|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
10 |
|
5 |
|
7 |
|
8
9
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
رهبر انقلاب در جمع اساتید دانشگاه تهران تحليل تازهاي از نقش خواص در حوادث اخير ارائه كردند
غفلت تا خيانت
حضرت آيت الله العظمي خامنهاي: غفلت در عرصه سياست گاهي نتايج خيانت
را به همراه دارد
باید راه پیشرفت علمی را با همه توان ادامه داد
گروه سياسي: رهبر انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار صدها نفر از استادان، مسؤولان «دانشکدهها و پردیسها» و اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران، علم را تکیهگاه و مبنای واقعی پیشرفت و اقتدار ایران خواندند و تاکید کردند: باید راه آغاز شده پیشرفت علمی را با همه توان و شتاب بیشتر ادامه داد.ایشان با تبریک دهه مبارک فجر به ملت عزیز و جامعه دانشگاهی افزودند: ایران اسلامی براساس آموزههای اسلام و قرآن، به موازات تلاش برای حل مشکلات مردم و پیشرفت و آبادانی کشور، در قبال بشریت نیز مسؤولیت دارد که ادای این وظیفه بزرگ، نیازمند اقتدار حقیقی است.آيت الله العظمي خامنهاي در تبیین رسالت جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه بشری، با رد مطلق هرگونه تعرض و جهانگشایی حتی در ذهن و فکر، افزودند: اقتداری که به تأثیرگذاری و کمک به حل مشکلات جامعه بشری منجر شود با ابزار نظامی و قدرت تولید و فناوری بهدست نمیآید بلکه متکی بر 2 عامل است: «علم و ایمان».حضرت آیتالله خامنهای پیشرفتهای مهم علمی 3 دهه اخیر را نتیجه «آزادی و آزادفکری» دانستند و خاطرنشان کردند: اگر رژیم طاغوت ادامه مییافت دستیابی به این پیشرفتها حتی با گذشت زمان ممکن نبود، چرا که در نظامهای دیکتاتوری وابسته و در زیر سلطه سیاستهای بیگانه، پیشرفت علمی، امکانپذیر نیست.رهبر انقلاب اسلامی در عین حال افزودند: پیشرفتهای مهم 3 دهه اخیر، راضی کننده نیست و ما با قلههای علمی جهان، فاصله زیادی داریم که طی کردن آن، تلاش مضاعف، پیگیر و خستگیناپذیر نخبگان، دانشمندان، فرهیختگان و دانشجویان را میطلبد.ایشان با اشاره به انس و ارتباط دیرینه خود با محیطهای دانشگاهی بویژه دانشگاه تهران، نقش این دانشگاه را در شتاب بخشیدن به روند پیشرفت علمی کشور، مهم و الگوساز خواندند و افزودند: میتوان با برنامهریزی 50 ساله، ایران عزیز را به ردههای اول علمی جهان رساند و به موازات خارج کردن کامل کشور از اسارت علمی، دانش بشری را رشد و گسترش و عمق بخشید.حضرت آیتالله خامنهای، هدف نهایی اسلام و جمهوری اسلامی را از پیشرفت علمی، «سعادت ملت و جامعه بشری» و تحقق آرزوهای تاریخی بشر از جمله عدالت برشمردند و افزودند: نگاه به علم باید نگاهی شریف، پاکیزه و معنویگرا باشد اما اکنون، علم در خدمت بیعدالتی و قدرتهای ظالم است.رهبر انقلاب اسلامی، «بی عدالتی مدرن، مسلح و غیرقابل اعتراض» را از واقعیات دنیای امروز خواندند و در تشریح این تعابیر نو افزودند: تبلیغات گسترده و متکی بر علوم جدید مانند ارتباطات و توطئههای بیوقفه علیه جمهوری اسلامی از جمله نشانههای بیعدالتی مدرن و مسلحی است که با اتکای به علم در جهان امروز، جریان دارد و جمهوری اسلامی را به علت اعتراض به این بیعدالتی، کانون تهاجم قرار داده است.«فرهنگ به عنوان دومین اولویت دانشگاهها»، مساله دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین اهمیت بیبدیل علم، به آن پرداختند.حضرت آیتالله خامنهای در همین زمینه، پرورش فرهنگی دانشجویان را مسالهای بسیار ظریف و نیازمند تدبر فراوان و برنامهریزی صحیح در تدوین کتابها، انتخاب استادان و برنامههای گوناگون دانشجویی دانستند.ایشان افزودند: درک اهمیت فرهنگ در دانشگاهها و پرداختن صحیح به آن، با دستور، بخشنامه، تبلیغات و پوستر امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند نوعی خودجوشی و عشق به سرنوشت نسل جوان و «آینده کشور» است.حضرت آیتالله خامنهای، ترویج نگاه صحیح به علم را از جمله کارهای فرهنگی ضروری در دانشگاهها و موجب شور و تلاش بیپایان دانشجویان و استادان به علم و تحقیق و «تعلیم و تعلم» خواندند و خاطرنشان کردند: میتوان جوان مستعد دانشجو را با کار فرهنگی ظریف به جوانی «عاشق علم و تحقیق، صبور، اهل کار جمعی، دارای پشتکار و وجدان کاری، منصف، معتقد به تقدم عقل بر احساس و دارای اعتقادات عمیق دینی» تبدیل کرد و از این طریق خصلتهای ضروری ملی را ارتقا بخشید.
ايشان دور کردن جامعه دانشگاهی از دین و معارف دینی را از گناهان بزرگ رژیم ستمشاهی برشمردند و افزودند: تعمیق معرفت دینی در روح و جان پاکیزه دانشجویان جوان، تضمینکننده بصیرت و سعادت جامعه و کشور است و مدیران و مسؤولان دانشگاهی، متولیان اینگونه مسائل هستند.حضرت آیتالله خامنهای در سومین بخش از سخنانشان در جمع مسؤولان و استادان دانشگاه تهران به موضوع «سیاست و دانشگاه» پرداختند.معظم له با تکرار اعتقاد دیرینه خود مبنی بر ضرورت وجود روح و نشاط سیاسی در دانشگاهها افزودند: اگر دانشگاه بهکلی از سیاست دور باشد خالی از شور و نشاط میشود و به محلی برای رشد میکربهای خطرناک فکری و رفتاری تبدیل خواهد شد اما معنای سیاسی شدن دانشگاهها این نیست که مراکز علمی به محلی برای استفاده جریانها و عناصر سیاسی تبدیل شوند.رهبر انقلاب اسلامی اعمال مدیریت و قدرت مسؤولان دانشگاهی را برای جلوگیری از سوءاستفاده جریانهای سیاسی از دانشگاهها ضروری برشمردند و افزودند: غفلت از این مهم ممکن است فضای سیاسی مراکز علمی – دانشگاهی را به عرصهای برای سوءاستفاده دشمنان تبدیل کند.حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به تأکید فراوان و مکرر قرآن مجید درباره غافل نشدن از «کید و مکر شیطان و شیطانصفتان» افزودند: نگاه و بنای بنده بر خوشبینی است و به همین علت معتقدم برخی مسائل و حوادث تلخ ماههای اخیر، بر اثر غفلتهای بزرگ برخی اشخاص بهوجود آمد و باید توجه داشت که در عرصه سیاست، غفلت و اقدامات غیرمتعمدانه نیز گاه همان نتایج خیانت را به همراه میآورد. حضرت آیتالله خامنهای همچنین با تشکر فراوان از پیشنهاد رئیس و استادان دانشگاه تهران مبنی بر اهدای دکترای افتخاری این دانشگاه به ایشان، افزودند: این مساله و ابراز محبت دانشگاهیان برای بنده افتخار است اما از پذیرش آن معذورم و اگر خداوند کریم کمک کند به همان میثاق طلبگی متعهد و پایبند خواهم بود.
در آغاز این دیدار دکتر دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، با اشاره به حضور فعال و مؤثر دانشجویان و دانشگاهیان در مراحل مختلف حیات 31 ساله انقلاب اسلامی اعلام کرد: با برنامهریزیهای صورت گرفته، دانشگاهیان سراسر کشور به تلاشهای علمی ـ پژوهشی خود برای تحقق بیشتر اهداف و آرمانهای انقلاب شتاب بیشتری میبخشند.سپس رئیس دانشگاه تهران با اشاره به هفتاد و پنجمین سالروز تأسیس این دانشگاه گفت: دانشگاه تهران با 43 دانشکده مستقل، 113 گروه و 594 رشته علمی در حال فعالیت است که عمده فعالیتهای کمی و کیفی آن در دوران پس از انقلاب صورت گرفته است. دکتر فرهاد رهبر افزود: در عمر 44 ساله دانشگاه تهران قبل از انقلاب فقط 14 درصد جمعیت 200 هزار نفری دانشجویان این دانشگاه به تحصیل مشغول بودند و 86 درصد آنها در 31 سال پس از انقلاب وارد دانشگاه شدهاند.رئیس دانشگاه تهران گفت: از مجموعه 12 هزار و 960 مقاله اساتید این دانشگاه در مجلات معتبر، فقط 136 مورد قبل از انقلاب و بقیه بعد از انقلاب بوده و اکنون دانشگاه تهران در رتبهبندی جهانی دانشگاهها، با 117 پله صعود به جمع 500 دانشگاه برتر دنیا پیوسته است.دکتر فرهاد رهبر با تأکید بر رصد نقادانه روند فعالیتهای مختلف کشور در جامعه دانشگاهی با بیان شاخصهای مختلف رشد علمی کشور در 3 دهه اخیر، گفت: به عنوان مثال در 15 سال اخیر سهم ایران در عرصه تولید علم در جهان 75 برابر رشد کرده و به بیش از یک درصد رسیده است.رئیس دانشگاه تهران با اشاره به ترور استاد شهید علی محمدی افزود: تلاش دشمنان برای ایجاد اختلال در روند علمی – آموزشی با بصیرت و هوشیاری دانشجویان و دانشگاهیان به جایی نخواهد رسید.
دکتر علی صبوری، دکترای تخصصی شیمی نیز با اشاره به ضرورت تولید جهانی علم و به موازات آن بومیسازی گفت: حضور فعال استادان و دانشجویان در مجامع و مراجع علمی جهان، نشاندهنده خود باوری علمی است که این روند باید تقویت شود.دکتر صبوری با پیشنهاد تاسیس نشر بینالمللی برای حضور فعال در عرصه علوم انسانی در جهان افزود: برنامهریزی برای جهتدهی به تحقیقات دانشگاهی، احترام بیش از پیش به دانشمندان و نخبگان ایرانی داخل و خارج، تسلط فضای علمی و پرهیز از تسلط فضای سیاسی بر دانشگاهها، عشق وایثار دانشمندان و بودجه و امکانات بیشتر، عوامل اصلی توسعه علمی کشور است.در ادامه این دیدار دکتر سعید رضا عاملی، دکترای
جامعه شناسی ارتباطات با اشاره به لزوم تقویت علوم میان رشتهای و چند رشتهای افزود: تقویت روحیه کار جمعی در میان نخبگان رشتههای مختلف، میتواند به راهبردهای موثری در عرصههای مختلف، منجر شود.وی با اشاره به گسترش، تنوع و نفوذ روزافزون حوزه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات گفت: باید برای فضای دوم کشور یعنی فضای مجازی، سیاستگذاری و برنامهریزی جامعی انجام داد و از مزایای آن، برای زندگی آسانتر، سالمتر و ارزانتر استفاده کرد.همچنین دکتر محمدحسین امید، دکترای مهندسی عمران با اشاره به رشد بسیار چشمگیر کمی و کیفی رشتههای دکترا و کارشناسی ارشد در دهه اخیر گفت: کشاورزی میتواند محور توسعه همه جانبه کشور باشد اما استراتژی و نقشه راه این عرصه هنوز تدوین نشده است.این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه تهران با توجه به توان علمی بالای خود آماده است در این زمینه نقش مؤثری ایفا کند.دکتر غلامعلی افروز، دکترای روانشناسی نیز در این دیدار چالشهای مجازی و هجمههای نرم افزاری را از واقعیات جامعه امروز خواند و گفت: مدیران ارشد کشور باید به جای کارپردازی صرفاً اجرایی، به تعامل فکری جدی با نخبگان و فعالان عرصههای آموزشی و پرورشی بویژه استادان و فرهیختگان دانشگاهی بپردازند تا مدیریت مدبرانه فکری جوانان امکانپذیر شود.
ایهود باراک:
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران کارساز نیست
فارس: وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در دیدار با افسران نظامی این رژیم با اشاره به تنشهای اخیر ایجاد شده در روابط پکن و واشنگتن تاکید کرد: تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران کارآمد نخواهد بود. به نوشته روزنامه صهیونیستی اورشلیم پست، ایهود باراک دوشنبه در نشست سالانه با افسران عالیرتبه ارتش رژیم صهیونیستی در رابطه با ایران مدعی شد: جمهوری اسلامی بزرگترین تهدید برای اسرائیل و جهان است و در حالیکه آمریکا دور جدیدی از تحریمهای شدیدتر را علیه این کشور طرحریزی میکند، این امر که تحریمهای در نظر گرفته شده تاثیر مطلوب را داشته باشد، همچنان مورد تردید است. وی افزود: ما نمیتوانیم کارآیی این تحریمها را پیشبینی کنیم و همچنین اقبال آمریکاییها برای کسب حمایت چینیها نیز در شرایط کنونی و با وجود تحولات صورت گرفته در روابط چین و آمریکا در روزهای اخیر زیاد نیست. باراک در ادامه ادعاهای خود گفت: همچنان که در گذشته نیز گفتهام، تمام گزینهها در رابطه با ایران همچنان مطرح خواهد بود.
سيلويو برلوسكني، نخست وزير ايتاليا :
بزرگترین آرزويم پیوستن اسرائیل به اتحادیه اروپاست
گروه بینالملل: برلوسکنی که برای دیدار با مقامات اسرائیل به سرزمینهای اشغالی سفر کرده، گفت «بزرگترین آرزویش» این است که اسرائیل به اتحادیه اروپا بپیوندد. به گزارش نشریه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت، سیلویو برلوسکنی، نخستوزیر ایتالیا روز دوشنبه گفت: پیوستن اسرائیل به اتحادیه اروپا در روابط تلآویو- رم تاثیر زیادی خواهد داشت. وی افزود: ما خواهان گسترش روابط با اسرائیل هستیم و آرزو میکنم اسرائیل آیندهای روشن در پیش رو داشته باشد. گفتنی است؛ برلوسکنی که با بحران آبرو و اتهام فساد مالی مواجه است، روابط نزدیکی با رهبران صهیونیست جهان دارد. برلوسکنی پیش از این نیز از اتحادیه اروپا خواسته بود رژیم اسرائیل را به عنوان عضو جدید بپذیرد. نتانیاهو نیز از نخستوزیر ایتالیا تقدیر کرد و وی را متحدی استراتژیک برای اسرائیل دانست. برلوسکنی در شرایطی به اراضی اشغالی سفر کرده است که در داخل ایتالیا به واسطه مشکلات مالی و اخلاقی متعدد بشدت تحت فشار قرار دارد و بسیاری از مخالفانش درصددند مصونیت قضایی وی را سلب کنند.
ورود سامانه بارشزا به کشور
گروه اجتماعي: سازمان مدیریت بحران کشور با صدور اطلاعیهای از ورود یک سامانه بارشی از امروز به کشور خبر داد و گفت: این سامانه در روزهای پایانی این هفته ابتدا نیمه غربی و سپس نیمهشرقی کشور را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. به گزارش ایرنا ، بر اساس گزارش سازمان هواشناسی کشور، از امروز بارش برف و باران در استانهای واقع در نواحی غربی و جنوبی کشور آغاز شده و این شرایط در روز پنجشنبه ضمن تشدید در این نواحی، دیگر استانها را نیز در برخواهد گرفت. از اواخر روز پنجشنبه نیز با نفوذ هوای سرد، کاهش قابل ملاحظه دما برای استانهای غربی و از روز جمعه برای کل نیمهغربی و استانهای ساحلی و بتدریج شمالشرق و از روز شنبه برای مناطق شرقی کشور پیشبینی میشود.
رئیس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه خبرداد
ساخت نابودگر «آپاچی» در ایران
گروه سیاسی: رئیس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه با اعلام جدیدترین دستاوردهای این نیرو گفت: دشمن خیال نکند که اگر هلیکوپترهای آپاچی آنها در عراق و افغانستان عملکرد مطلوبی داشتند، در صورت تجاوز به ایران هم میتوانند چنین اقتداری داشته باشند. یقینا ما با اقدامات خود به اقتدار آپاچی پایان خواهیم داد.
سرهنگ ناصر عرببیگی که سازمان زیرنظر او چندین پروژه قابل توجه در حوزه تسلیحات ضدبالگرد در پدافند ارتفاع پست و ضدزره برای مقابله با خودروهای زرهی دشمن در دست اقدام دارد، اعلام کرد که برخی از این سلاحها نیز تست شده و در صورت تجاوز دشمن، آنها متوجه قدرت ما خواهند شد. وی به عملکرد ارتش آمریکا در کشورهای منطقه اشاره کرد و تنوع تسلیحاتی کشورمان را به حدی دانست که دشمن فکر آن را هم نمیتواند بکند و درصورت هرگونه تهاجم زمینی، تانکهای روئینتن آنها با پاسخ محکم سلاحهای رزمندگان ما مواجه خواهند شد. بالگرد آپاچی توسط شرکتهای بالگردسازی هیوز- مک دانل داگلاس (صنایع دفاعی بوئینگ) ساخته میشود. اما چیزی که این بالگرد ۱۸میلیون دلاری را از دیگر بالگردها متمایز میکند رادار قوی و سامانه موتورهای بیصدای آن است که میزان انهدام آن را به حداقل میرساند. این بالگرد قدرت خود را از 2 موتور توربوشافت جنرال الکتریک T700 میگیرد. این بالگرد 2سرنشین است که سرنشین دوم کنترل اسلحهها را به عهده میگیرد. این بالگرد دارای توپهای ۳۰میلیمتری است و از موشکهای AGM-140 HELLFIRE استفاده میکند. همین طور از راکتهای Hydra70 بهره میبرد. علاوه بر 827 فروندی که از این نوع بالگرد تحویل نیروی زمینی آمریکا شده، یکصد فروند دیگر نیز به مصر، یونان، اسرائیل، هلند، عربستان سعودی و امارات عربي متحده صادر شده است. این در حالی است که عملکرد هلیکوپترهای آپاچی تاکنون تنها در عراق و افغانستان به آزمون گذاشته شده است و معلوم نیست در آزمونهای دیگر بتوانند چنین اقتداری داشته باشند. سرهنگ عرببیگی در بخش دیگری از گفتوگوی خود با فارس از طراحی و ساخت پیشرفتهترین خودروی تاکتیکی در نیروهای مسلح کشورمان به نام «سفیر3» خبر داد و تصریح کرد: این خودروی منحصر به فرد در ظرفیت یک و یکچهارم تن و با تجهیزات ویژه و قابلیتهای بسیار بالا، شیبرویهای عمودی و جانبی بسیار مطلوب ساخته شده و هیچ خودرویی در داخل کشور با این ویژگیها ساخته نشده که اینچنین توان شیبروی را داشته باشد. وی با اشاره به قدرت بالا و سرعت عمل ویژه این خودرو، اظهار داشت: این خودرو به سرعت قابلیت تبدیل به خودروی حامل سلاح، بویژه سلاحهای پدافندی را دارد یعنی خودرویی 2 ماموریتی است که میتواند هم نفربر باشد و هم حامل سلاح. رئیس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه ادامه داد: این خودرو دارای تجهیزاتی است که میتواند رزمندگان را در سرما و گرما محافظت کرده و در شرایط مختلف عملیاتی میتواند بقای رزمنده را در صحنه نبرد افزایش دهد. عرببیگی خاطرنشان کرد: «سفیر3» که مجهز به تیربارهایی در طرفین است و در مواجهه ناگهانی با دشمن میتواند واکنش مسلحانه نشان داده و جان سرنشینان را حفظ کند، در آینده نزدیک رونمایی خواهد شد. وی درباره توان اشراف اطلاعاتی سپاه پاسداران نسبت به تحرکات دشمن که لازمه مقابله با اقدامات جاسوسی و تروریستی آنهاست، خاطرنشان کرد: در ساختار جدید سپاه که با تدبیر فرماندهی کل سپاه انجام شده، طوری برنامهریزی شده که دائما دشمن رصد میشود تا از توانمندیها و تجهیزات آنها و نیز از اقدامات عملیاي که در بیرون از مرزها و حتی درون مرزها به وسیله دشمن انجام شود، در اسرع وقت مطلع شویم. این اطلاعات در قالب تیمهای کارشناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و برای هر یک از تهدیداتی که از تحلیل کارشناسان استخراج میشود، برنامهریزی عملی میکنیم. رئیس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه در پایان تصریح کرد: تجهیزاتی را در دست طراحی داریم که میتواند مرزداران ما را برای کشف محمولههای مهمات و مواد منفجره به داخل کشور و نیز کشف این مواد در مراکز حساس و مبادی ورودی شهرها و همچنین کشف عملیاتهای انتحاری توانمند کند.
مدیرعامل بانک ملی اعلام کرد
معرفی 30 دانهدرشت بدهکار به دادسرا
اسدالله حسنزاده: به دنبال انتشار شايعههايي مبنیبر ورشکستگی برخی بانكهاي ايران كه برخي مغرضان به آن دامن زدند تا اعتماد مردم را از سیستم بانکی سلب کنند، مدیرعامل بانک ملی ایران در نشستی خبری با اصحاب رسانه به اين موضوع واکنش نشان داد و گفت: سیاستهای دشمن با تحریمهای واهی خوشبختانه نتوانست مانعی برای پیشرفت روزافزون جمهوریاسلامی ایران در تمام عرصهها شود، اما آنها دستبردار نبوده و این بار با نشانه گرفتن پول ملی و مطرح کردن بحث ورشکستگی بانکهای کشور درصددند تا قدرت بینالمللی ما را زیر سؤال برند، غافل از اینکه میزان سپردهگذاری و داراییهای بانکهای کشور با توجه به چنین شایعاتی روزبهروز در حال افزایش است. محمودرضا خاوری مدیرعامل بانک ملی و رئیس شورایعالی مدیران عامل بانکهای کشور مجموع داراییهای این بانک را در حال حاضر 590 هزار میلیارد ریال عنوان کرد و گفت: در حالحاضر با افزایش سطح اعتماد عمومی مردم، 60 درصد از کل سپردههای مردم نزد بانکها به صورت بلندمدت یک تا 5 ساله است.
وی اظهار داشت: مطرحکنندگان تحریم و ورشکستگی بانکهای ایرانی از جمله ملی، پولشویی و انجام عملیات بانکی غیرقانونی را به عنوان اتهامات طرح میکنند.
خاوری با بیان اینکه همه خدمات بانکی کشور از طریق سیستمهای الکترونیکی و همچنین اخذ وثایق بانکی از تسهیلاتگیرندگان کنترل و شفافسازی میشود، بیان داشت: کشورهای تحریمکننده بانکهای ایرانی، اتخاذ تصمیم درباره ممنوعیت نقل و انتقال بیش از 15 میلیون تومان وجه نقد در طول یک روز را به عنوان یکی از دلایل ورشکستگی بانکها مطرح کردند که این مساله درست نیست. وی افزود: فقط انتقال وجه نقد در طول یک روز بیشتر از سقف 15میلیون تومان ممنوع شده است وگرنه مشتریان و متقاضیان بانکها میتوانند در صورت نیاز از طریق صدور چک، حوالجات، اعتبارات اسنادی و پرداختهای الکترونیکی در طول یک روز تا میلیاردها ریال وجه را انتقال دهند. این مقام مسؤول بانکی کشور تصریح کرد: با توجه به اینکه مساله ورشکستگی بانک ملی مطرح شده است در 2 هفته گذشته 2/1 درصد افزایش سپردهها و حدود 2 درصد نیز در مجموع سپردهها رشد اتفاق افتاده است. با توجه به این تا آخردی ماه سالجاری رشد سپردههای مردمی در بانک ملی نسبت به مدت مشابه سال قبل از رقم 295 هزار میلیارد ریال به 390 هزار میلیارد ریال معادل 5/32درصد افزایش یافته است.خاوری همچنین از رشد 1/31درصدی سپردههای موثر در بانک خبر داد و گفت: تا بهمن ماه سالجاری سپردههای مدتدار نسبت به مدت مشابه سال قبل 4/37 درصد و سپردههای دیداری نیز 1/25 درصد رشد یافته است. بانک ملی با مجموع داراییهای 540 هزار میلیارد ریالی در پایان سال مالی 87، بزرگترین بانک جهان اسلام شناخته شد. به گفته وی با افزایش 50 هزار میلیارد ریالی داراییهای بانک ملی این رقم از 540 به 590 هزار میلیارد ریال در حال حاضر افزایش یافته است. مجموع بدهیهای معوق وصول شده بانک ملی تا آخر دی ماه سالجاری به 38 هزار میلیارد ریال رسیده است. البته کل مطالبات غیرجاری بانک ملی رقمی بین 110 تا 112 هزار میلیارد ریال است.
معرفی بدهکاران بانک ملی به دادسرا
مدیرعامل بانک ملی ایران رقم مطالبات معوق واقعی بانک ملی را در حال حاضر چیزی کمتر از 50 هزار میلیارد ریال اعلام کرد و بیان داشت: هماکنون بیش از 30 نفر از بدهکاران بزرگ را به مراجع قضایی معرفی کردیم و در دادسرا نیز اقامه دعوی شده است. همچنین به 20 نفر دیگر از بدهکاران بانک ملی نیز اخطار داده شده است.
خاوری همچنین نسبت منابع به مصارف بانک ملی را در حال حاضر 88 درصد اعلام کرد و افزود: این نسبت در مدت مشابه سال قبل حدود 116 درصد بوده است. نکته دیگر اینکه در حال حاضر بانک ملی به هیچ موسسه و بانک بینالمللی و همچنین بانک مرکزی ایران بدهی ندارد. وی آخرین وضع خطوط اعتباری اخذ شده بانک ملی از بانک مرکزی را 24 هزار میلیارد ریال اعلام کرد و بیان داشت: این رقم در گذشته حدود 60 هزار میلیارد ریال بوده است. از این طریق و با اصلاح نسبتهای مالی بانک، در بخش پرداخت تسهیلات 5/15 درصد رشد ایجاد شده است.این مقام مسؤول در بانک ملی ایران 70 درصد از کل تراکنشهای خودپردازهای بانکی را مربوط به بانک ملی دانست و گفت: طبق اعلام بانک مرکزی 35 درصد از کل پرداختها از طریق خودپرداز مربوط به بانک ملی است که 95 درصد آن نیز موفق بوده است. به گفته خاوری، بانک ملی در حال حاضر دارای 75 هزار و 301 پایانه فروش و 10 هزار و 711 پایانه شعب است که 13 میلیون و 158 فقره نیز کارت بانکی صادر کرده است. درباره نرخ سود سپردههای بانکی نیز هر تصمیمی که شورای پول و اعتبار بگیرد توسط بانکها و از جمله بانک ملی ایران اجرا خواهد شد. نسبت تسهیلات اعطایی بانك ملي به سپردهها از 2/103 درصد در پایان دیماه سال گذشته به 2/89 درصد در پایان دیماه سال جاری تقلیل یافته است. این نسبت در پایان آذرماه سال جاری 85 درصد بوده است. نسبت کل مصارف به کل منابع طی دوره مذکور از 9/108درصد به 95 درصد رسیده است.
انتقاد بادامچیان از مواضع نفاقآمیز خاتمی
نامهنویسی در خفا حمایت آشکار از منافقان
ثمانه اکوان: در جریان انتخابات ریاستجمهوری و حوادث بعد از آن گرچه انتظار میرفت غبار فتنه به وجود آمده توسط نخبگان و خواص سیاسی از فضای سیاسی کشور زدوده شود اما این مردم بودند که جلوتر از این افراد در راهپیمایی نهم دی ماه نشان دادند، غبار فتنه توسط تدبیر و درایت رهبر حكيم انقلاب و همراهی مردم از کشور رخت برمیبندد. از همین رو نیز بعد از درس تاریخیای که مردم به سران فتنه و خواص سکوت کرده در جریان 7 ماه حوادث بعد از انتخابات دادند، انتظار از مسؤولان نظام و برخی شخصیتهای سیاسی برای موضعگیری شفاف درباره اقدامات اغتشاشگران بالا رفت. بعد از آن، خبرهای متفاوتی از موضع افرادی چونمحمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی منتشر شد و در حالیکه میرحسین موسوی در بیانیه شماره هفدهم خود از قبول داشتن دولت دهم نوشته بود، مهدی کروبی در مصاحبه با رسانهها سرانجام نتیجه انتخابات را پذیرفت،خبرها نیز حکایت از نامهنگاری خاتمی با رهبر انقلاب برای جدایی از جریان فتنه به راه افتاده توسط فرقه سبز داشت. رئیس دولت اصلاحات اما در حالی به تکذیب نامه خود به رهبر انقلاب پرداخت که منابع خبری نزدیک به جریان اصلاحات و رسانههای این جریان این نامه را تایید کردند و مواضع اخیر خاتمی در صحبتهای روز دوشنبهاش نشان میدهد، رئیس بنیاد باران همچنان به اتخاذ مواضع دوپهلو میپردازد. اسدالله بادامچیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با وجود اینکه نمیخواست از نفاق موجود در صحبتها و مواضع خاتمی بگوید، در گفتوگو با «وطنامروز» تاکید کرد: حمایت از اغتشاشگران، به معنای مباشرت در جرم این افراد است و افرادی چون خاتمی نباید مواضعی اتخاذ کنند که از آن بوی نفاق بياید.
***
آقای بادامچیان! با توجه به اعتراض آقای خاتمی به اعدام 2 تن از اغتشاشگران روز عاشورا و صحبتهایی که روز دوشنبه در تکذیب نوشتن نامه به رهبر انقلاب مطرح کرد، این مواضع را در حالیکه منابع مختلف اصلاحطلبان نوشته شدن این نامه را تایید کرده بودند، چطور ارزیابی میکنید؟ آیا این به معنای گرفتن مواضع دوپهلو نیست؟
باید گفت تجربه بعد از انتخابات برای امثال آقایان خاتمی و کروبی و حتی آقای موسوی که من متاسفانه ایشان را در یک مسیر خیلی بد عاقبت مییابم، باید به اندازه کافی درسآموز باشد و آقایان باید بدانند دوپهلو حرف زدن و شفاف صحبت نکردن گرچه ممکن است در بعضی موقعیتهای سیاسی مفید واقع شود اما هنگامی که یک ملت میخواهد مواضع روشن و شفاف از مسؤولانش بیابد تا در سایه آن بتواند راهش را با قدرت بیشتری بپیماید این دوپهلو صحبت کردن آسیبهایی برای این افراد و مردم دارد.
این افراد به تازگی اظهارنظرهای جدیدی درباره پذیرش دولت مطرح کردهاند اما باز هم در برابر محکومیت اغتشاشگران روز عاشورا موضعی میگیرند که با مواضع نظام در تضاد است، این مواضع چطور ارزیابی میشود؟
سوال این است که آقای خاتمی در این بخش از کدام زندانیان صحبت میکند؟ یعنی معتقد است دستگاه قضایی کشور کسانی را که در اغتشاشات حضور داشتند یا مرتکب جرائمی شده یا متهم هستند، باید آزاد کند؟ وقتی کسی به اتهامی بازداشت میشود، تا تعیینتکلیف قضایی نمیتوان آزادش کرد. اینها را به دلیل سیاسی نگرفتهاند، باید توجه داشت اینها افرادی هستندکه اموال عمومی را آتشزده، در اغتشاشات شرکت کرده و مواضع علیه نظام ارائه داده و گفتارها و رفتارشان در رسانههای استکباری و استعماری مثل «بیبیسی» و «سیانان» و رادیو آمریکا و اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است. بالاخره باید این افراد بازداشت شوند و در برابر اقداماتی که کردهاند پاسخگو باشند یا خیر؟ اینکه آقای خاتمی، از زندانیانی میگوید که «باید» تا 22 بهمن آزاد شوند، باید بداند درصدی از این زندانیان قطعا مجرم هستند اما حمایت از مجرم یعنی چه؟ زمانی هست که کسی تحلیلی ارائه میکند و یک وقتی هم کسی وجود دارد که اظهارنظر و موضع میکند و اینطور حمایتها از اینگونه افرادی که متهم هستند، حداقل شائبه مباشر بودن آقای خاتمی را با این افراد به وجود میآورد. ایشان اگر میخواهد همان موقعیت خودش را به عنوان رئیسجمهور قبلی نگه دارد، باید مراقب صحبت کردن خود باشد.
با توجه به اینکه دروغهایی هم از جانب این جریان به مردم گفته شده و با توجه به موضعگیریهایی که دارند و چهره متفاوتی که این افراد در خفا و آشکارا دارند، آیا این رفتار نشاندهنده نوعی نفاق در میان این افراد نیست؟
من نمیگویم آقای خاتمی حتما منافق است اما میگویم شما که میخواهی در این کشور باشی و در این کشور 2 دوره رئیسجمهور بودی و نظام میخواهد احترام موقعیت شما را حفظ کند،آیا گفتن این حرفها درست است؟ ایشان در طول این چند ماه بعد از انتخابات از افرادی حمایت کرده که نفاق دارند و آشوب و اغتشاشها را راه انداختهاند و علیه منافع مردم و نظام اسلامی در حرکت بودهاند و موضع اصلیاش حمایت از این افراد بوده است. از این موضع چه برداشتی باید وجود داشته باشد؟ این مواضع نفاقآمیز را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ حالا اگر میخواهد واقعا جبران کند و در نامه به رهبری نیز این مساله را نوشته است، باید شفاف صحبت کند. اگر فردا قاتلان شهید علیمحمدی را گرفتند،اگر قرار باشد اعدام شوند، آقایان میگویند چرا اعدام کردهاید؟ اینطور نمیشود که ایشان وقتی قوه قضائیه 2 نفر را مجرم شناخته و اعدام کرده، به جای اینکه توضیح دهد برای مردم، قوهقضائیه را زیر سوال برده، متهم کند و رو در روی قوهقضائیه قرار گیرد.
نتايج افكارسنجي دانشگاه مريلند از جامعه ايراني
اکثریت مرم ايران هنوز به حکومت ایالات متحده نگاه منفی دارند. یک اکثریت قابل ملاحظه میگویند که ایالات متحده با ایران منصفانه برخورد نمیکند و از قدرتش سوءاستفاده میکند. اکثریت بالایی فکر میکنند ایالات متحده سعی دارد اسلام را تضعیف و تجزیه و فرهنگ آمریکایی را بر جامعه مسلمانان تحمیل و منابع نفتی خاورمیانه را تحت کنترل درآورد
روششناسی
این تحقیق توسط سازمان نظر عمومی جهانی - پروژهای که خود توسط برنامه نگرشهای سیاست بینالملل (PIPA) در دانشگاه مریلندآمريكا اداره میشد - طراحی، مدیریت و مورد تحلیل واقع شد. اعضای این سازمان، سابقه تحقیقات قبلی در ایران با استفاده از مصاحبههای چهره به چهره و نیز روش گروه متمرکز را دارند. این سازمان مسؤول همه سوالات پیمایش و تفسیر یافتههاست. این پیمایش با استفاده از تکنیک مصاحبه تلفنی - رایانهای توسط یک آژانس تحقیقاتی حرفهای در خارج از ایران انجام شد. همه مصاحبهکنندگان فارسیزبان بومی بودند. تکنیک مصاحبه تلفنی و آژانس تحقیقاتی خارجی از آن رو انتخاب شدند که هیچ فشار سیاسی روی سوالات پرسیده شده یا شک و شبههای درباره تاثیر نهادهای حکومتی ایرانی در فرآیند جمعآوری دادهها وجود نداشته باشد. در گذشته وقتی ما تحقیقات مستندی درباره نگرش ایرانیان - از جمله آنچه توسط T.F.T
(Terror - Free - Tomorrow) و سازمان نظر عمومی جهانی انجام شده - را خوب بررسی کردیم، متوجه شدیم که روشهای تلفنی و چهره به چهره نتایج بسیار مشابه با سوالاتی قابلمقایسه را به دست دادهاند. طبقهبندی نمونه ما براساس استانهای ایران و با استفاده از کد منطقه و مرکز مخابراتی خطوط تلفنی زمینی در ایران بود؛ شمارههایی که به صورت تصادفی انتخاب میشدند و 4 رقم آخر شماره تلفنهای واقعی دارای یک تنوع تصادفی بودند. سازمانهای تحقیقاتی آکادمیک و تجاری در ایران روشهای تلفنی بسیار مشابهی را در پیمایشها به کار میگیرند. وقتی یک محل مسکونی به دست میآمد، یک فرد بزرگسال به طور تصادفی با استفاده از «تکنیک تاریخ تولد بعدی» انتخاب میشد. یک تماس ابتدایی و
3 بار تکرار تماس برای هر مصاحبه مدنظر گرفته شد. تلاش برای مصاحبه با همه 1003 مورد به پایان رسید و میزان امتناع از مصاحبه 52 درصد بود.
طبق گزارش شرکت مخابرات ایران، ضريب نفوذ خطوط تلفن خانگی در ایران بالای 80 درصد خانوادههاست. سازمان نظر عمومی جهانی در یک پیمایش درون - خانهای که با یک نمونه احتمالی ملی از ایرانیان در ژانویه و فوریه 2008 انجام داد، دریافت، 84 درصد ایرانیهای گزارش شده در خانههایشان خط تلفن ثابت دارند. در نمونه کامل شده، همه 30 استان ایران در بخشهایی شبیه به جمعیت واقعیشان بازنمایی شدند و نیز مناطق روستایی و شهری و جنس مذکر و مؤنث هم بدین ترتیب. در این تحقیق، روش ارزش پستی با استفاده از عاملهای جنسیت، سن، استان و سکونت در شهر یا روستا به کار گرفته شد. اهداف جمعیتشناختی مبتنی بودند بر دادههای سال 2005 از مرکز آمار ایران. در کل، تاثیر وزندهی خیلی کم بود، با این وجود پاسخدهندگان 55 ساله و بزرگتر تا حدودی وزن بیشتر و پاسخدهندگان بین 44 - 35 وزن کمتری یافتند. برخی از سوالاتی که ما برایشان دادههای خط روندی داشتیم، زمینه کمتری برای گرفتن جایگاه مناقشهانگیز در این نظرسنجی داشتند. اما رویهم رفته، باید اذعان داشت که در بیشتر سوالات، تعداد افرادی که از پاسخ امتناع ورزیدند خیلی کم بود. مهمتر اینکه در بسیاری از سوالات، تعداد زیادی و در مواردی اکثریت پاسخدهندگان موضعی ستایشگرانه - ولی نه بهطور کامل - نسبت به حکومت، نظام ایران و سیاستگذاریهای حکومت داشتند.
یافتههای اصلی
1- دیدگاهها نسبت به اوباما: اعتماد به رئیسجمهور اوباما در ايران درباره انجام کار درست در مسائل جهانی بسیار پایین است؛ پایینتر از 20 کشور دیگر جهان که این سوال در نظرسنجی از آنها پرسیده شد. اما دیدگاهها نسبت به اوباما به نحو قابل ملاحظهای بهتر از سلف وی، جورج بوش است. باوجود سخنرانی اوباما در قاهره در ژوئن 2009، که در آن تأکید کرد برای اسلام احترام قائل است، تعداد کمی از ایرانیان به چنین سخنی باور دارند.
2- دیدگاهها نسبت به حکومت ایالات متحده: اکثریت هنوز به حکومت ایالات متحده نگاه منفی دارند. یک اکثریت قابل ملاحظه میگویند که ایالات متحده با ایران منصفانه برخورد نمیکند و از قدرتش سوءاستفاده میکند. اکثریت بالایی فکر میکنند که ایالات متحده سعی دارد اسلام را تضعیف و تجزیه و فرهنگ آمریکایی را بر جامعه مسلمانان تحمیل کند و منابع نفتی خاورمیانه را تحت کنترل درآورد.با این وجود علائم مثبت چندی هم وجود دارد. در حالی که اکثرا قبول ندارند که ایجاد یک دولت فلسطینی، هدف واقعی ایالات متحده است، تعداد کسانی که معتقدند هدف آمریکا چنین است افزایش یافته است.
دیدگاهها نسبت به حکومت و جامعه ایران
3- انتخابات ریاستجمهوری در ژوئن 2009: در میان کسانی که میگویند رای دادهاند، اکثریت میگویند به احمدینژاد رای دادهاند. در پاسخ به این سوال که اگر انتخابات دوباره برگزار شود به چه کسی رای خواهند داد، نیمی میگویند به احمدینژاد. 80 درصد پاسخدهندگان میگویند احمدینژاد «باصداقت» است، ولی صرفا نیمی از پاسخدهندگان معتقدند وی «بسیار باصداقت» است.
4- فرآیند برگزاری انتخابات: 80 درصد میگویند که احمدینژاد را رئیسجمهور مشروع ایران میدانند. بیشتر پاسخدهندگان به فرآیند برگزاری انتخابات و نتایج اعلام شده اظهار اعتماد کردهاند. در کل، از هر 10 نفر، 8 نفر میگویند که از فرآیندی که طبق آن حاکمان ایران انتخاب شدهاند «راضی»اند ولی تنها 40 درصد میگویند که «خیلی راضی»اند و تنها 4/0 درصد پاسخدهندگان از ایده نظارت ناظران بینالمللی بر انتخابات حمایت میکنند.
5- ارزیابیها از توسعه در 4 سال گذشته: اکثریتی میگوید در 4 سال گذشته توانایی ایران در مقاومت در برابر فشارهای خارجی بیشتر و تعداد زیادی میگویند در همین دوره وضع آزادیهای مدنی بهتر شده است. درباره روابط ایران با دیگر کشورها و وضع اقتصادی خود افراد، در واقع دیدگاهها آمیزهای از بهتر شدن و بدتر شدن است.
6- نظام جمهوری اسلامی: روی هم رفته بیشتر ایرانیها حمایتشان از نظام حکومتی موجود را اعلام میدارند.
87 درصد میگویند از نظام «راضی»اند، گرچه تنها 41 درصد میگویند از نظام «بسیار راضی»اند. 60درصد پاسخدهندگان وجود هیأتی از علمای دینی [شورای نگهبان] دارای حق تغییر قوانین را مورد تایید قرار دادهاند، در حالی که یک چهارم اظهار مخالفت کردهاند. اکثریت میگویند، روش انتخاب رهبر ایران با اصول دموکراسی همخوانی دارد و سهپنجم پاسخدهندگان گفتهاند که از میزان قدرت وی احساس آرامش میکنند.
7- آزادی بیان: اکثریت بزرگی میگوید که مردم در ایران، در بیان دیدگاههای مناقشه برانگیز، بدون ترس از آزار و مجازات آزادند، ولی تنها یک چهارم پاسخدهندگان میگویند که کاملا آزادی دارند. اکثریتی - به تعداد بالاتری از سال گذشته - میگوید حکومت باید این حق را داشته باشد که از انتشار رسانههایی که عامل بیثباتی میپندارد جلوگیری به عمل آورد.
8- ارزیابی نهادهای حکومتی ایران : یک اکثریت بزرگ میگوید «حداقل در برخی از اوقات» به درستی عملکرد حکومت ایران اعتماد دارند و یک اکثریت متوسط در «بیشتر اوقات» به درستی عملکرد حکومت اعتماد دارد. اکثریتهای بزرگی، حداقل تاحدی به همه نهادهای اصلی حکومت اعتماد دارند و دو سوم پاسخدهندگان اعتماد زیاد به رئیسجمهور را ابراز داشتهاند و همین طور اکثریت متوسطی به پلیس اعتماد دارند. با این وجود کمتر از نیمی ابراز اعتماد زیاد به وزارت کشور، مجلس، شورای نگهبان یا قوه قضائیه کردهاند.
روابط با ما
1- دیدگاهها نسبت به اوباما: اعتماد به رئیسجمهور اوباما در انجام کار درست در مسائل جهانی بسیار پایین است؛ پایینتر از 20 کشور دیگر جهان که این سوال در نظرسنجی از آنها پرسیده شد. اما دیدگاهها نسبت به اوباما به نحو قابل ملاحظهای بهتر از سلف وی، جورج بوش است. باوجود سخنرانی اوباما در قاهره در ژوئن 2009، که در آن تأکید کرد برای اسلام احترام قائل است، تعداد کمی از ایرانیان به چنین سخنی باور دارند.
بعد از انقلاب اسلامی 1979، ایرانیها پیوسته احترام کمی برای رؤسايجمهور آمریکا قائل بودهاند. در نظرسنجی سال 2008 توسط دبلیوپیاو تنها 6 درصد ایرانیها ابراز اعتماد به جورج بوش کردند. نگرشها نسبت به اوباما مثبتتر است، ولی ایرانیها هنوز بدگمانند. در پاسخ به اینکه چقدر به درستی عملکرد اوباما در مسائل جهانی اعتماد دارند فقط 16 درصد گفتند اعتماد دارند که 2درصدشان اعتماد زیاد و 14 درصدشان تا حدی به وی اعتماد دارند. 71 درصد گفتند که به وی اعتماد ندارند (14 درصد اعتماد زیادی ندارند و 57 درصد اصلا اعتماد ندارند). این مقدار پایینتر از 20 کشوری است که توسط دبلیوپیاو درباره همین سوال در بهار 2009 مورد نظرسنجی قرار گرفتند. اوباما طی بازدیدی از خاورمیانه در مه و ژوئن 2009 سخنرانیای در قاهره ایراد کرد که در آن بر احترامش نسبت به اسلام تأکید کرد. با این حال تنها
25 درصد از ایرانیان قانع شدند که او واقعا چنین است.
59 درصد میگویند که او واقعا احترام قائل نیست و
17 درصد میگویند نمیدانند یا از پاسخ امتناع کردهاند.
2- دیدگاهها نسبت به حکومت ایالات متحده: اکثریت مردم ايران هنوز به حکومت ایالات متحده نگاه منفی دارند. یک اکثریت قابل ملاحظه میگویند که ایالات متحده با ایران منصفانه برخورد نمیکند و از قدرتش سوء استفاده میکند. اکثریت بالایی فکر میکنند که ایالات متحده سعی دارد اسلام را تضعیف و تجزیه و فرهنگ آمریکایی را بر جامعه مسلمانان تحمیل و منابع نفتی خاورمیانه را تحت کنترل درآورد. با این وجود علائم مثبت چندی هم وجود دارد. در حالی که اکثرا قبول ندارند که ایجاد یک دولت فلسطینی هدف واقعی ایالات متحده باشد، تعداد کسانی که معتقدند هدف آمریکا چنین است افزایش یافته است. در حالی که دیدگاهها نسبت به رئیسجمهور اوباما به نسبت بالایی منفی است، نسبت به حکومت ایالات متحده این وضع حتی مقداری هم بدتر است. 77 درصد از ایرانیها میگویند که نگاهی«منفی» به حکومت ایالات متحده دارند که درصد قابل توجهشان - 69درصد – نگاه «بسیار منفی» داشتهاند و 17 درصد هم نگاه مثبتی دارند که نگاه 3درصدشان بسیار مثبت بوده است. در عین حال برخی علائم نرمش نسبت به ایالات متحده وجود دارد: 77 درصد با نگاه منفی به حکومت ایالات متحده از 85 درصد نظرسنجی 2008 دبلیوپیاو پایینتر است. 68 درصد با نگاه خیلی منفی از 75 درصد کمتر است در حالی که 17 درصد با دیدگاه مثبت از 2 برابر این تناسب - 8 درصد - در سال 2008 بیشتر است. اکثریت بالایی از ایرانیان احساس میکنند که ایالات متحده رفتار ناعادلانهای با آنان دارد. در پاسخ به «نحوه رفتار ایالات متحده نسبت به حکومت ما، آیا فکر میکنید آمریکا غالبا با حکومت ما منصفانه برخورد میکند یا از قدرت عظیم خود جهت وادار ساختن حکومتمان به انجام خواستههای خود سوءاستفاده میکند؟» درصد قابل توجهی - 85 درصد - میگویند که ایالات متحده از قدرتش سوءاستفاده میکند، در حالی که فقط 7 درصد معتقدند که آمریکا با ایران رفتار عادلانهای دارد. در 19کشوری که دبلیوپیاو در بهار سال 2009 نظرسنجی گرفته بود، 3 کشور دیگر نگاه منفی مشابهی داشتند: پاکستان (90 درصد)، فلسطین (87 درصد) و ترکیه (86 درصد). ایرانیها هنوز هم نسبت به اهداف ایالات متحده، به میزان زیادی بدگمان هستند. اکثریت بالایی فکر میکنند هدف آمریکا «تضعیف و تجزیه جهان اسلام» (81 درصد) و «حفظ کنترل بر منابع نفتی خاورمیانه» (78 درصد) است؛ تعدادی که نسبت به سال 2008 تغییر معناداری نداشتهاند. همچنین سه چهارم میگویند ایالات متحده قصد دارد «فرهنگ آمریکایی را بر جامعه اسلامی تحمیل کند». تعداد کمی به اینکه ایجاد یک دولت فلسطینی نیت واقعی آمریکا باشد اطمینان دارند؛ از سوی دیگر، در این حوزه تا حدودی پیشرفت وجود داشته است - شاید به دلیل تلاشهای اوباما در فشار بر اسرائیل برای توقف شهرک سازی در نوار غربی. یک چهارم ایرانیها (25 درصد) اکنون معتقدند که این امر قطعا یا احتمالا هدف ایالات متحده است که از 12 درصد در سال 2008 بالاتر است. یک اکثریت از پاسخدهندگان
(55 درصد) هنوز باور ندارند که ایالات متحده قصد داشته باشد فلسطین یک دولت شود، اگرچه این بهطور معناداری از 78 درصد در نظرسنجی قبلی دبلیوپیاو پایینتر است. در میان دیگر نشانههای مثبت، یک اکثریت متوسط دیدگاه مثبتی نسبت به مردم آمریکا دارند، چنانکه 51 درصد میگویند نظرشان درباره مردم آمریکا خیلی یا تاحدی مثبت است. این یافته با نظرسنجی 2008 همخوانی بالایی دارد در حالی که دیدگاهها در سال 2006 تا حدودی منفیتر بودند.
ایرانیها به نیت آمریکا در ترویج دموکراسی در جهان اسلام بیاعتمادند. تنها 16 درصد اعتقاد دارند که ایالات متحده از دموکراسی در کشورهای اسلامی بیهیچ قید و شرطی حمایت میکند. نيمی (51 درصد) اعتقاد دارند که «آمریکا طرفدار دموکراسی در کشورهای مسلمان است ولی تنها به شرطی که حکومت آن با ایالات متحده همکاری داشته باشد». تقریبا یک پنجم (19 درصد) اعتقاد دارند که ایالات متحده کاملا مخالف دموکراسی در جهان اسلام است.
دیدگاهها نسبت به حکومت و جامعه ایران
3- انتخابات ریاستجمهوری در ژوئن 2009: در میان کسانی که میگویند رای دادهاند، اکثریت میگویند، به احمدینژاد رای داده اند. در پاسخ به این سوال که اگر انتخابات دوباره برگزار شود به چه کسی رای خواهند داد، نیمی میگویند به احمدینژاد. 80 درصد پاسخدهندگان میگویند احمدینژاد «با صداقت» است، ولی صرفا نیمی از پاسخدهندگان معتقدند وی «بسیار با صداقت» است. انتخاب دوباره رئیسجمهور، محمود احمدینژاد در ژوئن 2009، محرک اعتراضات خشونت آمیزی در تهران و دیگر شهرهای ایران توسط حامیان مخالفان دولت که ادعا میکردند در انتخابات تقلب شده است، شد. اما در میان 87 درصد از پاسخدهندگان به نظرسنجی که در انتخابات ژوئن رای دادند، 55 درصد میگویند به احمدینژاد رای دادهاند. تنها 14 درصد میگویند که به کاندیدای اصلی مخالفان دولت؛ میرحسین موسوی، که طرفدارانش در خارج از کشور وی را برنده انتخابات میدانستند، رای دادهاند. 26 درصد به طور کامل از پاسخ دادن امتناع ورزیدند. در پاسخ به اینکه اگر انتخابات دوباره برگزار میشد چه رایی میدادند، روی هم رفته 49 درصد گفتهاند که به احمدینژاد رای میدادند و 8 درصد به موسوی و 13 درصد گفتهاند رای نمیدادند و 26 درصد پاسخ ندادهاند.
بخش گستردهای از ایرانیان احمدینژاد را «باصداقت» میدانند. 80 درصد گفتهاند که او «باصداقت» است، گرچه فقط 48 درصد گفتهاند وی «بسیار باصداقت» است. یک اقلیت بسیار کوچک هم (11 درصد) گفتهاند که او خیلی «باصداقت» نیست یا «اصلا باصداقت» نیست.
4- فرآیند برگزاری انتخابات: 80درصد میگویند که احمدینژاد را رئیسجمهور مشروع ایران میدانند. بیشتر پاسخدهندگان به فرآیند برگزاری انتخابات و نتایج اعلام شده اظهار اعتماد کردهاند. در کل از هر 10 نفر، 8 نفر میگویند که از فرآیندی که طبق آن حاکمان ایران انتخاب شدهاند «راضی»اند ولی تنها40 درصد میگویند که «خیلی راضی»اند. و تنها 4/0 درصد پاسخدهندگان از ایده نظارت ناظران بینالمللی بر انتخابات حمایت میکنند. در نظرسنجی 2 ماه پس از انتخابات جنجالی، 81 درصد از ایرانیان احمدینژاد را رئیسجمهور قانونی ایران میدانند. فقط 10 درصد مخالفت کردهاند. 83 درصد میگویند که انتخابات «آزاد و عادلانه» بوده است و 66 درصد هم گفتهاند این انتخابات «کاملا آزاد» و عادلانه بوده است. درعین حال 17 درصد میگویند انتخابات «تا حدی آزاد و عادلانه» بوده است. به همین مقدار (83 درصد) اظهار اعتماد به نتایج انتخابات کردهاند و 62 درصد میگویند که «اعتماد زیادی» به آن دارند، در حالی که 21 درصد میگویند «تا حدی» به نتایج اعتماد دارند. تنها 13 درصد میگویند که رهبر ایران نباید بعد از انتخابات از احمدینژاد حمایت میکرد در حالی که 76 درصد این کار را تأیید کردهاند. درباره فرآیند کلیای که از طریق آن حاکمان در ایران انتخاب میشوند، یک اکثریت بسیار بالا (81 درصد) میگویند از این فرآیند کلی «راضی»اند و 40 درصد میگویند که «خیلی راضی»اند. 16 درصد هم اظهار داشتهاند که «راضی» نیستند. سطح رضایت گزارش شده از فرآیند انتخابات بهطور معناداری نسبت به سال 2008 افزایش داشته است که در آن 62 درصد گفتهاند «راضی» هستند و فقط 18 درصد گفتهاند «خیلی راضی»اند و آنهایی که گفتهاند ناراضیاند 28 درصد بودند. کشمکش و درگیری بر سر آرا موجب درخواستهای گوناگونی از سوی حامیان مخالفان دولت و تحلیلگران خارجی شد مبنی بر اینکه ایران قدمهایی را برای تضمین شفافیت، آزادی و عادلانه بودن انتخابات بردارد. پیشنهادی که بهطور گسترده مطرح شد این بود که ایران به ناظران سازمان ملل اجازه دهد بر انتخابات نظارت داشته باشند. اما تنها 4/0 درصد ایرانیها گفتهاند که کشورها باید به عنوان یک قاعده اساسی به سازمان ملل اجازه نظارت دهند و اکثریت گفتهاند کشورها نباید چنین کاری کنند. جز شیلی، ایران تنها کشوری است که در میان 18 کشوری که امسال مورد نظرسنجی دبلیوپیاو قرار گرفتند، چنین موضعی را اتخاذ کرده است.
5- ارزیابیها از توسعه در 4 سال گذشته: اکثریتی میگوید در 4 سال گذشته توانایی ایران در مقاومت در برابر فشارهای خارجی بیشتر و تعداد زیادی میگویند در همین دوره وضع آزادیهای مدنی بهتر شده است. درباره روابط ایران با دیگر کشورها و وضع اقتصادی خود افراد، در واقع دیدگاهها آمیزهای از بهتر شدن و بدتر شدن است. از پاسخگویان ایرانی خواسته شد تغییرات 4 سال گذشته را از زمان انتخاب احمدینژاد در 2005 مورد ارزیابی قرار دهند. در طی این دوره 4 ساله، ایران به سبب برنامه هستهایاش تحت فشار شدید ایالات متحده و دیگر کشورها قرار گرفت که مسلما مهمترین مسأله دوره احمدینژاد بوده است. یک اکثریت 57 درصدی میگویند که در این دوره «توانایی ایران برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی» افزایش یافته است. در حالی که فقط 14 درصد میگویند موقعیت ایران بدتر شده و 13 درصد میگویند مثل قبل باقی مانده است.
حوزه دیگری که بهبود در آن دیده شده، میزان آزادیهای مدنی بوده است، چنانکه تعداد زیادی (48 درصد) میگویند وضع بهتر شده است (23 درصد میگویند بدتر شده و 22 درصد میگویند مثل قبل مانده است).ایرانیها درباره تغییرات روی داده در روابط کشورشان با غرب در این دوره چنین دیدگاهی دارند: 33 درصد میگویند بهتر شده، 30 درصد اعتقاد دارند بدتر شده و 16 درصد معتقدند مثل قبل مانده است. وقتی از پاسخدهندگان درباره وضع اقتصادی خانوادههای خودشان سوال کردیم، دیدگاههای آمیختهای وجود داشت. رایجترین پاسخ این بوده است که وضع اقتصادیشان همانطور مثل قبل مانده است (42 درصد)،31 درصد معتقدند که بدتر و 27 درصد میگویند که بهتر شده است. در نظرسنجی ماه مه 2009 «تیافتی»، نتایج مشابهی به دست آمد که در آن 47 درصد گفته بودند وضع اقتصادیشان از زمانی که احمدینژاد برای نخستین بار انتخاب شد، همانطور مثل قبل مانده است.
6- نظام جمهوری اسلامی: رویهم رفته بیشتر ایرانیها حمایتشان از نظام حکومتی موجود را اعلام میدارند.
87 درصد میگویند از نظام «راضی»اند، گرچه تنها 41 درصد میگویند از نظام «بسیار راضی»اند. 60 درصد پاسخدهندگان وجود هیأتی از علمای دینی [شورای نگهبان] دارای حق تغییر قوانین را مورد تایید قرار دادهاند، درحالی که یک چهارم اظهار مخالفت کردهاند. اکثریت میگویند، روش انتخاب رهبر ایران با اصول دموکراسی همخوانی دارد و سه پنجم پاسخدهندگان گفتهاند که از میزان قدرت وی احساس آرامش میکنند. سیستم حکومتی پیچیده جمهوری اسلامی که قدرت را میان مجموعه متنوعی از نهادهای انتخابی، انتصابی و اغلب متداخل تقسیم کرده است، همیشه باعث سردرگمی و غالبا مورد انتقاد غرب بوده است اما ایرانیها از آن حمایت میکنند. در پاسخ به این سوال که آیا شما به طور کلی از نظام راضی هستید، تعداد قابل توجهی (87 درصد) ابراز رضایت کردهاند، گرچه فقط 41 درصد میگویند که «بسیار راضی»اند. فقط 10 درصد ناراضی هستند که 3 درصدشان اصلا راضی نیستند.
شورای نگهبان – با هیاتی 12 نفره متشکل از فقهای اسلام و حقوقدانان - که میتواند قوانین مصوب مجلس را رد کند و مانع شرکت نامزدها در انتخابات شود، از حمایت زیادی برخوردار است. 62 درصد از آنهایی که مورد نظرسنجی واقع شدند، گفتهاند که شورایی از عالمان دینی برجسته باید قدرت عوض کردن قوانین را هنگامی که آن را در تضاد با اسلام ببینند، داشته باشند در حالی که
24 درصد گفتهاند قوانینی که توسط نمایندگان منتخب مردم تصویب شود، نباید توسط عالمان دینی برجسته رد شود. قویترین جایگاه در سلسله مراتب سیاسی ایران متعلق به رهبری است؛ جایگاهی که توسط آیتالله روحالله خمینی ایجاد و بعد از فوت ایشان در سال 1989 به آیتالله علي خامنهای سپرده شد. اگرچه رهبر توسط 86 نفر روحانی عضو مجلس خبرگان تعیین میشود، 55 درصد از ایرانیها میگویند روش انتخاب رهبر در ایران با اصول دموکراسی همخوانی دارد. این دیدگاه احتمالا ناشی از این واقعیت است که مجلس خبرگان خود توسط مردم انتخاب میشود و لذا در انتخاب رهبری، مردم به طور غیرمستقیم تأثیرگذارند.یک اکثریت بزرگ 61درصدی معتقدند قانون اساسی ایران به رهبر قدرت لازم را میدهد و 6درصد دیگر معتقدند رهبر باید قدرت کمتری داشته باشد. تنها 17 درصد معتقدند که قدرت رهبر بیش از حد نیاز است.
7- آزادی بیان: اکثریت بزرگی میگوید که مردم در ایران در بیان دیدگاههای مناقشهبرانگیز، بدون ترس از آزار و مجازات آزادند ولی تنها یک چهارم پاسخدهندگان میگویند که کاملا آزادی دارند. اکثریتی - به تعداد بالاتری از سال گذشته - میگوید حکومت باید این حق را داشته باشد که از انتشار رسانههایی که عامل بیثباتی میپندارد جلوگیری به عمل آورد. اگرچه سابقه حقوق بشر ایران توسط تعداد زیادی از سازمانهای بینالمللی مورد انتقاد قرار گرفته است، خود ایرانیها وضع بهتری برای خود قائل هستند. 71 درصد از ایرانیها خودشان را حداقل تاحدودی آزاد «جهت بیان دیدگاههای مناقشهبرانگیز سیاسی بدون مورد آزار یا مجازات قرار گرفتن میدانند» اما تنها 27 درصد میگویند که کاملا آزاد هستند.
اکثریت بزرگی از ایرانیان اصول آزادی نشریات را تایید میکنند اما بیشترشان از برخی نظارتهای حکومتی بر رسانهها حمایت میکنند. 58 درصد میگویند که حکومت باید این حق را داشته باشد که رسانهها را از انتشار چیزهایی که به نظرش ایجاد بیثباتی میکند بازدارد، درحالی که تنها 36 درصد میگویند که نشریات باید حق انتشار اخبار و افکار بدون هیچ نظارتی از سوی حکومت را داشته باشند. تعداد هر 2 گروه (موافق و مخالف) نسبت به نتایج نظرسنجی «دبلیوپیاو» در سال 2008 (45 درصد موافق نظارت و 31 درصد مخالف نظارت بر نشریات) بیشتر است اما در نظرسنجی قبلی 24 درصد با گفتن نمیدانم از پاسخ دادن امتناع ورزیدند؛ چیزی در حدود 4 برابر امسال (6 درصد).
9- ارزیابی نهادهای حکومتی ایران :یک اکثریت بزرگ میگوید «حداقل در برخی از اوقات» به درستی عملکرد حکومت ایران اعتماد دارند و یک اکثریت متوسط در «بیشتر اوقات» به درستی عملکرد حکومت اعتماد دارد. اکثریتهای بزرگی، حداقل تاحدی به همه نهادهای اصلی حکومت اعتماد دارند و دو سوم پاسخدهندگان اعتماد زیاد به رئیسجمهور را ابراز داشتهاند و همین طور اکثریت متوسطی به پلیس اعتماد دارند. با این وجود کمتر از نیمی ابراز اعتماد زیاد به وزارت کشور، مجلس، شورای نگهبان یا قوه قضائیه کردهاند. 85 درصد از ایرانیها میگویند به درستی عملکرد حکومتشان حداقل در برخی از اوقات اعتماد دارند ولی تنها 54 درصد میگویند که به درستی عملکرد آن در اکثر اوقات اعتماد دارند. 11 درصد میگویند حکومت بسیار بندرت عملکرد درستی داشته که 2 درصدشان معتقدند اصلا عملکرد درستی نداشته است.درجه اعتماد به نهادهای مختلف حکومتی به تناسب متغیر است.
ریاستجمهوری با 85 درصد بالاترین است و پاسخدهندگان اظهار کردهاند حداقل تاحدودی به آن اعتماد دارند که 64 درصد از این بین، اعتماد بالایی را ابراز کردهاند.
83 درصد از ایرانیان به پلیس اعتماد دارند که 52 درصدشان اعتماد بالایی را اظهار کردهاند.
79 درصد به مجلس اعتماد دارند که 40 درصدشان دارای اعتماد بالا به آن هستند.
73 درصد به نظام قضایی اعتماد دارند که 43درصدشان اعتماد بالایی را ابراز کردهاند.
72 درصد به وزارت کشور اعتماد دارند که 38 درصدشان اعتماد بالا را ابراز کردهاند و 71 درصد به شورای نگهبان که 42درصدشان اعتماد بالایی به آن داشتهاند.
منبع: باشگاه انديشه
ترجمه : محمد مظهری
گزارش دادسرای انقلاب تهران درباره اعدام 2 تروریست
وطنامروز: دادسرای عمومی و انقلاب تهران گزارشی از اتهامات محکومان و مراحل رسیدگی به پرونده 2 تن از اعضای گروهک تروریستی «انجمن پادشاهی» را به منظور تنویر افکار عمومی منتشر کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: «آرش رحمانیپور» فرزند داوود، در سال جاری به اتهام عضویت در گروهک ضدانقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. وی در بازجویی اولیه، عضویت در گروهکی ضدانقلابی موسوم به تندر و برنامهریزی برای آتش زدن مراکز عمومی مانند امامزاده زید(ع) در منطقه بازار تهران و امامزاده علیاکبر (ع) و همچنین تهیه مواد منفجره را پذیرفته و اظهارداشت، به علت شلوغی امامزاده و حضور نیروهای بسیجی و انتظامی موفق به اجرای طرح بمبگذاری خود نشده بود. وی همچنین اقرار کرد که به همراه یکی از دوستان خود به نام پیمان، خود را به انجمن پادشاهی معرفی کرده و ضمن عضویت در این انجمن، با اعضای آن که بعضا دارای کد و نام رمز بودهاند، از طریق ایمیل و چت درباره ساخت مواد شیمیایی و بمب ارتباط برقرار کردهاست و برخی از مواد منفجره ساخت خود را نیز در بیابانهای اطراف تهران، پارک جنگلی و جادههای شمال کشور آزمایش کرده بود. آرش رحمانیپور همچنین اعتراف کرد که با فردی ضدانقلاب به نام «فرود فولادوند» که دارای شبکه ضدانقلابی در خارج از ایران است، ارتباط سازمانی داشته و به این باور رسیده بود که حکومت اسلامی باید از بین برود و حکومت پادشاهی به جای آن حاکم شود. به همین جهت مواد شیمیایی برای ساخت بمب خریداری و بیش از یکصد کیلوگرم مواد منفجره در محل سکونت خود نگهداری میکرد. تلاش برای انفجار بمب در حسینيه ارشاد و مسجدالنبی منطقه نارمک تهران نیز از جمله اقدامات نامبرده است که البته با هوشیاری ماموران موفق به انجام آن نشد. از دیگر اتهامات محکوم یاد شده اقدام تبلیغی علیه نظام و دین بود و در همین رابطه، مقالات و متن سخنرانیهای فولادوند را بین بستگان و دوستان خود توزیع میکرد. در بخش دیگری از این گزارش درباره دیگر محکوم اعدامی نیز آمده است: «محمدرضا علیزمانی»، فرزند اسماعیل، با نام مستعار بردیا، در سال جاری به اتهام عضویت در گروهک ضدانقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. حسب اظهارات اولیه، وی قبلا از طریق غیرقانونی از مرز ایران خارج شده و به کردستان عراق رفته و درخواست پناهندگی سیاسی کرده بود. وی در مدت اقامت در عراق با فرود فولادوند ارتباط برقرار کرده و با رابط ضدانقلاب خود به نام جمشید نیز آشنا میشود. نامبرده با ادعای اینکه گروهکی ضدانقلابی به نام «سیمرغ آریایی» در ایران تشکیل داده، به جمشید پیشنهاد بهرهگیری از گروهک مذکور در راستای مقابله با نظام را ارائه میدهد. وی همچنین اسامی و محل سکونت تعدادی از نیروهای بسیجی ساکن اسلامشهر را از طریق رابطان خود در ایران، به انجمن پادشاهی و رابط ضدانقلاب خود ارائه کرده بود. زمانی پس از بازگشت به ایران با فردی با نام مستعار سام آشنا شده و درباره انجام عملیات تروریستی در نماز عیدفطر مصلای تهران نیز گفتوگو میکند و تا زمان دستگیری، ارتباطهای خود با گروهک انجمن پادشاهی ایران و رابط ضدانقلابی خود از طریق ایمیل و تلفن را هم حفظ کرده بود. متهم به تمام موارد فوق اقرار کرده و بر این اساس کیفرخواستی به اتهامات محاربه، توهین به مقدسات، فعالیت تبلیغی علیه نظام، تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت و خروج غیرقانونی از کشور علیه نامبرده صادر و پرونده جهت رسیدگی به یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال میشود.
مسعود رجوی و میرحسین موسوی در دادگاه
فرهاد مستوفی:
رخدادهای پس از انتخابات ایران مجال مناسبی شد تا بهرغم واکاوی رفتارهای عوامل آشوب و فتنه، در ریشهیابی گستاخیها و مشی استبدادطلبی این جماعت نیز تدقیق شود. تناقضات فراوان کرداری و گفتاری این افراد در پدید آوردن فتنه پس از انتخابات که 2 رکن بنیادین نظام، یعنی اسلامیت و جمهوریت را مورد اهانت و هجمه قرار داد، باعث شده تا دیگر آبرویی برای این جماعت باقی نماند. حرکت افکار عمومی در مسیر انصاف، این نکته کلیدی را مطرح میسازد که دیگر هیچگونه کلام یا کرداری از این جماعت در مدح اسلامیت یا جمهوریت نهتنها پذیرفته نیست که تعبیر به نفاق و رفتارهای منافقگونه میشود. از سوی دیگر به نظر میرسد پس از حماسه 9 دی که نشاندهنده اوج بصیرت ملت است، سزاوار نیست دیگر بار به اثبات اقدامات مجرمانه فتنهگران و سران آنها پرداخته شود. در شرایط کنونی، شایسته آن است که افکار عمومی شاهد گفتارهایی درباره برخورد قاطع دستگاه قضا با سران فتنه و در ادامه آن، گمانهزنی درباره «مجازات» احتمالی سران فتنه باشد. قطعا پیگیری این موضوع اثرات مطلوبی در پی خواهد داشت. در اینباره و برای اینکه تناسب جرم با مجازات ارزیابی شود، مروری بر عملکرد موسوی در حوادث پس از انتخابات و قیاس این رفتار با چهرههای دیگر چون مسعود رجوی ضرورت مييابد.
هزینههای موسوی برای نظام
1- نفی جمهوریت
موسوی که براساس شنیدهها، ستاد وی چند روز قبل ازبرگزاري انتخابات، از شکست قطعی وی اطمینان داشت، ساعت 23 شامگاه 22 خرداد با ترتیب دادن یک کنفرانس خبری با رسانههای حامی خود، مدعی شد که او پیروز انتخابات است. این اقدام بیسابقه و به دور از منطق در حالی صورت گرفت که هنوز رأیگیری از ملت ادامه داشت. موسوی پس از شمارش آرا و تأیید آن از سوی نمایندگان حامی وی که بر سر صندوقهای رأی حضور داشتند، در یک اقدام فراقانونی دیگر ادعایی عجیب را مطرح کرد و مدعی تقلب در انتخابات شد. ادعای موسوی باعث ایجاد تجمعات خیابانی و در ادامه آشوب شد. شهروندان تهران از فردای انتخابات 22 خرداد، شاهد آتش و دود و فحاشی در برخی خیابانهای پایتخت بودند. موسوی مدعی شده بود که در انتخابات تقلب شده و او رئیسجمهور است و این ادعا به مثابه عدم پذیرش انتخابات بود، اما پیگیری این ادعا آنگونه که قانون حکم میدهد و عقلای قوم سفارش میکنند صورت نگرفت. کاندیدای مدعی از یکسو نهادهای نظارتی نظام را مورد هجوم قرار داد و از دیگر سو هوادارانش را که ادعای وی را «راست» میپنداشتند، ترغیب به حضور در خیابانها میکرد. تجمعاتی که همواره تبدیل به آشوب و آتش زدن اموال عمومی،خسارت به اموال مردم و توهین به مسؤولان نظام و آرمانهای انقلاب شد و متأسفانه خسارات جهانی نیز به همراه داشت.
ادعای تقلب در انتخابات که بنا به گفته محمدعلی ابطحی، معاون و رئیس دفتر خاتمی در زمان ریاستجمهوری وي ،«اسم رمز آشوب» و عامل تجمعات خیابانی و پیامدهای آن بود اما به تدریج از ادبیات مدعیان تقلب، بویژه میرحسین موسوی حذف شد. موسوی بتدریج تلاش کرد تا به جای پرداختن به مبدأ همه حوادث، یعنی ادعای تقلب، به حوادث جنبی و فرعی و بهطور کلی به حاشیهها بپردازد. وی در راستای مظلومنمایی تا بدانجا رفت که در مراسم ختم «شهیده» سعیده پورآقایی شرکت کرد و به خانواده وی پیام تسلیت داد! تا اذهان را از ادعای تقلب به حوادث حاشیهای منحرف کند. موسوی در این مسیر نهتنها ره به جایی نبرد بلکه رسوا نیز شد. با بررسیهای انجام شده، سعیده پورآقایی، دختر فراری از آب درآمد که پس از مدتی به خانه بازگشته بود و گفت که حامیان موسوی چگونه از وی سوءاستفاده کردند. افتضاحات و رسواییهای دیگری نیز نصیب موسوی شد تا «دروغگویی» این جماعت بر افکار عمومی آشکار شود. بهرغم روند شتابان افشاگریها علیه دروغگوییهای موسوی و رسانههای حامی وی، اما آنچه باعث رسوایی تاریخی آنها شد، اعتراف تلویحی موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب بود. او در بیانیه 17 خود که 2 روز پس از خشم انقلابی مردم در 9دی صادر شد، دولت را پذیرفت تا پس از نزدیک به 7ماه برای همه مردم بویژه هواداران وی ثابت شود که ادعای تقلب یک دروغ بزرگ بود. موسوی طی این مدت بهواسطه این دروغ هزینههای فراوانی را به نظام تحمیل کرد اما شاخصترین رفتار وی، اهانت به جمهوریت نظام بود. این کاندیدای متوهم 7 ماه هواداران خود را با «دروغ تاريخي تقلب» فریب داد، اما در نهایت با اعتراف تلویحی به این دروغ، این واقعیت بسیار تلخ را نمایان ساخت که او کمترین اعتقادی به ساختار «جمهوری» و در یک کلام جمهوریت نظام ندارد.
2- نفی اسلامیت
پس از اظهارات رهبر انقلاب در 29 خرداد و بیان صریح معظم له مبنی بر اینکه «جمهوری اسلامی اهل تقلب نیست» بسیاری صاحبنظران اظهارات ايشان را «فصلالخطاب» تفسیر کردند اما هواداران موسوی یک روز بعد، یعنی در 30خرداد دعوت به تجمع کردند تا عملاً بیاعتقادی خود به «اصل ولایت فقیه»را نشان دهند. توهین به وجهه اسلامیت در شعارهای حامیان موسوی در روز قدس (نه غزه، نه لبنان) و 13آبان (جمهوری ایرانی)، 16آذر (اهانت به عکس امام (ره)) و نهایتا هتاکی بیشرمانه در روز عاشورا نیز آشکار شد. موسوی هیچگاه در اینباره واکنشی در خور نشان نداد. او گستاخی در برابر اسلامیت و آموزههای فاخر شیعی را در بیانیه 17 خود نشان داد آنجا که هتاکان به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی را «مردان خداجو» نامید! مخالفت با اسلامیت، در دیدار اخیر با کروبی نيز صورت گرفت آنجا که وی از «اعدام» 2 تروریست عضو انجمن پادشاهی ابراز ناراحتی کرد. این رفتار موسوی که تداعیکننده مخالفت جبهه ملی و نهضت آزادی با لایحه قصاص در سال 60 بود، دیگر بار ثابت کرد که رفتار وی در قبال حوادث پس از انتخابات، در راستای اهداف دیگری انجام شد. به هر حال موسوی در قبال این حوادث پرهزینه هم نشان داد که اعتقادی به «اسلامیت» نظام ندارد.
دیگر هزینهها
انتخابات 22 خرداد یک فرصت استثنایی برای جمهوری اسلامی در جهت ارتقای بیسابقه در مناسبات منطقهای و جهانی بود. مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات و رای 25 میلیونی به رئیسجمهوری منتخب، جایگاه ایران را به طرز فوقالعادهای ارتقا میبخشید اما موسوی با ادعای دروغین تقلب، این امتیازات را تا حدود زیادی از ایران سلب کرد. در بعد داخلی نیز آشوبآفرینی وی و دیگر سران آشوب در تهران، باعث فشار روانی به مردم، خسارات مالی فراوان به دولت و مردم و همچنین افزایش ریسک سرمایهگذاری در ایران شد.
تاثیر منفی این رفتار موسوی بر مسائل اقتصادی بسیار زیاد بود اما توهم و خوی استبدادی موسوی باعث شد
2 هزینه هنگفت دیگر بر کشور تحمیل شود.
1ـ جمهوری اسلامی ایران که با انقلاب 57 تشکیل شد، یک گفتمان دینی را به دنیا عرضه کرد که در کنار اعتقاد عمیق به کاربردیسازی مواریث دینی ـ شیعی ـ در همه شئون زندگی بشر، تمایل فراوانی به نوآوری و تجدد اسلامی نیز نشان داد. سیستم حکومتی جمهوری اسلامی باعث شد تا نظامات غیردینی جهان به چالش کشیده شود. در این حالت گفتمان جمهوری اسلامی چنان دارای پشتوانه فکري بود که رفتارهای غیرانسانی دیگر نظامهای حکومتی دنیا را تقبیح میکرد. سرعت فوقالعاده نشر گفتمان جمهوری اسلامی که احیاکننده تمدن اسلامی است، چنان غرب را دچار هراس کرده که حتی از ساخت منارههای مساجد نیز جلوگیری میکنند. در این شرایط موسوی با طرح ادعای تقلب، پاکی و سلامت نظام حکومتی جمهوری اسلامی را دچار خدشه کرد؛ به گونهای که ایالات متحده که خود به خاطر انتخابات سال 2000 (رقابت بوش و الگور) در مظان اتهام بود، بشدت این ادعای تقلب را پیگیری کرد و کروبی نیز با طرح ادعای دروغ تجاوز در بازداشتگاه کهریزک، جنایات ایالات متحده در گوانتانامو و ابوغریب را تطهير کرد! آیا همین هزینه هنگفت مستوجب مجازاتی در خور نیست؟
2ـ رفتار موسوی و دیگر فتنهگران باعث شد تا اجتماعی از منافقین، تودهایها، سلطنتطلبها، تجزیهطلبها، صهیونیستها و کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی تشکیل شود. با تشکیل این اجتماع که با سکوت موسوی که نشانه خشنودی است، همراه شد، عرصه برای تحرک این جماعت ضدانقلاب در قالب هواداران موسوی فراهم شد تا در خیابانهای تهران به آشوبگری و فحاشی علیه امام و رهبری و جمهوری اسلامی بپردازند. سکوت موسوی موجب انتقاد وفاداران به انقلاب شد اما خوی خودخواهی وی باعث شد هیچگاه واکنش منطقی در این باره نشان ندهد. بدون شک تشکیل این اجتماع حول اهداف مشترک صورت گرفت. همین اهداف مشترک با ضد انقلاب خود جرم بسیار بزرگی برای موسوی است. از سوی دیگر متاسفانه درخواست از بیگانگان برای پیگیری سیاستهای سختگیرانه علیه نظام، از دیگر اقدامات خائنانه این افراد بود بهگونهای که اخیراً با ارسال پیامهایی، خواستار اعمال تحریم علیه ایران بویژه در حوزه انرژی شدهاند. موضوعی که خود هیلاری کلینتون اخیراً به آن اذعان کرد و در همین راستاست که بودجههای ایالات متحده در راستای کمک به فتنهگران تصویب میشود و استعمار پیر نیز به تقویت رسانه اختلافافکن خود در جهت کمک به موسوی میپردازد.این اقدامات خائنانه نیز جرمهای بسیار بزرگی در کارنامه موسوی است.
مسعود رجوی چه کرد؟
مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین از همان ابتدای انقلاب به مخالفت علنی با «ولایت فقیه» پرداخت. این اختلاف علنی در ماجرای تصویب قانون اساسی نمود عینیتری یافت. عدم صلاحیت رجوی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری که طبق فرمایش صریح امام خمینی(ره) صورت گرفت، موجب اهانتهای بیشرمانه آنها علیه امام امت شد. گروهگ رجوی در ادامه در ائتلاف با ابوالحسن بنیصدر که نفاق وی آشکار شده بود؛ ائتلافی علیه «ولایتفقیه» تشکیل داد و از اسفند 59 تا اوایل سال 60 به فعالیتهای سیاسی خود علیه نظام ادامه دادند. تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و ولایتفقیه در 3ماهه اول سال 60 هم ادامه داشت اما در 29 خرداد 60 مسعود رجوی و ابوالحسن بنیصدر از هواداران خود خواستند تا در خیابانهای تهران تجمع کنند. این اتفاق باعث لشکرکشی خیابانی علیه نظام شد، به گونهای که حامیان منافقین در 30 خرداد 60 اقدام به فحاشی علیه امام و جمهوری اسلامی کردند. پس از آنکه حضور مردم انقلابی تلاشهای منافقین و بنیصدر را به ناکامی کشاند، منافقین وارد فاز نظامی شدند. آنان در 7 تیر 60، دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند. پس از ورود منافقین به فاز نظامي رجوی و بنیصدر توسط بهزاد معزی، خلبان اختصاصی محمدرضا پهلوی به وسیله یک جت از ایران به فرانسه گریختند.پس از این اتفاقات انواع عملیات نظامی منافقین علیه جمهوری اسلامی شدت بیشتری یافت و انفجار دفتر نخستوزیری در 8 شهریور رخ داد. ترور ائمه جمعه شهرهای تبریز، همدان، شیراز، یزد و کرمانشاه و ترور تعدادی از قضات دادگستری و نمایندگان مجلس از جمله این اقدامات بود.
اما 5 شهریور 60 صحنه جنایات عوامل منافقین در خیابانها و کشتار مردم بی دفاع تهران توسط آنها بود. استفاده از تیربار و آرپیجی و نارنجک علیه مردم
نشان دهنده میزان خوی درندگی این افراد بود.
البته در اواخر دهه 60 و همزمان با دستگیری سران منافقین در زعفرانیه تهران، فعالیت این گروهک تاحدود زیادی مهار شد اما حضور آنان در خارج از مرزهای ایران و خیانت آنان به وطن در جریان جنگ تحمیلی و نیز اقدامات جاسوسی طی سالهای گذشته بویژه در زمینه هستهای و ترور وفاداران به انقلاب کارنامه سیاهی از آنان به وجود آورده است. مسعود رجوی مرد شماره یک سازمان مجاهدین بود و اقدامات این گروهک تروریستی با دستور وی صورت میگرفت، مجاهدین خلق از یک مخالف اصل ولایت فقیه تبدیل به منافقین و خائنان به وطن شدند. اینک اگر مسعود رجوی دستگیر شود آیا محاکمه نخواهد شد؟ اگر محاکمه شود چه مجازاتی در انتظار اوست؟ او هم اقدام به ايجاد نا امنی در کشور کرد و هم عامل کشتار مردم شد و هم نظام اسلامی را تضعیف کرد. براستی مجازات وی چیست؟
مجازات موسوی!
میرحسین موسوی نیز آیا با انجام رفتارهای پس از انتخابات مستحق محاکمه نیست؟ بهطور قطع موسوی به وقت خود باید محاکمه شود چرا که در غیر اینصورت از عدالت جز نامی بدون قاعده و بیخاصیت چیزی نخواهد ماند . قطعا موسوی باید در دادگاهی صالح پاسخگوی اقدامات خود باشد چرا که در غیر این صورت همگان به خود جسارت میدهند به جمهوریت نظام حمله کرده و این رکن رکین انقلاب را هتک حیثیت کنند. بدون شک موسوی باید محاکمه شود تا دیگر کسی نتواند در لوای نفاق در کردار علیه اسلام شورش کند و اما در بیان منکر همه چیز شود و دیگران را خارج از اسلام معرفی کند! بدون شک موسوی باید محاکمه شود و به مجازات برسد تا دیگر کسی هوس نکند با ادعایی دروغ، شعور ملت را مورد تمسخر و اهانت قرار دهد! موسوی باید محاکمه شود. آری! باید محاکمه شود تا دیگر کسی هوس خیانت به کشور و نظام را در سر نپروراند...
***
در پایان نوشتار بودم که اظهارات اخیر موسوی به دستم رسید. پس از مطالعه آن بدین نتیجه رسیدم، به هیچ وجه نباید درباره اظهارات وی سخن گفت یا اینکه زمانی به آن اختصاص داد. در پیشگاه مردم این عملکرد و رفتارهاست که نشاندهنده تفکرات افراد است و نه ادعاها و حرفها . موسوی به گونهای سخن گفته که گویی کسی در انتظار اظهارات وی است. او در وهله نخست باید پاسخگوی دروغگوییها و هزینهسازیهای خود برای مردم و نظام باشد. با این حال پس از مطالعه اظهارات موسوی 2 موضوع به ذهنم خطور کرد:
1- شباهت عجیب موسوی به شاپور بختیار؛ بختیار نماد... و توهم بود و همگان هم خصوصیات جسمی و هم خصوصیات فکری وی را به یاد دارند. به نظر میرسد افکار عمومی؛ به خوبی متوجه اصل ماجرا شده است.
2- شباهت عجیب موسوی به بنیصدر؛ بنی صدر نماد دیکتاتوری، غرور، کیش شخصیت و خودبزرگبینی بود. البته تفاوت بنیصدر و موسوی را هم باید گفت و آن اینکه بنیصدر به واسطه انتخاب به رياست جمهوری ـ اگرچه با فریب و دغل – دارای این ویژگیها بود، اما موسوی چه؟ او فقط یک کاندیدای بازنده است. البته یک کاندیدای بازنده مجرم!
پيشتازي 5 فيلم در فهرست دريافت سيمرغهاي جشنواره فجر
نامزدهای سیمرغ بیستوهشتم معرفی شدند
نامزدهای بخش مسابقه سینمای ایران
اسامی نامزدهای مسابقه سینمایایران جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر به شرح زیر اعلام شد:
بهترین چهرهپردازی: بهرنگ ارغوان، طلا و مس، ملک سلیمان، ناسپاس و نفوذی
بهترین جلوههای ویژه میدانی: شب واقعه، شکارچی شنبه، عصر روز دهم و ناسپاس
بهترین جلوههای ویژه رایانهای: شب واقعه، عصر روزدهم، ملک سلیمان، ناسپاس و هفت دقیقه تا پاییز
بهترین طراحی صحنه و لباس: شبواقعه، شکارچی شنبه، ملک سلیمان، ناسپاس، نفوذی و هفت دقیقه تا پاییز
بهترین صدا: آل، آناهیتا، بیدا
گروه فرهنگ و هنر: نامزدهای نهایی رقابت برای کسب سیمرغهای بلورین و زرین جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر سرانجام روز گذشته اعلام شدند. در آیین اختتامیه این رویداد مهم فرهنگی که عصر امروز در سالن همایشهای برج میلاد برگزار خواهد شد، برگزیدگان از میان 78 نامزد اعلامی انتخاب و تقدیر خواهند شد. بر این اساس و طبق رده بندی نامزدهای بخشهای مختلف فیلمهای «شب واقعه»، «ملکسلیمان» و «هفتدقیقهتاپاییز» با 8، 9 و 10 نامزد، پیشتازان اصلی نامزدی سیمرغ بیستو هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر هستند.
ردهبندی فیلمها براساس تعداد نامزدی
ردهبندی فیلمهای بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) براساس بیشترین تعداد نامزدی در رشتههای مختلف به شرح زیر است: شب واقعه با 10 نامزد در رشتههای بهترین جلوههای ویژه میدانی، بهترین جلوههای ویژه رایانهای، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین صدا، بهترین تدوین، بهترین فیلمبرداری، بهترین نقش اول مرد، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم، حائز بیشترین شانس برای تصاحب سیمرغ شده است. «ملک سلیمان» نیز با 9 نامزدی در رشتههای بهترین چهرهپردازی، بهترین جلوههای ویژه رایانهای، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین صدا، بهترین موسیقی، بهترین نقش مکمل مرد، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم در رتبه دوم این فهرست قرار میگیرد. «هفت دقیقه تا پاییز» سومین فیلم پیشتاز است که در 8 رشته بهترین جلوههای ویژه رایانهای، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین نقش مکمل مرد، بهترین تدوین، بهترین نقش اول مرد، بهترین نقش اول زن، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم، نامزد کسب سیمرغ شده است. فیلم «طلا و مس» با 7 نامزدی برای بهترین موسیقی، بهترین تدوین، بهترین نقش اول زن، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین چهرهپردازی و «به رنگ ارغوان» با 6نامزدی در رشتههای بهترین چهرهپردازی، بهترین نقش مکمل مرد، بهترین فیلمبرداری، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم رتبههای چهارم و پنجم را تصاحب کردهاند. «چهل سالگی» با 5 نامزدی (بهترین نقش اول مرد، بهترین نقش اول زن، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم)، «ناسپاس» با 4نامزدی (بهترین چهرهپردازی، بهترین جلوههای ویژه میدانی، بهترین جلوههای ویژه رایانهای و بهترین طراحی صحنه و لباس) و «آل» با 4نامزدی (بهترین صدا، بهترین موسیقی، بهترین نقش مکمل زن و بهترین فیلمبرداری) دیگر فیلمهای پیشتاز از نگاه داوران این دوره از جشنواره بودهاند. اما در رتبه نهم این فهرست 5فیلم با 3نامزدی در کنار هم قرار گرفتهاند. این فیلمها عبارتند از: «نفوذی» (بهترین چهرهپردازی، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین فیلمنامه)، «عصر روز دهم» (نامزد بهترین جلوههای ویژه میدانی، بهترین جلوههای ویژه رایانهای، بهترین نقش مکمل زن)، «کیفر» (بهترین نقش مکمل مرد (2 بار)، بهترین نقش اول زن)، «تسویه حساب» (نامزد بهترین نقش مکمل زن، بهترین فیلمبرداری، بهترین نقش اول زن) و «لطفاً مزاحم نشوید» (نامزد بهترین نقش مکمل زن، بهترین تدوین، بهترین نقش اول مرد). بر اساس این رتبهبندی فیلمهای «سنگ اول»(نامزد بهترین تدوین، بهترین نقش اول مرد)، «شکارچی شنبه» (نامزد بهترین جلوههای ویژه میدانی، بهترین طراحی صحنه و لباس)، «آناهیتا» (نامزد بهترین صدا، بهترین موسیقی) و «بیداری رویاها»(نامزد بهترین صدا، بهترین نقش اول مرد) نیز هریک با 2 نامزدی در مقام یازدهم قرارگرفتهاند. «کیمیا و خاک»(نامزد بهترین نقش مکمل زن) و «پرسه در مه»(نامزد بهترین موسیقی) نیز با یک نامزدی در انتهای فهرست قرار دارند.
امشب؛ پرواز 25 سیمرغ
در اختتامیه جشنواره
مراسم اختتامیه بخش مسابقه سینمای ایران بیستوهشتمین جشنواره فیلم فجر، امشب چهارشنبه 14 بهمن ماه برگزار میشود و در این مراسم 24 سیمرغ بلورین و یک سیمرغ زرین اهدا خواهد شد. به گزارش روابط عمومی جشنواره، در بخش مسابقه سینمای ایران سیمرغ زرین جایزه ویژه سینمای ایران به بهترین فیلم با نگاه ملی (ایرانی- اسلامی) به همراه سیمرغهای بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین موسیقی متن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین صدای فیلم، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین جلوههای ویژه و بهترین چهرهپردازی به برگزیدگان اهدا میشود. در بخش نگاه نو (مسابقه فیلمهای اول و دوم) نیز سیمرغهای بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی به برگزیدگان اهدا خواهد شد. سیمرغهای بلورین بخش ویدئو ـ سینما (مسابقه آثار ویدئویی) نیز عبارتند از: سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اثر کوتاه ویدئویی، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اثر ویدئویی بلند، در بخش چشم واقعیت (مسابقه آثار مستند) نیز 2 سیمرغ بلورین به بهترین کارگردانی فیلم مستند نیمه بلند و کوتاه و بهترین کارگردانی مستند بلند اهدا میشود. جوایز بخش نقش خیال (مسابقه آثار پویانمایی ایران) نیز عبارتند از: سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی پویانمایی کوتاه و نیمه بلند و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی پویانمایی بلند. یک سیمرغ بلورین نیز در بخش مسابقه سینمای ایران به فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره اهدا خواهد شد.
داربی شصت و هشتم و تنها مطالبه هواداران سرخابی
رهایی از پیله تساوی
مهدی طاهرخانی:
1-اینک داربی برای هوادار ایرانی یادآور تساوی
یک بر یک است؛ داربی یعنی مساوی، یعنی کشتن همه آن اشتیاقی که یک هفته در بطن جامعه ورزشی جاری بوده و ساری اما ترس از باخت همه آن شور و هیجان را به مسلخگاه احتیاط برده است.چرا من مورد لعنت تاریخ قرار بگیرم؛ این همان قفل بیکلید تساویهای نیمه دوم دهه 80 است که تا روزهای پایانی سال جاری دوام آورده. با قطور شدن پرونده یک بر یکها، هر مربی در ذهن خود آن را پروراند و راضی به تساوی شد تا بعدها در کتاب داربی نام او را به عنوان شکست خورده بزرگ این رکورد نیاورند.حتی امیر قلعهنویی که در 3 سال نخست حضورش در استقلال 3 بار توانسته بود از سد پرسپولیس بگذرد فصل قبل اسیر این قفل شد و محصول این خوف چیزی نبود جز خلق 2 تساوی مشابه و چندشآور. اگرچه قلعهنویی شکستناپذیری خود برابر پرسپولیس را حفظ کرد اما اینک شنل شوالیه بر تن قهرمانی برازنده است که عوض حفظ رکورد نباختن به فکر پاره کرده این نوار منحوس باشد.
2- ادموند بزیک و رضا عابدیان از آن دسته از مهاجمانی بودند که همواره هواداران پرسپولیس با احترام از آنها یاد میکردند چرا که فاصله 2 گل آنها در 2 داربی مختلف
7 سال بود و در طول این 7 سال هرگز پرسپولیس قادر به شکست رقیب آبیپوشش نشد. در داربی سی و یکم رضا عابدیان تکگل پرسپولیس را به ثمر رساند تا آن پیروزی آخرین برد قرمزها تا سال 1375 باشد. آنچه در طول این
7 سال در ذهن و ساق بازیکنان پرسپولیس خالکوبی شده بود، ترس از باخت مجدد بود و عوض آنکه یکی پیدا شود با شجاعت ورق را بازگرداند، اکثریت به دنبال آن بودند که دست کم برابر استقلال بازنده نباشند مغفول از اینکه دیگر نباختن برای پرسپولیسیها فضیلت نبود و سکوهای سرخ فقط در تمنای دیدن رنگ پیروزی بود. دقیقه 87 داربی چهل و دوم سرانجام این طلسم توسط ادموند بزیک شکسته شد تا اینچنین نام او در ذهن پرسپولیسیها حک شود.
3- وضع امروز هر 2 مربی (دایی و مرفاوی) و بازیکنان هر 2 تیم بیشباهت به آن 7 ساله قرمزها نیست. استقلال از روز چهاردهم آبان سال 1384رنگ فتح داربی را ندیده است و تاریخ آغاز این رخوت برای قرمزها دقیقا 2 روز کمتر از یک سال است یعنی 12 آبانماه سال 1385. این اعداد یعنی شرم بر پیشانی فوتبالی که ادعا میکند لیگش پویاست و تیم ملیاش چکیده همین بازیکنان و تفکر است. امروز داربی شصت و هشتم انجام میشود و با وجود خواسته قلبی هر 2مربی که در لابهلاي گفتههايشان نباختن در اينبازي از میل پیروزی در آن نمود بیشتری دارد، ساکنان سکو و جمعنشینان جعبه جادویی تنها خواهان پیروزی تیمشان هستند. اگر قرار باشد دوباره تیمی گلی به ثمر برساند و تا لحظه شنیدن سوت پایان چلهنشین باکس 18قدم خود باشد آنگاه اگر خوب هم مدافع هم باشد (همان کاری که قلعه نویی در داربی برگشت سال گذشته کرد) آن وقت شاید دستان علیزاده از دل زمین سبز شود و گل تساوی از آسمان نازل! پس اگر تساوی نمیخواهید، اگر براستی احوالتان از نتیجه یک بر یک محول میشود باید از نباختن نترسید؛ این شاهکلید این قفل خود ساخته است.
4-آنچه در 3 بند فوق عنوان شد نقبی بود به گذشته و شرح حال پیله داربی اما برای رهایی این پروانه علاوه بر شهامت به چیزهای دیگر هم احتیاج است. هم امتیازی 2 تیم از یکسو و بردهای مشابه اخیرشان، کمی کار را برای صید پیروزی سخت میکند. نکته جالب به تساوی آنها در تعداد برد، باخت، مساوی و گل زده هم مربوط میشود و این یعنی دایی و مرفاوی 2 تیم دارند شبیه هم که تقابل آنها مشابه رو در روی هم قرار گرفتن 2 کشتیگیر با زور یکسان است. تنها نقطه ضعف قرمزها به غیبت علیرضا محمد ربط پیدا میکند که با محرومیت دفاع راست پرسپولیس، علی دایی هیچ آلترناتیوی که متخصص در آن ناحیه باشد را در اختیار ندارد. در آنسو مرفاوی با چند جابهجایی در خط دفاعی و تبعید بیکزاده و صادقی به نیمکت ذخیرهها به ترکیب دلخواهی رسیده و بعید به نظر میرسد آن را دستخوش تحول کند. در حالت طبیعی و بدون توجه به نتایج داربیهای قبلی برآیند قدرت 2 تیم صفر است و روی کاغذ نمیتوان برتری را به مجموعه خاصی داد. در چنین شرایطی برنده آن است که نخست نترسد سپس در عین شهامت و عقلانیت،محو پیش افتادن مقطعی تیمش نشود. 6 داربی گذشته مساوی شد چون همواره مربیان برنده بعد از گل تیمشان ذوب بازی شدند و نفهمیدند باتلاق داربی چگونه یخزدگان را به کام خود فرو میبرد.
برای مرفاوی آرزوی موفقیت میکنم اما نه در داربی امروز
دایی: برد استقلال شیرینترین روز زندگیام است
همچنان با اعتماد به نفس خاصی درباره داربی حرف میزند. این برگ برنده سرمربی پرسپولیس از زمانی که فوتبالیست شده، است.به گفته خودش هرگز تسلیم اتفاقاتی که پیرامون زندگیاش میافتد نمیشود و حتی اگر هم شکست بخورد برای پیروزی در آینده تلاش میکند.دایی این بار و در آستانه آزمونی حساس اعتماد به نفس خودش را حفظ کرده است.او صحبتهایش درباره این بازی حساس را با آرزوی موفقیت برای مرفاوی شروع میکند و میگوید: «برای صمد مرفاوی آرزوی موفقیت میکنم اما تنها در زندگی شخصیاش نه در بازی داربي».
به نظر از وضع تیم راضی به نظر میرسید؟
خدا را شکر همه چیز مهیاست تا ما با یک بازی خوب پیروز داربی باشیم، همه بازیکنان آماده هستند و هیچ مشکلی ندارند، البته معتقدم این حساسیت و شلوغیهای پیرامون داربی تنها در رسانههاست چرا که بازی فردا (امروز) هم میآید و میرود و سپس به خاطرهها سپرده میشود. هدف پرسپولیس تنها این خواهد بود که یک بازی درست و جوانمردانه را انجام دهد.
شما استقلال را چطور ارزیابی میکنید؟
استقلال تیم بسیار بزرگی است که برای آنها و هوادارانشان احترام زیادی قائل هستم. صمد مرفاوی را هم خیلی دوست دارم و معتقدم اگر از او در استقلال حمایت شود میتواند موفق باشد. برای او آرزوی موفقیت دارم اما نه در بازی فردا(امروز) بلکه در زندگی شخصیاش.
روی نیمکت استقلال شما با بهزاد غلامپور هم رفاقت دیرینهای دارید.
بله، همینطور است، اما در فوتبال این چیزها مهم نیست و فقط باید به برد تیم خود فکر کرد. همه آمدیم و یک روزی هم میرویم و اکنون تنها به پرسپولیس فکر میکنم.
فکر میکنید بتوانید استقلال را در بازی فردا (امروز) شکست دهید؟
مطمئنا در این بازی تیمی موفقتر خواهد بود که آمادهتر باشد و من نمیخواهم پیشاپیش صحبتی در این زمینه داشته باشم و فقط میگویم که در زمین مشخص میشود که چه تیمی آمادهتر است. در حال حاضر هم تمام تمرکزمان معطوف به پرسپولیس است و چندان کاری به مسائل تیم حریف نداریم، انشاءالله خدا کمک کند و بتوانیم بازی را ببریم. باید بگویم که هیچ نتیجهای را هم نمیتوانم برای این بازی پیشبینی کنم.
شما از زمانی که به پرسپولیس آمدهاید مورد حمایت هواداران این تیم قرار گرفتهاید.
برای هواداران هر 2 تیم احترام خاصی قائل هستم. انشاءالله آنها فردا (امروز) در یک محیط خوب تنها به تشویق تیم خودشان بپردازند و از دادن شعارهایی علیه تیم حریف پرهیز کنند. تمام سعی ما این است که بازی را ببریم و برای همین در روزهای اخیر با قدرت و جدیت بالایی تمرین کردیم.
پرسپولیس بازیکن مصدوم یا... ندارد؟
این باعث خوشحالی من است که در شرایطی آخرین تمرین قبل از بازی را انجام دادیم که مصدوم نداریم و بازیکنان در سلامت کامل به سر میبرند.
همچنان معتقدید که داربی مساوی نمیشود؟
در بازی چهارشنبه به دنبال پیروزی هستیم و برای تساوی به میدان نمیرویم. اگر 3 امتیاز این بازی را بگیریم، روز داربی 68 جزو شیرینترین روزهای زندگیام خواهد بود. امیدوارم در روز بازی با استقلال، پیروز میدان باشیم.
کری خواندن بلد نیستم اما استقلال شایسته پیروزی است
مرفاوی: از روی دست دایی تقلب نمیکنم!
بخوبی میداند که حساب این بازی با تمام بازیهای لیگ برتر جداست. شکست دادن پرسپولیس در شرایطی که صمد بتازگی از بحرانی اساسی خارج شده میتواند نوید روزهای خوبی برای او باشد. هر چقدر هم که خود مرفاوی خویشتندار باشد و نتیجه داربی را پیشبینی نکند اما از طرز حرف زدنش کاملا مشخص است که ته دلش چه خبر است؛ «خب فکر میکنم استقلال شایستهتر است اما نتیجه را پیشبینی نمیکنم».
روز گذشته آخرین تمرین شما برای بازی امروز برگزار شد. به نظر استقلال در شرایط ویژهای قرار دارد؟
بعد از بازی مقابل ابومسلم 4 روز بیشتر فرصت نداشتیم تا خودمان را برای داربی آماده کنیم البته این شرایط تنها ویژه تیم ما نبود، پرسپولیس هم وضع مشابهی داشت. خوشبختانه تیم به حد کامل آمادگی برای این بازی رسیده است. بازیکنان از لحاظ روحی هم در شرایط ایدهآلی قرار دارند و همه بازیکنان مصمم هستند تا رقیب سنتی خود را شکست دهند.
پس حرف شما هم همین است؟
من چنین حرفی نزدم و هرگز هم مسابقهای را پیشبینی نکردهام. بخوبی شرایط این مسابقه را درک میکنم و میدانم که چقدر برای 2 تیم حساس است. استقلال و پرسپولیس جدا از حساسیتهای ویژهای که بازیهایشان در داربی دارد در جدول ردهبندی لیگ برتر همسایه هم هستند، همین اتفاق حساسیتها را افزایش میدهد.
اما دایی میگوید 6 امتیاز. استدلال او این است که اهمیت این بازی به قدری است که... .
وقتی میگویم شرایط حساس است منظور من هم همین است اما نیازی نیست که من از دست دایی تقلب کنم و بگویم این بازی 6 امتیاز دارد. این را همه میدانند. فقط امیدوارم 2 تیم بازی جوانمردانهای را رقم بزنند و البته استقلال در کنار آن بتواند 3 امتیاز بازی را کسب کند.
نظرتان درباره انتخاب سعید مظفریزاده به عنوان داور داربی چیست؟
من راجع به داور و مسائل مربوط به داوری حرفی نمیزنم.
یعنی با مظفری زاده و قضاوت او در داربی مشکلی ندارید؟
من با هیج داوری مشکل ندارم. فقط میدانم که آن بالا خدایی است که ناظر بر رفتار و عمل ما است.
نظرتان درباره هواداران چیست؟نها به هیچ عنوان تحمل شکستهای استقلال را ندارند.
آنها در پیروزیهای ما نقش اساسی را ایفا میکنند،همانطور که مقابل استیل آذین و ابومسلم این نقش را بخوبی ایفا کردند. هواداران استقلال کاملا با شخصیت هستند و همواره این قضیه را نشان دادهاند. امیدوارم در بازی امروز به ورزشگاه بیایند و استقلال را تشویق کنند. ما به انگیزه و روحیه آنها نیاز داریم.
در نظرسنجی برنامه نود بیشتر بینندهها برد پرسپولیس را پیشبینی کردند.
این نظر سنجیها برای ما اهمیتی ندارد. همه جا از این
نظر سنجیها میگذارند و نمیشود با توجه به آن بگویند فلان تیم برنده است. ما حرف خود را در زمین میزنیم،چون این
نظر سنجیها مبنا ندارد. من کری خواندن را بلد نیستم فقط میدانم که تیمم شایسته پیروزی است.
روزخند امروز
برنامهریزی اتاق بیضی برای 22 بهمن
حسین قدیانی:
عصر دیروز تعدادی از سران استکبار با حضور در اتاق بیضی جلسهای درباره چگونگی مواجهه با پرچم برافراشته اسلام یعنی جمهوری اسلامی تشکیل دادند که مشروح آن در زیر میآید:
هیلاری کلینتون: آقایان! ما همانطور که قبلا هم گفته بودم باید از خیابان بکشیم بیرون و بریم تو فضای سایبر.
اوباما: پیشنهاد من همان استفاده از روشهای سنتی است؛ مثل شعارنویسی پشت در مستراح.
دیوید میلیبند: خانم هیلاری!
هیلاری کلینتون: جانم عزیزم! قربون اون تیپت برم.
دیوید میلیبند: من فکر کنم این 22 بهمن، جمهوری اسلامی سرنگون میشود.
اوباما: این دیوید خالیبند هم باز خواب دید!
هیلاری کلینتون: آره دیوید جان! این نظام جمهوری اسلامی، اراده میکنه، ظرف 2 روز، چند میلیون آدم جمع میکنه تو خیابانها. لذا من معتقدم ما باید خیابان را بیخیالی طی کنیم، بریم در سایبر. این را من به اطلاع سران فتنه هم رساندهام.
اوباما: سران فتنه نظرشان چی بود؟
هیلاری کلینتون: مهندس نظر خاصی نداشت، ولی شیخ، 2 ساعت طول کشید تا فضای سایبر را برایش جا بیندازم که اصلا چیچی هست. مگه تو مخش میرفت. هی میگفت الان چقدر وقت دارم، چقدر از وقتم مونده. به شما که عرض کنم من دقیقا چقدر وقت دارم.
دیوید میلیبند: چطور است یه تماس با برو بچ خارج از ایران بگیریم. مایکل لدین! یه زنگ بزن به مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی.
[مایکل لدین، زنگ میزند به موبایل مریم قجر... الی آخر]
- به سیستم پیغامگیر مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی خوش آمدید. برای صحبت با خود مریم عدد 1، اطلاع از سرنوشت قجر عدد 2، پیدا کردن عضدانلو عدد 3، مکالمه با اون گور به گوری ابریشمچی بیغیرت عدد 4، تماس با رجوی عدد 5، آشنایی با شوهر بعدی عدد 6، واریز پول به حساب عدد 7 و اطلاع از 3 گردش آخر پول عدد 8 را فشار دهید.
[مایکل، عدد یک را فشار میدهد، هیلاری با مریم صحبت میکند]
مریم: 22 بهمن، جان شما کار رژیم تمام است؛ پولها رو بفرستید.
هیلاری: ما از شکم مردم آمریکا داریم میزنیم، میدیم به شما، آخرشم هیچی به هیچی.
مریم: این دفعه دیگه کار رژیم تمام است.
هیلاری: تا به حال این حرف را هزار بار زدی! حالا شعار، چی طراحی کردین؟
مریم: یه چند تا شعار آماده کردم، براتون بخونم؟
هیلاری: بخون.
مریم: «22 بهمن ماه، واه واه واه، واه واه واه»، «وای اگر آمریکا حکم جهادم دهد، سطل آشغال شهرداری باید جوابم دهد»، «انرژی اسب بخار، حق مسلم ماست»، «کروبیه باسواد مستقل است از موساد»، «با فتوشاپ زیادیم، خر ابنزیادیم»، «اینترنت، اینترنت، ما داریم میآییم».
هیلاری: راستی خبرداری این سران فتنه را میخواهند بازداشت کنن یا نه؟
مریم: نه.
هیلاری: اگه تو برگردی، جمهوری اسلامی اعدامت کنه خیلی باحالهها.
مریم: چرا؟
هیلاری: با اجرای حکم تو، 5 نفر با هم اعدام میشوند و ما میتوانیم در فضای سایبر، علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کنیم.
مریم: حالا چرا 5 تا؟
هیلاری: پس چند تا؟
مریم: خب یکی.
هیلاری: چرا یکی؟
مریم: پس چند تا؟
هیلاری: 5 تا !
مریم: چرا 5 تا ؟
هیلاری: یکی خودت مریم،یکی قجر، یکی هم عضدانلو، یکی ابریشمچی، با رجوی میشه پنج تا!!
مریم: خب که چی؟ اون 3 تای اولش که مال خودمه، اون 2 تای آخرش یه حرفایی توشه. برو جلوی اون بیلرو بگیر که تو همین اتاق بیضی با مونیکا چه بساطی راه انداخته بود!
هیلاری: پول میخواستی دیگه؟!!
مریم: پس برو خوابش رو ببین جمهوری اسلامی سقوط کنه؛ برو با همون تریاکیهای خداجو تو فضای منقل، انقلاب کن.
اوباما: تقصیر منِ خره که تو رو کردم وزیر خارجه، نتونستی 2 تا اپوزیسیون رو جذب کنی.