|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
10
15 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
نخستین جلسه دادگاه هتاکان عاشورای حسینی برگزار شد
آغاز محاکمه
در روز قدس در كنار مسجدالجواد ايستاده و كنجكاوانه به آشوبها نگاه ميكردم البته
2 فيلم تهيه كردم و براي منافقين نيز فرستادم. از قتل ندا آقاسلطان نيز فيلمي تهيه و در اختيار منافقين گذاشتم. منافقین همچنین طي ايميلي از من خواسته بودند به شعارنويسي روي ديوارها بپردازم كه من اين كار را هم كردم
گروه سیاسی: نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات آشوبگران روز عاشورا، صبح روز گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی برگزار شد. اهمیت برگزاری این دادگاه در آن است که در کنار محاکمه برخی حرمت شکنان روز عاشورا، «فتح بابی برای محاکمههای بعدی» خواهد بود. این سخنی بود که عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران روز گذشته بر آن تاكيد كرد.
در ابتدای جلسه رسیدگی به اتهامات آشوبگران روز عاشورا، قاضی صلواتی با بیان اینکه خبرنگاران نمیتوانند نام یا حتی نام مستعار که معرف هویت متهم باشد را منتشر کنند، از نماینده دادستان که به عنوان مدعیالعموم در دادگاه حاضر بود خواست که کیفرخواست عمومی و کیفرخواست متهم ردیف اول را قرائت کند. پس از دستور قاضی صلواتی، نماینده مدعیالعموم کیفرخواست متهمان اغتشاشات روز عاشورا را قرائت کرد. در بخشی از متن این کیفرخواست آمده است:
بهرهبرداری از حوادث و آشوبهای به وجود آمده پس از انتخابات ریاستجمهوری تا روز عاشورا و برنامهریزی جهت به راه انداختن آشوبهای این روز، از جمله اقداماتی بوده که در دستور کار دشمنان انقلاب قرار داشته است که در این راستا حضورجریانات سکولار، گروهکهای ضدانقلاب، سلطنتطلبها، منافقین، فرقه ضاله بهائیت و.... در روز عاشورا از نکات قابل توجهی است که اقدامات و اهداف گروهکهای ضدانقلابی و غیرقانونی مخالف برای ضربه زدن به نظام را نشان میدهد. مدعیالعموم ادامه داد: در این رابطه تعداد قابل توجهی از گروههای منحرف که ارتباطات محفلی از طریق سیستم مجازی با یکدیگر داشتهاند، به همراه عناصر فرقه ضاله بهائیت که برای فتنه انگیزی در روز عاشورا مستقیماً به سران فرقه در اسرائیل وصل و توسط آنها هدایت میشدند در دستجات 3 الی 4 نفره در قبل از فتنه روز عاشورا در مکانهایی مستقر و پلاکاردها و بنرهای اهانتآمیز علیه نظام و مقدسات را تهیه و به خیال باطل خود اعلام کرده بودند که باید در روزعاشورا کار نظام اسلامی یکسره شود. مدعیالعموم در این کیفرخواست با اشاره به نقش منافقین در ناامن جلوه دادن کشور و تلاش برای تغییر نظام پس از پیروزی انقلاب، به برخی فعالیتهای تخریبی آنان در چند ماه اخیر اشاره میکند و میافزاید: منافقین دستگیر شده که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در به شهادت رساندن فرزندان مومن و انقلابی ایران اسلامی بویژه در طول 8 سال جنگ تحمیلی نقش موثری ایفا کردند، اعتراف کردهاند که برای ایجاد ناامنی، آشوب و اغتشاش، تجمعات و تظاهرات غیرقانونی، خاصه به بهانه انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری و حوادث بعد از آن، به کرات در مقر این گروهک ملحد و محارب در عراق و کشورهای اروپایی آموزش ترور و آشوب دیدهاند و در اقاریر تکمیلی خود اعتراف کردهاند که در همان ایام انتخابات ضمن جاسوسی و جمعآوری اطلاعات، حضور فعالی در تمام تجمعات غیرقانونی و ضدانقلابی در بعد از انتخابات داشته و به صورت سازماندهی شده ماموریتهایی از قبیل بمبگذاری، ترور و انتساب آن به نظام، نصب تراکتهای تبلیغاتی، شعار نویسی، تخریب و به آتش کشیدن اموال اشخاص حقیقی و حقوقی به منظور ایجاد نارضایتی در بین مردم و کسبه را برعهده گرفته و فیلم صحنههای درگیری، آشوب و اغتشاشاتی را که خود به وجود آورده بودند را در اختیار عناصر و سرپلهای نفاق در خارج از کشور و عوامل اطلاعاتی دشمن و شبکههای معاند خارجی قرار دادهاند. لذا با استناد به تحقیقات و بررسیهای به عمل آمده، گزارش ماموران، اقاریر متهمان، محتویات پرونده و ارتکاب اعمال مجرمانه متهمان در روز عاشورا، از ریاست محترم دادگاه تقاضای اشد مجازات درباره آنان میشود.
فیلم اغتشاشات اخیر را در اختیار منافقین قرار میدادم
به گزارش فارس، بعد از قرائت کیفرخواست متهم ردیف اول در نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات آشوبهای روز عاشورا، این متهم برای دفاع از خود ضمن معرفی کامل خود اظهار داشت: من سال 87 برای دیدار با برادرم در قرارگاه منافقین به صورت غیرقانونی از کشور خارج شدم تا در آنجا با برادرم دیدار کنم. وی که خود را فردی معتاد به استعمال تزریقات معرفی میکرد، افزود: خانمی به تلفن همراهم زنگ زد و از من خواست که برای دیدن برادرم به اردوگاه اشرف بروم در حالی که من اعتیاد به مواد مخدر داشتم و هیچ کس حاضر نبود به من کار بدهد.
این متهم با بیان اینکه برادرش 8سال است در قرارگاه منافقین زندگی میکند تصریح کرد: من هیچ چیزی را بلد نبودم و حتی از دانستن کوچکترین مسائل عاجز بودم به همین دلیل بنابه درخواست این خانم به مریوان رفتم و در آنجا یک نفر که عکس من را به همراه داشت مرا به صورت قاچاق از کشور خارج کرد. وی با اشاره به اینکه 2 عموی او به دلیل ارتباط با گروهک تروریستی رجوی اعدام شدهاند، گفت: هیچگاه امکان مالی برای اينكه به بیرون از کشور بروم وجود نداشت و به هنگام بازگشت از اردوگاه اشرف در کردستان عراق بازداشت شدم.
متهم ردیف اول در پاسخ به این سوال قاضی که آیا شما اطلاعاتی به منافقین دادهاید، گفت: آنها از من سوال میکردند اما من نمیتوانستم پاسخ آنها را بدهم چرا که شرایط را نمیدانستم، به همین دلیل آنها یک آدرس ایمیل دادند البته به هنگام بازگشت در کردستان بازداشت شدم و به مدت یک سال و نیم در زندان ماندم. وی خطاب به قاضی گفت: آقای قاضی! من اشتباه کردم اما از شما میخواهم با رأفت اسلامی قضاوت کنید چرا که من یک فرد معتاد هستم و یک فرد معتاد نمیتواند سیاسی باشد. وی همچنین گفت: بعد از آزادیم روزی خانمی زنگ زد و من به وی گفتم که آزاد شدم. متهم ردیف اول ادعا کرد که در روز 13 آبان و 16 آذر در اغتشاشات حضور نداشته است و در پاسخ به این سوال که شما در اعترافات خود حضور در اغتشاشات 13 آبان و 16 آذر را رد نکرده بودید، گفت: در روز قدس در کنار مسجد الجواد ایستاده و کنجکاوانه به آشوبها نگاه میکردم البته 2 فیلم تهیه کردم و برای منافقین نیز فرستادم و از قتل ندا آقا سلطان نیز فیلمی تهیه و در اختیار منافقین گذاشتم. میخواهم بگویم که اشتباه من در انتقال این فیلمها بوده است و هیچگونه محاربه با نظام جمهوری اسلامی ایران نداشتم. این متهم گفت که بعد از ارسال فیلمها به منافقین از طریق ایمیل با آنان در ارتباط بوده است.
در ادامه قاضی صلواتی از متهم ردیف اول درباره متن کیفر خواست او توضیح خواست که این متهم گفت: بعد از آزادیم از زندان به تهران آمدم، در تهران همواره هراس داشتم که دستگیر شوم به همین دلیل برای مسافرت به همراه 50 نفر به بابلسر رفتیم؛ در بابلسر با مراجعه به یک کافینت ایمیل خود را بررسی کردم که منافقین طی ایمیلی از من خواسته بودند به شعارنویسی روی دیوارها بپردازم که من هم این کار را کردم. این متهم همچنین درباره حوادث روز عاشورا با بیان اینکه من فقط در این روز تماشاچی بودم و هیچ گونه شعاری علیه نظام اسلامی و ارزشهای ملت سرندادم، ابراز داشت: در این روز من زمانی که اجتماعات مردمی را در یک چهار راه میدیدم از آنها فاصله میگرفتم و تماشاچی حرکاتشان میشدم. وی همچنین در پاسخ به سوال قاضی مبنی بر تهیه فیلم در این روز گفت: من با موبایل خود فیلم گرفتم اما نمیدانم این فیلمها چه شد، البته این فیلمها را به کارشناسان پرونده تحویل دادم. قاضی صلواتی در ادامه گفت: اگر شما با تیزهوشی وزارت اطلاعات دستگیر نمیشدید این فیلمها را برای منافقین میفرستادید، که متهم ادعا کرد، من این کار را نمیکردم. قاضی صلواتی همچنین با اشاره به تناقضگویی متهم ردیف اول به وی گفت: شما میگویید که یک فرد معتاد هستید و هیچ علاقهای به مسافرت و کار سیاسی ندارید اما طبق اظهارات خود در روز عاشورا از منزل خارج شدید، در این میان شما باید بگویید چه انگیزهای از این کار داشتید. اگر نمیخواستید فیلمها را به منافقین انتقال دهید برای چه انگیزهای با گوشی خود فیلم گرفتهاید؟ متهم ردیف اول با بیان اینکه فیلم را برای همکارانش در کارگاه تهیه کرده بود، افزود: من در این روز هیچ گونه شعاری علیه نظام اسلامی و ارزشهای ملت ندادم و تنها برای تماشا این کار را کرده بودم. متهم ردیف اول در پاسخ به این سوال قاضی که شما به دستور چه کسی در آشوبها حاضر شده و از آن فیلمبرداری کردهاید، گفت: آقای قاضی! شما اگر سابقه مرا ببینید مشاهده خواهید کرد که من سابقه هیچگونه کار سیاسی ندارم. در ادامه مدعیالعموم با بیان اینکه متهم ردیف اول در اغتشاشات 13 آبان حضور داشته است گفت: اعترافات اخیر این متهم نشان میدهد که وی در آشوبهای 16آذر، 13 آبان و روز عاشورا حضور داشته است.
قاضی صلواتی نیز خطاب به متهم گفت: شاید شما به خاطر ترک اعتیادی که اخیرا داشتهاید، اعترافات خود را فراموش کردهاید. قاضی صلواتی از متهم ردیف اول درباره چگونگی آموزش در سازمان منافقین سوال کرد که وی در این باره گفت: من هیچ آموزشی در سازمان ندیدم البته باز هم تاکید میکنم که فردي سیاسی نبودم. وی با ادعای اینکه 20 روز قبل از عاشورا ارتباط خود را با سازمان منافقین قطع کرده است، گفت: تلفن همراه من اکنون در دست کارشناسان پرونده است، آنها میتوانند آخرین تماسهای دریافتی و ارسالی من را کنترل کنند تا ثابت شود که من 20 روز قبل از روز عاشورا با هیچ کسی تماس نگرفتم و هیچ کسی با من تماس نگرفته است. قاضی صلواتی خطاب به این متهم به اغتشاشات و آشوبهای روز عاشورا گفت: 8 سال برادر شما در اردوگاه اشرف زندگی میکرد، حال شما چگونه یک باره یاد برادرتان افتادید و چند روز قبل از انتخابات به عراق سفر کردید که این متهم با بیان اینکه برادرم با من ارتباط نداشت گفت: من چند ماه مانده به انتخابات به عراق رفتم، البته انگیزه یافتن کار و درآمد در این امر مهم بود.
گروهک نفاق همچنان مشمول ماده محاربه در قانون مجازات اسلامی است
پس از آن، وکیل مدافع متهم ردیف اول اغتشاشات روز عاشورا به دفاع از موکل خود پرداخت و در این رابطه اظهار داشت: از آزادی بیانی که دادگاه به موکل من جهت دفاعیات خود داده است، تقدیر و تشکر میکنم. وی افزود: موکل من در سن 39 سالگی و با مدرک مهندسی عمران امروز متاسفانه در جایگاه متهم قرار گرفته است که بیکاری و اعتیاد وی را مجبور به رفتارهای غلط کرده است.
وکیل متهم ردیف اول خطاب به قاضی دادگاه گفت: اگر بخواهیم موثرترین راه را پیش بگیریم، بهتر است دفتر حیات و سرگذشت این متهم را مورد بازخوانی قرار دهیم. وی با بیان اینکه شدیدترین جرم در مجازات اسلامی محاربه با خدا و رسول است، تاکید کرد: اظهارات دیگران درباره موکل من نمیتواند موثر باشد. وی ادامه داد: نماینده محترم دادستان طبق
ماده 186، 500 و 610 اتهامات محاربه، اجتماعات غیرقانونی و اقدام علیه نظام و خروج غیرقانونی از کشور را از جمله جرمهای موکل من دانسته است در حالی که حکم محاربه به معنای قیام مسلحانه است و از موکل من هیچ سلاحی کشف نشده و حتی وی ارتباط موثری با سازمان منافقین نداشتهاست. وی افزود: موکل من جهت اشتغال به عراق رفته و هنگام برگشت در کردستان عراق دستگیر و یک سال و نیم در زندان بوده است. باید گفت که موکل من به لحاظ روحی و جسمی توانایی اقدام علیه نظام را نداشته است. وی با بیان اینکه این متهم از رسانههای جمهوری اسلامی ایران شنیده است که مرکزیت منافقین در اردوگاه اشرف از بین رفته و نمیتوان به لحاظ فیزیکی به آن اهمیت داد، تصریح کرد: در قانون آمده است که اگر فرد مرتبط با سازمان منافقین از مواضع آنها مطلع باشد در حالی که موکل من فردی معتاد و غیرقابل اعتماد برای همه بوده است و از اعمالی که شمول محاربه باشد در اینباره خارج است. گفتنی است قاضی صلواتی در پاسخ به اظهار نظر وکیل متهم ردیف اول که مرکزیت سازمان منافقین را از بین رفته دانسته بود،گفت: مرکزیت سازمان منافقین از بین نرفته و گروهک منافقین مشمول ماده 186 است. گفتنی است در بند 186 قانون مجازات اسلامی آمده است: هرگروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند، مادام که مرکزیت آنها باقی است تمام اعضا و هواداران آن، که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را میدانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش موثر دارند، محاربند اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند.
گروهک منافقین امکانات ویژهای را
در اختیارم قرار داده بود
در ادامه دادگاه رسیدگی به اتهامات 5 نفر از متهمان حوادث اخیر، به اتهامات متهم ردیف دوم
رسیدگی شد.
در کیفرخواست این متهم آمده است؛ این فرد دانشجوی ترم سوم بوده و بدون محکومیت و سابقه کیفری است. اتهام این متهم محاربه از طریق هواداری و ارتباط با گروهک منافقین و سردستگی آنها در هسته داخلی، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع منافقین و معاندین است که براساس گزارش وزارت اطلاعات، اقرارهای متهم و شواهد موجود وی با سرپل منافقین ارتباط داشته و دستورات آنها را برای حضور در اکثر تجمعات و تهیه عکس و فیلم اجرایی کرده است. لذا به استناد مواد 186، 610، 500، 46 و 47 قانون مجازات اسلامی درخواست مجازات میشود. در ادامه جلسه این متهم طی سخنانی در دفاع از اتهامات وارده از سوی نماینده مدعیالعموم گفت: بنده قبلا هم گفتم که ابتدا این گروه تروریستی را نمیشناختم، با یکی از عوامل آنها نسبت فامیلی داشتم که بنده یک روز بنا بر درخواست وی برای آموزش کامپیوتر به خانه آنها رفتم و در حین آموزش و از روی کنجکاوی آدرس ایمیلی را از روی کامپیوتر وی برداشته و زمانی که با فردی که آدرس ایمیل مربوط به وی بود ارتباط پیدا کردم، آن فرد آدرس ایمیل جدیدی به بنده داده و خواستار ارتباط با من شد. وی افزود: تا برگزاری انتخابات و البته پس از آن هیچ حرکت و اقدامی انجام ندادم اما از طریق ایمیل با منافقین در ارتباط بودم.البته در ادامه این روابط، رابط منافقان به من گفت که باید موبایلی تهیه کرده و شماره آنرا در اختیار ما بگذاری لذا در نهایت باوجود اینکه مدتها از انجام این خواسته منافقان دوری میکردم، سیمکارتی تهیه کردم. این متهم تاکید کرد: در ادامه این رابطه با منافقان، خود آنها نیز به بنده سیم کارتی دادند که در ساعات خاصی که آنها اعلام کرده بودند گوشی را روشن کنم و آنها به من زنگ بزنند که این کار را میکردم. در ادامه جلسه قاضی صلواتی خطاب به این متهم گفت: شما اقرار کردهاید که در تجمعات غیرقانونی 25، 26 و 27 خرداد به همراه تجمعات اغتشاشآمیز 16آذر، روز قدس و روز عاشورا شرکت کردهاید که متهم نیز در پاسخ به این پرسش قاضی گفت: بله! در این تجمعات شرکت کردهام البته این حضورم دلیلی نداشته است. وی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: تا مردادماه تنها با سرپل منافقین ارتباط ایمیلی داشتم و در این ارتباطات سرپل منافقین از من میخواست که دوستانم را هم با وی آشنا کنم. این متهم ردیف دوم با اشاره به حضور خود در تجمعات غیرقانونی گروه به اصطلاح مادران عزادار تاکید کرد: در تجمعات این گروه شرکت میکردم و عکس به اصطلاح شهدای سبز را در اختیار آنها گذاشته و زمانی که آنها عکسها را در دست میگرفتند از آنها فیلمبرداری میکردم. البته فراموش کردم که آیا این فیلمها و عکسها را به منافقین دادهام یا نه. متهم ردیف دوم خاطرنشان کرد: شب قبل از عاشورا به همراه متهم ردیف اول این پرونده در منزل یکی از فامیلها که با منافقین در ارتباط بود خوابیدیم، البته در سفری که خانوادگی به بابلسر داشتیم از شعارنویسیها نیز فیلمبرداری کردیم. وی در ادامه تصریح کرد: سرپل منافقین به من میگفت که باید اسم مستعار داشته باشی که من هم قبول میکردم، از من میخواست که اقداماتی را انجام دهم که بنده هم انجام میدادم اما اصلا نمیدانستم که آنها چه میخواهند بکنند، از این رو اقداماتم از روی ناآگاهی بوده و اصلا قصد مقابله با نظام را نداشتم لذا خواهان بخشش هستم. در ادامه جلسه وکیل مدافع این متهم نیز در دفاع از اتهامات موکل خود گفت: معتقدم که باید وجه تمایز بین محاربههای ذکر شده در قانون مجازات اسلامی را در نظر گرفت چرا که محاربه 2 حالت دارد؛ یکی محاربه حکومتی و دیگری محاربه از طریق سلب آزادی مردم. وی با اشاره به ارتباط مؤثر پدر موکل خود با منافقین اظهار داشت: پدر موکلم با منافقین ارتباط داشته و به همین دلیل سالها در زندان بوده است. از اینرو بیشک یکی از عوامل مؤثر ارتباط موکلم با منافقین، سوابق اینچنینی در اقوام نزدیک و خانواده وی میتواند باشد. البته باید در نظر داشت که موکلم در انتخابات اخیر اصلا شرکت نکرده است. وکیل مدافع متهم ردیف دوم در ادامه اظهار داشت:با توجه به شرایطی که ذکر کردم موکلم نمیتوانسته راه زندگی خود را همچون افراد دیگر جامعه تعیین کند و اینکه موکلم اقرار کرده که 9 ماه با منافقین در ارتباط بوده، میتوان این را هم در نظر گرفت که موکلم تحت تاثیر افراد دیگری دست به این اقدامات زده است. لذا از دادگاه میخواهم که در صدور حکم حداکثر تخفیف را نسبت به اتهامات این متهم بدهد.
«وطنامروز» از فروشگاههاي پوشاك خارجي در ايران گزارش ميدهد
نمايندگيهاي بدون مجوز برندهاي تقلبي
نمايندگي برندها ثبت نشده است
حسین رادمرد، رئیس مرکز امور اصناف و بازرگانی وزارت بازرگانی با تایید اینکه تاکنون هیچ شرکت خارجی تولیدکننده پوشاک در ایران اقدام به ثبت نمایندگی نکرده است، به «وطن امروز» میگوید: از ابتدا اولویت ثبت نمايندگيها با کالاهای بادوام و سپس کالاهای عمومی بود و در حال حاضر نیز شرکتها در حال ثبت نمایندگی هستند اما تاکنون هیچ برند پوشاک خارجی، نمایندگی داخلی نگرفته است. رادمرد اذعان میکند: اگرچه روی موضوع پوشاک به طور جدی کار نشده اما تاکنون نیز به طور مشخص شرکتی برای ثبت
آيا تاکنون از برندهای خارجی پوشاک استفاده کردهاید و از مشتاقان خرید و پوشیدن لباسهای مارکدار خارجی هستید؟ فارغ از اینکه چه جوابی به این سوال میدهید پیشنهاد میکنم سری به اطراف میدان امام حسین(ع) بزنید. در یکی از خیابانهای معروف دور میدان تولیدیهايی را خواهید دید که با پشتکار تمام به کار تولید پوشاک میپردازند، این لباسهای تولیدی پس از مدتی سر از دکانهایی درمیآورند که بر سر در آنها برندهای خارجی با تابلوی بزرگ نصب شده است. اگرچه واقعیت تلخ است اما این نکته را باید بپذیرید که آنچه شما از مغازههای پوشاک خارجی درخیابانهای میرداماد، پاسداران، شریعتی، تجریش، اسکان و... میخرید، لباسهای تولیدی خیاطان داخلی است که چنانچه بخواهید آنها را از نزدیک ببینید امکان دیدار وجود ندارد. چون آنان در خانههای متروک و کارگاههای بینام و نشان آن هم با دستمزد خیلی ناچیز روز را به شب میرسانند تا مافیای برند، سودهای بیپایان را نصیب خود کنند. ممکن است تا این جای گزارش شما را قانع نکرده باشد که مگر ممکن است آنچه به عنوان کالای خارجی درکشور به فروش میرسد، کالای اصل نباشد! در جواب باید گفت: بله، برای اثبات این موضوع بهتر است سری به پایگاه اطلاعرسانی اصناف بزنید. در سایت www.asnaf.ir بخشی با عنوان نمایندگی شرکتهای خارجی وجود دارد که چنانچه شما نام کالای خارجی موردنظر را در آن محل وارد کنید فهرست تمام نمایندگیهای داخلی آن شرکت نمایان میشود و شما میتوانید با آن نمایندگی ارتباط برقرار کنید اما با وارد کردن نام هریک از برندهای خارجی پوشاک، تصویری ظاهر نمیشود، چرا که هیچ یک از این برندها و شرکتهای تولیدکننده خارجی پوشاک در ایران نمایندگی خارجی ندارند. در واقع تمام فروشگاههای مزین شده با اسامی پوشاک خارجی، دکانهایی هستند که کالا را به اسم کالای خارجی به خریدار ایرانی میفروشند و در مقابل کالای خود هم ضمانتی را نمیپذیرند. این دکانها که تعدادشان کم هم نیست همانگونه که پیش از این هم گفته شد کالاهای عرضه شده را یا با سفارش از تولیدکنندههای بینام و نشان داخلی تهیه میکنند یا به صورت قاچاق کالاهای چینی ارزانقیمت را در قالب کالاي اروپایی به فروش میرسانند. مشتری هم بیخبر از همه جا به تصور اینکه لباس مارکدار خارجی خریده، پول بیحساب و کتاب را میپردازد و راه را برای کسب سودهای بادآورده دکانداران خارجی هموار میکند.
نمایندگیها مجوز ندارند
منوچهر رشید، مدیرکل دفتر نظارت بر کالاهای غیرفلزی سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان در این باره به «وطنامروز» میگوید: همه اشخاص حقیقی و حقوقی واردکننده و عرضهکننده پوشاک خارجی مکلف به ثبت نمایندگی تولیدکننده کالا در ایران هستند و باید مدارک لازم را به مرکز امور اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی برای دریافت گواهینامه فعالیت ارائه کنند. رشید در ادامه اضافه میکند: بررسی پایگاه اطلاعرسانی اصناف نشان میدهد، تمام عرضهکنندگان پوشاک خارجی از جمله مارکهای معروف آدیداس، بنتون، بوسینی، زارا، پیرگاردین و... گواهینامه فعالیت نداشته و تاکنون نیز اقدامی برای ثبت نمایندگی در ایران انجام ندادهاند. مدیرکل دفتر نظارت بر کالاهای غیرفلزی معتقد است: برخی از این فروشگاهها به صرف داشتن گواهی کسب اقدام به نصب تابلو با برند خارجی بر سر در مغازه خود کردهاند اما نه تنها نمایندگی ندارند بلکه حاضر به اعطای ضمانت هم نیستند. در همین باره رئیس اتحادیه صنف خیاطان زنانه و مردانه استان تهران به «وطنامروز» اظهار میدارد: تعدادي از آقایان و فروشگاهداران به دنبال منافع شخصی و کار پرسود هستند و برای اینکه پوشاک ارزان بخرند با کارگاههای تولیدی که عموماً کارگران آن افغانی و در محلههای عبدلآباد و دولتآباد کار میکنند، قرارداد بسته و با پرداخت هزینههای بسیار پایین و خرید ارزان، سود کلانی را به دست میآورند.
قانون چه میگوید
براساس دستورالعمل ساماندهی فعالیت نمایندگیهای رسمی شرکتهای خارجی عرضهکننده کالا و خدمات خارجی در کشور که در 3 ماده تنظیم شده، تمام اشخاص حقیقی و حقوقی واردکننده و عرضهکننده کالا و خدمات خارجی که نسبت به انعقاد قرارداد با شرکت تولیدکننده خارجی یا نمایندگی شرکتهای مزبور (که اختیار اعطای نمایندگی یا تعیین عاملان توزیع، فروش و خدمات پس از فروش را دارا هستند) اقدام کردهاند، موظفند به منظور اخذ گواهی فعالیت با ارائه قرارداد فیمابین با شرکت خارجی و دیگر مدارک لازم به مرکز امور اصناف و بازرگانی وزارت بازرگانی مراجعه کنند. این دفاتر و شعب شرکتهای خارجی تولیدکننده کالا باید برای کار در ایران از این مرکز گواهینامه فعالیت دریافت کنند. علی اصغری با تأکید بر اینکه ورود پوشاک قاچاق ضربه مهلکی را بر تولیدات داخلی وارد کرده، تصریح میکند: تفاوت قیمت زیاد میان تولید داخل و پوشاک وارداتی قاچاق، اشتیاق را از تولیدکنندگان گرفته، طوری که اکنون هیچ نیروی جوانی حاضر به فعالیت در خیاطی نیست و عمده خیاطیهای در حال کار هم فقط تعمیرات انجام میدهند. اصغری با بیان اینکه کارگاههای رسمی بتدریج در حال تعطیل شدن هستند و در عوض کارگاههای بینام و نشان در حال گسترش، دلیل این امر را تولید پایین در مقابل پرداخت هزینههای بیمه، مالیات، عوارض و... میداند در حالی که تولیدکنندگان زیرپلهای هیچیک از این هزینهها را متقبل نشده و در مقابل مصرفکننده و کارگران خود هم تعهدی را نمیپذیرند. تبصره 4 ماده یک این دستورالعمل تاکید میکند که آن دسته از شرکتها و نمایندگیهای شرکتهای خارجی که نسبت به اخذ گواهی لازم اقدام نکنند، کالاهای عرضه شده توسط آنها مشمول مجازاتهای قانون تعزیرات حکومتی و قوانین مربوط به مبارزه با قاچاق کالا و ارز شده و متخلفان توسط سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان و سایر مراجع ذیربط به مراجع صالحه (سازمان تعزیرات حکومتی) معرفی میشوند. ماده 6 این دستورالعمل هم میگوید: همه شرکتهای خارجی و نمایندگیهای رسمی آنها موظفند کالاهای خود را با بستهبندی مشخص، شماره ثبت شرکت، برچسب مشخصات کالا (ازجمله قیمت مصرفکننده)، شمارهگذاری کالایی و هولوگرام به همراه فاکتور فروش رسمی و رعایت سود مجاز (طبق ضوابط سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان) عرضه کنند. در ماده 8 هم تاکید شده همه رسانههای گروهی، وسایل ارتباط جمعی و شرکتهای تبلیغاتی مکلفند فقط نسبت به تبلیغات آن دسته از کالاهای خارجی که فعالیت شرکتهای خارجی و نمایندگی رسمی آنها توسط وزارت بازرگانی (مرکز اصناف و بازرگانان) مجاز اعلام شده است، اقدام کنند.
خودتان بپرسید
بهتر است این بار که برای خرید به یکی از فروشگاههای پوشاک خارجی مراجعه میکنید اگر چنانچه قبلا سری به سایت اصناف نزده و وجود نمایندگی آن شرکت برای شما به اثبات نرسیده، از مدیر فروشگاه بخواهید تا براساس ماده6 دستورالعمل ساماندهی فعالیت نمایندگیهای رسمی شرکتهای خارجی رفتار کند؛ از او بخواهید که کالا را با هولوگرام به شما عرضه کند، گواهینامه فعالیت را که باید روی دیوار فروشگاه نصب کرده باشد به شما نشان دهد و شرایط ضمانت کالا را برایتان توضیح دهد. جالب است بدانید تمام شرکتهای معروف پوشاک خارجی که دکانهای عرضه کننده کالاهای آنها در کشور وجود دارد، تمام محصولات خود را با ضمانت به فروش میرسانند. آیا تا به حال از خود یا از فروشنده پرسیدهاید که محصول عرضه شده چه ضمانتی دارد؟
كساني كه فرم اطلاعات اقتصادي خانوار پر نكردهاند ارديبهشت ماه89 اقدام كنند
گروه اقتصادی: رئيس مركز آمار ايران گفت: كساني كه تاكنون فرم اطلاعات اقتصادي خانوار را پر نكردهاند يا تغييراتي در اطلاعات مندرج آنها در فرم ياد شده ايجاد شده، ميتوانند از ارديبهشت ماه سال آينده نسبت به ثبتنام و يا اصلاح اطلاعات وارده به سايت اقدام كنند. محمد مدد در گفتوگو بافارس با بيان اينكه اينكار در راستاي اجراي قانون هدفمندي يارانهها و توزيع 50درصد درآمد حاصل از صرفهجويي برخي يارانهها به جامعه هدف انجام ميشود، گفت: مردم از روز شنبه 3 بهمن تا 22 بهمن ماه با مراجعه به سايت مركز آمار ايران ميتوانند قرارگيري خود در خوشهبنديهاي انجام شده را ملاحظه كنند. مدد در پاسخ به اين سوال كه چرا 5 روز مانده به مهلت اعلام شده سايت ياد شده هنوز باز نميشود، گفت: قرار نيست از هماكنون اين سايت در اختيار باشد، بلكه از روز شنبه 3 بهمنماه مردم با اشاره به سايت مركز آمار ايران از نحوه قرارگيري خود در خوشهبنديهاي سهگانه شامل خانوارهاي يك و 2 نفره، 3 و 4 نفره و خوشه 5 نفر به بالا قرار ميگيرند. رئيس مركز آمار ايران گفت: در اين زمينه امروزـ سهشنبه ـ نشست خبري درباره خوشهبندي و سايت مركز آمار در محل مركز آمار ايران برگزار ميشود.
رئیس موساد مرد سال اسرائیل شد
گروه بينالملل : شبکه دوم تلويزيون رژيم صهيونيستي از رئيس سازمان جاسوسي خارجي اين رژيم به علت آنچه که اين تلويزيون آن را موفقيت مئير داگان در قطع کردن سرهاي فلسطينيان و اعراب خواند، قدرداني و وي را «مرد سال اسرائيل» معرفي کرد. به گزارش پايگاه اينترنتي روزنامه اردني الحقيقهًْ الدوليه، شبکه دوم تلويزيون اسرائيل، مئير داگان را مرد سال 2009 در اسرائيل انتخاب کرد. نکته جالب توجه آن است که مجري برنامه پيش از اعلام اسم رئيس سازمان موساد گفت: «مردي که در زندگياش فقط کارهاي خوب انجام داده است. او شخصي است که به قطع کردن سرهاي فلسطينيان و جدا کردن سرهاي آنها از بدنهايشان با چاقوي ژاپني معروف است. او در حالي به دنيا آمد که چاقو در بين دندانهايش بود، او مئير داگان رئيس سازمان موساد است». همين که مجري برنامه مرد سال اسرائيل را معرفي کرد، سالن پر از صداي کف و سوت شد. البته مجري برنامه به برخي کارهاي سري داگان بویژه نقش وي در شهادتحاج عماد مغنيه، رئيس عمليات حزبالله لبنان و دادن گزارشهاي اطلاعاتي به نيروي هوايي اسرائيل براي بمباران يک مرکز تحقيقاتي در شمال شرقي سوريه نيز اشاره کرد.
یاسین مردم به گوش...!
علی پیرحیاتی: قیام میلیونی 9 دی ملت ایران چه بود که هر روز که میگذرد، عظمت و بینظیریاش به همگان بیشتر آشکار میشود؟ 9 دی با خود حامل چه پیامی از سوی مردم برای سران فتنه و مسؤولان بود که اینگونه توانست در کمتر از چند ساعت همه نگاههای دنیا را به خود جلب کند تا جایی که روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز راهپیمایی 9 دی را نشانه بیپایگی سناریوی فروپاشی نظام اسلامی میداند و مینویسد: «این تظاهرات، بزرگترین اجتماع در تهران از زمان تشییع پیکر آیتالله خمینی در سال 1989 به این طرف است».
آیا ما حق مطلب روز تاریخی 9 دی را ادا کردهایم؟ آیا آنگونه که این «روز تاریخی» بر ما حق دارد، رسانه ها و مسؤولان هم «حق» این روز را ادا کردهاند؟ قصدمان تجلیل و تکریم 9 دی نیست که باید در تحلیل و تجلیل این «حماسه تاریخی» فکر دیگری کرد! که اگر مسؤولان زحمت کشیدند و این روز را «ثبت تاریخی» کردند کارشان را به تمامی انجام دادهاند،که اگر صدا و سیما تصاویر ناقص و تکراری این روز را نشان دهد، خیال کنند کار تمام است، که اگر... بگذریم! گویا برکات این روز تاریخی، تمامی ندارد و هر روز خبری از «ثمرات» این «روز بزرگ» به گوش میرسد. جدیدترین این خبرها، نامههای پنهانی کسانی است که نقش اساسی در ایجاد «فتنه سبز» در طول این چندماه داشتهاند، نامههایی که در آن با «عذر تقصیر» به «پیشگاه نظام» اعلام میکنند تهمتهایی که این چند ماه به «نظام مظلوم و مقتدر» ارائه کرده بودند همهاش «دروغ» بوده است. اما چگونه است ادعای دروغ و تقلب و تجاوز را در جلوی دوربینهای نامحرم خارجی با صراحت و شفافیت تمام اعلام میکنند اما نوبت به عذرخواهی و توبه كه میرسد سر در لاک سکوت میکنند تا کسی نفهمد، این «سران فتنهگر دروغگو» از همه حرفهای خودشان بازگشتهاند، فقط جرات ندارند آن را شفاف و علنی اعلام کنند. ملت در 9 دی با صدای رسا شعارهایش را داد، مطالباتش را خواست، لعن و نفرینهایش را هم كرد؛ علنی و آشکار جلوی چشم همه دوربینهای داخلی و خارجی، همه دنیا دیدند روز 9 دی شفاف شفاف بود، مثل خود ملت! برخی هم كه بعد از 7 ماه از خواب تقلب و دروغ بیدار شدهاند و میخواهند جبران مافات کنند باید مثل ملت، علنی و آشکار مثل آن نامههای سرگشاده روزهای اوج فتنه، با صدای بلند از «ملت و نظام» عذرخواهی کنند، نمیشود ادعای تقلب و دروغ و جنایت را با خطابههای آتشین به نمایش گذاشت اما وقتی که پای عذرخواهی و غلطخوری به میان میافتد، صدا نازک کرد و «نامههای پنهانی» نوشت! ملت سخنش را با صدای بلند به گوش همه رساند، «توبهکنندگان هم» باید صدای توبه و عذرخواهیشان را بلند کنند، میخواهند باز به ملت «دروغ بگویند»، نامههای پنهان بدهند که از چشم ملت پنهان بماندو همچنان پز مخالفت با نظام و ولایت را بدهند و از آن طرف به نظام بگویند که بله ما با نظام هستیم این هم سندش! هم میخواهند با «نظام» باشند و هم «علیه نظام»، شدهاند «شترمرغهای سیاسی»، هم در مراسم «ختم انقلاب» ضدانقلاب سوگواري میکنند هم میخواهند در جشن پیروزی نظام علیه «فتنه» شرکت کنند، انقلاب از این خوش رقصها زیاد دیده است.
ملت قرار نیست از یک سوراخ 2 بار گزیده شود. «شترمرغ بازی» دورانش گذشته است. پیام ملت در 9 دی را همه شنیدند، همه دنیا: «محاکمه» سران فتنه و «توبه» پشیمانان با صدای بلند. این صدا را همه دنیا باید بشنوند.
خطاهای تاکتیکی و استراتژیک میرحسین موسوی
علیرضا شجاعی زند
اینکه «پیامد» برخی مواضع و اقدامات به نفع آمریکا و اسرائیل تمام شود، با آمریکایی و انگلیسی بودن به معنای دقیق و در کاربردهای خاص آن، تفاوت دارد. حتی «خوشبینی» نسبت به غرب یا «گرایش» به سوی آن هم با آنچه مردم از اتصاف آمریکایی یا انگلیسی بودن فلان رجل سیاسی میفهمند به کلی متفاوت است یا لااقل منظور اصلی مدعی را بخوبی افاده نمیکند. پس بهتر است از اصطلاحات مناسبتری که قادر است این انواع قرین را از یکدیگر متمایز كند، استفاده شود یا همان را که قصد شده در عبارات کامل و رساتری بیان کرد تا از بروز سوء تفاهمات در این باب کاسته شود. استفاده از عنوان واحد، آنهم با حادترین مضمون برای معرفی صورتهای متنوع و متدرج یک پدیده اولاً موجب سادهسازی واقعیتهای پیچیده و متکثر است و ثانیاً ناخواسته به نفع کسانی عمل میکند که عامل مستقیم بیگانه نیستند، اما ممکن است بیش از حقوقبگیران رسمی به سود آنها عمل کنند و در همان حال به دلیل فقدان سند قطعی وابستگی از اتهام آمریکایی بودن هم مبرا بمانند. توجه شود که اکثر مصادیق مورد نظر و محل اعتنا نیز از همین دسته اخیرند. به نظر میرسد ارائه تحلیل درست از ماجرای اخیر نیز کمتر به رویکرد امنیتی و کشف و ارائه اسناد وابستگی و حقوق بگیری نیاز دارد یا لااقل همه ابعاد آن را نمیتوان از آن مسیر تحلیل کرد. به اعتقاد ما مساله صورتی بسیط و در عین حال، فرآیندی غریب و پیچیده دارد و آن، بروز یک سلسله خطا و لغزشهای تاکتیکی است در شرایطی که به دلیل قرار گرفتن در منظر و مرآی عام، بازگشت و جبران آنها بسی دشوار و پرهزینه شد و تداوم و پافشاری بر آن، به تجدیدنظرهای استراتژیک منتهی شد و ممکن است حتی تا ادبار ایدئولوژیک نیز ادامه پیدا کند. البته اینکه چرا یک رجل سیاسی با تمام سابقه و پختگی، دچار خطاهای تاکتیکی میشود و چرا در کوران پرشتاب حوادث وجو ملتهب، قدرت تشخیص و اراده بازگشت و اصلاح خطاها از او سلب میشود و چگونه است که درک فاصله پدید آمده و رو به تزاید از نقطه آغاز و دور افتادن از اغراض و اهداف اولیه چنین دشوار و ناممکن میشود، خود مساله دیگری است و نیازمند تأملاتی دیگر که باید در مجال دیگری بدان پرداخت. غرض در این موجز، اثبات این واقعیت است که چگونه مسائلی خرد و تا حدی طبیعی، به دور از انتظار همگان و بویژه طرفهای درگیر به سرعت ابعادی گسترده و پیچیده پیدا کرد و اطراف بیشتر و اغراض دیگری را وارد ماجرا ساخت و لاجرم مسیر آن عوض شد و عنان را از دست بانیان اولیه آن خارج کرد. در وضع و صورت طبیعی، این تاکتیکها هستند که از دل استراتژیها بیرون میآیند و آنها نیز نسبتی با ایدئولوژی و آرمانهای کلان خویش دارند. در عین حال میتوان شرایطی از بروز آشفتگی در نسبت میان آنها و حتی وارونگی که به نظر امر غریبی است را در اتفاقات اخیر مشاهده کرد. بدین معنا که گویی تاکتیکها و تاکتیسینها هستند که صحنهگردان حوادثند و روند و سیر راهبردی جریانات را دیکته میکنند. این را به عینه میتوان از انفعال حاکم بر واکنشهای تأخیری در رهبران این جریان و فقدان راهبرد و برنامه عمل روشن و سپردن خویش به دست امواج سرگردان احراز کرد. این همان آشفتگی و بلکه وارونگی پدید آمده در نسبت میان تاکتیک و استراتژی است که میشود به عنوان مدخل و مبنایی بسیط و در عین حال، مبین در تحلیل ماجرای اخیر بدان تکیه کرد. با اتخاذ همین مبنا میتوان به 2 تحلیل کاملاً متفاوت از این وقایع رسید که به نوعی بازگشت به همان اتصاف نادقیق آمریکایی بودن به افراد درگیر در ماجرا دارد. تحلیل نخست با قبول ضمنی میدانداری تاکتیسینها و تبعیت استراتژی و استراتژیستها از روند حوادث، وضع را به هیچ رو بیانگر آشفتگی یا وارونگی در نسبت میان تاکتیک و استراتژی نمیداند؛ بلکه معتقد است، آن مبین وجود 2 استراتژی «پنهان» و «اعلام شده» است. بنابر این نظر، آن تاکتیکهایی که به ظاهر در تغایر با استراتژی اعلامی قرار میگیرند و به همین دلیل به عنوان خطاهای تاکتیکی از آنها یاد شده است، انطباق تام و تمامی با استراتژی پنهان ایشان دارد و بهتر است به جای تحلیل روانشناسانه یا جامعهشناسانه از چرایی و چگونگی پارادوکسیکالی شدن نسبت تاکتیک و استراتژی در این حرکت، سراغ افشای این ترفند و برملا کردن مشخصات آن استراتژی پنهان رفت. تحلیل دوم شاید با خوشبینی و با اتکای بر صورت ملموستر واقعیت، بر آن است که لایه اصلی و محوری این جریان را با این پیشفرض تحلیل کند که «تصمیم» و «عمل» در برهههای خاص و پرالتهاب و در مسیرهای پرشیب و لغزندهای که بیرون جستن از آن، کار هر کسی نیست، دچار خطا و انفعال میشود و ممکن است عاملان درگیر و به ظاهر فعال را تا مرحله تجدیدنظرهای استراتژیک با خود به قهقرا ببرد. البته ماندن در این وضع و تداوم یافتن آن شرایط، خود موجب تاثرات فزاینده روحی و تحولات معرفتی عمیقتری است که ممکن است از ملاحظات تحلیلی اولیه بیرون افتد و به مبنا و مدخل دیگری برای تحلیل روندهای پیشرفته آن نیاز پیدا کند. همچنانکه اشارت رفت، یکی از تحلیلهای بسیط مبتنی بر اطلاعات آشکار و سیر استقرایی حوادث، چنین ادعا دارد که هیچیک از طرفهای اصلی و اولیه ماجرا، نقطه و موضعی که اکنون در آن قرار گرفته است را از پیش قصد و پیشبینی نکرده بود. اوضاع پدیده آمده بیش از هر چیز، نتیجه برهم انباشته و پیامد شاید ناخواسته مجموعه اشتباهاتی است که بتدریج و بیآنکه به جد گرفته و کنترل شوند، به مرحله تجدیدنظرهای اساسی و اتخاذ مواضع به کلی مغایر با آنچه در آغاز قصد بود و ادعا میشد، رسیده است. این سلسله خطاها را میتوان از تصمیم ناگهانی مهندس موسوی برای ورود به انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز کرد.
1- من میآیم: مهندس که لااقل در 3 دوره پیش از این، تقاضای جناحهای مختلف را برای آمدن به صحنه انتخابات رد کرده بود، نخستین گام اشتباه خویش را وقتی برداشت که اعلام کرد، میآیم؛ در حالی که شرایط برای پیروزی به دلیل فعالیتهای مردمی رئیسجمهور مستقر و از دست دادن امکان طرح شعارهای بالادست، چندان با او همراه نبود. مجموعه عوامل و شرایط اجتماعی ما نشان داده است که چرخشهای مهم سیاسی معمولا در انتخابات پایان دوره دوم ریاستجمهوریها رخ میدهد و این زمینه و ظرفیت در دورههای میانی به مراتب کمتر است.
2- اصلاحطلب اصولگرا: اگر به آمد و شدهای منتهی به اعلان رسمی آمدن مهندس توجه شود، مشخص است که او اصرار داشت بدین شیوه خود را به عنوان یک چهره مستقل از جناحین بویژه اصلاحطلبان معرفی کند و این میتوانست برگ برنده او باشد و با اتکا به سابقه خود در دوره امام، توجهات هر چه بیشتری را از سوی منتقدان هر 2 جناح به سوی خویش جلب کند، اما او مرتکب خطای دوم خویش شد و آن نزدیک شدن و پیوند خوردن و بلکه مستحیل شدن در جریان اصلاحات بود.
3- ائتلاف نامنتظر: اگرچه وجود گرایشهای روشنفکرانه مهندس و داشتن حلقه دوستان قدیمی در میان اصلاحطلبان میتوانست نزدیک شدن او را به جریان اصلاحات تا حدی توجیه کند اما اعلان صریح و با افتخار نزدیکی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت شاید از مهمترین خطاهای تاکتیکی او بود و بخشی از محاسبات و انتظارات ناظران درباره جهتگیریهای اقتصادی و فرهنگی او را برهم زد و دورنمای راهبردی حرکت او را زیر سؤال برد.
4- پیروزی به هر شکل: یکی از آسیبهای ذاتی و جدی دموکراسی و حکومت آرا، سایه انداختن مساله جلب آراست بر اصول و اهداف کلانتر در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی. از خطاهای مهندس، میدان دادن به کسانی بود که تاکتیسین مبارزات انتخاباتی و جلب آرا بودند و همه چیز را در سایه آن میدیدند و در خدمت آن قرار میدادند. از همین نقطه بود که عقبه انقلابی، اصولگرایی و آرمانخواهی مهندس در سایه رنگها، بتدریج رنگ باخت. خطاهای بعدی را باید از تکملههای اجتنابناپذیر شعار آمدن برای پیروزی دانست.
5- تبریک پیروزی: مهندس که برای اصلاح مسیر اصلاحطلبان و بازگشت به اصول اصیل انقلاب و امام آمده بود و میتوانست آن را به آرمانی مهمتر از پیروزی در این مرحله از انتخابات بدل و دنبال کند، تحت تاثیر فضاسازی مهندسان مبارزات انتخاباتی و البته فضای متفاوت این دوره خاص در شهرهای بزرگ بویژه تهران، تنها به پیروزی فکر میکرد و چنان از بابت آن مشعوف و مطمئن بود که هیچ مانع دیگری جز تقلب در انتخابات، آنهم در ابعاد بزرگ او را قانع نمیکرد، لذا در یک اقدام عجیب و بینظیر در تاریخ انتخابات ایران و به نحو پیشدستانه، پیروزی خود را تبریک گفت.
6- ادامه انتخابات در کف خیابان: معلوم نیست تا چه حد کارگزاران نظام از متفاوت بودن فضای انتخاباتی این دوره و زمینههای اوج گرفتن اعتراضات و تبدیل شدن به شورش بلافاصله پس از اعلان نتایج مطلع بوده و برای کنترل آن چارهاندیشی کرده بودند و تا چه حد طرفهای رقیب را درباره این وضعیت توجیه کرده و برای پذیرش نتایج و نحوه مواجهه منطقی با آن آماده کرده بودند. با صرف نظر از عدم آمادگی و عدم درک درست کارگزاران انتخابات از شرایط و با اشاره به خطاهای تاکتیکی این سوی معادله، باید گفت تصمیمات، اظهارات و اقدامات مهندس و اطرافیان او در روزهای بلافاصله پس از انتخابات، نشان از عدم درک درست شرایط دارد و مصداق بارز سپردن خویش به کوران حوادثی است که در کف خیابان میگذرد و قرار است سرنوشت کار را رقم بزند.
7. فقط ابطال: عجیب است از کسانی که خود سالها در مسند بالاترین مسؤولیتهای سیاسی این نظام بودهاند و در عین حال نمیدانند درخواست قاطع ابطال انتخابات، ضربه زدن به نخستین قطعه دوبینویی است که قبول و حتی رد آن قادر است میلیونها قطعه دیگر این چیدمان ظریف سیاسی را برهم بریزد و نظام را با دشواریهای متعددی مواجه سازد.
از این نقطه به بعد است که سلسله خطاهای تاکتیکی، تأثیراتش را بر تجدیدنظرهای استراتژیک نمایان میسازد و مهندس را از کسوت یک منتقد سیاسی و رقیب انتخاباتی مدافع و بلکه مشفق انقلاب و نظام خارج میکند و به یک اپوزیسیون افسارگسیخته و روز به روز رادیکالتر بدل میسازد. این سلسله را میتوان با تأمل در فحوا و لحن بیانیههای معروف مهندس یافت و مجموعه تحولات راهبردی پدید آمده در خط مشی او را آشکارا نشان داد. مصادیق این تجدیدنظرهای استراتژیک، گاهی از جنس سکوت غیرقابل توجیه و البته معنادار در قبال اعلام حمایتهای خارجی و ضدانقلاب رسمی است و گاه از نوع صحهگذاری بر تاکتیکهای سوخته انقلابهای مخملی و گاهی هم شبیهسازی کاریکاتوریک شیوههای اصیل و بدیع انقلاب57. ادامه این روند نه قادر است مهندس را به سطح یک طرف جدی در معادلات سیاسی آینده و جلودار جناحی قدرتمند در جناحبندی درونی نظام بدل کند و نه به او امکان و توانی بیش از انواع معاندین خارجی و داخلی انقلاب و نظام عطا میکند و نه میتواند منشأ تحولات مهمی در ساحت داخلی کشور شود. برای این حرکت، هیچ دستاوردی جز به انفعال کشاندن جمع کثیری از نخبگان که سرمایه عمومی این کشور هستند و تیره و تار کردن فضای نقد سازنده و مشفقانه که بسی بدان نیاز داریم و تخریب روند ضروری و دائمی اصلاح و تغییر و البته زبان باز کردن دشمنان دیرین نمیتوان پیشبینی کرد و برای مهندس هم در بهترین حالت، سرنوشتی جز بازگشت مجدد به دوران انزوا و قهری طولانیتر در پی ندارد.
وزیر کشور:
تعداد نمایندگان مجلس 310 نفر میشود
وطنامروز: وزیر کشور گفت: با لایحهای که وزارت کشور به دولت تقدیم میکند و پس از تصویب به مجلس خواهد رفت، تعداد نمایندگان مجلس 310 نفر میشود. به گزارش ایرنا، مصطفی محمدنجار به مطالعات گسترده معاونت سیاسی وزارت کشور در حوزه تقسیمات کشوری اشاره کرد و افزود: با لایحهای که وزارت کشور به دولت تقدیم میکند و پس از تصویب به مجلس خواهد رفت، 20 نماینده به سقف نمایندگان مجلس شورای اسلامی اضافه میشود و تعداد نمایندگان به 310 نفر خواهد رسید. محمدنجار در حاشیه جلسه روز گذشته هیات دولت افزود: در حال حاضر 290 نماینده مجلس داریم که براساس اصل 64 قانون اساسی از سال 68 هر 10 سال، 20 نماینده اضافه میشود. وی درباره زمان ارائه این لایحه به دولت گفت: کار مطالعاتی این لایحه آغاز شده است و پس از نهایی شدن و تکمیل مطالعات به دولت ارائه میشود. محمدنجار گفت: فکر میکنم تا پایان امسال این لایحه به دولت ارائه شود.
در نامهاي از رئيس مجلس به رئيسجمهور
قانون هدفمند سازي يارانهها ابلاغ شد
وطنامروز: علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي طي نامهاي به محمود احمدينژاد، رئيسجمهور، قانون هدفمند كردن يارانهها را در راستاي اجراي اصل 123 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به منظور اجرا به وي ابلاغ كرد. در نامه رئيس مجلس به احمدينژاد آمده است: در اجراي اصل يكصد و بيست و سوم قانون اساسي جمهورياسلامي ايران، قانون هدفمند كردن يارانهها كه با عنوان لايحه به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، با تصويب در جلسه علني روز سهشنبه مورخ 5 ديماه 1388 و تأييد شوراي نگهبان
ابلاغ ميگردد.
تکذیب مصاحبه درباره ایمیلهای عاشقانه با سرمربي تيم ملي
نکونام: حتی از گفتنش هم شرمم میشود
کمتر سابقه داشته که یکی از بازیکنان مطرح تیم ملی مصاحبهای اختصاصی را با سایت رسمی فدراسیون فوتبال داشته باشد اما خبر عجیب و غریب یکی از روزنامههای زرد ورزشی موجب شد جواد نکونام روز گذشته چنین کند.
کاپیتان تیم ملی گفتوگوی منتسب به وی مبنی بر رد و بدل کردن ایمیلهای عاشقانه با افشین قطبی را تکذیب کرد. نکونام در اینرابطه گفت: «من چنین حرفهایی با این مضمون در هیچ روزنامهای نزدهام. از بین همه خبرنگارهای ورزشی موجود در ایران من تنها با 2 خبرنگار ارتباط دوستانه و نزدیک دارم که شماره من را دارند و هیچ مصاحبه دیگری انجام ندادهام».
نکونام که نشان میداد از درج مصاحبه خیالیاش بشدت ناراحت است، ادامه داد: «از این روزنامه و دیگر روزنامهها که از قول من مصاحبههای خیالی و فضایی درج میکنند از مجاری قانونی پیگیری میکنم و مصاحبهام درباره ایمیلهای عاشقانه با سرمربی تیم ملی را تکذیب میکنم. مطمئن باشید یا من اصلا مصاحبه نمیکنم یا اگر هم مصاحبه کنم آن را تکذیب نمیکنم». هافبک ایرانی اوساسونا در ادامه با اشاره به اهداف کسانی که میخواهند به تیم ملی ضربه بزنند، گفت: «قصد کسانی که این مسائل را مطرح میکنند، تمسخر تیم ملی فوتبال ایران است و آنها باید بدانند که با این کارها راه به جایی نمیبرند. تابهحال هم در فوتبال ایران چنین چیزی وجود نداشته که یک مربی و بازیکن ایمیلهای عاشقانه رد و بدل کنند.
من حتی از گفتن این جملات شرم میکنم، چه برسد به اینکه بخواهم آن را مطرح یا در مصاحبهام بیاورم». نکونام در پایان درباره بازی تیم ملی ایران در برابر سنگاپور گفت: «تیم ملی در این بازی، نمایش خوبی داشت و در حالی که 3 بر یک به پیروزی رسید، میتوانست 2 گل دیگر هم بزند. البته لحظاتی که تیم ملی 2 گل جلو بود، اشتباهاتی پیش آمد که تیم ملی یک گل دریافت کرد. البته ما از سنگاپوریها بالاتر هستیم و علت حساسیت بازی هم، متاسفانه جوی بود که به وجود آمده بود و موجب شده بود احساسات بر منطق حاکم شود وگرنه من مطمئن بودم که تیم ایران براحتی از سد سنگاپور میگذرد چون فوتبال ایران به لحاظ ساختاری، تاریخ و بازیهای ملی از سنگاپور بالاتر و برتر است».
اصلاح اطلاعات اقتصادی خانوار، از سوم بهمنماه
گروه اقتصادی: رئيس مركز آمار ايران گفت: كساني كه تاكنون فرم اطلاعات اقتصادي خانوار را پر نكردهاند يا تغييراتي در اطلاعات مندرج آنها در فرم ياد شده ايجاد شده، ميتوانند از ارديبهشت ماه سال آينده نسبت به ثبتنام و يا اصلاح اطلاعات وارده به سايت اقدام كنند. محمد مدد در گفتوگو بافارس با بيان اينكه اينكار در راستاي اجراي قانون هدفمندي يارانهها و توزيع 50درصد درآمد حاصل از صرفهجويي برخي يارانهها به جامعه هدف انجام ميشود، گفت: مردم از روز شنبه 3 بهمن تا 22 بهمن ماه با مراجعه به سايت مركز آمار ايران ميتوانند قرارگيري خود در خوشهبنديهاي انجام شده را ملاحظه كنند. مدد در پاسخ به اين سوال كه چرا 5 روز مانده به مهلت اعلام شده سايت ياد شده هنوز باز نميشود، گفت: قرار نيست از هماكنون اين سايت در اختيار باشد، بلكه از روز شنبه 3 بهمنماه مردم با اشاره به سايت مركز آمار ايران از نحوه قرارگيري خود در خوشهبنديهاي سهگانه شامل خانوارهاي يك و 2 نفره، 3 و 4 نفره و خوشه 5 نفر به بالا قرار ميگيرند. رئيس مركز آمار ايران گفت: در اين زمينه امروزـ سهشنبه ـ نشست خبري درباره خوشهبندي و سايت مركز آمار در محل مركز آمار ايران برگزار ميشود.وطن امروز: مرکز آمار ایران در اطلاعیهای از هموطنان خواست از سوم بهمنماه برای اصلاح اطلاعات اقتصادی خود مربوط به طرح هدفمندکردن یارانهها به پایگاه اطلاعرسانی این مرکز مراجعه کنند. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، براساس این اطلاعیه سامانه طرح جمعآوری اطلاعات اقتصادی خانوار از سوم بهمن ماه براساس زمانبندی مشخص شده، فعال است و خانوادهها باید پس از مراجعه به پایگاه اینترنتی www.amar.org.ir اطلاعات اقتصادی خود را در صورت صحت، تایید و در صورت مغایرت اصلاح کنند. بر این اساس خانوارهای یک تا 2 نفره در 3 روز از سوم تا پنجم بهمن، خانواهای 3 نفره از ششم تا هشتم بهمن، خانوارهای 4 نفره از نهم تا یازدهم، خانوارهای 5 نفره به بالا از 12 تا 14 بهمن میتوانند به این پایگاه مراجعه کنند. در این گزارش آمده است: همچنین خانوارهایی که براساس زمانبندی فوق موفق به مراجعه نشدهاند، از 15 تا 22 بهمن به مدت 8 روز میتوانند به تایید یا اصلاح اطلاعات اقتصادی خود اقدام کنند.
نماینده ولی فقیه در امور حج خبر داد
دور جدید مذاکرات برای رفع مشکلات عمره
نماينده وليفقيه در امور حج و زيارت با بيان اينکه دومين دور مذاکره کارگزاران عمره با مقامات سعودي در آينده نزديک صورت ميگيرد، گفت: تلاش ما اين است که مسائل را در فضايي دوستانه حل و فصل کنيم و اگر اينچنين شد، عمره را از سر خواهيم گرفت. حجتالاسلام سيدعلي قاضيعسگر اظهار داشت: در دوره عمره اخير و نيز حج، مسائلي رخ داد که ارزيابي ما اين بود که عزت و عظمت زائر ايراني را مخدوش ميکند. نماينده وليفقيه در امور حج و زيارت با اشاره به اينکه نخستین دور گفتوگو با مقامات سعودي براي حل مسائل مورد اعتراض زائران ايراني را خود او انجام داده است، اين گفتوگوها را «خوب» ارزيابي کرد و افزود: اگر دور دوم گفتوگوها نيز که در آينده نزديک برگزار ميشود، نتيجه مثبتي داشته باشد، عمرهگزاران اعزام خواهند شد. قاضيعسگر مسائلي همچون ايجاد مزاحمت براي زائران در تشرف به بقيع شريف و قرائت زيارتنامه يا برخي تضييقات براي خواهران زائر و نيز معطل کردن خارج از عرف زائران در فرودگاههاي عربستان سعودي را در زمره اين موارد برشمرد.به گزارش بعثه مقام معظم رهبري، وی اضافه کرد: زائر به قصد زيارت به عربستان سعودي ميرود بنابراین اگر در تشرف به بقيع نتواند زيارت بخواند، دليلي براي سفر نميبيند. قاضيعسگر در عين حال اظهار داشت: از گفتوگوهاي صورت گرفته با مقامات سعودي، اين احساس وجود دارد که آنها نيز از اين وضع و رفتار سلفيها ناراحت هستند. وي «عناصر تندرو» در عربستان را همان کساني معرفي کرد که مايل نيستند 2 کشور (ايران و عربستان سعودي) روابط خوبي داشته باشند. نماينده وليفقيه در امورحج ابراز اميدواري کرد که با درايت مسؤولان 2 کشور مسائل به سرعت حل شده و اعزام عمره بزودي آغاز شود. نماينده وليفقيه در امور حج و زيارت اضافه کرد: ايران و عربستان، هيچيک خواهان توقف عمره نيستند و ما نيز انتظار داريم به سرعت به تفاهمي شايسته برسيم.
30 زن و دختر از این مرد روباهصفت شکایت کرده بودند
اعدام برای متجاوز تپههای ماهور
گروه حوادث: روباه تپهماهور که 30 زن و دختر را تسلیم نیت شوم خود کرده بود به اعدام محکوم شد. شامگاه هشتم مهرماه سال جاری، ماموران گشت کلانتری 176 حسنآباد در نزدیکی گردنه ماهور به خودروی سیاهرنگی برخوردند که راننده جوان آن حرکاتی غیرعادی داشت و یک زن در صندلی عقب، دستان خود را بشدت تکان میداد. وقتی ماموران به سرنشینان خودرو دستور ایست دادند، راننده با بیاعتنایی پا به فرار گذاشت که تعقیب و گریز جادهای آغاز شد تا اینکه با تیراندازی هوایی، راننده فراری چارهای جز توقف ندید.
ادعای زن جوان که بسیار وحشتزده بود، ماموران را در برابر یک جوان روباهصفت قرار داد. زن با گریه گفت: از تهران سوار این خودرو شدم تا به شهرری بروم، وقتی به میدان اول شهرری رسیدیم، راننده که به هر بهانهای سر صحبت را با من باز کرده بود گفت خیابان اصلی بهخاطر تعمیرات بسته است و از میدان دوم من را به مرکز شهر میرساند. در میدان دوم وی ناگهان به سمت جاده قدیم قم پیچید، خواستم اعتراض کنم که درها را قفل کرد و با چاقو مرا تهدید به مرگ کرد. باز تقلا کردم که با شوکر برقی به پایم زد و همه بدنم سست شد. بشدت ترسیده بودم، شوکر قدرت حرکتیام را از بین برده بود.
صادق- مرد روباهصفت- وقتی در اختیار ماموران پایگاه نهم پلیس آگاهی قرار گرفت، در برابر بازجوییهای تخصصی سکوت کرد و ادعا کرد که دچار وسوسه شده و پشیمان است. این پسر روباهصفت که میخواست وانمود کند نخستینبار است که دست به زورگیری و آدمربایی زده است نقشهاش را نتوانست پیش ببرد و اقدامات اطلاعاتی کارآگاهان نشان داد که آنان با روباه تپههای ماهور روبهرو هستند و این متهم همان مردی است که بهخاطر ربودن 30 زن و دختر و کشاندن آنها به گردنه ماهور، تحت تعقیب است.
در بررسی اقدامات زنجیرهای این جوان روباهصفت مشخص شد وی طعمههای خود را برای بردن به شهرری سوار خودرو کرده و با تهدید و ارعاب آنها را به تپههای ماهور میبرد و تسلیم نیت شوم خود میکرد.
متهم در تحقیقات پلیسی و قضایی گفت: وقتی از شهرمان به تهران آمدم، در یک گاراژ آهن نزد بستگانم مشغول به کار شدم. شبها نیز در همان گاراژ میخوابیدم. ابتدا پیکان سفیدرنگی داشتم و به بهانه مسافرکشی زنان و دختران را سوار میکردم و در مسیر اگر میتوانستم با آنها طرح دوستی میریختم و به بهانه گردش به تپههای ماهور میبردم، اما بیشتر اوقات طعمههایم که زنان 25 تا 35 سال بودند توجهی به حرفهایم نمیکردند، آنها را با تهدید چاقو و شوکر به تپههای ماهور میکشاندم تا بتوانم نهتنها با آنها رابطه برقرار کنم، بلکه پول، جواهرات و اشیای قیمتیشان را به سرقت ببرم.
پس از مدتی پیکان را فروختم و پراید نقرهای خریدم و براحتی زنان و دختران را تسلیم نقشه شیطانیام میکردم. تاکنون 4 خودرو عوض کردهام و روش مشابهی داشتهام، همه طلاها و اشیای قیمتی را به مالخری نزدیک به 20میلیون تومان فروختهام.
بررسیها مشخص کرد، مجرم دارای 4 سابقه در زمینههای آدمربایی، سرقت و رابطه نامشروع در سالهای 82 و 83 است و در همه این جرائم وی در زندان دوران محکومیت را سپری کرده و با آزادی از زندان باز به اقدامات تبهکارانهاش پرداخته است.
با اقرارهای پسر روباهصفت بخشی از این پرونده که رسیدگی به اتهام سرقت وی بود به شعبه 101 دادگاه جزایی عمومی فشافویه فرستاده شد و متهم به 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد.
از سوی دیگر رسیدگی به اتهام تجاوز به 30 زن و دختر این مرد شیطانی به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی فرستاده شد و متهم پشت درهای بسته پای میز محاکمه رفت.
یکی از زنانی که طعمه روباه تپه ماهور شده بود و صبح دیروز در جلسه دادگاه حاضر بود به خبرنگار «وطن امروز» گفت: دیماه 86 بود که از پیروزی به صورت دربست خودروی پرایدی را کرایه کردم تا به شهرری بروم، راننده سر صحبت را باز کرد نمیخواستم به حرفهایش توجه کنم ولی او یک خرما تعارف کرد که پس از خوردن آن دیگر هیچ چیز نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم دستهایم بسته بود وزیر لایههای برف در حاشیه تپههای ماهور گیر افتاده بودم. ساعتها تلاش میکردم تا اینکه با تقلا خودم را بیرون کشیدم وضع مناسبی نداشتم به سمت جاده حرکت کردم که راننده کامیونی به کمکم آمد و مرا سوار خودرویش کرد.
شاکی دیگری که میگفت تصاویر لحظههای دلخراش روز حادثه هیچوقت از برابر چشمانش نمیرود به خبرنگار «وطنامروز» گفت: از این پسر روباهصفت متنفرم. هرگز نمیخواستم پا به این دادگاه بگذارم تا دوباره چهره شیطانیاش را ببینم. این زن در ادامه افزود: اسفندماه 86 خودرویی کرایه کردم تا از خیابان قزوین به سمت خانه مادرم بروم، راننده جوان شروع به صحبت کرد اما ناگهان چاقویی بیرون کشید و تهدیدم کرد. شروع به داد و فریاد کردم ولی فایدهای نداشت با شوکر برقی به پایم زد. همه بدنم لمس شده بود، نمیتوانستم حرکت کنم. به گردنه حسنآباد رفتیم بخوبی آنجا را میشناخت وقتی تسلیم نیت شومش شدم، پولها و طلاهایم را دزدید و مرا داخل چاهی انداخت. هرگز تصور نمیکردم بتوانم از آن چاه زنده بیرون بیایم 8 ساعت داخل آن چاه بودم تا مردی به کمکم آمد و مرا از آنجا نجات داد از دادگاه درخواست صدور حکم اشد مجازات را کردهام.
به گزارش خبرنگار «وطنامروز» قضات شعبه 77 پس از محاکمه این مرد وارد شور شدند و پسر روباهصفت را به اعدام محکوم کردند.
شرط پذیرش توبه
کمیل نقی پور
حضور دهها میليونی مردم ایران اسلامی در راهپیمایی بزرگ «پیوند عاشورایی امام و امت» در نهم دی زودتر از آنچه تصور میشد اثرات خود را در فضای سیاسی کشور نشان داد. هر چند میرحسین موسوی با انتشار بیانیهای پس از نهم دی تلویحا محتوای بیانیههای گذشته خود را مبنی بر بروز تخلف و تقلب در انتخابات تکذیب کرد اما پیامدهای خروش اعتراضی مردم در نهم دی تنها به انتشار بیانیه میرحسین موسوی محدود نشد. طراحان دروغ بزرگ تقلب و شرکای سیاسی آنها که بیش از گذشته به واقعیت «ریزش حامیان» خود پی بردهاند با در پیش گرفتن شیوه نامهنگاری سعی بر این دارند که تمام جرائم 7 ماه گذشته را در لغزش نخبگانی و اختلاف سلیقهای خلاصه کنند و با اعلام برائت از افراطیگریها از برخی اشتباهات خود نیز ابراز ندامت کنند. در این بین برخی از دلالان سیاسی نیز با افزایش نقش خود، در حد یک میانجی به کمک عاملان اصلی حوادث پس از انتخابات آمده و خواسته يا ناخواسته در تلاشند با القای اینکه مسائل اخیر ذیل عنوان اختلافات سیاسی خلاصه میشوند، منجی فتنهگران شده و نگذارند آنچه در نامهنگاریهای مخفیانه گفته میشود به رسانههای رسمی راه پیدا کند. با این حال آنچه از اصرار اصلاحطلبان بر فاش نشدن جزئیات این نامهنگاریها استنباط میشود این است که آنان درصدند مسیر بازگشت خود را با «اعلام پنهان پشیمانی» و در جریان «تعاملات پشت پرده» هموار کنند. مزیت این شیوه برای آنان، این است که اولا خود را معتقد به نظام القا کنند و از سوی دیگر وجهه متزلزل خود را از دید مردم پنهان دارند. هر چند آنان نمیدانند «تنزل جایگاه جمهوریت در جمهوری اسلامی که اسلامیت نظام را نیز به مخاطره میاندازد» به نگرانی اصلی جامعه سیاسی بدل شده، زیرا اگر نظام با قانونشکنان مراعات کند دیگر ضمانتی وجود نخواهد داشت که بازندگان انتخاباتهای آتی قاعده بازی و خواسته مردم را به هیچ نگیرند و دامن نظام را با ادعاهای دروغین و هزینهساز لکهدار نکنند و نظام نیز برخوردی مماشاتگونه نداشته باشد. ضمن آنکه مماشات در برخورد با قانونشکنان و بیتوجهی یا کمتوجهی به وقایع رخ داده در 7 ماه گذشته یعنی زیر سوال بردن قانون که خود بزرگترین جرم است و علاوه بر اینکه با خواسته مردم در تعارض است، با تاکید مقام معظم رهبری نیز تناقضی آشکار دارد. آیا بیتوجهی به القای دروغ تقلب در انتخابات، زیر سوال بردن مشارکت 85 درصدی مردم، افزایش هزینههای بینالمللی، حمایت از عناصر ضد دین، ساختارشکنی در قالب بیانیههای دنبالهدار، تلاش برای تغییر ساختار نظام، توهین به مقدسات دینی، طمع کردن دشمن به ایران و... با «مر قانون» که تاکید مقام معظم رهبری است تعارض ندارد؟ با این حال اگر هم بتوان افقی را برای بازگشت فتنهگران ترسیم کرد از راه اقرار به اشتباهات و آن هم به شکل علنی و نه پنهان متصور است. «عذرخواهی علنی» از ملتی که با تمام شور و شعور در انتخابات شرکت کرد و حماسه آفرید و پس از آن ساختارشکنی را از سوی برخی خواص مدعی دوستدار نظام شاهد بود، خواسته بزرگی نیست و به بیان بهتر کوچکترین خواستهای است که مردم از «برادران دیروز» خود دارند. البته میتوان این موضوع را شرط پذیرش توبه آنان دانست.
متکی در همایش بینالمللی خلیجفارس خبر داد
بازنگری در روابط با انگلیس در 12 حوزه کاری
وطنامروز: وزیر امور خارجه کشورمان در مراسم افتتاحیه نوزدهمین همایش بینالمللی خلیجفارس تحت عنوان «خلیج فارس؛ چالشها و ساز و کارهای منطقهای» که قرار است به مدت 2 روز در محل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه کشورمان برگزار شود، با اشاره به اینکه ایران همواره تواناییهای خود را در راه ایجاد صلح و امنیت در منطقه به کار گرفته است، گفت: ایران آمادگی دارد با کمک سایر کشورهای همسایه در خلیج فارس برای ایجاد یک بنای مستحکم امنیتی و اقتصادی در خدمت صلح و رفاه ملتهای منطقه تلاش کند. وی با بیان اینکه امروز منطقه استراتژیک خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری مورد طمع قدرتهای زیادهخواه فرامنطقهای است که به قصد تسلط بر منابع حیاتی آن در پی ایجاد ناامنی، بدبینی و سوءظن در بین کشورهای منطقه هستند، خاطرنشان کرد: حضور و دخالت قدرتهای بیگانه، خریدهای انبوه تسلیحاتی، حمایت از گروههای افراطی و دامن زدن به اختلافات طایفهای و قومی، چالشهایی است که به بیثباتی و مشکلات در منطقه خلیج فارس کمک میکند. رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در بخش دیگری از این همایش در پاسخ به این پرسش که آیا بهتر نیست برای بررسی رفتارهای کشورهای مختلف از جمله انگلیس، مرکز سنجش ارتباطات بینالمللی ایجاد کنیم، گفت: این روزها مناسبات ایران و انگلیس بویژه در 6 ماه اخیر در حوزههای مختلف تحت بررسیهای دقیق قرار گرفته است. متکی با اشاره به اینکه روابط کشورها در حوزههای مختلف تعریف میشود، اضافه کرد: 10 تا 12 زمینه اتصالات کاری بین 2 کشور ایران و انگلیس وجود دارد که هر بخشی براساس منافع ملی تبادلنظر میشود که همگی درحال بازنگری هستند و نهایتا دولت جمهوری اسلامی ایران تصمیمگیری خواهد کرد. وی سپس با اشاره به 2 رویکرد در منطقه حساس خلیجفارس گفت: رویکرد اول این است که دیگران در خارج از منطقه با اهداف مبتنی بر واگرایی آن را به کشورهای منطقه القا میکنند و رویکرد دوم در منطقه همگرایی منطقهای است که باید گفت در هر منطقه و همه نقاط جهان رویکرد منطقهای برای حل بحران و مشکلات آن منطقه مناسبترین، واقعبینانهترین، صحیحترین و طبیعیترین رویکرد است. حفاظت از محیطزیست خلیجفارس محوری برای همکاریهای منطقهای، جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری خلیج فارس، «امنیت خلیجفارس، ایدهها، راهبردها و سازوکارها»، گسترش نظامیگری تهدیدی برای ثبات خلیج فارس، آثار بحران مالی جهان و تاثیر آن بر کشورهای منطقه خلیجفارس و ثبات در عراق محور همکاریهای منطقهای، از جمله سرفصلهای این همایش 2 روزه است و کارشناسان و صاحبنظرانی از 15 کشور از جمله کویت، عمان، سوریه، لبنان، مصر، رومانی، فرانسه، آلمان، ژاپن، هند، چین و روسیه در این همایش حضور خواهند داشت.
ساعات کار هفتگی پرستاران 8 ساعت کاهش یافت
آييننامه قانون «ارتقای بهرهوري كاركنان باليني نظام سلامت» در هيات دولت به تصویب نهایی رسید. این در حالی است که به گفته محمدرضا رحیمی، سخنگوی دولت علاوه بر تقلیل ساعات کاری پرستاران به دلیل سختی کار آنها، تمهیدات دیگری نیز برای رفاه حال این قشر زحمتکش در نظر گرفته شده است. بر این اساس ساعات كار شاغلان باليني شامل پرستاران، بهياران، كمك بهياران، ماماها، كاردانهاي اتاق عمل، كاردانها و كارشناسان هوشبري در بيمارستانها و مراكز درماني شبانهروزي دولتي و غيردولتي حداكثر تا 8 ساعت در هفته كاهش مييابد. به گفته رئيس كل سازمان نظام پرستاري، این کاهش ساعت کار براساس 3 عامل سابقه كاري، سختي كار و نوبت كاري و بر اساس جداولي كه در حال طراحي است به حداقل 35 ساعت در هفته میرسد. غضنفر میرزابیگی افزود: 5 ساعت از اين كاهش ساعت كاري مربوط به سابقه كار است كه مثلاً براي يك پرستار با 15 سال سابقه به طور كامل اعمال ميشود، 2 ساعت آن به سختي كار مربوط است و يك ساعت ديگر آن به نوبت كاري پرستار بستگي دارد. بر اساس اين مصوبه که از این پس همه بيمارستانها و مراكز شبانهروزي دولتي اعم از كشوري و لشکري و نيز مراكز غيردولتي باید آن را اجرا کنند، ساعات كار كاركنان باليني در بخشهاي دولتي و غيردولتي در نوبتهاي شب و ايام تعطيل با ضريب 5/1 محاسبه ميشود. رئيس كل سازمان نظام پرستاري در این زمینه گفت: پرستاران نباید در يك شيفت كاري بيش از 12 ساعت بمانند و فاصله يك ساعت تعويض شيفت كاري نيز جزو ساعت كاري پرستاران محسوب شده و لازم نيست پرستاران با سرعت شيفت خود را تحويل دهند. گفتنی است، ميزان اضافه كار هر پرستار نيز نباید بيش از نصف ساعت كاري موظفي وي در هفته باشد. ميرزابيگي اضافه كرد: بر اساس اين قانون و آييننامه اجرايي آن، پرستاران زن در بخش دولتي و غيردولتي براي نخستینبار جزو شاغلان مشاغل سخت و زيان شناخته شدند و از مزاياي فعاليت در اين مشاغل برخوردار ميشوند. رئيس كل سازمان نظام پرستاري گفت: اجراي اين آييننامه در واقع تضميني براي اجراي قانون تعرفهگذاري خدمات پرستاري است زيرا پرداختي به پرستاران شامل يك حقوق ثابت و يك حقوق عملكردي يا كارانه است كه بر اساس جداول مشخصي پرداخت خواهد شد. این در حالی است که به گفته وزیر بهداشت با توجه به شرایط سخت کار كاركنان باليني در بخشهاي رواني و سوختگي بيمارستانها، كاركنان باليني اين بخشها كه قبلاً شامل اين مصوبه ميشدند، علاوه بر مرخصي استحقاقي سالانه، حداكثر يك ماه نيز از مرخصي استحقاقي بیشتر استفاده ميكنند. این مرخصی قابل ذخیره کردن نیست و بايد در طول سال استفاده شود. به گفته رئيس كل سازمان نظام پرستاري، شاخص پرداخت كارانه به پرستاران علم، اخلاق و ارتباط و تعامل صميمي و دوستانه با بيماران است که بر این اساس هر پرستار باسواد و خوشاخلاق كه رضايت بيماران را تأمين ميكند از كارانه و امنيت شغلي بالاتري برخوردار است و نمره ارزشيابي بالاتري خواهد داشت.ميرزابيگي گفت: برآورد اوليه بار مالي اجراي اين طرح براي دولت سالانه 100 تا 120 ميليارد تومان است كه اميدواريم در بودجه سال آينده مصوب و اجرايي شود، همچنين وزارت بهداشت بايد نيروي لازم براي اجراي اين قانون را جذب كند، البته اميدواريم بخش خصوصي نيز متعهد باشد و به اجراي كامل اين قانون و آييننامه اجرايي آن بپردازد، در غير اين صورت پرستاران انگيزه فعاليت خود را در بخش خصوصي از دست ميدهند و به بخش دولتي ميآيند.
گستردهترین حمله طالبان در یک سال اخیر انجام شد
اعلام وضع فوقالعاده در کابل
آزاده شهریاری: شبهنظامیان طالبان روز گذشته به قلب دولت افغانستان در کابل حمله کردند که هدفهای اصلی و کلیدی آنها ساختمانهای دولتی پایتخت بود. این حملات نشان واضحی از برنامهریزی طالبان و القاعده برای افزایش حملات تروریستی در افغانستان است که در تقابل با برنامه آمریکا و متحدان وی برای افزایش نیرو و ریشهکن کردن طالبان و القاعده در این کشور قرار دارد. در همین راستا ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان به آسوشیتدپرس اعلام کرده بود: حدود 20 شبهنظامی مسلح که برخی از آنها کمربندهای انفجاری نیز دارند کاخ ریاستجمهوری و دیگر ساختمانهای دولتی در مرکز کابل را مورد هدف قرار داده یا وارد آنها شدهاند. پس از این در خبرها اعلام شد که مردان مسلح طالبان که برخی از آنها کمربندهای انفجاری داشتند طی عملیاتی کماندویی به ساختمانهای دولتی کابل حمله کرده و موجب شدند وضع فوقالعاده امنیتی در پایتخت برقرار شود. در ادامه، نیروهای امنیتی و پلیس کابل با شبهنظامیان درگیر شدند. مقامات، این حملات را بدترین حمله طی یکسال گذشته تاکنون دانستهاند. صدای شلیک گلوله و همچنین انفجارهای بلند در سراسر پایتخت شنیده میشد. بر اثر این درگیریها حداقل 4 شبهنظامی کشته و 13نفر زخمی شدند. شبهنظامیان در نخستین موج حملات به فروشگاههای بزرگ مشرف به وزارتخانههای دولتی و همچنین ارگ ریاستجمهوری رفته و با اشغال هتل سرينا، از هتلهای بزرگ و چندستاره کابل از پشتبام این اماکن، نهادهای ریاستجمهوری و وزارتخانهها را مورد هدف قرار دادند. انفجارها 2 مرکز بزرگ خرید کابل را منهدم کرد و به 5 مغازه بزرگ هم خساراتی وارد آورد. این در حالی است که به گفته سخنگوی طالبان، اهداف اصلی کاخ ریاستجمهوری، بانک مرکزی و وزارتخانههای معدن، عدالت و اقتصاد بوده است. نیروهای ایساف و ناتو اعلام کردهاند راههای اطراف پایتخت را امن کردهاند. یکی از مقامات امنیتی افغان نیز اعلام کرد: در میانههای روز، شبهنظامیان حملات خود را برای نزدیک شدن به کاخ ریاستجمهوری افزایش دادند و در حالی که حملات و تبادل آتش سنگین میان شورشیان و نیروهای امنیتی در پاساژها و مغازهها در جریان بود، انفجار یک ماشین بمبگذاری شده در نزدیکی محوطه دولتی نگرانی بیشتر پلیس را موجب شد. بر اثر این انفجار چندین غیرنظامی، پلیس و نیروی امنیتی کشته شدند. چندصدمتر آنطرفتر هم یک انفجار دیگر در نزدیکی یک سینما رخ داد. هنوز به روشنی تعداد کشته و زخمیشدگان این حوادث هولناک مشخص نشده است. درگیریها که از ساعت 10 صبح به وقت محلی آغاز شده بود تا آخرین ساعات روز ادامه داشت اما حامد کرزی، رئیسجمهور افغانستان از برقراری امنیت در کشور خبر داد. با این وجود وضع فوقالعاده همچنان در پایتخت برقرار است. برخی از منابع خبری تعداد شبه نظامیان این حملات را 30 نفر اعلام کردند، این در حالی است که مقامات و همچنین معاون پلیس افغانستان این اخبار و همچنین ورود آنها به پایتخت را تنها تبلیغاتی منفی از سوی طالبان دانستهاند. از سوی دیگر مقامات بیمارستانی هنوز تعداد مشخصی از میزان کشته و زخمیشدگان این درگیریها ارائه نداده و تنها اعلام کردند که 5 غیرنظامی در این حوادث کشته و 35 نفر دیگر زخمی شدند. برخی از کارشناسان معتقدند که این حملات که این بار تا قلب کابل، پایتخت حکومت کشیده شده چالشهای بزرگی را برای حامد کرزی ایجاد خواهد کرد؛ تا جایی که برخی دیگر اعتقاد دارند که این حمله تروریستی سیلی محکمی بر صورت کرزی است که چندی پیش از طالبان خواسته بود تا تسلیم شده و سلاحهای خود را زمین بگذارند تا در عوض به آنها پستهای دولتی اعطا شده و در اداره کشور شریک شوند. همچنین گفته میشود که این حمله پیامی نیز برای اوباما و متحدان او بویژه کسانی که قرار است در کنفرانس آتی لندن درباره رسیدگی به اوضاع افغانستان و یافتن راهکارهایی برای حل بحران این کشور شرکت کنند، دارد.
گزارشی از جهتگیریهای سیاسی در تلویزیون صدای آمریکا
سیطره بهائیت بر VOA
گروه سیاسی: بخش بینالمللی رادیوي دولتی آمریکا تحت عنوان «صدای آمریکا» که به منظور بهبود چهره آمریکا در جهان و نفوذ واشنگتن در دیگر کشورهای جهان تاسیس شده بود و بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران نیز بخش فارسی رادیوی خود را ابتدا با هدف جهتدهی به انقلاب ایران و سپس به دلیل ناکامی در این امر در راستای مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن راهاندازی کرده بود و زمانی داعیه جذب بالای مخاطب ایرانی را داشت، اکنون پس از گذشت 30 سال به علت سوءاستفاده بهائیان از پول مالیاتدهندگان آمریکایی و در عین حال سلطه و مدیریت بهائیان بر این رسانه به اذعان امیر عباس فخرآور، یکی از نیروهای این رسانه با افت برنامه و کاهش اعتبار مواجه شده است. اكنون بررسی میزان نفوذ و سيطره فرقه بهائيت در اركان و بدنه اين شبكه تلويزيوني ضد ايراني و بازشناسي هدف تأسيس صدای آمریکا (VOA) ضروری به نظر می رسد. در واقع از 7 دسامبر 1941 كه حمله ژاپنيها به «پرل هاربر» در جنگ دوم جهاني زمينه ورود آمريكا به جنگ را فراهم كرد، نخستين جرقهها براي تأسيس صدای آمریکا زده شد. در واقع در مارس 1942 راديوي دولتي ايالات متحده با عنوان راديوي عمومي ملي(NPR) آغاز به كار كرد و چندي بعد نيز بخش بينالمللي آن با عنوان صداي آمريكا (VOA) شروع به كار كرد؛ بخشی که در واقع ابزاري بود براي اجراي سياستهاي وزارت خارجه ايالات متحده و همچنين تأثير بر افكارعمومي جهان نسبت به ايالات متحده كه از طريق زبان رسانه دنبال ميشد. به گزارش «موعود»، مجموعه صداي آمريكا داراي
44 پخشكننده راديويي به زبانهاي مختلف و 24 پخشكننده تلويزيوني است که اين از بدو تأسيس با هدف استفاده و بهرهگيري از ابزار ديپلماسي عمومي پايهگذاري و تأسيس شد كه گستره پخش آن، آسيا، اروپا و شمال آفريقا را شامل ميشود. راديوي عمومي ملي (NPR) و مجموعه صداي آمريكا(VOA) هر 2 زير مجموعه هيأت مديره رسانههاي خارجي دولت ايالات متحده آمريكا يا همان BBG هستند و زير نظر اين هيأت مديره كه اعضاي آن متشكل از شوراي روابط خارجي آمريكا و نمايندگان منصوب دستگاه وزارت خارجه ايالات متحده است، اداره ميشود و رياست BBG نيز با رأي مجلس سناي آمريكا انتخاب ميشود. همچنين BBG زير نظر «تيم بازرسي ويژه ايالات متحده آمريكا» فعاليت ميكند و اين تيم گزارشهاي خود را به مجلس سناي ايالات متحده و وزارت خارجه ارائه ميدهد. هماكنون بودجه سالانه صداي آمريكا 800 ميليون دلار است كه از محل مالياتهاي مردم آمريكا تأمين ميشود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بخش فارسی رادیو صدای آمریکا راهاندازی شد که از نوامبر 1979 احمدرضا بهارلو فعاليت خود را در اين رسانه آغاز كرد. در كنار بهارلو، مجريان ديگري همچون رامش راسخ، بهروز عباسي و اكبر ناظمي كه از كاركنان راديوي ايران بودند با هدايت بهارلو كارشان را در بخش فارسي صداي آمريكا آغاز كردند. نزديك به 2 دهه بعد از آغاز به كار احمدرضا بهارلو در صداي آمريكا و راهاندازي راديو فارسي، مسؤوليت راهاندازي تلويزيون اين شبكه نيز به وي سپرده شد و در تاريخ 18 اكتبر 1996، نخستين امواج تلويزيون فارسي صداي آمريكا با اجراي احمدرضا بهارلو براي تمام دنيا پخش شد که تا سالها بعد، بهارلو خود سازنده و مجري بسياري از برنامههاي خبري، تحليلي و سياسي اين تلويزيون بود. احمدرضا بهارلو نخستين رئيس بخش فارسي صداي آمريكا، اگر چه خود يك بهايي نبود اما تمايل زيادي به نزديكي با بهائيان داشت. اين موضوع بویژه در استخدام كارمندان بخش فارسي و گزينش همكاران ايراني وي از ميان بهائيان مشهود بود و همانطور كه پیش از این نیز گفته شد نخستين همكاران وي در اين بخش رامش راسخ، بهروز عباسي و اكبر ناظمي بودند كه 2 نفر نخست از بهائيان نامدار ايراني در راديو و تلويزيون دوران پهلوي در ايران بودند. با آغاز به كار كنت تام لينسون به عنوان رئيس BBG، شيلا گنجي از بهائيان سرشناس و از اعضاي جامعه بهايي در سازمان ملل متحد، در غياب احمدرضا بهارلو در آوريل 2004 به عنوان رئيس بخش فارسي VOA مشغول به كار شد. كنت تام لينسون كه خود از اعضاي آیپک (AIPAC) يا همان جامعه لابي يهوديان در ايالات متحده محسوب ميشود، گروهي از سرشناسترين بهائيان را وارد چرخه مديريت صداي آمريكا کرد كه آوي داويدي، ستاره درخشش يكي از مهرههاي اصلي رسانههاي جامعه جهاني بهائيت و مهتاب فريد از جمله مهمترين آنها بودند. در اين ميان، آوي داويدي نقش بسيار مهم و تعيينكنندهاي در روند بهاييسازي صداي آمريكا ايفا کرد بهگونهاي كه يكباره تعداد زيادي از كارمندان مسلمان زاده صداي آمريكا همچون علي مستعاني و سيدرسول افخمي از اين شبكه اخراج يا مستعفي شدند و جاي آنها را چهرههاي شاخص تلويزيون «صداي دوست»، ارگان رسمي بهائيان در حيفا و اسرائيل گرفتند.
به اين ترتيب با ورود شيلا گنجي به حلقه مديريت صداي آمريكا، محفل كارمندان و مديران بهايي در اين رسانه فارسي زبان تكميل شد و چهرههايي همچون اكبر ناظمي، بهروز عباسي، ارژنگ داوودي، رامش راسخ، آوي داويدي، مهتاب فريد و ستاره درخشش در كنار هم قرار گرفتند. در حال حاضر نیز شبکه تلویزیونی صدای آمریکا توسط جيمز گلاسمن از اعضاي ارشد انستيتو آمريكن اينترپرايز و رئيس جديد هيات مديره رسانههاي خارجي ايالات متحده اداره ميشود.
وي كه از سال 2007 مديريت اين شبكه را در اختيار گرفته است از بدو قبول تصدي اين مسؤوليت، ارتباط بسيار نزديكي با محافل بهائيان ايالات متحده و حيفا در اسرائيل پيدا كرده است. شاهد اين مدعا، ارتباطات نزديك وي با بهروز بهبودي مدير و بنيانگذار شورای دموکراتیک برای ایران و از بهائيان سرشناس است.
وي در اوايل سپتامبر 2008 به همراه سناتور تام كوبرن، رئيس «تيم بازرسي ويژه» ايالات متحده آمريكا و از اعضاي مؤثر سنا براي تصويب بودجه BBG به اسرائيل سفر كرد و در دفتر بهروز بهبودي در حيفا به ديدار وي شتافت. از آن پس روند به كارگيري بهائيان در تلويزيون فارسي صداي آمريكا به نسبت گذشته اوج گرفته است. پس از استعفاي كنت تام لينسون، رئيس قبلي BBG كه با فشار شديد سناتور كوبرن انجام گرفت، گلاسمن براي رياست اين شورا پيشنهاد شد. شيلا گنجي بشدت تحت حمايت تام لينسون بود و استعفاي تام لينسون ضربه بزرگي به شبكه شيلا گنجي وارد كرد. البته اخراج شيلا گنجي، هم به دليل آزرده كردن بوش بود و هم به دليل ريخت و پاشهاي فراواني بود كه از سوي اين بهايي و
دار و دستهاش صورت مي گرفت. وي از زمان آغاز به كارش در صداي آمريكا، حلقهاي از دوستان و نزديكان بهايي خود را از رسانههاي راديويي و تلويزيوني بهائيان در حيفا و اسرائيل به آمريكا فراخوانده و به كار گرفته بود بهطوري كه گزارشهاي رسيده به كميته تحقيق و بررسي سنا آنان را واداشت در اين زمينه تحقيقات جدي صورت دهند. فخرآور درباره وي ميگويد: در جولاي 2007 همزمان با رأي سناي آمريكا به جيمز گلاسمن براي رياستBBG شيلا گنجي با دستپاچگي مصاحبههايي را با محافظه کاران دولت آمريكا ترتيب داد تا شايد بتواند دل اعضاي انستيتوي قدرتمند آمريكن اينتر پرايز را به دست آورد. اما با آغاز به كار دوره جديد مديريت در صداي آمريكا و رفتن شيلا گنجي، مديريت صداي آمريكا ميان بهائيان دست به دست شد. به اين ترتيب يكي از نزديكان به جامعه بهايي در رأس هرم مديريت مهمترين رسانه دولتي آمريكا قرار گرفت كه اين امري بيسابقه است. بهگفته امير عباس فخرآور، روشن نبودن هدف براي بيشتر كاركنان اين رسانه موجب شده كه نيروهاي غيربهايي از فعاليت در اين رسانه كنار بكشند. وي تصريح ميكند: اطمينان دارم كه ماليات دهندههاي آمريكايي خبر ندارند كه با پول مالياتشان در VOA و راديو فردا، گروهي از مجريان و كاركنان اين رسانهها سعي دارند اداي اپرا وينفري، كريستين امانپور، لري كينگ و بيل اورايلي را در بياورند و پولدار
و مشهور شوند.
با ناکامی حامیان غرب در انتخابات رقم خورد
شكست مخمليها در اوكراين
سيد بهزاد اخلاقي: انتخابات ریاستجمهوری اوکراین همانطور که پیشبینیها نشان میداد به دور دوم کشیده شد. یولیا تیموشنکو از بلوکی به نام خودش با کسب 24 درصد از آرا (تنها 2 درصد بیش از پیشبینیها) خود را به عنوان تنها نماینده انقلاب نارنجی برای انتخابات 7 فوریه آماده میکند. در مقابل ویکتور یاناکویچ، رهبر حزب مناطق توانست با کسب 37 درصد از آرا به عنوان پیروز دور نخست انتخابات بار دیگر بعد از 5 سال به صحنه سیاسی کشورش بازگردد. یاناکویچ که در دوران ریاستجمهوری لئونید کوچما به عنوان نخستوزیر فعالیت میکرده است، از حمایت گروههای قدرت و صنعتگران اوکراینی بهرهمند است. وی حتی روزگاری هوادار جدایی 2 بخش غرب و شرق اوکراین بود که این ایده از سوی گروههای بزرگ مالی در این کشور حمایت میشد. یاناکویچ که یک کارگر معدن در دوران اتحاد شوروی است، از سوی کرملین حمایت میشود. وی مخالف پیوستن کشورش به پیمان ناتو و در مقابل نزدیکی نظامی با روسیه است. در انتخابات روز
17 ژانویه، مردم اوکراین چه کسانی که هنوز به جنبش نارنجی وفادار ماندهاند و چه کسانی که از حامیان گروههای سیاسی شرق اوکراین بودند، نشان دادند ویکتور یوشچنکو دیگر در میان آنها از هیچ مقبولیتی برخوردار نيست. یوشچنکو با کسب 6 درصد از آرا در انتهای جدول آرا قرار گرفت. اکنون تیموشنکو که سیاستمداری نوظهور در صحنه سیاسی اوکراین است با مدل موی خاص خود که مخصوص زنان کشاورز مغرب اوکراین است تلاش خواهد کرد تا با سرگئی تیگیپکو، رئیس سابق بانک مرکزی و رئیس سابق پارلمان آرسنی یاتسنیوک که رتبههای سوم و چهارم را در انتخابات به دست آوردهاند وارد ائتلاف شود و حمایت آنها را جذب کند. این خواسته تیموشنکو به احتمال زیاد با شکست روبهرو میشود زیرا تیگیپكو که 08/13 درصد از آرا را کسب کرده است، بعد از اعلام نتایج اعلام کرد که وی از هیچکدام از کاندیداهای باقیمانده حمایت نمیکند و حامیان او خود برای رای در دوره دوم تصمیم میگیرند. کمپین تیموشنکو آن طور که خبرگزاریهای روسی عنوان کردهاند امیدوار است در هفتههای آتی بتواند با تیگیپکو ملاقاتی را ترتیب دهد. هر 2 کاندیدای دور دوم قول دادهاند روابط با روسیه را براساس محوریت انرژی دستخوش تغییر كنند اما آن طور که شواهد نشان میدهد یاناکویچ توانایی بیشتری برای برقراری مناسباتی راهبردی با روسیه دارد. از نکاتی که در تعاملات میان مسکو و کییف نباید از نظر دور داشت، کنسرمهای صنعتی است که در دوران اتحاد شوروی فعال بودهاند. برخی از این کنسرمها توسط سرمایهداران روس اداره میشوند و در صورتی که اوکراین بار دیگر در رکودی 5 ساله از نظر صنعتی قرار گیرد، بنیانهایی مانند آنتونوف به ورطه نابودی کشیده خواهند شد، آنتونوفی که روزگاری بزرگترین هواپیمای جهان در آن تولید شده است. تیموشنکوی 49 ساله با حمایت غرب و بنیانهای آمریکایی اکنون امیدوار است بتواند اتحادی از کاندیداهایی که بیشترین آرا را کسب کردهاند بر ضد یاناکویچ ایجاد کند. اما در این شرایط بسیار بعید است که خانم تیموشنکو بتواند در دور دوم رقابتها از رقیب قدر خود پیشی بگیرد. شکست تیموشنکو در انتخابات 7 فوریه بدونشک پایانی سیاه برای انقلاب نارنجی اوکراین تلقی میشود. غرب و حامیان داخلیاش که همه تلاش خود را برای ایجاد انقلاب مخملی به کار بسته و در نهایت هم موفق به این امر شدهاند، نتوانستند مطالبات مردم اوکراین را پاسخگو باشند، تا جایی که یوشچنکو که به عنوان نماد و رهبر انقلاب رنگی اوکراین شناخته میشود، شکستی باورنکردنی را در انتخابات پذیرا شد. در حال حاضر مختصات سیاسی اروپای شرقی بخوبی نشان میدهد که انقلابهای رنگی در دیگر کشورها نیز به پایان عمر کوتاه خود رسیدهاند و این سرنوشت محتوم همه آنهاست. مردم اوکراین که در تقابلی صددرصدی با حامیان غرب و انقلاب نارنجی قرار داشتند با شعار «نه به دروغ» پای صندوقهای رأی رفتند.
روز خند امروز
شیخ سرتا پا فایده است!
حسین قدیانی
اخیرا شیخ بیسواد آمادگی خود را اعلام کرده تا با نمایندهای از طرف نظام مناظره کند. در اینباره بايد به نکاتی اشاره کرد:
1- این مناظره بهتر است بعد از محرم و صفر پخش شود تا مردم راحتتر کرکر خنده کنند.
2- خوب است نظام، «آرای باطله» را به عنوان نماینده خود برای مناظره با کروبی انتخاب کند، اما آرای باطله چگونه میتواند شیخ را در مناظره شکست دهد؟ در زیر راهکارهایی ارائه میشود:
1/2- آرای باطله میتواند به شیخ بیسواد بگوید که اگر توانستی 2 خط از روی درس «کوکبخانم» کتاب سال اول ابتدایی بدون غلط بخوانی،
رئیسجمهور ميشوي!
2/2- یکی از شگردهای شیخ این است که هرجا کم میآورد میرود سراغ حقوق بشر. آرای باطله میتواند از این کارشناس حقوق بشر بخواهد که فقط یکی از بندهای این بیانیه را بخواند و درباره آن توضیح دهد؛ فقط یک بند.
3/2- آرای باطله از شیخ بخواهد نام یک نفر از اعضای ستادش را ببرد که به موسوی رأی نداده باشد!
4/2- نماینده نظام در این مناظره میتواند از شیخ اصلاحات یک امتحان دیکته از درس «حسنک کجایی» بگیرد و شیخ اگر از 20 نمره، بیشتر از 10گرفت، هر چی شیخ بگوید!
5/2- طرف مناظره شیخ از وی تقاضا کند که یک بیت از دیوان حافظ نه حالا بگو یک مصراع از اشعار «لسانالغیب» را از حفظ بخواند.
6/2- آرای باطله به شیخ بگوید، 6بار این جمله را پشت سر هم تکرار کند: «یا سند من لاسندله!»
3- البته نباید خدمات شیخ را نادیده گرفت. وی دارای برخی ویژگیهای منحصر به فردی است مثل:
1/3- با صفا بودن؛ همه به این خصلت شیخ اذعان دارند و فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، متفقالقول شیخ را باصفاترین رجل سیاسی کشور از عهد بوق به این طرف میدانند.
2/3- مظلوم بودن؛ شیخ بیسواد بسیار مظلوم است و متأسفانه دیگر ویژگیهای برجسته شیخ، جلوی بروز این مظلومیت را گرفته. مثلا افراد ستادش در مناظره با احمدینژاد از قبل میدانستند که اگر شیخ قصه «خلیج عربی» را مطرح کند، احمدینژاد جوابش را میدهد اما از سادگی وی سوءاستفاده کردند تا شیخ این موضوع را مطرح کند، از آن طرف هم احمدینژاد جواب شیخ را بدهد و همه به شیخ بخندند و به جای شیخ به مهندس رأی بدهند.
4- شیخ اصلاحات در مناظره شگردی دارد که در نوع خودش بسیار جالب است؛ او برای منحرف کردن بحث از مجری دم به ساعت وقت باقیمانده خود را میپرسد و مدام میگوید: «الان من چقدر وقت دارم؟»، «کلا چقدر وقت مانده»، «من تا الان چقدر صحبت کردم»، «ایشان چقدر صحبت کرده» و «وقت من چقدر است؟» جان شما، دیشب داشتم وسایل خانه را جمع و جور میکردم یک دفعه چشمم به سیدی مناظره شیخ با احمدینژاد افتاد. سیدی را گذاشتم، لامصب این سیدی تا الان کجا بود؟ آخکه چقدر شیرین است این شیخ! آدم دوست دارد لپش را گاز بگیرد!
5- من همینجا از قوهقضائیه میخواهم با شیخ کاری نداشته باشد، همان سران ديگر فتنه را محاکمه کنند برای ما خوب است. ما بدون شیخ، چهجوری این ستون را پر کنیم؟! باحال نیست که هست، خوشمزه نیست که هست، نمک ندارد که دارد، انشای بیانیههایش بهتر نشده که شده، درخواست مناظره نکرده که کرده، باصفا نیست که هست، به دل آدم نمینشیند که مینشیند، شیرینکاریهایش خندهدار نیست که هست... حالا اپوزیسیون است، خب باشد! وانگهی؛ کجای دنیا، مخالفی به این تپلی دارد؟! جان من، شیخ، تپلترین اپوزیسیون دنیاست؛ من که کلی باهاش حال میکنم؛ حیف نیست آدم به این گلی را محاکمه کنید؟! اصلا این شیخ چه ضرری برای نظام دارد؟! سرتا پا فایده است! بیانیه میدهد، خب بدهد. علیه نظام دروغ میگوید، عیبی ندارد، بگوید. چطور این همه ما را میخنداند، این را کسی نمیبیند، اما حالا دوتا فحش داده، همه این را علم کردهاند. شیخ نفسی است که شکرانهاش مزید نعمت است. سایهات شیخ! از سر ما کم مباد و انشاءالله در مناظره با آرای باطله تو حرف بزنی و ما همینطور بخندیم.