|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
10
15 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
دکتر مسعود علیمحمدی استاد برجسته دانشگاه تهران در انفجار صبح دیروز قيطريه توسط عوامل ضد انقلاب به شهادت رسيد
ترور دانشمند هستهای
گروه سیاسی: ساعت 7:58 صبح دیروز دکتر مسعود علیمحمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران و از دانشمندان هستهای کشورمان در یک اقدام تروریستی به شهادت رسید. کارشناسان دادسرای امور جنایی تهران پس از حضور در محل ترور در خیابان فاطمیه منطقه قیطریه اعلام کردند، ترور از طريق انفجار بمب جاسازی شده در موتوسیکلتی انجامشده که در فاصله یک متری ورودی منزل دکتر علیمحمدی قرار داشته و با کنترل از راه دور منفجر شده است. در پی این حادثه تلخ عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران در اینباره گفت که «مسعود علیمحمدی» استاد در زمینه هستهای بود. ترور این استاد دانشگاه و دانشمند هستهای کشورمان موجب شد دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی بلافاصله بررسی و شناسایی عوامل آن را پیگیری کنند. اهمیت فوقالعاده این ترور باعث شد تمام خبرگزاریهای داخلی و همچنین اکثر منابع خارجی، سرخط اخبار خود را به این موضوع اختصاص دهند. در این میان تخصص دکتر علیمحمدی در موضوعات هستهای موجب شد تا ترور وی بلافاصله خبر روزنامه دیلیتلگراف را تداعی کند. این روزنامه «انگلیسی» سال گذشته به نقل از تحلیلگران و کارشناسان اطلاعاتی غربی گزارش داد که رژیم صهیونیستی به عنوان بخشی از یک جنگ غیرمستقیم و پنهانی علیه برنامه هستهای جمهوری اسلامی، در حال ترور دانشمندان هستهای ایران است. دیلی تلگراف در آن گزارش تصریح کرد که رژیم صهیونیستی به شیوههای مختلف در پی اخلال در پیشرفتهای هستهای ایران است. این روزنامه در ادامه، ترور دانشمندان هستهای ایران را یکی از راهکارهای رژیم تلآویو دانست و نوشت که «موساد در مرگ اردشیر حسنپور، دانشمند هستهای ایران در نیروگاه اصفهان دخالت داشته است». براساس گزارش دیلیتلگراف مرگ چهرههای شاخص هستهای ایران در داخل یا خارج از کشور بخشی از برنامه «موساد» بوده و خواهد بود. این گزارش که از فعالیتهای تروریستی موساد علیه فعالان هستهای کشورمان پرده برداشته است، با توجه به سوابق علمی دکتر علیمحمدی، این موضوع را اثبات میکند که ترور این دانشمند هستهای نیز در راستای این پروژه انجام گرفته است. دکتر علیمحمدی دارای دکترای فیزیک ذرات بنیادی از دانشگاه صنعتی شریف و استاد تمام دانشگاه تهران بود. این استاد دانشگاه که عضویت در سازمان بسیج اساتید را نیز داشت، در دوران دفاع مقدس در عرصههای علمی با سپاه پاسداران همکاری میکرد. این دانشمند هستهای مدتی نیز رئیس دانشکده فیزیک و معاون پژوهشی پردیس علوم دانشگاه تهران بود. وي همچنين نماينده ايران در پروژه شتابدهنده خاورميانه(سزامي) بود.
تغيير فاز از آشوب خياباني به ترور
برخی صاحبنظران و کارشناسان معتقدند دلیل اصلی ترور دکتر علی محمدی، شرایط پس از انتخابات و ایجاد ناآرامیها بود. به اعتقاد کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی، ناآرامیهای پس از انتخابات در تهران باعث تمرکز امنیتی بر این حوادث شد بهطوری که برخی تروریستها توانستند از این جابهجایی تمرکز استفاده کرده، وارد کشور شده و اقدام به پیگیری اهداف خود کنند.در همین راستا گروهک منافقین تروریستهای مسلح خود را به درون کشور میفرستد و مریم رجوی نیز به صراحت به این موضوع اذعان میکند. اگرچه منافقین و دیگر گروههای تروریستی با حمایت آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی هدف ابتدایی خود از ورود به ایران را تقویت اغتشاشات فرقه سبز تعریف کرده بودند، اما پس از حضور میلیونی مردم در تجمعات سراسری پس از هتاکی روز عاشورا، توانایی آنان برای ایجاد آشوب و بلوا تحلیل رفت.از سوی دیگر دستگیری برخی از اعضای مسلح گروهک تروریستی منافقین در آشوبهای روز عاشورا، منجر به نفوذ دستگاههای امنیتی در تیمهای وارد شده به ایران شد و این 2 موضوع سبب شد تا دستور کار تروریستهای وارد شده تغییر یابد.این تغییر فاز دقیقا در راستای اهداف سرویسهای جاسوسی بیگانه صورت گرفت بهگونهای که این سرویسها از فرصت نفوذ عناصر تروریست به خاک ایران استفاده کرده و آنها را در راستای پروژههای تروریستی از پیش تعیین شده قرار دادند.در همین راستا یکی از دانشمندان «تاثیرگذار» هستهای کشورمان ترور میشود.انتخاب این دانشمند هستهای نیز دقیقا قابل درک است. از یک سو در سالهای اخیر گروهکهاي ضد انقلاب اقدام به جاسوسی علیه فعالیتهای هستهای کشورمان کرده و از سوی دیگر سرویسهای جاسوسی صهیونیستی نیز از همه امکانات خود برای اخلال در پیشرفتهای هستهای ایران استفاده میکنند.به اعتقاد کارشناسان، حوادث پس از انتخابات ایران فرصت بسیار مناسبی برای مخالفان جمهوری اسلامی فراهم کرد تا تمرکز ویژهای را برای ضربهزدن به نظام داشته باشند. در راستای همین تمرکز اطلاعاتی- نظامی است که آنها با هدایت عوامل خود در تهران، اقدام به ايجاد ناهنجاریهای سیاسی میکنند و از سوی دیگر با سوءاستفاده از این ناهنجاریها، اهدافی نظیر اخلال در مسیر حرکتی نظام از جمله اخلال در فعالیتهای هستهای ایران را دنبال میکنند.
اقدام عجيب يك خبرگزاري غربي
در همین راستا میتوان رفتار روز گذشته خبرگزاری غربي آسوشیتدپرس را در انتشار خبر ترور دکتر علیمحمدی تفسیر کرد. این خبرگزاری برای پوشش خبر ترور دانشمند هستهای ایران، در اقدامي عجيب عکس کلوتید ریس ـ تبعه فرانسه که به اتهام حضور در آشوبهای پس از انتخابات در بازداشت بسر میبردـ را براي خبر اين ترور برگزيد! به اعتقاد کارشناسان این اقدام در واقع نوعی پيام به ايران است که دستگیری ریس هزینهساز خواهد بود.
تکذیبیه سازمان انرژی اتمی
سازمان انرژیاتمی کشورمان روز گذشته طی اطلاعیهای اعلام کرد؛ دکتر مسعود علیمحمدی در استخدام این سازمان نبوده است. با این حال بر اساس اخبار منابع موثق، دکتر علیمحمدی در پروژههاي مهم هستهای کشور مشارکت داشته است. مشارکت دکتر علیمحمدی در پروژههای هستهای منافاتی با استخدام وی در سازمان انرژی اتمی ندارد.
بازي انجمن پادشاهی
ساعاتی پس از این حادثه، سایت گروهک انجمن پادشاهی ایران، مسؤولیت این ترور را به عهده گرفت اما لحظاتی پس از اعلام این سایت، سایت دیگری به نمایندگی از گروهک انجمن پادشاهی این خبر را تکذیب کرد؛ به نظر میرسد تایید و تکذیبهای متوالی در سایت منتسب به این گروهک تروریستی که در بمبگذاری در حسینیه سیدالشهدا در شیراز و آشوبگریهای پس ازانتخابات اخیر نقش داشتند در راستای ردگمکنی، فرافکنی و زدن اتهام به جمهوریاسلامی صورت گرفته باشد.
بیانیه هیأت دولت
دولت جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای اقدام تروریستی منجر به شهادت استاد دانشگاه تهران آقای مسعود علیمحمدی را بشدت محکوم کرد. در اين بيانيه آمده است: ترور ناجوانمردانه آقای مسعود علیمحمدی، استاد دانشگاه تهران، از وارد شدن دشمنان سیهروی ملت ایران به فاز اقدامات کور و جنایتکارانه پرده برمیدارد. عاملان تبهکار اجرای این جنایت بدانند که راه گریزی از چنگال عدالت پیشروی آنان نیست و دیر یا زود، دست انتقام فرزندان ملت ایران، گریبان آنها را خواهد گرفت. «آدمربایی و ترور» پردههایی از یک توطئه مشترک علیه ملت ایران تلقی میشود. از یک سو ماموران جاسوسی و اطلاعاتی دولت آمریکا در کشورهای ثالث اقدام به ربودن چند شهروند ایرانی و انتقال آنها به آمریکا میکنند و از سوی دیگر عوامل سرسپرده و خائن در داخل ایران دست به ترور یکی از شهروندان صاحب فکر و اندیشه میزنند. دولت جمهوریاسلامی ایران این جنایت سبعانه را بشدت محکوم کرده و شهادت این استاد معزز دانشگاه تهران را به بازماندگان داغدار او و جامعه علمی و دانشگاهی کشور تسلیت میگوید و اعلام میدارد که حسب دستور رئیسجمهور محترم، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور با استفاده از تمام امکانات خود و به صورت گسترده در تلاش هستند تا ضمن شناسایی و بازداشت عامل و عاملان این جنایت، حامیان خارجی آنان را در نزد افکار عمومی جهان رسوا کنند.
خبرنگار ان «وطن امروز» از حادثه تروريستي قيطريه گزارش مي دهند
انفجار بمب كنترلي
گروه حوادث: زلزلهای در کار نبود، وقتی ساکنان کوچه مهر غربی در خیابان سهیل پلرومی وحشتزده به تصور وقوع زلزله از خانههایشان بیرون ريختند با صحنه ترور ناجوانمردانهای در برابر ساختمان شماره 14 روبهرو شدند.همسایهها وقتی به کوچه ریختند متوجه شدند زمانی که استاد علیمحمدی برای رفتن به دانشگاه خانهاش را ترک میکرده، مورد حمله عاملان ترور قرار گرفته است.با وارد عمل شدن تیمهای عملیاتی و امنیتی، قاضی جعفرزاده، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران به همراه 2بازپرس جنایی ـ حیدری و شاملو ـ با حضور در محل بمبگذاری و انفجار به تحقیقات میدانی دست زدند.از سوختگی و تخریب شدید موتوسیکلتی که در گوشهای از خیابان افتاده بود، مشخص شد بمب در این موتوسیکلت جاسازی شده است. تحقیق از خانواده استاد مسعود علیمحمدی نیز نشان داد، وی دقایقی پیش از انفجار بمب به پارکینگ خانه رفته و خودروی آردی سبزرنگش را از آن خارج کرده است.چون در پارکینگ هنوز بسته نشده بود و کانون انفجار نیز در فاصله یک متری این در قرار داشت، مشخص شد وقتی استاد علیمحمدی خودرویش را به کوچه برده و تصمیم داشته در پارکینگ را ببندد با انفجار بمب به شهادت رسیده است.با توجه به این همزمانی مشخص شد که عاملان ترور به کمین نشسته بودند و وقتی سوژه را در نزدیکی موتوسیکلت که به درخت بسته شده بود، دیدهاند شاسی انفجار را فشار دادهاند.متخصصان بخش خنثیسازی بمب که در صحنه حاضر شدند پس از بررسی موتوسیکلت متوجه شدند بمب در داخل باک بنزین جاسازی شده و با ریموت از راه دور کنترل میشده است.با این اعلام نظر مشخص شد، عاملان بمبگذاری در زمان حادثه و انفجار در همان کوچه حضور داشتهاند و پس از انفجار گریختهاند.
هیاهوی پس از انفجار
با انفجار ساعت 7:45 دیروز در کوچه مهر بلافاصله نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی در محل حادثه حاضر شدند و سعی کردند همسایههایی را که بهخاطر شدت صدای انفجار دچار ترس و دلهره شده بودند، آرام کنند.شیشههای ساختمانها تا شعاع چند صدمتری محل انفجار شکسته بود و در چندین خانه که به موتوسیکلت حامل بمب نزدیکتر بود، کاملا تخریب شده بود.بر اثر انفجار مهیب در خیابان سهیل قسمتی از زمین سوراخ شده و آسفالتهای آن کاملا کنده شده بود.
همسایهها چه گفتند؟
یکی از همسایههای این دانشمند فیزیک کشورمان به خبرنگار «وطنامروز» گفت: استاد علیمحمدی را از مدتها پیش میشناختم. این مرد سالهاست به همراه همسر و دختر و پسرش در همسایگی ما زندگی میکنند.آنها خانوادهای مؤمن و انقلابیای هستند و هیچکدام از همسایهها با این خانواده مشکلی ندارند.این مرد 57ساله در ادامه گفت: ساعت 7:45 بود که با صدای انفجار از خواب بیدار شدم. ابتدا فکر کردم زلزله شده است، اما وقتی جلوی پنجره رفتم موتوسیکلتی را دیدم که آتش گرفته و استاد نیز در گوشه خیابان افتاده است، بلافاصله به پلیس 110 زنگ زدم.همسایه دیگری نیز که همه شیشههای خانهاش بر اثر انفجار شکسته بود، گفت: با همسایهمان رفت و آمدی نداشتیم، فقط میدانستیم استاد دانشگاه است.دختر جوانی که 18ساله به نظر میرسید و با چشم گریان از خانه استاد خارج شد به خبرنگار «وطنامروز» گفت: من با دختر استاد دوست هستم. پدر دوستم عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود و مدتی نیز ریاست دانشکده فیزیک را برعهده داشت.دختر جوان در ادامه گفت: الان که نزد دختر استاد بودم در شرایط روحی بدي قرار داشت. با این صحبتها دختر جوان در حالی که بغضش ترکیده بود، از میان جمعیت خارج شد.
زمینهسازان این ترور چه کسانی هستند؟
عباس بصیری
روزی که پیکرهای 72 شهید از زیر آوارهای ساختمان مرکزی حزب جمهوری اسلامی در محله سرچشمه تهران توسط مردم بیرون کشیده میشد، فتنه سیدابوالحسن بنیصدر به روزهای اوج خودش رسیده بود. بنیصدر هر روز به بهانهای، نعره «هل من مبارز» میکشید چون امر بر او مشتبه شده بود که میتواند در برابر «امام و امت» بایستد. بنیصدر کار را به جایی رساند که میلیشیای رجوی که آن روزها به «بازوان عملیاتی»اش مبدل شده بودند در انتقام از مجلس شورای اسلامی که به عدم کفایت سیاسی بنیصدر رای قاطع داده بود 30خرداد 1360 در بیانیهای به «امام و امت» اعلان جنگ مسلحانه دادند و با «چراغ سبز» بنیصدر، «منافقین مسلح» به سلاح سرد و گرم به جان ملت افتادند و ملت هم که صبرشان لبریز شده بود «تومار» «بنیصدر و رفقایش» را یک روزه پیچیدند و....
بنیصدر و میلیشیای منافقش که راهکار «شورش و جنگ خیابانی» را شکستخورده میدانستند، روی به ترور «یاران خمینی» آوردند، «سیدعلی خامنهای» نخستین کسی بود که هدف این «توطئه جدید» باند بنیصدر- رجوی قرار گرفت و «بهشتی مظلوم و 72 یار انقلابیاش» نخستین قربانیان آن شدند. و اینگونه منافقین که از «حمایت خلق» ناامید شده بودند رو به «خانههای تیمی» آوردند و هر روز در این «خانههای تیمی» نقشه ترور یکی از «یاران خمینی» را عملیاتی میکردند تا کار به انفجار دفتر ریاستجمهوری در 8 شهریور 60 و شهادت رجایی و باهنر رسید. حضرت روحالله آن روزها اما جواب جنبش بنیصدر را خوب داد که: «ما مثل شیشهایم، اگر شکسته شویم تیزتر میشویم.» و براستی در این اتفاقات متهم اصلی چه کسی بود؟ بنیصدر که به پشتوانه هواداران خيالیاش ماهها کشور را به آشوب کشیده بود یا منافقین که ماشه اسلحه را میچکاندند؟! از ماهها قبل از انتخابات ریاستجمهوری خرداد 1388 زمزمههای شومی به گوش ملت میرسید که اگر گوش را تیزتر میکردی میشد از فحوای برخی سخنرانیها و هشدارها بوی «توطئه و فتنه» را شنید. چه کسی هفتهها قبل از اینکه ستاد انتخاباتی یک کاندیدا، «کمیته صیانت از آرا» را تشکیل بدهد در سخنرانیهای پیدا و پنهانش، «نطفه احتمال تقلب» را در افکار عمومی جامعه کاشت تا روزهای بعد، این «نطفه» رشد کند و بعد بشود «کمیته صیانت از آرا»! سران ستاد این کاندیدا «چراغ سبز» را از چه کسی دریافت کرده بودند که با خیال راحت و آسوده آمدند و به ملت اطمینان دادند که «قرار است در انتخابات تقلب» شود، ملت به هوش باشید؟! «ستاد فتنه سبز» پشتشان به چه کسی گرم بود که اینگونه قبل از اینکه انتخاباتی برگزار شود از «قطعیت تقلب» سخن بگویند و برای «صیانتش» کمیته تشکیل بدهند و....؟ فضای کشور داشت تیره و تار می شد، غبار فتنه هر روز پررنگتر میشد و این بهترین شرایط برای «منافقین، بهائیان، سلطنتطلبان و...» بود ...که از مرزها عبور کنند و خودشان را به «وسط میدان» فتنه برسانند و با رمز عملیات که همان ادعای «تقلب» بود، خود را هرچه هماهنگتر کنند و از پشت پنجرههای خانههای تیمی، راهپیمایی و تظاهرات «جنبشسبز» را تماشا کنند و برای ورود به عملیات لحظهشماری کنند، شب انتخابات فرمان «شورش و آشوب» زده شد و «اهالی خانههای تیمی» سر از پا نشناختند و به «جنبش سبز» پیوستند. بانک آتش زدند، به ناموس ملت هجوم بردند، مغازه آتش زدند، به خانه خدا بیحرمتی کردند، مادر و دختری را به گلوله بستند، دختری را در خیابانی خلوت «ترور رسانهای» کرده هدف قرار دادند و سپس از آن فیلم گرفته و برای شبکههای ماهوارهای فرستادند و... ملت که این صحنهها را دیدند، صفشان را از «جنبش سبز» جدا کردند و کار به دست «منافقین محارب» افتاد. در این فضا کار به جایی رسید که مسعود و مریم رجوی- دوقلوهای دوستداشتنی آمریکا و اسرائیل- پیام دادند که «بله! ما نیروهایمان را فرستادهایم به ایران برای براندازی جمهوریاسلامی». چه شده بود که این منافقین بزدل و ترسو که روزگاری سرکردهشان مسعود رجوی و اربابشان بنیصدر به رنگ و لعاب و لباس زنانه پناه بردند و از کشور گریختند،این روزها ژست چریکی میگیرند و برای ملت ایران خط و نشان میکشند. چه کسانی پای اینان را به «خانه» ملت ایران باز کرده بودند؟ روز عاشورا اما به خیال خودشان میخواستند کار انقلاب را یکسره کنند، به خیمههای امام حسین (ع) حمله کردند، قرآن آتش زدند، نمازگزاران ظهر عاشورا را سنگباران کردند و... آنگاه سران فتنه برایشان بیانیه صادر کردند و «خداجویشان» خطاب کردند، آیا از این بهتر میشد این «خداجویان محارب!» را شارژ کرد و تازه در بیانیهای اعلام کرد که «شبکههای اجتماعی سبز از این به بعد منتظر بیانیههای من نباشید». خودتان هروقت مصلحت دیدید به خیابانها بیایید، بعد معلوم میشود بیشتر آشوبطلبان روز عاشورا از منافقین و بهائیان آن هم خارج از تهران آمده بودهاند؛ ملت پس از «حرمتشکنی روز عاشورا» در قیام میلیونی 9دی خروشیدند و تومار سران فتنه سبز را برای همیشه پیچیدند. فتنهانگیزان که این قیام میلیونی را دیدند، فاز عملیات را از سطح خیابان به نخبهها کشیدهاند، «ترور» نخبگان علمی و در آخرین آن، شهادت «دانشمند هستهای» آغاز فاز جدید عملیات «خانههای تیمی» است که چندی است در سایه «فتنه سبز» شروع شده است. زمینهسازان و ایجادکنندگان زمینه و بهای «ترور» «دانشمند هستهای» چه کسانی هستند، منافقین، بهائیان یا... براستی متهم اصلی این ترورها چه کسانی هستند؟ ملت پاسخ را میدانند.
كرواسي در راه اروپا
ایویوسیپویچ از حزب سوسیال دموکرات کرواسی بهعنوان سومین رئیسجمهور این کشور انتخاب شد. اتمسفر سیاسی کرواسی بهعنوان کشوری که برای راه یافتن به اتحادیه اروپا تلاش میکند بسیار گرمتر از گذشته بود و بیش از 50 درصد از واجدان شرایط در انتخابات شرکت کردند. این استقبال عمومی از انتخابات که حتی از نخستین دور انتخابات ریاست جمهوری بعد از استقلال از یوگسلاوی سابق نیز بیشتر بود، نشانههای خوبی را برای دولت سوسیال دموکرات که از فوریه آینده بر مسند قدرت خواهد نشست، دارد. ایویوسیپویچ یک موسیقیدان است. او از نخبگان در عرصه موسیقی کرواسی است و رهبر ارکستری که اکنون رئیسجمهور شده.یوسیپویچ كه نخستین اپرای خود را به زندگی جان لنون اختصاص داد، اکنون باید منتظر نخستین اقدامش بهعنوان رئیسجمهور باشیم. یویوسیپویچ كه در انتخاباتروز یکشنبه توانست با اکثریت قاطع آرا رقیب خود از جریان محافظهکار را که توسط کلیسای کاتولیک حمایت میشد، شکست دهد. شهردار پایتخت، میلان باندیچ بعد از شکست در انتخابات از همه کسانی که به او رای داده بودند تشکر و آرای 30 درصدی خود را رقم خوبی ارزیابی کرد. باندیچ پیش از پیوستن به جریان محافظهکار از اعضای حزب سوسیال دموکرات بود که از بدنه این حزب به دلیل اختلافات سیاسی با برخی از اعضا جدا شد. در حدود 4 هزار کروات ساکن خارج از کرواسی در این انتخابات شرکت کردند که این رقم بسیار بالایی است که در تاریخ بعد از استقلال سابقه نداشته است. برنامه اصلی یوسیپویچ پیوستن به اتحادیه اروپایی تا سال 2012 است که موانع زیادی سر راه او وجود دارد. مساله اصلی انتخابات ژانویه 2010، بحران اقتصادی و پیوستن به اتحادیه اروپا بود که حزب سوسیال دموکرات قول داده است موانع در راه پیوستن زاگرب به اتحادیه را از پیش رو بردارد. در کمپینهای انتخاباتی 2 کاندیدا شاهد آن بودیم که هیچکدام از سیاست خارجی سخنی به میان نیاوردند ... اما دلیل اصلی انتخاب یوسیپویچ سیاستهای هماهنگ او برای پیوستن به اتحادیه اروپا بود.وزیر خارجه همواره در کرواسی از پستهای کلیدی محسوب میشود اما در بحث و جدلهای میان نمایندگان 2 کاندیدا در دوره دوم انتخابات ریاستجمهوری سخنی از نحوه سیاستگذاری خارجی به میان نیامد که این مساله بسیار جالب توجه است. یوسیپویچ در کمپین انتخاباتیاشبا بیان آنکه اروپایی بودن در دستور کار دولتش قرار دارد، تواست طبقه روشنفکر و نخبه کرواسی را به خود جلب کند. او در این باره اعلام کرد: زمانی که تصمیم گرفتم در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کنم به همگان گفتم من خواهان یک کرواسی اروپایی هستم. کرواسی مانند ستارهای در آسمان اروپا خواهد درخشید. یوسیپویچ یک حقوقدان است و تلاشهای او موجب خواهد شد زاگرب در مسیر اروپایی شدن سریعتر گام بردارد.بحث پیوستن کرواسی در ژوئن 2010 در اجلاس سران اتحادیه بررسی میشود و کرواسی بیست و هشتمین عضو اتحادیه اروپا در سال 2012 خواهد بود. استپ مسیچ، رئیسجمهور فعلی کرواسی بعد از اعلام نتایج انتخابات در رسانه ملی حضور یافت و اظهار داشت: کرواسی اروپایی در انتخابات پیروز شد اما با ارزشهایی که ما آن را دنبال میکردیم. یوسیپویچ کار سختتری را نسبت به مسیچ پیش روی خود دارد. او باید روابط زاگرب را با همسایگانش تنظیم کند. روابط زاگرب، بلگراد در راستای حمله ارتش صرب در دهه 1990 هنوز آبستن بحران است. از طرف دیگر کنترل نظام اقتصادی و تقویت بنیانهای مالی برای حضور در نظام مالی یورو 5 سال سختی را پیش روی یوسیپویچ قرار داده است.رئیسجمهور جدید کرواسی باید به دنبال بازارهای جدید و موقعیتهای صادراتی تازه باشد. کرواسی دارای پتانسیلهای صنایع سنگین است که دولت يوسیپویچ براحتی میتواند از آنها بهرهمند شود. کرواسی نگاه تازهای به سوی خاورمیانه دارد. زاگرب در حال طرحریزی برنامه جدیدی برای مناسبات عمیقتر با سوریه و مصر است. سال 2009 زاگرب میزبان حسنی مبارک، رئیسجمهور مصر و بشار اسد، رئیسجمهور سوریه بود.تحلیلگران حضور یوسیپویچ در کرواسی را نشانهای برای تغییر وجهه زاگرب ارزیابی میکنند. مت گاریچ، وزیر خارجه سابق کرواسی درباره انتخاب یوسیپویچ میگوید: حضور او اتفاق مثبتی برای گشودن آستانههای روشن در مسیر آینده است. رئیسجمهور یوسیپویچ وظیفه سختی را در مقابل خود میبیند، او باید بتواند میان سیاستهای شرقگرایانه و غربگرایانه ارتباط نزدیکی برقرار کند. ما در زاگرب تلاش خواهیم کرد تا بتوانیم روابط متناسبی را با جهان داشته باشیم. مناسبات زاگرب نباید تنها معطوف به مسائل درون اروپا شود و یوسیپویچ باید به سوی دیگر نقاط جهان حرکت کند. اکنون هنوز مشخص نیست مقصد آتی یوسیپویچ کجاست و چه کسی به زاگرب میآید تا او را ببیند، ممکن است ایران! چرا که نه؟ اگر تمایلی از سوی دوطرف وجود داشته باشد و دعوتنامهای ارسال شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه:
3 تبعه آمریکایی بزودی محاکمه میشوند
گروه سیاسی: سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان از محاکمه 3 تبعه آمریکایی که مردادماه سال جاری از طریق مرز عراق وارد ایران شده و به اتهام جاسوسی دستگیر شدهاند، در آینده نزدیک خبر داد. رامین مهمانپرست پیش از ظهر سهشنبه در نشست خبری با خبرنگاران درباره 3 تبعه آمریکایی بازداشت شده در ایران، گفت: «قرار است این 3 نفر بزودی محاکمه شوند». پیش از این نیز منوچهر متکی، وزیر امور خارجه کشورمان در پاسخ به پرسشی درباره احتمال معاوضه 3 شهروند آمریکایی با 11 شهروند ایرانی زندانی در آمریکا گفته بود: «محاکمه 3 شهروند آمریکایی که با اهداف مشکوکی به شکل غیرقانونی وارد ایران شدهاند ادامه دارد و آنها توسط سیستم قضایی ایران محاکمه خواهند شد و حکم آنان در ادامه صادر میشود». وی در بخش دیگری از کنفرانس مطبوعاتی خود درباره اعلام آمادگی چند سناتور آمریکایی برای حمایت و کمک به اغتشاشگران گفت: « مساله داخلی ایران به مردم ایران ارتباط دارد و دخالتهای دیگران در امور داخلی ایران به آنها کمکی نمیکند». سخنگوی وزارت امور خارجه با بیان اینکه آنها به دنبال یافتن روزنههایی هستند، گفت: «آنها میخواهند به وضع قبل از انقلاب برگردند و نگران منافعی که از دست دادهاند، هستند. ما در داخل طبق یک رویکرد آزاد و مردمسالاری بحثهای خود را دنبال میکنیم. از این رو به کسانی که از بیرون اظهارنظر میکنند توصیه میکنیم وقتشان را بگذارند به مشکلات داخل کشور خود رسیدگی کنند». رامین مهمانپرست در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا هیات ایران در اجلاس لندن برای بررسی مسائل افغانستان حضور مییابد یا خیر نیز گفت: «ما مطمئن نیستیم که این کنفرانس به نفع مردم افغانستان تمام خواهد شد. با توجه به دستور کار این کنفرانس و رویکردهایی که دنبال میشود ممکن است بعضی دوستان احساس کنند بیشتر دنبال مسائل داخلی خود کشور انگلیس این اجلاس برگزار میشود». وی تاکید کرد: «ما اعتقاد داریم رویکرد منطقهای باید مورد توجه جدی قرار گیرد و باید آنها به این باور برسند که حل این مشکل توسط کشورهای منطقه و با همکاری آنها امکانپذیر است و در همینرابطه اجلاس سهجانبه ایران، افغانستان و پاکستان روز شنبه در سطح وزرای خارجه در اسلامآباد تشکیل میشود و بحث مسائل افغانستان و موضوعات منطقه مورد بررسی وزرای خارجه قرار میگیرد». سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به پرسش دیگری درباره ارسال نامه عراق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره احداث نیروگاه هستهای ایران در نزدیکی مرز عراق اظهار داشت: «اگر چنین نامهای ارسال شده باشد ما برای دوستانمان توضیح دادیم و آژانس نیز کاملا در جریان فعالیتهای هستهای ما قرار دارد». مهمانپرست با بیان اینکه هر نوع تاسیس و ایجاد تاسیسات هستهای جدید در راستای فعالیتهای صلحآمیز هستهای با اطلاع و همکاری آژانس صورت میگیرد و از استانداردهای بالا برخوردار است، گفت: «امنیت مردم ما از امنیت کشورهای همسایه کمتر نخواهد بود و در استانداردها این موضوع مدنظر ما است». سخنگوی وزارت امور خارجه درباره ضربالاجل 2 ماهه ایران به گروه وین برای تامین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، اظهار داشت: «درباره فعالیتهای هستهای و تامین سوخت رآکتور تهران ما همچنان منتظر پاسخ طرف مقابل هستیم و هم برای خرید سوخت و هم معاوضه به شکل مرحلهای و در صورتی که شرایط ما احراز شود، آمادگی داریم. اگر این دو امکانپذیر نشد، تولید سوخت این رآکتور در دستور کار ما خواهد بود».
مافیا 40 میلیاردنخ سیگار وارد میکند
فارس: سالانه 20 میلیارد نخ سیگار بهطور رسمی و به همین میزان بهطور قاچاق وارد میشود و این درحالی است که حتی واردات رسمی سیگار هم در انحصار عدهای خاص است. یک مقام آگاه با اعلام اين خبر گفت: دخانیات یکی از مهمترین کالاهایی است که در تامین نیاز بازار از محصولات قاچاق استفاده میشود بهطوری که تا پیش از سال 82 نزدیک به 80 درصد سهم بازار دخانیات از طریق قاچاق وارد کشور میشد که در همین مدت برخی ثروتهای زیادی به دست آوردند و باندهای مافیایی بزرگی در این زمینه شکل گرفت. وی افزود: در سال 82 با لغو ممنوعیت واردات سیگار و وضع حقوق ورودی 4 درصد به ازای هر نخ 35 ریال موجب کاهش حجم قاچاق تا
10 درصد شد. این مقام آگاه گفت: همزمان با این تصمیم دولت به نمایندگیهای مجاز تولیدکننده سیگار اجازه داد تا بتوانند فعالیت جدیتری در تامین بازار سیگار داخل داشته باشند و همچنین برنامهریزیهایی برای افزایش تولید مشترک داخلی صورت گرفت تا طی زمانبندی معینی بین تولید داخل، تولید مشارکتی و واردات مجاز توازن برقرار شود. وی افزود: در 2 سال گذشته تدابیر غیر کارشناسی برخی دستگاههای دولتی موجب افزایش سهم قاچاق سیگار تا 20 درصد در بازار شد، چرا که وظیفه شرکت دخانیات ایران که انحصار دولتی تولید و واردات سیگار را برعهده دارد، تنظیم بازار داخلی است اما از سال86 این شرکت با مصوبه هیاتمدیره خود وجوهی را از واردکنندگان با نام حق انحصار دریافت میکند که این وجوه از 10 تا 30 درصد است که ثابت نبوده و گویا بر اساس مذاکره با واردکننده تعیین میشود. این مقام آگاه گفت: گزارشها حاکی از آن است که سالانه 300 میلیارد ریال از طریق عوارض حق انحصار از واردکنندگان سیگار اخذ و به حساب شرکت دخانیات واریز میشود که این امر در نهایت منجر به افزایش قیمت سیگار وارداتی میشود.
وی افزود: نیاز کشور در سال 87، 66میلیارد نخ سیگار بوده است که از این میزان 25 میلیارد نخ تولید داخل و
19 میلیارد نخ قاچاق است و 20 میلیارد نخ به صورت واردات رسمی به کشور وارد میشود.
نامجو مطلق پس از مراسم معارفه و حضور در استقلال:
پرسپولیسی اصیل نیستم !
روز گذشته رسما مجید نامجو مطلق و مرتضی محصص به عنوان اعضای جدید کادر فنی استقلال به بازیکنان این تیم معرفی شدند اما سوالی که خیلی از هواداران این تیم از یکدیگر میپرسیدند به این موضوع اختصاص داشت؛ مگر نامجو مطلق سالهای پایان بازیگریاش را در پرسپولیس سپری نکرد؟ نامجو اما از شنیدن این مقایسه ناراحت میشود و این صحبتها را به زبان میآورد: «چه کسی گفته من یک پرسپولیسی اصیل هستم؟ 12 سال اول فوتبالم را در استقلال بازی کردم و در دوران پایان بازیگری 2، 3 سال پیراهن پرسپولیس را بر تن کردم. سابقهام نشان میدهد که من یک استقلالی تمام عیارم نه یک پرسپولیسی». البته اگر علی دایی به جای حسین عبدی به سراغ نامجو مطلق میرفت هم او این صحبتها را به گونه دیگری بیان میکرد تا ثابت کند یک پرسپولیسی اصیل است! اما ابتدای فصل هم بحث حضور مجید نامجومطلق در کادر فنی استقلال مطرح بود اما این مربی از کار کنار مرفاوی طفره رفت. نامجومطلق در آن مقطع زمانی خود را در قواره سرمربی شدن میدید و به همین خاطر حاضر نشد به عنوان دستیار با مرفاوی همکاری کند. حالا چه شد که نظر او برای حضور در استقلال تغییر کرد؟ نامجو این سوال را این طور پاسخ میدهد: «حرف شما کاملا درست است، من اول فصل گفتم نمیخواهم دستیار باشم اما چند روز پیش 2 جلسه با واعظي داشتم و او را مدیر توانمندی دیدم. نظرم درباره حضور در استقلال تغییر کرد و فقط آمدم تا به تیمم کمک کنم. حالا این کمک در هر پستی که میخواهد باشد». طبق تصمیم مدیریت باشگاه استقلال مرفاوی تنها 2 بازی فرصت دارد تا زمان نشستن روی صندلی مربیگری استقلال را برای خود تمدید کند.
اگر مرفاوی از استقلال جدا شود این بحث به وجود میآید که آیا نامجومطلق هم همراه او میرود؟نامجومطلق اما خوشبینانه به این موضوع نگاه میکند: «من جنبه خوشبینانه را در نظر میگیرم. دوست دارم همیشه مثبت به قضایا فکر کنم. امیدوارم که استقلال در این 2 هفته نتیجه بگیرد تا جایگاه مرفاوی تثبیت شود. به 2 هفته زمان اعتقادی ندارم، در ضمن من با باشگاه استقلال قرارداد دارم نه مرفاوی». او در پایان کمک به استقلال را دلیل اصلی حضورش در باشگاه عنوان میکند: «استقلال را خانه خودم میدانم، به همین دلیل بدون هیچ گونه شرط و شروطی پذیرفتم که در خدمت استقلال باشم. هدفم کمک کردن به استقلال است حالا برایم فرقی ندارد در چه پستی از من استفاده کنند».
معاون سازمان محیطزیست از ارائه بسته اجرایی کاهش آلودگی هوا به دولت خبر داد
گازوئیل و خودروهای غیراستاندارد مهمترین دلایل آلودگی هوا
گروه اجتماعی: روز گذشته در دومين نشست خبري هفته هواي پاك، 26 دي تا اول بهمنماه به عنوان هفته هواي پاك اعلام شد.
حسن اصیلیان، معاون محيطزيست انساني سازمان حفاظت محيطزيست شعار این هفته را اصلاح الگوي مصرف، هواي پاك و حقوق شهروندي برشمرد كه به گفته وی اين نام از فرمايش مقام معظم رهبري در رابطه با سال اصلاح الگوي مصرف الهام گرفته است زيرا با اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به هواي پاك برسيم كه حقوق تمام شهروندان ايراني است.
وی به بيان گزارشي در رابطه با وضع آلودگي هواي تهران در 9 ماه گذشته پرداخت و با جمعبندی آن اعلام كرد: در 9 ماه گذشته 34روز ناسالم، يك روز بسيار ناسالم و يك روز هشدار در رابطه با آلودگي هوا داشتهايم. اصيليان گفت: با تلاشهاي صورت گرفته در كشور در زمينه كاهش آلودگي هوا در 3-2 سال گذشته روند آلودگي هواي تهران ثابت باقي مانده است در حالي كه در گذشته روند آلودگي هوا در تهران تصاعدي بود و هر سال شاهد تعداد روزهاي هواي ناسالم بيشتري بوديم اما خوشبختانه روند تصاعدي آلودگي هوا در تهران متوقف شده است. معاون محيطزيست انساني سازمان حفاظت محيطزيست همچنين از ارائه يك بسته اجرايي در رابطه با كاهش آلودگي هوا توسط رئيس سازمان محيطزيست به دولت خبر داد و گفت: در چهارشنبه اين هفته يا يكشنبه هفته آينده اين بسته به هيات دولت تحويل داده ميشود كه اين بسته بر اساس آسيبشناسي برنامه جامع كاهش آلودگي هوا تدوين شده و اميدواريم با توجه به اين بسته اجرايي در دولت مصوبات خوبي داشته باشيم و در هفته هواي پاك آن را به مردم اعلام كنيم. او گفت: علت افزايش مونواكسيد كربن در كشور تردد خودروهاي غيراستاندارد و دلیل افزايش دياكسيد كربن در كشور استفاده از گازوئيل غيراستاندارد است. همچنین اصيليان در رابطه با وضع موتوسیکلتها در كشور گفت: موتوسیکلتها از ابتداي امسال مجبور شدند استاندارد يورو يك را رعايت كنند و از ابتداي سال 89 نيز موتوسیکلتسازان را موظف به رعايت استانداردهاي يورو2 ميكنيم. اگر موتوسیکلتسازان نتوانند استاندارد يورو2 را رعايت كنند اجازه ساخت موتوسیکلت به آنها داده نشده و موتوسیکلتهاي آنها شمارهگذاري نميشود. معاون محيطزيست انساني سازمان حفاظت محيطزيست از خريد 10 دستگاه سنجش آلوده سيار خبر داد و گفت: استفاده از اين دستگاهها قرار است در هفته هواي پاك آغاز و با همكاري نيروي انتظامي و اداره كل
2 كلانشهر بزرگ تهران و اصفهان انجام شود به اين صورت كه نيروي انتظامي خودروهايي را كه در اين 2 كلانشهر بویژه در ورودي و خروجي شهرها در حال تردد هستند به صورت رندوم انتخاب ميكند و ميزان توليد آلودگي هواي ايجاد شده توسط اين خودروها را تست ميكند در صورتي كه اتومبيل آنها آلودگي بيش از حد استاندارد توليد كند مدركي از آنها گرفته ميشود تا ظرف مدت 24 ساعت مشكل خودرو را برطرف كرده و معاينه فني انجام دهند در غير اين صورت اتومبيل آنها متوقف ميشود. او همچنين گفت: در روز هواي پاك كه 29 ديماه است رئيسجمهور، وزرا و كارمندان دولتي به صورت نمادين از وسايل نقليه عمومي استفاده ميكنند تا روز هواي پاك را گرامي بدارند. اصيليان در رابطه با استاندارد خودروها در ايران گفت: چون ما مصرفكننده تكنولوژي وارداتي هستيم نميتوانيم به خودروسازها بگوييم كه حتما بايداستاندارد يورو 5 را در ساخت خودرو رعايت كنند بنابراين بر اساس توافقاتي كه بين سازمان محيطزيست با وزارت صنايع صورت گرفته است از ابتداي سال 89 خودروسازها بايد استاندارد يورو3 را پاس كنند. سازمان حفاظت محيطزيست با هيچكس شوخي ندارد و در صورتي كه اين استاندارد رعايت نشود، توليد را متوقف ميكنيم. او در رابطه با استانداردهاي اجباري در كشور گفت: نصب ترمز ABS و ايربگ اجباري است بنابراين موسسه استاندارد بايد نظارت لازم را روي خودروها داشته باشد و از تردد خودروهايي كه اين استانداردها را رعايت نميكنند، جلوگيري كند. اصيليان ادامه داد: وقتي شورايعالي استاندارد، استانداردي را اجباري ميكند بايد اجرا شود و اينكه نيروي انتظامي بگويد با وزارت صنايع براي اجراي استاندارد به زمانبندي رسيدهايم، معنا ندارد. او توضيح داد: من به عنوان عضوي از شورايعالي استاندارد از فرصتي كه نيروي انتظامي به وزارت صنايع براي استانداردسازي خودروها در زمينه استانداردهاي اجباري ترمز ABS و نصب ايربگ داده است، انتقاد دارم و معتقدم وقتي استانداردي اجباري ميشود بايد رعايت شود و در صورت رعايت نشدن مسؤولان ذيربط بايد پاسخگو باشند و دليل ندارد كه نيروي انتظامي به وزارت صنايع فرصتي براي اجراي اين استاندارد در خودروها بدهد.اصيليان همچنين از 3 افتتاح در پارك پرديسان در هفته هواي پاك خبر داد و گفت: راهاندازي دستگاه پايش آلودگي هوا، نصب دودكش به صورت پايلوت در اين پارك و
نمونهبرداري ازآن و راهاندازي مركز اطلاعات ارزيابي در داخل مجموعه اداري سازمان حفاظت محيطزيست 3 گام موثر در جهت كاهش آلودگي هواست.
او همچنين از افتتاح 17 دستگاه سنجش آلودگي هوا كه با كمك بانك جهاني تهيه شده بود، خبر داد و گفت: در حال حاضر 127 دستگاه سنجش آلودگي هوا در كشور وجود دارد كه اميدواريم در سال 89 اين تعداد به 200 دستگاه برسد. اصيليان در اين نشست به بيان اسامي روزهاي هواي پاك پرداخت و گفت: روز اول آموزش مشاركت و هواي پاك، دوم روز صنعت، سوخت و هواي پاك، روز سوم مديريت موثر و هواي پاك، روز چهارم مقابله با تغيير اقليم هواي پاك، روز پنجم سلامت پايدار و هواي پاك و روز ششم مردم، رسانه و هواي پاك نامگذاري شده است. او گفت: در نخستین روز هواي پاك يعني روز شنبه زنگ هواي پاك توسط رئيس سازمان محيطزيست در دبستان پسرانه شاهد كوثر به صدا درميآيد كه در اين روز تفاهمنامهاي نيز بين رياست سازمان محيطزيست و وزارت آموزش و پرورش به امضا ميرسد. در اين تفاهمنامه قرار است همكاريهايي بين سازمان حفاظت محيطزيست و وزارت آموزش و پرورش در جهت مباحث محيطزيستي صورت بگيرد و قرار است از اين به بعد مسائل محيطزيستي در كتابهاي درسي دانشآموزان دبستاني، راهنمايي و دبيرستاني گنجانده شود.
باوجود حاشیهها و اعتراضات به فهرست بخش مسابقه، قطار جشنواره فجر پیش میرود
آغاز پیش فروش اینترنتی بلیت از 25 دی
گروه فرهنگ و هنر: اعلام نهایی فهرست فیلمهای پذیرفتهشده در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره بیستوهشتم روز گذشته واکنشهای بسیاری را در پی داشت که بیشتر حول انتقاد عوامل تولید فیلمهای خارجمانده از میدان، از کیفیت انتخاب آثار بروز یافت. نبود فیلمهای «زمهریر»، «لطفاً مزاحم نشوید»، «دیگری»، «شرقی»، «آدمکش»، «هیچ»، «آتشکار»، «سنپترزبورگ» و «از ما بهتران» روز گذشته بیشترین بازتاب رسانهای را داشت تا جایی که برخی از عوامل این فیلمها با نگارش نامههایی جداگانه اعتراضات خود را مطرح کردند.
اعتراض تهيه كننده «زمهرير»
سیدضیاء هاشمی، تهیهکننده فیلم سینمایی «زمهریر» روز گذشته در یادداشتی اعتراضی با ادبیاتی متفاوت نوشت: «بانگ برمیآورم که اشتباه کردهام». وی در توضیح این احساس ادامه داد: «اشتباه کردم گفتم بعد این همه فیلمسازی و فیلمبازی و رئیس و مرئوس بودن، بیام برای وصیتم هم که شده یک فیلم بسازم که خستگی و درد کوفتگی بچههای جنگ و هم مسجدیهام توش باشه. یه فیلم از جنگ و دفاع مقدس برای امسال، برای سال 1388. که باهاش بشه بالید و نسل تازه رو هشیار کرد که به خدا آدمهای اصل انقلاب و جنگ و ارزشها عین همین آینهای بودن که من خوب بهش نگاه نکردم و سپیدی موهام رو توش ندیدم. این آینه، آینه است. آینه چون روي تو بنمود راست/ خود شکن آیینه شکستن خطاست».
اعتراضی متفاوت به دستهای پنهان!
عبدالرضا منجزی، تهیهکننده و کارگردان فیلم «شرقی» اما متفاوت از سایر معترضان در گفتوگو با «وطن امروز» دلیل اعلام نشدن نام فیلم خود در فهرست بخش مسابقه را جلوگیری عواملی شناخته شده در ستاد جشنواره، از نمایش فیلم برای اعضای هیات انتخاب عنوان کرد. منجزی در تشریح این مساله گفت: فیلم من سال گذشته و به صورت رافکات برای هیات انتخاب نمایش داده و برای بخش مسابقه انتخاب شده بود اما فیلم در مراحل تولید بازماند و به جشنواره بیستوهفتم نرسید. بعد از یک سال و با نهایی شدن فیلم، دستهایی در ستاد جشنواره که آنها را بخوبی میشناسم اجازه نمایش فیلم برای هیات انتخاب را ندادند و برای همین آخرین تصویر زندهیاد خسرو شکیبایی در فیلمی که تماماً در راستای اهداف فرهنگی همین کشور ساخته شده است، از حضور در جشنواره بازماند».
مهم برگزاري جشنواره خوب است
این انتقادات که طبیعت هرساله روز پس از اعلام فهرست نهایی بخش مسابقه است البته بیپاسخ هم نماند و مسؤولان وزارت ارشاد و یکی از اعضای هیات انتخاب در مقام پاسخگویی به آن برآمدند. علیرضا سجادپور در این زمینه تاکید کرد: عدم انتخاب بعضی از فیلمها در جشنواره فیلم فجر کیفی یا نظارتی بوده است و بعضی از فیلمها به دلیل کیفی انتخاب نشدند و بعضی دیگر نیز ممکن است مشکل نظارتی داشته باشند که علت عدم انتخابشان به تدریج اطلاعرسانی خواهد شد. مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد افزود: مهم برای ما برگزاری خوب جشنواره است و در این راستا هر کاری که لازم باشد انجام میدهیم.
طریقه ثبتنام اینترنتی
در کنار این حواشی اما قطار جشنواره به پیش میرود و روزگذشته اعلام شد که پیش فروش بلیتهای بیستوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر از روز جمعه 25 دی ماه جاری به شکل اینترنتی آغاز میشود. بر این اساس جهت رفاه حال مخاطبان حرفهای جشنواره (هنرمندان، اهالی رسانه و دانشجویان) و استفاده بهتر از برنامههای جشنواره امسال بخشی از بلیتهای این رویداد به شکل اینترنتی پیش فروش میشود. دانشجویان، اهالی رسانه و هنرمندان میتوانند در طول روزهای 25 تا 28 دی ماه با مراجعه به پایگاه اینترنتی www.fajrticket.ir
و com.www.fajrticket با تکمیل فرم ثبت نام و پرداخت وجه توسط کارتهای اعتباری عضو شبکه شتاب، نسبت به خرید بلیتهای موردنظر خود اقدام کنند. دانشجویان، اهالی رسانه و هنرمندان پس از خرید اینترنتی و دریافت کد رهگیری میتوانند در روزهای 28 دی ماه تا اول بهمن ماه برای دریافت بلیتهای خود با در دست داشتن کد رهگیری سامانه، کارت ملی و کارت شناسایی مربوط به گروه خود به پردیس سینمایی ملت واقع در ضلع جنوبی پارک ملت مراجعه کنند. دانشجویان در بخش مسابقه سینمای ایران از
20 درصد تخفیف و در سایر بخشها از 50 درصد تخفیف برخوردار میشوند. جدول نمایش فیلمها از طریق پایگاه اینترنتی جشنواره به آدرس Fajrfestival.ir اعلام میشود.
بزرگداشت داریوش ارجمند
و رضا برجی
همچنین در بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در کنار برپایی بزرگداشت اسحاق خانزادی، محمدتقی پاکسیما و امیر قویدل، بزرگداشت داریوش ارجمند و رضا برجی نیز برپا میشود. در این دوره از جشنواره فیلم فجر، بزرگداشت «داریوش ارجمند» بازیگر سینما، «امیر قویدل» نویسنده و کارگردان فقید سینما، «اسحاق خانزادی» صدابردار پیشکسوت سینما، «محمدتقی پاکسیما» مدیر فیلمبرداری و «رضا برجی» کارگردان و مستندساز برگزار خواهد شد.
فراماسونری؛ دجال آخرالزمان(بخش چهارم)
تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی
انطباق بسیار زیادی بین خصوصیات «الاغ دجال» در روایات اسلامی و «رسانههای صوتی - تصویری» غربی وجود دارد؛ تا جایی که حتی نحوه انتشار امواج «رادیویی- تلویزیونی»، مشابه گامهای بلند «الاغ دجال» در روایات اسلامی است. با توجه به مطالب بيان شده، در مییابیم «رسانههای صوتی - تصویری» که امروز یکی از مهمترین ابزارهای فراماسونری در جهت بسط سلطه هستند، تطابق فراوانی با توصیفات «الاغ دجال» در روایات اسلامی دارند و از این مسأله نیز میتوان استنباط کرد، «فراماسونری» و «وسایل ارتباط جمعی» کشورهای غربی، به ترتیب با «دجال» و «الاغ دجال» در روایات اسلامی منطبق هستند.
14- دجال، در «فلسطین» و در کنار دروازه «لد» نزدیک «بیتالمقدس» کشته میشود: بنابر روایتی مشهور، دجال در «فلسطین» کشته میشود. این مسأله نیز از جمله مسائلی است که فراماسونری را بر «دجال» منطبق میسازد. قبل از بیان نحوه این تطابق، بهتر است به ارائه برخی توضیحات بپردازیم. همانگونه که گفتیم بزرگترین آرمان فراماسونها و صهیونیستها، ساخت معبد دروغین سلیمان در شهر بیتالمقدس است. این آرمان تا بدانجا برای آنان اهمیت دارد که برای دستیابی به آن حاضر شدهاند سختیهای زیادی را به جان بخرند. برای مثال برای تحقق این امر، دولت نامشروع، اشغالگر و ماسونی اسرائیل را بنیان نهادند و برای حفظ آن، هرگونه جنایتی را در حق مظلومان فلسطینی اعمال کردند. آنان فلسطین اشغالی را به عنوان محل نبرد خود با اسلام برگزیدهاند و به زعم خود قصد دارند با تخریب مسجدالاقصی و ساخت معبد سلیمان، برای همیشه اسلام و ديگر ادیان آسمانی را نابود كنند. فراماسونها و صهیونیستها همچنین در تبلیغات خود، فلسطین اشغالی را به عنوان محل نبرد دروغین آرماگدون (Armageddon) در آخرالزمان معرفی کرده و مسلمانان را به عنوان طرف مقابل درگیر در جنگ، عنوان میكنند.
با توجه به مطالب فوق، درمییابیم تشکیلات شیطانی فراماسونری و متحد همیشگی آن یعنی صهیونیسم جهانی، حساب ویژهای روی سرزمین فلسطین اشغالی و بويژه شهر مبارک «بیتالمقدس» باز کرده است و تلاش دارد به آخرین اهداف خود در این مناطق جامه عمل بپوشاند. اما از سوی دیگر، مسلمانان نیز برای مقابله با صهیونیسم تلاش بسیاری میکنند. به طوری که امروز گروههای مبارز فلسطینی، حزب الله لبنان، سوریه و جمهوری اسلامی ایران، مهمترین مخالفان صهیونیسم بوده و به مقابله با آن میپردازند. از سوی دیگر، آزادسازی «مسجدالاقصی» که نخستین قبله مسلمین بوده است نیز، یکی از مهمترین آرزوهای مسلمانان جهان است که سبب شده است برای رفع فتنه صهیونیسم از فلسطین اشغالی، اجماعی بینالمللی بین مسلمانان تشکیل شود.
علاوه بر این واقعیات، روایات فراوانی وجود دارند که خبر از آزادی قدس به دست یاران حضرت مهدی موعود (عج) میدهند که از آن جمله میتوان به روایت زیر اشاره کرد. پیامبر(ص) درباره زمینهسازان ظهور حضرت مهدی(عج) در نزدیکی ظهور آن حضرت یا در زمان ظهور ایشان، میفرمایند: «درفشهایى سیاه از خراسان خروج مىکند که هیچ چیز قادر به برگرداندن آنها نیست، تا اینکه در ایلیاء(بیت المقدس) به اهتزاز درآیند...». البته با توجه بهروایت فوق، به سهولت درمییابیم مقصود از پرچمهای سیاه روایت فوق، پرچم ابومسلم خراسانی (سردار طرفدار بنیعباس) نيست؛ زیرا پرچم ابومسلم نه در بیتالمقدس فرود آمد و نه زمینهساز ظهور بود. پرچم ذکر شده در روایت فوق، پرچم یاران حضرت مهدی(عج) است که در نزدیکی ظهور ایشان از ایران اسلامی برافراشته شده و به قیام آن حضرت میانجامد و انشاءالله به رهبری ایشان در بیتالمقدس فرود میآید البته لازم به ذکر است، برخلاف روایت مربوط به خروج دجال، منظور از خراسان در روایت فوق و روایات با مضمون مشابه، خراسان ایران است، نه خراسان افغانستان یا تاجیکستان؛ زیرا روایات متعدد و مشابهی وجود دارند که سپاهیان طرفدار حضرت مهدی(عج) را اهل طالقان، ری، قم و... میدانند که همگی مناطقی از ایران اسلامی هستند؛ بنابراین منطقی است، ما نیز این پرچمداران مومن را اهالی خراسان ایران بدانیم، نه خراسان کشورهای دیگر. در هر حال از آنجا که در روایات مربوط به دجال، محل مرگ دجال، سرزمین فلسطین عنوان شده است، به احتمال زیاد، حرکت نظامی پرچمداران فوق به سمت بیتالمقدس و قضیه قتل دجال به دست حضرت مهدی(عج) یا وزیر ایشان، حضرت عیسی بن مریم (ع) در همان منطقه، به یکدیگر کاملاً مرتبط هستند؛ به نحوی که به نظر میرسد، پرچمداران خراسانی (ایرانی)، به رهبری حضرت مهدی(عج) در جنگ با دجال و یارانش شرکت میكنند و آن ملعون را در نزدیکی بیتالمقدس شکست میدهند و حضرت مهدی(عج) برای همیشه دجال را نابود میكنند.
مطالبی که در سطور بالا درباره پایان کار دجال تشریح شد، به نحو بسیار دقیقی با ویژگیهای فراماسونری شباهت دارد، زیرا همانگونه که در روایات اسلامی، محل اصلی فتنه دجال در فلسطین اشغالی و در اطراف بیتالمقدس دانسته شده و محل هلاکت وی نیز در همان حوالی عنوان شده است، شبکه فراماسونری نیز بزرگترین فتنه خود را در فلسطین اشغالی و در شهر بیتالمقدس پیریزی كرده است که این فتنه همانا تلاش برای تخریب مسجدالاقصی، ساخت معبد دروغین سلیمان و خونریزیهایی است که در جهت رسیدن به این اهداف انجام شده است. از سوی دیگر، همانند سرنوشت دجال در روایات اسلامی، به نظر میرسد پایان کار فراماسونری نیز انشاءالله در سرزمین فلسطین اشغالی و شهر بیتالمقدس روی خواهد داد، چرا که مسجدالاقصی در دنیای امروز به محل نبرد بین جهان اسلام و فراماسونری تبدیل شده است و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران نیز به دنبال انقلاب الهی خود، میرود تا به کمک بقیه مبارزین مسلمان، زمینه را برای ظهور قائم آل محمد(عج) آماده کند و به رهبری آن امام بزرگوار، ریشه فراماسونری و صهیونیسم را که سردمدار اصلی کفر و طاغوت است، برای همیشه از بن برکند و پیشگویی پیامبر(ص) را پیرامون فتح قدس به دست پرچمداران خراسان، تعبیر كند. بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، شواهد فوق، بخشی دیگر از شواهدی هستند که فراماسونری را بر دجال روایات اسلامی، منطبق مینمایند. با توجه به شواهدی که ارائه گشت، درمییابیم «فراماسونری»، شباهت بسیار زیادی با اوصاف «دجال» روایات اسلامی دارد، هر چند نمیتوان در این مورد به صورت صددرصد مطمئن بود. با توجه به شباهت زیادی که عنوان شد، به نظر میرسد مسلمانان جهان باید با شتاب بیشتر، اجماع قدرتمندتر و تأثیرگذارتری علیه فراماسونری و صهیونیسم انجام تشکیل دهند و هر چه سریعتر زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت آماده کنند تا به کمک ایشان بتوانند شر این دجال احتمالی تاریخ را از سر جهان کم کنند و فتنههای ایجاد شده توسط این تشکیلات را که به حق بزرگترین فتنههای تاریخ هستند، خنثی كنند.
حكومت شيطان؛ هدف فراماسونها
تاکنون تا حدود زیادی با ماهیت پلید فراماسونری و خصوصیات شیطانی این دجال احتمالی آخرالزمان، آشنا شدهایم. در این بخش، به تمهیداتی که این تشکیلات پلید، برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی از آنها بهره جسته است، اشاره میکنیم. تمهیداتی که فراماسونری برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار داده، عبارتند از:
1 – تلاش برای بهدستگیری قدرت سیاسی همه کشورهای جهان:
امروز سران قدرتمند در اکثر کشورها، یا بخشی از تشکیلات فراماسونری هستند یا تحت تأثیر کشورهای ماسونی قرار دارند. این مطلب درباره کشورهای خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، عربستان و... نیز صدق میکند. برای مثال در ترکیه لژها و مجلات ماسونی همچون «معمار سینان» علناً فعالیت میکنند و بسیاری از سیاستمداران این کشور نیز ماسون هستند. همچنین در ماه مه سال 2007 (سال جاری) فراماسونرهای عراقی جشن تأسیس اولین لژ خود را برگزار کردند. کشورهایی مثل عربستان نیز که لژ ندارند، عملاً تحت سیطره دول ماسونی مانند آمریکا و اسرائیل قرار دارند. به جرأت میتوان گفت، تنها کشوری که در مقابل تشکیلات شیطانی فراماسونری ایستادگی کرده و به عنوان بزرگترین دشمن فراماسونری به شمار میرود، ایران اسلامی است. گفتنی است، در کنار ایران، مجاهدان حماسهساز لبنانی و فلسطینی نیز قرار دارند، اما حکومت کشورهای مذکور در دست مجاهدان نیست. البته در ایران زمان پهلوی، تعداد زیادی از نخستوزیران، فراماسون بودهاند. مانند امیرعباس هویدا که بیشترین مدت نخستوزیری را داشته و شریف امامی که استاد اعظم فراماسونری بوده است. ارتباط محمدرضا پهلوی نیز با فراماسونری بسیار زیاد بوده است. بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور اسلامی ما از لوث وجود این تشکیلات شیطانی پاک شد.
2 – ایجاد کشور آمریکا و تولد نامشروع اسرائیل به عنوان 2 بازوی سیاسی و نظامی مهم که قبلاً مفصلاً به آنها اشاره کردیم.
3 – ایجاد سازمان ملل متحد به عنوان یک دستگاه ماسونی.
در بخشهای قبلی پرونده عنوان کردیم، سازمان ملل متحد با فریب افکار عمومی و در قالب شعار ایجاد صلح و ثبات در جهان، فعالیتهای خود را در جهت منافع فراماسونری انجام میدهد. درباره ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری، شواهد بسیار زیاد و محکمی وجود دارد که ما به بخشی از آنها اشاره کردیم. علاوه بر شواهد مذکور، اگر به جهتگیریهای سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان طی سالهای قبل توجه کنیم، به حرکتهای موذیانه سازمان ملل متحد در جهت اجرای اهداف ماسونی پی میبریم. حرکتهای موذیانه سازمان ملل متحد به نحوی است که حق مسلم ایران را برای رسیدن به فناوری صلح آمیز هستهای کتمان میکند، اما حتی کوچکترین تنبیهی برای آمریکا و اسرائیل به دلیل داشتن سلاحهای هستهای در نظر نمیگیرد. این مثال و مثالهای دیگری از جمله عملکرد ضعیف شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال تهاجم اسرائیل به لبنان و غزه و نیز صدها نمونه دیگر از این قبیل، نشان میدهد سازمان ملل متحد نیز بخشی از تشکیلات شیطانی فراماسونری بوده و بازیچه سردمداران این تشکیلات است.
4 – تلاش برای انتشار شعار New World Order (نظم نوین جهانی).این شعار که در مهر ماسونی آمریکا نیز درج شده و یکی از قدیمیترین و مشهورترین شعارهای فراماسونری است، در زمان ریاستجمهوری جورج بوش پدر و پسر بارها و بارها عنوان شده و سازمان ملل متحد نیز این شعار را سرلوحه خود قرار داده است. فرمان دنیای جدید یا نظم نوین جهانی، فرمان یا نظمی است که ماسونها قصد دارند آن را با ایجاد یک امپراتوری جهانی شیطانی، پیاده کنند. از نظر ماسونها این فرمان نهایتاً توسط منجی شیطانی آنها (AntiChrist) که شخصی قدرتمند از بین خود ماسونهاست، اجرا خواهد شد.
5 – نفوذ در ادیان الهی و تلاش برای انحراف پیروان آنها: فراماسونها که ادیان الهی را بزرگترین دشمن خود میدانند، با نفوذ در ادیان، قصد تخریب آنها را هم از درون و هم از بیرون دارند. آنها با روشهای گوناگون در ادیان مختلف نفوذ کردهاند که در بخشهای قبلی «پرونده»، مفصلاً به آنها پرداختیم.
6 – استفاده از وسایل ارتباط جمعی برای ایجاد جنگ روانی و نیز انحراف فکری و فرهنگی جوامع و رواج فحشا.
7 – ساخت هالیوود و حمایت از آن. ماسونها و یهودیان صهیونیست از ساخت و حمایت از هالیوود چند هدف عمده داشتهاند که مهمترین آنها عبارتند از:
- ترویج فساد و فحشا از طریق فیلمهای مبتذل و الگوبرداری جوانان از هنرپیشگان فاسد فیلمهای هالیوودی.
- بزرگنمایی قدرتهای شیطانی در فیلمهای هالیوودی (همانگونه که میدانیم، از نظر اسلام، شیطان از جنس جن و یکی از بندگان خداست که به سبب مخالفت با خواست خدای متعال، از درگاه حضرت احدیت رانده شده است؛ بنابراین، این موجود خبیث، هیچ قدرتی ندارد اما در فیلمهای هالیوودی، شیطان بسیار پرقدرت بوده و -نعوذبالله- قدرتی مشابه خداوند دارد (برای مثال در فیلم ارباب حلقهها). گرچه در فیلمهای هالیوودی لشکر خیر غالباً پیروز میشود اما این فیلمها در دل بسیاری از بینندگان ترس ایجاد کرده و آنها را از قدرت کذایی شیطان میترساند. به نظر میرسد، این ترفند فیلمهای هالیوودی برای آیندهای نه چندان دور در نظر گرفته شده و هدف از این ترفند، این بوده که بعد از تشکیل حکومت جهانی شیطانی ماسونها، افراد مومن اندکی که در جوامع وجود دارند، با ترس از قدرت شیطانی ماسونها، در برابر آنها تسلیم شوند).
– ساخت فیلمهایی که در آنها مسلمانان و بویژه ایرانیان، تروریست معرفی شدهاند (این حرکت موذیانه بعد از واقعه ساختگی 11 سپتامبر، سرعت گرفته و امروز در بیشتر فیلمهای هالیوودی، مسلمانان با چهرهای خشن و خونخوار معرفی شدهاند).
8 – مبارزه با اسلام که دشمن اصلی آنهاست. در بین مسلمانان، شیعیان به دلیل برخورداری از فرهنگ عاشورایی و مهدوی، بیشتر مورد تهاجم فراماسونری واقع شدهاند و در بین شیعیان نیز، شیعیان ایران به دلیل بهرهمندی از حکومتی مقتدر و نیروی نظامی توانمند و شیعیان لبنان نیز به علت برخورداری از سپاهیان قدرتمند حزبالله، بیش از همه آماج حملات تبلیغاتی دستگاههای ماسونی قرار گرفتهاند.
9 – حمایت از گروههای شیطانپرست، همجنسباز و سکولار به عنوان سربازان خط مقدم خود. مقامهای بالای گروههای فراماسونری، افرادی به ظاهر شیک و مودب هستند و لباسهای تمیز و آراسته دارند، ولی گروههای شیطانپرست و همجنسباز، حتی در ظاهر هم از انسانیت خارج میشوند و به غلط این تصور به وجود میآید که هیچ ارتباطی بین آنها و فراماسونرها وجود ندارد. در صورتی که همان افراد به ظاهر شیک و تمیز، از این گروههای شیطانپرست حمایت میکنند و شیطانپرستان و همجنسبازان، سربازان خط مقدم فراماسونرها هستند؛ البته بعضی از افراد گروههای مذکور، از ارتباط بین سران این گروهها و فراماسونری خبر ندارند و به صورت غیرمستقیم، نقشههای فراماسونری را اجرا میکنند.
10 – ترویج فساد و حمایت از گروههای موسیقی مبتذل.این حرکت فراماسونری نیز با 2 هدف عمده شکل گرفته است:
-کشاندن جوانان غربی به فساد و دوری آنان از دین و سیاست.
-کشاندن جوانان مسلمان به فساد و از بین بردن اراده آنان در مقابله با استکبار. مشابه این اقدام در قرون اولیه اسلامی توسط مسیحیان اروپا انجام شد و نتیجه آن، فساد اخلاقی مسلمانان آندلس (اسپانیا) و خارج شدن این سرزمین از دست مسلمانان بود.
11 – تشویق به نگرش افراطی پیرامون علم: قبلا عنوان شد، نگرش افراطی پیرامون علم، از سوی فراماسونها و جهت پر کردن خلأ حاصل از کنار گذاشته شدن معنویت ترویج میشود. در واقع ماسونها که تعداد بسیار زیادی از آنها در زمره دانشمندان برجسته نیز قرار دارند، تلاش میکنند علم را به عنوان یگانه وسیلهای که میتواند انسان را به سعادت برساند، معرفی کنند. این ترویج افراطی را میتوان با کمی تفکر تشخیص داد. برای مثال در علوم پزشکی و بیولوژی، انتشار بسیاری از مقالهها در سطح دنیا بیفایده بوده و بسیاری از آنها مقالاتی هستند که مشابهشان به سهولت یافت میشود. همچنین تحقیقات فراوانی وجود دارند که در آنها عملاً اصول اخلاق انسانی و اخلاق پزشکی رعایت نمیشوند، و هدف از آنها فقط کسب امتیاز علمی است (از جمله بعضی تحقیقات مربوط به روانپزشکی و علوم اعصاب که بعضاً در لابراتوارهای پنهانی انجام میشوند). همچنین با وجود پیشرفتهای زیادی که انجام شده، وضعیت بهداشتی جهان نهتنها بهتر نشده، بلکه گاهی بدتر نیز شده است، زیرا اتکا بر علم و دوری از مذهب، بلای جان انسانها شده است (برای مثال امروز دیگر آبله ریشهکن شده، اما انسانهای زیادی بر اثر ابتلا به ایدز میمیرند). از سوی دیگر، تشویق به نگرش افراطی پیرامون علم از سوی کشورهای ماسونی، اهداف دیگری را نیز دنبال میکند. البته باید این مطلب را عنوان کرد که ادیان آسمانی و بویژه اسلام، ارزش زیادی برای دانش و علمآموزی قائلند و انسانها را به فراگرفتن آن بسیار تشویق میکنند؛ اما در هر حال، علم را معبود انسان و تنها وسیله او برای رسیدن به رستگاری نمیدانند و انسان را تشویق به رسیدن به کمال در همه زمینهها میکنند.
12 – تلاش برای تخریب مسجدالاقصی که به منظور ساخت معبد کذایی سلیمان در محل این مسجد مقدس صورت میگیرد و قبلاً به صورت مفصل به آن اشاره کردیم.
13 – ایجاد تفرقه بین ملتها بویژه کشورهای اسلامی که نمونههایی از آن را در عراق شاهد هستیم.
14 – اشغال عراق (بابل) که در جهت اهداف آخرالزمانی ماسونها انجام گرفت.
15 – ترویج مذاهب افراطی انجیلی: در سالهای اخیر با حمایت دولت ماسونی آمریکا، حرکتهای فزایندهای در جهت ترویج مذاهب افراطی انجیلی (از جمله تعالیم اوانجلیکالی) شکل گرفته است. در داخل آمریکا، حادثه ساختگی 11 سپتامبر، زمینه را برای رشد دیدگاههای افراطی انجیلی فراهم ساخت و بعد از واقعه مذکور، با تلاش پنهان نهادهای ماسونی، تعداد پیروان تعالیم اوانجلیکالی رشد چشمگیری یافت و با افزایش تعداد پیروان این فرقه، عملاً تعداد حامیان اسرائیل فزونی یافت. در خارج از آمریکا نیز با حمایت دولت ماسونی واشنگتن، شبکههای ماهوارهای اوانجلیکالی به زبانهای مختلف شروع به فعالیت کردند. حتی دامنه نفوذ این فعالیتهای موذیانه به قلمروی پارسیزبانان نیز کشیده شد که افتتاح شبکه ماهوارهای «محبت» به زبان فارسی از آن جمله است. این شبکه متأسفانه تا حدودی به اهداف خود رسیده و عدهای از سادهلوحان را فریب داده است که البته جمعیت بسیار ناچیزی هستند. بدین ترتیب که جمعیت اندکی در نواحی مختلف شهر تهران و حتی بعضی روستاها، مسیحی نوانجیلی شدهاند. البته اکثریت این افراد از طبقات فقیر جامعه بودند و به دلیل کمکهای مالی موسسات مخفی نوانجیلی، تغییر مذهب دادهاند. هرچند افراد ابله و هوسران دیگری نیز هستند که به دلایلی همچون سهلانگاری مسیحیت درباره شرابخواری و... به صورت پنهانی، مسیحی نوانجیلی شدهاند؛ برای مثال، نگارنده این سطور، در اتوبوس به صورت اتفاقی با یکی از این افراد مواجه شده که شخص مذکور که از طبقه اجتماعی پایین بوده است، دلیل نوانجیلی شدن خود را همراهی مراسم دعای اوانجلیکالی با رقص و موسیقی بیان کرد! گفتنی است، شخص مذکور نحوه آشنایی خود با تعالیم اوانجلیکالی را مشاهده مراسم دعای همراه با رقص اوانجلیکالها، در شبکه ماهوارهای «محبت» بیان کرد. متأسفانه دامنه این تبلیغات، حتی به شهر مشهد مقدس نیز رسیده است و کتابچههای نوانجیلی در این شهر به دست زائران داده شده است. بدین ترتیب که در دیماه و بهمنماه سال 1385 هجری خورشیدی، کتابچهای 16 صفحهای با عنوان «اسم او عجیب خواهد بود»، به دست افراد ناشناس در پایانههای مسافربری و مکانهایی که زائران تردد میکنند، توزیع شد. نکته مهم این که در پشت جلد این کتابچه، قسمتهایی از انجیل یوحنا (انجیلی که بیش از بقیه انجیلها مورد تأیید اوانجلیکالها و صهیونیستهای مسیحی است)، چاپ شده بود که مردم را دعوت به مسیحیت میکرد. البته خوشبختانه به دلیل عشق فراوان مردم ایران به اسلام، قرآن و ائمه معصومین(ع)، حرکتهای تبلیغاتی مسیحیت نوانجیلی در ایران با شکست مواجه شده است؛ هر چند این مسأله به معنای این نیست که ما برنامهریزی برای مقابله با این حرکتها را فراموش کنیم. در حال حاضر، حرکتهای تبلیغاتی مسیحیت نوانجیلی، بیش از همه در جمهوریهای تازهاستقلالیافته شوروی سابق، با موفقیت جریان دارد. علت این مسأله نیز فقر اکثریت جمعیت این کشورهاست که موجب شده سازمانهای نوانجیلی در قالب کمکهای مالی و اقدامات بشردوستانه(!) به تبلیغ عقاید افراطی خود بپردازند. این مسأله نشان میدهد، یکی از مهمترین راههای مقابله با این حرکتهای شیطانی، مبارزه با فقر است و برای مبارزه با این حرکتها، مسؤولان کشورهای اسلامی باید به حل معضلات اقتصادی و اجتماعی نیز اهتمام ورزند.
16 – تبلیغ جنگ هستهای کذایی آرماگدون: آرماگدون یکی از حربههای مجمع ماسونی جهانی است که از آن برای فریب مسیحیان و همراه کردن آنها با خود استفاده میکند. آرماگدون، جنگی هستهای است که طبق ادعای اوانجلیکالها و صهیونیستهای یهودی، در دشت آرماگدون (هرمجدون) که در شمال اسرائیل و نزدیک شهر حیفا (اطراف مدار 33 درجه) واقع شده است، رخ خواهد داد. از نظر صهیونیستهای مسیحی و یهودی، این جنگ بین 2 سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان معتقد!) و سپاه شر (ایران، سوریه و دیگر کشورهای مسلمان!) درمیگیرد و در آن، سپاه خیر به رهبری حضرت مسیح(ع) پیروز میشود. با این پیروزی، حکومت یکهزار ساله مسیح آغاز میشود و یهودیان باقیمانده نیز مسیحی میشوند! تبلیغ آرماگدون، مورد استقبال اسرائیلیها و اوانجلیکالها (حدود 25 درصد جمعیت آمریکا یا 80 میلیون نفر) قرار دارد و به عنوان توجیهی برای لزوم وجود اسرائیل تلقی میشود. برای مثال، در زمان مذاکره عرفات و اسحاق رابین جهت صلح(!) و تعیین حد و مرز بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین، مخالفتهای زیادی در داخل آمریکا و اسرائیل به وجود آمد و خواسته مخالفان این بود که نباید مرزهای اسرائیل تغییر کند، زیرا اسرائیل کنونی سرزمینی است که میزبان آرماگدون و مسیح(ع) خواهد بود(!) نکته مهم اینکه بسیاری از اندیشمندان و کارشناسان مسائل سیاسی، دلیل ترور و قتل اسحاق رابین در آن زمان را نارضایتی صهیونیستهای افراطی از مذاکرات صلح بیان میکنند). اما چرا میگوییم، این جنگ ساختگی بوده و وجود خارجی ندارد؟
برای بررسی بهتر این مسأله، قبل از هر چیز باید کمی پیرامون انجیلهای موجود و محتویاتشان بحث کنیم. انجیلهای موجود در بین مسیحیان، مستقیماً سخنان خدا به حضرت عیسی(ع) نیستند و همانند قرآن مجید به طور کامل شامل سخنان الهی نمیشوند، بلکه از 2 قسمت عهد عتیق (بخشی که عمدتاً از تورات و کتب پیامبران بنیاسرائیل گرفته شده) و عهد جدید (که روایت حواریون از زندگی حضرت عیسی(ع) است) تشکیل شده است. بخش عهد جدید که بیشتر مورد توجه مسیحیان است، زندگی حضرت عیسی(ع) را از دیدگاه حواریون بیان میکند و سخنان خداوند با حضرت عیسی(ع) را به صورت غیرمستقیم در داخل روایات زندگی حضرت عیسی(ع) آورده است. از بین انجیلهای متعددی که وجود داشته است، 4 انجیل لوقا (Luke)، مرقس (Mark)، متی (Matthew) و یوحنا (John) از سوی کلیسا مورد تأییدند. البته این تأیید کلیسا به این معنی نیست که این انجیلها واقعاً بهترین انجیلها هستند. بین انجیلهای نامبرده ضعیفترین انجیل مربوط به یوحنا (John) است؛ به نحوی که بنا به گفته بسیاری از علما و محققان مسیحی، این انجیل دستخوش اضافات، حذفیات و تغییرات زیادی شده است. همچنین آشفتگیها و تناقضات فراوانی در متن آن به چشم میخورد. در همین زمینه به مطلبی که از چند سایت مسیحی و چند سایت تحقیقی پیرامون مسیحیت اقتباس شده است، توجه فرمایید: «بسیاری از محققان منتقد دریافتهاند که انجیل چهارم (انجیل یوحنا)، نشانههایی از اضافه شدن، کاسته شدن و تغییرات جدی ساختاری دارد که نشان میدهد، نوشتن آن، یک پروسه طولانی داشته است. امروز به صورت آزادانه پذیرفته شده است که انجیل چهارم، قبل از اینکه به شکل نهایی خود تبدیل شود، تحت یک تکامل پیچیده قرار گرفته است.
درباره انجیل یوحنا، انجیل جدید بیتالمقدس
بخشی از کتاب انجیل یوحنا (که انجیل ضعیفی است)، مکاشفات یوحنا (The Revelation) است که این قسمت بنا بر ادعای خود مسیحیان مربوط به مکاشفات یوحناست و به زندگانی حضرت عیسی(ع) ارتباطی ندارد. بخش مکاشفات انجیل یوحنا، آکنده از عبارات، کنایات و استعارههای فراوان است و متن سنگینی دارد که در این متن، به بررسی وقایع آخرالزمان پرداخته شده است.
کلمه آرماگدون، فقط در مکاشفات یوحنا (باب 16، آیه 16) وجود دارد و در هیچکدام از انجیلهای دیگر، و حتی در قسمتهای اصلی انجیل یوحنا نیز یافت نمیشود. در باب 16 کتاب مکاشفات یوحنا چنین آمده است: «او (خدا) آنها را در محلی که به عبری «مجدّو» خوانده میشود، جمع خواهد کرد». با توجه به مطالب فوق، میتوان دریافت، عدهای از بنیاسرائیل که شیطان بر افکارشان مسلط بود، در طول تاریخ به تحریف گسترده انجیلها دست زدهاند و بیش از همه، تلاش خود را بر انجیل یوحنا متمرکز کردهاند؛ تا جایی که بسیاری از محققان مسیحی نیز خود به این دستکاریها اذعان دارند. از آنجا که اولین شیطنتها در جهت تحریف شریعت حضرت موسی(ع)، از زمان وفات آن حضرت یا حتی در زمان حیات ایشان (همانند قضیه گوساله سامری) به دست پیروان تعالیم ماسونی – کابالایی شکل گرفت، به نظر میرسد، تحریف تورات و انجیلها (بویژه انجیل یوحنا) نیز به دست پیروان همین فرقه صورت گرفته است.
یهودیان کابالیست (شکلدهندگان تعالیم ماسونی کابالا) که فراگیری تعالیم شیطانی و سحر و جادوگری را اختیار کردند، از همان ابتدا در فکر تأسیس یک حکومت شیطانی بودند؛ برای این منظور، آنها با دستکاریهای وسیع در تورات در ابتدا و سپس انجیلها (بویژه انجیل یوحنا) در طول تاریخ، فعالیتهایی را که قصد داشتند برای ایجاد یک دولت بنیاسرائیلی بیدین انجام دهند، به صورت آیات تحریف شده در کتب مقدس مذکور، گنجاندند. فراماسونها که وارث خلف کابالیستها بودند، از میراث شوم و شیطانیای که کابالیستها برایشان به ارمغان آورده بودند، نهایت استفاده را کرده و از آنها در جهت رسیدن به اهداف آخرالزمانی خود بهره بردند؛ بدین ترتیب آنها از تحریفات انجیلهای مختلف، بویژه انجیل ضعیف یوحنا استفاده کرده، و با استفاده از مکاشفات یوحنا تلاش کردند مسیحیان را بفریبند و آنها را با خود همراه کنند. امروز فراماسونها، با تبلیغ نبرد کذایی آرماگدون تلاش دارند مردم آمریکا و دیگر نقاط جهان را با خود همراه کنند و به آنها بقبولانند که قبل از بازگشت مسیح(ع)، باید اسرائیل وجود داشته باشد و معبد سلیمان ساخته شود. با این حربه آنها سعی میکنند با تلاش اوانجلیکالها و یهودیان صهیونیست به هدف خود برسند و بعد از ساخت معبد سلیمان و تشکیل حکومت جهانی شیطانی، مسأله بازگشت مسیح را به فراموشی بسپارند.
نکته مهم درباره اوانجلیکالها، اینکه عده زیادی از آنها واقعاً فریب خوردهاند و به این مسأله اعتقاد پیدا کردهاند که مسیح(ع) با همان شرایطی که در مکاشفات یوحنا عنوان شده است، بازمیگردد، ولی سردمداران اوانجلیکالها که بسیاری از آنها با فراماسونری، واضحاً ارتباط دارند، با فریب، به آنها القا کردهاند که برای ظهور مسیح(ع) باید دولت اسرائیل؛ از نیل تا فرات تشکیل شود و... بدین ترتیب میتوان گفت، بیشتر جمعیت اوانجلیکالها فریب خوردهاند و مقصر اصلی در این مسائل، رهبران مذهبی آنها هستند که به دلیل ارتباط قوی با فراماسونری، در لباس مذهب به جنگ با خدا برخاستهاند و عده زیادی را با فریبکاری، با خود همراه ساختهاند. این فریبکاری تا بدان حد فراگیر شده است که امروز جهانگردان و توریستهای بیشماری از دشت آرماگدون دیدن میکنند که این مطلب نشاندهنده توفیق این سیاست در آمریکا و اسرائیل است. گفتنی است، ترویج مسیحیت نوانجیلی در ایران و کشورهای دیگر نیز دسیسهای است که فراماسونرها برای تبلیغ آرماگدون و آمادهسازی افکار عمومی برای این جنگ، از آن استفاده میکنند تا به خیال خام خود، در این جنگ، آخرین بارقههای امید مسلمانان و دیگر خداپرستان آزاده را خاموش کنند.
نکته عجیب درباره جنگ کذایی آرماگدون اینکه، این جنگ از سوی بهائیان نیز مورد توجه واقع شده است. این فرقه ضاله که ارتباط آن با شبکه جهانی فراماسونری در بخشهای قبلی این مقاله اثبات شد، نبردی که در سال 1918 (نزدیک پایان جنگ اول جهانی)، در سرزمین «مجدو» واقع در فلسطین اشغالی بین ارتش بریتانیا و امپراتوری عثمانی روی داد و به پیروزی بریتانیا انجامید را جنگ معروف آرماگدون میدانند و آن را تقدیس میکنند، چرا که این نبرد موجب شد دست عثمانیان از عبدالبها (یکی از رهبران بهائیت) کوتاه شود و وی بتواند از مجازات اعدامی که برایش در نظر گرفته شده بود، بگریزد.
بعد از بیان مطالب فوق درباره آرماگدون، خاطرنشان میشویم، نبرد آرماگدون، همان نبرد قرقیسیای روایات اسلامی نیست. بعضی از محققان مسلمان، به اشتباه آرماگدون و نبرد قرقیسیا را یکی میدانند، در حالی که این طور نیست و این بینش خطرناک است و به اعتقادات و اهداف اوانجلیکالها، صهیونیستها و فراماسونها مشروعیت میبخشد.
آرماگدون، نبردی است که در نزدیکی حیفا و در اسرائیل (البته بنا بر تبلیغات صهیونیستها) انجام میشود، در حالی که نبرد قرقیسیا، بنا بر احادیث و روایات ائمه(ع) نبردی است که در منطقهای در شمال شرقی سوریه، جنوب ترکیه و شمال غربی عراق و با هدف تصاحب گنجی که فرات آن را نمایان کرده (نفت؟)، انجام میشود. نبرد قرقیسیا، بین گروههای شر انجام میشود و جنگی است که خداوند برای از بین بردن ظالمان قرار داده تا همدیگر را از بین ببرند و در روایات اسلامی، توصیه شده که مسلمانان بالاخص شیعیان در این جنگ دخالت نکنند. البته اگر بخواهیم آرماگدون را با روایات اسلامی مقایسه کنیم، این نبرد بیشتر شبیه «فتنه روم» است، نه «قرقیسیا». هر چند آرماگدون با«فتنه روم» نیز اختلافات فاحشی دارد و مقایسه این 2 نبرد که یکی دروغین و تبلیغاتی است (آرماگدون) و دیگری جنگی واقعی است (فتنه روم)، کاری عبث خواهد بود.
«فتنه روم» نبردی است که طبق روایات، پس از پیمان شکنی روم (آمریکا و متحدانش)، با حضرت مهدی موعود(عج) درمیگیرد. بدین صورت که رومیان با وساطت حضرت مسیح(ع)، با حضرت مهدی(عج) پیمان صلح میبندند، اما بعد از 2 یا 3 سال پیمان خویش را میشکنند و به جنگ با مسلمانان میپردازند. این نبرد که از آن با عنوان «فتنه روم» یاد میشود، با نبرد دروغین آرماگدون تفاوتهای چشمگیری دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعای صهیونیستها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه روم، محل نبرد، مطابق روایات، منطقهای بین صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطین) است.
2 – بنابر ادعای صهیونیستها، نبرد آرماگدون یک جنگ هستهای و عمدتاً برعهده نیروهای زمینی است، اما در فتنه روم مطابق روایات، علاوه بر نیروهای زمینی، نیروهای هوایی و دریایی نیز نقش مهمی دارند و حتی نقش نیروهای دریایی دشمن بسیار برجسته است. این مطلبی است که با شرایط امروز جهان بسیار مطابقت دارد.
3 – بنابر ادعای صهیونیستها، در نبرد آرماگدون، حضرت عیسی(ع) رهبری صهیونیستها را بر عهده دارند، اما در فتنه روم روایات اسلامی، حضرت عیسی(ع) در ابتدا نقش میانجی صلح را ایفا کرده و پس از پیمانشکنی رومیان، به لشکر مسلمانان پیوسته و به عنوان یکی از سرداران حضرت مهدی(عج)، به جنگ با ارتش روم میپردازند. بنابراین همانطور که ملاحظه کردید، فتنه روم روایات اسلامی، شباهت چندانی با جنگ دروغین آرماگدون ندارد. از دیگر جنگهایی که ممکن است شبیه به نبرد آرماگدون به نظر آید، جنگ حضرت مهدی (عج) و حضرت
مسیح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زیاد در فلسطین روی میدهد، اما تفاوتهای اساسی با آرماگدون دارد. بعضی از این تفاوتها عبارتند از:
1- بنابر ادعای صهیونیستها، نبرد آرماگدون یک جنگ هستهای است؛ اما نبرد حضرت مهدی(عج) و حضرت عیسی(ع) با دجال، لزوماً هستهای نیست.
2 – بنابر ادعای صهیونیستها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی(ع) رهبری صهیونیستها را برعهده دارند؛ اما در فتنه دجال، حضرت
عیسی (ع) به عنوان یکی از یاران بزرگ حضرت مهدی(عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدی(عج) آن ملعون را میکشند؛ البته بنابر برخی روایات، حضرت عیسی (ع) به نیابت از حضرت مهدی(عج)، دجال را میکشند. با توجه به اینکه در قسمتهای قبلی مقاله عنوان کردیم که فراماسونری و خدمتگزار همیشگیاش (صهیونیسم) به احتمال زیاد دجال آخرالزمان هستند، به نظر میرسد صهیونیستها و بسیاری از یهودیان، در سپاه دجال و در لشکر مقابل حضرت عیسی(ع) قرار داشته باشند، نه در رکاب ایشان. این مطلب، دقیقاً برخلاف ادعای صهیونیستها در رابطه با حضرت عیسی(ع) و نقش ایشان در آرماگدون است.
3 – بنا بر ادعای صهیونیستها، «لشکر شر» در آرماگدون، اهالی کشورهای ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای عربی هستند، اما در روایات اسلامی، درباره نبرد با دجال و سایر نبردهای دوران ظهور حضرت مهدی (عج)، از انسانهای مومن و معتقد به ولایت و امامت حضرت ولیعصر(عج)، بویژه اهالی خراسان (ایرانیها) و سپاهیان یمانی، به عنوان لشکریان «سپاه خیر» نام برده شده است. این مسأله، کاملاً برخلاف ادعای صهیونیستها در رابطه با سپاهیان خیر و شر در آرماگدون است.
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، قضیه نبرد حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح(ع) با دجال، شباهت چندانی با نبرد آرماگدون مورد ادعای صهیونیستها ندارد. با توجه به مطالب گفته شده درمییابیم، ما مسلمانان، نباید روایات اسلامی را به آرماگدون ارتباط بدهیم؛ زیرا از یک سو نبرد دروغین آرماگدون به هیچ جنگی در روایات اسلامی شباهت ندارد و از سوی دیگر نیز اگر ما آرماگدون را (در حالی که نبرد واقعی نیست) به رسمیت بشناسیم، به نقشه شیطانی ماسونها مشروعیت میبخشیم. همانطور که ملاحظه فرمودید، تبلیغ جنگ دروغین آرماگدون، از اهمیت بسیاری برای دستگاه فراماسونری و خدمتگزاران آن (صهیونیستها) برخوردار است. به همین دلیل، آنها از طرق مختلف به تبلیغ این جنگ دروغین پرداختهاند که از آن جمله میتوان به تأسیس کمپهای نوانجیلی، ساخت بازیهای کامپیوتری آخرالزمانی، فیلمها و... اشاره کرد. در پس ظاهر جذاب بازی کامپیوتری Left Behind (پشت سر گذاشتن)، افکار شیطانی نهفته است و هدف از ساخت آن، بدنام ساختن مسلمانان و توجیه جنگهای آخرالزمانی فراماسونری (به رهبری آمریکا) علیه کشورهای اسلامی است. فیلمهای مستند بسیاری نیز تهیه شده است که بعضی از آنها در این بخش از پرونده مورد بررسی قرار میگیرند:
1 – در یکی از این فیلمها که یک فیلم تبلیغاتی برای
Jesus Camp است، اطلاعات جالبی درباره این کمپ به دست میآید. در بخشی از فیلم، کودکانی ملاحظه میشوند که بعضاً با لباسهای رزمی به بازیهایی که شبیه تمرینات نظامی هستند، میپردازند تا در آینده بتوانند در ارتش خدا (ارتش آمریکا!) قرار بگیرند و بتوانند در آرماگدون از مسیح(ع) حمایت کنند! (در یکی از صحنههای آغازین فیلم، تصویر پرچم آمریکا، در کنار پرچمی که اوانجلیکالها به پرچم ارتش حضرت مسیح(ع) منسوب میکنند، به چشم میخورد). در بخشی از فیلم، کودکی نوانجیلی ملاحظه میشود که در مقابل دوربین میگوید: «ما نسل کلیدیای هستیم که مسیح(ع) را بازمیگردانیم!» در بخش دیگری از فیلم، گوینده میگوید:
« ما (اوانجلیکالها) 25 درصد جمعیت آمریکا (80 میلیون نفر) را تشکیل میدهیم و کمپهای فراوانی مانند Jesus Camp در سراسر آمریکا داریم. دامنه نفوذ ما به همه جا از جمله کاخ سفید و کنگره نیز کشیده شده است و در انتخابات آمریکا نقش مهمی بازی میکنیم». در یک نما از بخش پایانی فیلم، تصویر
« Ted Haggard» کشیش برجسته اوانجلیکالی که در سال 2006 به دلیل اثبات همجنسبازی و مصرف مواد مخدر، از مقام کشیشی خلع شد، به چشم میخورد که به تبلیغ اوانجلیسم و حمایت از کمپهایی همچون Jesus Camp میپردازد! حضور این کشیش فاسد در فیلمهای تبلیغاتیJesus Camp و سایر فیلمهای تبلیغاتی اوانجلیکالها، خود شاهد مهمی است که دروغ بودن ادعای مسؤولان Jesus Camp و دیگر موسسات نوانجیلی را درباره تعلیم مسائل اخلاقی به کودکان نشان میدهد.
2 – در این فیلم که مجدداً از فیلمهای تبلیغاتی Jesus Camp اقتباس شده است، نکات بسیار مهمی به چشم میخورد.
3 – فیلم دیگری که دربارهJesus Camp وجود دارد، فیلمی مستند درباره این کمپ است. این فیلم، واقعیات مهمی را بیان میکند که بعضی از آنها به قرار زیرند:
در ابتدای فیلم، یکی از مربیان کمپ در حالی که چکشی در دستش گرفته است، در جمع کودکان و خانوادههایشان میگوید: «امروز میخواهم به شما (کودکان) نشان دهم، میتوانید در موقع مناسب، انسان متفاوتی باشید؛ میتوانید تهاجمی باشید، میتوانید بجنگید. امروز میخواهیم قدرت دولت شیطان (ایران؟!) را بشکنیم؛ آنهایی که قصد دارند به مدارس شما هجوم آورند و مسیح (ع) را از قلبتان بیرون بکشند(!) هنگامی که دولت ما، دولت عراق را نابود کرد، من ایمان آوردم به اینکه خداوند دارد از طریق دولت ما (آمریکا) با ما حرف میزند؟! حال، میخواهم ببینم که چه کسی میخواهد این فنجانها را که نماد قدرت دولت شیطان هستند، بشکند؟ چه کسی داوطلب میشود؟» در ادامه فیلم ملاحظه میشود، فنجانهایی روی میزها قرار گرفتهاند و روی هر کدام از آنها کلمهای نوشته شده است. این فنجانها بنا به ادعای مربی کمپ، نماد قدرت دولت شیطان (ایران؟!) هستند و کودکان باید برای افزایش شجاعت خود این فنجانها را بشکنند. کودکان نیز تکتک میآیند و به نام مسیح(ع) این فنجانها را میشکنند تا به خیال خود قدرت شیطان را نابود کنند. پس از این مراسم روحانی(؟!) کودکان تحت تأثیر قرار میگیرند و گریه میکنند!
17 – ترویج کتابها و فیلمهایی در مدح جادوگری و انتشار آن در بین کودکان از جمله «هری پاتر»: یکی از ترفندهای خطرناک دستگاه شیطانی فراماسونری برای اجرای اهدافش، تلاش برای انس دادن انسانها (بویژه کودکان) با سحر، جادو و تعالیم شبهکابالایی است. قبل از ارائه توضیحات بیشتر در این زمینه، توجه شما را به بحثهای مقدماتی زیر جلب میکنیم: در تمام ادیان الهی، سحر و جادوگری نکوهش شده است و جزو امور ممنوعه است. در دین اسلام نیز احادیث و روایات بیشماری از معصومین(ع) پیرامون ممنوعیت سحر بیان شده است. برای نمونه در این زمینه میتوان به حدیث زیر از امام صادق(ع) به نقل از جد بزرگوارشان حضرت علی(ع) اشاره کرد: «هر کس چیزی از سحر بیاموزد، زیاد باشد یا کم، کافر شده است و سرانجام کارش با خدایش است؛ و حدش این است که کشته شود، مگر اینکه توبه کند». این حدیث خود به روشنی نشان میدهد، جادوگری گناه بسیار بزرگی است و حکم سنگینی دارد. اما در جهان امروز که ارزشها دگرگون شده است و همه چیز به صورت وارونه معرفی میشود، کتابها و فیلمهای زیادی در مدح و ستایش جادوگری نوشته و ساخته میشود. متأسفانه مخاطب بسیاری از این کتابها و فیلمها، کودکان هستند. بدین ترتیب بسیاری از کودکان از دوران خردسالی با سحر و جادوگری آشنا میشوند و با توجه به اینکه در آنان رشد شناختی، کامل نیست، بسیاری از آنها آرزو میکنند ای کاش به جای قهرمان کتابها و فیلمها بودند و میتوانستند هر چیز که میخواستند برای خود مهیا کنند. متاسفانه امروز بازار بسیاری از این کتابها و فیلمها بسیار داغ است و بعضی از آنها در زمره پرفروشترین کتابهای تاریخ قرار دارند. از جمله این کتابها و فیلمها میتوان به «علیبابا و 40 دزد بغداد»، «علاءالدین و چراغ جادو»، «Harry Potter» و «Shrek» اشاره کرد. در بین کتابها و فیلمهای مذکور، Harry Potter هم از نظر میزان فروش و هم از نظر میزان تأثیر، موقعیت ویژهای دارد.
داستانهای Harry Potter در زمره پرفروشترین کتابهای تاریخ قرار گرفته و از آن انیمیشنها و فیلمهای زیادی ساخته شده است؛ شهرت این مجموعه داستانها به حدی است که کتابها و فیلمهای Harry Potter از نظر درآمدزایی نیز در بین درآمدزاترین کتب و فیلمهای تاریخ جای گرفتهاند. در این بین، شواهد مهمی وجود دارند که نشان میدهند داستانهای Harry Potter واضحاً در جهت اهداف شیطانی فراماسونها و صهیونیستها تولید شدهاند. از جمله این شواهد، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1 – تعالیم جادوگری Witchcraft که Harry Potter به کرات از آنها بهره میبرد، قرابت بسیار زیادی با تعالیم شیطانپرستی و همین طور کابالا دارد، به طوری که علائم و وسایل و عباراتی که در
Witchcraft به کار برده میشوند، عمدتاً همان علائمی هستند که در کابالا و شیطانپرستی به کار میروند. از جمله این علائم میتوان به علامتهای الحادی چون ستاره ششگوش، Baphometو... اشاره کرد که در شیطانپرستی، تعالیم کابالا (و تعالیم فراماسونری که برگرفته از تعالیم کابالاست) و نیز تعالیم Witchcraft بویژه
Black Witches (جادوگران شیطانی) مشترک است. بدین ترتیب میتوان چنین دریافت که فیلمی که از جادوگری Witchcraft حمایت میکند، از تعالیم مشابه مانند شیطانپرستی و... نیز حمایت میکند.
2 – الهه جادوگری Witchcraft و خدای جادوگران Baphomet است. این الهه، برای شیطانپرستان، کابالیستها و فراماسونها نیز مقدس بوده و نماد شیطان است. بنابراین گروههای جادوگری
Witchcraft نیز به مانند شیطانپرستان، کابالیستها و فراماسونها، شیطان را تقدیس میکنند. با این اوصاف میتوان گفت، فیلم
Harry Potter نیز که به ترویج جادوگری میپردازد، عقاید شیطانپرستی و فراماسونری را به صورت غیرمستقیم ترویج میکند؛ چرا که این گروهها نیز همانند گروههای جادوگری، به Baphomet اعتقاد دارند.
3 – تعالیم جادوگری Witchcraft چه از نوع خوب (White) و چه از نوع بد (Black)، همگی برپایه تفکرات الحادی و جاهلی
Paganism شکل گرفتهاند و پذیرفتن این تعالیم، مستلزم نفی مذهب است. بنابراین کودکانی که در کودکی به جای آموختن کتب الهی و تعالیم مذهبی، فنون و تعالیم الحادی را در داستانها میآموزند، زمینه مستعدتری برای پذیرش کفر و الحاد در دوران بزرگسالی خواهند داشت. بدین ترتیب همان طور که عنوان شد، گروههای جادوگری
Witchcraft، هم شیطانپرستی Satanism و هم تعالیم جاهلی و الحادی Paganism را ترویج میکنند.
4 – تعالیم الحادی کابالا که سرمنشأ تفکر فراماسونری است، شباهت بسیار زیادی با جادوگری Witchcraft دارد، بنابراین هنگامی که از طریق داستانهایی مانند Harry Potter، جادوگری Witchcraftترویج میشود، عملاً تعالیم ماسونی کابالا نیز رواج مییابد و بدین ترتیب ذهن کودکان برای پذیرش تعالیم فراماسونری در دوران بزرگسالی، آمادهتر میشود.
5 – در داستانهای Harry Potter، از نمادهای فراوانی استفاده شده است که بسیاری از آنها در گروههای مخفی، ماسونی و صهیونیستی نیز استفاده میشوند. برای مثال، سنگ فیلسوفان
Philosopher’s Stone که نام یکی از داستانهای
Harry Potter است، دارای مفاهیم کابالایی و ماسونی است؛ زیرا نماد سنگ فیلسوفان، ستاره ششگوش «Hexagram» است که قبلاً پیرامون مفاهیم الحادی و ماسونی آن مفصلاً بحث کردیم. از سوی دیگر، لباسهای سیاهرنگ Harry Potter و دوستانش نیز کاملاً مشابه لباسهای افرادی است که در گروههای مخفی و ماسونی مانند
Skull & Bones فعالیت میکنند. این مثالها، بخشی از حرکتهای مخفیانه و شیطانی است که در جهت زیبا جلوه دادن نمادهای مخفی و ماسونی در داستانهای Harry Potter صورت میگیرد.
بدین ترتیب همانطور که ملاحظه فرمودید، گسترش کتابها و داستانهایی همچون Harry Potter نیز تحت نفوذ تشکیلات جهانی فراماسونی انجام شده است و هدف از آن، تهاجم به ذهن پاک کودکان و جذب کردن آنان به سمت تعالیم الحادی، شیطانی و ماسونی در آینده است؛ اگرنه یک نویسنده آماتور و یک داستان بی محتوا و ضعیف، به هیچ عنوان نمیتوانستند به چنین شهرت جهانیای دست یابند.
بنابراین چه خوب است فرزندان و کودکانمان را با داستانهای ناب و اصیل اسلامی و ایرانی بپرورانیم و ذهن آنان را از کودکی، در جهت تعالیم الهی سازمان دهیم. یقیناً این کار میتواند سلامت روحی کودکان امروز و جوانان فردای جوامع اسلامی را تأمین کند و آنان را در ساختن آیندهای روشن برای دنیای اسلام، آماده کند.
18- استفاده مکرر از پیشگوییهای «میشل نوسترا داموس» علیه ایران و کشورهای اسلامی: میشل نوسترا داموس، پزشکی یهودیالاصل و اهل فرانسه بوده که در قرن 16 میلادی میزیسته است. نوسترا داموس در علم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچگونه شک و شبههای یک «کابالیست» بوده است. در کتابهایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگوییهای نوسترا داموس نامیده میشود، مطالب بسیاری درباره آینده جهان بویژه وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگوییها در قالب 10 سانتوری یا 10 بخش صدتایی نوشته شدهاند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی میشوند. سانتوریهای داموس، مهمترین و معروفترین بخش از سرودههای وی هستند.
«فریبکارترین پیشگوی تاریخ» شاید لقب برازندهای برای این پیشگوی حیلهگر باشد؛ زیرا وی، افراد بسیاری را در سراسر جهان و در طول تاریخ فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده و با آن بشدت مخالف باشید؛ زیرا امروز در بسیاری از سایتهای اسلامی صحبت از پیشگوییهای داموس میشود و حتی گهگاه به پیشگوییهای وی استناد میشود؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید: منظور ما از «فریبکارترین پیشگوی تاریخ» این نیست که همه پیشگوییهای نوسترا داموس، دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگوییهای وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگوییهای درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شدهاند. در هر حال، شواهد مهمی وجود دارند که نشان میدهد، داموس و پیشگوییهایش، بخش مهمی از توطئه شبکه جهانی «کابالایی– ماسونی» بودهاند. البته در زمان نوسترا داموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشت، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمنهای مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل میکردند. در واقع، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل میدهد و میتوان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید. از جمله شواهد و دلایلی که نشان میدهد، پیشگوییهای داموس بخشی از نقشه شیطانی دستگاه جهانی کابالایی– ماسونی است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- نوسترا داموس، بدون هیچ شکی یهودیالاصل و کابالیست بوده است. کابالا تعالیمی کاملاً الحادی است و با ذات ادیان الهی تناقض دارد. حضور داموس در گروههای کابالایی به عنوان یک عضو معروف و قدرتمند، نشان میدهد، وی تا چه اندازه در بین کابالاییهای همزمانش ارج و قرب داشته است. مطمئناً این ارج و قرب بیدلیل نبوده و احتمالاً به دلیل خدمات وی به کابالا از طریق پیشگوییهایش بوده است.
البته بعضی طرفداران داموس، ممکن است بگویند، وی انسانی کاملاً مذهبی و خداترس بوده و حتی در نامهای به پسرش این مطلب را به وضوح بیان کرده است. اما این گفته درست نيست؛ زیرا امروز نیز افراد فاسدی چون جورج بوش برای کسب مشروعیت، خود را به عنوان فردی مذهبی معرفی میکنند؛ این در حالی است که عضویت جورج بوش در گروه ماسونی و شیطانی Skull & Bones گوش فلک را نیز کر کرده است. بنابراین، ادعای داموس در نامه به پسرش نیز فریبی بیش نیست؛ زیرا عضویت وی در کابالا، هرگونه ادعایی را درباره مذهبی بودن وی باطل میکند. از سوی دیگر، اذعان به جادوگری و کفر به خداوند متعال در زمان داموس (قرن 16 میلادی) مطمئناً خطرناک بوده و به مرگ او میانجامیده است. بنابراین اگر نوسترا داموس کافر بوده است، در نامه به پسرش، نمیتوانسته اعتقاد قلبی به کفر و جادوگری را مستقیماً عنوان کند (البته کاملاً مشخص نیست که واقعاً نامه مذکور، نامهای حقیقی است یا خیر؟)
2- بسیاری از پیشگوییهای داموس درباره آخرالزمان بوده است و در این پیشگوییها، مطالب فراوانی وجود دارند که از مسلمانان (بویژه ایرانیان) چهرهای خشن و جنگجو ساختهاند و منجی مسلمانان- حضرت مهدی موعود (عج) - را انسانی جنگطلب معرفی کردهاند. در واقع بسیاری از پیشگوییهای داموس، با لحنی هشدارگونه بیان شدهاند و هدف از آنها ایجاد ترس و تکاپو در دل غربیها بوده تا آنها خود را برای مقابله با این موج اسلامی آماده کنند.
3- استفاده فراوان دول ماسونی آمریکا و اسرائیل از پیشگوییهای داموس علیه مسلمانان و ایرانیان، خود گواه دیگری بر این حقیقت است که وی کابالیست بوده و با پیشگوییهای فریبندهاش، راه را برای کابالیستهای جدید (فراماسونها) باز کرده و به آنها در رسیدن به اهداف شیطانی آخرالزمانیشان کمک کرده است؛ چرا که اهداف فراماسونها و تلاش آنها برای به دست گیری قدرت جهان، همان اهدافی بود که قبل از آنها کابالیستها و شوالیههای معبد دنبال میکردند. گفتني است، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کتابها و فیلمهای زیادی درباره پیشگوییهای نوسترا داموس نوشته و ساخته شده که فیلم معروف «مردی که آینده (فردا) را دید» از آن جمله است. در این فیلمها، به کرات از مسلمانان و ایرانیان به عنوان انسانهای خطرناک یاد شده است. یقیناً با این ترفند، سران ماسونی قصد دارند مردم مغرب زمین را از اسلام و ایران بترسانند و از آنها برای انجام اهداف شیطانیشان کمک بگیرند.
منبع: سايت وعده صادق
www.alvado ssadegh.ir
وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد
احداث 4 هزار سالن ورزشی در مدارس کشور تا 3 ماه آینده
وزیر آموزش و پرورش گفت: تحول بنیادین در آموزش و پرورش یک انتخاب نیست یک اضطرار است که باید نهایی شود.حمیدرضا حاجیبابایی در مراسم معارفه معاون آموزش ابتدایی و معاون آموزش متوسطه گفت: اگر بتوانیم یک آموزش و پرورش خوب داشته باشیم، قطعاً یک کشور خوب خواهیم داشت ضمن اینکه اهداف چشمانداز 20 ساله، سرافرازی کشور و پاسخ گفتن به مطالبات رهبری و مردم تنها از طریق آموزش و پرورش امکانپذیر است. وی با اشاره به بیانات رهبر انقلاب پیرامون مسائل آموزش و پرورش اظهار داشت: آموزش و پرورش باید مساله اول کشور باشد چرا که ثمرات آن بسیار در شکلگیری نظام موثر است. حاجیبابایی اذعان داشت: تحول بنیادین به آموزش و پرورش سرعت، دقت، تفکر و اندیشه میدهد که باید با اجرای آن دانشآموزان را پویا، اهل فکر، تحلیلگر و نوآور به بار آوریم. وي در بخش دیگری از سخنش تاکید کرد: تمام اختیارات و امکانات وزارتخانه باید به مدارس منتقل شود و همه امور آموزشی، پرورشی و خدماتی در مدارس که مرکز امور فرهنگی کشور محسوب میشود، تحقق یابد. حاجي بابايي در پایان با بیان اینکه تا 3 سال آینده 4 هزار سالن ورزشی در مدارس سراسر کشور برای دانشآموزان آماده میشود، افزود: 50 درصد از این پروژه توسط آموزش و پرورش و 50 درصد با همکاری استانداریها اجرا میشود. به گزارش فارس، در این مراسم فاطمه قربان به معاونت آموزش ابتدایی و ابراهیم سحرخیز به معاونت آموزش متوسطه منصوب شدند. همچنین سمت محمدعلی غفاری از سرپرست معاون آموزش و نوآوری به رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان تغییر یافت.
توضیحات حمید روحانی درباره یک سند منتشر نشده
امام(ره) گفت احتمالا هاشمی اغفال شده است
گروه سیاسی: دکتر سیدحمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخپژوهی ایران معاصر و از اساتید حوزه و دانشگاه و از یاران نزدیک امام راحل، پس از نگارش نامهای به مهدی کروبی در شهریور ماه و انتقاد از مواضع وی و همچنین نگارش نامهای خطاب به حجتالاسلام و المسلمین هاشمیرفسنجانی درباره افشاگریهای اخیر، این بار در یک مصاحبه به بررسی تحلیلی روند کار مجمع روحانیون مبارز و فتنه اخیر پرداخت. روحانی در این گفتوگو در حالی ادعای خط امام بودن را برای مجمع روحانیون نادرست میداند که موضعگیریهای اخیر این تشکل اصلاحطلب در جریان وقایع اخیر، جامعه سیاسی کشور را با سؤالات متعددی مواجه کرده است. انتشار بیانیههایی مبهم در حمایت از میرحسین موسوی و سلامت انتخابات و موضعگیری برخی از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز در شکلدهی به جریانهای انحرافی اخیر از جمله اقداماتی است که موجب شد برخی سیاسیون از وزارت کشور بخواهند با لغو امتیاز این مجمع، از اقدامات غیرقانونی آن جلوگیری کند.
اعضای مجمع روحانیون مبارز اسم من را
جعل کردند
حمید روحانی در بخشی از گفتوگوی خود با خبرگزاری فارس درباره نحوه شکلگیری مجمع روحانیون مبارز و عضویتش در این تشکل سیاسی گفت: «در ایام عید نوروز من در سفر بودم که مطلع شدم مجمعی به نام روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز جدا و اعلام موجودیت کرده است که نام و امضای من نیز به عنوان اعضای مؤسس این مجمع اعلام و ثبت شده است. ابتدا تصمیم داشتم این دروغ را تکذیب کنم اما برای حفظ آبروی آقای کروبی و همچنین اطاعت از سخنان حضرت امام از این کار منصرف شدم». وی همچنین با انتقاد از اعضای مجمع روحانیون، عضویت خود در این تشکل را تکذیب کرد و گفت: «این مجمع اعلام میکند که اسم من به عنوان اعضای مؤسس مجمع در صحیفه امام آمده است که باید در پاسخ به آنها گفت که شما نام مرا جعل کردهاید و من نیز آن را تکذیب نکردم. طبیعی است که به همان صورت در صحیفه امام (ره) نیز منتشر شده است. ولی بعد از این جریان هر کسی از من پرسید، اعلام کردم که من عضو مجمع نیستم».
جنگ قدرت، سبب جدایی مجمع
از جامعه روحانیت بود
روحانی در ادامه با اشاره به علل فاصله گرفتن خود از مجمع، تاکید کرد که مجمع هیچ هدفی برای جدایی از جامعه روحانیت و برنامهاي برای اداره بهتر کشور نداشت.
وی علت جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت را جنگ قدرت اعلام کرد و با بیان اینکه اختلاف آقایان ناطق نوری و کروبی بر سر لیست انتخابات مجلس جرقه اصلی این اتفاق بود، گفت: «آقای کروبی قصد داشت اسم بهزاد نبوی و چند تن دیگر را در لیست قرار بدهد که آقای ناطق نوری مخالفت میکند و این اختلافات موجب جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز شد».
وی همچنین اقدامات اخیر مجمع روحانیون مبارز را نادرست خواند و با تاکید بر اینکه خط امام، ویژگیها و معیارهای مشخصی دارد، از مجمع به خاطر محکوم نکردن رفتار ساختارشکنانه برخی افراد انتقاد کرد.
روحانی اعلام حمایت مجمع از موسوی در انتخابات اخیر بهرغم دبیرکلی 20 ساله کروبی را ناشی از جنگ قدرت و اختلاف در میان اعضای این تشکل دانست.
جریان منحرف، مخالفان خود را لباس شخصی میخواند
روحانی برخورد مردم با سران فتنه در مکانهای عمومی را دلیلی بر انحراف این افراد از خط امام دانست و گفت: «آنها در شعار خط امامی هستند اما در عمل حتی هتاکان به امام را نیز محکوم نمیکنند». وی با اشاره به حوادث اوایل انقلاب و یادآوری اینکه منافقین برای فریب افکار عمومی میگفتند که مردم حامی آنها هستند و مخالفشان افراد چماق به دست هستند، فتنهگران فعلی را نیز منافقین جدید خواند و تاکید کرد: «امروز نیز جریان منحرف مدعی خط امام خود را حامی مردم و مردم را حامی خود میداند و مخالفان خود را لباس شخصیها میخواند».
رفتار امروز موسوی نمیتواند به خط امام (ره) مربوط باشد
روحانی در ادامه این مصاحبه، ادعای ناروای تقلب در انتخابات را ضربهای بزرگ به نظام خواند و با انتقاد از رفتار و صحبتهای میرحسین موسوی تاکید کرد: «از میزان خط امامی بودن و اعتقاد موسوی به ولایت فقیه بیاطلاعم اما به نظر من رفتار امروز موسوی، نمیتواند به خط امام (ره) مربوط باشد. ما در خوشبینانهترین حالت میتوانیم بگوییم که موسوی و یارانش در حوادث اخیر اشتباه کردند».
شعارهای جنگطلبانه نشان از یک انتخابات متفاوت داشت
روحانی همچنین در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به این سوال که چرا پس از این انتخابات چنین حوادثی رخ داد، با بیان اینکه برخی کاندیداها از ابتدا با شعارهای تند به میدان آمده بودند و به دنبال ایجاد درگیری بودند، گفت: «در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دیدیم که برخی با شعارهای جنگطلبانه به صحنه آمدند و با شعار اینکه کشور در خطر است و آنها برای نجات کشور آمدهاند کاندیدا شدند و نامزدی خود را برای ریاستجمهوری اعلام کردند».
وی با اشاره به رفتار برخی کاندیداها و اینکه سعی داشتند رئیسجمهور وقت را به دروغگویی و قانونشکنی متهم کنند، تاکید کرد: این اقدامات حاکی از این بود که طرف مقابل به دنبال جنگ است و قصد ندارد به صورت سالم و بدون مشکل با رقیب خود رقابت کند. روحانی همچنین با متذکر شدن اینکه برخی افراد با شعار قانونگرایی به صحنه انتخابات آمدند ولی بعد از اعلام نتایج انتخابات مشخص شد که برخی از مدعیان قانونگرایی با اصل نظام مشکل دارند، تاکید کرد: ادعاهای دروغ این افراد باعث شد تا حوادث تلخ بعد از انتخابات رقم بخورد.
برخی افراد آلت دست آمریکا و اسرائیل شدند
روحانی با بیان اینکه حوادث بعد از انتخابات و بویژه اتفاقات روز عاشورا نشانگر این است که این جریان دنبال مساله دیگری غیر از انتخابات بوده است، گفت: «معتقدم که تصویب بودجه برای براندازی در کنگره آمریکا در حوادث بعد از انتخابات و روز عاشورا ظهور و بروز پیدا کرده است». وی با اشاره به برخی ادعاهای کذب از سوی برخی افراد، گفت: «من نمیخواهم برخی از چهرهها را متهم به براندازی کنم اما معتقدم که کاندیدای انتخابات آلت دست جریان برانداز آمریکایی و اسرائیلی شدهاند». رئیس بنیاد تاریخپژوهی ایران معاصر، طرح ادعاهایی نظیر آزار جنسی بازداشتشدگان را خدمت بیمزد و مواجب به استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ نامید.
امام گفت احتمالا آقای هاشمی اغفال شده است
روحانی در ادامه این مصاحبه با اشاره به نامه قبلی خود خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به بیان مستندات خود پرداخت. وی با اشاره به نامه امام جمعه وقت رفسنجان در سال 52 خطاب به امام، گفت: «حجتالاسلام والمسلمین هاشمیان، امام جمعه امروز رفسنجان نامهای به امام نوشته و این سؤال را مطرح کرده است که آقای هاشمیرفسنجانی از ما میخواهد وجوهات شرعی را برای کمک به سازمان مجاهدین خلق در اختیارش قرار دهیم که امام خمینی(ره) در پاسخ به این سؤال فرمودهاند، جایز نیست و احتمالا آقای هاشمی در این قضیه اغفال شده است». وی در پاسخ به این سوال که چرا این نامه تاکنون منتشر نشده و شما چگونه از این نامه مطلع شدید، پاسخ داد: «در سفری که به رفسنجان داشتم این نامه را که در منزل آقای هاشمیان قاب شده بود و در دفتر کارش قرار داشت رؤیت کردم. آقای هاشمیان به احترام آقای هاشمیرفسنجانی این نامه را منتشر نکرده است». وی همچنین یکی از اهداف بنیاد تاریخپژوهی ایران معاصر را نقد نادرستیها و خلافگوییها پیرامون تاریخ سیاسی معاصر و انقلاب اسلامی دانست و ضمن بیان اینکه در کتاب خاطرات آقای هاشمیرفسنجانی ایرادات و اشتباهات زیادی وجود دارد، از بررسی و نقد این خاطرات خبر داد.
حماسه 9 دی از برکات فتنه اخیر بود
روحانی در پاسخ به این سوال که آیا حوادث اخیر فایدهای هم برای انقلاب و نظام داشته است، آشکار شدن ماهیت برخی افراد که مدعی خط امام بودند و همچنین نمایش وحدت و یکپارچگی مردم ایران در حمایت از نظام و رهبری را از برکات اتفاقات بعد از انتخابات خواند. وی هتک حرمت روز عاشورا و توهین به مقدسات دینی را یک خط دائمی در دنیای غرب خواند که به دلیل هراس از مکتب ائمه(ع) است. او در ادامه این اقدامات دینستیزان را بیفایده خواند و با اشاره به اقدامات ضددینی حکومت پهلوی، متذکر شد: «رضاخان به امر استعمار انگلیس تلاش کرد راه عاشوراییان را بیرهرو سازد. عزاداری عاشورا را منع کرد و هتک حرمتهای زیادی کرد اما نتوانست. او رفت لیکن عاشورا پابرجاست». وی همچنین با انتقاد از سکوت برخی خواص در برابر توهینهای مکرر برخی افراد به ارزشهای انقلاب و اندیشههای امام (ره)، سکوت این افراد را درحکم تایید رفتار حرمتشکنان خواند و تاکید کرد: «سکوتکنندگان در مقابل شعار علیه اصل ولایت فقیه، راه خود را از خط امامخمینی (ره) و سیدالشهدا جدا کردهاند».
نظام باید با فتنهگران برخورد کند
سیدحمید روحانی در پایان این مصاحبه با تشکر از حضور حماسی مردم در راهپیمایی 9 دی گفت: «وظیفه مردم برای مقابله با فتنه، ایستادگی و حمایت از ولایت فقیه است، مردم وظیفه دارند همواره در صحنه حضور داشته باشند که البته این کار را نیز کردهاند». وی همچنین با بیان اینکه از نظام انتظار میرود که فتنهگران را شناسایی و با قدرت با آنها برخورد کند، خواستار برخورد با اغتشاشگران شد.
آغازمحاكمه 7 نفر از سران فرقه بهائيت
فارس: نخستين جلسه محاكمه 7 تن از سران تشكيلات غيرقانوني بهائيت كه ارديبهشت سال گذشته بازداشت شده بودند، صبح دیروز برگزار شد. به گزارش روابط عمومي دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامي تهران، جلسه محاكمه سران بازداشت شده تشكيلات غيرقانوني بهائيت در شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامي تهران با حضور وكلاي مدافع متهمان برگزار شد. در اين جلسه ابتدا كيفرخواست متهمان توسط نماينده دادستان قرائت شد كه حاوي اتهامات جاسوسي به نفع بيگانگان، فعاليت تبليغي عليه نظام، راهاندازي و گسترش تشكيلات غيرقانوني، همكاري با رژيم غاصب و اشغالگر قدس، مشاركت در جمعآوري و اسناد طبقهبندي شده و ارائه آن به بيگانگان با هدف برهم زدن امنيت كشور، تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي و خارجي ايران و مخدوش كردن چهره جمهوري اسلامي ايران در عرصه بينالمللي و افساد فيالارض بود. براساس اسناد و مدارك موجود و همچنين اعترافات متهمان، آنها با برگزاري جلساتي در منازل سفراي كشورهاي مختلف غربي علاوه بر ارائه اخبار و اطلاعات، آخرين راهكارها و اقدامات را به بحث ميگذاشتند. گفتني است؛ هدايت همه فعاليتهاي تشكيلات غيرقانوني بهائيت در ايران كه فعاليت آن در كشورمان طبق مقررات و دستور دادستان كل انقلاب در سال 62 ممنوع اعلام شده بود، از طريق مركزيت جهاني آنها مستقر در اسرائيل تحت عنوان بيتالعدل صورت ميگرفته است.
يك منبع آگاه در گفت و گو با «وطن امروز» فاش كرد
تلاشهاي جديد آمریکا برای حذف مالکی
آمریکاییها در عراق پس از آغاز فعالیتهای مربوط به انتخابات و همچنین قانون انتخابات و صفبندیهایی که در داخل عراق شد، بهدنبال این بودند که با نشان دادن تمایل خود برای حفظ نوری مالکی به عنوان نخستوزیر آتی در عراق، گروههایی مانند گروه طارق هاشمی و برخی گروههای سنی را در موضعی قرار دهند، كه ناچار باشند با مالکی در یک ائتلاف انتخاباتی قرار بگیرند. هنگامی که مالکی در این دام قرار نگرفت و حتی تمایل خود را برای همراه شدن با ائتلاف ملی عراق به ریاست عمار حکیم نشان داد، آمریکاییها به این جمعبندی رسيدند که مالکی دیگر در دوره آینده نباید نخستوزیر باقی بماند و فشار برای حذف نوری مالکی از سمت نخستوزیری از هماکنون توسط آمریکاییها آغاز شده است. يك منبع آگاه در اينباره به خبرنگار «وطن امروز» گفت: براي نيل به اين هدف آمريكا تلاش دارد تا جایی که ممکن است شکاف بیشتری را در جناح شیعی عراق ایجاد و از وحدت آنها جلوگیری کند. در بخش ائتلاف وطنی که عمار حکیم و گروههای 18 گانه مختلف در آن شرکت دارند، یکی از چهرههای برجسته دکتر جعفری است که پیشتر سمت نخستوزیری عراق را برعهده داشت. پس از او ممکن است افرادی وجود داشته باشند که در صورت به قدرت رسیدن ائتلاف ملی – وطنی بتوان آنها را مطرح و وارد عرصه نخستوزیری کرد، اما در سطح دکتر جعفری شخصیت کاریزما و برجسته دیگری وجود ندارد. در تیم مقابل (ائتلاف دولت قانون که نوری مالکی در راس آن است) هم جز مالکی چهره مطرح دیگری وجود ندارد. برای اینکه امکان دستیابی جناحهای اصیل شیعه به موفقيت تاحد ممکن تضعیف شود، کار روی شکاف درون شیعی در اولویتهای آمریکا قرار گرفت. آمريكاييها در این امر طارق الهاشمی و ایاد علاوی را مامور اجرای این طرح کردند. آنها یک بازی سیاسی را با مالکی آغاز کردند، به این ترتیب که به هاشمی اعلام کردند در صورت ائتلاف نکردن با عمار حکیم جناحی از سوی آمریکاییها برای کمک به وی خواهد آمد تا هاشمی به قدرت برسد. به این ترتیب مالکی دیگر به سمت ائتلاف عمار حکیم و دیگر جریانات شیعه نخواهد رفت. از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران هم تلاش بسیاری کرد تا گروههای شیعه را به یکدیگر نزدیک کند. یکی از محورهای کاری سفر علی لاریجانی، رئیس مجلس هم همین امر بود، مقامات دیگر هم این طرح را به صورت آشکار و غیرآشکار دنبال کردند اما ضمن اینکه تمام مقدمات این امر آماده بود ولی طارق الهاشمی و آمریکاییها سعی کردند تا مالکی را در عرصه سیاسی بسوزانند و از اینکه بتواند به جریان ائتلاف وطنی نزدیک شود، جلوگیری کنند. از سوی دیگر نوری مالکی و مجموعه او هم این امر را احساس میکردند که اگر بخواهند از احزاب شیعه دور شوند، شانس خود را برای به قدرت رسیدن و در دایره قدرت ماندن بسیار ضعیف خواهند کرد. مالکی و مجموعه او برای پیوستن و وحدت با سایر ائتلافها پس از انتخابات را وعده میدادند و این امر را نیز اینگونه توجیه میکردند که پس از انتخابات مشخص خواهد شد که وزن سیاسی ما به چه میزان است سپس میتوانیم با یکدیگر ائتلاف کرده و کابینه را تشکیل دهیم. از سوی دیگر نوری مالکی نشان داده است گزینه آمریکایی نیست و آنها ناچار بودند در این 4 سال به صورت تحمیلی با وی کار کنند. کسی که آمریکاییها و کشورهای عربی بتوانند به او اعتماد و تکیه کنند را در تیم علاوی و سنیهای بعثی باید جستوجو کرد، لذا در مقابل تیم عمار حکیم یعنی ائتلاف ملی که چهرههای محدودی برای تصدی پست نخستوزیری دارد، سعی میکنند با سوزاندن مالکی، به جریان علاوی فرصت اظهار وجود بدهند. یعنی عملا با توجه به تجربهای که در 4سال گذشته با مالکی داشتهاند به آنها ثابت شده که وی ماهی لیزی در عرصه سیاست است و در دست آنها هیچ وقت قرار نگرفته است، در نتیجه هم فشار روی جناح مقابل وارد شد تا در این فرصت چهرهای را برای عرضه مطرح کند و هم خارج کردن مالکی از دور نخستوزیری در دستور کار قرار دارد تا عرصه برای علاوی که شیعه است در مجموعه خودش فراهم شود.
روزخند امروز
نامه سرگشاده ملانصرالدین به شیخ بیسواد
حسین قدیانی
با عرض سلام خدمت شیخ. همانطور که میدانید اخیرا شما گوی سبقت را از من در زمینه فکاهی ربودهاید و مردم دیگر مرا فراموش کرده و فقط به شما میخندند و در این زمینه پلههای ترقی ظاهرا برای حضرتعالی برقی بوده و بیم آن میرود که شما دست زاکانی را نیز از پشت ببندید و به ریش من و عبید قاهقاه بخندید.
جناب شیخ! در قزوین از شهر بیرونتان نکردند که کردند، شما را در دارالعباده تنها نگذاشتند که گذاشتند، محافظانت از تو عاصی نشدهاند که شدهاند، مردم برایت جوک نمیسازند که میسازند، دشمن از تو سوء استفاده نمیکند که میکند، به BBC خوراک نمیدهی که میدهی، هرجا که میروی مردم بیرونت نمیکنند که میکنند، برایت آرزوی مرگ ندارند که دارند، در یک بیانیه 2 صفحهای کلی غلط نداری که داری، نوشتههایت سوتی ندارد که دارد، انشایت مزخرف نیست که هست، غلط غلوط نمینویسی که مینویسی، ادعاهایت دروغ نیست که هست، شریعتمداری به تو شیخ از همه جا بیخبر نمیگوید که میگوید، شاعر رسالت به تو شیخ بیچراغ نگفت که گفت، مردم تو را بیسواد نمیدانند که میدانند، با صفا نیستی که هستی، سوادت مرا نکشته که کشته، ضریب هوشیات پایین نیست که هست، مشاورت به تو رای داد که نداد، تو را سادهگیر نیاورد که آورد، برای زندان رفتن، خودت را به در و دیوار نکوبیدی که کوبیدی، سابقهات به یغما نرفت که رفت، دست استکبار از آستینات بیرون نیامده که آمده، پای دشمن از پاچه شلوارت آویزان نیست که هست، دم خروس از زیر عبایت بیرون نیامده که آمده، ادعای تجاوز نکردی که کردی، سندهایت به درد ننهجونت نمیخورد که میخورد، جملهبندی بیانیههایت ایراد ندارد که دارد، در مناظره وقت باقیمانده را نمیپرسیدی که میپرسیدی، تقلب بهت نمیرساندند که میرساندند، همین حرکت بعدا تبدیل به کلیپ نشد که شد، یک جورهایی شوت نیستی که هستی،9 دی ملت حالت را نگرفت که گرفت، لعن علی عدوک یا حسین نگفت که گفت،آن سیل جمعیت را که دیدی نگرخیدی که گرخیدی، ساندیس بدنت کم نشده که شده، اعضای حزب اعتماد ملی از تو عبور نکردند که کردند، ندا را شهید نخواندی که خواندی، در کودتای مخملی شکست نخوردی که خوردی، کاراکتر لطیفه ملت نیستی که هستی، دم پیری معرکه نگرفتی که گرفتی، بعد از پروژه عبور از موسوی فکر رهبری سبزها به سرت نیفتاد که افتاد، نسبت به دیگر سران فتنه با حالتر نیستی که هستی، دوست و دشمن باهات حال نمیکنند که میکنند، کلا مشتی نیستی که هستی، بیانیههایت را دیگران نمینویسند که مینویسند، دست به قلم خودت بدنیست که هست، از روی نوشته هم اشتباه نمیخوانی که میخوانی، تپق نمیزنی که میزنی، دوست و دشمن را قاطی نکردی که کردی، حجاریان به تو غضنفر اصلاحات نگفت که گفت، خودت را به خواب نزدی که زدی، اسمت را که در گوگل سرچ میکنی گوگوش نمیآید که میآید، سروش ساده گیرت نیاورده که آورده، به فکر دراویش گنابادی نیستی که هستی،«باقی»حقوق بشر را در پاچهات نکرد که کرد، (آخه تو رو چه به حقوق بشر؟!) الان بیانیه حقوق بشر را از بر نیستی که هستی، حالا که همچین شده دنبال آشتی ملی نیستی که هستی، آشوبگران خداجو طرفدارت نیستند که هستند، این جماعت، مست نیستند که هستند، رذل نیستند که هستند، تو رذل را میدانی با کدام «ز» نوشته میشود که نمیدانی، از همان بچگی دیکتهات ضعیف نبود که بود، خانم معلمت از دستت عاصی نبود که بود، در امتحان اخیر مردود نشدی که شدی، آمریکا برایت کف نمیزند که میزند، از اینکه نفر اول جنبش نیستی ناراحت نیستی که هستی، شهرام را چند وقت است که نتیغیدی از این موضوع عصبانی نیستی که هستی،کلا عصبی مزاج نیستی که هستی، حرفهای این و آن زود در تو اثر نمیگذارد که میگذارد، فرضا اگر توبه کنی توبه گرگ مرگ نیست که هست، ناراحت نشو در مثل مناقشه نیست که هست، منظور من از گرگ، دبلیوزپلنگ نبود که بود، تو به بزرگی خودت ما را نمیبخشی که میبخشی، ما هم با این اخلاقت حال نمیکنیم که میکنیم، دشمن هم با تو حال نمیکند که میکند، ما همه به تو ایمان نداریم که داریم، عاشق سوتیهایت نیستیم که هستیم، یک هفته بیانیه ندهی دلمان برای جمله بندیهایت تنگ نمیشود که میشود، در این بیانیه آخرت از ترس سوتی دادن، آیات و روایات را بیخیالی طی نکردی که کردی، با اینکه معمم هستی عربیات ضعیف نیست که هست، مصداق بارز خواص بیبصیرت نیستی که هستی، اصلا در اینکه تو جزو خواص هستی میان علما اختلاف نیست که هست، بصیرت نزد تو کیلویی نیست که هست، با همه این حرفها سرور نیستی که هستی، سالار نیستی که هستی، ما یک موی تو را به دیگر سران فتنه نمیدهیم که میدهیم، این یکی را مزاح نکردم که کردم،...تو سرمایه ما نیستی که هستی، ما برای تو زحمت نکشیدیم که کشیدیم، ساندیس نظام را به سوسیس غرب نفروختی که فروختی، سرت کلاه نرفت که رفت، الان سارکوزی طرفدارت نیست که هست، سارکوزی با اینکه زن دارد دنبال ناموس دیگران نیست که هست، آبروریزی نکرده که کرده، تو را ساده فرض نکرده که کرده، در حوادث بعد از انتخابات به دشمن گرا ندادی که دادی، ستون پنجم نبودی که بودی، به خیابان نمیآمدی که میآمدی، به جای تو بندههای خدا محافظانت کتک نخوردند که خوردند، الان از این قضیه شاکی نیستند که هستند، چوب لجاجت تورا نمیخورند که میخورند، با این همه هنوز از مردم دم نمیزنی که میزنی، رویت مثل سنگ پای قزوین نیست که هست، قزوین رفتنت اشتباه نبود که بود، محافظانت این را بهت نگفته بودند که گفته بودند، حرفشان را زمین نزدی که زدی، مرغت یک پا نداشت که داشت، اگر محافظانت نبودند سنگها زیر چشمت بادمجان نمیکاشت که میکاشت، رایت از آرای باطله کمتر نبود که بود، از 4 نفر پنجم نشدی که شدی، اگر 6 نفر نامزد میشدند هفتم نمیشدی که میشدی، ادعای تقلب را مطرح نکردی که کردی، تندروی نکردی که کردی، حالا میانهروهای خداجو ماستمالی نمیخواهند بکنند که میخواهند، فتنه بعدی حکمیت نیست که هست، حالی کردن حکمیت به تو کار آسانی است که خدا وکیلی نیست، کلا دوزاری بعضیها کج نیست که هست، الان مصداق «نااهلان و نامحرمان» نیستند که هستند، طلحه هم قبلا آدم خوبی نبود که بود، ابوموسی مخش تاب نداشت که داشت، عمر و عاص سر کارش نمیگذاشت که گذاشت، من اینها را برای شیخ نباید بگویم که میگویم، مصداق بارز آب در هاون کوبیدن نیست که هست، این اگر توهین باشد من معذرت نمیخواهم که میخواهم، از کروبی حلالیت نمیطلبم که میطلبم، شیخ باید من را ببخشد که نمیبخشد، حالا یک چیزی هم بدهکار نشدیم که شدیم، البته 50 هزار تومان هر ماه باید کروبی به من میداد که نداد، چرا که رئیسجمهور شد که نشد، مردم به او رای دادند که ندادند، دشمنان به او طمع نبستند که بستند، اما از این قصه طرفی بستند که نبستند، الان فرقه سبز چند دستهاند؛یک عده از موسوی خستهاند و در حال عبور از وی نیستند که هستند اما یک عده دیگر هستند که هرچند آشوبگر و پستند اما دل به میانهروها نبستهاند که بستهاند؛ عدهای میگویند اینها با آنها یک دسته هستند و با هم بستهاند و سرنوشتشان به همدیگر گره خورده و دستشان در یک کاسه نیست که هست! و من البته کاری به این کارها ندارم فقط از شیخ میخواهم پایش را از کفش من بردارد. در شهر اگر کس است یک حرف بس است؛ البته چون طرف ما شیخ است یک مقدار بیشتر باید توضیح داد؛ من نامهام را ختم میکنم با این شعار قشنگ:«مرگ بر دو آدم خالی بند، علی عبدالله صالح و میلیبند!» و این جمله قشنگ که هنگام بازی هفت سنگ شنیدم از یک جناب سرهنگ:«برداشته عقل شیخ پاره سنگ، به فرسخ میگوید فرسنگ!الکی نزن، نرود میخ آهنین بر سنگ!»