|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
8
9 |
|
5 |
|
7
10 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
سفر منطقهاي احمدي نژاد با ورود به تاجیکستان آغاز شد
3 روز درآسیایمرکزی
رئیسجمهور صبح دیروز از فرودگاه مهرآباد عازم تاجیکستان شد تا نخستین مرحله از سفر 3 روزه خود به آسیایمرکزی را آغاز کند. به گزارش دفتر امور رسانههای ریاستجمهوری، محمود احمدینژاد روابط بین 3 کشور ایران، تاجیکستان و ترکمنستان را عمیق، دوستانه و روبه گسترش دانست و با اشاره به مشترکات فرهنگی- تاریخی و همکاریهای گسترده میان ایران و تاجیکستان اظهارداشت: این دو کشور همزبان دارای احساس یگانگی از لحاظ تاریخی، فرهنگی و گرایشهای اعتقادی هستند. رئیسجمهوری کشورمان در نخستین مرحله از سفر 3روزه خود به آسیای مرکزی وارد شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان شد. رئیسجمهوری اسلامی ایران در کاخ ریاستجمهوری تاجیکستان مورد استقبال رسمی همتای تاجیک خود قرار گرفت. پس از مراسم استقبال رسمی، ملاقات خصوصی رؤسای جمهوری 2 کشور و نیز مذاکرات مشترک هیاتهای ایرانی و تاجیک آغاز شد. همچنین جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان 5 یادداشتتفاهم و سند همکاری و یک بیانیه مشترک به منظور ارتقای سطح روابط و مناسبات 2 کشور امضا کردند. مراسم امضای اسناد و یادداشتتفاهمهای همکاری بین جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان با حضور محمود احمدینژاد رئیسجمهوري کشورمان و امام علی رحمان،رئيس جمهور تاجيكستان برگزار شد. در این مراسم یادداشتتفاهم تکمیل تونل استقلال و سد و نیروگاه سنگ توده 2 و یادداشتتفاهم بین شرکت فراب جمهوری اسلامی ایران و وزارتخانههای حمل و نقل و انرژی تاجیکستان، یادداشتتفاهم استرداد مجرمان و سند همکاری در زمینه زمینشناسی از سوی مقامات عالیرتبه 2 کشور امضا شد.از سوی دیگر رئیسجمهور در جریان این سفر با حضور در میدان دوستی به مجسمه اسماعیل سامانی که به عنوان نماد ملی تاجیکستان شناخته میشود با اهدای تاج گل ادای احترام کرد. رئیسجمهوری همچنین در دیدار با رئیس مجلس نمایندگان تاجیکستان با اشاره به روابط رو به گسترش تهران و دوشنبه گفت: امروز اقدامات و پروژههای فراوانی در راستای تحکیم روابط 2 کشور در حال انجام است و 2 دولت درصدد هستیم همکاریهای خود را هر چه بیشتر گسترش دهیم. احمدینژاد فرهنگ مردم ایران و تاجیکستان را در جهان منحصر به فرد دانست و بر ضرورت تقویت و صیانت از آن تاکید کرد. رئیس مجلس تاجیکستان نیز با اشاره به افزایش مناسبات 2 کشور در سالهای اخیر اظهارداشت: از زمانی که شما (احمدینژاد) به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدید، روابط 2 کشور نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است و امیدواریم این روابط همچنان و با سرعت بیشتری ادامه داشته باشد. رئیسجمهور کشورمان در ادامه برنامههای خود از بیمارستان ایرانی ابنسینا در تاجیکستان بازدید کرد. رئیسجمهوری کشورمان در دیدار با ایرانیان مقیم تاجیکستان نیز تاکید کرد: امروز ملت ایران دهها برابر قویتر از یک سال پیش است و نه تنها سر سوزنی از حقوق خود کوتاه نخواهیم آمد، بلکه حقوقی که در گذشته نیز ضایع شده است را مطالبه خواهیم کرد. دکتر محمود احمدینژاد مسؤولیت همه ایرانیان را پرچمداری عزت ملت ایران در سراسر جهان دانست و گفت: دیدار با ایرانیان مقیم خارج از کشور همیشه نشاطآور و الهامبخش است و بر این باور هستیم که هر کدام از ایرانیان سفیر تمدن، سنتها، فرهنگ و ارزشهای ایران زمین هستند. رئیسجمهور با بیان اینکه جایگاه ایران و ماموریت ملت ایران در شرایط کنونی جهان به سرعت در حال تغییر است، خاطر نشان کرد: در دوره حاکمیت طولانی نظم یکجانبه ظالمانه، حوادث فراوانی در جهان اتفاق افتاد؛ بعضی از این حوادث به قدری سنگین بود که با مجموع حوادث مشابه تاریخی قابل مقایسه است.
آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی خطاب به دشمنان جمهوری اسلامی:
پايههاي نظام، قانون اساسي و ولايت در اين كشور بسيار مستحكم است
گروه سياسي: در کنار آیتاللهالعظمی نوریهمدانی که این روزها موضعگیریهای شجاعانهشان در برابر فتنهگریهای پس از انتخابات مورد تمجید مردم انقلابی ایران قرار گرفته، آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی نیز این روزها به انتقاد از دشمنان خارجی نظام پرداخته و از حضور کمسابقه ملت در خلق حماسه 9 دی تشکر کرده است. به گزارش رسا، آیتالله ناصر مکارم شیرازی در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی سراسر کشور خطاب به سران آمریکا و انگلیس گفت: به جای مصرف پولهای هنگفت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، آنها را به کارتنخوابهای آمریکا و لندن بدهید. آیتاللهالعظمی مکارمشیرازی با اشاره به حماسه 9 دی، پیام دیگر این راهپیمایی را خطاب به فریبخوردگان دانست و اظهار داشت: کسانی که فریب خوردهاند، باید به آغوش ملت برگردند و اگر مشکلی دارند، بیایند مشکلشان را مسالمتآمیز حل کنند. وی پیام اصلی حضور مردم در راهپیمایی عاشوراییان را خطاب به دشمنان ایران دانست و تصریح کرد: دشمنان خارجی بدانند فعالیت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران فایدهای ندارد، خودتان را برای براندازی این نظام خسته نکنید. آیتالله مکارمشیرازی خطاب به راهپیمایان عاشورایی نهم دیماه در سراسر کشور گفت: این راهپیمایی كه بسیار باشکوه، پرشور، عظیم و پرجوش و خروش انجام شد، 3 پیام داشت. وی افزود: یکی از این پیامها این بود که مردم همیشه در صحنه هستند و اینکه برخی که از آینده نگرانی داشتند، دیگر نگران نباشند زیرا پایههای نظام، قانون اساسی و ولایت در این کشور بسیار مستحکم است و جای هیچ نگرانی وجود ندارد. این مرجع تقلید خطاب به دشمنان تاکید کرد: به جای مصرف پولهای هنگفت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، آنها را به کارتنخوابهای آمریکا و لندن بدهید تا سرپناهی برای آنها درست کنید زیرا با گذشت 31 سال از انقلاب اسلامی، هنوز پایههای نظام مستحکم و بدون تزلزل است. آیتالله مکارم شیرازی همچنین خطاب به مسؤولان گفت: جمهوری اسلامی برای نخستینبار به میدان آمده است و اگر این راه را حفظ کنید، الگویی برای تمام مردم میشود و یقین بدانید کار شما عبادت و مطلوب پروردگار است. وی تاکید کرد: قرآن و نظام جمهوری اسلامی امانتی است که خدا و شهدا به ما سپردهاند و باید بخوبی این امانتها را نگهداری کنیم.
موسوی را بازداشت نکنید!
روح الله سلیمانی
چه خوب شد میرحسین موسوی در این چند ماه دستگیر نشد.شاید ذکر چنین سخنی در مطلع کلام برای ارادتمندان اباعبداللهالحسین(ع) که هتاکیهای اوباش «هوادار»موسوی را در روز عاشورا دیدهاند، کمی تعجببرانگیز بوده و حتی موجب عصبانیت آنها شود، اما اگر اجازه دهید توضیح میدهیم که «چرا خوب شد»! چند ماه تحرک موسوی چونان تکههای پازلی میماند که با هر اتفاق و رویدادی، بخشی از این پازل تکمیل شده و آرام-آرام بیننده میتواند «طرح کلی» این پازل را حدس زده و پیشبینی کند. عافیتطلبی و سکوت 20 ساله موسوی موجب شده بود مردم از دیدگاهها و نظرات وی بیاطلاع باشند و شاید هم برایشان زیاد مهم نبود تا بدانند میرحسین موسوی در سالهای پایانی دهه 80 چگونه میاندیشد، دوستانش چه کسانی هستند و... و اعلام کاندیداتوری موسوی در ماههای نزدیک به انتخابات ریاستجمهوری بهانهای شد تا مردم از نزدیک با آخرین نظرات و افکار وی آشنا شوند.هر روز خبری پیدا و پنهان از چگونگی تشکیل ستادهای موسوی، منابع مالی، یاران و نزدیکانش در میان رسانهها به گوش مردم میرسید. این اخبار که حکایت از تغییر در نگاه و افکار موسوی داشت برای بخشی از مردم تعجببرانگیز و البته حسرتآور بود، اما همچنان موسوی در میان اکثریتی از هوادارانش چهرهای بود که آنان از سالهای دهه 60 از او به خاطر داشتند و موسوی را از منظر دهه 60 مینگریستند و از «تغییر و تحولات فکری- سیاسی- اقتصادی» موسوی دهه 80 غافل و بیخبر بودند.یک روز خبر آمد، موسوی با «اقتصاد دوران جنگ» وداع کرده و فرمان پیش به سوی «سرمایهداری» را صادر کرده است.روز دیگر شنیده شد، موسوی پشت درهای بسته و به دور از چشم «خبرنگاران و مردم» با اعضای «نهضت آزادی» که حضرت امام(ره) این گروه را «بدتر از منافقین» نامیده بود، جلسه سری گذاشته و با آنها برای فردای پیروزی در انتخابات قرار و مدار گذاشته است.خبر میآمد، موسوی دست «کلانسرمایهداران رانتخوار» را برای «کمک به ستاد انتخاباتیاش» به گرمی فشرده است و آنها به موسوی قول دادهاند، نمیگذارند در تنگنای مالی قرار بگیرد، کلانسرمایهدارانی که هر کدام در بخشی از واردات و صادرات کالاهای اساسی نقش داشتند و موسوی روزگاری بدترین فحشها را برای احتکار کالاهای اساسی مردم جنگزده نثارشان میکرد.روزی دیگر از موسوی شنیده شد، «هاشمیرفسنجانی» باید رسما از او حمایت کند، هاشمی که با «اقتصاد سرمایهداری»اش و «مدیران بعضا رانتخوار و زیادهخواهش» و «آقازادههای متکبر و مسالهدارش» در دوری از آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب اسلامی شهره عام و خاص است. بماند که آن دانشگاه غیردولتی برای حمایت رسانهای – مالی سنگ تمام گذاشت. شبکههای ماهوارهای و سایتهای خبری ضدانقلاب هم که از «مواضع و حرف»های موسوی، قند در دلشان آب شده بود، از خواب و خوراک افتاده بودند و برای تبلیغ میرحسین موسوی شب و روز نمیشناختند، از سران آمریکا یعنی اوباما که رسما اسم «موسوی» را در یکی از سخنرانیهایش آورد تا سران رژیم صهیونیستی، روباه پیر انگلیس، فرانسه، سلطنتطلبان، سران بهایی، دوقلوهای رجوی و... همگی به شعار «هر نفر یک ستاد» موسوی پیوستند و...این خبرها که آرام-آرام به گوش مردم رسید، بسیاری از او دل بریدند و عطایش را به لقایش بخشیدند، اما بخشی دیگر از مردم همچنان از این اخبار بیاطلاع بودند و شور و هیجان فضای انتخابات مانع دیدن «چهره حقیقی» موسوی از پس این گرد و غبارها میشد. مناظرههای انتخاباتی میدان دیگری بود که مردم بیواسطه با نظرات و افکار جدید موسوی آشنا شدند و همین مناظرهها «کار موسوی را تمام کرد». سعید حجاریان، عضو ارشد ستاد موسوی بعد از این مناظرهها گفته بود، اگر موسوی به مناظره نمیآمد 3 بر صفر میباخت اما حالا 6 بر صفر مناظره را واگذار کرده و...ساعتهای پایانی روز برگزاری انتخابات، موسوی که از سراسر کشور اخبار شکستش شنیده میشد، به توصیه اتاق فکر ستاد انتخاباتیاش، خبرنگاران رسانههای خارجی را صدا زد و اعلام کرد، به همه دنیا بگویند، «پیروز انتخابات است». این مصاحبه موسوی در حالی برگزار شده بود که برخی از مراکز رایگیری داشتند از مردم رای میگرفتند و شمارش آرا شروع نشده بود. اما قبل از موسوی، این عفت مرعشی، همسر هاشمیرفسنجانی بود که صبح روز رایگیری در مقابل خبرنگاران گفته بود: «اگر موسوی رای نیاورد تقلب شده و مردم به خیابانها بریزند» و این آغاز پردهبرداری از «روی دیگر چهره موسوی» برای کسانی بود که هنوز او را نشناخته بودند.و اما شنبه موسوی دستور آشوب به میلیشیای قدارهبند خود داد تا انتقام انتخابات را از مردم بگیرند که گرفتند. چونان قبل از انتخابات هر روز از موسوی و هوادارانش «خبری» برای مردم میرسید و مردم هم داشتند پازل چهره موسوی را در ذهنشان کاملتر میکردند. چند هفته تهران و برخی شهرها شاهد نمایش خونین «آن روی دیگر چهره موسوی» بودند و مردم همچنان داشتند نگاه میکردند به پازل موسوی که هر روز تکمیل میشد. روزها گذشت و «13 آبان» رسید، روز مبارزه با استکبار جهانی. سایتها و ماهوارههای خارجنشین که تمامقد به کمک موسوی آمده بودند، برای تغییر ماهیت این روز و تبدیل آن به روز «سازش با شیطان بزرگ» سنگ تمام گذاشتند، هواداران موسوی در تجمعی اندک در یکی از میدانهای تهران به جای شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر روسیه» سر دادند و موسوی هم با سکوتش تاییدشان کرد و مردم هم داشتند نگاه میکردند و از خود میپرسیدند، «موسوی تا کجا میخواهد برود؟».روز قدس که حضرت روحالله(رض)، «روز اسلام» نامیده بودش، با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» هواداران موسوی؛ در حالی که روزهخواری میکردند، به صحنه دیگری از نمایش «چهره پنهان» موسوی بدل شد. هر روز که میگذشت، موسوی که دیگر «تاب مستوری» را از کف داده بود، با صدای بلندتر و چهره شفافتری «نقاب از رخ» میکشید. 16 آذر اما هواداران موسوی به جنگ با حضرت «خمینی» آمدند و آتش به جان و قلب امتش زدند، «آتش به عکس خمینی»، «گلستان شد». اما این آتش، آتشفشانی شد به جان موسوی و هوادارانش و مردم باز هم داشتند به پازل موسوی نگاه میکردند و به کلکسیون مدالهای ننگین او که آتش زدن عکس خمینی کبیر را کم داشت و آن را هم اضافه کردند...محرم و عاشورای حسینی از راه رسید و آتش عطش عشق حسین، دلهای سرمستان باده الست و سیدالشهدا(ع) را لبریز کرده بود. ملت با قلبی شکسته و دلی پرخون از اهانت به «حضرت خمینی و حضرت خامنهای»، وارد تاسوعا و عاشورا شده بودند. روز عاشورا اما آن حادثه تلخ که نباید اتفاق میافتاد، افتاد و ای کاش عاشقان حسین میمردند و عاشورای 1431 تهران را نمیدیدند. هواداران یزیدی موسوی با هماهنگی سایتها و ماهوارهها تدارک «جنگ با حسین» در «ظهر عاشورا» را دیده بودند و «سبزهای اموی»، این بار چون «حرامیان اموی» آتش بر پرچم و خیمههای سیدالشهدا زدند، هورا کشیدند، هلهله سر دادند، کف و سوت زدند، قرآن آتش زدند، به نمازگزاران ظهر عاشورای حسینی سنگ زدند و در آخر هم دستشان را با خون عزاداران حسین سیراب کردند و فرار کردند و...برخی از مردم باور نمیکردند؛ یعنی پلیدی و پستی تا این حد؟ به همه میگفتند هر چیزی را که باور کنیم، این را باور نمیکنیم، اما تصاویر را که از تلویزیون دیدند، خونشان به جوش آمد، لعن و نفرین نثارشان کردند، بعدها خبر آمد محمد خاتمی هم در شب عاشورا در حسینیه جماران در میان هواداران سبز سخنرانی کرده است و آنها هم که نتوانسته بودند احساساتشان را کنترل کنند، کف و سوت زدهاند، همان جایی که «خمینی» برای «حسین» آنگونه که همه دیدهاند، در کنار فرزندان بسیجیاش میلرزید و میسوخت و اشک میریخت.موسوی پس از 5 روز سکوت، بیانیه داد، «بیانیه شماره 17»- این شماره را بهخاطر داشته باشید- او در کمال وقاحت و بیآبرویی، آشوبگران روز عاشورا را «هوادار خود» و مردمی «خداجو» نامید، جالب آنکه عمر سعد هم سربازانش را «خداجو» نامیده بود!
***
موسوی استعدادهای بالقوه فراوان دیگری دارد که تا به حال «مجالی» برای «عرضه» آنها نبوده است، شاید خودش هم باور نمیکرد روزی «آتش زنندگان خیمه و پرچم اباعبداللهالحسین(ع)» را مردم «خداجو» و «هوادار» خود بنامد، عمر سعد هم باورش نمیشد. میگویند، عمر سعد که در دوران کودکی همبازی حضرت امام حسین(ع) بوده است، روزی خطاب به آن حضرت گفت: به من میگویند، تو، حسین را میکشی، این حرفها چیست که مردم میزنند؟!».روزی که ساواک به مدرسه فیضیه ریخت و طلبهها را به خاک و خون کشید و تعدادی از آنها را از پشتبام فیضیه به پایین انداخت و... حضرت امام (ره) در جملهای حکیمانه فرمودند، «کار تمام شد! شاه، دستش را رو کرد. مردم چهره حقیقی محمدرضا را دیدند».موسوی هم خودش را رسوا کرد، پازل چهره موسوی دارد تکمیل میشود؛ میپرسید چرا نگفتم «پازل چهره موسوی تکمیل شد»، مگر بالاتر از اهانت به عاشورا هم داریم؛ این چند ماه به مردم نشان داده است از موسوی بعید نیست! شاید بالاتر هم باشد. خب! حالا با ما موافق هستید که چرا گفتیم « موسوی را دستگیر نکنید».راستی! ما چقدر باید تبیین و تفسیر میکردیم که چهره حقیقی نفاق را نشان دهیم؟ موسوی بیپرده در بیانیه شماره 17 خود پردهبرداری نهایی از خودش را با صدای بلند برای همه نشان داد. اما این ماجرا سر دراز دارد. مردم هم باز دارند به «پازل چهره موسوی» نگاه میکنند.
هر دم از این باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
نکاتی پیرامون بیانیه عقبنشینی
محمدمهدی تقوی: ميرحسین موسوی، 48 ساعت پس از مشاهده حماسه دهها میلیونی امت حزبالله بویژه حضور 3 میلیونی مردم تهران در محکومیت اقدام موهن هوادارانش در اهانت به روز عاشورا و هتک حرمت ساحت حضرت اباعبداللهالحسین(ع) و عزاداران آن حضرت، بیانیهای صادر کرد که در آن یکی به نعل کوفت و یکی به میخ! بیانیهای که بسیاری از تحلیلگران سیاسی از آن به عقبنشینی تلویحی تعبیر کردند، عقبنشینی از ادعای تقلب، قبول مشروعیت دولت و...
در ابتدای بیانیه نامزد دچار توهم انتخابات اخیر آمده است: «همواره به اینجانب و دوستان گفته میشد، اگر شما اطلاعیه ندهید، مردم به خیابانها نخواهند آمد و... و آرامش به کشور برخواهد گشت...».موسوی در این فراز خود را به آن راه زده است و انگار نه انگار، شروع آشوبهایی که به بیاحترامی به ساحت مقدس حضرت امام حسین (ع) منجر شد، با بیانیههای ساختارشکنانه وی بود! آیا موسوی واقعا نمیداند، آرامش جامعه و شور و نشاطی که پس از حضور پرشور مردم در انتخابات 22 خرداد، ایجاد شده بود را با رفتار ساختارشکنانهاش بویژه در اعلام رمز دروغ «تقلب» مخدوش کرده است؟ آقای مهندس آیا خود را به تغافل زده است که مهار فرقه به اصطلاح سبزش، اینک حتی از دست خود او هم خارج شده و پس از بیانیههای تند وی که هر روز فضا را رادیکالیزهتر میکرد، دیگر نیازی به دادن بیانیه نیست؟ آیا او پس از بیانیه کذایی مربوط به مراسم 16آذر که اشاره مستقیم به 17و 18 آذر و روزهای بعد داشت خود را معاف از انتشار بیانیههای آتی نکرد؟او در ادامه آورده است: « برای مراسم عاشورای حسینی، علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجتالاسلام والمسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجتالاسلام والمسلمین خاتمی و نه بنده و دوستانم.با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی[!] به صحنه آمدند و نشان دادند، شبکههای وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش[!] شکل گرفته است... . عزاداران حسینی در این روز مقدس، حسین – حسینگویان به صورت مسالمتآمیز و بدون شعارهای تند، روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریکآمیز مواجه شدند؛ خشونتهای غیرقابل باور چون تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها برکسی پوشیده نیست و روزبهروز، پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده میشود، فاجعهای را آفرید...».در این بخش از بیانیه، موسوی باز هم به صادر نکردن بیانیه از سوی مثلث محرک اغتشاشگران اشاره میکند؛ در حالی که خود هم میداند، آتشی که با ادعای تقلب و بیانیههای پیشین وی روشن شد،
بیکم و کاست تقدیم ضدانقلاب شده است و فراخواندهندگان هتاکی روز عاشورا هم بیارتباط با او نیستند.موسوی اغتشاشگرانی را «خداجو» (!) میداند که چادر از سر زنان مومنه در عزاداری اباعبداللهالحسین (ع) کشیدند، عزاداران آن حضرت را مورد حمله قرار دادند، تمثال مبارک حضرت ابوالفضل(ع) را پاره کردند، پرچمهای عزای منقوش به اسامی متبرک ائمه (ع) را آتش زدند و پس از مقابله عزاداران حسینی برای جلوگیری از این بیحرمتیها، دست به تخریب اموال عمومی و خصوصی و هماورد همیشگیشان، سطلهای زباله(!) زدند و با سنگ به نمازگزاران ظهر عاشورا حمله کردند.
آقای موسوی!
آیا اینها، مصداق خداجویی است؟! آیا هواداران شما، برای رضای خدا و قربهًْالیالله، عزاداران حسینی و نمازگزاران ظهر عاشورا را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟! آیا اعمال قبیحی چون به آتش کشیدن پارچههای سیاه عزاداری حضرت اباعبداللهالحسین (ع) یادآور حمله سپاه ملعون عمر بن سعد به خیمهگاه نوامیس رسولالله (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام، نیست؟ کجای این کارها، خداجویی است؟ از این اعمال، آیا جز دشمنان امام حسین (ع) خوشحال شدند؟ آری !حسین ـ حسین گویان شما، باراک «حسین» اوباما را فریاد میزدند؛ بنیاسرائیل هم سامری را با همین گمراهی سجده میکردند. نوشتهاید: «این مردم خداجو (!) به صورت خودجوش به صحنه آمدهاند.» بله! شما بیانیه ندادید اما دوستانتان دادند و مخالفتی هم نکردید؛ هوادارانی که رسانههای ضدانقلاب اعم از بیبیسی، سیانان، العربیه و امثال علیرضا نوریزاده معلومالحال مسیرهای عزاداری و شعارهایشان در سوگواری روز عاشورا را هم تعیین کرده بودند. آیا منظور شما از این «خداجویان خودجوش» همان پیروان
« بي بي سي» است؟
آقای موسوی در بخش دیگری از بیانیه هفدهم خطاب به نظام مینویسد: «... تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام، چگونه حل میکنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران میکنید؟ نگاه ملامتآمیز و متعصب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر میدهید؟... با چه پشتوانهای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامهها و امتیازخواهیهای بیشتر را در سطح بینالملل، از سر کشور و ملتمان دور میکنید؟ اینان میاندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی، خواهند توانست بدون پرداختن ریشهای به مسائل امروز کشور، به دیروز قبل از انتخابات بازگردند؛ اما کسانی که تاریخ را خواندهاند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند، میدانند این تفکر، ناشی از یک توهم واقعگریز و پناه بردن به رویکردهای کمعمق و گولزننده است».
درباره این بخش از بیانیه، از آقای موسوی میپرسیم: تغییر قضاوت مردم نسبت به خود، ظرف 7 ماه اخیر را چگونه حل میکنید؟ مشروعیت خود را که آگاهانه یا از روی جهل و افتادن در دام مشاوران نامشاور، در میان مردم از دست دادید، دیگر با چه راهکاری میتوانید به دست آورید؟
آقای موسوی!
خوب راهپیمایی 9 دی 88 را ببینید! مردم سراسر کشور در تظاهرات دهها میلیونی خود و مردم غیور تهران که بزرگترین اجتماع تاریخ انقلاب، پس از مراسم تاریخی تشییع پیکر ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) را در این روز در اعتراض به اقدامات حامیان شما در توهین و جسارتهای مکرر به مقدسات و سوق فضای کشور به سوی ناامنی – که هدف حتمی و قطعی شماست – تشکیل دادند، از نظام و قوه قضائیه چه خواستند؟ شما که شعار دموکراسی میدهید، آیا خواست اکثریت مردم ایران – که نیازی به توضیح ندارد – را شنیدید؟ آیا نگاه ملامتآمیز و متعجب همه جهانیان، ناشی از دروغ بزرگ تقلب از سوی شما در انتخابات نبوده و نیست؟ آیا شما اجازه دادید کشور از حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات که رکورد مشارکت در انتخابات در سراسر جهان را شکست، بهره لازم را ببرد؟ اگر توهم شما و بیانیههای تفرقهانداز موهوم شما نبود انسجام ملی، خیلی زودتر از 9 دی، در کشور پدیدار میشد و سیاست خارجی جمهوریاسلامی، مقتدرتر از پیش با تکیه بر حضور 85 درصدی مردم در انتخابات در صحنههاي بينالملل وجهانی حضور داشت.
آقای موسوی!
آیا امتیازخواهیهای بیشتر در سطح بینالملل که البته با درایت و تدبیر رهبر مدبر انقلاب و حضور حماسی مردم راه به جایی نبرد، ناشی از رفتارهای سوء شما نبود؟ قطعنامههای ظالمانه هم، اثری جز خوداتکایی بیشتر ملت و شکوفایی بیشتر استعدادهاي جوانان این مرز و بوم ندارند و تنها دلیل بر وجه اشتراک دوستان داخلی و خارجی شما در توقف بر همین توهم ذهنی است و پیشنهاد میکنیم، شما نگران
آنها نباشید! در فراز «اینان میاندیشند... به دیروز قبل از انتخابات بازگردند...» بیانیه، موسوی ناخواسته اعتراف کرده است، مسؤولیت همه بحرانها و اغتشاشات 7 ماه گذشته برگُرده اوست و توجه دستگاه قضا به همین بخش از بیانیه 17 برای توجه به مسؤولیت موسوی کفایت میکند.
اما جناب موسوی!
آیا میدانید توهم واقعگریز و پناه بردنتان به رویکردهای کمعمق و گولزننده که موجب شد 11 میلیون اختلاف رای را نبینید، چه آسیبهای جبرانناپذیری را - حتی به کسانی که فریب دروغ شما (تقلب) را که مدت مدیدی است سراغی از آن نمیگیرد خوردند-زد؟
موسوی در بخش دیگری از بیانیه، به صراحت و روشنی(!) میگوید: «فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما، مشکل را حل نخواهد کرد».
در اینجا نکتهای ظریف، حائز اهمیت است که شیخ اصلاحات اگر سادهلوحانه نگذرد باید به آن دقت کند؛ موسوی حتی در بیانیهاش هم اعدام و قتل و زندانی شدن را، زودتر از خود، شایسته کروبی میداند و نام او را پیش از خود میآورد(!) مسبوق به حضور در تجمعات و نیز نمایشگاه مطبوعات که با خلف وعده، شیخ را تنها در میان مردم خشمگینی که به بحرانآفرینیهای آنها معترضند، رها کرد.
اما آیا موسوی، فریاد توده مردم را که خواهان دستگیری و محاکمه همه سران فتنه بودند در روز چهارشنبه هفته گذشته نشنید؟ اکثریت مردم، خواهان پایان خویشتنداری نظام در برخورد انقلابی با اغتشاشگران و سران آنها هستند .
آقای موسوی در بخشهایی از بیانیه نام مبارک پیر جماران حضرت امام قدسسرهالشریف را برده که با عملکردش پس از درگذشت آقای منتظری چه سنخیتی دارد؛ خود باید بگوید. او واقعا دیگر حق ندارد از امام و خط امام، سخنی بگوید یا چیزی بنویسد. وی، همچنین در این بیانیه از سران آمریکا و انگلیس برائت جسته که برخلاف عملکرد 7 ماه اخیر اوست و به نظر میرسد، ناشی از ترسش از خروش انقلابی مردم آگاه ایران اسلامی است.
معاون خارجي وزارت اطلاعات فاش كرد
اسامي 60 مؤسسه فعال در اغتشاشات تهران
ایرنا: معاون خارجی وزارت اطلاعات تازهترین اخبار دریافتی از دستگیرشدگان حوادث اخیر و نقش بنیادها و موسسات آمریکایی و اروپایی در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات را تشریح کرد. معاون خارجی وزارت اطلاعات با اشاره به برخی یافتههای اطلاعاتی درباره علل و عوامل جریان فتنه اخیر، ارتباطات بیضابطه بسیاری از عناصر و عوامل فتنه با بیگانگان و کمرنگ شدن مرزهای هویتی آنان با گروههای ضدانقلاب را زمینهساز ایجاد بخش عمدهای از اقدامات ضدامنیتی پس از انتخابات ریاستجمهوری برشمرد و بر این اساس، اقشار مختلف را از برقراری هرگونه ارتباط غیرمتعارف با سفارتخانهها، اتباع بیگانه، مراکز و عوامل وابسته به آنها بر حذر داشت و اعلام کرد که هموطنان نسبت به اهداف شوم و دامهایی که دشمنان برای آنان گستردهاند، هوشیارانه عمل کنند. معاون خارجی وزارت اطلاعات همچنین 60 نهاد غربی را به عنوان نهادهای غربی حامی اغتشاشگران نام برد و بنیاد سوروس یا بنیاد جامعه باز، مرکز وودرو ویلسون، خانه آزادی، صندوق اعانه ملی برای دموکراسی N.E.D، موسسه دموکراتیک ملی N.D.I، موسسه جمهوریخواه ملی N.R.I، بنیاد فورد، بنیاد برادران راکفلر و موسسه هوور دانشگاه استانفورد را از جمله 60 موسسهای عنوان كرد که در حمایت از اغتشاشات اخیر ایفای نقش کردند.
سازمان حج و زیارت اعلام كرد
اعلام نتایج قرعهکشی پیش ثبتنام عتبات
فارس: رئیس امور عتبات عالیات سازمان حج و زیارت گفت: نتایج قرعهکشی پیشثبتنام عتبات روز گذشته از طریق سایت این سازمان اعلام شد. حسین اکبری افزود: با توجه به اینکه تعداد متقاضیانی که پیشثبتنام کردهاند از ظرفیت اعزام در ماههای بهمن و اسفند ماه امسال بیشتر است، سازمان در حد ظرفیتهای اعزام استانها اقدام به قرعهکشی کرد. رئیس امور عتبات عالیات سازمان حج و زیارت ادامه داد: افراد میتوانند با مراجعه به سایت www.atabat.ir از نتایج قرعهکشی مطلع شوند. وی بیان کرد: همچنین از طریق پیامک نیز نتایج ارسال میشود. رئیس امور عتبات عالیات سازمان حج و زیارت افزود: افرادی که در قرعهکشی برنده شدند از امروز میتوانند برای ثبتنام قطعی اقدام کنند.
انتقاد قلعهنویی از قدر نشناسی در جامعه فوتبال
فقط دنبال پروندهسازی هستیم!
بهانه سراغ گرفتن از امیر قلعهنویی، تیم ملی و شایعه حضورش به جای قطبی بود، شایعهای که دوستان خبرنگار او بخوبی در رسانههای خود آن را مطرح کرده بودند اما سرمربی سپاهان هیچ علاقهای به صحبت در این باره نداشت و تنها یک جمله گفت: «هیچ صحبتی با بنده نشده است و مضاف بر این من با سپاهان قرارداد دارم و حرفهای نیست به تیم دیگری فکر کنم». البته سوای این موضوع که قلعهنویی هوشمندانه از آن عبور کرد و برخلاف دفعات پیش، دیگر گریزی به زمان حضورش در تیم ملی نزد او انتقادی را متوجه مدیران فوتبال کرد که چرا برای بازیکنان بزرگشان بازی خداحافظی نمیگذارند: «چند شب گذشته وقتی بازیهای خداحافظی که تیمهای عربستانی برای پیشکسوتانشان برگزار کردند را دیدم، افسوس خوردم. بازیکنان سپاهان میدیدند که 2 روز در هم فرو رفته بودم و میپرسم آیا ما این رفتار را با پیشکسوتان فوتبالمان میکنیم. کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم چند درصد از این کار را برای بازیکنانمان انجام دادیم؟ آیا باشگاههای ما برای خداحافظی بازیکنانشان اصلا یادی از آنها میکنند؟» اشاره قلعهنویی به بازی الهلال و اینتر میلان بود که به مناسبت خداحافظی نواف التمیاط ملی پوش سابق سعودیها برگزار شد. او سپس به بد اخلاقیهای رایج در فوتبال ما اشاره کرد و البته کدهایی از کسانی را داد که در طول این چند وقت مرتب از او انتقاد کرده بودند: «وقتی این مراسمها را میدیدم واقعا ناراحت میشدم، جوایز و یادبودهای اهداییشان بماند اما آنها این طور سپاسگزار زحمات پیشکسوتان خود هستند و ما چه رفتاری با پیشکسوتانمان داریم. حسرت خوردیم چرا که میبینیم اینجا جز ترور شخصیت و خراب کردن افراد کاری نمیکنیم؛ مدام به دنبال پروندهسازی علیه دیگران هستیم و هیچی نداریم!» قلعهنویی بعد از بیان کردن این صحبتها اشارهای هم به وضعیت تیمش کرد که تعطیلات 18 روزه را در کیش گذرانده بود: «با توجه به تعطیلات ناخواسته لیگ که نه سودی برای تیمهای باشگاهی داشت و نه برای تیم ملی، اردوی خوبی را در این مدت برگزار کردیم. هدف ما از اردوی کیش و تمریناتی که تاکنون انجام دادیم، حفظ آمادگی جسمانی بازیکنان بود. همه تیمهای لیگ چنین برنامههایی را در دستور کارشان داشتند. در این اردو 2 بازی تدارکاتی مفید با تیم منتخب کیش انجام دادیم که باید از آنها برای رویارویی با سپاهان تشکر کنم. به هر حال تا بخواهیم برگردیم به شرایط مسابقات، زمان زیادی صرف خواهد شد». وی پیرامون استفاده از بازیکنان ملیپوش سپاهان در بازی یکشنبه، با توجه به طولانی بودن سفر بازگشت تیم ملی و تاخیر 12 ساعته در فرودگاه دوحه، هم چنین گفت: «کاری نمیتوانیم بکنیم؛ آنها جمعه به ما تحویل داده میشوند که باید ببینیم در چه شرایط جسمی، روحی و روانی قرار دارند. مشخص نیست با یک روز تمرین آیا میتوانند در ترکیب تیم قرار گیرند یا خیر. بالاخره این هم از جمله مواردی است که گفتم این تعطیلات به سود هیچ کس نبود». و در پایان قلعهنویی درباره کسب عنوان چهارمی ایران در تورنمنت قطر صحبت کرد:«با توجه به اینکه فوتبال ما نتیجهگراست، در این امر که موفق نبودیم و در میان 4 تیم چهارم شدیم، از نظر کیفیت بازیهای ارائه شده هم عملکرد قابل قبولی نداشتیم و البته در بازی سوم نسبت به 2 بازی قبلی بهتر بودیم اما در هر 3 مسابقه نسبت به نام و جایگاه ایران فاصله زیادی داشتیم». البته وقتی وی با این سوال مواجه شد که بیشتر درباره تاکتیک و نوع بازی ملی پوشان صحبت کند از پاسخ طفره رفت و با تیزهوشی گفت: «بنده به ریز مسائل و کیفیت بازیهای تیم ملی هم نمیپردازم چرا که در آنجا مسؤولیتی ندارم».
مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی
برای هرگونه تحقیق و تفحص آمادهايم
مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد، سازمان متبوعش برای هرگونه تحقیق و تفحص دستگاههای نظارتی آماده است. علي ذبيحي افزود: شفاف سازی از ابتدای فعالیت من در این سازمان، به همه دستگاههای نظارتی اعلام شده است. ذبیحی با اشاره به اینکه «فرصتی برای انجام محاسبات و کنترل کارهای صورت گرفته در گذشته تامین اجتماعی ندارم»، ادامه داد:دستگاههای نظارتی با آزادی کامل میتوانند برای یافتن حقیقت در گذشته و حال این سازمان، وارد عرصه شوند و به دقت، فعالیتهای انجام شده را از زوایای مختلف ارزیابی کنند. وی همچنین از سازمان بازرسی کل کشور خواست نتایج بررسی خود را به طور شفاف در اختیار بیمهشدگان قرار دهد. وی در ارتباط با میزان معوقههای دولت به سازمان تامین اجتماعی گفت:رقم این معوقهها تا پایان سال گذشته، 14 هزار و 500 میلیارد تومان بود که در 9 ماه نخست سالجاری به 18 هزار میلیارد تومان رسیده است. به گفته وی، البته این معوقهها مربوط به بدهی دولتهای گذشته به تامین اجتماعی است که تا به امروز میزان آن، افزایش یافته است. ذبيحي از نمایندگان مجلس خواست باتوجه به اینکه درفصل بودجه قرار داریم نیازهای مالی سازمان تامین اجتماعی را نيز باتوجه به میلیونها مخاطب آن در سال آینده نیز برطرف سازند.
آغاز ثبتنام آزمون فراگیر کارشناسی پیام نور از 20 دی
معاون سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به جزئیات ثبتنام آزمون دورههای فراگیر کارشناسی 89 دانشگاه پیام نور در 60 رشته، گفت: ثبتنام برای شرکت در آزمون از طریق اینترنت از صبح روز یکشنبه 20 دیماه آغاز و تا 24 دیماه ادامه دارد. حسین توکلی درباره ضوابط پذیرش و ثبتنام در آزمون فراگیر کارشناسی اظهار داشت: داوطلبان در صورت داشتن شرایط لازم، میتوانند به عنوان دانشپذیر کارشناسی در یک رشته ثبتنام و حداکثر در10 مرکز مجری دورههای کارشناسی دانشگاه پیامنور در استان محل سکونت یا اشتغال خود، متقاضی شوند. به گزارش ایسنا، وی با اشاره به شهریه تحصیل در دوره دانشپذیری فراگیر کارشناسی، گفت: داوطلبان با مراجعه به باجههای پستی باید نسبت به خرید کارت اعتباری به منظور ورود به سیستم نرمافزاری ثبتنام اینترنتی به مبلغ 64هزار و 500 تومان و دریافت یک جلد دفترچه راهنمای ثبتنام به مبلغ 600 تومان اقدام کنند.
این مرد ورزشکار ادعا دارد در مسابقات آسیایی مقام آورده است
خواستگاری مرموز قهرمان آسیا از 13دختر پولدار
گروه حوادث: 13 دختر جوان وقتی پیشنهاد ازدواج از مربی بدنساز سرشناس گرفتند، در دام نقشه کلاهبرداری وی افتادند. این جوان ورزشکار با ادعای بیگناهی میگوید، پس از قهرمانی در آسیا دورههای تخصصی مربیگری و داوری را پشت سر گذاشته است.
ابتدای آذرماه سال جاری چند دختر جوان به شعبه هشتم بازپرسی دادسرای شمیرانات مراجعه کردند و نزد بازپرس روستا به افشاگری راز یک خواستگار ورزشکار پرداختند.
یکی از دختران که در خانواده پولداری زندگی میکند در شکایت خود گفت: چند ماه پیش از طریق یکی از دوستانم با نیما که بدنساز است، آشنا شدم. وی افزود: میخواستم ورزش مناسبی را انتخاب کنم به خاطر همین به کلاسهای ورزشی نیما رفتم. وی بدنسازی کار میکرد و مدعی بود که قهرمانی آسیا را دارد و دوره تخصصی مربیگری و داوری را پشت سر گذاشته است. وی میگفت که مربی شنا، بسکتبال و ورزشهای رزمی است. نیما رفتارهای بسیار مودبانه و خوبی داشت، چون عاشق ورزش هستم به وی علاقهمند شدم. «نیما» در کلاسهای بدنسازی برایم داروهای مکمل ورزشی و رژیم غذایی مینوشت و من نیز از آنها استفاده میکردم. پس از مدتی نیما به من ابراز علاقه کرد و گفت که بزودی به خواستگاریام میآید. با خود فکر میکردم که نیما یک ورزشکار است و میتوانم در کنار او خوشبخت باشم، اما ناگهان کاخ آرزوهایم ویران شد. یک روز نیما با من تماس گرفت و گفت، برای خرید داروهای مکمل ورزشی نیاز به پول دارد و از من خواست که 2 میلیون تومان به حسابش بریزم. من هم به او اعتماد کردم و پول را به حسابش ریختم. پس از آن اخلاق و رفتار نیما تغییر کرد و ناگهان ناپدید شد. هرچه با موبایلش تماس میگرفتم، هیچکس جواب نمیداد. تا اینکه تصمیم گرفتم از مربی ورزشم به اتهام کلاهبرداری و فریب شکایت کنم. پس از شکایت این دختر، 12 دختر دیگر نیز که این ورزشکار جوان همه آنها را به یک شیوه در دام خواستگاری خود گرفتار کرده است نزد بازپرس روستا از نیما، مربی ورزش شکایت کردند. 13 دختر جوان که در خانههای اعیانی شمال پایتخت زندگی میکنند، شاگرد این ورزشکار بدنساز بودند که پس از مدتی پسر جوان از آنها خواستگاری کرده بود و پس از جلب اعتماد به بهانه خرید داروهای مکمل ورزشی به کلاهبرداری میلیونی دست زده بود. با افشای این حقیقت، بازپرس روستا دستور بازداشت ورزشکار کلاهبردار را صادر کرد و ماموران پلیس امنیت پس از یک هفته وی را دستگیر کردند.
ادعای بیگناهی مربی ورزش
این پسر 25 ساله وقتی در دادسرای الهیه حاضر شد، خود را بیگناه دانست. وی گفت: من یک ورزشکار حرفهای هستم و در زمینه ورزشهای رزمی، بدنسازی، بسکتبال، شنا، مربیگری و داوری دوره دیدهام. در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت کردم و مقام آوردم، چطور میتوانم کلاهبرداری کرده باشم! این ورزشکار ادامه داد: من مربی شنا هستم و چندین شاگرد خصوصی دارم. همچنین به طور خصوصی بسکتبال و بدنسازی آموزش میدهم. این حرفها پاپوش است. وی ادامه داد: من در شاخه بدنسازی، چندین شاگرد دختر دارم که به آنها رژیم غذایی و مکمل ورزشی میدهم. فقط چند روز پیش از یکی از آنها 250 هزار تومان به عنوان قرض گرفتم که قرار شد ماه آینده پول کلاسها را نپردازد و ماجرای کلاهبرداری دروغ است. این دختران دوست دارند من به خواستگاریشان بروم، چون من علاقهای برای زندگی در کنارشان نشان ندادم، برای انتقامجویی برایم پاپوش درست کردند. پس از ادعای این جوان ورزشکار، وی با صدور قرار قانونی روانه زندان شد تا در تحقیقات گسترده زوایای پنهان این پرونده آشکار شود.
مدیرکل اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر
مسافران حامل مواد مخدر در مالزی اعدام میشوند
وطن امروز: مدیرکل اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر، از اجرای حکم اعدام برای مسافران حامل مواد مخدر در کشور مالزی خبر داد و گفت: این افراد از روی ناآگاهی به دام شبکههای قاچاق گرفتار میشوند که متاسفانه پیامدهایی همچون زندانهای طولانیمدت و سرانجام اعدام در انتظار آنان است. محمدمسعود زاهدیان افزود: مشاهده شده که برخی اتباع ایرانی، هنگام عزیمت به کشورهای آسیای شرقی اقدام به حمل یا قاچاق مواد مخدر میکنند که نمونه اخیر آن کشفیات مواد مخدر و دستگیری برخی هموطنان توسط پلیس مالزی در فرودگاه این کشور بوده است. مدیرکل امور اجرایی ستاد با اشاره به تشدید قانون مبارزه با مواد مخدر کشورهای آسیای شرقی هشدار داد: در 2 ماه گذشته، قانون اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در کشور مالزی به تصویب رسیده است و براساس آن، افرادی که اقدام به حمل یا قاچاق بیش از 5 گرم مواد مخدر به این کشور کنند به مجازات اعدام محکوم خواهند شد. وی افزود: متاسفانه شبکههای قاچاق از عدم آگاهی یا حس طمع برخی مسافران سوء استفاده میکنند و با وعده صدور بلیت و اقامت رایگان در این کشور، آنها را فریب میدهند و از مسافران میخواهند تا در قبال پرداخت هزینههای سفر، بستههای نامشخصی را به کشور مالزی منتقل کنند. زاهدیان ادامه داد: این مسافران از روی ناآگاهی و عدم اطلاع از قوانین حاکم بر این کشور به دام این شبکهها گرفتار میشوند که در قبال آن باید هزینههای غیرقابل جبرانی را بپردازند، بهطوری که افراد دستگیر شده توسط پلیس این کشور به زندانهای طولانیمدت و سرانجام مجازات اعدام محکوم خواهند شد. وی از مردم خواست در صورت برخورد با چنین شبکههایی، با هوشیاری خود مقامات قضایی را مطلع کنند تا از قرار گرفتن خود و دیگران در گرداب این شبکههای مخوف قاچاق جلوگیری کنند.
نامهای به هاشمی
جنابعالی پس از انتخابات از روزنامه «وطنامروز» شکایت کردید که چرا گفتهایم هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری له یک کاندیدا و علیه دیگری نقش داشته است. واقعا دلیل این اصرار و این تکذیبها و این وارونهنماییها در سیاست چیست؟ چرا نباید مواضعمان را شفاف بیان کنیم؟
بسمه تعالی
جناب حجتالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانی
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
سلامعلیکم
«اخلاق گمشده سیاست است». این جمله اکنون به یک کلیشه رایج در عالم سیاست تبدیل شده است؛ «ناطق» آن بسیار و «عامل» آن کم. در ویژهنامه نوروزی «وطنامروز» نگارنده از یک نوع سیاستورزی رایج سخن گفت که در آن دروغ گفتن بشدت آسان است. اصرار سیاستمداران بر تکذیب افعالی که آنها را مرتکب شدهاند از این دست است. شخصیتی که میخواهد کاندیدای ریاستجمهوری شود ولی آن را تکذیب میکند، کسی که قرار است رئیس ستاد انتخاباتی یک کاندیدا باشد اما به طرز بیادبانهای منکر میشود.
جنابعالی پس از انتخابات از روزنامه «وطنامروز» شکایت کردید که چرا گفتهایم هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری له یک کاندیدا و علیه دیگری نقش داشته است. واقعا دلیل این اصرار و این تکذیبها و این وارونهنماییها در سیاست چیست؟ چرا نباید مواضعمان را شفاف بیان کنیم؟
جناب آقای هاشمی!
شما حتی در نامه به رهبری آنجایی که میخواهید سخنان احمدینژاد در مناظره کذایی را تخطئه کنید و خود را در نگارش نامه، ذیحق بشمارید، میگویید، بنده هیچ اظهارنظری له یا علیه هیچ کاندیدایی در انتخابات نداشتهام یعنی در انتخابات دخالت نکردهام: «در رسانهها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفتهام». البته فعالیت در انتخابات حق هر عنصر سیاسی و غیرسیاسی در جامعه است اما چنین ادعایی از سوی حضرتعالی در صورتی که شواهد بسیاری بر رد آن وجود دارد، شگفتآور است.
اکنون ناظران سیاسی در توجیه این رفتار حضرتعالی میگویند، هاشمی میخواهد وارد هر کارزاری که شد سخن بگوید اما پاسخ نشنود که اگر احمدینژادی پیدا شد و به 4 سال فعالیت شما علیه دولت، درست یا نادرست واکنش نشان داد، آن وقت باید هزینه این پاسخ آنقدر بالا برود که عالم و آدم پشیمان بشوند؛ هر چه دلمان خواست بکنیم و هر چه دلمان خواست بگوییم و اگر دیگران در مقام پاسخگویی برآمدند، به رهبری نامه تهدیدآمیز بنویسیم!
شما اگر میخواستید به سخنان احمدینژاد پاسخ دهید، از صدا و سیما وقت پاسخگویی میخواستید و منتظر میشدید انتخابات تمام شود که ثابت کنید «خود و فرزندانتان پشتیبان میرحسین موسوی نبودهاید». شما که کاندیدای ریاستجمهوری نبودید و به قول خودتان هم هیچ دخالتی در انتخابات نداشتهاید پس نباید انتظار میداشتید که قبل از 22 خرداد به شما وقت پاسخگویی داده شود. نامه شما هم نشان داد که اصولا شما به دنبال پاسخگویی به سخنان احمدینژاد نبودید که اگر بودید تهدید رهبری به حضور خیابانی عدهای چه معنی داشت؟ عصاره نامه شما به رهبر انقلاب این است که هیچکس (بخوانید «ما») احمدینژاد را قبول ندارد، مردم هم قبول ندارند و الان هم خشمگین در خیابان هستند، لذا شما علیه او موضعگیری کنید!
شما چه اصراری داشتید که رهبری را وادار به موضعگیری علیه احمدینژاد، آن هم قبل از انتخابات کنید؟! جز این است که در هفته آخر انتخابات به دوستانتان بر اساس نظرسنجیهایی که معتبر میدانند مسجل شد که آقای موسوی رای نمیآورد؟ لذا به اعتقاد آگاهان سیاسی تنها راه را در این دیدید که با متشنج کردن فضا و فشار به رهبری، ایشان را وادار به موضعگیری علیه یک کاندیدا کنید تا معادلات تغییر کند و وقتی موفق نشدید، شبکههایی که مشخص بود از کجا هدایت میشدند یک روز مانده به انتخابات شروع به ساخت شایعاتی در تیراژ میلیونی کردند از این قبیل: «رهبر معظم انقلاب ضمن دلجویی از حجتالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانی فرمودند: مردم باید خودشان معروف را از منکر تشخیص بدهند. امید است مردم با رای خود جواب کسانی که به سرمایههای نظام توهین کردند را بدهند».
وسعت انتشار سازمانیافته این شایعه به نحوی بود که دفتر رهبری رسما آن را تکذیب کرد.
جناب آقای هاشمیرفسنجانی!
اخیرا حسین بشیریه، مولف کتاب «انقلاب و بسیج سیاسی» و از تئوریسینهای جبهه دومخرداد که تمرکز بسیاری بر مطالعات «بسیجگری عمومی و خیابانی» دارد و روابط آن طرف آبی او بر آگاهان پوشیده نیست و در آمریکا بسر میبرد، در گفتوگویی، تلقی مخالفان نظام از شکاف در حاکمیت (اختلاف هاشمی با نظام که نامه جنابعالی به رهبر انقلاب از نظر آنان نشانه مهمی بود) را از مهمترین عوامل دلگرمی ضدانقلاب برای لشکرکشیهای خیابانی دانسته است. بشیریه میگوید: «شکاف در هیات حاکمه بخصوص بین رفسنجانی و اصولگرایان این انتظار یا شاید توهم را به وجود آورد که روحانیون محافظهکار فعالانه از جنبش سبز حمایت خواهند کرد».
ما نمیگوییم نامه شما با نیت تقویت اردوکشی خیابانی نوشته شده اما برخی کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند، این نامه که در آن به حضور خیابانی و بینظمیهای عدهای قبل از انتخابات اشاره و تهدید میکند، در واقع به نامه پشتیبانی هاشمی از آشوبگران و ایجاد این دلگرمی در بین آنان تعبیر میشود که «هاشمیِ قدرتمند» پشت شماست و اگر احمدینژاد انتخاب شد، به خیابان بیایید، البته این حرف را همسر مکرمه جنابعالی هم صبح روز جمعه 22 خرداد در برابر خبرنگاران بر زبان راند:«اگر موسوی نشد تقلب شده، مردم بریزن تو خیابون».
جناب آقای هاشمیرفسنجانی!
چرا در آستانه هر انتخاباتی که شما در یک طرف آن قرار دارید، بحث تقلب و دستکاری در رای مردم را به زبان میآورید؟ هنوز یادمان نرفته که یک هفته مانده به انتخابات دوم خرداد 76 در نماز جمعه تهران در کسوت رئیسجمهور کشور به مسؤولان خودتان هشدار دادید که مبادا در رای مردم اتفاقی بیفتد، کأنه ارادهای قصد دارد رای مردم را تغییر دهد!
این موضعگیری شما موجب شد شعار جنگ روانی یک طرف انتخابات «مینویسیم خاتمی، میخوانیم ناطق» جای خود را در میان طیفی از مردم باز کند. این مردم که اتفاقا از دولت شما و سیاستهای جنابعالی به تنگ آمده بودند و ناطق نوری را تالی شما و خاتمی را نماد تغییر وضع موجود میدانستند، دست آخر به خاتمی رای دادند.
در انتخابات مجلس ششم که شما نفر سیام تهران شدید، باز هم شنیده میشد عدهای رهبری را تحت فشار قرار دادهاند که انتخابات را در تهران ابطال کند فقط به خاطر آقای هاشمی. یعنی آبروی نظام برود ولی هاشمی رفسنجانی سیام نشود که رهبری زیر بار نرفتند و از رای مردم پاسداری کردند.
در انتخابات سال 84 بهرغم توصیه بسیاری از بزرگان انقلاب و دوستان جنابعالی مبنی بر عدم حضور و واگذاری عرصه به جوانترها، با اعلام اینکه اگر فرد درخوری حضور پیدا کند نمیآیم، استراتژی بازی با «زمان و زبان» پیش گرفتید و دست آخر هم آمدید؛ شکست سنگینی از احمدینژاد خوردید اما پیروزی او را تبریک نگفتید که هیچ، نامهای نوشتید و از این شکست گلایه به خدا بردید و سلامت انتخابات را مخدوش دانستید.
در انتخابات ریاستجمهوری دهم از سال گذشته در موارد متعدد درباره سلامت انتخابات سخنانی بر زبان راندید که در کنار تحرکات اصلاحطلبان میشد حدس زد که طرحی در پیش است تا در صورت پیروزی احمدینژاد در انتخابات، رای او را مخدوش جلوه دهد.
سال گذشته در جمع اعضای شورای مرکزی خدمتگزاران سازندگی گفتید: «اگر ناظران و مسؤولان برگزاری انتخابات رای مردم را ضایع کنند و اعلام قیمومیت کنند و نگذارند آنچه که مردم میخواهند اعلام شود، این کار خیانت است و مستوجب عذاب الهی است؛ حتی اگر براساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد میشود و این اتفاق شومی خواهد بود». پس از انتشار این سخنان توسط رسانههای همسو با جنابعالی بود که بدخواهان نظام از آن تعبیر به «نگرانی شدید نسبت به سلامت انتخابات» کردند، در نماز جمعه 11 بهمن 87 با اشاره به مساله انتخابات، ابراز داشتید: «عشق مردم سرمایه اساسی ماست و هر کس با تحمیل بخواهد اراده خودش را پیاده کند برخلاف قانون اساسی و اهداف انقلاب حرکت کرده است».
همچنین جنابعالی در نماز جمعه 4 اردیبهشت 88 ، 50 روز پیش از انتخابات در اظهاراتی، القای نگرانی نسبت به سلامت انتخابات ریاستجمهوری دهم را پی گرفتید: «وظیفهای که به مسؤولان مربوط میشود درخصوص سلامت انتخابات است تا مردم با خیال راحت پای صندوق رای حضور پیدا کنند و مطمئن باشند همان رأیی که به صندوق میریزند از صندوق بیرون میآید و این اطمینان در فضای فعلی یک ضرورت است و باید این مساله را برای مردم روشن ساخت و تلاش شود تا سلامت انتخابات رعایت شود».
جناب آقای هاشمی رفسنجانی!
چرا باید اینقدر بیاخلاق باشیم که هر وقت در انتخابات پیروز شدیم از مردم تمجید کنیم و آن را به رخ دیگران بکشیم و هر وقت شکست خوردیم، رای مردم را مخدوش کنیم. آیا این الگوی «رقابت سیاسی» در یک جامعه مبتنی بر آرای مردم است؟ آیا الگوی سیاستورزی ارائه شده از سوی جنابعالی به جامعه چنین مشخصاتی دارد؟ این الگوی سامان دادن به مشکلات کشور است؟
جناب آقای هاشمی!
در 2 دورهای که جنابعالی به عنوان رئیسجمهور انتخاب شدید کمترین میزان مشارکت مردمی را در تاریخ جمهوری اسلامی شاهد هستیم در صورتی که جنگ هم پایان یافته بود و دیگر آن محدودیتهای سابق وجود نداشت. اصولا در دورهای که جنابعالی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده بودید بسیاری از کارشناسان سیاسی از شما به عنوان تئوریسین «مشارکت حداقلی» نام میبردند و یادمان هست که عزیزان حزب کارگزاران سازندگی که شما در یک نگاه حداقلی«پدر معنوی» آنان هستید از جمله آقای عطاءالله مهاجرانی در کسوت معاون پارلمانی جنابعالی، بحث تمدید ریاستجمهوری جنابعالی را بارها مطرح کردند و شما هیچ واکنشی نشان ندادید و اگر مخالفت رهبری با این بدعت خطرناک نبود، دوستان شما شاید قانون را هم تغییر میدادند تا از شما چیزی شبیه یک «رئیسجمهور مادامالعمر» بسازند.
پس شما قاعدتاً به عنوان آنچه سیاسیون از آن به تئوریسین «مشارکت حداقلی» یاد میکردند و همچنین کسی که در برابر تلاش نزدیکانش برای تمدید دوره شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، سکوت به ظاهر رضایتآمیز اختیار میکند و در هر انتخاباتی که خود یا گزینههایش شکست خوردند، سلامت انتخابات را مورد تردید میداند، نباید مرجع تفسیر رای مردم، خواست مردم، مردمداری، مردمسالاری، دموکراسی و هم خانواده این اصطلاحات باشید.
جناب آقای هاشمی!
غائلههای قزوین، اسلامشهر، مشهد، شیراز و برخی دیگر از شهرستانها در دوره ریاستجمهوری جنابعالی با چند کشته کنترل و خاموش شد؟ هرچند نباید فراموش کرد که منشأ این حوادث با حوادث اخیر متفاوت بود و در بسیاری از آنها معترضین حداقل حق اعتراض اولیه را داشتند، نه مانند انتخابات اخیر که با ادعای دروغ تقلب عدهای به خیابانهای تهران آمدند و منشا توهین به 25 میلیون رای بلکه 40 میلیون رای ملت ایران شدند.
پس شما لطفا درباره نحوه برخورد با معترضینی (بخوانید آشوبگران) که از ظهر شنبه بعد از انتخابات با تحریک آقای موسوی اتوبوس، مغازه، بانک و ماشین مردم را آتش میزنند، چادر از سر زنان میکشند و در روزهای بعد به کلانتری و مسجد و پایگاه بسیج حمله میکنند و ... توصیه نفرمایید که هنوز نحوه برخورد با جانبازان شیراز را در دوره ریاستجمهوری جنابعالی فراموش نکردهایم. البته برخی حامیان کاندیدای مورد حمایت شما از چند روز قبل از انتخابات همانطور که در نامهتان به رهبری هم گفتهاید، به امر شریف شکستن شیشههای مغازهها، خانهها و خودروهایی که پرچم ایران نصب کرده بودند، میپرداختند و در موارد فراوانی به ضرب و شتم کسانی که پوستر رقیب را پخش یا نصب میکردند، مبادرت کردند تا کسی در تهران جرات نکند پرچم ایران یا عکس رقیب را در پشت شیشه مغازه یا خودروی خود نصب کند تا توهم سبز که همه تهران سبز است پس ایران سبز است بهتر شکل بگیرد.
جناب هاشمی رفسنجانی!
«من و ما»ها همواره آفت انقلابی بودن و انقلابی ماندن بوده است، هنگامی که قدرت من و ما،خانواده من و ما و فرزندان من و ما، بر انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ارجحیت پیدا کند باید منتظر هر اتفاقی بود.
نظام مقدس «جمهوری اسلامی» بهعنوان خواست مردم ایران در انقلاب 57، حول جایگاه محوری ولایتفقیه شکل گرفت، نظام ولایی که خون هزاران شهید قبل از انقلاب در مبارزه با طاغوت، صدها شهید پس از انقلاب در مبارزه با گروهکها و منافقین و هزاران شهید در دوره دفاع مقدس آن را آبیاری کرده است. نگاهی به هزاران وصیتنامه شهدای دفاع مقدس، خواست این عزیزان که همانا تبعیت از ولایت فقیه است را به خوبی نشان میدهد. بعضی دوستان انقلاب میگویند، ما سرباز ولایت فقیه هستیم اما نیک که بنگری ولایت فقیه را تا آنجا قبول دارند که مطابق میلشان باشد و آنجایی که با قدرتشان، ثروتشان، نفوذشان، نظرشان و ... تعارضی پیدا شد، بنای بر شیطنت، کارشکنی و ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی را میگذارند.
همانها که همه آبرویشان را از نظام جمهوری اسلامی دارند کمر به بیآبرو کردن جمهوری اسلامی میبندند و با شعار«جمهوری ایرانی» همسو میشوند یا در روز دیگری دلخوش به شعار«نه غزه، نه لبنان» میشوند و روز دیگری هوادارانشان عکس امام را پاره میکنند، در روز دیگری حامیان لائیکشان در دانشگاه تهران، کتاب «آیات شیطانی» رشدی ملعون را به صورت نسخه الکترونیک توسط موبایل توزیع میکنند. در شب عاشورا در حسینیه جماران در سخنرانی آقای خاتمی سوت و کف میزنند و دست آخر فاجعه هتک حرمت روز عاشورا را در تهران به بار میآورند.
آقای هاشمی رفسنجانی!
ببینید یک ادعای دروغ به نام تقلب و یک مبنای نادرست چه حوادث پلیدی را به دنبال دارد؛ ادعایی که مدعیانش اکنون از تکرار و پیگیری آن فرار میکنند و هر بار که از آنها میپرسی، میگویند:«دیگر کاری به مساله تقلب نداریم، چرا نظام با اعتراض مسالمتآمیز اینگونه برخورد کرد؟» جلالخالق! همه این فتنههایی که در تهران به پا شد به خاطر «ادعای تقلب» توسط آقای موسوی و سران اصلاحطلب بود؛ اکنون بگویند تقلب دیگر مساله ما نیست؟!! غیر از این است که طراحان این ادعا خود به دروغ بودن ادعایشان واقفند؟ سوال دیگر این است که کدام«اعتراض مسالمتآمیز»؟ تا آنجا که همه به خاطر دارند، نخستین اعتراضهای هواداران آقای موسوی چیزی جز رنگ آشوب و اغتشاش به خود نداشت، آشوبهایی که از ظهر شنبه بعد از انتخابات به طور گسترده و«سازماندهی شده» در تهران آغاز شد، «اعتراض مسالمتآمیز» بود؟!
حمله به ستادهای کاندیدای رقیب و ضرب و شتم مردم، آتش زدن اتوبوسها و بانکها در خیابان ولیعصر، مطهری و بهشتی، شکستن شیشههای مغازهها و خودروها در نقاط مختلف تهران و مسدود کردن خیابانها – که یاد منافقین سال 60 را در اذهان زنده کرد - آیا اینها «اعتراض مسالمتآمیز» بود؟!
نظام باید با آشوب خشن، گسترده و سازماندهی شده چه میکرد؟ ضمن اینکه در فضای آشوب گسترده و سازماندهی شده اتفاقاتی میافتد که هیچکس مسؤولیت آن را قبول نمیکند و اصلا مشخص نمیشود که بعضی اتفاقات چگونه رخ داده و عوامل هر کدام چه کسانی بودهاند و قاعدتا کسی که آَشوب را به وجود آورده باید پاسخگوی پروژه «کشتهسازی» هم باشد و آن کسی نیست جز آقای موسوی و سران اصلاحطلب. از آنروست که جای بسی انتقاد و تعجب از جنابعالی دارد که در نماز جمعه
26 تیر میآیید و از دستگاه قضا میخواهید برنامهریزان آشوب را آزاد کند. شما از چه جایگاهی چنین درخواستی میکنید؟
جناب آقای هاشمی رفسنجانی!
شما در تمام مدتی که تهران درگیر اغتشاشات بود حتی برای یک بار هم که شده این آشوبها و قانونشکنیها را محکوم نکردید. آیا سکوت شما، این گمانه عدهای را تقویت نمیکند که اصلا آن نامه کذایی برای دامن زدن به آشوبهای برنامهریزی شده عدهای بعد از انتخابات نوشته شده بود، پس آشوب خودساخته را نمیشود محکوم کرد؟
آقای هاشمی رفسنجانی!
حتما فراموش نکردهاید زمانی که همین متحدین فعلی، شما را آماج حملات، هتک و تخریب خود قرار داده بودند، همین بسیجیها و امت حزبالله بودند که به میدان دفاع از جنابعالی آمدند، در همین دانشگاهها و روزنامهها و... این معتقدان به ولایت فقیه بودند که در حالی که به شما انتقاد هم داشتند در برابر تهاجم ناجوانمردانه اصلاحطلبان سینه سپر کردند، فراموش که نکردهاید؟
امروز چه کسانی را به چه کسانی ترجیح دادهاید؟ آیا جای سوال ندارد چگونه با کسانی که زمانی مشغول لجنپراکنی علیه شما بودند و شما را قاتل و عالیجناب سرخپوش خطاب میکردند در یک جبهه قرار گرفتهاید؟ آیا امروز دلخوری حزبالله را به شادی ضد انقلاب ترجیح دادهاید؟
جناب آقای هاشمی رفسنجانی!
شما 9 سال رئیس مجلس بودید و بعد از آن 8 سال مسؤول اجرایی کشور بودید و 8 سال بعد از آن هم تقریبا همان ادامه دولت شما بود (جمعا میشود 25 سال)، چرا هنگامی که مردم به فرد جدیدی روی آوردهاند (هر چند از نظر شما غلط باشد) و میخواهند تجربه جدیدی غیر از تجربه شما داشته باشند، روی ترش میکنید و کشور را بر لبه پرتگاه توصیف میکنید؟همانطور که امام فرمودند، «میزان رای ملت است» و خودتان بارها گفتهاید باید به رای ملت پایبند بود. رشد و تعالی جامعه نیز از همین گذشتن از مسیر تجربههای گوناگون میگذرد؛ نظام جمهوری اسلامی با 30 سال سن، یک نظام جوان به حساب میآید که در مسیر شدن و تعالی است و اینگونه رفتارها، مانعتراشیها و «من و ما» گفتنها جز هرج و مرج، بینظمی، خارج شدن کارها از مسیر عادی خود، جبههبندی و جلوگیری از به کارگیری ظرفیتهای کشور برای پیشرفت، نتیجه دیگری ندارد.
جناب حجتالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی!
حرفهای ناگفته بسیار است که مردم تهران و ایران در حماسه 9 دی بخشی از آن را بر زبان راندند و اتمام حجت کردند. باقی حرفها بماند برای وقت دیگر. الحمدلله جنابعالی دست به شکایتتان از مطبوعات هم خوب است. میتوانید به جای پاسخ به این نامه، یک شکایت به شکایتهای قبل اضافه کنید، اما منتظر پاسخ این نامه میمانیم؛ تا بعد.
با سپاس
رضا شکیبایی
رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه « وطن امروز»
رئیس اتحادیه پوشاک خبر داد
ساماندهی برندهای پوشاک ایرانی در قالب یک شرکت رسمی
وطن امروز: برندهای پوشاک ایرانی در قالب یک شرکت رسمی ساماندهی و اعلام موجودیت خواهد کرد تا توان رقابت برندهای داخلی با برندهای خارجی افزایش یابد. ابوالقاسم شیرازی، رئیس اتحادیه پوشاک گفت: یکسانسازی قیمت برندهای پوشاک ایرانی در سراسر کشور، هماهنگ و ساماندهی تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و فروشندگان، ساماندهی مقوله توزیع و بالا بردن توان رقابت برندهای داخلی با برندهای خارجی از جمله اهداف اتحادیه پوشاک برای راهاندازی شرکت برندهای پوشاک ایرانی محسوب میشود. وی افزود: راهاندازی فروشگاههای زنجیرهای از دیگر ابزارهای اتحادیه پوشاک است که به منظور فرهنگسازی برندهای ایرانی راهاندازی میشود. این مقام مسؤول خواستار حمایت رسانهها از برندهای پوشاک ایرانی شد و خاطرنشان کرد: متاسفانه هماکنون بیشتر تولیدکنندگان به دلیل تفکر غلط مشتریان، پوشاک خود را با برندهای خارجی به بازار عرضه میکنند در صورتی که با تولید جنس خوب و تبلیغ مناسب آن، میتوان مشتریان داخلی را جذب برندهای ایرانی کرد. شیرازی اضافه کرد: تاکنون 4 تولیدکننده بزرگ برند پوشاک ایرانی برای فعالیت در این شرکت اعلام آمادگی کردهاند.
حمله زمینی و هوایی سعودیها و دولت يمن به شیعیان
بیش از 200 موشک به استان صعده شلیک شد
واکنش پارلمان عراق به اظهارات هتاکانه سعودیها
پارلمان عراق اظهارات شیخ محمد عبد الرحمن العریفی را درباره آیتالله العظمی سیدعلی سیستانی محکوم کرد. پایگاه اینترنتی المحیط گزارش داد: پارلمان عراق در بیانیهای اظهارات شیخ محمد عبدالرحمن العریفی، از علمای وهابیت عربستان نسبت به آیت الله العظمی سید علی سیستانی، مرجع تقلید شیعیان عراق را که مدعی شده بود وی مردی «مرتد و متظاهر به ایمان» است، محکوم کرد. در بیانیه پارلمان عراق آمده است: چنین اظهاراتی که به اصول دینی عراق و همچنین به شخص آیتالله العظ
آزاده شهریاری
نیروی هوایی عربستان و نظامیان دولت حاکم بر صنعا در اقدام مشترکی، شیعیان بیدفاع مناطق مختلف یمن را به خاک و خون کشیدند. بمباران هواپیماهای عربستان به مناطق صعده در حالی صورت گرفت که نیروهای یمن نیز منطقه الجوف را هدف قرار دادند.
دفتر عبدالملک الحوثی، رهبر شیعیان حوثی در بیانیهای مناطق بمباران شده از سوی هواپیماهای عربستان و یمن را مناطق لیه اسفل مران، بنی صیاح در شهرستان شدا و شهرستان حیدان اعلام کرد. هواپیماهای یمنی نیز ۶ بار به مناطق آلشنان و الزاهر در استان الجوف حمله و این مناطق را بمباران کردند. واحد توپخانه ارتش یمن نیز بیش از ۲۰۰موشک به مناطق جبال المدود، الدخان، الرمیح و پاسگاه الجابری و منطقه المجدعه و الملاحیط شلیک کرد.
در بیانیه دفتر حوثی آمده است: در منطقه آل عقاب در جبهه جنوبی اطراف شهر صعده یک خودروی نظامی و یک تانک نیروهای یمنی از سوی مبارزان حوثی منهدم شد. گروه حوثی یمن همچنین اعلام کرد: 16 غیرنظامی در حملات هوایی روز یکشنبه و دوشنبه عربستان سعودی به مناطق مرزی یمن کشته و 19 تن در این حملات زخمی شدند. 10 غیرنظامی دیگر هم در یکی از حملات روز یکشنبه هواپیماهای عربستان سعودی کشته شدند. قرار است ملکعبدالله دوم، پادشاه اردن هم به عربستان سفر و با مقامات ارشد این کشور دیدار و گفتوگو کند. گفته میشود که موضوع مذاکرات 2 طرف،کنترل تحرکات شیعیان در یمن است. اردن نیز از نخستین کشورهایی بود که به همراه عربستان به سرکوب شیعیان یمن روی آورد و صدها تن از کماندوهای خود را برای سرکوب شیعیان به این منطقه گسیل داشت.
عبدالله دوم امروز سهشنبه برای دیدار با عبدالله بنعبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی وارد ریاض میشود.
وی در جریان این سفر با همتای عربستانی خود دیدار و درباره روابط دوجانبه و راههای تقویت این روابط در زمینههای مختلف و مسائل منطقهای و بینالمللی گفتوگو خواهد کرد. این در حالی است که بهانه جوییهای آمریکا برای تشدید نبرد در یمن ادامه دارد. یکی از مقامات عالیرتبه مقابله با تروریسم آمریکا درباره وقوع حملهای در داخل خاک آمریکا هشدار داده است. مایکل لیتر مدعی شد که القاعده و دیگر گروههای افراطگرا در تلاش هستند تا قابلیتهای دفاعی آمریکا را سنجیده و حملهای را در خاک آمریکا به انجام برسانند. این مقام عالیرتبه مقابله با تروریسم آمریکا افزود: تلاش نافرجام در روز کریسمس برای انفجار یک فروند هواپیمای خطوط هوایی آمریکا یادآور چنین تهدیدی است.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که آمریکا برای ادامه و افزایش همکاریهای امنیتی خود با دولت یمن در سرکوب گروه شیعیان حوثی، سعی دارد تا از حادثه تروریستی در خطوط هوایی خود سوءاستفاده کند.
به عقیده کارشناسان مسائل منطقه، افزایش همکاریهای امنیتی آمریکا و یمن نیز در راستای ضربه زدن به گروه مبارزان الحوثی است که بنا بر عقیده کاخ سفید قصد دارد نفوذ شیعه در منطقه را افزایش داده و به این ترتیب ضربات جبرانناپذیری را به سیاستهای استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه وارد کند.
سفارتهاي اسپانیا و فرانسه هم بسته شد
در تحولی دیگر و به دنبال اقدام آمریکا و انگلیس در بستن سفارتخانههای خود در یمن به بهانه ترس از حملات القاعده، اسپانیا و فرانسه نیز سفارتهاي خود در صنعا را به طور موقت تعطیل کردند. در همین رابطه روز یکشنبه نیز به ترتیب آمریکا و انگلیس اعلام کردند که به دلیل ترس از اقدامات تروریستی القاعده سفارتخانههای خود در صنعا را تعطیل میکنند. آمریکا و انگلیس علت تصمیم خود برای بستن سفارتخانههایشان در یمن را تهدیدهای امنیتی از ناحیه شبکه القاعده اعلام کردهاند. مطابق ادعای واشنگتن و لندن، شبکه القاعده تهدید کرده منافع و اهداف آمریکا را در یمن هدف قرار خواهد داد. این در حالی است که در بحبوحه نگرانیها درباره احتمال حملات القاعده در یمن، مقامات این کشور روز دوشنبه از افزایش تدابیر امنیتی در اطراف سفارتخانههای خارجی و فرودگاه صنعا، پایتخت یمن خبر دادند. تدابیر امنیتی در یمن پس از آن افزایش یافت که مقامات آمریکا از تشدید بررسیهای امنیتی مسافرانی خبر دادند که از 14 کشور از جمله یمن به آمریکا مسافرت میکنند. مقامات یمنی که مایل نبودند نامشان فاش شود در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه اعلام کردند تدابیر امنیتی در اطراف سفارتخانههای انگلیس، آمریکا و همچنین دیگر سفارتخانههای خارجی در پایتخت یمن تشدید شده است.
یک مقام امنیتی یمن در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه اعلام کرد به دنبال بسته شدن سفارت آمریکا، تدابیر پلیس در مسیر منتهی به فرودگاه صنعا تقویت شده است. وی افزود: این اقدامات برای پیشگیری از حملات القاعده در یمن است زیرا جاده منتهی به فرودگاه صنعا، مسیری حیاتی است. فشارها بر شیعیان یمن پس از آن افزایش یافت که «القاعده در شبهجزیره عربی» با برعهده گرفتن مسؤولیت توطئه برای منفجر کردن هواپیمای مسافربری بر فراز خاک آمریکا از مسلمانان خواست به اهداف غربیها در یمن حمله کنند.
جشنواره فيلم فجر سوم بهمن ماه در برج ميلاد افتتاح ميشود
برپايي جشنواره فجر در 23 سالن سينما
میهمانان بزم بیست و هشتم
در حالي كه تنها 19 روز به برگزاري جشنواره فيلم فجر و 2 روز به پايان مهلت ارائه آثار به كميته بازبيني جشنواره باقيمانده است، بسياري از فيلمها مراحل پاياني فني خود را ميگذرانند. اما در اين ميان 65 فيلم نسخههاي اوليه و يا نهايي خود را به دبيرخانه جشنواره تحويل دادهاند. پرسه در مه (بهرام توكلي)، ديگري (مهدي رحماني)، مرا ببخش مادر (مهدي نادري)، چيزهايي هست كه نميداني (فردين صاحبزماني)، خاطره/ نويسنده (نادر طريقت)، باغ قرمز (امير سمواتي)، خانواده ارنست (محسن دامادي)،
گروهفرهنگ و هنر: بيست و هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر در 13 سينماي تهران (با 23 سالن نمايش فيلم) میزبان سینماگران و سینمادوستان خواهد بود. روابط عمومي جشنواره روز گذشته با اعلام این خبر، سينماهاي آفريقا، استقلال، اريكه ايرانيان 1، آزادي سالنهاي 1، 2، 3 و 4، بهمن 1، جوان 1 و 2، پرديس سينمايي زندگي 1، 2و 3 ، سپيده 1، فرهنگ 1و 2، ماندانا 1، موزه سينما 1و 2 و كارون 1 را به عنوان سينماهاي مردمي جشنواره فيلم فجر اعلام کرد. نمايش فيلمهاي جشنواره در اين سالنهاي مردمي از روز پنجم بهمنماه آغاز ميشود. با توجه به اينكه امسال مركز همايشهاي برج ميلاد به عنوان مركز اصلي جشنواره اعلام شده، جشنواره بينالمللي بيست و هشتم فيلم فجر از روز يكشنبه چهارم بهمنماه در اين مكان و يك روز زودتر از سينماهاي مردمي كار خود را براي اهالي سينما آغاز ميكند. بيست و هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر از 5 تا 15 بهمنماه سال جاري در تهران برگزار ميشود.
اهالي رسانه يك روز زودتر فيلمها را ميبينند
آيين افتتاحيه بيست و هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر هم روز شنبه سوم بهمنماه، همزمان با خجسته ميلاد حضرت امام موسي كاظم(ع) در سالن مركز همايشهاي برج ميلاد، برگزار ميشود. بر اساس اعلان روابط عمومی با توجه به اينكه امسال مركز همايشهاي برج ميلاد به عنوان مركز اصلي جشنواره بينالمللي فيلم فجر است، نمايش فيلمها براي رسانهها و هنرمندان در اين مركز يك روز زودتر آغاز ميشود و به نوعي جشنواره براي اهالي سينما در برج ميلاد از روز چهارم بهمنماه كليد ميخورد.
پيش از اين در جلسات مشورتي دبير جشنواره با رسانهها و پيشنهادات اهالي رسانهها مبني بر نمايش فيلمها براي آنها قبل از نمايشهاي مردمي، اين موضوع مورد موافقت دبير جشنواره قرار گرفت و امسال نمايش فيلمها در مركز اصلي جشنواره يك روز زودتر آغاز ميشود.
چهرههاي سرشناس؛ داوران جشنواره
خبر میرسد برگزاركنندگان جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر درصددند در هيأت داوري بخشهاي مختلف از چهرههاي سرشناس سينماي ايران استفاده كنند. به گزارش فارس، برگزاركنندگان اين دوره جشنواره قصد دارند از حرفهايترين چهرههاي سينمايي در هيأتهاي داوري بخشهاي مختلف داخلي جشنواره بهره گيرند و به همين منظور، رايزنيهاي متعددي با سينماگران شناخته شده كشور انجام دادهاند. شنيدهها بر اين دلالت دارد كه تاكنون رايزنيهاي جشنواره براي حضور «عزتالله انتظامي» در هيأت داوران فيلمهاي بلند به سرانجام رسيده و به احتمال فراوان اين بازيگر قديمي سينما در اين دوره جشنواره به قضاوت خواهد نشست. همچنين شركت محمدرضا اعلامي در هيأت داوري فيلمهاي ويدئويي قطعي شده است. به گزارش فارس، اشخاص شناخته شده ديگري نيز در ليست كانديداهاي جشنواره براي حضور در هيأت داوران وجود دارند كه رايزنيها براي قطعيت يافتن حضور آنها ادامه دارد. هيأت انتخاب جشنواره بيستوهشتم متشكل از عليرضا سجادپور، حبيب كاوش، حجتالله سيفي و محسن علياكبري است.
برنامه براي حملونقل آسان اهالي رسانه
اما درپی اعتراض برخی از اهالی رسانه به محل برگزاری نشستهای خبری به دلیل بعد مسافت روزگذشته اعلام شد با تدابيري كه مسؤولان جشنواره براي حملونقل آسان اهالي رسانه در نظر گرفتهاند نگراني خاصي در اينباره وجود نخواهد داشت. براساس اين گزارش، با هماهنگي كه از سوي ستاد برگزاري جشنواره فيلم فجر با مسؤولان برج و سالن همايشها صورت گرفته، قرار شده است تا در نقاط مختلف و ميادين اصلي شهر، وسايل حمل و نقل پيشبيني شود تا هنرمندان و اهالي رسانه به كاخ جشنواره منتقل شوند. از جمله نگرانيهايي كه اهالي رسانه در مدت اخير داشتند، كمبود وسايل نقليه بوده است كه ظاهرا براساس برنامهريزيهاي انجام شده، براي روزنامهنگاراني كه با وسيله شخصي به جشنواره نميآيند، وسايل نقليه به تعداد كافي در چند ميدان شهر تهران وجود خواهد داشت، ضمن اينكه امكان حمل و نقل اهالي رسانه در ساعات گوناگون به برج ميلاد و بالعكس وجود دارد و در ساعات پاياني شب اهالي رسانه و هنرمندان به همان محلها انتقال داده ميشوند تا بتوانند بدون هيچ مشكلي در طول ايام برگزاري جشنواره به بحث پوششدهي خود بپردازند. در داخل برج ميلاد نيز يك مجموعه تاكسيسرويس قرار دارد كه ميهمانان جشنواره ميتوانند از امكانات اين مجموعه نيز استفاده كنند.