|
1 |
|
2
3 |
|
4
6
8 |
|
5 |
|
7 |
|
9
14 |
|
10
11 |
|
12
13 |
|
15 |
|
16 |
|
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
تنها 2بار مفتخر شدیم !
در حالی که همگان بر این باور بودند که سینمای ایران در سال 87 با اقبالی فوقالعاده مواجه خواهد شد و امید خود را به فیلمهایی بسته بودند که پیش از این گیشهها را تضمین میکرد، اما برخلاف پیشبینیها، امسال تنها دو فیلم به باشگاه فیلمهای میلیاردی سینمای ایران راه پیدا کرد. این دو فیلم هم البته با یک فرمول کاملا قابل پیشبینی به این مهم نائل شدند و این در حالی است که منتقدان و صاحبنظران معتقدند، فروش میلیاردی برای سینمای ایران دیگر باید امری طبیعی باشد، نه اینکه با تولید فیلمهای سطح پایین و هدایت آن به سمت فروشهای میلیاردی بخواهیم برگ زرینی(!) به افتخاراتمان بیفزاییم، البته با این حال و حتی با اغماض در پذیرش این فرمول، امسال تنها دوبار مفتخر شدیم!
بهار؛ رونمایی از نخستین میلیاردر سال!
سینمای ایران در نخستین روز از سال 87 هجری خورشیدی و بعد از روزها کلنجار رفتن برای بستن جمع نوروزی اکران، فیلمهای «به همین سادگی»، «مجنون لیلی»، «زن دوم» و «دایره زنگی» را روی پرده دید و به این ترتیب بهترین وقت اکران سینمای ایران را میان این 4 فیلم تقسیم کرد تا بلکه آغاز خوبی را برای این سال رقم بزند. در این میان فیلم« به همین سادگی» که موفقیتهای زیادی را در جشنوارههای مختلف بویژه فجر 26 کسب کرده بود، توانست در 71 روز نمایش، تنها 184میلیون تومان را نصیب سینماداران کند که ناگفته پیداست، نمیتواند آمار چندان مناسبی باشد اما به نسبت فروش آثار مشابه در سالهای قبل، این فیلم خاص هم به توفیق قابل قبولی در گیشه دست یافت. «مجنون لیلی» که بدون شک از همان روز اول مشخص بود گیشه را نشانه رفته، در حالی روی پرده رفت که رقیبی جدی مثل «دایره زنگی» را در کنار خود میدید. با این حال دستپخت قاسم جعفری توانست 57 روز روی پرده دوام بیاورد و 606 میلیون تومان فروش کند. «زن دوم» هم در حالی به عنوان اکران نوروزی روی پرده رفت که اکرانش دقیقا یک روز قبل از نوروز در سینماهای کشور آغاز شد و در حالی که فیلم چندان قابل دفاعی نبود، بیش از 400 میلیون تومان فروش کرد، اما در این بین «دایره زنگی» یک پدیده بود؛ یک فیلم استاندارد و مستحکم که هم نگاه مردم را به خود جلب کرد و هم منتقدان را. این فیلم که نخستین ساخته پریسا بختآور محسوب میشود، توانست در مدت 88 روز نمایش خود یک میلیارد و 128 میلیون تومان فروش کند و در همان ابتدای سال موسس باشگاه میلیاردیهای 87 شود .
بعد از اینکه رقابت داغ این فیلمها کمی فرو نشست و این گروه روزهای رکود فروش خود را پشت سر میگذاشتند، «پابرهنه در بهشت» روی پرده رفت؛ فیلمی که آغاز ناامید کنندهای داشت و در نهایت هم با فروش 16میلیون تومانی از پردهها پایین آمد. «تلافی» به کارگردانی سعید اسدی از یازدهم اردیبهشت روی پرده رفت. او در این فیلم با دستمایه قرار دادن یک موضوع کمدی و البته کلیشهای و در کنار هم قرار دادن زوج تازه کشف شده حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی گمان میکرد بتواند به باشگاه میلیاردیها نزدیک شود، اما جز فروش 34میلیون تومانیاش در روز افتتاحیه، استقبال چشمگیری از آن نشد. همزمان با این فیلم «روزی که حسنی مرد شد» هم روی پرده رفت؛ فیلمی که هیچ سینماداری به فروش آن دل نبسته بود و فقط بهانهای بود برای پر شدن کنداکتور فیلمهای کودک و نوجوان در سال! پس از آن نیز «همخانه» و «قرنطینه» همزمان با هم روی پرده رفتند. مهرداد فرید با دومین فیلمش، سوژهای نو و جذاب را برای مردم به تصویر کشید، ولی نتوانست به آنچه میخواست دست پیدا کند، اما در مقابل، «قرنطینه» با یک فروش نسبتا مناسب رتبه هفدهم فروش سینمای 87 ایران را از آن خود کرد. در همین ایام «زنها فرشتهاند» که با تبلیغات مناسبی آمادگی یک اکران فوقالعاده را داشت، تا حدودی توانست خود را به ردههای اول فروش برساند و به این ترتیب آخرین ساخته شهرام شاهحسینی با بهرهگیری از بازیگران درجه اول سینما توانست 744میلیون تومان فروش کند.
بعد از این در حالی که بهار سینمای ایران رو به پایان بود، «انعکاس» و «تیغ زن» اکران خود را آغاز کردند. آخرین ساخته داوودنژاد بعد از مدتها توقیف در حالی روی پرده رفت که میشد حدس زد فروشش بالا خواهد بود، اما بهرغم تمامی حواشیای که برای فیلم به وجود آوردند «تیغ زن» نتوانست به فروش مناسبی دست پیدا کند، اما «انعکاس» با چیدمان ترکیب جدیدی از بازیگران تا حدودی توانست به فروش قابل قبولی در کورس رقابتی بهار دست یابد. با این حساب 12فیلم از مجموع 47 فیلم اکران شده در سال گذشته سهم نخستین فصل سال شد و چیزی که بیش از همه در این جمع بهاری خود را مینمایاند، معرفی «دایره زنگی» به عنوان پرفروشترین و «روزی که حسنی مرد شد» در جایگاه کمفروشترین فیلم این فصل بود تا دوباره ثابت شود که فیلم میتواند هم خوب باشد و هم بفروشد و البته ثابت شود مخاطبان هنوز دوست دارند بخندند!
تابستان؛ بازهم پای کمدی در میان است!
در اوایل تابستان و در حالی که همه در تکاپوی دست و پا کردن موقعیتی برای اکران تابستانه فیلم خود بودند، «حس پنهان» که در فجر گذشته مورد تقدیر واقع شده بود، روی پرده رفت و به فاصله 10 روز «ده رقمی» نیز میهمان سینماهای کشور شد. فیلم دوم چرخش 180درجهای کارگردانش را نمایانگر بود، با نمایش چهره مضحک جواد رضویان روی پردههای تبلیغاتی، فیلم تا حدودی به هدف خود رسید و توانست چیزی حدود 533 میلیون تومان به حساب سازندگانش واریز کند.
در آخرین روزهای اکران این فیلم، «دیوار» آخرین ساخته محمدعلی طالبی روی پرده رفت، اما بهرغم گروه بازیگران و موضوع جذابی که داشت، نتوانست موفقیت چندانی در گیشه کسب کند و تنها تحسین پیاپی منتقدان برایش ماند. ظاهرا حالا وقتش رسیده بود تا فیلمی که اکرانش برای چندمین بار به تاخیر افتاده بود، روی پرده بیاید؛ فیلمی که مردم از جشنواره فجر سال قبل در انتظارش بودند، «همیشه پای یک زن در میان است». این فیلم با تبلیغات فراوان که عمده آن به حضور مهران مدیری در فیلم برمیگشت، اکران شد و با همکاری بیدریغ رسانهها از نهم مردادماه روی پرده آمد و باز به لطف همین همکاریها موفق شد در طول 62 روز نمایش 892 میلیون تومان را برای گیشه سینما به ارمغان بیاورد و سومین فیلم پرفروش سال 87 لقب بگیرد. پس از این «فرزند خاک»، «پرچمهای قلعه کاوه» و «مینای شهر خاموش» به طور همزمان دور جدید اکران تابستانه را از شانزدهم مردادماه شروع کردند و در این میان «فرزند خاک» که توانسته بود برای کارگردانش نامی معتبر دست و پا کند، با 110میلیون تومان فروش در جدول اکران بالای این 3 فیلم ایستاد. در حین اکران این فیلمها، «سربلند» روی پرده رفت؛ فیلمی که سازندگان بنا داشتند با تکیه به عقبه سینمای پیش از انقلاب، فروش آن را تضمین کنند. این فیلم در مدت اکرانش به چند دلیل نقل محافل سینمایی شد؛ یکی دوبلههای اغراق آمیزش و استفاده از صدای دوبلور مرحوم فردین و دوم رنگ پردازی نمایشی آن که به قول سازندگانش در سینمای ایران بی نظیر بود، با تمام این اوصاف «سربلند» نتوانست در میان فیلمهای دیگر سر بلند کند و با فروشی حدود 60 میلیون تومان سرمایه تهیهکنندگان را هم نتوانست بازگرداند. «ریسمان باز» نهمین فیلم اکران تابستانه سینمای ایران بود که بهرغم کیفیت ساخت بالا و بکر بودن ایده نتوانست موفقیت چندانی در جذب مخاطب به دست آورد. این فیلم، دومین ساخته «مهرشاد کارخانی» بود که زودتر از اولی به نمایش در آمد و توانست با فروش 610 هزار تومانی اکران خودش را آغاز کند و در نهایت سی وچهارمین فیلم پرفروش ایران لقب بگیرد. «حقیقت گمشده» هم دقیقا همزمان با همین فیلم روی پرده رفت و در حالی که «حمید فرخ نژاد» یکی از معدود حضورهایش روی پرده را رقم زد، آنطور که باید دیده نشد. پس از این «خاک سرد» ساخته «رضا سبحانی» در حالی روی پرده رفت که هنوز اکران بسیاری از فیلمهای پیشین ادامه داشت. این فیلم در مدت اکرانش فقط توانست چیزی نزدیک به 19میلیون تومان فروش کند و همین امر باعث شد تا سازندگان، بیشتر به حضور فیلم در جشنوارههای مختلف دل ببندند تا دیده شدن روی پرده سینما. اما «روز برمیآید» فیلم پر حرف و حدیث «بیژن میرباقری» که هنوز هم در فرمت سینمایی یا تلویزیونی آن اختلاف نظر هست هم در این فصل روی پرده رفت؛ زمانی که با آغاز ماه مبارک رمضان و بالطبع رکود فروش فیلمها همزمان شد. با تمام این تفاسیر در حالی فصل اکران تابستانه سینمای ایران تمام شد که «همیشه پای یک زن در میان است» موفق شد بیشترین فروش را از آن خود کند و در مقابلش «پرچمهای قلعه کاوه» که از معدود فیلمهای تاریخی امسال بود با فروش بسیار کم نشان داد که همچنان کمدی، سکاندار سینمای ایران است .
پاییز؛ آواز دلچسب گیشه!
نخستین فیلم اکران شده در این فصل و البته نخستین نمایش سینمایی ایران در ماه مبارک رمضان با «دعوت»، متفاوتترین فیلم «ابراهیم حاتمیکیا» بود که البته توانست به دور از معادلات از پیش تعیین شده فروش خود را به مرز یک میلیارد تومان نزدیک کند. این فیلم با 119روز نمایش بیشترین روزهای اکران امسال را در اختیار داشت. در کنار این، فیلم موزیکال «نسکافه داغ داغ» هم روی پرده رفت و همانطور که انتظار میرفت در رقابت با این فیلم از عرصه فروش بازماند. به این ترتیب سینمای ایران میرفت که دومین اکران ویژه خود را در سال87، رونمایی کند و در این میان فیلمهای «کنعان»، «آواز گنجشکها» و «سه زن» به عنوان 3 فیلم ویژه اکران عید فطر روی پرده رفتند و در حالی که چشم سینماگران به دست سازندگان فیلم مجیدی بود، فیلمها به همان ترتیب فوق فروش کردند و از پرده سینماها پایین آمدند. در همین ایام و در حالی که هنوز این 3 فیلم روی پرده بودند «محیا» ساخته «اکبر خواجویی» که اتفاقا با استقبال منتقدان هم رو به رو شده بود، روی پرده رفت و توانست در 96 روز 152میلیون تومان فروش کند. اما درست در نخستین روز آبان ماه سال جاری، «خواب زمستانی» ساخته «سیامک شایقی» روی پرده رفت و بهرغم وجوه مثبت فیلم از جمله بازی زیبای «فاطمه معتمد آریا» به مدت 38 روز میهمان سینماها شد و توانست در این مدت، فروش نه چندان خوب 33میلیونی را کسب کند.
در بیست و نهمین روز از همین ماه هم «دلداده» با بازی «جواد رضویان» که یکی از پرکارترین بازیگران امسال بود روی پرده رفت و توانست به فروش خوبی هم دست پیدا کند، البته نه فروشی که «چارچنگولی» در اکران همزمان با این فیلمها بهدست آورد. آخرین ساخته «سعید سهیلی» در حالی اکران خود را از 29 آبان شروع کرد که هنوز و در آخرین روزهای سال به طور نه چندان رسمی روی پرده است و به سیر صعودی فروش خود ادامه میدهد. این فیلم تا روز 18اسفندماه توانسته یک میلیارد و 33میلیون تومان فقط در تهران فروش کند، این آمار دقیقا مهر تأییدی است بر ادعای کارگردانش که واقعا ثابت کرد، میتواند فیلم گیشهای بسازد. «چارچنگولی» امسال توانست دومین فیلم میلیاردی سینمای ایران لقب بگیرد. حالا دیگر میشد پیش بینی کرد که دیگر تا پایان سال هیچ فیلمی نمیتواند به میزان فروش میلیاردی «چارچنگولی» دست پیدا کند، اما در عین حال فیلم سینمایی «آتش سبز» در کنار «خواستگار محترم» روی پرده سینماها رفتند و همانطور که انتظار میرفت به هیچ وجه نتوانستند اقبال تجاری را برای سازندگانشان به ارمغان بیاورند. «آتش سبز» که در جشنواره اثری تحسین شده به نظر میرسید در میان جدول فروش امسال رتبه 36 را از میان 47 فیلم به دست آورد. دقیقا یک هفته بعد از این، «دل شکسته» روی پرده رفت و شاید بشود گفت، در موقعیت اکرانی که داشت، توانست فروش قابل قبولی را کسب کند. این فیلم در مدت 34 روز نمایش محدود، 131میلیون تومان فروش کرد. آخرین فیلم اکران پاییزی امسال «احضارشدگان» آرش معیریان بود، فیلمی که به زعم منتقدان حتی به صحنههای جدی آن هم میشد خندید! این فیلم با بازی «شهرام حقیقت دوست» و «مهدی سلوکی» از 20 آذر ماه روی پرده رفت و تا 47روز بعد از این اکرانش ادامه داشت، اما نتوانست فروشی بیش از 55میلیون تومان کسب کند. با پایان یافتن سومین فصل از سال 87، پرونده پاییزی سینمای ایران هم بسته شد و در این فصل «دعوت» توانست بر قله فروش پاییز بنشیند و در این بین «آتش سبز» قعر نشین فاتحان گیشه شد تا این بار متفاوت بودن فیلمی مثل «دعوت» بر کیفیت فیلمی چون «آواز گنجشک ها» بچربد...
زمستان؛ فصل تاریخ گذشتهها!
آغازگر اکران فصل زمستان سینماهای ایران «سهم گمشده» اثر «حسن نجفی» بود. این فیلم از 11 دی ماه در حالی روی پرده رفت که میشد فهمید جای امیدی برای فروش آن نباید قائل بود و بر همین اساس در حالی از پردهها پایین آمد که لقب دومین فیلم کمفروش سال را به خود گرفت به طوری که در مدت 24 روز نمایش تنها 2 میلیون و 300 هزار تومان فروخت. در همین ماه و در بیست و پنجمین روز از دی ماه نیز 3 فیلم همزمان با هم روی پرده رفتند که «مخمصه» و «پاپیتال» دو فیلم از اینها بودند که وجه مشترک هر دویشان حضور متفاوت «مسعود رایگان» در آن بود، «ایستگاه بهشت» هم فیلم دیگر این جمع 3فیلمه بود که بعد از 46 روز نمایش از پرده سینماها پایین آمد. اما از گروه فیلمهای اکرانی در زمستان «شبی در تهران»، «ستاره میشود»، «گناه من»، «کتونی سفید»، «سوگند» و «قند تلخ» هنوز روی پرده هستند. در این میان همچنان فیلم سینمایی «شبی در تهران» که پیش از این «مصاحبه» نام داشت با چیزی حدود 90میلیون تومان در صدر فروش قرار دارد، این فیلم سال گذشته ساخته شده و امسال بدون هیچ اطلاع قبلی و تبلیغات محیطی روی پرده رفت و فروشی که برایش تا به الان رقم خورده نشان داده که هنوز هم وجه کیفیتی کار چندان برای مخاطبان عامه سینما مهم نیست. در کنار این فیلم، «ستاره میشود» که ظاهرا اثر خوش ساختی مینماید، هنوز نتوانسته به موفقیت تجاری دست پیدا کند. این فیلم که یک قسمت از سهگانه «فریدون جیرانی» است بعد از گذشت 3سال از ساختش روی پرده میرود و شاید به همین خاطر هم فیلمی تاریخ مصرف گذشته قلمداد شده و استقبالی از آن نمیشود. اما «گناه من» که نخستین ساخته «مهرشاد کارخانی» است دومین حضور او را در جدول اکران 87 رقم زده و با فروشی نزدیک به دو برابر «کتونی سفید» رده سوم فروش فیلمهای روی پرده را از آن خود کرده است. این فیلم که نامی چون «جهانگیر کوثری» را در پس عنوان تهیه کنندهاش دارد، داستان معلمی دلسوز است که برای سر و سامان دادن ورزش یک مدرسه قدیمی به جنوب کشور اعزام میشود. اما «سوگند» جدیدترین ساخته کارگردان کارکشته سینمای ایران در حالی روی پرده رفته که در زیر نام «شاپور قریب» به عنوان کارگردان، تشکر ویژهای از «آرش معیریان» شده است. «سوگند» بعد از فیلمهای موفقی که قریب در ژانر کودک و نوجوان ساخته است، شاید یک عقبگرد اساسی محسوب شود. این فیلم بعد از 17 روز نمایش تنها 10میلیون تومان را به حساب سازندگانش واریز کرده است. اما «قند تلخ» آخرین فیلم اکران شده در سال 87 که هم اکنون با فروش یک میلیون و 800 هزار تومانی در آخرین رده فروش قرار دارد، در خوشبینانهترین حالت فقط خواهد توانست جای خود را با «سهم گمشده» عوض کند.
و در آخر...
به این ترتیب پرونده اکران فیلمهای سینمای ایران با مجموع فروش چیزی حدود 11میلیارد تومان در حالی بسته شد که شاید نحوه نمایش فیلمها در این سال بیشترین اعتراضها را از جانب تهیه کنندگان در پی داشت. جز این چیزی که بیش از این نمایانگر بود چرخشهای بعضا اساسی کارگردانان فیلمهای مختلف بود، از فیلمی مثل «دعوت» گرفته تا «چارچنگولی» که هر دو کارگردان، از سینمای دفاع مقدس، رو به گونهای دیگر آوردهاند. در حال حاضر آنچه بیشتر مد نظر است انتظار برای جدولبندی اکران سال پیش روست، بویژه زمانبندی اکران نوروزی88 که تاکنون حضور فیلمهایی چون «سوپر استار»، «وقتی همه خوابیم» و «بیست» قطعی شده و پخش کنندگان، رایزنیها را برای نمایش فیلمهای «حریم»، «اخراجیها2» و «درباره الی...» شروع کردهاند تا بلکه در سال88، یکی از اینها باشگاه میلیاردیها را آغاز کند؛ باشگاهی که امید میرود بیش از 2 فیلم را در خود جای دهد!
نگاه
نگاهی به «کتونی سفید» ساخته ابراهیم معیری
سردرگم میان
مخاطب نوجوان و بزرگسال
در بسیاری از فیلمهای سینمایی ورود یک آدم ناشناس و تاثیری که در آن محدوده میگذارد، محور داستان قرار گرفته است. در «کتونی سفید» هم داستان به ورود یک معلم به مدرسهای قدیمی در بوشهر برمیگردد که ورود او و عملکردش موجب ناراحتی و اختلال در کار قاچاقچیان میشود تا جایی که او را گروگان میگیرند و بر اثر حادثهای حافظهاش را از دست میدهد و ادامه ماجرا...
کتونی سفید شروع خوبی دارد. معلم (حسین یاری) با ورودش به مدرسه سعی میکند امید تازهای در بچهها ایجاد کند، روزها با آنها تمرین میکند تا برای شرکت در مسابقه فوتبال آماده شوند و بعدازظهرها هم با کودکان محله بازی و به نوعی آنها را سرگرم میکند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه او متوجه میشود یکی از شاگردانش با عدهای از قاچاقچیان منطقه همکاری میکند. او برای رهایی و هدایت شاگردش با قاچاقچیها درگیر میشود و آنها هم او را میدزدند. قاچاقچیان او را به جای دورافتادهای میبرند. او از دست آنها فرار میکند اما در درگیری با یکی از آنها سرش به سنگی میخورد و دچار فراموشی میشود. از نقطه اوج داستان که قرار است پایان فیلم باشد، به سادگی عبور میشود. از اینجا فیلم دچار افت محسوسی شده و تماشاگر را پس میزند. از اینجای کار با یک فیلم هندی روبهرو هستیم؛ یعنی تلاش آدمها برای یافتن دوباره حافظه معلم. دختری(باران کوثری) که در همسایگی آنهاست بی خودی! وارد ماجرا میشود و در پی یافتن حافظه معلم تلاشهای زیادی انجام میدهد. البته سرانجام این کار به خیر وخوشی تمام میشود. معلم در ورزشگاه به طور ناگهانی حافظهاش را مییابد، تیم او برنده مسابقه میشود و او با دختر همسایه ازدواج میکند!
در کل فیلم، کاراکترها به خوبی به تماشاگر معرفی نمیشوند و ما پسزمینهای از آنها نداریم. شخصیتها یکی پس از دیگری وارد قصه شده و رها میشوند و ارتباط آنها هم با یکدیگر گنگ و نامشخص است. ارتباط شخصیتهای اصلی یعنی معلم و دختر همسایه هم در یک اتفاق مضحک شکل میگیرد و زندگی این دو، جوری به هم گره میخورد که برای تماشاگر قابل باور نیست. هر دو معلم هستند اما یکی معلم ورزش مدرسه و دیگری مربی یک آسایشگاه کودکان معلول اما اینها دلیل قانعکننده و کافیای نمیتواند برای ارتباط صمیمانه آنها باشد. دختر بدون اینکه قرابتی با معلم داشته باشد، به دنبال بهدست آوردن حافظه اوست و تلاشهای زیادی هم میکند اما این کوششها قدری غیرمنطقی است و این سوژه هم دیگر نخنما شده است. فیلم با بروز یک معجزه به پایان میرسد؛ معلم ناگهان وسط بازی، حافظهاش را به دست آورده و با هدایت تیم، پیروزی را برای بچهها به ارمغان میآورد. دختر هم با حضورش قرار است جنبههای عاطفی کار را پوشش بدهد ولی تلاشهای او تاثیر چندانی روی بازیابی حافظه معلم ندارد ولی تلاشش منجر به ازدواج او با معلم میشود! فراموشی معلم هیچ کارکردی در داستان ندارد. شاید کارگردان سعی داشته بازگشت دوباره حافظه معلم را زمینهساز صحنه مهیج آخر فیلم کند اما اتفاق خاصی در این سکانس نمیافتد و فیلم بدون هیچ اتفاق و دریافت تازهای به پایان میرسد. داستان میتوانست با درگیری او با قاچاقچیان و فرارش از دست آنها تمام شود یا سکانس پایانی و بازیابی حافظه معلم در جایی غیر از ورزشگاه صورت بگیرد که بتواند به روند داستان کمک کند اما اینگونه نشد. در این میان علاقه معلم به دختری جوان و توطئهای که مخالفان این تازهوارد برای او تدارک میبینند، میتوانست اندکی تعلیق به میانه فیلم وارد میکند اما کتونیسفید در بیان این تعلیق هم موفق نیست و این موضوعات به جنبههایی تبدیل شدهاند که اتفاقاً موجب عدم ارتباط مخاطب با قصه اصلی شده است. حتی بازی حسین یاری و باران کوثری هم نتوانسته بر جذابیت قصه بیفزاید و بازی این دو هم در این فیلم در کنار بازیگران بومی منطقه تنها به خاطر بهره بردن از عنوان ترکیب بازیگران حرفهای و بومی است، نه چیز دیگر. البته ریتم تند این فیلم و استفاده از نماهای بسیار زیبا از منطقه جنوب کشور، تصاویر بصری زیبایی پیش روی بیننده قرار میدهد، اما در کل کتونی سفید فیلمی نیست که بتواند در جذب مخاطب چه بزرگسال و چه نوجوان، موفق عمل کند زیرا سوژه تکراری فیلم و استفاده از المانهای قدیمی، این فیلم را به اثری تکراری در حوزه سینمای کودک و نوجوان تبدیل کرده است.
به طور کلی این فیلم نه در ژانر کودک و نوجوان و نه در گونه سینمایی بزرگسال اثر قابل توجهی نیست زیرا قرار بوده این فیلم مخاطب گروه سنی کودک بویژه نوجوان را هدف قرار دهد اما داستان تبدیل به عشق معلم به دختر همسایه میشود که برگرفته از سینمای هند است، یعنی در اینجا نوجوانان تبدیل به ابزاری شدهاند که معلم را به آن دختر پیوند بزنند. پس کتونی سفید را نمیتوان در ژانر کودک و نوجوان تلقی کرد. این فیلم برای مخاطب بزرگسال هم نیست، زیرا او نمیتواند به راحتی ارتباط میان قهرمانان قصه را بپذیرد و بسیاری از اتفاقات قصه برای او باورپذیر نیست.
برچیده شدن تفکر پیت حلبی!
طبق بررسیهای انجام شده بر مبنای دلایل رشد و افزایش فروش فیلمها در شهرستانها، حدود 80 درصد مخاطبان سینما ترجیح میدهند فیلمها را در سالن جدید ببینند. توجه به فضای نمایش که از آن به عنوان سالن نمایش فیلم و سینما نام برده میشود، توجه به حلقه مفقودهای در چرخه عرضه و تقاضا در هنر – صنعت سینماست که در سه سال اخیر به آن توجه شده و این افزایش چشمگیر فروش در شهرستانها و اتفاقا در سینماهایی که مورد بازسازی اساسی موسسه سینماشهر معاونت سینمایی قرار گرفتهاند از جمله کاشتهای سه سالهای است که در سال 87 به برداشت نخست رسیده و به طور حتم در سال 88 با سرعت بیشتری رو به افزایش خواهد بود؛ سینمایی که به ایجاد محیطی امن برای خانوادهها میاندیشد، عملی کردن این رویکرد را فقط مختص به تولید فیلم خوب نمیبیند و قطعا به محیطی که اثر با مخاطب خود رودررو میشود نیز میاندیشد. چون یک اثر هر قدر هم به لحاظ محتوایی، فنی و هنری ارزشمند باشد، اگر با تصویری نامطلوب، صدایی نامفهوم و مکانی آزاردهنده برای تماشا عجین شود کاری از پیش نخواهد برد و در ارتباط با تماشاگر عقیم خواهد ماند. نگاهی به آمار فروش سینماهایی که در سطح کشور مورد بازسازی و نوسازی قرار گرفتهاند و مقایسه آن با فروش همان سینما در سالهای قبل گاه تا بیش از 10 برابر رشد فروش را نشان میدهد؛ نتیجهای طبیعی و البته خط بطلان بر ذهنیتی قدیمی در برخی صاحبان سینما که معتقد بودند فروش یک فیلم و تعداد مخاطب آن فقط و فقط به فیلم بستگی دارد و اگر فیلم خوب باشد، مردم روی پیت حلبی هم فیلم را تماشا میکنند! تفکری که امروز و با مشخص شدن تأثیر بازسازی سینما بر فروش فیلم دیگر خریداری ندارد و با مشاهده افزایش ناگهانی تعداد متقاضیان بازسازی سینمای خود در شهرها و استانهای مختلف، جایی برای تردید در تاثیرات آن باقی نمانده است.
از سویی باید به این نکته توجه داشت که بازسازی یک سینما فقط مختص به تعویض صندلیها نبوده است. همانگونه که مجید مسچی، مدیرعامل مؤسسه سینما شهر میگوید، یا سینمایی بازسازی نمیشود یا اگر شد باید این بازسازی اساسی و به طور کامل باشد، چرا که اگر صندلی خوب هم مهیا باشد و صدای فیلم به گوش نرسد یا بوفه مدرن و مجهز داشته باشد و گیشه آن تغییر مطلوبی نداشته باشد یا نمازخانه و کتابخانه برای سینما ایجاد شده و بازسازی شده باشد و سالن دارای پرده کوچک، نامناسب و... باشد و بالعکس، هیچیک از اقدامات انجام شده به نتیجه مطلوب دست نمییابد و صرفا در حد رفع تکلیف باقی میماند که نه برای تماشاگر جذابیتی دارد و نه امتیازی برای سینمای کشور در رسیدن به رونق اقتصادی مکمل شکوفایی فرهنگی است. به همین دلیل است که متخصصان امر معتقدند، برای عمل به این رویکرد نباید بر وجود فضاهایی که جذابیتی در مخاطب ایجاد نمیکنند اصرار کنیم. افزایش چشمگیر فروش در سینماهای بازسازی شده در شهرستانها در کنار هویدا شدن ثمرات این اقدامات پیام دیگری را نیز در خود دارد. توجه یکسان به سینماهای تمام کشور و نه فقط پایتخت، عمل به رویکرد عدالتمحوری در حوزه فرهنگ و هنر است، چون پیشتر، اگر هم قرار بود به سینمایی توجه خاصی صورت گیرد و احیانا به بازسازی برخی از قسمتهای آن منجر شود، مطمئنا فقط یکی از سینماهای تهران بود که در این چرخه قرار میگرفت و باز هم پیرو تفکری اشتباه به مخاطب و فروش دیگر سینماهای کشور بویژه در شهرهای کوچک توجه نمیکرد و حتی به کلی منکر عایدی سینمای کشور از آن میشد.
توجه یکسان به سالنهای سینما در تمام نقاط کشور و حتی توجه بیشتر به بازسازی سینماها در شهرها و استانهای محروم کشور از جمله اقداماتی است که در این دوره توسط مدیریت سینمایی کشور و با برنامهریزی و توجه و تلاش مؤسسه سینما شهر بهعنوان یکی از اصول تداوم یافته در امر نوسازی و بازسازی و افزایش سالن وجود داشته است. مخاطب و تماشاگری که همواره از آن به عنوان سرمایه اصلی سینمای ایران یاد میشود، اکنون به درجهای از آگاهی رسیده است که از یک فیلم فقط بعد سرگرمکنندگی صرف و سپردن نگاه خود به رفت و آمد ستارهها آن هم با صدا، تصویر و کلمات نامفهوم، گنگ و مخدوش روی پرده نخنما شده را نمیپذیرد. خانوادهای که اکنون برای تماشای یک فیلم به تعبیری یک سفر درونشهری را آغاز میکند، در ازای مبلغی که پرداخت میکند خواهان توجه و احترام است و وقتی از ابتدا تا انتهای تماشای فیلم، از ورودی سینما تا سر در، گیشه و سالن انتظار گرفته تا وضعیت سالن نمایش، صندلیها، فواصل آن، پرده، صدا و تصویر مناسب در کنار دیگر امکانات رفاهی مواجه میشود، دیگر حس بیهودگی و سرخوردگی از رفتن به سینما ندارد و حضور آن روز او در محلی که به واقع تکریمش میکند سرآغاز حضور مستمر او خواهد بود؛ چنانکه سینمای ایران در سال 87 شاهد آن بود.