|
1
|
|
2
3
10 |
|
4
6 |
|
5 |
|
7
8
9 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
45 كوهنورد و اسكي باز از 3 بهمن زنجيرهاي به طور معجزه آسايي نجات يافتند
مرگ 8كوهنورد در گردنه ديزين
گروه حوادث: ریزش هولناک 3 بهمن پیدرپی در گردنه دیزین همه کوهنوردان و اسکیبازان را غافلگیر کرد و بذر مرگ و وحشت را در کولاک شمشک پاشید. این بهمنها با فاصلهای چند دقیقهای از هم سقوط کردند که 8 کوهنورد و اسکیباز به کام مرگ فرورفته و 50 زن و مرد زیر خروارها برف گرفتار شدند.
ریزش بهمن در جاده
ساعت 15پنجشنبه 15 بهمنماه سالجاری در حالی که هوای دیزین و شمشک با تغییر شرایط جوی، برفی و کولاکی شده بود بیشتر کوهنوردان و اسکیبازان خود را به جاده شمشک ـ دیزین رساندند تا سوار بر خودروها آنجا را ترک کنند. هنوز چند ثانیهای نگذشته بود که لابهلای هیاهوی خنده و شادی کوهنوردان صدای هولناک ریزش بهمن بلند شد و زمین به لرزه درآمد. همه وحشتزده به ارتفاعات چشم دوخته و دیدند بهمن با سرعت زیادی به سمت جاده در پیش است و فرصتی برای فرار نیست. 2 دقیقه بیشتر طول نکشید که جیغ و فریادهای وحشت کوهنوردان و اسکیبازان زیر خروارها برف خاموش شد و کسانی که در مسیر بهمن قرار نداشتند بهتزده لحظاتی به ماتم نشستند.
امداد و خطر
30 تن از اعضای گروه کوهنوردی دماوند همگی زیر بهمن گرفتار شده بودند. همزمان با مخابره شدن این حادثه وحشتناک به پلیس و مراکز امدادی، اسکیبازان و کوهنوردان دیگری که شاهد ریزش بهمن بودند در اقدامی انساندوستانه به سمت حادثهدیدگان رفتند غافل از اینکه بهمن دیگری در راه است. وقتی تعداد زیادی برای امداد شتافتند 2 بهمن دیگر در این مسیر ریزش کرد و آنان را نیز به مخاطره انداخت.
آمادهباش در شمشک
زنگ آمادهباش نیروهای امدادی از ساعت 16 به صدا درآمد. گزارش شده بود بیش از 50 زن و مرد در بهمن گرفتار شدهاند و جز نیروهای بومی و محلی که بیشتر از روستای ولایت به محل حادثه اعزام شدهاند هیچ نیروی عملیاتیای در محل نیست و جاده شمشک نیز مسدود است. در لحظات نخست، هلالاحمر، اداره راه و ترابری و کلانتری آسارا وارد عمل شدند و به اکتشاف زیر برفها پرداختند، از سوی دیگر با اعلام حادثه به هيأت کوهنوردی استان تهران تیمهای امداد و نجات از گروههای کوهنوردی معراج، کوهار، فاتحان، خانه و شقایق با 22 امدادگر حرفهای به ارتفاعات دیزین اعزام شدند.
عملیات تا 2 نیمهشب
فتحی، معاون سازمان امداد و نجات جمعیت هلالاحمر استان تهران در گفتوگویی تلفنی به خبرنگار «وطنامروز» گفت: «ساعت 4 بعدازظهر بود که حادثه را به ما خبر دادند. بلافاصله 10 تیم از هلالاحمر وارد عمل شدند که تیمهای اعزامی از کرج كه از مسیر چالوس به دیزین اعزام شدند زودتر رسیدند و تیمهای لواسانات بهخاطر مسدود بودن جاده شمشک بعد از آنان در محل حاضر شدند». وی افزود: «در امدادگری؛ هیات کوهنوردی، بخشداری، فرمانداری، شهرداری، پلیس راهنمایی و رانندگی، نيروي انتظامي، اورژانس و اداره راه و مجموعه دیزین به صورت دسته جمعي شرکت داشتند که تا ساعت 23 اجساد 2 تن از قربانیان از زیر برفها بیرون کشیده شد و همه کسانی که زنده مانده بودند و حدود 45 تن میشدند به هتل شماره 2 دیزین انتقال یافتند». دکتر فتحی گفت: «در این عملیات که 44 امدادگر هلالاحمر حضور داشتند از2 قلاده سگ زندهیاب و 2 دستگاه بیورادار (زندهیاب) پیشرفته استفاده شد و میتوان گفت با توجه به حجم سنگین بهمن امدادگران توانستند با حضور بموقع از ماندن حادثهدیدهها زیر خروارها برف و مرگ بر اثر یخزدگی جلوگیری کنند». معاون سازمان امداد و نجات جمعیت هلالاحمر استان تهران افزود: «نخستین مرحله عملیات تا ساعت 2 نیمهشب ادامه داشت که بهخاطر برف و کولاک شدید امدادرسانی متوقف شد و از صبح جمعه باز جستوجو برای یافتن جانباختهها یا نجاتیافتگان احتمالی آغاز شد و متأسفانه اجساد 6 کوهنورد و اسکیباز دیگر نیز پیدا شد».
7 ساعت زندگی زیر برف
45 زن و مرد که روزهای آخر هفته را برای کوهنوردی و اسکیبازی به شمشک رفته بودند حدود 7 ساعت زیر برف زندگی کردند و در مبارزه با مرگ پیروز شدند. این نجاتیافتهها، شب را در هتل دیزین گذراندند و جز یکی از آنان به نام «سیدجواد درخشانی» که به دلیل شکستگی کمر باید به بیمارستان انتقال مییافت، صبح جمعه همه سوار بر خودروهایی که ارگانهای امداد در نظر گرفته بودند از شمشک و دیزین خارج شدند تا برای همیشه خاطره سرمای زیر صفر در تاریکی داخل بهمن را با خود داشته باشند.
آموزش غاربرفی
بهرامی، عضو ارشد باشگاه کوهنوردی دماوند درباره ابعاد اين حادثه که از زبان نجاتیافتههای این باشگاه شنیده است، گفت: «در ارتفاعات گردنه دیزین کلاس آموزشی غاربرفی که در آن کندن غار در کوههای برفی و چگونگی زندگی در این طبیعت سرد آموزش داده میشود برپا بود که مربی آن مرحوم «فرشاد خلیلی» با کمکهای «یحیی ثابت» و «حسین بیرجندی» بودند. وقتی شرایط جوی خراب میشود و برف و کولاک سر میرسد، مرحوم خلیلی با توجه به تبحر و تجربه بسیار با احساس خطر کلاس را تعطیل میکند و با مینیبوس هماهنگ میشود که برای بازگرداندن اعضای گروه به شمشک بازگردد سپس همه به سمت پایین حرکت میکنند». وی ادامه داد: «وقتی اعضای گروه به جاده میرسند دقیقا در کنار لودر پاکسازی جاده بودند که این حادثه رخ میدهد و با ریزش بهمن متاسفانه 7 تن از اعضای اصلی از جمله مربی این گروه زیر بهمن تسلیم مرگ میشوند و 23 تن دیگر از سوی امدادگران نجاتیافته و همگی سالم هستند». بهرامی درباره سرنوشت راننده لودر گفت: «وی در بهمن گرفتار شده و خوشبختانه زنده میماند و با ترک لودر به سمت راهداری میرود تا امدادگران را خبر کند».
اسامی 7 عضو جانباخته گروه دماوند
فرشاد خلیلی 44 ساله، مربی سابقهدار و رسمی فدراسیون، یکی از باتجربهترینهای رشته کوهنوردی ایران که مربی درجه 2 یخنوردی نیز بود و افتخار صعود به بیشتر قلل مرتفع ایران و دیگر قلل جهان را داشت و آخرینبار به رشته کوههای هیمالیا صعود کرده بود
جسد این مربی سرشناس کوهنوردی ايران در همان ساعات نخست تجسس پیدا شد و با تحویل به کلانتری ششمک اقدامات انتقال آن به همراه جسد مجید شهپری که کوهنوردی آماتور بود به پزشکی قانونی تهران صورت گرفت. 5 عضو دیگر این گروه جزو ناپدیدشدگان بودند که فردای روز حادثه، اجساد یخزدهشان از زیر برف بیرون کشیده شد. علیاکبر ابراهیمپور 35 ساله، عضو تیم کوهنوردی استان مازندران که 4 ماه پیش به هیمالیا صعود کرده بود و در شهر قائمشهر زندگی میکند، با سفر به تهران همراه گروه دماوند به دیزین و شمشک رفته بود. اجساد محمدمهدی خراسانی، اکبر کشاورز و حمید کاظمزاده نیز یکی پس از دیگری پیدا شدند و غم و ماتم را بر چهره امدادگران و دوستانشان نشاندند. از جسد نادیا آنجفی که به همراه خواهرش «سارا» به کوهنوردی رفته بود حتی پس از اینکه جسد مرد کوهنورد دیگری از گروه کوهنوردی همت شمیرانات پیدا شد، اثری نبود تا اینکه ساعت 16 روز جمعه دقیقا 24 ساعت پس از ریزش بهمن مرگبار این جنازه نیز پیدا شد.
مرگ کوهنورد فداكار
بعد از نخستین بهمن بود كه سعید طاهری از کوهنوردان گروه همت هنوز زنده بود و میتوانست با بیاعتنایی نسبت به جان همقطاران خود شب را به خانهشان بازگردد. اما این کوهنورد فداكار که صدای نالهها و فریادها را از زیر خروارها برف میشنید از هم تیمی خود که رویا روزبهانی بود، جدا شد و به کمک حادثهدیدهها شتافت و خود گرفتار 2 بهمن دیگر شد. رویا روزبهانی به خبرنگار «وطن امروز» گفت: «من و سعید کنار هم بودیم وقتی در گردنه دیزین بهمن ریزش کرد، دیدیم که گروهی از دختر و پسرها در جاده زیر برف ماندند، چون در مسیر ریزش نبودیم اتفاقی برای ما رخ نداد.صحنه وحشتناکی بود، همه زندهزنده زیر برف مانده بودند.
سعید از من خواست همانجا بمانم و خودش به سمت محل ریزش بهمن اسکی کرد. هنوز 2 دقیقه نگذشته بود که بهمن دیگری در همان مسیر سقوط کرد. باور نمیکردم سعید هم غافلگیر شود و زیر برف بماند، خواستم کاری کنم اما بهمن سوم امیدم را از من گرفت. سعید ایثارگرانه به پیشواز مرگ رفت». نزدیک ظهر بود که جسد سعید طاهری بهوسيله امدادگران پیدا شد و به همراه دیگر اجساد تحویل پلیس و پزشکی قانونی شد.
3 خارجی حادثهدیده
رئیس تربیتبدنی آسارای کرج اعلام کرد، در بین نجاتیافتگان ریزش بهمن در محور شمشک- دیزین، 3 خارجی نیز بودهاند. رضایی گفت: این 3 تبعه خارجی کوهنورد بودند و آنان نیز برای اسکیبازی و کوهنوردی به اين محل رفته بودند که دچار بهمن شدند.
وی از هویت اصلی و کشور این 3 خارجی سخني نگفت و اشاره کرد هر 3 خارجی سالم هستند.
معجزه 15دقیقهای
یک کارشناس در زمینه امداد و نجات بهمنزدگی گفت: «وقتی با ریزش بهمن، خطر جان تعدادی را تهدید میکند امداد و نجات فرصتی 15دقیقهای دارد و اگر در همان لحظات نخست گرفتارشدگان از زیر برف بیرون کشیده نشوند دیگر امکانی برای زنده ماندنشان وجود ندارد». وی افزود: « در این حادثه با توجه به تعداد زیاد بهمنزدهشدگان نجات جان بیش از 45تن یک معجزه است، چرا که تنها گروهی میتوانند به آنان کمک کنند که خود جان سالم به در برده و در محل ریزش بهمن حضور داشتهاند».
اسامی نجاتیافتگان
نجاتیافتگان اعضای گروه کوهنوردی و اسکی دماوند عبارتند از: یحیی ثروت، سارا آنجفی، الهام احمدی، عاطفه عمویی، صادق سجادی، حسین حیدریمقدم، شاهرخ ساسان، پرویز شجاعی، مژگان سلطانی، مینا رسولی، محمدرضا پیراسته، سیدجواد درخشان، سارا عبدالملکی، محبوبه پازوکی، فرشته برزا، حسین کیانی، معصومه رجبی، مرتضی چراغعلی، عباس شفاهی، سینا دهقانی، حسن بیرجندی، علی غضنفری و ولی ابوالفتحزاده. اسکیبازان نجاتیافته نیز عبارتند از: سامان رسایی، عرفان رحیمی، مرتضی حسینی، میلاد تیموری، کامیلا ارشدی، رضا فلاحیان، شوان فلاحیان، پیمان طائفهحاجیلو، بهناز وطنپرور، سعید معینی، مروت محمدیان، امیرحسین مرتضوی، حسین هدایت، امیر ساسانیان، اشکان امرنژاد، گلنوش اخوان، محمدعلی حسینزاده، محمد فتحی، الناز حنیفی، سارا حنیفی، امیر پورهمت و رویا روزبهانی.
دوربین کجاست؟
اعضای گروه کوهنوردی دماوند «اکبر کشاورز» را عکاس گروه میشناختند، وی تا وقتی که زیر بهمنهای دوم و سوم گرفتار نشده بود به عکسبرداری از حادثه مشغول بود، رجبی میگوید:«وقتی کشاورز زیر برف رفت همه به جستوجو پرداختند، مهم نبود دوربین عکاسیاش کجاست و متأسفانه جنازهاش ساعتها بعد پیدا شد».
دكتر ولايتي رفتار چپها را در 20 سال اخير تشريح كرد
از درخواست براي كمك به صدام تا ادعاي تقلب
گروه سیاسی: علیاکبر ولایتی، مشاورعالي مقام معظم رهبری در امور بینالملل در همایش «در سایهسار آفتاب» در مشهد با اشاره به رفتار مدبرانه رهبر انقلاب در 20 سال اخیر با برشمردن برخی تدابیر ایشان در پیشرفتهای علمی و نیز نفوذ معنوی ایران در منطقه و جهان بویژه تقویت نهضتهای آزادیبخش، پارهای از فتنههای داخلی که با مدیریت ایشان مهار شد را بیان کرد. ولایتی در ابتدا به جنگ اول آمریکا علیه عراق اشاره کرد و درباره پیشنهاد عجیب برخی نمایندگان مجلس سوم گفت:
آمریکاییها که به عراق حمله کردند، عدهای در مجلس سوم که بعضا امروز باعث مشکلاتی در کشور شدند، از بنده که وزیر خارجه بودم میخواستند اعلام کنیم آمریکا به خاک ما تجاوز کرده و ما برویم کنار صدام. اینها آن زمان صدام را خالدبنولید نامیدند و گفتند آمریکاییها با پای خودشان به خلیجفارس آمدهاند و ما باید با عراق متحد شویم و جهت جنگ را عوض کنیم و جهت دشمن خودمان را از حکومت صدام به سمت حکومت سعودی ببریم و با آمریکاییها در خلیجفارس وارد جنگ شویم و گزارشهایی را میآوردند.
ولایتی با بیان اینکه همانهایی که در مجلس ششم اکثریت را در دست داشتند، در مجلس سوم هم در اکثریت بودند اما در این زمان موضعگیریشان درست عکس مجلس ششم بود و تلاش میکردند که دولت و رهبری را سوق دهند به سمتی که ما در کنار عراق با آمریکاییها بجنگیم، تأکید کرد: اما تدبیر مقام معظم رهبری مانع از این شد که ما وارد جنگی شویم که حتما شکستمان در آن قطعی بود و هیچ پاسخی نداشتیم به ملتمان برای تاریخ آینده بدهیم که چرا ما سری را که درد نمیکرد، دستمال بستیم و در کنار کسی قرار گرفتیم که هیچ اعتمادی به او نیست و به مدت 8 سال به ما حمله کرد.
دومین موضوع عمدهای که ولایتی به آن اشاره کرد، توطئه 18 تیر بود. ولایتی در اینباره، با تشریح چگونگی شکلگیری این توطئه و نقش وزارت کشور دولت خاتمی در جهتدهی به آشوبها، به خنثی شدن ماجرای 18 تیر به وسیله حضور مردم و راهپیمایی آنها در 23 تیرماه که ابعاد گستردهای داشت اشاره کرد و با بیان اینکه تدبیر بسیار حکیمانهای میخواهد که با چنین توطئههایی که یک سرش در خارج است مقابله کرد، گفت: بسیاری از کسانی که سردمدار این کارها بودند، الان در خارج و با بیگانگان مرتبط هستند و از طریق رسانههای آنها علیه نظام، مقدسات نظام و شیعه حرف میزنند و معلوم میشود که اینها مخالفتشان با اسلام است و علتش نیز وابستگی و نفع شخصی است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه کنار زده شدههای زمان امام راحل، بعد از امام و
درپی این جریانات با هم متحد شدند، اظهار داشت: زمانی امام فرمودند که من به نخستوزیری بازرگان، ریاستجمهوری بنیصدر و قائممقامی آقای منتظری راضی نبودم؛ اینها در این سالها همه با هم جمع شدند؛ نهضت آزادیها، کسانی که در دفتر آقای منتظری بودند و دیگران، منافقین و سلطنتطلبها همه با هم جمع شدند و دوباره اتفاقات قبل را با هم ایجاد کردند.
ولایتی ادامه داد: اینها تا زمانی که در قدرت هستند حرفی ندارند، اما اگر کنار بروند، به هر قیمتی دست و پا میزنند تا به قدرت برگردند.
وی با اشاره به اینکه ما از این افراد در تاریخ معاصرمان فراوان داریم، یادآور شد: در زمانی که کشور مبتلا به حکومت قاجار و پهلوی بود، بسیاری از رجال سیاسی کشور وابسته به خارج و زمینهساز نفوذ خارجیها در کشور بودند و امروز هم شما میبینید بسیاری از کسانی که به نوعی مورد طرد حکومت قرار گرفتند، در پناه خارجیها قرار گرفتند، حال بین تقیزاده و میرزاحسینخان سپهسالار و فرهاد میرزای معتمد و دیگران که به انگلیس یا روس وابسته بودند با افرادی که امروز به انگلیس یا آمریکا میروند و از آنها مواجب میگیرند و هر آنچه آنها بخواهند از رسانههای آنها علیه ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی بیان میکنند چه فرقی وجود دارد.
مشاورعالي مقام معظم رهبری در امور بینالملل افزود: اینکه در مقابل چنین مجموعهای، نظام حفظ شده، از مشخصات اصلی یک حاکمیت مدبرانه است و اگر در حوزههای دیگر حاکمیت دقت کنید، میبینید که هر جایی که دولتها انگی داشتند، رهبر معظم انقلاب توانستهاند با هدایت تا آن جایی که میسر بوده، آن را برطرف کنند و اگر دولتها به حال خود رها شده بودند، معلوم نبود که کار انقلاب به اینجا برسد که ملاحظه میکنید.
ولایتی در ادامه، فتنه پس از انتخابات را بزرگترین نمونه از موارد مشکل استمرار حاکمیت جمهوری اسلامی که با لطف الهی و تدبیر مقام معظم رهبری خنثی شد، عنوان کرد و گفت: در اواخر مجلس ششم 2 نفر از سران قوا نامه نوشتند به مقام معظم رهبری که انتخابات مجلس هفتم عقب بیفتد، اما ایشان محکم ایستادند و گفتند سر همان تاریخ که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند باید این انتخابات برگزار شود و استدلال هم این بود که اگر این کار رویه شود و انتخابات انجام نشود، عملا جمهوریاسلامی بدون قوهمقننه میشد و این یعنی سست شدن یکی از پایههای جمهوریت نظام و اتفاقا آنهایی که نامه نوشتند کسانی بودند که معمولا در حرفهایشان بر تکیه به جمهوری نظام تأکید میکردند.
وی با بیان اینکه در انتخابات اخیر عدهای گفتند انتخابات باید ابطال شود، اضافه کرد: بعضی گفتند تقلب شده اما مقام معظم رهبری اجازه دادند شورای نگهبان مهلت دریافت شکایات را تمدید کند و تمدید هم شد، اجازه هم دادند که شورای نگهبان عدهای را انتخاب کند تا صندوقها را بشمارند، 6 نفر انتخاب شدند و بنده هم یکی از آنها بودم. تماس گرفته شد با بعضي از كانديداها كه شما هر جايي را كه فكر ميكنيد تقلب شده مشخص كنيد، نمايندههاي شما و اين 6 نفر و از وزارت كشور و شوراي نگهبان هم ميآيند، دوربينهاي تلويزيوني هم زنده پخش كنند، اما حاضر نشدند اين كار را كنند و بعداً گفتند كه منظورمان اين است كه مقدمات انتخابات جوري بود كه جهت رايگيري را عوض كرد. عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه چگونه ميشود در انتخاباتي كه اين همه ناظر، معتمدان محل، وزارت كشور و شوراي نگهبان وجود دارند، تقلب اتفاق بيفتد؟ تأكيد كرد: از طرفي اين ناظران همان افرادي بودند كه در انتخابات قبلي هم بودند و اگر اين انتخابات ابطال است، پس بايد انتخابات قبلي هم ابطال شود. ولایتی به کارشکنی و فرار مدعیان از حضور در مراکز قانونی و پیگیری ادعای تقلب اشاره کرد و ادامه داد: حالا فرض کنیم انتخابات ابطال شد و در انتخابات بعدی گروهی دیگر پیروز شدند، آیا این حق را به گروه اول میدهید که خواستار ابطال مجدد انتخابات باشند؟ اگر این حق را نمیدهید، پس چه طور فقط این حق را برای خود میخواهید و اگر این حق را میدهید که این روند همینگونه ادامه پیدا کند، دیگر هیچ دولتی روی کار نمیماند و کشوری باقی نمیماند، به همین دلیل مقام معظم رهبری با قاطعیت در نماز جمعه 29 خرداد فرمودند، ابطال انتخابات ممکن نیست و هرکس اعتراض دارد از مسیر قانونی اقدام کند.
ولایتی در پایان اظهار داشت: این تدابیر باعث شد تا کار تمام شود، اما بعضی میگویند اگر در همان 18 تیر با کسانی که مقصر بودند، برخورد شده بود، ماجرای بعد از انتخابات امسال را نداشتیم، البته استدلال طرف مقابل این است که ما با بخشش و عطوفت خود با آنها اتمام حجت کردیم، بلکه آنها به خود برگردند اما آنها همان کار و نیت را اینبار در ابعاد بزرگتر ادامه دادند و حالا بعد از اینکه حامیان خارجی اینها شکست خوردند و از این داخلیهایی که دانسته یا ندانسته آب به آسیاب دشمن ریختند، ناامید شدند، کم کم کوس رسوایی این نوع ارتباطات را بر سر بازارهای سیاست دنیا میزنند.
روشنایی چراغها با قیمت سال 88
يارانه برق سال آينده حذف نميشود
گروه اقتصادی: طی 2 ماه گذشته اظهارنظرهای مختلفی از سوی معاون سابق وزیر نیرو در امور برق، وزیر نیرو و محمد بهزاد، معاون کنونی وزیر نیرو در امور برق درباره تغییر تعرفه برق برای سال آينده صورت گرفت و حتی بهزاد از پیشنهاد 4سناریو برای قیمت برق خبر داد. برخلاف تمام صحبتهای گذشته اما وزیر نیرو آب پاکی را روی دست همه ریخت و با بیان اینکه مبلغ 4 هزار میلیارد تومان یارانه برق در بودجه سال 89 پیشبینی شده است بر ثابت ماندن قیمت برق در سال آینده تأکید کرد و به همگان اطمینان داد تعرفه برق در سال 89 آزاد نمیشود.مجید نامجو با تصریح اینکه بند 7 قانون بودجه سال 88 که مربوط به پرداخت یارانه برق (مابهالتفاوت قیمت تمام شده و تکلیفی) است و به دلیل تغییراتی که در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت، حذف شد، گفت: وزارت نیرو بعد از این رویداد، موضوع را پیگیری كرد و اقداماتی را با هماهنگی مجلس و دولت برای لحاظ کردن بحث یارانه برق در لایحه متمم در نظر گرفت. وزیر نیرو درباره تامین منابع مالی در بخش برق نیز خاطرنشان کرد: در این راستا راهکارهایی مطرح شده و در حال پیگیری است تا با تصویب دولت عملیاتی شود. به گفته وزیر نیرو، در بودجه سال 89 برای مابهالتفاوت قیمت تکلیفی و قیمت تمام شده برق، حدود 3 تا 4 هزار میلیارد تومان پیشبینی شده است اما صحبتی از قیمت تمام شده برق برای سال 89 نشده است. وی اضافه کرد: قیمت تمام شده برق بعد از محاسباتی که شرکتهای نظارتی که روی قیمت برق نظارت دارند، صورت میدهند، تعیین میشود و مبنای کار پرداخت یارانهها قرار میگیرد.وزیر نیرو در ادامه افزود: این وزارتخانه آمادگی دارد همه طرحهای نیمهتمام را به بخش خصوصی واگذار کند تا با سرمایه خود آن پروژهها را به اتمام رسانده و سپس از عواید آن، بدهی خود را به دولت بازگرداند. نامجو در پاسخ به اینکه دولت برای اتمام 412 طرح نیمهتمام آبی وزارت نیرو چه خواهد کرد، یادآور شد: دولت همه همت خود را گذاشته و افزایش خوبی را در بخش آب داده است تا این پروژهها با سرعت بیشتری تمام شود. وی ادامه داد: اما در آنچه از قبل دنبال میکردیم تا بانکها طبق قانون با استفاده از گشایش اسناد اعتباری داخلی به طرحهای عمرانی کمک کنند متاسفانه تا بهحال توفیقی حاصل نشده است. وزیر نیرو همچنین گفت: اگر ورود بانکها و گشایش اسناد اعتباری داخلی عملیاتی شده و بخش خصوصی وارد صحنه عمل شود، وزارت نیرو آمادگی دارد همه طرحهای نیمهتمام را به بخش خصوصی واگذار کند.در همين حال معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی گفت: هنوز تصمیم نهایی برای حذف شدن یا نشدن یارانه برق در سال آینده گرفته نشده است.محمد بهزاد افزود: بحث حذف یا حذف نشدن یارانه برق در سال 89 در حال بررسی در کمیسیونهای مربوطه مجلس و دولت است و هنوز تصمیمی برای آن گرفته نشده است. بهزاد ادامه داد: اینکه تعرفه برق برای سال آینده با چه قیمتی باشد در حال بررسی است و بعد از نتایج نهایی تعرفه برق اعلام خواهد شد. وی گفت: برای کمک به صنعت برق، دولت در بودجه سال آینده برای این بخش مبلغی پیشبینی کرده است که امیدواریم در مجلس نیز تصویب شود.معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی خاطرنشان کرد: به هر حال باید در بحث تعرفه برق کاری صورت گیرد تا فشار کمتری بر مردم تحمیل شود و باید عدد میانگین نهایی برق معین شود تا براساس آن تعرفه برق خانگی، صنعتی، کشاورزی و تجاری سال آینده که به صورت پلکانی است، معین شود.
تا سهشنبه فرصت داريد
تمدید مهلت ثبتنام کارشناسی ارشد آزاد
وطنامروز: مهلت ثبتنام داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد سال 89 دانشگاه آزاد اسلامی و متقاضیان بدون آزمون این دوره تمدید شد. ثبتنام داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد سال 89 دانشگاه آزاد اسلامی تا ساعت 24 روز سهشنبه 20 بهمن ماه تمدید شد. داوطلبان در مهلت باقیمانده میتوانند با مراجعه به دفاتر پستی در سراسر کشور و تهیه دفترچه راهنما و کارت اعتباری نسبت به ثبتنام از طریق پایگاه
اینترنتی www.azmoon.org اقدام کنند.
واکنشکمیتهانضباطی به درگیری شیثوحقیقی
محروم شدند تا دندانهایشان سالم بماند!
باربد بهراد
تنها خوششانسی آنها این بود که پرسپولیس برنده داربی شد وگرنه مشخص نبود چه سرانجامی در انتظار آنها بود. شیث رضایی و علیرضا حقیقی از شدت عصبانیت قرار را به جویدن دندانهای هم گذاشته بودند که ناگهان کریم باقری وارد صحنه شد و شیث را با حالتی زننده از صحنه دور کرد. البته این پایان شیرینکاریهای این 2 نبود، چرا که پس از سوت پایان بازی، علیرضا حقیقی که برای تقسیم شادی با پدرش به جایگاه ویژه ورزشگاه رفته بود با مامور حراست درگیر شد و چند مشت و لگد ناقابل هم ارزانی او داشت. همین اتفاقات سبب شد کمیته انضباطی فدراسیون خیلی سریع وارد عمل شود و در جلسهای شبانه احکام این 2 بازیکن را اعلام کند. طبق این احکام علیرضا حقیقی دروازهبان پرسپولیس که تخلفاتش برخورد زننده و رفتار غیرورزشی، درگیری و فحاشی به شیث رضایی و ایراد ضرب نسبت به یکی از عوامل مجموعه ورزشی آزادی تهران بوده است، به 3 جلسه محرومیت از همراهی پرسپولیس، توبیخ کتبی و پرداخت مبلغ 10 میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد. همچنین شیث رضایی هم به خاطر درگیری و فحاشی به علیرضا حقیقی، رفتار غیرورزشی و برخورد زننده به یک جلسه محرومیت از همراهی پرسپولیس، توبیخ کتبی و همچنین پرداخت مبلغ 10 میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد. این اتفاق در حالی رخ میدهد که حقیقی تازه توانسته بود اعتماد دایی را جلب کند و حالا مشخص نیست آیا پس از تحمل 3 جلسه محرومیت قادر است جایگاه از دست رفتهاش را از میثاق باز پس بگیرد یا خیر. اما نکته جالبتر به مصاحبه این 2 بازیکن مربوط میشد که پس از انجام بازی، دست در گردن هم گذاشته بودند و مدعی شدند دعوای آنها ساختگی بود و با هماهنگی قبلی قصد داشتند دندانهای هم را خرد کنند! این اظهار نظر که با واکنش کریم باقری در برنامه 90 مواجه شد و کاپیتان صریحا گفت؛ آنها دروغ میگویند در نهایت حقیقی را وادار به اعتراف کرد. او درباره آن صحنه چنین توضیح داد: «صادقانه و از صمیم قلب از هواداران و همه کسانی که شاهد این اتفاق بودند، عذرخواهی میکنم. این مهمترین چیزی است که باید درباره آن صادقانه حرف بزنم. کار ما اشتباه بود؛ اشتباهی که البته به خاطر حساسیت و شرایط بازی صورت گرفت».
حقیقی درباره آن صحبت که گفته شده بود او با شیث هماهنگ کرده بود، گفت: «هیچی. فراموشش کنید. من صادقانه بابت این موضوع عذرخواهی کردم و دیگر حرفی دراین باره ندارم. مساله اصلی این است که با همه این تفاسیر، نتیجه این بازی، روز باشکوهی را برای هواداران پرسپولیس رقم زد و هیچ کس یا هیچ جریانی نمیتواند از شکوه و ارزشهای این پیروزی و خوشحالی هواداران کم کند. مهمترین مساله، نتیجه این بازی است که به سود پرسپولیس و پرسپولیسیها رقم خورده است. حالا چه بعضیها خوششان بیاید یا نیاید». و حرفهای پایانی او درباره درگیریاش با مامور حراست ورزشگاه بود: «آن درگیری به خاطر برخوردی بود که با من و پدرم صورت گرفت. برخورد عجولانهای کردم. بلافاصله هم رفتم و از آن آقا عذرخواهی کردم. باز هم از همین جا از ایشان به خاطر آن برخورد عذرخواهی میکنم. اینقدر هیجان زده بودم که متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد». از سوی دیگر شیث رضایی هم بعد از اعلام حکم، مصاحبهای را انجام داد و با معذرتخواهی از هواداران فوتبال گفت: «به دستور دایی و کاشانی من رهبر خط دفاعی پرسپولیس هستم و میدانستم اگر گل دوم را بخوریم دیگر باید قید برد را بزنیم و به حقیقی گفتم در دفع توپ بیشتر دقت کن که متاسفانه آن اتفاق ناخوشایند افتاد. من بیشتر از همه ناراحت هستم و باز هم از مردم، مسؤولان باشگاه و جامعه فوتبال عذرخواهی میکنم». با این وجود شیث رضایی و بازیکنان پرسپولیس از نوع برخورد باقری در برنامه 90 راضی نبودند و اعتقاد داشتند کاپیتان باید در برنامه 90 از بازیکنان خاطی تیمش دفاع میکرد و سوژه به دست فردوسیپور نمیداد. همین دلخوری موجب شد در تمرین پنجشنبه برخورد آنها با کاپیتان کمی سرد باشد.
بررسی عملکرد رسانههای عربی- صهیونیستی «الشرقالاوسط» و «العربیه»
زرادخانه رسانهای آلسعود در خدمت اسرائیل
نشریه «الشرقالاوسط»، عنوان
نخستین نشریه فرامنطقهای را در انحصار داشت و بعد از آنکه«الحیات» نیز با بودجهای افسانهای بهعنوان زوج آن وارد میدان شد، حکومت ریاض خود را در جایگاه یک امپراتوری بلامنازع رسانهای در خاورمیانه احساس کرد اما این انحصار زمان چندانی دوام نیاورد و با تولد نشریاتی مانند «الجزیره»،
ماه عسل رسانهای آلسعود پایان گرفت
محمدمهدی تقوی
تفکر تأسیس شبکههای رسانهای سعودیها از 2 نیاز استراتژیک حکومت پادشاهی عربستان در داخل و خارج سرچشمه میگیرد. روزنامه «الشرقالاوسط» به عنوان پیشگام رسانههای این حکومت در دورهای به راه افتاد که سیاست خارجی ریاض به سوی کسب 2 جایگاه توسعهطلبانه خیز برداشت:
در رأس این اهداف، میل بلندپروازانه ریاض به سوی کسب جایگاه رهبری جهان عرب قرار دارد. سعودیها با این اندیشه که جایگاه مرکزی قاهره با افول «ناصریسم» و تنزل موقعیت مصر پس از جنگ 1973 متزلزل شده است، برای نیل به این هدف خیز برداشتند.
طرح ادعای رهبری جهان اسلام را سعودیها در فضای آشفته جنگ سرد و وقتی که با سقوط ایدئولوژیهای سوسیالیستی و ناسیونالیستی، خاورمیانه در خلأ فکری قرار گرفت، مطرح کردند. این بخش از حرکت شاهزادگان سعودی در این مسیر بر ایدئولوژی وهابیت و همپیمانی با آمریکا تکیه کرد و این راهبرد پس از ظهور انقلاب اسلامی به عنوان رقیبی جدی، آهنگ پرشتابی به خود گرفت. حتی در حوزههایی مثل افغانستان و شبهقاره هند که بیشتر در معرض این خلأ ایدئولوژیک قرار گرفتند، سعودیها این حرکت را در قالب یک قرارداد با طرفهای آمریکایی دنبال کردند.
هر 2 هدف یاد شده جزو دستور کارهای ثابت رسانههای سعودی بویژه «الشرقالاوسط» از بدو انتشار این روزنامه تاکنون بوده است. خمیره دیپلماسی تهاجمی رسانهای ریاض را، سودای زعامت بر اعراب و مسلمانان تشکیل میدهد. البته در ادبیات رسانهای الشرقالاوسط، این نگاه توسعهطلبانه پادشاهی سعودی در قالب شعارهای عامهپسندی چون وحدت اعراب و اتحاد تسنن دنبال میشود.
اما فلسفه دوم تأسیس الشرقالاوسط و دیگر رسانههای فراملیتی سعودیها، حل بحران هویتی این نظام سیاسی است که با انواع مشکلات در تطبیق خویش با نیازهای داخلی و مقتضیات جهانی و با انواع بنبستها، چالشها و تناقضات روبهروست. بحران هویتی بویژه در عصر مدرنیزه شدن و جهان ارتباطات بیش از هر دوره دیگری، گریبان حکومت سعودی را گرفته و خطر ثبات و ماندگاری آن را مطرح کرده است.
تولد رسانههایی مثل الشرقالاوسط درست مصادف میشود با مقطعی که رژیم سنتگرای سعودی در محاصره انتقادها و مطالبات فزآینده داخلی و خارجی است. طی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، تصویری که از عربستان سعودی وجود داشت، تصویر یک پادشاهی موروثی و فردگرا بود که از درآمدهای نفتی بسیار فراوان خود فقط برای تثبیت استبداد و تشدید کنترل سیاسی استفاده میکرد. در این دوره، گزارش اغلب رسانههای غرب از درون حکومت پادشاهی، تصویر یک نظام پلیسی متکی بر اراده یک نحله متحجر مذهبی وهابی را ارائه میکند؛ حکومت بسته مذهبی که ریشه در اندیشههای افراطی وهابیت داشت.
در همین دوران، با آنکه شماری از حکومتهای عرب خواسته یا ناخواسته به برگزاری انتخابات محدود شورایی تن دادند اما عربستان همچنان به صورت یک جزیره تغییر ناپذیر ماند و با پافشاری بر سنتهای موروثی و سلطنتی خویش از پذیرش شیوههای دموکراتیک سر باز زد. گزارشهایی که از درون شبهجزیره در این برهه به رسانههای جهانی درز پیدا میکند، گویای سختگیریهای شدید و موارد زیادی از نقض حقوق بشر است؛ از جمله اینکه حقوق اقلیتها بویژه اقلیت شیعه ساکن در استانهای شرقی نیز با توسل به همان قوانین پادشاهی به صورت سیستماتیک، نقض میشود. عامه مردم از مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی محرومند و همه ارکان و نهادهای قدرت بویژه خوان بیپایان ثروت نفتی میان شاهزادگان سعودی و روحانیون وهابی توزیع میشود. این تصویر باعث شد با وزش نسیم اصلاحات در جهان عرب پس از جنگ سرد یک بحران بیسابقه شبه جزیره را فرابگیرد.
شاهزادگان سعودی در این شرایط تنها راه خروج از بحران هویتی و بقا را در استفاده از ابزارهای مدرن تبلیغی و رسانهای دیدند. پدیده کورپوریشن رسانهای و نخستین حلقه از این شبکه یعنی روزنامه الشرقالاوسط با همین مأموریت به میدان آمد و در واقع کارکرد اصلی آن، اصلاح چهره بینالمللی و نشان دادن تصویر یک حکومت متمایل به جهان مدرن از یک نظام بسته بود. در همین راستا، به تدریج از پایان قرن بیستم، آرام-آرام مباحث نوین جهان غرب به نشریات سعودی راه یافت تا حدی که شعار اصلاحگری پادشاهی سعودی به صورت گسترده تبلیغ شد، حتی در این راستا از ایجاد نهادهایی مانند: مجمع شورا، برگزاری انتخابات شهرداریها، جامعه مدنی، اجرای طرحهای اصلاحی در حوزه آموزش و پرورش و بالاخره تأسیس کنفرانسهای گفت وگوی ملی سخن به میان آمد. اگرچه این اقدامات در قیاس با پیشرفتهای سیاسی در برخی کشورهای عربی از قبیل لبنان و مصر اصلاً به چشم نمیآمد، اما در گزارش شبکههای رسانهای سعودیها بویژه الشرقالاوسط تلاش شد همین نهادهای سمبلیک و تشریفاتی به عنوان نمادها و نشانههای یک گشایش در فضای انسدادی عربستان معرفی شوند.
این آهنگ تلاش برای ترمیم وجهه نظام پادشاهی از فردای حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ابعادی دیگر به خود گرفت. تا پیش از این حادثه، جهان غرب بهواسطه داد و ستد نفتی بر ماهیت ایدئولوژیک حکومت سعودی چشم بسته بود اما در واقعه با حمله به برجهای دوقلوی نیویورک، آمریکاییها خود را با بزرگترین تهاجم از سوی شرکای اقتصادی و نفتی خویش مواجه دیدند.
طبیعی بود سعودیها در فردای توفان 11 سپتامبر دست به دامان رسانهها شوند. پس از این وظیفه دشوار، فرونشاندن خشم آمیخته به نفرت غربیها به رسانه سپرده شد و شواهد و آمارها حاکی از این است که شاهزادگان سعودی میلیاردها دلار صرف این پروژه تغییر ذهنیت کردند. با تورق در مطالب رسانههای مرتبط با سعودیها میتوان این موضوع را به روشنی دریافت که پاسخگویی به اتهامهای سهمگین غرب در این مرحله به دستور کاری ثابت و همیشگی رسانههای وابسته به آل سعود بویژه الشرقالاوسط تبدیل میشود. آنچنان که غربیها توصیف کردهاند،«بن لادن» حکم تهاجم به قلمرو آمریکا از سوی نزدیکترین متحد آن را داشت و در نگاه مغربزمین، گناه و جرمی غیر قابل گذشت بود به همین دلیل عربستان را در معرض شدیدترین اتهامها و سوءظنها از حیث ارتباط شاهزادگان سعودی با عناصر القاعده قرار داد. انتشار فهرست متهمان این حادثه که 19نفر آنان تبعه سعودی بودند، یک «سونامی سیاسی» برای آل سعود بود و طبیعی بود غرب پس از انتشار مشارکت اتباع و اطرافیان حکومت سعودی، شدیدترین فشارهای سیاسی را در راستای جنگ با تروریسم و افراطگرایی بر ریاض اعمال کند.
مهمترین پروژه تبلیغی ریاض برای گذار از این وضع بحرانی، تصویب و طراحی برنامهای با عنوان مبارزه و مهار افراطگرایی بود که به عنوان مانیفست اصلی رسانههای این رژیم بویژه الشرقالاوسط و العربیه از آن روز تاکنون ارائه شده است.
البته شاهزادگان سعودی که در پروژههای رسانهای سرمایهگذاری میکنند، علاوه بر مواهب سیاسی آن به عایدات اقتصادی و به تعبیری موضوع بازگشت سرمایه خویش نیز توجه دارند. چنان که شبکه العربیه بخش غالبی را به امر تبلیغات اختصاص میدهد یا آنکه در روزنامه الشرقالاوسط در تمام این صفحات صبغه «تبلیغى» بر ویژگى«اطلاعرسانى» مىچربد یا آنکه توجه به تکنولوژى جدید، آخرین مدلهاى لباس بویژه بزرگنمایى موفقیتهاى اقتصادى و تجارى سعودىها از دیگر ویژگىهاى این روزنامه است.
اندیشه راهاندازی شبکههای بزرگ رسانهای و تبلیغی از دهه 70 در ذهن شاهزادگان سعودی شکل گرفت. نخستین محصول این رویکرد، ایجاد یک روزنامه فرامنطقهای بهنام «الشرقالاوسط» بود که در سال 1978 تأسیس شد. به همین دلیل، این روزنامه نقش مادر و محور رسانههای متعلق به خاندان آلسعود را دارد و بهرغم آنکه در طول 30 سال پس از راهاندازی این روزنامه، شاهزادگان سعودی چندین روزنامه و شبکه تلویزیونی را راهاندازی کردهاند اما موقعیت این روزنامه بهعنوان«لیدر رسانهای» آلسعود محفوظ مانده است. حتی سعودیها برای تقویت آن، این نشریه را به یک مؤسسه و بنگاه رسانهای تبدیل کردند که دارای بخشهای گوناگونی است و نشریه پرزرق و برقی مانند هفتهنامه مهم «المجله» را نیز منتشر میکند.
این روزنامه چنانکه در شناسنامه آن قید شده، در سال ۱۹۷۸ توسط «هشام و محمدعلى حافظ» تأسیس شد و براى مدتها سردبیرى آن با«عبدالرحمن راشد» نویسنده صاحبنام و نکتهسنج سعودى بود. البته سعودیها در راهاندازی مؤسسات بزرگ رسانهای فاقد هرگونه تجربهای بودند. در پایان دهه 70 که استارت ورود شاهزادگان سعودی به بازار پیچیده خبری زده شد، فقط 2 کشور مصر و لبنان از فضای رسانهای پویا برخوردار بودند؛ ضمن آنکه فضای بسته فرهنگی و سیاسی عربستان و شبهجزیره، محیطی مستعد برای این قبیل فعالیتها نبود. این عوامل همگی موجب شد همه امور مربوط به سازماندهی، تأمین نیروی انسانی و بازاریابی در نقاطی خارج از شبهجزیره انجام پذیرد.
به طور طبیعی، در ورود به دنیای رسانه، سعودیها به همان منابعی تکیه کردند که تجربه حکومترانی خویش را از آنجا اخذ کردهاند. ستاد مرکزی الشرقالاوسط، «لندن» انتخاب شد و بزرگترین نشریه عربی از همان ابتدا به عنوان یک مؤسسه مشترک سعودی- انگلیسی به ثبت رسید. این تنها وجه پیوند رسانه مادر سعودیها به انگلیس نبود، الشرقالاوسط در اسلوب و تکنیکهای کار خویش نیز از رسانه متروپل لندن یعنی سرویس جهانی بیبیسی الگوبرداری کرد. چنانکه الشرقالاوسط اولویت سیاستهای خبری خویش را بر همان مبنایی استوار کرد که رسانههای لندن تعقیب میکنند؛ یعنی پوشش مسائل بینالمللی بویژه امور جهان عرب و خاورمیانه؛ آن هم با به خدمت گرفتن شماری از افراد سیاسی و صاحب شهرت در محافل سکولار و روشنفکر منطقه.
البته چنانکه گذشت، زمان نشان داد الشرقالاوسط یک نقطه عزیمت برای شاهزادگان جویای نام سعودی بود. با افزایش درآمدهای افسانهای سعودیها از نفت، امرای این کشور به سمت تکثیر و تأسیس مؤسسات و نشریات دیگر رفتند. در صدر برنامهریزیهای تبلیغاتی پادشاهی سعودی، شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز برادر پادشاه و امیر ریاض قرار داشت. او طرح موسوم به«کورپوریشن رسانهای عربستان» را دنبال کرد و همه امور الشرقالاوسط را به مؤسسه موسوم به«پژوهش و بازاریابی سعودی» واگذار کرد که تحت کنترل سلمان بن عبدالعزیز اداره میشود اما اداره اجرایی آن به«عزام بن محمد الدخیل» سپرده شده است.
شاهزاده سلمان پس از الشرقالاوسط، دومین تجربه راهاندازی رسانهای مکتوب را آزمود که نام «الحیات» را به خود گرفت. او کل پروژه تأسیس الحیات را به مرد کهنهکار روزنامهنگاران لبنان یعنی «جهاد الخازن» واگذار کرد که با سرمایه اولیه 200 میلیون دلار درصدد برآمد تا همه نخبگان مطبوعاتیعرب را به این روزنامه جذب کند.
از همین رو، برخی ناظران بر این باورند که الگوی فعالیت سعودیها در عرصه رسانهای و سیستم جذب و نفوذ آنها شباهت زیادی به سیاست تبلیغی لابیهای یهود دارد و شاهزادگان سعودی در بهکار گماردن نخبگان رسانهای تا حدی از تجربه رسانهای لابی یهودیانی که بنیادها و مؤسسات عظیم فرهنگی و فکری را تحت کنترل گرفتند، بهره جستند. البته تفاوت کار سعودیها با یهودیان این است که جامعه ثروتمندان یهودی در غرب، علاوه بر ابزار سرمایه و تکنولوژی، تخصصها و مهارتهای لازم برای اداره این نهادهای افسانهای را دارند و طی چند دهه توانستهاند علاوه بر تربیت نیروهای نخبه در این زمینه، حوزه رسانهها از سینما و تلویزیون تا مطبوعات را قرق کنند، این در حالی است که شاهزادگان سعودی در این زمینه فاقد هرگونه اندیشه و تجربه بودند لذا ناگزیر شدند بر حمایت و هدایت اکیپهای رسانهای انگلیس تکیه کنند. با کمک بیدریغ بریتانیا بود که روزنامههای نوپایی چون الشرقالاوسط و الحیات توانستند در میان روزنامههای سرشناس بینالمللی جا خوش کنند و همزمان در 4 کشور و 12 شهر جهان منتشر شوند. این نوع ارتباطات پیچیده در دوره تاسیس رسانههای سعودی زمینهساز پیوندهای دیگری میان تحریریه و تیم گردانندگان این نشریات با شبکههای رسانهای غرب شد. این همسویی نانوشته را اکنون بهروشنی میتوان در خبرها و نگاه یکسانی که بر شبکههای خبری تحت امر سعودیها با رسانههایی چون بیبیسی یا سیانان جاری است، مشاهده کرد. البته بهطور رسمی، الشرقالاوسط با شماری از نشریات آمریکایی مانند واشنگتنپست، یو.اس.ای.تودی و... رابطه خواهرخواندگی دارد.
درست است که شبکههای رسانهای سعودی به لحاظ داشتن پیام و بار فکری چندان جلب توجه نکردهاند اما در رقابت با دیگر مدعیان حوزه رسانهای منطقه، از بالاترین تکنیکها و مهارتهای خبری و تصویری بهره میجویند. در واقع، آنها کسری و ضعف محتوا را با افزودن بر بار جذابیت شکل و فرم نشریاتشان تا حدی رفع کردهاند. شاهزادگان سعودی این کار را با تزریق بیحد و حصر دلارهای نفتی به شبکههای تلویزیونی و مطبوعاتی به انجام رساندهاند، بهگونهای که در مهندسی و پایهگذاری هر کدام از نشریات و رسانهها، شناخته شدهترین تکنیسینهای امور رسانه و نیز برجستهترین سردبیران و مدیران صنعت مطبوعات اروپا و خاورمیانه را به خدمت گرفتهاند.
علاوه بر این، شاهزادگان سعودی در سالهای اخیر سهام شماری از روزنامهها و بنیادهای رسانهای آمریکا و انگلیس را خریداری کرده و از این طریق نیز توانستند بخش عمدهای از ابزارها و امکانات آنها را به خدمت بگیرند. در جریان فراخوانی که مدیران «الحیات» و «العربیه» برای تشکیل کادر تحریریه خویش منتشر کردند، این موضوع به وضوح دیده شد که آنها با پرداخت دستمزدها و رقمهای افسانهای توانستند از زبدهترین عکاسان، گزارشگران و سرمقالهنویسان برای توسعه امور رسانهای بهره ببرند.
اما در میان مهارتها و تکنیکهای دستاندرکاران رسانههای وابسته به عربستان بویژه «الشرقالاوسط» بیش از همه آن بخش از توانایی این عوامل جالب توجه است که آنها تلفیقی زیرکانه میان منویات و اهداف حکومت پادشاهی عربستان و ادبیات و ذائقه مخاطبانشان برقرار میکنند. این هنر یعنی بستهبندی سخن و خواسته سیاستگذاران ریاض در زرورق مفاهیم عصر جدید، شاید ممتازترین خصوصیت رسانهای چون الشرقالاوسط باشد که با تکیه بر این مهارت خویش نام یک نشریه «آوانگارد» را در جهان عرب یدک میکشد. بنابراین برای شناخت خط و خطوط فکری این رسانه باید از قالبها و عبارات فریبایی که دانشآموختگان رسانهای در این نشریات بهکار میبرند عبور کرد.
در مرور مطالب و ستونهای ویژه این نشریه به روشنی میتوان دریافت، تمام آنچه به عنوان خط قرمز سیاست خارجی سعودیها میشناسیم، برای الشرقالاوسط یا العربیه نیز منطقه ممنوعه است. در واقع همانند بیبیسی که سیاستها و اصول کلی آن را دیپلماسی لندن ترسیم میکند، دامنه و محدوده فعالیت این رسانه را نیز سیاست خارجی ریاض شکل میدهد.
در اینباره، مثالهای زیادی میتوان از 3 دهه عملکرد الشرقالاوسط یا قریب یکدهه فعالیت العربیه ارائه کرد. در صفحات سیاست این روزنامه، هیچ اثری از بحث درباره ساختار حکمرانی بسته آلسعود نیست یا در صفحهها و ستونهای ویژه مربوط به مباحث آزادیهای اجتماعی و اعتقادی، ردپایی از مطالب مرتبط با اوضاع بسته مذهبی و اجتماعی آن نمیتوان یافت. این مرزبندی در فاز مسائل سیاست خارجی با وسواس بیشتری اعمال میشود بویژه از زمانی که دولت سعودی پس از سقوط متحد آمریکا در ایران سعی کرد جایگاه ژاندارمی آمریکا در منطقه را کسب کند، همپوشانی کامل میان تحلیلهای سیاست خارجی این رسانه با سیاست خاورمیانهای آمریکا دیده میشود. آهنگ موضعگیریها و واکنشهای الشرقالاوسط در مسائل منطقه را سیاستهای کلان پادشاهی ریاض تعیین میکند.
ستونهای این روزنامه میدان تسویهحساب با کسانی است که سر چالش با موقعیت سعودیها را دارند. این خطمشی به طور خاص از زمانی که دولت سعودی به مذاکرات سازش پیوست و در همان حال اعتبار خویش را در میان جنبشهای اسلامی از دست داد، با قوت در رسانههای منسوب به این رژیم دنبال میشود.
چنانکه تحلیلگران عرب گفتهاند، هماکنون الشرقالاوسط بر پایه اصولی روشن در مسائل بینالمللی و منطقهای پیش میرود که به عنوان مانیفست سیاست خارجی این رژیم از زبان سعودالفیصل، وزیر خارجه این کشور ترسیم شده است. این مانیفست دارای ابعادی وسیع است که در آن منافع و ملاحظات حکومت پادشاهی در مناقشات بزرگ خاورمیانه گنجانده شده است؛ چنانکه در بحران عراق این رسانه بر اساس همان خط نگاه دستگاه دیپلماسی این کشور سعی آشکار در تضعیف موقعیت دولت شیعه و هواداری سرسختانه از اپوزیسیون سلفی این دولت دارد، در تحولات لبنان از جناح 14 مارس حمایت میکند و جناح 8 مارس بویژه شاخه مقاومت را از طرق مختلف تخطئه میکند، در تحولات فلسطین از دولت خودگردان حمایت میکند و با حماس ضدیت میورزد. در سوی دیگر خاورمیانه رسانههای سعودی به صراحت از مخالفان دولت کنونی سوریه و رئیسجمهور آن به شمار میروند و به هر بهانهای این کشور را متهم به دست داشتن در بحرانها و ترورهای سیاسی میکنند.
برخوردهای این رسانهها با ایران و انقلاب اسلامی حکایت آشنایی است. به هر شکل ممکن، سعی میشود ایران خطری برای منطقه و اعراب معرفی شود که با تجهیز به قدرت هستهای و نیز برقراری پیوند با جنبشهای منطقه در پی ترویج ایدئولوژی خویش در مناطق غیرشیعی دارد.
با وجود مأموریت و کارکردی که سعودیها برای رسانههای تحت اختیارشان در سیاست خارجی تعیین کردهاند، از یک واقعیت مهم نباید چشمپوشی کرد و آن اینکه سرمایهگذاری در حوزه رسانه برای حاکمان عرب در یک دهه اخیر بسیار وسوسهانگیز بوده است.
عرصه رسانه، در سالهای اخیر مهمترین میدان رقابت حکومتهای عربی بوده است. سعودیها از وقتی رسانهها و پدیدههای تازه در منطقه مانند الجزیره، المنار و... به میدان آمدند، موج تازهای از تلاشها و سرمایهگذاریها را در این فاز بهکار بستند. برای مدتی، نشریه «الشرقالاوسط»، عنوان نخستین نشریه فرامنطقهای را در انحصار داشت و بعد از آنکه«الحیات» نیز با بودجهای افسانهای بهعنوان زوج آن وارد میدان شد، حکومت ریاض خود را در جایگاه یک امپراتوری بلامنازع رسانهای در خاورمیانه احساس کرد اما این انحصار زمان چندانی دوام نیاورد و با تولد نشریاتی مانند «الجزیره»، ماه عسل رسانهای آلسعود پایان گرفت.البته در برابر حضور رقیبان جدید رسانهای، سعودیها از میان شرکای غربی خویش یارگیری کردند. شبکههای سیانان و امبیسی به عنوان مؤتلفان رسمی کانال تلویزیونی «العربیه» به همپوشانی خبری رسانههای سعودی پرداختند. در برقراری این اشتراک و پیوند، افرادی مانند «ولید ابراهیم» که خود یکی از ثروتمندان و سرمایهگذاران بزرگ سعودی است، نقشی بسزا داشت.
اما این ارتباطات را تحریریه الشرقالاوسط نیز توسعه داده و تثبیت کردند، چنانکه مقامهای آمریکایی بویژه در 8 سال دوره بوش برای رساندن برخی خبرها و موضعگیریهای مهم، از این تریبون بهره جستند؛ کاندولیزا رایس در چند مرحله با سردبیران این نشریه به گفتوگو نشست و برخی پیامهای خاورمیانهای خویش را از طریق این نشریه اعلام کرد یا خود جورج دبلیو. بوش، چند بار سخنان خود را از این تریبون اعلام کرد.
اما مدل دیگری از این تکنیکهای جذب مخاطب در رویکرد سیاسى روزنامه طراحی شد، بهطور مثال همانند برخی از روزنامههای آمریکایی بعد از اینکه اوضاع عراق به ضرر آمریکا به هم خورد، این روزنامه باز بر اساس سیاست پادشاهی این کشور رویکردى ضدآمریکایى دنبال کرد یا آنکه با وقوع حوادث تروریستى در عربستان سعودى و ترمیم رابطه با آمریکا، الشرقالاوسط لبه تیز حملات خود را به سوى گروههاى رادیکال نشانه رفت. افشاگرى درباره هستههاى القاعده و گفتوگوهاى جهتدار با روحانیون ارشد سعودى که مخالف گروههاى تروریستى هستند، از جمله این تکنیکها بوده است. مصاحبه با سران تواب این گروهها و افشاگرىهاى مسلسلوار در چندین شماره پیرامون نحوه فعالیت، عضوگیرى و سازماندهى گروههاى اقمارى وابسته به القاعده در همین راستا قابل تأمل است. این روزنامه براى نخستینبار در زندانهاى قاهره با رهبران تواب گروههاى جهادى مصر گفتوگو کرده یا آنکه کتاب«خارج شو اى ملعون» آخرین اثر صدام، دیکتاتور معدوم عراق را به صورت پاورقى منتشر کرد.
در مرحله بعد، این نقش را رسانههایی مانند تایم و بیبیسی ایفا کردند که بالاترین نشانها و مدالهای رسانهای را با تبلیغات بسیار، تقدیم مدیران الشرقالاوسط و العربیه کردند. جالب اینجاست که در همه این داد و ستدها، کمپانیهای رسانهای متعلق به لابی یهودیان حضوری چشمگیر داشتند.
در مراسم خاصی که همین لابی رسانهای یهودیان در نیویورک برپا کرد، «عبدالرحمن راشد»، مدیرکل شبکه ماهوارهای العربیه و «طارق حمید»، رئیس هیات تحریریه روزنامه الشرقالاوسط به طور مشترک برنده جایزه سالانه«کنفرانس بینالمللی دوستان اسرائیل» شدند. جالب اینجاست که این جایزه هر سال با آگهی و تبلیغات گسترده رسانههای آمریکا و انگلیس به برترین چهره در حمایت از یهودیان ساکن اراضی اشغالی اعطا میشود.
در نکاتی که رسانههای آمریکا درباره دلایل این انتخاب بیان کردند، این نکته قابل تأمل است که گفته شد عبدالرحمن راشد، مدیر شبکه العربیه، در جشن ویژه هتل«کوین الیزابت» مونترال که دهم سپتامبر سال 2006 و با هدف جمعآوری کمک برای بازسازی ویرانههای برجای مانده از موشکهای حزبالله در اراضی اشغالی برگزار شده بود، حضوری فعال داشت.
افزایش قیمت بلیت هواپیما را گزارش کنید
پروازها گران نشد
گروه اقتصادی: کلاف سردرگم قیمت بلیت هواپیما همچنان گریبانگیر سازمان هواپیمایی کشوری شده است و از آنجا که افزایش قیمت بليت یکی از خطوط هوایی طيروزهاي گذشته در این زمینه مشکل ساز شده لذا سازمان حمایت نیز وارد گود شده و هرگونه افزایش قیمت بلیت هواپیما را غیرقانونی اعلام کرده است. سال گذشته نیز افزایش خودسرانه قیمت بلیت هواپیما توسط شرکت هما مشکلاتی را سبب شد که در آن زمان نیز سازمان حمایت وارد عمل شده و از هما شکایت کرد اما نتایج آن اعلام نشد، ولی در پی اتفاقات روزهای اخیر محمدعلی ضیغمی، معاون وزیر بازرگانی با اعلام اینکه افزایش قیمت بلیت هواپیما غیرقانونی است با اشاره به اظهارات مسؤولان سازمان هواپیمایی کشور مبنی بر غیرقانونی بودن افزایش نرخ بلیتهای هواپیما گفت: به هرگونه شکایت در اینباره رسيدگي میشود. در همینباره سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری نیز از برنامه تعلیق فعالیت آژانسهای هوایی متخلف خبر داد و از مردم خواست هرگونه گرانفروشی دفاتر مسافرت هوایی را گزارش کنند. رضا جعفرزاده با بیان اینکه احتمال تخلف برخی از دفاتر خدمات مسافرت هوایی نسبت به فروش بلیت هواپیما خارج از نرخ مصوب سازمان هواپیمایی کشوری وجود دارد، از مسافران پروازهای داخلی خواست تا موارد تخلف را به سازمان هواپیمایی کشوری - واحد بازرسی، تحت نظارت دفتر نظارت بر شرکتهای هواپیمایی این سازمان گزارش کنند.جعفرزاده با تاکید بر اینکه با هرگونه تخلف برخورد خواهد شد، تصریح کرد: چنانچه موارد مستندی به این سازمان ارسال شود ظرف مدت کمتر از 48 ساعت ضمن استرداد مبلغ پرداخت شده، بدون هیچ اغماضی نسبت به تعلیق دفاتر دارای مجوز بند الف از سازمان هواپیمایی کشوری در مرحله اول و لغو مجوز در صورت ادامه و اصرار بر تخلف در گام بعدی اقدام خواهد شد.جعفرزاده از مسافران خواست قیمت مصوب بلیت هواپیما را از طریق سایت سازمان هواپیمایی کشوری www.cao.ir با قیمت پرداخت شده تطبیق داده و درصورت مشاهده هرگونه افزایش در قیمت بلیت، با شماره تلفن 1870 سامانه رسیدگی به تخلفات سازمان هواپیمایی کشوری مطرح کنند. قیمت بلیت رفت و برگشت هواپیما در برخی مسیرهای هوایی همچون مسیر تهران- کیش در حالی به دلیل تقاضای بسیار زیاد به صورت خودسرانه تا 250 هزار تومان افزایش یافته که قیمت مصوب قانونی برای این مسیر 133 هزار و 400 تومان است.به گفته وی تاکنون شکایت مستندی مبنی بر گرانفروشی بلیت هواپیما بیش از نرخ مصوب شورایعالی هواپیمایی کشوری به این سازمان ارائه نشده است. رئیس سازمان هواپیمایی کشوری هم در اينباره اعلام کرد: قیمت بلیت به هیچ عنوان افزایش نیافته و بلیت هواپیما باید طبق نرخ مصوب شورایعالی هواپیمایی کشوری فروخته شود و فروش بلیت به قیمت بیش از نرخ مصوب شورایعالی هواپیمایی کشوری تخلف بوده که با آژانسهای متخلف قطعا برخورد خواهد شد.
خروج 3 توپولف از ناوگان هوایی
معاون وزیر راه و ترابری همچنين از صدور دستور خروج 3 فروند هواپیمای توپولف 154 شرکت هواپیمایی تابان از ناوگان حمل و نقل هوایی کشور خبر داد. رضا نخجوانی با اعلام این خبر گفت: در طرح توسعه ناوگان هوایی کشور 2محور اساسی افزایش ایمنی و سلامت پروازها و پاسخگویی به انتظارات مردم از بخش حمل و نقل هوایی مورد تاکید سازمان هواپیمایی کشوری است.
رئیس ستادكل نيروهاي مسلح اعلام کرد
توانایی ایران برای خنثي کردن «پاتريوت» آمريكا
گروه سیاسی: رئیس ستادكل نيروهاي مسلح نصب موشكهاي پاتريوت آمريكا در اطراف ايران را در جهت خالي كردن خزانه كشورهای منطقه دانست و به آنها توصيه کرد تا با خريد اين سامانهها كه در هيچ جا جواب پس ندادهاند، خزانه خود را بر باد ندهند.
سرلشكر سيدحسن فيروزآبادي پنجشنبه و در حاشيه نخستین جشنواره باقرالعلوم(ع) كه به منظور تجليل از محققان و پژوهشگران علوم پزشكي سپاه برگزار شده بود، به میان خبرنگاران آمد و در ارزيابي خود از این موشکها گفت: اين موشكها در هيچ جا جواب نداده و ايران نيز از محل نصب و تاكتيكهاي خنثيكننده موشك پاتريوت در منطقه اطلاع دارد. عضو شورايعالي امنيت ملي در پاسخ به سوالي درباره نصب سامانههاي موشكي آمريكا در اطراف ايران و در كشورهاي منطقه، نصب این موشكهاي ضد موشك را ترفند جديدي براي خالي كردن خزانه این کشورها ارزیابی کرد در حالي كه اين سامانههاي موشكي در هيچ جا جواب نداده است. فيروزآبادي با بيان اينكه اين موشكها حتي از نظر علمي و محاسباتي نيز پاسخگوي آنها نخواهد بود، خاطرنشان كرد که «نصب اين موشكها داستان جديدي نيست و چند سال است كه آنها اقدام به نصب اين موشكها كردهاند و ما از مكانهاي آنها باخبريم» اما اشاره هم کرد که «با تاكتيكهاي ساده ميتوان اين موشكهاي ضدموشك را بياثر كرد».
رئيس ستادكل نيروهاي مسلح علت این اتفاق را از سمت دشمن، روند در حال شكلگیری همدلي و دوستي ميان كشورهاي منطقه و جمهوري اسلامي ايران عنوان کرد و گفت: دشمن دست به اين اقدامات كه در راستاي عمليات رواني است ميزند تا ايران را به عنوان يك دشمن براي كشورهاي منطقه معرفي کند.
پاتریوت یک سیستم دفاع هوایی موشکی هدایت شونده است که توانایی مقابله با موشک های بالستیک تاکتیکی، موشکهای کروز و هواپیماهای پیشرفته را در همه شرایط آب و هوایی و در هر ارتفاعی داراست. علاوه بر آمریکا، آلمان، یونان، رژیم اشغالگر قدس، ژاپن، کویت، هلند، عربستان سعودی و تایوان نیز مجهز به این موشک هستند و مصر نیز بتازگی این سیستم دفاع موشکی را خریداری کرده است. جالب است بدانید سیستم موشك پاتريوت، نزديك به 40 سال پيش براي هدف قراردادن هواپيماها ساخته شد اما درست پيش از جنگ خليج فارس در سال 1991، توليدكننده آن مدل ديگري از اين موشكها را براي شليك به موشكهاي بالستيك ديگر طراحي كرد. اما شاید ندانید هنگامي كه آمريكا و متحدانش، تجاوز به عراق را آغاز كردند و ارتش آمريكا اين موشكها را در ميدانهاي نبرد مستقر كرد؛ در 23 مارس این سیستم موشکی پیشرفته يك جت جنگي تورنادوي انگليس را با موشک اشتباه گرفته و منهدم کرد! اين روز، روز سوم جنگ بود و هيچ هواپيماي عراقي نيز پرواز نكرده بود. از پاتريوتها در اين جنگ 12 بار استفاده شد كه نتيجه3 بار آن برخورد با هواپيماي خودي بوده است!
از این رو کارشناسان دفاعی، این پروژه 6 ميليارد دلاری را خارج از رده تلقی میکنند زیرا در هدف اصلی خود يعني نابودي موشكهاي دشمن، شكست خورده است.
مخالفان واقعی روحانیت!
احمد نامجو
این روزها و در هنگامهای که روزشمار انقراض نمایندگان اندیشه انحرافی از اسلام به راه افتاده، متاسفانه جریانی دست به کار شده تا از دل مأمن و ریشه جریان انقلاب، مانع از فروپاشی منحرفان و فتنهگران شود. تمرکز بر نهادهای مذهبی و بویژه روحانیت سرفراز، در حالی در دستور کار عدهای قرار گرفته که مروری گذرا بر رفتار این افراد، هم از لحاظ مشی سیاسی و هم بهواسطه کردار عقیدتی نشان میدهد، خود در راس جفاکاران به روحانیت و روحانیون به شمار میروند.
متاسفانه اخبار موثق حاکی است، برخی افراد بانفوذ به مبدأ انقلاب طمع کرده و این روزها با سفرهای مکرر به بلاد اندیشه ناب اسلامی درصدد سوءاستفاده از جایگاه حوزه و مرجعیت برای ایجاد منافذ فرار فتنهگران هستند و عجیبتر آنکه همراهان این پشتیبان منحرفان و فتنهگران، که خود از جفاکاران و خیانتکنندگان به مقام شامخ روحانیت هستند، بازوهای اجرایی و تقویتی این رفتار را برعهده گرفتهاند. قطعا این «فریب»
ره به جایی نخواهد برد، چرا که مراکز دینی سرشار از غنیترین تحلیلهای سیاسی و اجتماعی روز است و این روزها که امور بر مدار حقیقت پیگیری میشود و نه «مصلحت»، نمیتوان با تزریق برخی ادعاهای به ظاهر زیبا، «مکر و حیله» را پیش برد.
بهطور قطع مراکز دینی بخوبی از جفا و جور 30 سال اخیر به روحانیت آگاهی دارند و نحوه ستم به روحانیت و عوامل و اندیشه جفاکار را بخوبی شناختهاند.
حوزههای علمیه و مراجع دریافتهاند، رفتارهای مخالف و مقابل زیطلبگی که در قالب اشرافیت و تجملگرایی سیاسی و اجتماعی نمودار شده، بزرگترین لطمه به جایگاه روحانیت است. آنگاه که عدهای
انگشت شمار، با سوءاستفاده از لباس روحانیت به ایجاد و اشاعه خوی اشرافیگری میپردازند، آیا بزرگترین جفا را به روحانیت وارد نساختهاند؟ و از سوی دیگر آیا حیلت این افراد برای تاییدیه گرفتن از روحانیت نمیتواند این گمانه را مطرح کند که توطئهای خطرناک در پی تخریب مقام و اندیشه روحانیت است؟ آیا مراجع و روحانیت عظیمالشأن از این موضوع غافلند؟ قطعا اینگونه نیست.
در کنار این مورد، نکته جالب و البته عجیب دیگری نیز قابل مشاهده است و آن اینکه برخی منحرفان نیز این روزها از روحانیت سخن میگویند. البته این تمجید آنان در ادامه همان «طمع» است. این افراد همان کسانی هستند که دنبالههای سیاسی آنان بزرگترین اهانتها را به سرچشمه فیوضات دینی حوزه یعنی «رسالت»، «امامت» و «کلام وحی» کردهاند و عجیب اینکه همچنان بر این اهانتها لجوجند. این مدعیان همانهایی هستند که در قالب استراتژی مرجعیت، سخن از «میمون» بودن معتقدان به اجتهاد و...
... تقلید میگفتند. این مدعیان همانهایی هستند که این روزها بر همگان افشا شده که در خلوت خود با شیاطین، چه عهدهایی بسته و کمر به حذف چه اندیشههایی بستهاند! این دروغگویان همانهایی هستند که اخیرا به انحای مختلف به دشمنان همیشگی دین و اسلام چراغ سبز نشان دادهاند تا استراتژی تضعیف ولایت فقیه را دنبال کنند. مدعیان دروغگوی حامی روحانیت همانهایی هستند که عملکردشان در 8 سال زمامداری بر مدیریت اجرایی بر همگان هویداست. آیا روحانیت بزرگوار فراموش خواهد کرد بیشترین اهانتها به مقام شامخ روحانیت و مرجعیت در کدام سالها رخ داد؟ آیا جرقه تخریب مراکز دینی و روحانیت از اواسط دهه دوم انقلاب رخ نداد؟ بدون شک روحانیت هرگز فراموش نخواهد کرد ظلم به روحانیت چه زمانی و توسط چه کسانی صورت گرفت. روحانیت قطعا فراموش نخواهد کرد که زحمات بدون منت و بدون چشمداشت روحانیون چگونه به واسطه اشرافیگری برخی روحانینماهای مدعی طمعکار، زیر سوال رفت. بدون شک روحانیت آگاه، عوامل اسلام آمریکایی را از مجریان اسلام ناب محمدي تمیز خواهد داد. روحانیت بزرگوار و عزیز بخوبی خوابهای پریشان طمعورزان را پوچ و آنها را در افکار عمومی رسوا خواهند کرد تا بر همگان آشکار شود که طمعورزی به روحانیت و تلاش برای فریب این قشر خردورز، هیچگاه ره به جایی نخواهد برد.
کشف شبکه جاسوسی اسرائیل در لبنان
گروه بين الملل: سازمان اطلاعات ارتش لبنان یک شبکه جاسوسی جدید را که برای رژیم صهیونیستی کار میکرد، کشف کرد. منابع امنیتی لبنان به خبرگزاری کویت گفتند: این شبکه جاسوسی جدید که برای اسرائیل فعالیت میکرد 2 هفته پیش شناسایی شد. گفته میشود یک مسؤول نظامی لبنان که عضو این شبکه بوده، اطلاعاتی محرمانه را به صهیونیستها میداده است. موشه یعالون، معاون نخستوزیر رژیم صهیونیستی تاکید کرده است اسرائیل به جمعآوری اطلاعات در لبنان تا زمانی که حزبالله لبنان سلاح خود را کنار نگذارد، ادامه خواهد داد. وی مدعی شده بود دولت لبنان به طور کامل بر منطقه جنوب نظارت ندارد و جاسوسی علیه لبنان ادامه خواهد داشت.
قتلعام شیعیان همزمان با اربعینحسینی
53 تن در انفجارهای عراق و پاکستان به شهادت رسیدند
گروه بينالملل: روز گذشته، همزمان با اربعین حسینی و عزاداری شیعیان این حضرت در کشورهای مختلف جهان، دهها تن از پیروان آن حضرت توسط تکفیریها، بعثیها و وهابیها به خاک و خون کشیده شدند.
همزمان با برگزاری مراسم اربعین سیدالشهدا امامحسین (ع) درسراسر پاکستان، حمله انتحاری راکب موتوسیکلت به مسافران یک دستگاه اتوبوس درکراچی مرکز ایالت سند این کشور دیروز (جمعه) 22کشته و 50 زخمی برجای گذاشت. وسیم احمد، رئیس پلیس کراچی انتحاری بودن این حادثه را تایید کرده و اظهار داشته بسیاری از قربانیان این اقدام تروریستی زنان و کودکانی بودند که برای شرکت در مراسم جلوس (مجلس عزاداری سالار شهیدان) به سمت منطقه مرکزی کراچی حرکت میکردند. وی افزود: از سوی منابع بیمارستانی وضعیت جسمی برخی از زخمیها وخیم اعلام شده و افزایش شمار قربانیان این حادثه محتمل است. عملیات انتحاری در روز عاشورای سال جاری نیز در کراچی به کشته شدن 40 تن منجر شده بود. در عراق وضعیت شیعیان از پاکستان هم بدتر بود. تروریستهای تکفیری با منفجر کردن 2 دستگاه خودروی بمبگذاری شده در کربلای معلی که شاهد حضور میلیونها زائر در اربعین حسینی بود، دهها نفر را به خاک و خون کشیدند.رویترز گزارش داد روز گذشته 2 دستگاه خودروی بمبگذاری شده در شهر کربلا منفجر شد. بر اثر این انفجارهای تروریستی، دستکم 41 زائر حرم اباعبدالله الحسین(ع) که در حال عزاداری سالار شهیدان جهان بودند، شهید و 144 نفر دیگر زخمی شدند. این شبکه به جزئیات بیشتری درباره این حمله تروریستی و شمار دقیق شهدا و مجروحان این حادثه جنایتکارانه اشاره نکرد.این در حالی است که «آمالالدین الهر»، استاندار کربلا از ورود بیش از 10 میلیون زائر برای شرکت در مراسم اربعین سالار شهیدان جهان حضرت اباعبداللهالحسین(ع) خبر داده بود که به گفته وی، یکصدهزار نفر از آنها را زائرانی از دیگر مناطق جهان از جمله ایران تشکیل میدهند.این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی این اقدامات را زیر سر تکفیریها و بعثیها میدانند؛ بعثیهایی که به لطف آمریکا و شخص جو بایدن، ممنوعیت حضور آنها در انتخابات عراق فعلا لغو شده است. در همین حال کمیسیون عالی مستقل انتخابات عراق از دادگاه فدرال این کشور خواست تصمیم نهایی و تعیینکننده در زمینه اجازه دادن به ردصلاحیتشدگان در زمینه مشارکت در انتخابات را صادر کند. فرج الحیدری، سخنگوی کمیسیون عالی مستقل انتخابات گفت: کمیسیون از دادگاه فدرال عراق خواسته است حکم نهایی خود را در زمینه اجازه دادن به ردصلاحیتشدگان جهت مشارکت در انتخابات صادر کند تا میزان تعهد و الزام اجرای دستور هیات استیناف و تجدیدنظر درباره عملکرد کمیسیون مشخص شود. همچنین علی دباغ، سخنگوی دولت عراق گفت: دولت عراق به دنبال انجام همه تعهداتش براساس مسائل قانونی است و میخواهد قانون در قبال همه اجرا شود. تاخیر در اجرای قانون عدالت و دادخواهی به بعد از انتخابات، امری غیرقانونی و برخلاف قانون اساسی است. سخنگوی دولت عراق گفت: قانون باید اجرا شود تا همه به حق خودشان برسند. دولت عراق به دنبال این است که انتخابات پارلمانی به طور شفاف و آزاد برگزار شود و همه معیارهای قانونی را داشته باشد. همه باید فرصت مساوی برای مشارکت در انتخابات داشته و همه نامزدها نیز شرایط مساوی داشته باشند و فضایی دموکراتیک در انتخابات حاکم شود. ایاد سامرایی، رئیس پارلمان عراق نیز برگزاری نشست فوقالعاده پارلمان را در روز یکشنبه جهت بررسی تصمیم هیات تجدیدنظر در زمینه اجازه دادن به نامزدهای ردصلاحیت شده برای مشارکت در انتخابات پارلمانی آینده خواستار شد. درباره تصمیم هیات استیناف که متشکل از 7 قاضی است و پارلمان نیز با تشکیل آن موافقت کرده است بحث و جدلهای شدیدی در میان محافل سیاسی عراق ایجاد شده است. هیات استیناف بررسی دادخواستها و فرجامخواهیهای گروهها و نامزدهای ردصلاحیت شده در زمینه مشارکت در انتخابات را به بعد از انتخابات موکول کرد و به آنها اجازه داد که در انتخابات مشارکت کنند. نوری مالکی، نخستوزیر عراق روز گذشته در صحبتهایی اظهار داشت که به سفیر آمریکا اجازه نخواهد داد در روند برگزاری انتخابات در این کشور دخالت کند. سفیر آمریکا در اظهاراتی خواستار ورود صدها نفر از کاندیداهای انتخابات پارلمانی که در ماه مارس برگزار میشود، شده بود. این افراد همگی به حزب بعث و رژیم صدام وابسته بوده و طبق قانون اساسی حق شرکت در انتخابات را ندارند.
در همین راستا نوریمالکی گفت کریستوفر هیل، سفیر آمریکا اجازه ندارد از موقعیت خود فراتر رفته و پای خود را به عنوان یک دیپلمات از گلیمش درازتر کند. به نظر میآید اظهارنظر هیل در حمایت از تصمیم دادگاه عراق در روز چهارشنبه باشد که ممنوعیت حضور و شرکت 450 نفر از وابستگان حزب بعث را در انتخابات لغو کرد. رهبران سیاسی سنی به فهرست سیاه بعثیها به عنوان دستاویزی برای تضعیف نوری مالکی و دولت شیعی آن مینگرند و درصدد هستند از این راه نفوذ و گسترش سیاسی خود را در انتخابات هفتم مارس به مرحله اجرا درآورند. نخستوزیر عراق در این صحبت خود همچنین افزود که منع حضور و شرکت کاندیداهای حزب بعث همچنان ادامه خواهد یافت و عراق نباید زیر فشارهای آمریکا خم و تسلیم شود.
غلط كرديد بيشماريد!
حسین قدیانی: . . . نه، آب لازم نبود؛ به اندازه کافی شسته بود باران، مزار یاران را. «به لاله در خون خفته»، اگر دعای مادران شهدا نبود باران نمیآمد. خدا جای حقی نشسته است؛ آقای قالیباف، تونل توحید را دیدم؛ زیباست اما شیفتگان خدمت هر از چندی یک دفاعی هم از ولایت کنند راه دوری نمیرود. تونل توحید زیباست اما دفاع از ولایت، از آن زیباتر است. جناب شهردار، با وجود این همه شن و ماسه و سایتهای برفروبی و بیل و کلنگ مکانیکی، که از تابستان در خیابانهای تهران کار گذاشتهاید، میدانید چرا برف نيامد؟ شما میخواهید با سوءاستفاده از نزولات آسمانی، مدیریت شهری را به رخ شهروندان بکشید. خدا غرور دارد و اجازه استفاده ابزاری از نعمات آسمانیاش را به شهرداری، به مجلس، به دولت؛ حتی به سران فتنه نمیدهد. دم خودم گرم؛ همه را با هم زدم! خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را که نگه نداشتی اما از نهضت خمینی محافظت بفرما. کارهای خدماتی با ما، دفاع از ولایت فقیه با تو. افتتاح تونل توحید با ما، اقتدار نظام با تو. خدمت به ملت با ما، پاسداری از آرمانهای انقلاب با تو. سکون از ما، حرکت از تو. سکوت از ما، حرف زدن با تو. خوردن نان امام با ما، تنظیم و نشر آثار حضرت امام با تو. در ثانی، الان سازمان بازرسی به دوشغلهها گیر میدهد و عدهای هم دفاع از ولایت را شغل حساب میکنند. البته یک عده هم شغل حساب نمیکنند؛ چون به جای حقوق و مزایا دردسر دارد و از همه بدتر بازنشستگیاش پیش از موعد نیست! از نظر ایشان دفاع از ولایت شغل سخت و زیاندهی است. همینها میخواهند به رهبر ما، به علمدار انقلاب، «جام زهر افتخاری»، «مظلومیت افتخاری» و «تکرار تاریخ افتخاری» بدهند. افتخار رهبر ما به ایستادگی، پای پرچم امام است. افتخار مولای ما ایستادن پای آرای 40میلیونی ماست. به «آقا»، ما باید خسته نباشید بابت رهبری بگوییم، نه شما «دکترای افتخاری» بدهید. بعد از 20 سال نشناختهاید هنوز مولای ما را؟ شک نداشتم که مولا دست رد میزند به سینه این عناوین پر طمطراق. خدایا! یار و یاور مولا باش در این رسالت خطیر.
...خدایا! تا آخر همین هفته برف رحمت خود را بر زمین تهران بنشان تا مدیریت شهری، توان خود را در ارائه خدمت به رخ ما بکشد؛ «الهی العفو»، نه! بلند بگو: «الهی البرف» همين حالا! به خودت قسم خدا، یک هفته دیگر برف نیاید، اینها موضوع را سیاسی میکنند؛ میکشانند به مطبوعات و مدعی میشوند مخالفان شهرداری، جلوی بارور شدن ابرها را گرفتهاند و با تنگنظری اجازه تردد را به یک جبهه هوای پر فشار نمیدهند و به دانههای برف برای ورود به آسمان کشور ویزا نمیدهند. آقای قالیباف، من اشک شما را در مرسم افتتاح تونل توحید دیدم و چند روز قبل دیدم که مادر شهیدان تقوی سر مزار فرزندانش «محسن» و «حسن» داشت از بی بصیرتی خواص و مظلومیت «آقا» خون گریه میکرد. نه، من اصلا منظورم از خواص، آقای قالیباف نیست. همهتان که دارید این مقاله را میخوانید؛ یک هیچ به نفع من! فریب خوردید از ژورنالیسم این قلم. من اصلا در افکارم تجدید نظر اساسی کردهام و دیگر به این آقایان، «خواص» نمیگویم. کجای بصیرت این حضرات، نکته خاصی دارد که من به آنها بگویم «خواص»؟ گلیمباف روستای شهید آباد مازندران از نظر من خواص است. خواص، حسن آقا، بقال سر کوچه ماست که روی شیشه مغازهاش نوشته: «نسیه نمیدهم بهخصوص به دشمن». خواص، آقا رمضون، مکانیک چهار راه استقلال است که در انتخابات به موسوی رای داد اما حالا خودش میگوید، مثل سگ پشیمان است. من تنها خواهشم از این «عوام»(باز هم منظورم قالیباف نبود؛ دو هیچ!) این است که هر از چندی یک حرفی بزنند؛ 7 ماه وقتی عدهای از عوام، سکوت میکنند، آدمی در قدرت تکلم ایشان دچار شبهات اساسی میشود. خواهش میکنم آقایان، گاهی یک حرفی بزنید. اصلا مسائل سیاسی را بیخیال. درباره قضاوت مظفریزاده در داربی صحبت کنید. یک حرف بزنید راجع به دعوای شیث رضایی و علیرضا حقیقی. همچین سکوت کردهاید، ما خیال میکنیم نکند زبانم لال، شما «لال» شده باشید؛ آخر کل زندگیتان شده «پانتومیم». . . حالا ولش کن. برگردیم به همان قطرات باران. چه زیباست وقتی قطرات باران بوسه بر قبور یاران میزند. چه زیباست وقتی گنجشکها از روی قبر شهید گمنام، گندم نذری مردم را میخورند و آواز سر میدهند. باران، فاتحه «حضرت آیتالله آسمان» است برای شهدا. آنها که برای لشکر کفر دلیل میآورند، «حجت الاوباما» هستند، نه «حجت الاسلام». محسن کدیور «حجت الهیلاری» است و عدهای به اسم درس خارج، حوزه علمیه را به دانشگاه کمبریج فروختند و شدند؛ «آیت البلر». حجت اسلام شهدایی هستند که با وصیتنامهشان با همه ما اتمامحجت کردند. حجت اسلام، باران است. . . و این باران، نیامد نیامد، عدل در شب اربعین ثارالله بر لب تشنه زمین فرود آمد. بیایید با هم به شکرانه این باران «زیارت اربعین» بخوانیم سر مزار یاران؛ «اشهد انک وفیت بعهدالله و جاهدت فی سبیله حتی اتیک الیقین. فلعن الله من قتلک و لعن الله من ظلمک و لعن الله امهًْ سمعت بذلک فرضیت به. اللهم انی اشهدک انی ولی لمن والاه و عدو لمن عاداه. بابی انت و امی یابن رسول الله». آه، این روزها ابر و باد و مه و خورشید و فلک دارند با آدمی حرف میزنند و ما به عمرو و زید مشغولیم. فتنه بزرگتر، اشتغال ما به سران فتنه و ندیدن خود فتنه است. این روزها آخرین روزهای زمین است. این روزها آخرالزمان است و خدا دارد آخرین حرفهایش را به ما میزند. این روزها خدا دارد با ما اتمامحجت میکند. ما آخرین فرزندان آدمیم. خانه ما آخرین خانه کوچه بنیهاشم است. بنیهاشم اعضای یک پیکرند و بنیآدم شقه- شقه شده است. «محمد» ناموس ماست و «حوا» ناموس «آدم». مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی، نام هر نامردی که فکرش را بکنی، روی اسمش هست. با دردکشان هر که درافتاد، ورافتاد. این روزها هر کس در فکر دفاع از ناموس خویش است. گذشته از انسانهایی که ناموس جایی در قاموسشان ندارد، بزرگی انسانها را به ناموسی که دارند باید سنجید. اغلب آقازادهها ناموسشان جیب پدرانشان است. یکی مثل اکبر گنجی اصلا با مقوله ناموس نسبتی ندارد. آدمی که ناموس داشته باشد منکر امام زمان نمیشود. فردوسی پور ناموسش SMS برنامه 90 است. بزرگی آدمها به میزان بزرگی ناموسی است که دارند. ناموس ملت ما اما انقلاب اسلامی است. بزرگترین انقلاب قرون ماضیه. دین محمد ناموس ماست:«الاسلام یعلوا ولا یعلی علیه». خمینی ناموس ماست؛ بتشکنی بزرگ از تبار ابراهیم. خامنهای ناموس ماست؛ بزرگی او را باید از دشمنان بزرگی که در آمریکا و اسراییل دارد شناخت و ما حرف مفت نمیزنیم؛ ما درست از لحظه پیروزی انقلاب، مسلمان شدهایم. اسلام ننه بزرگ اجداد ما ناب نبود. روی طاقچه بود. سجاده را باید روی آتش انداخت. روی فرش، ابنملجم هم بلد بود نماز بخواند؛ تازه با تعقیبات! در مبارزه باید قامت بست، نه در پستو. «سلمان» باید بود نه مسلمان. شمر هم مسلمان بود. پز ندهید که ما قبل از 22 بهمن هم مسلمان بودیم. قبل از 22 بهمن هم ریش میگذاشتیم. ریش باید ریشه در تیشه جهاد داشته باشد نه نهال باغچه پدر بزرگ. اسلام با خالهبازی فرق میکند. نماز را یزید هم میخواند. شما غلط کردید که قبل از انقلاب هم مسلمان بودید. شما احترام امام ما را نگه نداشتید و دارید از ادب ما و از صبر ما بد برداشت میکنید. قیام علیه نفاق، بی ادبی نیست. هالو بودن با مودب بودن فرق دارد. خمینی نبود، شما رو به قبله اعلیحضرت دراز به دراز شده بودید. خمینی نبود، برای یک یاحسین گفتن باید صد بار به خودتان میلرزیدید. خمینی نبود، اسلام شما و آبا و اجدادتان چه خطری برای آمریکا و انگلیس داشت. حالا همهتان زبان باز کردهاید و به اسم کوبیدن فدراسیون فوتبال، حرفهای سیاسی میزنید.
آقای ضرغامی! بنازم پربینندهترین برنامه رسانه ملی ما را با این ناموسش! ما صدا و سیمایی میخواهیم که ناموسش خون شهدا باشد. وقتی ناموس BBC چرچیل است و ناموس VOA اسرائیل، ناموس تلويزیون ما هم باید «انقلاب اسلامی» باشد. البته دور برتان ندارد. ما آنقدرها هم که شما فکر میکنید تنها نیستیم. دعوای ما طلبگی است. یک سیلی در 9 دی به گوشتان خواباندیم که معلوم شود بیشمار کیست. آری، این بار روی سخنم با شماست. غلط کردید که شما بیشمارید. شما فقط زبانتان دراز است. شما از خودتان هیچ ندارید. شما آویزان شدهاید به روزهای ما. شما شدهاید آدم شعارهای ما. شما چشم به شرف ما دوختهاید. حلقوم شما پر شده از فریادهای ما. شما از فرط فقر و نداری، کاسه گدایی جلوی آرمان ما دراز کردهاید و دارید از روز پیروزی ما گدایی میکنید. ما امسال روز شکست شاه را به روز شکست شاهدوستان مبدل خواهیم کرد. ما 22 بهمن امسال معلوم میکنیم بیشمار کیست. اگر شما روی اسکناس مقدس جمهوری اسلامی شعار مینویسید، ما ثابت خواهیم کرد آمریکا باز هم دلارهای خود را دور ریخته است. شما استادید در حرام کردن دلارهای آمریکا. شما چون کميد، عرضه براندازی ندارید. برانداختن رژیم کار امام ما بود که یک ملت بیشمار و پر از شور و شعور و شعار حامیاش بود. انقلاب کردن علیه انقلاب اسلامی بر تن شما لباس گشادی است. رهبری انقلاب به خمینی میآمد نه به شیخ بی سواد. شما غلط کردید که بیشمارید. شما فقط زبانتان دراز است. من روی سخنم با آشوبگران عاشوراست. شما غلط کردید که شهید دادهاید. شهید جایش در بهشت است. کشتههای شما بوی جهنم میدهند. جمهوری اسلامی اگر هم کسی را به درک واصل کند، طرف به هلاکت رسیده است. کسانی که شهادت را خشونتطلبی میدانند به شهادت نمیرسند، به هلاکت میرسند. غلط کردید که بیشمارید. شما فقط زبانتان دراز است. تعداد شما چیزی بیشتر از قبور تنگ و تاریک اجدادتان در قطعه منافقین نیست. نسل شما بر میگردد به مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی. متوجه منظورم که هستید؟ بگو با که هستی، تا بگویم نسلت به که بر میگردد. ما با خمینی هستیم، نسلمان بر میگردد به «علی». ما با خامنهای هستیم؛ نسلمان به «عمار»
بر میگردد. شما با بد کسانی هستید و الا نسلتان به «سقیفه بنیساعده» بر نمیگشت. بیشمار ماییم که 300 هزار شهید تقدیم انقلاب کردیم. شما در عاشورای 61 بیشمار بودید. شما زمان «علی» بیشمار بودید. الان دایناسورها باید امیدوار باشند؛ این نسل شماست که منقرض شده است. این بوی الرحمن شماست که بلند شده است. هیچ خری اسم بچهاش را «ابوموسی اشعری» نمیگذارد. شما حتی اگر خوارج هم باشید باز از نام مولای ما «علی» استفاده میکنید. شما کفگیر براندازیتان به ته دیگ خورده است. غلط کردید که بیشمارید. شما فقط زبانتان دراز است. جمهوری اسلامی حتی اگر رژیم دیکتاتوری هم باشد، باز گلولهاش را برای گلوی شما حرام نمیکند. شما بچهتر از آن هستید که جمهوری اسلامی تیغش را حرام حلقوم شما کند. نمیدانم این دعا، این ادعا درست باشد یا نه، اما کاش جمهوری اسلامی سقوط کند تا ما به شما انقلاب کردن را یاد بدهیم. شما سر رقاصههایتان روسری کردهاید تا ما خیال کنیم با یک مشت آدم مذهبی طرفیم. شما را ول کنیم، اینجا را میکنید آنتالیا. غلط کردید که مذهبی هستید. مذهب شما رساله زن بیل کلینتون است. ما در روز قدس، روزه خوردن شما را دیدیم اما در روز عاشورا نماز خواندنتان را ندیدیم. شما کلاستان پایین است؛ به «تسبیحات اربعه» نمیخورد. لیاقت شما همین عرفانهای مجازی است. در 100 صفحه، هیچ کس «بایزید بسطامی» نمیشود. ما نان شهدا را میخوریم، شما نان آمریکا را. ما در هوای انقلاب اسلامی سیر میکنیم و شما در فضای سایبر. خانم معلم شما هیلاری کلینتون است و معلم ما «خانم زینب». سوگند به زبان آتشین خواهر حسین، که شما غلط کردهاید اگر مستقل باشید. شما سر گرفتن دلارهای آمریکا با هم دعوایتان شده و به جان هم افتادهاید. غلط کردهاید که «ملی» هستید. ملی، پیر پاتالهای نهضت آزادی نیستند؛ اینها میخواستند ملت را به جدایی طلبان بفروشند. اینها ستون پنجم دشمن بودند در جنگ و میخواستند خیلی قشنگ صدام را برادر صدا کنند. ملی- مذهبی، شهدای انقلاب اسلامیاند. ملی- مذهبی، مولای ما «خامنهای» است که با تن مجروح، پای رای ملت چون کوه، استوار و با شکوه ایستاده است. شما واژههای ادبیات را دزدیدهاید. شبیخون زدهاید به القاب ناب. ملی- مذهبی، شهدای ما هستند که اجازه ندادند آمریکاییها به شما بگویند برده. اگر شهدای ما نبودند شما نه ملیتی داشتید و نه مذهبی و باید برای سگ اوباما استخوان پرت میکردید. شما غلط کردید که شهید دادهاید. «جلایی پور» مرد است وصیتنامه برادران شهیدش را برای شما بخواند. نام هیچ یک از سران فتنه در وصیتنامه هیچ شهیدی نیست. هر چه هست «ولایت فقیه» است. غلط کردید که خانوادههای شهدا با شما هستند. همین پنجشنبهای از 64 مادر شهید پرسیدم که: سران فتنه را قبول دارید یا نه؟ کاش میشد مینوشتم که جملگی گفتند: میخواهیم سر به تن این. . . نباشد. در خود خانواده همت هم اگر بنا را بر دموکراسی بگذاریم، شک نکنید سینهچاکان ولایت بیشترند. آیا پدر به رحمت خدا رفته همت، خانواده همت نیست؟آیا مادر پیر و مهربان همت، خانواده همت نیست؟ اصلا همت را چه کسی بزرگ کرد؟ آیا برادر همت خانواده همت نیست؟وآیا خود همت خانواده همت نیست؟! برادر سردار خیبر، بسیجی خامنهای است. دلتان بسوزد. شما خودتان روز ندارید و از نردبام 22 بهمن ما بالا میروید. دلتان بسوزد. شما خودتان شهید ندارید از همت و باکری ما آویزان شدهاید. من ممنون بسیجیان نسل خودم هستم. بسیجی واقعی بسیجیان خامنهای هستند. ما موسوی و خاتمی و مایکل جکسون را از زبان شما انداختهایم و به شما ثابت کردهایم اینها نامردند؛ مرد، «همت» و «باکری» است. عطری اگر به هوا بلند میشود از مزار «پلارک» ماست، قطعه منافقین بوی لجن میدهد. شما خودتان شرف ندارید و چشم به «ای مجاهد ای مظهر شرف ما» دوختهاید. تمام شعارهای شما تقلید از شعارهای ماست. شما از خودتان چیزی ندارید. در فضای مجازی، دختر بازی میتوان کرد اما براندازی نه. جمهوری اسلامی با این قرتیبازیها سقوط نمیکند. شما فقط خشم انقلابی ما را بیشتر میکنید. شما باعث شدهاید ما همه خردهحسابهایمان را فراموش کنیم. خدایا شکر که دشمنان ما را از «حمقا» قرار دادهای. ما از همین الان باید به فکر جشن صدمین سالگرد انقلاب اسلامی باشیم. مادر بزرگ من با 80 سال سن امسال میخواهد 22 بهمن به میدان آزادی بیاید. چند سال بود با این بهانه که؛ «برای چه بیایم، میدانم به اندازه کافی شلوغ میشود»، راهپیمایی نمیآمد. شما پیرهای ما را جوان کردهاید. مأیوسهای ما را سرزنده و بیتفاوتهای ما را با غیرت. اصلا حالا که فتنهگران را محاکمه نمیکنند، خوب است از ایشان در «همایش احمقهای ماندگار» تجلیل شود. شیخ این بار خودش هم نفهمید که چه خدمتی به انقلاب اسلامی کرده است. آری، انقلاب ما بیمه دعای مادران شهید داده است. هفت پشت آنطرفتر عقاید شما هم یک شهید پیدا نمیشود. شما وجود آمدن به «فکه» را نداشتید. شما جگر آمدن به «بازی دراز» را نداشتید. شما فقط در جهنم بیشمارید. من قبول دارم که در جهنم تعداد شما از ما بیشتر است. من قبول دارم که در قطعه منافقین، بسیجی اروند، سپاهی خرمشهر و ارتشی طلاییه حتی یک قبر هم ندارند. ما در قطعه شهدای گمنام بیشماریم و شما در قطعه منافقین. ما در بهشت زهرا بیشماریم و شما در جهنم عایشه. ما در خیابان آزادی بیشماریم و شما در بیابان غربزدگی. ما در آزادگی بیشماریم و شما در هرزگی. پس غلط کردید که بیشمارید. غلط کردید که مرد مبارزهاید. سوپرمردهای شما خودشان را به شکل زن درآوردند و دررفتند. مرد، خواهران بسیجی من هستند که چادر مشکیشان را از خانم فاطمه زهرا به ارث بردهاند. مرد، مادر «شهید رحمتی» است که به من گفت: اگر قوه قضائیه ناتوان است ما حق آشوبگران را کف دستشان بگذاریم. شما غلط کردید که قهرمان هستید. قهرمانهای شما همگی به جرم خود اعتراف کردند. شما غلط کردید که امام را قبول دارید. امام همه شما را محارب میدانست. شما غلط کردید که در چارچوب قانون اساسی، معترض هستید. خیال خام شما برگرداندن صندلی شاه است. شما حتی غلط کردید که دشمن نظام هستید. جمهوری اسلامی بزرگتر از آن است که بچههای گروهبان قندلی دشمنش باشند. دشمن نظام ما مجهز به 200 کلاهک هستهای است. شما از اسرائیل خط میگیرید. شما غلط کردید که مستقل هستید. امام ما گفت:«اسرائیل به دریا دست بزند دریا نجس میشود». شما باید اول خودتان را پاک کنید، بعد منت نظام را بکشید. آقایان فتنهگر، 7 ماه است که نتانیاهو دارد از شما تعریف میکند. شما تیتر یک «معاریو» هستید. رمز جدول «جروزاليم پست» نام شما شده است. غلط کردید که در خط امام هستید. اگر امام را قبول داشتید، بیانیههایتان نجس نمیشد. تعارف که نداریم؛ باید بروید «طهارت» کنید و هوای نفستان را آب بکشید. شما غلط کردید که ستون خیمه انقلاب را قبول دارید. 7 ماه تمام زورتان را زدید و حالا چون سرتان به سنگ خورده ننه من غریبم میکنید. آقای ایکس، غلط کردهاید راه افتادهاید برای میانجیگری. شما خودتان، اگر شیخ را نخودی فرض کنیم؛ دومین نفر لیست سران فتنه هستید. تو پای خودت گیر است. یکی باید میانجیگری کند برای خودت. ما دیگر نه فریب گریه شما را میخوریم، نه فریب خندهتان را. نه فریب نالهتان را، نه فریب نامهتان را. ما خودمان زغال فروشیم؛ با جرج سوروس مذاکره کردی، بگو کردم. دروغگو دشمن خداست. روح خدا راست میگفت. سربازانش 15 خرداد در «گهواره» بودند. شما چرا راستش را نمیگویید که فرماندهانتان در «ماهواره» بودند؟میدانید چرا انقلاب خمینی گرفت و کودتای شما پا نداد؛ آخر خمینی بعد از خدا به ما امید بسته بود و شما بعد از «شیطان بزرگ» به ماهوارهها. آخر ملت خمینی بیشمار بودند و شما این روزها نفستان به شماره افتاده است. پس اگر حمل بر بیادبی نکنید:«غلط کردید که بیشمارید». . . نه دوستان! اینگونه بخواهیم حساب کنیم، نهج البلاغه سرتاسر غیبت خوارج است. ما آنقدرها با ادب نیستیم که دوباره علی تنها بماند. ادب ما شاید به ز دولتمان باشد اما مودب بودن ما عین ولایتپذیری ماست. ما را خدایی آفریده است که یک سوره قرآن را بدون بسم الله بر محمد نازل کرد. ما شیعه امامی هستیم که گفت:«اشباهالرجال و لا رجال». ما ابوموسی را مودبتر از مالک نمیدانیم. بزرگترین بیادبی، تنها رها کردن علی است. امروز اما این ما هستیم که بیشماریم؛ شما غلط کردید که بیشمارید!