاگری «وطن امروز» درباره پروژه جوسازی علیه خبرگان
وقتي تيتر يكها ميپرند!
وطن امروز: گزارش «وطن امروز» درباره پروژه فتنهگران در آستانه اجلاسیه هفتم مجلس خبرگان که در آن زوایا و اهداف این پروژه را افشا کرده بود، این افراد و همچنین رسانههای آنان را بشدت عصبانی کرده است. «وطن امروز» در آن گزارش صراحتاً از «عدم برکناری هاشمی» در اجلاسیه آتی مجلسخبرگان خبر داد و نوشت که برخی جریانهای مشکوک با آگاهی از این موضوع، اما در اقدامی غیراخلاقی در پی آن هستند در آستانه اجلاس آتی مجلس خبرگان به دروغ مدعی شوند که حامیان دولت درصدد برکناری هاشمی هستند و آنگاه – با توجه به اینکه انتخابات هيأت رئيسه و برکناری هاشمی اصلاً در دستور کار نیست – براساس توهم خودساخته، مدعی شوند که حامیان دولت نتوانستند هاشمی را از ریاست مجلس خبرگان برکنار کنند. پس از آنکه روزنامهها و سایتهای خبری نزدیک به محمدباقر قالیباف(!) در دام این پروژه افتادند و البته «رسوا» شدند، روزنامه اعتماد هم روز پنجشنبه در گزارشی مدعی شد که «حامیان دولت به دنبال برکناری هاشمی هستند»!
و اما چند نکته درباره این موضوع: 1. در گزارش اعتماد، عمداً بخشهای کلیدی گزارش «وطن امروز» حذف شده است. اگر این روزنامه شجاعت لازم را دارد، بهتر است همه گزارش «وطن امروز» را منتشر کند تا خوانندگان این روزنامه از برخی رویکردهای «مردمفریبانه» با خبر شوند. 2. گزارشهای دریافتی «وطن امروز» حاکی از آن است که طراحان این پروژه از افشاگری «وطن امروز» بشدت عصبانی شدهاند. به طور قطع وقتی قرار است این «پروژه» در چند نوبت تیتر یک چند رسانه شود، اما افشای آن باعث به حاشیه رفتن و قرار گرفتن در تیترهای کناری میشود، عصبانیت «برنامهریزان دروغ» را به دنبال دارد و این عصبانیت هم اقدام غیر اخلاقی سانسور گزارش «وطن امروز» و القای مطالب دروغ به مردم را در پیامد خواهد داشت.
3. درحالی که روزنامه و سایت نزدیک به محمد باقر قالیباف که قبل از روزنامه اعتماد پروژه افشا شده توسط «وطنامروز» را کلید زدند، در مقابل توضیحات «وطنامروز»، مجبور به اختیار کردن «سکوت» شدند اما عجیب است که یک روزنامه اصلاح طلب برای تداوم این پروژه رسوا شده، به همان منابع «سکوت گزیده» اشاره میکند!
4. متاسفانه در گزارش روزنامه یاد شده سعی شده، ساحت مجلس خبرگان آلوده به منافع گروهی شود در حالیکه تاکید بزرگان همواره بر عدم ورود مجلسخبرگان به رقابتهای سیاسی درون نظام بوده است. 5. نکته پایانی اینکه با وجود انتقادات فراوان به هاشمیرفسنجانی اما در این نکته اساسی و واقعی نمیتوان کوچکترین تردیدی وارد ساخت که هاشمی رفسنجانی تنها در قالب نظام جمهوریاسلامی میتواند به عنوان یک عنصر متنفذ، زیست سیاسی کند و این موضوع قطعا به مذاق دروغگویان و رسانههای آنان خوش
نخواهد آمد.
جهش بزرگ دفاعی
محمد کرمی راد:
باید برای اتفاق خجسته دفاعی کشور یعنی به آب انداخته شدن ناوشکن جماران، عظیمترین پروژه دفاعی کشور خدمت فرماندهی معظم کلقوا که با هدایت و رهنمودهایشان درباره تقویت بنیه دفاعی كه منویات معظمله فرزندان برومند کشور در نیروهای دفاعی را به تحرک عظیم و خجستهای واداشته و همه را یک به یک محقق میکنند، تبریک گفت. پروژه ناوشکن جماران یکی از پروژههای عظیم دفاعی کشورمان است که برای دشمنان باعث تعجب ، ناباوری و حیرت و برای دوستان ما باعث خوشحالی و شگفتی خواهد بود که بهرغم این همه تحریمها و تهدیدها چگونه فرزندان این دیار و این آب و خاک مقدس شبانه روز تلاش میکنند و توانستهاند ناوشکنی را با قابلیتهای بالا طراحی و روز گذشته عملیات اجرایی آن را آغاز کنند. این پروژه قدرت نیروی دریایی کشورمان را دوچندان میکند. همانطور که توانستیم این ناوشکن را بسازیم و همانطور که توانستیم موشکهای مختلف ساحل به ساحل، ساحل به دریا و ساحل به هوا را بسازیم،خوشبختانه میبینیم که روزبهروز قدرت دفاعی ایران افزونتر میشود و تهدیدهای دشمنان ما از جمله رژیم اشغالگر قدس نیز خنثی خواهد شد. قطعا یکی از مسائل مهمی که جزو دستاوردهای بسیار بزرگ برای نیروی دریایی ما به لحاظ تخصصی و فناوری میشود بیان کرد، موضوع بومیسازی دانش ساخت ناوشکن است که بومی کردن دانش ساخت ابزارهای امنیت و سلاحهای دفاعی میتواند نیروی دریایی ما را به بزرگترین و قدرتمندترین نیروی دریایی منطقه مبدل سازد. همچنین رسیدن به دانش بومی و ساخت ناوشکنهای بزرگی مانند ناوشکن جماران باعث میشود بتوانیم در آینده این خودباروی را به کشورهای اسلامی صادر کنیم تا بدانند آنها هم اگر مثل ایران اسلامی به فکر استقلال و امنیت سیاسی و مرزی خود باشند،میتوانند بدون تکیه بر شرق و غرب و با استقلال کامل خودشان ایستاده و نیازی به نیروهای غربی و وابستگی و سرسپردگی به آنها نداشته باشند. با الحاق ناوشکن جماران به ناوگان دریایی،ایران به جمع معدود کشورهای جهان پیوست که از قابلیت طراحی و ساخت و تجهیز رزمناوها و ناوشکنهای پیچیده و مجهز برخوردارند. طبعا تاثیر این مساله میتواند بازدارندگی خوبی برای موازنه قدرت منطقه داشته باشد.
جهش بزرگ دفاعی
هم اکنون نیز شاهد این هستیم که ناوگانهایی به سمت خلیج فارس و دریای عمان وارد میشوند و حتی شایعه حضور 2 فروند از ناوهای رژیم اشغالگر قدس به منطقه بوده که امیدواریم چنین اشتباهی نکنند که وارد آبها و حریم مرزی ایران شوند. بنابراین قطعا کشورهای همسایه هم باید این اطمینان را نسبت به ما داشته باشند که قصد هیچ تعرضی نداریم و چنانچه افرادی چون هیلاری کلینتون به منطقه خاورمیانه میآیند و علیه ایران جوسازی کرده، برای بنگاههای تسلیحاتی خودشان مشتری جمع میکنند و اسلحههای خود را به آنها میفروشند،مطمئن باشند ایران،کشوری دوست و برادر برای آنکشورهاست. کما اینکه آمادگی مذاکره با این کشورها را در این باره داریم و بزودی وزیر دفاع و وزیر کشورمان سفری به کشورهای منطقه خواهند کرد و در این سفر پیمانهای امنیتی و دفاعی نیز با این کشورها خواهند داشت. به هرحال باید گفت، عملیاتی شدن ناوشکن جماران را میتوان به عنوان یک جهش بزرگ دفاعی در حوزه دریا قلمداد کرد.
* نماینده مردم کرمانشاه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
گفتوگوی«وطن امروز» با محسن تنابنده
باید بیشتر مراقب خودم باشم!
2 سال پس از شکار سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم «استشهادی برای خدا»، حضور محسن تنابنده در 2 فیلم راه یافته به جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر، سیمرغ بهترین بازیگر مرد را برای او به همراه داشت؛ «هفت دقیقه تا پاییز» به کارگردانی علیرضا امینی که با همفکری امینی و تنابنده در نگارش فیلمنامه تلفیقی از بهترین بازیها بود و محسن تنابنده هم در آن با بازی تاثیرگذارش نظر داوران جشنواره را جلب کرد و نیز فیلم «سنگ اول» که به نوعی وجه متفاوتی از بازی تنابنده را به تصویر کشید. محسن تنابنده به جز انتخا
بهعنوان بازیگری که برای پیگیران غیرسینمایی جشنواره فیلم فجر، چهرهای کمتر شناخته شده محسوب میشدید، تا چه حد دیده شدن در جشنواره برای شما اهمیت داشت؟
همه تلاش من و دیگر دوستانم (در هر 2 فیلمی که در جشنواره داشتم) این بود که صرفا فیلم قابل قبولی ارائه دهیم. طبیعی است که برای هر بازیگر دیده شدن در جشنوارهای که متعلق به سینماگرهاست اهمیت دارد و من هم جدا از این قانون نیستم و خوشحالم که تلاشم در فیلمهایی که در جشنواره داشتم دیده شد.
معمولا گرفتن سیمرغ، برخی از بازیگران را برای ادامه فعالیت وسواسیتر میکند. تا چه اندازه این اتفاق شامل حال محسن تنابنده میشود؟
من تا پیش از این نیز در انتخابهایم وسواس داشتم. فکر میکنم کارنامه من تا حدی نشاندهنده این موضوع است. طی سال گذشته پیشنهادات زیادی داشتم که آنها را نپذیرفتم، مثل همین فیلم «زمهریر» که نپذیرفتن آن حتی دلخوریهای زیادی را برای کارگردان به وجود آورد. یا فیلم «سنپترزبورگ» بهروز افخمی که 7 ماه برای پاسخ مثبت به آن منتظر ماندم، تأمل کردم و کارهای زیادی را هم از دست دادم اما گرفتن سیمرغ به این منزله است که نسبت به قبل باید بیشتر مراقب خودم باشم.
شما از معدود بازیگرانی هستید که امسال برای هر 2 فیلمتان کاندیدا شدید و برای بازی در هر دوی این کارها هم سیمرغ گرفتید اما در نگاه منتقدان و مخاطبان «هفت دقیقه تا پاییز» بیش از «سنگ اول» دیده شد.
فیلم «سنگ اول» فیلم آبرومندی است که متاسفانه بهدلیل حجب و حیای کارگردان دیده نشد. این فیلم در بدترین ساعت اکران فیلمها در سینمای رسانهها نمایش داده شد و امیدوارم در اکران عمومی این بیتوجهی جبران شود.
فیلم سینمایی «هفت دقیقه تا پاییز» تجربه دیگری از فیلمنامهنویسی شما در کنار بازیگری است. طرح اولیه فیلمنامه این کار از شما بود؟
خیر، طرح اولیه فیلمنامه برای علیرضا امینی، کارگردان کار بود؛ ایدهای که بهزعم خود علیرضا امینی 2 سال پیش باید ساخته میشد که به دلیل نبود شرایط مناسب ساخت، سالها بهتعویق افتاد اما بهرغم آماده بودن فیلمنامه این کار قرار شد من تغییرات اندکی در فیلمنامه اعمال کنم و در آخر نیز علیرضا نادری به کمک گروه آمد و با همفکری هم نوشتن فیلمنامه این کار را به اتمام رساندیم.
آیا از ابتدا طرح و ایده اولیه قصه طبق روالی بود که در فیلم شاهد بودیم یا تغییراتی حاصل شد؟
طرح اولیه قصه تفاوت زیادی با چیزی که ساخته شد، داشت. طرح اولیه قصه زندگی 2 خانواده را از زاویه دید نیما (که من نقش آن را بازی میکردم) روایت میشد، به این ترتیب که 2 تصادف در فیلم اتفاق میافتاد. در تصادف اول بچه من از بین میرفت و برآیند آن یکسری معضلات بود و بار دیگر خواهرزاده همسر نیما دچار سانحهای میشد و پیامدهای دیگری داشت که قصه براساس آن پیش میرفت.
فکر میکنید تا چه حد تغییرات اعمال شده در فیلمنامه «هفت دقیقه تا پاییز» به نحوه روایت فیلم کمک کرده است؟
خب طبیعتا بعد از مطرح شدن ایده اولیه کار جلساتی برگزار شد و من و علیرضا امینی معتقد بودیم چنین فیلمنامهای بسیار تلخ خواهد بود و فیلمنامه نیازمند تغییرات بیشتری است. در نهایت فکر کردیم که در قصه فقط یک سانحه رانندگی را داشته باشیم و با مرگ یکی از اعضای خانواده، دیگر اتفاقات جاری در داستان را پیش ببریم. ما به این موضوع فکر کردیم که بهتر است جنس رئال کار را حفظ کنیم و در نهایت به فرمی رسیدیم که در جشنواره شاهد آن بودید. در کل تصمیمات نهایی درباره تغییرات فیلمنامه حاصل مشورت من و علیرضا امینی بود و نظرات علیرضا نادری در پرداخت نهایی آن بیتاثیر نبود.
آیا از ابتدا فیلمنامه با همین ترکیب بازیگران نگاشته شده بود یا در طول کار تغییراتی در نحوه گزینش بازیگران انجام شد؟
با توجه به صحبتهایی که با علیرضا امینی داشتم ظاهرا از ابتدا حضور خانمها هدیه تهرانی و خاطره اسدی و آقای حامد بهداد قطعی بود و من آخرین نفری بودم که به جمع بازیگران فیلم اضافه شدم. دقیقا هم بعد از سپردن نقش نیما به من با صحبتهایی که با تهیهکننده و کارگردان داشتیم، متوجه شدیم که قصه قوام نیافته و باید تغییراتی در فیلمنامه لحاظ شود و بعد از آن برای فیلمبرداری آماده شدیم.
بهزعم بیشتر کسانی که «هفت دقیقه تا پاییز» را با دیگر ساختههای علیرضا امینی مقایسه میکنند، کاستیهایی در این فیلم به چشم میخورد که بیشتر متوجه جزئیاتی است که در فیلم رعایت نشده است. تا چه حد توجه به جزئیات دغدغه نویسنده این فیلمنامه بوده است؟
توجه به جزئیات یا ریزهکاریها مسالهای بود که در فیلمنامه مدام به آن تاکید میشد. طبیعتا وقتی فستیوالی مثل فجر در راه است و همه کارگردانها فیلم خود را برای حضور در آن آماده میکنند، موضوع کمبود زمان پیش میآید. فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» نیز از این مساله مبرا نبود و قطعا باید از برخی جزئیات چشمپوشی میشد تا کار به جشنواره برسد و معتقدم که اگر زمان کافی در اختیار کارگردان و تدوینگر بود قطعا چنین اتفاقاتی در فیلم نمیافتاد. هرچند در حال حاضر معتقدم «هفت دقیقه تا پاییز» با وجود سرعتی که در کار دچار آن شدیم فیلم بسیار خوب، دقیق و آبرومندی است.
آیا فیلمنامهنویسی دغدغه این روزهای محسن تنابنده است؟
برای من همیشه اولویت با بازیگری بوده است. من فارغالتحصیل بازیگری هستم و سالهای زیادی را در تئاتر و سینما پشت سر گذاشتهام. گرچه روزهای سختی بود اما مرا برای رسیدن به روزهایی که منتظرش بودم آماده میکرد. در حال حاضر برای من این موضوع اهمیت دارد که در هر کاری که به من پیشنهاد میشود، نباشم. از ابتدا قصد داشتم کارنامه هنریام وزین و شریف باشد. من همواره به دنبال نقشهایی هستم که چالشبرانگیز باشد تا مرا وادار به تحقیق درباره نقش کند اما نه به این معنا که همه زندگی من تحت تاثیر بازیگری باشد. فیلمنامهنویسی برای من مقولهای جدا از بازیگری است. برای من ایجاد کاراکتر و موانعی که در فیلمنامه با آن روبهرو است جذاب است و فیلمنامهنویسی خیلی جدا از بازیگری نیست. بهزعم من حتی به بازیگری کمک بسیاری میکند. علاوه بر اینکه از طریق فیلمنامهنویسی میتوانم امرار معاش کنم و این موضوع از این جهت برای من باارزش است که اجازه نمیدهد برای به دست آوردن پول دست به بازی در هر فیلمی بزنم.
سالهاست با کلیشههای رایج در سینمای ایران پیرامون فیلمنامهنویسی مواجهیم. تا چه حد سعی میکنید فیلمنامهای بنویسید که حداقل از این کلیشهها فاصله بگیرد؟
من معتقدم که ما فیلمنامه خیلی کم داریم و جز چند فیلمنامهنویس بسیار برجسته، افراد کمی نیز در این حوزه داریم که بهزعم من اصغر فرهادی سرآمد فیلمنامهنویسان ما است. مرا هم جزو دستهای بدانید که در حال تجربه کردن هستم. متاسفانه در بحث نگارش فیلمنامه سینمای ما صاحب آدمهایی با فلسفه مشخص نیست. مثل اینکه اگر در حال حاضر اسم کارگردان و فیلمنامهنویس را از پای یک کار بردارید معلوم نیست که آن کار متعلق به چه کسی است و این ضعف سینمای ما است. در حال حاضر 99 درصد فیلمنامههای کامل ما خوب نیست و نیازمند تغییرات زیادی است.
مدتی است از تلویزیون فاصله گرفتهاید. آیا دلیل خاصی دارد؟
شاید در زمینه بازیگری این اتفاق چشمگیرتر است اما در حال حاضر کاری را برای سیروس مقدم نوشتهام که نوروز پخش میشود و طرح یک پروژه را برای تلویزیون دادهام که بزودی ساخته میشود.
معمولا بسیاری از فیلمنامهنویسانی که خودشان در کار بهعنوان بازیگر حضور دارند، معتقدند که نسبت به دیگر بازیگران کار چندین ماه جلوتر هستند و طبیعتا بهتر از عهده نقش برمیآیند. تا چه حد برای شما بازی در فیلمی که فیلمنامه آن را خودتان نوشتهاید اهمیت دارد؟
من معمولا در کارهای مختلف انتخاب شدهام و اینطور نیست که نقشی را برای خودم بنویسم. در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» هم آخرین فردی بودم که به جمع بازیگران اضافه شدم و «هفت دقیقه تا پاییز» تجربه جدیدی در بازیگری برای من بود. ما بحثها و اختلاف نظرهایی در بازی با یکدیگر داشتیم که در نهایت به نفع فیلم بود. خوشحالم که هدیه تهرانی بعد از مدتها در این پروژه حاضر شد. من و خانم تهرانی ساعتها درباره نقش با هم صحبت میکردیم چرا که به نوعی پارتنر هم بودیم و بعضی از صحنهها به لحاظ بازی، صحنههای سنگینی بود.
آیا به کارگردانی فکر میکنید؟
بله. من پیشنهادات بسیار خوبی برای کارگردانی دارم و شدیدا با خودم کلنجار میروم که اشتباه نکنم. اینجور پیشنهادات مرا وسوسه نمیکند. بیشتر آمادگی درونی خودم برای پذیرش این ماجرا برای من اهمیت دارد.
میتوان نقبی به فیلم «استشهادی برای خدا» زد که تا مدتی قبل روی پرده سینماها بود و باز هم تجربه مشترک شما و علیرضا امینی بود، البته با فیلمنامهای که باز هم قلم شما را به همراه داشت. در این فیلم ایفاگر نقش یک روحانی بودید. تا چه اندازه تفاوت در ایجاد این شخصیت نتیجه تلاش و فکر محسن تنابنده بود؟
در فیلم «استشهادی برای خدا» و در طرح اولیه فیلمنامه نقش «شیخ» شخصیت ملموس و باورپذیری بود که البته بازیگر دیگری به نام رضا بهبودی برای این نقش کاندیدا بود که به علت تمرینهای تئاتر نتوانست سر پروژه حاضر شود، بنابراین علیرضا امینی از من خواست نقش روحانی را بازی کنم. به نظر من این نقش تلفیقی از چند کاراکتر است که در ذهن من وجود داشت چرا که چنین روحانیای با این مشخصات در خانواده مادر من وجود دارد که بسیار شیرین و دوستداشتنی است، بنابراین تلاش کردم با ایجاد تغییراتی مثل طرز راه رفتن و گویشی که مربوط به شهری در اطراف مشهد است، نقش روحانی را با تصوری که در ذهن داشتم پیدا کنم و طوری آن را ارائه دهم که با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کند. در کل این نقش برای من تجربه خوبی بود.
در فیلم «استشهادی برای خدا» با صحنههای برف و بوران و مسیرهای سخت و صعبالعبور روبهرو بودیم. آیا لزومی داشت که این فیلم در چنین فضایی به تصویر کشیده شود. آیا بهتر نبود به جای روبهرو بودن شخصیت محوری داستان با چنین موانعی، تعلیقهای داستان بیشتر میشد؟
وجود چنین شرایطی صددرصد برای این فیلم لازم بود. ما در این فیلم با شخصی روبهرو بودیم که بعد از سالها به زادگاه خود بازمیگشت که آقای جمشید هاشمپور به زیبایی این نقش را ایفا کرد اما شخصیت ما باید از موانعی عبور میکرد که نیمی از آن موانع طبیعی بود. شاید بتوان گفت این بخش سمبلیک قصه بود؛ فضای سخت، خشن و طبیعتی که به لحاظ زیباییشناختی جذاب و بکر بود و فکر کردیم در این شرایط کار بهتر خواهد شد و این بحث کاملا سلیقهای است اما هنوز هم فکر میکنم استفاده از آن فضا برای فیلم «استشهادی برای خدا» بسیار بجا و خوب بود.
چطور شد که ترجیح دادید بار دیگر با علیرضا امینی تجربه مشترک داشته باشید؟
کار کردن با علیرضا امینی بسیار لذتبخش است چرا که به زعم من کارگردان بسیار مسلطی است. ما در طول کار با همفکری هم بسیاری از صحنهها و دیالوگها را تغییر دادیم و این موضوع برای علیرضا که کارگردانی کار را نیز انجام میداد کار سختی بود. من سر پروژههای قبلی مثل فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین»، «دانههای ریز برف»، «استشهادی برای خدا» و... تغییرات فیلمنامه حین فیلمبرداری را تجربه کردم و هر بار به خودم قول میدهم که بار دیگر تکرار نشود تا سر فیلمبرداری با فراغ بال نقش را بشناسم و راحتتر کار کنم اما متاسفانه در «هفت دقیقه تا پاییز» هم این اتفاق افتاد که خدا را شکر با همکاری علیرضا امینی تغییرات فیلمنامه از آن کار قابل قبولی ارائه داد.
پس از شكست تیموشنکو در انتخابات رياست جمهوري مطرح شد
درخواست عجيب رهبران مخملي براي برگزاري دور سوم انتخابات
سید بهزاد اخلاقی:
اوکراین بار دیگر به صحنه درگیریهای سیاسی مبدل شده است. پس از آنکه دادگاه عالی بر اساس حکمی نتایج انتخابات را غیرقانونی اعلام کرد بحران سیاسی مانند آنچه در سال 2004 میلادی رخ داد در حال وقوع است. این در حالی است که یولیا تیموشنکو نخستوزیر اوکراین روز گذشته با هدف مانع تراشی در برگزاری مراسم تحلیف ویکتور یاناوکوویچ به عنوان رئیسجمهور آینده اوکراین و اعمال فشار برای رایگیری جدید در دادگاه عالی حضور یافت. قرار بود مراسم تحلیف یانوکوویچ
25فوریه همراه با جشنهای خیابانی برگزار شود. یولیا تیموشنکو، نخستوزیر اوکراین، پیش از حضور در دادگاه عالی اجرایی به خبرنگاران گفت: در این دادگاه حضور نیافتم تا از انتخابات دفاع کنم. آمادهام تا از آینده اوکراین دفاع کنم. نمیخواهم آینده مردمم براساس دروغ و تقلب ایجاد شود. ویکتور یانوکوویچ 59 ساله پس از پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری اوکراین خواستار استعفای نخستوزیر شده بود اما تیموشنکو اعلام کرده از سمت خود کنارهگیری نمیکند. همانطور که غرب تلاشهای فراوانی را برای تغییر حقیقت در انتخابات سال 2004 انجام داد، به نظر ناظران بينالمللي اين بار نيز با وجود آنکه سازمان توسعه و همکاری اروپا و ناظران بینالمللی بر سالم بودن نتایج انتخابات تاکید کرده بودند اما سناریوی آمریکا با آنکه نخ نما شده است کماکان در اوکراین پیگيری میشود و تیموشنکو، یاناوکوویچ را به تقلب در انتخابات متهم کرده است. تیموشنکو تلاش میکند سومین دور انتخابات ریاستجمهوری در اوکراین را برگزار کند. این اقدام نیازمند دستور دادگاه عالی و ابطال نتایج انتخابات 7 فوریه است که به پیروزی یاناکوویچ منتهی شد. نخستوزیر اوکراین همچنین میخواهد این موضوع اعلام شود که انتخاب یاناکوویچ غیرقانونی است. با این حال عده معدودی انتظار دارند که تیموشنکو بتواند به هدف خود در این مسیر برسد.
تهاجم احتمالی رژیم صهیونیستی در گفتوگوی تلفنی احمدینژاد با سیدحسن نصرالله و میشل سلیمان
آرايش جديد مقاومت در منطقه
اطمینان خاطر سیدحسن به لبنانی ها
«سلیم الحص» نخست وزیر اسبق لبنان در بیانیهای سخنان دبیرکل حزبالله را صادقانه و مقتدرانه توصیف کرد و گفت: صداقت گفتار سیدحسن تقویت کننده اطمینان خاطر لبنانیها نسبت به مقاومت است. وی در تأیید آمادگی کامل حزبالله گفت: وقتی مقاومت آماده پاسخگویی به دشمن صهیونیست باشد، این رژیم جرأت نخواهد کرد به لبنان حمله کند مگر اینکه بخواهد صداقت رهبر مقاومت را دوباره امتحان کند. الحص افزود: در تاریخ جنگ اعراب و اسرائیل این نخستین بار است که رژیم صهیونیستی در تهاجمات وحشیانه
گروه سیاسی: 10 هزار حامي حزبالله لبنان در حسینیه سیدالشهدای ضاحیه بیروت و نیز همه کسانی که به طور مستقیم و غیرمستقیم اظهارات آتشین سیدحسن نصرالله را شنیدند، متوجه شدند که رژیم صهیونیستی باز درصدد حمله به لبنان است. افزایش قدرت حامیان مقاومت در خاورمیانه در چند سال اخیر موجب شد اسرائیل در 2 نوبت یعنی در جنگهای 33 روزه و 22 روزه ضعف مدیریت نظامی خود را در معرض دید قرار دهد. این بار هم که قدرت جمهوری اسلامی ایران به عنوان زادگاه و بزرگترین حامی مقاومت اسلامی در منطقه روز به روز در حال افزایش است، سران تلآویو درصدد حمله به بازوهای مقاومت منطقه هستند. جدای از اینکه بررسی آرایش نظامی مقاومت و رژیم صهیونیستی حاکی از افزایش احتمال تهاجم جدید رژیم تلآویو به مقامت است، اظهارات اخیر شخصیتهای مقاومت نیز همین موضوع را نشان میدهد. پس از اظهارات صریح سیدحسن نصرالله که با یادآوری قدرت ایران، سوریه و حزبالله صریحا به سران صهیونیست هشدار داد که «آغاز هر جنگ جدید به منزله نابودی اسرائیل است» و همچنین بیان این نکته مهم که در صورت هدف قرار گرفتن ضاحیه، حزبالله، تلآویو را بمباران میکند، محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران نیز که طی روزهای اخیر به رژیم تلآویو در صورت آغاز هرگونه حمله جدید هشدار داده بود، روز پنجشنبه در گفتوگوی تلفنی با سیدحسن نصرالله صراحتا گفت که «در صورت تکرار اشتباهات رژیم صهیونیستی باید کار آن یکسره شود». به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، دکتر احمدینژاد در این تماس تلفنی مواضع اخیر سیدحسن نصرالله را در قبال تهدیدات رژیم صهیونیستی بسیار قوی، شجاعانه و مناسب دانست و اظهار داشت: صهیونیستها بشدت از مقاومت، مردم لبنان و منطقه هراس دارند اما به دنبال جبران شکستهای قبلی خود در غزه و لبنان هستند، چرا که احساس میکنند حیثیت و موجودیتشان به خطر افتاده است اما جرات این کار را هم ندارند؛ چرا که از عواقب آن میترسند. احمدینژاد اما در ادامه با تاکید بر ضرورت حفظ آمادگی در مقابل تهدیدات احتمالی رژیم صهیونیستی واکنش حامیان مقاومت اسلامی را آشکار کرد:«باید آمادگی در سطحی باشد که اگر بخواهند مجددا اشتباه گذشته را تکرار کنند، کارشان یکسره شود و منطقه برای همیشه از شر آنها نجات پیدا کند و در این زمینه ملت ایران در کنار ملتهای منطقه و لبنان قرار دارد». این جمله رئیسجمهور که بلافاصله در رسانههای دنیا بازتاب گستردهای داشت، در ادامه با اظهارات صریح سیدحسن نصرالله مبنی بر آمادگی مقاومت ادامه یافت. سیدحسن نصرالله با بیان اینکه لبنان و مقاومت در شرایط بسیار مناسبی قرار دارد، اظهار داشت: «هیچ ترسی در مقابل تهدیدات رژیم صهیونیستی وجود ندارد و مطمئنا نقشه و تهدیدات صهیونیستها به نتیجه نخواهد رسید». دبیرکل حزبالله لبنان خاطرنشان کرد: «از لحاظ استراتژیک هم رژیم صهیونیستی در شرایطی قرار ندارد که بخواهد جنگ جدیدی را آغاز کند، منتها با تهدیدات خود قصد دارد با به راه انداختن جنگ روانی به گونهای رعب و وحشت ایجاد کند که البته در هر شرایطی کاری از پیش نخواهد برد».
حمایت میشل سلیمان از مقاومت
موضعگیری احمدینژاد درباره برخورد قاطع با تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان، محدود به گفتوگو با سیدحسن نصرالله نشد. احمدینژاد با میشل سلیمان هم گفتوگو کرد تا موضوع حمایت ایران از مقاومت وجهه دیپلماتیک نیز پیدا کند. رئیسجمهور در مکالمه تلفنی با میشل سلیمان، همتای لبنانی خود با بیان اینکه امروز لبنان با درایت رهبران سیاسی خود در امنیت، ثبات و آرامش بسر میبرد، اظهار داشت: «صهیونیستها از وضع کنونی لبنان بشدت ناراحت هستند چرا که آنان با عزت، استقلال و پیشرفت لبنانیها قطعا مخالف هستند و از اینرو تلاش خواهند کرد آسیب برسانند». وی با تاکید بر اینکه مردم، دولت و مقاومت لبنان در کنار هم در مقابل هرگونه تهدیدی مقاومت خواهند کرد، تصریح کرد: «رژیم صهیونیستی از هرگونه اقدام احتمالی علیه لبنان هیچ سودی نخواهد برد».
رئیسجمهور با بیان اینکه حیات «رژیم صهیونیستی با ایجاد رعب و وحشت ادامه پیدا کرده است، گفت: «آنان با رفتار خود به گونهای القا کرده بودند که شکستناپذیر هستند، اما شکستهای 3 سال اخیرشان در لبنان و غزه هیبت پوشالی آنها را آشکار کرد و بنیانهای این رژیم جعلی را به خطر انداخت از اینرو آنها به دنبال این هستند که به گونهای با تهاجم نظامی این شکستها را جبران کنند». احمدینژاد در ادامه گفتوگو با سلیمان باز هم بر ضرورت نابودی رژیم صهیونیستی در صورت تهاجم جدید علیه لبنان تاکید کرد و گفت: «باید در مقابل هرگونه تهدیدات احتمالی رژیم صهیونیستی کاملا آماده بود که اگر دوباره بخواهند اشتباهات گذشته خود را تکرار کنند کارشان را تمام کرد و این شدنی است، چرا که آنان در موضع ضعف قرار دارند و اگر هم اقدامی انجام میدهند به خاطر سرپوش گذاشتن بر این ضعف است». وی تصریح کرد: «بدون تردید رژیم صهیونیستی با همبستگی موجود میان لبنان، سوریه و دیگر کشورهای دوست ضربات سنگینی متحمل خواهد شد البته امیدواریم عاقلانه رفتار کرده و خود را به خطر نیندازد». میشل سلیمان نیز در این تماس تلفنی با ارائه گزارشی از وضع کشورش اظهار داشت: «در لبنان ثبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی حاکم است و دشمن صهیونیست بویژه از ثبات سیاسی موجود در لبنان بشدت عصبانی است». وی با اشاره به اهداف رژیم صهیونیستی از تهدیدات اخیر گفت: «بزرگ جلوه دادن حجم خطرات احتمالی که از سوی سوریه، لبنان و فلسطین متوجه این رژیم خواهد شد و همچنین ایجاد اختلافات داخلی مهمترین اهدافی است که اسرائيل دنبال میکند». رئیسجمهور لبنان با تاکید بر اینکه رژیم صهیونیستی جرات و جسارت حمله به لبنان را ندارد، تصریح کرد: «امروز به واسطه وجود وحدت بین گروههای مختلف لبنانی و مردم، ارتش لبنان کاملا آمادگی دارد که هرگونه اقدام احتمالی را با قاطعیت پاسخ دهد». سلیمان در پایان بر ضرورت مقاومت تاکید کرد و گفت: «امروز لبنان به لطف همدلی و وجود مقاومت هیچگونه تزلزلی در خود نمیبیند».
کمک تسلیحاتی ایران به لبنان
سال گذشته و در جریان سفر میشل سلیمان به تهران طرفین توافق کردند که جمهوری اسلامی ایران اقدام به کمک تسلیحاتی به ارتش لبنان کند. این توافق که در راستای تقویت جبهه مقاومت در منطقه صورت گرفت، باعث شد میشل سلیمان که در کارنامه خود فرماندهی ارتش را نیز دارد، نشان دهد از معتقدان به جنبش مقاومت است. اگرچه این توافق باعث عصبانیت کشورهایی نظیر عربستان سعودی شد اما تقویت بنیه دفاعی لبنان توسط جمهوری اسلامی ایران باعث همافزایی عملکرد ارتش و جنبش مقاومت حزبالله در برابر تهدید نظامی رژیم صهیونیستی شد. به اعتقاد کارشناسان حضور میشل سلیمان در کاخ ریاست جمهوری لبنان که در نتیجه توافق دوحه صورت گرفت، از یک سو فراگیر شدن مقاومت در لبنان را به همراه داشته و خواهد داشت و از سوی دیگر موجب تضعیف جایگاه مخالفان حزبالله در لبنان میشود. کارشناسان بر این اعتقادند که تقویت اندیشه مقاومت در لبنان میتواند منجر به تجمیع گروههای سیاسی در لبنان نیز شود.
احتمال حضور يك عضو ساف در ترور« المبحوح»
پليس دوبي: رئيسموساد بايد بازداشت شود
آزاده شهرياري:
ضاحی خلفان تمیم، رئیس پلیس دوبی، اظهار داشت که براساس تحقیقات به عمل آمده، موساد در ترور محمود المبحوح، فرمانده نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، دست داشته است. وی گفت: اگر دست داشتن موساد در این ترور صد در صد نباشد، میتوان گفت که 99 درصد است. پس از افشای این خبر بسیاری از استعفای رئیس موساد خبر دادند اما یک منبع موثق سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی روز پنجشنبه گفت که میرداگان رئیس موساد هیچ دلیلی برای استعفا به خاطر رسوایی ترور یکی از رهبران حماس در دوبی نمیبیند و بعید است که نخستوزیر از وی بخواهد که استعفا بدهد.
این در حالی است که یکی از رهبران ارشد «حماس» اعلام کرد که «محمد دحلان» عضو کمیته مرکزی سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در ترور اخیر «محمود عبدالرئوف المبحوح» از فرماندهان بلندپایه حماس دست داشته است. «محمد نزال» در گفتوگو با شبکه تلویزیونی «الجزیره» قطر اظهار داشت: 2افسر سابق تشکیلات خودگردان فلسطین به نامهای «احمد حسنین» و «انور شحیبر» که در یک موسسه ساختوساز وابسته به «محمد دحلان» عضو کمیته مرکزی ساف فعالیت میکنند، در ترور المبحوح دست داشتهاند. درهمین حال، «اسماعیل الاشقر» رئیس کمیسیون داخلی و امنیت مجلس قانونگذاری فلسطین نیز با اشاره به دست داشتن این 2 افسر سابق تشکیلات خودگردان در ترور المبحوح گفت: دشمن صهیونیستی در زمینه امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک مرتکب حماقت شد زیرا هستهای که المبحوح را ترور کرد، شناسایی شد و اکنون از سوی پلیس بینالملل تحت تعقیب است.
در حالی که رژیم صهیونیستی از اظهارنظر درباره ترور محمود المبحوح یکی از رهبران حماس در 20 ژانویه در دوبی خودداری کرده، امارات نامهای مظنونان این ترور را شامل چند نفر که گذرنامههای اروپایی مهاجران حقیقی به سرزمینهای اشغالی را جعل کرده بودند، فاش کرد. خلفان همچنین تاکید کرد: براساس مدارک موجود، مدرکی دال بر اینکه پاسپورتهای متهمان این پرونده تقلبی باشد، وجود ندارد. وی گفت: ادعای برخی از کشورها مبنی بر اینکه این پاسپورتها تقلبی بوده، نیاز به توضیح بیشتر و دلایل آشکارتر دارد. رئیس پلیس دوبی از مقامات انگلیس، فرانسه، آلمان و ایرلند خواست تا به دوبی بیایند و با مقامات امارات و کشورهای ذیربط جهت تحت پیگرد قرار دادن متهمان و اثبات تقلبی بودن پاسپورتهای آنها همکاری کنند. وی خاطرنشان کرد که ترور المبحوح یک جنایت بینالمللی است و با توجه به اسناد و مدارکی که پلیس دوبی در اختیار دارد، در روزهای آینده خبرهایی غافلگیر کننده را درباره این پرونده اعلام خواهد کرد. خلفان همچنین تشکیل یک تیم تحقیقاتی بینالمللی متشکل از پلیس امارات، انگلیس، فرانسه، ایرلند و آلمان را خواستار شده و افزود: همکاری پلیس این کشورها به دلیل آنکه عاملان این ترور از مظنونان این کشورها بودهاند، ضروری است. پیشتر یک مقام اماراتی اظهار داشته بود که تعداد مظنونان ترور محمود المبحوح دستکم به 18 تن رسیده است. این مقام امارات که خواست نامش فاش نشود، گفت که اطلاعات موثقی درباره تحقیقات پلیس دوبی در این باره دارد و افزود: فهرست مظنونان شامل 11 تن شناسایی شده در اوایل این هفته، 2 فلسطینی در بازداشت و
5 نفر دیگر است. این مقام گفت: 2 زن جزو مظنونان ترور المبحوح در ماه گذشته هستند.
این در حالی است که پلیس بینالملل نیز اعلام کرد که حکم جلب 11 متهم پرونده ترور المبحوح را با «اخطار قرمز» صادر کرده است. مفهوم «اخطار قرمز» اینترپل، دستگیری و استرداد افراد تحت تعقیب است.
این در حالی است که لندن، برلین، پاریس و دوبلین سفیران تلآویو را در این کشورها احضار کرده و از آنها درباره پاسپورتهای تقلبی متهمان در ترور المبحوح توضیح خواستند. در همین راستا، سفیر رژیم صهیونیستی در لندن به مدت 20 دقیقه با مدیرکل وزارت خارجه انگلیس دیدار کرد اما در پی این نشست اظهار داشت: نمیتوانیم اطلاعات بیشتری بدهیم. سفیر رژیم صهیونیستی در ایرلند نیز بعد از احضار به وزارت امور خارجه این کشور، گفت: «چیزی درباره این مساله نمیدانم» اما سخنگوی وزارت خارجه ایرلند تاکید کرد: استفاده از پاسپورتهای تقلبی ایرلندی بسیار باعث تاسف است و این مساله مسافران ایرلندی را در خارج از کشور با خطر روبهرو میسازد. گوئیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان نیز تاکید کرد: با توجه به دلایل موجود، باید توضیح بیشتری درباره شرایط المبحوح ارائه شود و آلمان همه تلاش خود را برای افشای این مساله به کار میبندد. دیوید میلیبند، وزیر خارجه انگلیس نیز تاکید کرد که کشورش برای افشای حقایق مربوط به این ترور مصمم و معتقد است که استفاده از پاسپورتهای تقلبی انگلیسی در این ترور بسیار خطرناک و موجب خشم و ناراحتی است. وی در پایان نشست مدیرکل وزارت خارجه انگلیس با سفیر رژیم صهیونیستی گفت: مدیرکل وزارت خارجه انگلیس به سفیر اسرائیل جدیت این کشور را در قبال این موضوع ابلاغ کرد. انگلیس از اسرائیل انتظار دارد که به طور کامل با این کشور درباره تحقیقات مربوط به استفاده از پاسپورتهای تقلبی انگلیسی، همکاری کند. سخنگوی دولت انگلیس نیز استفاده از این پاسپورتهای تقلبی را بسیار خطرناک توصیف کرد و افزود: دفتر مبارزه با جرمهای سازمانیافته انگلیس، تحقیقاتی را با همکاری مقامات اماراتی درباره این پرونده برعهده خواهد گرفت. این در حالی است که روزنامه دیلی میل چاپ لندن در گزارشی فاش ساخت سازمان جاسوسی انگلیس آمای۶ در جریان طرح ترور مقام ارشد حماس توسط موساد در دوبی قرار داشته و دولت انگلیس از اینکه گذرنامههای این کشور مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت نیز باخبر بوده است. آمای۶ میدانست که ماموران جاسوسی اسرائیل درصدد انجام یک عملیات در خارج از اسرائیل با استفاده از گذرنامههای انگلیسی هستند.دیلی میل نوشت: این ادعا از سوی یک منبع موثق مطرح شده و نشان میدهد دولت انگلیس از اینکه گذرنامههای انگلیسی مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت، باخبر بوده است. رادیو رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد: فرانسه از اسرائیل خواسته تا درباره استفاده از پاسپورت تقلبی فرانسوی در ترور المبحوح توضیح دهد.
دل نوشت امروز
هميشه پاي يك «ظن»در ميان است
یادش بهخیر که روزگاری از پدران شهیدمان سنمان کمتر بود من اما الان یک سال از پدرم بزرگتر شدهام.خدا به ما بچههای شهدا و به پسر همت و دختر باکری این توفیق را داده است که از پدرانمان هم بزرگتر شویم
حسین قدیانی:
بسم رب الشهداء و الصدیقین. گروه سرود مدرسه پسرانه راهنمایی شاهد شهید قدمی، ماشاءالله همه بچهها قد کشیدهاند و دیگر هیچ سرودی تقدیم نمیکنند. حالا بسیاری از شهدا نوهدار هم شدهاند. نسل شهادت، ابتر نیست. شهدا تنها پدربزرگهایی هستند که هنوز هم جوان ماندهاند. شهدا صاحب نتیجه هم بشوند باز جوان میمانند. روزی که نتیجه شهدا به دنیا بیاید، نتیجه کار شهدا هم به ثمر خواهد نشست و «مهدی» ظهور خواهد کرد. ما اینجا دوست و دشمن را قاطی نمیکنیم. اگر همسر همت از جمهوری اسلامی انتقاد نکند، پس اصلا چه کسی حق این نقد را دارد؟ حرفهای همسر باکری حتی اگر آبی باشد به آسیاب دشمن، عیبی ندارد و باز حرف حساب است. من همان قدر برای مادر شهید شیرودی که در انتخابات اخیر طرفدار احمدی نژاد بود احترام قائلم که برای همسر همت. زخم درد زینب را باید از همسر حاجی پرسید. انتقاد از مسؤولان نظام حق مسلم خانوادههای شهداست. کسانی که زخم بیپدری را چشیدهاند، چه اشکالی دارد گاهی به ما زخم زبان بزنند؟ محرم درد این روزهای پسر همت، سینه پر از سکینه و خالی از کینه ولایت فقیه است. ما باید در اینباره هم مثل «آقا» باشیم و برای این درددلها، گوش شنوا داشته باشیم. کسانی که در بزرگراه همت، بر تصویر «همت» رنگ سبز پاشیدند، نشان دادند که به خانواده همت ارادتی ندارند. مرید همت، بچههای بسیجاند که رفتند و این رنگ را این لکه ننگ را پاک کردند. حالا چه عیبی دارد فرزندان همت از بچههای بسیج انتقاد کنند؟ گاهی خداوند به صبر ما، اندازه جهاد ما اجر میدهد. گاهی جهاد اکبر نشستن پای درد دلهای همسر همت است. گاهی مجاهده این است که از دختر باکری انتقاد بشنویم و سکوت کنیم. گاهی بهترین پاسخ، مهربانی کردن است. گاهی لازم است سعه صدرمان را بالا ببریم. همت اگر در «طلائیه» میجنگید، هزینهاش یتیم شدن بچههای حاجی بود و این داغ فراق را همسر همت تحمل کرده است. اگر همسر مهدی و حمید، درد جدایی را تحمل نمیکردند، باکریها در خیبر و بدر به شهادت نمیرسیدند. هزینه شهادت حسین را رباب پرداخت. هزينه شهادت همت و باکری، رفتن سایه مرد از بالای سر خانه یک خانواده بود.آی کسانی که به این قلم ارادتی دارید، با خانواده شهدا فارغ از هر ایده و عقیده و سلیقهای که دارند، مهربان باشید. امام که گفت؛ «خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند»، خانواده همت و باکری را استثنا نکرد. من این همه را گفتم اما این را هم بگویم که مهمترین عضو خانواده یک شهید، خود آن شهید است، خون آن شهید است. ما فرزندان شهدا متولی خون پدران مان هستیم و حرمت امامزاده را متولی باید نگه دارد. ما حق انتقاد از جمهوری اسلامی را داریم ولی حق فراموش کردن وصیتنامه پدرانمان را نداریم. سبزها مرهم زخمهای ما نیستند و ما را برای نیات خود میخواهند. محرم اسرار ما بچههای بسیجاند. این نظام اگر نباشد اولین کار دشمن خندیدن به ریش آغشته به خون پدران ما است. بچهها! «جمهوری اسلامی» نباشد، نام بزرگراه چمران را تغییر میدهند و تصاویر پدرانمان را از روی در و دیوار میکشند پایین. من تنها یک نفر را از پدرم بیشتر دوست دارم؛ «سید علی» را. «خامنهای» اگر چون مرد پای خون شهدا و پای آرای 40 میلیونی ما نمیایستاد، اینها الان نام شهدا را از روی کوچهها حذف کرده بودند. بچهها! اینها وقتی شهادت را خشونتطلبی نام نهادند، به پدران ما فحش دادند و بچههای بسیج به خاطر خون پدران ما و راه سرخ شهدا با اینها درگیر شدهاند، ما نیز با بچههای بسیج، مهربانتر باشیم. اسلحه پدران ما این روزها دست بچههای بسیج است. دشمن که ایرانی و غیرایرانی ندارد. سر حسین را هموطنانش، همدینانش از بدن جدا کردند. مگر در کردستان و ترکمن صحرا و در همین کوچههای تهران طرف پدران ما غیرایرانی بودند؟ آی بچهها! تهمت ما به بچههای بسیج، لرزاندن تن پدرانمان است در گور. جلوی اسلحه پدر من دشمن بود و این دشمن گاه ایرانی بود و گاه غیرایرانی. چقدر از این به اصطلاح ایرانیها در فاصله انقلاب تا جنگ پدران ما را کشته باشند، خوب است. فریب ایرانی بودن دشمن را نخوریم؛ دلمان برای خون پدرانمان بسوزد. منافقین چه اول انقلاب چه الان غلط کردند ایرانی باشند. ایرانی، پدران ما بودند که اجازه ندادند یک وجب از این خاک پاک دست دشمن ناپاک بیفتد. ایرانی، سلمان فارسی بود که مسلمان بود. اسلام اینها قلابی است و برایشان هیلاری کلینتون «رساله» مینویسد. من با افتخار ادعا میکنم که مرجع تقلید همه شهدای بسیج، امام خمینی(ره) بود و باز با افتخار میگویم که خار در چشم آمریکا، بسیجیانی هستند که مرجع تقلیدشان خامنهای است. پیامبرانی که از اتاق بیضی برایشان وحی نازل میشود، مرجع تقلید بچههای بوشاند. سبزها از وصیتنامه سردار خیبر سوختهاند که چرا گفته؛ «در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید». ما خامنهای را دوست داریم چون به فرموده پدرانمان «نایب امام زمان» است. خامنهای به نیابت از امام زمان دارد با استکبار میجنگد و «شیطان بزرگ» به نمایندگی از «شیطان رجیم» به مصاف «جمهوری اسلامی» آمده. شباهنگام که خورشید نیست ستارهها باید حرمت ماه را نگه دارند والا شبپرستان، تاریکی و ظلمت را «جهانی» خواهند کرد. آری، ماه نور خورشید را ندارد، گرمای خورشید را هم ندارد اما کدام ستاره را میشود دید اگر که ماه نباشد؟ اگر شباهنگام و در غیبت حضرت آفتاب علیه السلام، مهتاب نبود، خواب، چشمان ستارهها را گرفته بود. ماه، نایب بر حق خورشید است و پای استدلالیون چوبین است؛ «خورشید کی به ماه این نیابت را داد؟» به شما عارضم؛ خواب بودید وقتی که خداوند گفت: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم». هر کس در روز، خورشید مولای اوست، در شب، مهتاب مولای اوست. اگر قمر جانشین بر حق شمس نیست، پس سران ظلمت چه از جان جانباز خراسانی ما میخواهند و اگر دست خامنهای در دست خدا نیست پس چرا این همه «ماهواره» حریف این «ماهپاره» ما نمیشوند؟ حتما که صاحب این انقلاب «حضرت حجت» است. دعای امام زمان در حق ما نبود، این انقلاب به سالی نمیکشید؛ یک سفینه نجات است و هزار ناو جنگی. اگر دعای «فاطمه زهرا» نبود کجا پدران ما میتوانستند از عرض اروند رد شوند؟ اگر نگهدار خامنهای، «اباالفضل علمدار» نبود کجا این غائله خوابیده بود. من با هر بهانهای پای «عباس» را به «دل نوشت»هایم خواهم کشید تا مادرش «امالبنین» خیال نکند علم از دست علمدار افتاده است. تقدیر خدا را تغییر نبود والا عباس آنقدر زور داشت که یک تنه از پس سپاه یزید برآید. عباس میتوانست از علقمه نه فقط برای یتیمان حسین که برای ما هم جرعهای آب بیاورد اما خداوند اینگونه اراده کرده بود که حسین و عباس را کشته ببیند. «انالله شاء ان یراک قتیلا». یادش بهخیر بچهها که در نمازخانه مدرسه «زیارت عاشورا» میخواندیم و «سقای دشت کربلا، اباالفضل» میگفتیم. یادش بهخیر که روزگاری از پدران شهیدمان سنمان کمتر بود. من اما الان یک سال از پدرم بزرگتر شدهام. خدا به ما بچههای شهدا و به پسر همت و دختر باکری این توفیق را داده است که از پدرانمان هم بزرگتر شویم. پیری پدر، عارضهای است که تنها «با پدرها» به آن دچارمی شوند. بیپدری از جمله محاسنش یکی این است که محاسن پدر آدم هرگز به سپیدی نمیزند. بابای بسیاری از رفقایم، پیر شدهاند. صورت بابای دوستم «محسن»، شده عین «جاده چالوس» از بس که پیچ و خم دارد اما صورت بابای من، همان است که بود. از 61 تا 88، «27» سال است که میگذرد اما پدرم هنوز «29» سال دارد و هنوز جوان مانده است. حوریها در بهشت، 29 سال است که هر روز به خواستگاری پدر جوان من میآیند و هر روز از «بابا اکبر»، جواب «نه» میشنوند. «داماد» نرفته گل بچیند بلکه پدر من آن دنیا هم سرش، گرم انقلاب است و هر وقت مادر بزرگم، خوابش را میبیند با «اسلحه» است، با «لباس بسیج» است. بگذار بگویند پدر من در بهشت هم خشونتطلب است. به حرف گربه سیاه، «باران» نمیآید. آمدن برف، بسته به دعای مادران شهیدداده است، نه به تعداد سایتهای برف روبی شهرداری. الان در بهشت، «مهدی باکری»، شهردار طبقه هفتم است و هر روز هم دارد برف میبارد و اتفاقا اصلا هم هوا سرد نیست و باز اتفاقا «آقا مهدی» اصلا در کنار خیابانهای بهشت، شن و ماسه و بیل و کلنگ مکانیکی، کار نگذاشته! نه، اشتباه نشود؛ من دست شهردار تهران را بابت افتتاح «تونل توحید» میبوسم اما از دست آقای قالیباف بابت رها کردن «تنگه احد» ناراحتم. من دست «آقا محسن» را بابت «جنگ تحمیلی» میبوسم اما از دست «دکتر رضایی» بابت «جنگ نرم» ناراحتم. من دست «هاشمی» را برای آن شکنجههایی که در زندان شاه دیده میبوسم اما از «رفسنجانی» بابت آن نامه سرگشاده ناراحتم. من اما به هیچ وجه بر دست موسوی بوسه نمیزنم. من پای دیالمه شهید را میبوسم. من دست بوس شهید «آیت»ام. موسوی به من نامحرم است و در روز راهپیمایی، «چادر» سرش کرد. آی کسانی که حجاب برتر را برنمیتابید، لطفا وقت فرار با مانتو و روسری در بروید. لیاقت شما، وقت زن بودن، چادر سر کردن نیست؛ ماتیک به لب زدن است. اگر بسیجی واقعی «همت» بود و «باکری»، منافق واقعی هم «بنی صدر» بود. خاتمی اما چند باری به نامحرمان دست داده و چند باری به نااهلان. من دست خاتمی را هم در دست زنان بیحجاب دیدهام و هم در دستان جورج سوروس. آقای خاتمی! «آینه چون روی تو بنمود راست/ خود شکن، آیینه شکستن خطاست». 22 بهمن هم آمد و رفت و عمر شما چونان برق و باد در حال گذر است. همان مردمی که 2 دوره به شما رای دادند، اجازه ندادند روز راهپیمایی یک قدم خلاف بردارید. «گفت: پیغمبر به اصحاب کبار/ تن مپوشانید از باد بهار/ آنچه با برگ درختان میکند/ با تن و جان شما، آن میکند». آقای خاتمی! شما به حرف پیغمبر گوش ندادید و خودتان را از نسیم بهاری ملت، طرد کردید. با شما یا بیشما، انقلاب به مسیر خود ادامه میدهد. ضرر را شما کردید که به جای باد بهار، خودتان را در معرض توفان اغیار قرار دادید. آقای کروبی! من البته بر دست و بازوی شما بوسه میزنم؛ شما حسابتان از دیگر سران فتنه جداست و مایه انبساط خاطر ما هستید. جمهوری اسلامی اگر چهار تا دشمن مثل شما داشته باشد، از داشتن دوست بینیاز است. شما ستون پنجم نظام مایی در اتاق بیضی. بنده خدا! جمهوری اسلامی دارد از تو سوء استفاده میکند تا پولهای بلوکه شده را برگرداند به جیب نظام. 22 بهمن، ملت ما با دلارهای اهدایی آمریکا به فرقه سبز، میلیونر شد و چندین و چند میلیون دیگر به حسابش اضافه شد. دهها برابر پولی که تو از شهرام گرفتی، ما از سرمایه آمریکا خالی کردهایم. ما در جنگ هم، با اسلحه دشمن میجنگیدیم. ما روزی عاقبت، با همان تیر سه شعبه حرمله، انتقام حلقوم «علی اصغر» را خواهیم گرفت. پدرم در جنگ تحمیلی، بعثیها را با سلاح خودشان میکشت و من در جنگ نرم دارم با همین دلار آمریکا، اوباما را عصبانی میکنم. اوباما «سیاه چهره» نیست، «سیا چهره» است. «سیه چهره» بلال حبشی بود که برای پیامبر اذان میگفت و امام به هیچ کس جز «حاج عیسی» التماس دعا نمیگفت. آن کس که در خط پیغمبر بود، «قنبر» علی بود. مدعیان خط پیامبر در سقیفه بنیساعده، آن روی خودشان را نشان دادند و نشان دادند که از خاندان پیامبر فقط عایشه را قبول دارند. قنبر رئیس موسسه تنظیم و نشرآثار پیامبر نبود اما بیشتر از حقوق بگیران این موسسه عریض و طویل و البته بیخاصیت از «امام محمد بن عبدالله» دفاع میکرد. باز هم بگویید فلانی به «خمینی» توهین کرد. جفنگ نگویید؛ من به خاطر دفاع از خمینی است که دارم این همه ناسزا تحمل میکنم. چطور، «ایران برای همه ایرانیان» اما خمینی فقط برای شما؟ شما ویلای دوبلکس تان به حسینیه ساده امام میخورد یا اینکه هر چه فریاد دارید به جای آمریکا، سر ما میکشید؟ من امروز دارم راه پدرم را ادامه میدهم در خط مقدم اینترنت. اینجا «فضای مجازی» نیست، فضای بازی گلولههاست و باز هم «وبلاگ حاجیبخشی» دارد در سهراهی شهادت، آتش میگیرد. دیروز عدهای اجازه دادند «علی» در «فضای کوفه» تنها بماند اما من نمیگذارم «سید علی» حتی در «فضای سایبر» تنها بماند. من یا «ابوموسی» هستم یا «عمار». من نمیخواهم «شیخ رشیدالدین وطواط» باشم که اصلا نمیدانم کیست. من بر خلاف پسر اقدس خانم، دو راه بیشتر ندارم؛ یا باید حسینی باشم یا یزیدی. برای من حتی زینبی بودن هم معنا ندارد. زینب بودن، رسالت زنان این دیار است و من مرد هستم. «مرد آن است که در کشاکش دهر/ سنگ زیرین آسیا باشد». خیلیها در این فتنه اخیر مردود شدند. من این بار روی سخنم با خواص ادبیات و هنر است که در فتنه اخیر قبول نشدند ولی هنوز با «تعهد»، عهدشان باقی است. آقای سید مهدی شجاعی عزیز! یادتان هست که سالیان پیش آمدم و با شما در اتاق کوچکتان در «نیستان» گفتوگو کردم و شما برایم از تنهایی و غم و رنج شیعه گفتید؟ مصاحبهاش هنوز هست. یادتان هست که گفتید اگر «پیام آقا» برای شما به مناسبت درگذشت دخترتان «عاطفه» نبود هرگز به تسلا نمیرسیدید؟ یادتان هست که گفتید من روزی این محبت آقا را جبران خواهم کرد؟ 8 ماه فتنه علیه علمدار انقلاب شد و شما، این محبت آقا را جبران نکردید. کی و کجا از شما صدایی درآمد؟ گیرم که من از «ولایت فقیه» بد دفاع میکنم، شما به میدان بیا و خوب دفاع کردن از رهبری را به چون منی یاد بده. «نیستان» چرا سکوت کرده با وجود این همه نی؟ «بشنو از «نی» چون حکایت میکند/ از جداییها شکایت میکند». آقای شجاعی عزیز! «نشنو از نی، نی، حصیری بینواست/ بشنو از دل، دل حریم کبریاست/ نی بسوزد خاک و خاکستر شود/ دل بسوزد خانه دلبر شود». خالق «کشتی پهلو گرفته»، چرا این روزها خوابش گرفته؟ آقای شجاعی عزیز، که هنوز هم با آثارتان انسی دیرینه دارم. میدانید؛ «همیشه پای یک زن در میان نیست»، بلکه «همیشه پای یک «ظن» در میان است». پای یک سوء ظن. شما میتوانید منتقد احمدی نژاد باشید اما معتقد بودنتان را به اصل نظام حفظ کنید. هیچ کس دفاع شما از اصول و ارزشها را به پای دفاع شما از رئیسجمهور نخواهد نوشت. من دلم از خواص ادبیات، خون است. تیراژ خونی که با سکوتتان به دل ما کردهاید، از تیراژ آثارتان هم بیشتر شده. در این «غزوه» به جز «قزوه»، کدامتان پای «تنگه احد» ایستاد و از «غزه» دفاع کرد و خود را به غنیمت نفروخت؟ کجا بودی آقای مجید مجیدی؟ گناه شما ساختن فیلم تبلیغاتی برای موسوی نبود؛ گناهتان این است که «آواز گنجشک ها» را در «کهریزک» شنیدید اما نعره نکره صاحب شیر خر را در «BBC» بر سر «بچههای آسمان» نشنیده گرفتید. حیف «بدوک» نبود که چو «بید مجنون» بر سر ایمان خویش به انقلاب، بلرزد؟ چطور است که کلاس گذاشتن برای سیمای جمهوری اسلامی را بلدید اما یک کلمه حاضر نیستید برای رسانههای دشمن کلاس بگذارید؟ آیا اگر «جمهوری اسلامی» نبود، رژیم ستمشاهی به شما این اجازه را میداد که فیلمی «به رنگ خدا» بسازید یا آثارتان باید به رنگ ابلیس در میآمد؟ اگر این انقلاب نبود آیا از آسمان هنرتان باز هم «باران» میبارید؟ آیا فیلمسازان هالیوود هم تا این حد در برابر اهداف نظام سلطه، بیتفاوت و بیتعصب هستند؟ دشمن برای پروژه «ایران هراسی» چه آثاری ساخته و شما آیا با دیدن افغانستان امروز که بسیار دغدغه افغانها را دارید، آیا برای «آمریکا هراسی» کاری کردهاید و قدمی برداشتهاید؟ من امروز متاسفانه باید بگویم که «بی وتن»، درستش همان «بی وطن» است؛ یعنی با «طا»ی دستهدار. من امروز متاسفانه باید بگویم که برخی از شعرای ما فقط بلدند «شعر» بگویند و هیچ تعهدی، حتی به سیگاری که میکشند ندارند. من امروز متاسفانه باید بگویم که «حاتمی کیا» به جای شیشه آژانس، دل «حاج کاظم» را شکسته. آقای حاتمی کیا! دود آن موتوریها را کاری ندارم اما دود این موتورهونداهای قراضه بچههای بسیج اگر نبود، منافقین و انجمن پادشاهی، الان شما را به جرم ساختن «دیده بان»، مسافر آن دنیا کرده بودند و والله حلقومتان را به جرم «وصل نیکان»، با «روبان قرمز» یا شاید هم «به رنگ ارغوان» بسته بودند. این روزها همه خودشان میخواهند به «لندن» بروند و هیچ کس، دیگر به فکر کربلا بردن «عباس» نیست. «پیر جوان زخم چشیده» 8 ماه فتنه را دید و از «مهاجر» یاری ندید. نه آقایان! پس فردا جوابیه ندهید که ما با «آقا» در فلان روز و بهمان دیدار، ملاقات داشتیم و اتفاقا خیلی هم جلسه خوبی بود! اتفاقا من میخواهم بگویم چرا به دفاع از «پیر جوان زخم چشیده» که میرسد، عده ای یواشکی دفاع میکنند ولی در مقام دفاع از آثارشان، این دفاعیه را در بوق و کرنا میکنند؟ اتفاقا من میخواهم بگویم 22 بهمن نشان داد که انقلاب اسلامی، محتاج دفاع امثال من و شما نیست. این روزها همه نگران سرنوشت من شده اند؛ یکی میگوید؛ مثل «اکبر گاف» میشوی. یکی میگوید؛ میشوی مثل «مخملباف». آقایان! این روزها آیا بهتر نیست به جای پیشگویی از عاقبت من، نگران حال امروز خود باشید؟ فردای مرا ول کنید و به امروز خود بچسبید. ما در روز تاسوعا از شما امضا گرفتیم تا شما معروف شوید و شما با ابراز احساسات ما بازی کردید و در شب عاشورا از خیمه انقلاب در رفتید. این صدای گوشخراش سکوت این روزهای شما گوش ما را کر کرده است! عدهای میگویند؛ از هنرمندان باید خیلی ظریف انتقاد کرد والا چپ میکنند. «من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف/ آنچنان است که آهسته دعا نتوان کرد». و اما اگر بنا بر لطافت هنرمند است، ولایت فقیه زیباترین هنر امام هنرمند ما بود که 8 ماه آزگار، صحنهآراییهای اتفاقا خیلی زمخت را دید اما دفاعی از شما ندید. نویسندهای میگفت: «ما در آن حد نیستیم که از رهبر دفاع کنیم؛ ولایت فقیه باید از ما دفاع کند». من با این حرف موافقم اما حالا که رهبری پای آرای ملت ایستاده است و به خاطر این ایستادگی، آبرو هزینه کرده، بد نیست یک هزینه هم ما بکنیم. 4 تا فحش هم ما بشنویم. یک سیلی هم ما بخوریم. «ولایتمداری» که فقط مسافرت با آقا و نوشتن «داستان سیستان» نیست. شما ننویسید، من «داستان فتنه» را خواهم نوشت. «داستان حسین کربلا» با من، «قصه حسین کرد» با شما. داستان «سیدعلی و چراغ ولایت» با من، داستان «علی بابا و چراغ جادو» با شما. داستان «بابا اکبر» با من، داستان «بابا نوئل» با شما. اصلا خطر با «آقا» با من، سفر با «آقا» با شما. «هر که در این بزم مقربتر است/ جام بلا بیشترش میدهند». آقایان! شما اگر به آثار هنریتان حساسید ما هزار برابر شما به مهمترین اثر خمینی کبیر و بالاترین ثمره خون شهدا یعنی «ولایت فقیه» حساسیم. اول هنرمند این دیار، امام بود و «انقلاب اسلامی» بهترین کار هنری امام و «ولایت فقیه» بهترین جلوه ویژه امام بود که دفن فتنه اخیر، تنها یکی از هزار کرشمهاش بود. هنرمند اصلی ماییم که در 22 بهمن با تولید «حماسه بصیرت»، جور کمکاری شما را کشیدیم و دست بر قضا این اثر ممتاز، خیلی هم خوب گرفت. حالا همه دنیا دارد درباره ملت ما حرف میزند؛ فیلم «راهپیمایی 22 بهمن» یک ملت بازیگر داشت که همه نقش «عمار» را بازی میکردند. ما نه در فضای خیابان، نه در فضای سایبر، نه در فضای ادبیات، نه در فضای سینما، نه در فضای علم، نه در فضای عمل، در هیچ کجا اجازه نمیدهیم «علی» تنها بماند. این روزها به ما میگویند چرا به «خامنهای»، «علی» میگویید؟ از نظر ما هر کس پرچمدار مبارزه با کفر و نفاق باشد او «علی» است و در این عصر، علی، «سید علی» است. «سید حسن»، این روزها برای ما فقط «نصرالله» است. ما «سید حسن» دیگری به جا نمیآوریم. این رهبر عربی که پوزه صهیونیسم را به خاک مذلت مالیده، افتخارش «امام خامنهای» ما است و با این ید بیضا دستبوس مولای ما است. بمیری با این فیلم ساختنت آقای مازیار میری. «کتاب قانون» نه نقد بدعتهای غلط ما ایرانیان که نوعی وطنفروشی بود. «عماد مغنیه لبنانی» شاگرد «مصطفی چمران ایرانی» است. «لبنان» انگشت اشاره دست «ایران» است در چشم اسرائیل و شما این دست بزرگ را به آن انگشت کوچک فروختید. آی کسانی که به این فیلم پروانه صدور دادید! دستتان درد نکند. من خوب میدانم سران فتنه چرا به مولای ما حسادت میکنند. محبوبترین فرد از نظر «سیدحسن نصرالله»، این محبوبترین فرد جهان عرب، مولا و مقتدای ما است. عجبا از این مهتابیها که خود را در برابر حضرت ماه، ذی شعور، ذی نور میدانند. «تابناک» ماه ماست. نام مهتابی شما «نمناک» است و چون بصیرت ندارد، هزار بار ناز میکند تا روشن شود و نور دهد. کرم شبتاب، این روزها به جان واژهها افتاده و خیال کرده با «فردا»، میتواند «آینده» را غصب کند. «الا ان حزبالله هم الغالبون». الا ای خواص ادبیات و هنر! این عاشورا تمام شد و این بار ما اجازه ندادیم نهر علقمه از روی یتیمان حسین شرمنده باشد. ما نگذاشتیم شبپرستان، خورشید و ماه و ستارهها را قطعهقطعه کنند. شما البته مختارید که باز هم سکوت کنید یا «مختار» باشید. ما در غیاب شما، فتنه یزیدیان را که حتی به عاشورا هم رحم نکردند، خواباندیم؛ اگر بنا بر ادامه سکوت است که هیچ و اگر قصد «مختار» کردهاید، آشوبگری باقی نمانده است؛ علیه نفس خود قیام کنید.
***
امام، ما را از پیله 22 بهمن درآورد و «پروانه»مان کرد؛ عدهای اما این روزها از پرواز خسته شدهاند و دوباره میخواهند «کرم» شوند. چون رای با اکثریت است، فعلا حق با پروانههاست. هنرمندی اما به گفتن جملات قشنگ نیست. بازی با کلمات رنگارنگ را من هم بلدم. من هنرم از همه شما ظریفتر است و چینی احساساتم زود ترک برمیدارد لذا بر این نویسنده نازکطبع، شلاق نقد بلند مکنید. زحمتتان بیهوده است؛ پرفروشترین اثر هنری جمهوری اسلامی، اصلا بینندهای در میان مردم نداشت و همه آحاد ملت بازیگر بودند و پرده این سینما به اندازه مساحت کل کشور بود. من نسبت به این اثر زیبا و بویژه کارگردان آن بسیار حساس و متعصبم. پس در این «دل نوشت» اگر به هنرمندی جسارت شد همینجا اعلام میکنم، حرفهایی هست که باید با خون دل نوشت.
دل نوشت امروز
همیشه پای یک «ظن» در میان است
یادش بهخیر که روزگاری از پدران شهیدمان سنمان کمتر بود من اما الان یک سال از پدرم بزرگتر شدهام.خدا به ما بچههای شهدا و به پسر همت و دختر باکری این توفیق را داده است که از پدرانمان هم بزرگتر شویم
حسین قدیانی:
بسم رب الشهداء و الصدیقین. گروه سرود مدرسه پسرانه راهنمایی شاهد شهید قدمی، ماشاءالله همه بچهها قد کشیدهاند و دیگر هیچ سرودی تقدیم نمیکنند. حالا بسیاری از شهدا نوهدار هم شدهاند. نسل شهادت، ابتر نیست. شهدا تنها پدربزرگهایی هستند که هنوز هم جوان ماندهاند. شهدا صاحب نتیجه هم بشوند باز جوان میمانند. روزی که نتیجه شهدا به دنیا بیاید، نتیجه کار شهدا هم به ثمر خواهد نشست و «مهدی» ظهور خواهد کرد. ما اینجا دوست و دشمن را قاطی نمیکنیم. اگر همسر همت از جمهوری اسلامی انتقاد نکند، پس اصلا چه کسی حق این نقد را دارد؟ حرفهای همسر باکری حتی اگر آبی باشد به آسیاب دشمن، عیبی ندارد و باز حرف حساب است. من همان قدر برای مادر شهید شیرودی که در انتخابات اخیر طرفدار احمدی نژاد بود احترام قائلم که برای همسر همت. زخم درد زینب را باید از همسر حاجی پرسید. انتقاد از مسؤولان نظام حق مسلم خانوادههای شهداست. کسانی که زخم بیپدری را چشیدهاند، چه اشکالی دارد گاهی به ما زخم زبان بزنند؟ محرم درد این روزهای پسر همت، سینه پر از سکینه و خالی از کینه ولایت فقیه است. ما باید در اینباره هم مثل «آقا» باشیم و برای این درددلها، گوش شنوا داشته باشیم. کسانی که در بزرگراه همت، بر تصویر «همت» رنگ سبز پاشیدند، نشان دادند که به خانواده همت ارادتی ندارند. مرید همت، بچههای بسیجاند که رفتند و این رنگ را این لکه ننگ را پاک کردند. حالا چه عیبی دارد فرزندان همت از بچههای بسیج انتقاد کنند؟ گاهی خداوند به صبر ما، اندازه جهاد ما اجر میدهد. گاهی جهاد اکبر نشستن پای درد دلهای همسر همت است. گاهی مجاهده این است که از دختر باکری انتقاد بشنویم و سکوت کنیم. گاهی بهترین پاسخ، مهربانی کردن است. گاهی لازم است سعه صدرمان را بالا ببریم. همت اگر در «طلائیه» میجنگید، هزینهاش یتیم شدن بچههای حاجی بود و این داغ فراق را همسر همت تحمل کرده است. اگر همسر مهدی و حمید، درد جدایی را تحمل نمیکردند، باکریها در خیبر و بدر به شهادت نمیرسیدند. هزینه شهادت حسین را رباب پرداخت. هزينه شهادت همت و باکری، رفتن سایه مرد از بالای سر خانه یک خانواده بود.آی کسانی که به این قلم ارادتی دارید، با خانواده شهدا فارغ از هر ایده و عقیده و سلیقهای که دارند، مهربان باشید. امام که گفت؛ «خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند»، خانواده همت و باکری را استثنا نکرد. من این همه را گفتم اما این را هم بگویم که مهمترین عضو خانواده یک شهید، خود آن شهید است، خون آن شهید است. ما فرزندان شهدا متولی خون پدران مان هستیم و حرمت امامزاده را متولی باید نگه دارد. ما حق انتقاد از جمهوری اسلامی را داریم ولی حق فراموش کردن وصیتنامه پدرانمان را نداریم. سبزها مرهم زخمهای ما نیستند و ما را برای نیات خود میخواهند. محرم اسرار ما بچههای بسیجاند. این نظام اگر نباشد اولین کار دشمن خندیدن به ریش آغشته به خون پدران ما است. بچهها! «جمهوری اسلامی» نباشد، نام بزرگراه چمران را تغییر میدهند و تصاویر پدرانمان را از روی در و دیوار میکشند پایین. من تنها یک نفر را از پدرم بیشتر دوست دارم؛ «سید علی» را. «خامنهای» اگر چون مرد پای خون شهدا و پای آرای 40 میلیونی ما نمیایستاد، اینها الان نام شهدا را از روی کوچهها حذف کرده بودند. بچهها! اینها وقتی شهادت را خشونتطلبی نام نهادند، به پدران ما فحش دادند و بچههای بسیج به خاطر خون پدران ما و راه سرخ شهدا با اینها درگیر شدهاند، ما نیز با بچههای بسیج، مهربانتر باشیم. اسلحه پدران ما این روزها دست بچههای بسیج است. دشمن که ایرانی و غیرایرانی ندارد. سر حسین را هموطنانش، همدینانش از بدن جدا کردند. مگر در کردستان و ترکمن صحرا و در همین کوچههای تهران طرف پدران ما غیرایرانی بودند؟ آی بچهها! تهمت ما به بچههای بسیج، لرزاندن تن پدرانمان است در گور. جلوی اسلحه پدر من دشمن بود و این دشمن گاه ایرانی بود و گاه غیرایرانی. چقدر از این به اصطلاح ایرانیها در فاصله انقلاب تا جنگ پدران ما را کشته باشند، خوب است. فریب ایرانی بودن دشمن را نخوریم؛ دلمان برای خون پدرانمان بسوزد. منافقین چه اول انقلاب چه الان غلط کردند ایرانی باشند. ایرانی، پدران ما بودند که اجازه ندادند یک وجب از این خاک پاک دست دشمن ناپاک بیفتد. ایرانی، سلمان فارسی بود که مسلمان بود. اسلام اینها قلابی است و برایشان هیلاری کلینتون «رساله» مینویسد. من با افتخار ادعا میکنم که مرجع تقلید همه شهدای بسیج، امام خمینی(ره) بود و باز با افتخار میگویم که خار در چشم آمریکا، بسیجیانی هستند که مرجع تقلیدشان خامنهای است. پیامبرانی که از اتاق بیضی برایشان وحی نازل میشود، مرجع تقلید بچههای بوشاند. سبزها از وصیتنامه سردار خیبر سوختهاند که چرا گفته؛ «در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید». ما خامنهای را دوست داریم چون به فرموده پدرانمان «نایب امام زمان» است. خامنهای به نیابت از امام زمان دارد با استکبار میجنگد و «شیطان بزرگ» به نمایندگی از «شیطان رجیم» به مصاف «جمهوری اسلامی» آمده. شباهنگام که خورشید نیست ستارهها باید حرمت ماه را نگه دارند والا شبپرستان، تاریکی و ظلمت را «جهانی» خواهند کرد. آری، ماه نور خورشید را ندارد، گرمای خورشید را هم ندارد اما کدام ستاره را میشود دید اگر که ماه نباشد؟ اگر شباهنگام و در غیبت حضرت آفتاب علیه السلام، مهتاب نبود، خواب، چشمان ستارهها را گرفته بود. ماه، نایب بر حق خورشید است و پای استدلالیون چوبین است؛ «خورشید کی به ماه این نیابت را داد؟» به شما عارضم؛ خواب بودید وقتی که خداوند گفت: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم». هر کس در روز، خورشید مولای اوست، در شب، مهتاب مولای اوست. اگر قمر جانشین بر حق شمس نیست، پس سران ظلمت چه از جان جانباز خراسانی ما میخواهند و اگر دست خامنهای در دست خدا نیست پس چرا این همه «ماهواره» حریف این «ماهپاره» ما نمیشوند؟ حتما که صاحب این انقلاب «حضرت حجت» است. دعای امام زمان در حق ما نبود، این انقلاب به سالی نمیکشید؛ یک سفینه نجات است و هزار ناو جنگی. اگر دعای «فاطمه زهرا» نبود کجا پدران ما میتوانستند از عرض اروند رد شوند؟ اگر نگهدار خامنهای، «اباالفضل علمدار» نبود کجا این غائله خوابیده بود. من با هر بهانهای پای «عباس» را به «دل نوشت»هایم خواهم کشید تا مادرش «امالبنین» خیال نکند علم از دست علمدار افتاده است. تقدیر خدا را تغییر نبود والا عباس آنقدر زور داشت که یک تنه از پس سپاه یزید برآید. عباس میتوانست از علقمه نه فقط برای یتیمان حسین که برای ما هم جرعهای آب بیاورد اما خداوند اینگونه اراده کرده بود که حسین و عباس را کشته ببیند. «انالله شاء ان یراک قتیلا». یادش بهخیر بچهها که در نمازخانه مدرسه «زیارت عاشورا» میخواندیم و «سقای دشت کربلا، اباالفضل» میگفتیم. یادش بهخیر که روزگاری از پدران شهیدمان سنمان کمتر بود. من اما الان یک سال از پدرم بزرگتر شدهام. خدا به ما بچههای شهدا و به پسر همت و دختر باکری این توفیق را داده است که از پدرانمان هم بزرگتر شویم. پیری پدر، عارضهای است که تنها «با پدرها» به آن دچارمی شوند. بیپدری از جمله محاسنش یکی این است که محاسن پدر آدم هرگز به سپیدی نمیزند. بابای بسیاری از رفقایم، پیر شدهاند. صورت بابای دوستم «محسن»، شده عین «جاده چالوس» از بس که پیچ و خم دارد اما صورت بابای من، همان است که بود. از 61 تا 88، «27» سال است که میگذرد اما پدرم هنوز «29» سال دارد و هنوز جوان مانده است. حوریها در بهشت، 29 سال است که هر روز به خواستگاری پدر جوان من میآیند و هر روز از «بابا اکبر»، جواب «نه» میشنوند. «داماد» نرفته گل بچیند بلکه پدر من آن دنیا هم سرش، گرم انقلاب است و هر وقت مادر بزرگم، خوابش را میبیند با «اسلحه» است، با «لباس بسیج» است. بگذار بگویند پدر من در بهشت هم خشونتطلب است. به حرف گربه سیاه، «باران» نمیآید. آمدن برف، بسته به دعای مادران شهیدداده است، نه به تعداد سایتهای برف روبی شهرداری. الان در بهشت، «مهدی باکری»، شهردار طبقه هفتم است و هر روز هم دارد برف میبارد و اتفاقا اصلا هم هوا سرد نیست و باز اتفاقا «آقا مهدی» اصلا در کنار خیابانهای بهشت، شن و ماسه و بیل و کلنگ مکانیکی، کار نگذاشته! نه، اشتباه نشود؛ من دست شهردار تهران را بابت افتتاح «تونل توحید» میبوسم اما از دست آقای قالیباف بابت رها کردن «تنگه احد» ناراحتم. من دست «آقا محسن» را بابت «جنگ تحمیلی» میبوسم اما از دست «دکتر رضایی» بابت «جنگ نرم» ناراحتم. من دست «هاشمی» را برای آن شکنجههایی که در زندان شاه دیده میبوسم اما از «رفسنجانی» بابت آن نامه سرگشاده ناراحتم. من اما به هیچ وجه بر دست موسوی بوسه نمیزنم. من پای دیالمه شهید را میبوسم. من دست بوس شهید «آیت»ام. موسوی به من نامحرم است و در روز راهپیمایی، «چادر» سرش کرد. آی کسانی که حجاب برتر را برنمیتابید، لطفا وقت فرار با مانتو و روسری در بروید. لیاقت شما، وقت زن بودن، چادر سر کردن نیست؛ ماتیک به لب زدن است. اگر بسیجی واقعی «همت» بود و «باکری»، منافق واقعی هم «بنی صدر» بود. خاتمی اما چند باری به نامحرمان دست داده و چند باری به نااهلان. من دست خاتمی را هم در دست زنان بیحجاب دیدهام و هم در دستان جورج سوروس. آقای خاتمی! «آینه چون روی تو بنمود راست/ خود شکن، آیینه شکستن خطاست». 22 بهمن هم آمد و رفت و عمر شما چونان برق و باد در حال گذر است. همان مردمی که 2 دوره به شما رای دادند، اجازه ندادند روز راهپیمایی یک قدم خلاف بردارید. «گفت: پیغمبر به اصحاب کبار/ تن مپوشانید از باد بهار/ آنچه با برگ درختان میکند/ با تن و جان شما، آن میکند». آقای خاتمی! شما به حرف پیغمبر گوش ندادید و خودتان را از نسیم بهاری ملت، طرد کردید. با شما یا بیشما، انقلاب به مسیر خود ادامه میدهد. ضرر را شما کردید که به جای باد بهار، خودتان را در معرض توفان اغیار قرار دادید. آقای کروبی! من البته بر دست و بازوی شما بوسه میزنم؛ شما حسابتان از دیگر سران فتنه جداست و مایه انبساط خاطر ما هستید. جمهوری اسلامی اگر چهار تا دشمن مثل شما داشته باشد، از داشتن دوست بینیاز است. شما ستون پنجم نظام مایی در اتاق بیضی. بنده خدا! جمهوری اسلامی دارد از تو سوء استفاده میکند تا پولهای بلوکه شده را برگرداند به جیب نظام. 22 بهمن، ملت ما با دلارهای اهدایی آمریکا به فرقه سبز، میلیونر شد و چندین و چند میلیون دیگر به حسابش اضافه شد. دهها برابر پولی که تو از شهرام گرفتی، ما از سرمایه آمریکا خالی کردهایم. ما در جنگ هم، با اسلحه دشمن میجنگیدیم. ما روزی عاقبت، با همان تیر سه شعبه حرمله، انتقام حلقوم «علی اصغر» را خواهیم گرفت. پدرم در جنگ تحمیلی، بعثیها را با سلاح خودشان میکشت و من در جنگ نرم دارم با همین دلار آمریکا، اوباما را عصبانی میکنم. اوباما «سیاه چهره» نیست، «سیا چهره» است. «سیه چهره» بلال حبشی بود که برای پیامبر اذان میگفت و امام به هیچ کس جز «حاج عیسی» التماس دعا نمیگفت. آن کس که در خط پیغمبر بود، «قنبر» علی بود. مدعیان خط پیامبر در سقیفه بنیساعده، آن روی خودشان را نشان دادند و نشان دادند که از خاندان پیامبر فقط عایشه را قبول دارند. قنبر رئیس موسسه تنظیم و نشرآثار پیامبر نبود اما بیشتر از حقوق بگیران این موسسه عریض و طویل و البته بیخاصیت از «امام محمد بن عبدالله» دفاع میکرد. باز هم بگویید فلانی به «خمینی» توهین کرد. جفنگ نگویید؛ من به خاطر دفاع از خمینی است که دارم این همه ناسزا تحمل میکنم. چطور، «ایران برای همه ایرانیان» اما خمینی فقط برای شما؟ شما ویلای دوبلکس تان به حسینیه ساده امام میخورد یا اینکه هر چه فریاد دارید به جای آمریکا، سر ما میکشید؟ من امروز دارم راه پدرم را ادامه میدهم در خط مقدم اینترنت. اینجا «فضای مجازی» نیست، فضای بازی گلولههاست و باز هم «وبلاگ حاجیبخشی» دارد در سهراهی شهادت، آتش میگیرد. دیروز عدهای اجازه دادند «علی» در «فضای کوفه» تنها بماند اما من نمیگذارم «سید علی» حتی در «فضای سایبر» تنها بماند. من یا «ابوموسی» هستم یا «عمار». من نمیخواهم «شیخ رشیدالدین وطواط» باشم که اصلا نمیدانم کیست. من بر خلاف پسر اقدس خانم، دو راه بیشتر ندارم؛ یا باید حسینی باشم یا یزیدی. برای من حتی زینبی بودن هم معنا ندارد. زینب بودن، رسالت زنان این دیار است و من مرد هستم. «مرد آن است که در کشاکش دهر/ سنگ زیرین آسیا باشد». خیلیها در این فتنه اخیر مردود شدند. من این بار روی سخنم با خواص ادبیات و هنر است که در فتنه اخیر قبول نشدند ولی هنوز با «تعهد»، عهدشان باقی است. آقای سید مهدی شجاعی عزیز! یادتان هست که سالیان پیش آمدم و با شما در اتاق کوچکتان در «نیستان» گفتوگو کردم و شما برایم از تنهایی و غم و رنج شیعه گفتید؟ مصاحبهاش هنوز هست. یادتان هست که گفتید اگر «پیام آقا» برای شما به مناسبت درگذشت دخترتان «عاطفه» نبود هرگز به تسلا نمیرسیدید؟ یادتان هست که گفتید من روزی این محبت آقا را جبران خواهم کرد؟ 8 ماه فتنه علیه علمدار انقلاب شد و شما، این محبت آقا را جبران نکردید. کی و کجا از شما صدایی درآمد؟ گیرم که من از «ولایت فقیه» بد دفاع میکنم، شما به میدان بیا و خوب دفاع کردن از رهبری را به چون منی یاد بده. «نیستان» چرا سکوت کرده با وجود این همه نی؟ «بشنو از «نی» چون حکایت میکند/ از جداییها شکایت میکند». آقای شجاعی عزیز! «نشنو از نی، نی، حصیری بینواست/ بشنو از دل، دل حریم کبریاست/ نی بسوزد خاک و خاکستر شود/ دل بسوزد خانه دلبر شود». خالق «کشتی پهلو گرفته»، چرا این روزها خوابش گرفته؟ آقای شجاعی عزیز، که هنوز هم با آثارتان انسی دیرینه دارم. میدانید؛ «همیشه پای یک زن در میان نیست»، بلکه «همیشه پای یک «ظن» در میان است». پای یک سوء ظن. شما میتوانید منتقد احمدی نژاد باشید اما معتقد بودنتان را به اصل نظام حفظ کنید. هیچ کس دفاع شما از اصول و ارزشها را به پای دفاع شما از رئیسجمهور نخواهد نوشت. من دلم از خواص ادبیات، خون است. تیراژ خونی که با سکوتتان به دل ما کردهاید، از تیراژ آثارتان هم بیشتر شده. در این «غزوه» به جز «قزوه»، کدامتان پای «تنگه احد» ایستاد و از «غزه» دفاع کرد و خود را به غنیمت نفروخت؟ کجا بودی آقای مجید مجیدی؟ گناه شما ساختن فیلم تبلیغاتی برای موسوی نبود؛ گناهتان این است که «آواز گنجشک ها» را در «کهریزک» شنیدید اما نعره نکره صاحب شیر خر را در «BBC» بر سر «بچههای آسمان» نشنیده گرفتید. حیف «بدوک» نبود که چو «بید مجنون» بر سر ایمان خویش به انقلاب، بلرزد؟ چطور است که کلاس گذاشتن برای سیمای جمهوری اسلامی را بلدید اما یک کلمه حاضر نیستید برای رسانههای دشمن کلاس بگذارید؟ آیا اگر «جمهوری اسلامی» نبود، رژیم ستمشاهی به شما این اجازه را میداد که فیلمی «به رنگ خدا» بسازید یا آثارتان باید به رنگ ابلیس در میآمد؟ اگر این انقلاب نبود آیا از آسمان هنرتان باز هم «باران» میبارید؟ آیا فیلمسازان هالیوود هم تا این حد در برابر اهداف نظام سلطه، بیتفاوت و بیتعصب هستند؟ دشمن برای پروژه «ایران هراسی» چه آثاری ساخته و شما آیا با دیدن افغانستان امروز که بسیار دغدغه افغانها را دارید، آیا برای «آمریکا هراسی» کاری کردهاید و قدمی برداشتهاید؟ من امروز متاسفانه باید بگویم که «بی وتن»، درستش همان «بی وطن» است؛ یعنی با «طا»ی دستهدار. من امروز متاسفانه باید بگویم که برخی از شعرای ما فقط بلدند «شعر» بگویند و هیچ تعهدی، حتی به سیگاری که میکشند ندارند. من امروز متاسفانه باید بگویم که «حاتمی کیا» به جای شیشه آژانس، دل «حاج کاظم» را شکسته. آقای حاتمی کیا! دود آن موتوریها را کاری ندارم اما دود این موتورهونداهای قراضه بچههای بسیج اگر نبود، منافقین و انجمن پادشاهی، الان شما را به جرم ساختن «دیده بان»، مسافر آن دنیا کرده بودند و والله حلقومتان را به جرم «وصل نیکان»، با «روبان قرمز» یا شاید هم «به رنگ ارغوان» بسته بودند. این روزها همه خودشان میخواهند به «لندن» بروند و هیچ کس، دیگر به فکر کربلا بردن «عباس» نیست. «پیر جوان زخم چشیده» 8 ماه فتنه را دید و از «مهاجر» یاری ندید. نه آقایان! پس فردا جوابیه ندهید که ما با «آقا» در فلان روز و بهمان دیدار، ملاقات داشتیم و اتفاقا خیلی هم جلسه خوبی بود! اتفاقا من میخواهم بگویم چرا به دفاع از «پیر جوان زخم چشیده» که میرسد، عده ای یواشکی دفاع میکنند ولی در مقام دفاع از آثارشان، این دفاعیه را در بوق و کرنا میکنند؟ اتفاقا من میخواهم بگویم 22 بهمن نشان داد که انقلاب اسلامی، محتاج دفاع امثال من و شما نیست. این روزها همه نگران سرنوشت من شده اند؛ یکی میگوید؛ مثل «اکبر گاف» میشوی. یکی میگوید؛ میشوی مثل «مخملباف». آقایان! این روزها آیا بهتر نیست به جای پیشگویی از عاقبت من، نگران حال امروز خود باشید؟ فردای مرا ول کنید و به امروز خود بچسبید. ما در روز تاسوعا از شما امضا گرفتیم تا شما معروف شوید و شما با ابراز احساسات ما بازی کردید و در شب عاشورا از خیمه انقلاب در رفتید. این صدای گوشخراش سکوت این روزهای شما گوش ما را کر کرده است! عدهای میگویند؛ از هنرمندان باید خیلی ظریف انتقاد کرد والا چپ میکنند. «من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف/ آنچنان است که آهسته دعا نتوان کرد». و اما اگر بنا بر لطافت هنرمند است، ولایت فقیه زیباترین هنر امام هنرمند ما بود که 8 ماه آزگار، صحنهآراییهای اتفاقا خیلی زمخت را دید اما دفاعی از شما ندید. نویسندهای میگفت: «ما در آن حد نیستیم که از رهبر دفاع کنیم؛ ولایت فقیه باید از ما دفاع کند». من با این حرف موافقم اما حالا که رهبری پای آرای ملت ایستاده است و به خاطر این ایستادگی، آبرو هزینه کرده، بد نیست یک هزینه هم ما بکنیم. 4 تا فحش هم ما بشنویم. یک سیلی هم ما بخوریم. «ولایتمداری» که فقط مسافرت با آقا و نوشتن «داستان سیستان» نیست. شما ننویسید، من «داستان فتنه» را خواهم نوشت. «داستان حسین کربلا» با من، «قصه حسین کرد» با شما. داستان «سیدعلی و چراغ ولایت» با من، داستان «علی بابا و چراغ جادو» با شما. داستان «بابا اکبر» با من، داستان «بابا نوئل» با شما. اصلا خطر با «آقا» با من، سفر با «آقا» با شما. «هر که در این بزم مقربتر است/ جام بلا بیشترش میدهند». آقایان! شما اگر به آثار هنریتان حساسید ما هزار برابر شما به مهمترین اثر خمینی کبیر و بالاترین ثمره خون شهدا یعنی «ولایت فقیه» حساسیم. اول هنرمند این دیار، امام بود و «انقلاب اسلامی» بهترین کار هنری امام و «ولایت فقیه» بهترین جلوه ویژه امام بود که دفن فتنه اخیر، تنها یکی از هزار کرشمهاش بود. هنرمند اصلی ماییم که در 22 بهمن با تولید «حماسه بصیرت»، جور کمکاری شما را کشیدیم و دست بر قضا این اثر ممتاز، خیلی هم خوب گرفت. حالا همه دنیا دارد درباره ملت ما حرف میزند؛ فیلم «راهپیمایی 22 بهمن» یک ملت بازیگر داشت که همه نقش «عمار» را بازی میکردند. ما نه در فضای خیابان، نه در فضای سایبر، نه در فضای ادبیات، نه در فضای سینما، نه در فضای علم، نه در فضای عمل، در هیچ کجا اجازه نمیدهیم «علی» تنها بماند. این روزها به ما میگویند چرا به «خامنهای»، «علی» میگویید؟ از نظر ما هر کس پرچمدار مبارزه با کفر و نفاق باشد او «علی» است و در این عصر، علی، «سید علی» است. «سید حسن»، این روزها برای ما فقط «نصرالله» است. ما «سید حسن» دیگری به جا نمیآوریم. این رهبر عربی که پوزه صهیونیسم را به خاک مذلت مالیده، افتخارش «امام خامنهای» ما است و با این ید بیضا دستبوس مولای ما است. بمیری با این فیلم ساختنت آقای مازیار میری. «کتاب قانون» نه نقد بدعتهای غلط ما ایرانیان که نوعی وطنفروشی بود. «عماد مغنیه لبنانی» شاگرد «مصطفی چمران ایرانی» است. «لبنان» انگشت اشاره دست «ایران» است در چشم اسرائیل و شما این دست بزرگ را به آن انگشت کوچک فروختید. آی کسانی که به این فیلم پروانه صدور دادید! دستتان درد نکند. من خوب میدانم سران فتنه چرا به مولای ما حسادت میکنند. محبوبترین فرد از نظر «سیدحسن نصرالله»، این محبوبترین فرد جهان عرب، مولا و مقتدای ما است. عجبا از این مهتابیها که خود را در برابر حضرت ماه، ذی شعور، ذی نور میدانند. «تابناک» ماه ماست. نام مهتابی شما «نمناک» است و چون بصیرت ندارد، هزار بار ناز میکند تا روشن شود و نور دهد. کرم شبتاب، این روزها به جان واژهها افتاده و خیال کرده با «فردا»، میتواند «آینده» را غصب کند. «الا ان حزبالله هم الغالبون». الا ای خواص ادبیات و هنر! این عاشورا تمام شد و این بار ما اجازه ندادیم نهر علقمه از روی یتیمان حسین شرمنده باشد. ما نگذاشتیم شبپرستان، خورشید و ماه و ستارهها را قطعهقطعه کنند. شما البته مختارید که باز هم سکوت کنید یا «مختار» باشید. ما در غیاب شما، فتنه یزیدیان را که حتی به عاشورا هم رحم نکردند، خواباندیم؛ اگر بنا بر ادامه سکوت است که هیچ و اگر قصد «مختار» کردهاید، آشوبگری باقی نمانده است؛ علیه نفس خود قیام کنید.
***
امام، ما را از پیله 22 بهمن درآورد و «پروانه»مان کرد؛ عدهای اما این روزها از پرواز خسته شدهاند و دوباره میخواهند «کرم» شوند. چون رای با اکثریت است، فعلا حق با پروانههاست. هنرمندی اما به گفتن جملات قشنگ نیست. بازی با کلمات رنگارنگ را من هم بلدم. من هنرم از همه شما ظریفتر است و چینی احساساتم زود ترک برمیدارد لذا بر این نویسنده نازکطبع، شلاق نقد بلند مکنید. زحمتتان بیهوده است؛ پرفروشترین اثر هنری جمهوری اسلامی، اصلا بینندهای در میان مردم نداشت و همه آحاد ملت بازیگر بودند و پرده این سینما به اندازه مساحت کل کشور بود. من نسبت به این اثر زیبا و بویژه کارگردان آن بسیار حساس و متعصبم. پس در این «دل نوشت» اگر به هنرمندی جسارت شد همینجا اعلام میکنم، حرفهایی هست که باید با خون دل نوشت.
اخبار
یارانه نقدی به حساب بانکی سرپرست خانوار واریز میشود
وزیر رفاه گفت: با موافقت رئیسجمهوری مقرر شد میزان یارانه نقدی قابل پرداخت به حساب سرپرست خانوار واریز شود.به گزارش فارس، صادق محصولی افزود: طبق قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و نظردولت، بازتوزیع نقدی یارانهها در لایحه هدفمند کردن یارانهها توسط وزارت رفاه و تأمین اجتماعی صورت میگیرد. محصولی تشکیل سازمان هدفمندسازی یارانهها را در مرحله نهایی دانست و تأکید کرد: با موافقت رئیسجمهوری و طی جلساتی که با بانکها داشتیم، مقرر شد میزان یارانه نقدی قابل پرداخت به حساب سرپرست خانوار واریز شود و افرادی که فاقد حساب هستند با مراجعه به بانک با افتتاح حساب به نام سرپرست خانوار، میزان یارانه نقدی را دریافت کنند. وی از افزایش 18 درصدی بودجه وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در سال آینده خبر داد و تأکید کرد: در اصلاحیه بودجه سال 1388، هزار و 300 میلیارد تومان به این سازمان اختصاص داده شد. این سازمان در سال آینده حدود 8 هزار میلیارد تومان بودجه خواهد داشت.
لغو ممنوعيت تحصيل ايرانيها در رشتههاي هستهاي
دادگاه رسیدگی به شکایات دانشجویان ایرانی از دولت هلند مبنی بر ممانعت از تحصیل دانشجویان ایرانی در رشتههای هستهای، رای خود را به نفع دانشجویان صادر کرد. به گزارش مهر، در سال 2008 دولت هلند بهطور رسمی حضور دانشجویان با ملیت ایرانی در رشتههای عالی مرتبط با علوم هستهای را ممنوع اعلام کرد که این دستور اعتراض بسیاری از دانشجویان ایرانی ساکن این کشور را برانگیخت، به شکلی که تعدادی از دانشجویان ایرانی از دولت هلند به خاطر اتخاذ چنین تصمیمی به دادگاه شکایت کردند.اکنون این دادگاه اعلام کرده است،تصمیم دولت هلند برای ممانعت از تحصیل دانشجویان کاملا تبعیضآمیز و برخلاف قوانین حقوق بشر بوده است.