|
1
|
|
2
3
10 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9
12
13 |
|
11 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
در واكنش به اهانتهاي هفتههاي اخير فرقهموسوي به بنيانگذار جمهوري اسلامي صورت گرفت
قيام قم عليه سران فتنه
گروه سیاسی: موج اعتراض اهالی قم به هتکحرمت حرم مطهر حضرت معصومه(س) و مقدسات مردم ایران در جریان تشییع و تدفین آیتالله منتظری توسط چندصدتن از حامیان موسوی که از تهران به قم منتقل شده بودند، گستردهتر میشود. در حالی که هیاتهای مشهور و اصلی شهر قم مثل هیات فاطمیون در اعتراض به این هتکحرمت برنامههای اصلی و عادی خود در ایام دهه اول محرم را تعطیل کرده و با حضور در مسجد اعظم قم، به اهانتهای چندهفته اخير حامیان موسوی نسبت به بنيانگذار جمهوري اسلامي و مقدسات مردم ایران اعتراض کردند، گزارشها حاکی از آن است که مردم، طلاب و هیاتهای مذهبی قم روز گذشته نیز در اعتراض به این هتک حرمتها در میدان روح الله محل بیت حضرت امام (ره) در قم تجمع اعتراضی برپا کردند. در این راهپیمایی دهها هزار نفر از اقشار مختلف مردم با مشتهای گرهکرده فریاد «مرگ بر منافق» سر داده و یکپارچه فریاد زدند؛ «شهر مقدس قم جای منافقین نیست». در این اجتماع مردمی و خودجوش که حضور شماری از اساتيد حوزههای علمیه نیز به چشم میخورد، تعدادی از معترضان در حالی که کفن به تن کرده بودند، اقدام فتنهگران در توهين به ساحت امام خميني(ره) را محکوم كرده و خواستار محاكمه سران فتنه بعد از انتخابات شدند. بر اساس گزارشهای رسیده، شرکتکنندگان در این راهپیمایی اعتراضآمیز پس از تجمع در میدان روحالله و پس از طی مسیر تا حرم حضرت معصومه(س) در بلوار بهار گرد آمده و به سر دادن شعار پرداختند. هتکحرمت صورت گرفته توسط حامیان موسوی در جریان تشییع پیکر آیتالله منتظری کمتر از 2 هفته پس از اهانت آنها به عکس امام راحل در دانشگاه تهران، صورت گرفته است. هتک حرمت حضرت امام موجی از اعتراضات مردمی را در تمام شهرهای ایران به دنبال داشت. این در حالی است که مراسم ختم آیتاللهمنتظری که قرار بود روز دوشنبه پس از نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم حرم حضرت معصومه(س) برگزار شود، لغو شد. حضور جمعیت چند هزار نفره از مردم قم که تصاویری از امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب در دست داشتند و علیه سران فتنه و هتاکان به مقدسات شعار میدادند، موجب شد تا بیت مرحوم منتظری این مراسم را لغو کند. پس از آن، مردم قم با سر دادن شعارهایی در محکومیت اقدام موهن چند صدتن از حامیان موسوی در این شهر به طرف بیت منتظری حرکت کردند. جمعیت چند هزار نفری مردم معترض پس از عبور از حلقه نیروهای انتظامی در مقابل بیت وی قرار گرفتند و شعار «منافق حیا کن شهر قم رو رها کن» سر دادند. مردم قم پس از آن در اقدام مشابهی به سمت بیت شیخ یوسف صانعی حرکت کردند و در محکومیت اقدام موهن حامیان سران فتنه شعارهایی سر دادند. در همین حال حضرت آیتالله نوریهمدانی، از مراجع عظام تقلید نیز به هتکحرمت مقدسات مردم ایران توسط حامیان موسوی در جریان مراسم تشییع آیت الله منتظری بشدت واکنش نشان داد. ایشان ضمن محکوم کردن شعارهای ساختارشکنانه سرداده شده توسط برخی افراد در مراسم تشییع پیکر آیتالله منتظری، گفت: سکوت در برابر این شعارهای ساختارشکنانه جایز نیست.
آیتالله حسین نوریهمدانی که روز گذشته برای جمعی از پرسنل مرکز مقاومت امیرالمومنین (ع) تهران و همچنین برخی کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن میگفت، از برخی شعارهای سرداده شده در مراسم تشییع پیکر آیتالله منتظری بشدت انتقاد کرده و گفت: سکوت در برابر شعارهایی که دیروز در قم داده شد جایز نیست؛ زیرا تمام ارزشها در هم شکسته شد. وی تصریح کرد: ما چگونه باید جواب زحمات امام راحل، خونهای شهیدان و اسلام و قرآن را بدهیم. این مرجع تقلید همچنین با اشاره به رهبری حضرت آیتالله خامنهای یادآور شد: برخیها دلشان میخواهد نظام اسلامی و ولایی ما را به هم بزنند و به همین جهت تمام حملات را به سمت ولایتفقیه نشانه گرفتهاند. اگر ولایت کنار برود تسلط استکبار بر کشور آسان خواهد شد. وی اظهار داشت: من در جلسهای به علمای تهران گفتم، شما وظیفه دارید این مطلب را که نظام ما اسلامی و ولایی است به مردم بفهمانید؛ زیرا پس از قرنها تلاش و کوشش نظام ولایی در ایران به وجود آمده و باید این نظام را نگه داریم. وی در ادامه از شعارهای انحرافی روز جهانی قدس نیز انتقاد کرد و گفت: شعار «جمهوری ایرانی»، دهن کجی به اسلام و آرمانهای امام راحل است. شعار
«نه غزه، نه لبنان» که در روز جهانی قدس توسط برخی افراد سر داده شد، نوعی دهن کجی به تمام آرمانها، حرکات و شعارهای اصیل انقلاب اسلامی است که ما نباید در برابر آن بنشینیم و تنها تماشاگر باشیم. این مرجع تقلید در ادامه اسلام، مردم و رهبری را از جمله ارکان نظام ولایی انقلاب اسلامی دانست و تصریح کرد: متاسفانه جریاناتی به وجود میآید و پردهها کنار میرود که ما نباید در برابر این جریانات بیتفاوت باشیم. دین مبین اسلام تماشاگر بودن، بیتفاوتی و سکوت در برابر منکرات را قبول ندارد. وی با گرامیداشت هفته امر به معروف و نهی از منکر گفت: چه منکری از استکبار بالاتر و چه معروفی از نظام اسلامی مهمتر و بالاتر است، ما باید در حفظ این نظام ولایی که با تلاش علما، امام و خونهای شهیدان به دست آمده است، تلاش کنیم. مردم قم تجمع ديروز خود را با انتشار بيانيهاي كه در آن بر دستگيري و محاكمه فتنهگران تاكيد شده بود، به پايان رساندند. دربخشي از اين بيانيه آمده است: علماي بزرگوار و متدينين و مردم غيور شهر خون و قيام به خوبي ميدانند اگر حرمت كسي كه مردم به عنوان نايب امام زمان(عج) با او بيعت كردهاند، شكسته شود، براي ديگر مراجع بزرگوار و علماي گرانقدر نيز حرمتي باقي نخواهند گذاشت. حال اين پرسش مهم مطرح است كه ريشههاي اين قضايا در كجاست؟ متاسفانه آقاي هاشمي رفسنجاني پس از ارسال نامهاي تعجب آور به رهبر معظم انقلاب و سپس سكوت معنا دار در برابر ناآراميهاي پس از انتخابات دهم سرانجام در خطبههاي نماز جمعه 26 تير 88 بر خلاف جايگاه خود و به جاي حمايت از سخنان رهبري و فصلالخطاب دانستن آن به جانبداري از قانونشكنان و فتنهانگيزان پرداخت كه مورد انتقاد دلسوزان نظام و روحانيت قرار گرفت و سرانجام با موضعگيري شديد اعضاي مجلس خبرگان رهبري مجبور به بيان مواضع دوپهلويي شد، اما در سخنراني 14 آذر 88 مشهد به تكرار همان ادعاها پرداخت و آتش تهيه اغتشاشات 16 آذر را فراهم ساخت. لكن با هشياري دانشجويان غيرتمند اين دسيسه نيز ناكام ماند. در پايان اين بيانيه تاكيد شده است: از مراجع عظام تقليد و علماي اعلام و مسؤولان حوزه كه در همه مقاطع انقلاب اسلامي پشتيبان نظام اسلامي بودهاند تقاضا داريم ضمن روشنگري اين فاجعه سياه براي ملت ايران و محكوميت شديد اين اقدامات دين ستيزانه؛حكم شرعي عوامل اين حادثه و سران فتنه را روشن فرمايند. از جامعه مدرسين نيز ميخواهيم همانطور كه بارها در مواقع حساس به نقش تاريخي و انقلابي خود عمل كردهاند نسبت به اعلام عدم صلاحيت مرجعيت شيخ يوسف صانعي اقدام كنند و از دستگاه قضايي انتظار داريم با عمل به وظايف قانوني خويش و پاسخ به مطالبه عمومي مردم نسبت به دستگيري و محاكمه فتنه گران اقدام كند.
با ابلاغ مصوبه هیأت وزیران از سوی معاون اول رئیسجمهور
سهميه متأهلان در تحصیلات تکمیلی اجرایی ميشود
گروه اجتماعي: اختصاص 20 درصد از سهمیه دورههای کارشناسی ارشد و دکترا به متأهلان به طور رسمی به دستگاهها و نهادهای ذیربط ابلاغ شد. هیات وزیران در جلسه 24 آبان و به پیشنهاد سازمان ملی جوانان مصوب کرد که 20 درصد از سهمیه دورههای کارشناسی ارشد و دکترا با رعایت مقررات مربوط، به داوطلبان متأهل اختصاص یابد اما این مصوبه با مخالفتهایی از سوی برخی نمایندگان مجلس روبهرو شد. با وجود اینکه موافقان این مصوبه در دانشگاهها و در مجلس کم نبودند اما مخالفان بر این باور بودند که این امر نیاز به کار کارشناسی داشته و باید مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب رساند تا قابلیت اجرایی پیدا کند. عباسپور تهرانیفرد، رئیس کمیسیون آموزش مجلس از جمله مخالفان سرسخت این مصوبه بود که از همان ابتدا موضع خود را به عنوان یک مخالف اعلام کرد. وی به ایسنا گفته بود: اختصاص سهمیه 20 درصدی به داوطلبان متاهل تحصیلات تکمیلی احتیاج به تصویب قانون در مجلس دارد، سهمیه کنکور سهمیهای نیست که هر مسؤولی برای تشویق امور، خودش بخواهد از آن استفاده کند. علی عباسپور در اینباره گفته که این مصوبه باید در قالب طرحی به مجلس ارائه شود تا بررسی و کارشناسی شود. با این حال گویا این مصوبه نیازی به تایید مجلس شورای اسلامی نداشته است زیرا در تاریخ 22 آذر محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیسجمهور این مصوبه را به دستگاهها و نهادهای ذیربط رسماً ابلاغ کرد تا اجرایی شود. به گزارش فارس، همچنین براین اساس سقف وامهای پرداختی از طریق صندوق مهر رضا به زوجین جوان از 40میلیون ریال به 50 میلیون ریال افزایش مییابد.
رئیسجمهور خطاب به هتاكان نسبت به ساحت بنيانگذار جمهوري اسلامي
عکس امام(ره) را پاره کردید با عشق مردم چه میکنید؟
گروه سیاسی: خیل عظیم مردم خونگرم فارس در هوای معتدل دیروز برای سومین بار به استقبال رئیسجمهور و هیات دولت رفتند تا از خدماتی که در طول 2 دور گذشته سفرهای استانی انجام شده است تشکر کنند. رئیسجمهور اسلامی ایران در چهارمین سفر از سومین دور سفرهای استانی نیز پس از حضور در شیراز و در ورزشگاه حافظیه با تاکید بر اینکه سران آمریکا و دوستانش آنقدر شجاعت داشته باشند که حرفشان را صریح بزنند، گفت: ملت ایران ملتی ساده و شجاع است و حرفهایمان را «رک و راست» میزنیم، ما به شما گفتیم چرخه سوخت را راهاندازی میکنیم و آن را راهاندازی کردیم و به شما گفتیم تولید سوخت را صنعتی میکنیم و آن را صنعتی کردیم و به شما گفتیم که از قطعنامه و تحریم نمیترسیم و نترسیدیم و به شما گفتیم نسل جدید سانتریفیوژها را به چرخه میآوریم و میآوریم، بدانید اگر میخواستیم بمب اتم بسازیم آنقدر مردانگی و شجاعت آن را داشتیم که بدون ترس از شما اعلام کنیم که خواهان ساخت بمب اتم هستیم، ما با صراحت اعلام میکنیم. در همین حال شبکههای خبری بیبیسی و فاکس نیوز سخنان رئیسجمهور درباره بمب هستهای را در صدر خبرهای فوری قرار دادند. رئیسجمهور در ادامه سخنان خود تاکید کرد: دنیا هم بشنود، دولت ایران با سیاستهای استکباری دولت آمریکا برای تسلط بر خاورمیانه مخالف است و در جمع خبرنگاران اعلام کردیم دعوا سر این است که آمریکا میخواهد بر خاورمیانه مسلط شود و ملت ایران مانع این است و آنها بهانه هستهای، حقوق بشر، صدام و بقیه نوکران خود را بهانه کردهاند و دنیا بداند محال است ملت ایران و ملتهای منطقه اجازه بدهند که آمریکا بر خاورمیانه مسلط بشود.
دکتر محمود احمدینژاد با بیان اینکه ما بارها اعلام کردیم که ملت ایران اهل منطق و عدالت است، تاکید کرد: ملت ایران مطالبه قانونی خود را خواهان است و این ملت هیچگاه چشمداشتی به دیگران نداشته است اما به هیچوجه اجازه نخواهد داد آمریکا و اطرافیان آن علیه ملت ایران دخالت کنند. رئیسجمهور درباره اینکه درباره حقوق ملت ایران طلبکاری خواهیم کرد، افزود: دولت آمریکا نزدیک به 8 هزار کلاهک اتمی دارد و باید خلع سلاح شود. او و دنباله فاسدش «رژیم صهیونیستی» که نزدیک به 400 کلاهک هستهای دارد باید خلع سلاح شوند و آنها بدانند که ملت ایران و همه ملتها تا خلع سلاح کامل آمریکا و همه مستکبران جهانی ایستادهاند و در آینده نیز خواهند ایستاد. رئیسجمهور ادامه داد: ما به آنها فرصت دادهایم اگر اخلاقشان، رفتارشان و ادبیاتشان را اصلاح نکنند ما همه حقوق تاریخی ملت ایران را از آنها مطالبه خواهیم کرد و ملت ایران یا یک حرفی را نمیزند اما اگر حرفی زد، میایستد و آن حرف را به کرسی خواهد نشاند. احمدینژاد با تاکید بر اینکه ما با آنها بارها مدارا کردهایم، تصریح کرد: ما به غربیها گفتیم که اهل گفتوگو هستیم و به جای آنکه از این فرصتی که ملت ایران به شما داده است تا خودتان را اصلاح کنید، شما از این سوء استفاده میکنید و پیش خودشان خیال کردند ملت ایران و دولت ایران ضعیف شده است، ما نیز خبری داریم بعضی از شیاطین گزارش دادهاند به آنها که دولت ایران ضعیف شده است و «زمان» فشار است. ما از دعوا و درگیری استقبال نمیکنیم اما بدانید امروز ملت ایران و دولت ایران 10 برابر قویتر از دولت و ملت سال گذشته است. وی در هشدار به غربیها گفت: «شما کاری میکنید که ما مجبور بشویم علیه شما مطالبه کنیم، اگر روزی ما اعلام کردیم که چیزی را از شما میخواهیم دیگر کوتاه نمیآییم و تا آخر از شما خواهیم گرفت». وی با اشاره به جنگ جهانی گفت: در اوایل جنگ جهانی اول انگلستان ایران را اشغال کرد. نفت کشورمان را استخراج میکردند و آن را به ایران نمیدادند میگفتند، چیز بدی است، بوی بدی دارد و با انرژی مجانی ایران دنیا را از شرق دور تا آفریقا تحت سلطه خود درآوردند. رئیسجمهور با اشاره به جنایات انگلیس که از سال 1917 تا 1920 میلادی علیه ایران مرتکب شدند و در تاریخ بینظیر است، گفت: در شرایطی که کشورمان امکاناتی نداشت و شرایط سختی بر ملت ایران حاکم بود لشکر انگلیس آذوقه و مواد غذایی را در بازارها به چندبرابر نیاز خود میخریدند و به بیرون کشور میبردند به طوری که در ایران قحطی شد و مریضی آمد. وی با بیان اینکه طبق اسناد منتشر شدهای که در دست ما است طی این 3 سال در ایران بین 8 تا 10 میلیون نفر بر اثر بیماری و تحریم از بین رفتند آن هم زمانی که کشور ما در اشغال انگلیس بود و مسؤولیت کشور اشغال شده در زمان اشغال برعهده اشغالگر است. ثروت ما را روی هم انباشته کردهاند و مقتدر شدهاند و با آن اقتدار میخواهند سلطه خود را بر دنیا استمرار بخشند. رئیس قوه مجریه با اشاره به خسارتهایی که انگلستان در جنگ جهانی اول وارد کرد، گفت: من هماکنون جمعی را مامور کردهام تا خسارتهای جنگ جهانی اول و اشغال کشورمان توسط انگلیس را محاسبه کنند که آن را به صورت سند رسمی به سازمان ملل ارائه کنیم تا با پشتوانه سازمان ملل، حقمان را از حلقوم مستکبران بیرون بکشیم. آنها این همه ظلم کردند و به جای اینکه جبران کنند با گستاخی علیه ما ایستادهاند، خیال میکنند که میتوانند جلوی حرکت انقلابی و پیشرفت ملت ایران را بگیرند، نه تنها شما نمیتوانید جلوی ملت ایران بایستید بلکه ملت ایران همه مطالبات تاریخی خود را از شما خواهد گرفت. رئیسجمهور خاطرنشان کرد: به فضل الهی، به لطف ایستادگی بینظیر شما و به لطف حرکت ایمانی و آگاهانه و انقلابی شما پشت سر امام و رهبری و به لطف عشق عمیق شما به اهل بیت و امام عصر(عج) امروز پرچم عزت شما روز به روز برافراشتهتر شده و دشمنان بشریت روز به روز ضعیفتر و ذلیلتر میشوند چرا که در همه عرصهها به بنبست رسیدهاند. امروز در عرصه سیاسی مستکبران در بن بست کامل هستند. احمدینژاد با بیان اینکه دولتهای استکباری در جهان بیآبرو هستند، اظهارداشت: آنها تدبیری برای اداره جهان ندارند و ملتها از آنها مایوس شدهاند و آنها راهی جز تسلیم در برابر ملتها ندارند. وی افزود: مستکبران در کشورهایشان دستور دادند که منارهها را خراب کنند و برخی احمقها هم مانند آنها عکس امام را پاره کردند، به غربیها گفتم که چرا نمیفهمید این منارهها نیست که ایمان میآورد بلکه این ایمان هاست که منارهها را برپا میکند. منارهها را خراب کردید با ایمان مردم چه میکنید؟ عکس امام را پاره کردید با عشق مردم چه میکنید؟ رئیسجمهور با تاکید بر اینکه همه دنیا و همه دلها امروز در حال تحول است ادامه داد: اکنون همه به سوی عدالت و یکتاپرستی حرکت میکنند و کاخ استکبار نیز در حال فرو ریختن است. سروصدای آن به گوش جهان رسیده است که ما آنها را نصیحت میکنیم که به راه ملتها، راه خدا، راه عدالت، راه حضرت مسیح و پیامبران والامقام برگردند. احمدینژاد تصریح کرد: این موج توفنده که از ایران شروع شده و دامنه آن هماکنون سراسر جهان را فراگرفته است بزودی بنیانهای ظلم و ستم را در جهان بر خواهد چید. همه باید دست در دست هم دهیم تا ایران را بر پایه عدالت، برادری و همدلی بسازیم، ایران باید الگو شود که مستکبران فکر نکنند دولت و ملت ایران خسته میشوند بلکه اگر هزار مانع تراشی هم بکنند ملت ایران به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.
دیدار با خانواده معظم شهدا و اهدای نشان ایثار به تعدادی از پدران و مادران شهدا، دیدار با نخبگان استان فارس شامل هنرمندان، صنعتگران، کشاورزان، عشایر، کارگران، معلولان، نشست با مدیران استان شامل دهیاران، بخشداران، فرمانداران و مسؤولان عالی دولت و شرکت در جلسه کارگروهها از برنامههای دیگر رئیسجمهور در شیراز است. در این سفر رئیسجمهور همچنین در برنامه تلویزیونی مستقیم با مردم استان فارس سخن خواهد گفت و آخرین تصمیمات و مصوبات را به اطلاع مردم میرساند.
در دیدار سعید جلیلی و هاتویاما اعلام شد
آمادگی ژاپن برای همکاری هستهای با ایران
گروه سیاسی: با توجه به پیشرفت ژاپن در زمینه گداخت هستهای و همزمان با اقدام سازمان انرژی اتمی کشورمان در شروع پروژههای تحقیقاتی در زمینه گداخت هستهای، در آستانه سفر دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان به ژاپن گمانهزنیهایی درباره احتمال مذاکره وی درباره نیروگاه گداخت هستهای مطرح شد. هر چند تا دومین روز از این سفر 4 روزه هیچ اشاره صریحی به این موضوع نشده است، در عوض ابراز تمایل ژاپن برای همکاری در زمینه ایمنی نیروگاهها موضوعی بوده است که نخستوزیر ژاپن در دیدار روز گذشته (سهشنبه) خود با سعید جلیلی بار دیگر آن را یادآور شد؛ آنجا که او با اشاره به اینکه بازدید از نیروگاه هستهای کاشی وازاکی و نیز شهر هیروشیما 2برنامه مهم در سفر جلیلی به ژاپن است، گفت: «ژاپن دارای فناوری پیشرفته در زمینه ایمنی نیروگاههای هستهای و نیز صاحب تجارب ارزشمند در ساخت این نوع نیروگاههاست». یوکیو هاتویاما همچنین با بیان اینکه توکیو به همکاری جمهوریاسلامی ایران برای ایفای نقش سازنده در منطقه نیازمند است، نسبت به گسترش همکاریها با ایران در عرصههای مختلف ابراز امیدواری کرد. سعید جلیلی نیز در این دیدار، ایران و ژاپن را 2 قدرت برجسته در 2 قطب آسیا توصیف کرد که مسؤولیتی تاریخی در ارتقای جایگاه این قاره در عرصه مناسبات جهانی دارند. دبیر شورایعالی امنیت ملی با برشمردن زمینههای متعدد مکاریهای دوجانبه، منطقهای و بینالمللی ایران و ژاپن، تلاش مشترک برای خلعسلاح و عدم اشاعه و نیز همکاری 2 کشور در چارچوب محورهای بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران را از مهمترین عرصههای تعامل تهران و توکیو در عرصه بینالمللی دانست. سعید جلیلی با اشاره به اهمیت آسیا، غنای 2 تمدن ایران و ژاپن در غرب و شرق آسیا را یادآور شد و تصریح کرد: بدونشک جمهوری اسلامی ایران و ژاپن به عنوان 2 کشور تاثیرگذار در عرصه بینالمللی باید عرصههای جدیدی از همکاریها را در داخل و خارج قاره آسیا شکل دهند. همچنين نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی در نشست خبری در توکیو حاضر شد و با اشاره به اینکه ایران و ژاپن هر دو قربانی سلاحهای کشتار جمعی هستند، خواستار تلاش 2 کشور برای ساماندهی جبهه فعالی برای خلع سلاح جهانی شد. سعید جلیلی با اشاره به تخطی برخی قدرتها از مقررات بینالمللی در زمینههای مختلف بویژه حقوق هستهای، خلع سلاح جهانی را ضرورتی فوری و جدی خواند و اظهار داشت: «نباید اجازه داد قدرتهایی که سلاح هستهای تولید کردند و آن را بر سر مردم ژاپن ریختند و امروز نیز در حال آزمایش نسلهای جدید این نوع سلاحها هستند با فضاسازیهای دروغین خود را از زیر فشار افکار عمومی جهان برای خلع سلاح خارج کنند». دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان با اشاره به تلاش برخی قدرتها برای انحراف اذهان عمومی از خطرات اصلی که جهانیان را تهدید میکند، گفت: «مردم دنیا از یاد نبردهاند که این قدرتها با ادعای وجود سلاح کشتار جمعی در عراق به این کشور حمله کردند و موجب کشته شدن بیش از یک میلیون شهروند بیگناه عراقی شدند ولی امروز خودشان اعتراف میکنند ادعاهایشان دروغ بوده است. آنها برای این اقدام خودسرانه و غیرقانونی خود و نیز جنایتهای صورت گرفته علیه ملت عراق به هیچ مرجعی پاسخگو نیستند». جليلي بهترین راه خلعسلاح جهانی را تقویت NPT و ارتقای نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی دانست و در عین حال افزود: «خلعسلاح جهانی زمانی محقق میشود که کشورها بتوانند در قبال انجام تکالیف از حقوق مربوط به خود نیز برای بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای برخوردار باشند». سعید جلیلی همچنين حمایت مکرر 120 کشور جنبش عدم تعهد از فعالیت صلحآمیز هستهای کشورمان را یادآور شد و آن را نشان دهنده انزوای رویکرد غیرمنطقی برخی قدرتها برای القای فضای دروغین درباره فعالیتهای صلحآمیز هستهای جمهوریاسلامی ایران دانست.
قطبي شایعه هرگونه اخراج را تکذیب کرد
خیالتان جمع تا پایان جام ملتها هستم
همه چیز شبیه همیشه بود؛ خندههای افشین قطبی، اصرار او برای راضی نگه داشتن خبرنگاران، صحبتهایی که دیگر بوی قهرمانی نمیداد و تنها خواستار فرصت بیشتر از اهالی رسانه بود و سرانجام یک ربع تاخیر در آغاز کنفرانس خبری سرمربی تیم ملی که گویا همه میدانستند برخلاف اعلام قبلی چنین خواهد شد! اما موضوعی که بیشتر موجب دلخوری اصحاب رسانه شد به حضور قطبی در برنامه نود مربوط بود چراکه سر مربی تیم ملی شب قبلش همه حرفهایش را در آن برنامه زده بود و مشخص نبود آمده در کنفرانس تا چه چیز جدیدی بگوید؟ در چنین فضایی حرفهای قطبی آغاز شد. مقدمه صحبتهای او به دفاع از فهرست تیم ملی اختصاص یافت:«من برای انتخاب فهرست 25 نفره ملاکهایی از جمله شخصیت، حرفهای بودن و میل به پیروزی را مد نظر خود قرار دادم و این ملاکها بسیار مهم هستند».
البته ادامه دفاعیات او درباره مردان دعوت شده و بازیکنان پشت خط مانده، دقیقا همان واژههایی بود که در نود بیان شد و خبرنگاران خبرگزاریها برای تند نوشتن آن صحبتها کار سختی را پیش رو نداشتند و حتی بعضیها به شوخی میگفتند، قبل از خروج حرف از دهان قطبی، ما عین آن را روی کاغذ میآوریم! سوال بعدی که سرمربی تیم ملی دربارهاش توضیح داد حضور در تورنمنت قطر بود. قطبی با دفاع از این برنامه گفت:«خوشحالم که کرهشمالی در بهترین شرایط خود و با بهترین نفرات وارد این تورنمنت میشود. فدراسیون مالی نیز به تیم ملی این کشور اجازه داد با همه لژیونرها و با قدرت واقعی خود پا به میدان تورنمنت قطر بگذارد. مالی ستارههای زیادی دارد که هر یک از آنها در لیگهای اسپانیا، ایتالیا و فرانسه بازی میکنند و این آزمایش خوبی برای فوتبال ایران خواهد شد». قطبی سپس با مطرح کردن این موضوع که برای ساختن یک تیم خوب باید ریسک کرد و از باخت در بازیهای دوستانه نترسید، اشارهای به تجربهاش در کره جنوبی کرد و گفت:«کرهجنوبی 6 ماه قبل از جام جهانی شکستهای زیادی را مقابل فرانسه، اروگوئه، سوئد و... داشت اما همین شکستها تجربه بودند و اجازه داد در سال 2002 کره با صعود به مرحله نیمهنهایی برای کشور خود و فوتبال آسیا افتخارآفرینی کند». این یعنی اگر ما احیانا در تورنمنت قطر ناکام بودیم نباید کسی صحبت از اخراج کادر فنی کند. البته سرمربی تیمملی خودش را آماده پذیرش هرگونه خطری دانست و در جملهای فلسفی گفت:« در شرایطی که بهترین بازیکنان ایران از تیم ملی کنارهگیری کردهاند نیاز به نسل جدیدی در فوتبال داریم. ترجیح میدهم روی پا بمیرم تا روی زانو زندگی کنم. اگر خواهان پیشرفت در زندگی هستیم باید ریسک کنیم. بازی با بهترینهای دنیا در همین راستاست». با این وجود، او هرگونه اخراج زودهنگامی را منتفی دانست و مدعی شد سعیدلو و کفاشیان به وی اطمینان خاطر دادهاند که در صورت ناکامی محض در تورنمنت قطر، باز هم سرمربی ایران در جام ملتهای پیش رو قطبی خواهد بود. در پایان او از اصحاب رسانه خواست دستکم 10 ماه به کادر فنی تیم ملی فرصت بدهند تا آنها بتوانند با تغییرات خود، تیم جوانشدهای را به جام ملتها بفرستند. البته قطبی ضمن اینکه اعتراف کرد جادوگر نیست و نمیتواند بدون سپری کردن زمان به خواستههایش برسد درباره قول قهرمانی در جام ملتها گفت: «میخواهیم در آنجا موفق باشیم». و این یعنی او هم مثل همه مربیان ما از ابرها به پایین آمده و دیگر ترسیم جام از راه دور نمیکند.
سرانجام ليونل مسي بهترين بازيكن جهان شد
«مس»ي كه طلا شد
زوریخ 21 دسامبر، پسر خجالتی سرزمین چهگوآرا وقتی در کنار دیگر نامزدهای بهترین بازیکن جهان قرار گرفت از لحاظ قد و قامت کوچکترین بود، ولی اگر قرار باشد ضریب هوشی، تکنیک و همه فاکتورهایی را که یک ستاره باید در حد استاندارد داشته باشد را کنار هم قرار دهیم لیونل مسی بدونشک یک سر و گردن بالاتر از همه آن عروسکها بود. شاید خیلیها اعتقاد داشتند که ستاره کاتالانها سال پیش نیز میتوانست این افتخار را از کریس رونالدو بقاپد،ولی همهچیز درست در زمان مناسبش این جایزه را به دست پسر آرژانتینی داد.
حسین جوادی - طناز احدی مقدم
انتخاب لیونل مسی به عنوان بهترین بازیکن جهان اتفاق غیرمنتظرهای نیست! واقعا چه کسی را سراغ دارید که میتواند درصدی از تواناییهای او را زیر سؤال ببرد؟ نه، سؤال را اینگونه مطرح کردن کمی مضحک به نظر میرسد،باید بگوییم کدام ستاره را سراغ دارید که میتواند او را دریبل کند؟! «دریبل» در اینجا یعنی عبور از اعجوبهای که با نظر بالای مربیان و کاپیتانهای سراسر جهان به این عنوان نائل شده. کریس؟ ژاوی؟ کاکا؟ اینیستا؟ آیا واقعا هرکدام از آنها میتواند به تنهایی فرشته نجات تيمش باشد؟ این درست است که غیبت هر 4 ستاره دیگر در ترکیب تیمهایشان به وضوح به چشم میآید ولی کدامیک از آنها میتواند با قلبش گل بزند؟ قلب! با این واژه موافقم، چون در شب فینال جامجهانی باشگاهی بود که به گفته پپگوآردیولا مسي با قلب دروازه حریف آرژانتینی را گشود تا کاتالانها به ششگانه رویاییشان برسند. قلب مسی برخلاف رونالدینیو که به شکل دراماتیکی بارسلونا را ترک کرد، برخلاف کریسرونالدو و آن طلاق مضحکش از منیو یا کاکا و پروسه جداییاش از میلان و...؟ برای بارسلونا میتپد. یا تیریآنری، او را نباید فراموش کنیم،درست یادم میآید زمانی که او مردد بود تا قراردادش را با آرسنال تمدید کند، روزنامهای انگلیسی در نقد او نوشت؛ «تیری تو قلبت با بچههای آرسنالی نیست، تو قلبت را در شرکت نایک جا گذاشتهای؟» این استدلال را نمیتوان با هیچ برهانی رد کرد، چون کافی است تا جدا از مسائل فنی فاکتورهای دیگری را زیر و رو کنیم تا برایمان ثابت شود لیونل مسی بینظیرترین و بهترین بازیکن جهان است.
سال بینظیر لیونل
لیونل مسی این افتخار بزرگ را اینگونه توصیف میکند: «بسیار لذتبخش است که برای سومین سال متوالی در این سالن هستم. امسال برای ما سال آنچنان خوبی بود که هرگز نمیتوان سالی بهتر از این را رقم زد». این ستاره آرژانتینی درباره رکورد تاریخی تیم کاتالان اعلام کرد که قهرمانی در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا، بهترین و پرارزشترین اتفاق برای کاتالونیاییها، به علاوه قهرمانی در جام باشگاههای جهان نیز بسیار لذتبخش بود. ستاره آرژانتینی بارسلونا در ادامه به تمجید از دیگر کاندیداهای دریافت جایزه برترین بازیکن فیفا پرداخت و از کریس رونالدو به خاطر تمجیدهای صمیمانهاش تشکر کرد. او در ادامه به این نکته اشاره کرد که آمدن کریس رونالدو و کاکا به رقابتهای لالیگا، قدرت این رقابتها را افزایش داده و به این نکته اشاره کرد که بدین ترتیب رقابتهای لالیگا در صدر قدرتمندترین رقابتهای جهان قرار گرفته است. این ستاره در ادامه ترجیح داد درباره احتمال انتقال روبینیو به بارسلونا در بازار نقل و انتقالات زمستانی اظهارنظری نکند و در اینباره تنها اعلام کرد در صورتی که این ستاره برزیلی به بارسا بیاید، از این اتفاق استقبال خواهد کرد. مسی درباره اینکه چرا در تیم ملی آرژانتین متفاوتتر از بارسا ظاهر میشود، اعتقاد دارد من فقط میخواهم این نکته را بگویم که همان بازیای را که در تیم کاتالان انجام میدهم در ترکیب تیم ملی آرژانتین نیز به نمایش میگذارم. بازیهای مرحله مقدماتی جام جهانی بسیار سخت بود ولی اوضاع در جامجهانی کاملا متفاوت خواهد بود. من همراه با همتیمیهایم به همه عناوین قهرمانی دست یافتهام و اکنون میخواهم همین افتخارات را با تیم ملی کشورم کسب کنم.
رونالدو برنده جایزه برترین گلزن سال 2009
هر چند کریستیانو رونالدو نتوانست عنوان برترین بازیکن سال 2009 فیفا را به خود اختصاص دهد ولی در نهایت دست خالی سالن زوریخ را ترک نکرد. این ستاره نخستین بازیکنی است که توانست جایزه پوشکاش را کسب کند. کریستیانو رونالدو به خاطر گلی که با پیراهن منچستر یونایتد وارد دروازه پورتو کرد، جایزه زننده زیباترین گل سال را مال خود کرد. این جایزه پس از رایگیری صورت گرفته به کریستیانو رونالدو رسید. گلی که کریس رونالدو در رقابتهای فصل گذشته لیگ قهرمانان اروپا با پیراهن منچستریونایتد وارد دروازه پورتو کرد، این جایزه را نصیب ستاره پرتغالی کرد. ستاره سابق شماره 7 منچستر یونایتد این گل را از فاصلهای دور وارد دروازه تیم پرتغالی کرد. علاوه بر رونالدو، بازیکنان دیگری از جمله فرناندو تورس، آندرس اینیستا و نیلمار نیز کاندیدای دریافت این جایزه بودند.
به او حسادت نمیکنم!
ستاره پرتغالی رئال مادرید در صحبتهایش زبان به تمجید از لیونل مسی و دیگر بازیکنان تیم کاتالان گشوده است. رونالدو، ستاره پرتغالی باشگاه مادریدی که یکی از کاندیداهای کسب عنوان برترین بازیکن سال 2009 فیفا بود در حالی که در سالن اهدای این جوایز حضور داشت، در صحبتهایی زبان به تمجید از لیونل مسی، برنده این جایزه گشود: «حس بسیار خوبی بود اگر میتوانستم این جایزه را برای بار دیگر مال خود کنم. همه از اهمیت و افتخار کسب این جایزه مطلع هستند و سال گذشته که این جایزه را بردم، غرق در شادی و غرور بودم و مطمئنم برنده امسال این جایزه نیز بسیار خوشحال است».
با ابلاغ مصوبه هیات وزیران از سوی معاون اول رئیسجمهور
سهميه متأهلان در تحصیلات تکمیلی اجرایی ميشود
گروه اجتماعي: اختصاص 20 درصد از سهمیه دورههای کارشناسی ارشد و دکترا به متأهلان به طور رسمی به دستگاهها و نهادهای ذیربط ابلاغ شد. هیات وزیران در جلسه 24 آبان و به پیشنهاد سازمان ملی جوانان مصوب کرد که 20 درصد از سهمیه دورههای کارشناسی ارشد و دکترا با رعایت مقررات مربوط، به داوطلبان متأهل اختصاص یابد اما این مصوبه با مخالفتهایی از سوی برخی نمایندگان مجلس روبهرو شد. با وجود اینکه موافقان این مصوبه در دانشگاهها و در مجلس کم نبودند اما مخالفان بر این باور بودند که این امر نیاز به کار کارشناسی داشته و باید مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب رساند تا قابلیت اجرایی پیدا کند. عباسپور تهرانیفرد، رئیس کمیسیون آموزش مجلس از جمله مخالفان سرسخت این مصوبه بود که از همان ابتدا موضع خود را به عنوان یک مخالف اعلام کرد. وی به ایسنا گفته بود: اختصاص سهمیه 20 درصدی به داوطلبان متاهل تحصیلات تکمیلی احتیاج به تصویب قانون در مجلس دارد، سهمیه کنکور سهمیهای نیست که هر مسؤولی برای تشویق امور، خودش بخواهد از آن استفاده کند. علی عباسپور در اینباره گفته که این مصوبه باید در قالب طرحی به مجلس ارائه شود تا بررسی و کارشناسی شود. با این حال گویا این مصوبه نیازی به تایید مجلس شورای اسلامی نداشته است زیرا در تاریخ 22 آذر محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیسجمهور این مصوبه را به دستگاهها و نهادهای ذیربط رسماً ابلاغ کرد تا اجرایی شود. به گزارش فارس، همچنین براین اساس سقف وامهای پرداختی از طریق صندوق مهر رضا به زوجین جوان از 40میلیون ریال به 50 میلیون ریال افزایش مییابد.
تلاش های غرب باز هم رو به ناکامی می رود
مخالفت چین و روسیه با تحریم ایران
گروه سیاسی: پس از مشارکت چین و روسیه در تصویب قطعنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ساخت دومین مرکز غنیسازی فردو، سران آمریکا و 3 کشور اروپایی به این نتیجه رسیدند که شرایط برای اجماع بینالمللی به منظور تحریم ایران فراهم شده است. از این رو بود که گوردون براون، نخستوزیر و دیوید میلیبند، وزیر خارجه انگلیس با تاکید بر لزوم پاسخ تهران به پیشنهاد تامین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران و نیز درخواست برای توقف ساخت تاسیسات فردو از اعمال تحریمهای جدید علیه ایران به عنوان گام بعدی سخن به میان آوردند. اما به نظر میرسد مخالفتهای اخیر پکن و مسکو با تحریم ایران محاسبات آنها را بر هم زده بویژه چین که لغو نشست هفته گذشته گروه 1+5 موجب به تعویق افتادن نشست این گروه تا سال جدید میلادی شد. در واقع در بحبوحه قوت گرفتن بحث تحریم ایران بود که نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد با تاکید مجدد بر مخالفت پکن با تصویب تحریمهای جدید علیه ایران، متذکر شد که درهای رویکرد دیپلماتیک در قبال ایران کماکان باز است. خبرگزاری بلومبرگ در این زمینه به نقل از «لا یفان» نوشت: «ما خواهان آن هستیم كه زمان بيشتري برای حل مساله هستهای ایران صرف شود و در عین حال تلاشهايي صورت گیرد تا مشخص شود آیا ميتوان به نوعي پيشرفت دست یافت یا خیر چراکه باب تلاشهاي ديپلماتيك هنوز كاملا بسته نشده و اقدامات بايد روي يافتن راهحلی براي بنبست فعلي متمركز شود». وی همچنین سخنان سران کشورهای غربی مبنی بر تمامشدن صبر آنها برای حل موضوع ایران را تاسفآور دانست و همزمان ابراز امیدواری کرد که اوضاع از کنترل خارج نشود. به نظر میرسد با توجه به همین موضعگیری بود که يك كارشناس غربي، رویکرد چين عليه تحريم ايران را «سرسختانه» توصیف کرد و گفت: «چين سرسختترين مخالف است. موضع آنها سختتر از روسهاست، بنابراين چينيها با آزمايشي واقعي روبهرو هستند زيرا تحريمها به سمت جلو پيش ميرود». همزمان با اظهارات نماینده چین در شورای امنیت، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز تنها راهحل مساله هستهای ایران را روشهای دیپلماتیک عنوان کرد و گفت: «کاملاً روشن است که حل مشکلات برنامه هستهای ايران صرفاً از طریق روشهای سیاسی و دیپلماتیک ممکن است و هر سناریوی دیگري بویژه سناریوی نظامی به هیچ وجه قابلقبول نیست». البته در این میان رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز در یادداشتی 6 صفحهای که مربوط به برنامههای کاری وی برای سال 2010 بود، حمایت کامل خود از حل دیپلماتیک موضوع هستهای ایران را ابراز داشت. دریادار مولن در ادامه یادداشت خود آورده است: «اگر چه دیپلماسی و سیاست راههای بهتری را برای حل موضوع ایران ارائه میکنند اما با این وجود استفاده از نیروی نظامی باید همچنان به عنوان یک گزینه مطرح باشد. با این حال حمایت کامل خود را از راهحل دیپلماتیک برای پایان دادن به موضوع هستهای ایران اعلام میکنم». از برآیند 3 موضعگیری و اظهارنظر فوق میتوان به اختلاف دیدگاه اعضای 1+5 برای تحریم ایران و در عین حال اهمیت، نقش و تاثیر ایران در معادلات بینالمللی پی برد؛ موضوعی که به نوعی در سخنان نخست وزیر سابق روسیه نیز انعکاس یافت. به گزارش یونایتدپرس، یوگنی پریماکوف با اشاره به اینکه ايران به قدرت منطقهاي تبديل شده متذکر شد که با تهديد نميتوان با ايران رفتار کرد بلکه بايد با اين کشور کنار آمد. وی با هشدار درباره پيامدهاي هرگونه حمله به ايران نیز گفت: اگر تاسيسات هستهاي ايران مورد حمله قرار گيرد پيامدهاي وحشتناک و غيرقابل پيشبينيای را به همراه خواهد داشت. پريماکوف پیش از این نیز در کنفرانس بينالمللي درباره خاورميانه در اردن هشدار داد که هرگونه حمله به ايران تنها موجب میشود ايرانيها بيش از پيش افراطي شوند. به گفته وی، ممکن است در چنين وضعي ايران به اين نتيجه برسد که داشتن سلاح هستهاي براي اين کشور کاملا حياتي است. وي افزود: ايران به يک قدرت خاورميانهاي تبديل شده، از این رو بايد با آن کنار آمد.
بحران جانشینی در خاندان سلطنتی سعودی
طه صابریان
شاهزاده طلال بن عبدالعزیز پدر میلیاردر معروف شاهزاده ولید و یکی از فرزندان ملك عبدالعزیز اخیرا شایعات تشکیل جلسه برای تعدیل تشکیلات «هیات البیعه» را رد کرد و اظهار داشت: هیچ بازنگری در اقدامات اخیر هیات البیعه نشده است. طلال بن عبدالعزیز که در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 رهبری شاهزادگان آزاده سعودی ضد استبداد ملک سعود بن عبدالعزیز (برادر ناتنی) را برعهده داشت، اخیرا نسبت به تصمیمات ملک عبدالله در ارتقای مقام شاهزاده نایف بن عبدالعزیز (از جناح سدیریها) اعتراض کرد. ناراحتی و نگرانی شاهزاده طلال [که دارای افکار اصلاحطلبانه و دیدگاه مثبتی درباره روند اصلاحات در کشور است] بیشتر به خاطر نادیده گرفتن مقام و شأن وی است (مادرش هرچنداز قبایل عرب معروف نبوده ولی از سوگلیهای ملک عبدالعزیز بوده است). بازگشت شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز و ناتمام گذاشتن روند معالجه و دوره نقاهت، سناریوهای متعددی را مطرح ساخته و پیرامون علل و انگیزههای بازگشت او ابهامات و پرسشهای معناداری در افکار عمومی مطرح است. موضوع جانشینی و بازچیدمان قدرت و سلسله مراتب در درون خاندان سلطنتی یکی از انگیزههای مهمی است که به دنبال آن شاهزاده سلطان مراکش را سراسيمه به سمت کشورش ترک گفت. سیمون هندرسون، پژوهشگر آمریکایی و مدیربرنامه منطقه خلیجفارس و سیاست انرژی در انستیتوی مطالعات خاورمیانه واشنگتن، روی همین محور تاکید دارد و معتقد است بازگشت شاهزاده سلطان به عربستان سعودی، معادلات پویشهای سیاسی در درون خاندان سلطنتی را تغییر خواهد داد. هندرسون بر این باور است که ملک عبدالله از زمان به تاجو تخت رسيدن
(در 2005 به دنبال مرگ ملك فهد) تاکنون از ساز وکارها و ابزارهای متعددی برای مهار قدرت جناح سدیریها و کاهش نفوذ آن در دستگاه روحانیت (شریک سنتی و تاریخی خاندان سلطنتی سعودی) ارتش و رهبران عشایر نجد و قبایل حجاز، عسیر و حایل استفاده کرده است. گرچه ملک عبدالله با تاسیس سازمان «هیات البیعه» در سال 2006 سعی داشت دامنه منازعات مزمن را میان جناحهای درون خاندان سلطنتی تا اندازهای کاهش دهد، اما به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران عرب و آمریکایی اقدام ملک عبدالله در راستای برقراری توازن قدرت در میان جناحهای رقیب در درون خاندان بوده است. این پژوهشگران معتقدند که این نهاد حقوقی و مشورتی (اعضای آن فقط شاهزادگان نسل اول و دوم آلسعود هستند) در انتخاب پادشاه آینده و مدیریت بحران جانشینی، توان و ظرفیت مناسبی نداشته و بحرانجانشینی ممکن است با بازگشت شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی گسترش یابد.
به اعتقاد پژوهشگران آمریکایی گستره اختلافات میان شاهزادگان سعودی و شدت رقابت میان آنها آنچنان جدی و عمیق است که استخدام نهاد هیات البیعه بهعنوان مکانیزم حلال مشکلات برای موضوع جانشینی در عربستان سعودی کافی و چندان سودمند نیست. موضوع جانشینی در عربستان سعودی مورد اهتمام بسیاری از محافل سیاسی منطقهای و فرامنطقهای است بویژه که همگان میدانند که سن کوچکترین شاهزاده از میان 20 شاهزاده باقیمانده از اولاد ملک عبدالعزیز از 6 دهه گذشته است.
همچنین نصف شاهزادگان باقیمانده از 75 سالگی گذشته و به انواع بیماریها دچار شدهاند. پادشاه در نظام الیگارشی سعودی دارای وظایف، مسؤولیتها و اختیارات زیادی است و قدرت وی در ابعاد مختلف فراتر از قوانین و عرف این مملکت است. ملک سعودی بهعنوان پادشاه، نخستوزیر و فرمانده کل قوا در مدیریت و رهبری ارتش و دولت نقش اول را دارد. علاوه بر مسؤولیتهای سیاسی، نظامی و امنیتی پادشاه دارای اختیارات مذهبی و معنوی است. او بهعنوان خادمالحرمین، دستگاه روحانیت، قوه قضائیه و مجلس شورای ملی (مجلس مشورتی و انتصابی است) را رهبری میکند. از لحاظ اجتماعی پادشاه شیخ مشایخ عشایر و قبایل کل عربستان سعودی محسوب میشود و جایگاه پرقدرتی در جامعه عشیرهای این کشور دارد و با عنایت به این جایگاه ممتاز و فراقانونی، پادشاه در روند سیاستگذاری و تصمیمگیری در این کشور حرف اول را میزند، بنابراین پاسخ به این پرسش که در آینده نزدیک و پس از درگذشت ملک عبدالله (سنش از مرز 85 سالگی گذشته است) چه کسی بر تخت سلطنت این مملکت مینشیند، بسیار ضروری و بااهمیت است. برای آمریکا موضوع جانشینی در عربستان سعودی بهعنوان یک موضوع داخلی مطرح است. گرچه تمام جناحهای درون حكومت در ابعاد و سطوح مختلف با نهادهای آمریکایی همچون کاخ سفید، دستگاه دیپلماسی، سازمان سیا و پنتاگون ارتباطات سنتی و ارگانیکی دارند، اما گرایش پادشاه آینده و نوع تعامل وی با سیاستهای منطقهای واشنگتن بسیار حائز اهمیت است. تلاشهای اخیر شاهزاده نایف وزیر کشور (برادر تنی شاهزاده سلطان و عضو جناح سدیریها) برای رسیدن به تاج و تخت سعودی بسیاری از محافل و بازیگران منطقه و فرامنطقه را نگران ساخته است، زیرا ارتباط و پیوند ساختاری وی با روحانیون افراطی وهابیت و تضاد وی با روند اصلاحات و دادن هرگونه امتیاز به شیعیان و بقیه مذاهب اهل سنت مانند مالکیها و شافعیها، آینده آزادی مذاهب و اصلاحات مدنی در عربستان سعودی را به مخاطره خواهد انداخت.
مدعيان «خط امام» يكبار ديگر بخوانند
نامه تاريخي كروبي به آيتالله منتظري
وطنامروز: اگرچه این روزها گرد و غبار فتنه کاهش یافته و تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر ایجاد بصیرت در جامعه موجب شده تا نفاق سران فتنه روزبهروز آشکارتر شود اما برخی اقدامات و موضعگیریهای عجیب این افراد بویژه پس از درگذشت آیتالله منتظری موجب شد تا در راستای آگاهی افکار عمومی از رفتارهای دوگانه و بعضا چندگانه سران فتنه، بخشهايی از سابقه این افراد واکاوی شود. خوشبختانه تعارض رفتاری این افراد به گونهای است که براحتی میتوان با ارائه اسناد قابل دسترسی، اوج نفاق آنان را نشان داد، از این جمله است
بسماللهالرحمنالرحیم
محضرمبارک حضرت مستطاب آیتاللهالعظمی جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت افاضاته
با سلام و تحیت، پیش از پرداختن به موضوعات اصلی لازم میداند نکاتی را یادآور شود:
الف: از آنجاکه یکی از ویژگیهای حضرتعالی صراحت لهجه است، انتظار داریم که از برخورد صریح و دور از مجامله ما نرنجید و آن را حمل بر جسارت و اسائه ادب نکنید.
ب: این نامه را افرادی به محضر عالی مینویسند که در درازای نهضت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و تا به امروز از علاقهمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالی به ثبوت رسیده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمی شما، از نظر مقاومت و از خودگذشتگی و تحمل رنجها و فشارها شما را اسوه و الگوی کمنظیر دوران خفقان رژیم ستمشاهی میدانند و در این نگارش جز خیرخواهی و صلاحاندیشی و تذکرات مشفقانه و پیشگیری از ضربه و لطمه ناهنجار به مقام والای آن جناب نظر و اندیشهای ندارند.
ج: این نامه، پس از دیر زمانی بردباری و خویشتنداری در برابر یک سلسله برخوردها و موضعگیریهای سوالبرانگیز جنابعالی که برای ما درخور توجیه نبوده است، به حضور عالی نگارش شده است. امید است که آن را بر پایه احساسات آنی، جوانی و حسابنشده نینگارید و توجه داشته باشید که در پی دیرزمانی اندیشه و بررسی همهجانبه، به تقدیم آن ناگزیر شدیم. با وجود این اگر شیوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است، پوزش میخواهیم چون ما را از آن گریزی نبوده است. والعذر عند کرام الناس مقبول.
د: شما توصیه میفرمایید که: «لازم است مردم و کسانی که انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهای خود را بزنند»، امید است که به ما به عنوان سربازانی که در راه اسلام و انقلاب اسلامی
- انشاء الله- فداکاری و خدمتگزاری کرده و میکنند، این رخصت را بدهید که دور از هرگونه سانسور، انتقاد و نظریه خود را لااقل در نامهای در بسته، به حضور عالی بنگارند.
اما مسائلی را که لازم میدانیم با آن جناب در میان بگذاریم و درباره آن با کمال ادب و احترام توضیح بخواهیم بدین شرح است:
1- برخورد و موضعگیری حضرتعالی در ماجرای مهدی هاشمی برای بیشتر دوستان مخلص و ارادتمندان روحانی شما که از نزدیک و دور شاهد موضعگیریهای شما بودند، شگفتانگیز و حیرتآور بود و هنوز نیز این شگفتی و حیرت ادامه دارد. شما خود میدانید که نامبرده و باند او، عالم روحانی مرحوم شمسآبادی و نیز روحانی دیگری را به جرم سادهاندیشی و بنا به گفته خود او «عدم اعتقاد به مبارزه» ربودند و به وضع فجیعی به قتل رسانیدند و آنگاه که دستگیر شدند نیز- بنابر پرونده موجود - نامبرده در خدمت ساواک قرار گرفت و به همکاری با آنان پرداخت. در پی پیروزی انقلاب اسلامی که از زندان آزاد گردید نیز به شرارت ادامه داد و حشمت و 2 فرزند بیگناه او را توسط باند خود ربود و به قتل رسانید و آنگاه که از سوی حضرتعالی باوجود هشدارها و تذکرات خیرخواهانه حضرت امام و برخی از مسؤولان و دوستان، به مسؤولیت نهضتها گماشته شد، میدانید که چگونه در افغانستان میان برادران مسلمان کشت و کشتار و برادرکشی راه انداخت و فتنهها برپا کرد. و سرانجام خونهای ناحقریخته گریبان او و باند او را گرفت و از سوی مسؤولان نظام جمهوری اسلامی دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گرفت و به جنایات خود اعتراف کرد و به جزای اعمال خود رسید. در این میان انتظار میرفت که حضرتعالی در پی آگاهی از جنایتها و آدمرباییها و خونریزیها و دهها جنایت و خیانت دیگر او که در پروندههای او منعکس است و خود بخوبی از آن آگاهید، نهتنها از او و باند او اظهار تبری و انزجار کنید و از مسؤولان امر،کیفر هر چه سریعتر آنان را بخواهید بلکه از وجود چنین جنایتکاران خونخوار و خدانشناس در میان بیت خود بشدت نگران شوید و به خود آیید و در راه پاکسازی بیت خود از عناصر منحرف و وابسته به باند مهدی بکوشید و از مقامات و مسؤولانی که در راه ریشهکن کردن این ماده فساد تلاش کردهاند، سپاسگزاری کنید و خود را مرهون آنان بدانید، لیکن متأسفانه حضرتعالی نهتنها چنین نکردید بلکه تا واپسین روز زندگی او میکوشیدید که او را از کیفر قانونی برهانید؟! آیا این موضع حضرتعالی را میتوان با موازین قانونی، مطابق دانست؟
2- شما در سخنرانیها و موضعگیریهای خود از پایبندی به قانون، عدم تجاوز به قانون و حرکت بر پایه قانون، فراوان سخن میگویید. پرسشی که برای ما مطرح است این است که آیا پیروی از قانون برای دیگران است؟! یعنی این مسؤولان نظام جمهوری اسلامی و امت قهرمانپرور ایران هستند که باید قانون را رعایت کنند؟ لیکن اطرافیهای شما از هفت دولت آزادند؟! اگر چنین نیست
پس چگونه:
الف: خبر کشته شدن حشمت و 2 فرزند او به دست باند مهدی، نهتنها شما را تکان نداد بلکه تا آنجا که امکان داشت از قاتلان آنها حمایت کردید. در صورتی که اگر حشمت و 2 فرزند او باید به چنین کیفری میرسیدند، این وظیفه دادگاه انقلاب و دستگاههای قضایی بود، نه وظیفه مهدی و باند او. شما چگونه است که از دریافت خبر قتل حشمت و فرزندان او به دست باند مهدی تکان نخوردید، لیکن آنگاه که خبردار شدید که مشتی منافق و محارب را طبق موازین قضایی محاکمه و اعدام کردهاند، به نامهنگاری دست زدید و در دیدار با برخی از مقامات قضایی این کار را جنایت خواندید و آنان را جانی نامیدید؟ شگفتا! مهدی و باند او اگر مردم را بدزدند و بکشند جانی نیستند، لیکن مقامات قضایی نظام جمهوری اسلامی اگر شماری از توطئهگرانی را که نقشه براندازی دارند، محاکمه و اعدام کنند، جانی هستند؟!
ب: شما آنگاه که خبردار شدید که یکی از افراد باند مهدی اوراق و اسناد نخستوزیری را دزدیده است، اظهار داشتید که «شاید تصمیم داشته در آینده نخستوزیر بشود و میخواسته است اطلاعاتی از چون و چند کار نخستوزیری داشته باشد!»
آیا اگر فردا خبردار شوید که یکی از علما – العیاذ بالله – به بیت شما دستبرد زده است و شماری اسناد و مدارک را ربوده است و توجیه او این است که چون قصد دارد در آینده قائم مقام رهبر شود، برای آشنایی با اوضاع و شرایط قائم مقامی به این کار دست زده است، با او چه رفتار و معاملهای خواهید کرد و چه دیدی نسبت به او خواهید داشت؟ آیا درباره او نیز چنین اظهارنظری خواهید فرمود؟
ج: سعید آیتاللهزاده در حضور حضرتعالی به جعل سند علیه دکتر هادی و سیدصادق روحانی اعتراف کرد و صریحا اعلام داشت که با سند جعلی، آنان را ساواکی جازده است و در حقیقت با بدترین شیوه با آبرو و حیثیت آنان بازی کرده است. شما که درباره قانون و حیثیت افراد آنگونه داد سخن میدهید لطفا بفرمایید که درباره این کار خلاف قانون نامبرده، چه واکنشی از خود نشان دادید؟!
د: حجتالاسلام آقای سیدهادی هاشمی بنابر اتهاماتی که در پرونده او موجود است و اعترافاتی که مهدی و باند او علیه نامبرده کردند، طبق قانون به بازجویی فراخوانده شد. حضرتعالی روی احترام به کدام قانون او را در بیت خود مخفی کردید و اعلام داشتید که بازجویی و محاکمه او بازجویی و محاکمه من است؟! و نیز روی چه مجوزی شماری از همپروندههای مهدی هاشمی مانند جعفرزاده قاتل را در درون بیت شما پنهان ساختند و اجازه ندادند که طبق قانون دستگیر و کیفر داده شوند؟
راستی کسی که تحت تأثیر اطرافیهای خود، به این آسانی قانون را نادیده میگیرد و قانونشکنیها و آدمکشیهای آنان را نمیبیند چگونه میتواند از قانون دفاع کند و قانون را حاکم سازد؟!
3- شما در سخنرانیها و موضعگیریهای خود از تبعیض نیز گلهمندید و آن را به حق برای اسلام و انقلاب اسلامی و جامعه روحانیت زیانآور میدانید. لیکن بار دیگر تحت تأثیر جو حاکم در بیت خود درباره سعید آیتاللهزاده خود تبعیض قائل میشوید و آنگاه که او را به اتهام جعل سند، احضار میکنند، از فرستادن او به بازجویی ممانعت به عمل میآورید و تنها با بازجویی او در حضور خود شما موافقت میفرمایید؟! و آنگاه که در حضور شما صریحا اعتراف میکند که علیه دکتر هادی و سیدصادق روحانی سند جعل کرده است ولی از نوشتن این اعتراف سرباز میزند، شما نیز از اوحمایت میکنید و با پرخاش میگویید چرا میخواهید از او نوشته بگیرید؟ آیا میخواهید او را به محاکمه بکشید؟! و اینگونه به ماجرا پایان میبخشید. و درست چند روز پس از این جریان طی یک سخنرانی اعلام میدارید که تبعیض غلط است، ما نباید میان خودی و بیگانه فرق بگذاریم! ما باید از حکومت حضرت علی درس بیاموزیم که فرمود اگر عاریه مضمونه نبود نخستین هاشمیهای بودی که دستت را قطع میکردم و....
4- شما از سانسور در رسانههای گروهی انتقاد میکنید و از این نگرانید که «اگر اینطور باشد کار به جایی میرسد که حرف من طلبه را هم که از اول انقلاب در کنار مردم و همراه با انقلاب اسلامی بودهام سانسور میکنند!...»
شگفتا! چگونه است آن روز که رسانههای گروهی بیانیه حضرت امام درباره مهدی هاشمی را پخش میکنند، با پرخاش میگویید که چرا این موضوع را بوق کردهاند؟ وآنگاه که خبر به شما میرسد که رادیو و تلویزیون میخواهد اعترافات مهدی را پخش کند میکوشید که حتی با تهدید از پخش آن جلوگیری کنید و نگذارید که امت اسلامی جنایات مهدی را از زبان او بشنوند!
آیا به نظر شما سانسور پیام رهبر انقلاب اسلامی که در راه این انقلاب همه هستی خود را فدا کرده است در صورتی که شما صلاح بدانید بیاشکال است و سانسور اعترافات مهدی و باند او نیز باید انجام بگیرد و تنها سانسور نظریات شما خلاف قانون است؟!
5- شما اعلام میدارید که: «متأسفانه دیده میشود طوری شده است که افراد خوب از ترس پروندهسازی نمیتوانند نفس بکشند!!» با پوزش از محضر عالی باید عرض کنیم سیاه باد روی آن شیادانی که دور شما را گرفتهاند و هر روز به گونهای برای شما جو را ترسیم میکنند. روزی به شما میباورانند که مردم تا آن پایه ناراضی هستند که به مقامات مسؤول کشور و روحانیان، در کوچه و خیابان آشکارا هتاکی میکنند و روز دیگر وانمود میکنند که «افراد خوب هم از ترس پرونده سازی نمیتوانند نفس بکشند» و حضرتعالی نیز بدون مطالعه و اندیشه روی آن گفتهها، آن را باور میکنید و بر زبان میرانید.
اگر حکومت تا آن پایه ضعیف است که مردم در کوچه و بازار به مقامات مسؤول کشور آشکارا ناسزا میگویند چگونه توان پرونده سازی دارد و چگونه افراد خوب نمیتوانند نفس بکشند؟
آیا براستی افراد خوب از ترس نمیتوانند نفس بکشند که «خوبان» بیت شما بیپروا و آشکارا به امام، مسؤولان و مقدسات این انقلاب همه گونه جسارتها را روا میدارند؟! آیا این اشرف خانم صبیه جنابعالی نیستند که از قم تا قهدریجان و تا هرجایی که صدای او برسد به امام عزیز و جان امت اسلامی اهانت میکند و عکس حضرت امام را در برابر چشمان شما از دیوار میکند؟! آیا این سعید آیتاللهزاده نیست که فرزند عزیز امام، حجتالاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی را به جرم آنکه اجازه نداده است بیت امام نیز مرکز جاسوسان، آدمکشان و باندبازان قرار بگیرد و برای رسیدن به قدرت باند آدمکشی تشکیل نداده است «احمد شاه» مینامد!! و حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اکبر هاشمیرفسنجانی را به جرم آنکه از آغاز نهضت امام با فداکاری و پایداری در کنار امام ایستاده است و برای بیرون راندن دیگران از صحنه به جعل سند دست نزده است
«اکبر شاه» میخواند!!
آیا حضرتعالی شبنامههای نهضت آزادی را که در آن امام، مسؤولان و اصولا نظام جمهوری اسلامی را به زیر سوال میبرند، مطالعه نمیکنید؟!
آیا سخنرانیهای عناصر وابسته به انجمن حجتیه و پیروان تز «اسلام منهای روحانیت» را علیه مقامات و مسؤولان کشور نمیشنوید؟!
آیا خدا راضی است که با اینگونه سخنان، برای رادیوهای بیگانه و ضدانقلاب خوراک تهیه کنید و اصل نظام جمهوری اسلامی ایران را به زیر سوال ببرید؟!
حضرت آیتالله!
شما خوب میدانید که امت قهرمان پرور ایران هرگز تحمل کوچکترین اهانت به ساحت مقدس حضرت امام را ندارد و این حقیقت در دوران ستمشاهی بارها ثابت شده است. راستی اگر روزی این ملت باخبر شود که در بیت شما نسبت به عکس امام چه جسارتی شده است، میدانید با آن بیت
چه خواهند کرد؟!
شما مداحی و ثناگویی را نکوهش کردهاید! آیا ممکن است توضیح بفرمایید که منظور شما چه میباشد. تا آنجا که ما میدانیم در صدا و سیما، خطبههای نماز جمعه، نطق قبل از دستور و در قطعنامهها جز از امام و حضرتعالی از هیچ مقامی مدح و ثنایی نمیشود و مداحی از امام از باب
«فا ما بنعمت ربک فحدث» و «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» وظیفه همه مسلمانان است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم امت حقشناس ایران از این وظیفه هرگز سر باز نخواهد زد. هر چند ممکن است باند آدمکشان را خوش نیاید.
6- شما همیشه دربرخورد با مسؤولان و مقامات قضایی از عفو زندانیان گروهکی سخن میگویید و آزادی آنان را میخواهید. با وجود آنکه بارها برای شما ثابت شده است که بسیاری از آنان به سبب اصرار و پافشاری شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسایی بیشتر از پاسداران و بسیجیان دست به آدمکشی و ترور زده خون عزیزان ما را ریختهاند، لیکن هرگز اینگونه رویدادها در موضع شما در پشتیبانی از زندانیهای گروهکی تغییری پدید نیاورده است. این موضع شما برای ما سوالبرانگیز است، ما مطمئن هستیم که عناصر مرموز بیت در این موضعگیری شما نقش اساسی دارند.
7- شما در سخنرانیهای خود روی این نکته بارها تأکید دارید که برخی از شعارهایی که دادیم غلط بود، تندروی بود و موجب رمیدن افکار جهانی شد! حتی در دیدار با هیات فلسطینی سفارش کردید که اشتباهی را که ما مرتکب شدیم شما تکرار نکنید، شعار نابودی اسرائیل را سر ندهید. باید این نکته را یادآور شویم که استکبار جهانی برای منحرف کردن مسیر یک انقلاب، نخست از این راه وارد میشود که به برخی از سردمداران انقلاب بباوراند که قاطعیت و انعطاف ناپذیری و ایستادگی روی آرمانهای انقلاب غیرعملی و موجب انزوای کشور انقلابی در جهان میشود! و میکوشند افکار جهانی را به شکل لولوی سر خرمن، در برابر چشمان مسؤولان انقلاب، پیوسته به رژه وادارند. غافل از آنکه، افکار جهانی را مشتی زراندوزان بیوجدان، رفاهطلبان بیدرد و انسانهای تهی از انسانیت میسازند و آنانکه در کشورهای مقتدر و استکباری هنوز از انسانیت تهی نشدهاند، خود از بسیاری حقوق محرومند و در معادلات جهانی نقشی ندارند.
مسؤولان نظام جمهوری اسلامی باید بکوشند شعارها و آرمانهایی را دنبال کنند که مورد پشتیبانی امت قهرمان پرور ایران است و خانوادههای معظمی در راه تحقق آن آرمانها بهترین عزیزان خود را فدا کردهاند و هرگونه کمبود، کاستی و ناراحتی را در راه پیشبرد آرمانهای مقدس انقلاب تحمل میکنند و مسلما هیچگاه از آرمانهای مقدس خود دست نمیکشند و به آن پشت نمیکنند.
آری ما باید بکوشیم شعارها و آرمانهایی را که امت اسلامی در راه پیاده کردن آن قربانیها داده، رنجها برده و میبرد حفظ کنیم و جامه عمل بپوشانیم، نه آنکه برای خوشایند بیتفاوتها، رفاهطلبها، سرمایهداران و سوداگران اروپا و آمریکا، به شعارهای اسلامی – انقلابی پشت کنیم و آن را غیرعملی بخوانیم.
8- شما میفرمایید، «هر کس باید اعمال خود را محاسبه و اشتباهات خود را جبران کند... و در پی برطرف کردن نواقص و رفع اشتباهات برآیند» البته پیشنهادی ارزنده و اسلامی است و همه وظیفهمندند به حساب خود برسند پیش از آنکه به حساب آنان رسیدگی شود لیکن باید دید حضرتعالی در این زمینه چه گامی برداشتید؟ اگر حضرتعالی نگاهی به گذشتههای خود بکنید و اشتباهات گذشته را دریابید، شاید امروز بتوانید در برخوردهای خود جانب احتیاط را رعایت کنید و به این حقیقت برسید که ممکن است امروز نیز مانند دیروز در اشتباه باشید. شما یک روز به کتاب شهید جاوید تقریظ نوشتید و روز دیگر بافشار نیروهای منفی درصدد برآمدید که آن را رد کنید و توبهنامه بنویسید که برخی از دوستان نگذاشتند که هردو کار اشتباه بود. شما شهید قهرمان محمد منتظری را تحت تأثیر گفتههای دیگران، روانی خواندید، در صورتی که امام را هرچه تحت فشار قرار دادند تا کلمهای علیه محمد بر زبان آورند نپذیرفتند. و خدا میداند که لیبرالها و ملیگراها از این
اظهار نظر شما درباره او چه بهره برداریهای سوء کردند و در مجلس شورای اسلامی او را از قول شما دیوانه خواندند! شما بهرغم توصیهها و تذکرات حضرت امام که از نجف درباره مهدی دید منفی داشت و نیز دوستان دلسوز، مهدی هاشمی را مسؤولیت دادید و دست او را باز گذاشتید و در نتیجه دیدید که با بهرهبرداری سوء از امکانات بهدست آورده، به چه جنایاتی در ایران و افغانستان دست زد و امروز نیز بهرغم هشدارها و رهنمودهای حضرت امام و بیشتر دوستان وفادار و دلسوز، از پاکسازی بیت خود خودداری میورزید و در نتیجه میبینیم که اطرافیها و نزدیکان شما برآنند که شما را گام به گام از راه انقلاب جدا سازند و شما را نسبت به انسانهای متعهد و فداکار و انقلابی بدبین سازند و آدمکشان و سرمایهدارها و لیبرالها را در دید شما قهرمانان مبارزه با آمریکا جا بزنند!
شما دیگران را از یکدندگی و لجاجت منع میکنید لیکن خود در برابر این همه دوستان دیرینه و خیل خیراندیشان که از سالهای متمادی و از دورانهای بسیارگذشته آنان را میشناسید و به اخلاص و تعهد آنان ایمان دارید، سرسختی نشان میدهید به گونهای که انگار همه آنان در مسیر مخالف انقلاب حرکت میکنند یا نمیفهمند و در اشتباهند و تنها چند نفری که گرداگرد شما حلقه زدهاند دلسوز انقلاب میباشند و درست میاندیشند!
9- شما پیوسته به مسؤولان گوشزد میکنید که نیروها را کنار نزنید و افراد کاری را حذف نکنید لیکن میبینیم که امروز برخی عناصر درستکار و متعهد از بیت شما کنار زده شده یا منزوی گردیدهاند و سعید آیتالله زاده با اهانت از افرادی که در باند نیستند کلید تحویل میگیرد!!
10- گفتن ندارد که در نظام جمهوری اسلامی، کمبودها و کاستیهایی وجود دارد که برخی از آن از پیامدهای انقلاب نو پا و جنگ تحمیلی میباشد و اجتناب ناپذیر است و برخی نیز به سبب بیتجربگی و عدم کارایی برخی از مسؤولان به وجود آمده است و قهرا با تذکرها و راهنماییهای مشفقانه همراه با ارائه طرحها و برنامهها میتوان آن را برطرف ساخت. اما این شیوهای که شما در پیش گرفتهاید که ضعفهایی را که اطرافیان و نزدیکان در نظر شما بزرگ جلوه میدهند، بهدست میگیرید و با بوق و کرنا به رخ مسؤولان میکشید، بدون آنکه راه حلی ارائه دهید، نه تنها شیوهای سازنده و اصلاحی نیست بلکه از یک سو برای دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی خوراک تبلیغاتی فراهم میکند و از سوی دیگر نظام را زیر سوال میبرد و تضعیف مینماید. این شیوه آنهایی است که کنار گود نشستهاند و همه مشکلات کشور را یک روزه حل میکنند.
شما خوبست به جای حمله به این و آن، به ارشاد و راهنمایی بپردازید و ضمنا به کارهایی که خود انجام میدهید بنگرید تا دریابید که تا چه پایهای در صحنه عمل موفق بودهاید. آن بند «ج» که درباره آن نتوان سخن گفت و این نمایندگان شما در دانشگاهها که برخی از آنان، مایه شرمساری و دور داشتن دانشجو از روحانی شدهاند و دیگر مجالی برای شرح آن نیست.
ما در پایان لازم میدانیم که راه امام و خط امام را به شما یاد آوری کنیم. ما بر این باوریم که حضرتعالی اگر به زندگی و راه امام عنایت بیشتری داشته باشید و آن را دریابید و به کار بندید در زندگی سیاسی شما 180 درجه دگرگونی پدید خواهد آمد و راه دیگری در پیش خواهید گرفت.
از ویژگیهای برجسته و ارزنده امام این است که تأثیر ناپذیرند و این ویژگیها معظم له را از بسیاری خطرها مصون داشته است. در آن روزگاری که در نجف اشرف در غربت به سر میبردند، نامهها، پیامها و فشارهای همه جانبه بیشتر یاران و دوستان ایشان نتوانست معظم له را تحت تأثیر قرار دهد و به پشتیبانی از منافقین وادارد و چنانکه در بالا اشاره شد درباره شهید محمد نیز تلاشهای فراوانی شد تا امام کلمهای علیه او بر زبان آورد و نیز درباره برخی از چهرههایی که در محافل روشنفکری محبوبیتیداشتند و نیز پیرامون برخی گروهها و انجمنها که متأسفانه امروز نیز در مراکز حساس جا خوشکردهاند، بارها تلاشهایی به عمل آمد تا از امام تأییدی بگیرند که به سبب بیداری و هوشیاری امام، همه آن تلاشها ناکام ماند و تأثیرناپذیری امام بر همگان ثابت و آشکار گردید.
موضع امام علیه مهدی هاشمی در نجف اشرف که حتی به برادران روحانی نجف اجازه تحصن و اعتصاب برای نجات جان او را نداد، آموزنده و پندآمیز است (در این زمینه آقای انصاری که در خدمت حضرتعالی انجام وظیفه میکنند و آقای سیدحمید روحانی که در این نگارش سهیم است، میتوانند دیدگاه امام درباره مهدی در نجف را برای شما بازگو کنند).
ما اطمینان داریم که حضرتعالی با الهام از تذکرات و رهنمودهای حضرت امام بزرگوار، میتوانید به بهترین شیوهای در مقام اصلاح و پاکسازی بیت خود برآیید، عناصر ناباب را از درگاه خود برانید و نزدیکان را از دخالت در امور سیاسی و اجتماعی خود منع کنید. شما از اصلاحات، فراوان سخن گفتهاید و رهنمود دادهاید لیکن هیچگاه به سبب جوسازیهای برخی از اطرافیها و نزدیکان نتوانستید به اصلاح بیت خود دست بزنید یعنی اساسا به شما فرصت اندیشیدن در این باره را ندادهاند. صداقت، درستی و سلامت نفس شما برهمگان آشکار است، لیکن آنچه که شما را آسیبپذیر ساخته است بیت و نزدیکان شما و منابع خبری شما است که متأسفانه ناسالم است و این منابع خبری ناسالم و برخی نزدیکان ناصالح شما را به اشتباهات خطرناکی واداشتهاند و دشمن را به شکل دوست و دوستان را دشمن در برابر شما به نمایش میگذارند و عناصر لیبرال و منحرف مانند نهضت آزادی را به شما نزدیک میسازند. ما از این نگرانیم که این روش و شیوه شما صبر برادران انقلابی و وفادار به شما را لبریز کند و آنانرا به نگارش نامههای سرگشاده و استفاده از رسانههای گروهی برای پاسخگویی به جنابعالی و توضیح حقایق برای امت اسلامی ناگزیر سازد که از آن به خدا پناه میبریم. ما رسما اعلام میداریم که تا منابع خبری و تشکیلات درونی شما اصلاح نگردد، این ره به ترکستان است و هرگز نخواهید توانست وظایف و مسؤولیتهایی را که در قبال اسلام و انقلاب اسلامی بر دوش دارید بدرستی به پایان ببرید بلکه ممکن است خدای نخواسته، به خود و اسلام و انقلاب زیانهای جبران ناپذیری وارد کنید. این حقیقت را میتوانید با مطالعه در زندگی برخیعلما و مراجع گذشته که در محاصره اطرافیها و نزدیکان بودهاند بخوبی به دست آوریدکه قرآن میفرماید: لقد کان فی قصصهم عبره
لاولی الالباب – والسلام علیکم و رحمتالله
٢٩/١١/٦٧ مهدی کروبی
٢٩/١١/٦٧مهدی جمارانی
٢٩/١١/٦٧سیدحمید روحانی
دوشنبه در قم چه گذشت؟
حسین قدیانی: گمانم دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان بود. اول بار او را در عصر اصلاحات دیده بودم. آن روزها هم خوب یادم هست زیر تابوت بود. خودش گرم بود، نمیفهمید. بوی باروت میداد. میگفت؛ حرفهای آغاجری درست است و تقلید از مراجع کاری است دون شأن انسان. از خودش چیزی نداشت. همان حرفهای آغاجری را تکرار میکرد. میگفت، تقلید کار میمون است. زیر تابوت اصلاحات آمریکایی بود و حرفها برای خودش میزد. دوشنبه هم باز «کامران» را زیر تابوت دیدم. مشکی پوشیده بود. خودش گفت، به خاطر فوت مرجع تقلیدم منتظری است، خیال نکنی به خاطر محرم است. به رویش نیاوردم، چند سال پیش تقلید را کار میمون میدانست. مثل او هزار نفری میشدند. بعید میدانم برای شیخ مرحوم فاتحهای خوانده باشند. زیر تابوت، شعارهایشان بوی باروت میداد. معلوم بود که بچه قم نبودند. قوم قم را من خوب میشناسم. این هزار نفر اهل همین تهران خودمان بودند. اهل همین شهر پر از گرد و غبار و دود. اما زیر تابوت، جدای از این عده قلیل، کثیری بودند که آمده بودند از ورای درگذشت شیخ، عاقبت خوبی برای سرگذشت خویش ترسیم کنند. از میان این جمعیت که بین 7 تا 10هزار نفر میشدند، خب عدهایشان مقلدان شیخ بودند و اگر هم احیانا با امام و نظام، زاویه داشتند، هرگز پا از گلیم ادب، آن هم در اقلیم قم، بیرون نگذاشتند. بودند البته تشییعکنندگانی که به احترام پیام «آقا» آمده بودند، تا نشان دهند با آن کس که دیگر دستش از دامن دنیا کوتاه شده، باید کمی مهربانتر بود و برایش از خداوندگار طلب مغفرت کرد. با این همه بسیاری نیز زیر تابوت شیخ نبودند. در قم، مرجعی اگر رحلت میکند، مشایعتکنندگان، رقمی حول و حوش میلیون خلق میکنند اما «حسینعلی منتظری»، واقعیت این است که در شهر خون و قیام، آنقدرها محبوب نبود. اتفاقا این عدم محبوبیت، قبل از آنکه ریشه در تیشه دست او علیه آرمان امام داشته باشد، معلول 2 علت دیگر است: نخست، مقدمهای که شیخ برای کتاب «شهید جاوید» نوشت و در آن منکر علم امام حسین(ع) از شهادت خویش شد. به باور شیخ مرحوم، سیدالشهدا با هدف تشکیل حکومت قیام کرد، بیآنکه بداند سرنوشتش به شهادت ختم میشود!! این مقدمه، در آن سالیان به انزوای شیخ دامن زد اما آنچه وی را از این هم منزویتر کرد، ماجرای «فدک» بود. شیخ را باور این بود که فدک، بیتالمال مسلمین بود، نه ارث حضرت زهرا(س)!! بعدها در جزوهای منتظری این عقیده خود را منتشر کرد و نوشت که اصولا خلیفه اول، حق این را داشته که فدک را آنطور مصرف کند که صلاح میبیند!! طرفه حکایتی است. اندک بزرگانی از حوزه که با امام و نظام، همراه و همگام نبودند، بر همین 2 باور شیخ، هرگز راضی به ائتلاف با منتظری نشدند و کار انزوای «شیخ تنها» به جایی رسید که این اواخر شده بود مرجع تقلید «بیبیسی» و متاسفانه بیت خود را کرده بود «لانه جاسوسی». شیخ مرحوم شعر خود را، بیت خود را بد سرود. مهدی هاشمی، مصراع مناسبی برای این بیت نبود. شیخ اگر ساده نبود و پندهای پیر جماران را جدی میگرفت، با قافیه ضد انقلاب برای بیت خود شعر نمیسرود. به هر حال باید گفت: بدرود ای شیخ. ما تو را به خدا میسپاریم. شاید تو را ببخشیم اما هرگز فراموش نمیکنیم که نامهها و بیانیههای تو، ناله امام ما را درآورد و هرگز از یاد نمیبریم آن کس که به دل خمینی(ره)، خون کرد تو بودی. هرگز دچار نسیان نمیشویم که زیر تابوت تو هم، به ولایت فقیه شعارهای ناروا دادند و آنها که تقلید را کار میمون میدانستند، تو را مرجع تقلید خود نامیدند. اما گذشته از این هزار نفر، «بیبیسی» آنچنان بیتاب و بیخواب شده که تو گویی صاحب عزاست! «بیبیسی» اما تو را دوست ندارد. موسوی و کروبی و خاتمی هم ارزشی برای رسانههای نارسای غرب ندارند. آنها دوستدار مخالفان ولایتند، نه عاشق چشم و ابروی شما. اتفاقا آن زمان که با امام(ره) بودید و ابیات خود را با قافیه ولایت میسرودید و بیوت خود را لانه جاسوسی نکرده بودید، از همین «بیبیسی» چه فحشها که نثار شما نمیشد. خداوند همه ما را عاقبتبهخیر کند. کاش طوری زندگی کنیم که نه از زنده و نه از مردهمان، سوءاستفاده نشود. کاش زیر تابوت ما به جای «میرحسین»، «یاحسین(ع)» بگویند. میرحسین خیلی اگر زرنگ باشد باید به فکر جمع کردن خود باشد. چه، کار این جناب به سوءاستفاده از اموات کشیده است. سران فتنه آن چند اتوبوسی هم که از تهران راهی قم کرده بودند، دلشان برای شیخ مرحوم نسوخته بود. آن جماعت آمده بود تا مگر زیر تابوت شیخ، برای خود آبرویی دست و پا کند و عِده و عُدهای بیافریند.
...وگرنه زیر تابوت فقیه فقید به جای «عزت و شرف لاالهالاالله»، شعار «جمهوری ایرانی» سر نمیداد. جنبش سبز و سران فتنه و مردان باحجاب حتی برای مرجع تقلید ادعایی خود نیز احترامی نگه نداشتند. ما خوب شنیدیم که زیر تابوت شیخ، به جای طلب آمرزش، چگونه حرمت حرم را شکستند و به امام و ولایت فقیه چه گفتند. اعضای بیت شیخ گفته بودند که پدر، وصیت کرده از تشییع پیکر، برای ضدانقلاب سوءاستفاده نشود. ای فقیه فقید! آقازادهات هم همین را از این جماعت خواست اما سران فتنه، تو را برای خود میخواهند و تابوت تو را هم. تعارف که نداریم. آمده بودند قم تا کار انقلاب را، مردان باحجاب، زیر تابوت تو یکسره کنند! عدهشان کم بود اما جرمشان سنگین. کاری از پیش نبردند اما قمیها، قوم ولایتند، خوب انکارشان کردند. میرحسین اینبار هم بدرانندهای بود و باز اتوبوس را به ته دره فرستاد. اگر هواداران اندکش عقل کرده بودند، زیر تابوت، بوی باروت نمیدادند. منتظری که از شریعتمداری مهمتر و بالاتر نبود. نظام عطوفت و رحمت به خرج داد و هم اجازه تشییع داد و هم اجازه دفن در حرم، اما سبزهاي اندك باز هم بازی را بهم زدند. اگر 13 آبان به نفع آمریکا شعار دادند، اگر 16 آذر عکس امام (ره) را آتش زدند، اگر روز قدس، جانب اسرائیل را گرفتند، اینبار هم زیر تابوت به جای نثار صلوات برای یار از دست رفته، باز هم سنگ اغیار را به سینه زدند و به جای اینکه برای منتظری فاتحه بخوانند، خواستند فاتحه انقلاب را بخوانند!!... و خبر، خیلی زود به گوش قوم قم رسید و خیلی زود قم، رنگ قیام به خود گرفت. قمیها باز هم همه را غافلگیر کردند، حتی دوربینهای صدا و سیمای خودمان را. اگر قرار بر سوءاستفاده از تابوت شیخ مرحوم باشد و اگر عزم کردهاند تا از رأفت و لطف نظام، تعبیر به نفهمی جمهوری اسلامی کنند، کور خواندهاند. این را دوشنبه تاریخی قم بخوبی نشان داد. آنجا که بپا خاست و اجازه نداد «مسجد اعظم»، این نگین انگشتر زیبای حرم، مسجد ضرار شود. جنبش سبز که نشان داد احترامی برای امام (ره) قائل نیست، ولی کاش حرمت مرجع تقلید مرحوم خود را نگه میداشت و کاسه صبر اهالی قم را لبریز نمیکرد. اگر هواداران اندک اما پرادعا و بیحیای سران فتنه، ادبشان به زدولتشان بود، قمیها نیز اینقدر صبر و متانت داشتند تا اجازه دهند در مسجد اعظم، مجلس ختم «فقیه فقید» برگزار شود اما اگر بنا براین است که به بهانه مجلس ختم، مسجد ضرار درست شود و اگر قرار است حرمت حرم شکسته شود، پس خرده نباید گرفت بر پیر و جوان شهر قم. پس ایراد نباید گرفت از زن و مرد شهر خون و قیام که چرا مسجد اعظم را اینگونه با حضور حماسی خود چنان مملو از جمعیت کردند که جا برای سوزن سبز انداختن نبود. میدانم، الان وقت خوبی برای قصه تعریف کردن نیست ولی من میخواهم برای شما قصه بگویم: جوانی بود. تمثالی از خمینی در یک دست و در دیگر دست، تصویری از امامش خامنهای داشت. میگفت؛ به احترام پیام «آقا» و به پاس مرجعیت و به حرمت سابقه شیخ، آمده بود صبح در خیابان ارم و اطراف حرم. میگفت؛ چه بسیار که چون من و با همان نیت من آمده بودند. میگفت؛ شعار اندک هواداران سران فتنه، امر را برایشان مشتبه کرده بود که اینجا کوفه است. میگفت؛ اینجا کوفه نیست. اینجا حتی تهران هم نیست. میگفت؛ امام 15 خرداد 42 گفته بود، سربازان من در گهوارهاند... من فرزند سرباز شهید خمینیام. میگفت؛ قم، شهر سیدعلی است. میگفت؛ نام این مسجد، «اعظم» است نه «ضرار». میگفت؛... بغض کرده بود. بغض راه گلویش را بست. دیگر چیزی نگفت اما جمعیت متراکم مسجد اعظم، چه مینویسم، همه حرم، آنسوتر در حیاط، در خیابان ارم، حتی در مقابل بیت شیخ مرحوم و در برابر خانه آن یکی شیخ، تنها یک فریاد از حلقوم خود برآورد: «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» من این جوان را و همه این جوانان را قبلها هم دیده بودم. همینها بودند که در خیابان چهارمردان، اول بار دست بیعت با خمینی دادند. همینها بودند که با امام خود انقلاب کردند. همینها بودند که در جبهه، باکری و همت شدند. همینها بودند که بعد از امام، لحظهای در اطاعت از رهبری درنگ نکردند و... باز هم همینها هستند که در خط علی هستند. روحانی پیری که حیفم آمد عکسش را نگیرم، میگفت:
خنجر آبدیده را زنگ عوض نمیکند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمیکند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمیکند
***
در دوشنبه تاریخی قم، از حلقوم این قوم، فریادها برآمد اما باز هم قرآن را به رخ سربازان علی (ع) کشیدند. مجری مراسم مجلس ختم شیخ مرحوم که دیگر فکر اینجایش را نکرده بود، مدام به قاری قرآن مجلس ترحیم میگفت؛ طولانیاش کن. چند سوره کوتاه هم بخوان!! من فکر کردم که در این صفين واپسین، آیا باز هم وقتی قرآن روی نیزه رفت، این بار مسلمین چه میکنند. یکی فریاد زد: «قرآن ناطق علی است، رهبر حق سیدعلی است» ...اما برادر! در کنار علی، عایشه و طلحه و زبیر و قطام و اسامه و ابنملجم هم هستند. عجبا از اسامه. جناب اسامه که در جوانی از طرف رسول خدا (ص) فرمانده سپاه مسلمین شده بود، از بیعت با علی (ع) فرار کرد!! بیچاره لابد خود را نخستوزیر پیغمبر میدانست! او نیز در جمل، وقتی زیر تابوت کشتههای ناکثین را گرفته بود، بوی باروت میداد. بعدها وقتی خود درون تابوت رفت، آنها که زیر تابوت اسامه را گرفته بودند، گمانم هست از حب اسامه، سیاه نپوشیده بودند. قصه، قصه بغض علی بود. برادر! امروز هم میخواهند از ما انتقام علی را بگیرند. خونی که در رگ حسین بن علی(ع) بود نیز در همین راه ریخته شد. اصلا میدانی «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود». آوینی راست میگفت؛ «هر کس میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند».